پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 1 - صفحه 83 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1371 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حمید محمدزاده گفته:
    مدت عضویت: 1425 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز

    اول برم سر الگوهایی ک تو زندگیم زیاد تکرار میشن

    یکی اینکه فرزندم بسیار اذیت میکنه همسرم و و وقتی ک جایی میریم انقد شلوغ میکنه ک پشیمون میشیم از خونه کسی رفتن و واقعا دیگه ی جورایی همسرم و بشدت کلافه کرده ک البته بگم ی چند وقتی هست خودم فهمیدم ک تموم تمرکزمون روی همون رفتارهاییه ک دوس نداریم انجام بده

    مورد بعدی ک تقریبا هر سال برا من اتفاق میوفتت بلااستثنا سوراخ شدن آبگرمکن خونس آقا ما هر خونه ای ک مستاجر بودیم امکان نداشت این سوراخ نشه و بااینکه خدارو شکر ی سال بصورت معجزه خونه خودمم ولی بازم آبگرمکنن همون مشکل براش پیش اومد

    مورد بعدی هم ک بگم اینکه من از اول زندگیم هر سال وام داشتم و هرسالم هی میگفتم دیگه این وام اخر ولی بازم ی شرایطی پیش میومد ک باز قسط داشتم و دارم و این عجیبه

    مورد بعدی ک بگم هرسال ی وسیله ی خاص از موتور من میشکنه اصن امکان ندارع تو ی سال بیاد و رد بشه و اون ب شکلهای عجیب نشکنه

    مورد بعدی اینکه بااینکه زود بیدار میشم برا رفتن ب سر کار اخرشم امکان ندارع نیم ساعت دیر تر نرم سر کار بااینکه مهم نیس ساعت چند برم زیاد ولی خودم دوس دارم راس ساعت برم و نمیشه اصن

    و در رابطه با احساس ها هم میتونم بگم وقتی در رابطه بای موضوع خاص دارم با طرف مقابلم حرف میزنم مثلا اون بهر دلیلی حرفم و قطع میکنه و یچیز بی ربطی میگه بسیار بهم. میریزم ودیگه دوس ندارم ادامه بدم

    یا وقتی پسرم کارهایی ک خلاف میلم هست و انجام میده بشدت عصبانی میشم

    یا مثلا تو ی موضوعی دگه من برا طرف ی ساعت وقت میزارم و انرژی مینویسم در هر رابطه ای ولی اون وقتی میخونه نهایت دو خط مینویسه و من بشدت بهم میریزم

    وقتی ک عیب و نقص هامو میگن بهم بااینکه خیلی بهتر شدم ولی بازم بهم میریزه منو

    و یجورایی دوس دارم همه فکر کنن من ادم خوبه ی داستانم متاسفانه

    وقتی عشق ومحبت میورزم ب کسی دوس دارم اونم همون قدی ک من بها دادم اونم همون قد بها بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    زهراابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 2556 روز

    سلام به استاد عزیز و نازنینم که هر لحظه تو سایت میام یا توی گالری گوشیم چهره ماهتون رو میبینم میگم عاشقتونم با تمام وجودم و سپاسگزارم برای وجود چنین استادی در زندگیم واقعا میگم تضادهای به ظاهر وحشتناکی اومد توی زندگیم که اگه با یقین میگم اگه این مسیر شما و حرفها و اموزهای رایگان شما نبود در کنار من،هزار بار تا حالا مرده بودم و دس به هر کار مسخره ای و گناهی میزدم واقعا خداروشکر برا وجود پرمهرتون و دلم میخواد پا به پای شما این مسیرو بیام و مث شما بدرخشم در دنیا وآخرت ان شالله خداوند خودش منو یاری کند.

    بریم سراغ سوالتون استاد عزیزم که دقیقا با تضاد این روزهای منه

    سوال اینکه:چه شرایط و اتفاقاتی در زندگی شما،شدیدترین احساسات را در شما برانگیخته میکند؟

    جواب من :الگوی تکرار شونده اولی که چندین ساله همراه منه به شیوه های مختلف در زندگی عاطفی من. تو روابط بین منو همسرم هنوز که هنوزه بعد از 14 سال رابطه همسری برای من تکرار میشود که همسرم توی فضای مجازی دوست میگیره طوری که وابسته میشه عاشق میسه به قول خودش و من به شدت در این سالها از این کارش ناراحت و غصه میخورم و اشک میریزم که چرا محبتشو میبره جای دیگه یا اینکه چرا بهش میگه دوست دارم چن موارد بود که میگفت میخواد باهاش ازدواج کنم اینم بگم همسر من مرد پاکی هست ولی اینها همش از ذهن من هست میدونم ولی طوری این مدت شد که من هم از لج اون وارد روابطی شدم که وحشتناک دچار روحیه بد شدم و به خودم لطمه زدم به نفس خودم و توبه کردم واحساس گناه و خدا خودش به لطف آموزه های شما و چیزهایی که از فایلهای رایگان شما یاد گرفتم باورهای توحیدی شما تونستم خودمو آروم کنم و ببخشم خودمو و لز خدا طلب امرزش بخوام و واقعا خدا ابروی منو خرید و بعد از اون روابطی که داشتم از جنس مخالف دوباره هر شیطان منو میبرد تو رابطه ای که اون کار قبلی برام تکرار بشه فورا گفتم زهرا تو داری چیکار میکنی با شخصیت خودت تو وجودت چیزی هست که این مدت برات داره اتفاقا تکرار میشن منی که همیشه به پاکی و درستی خودم ایمان صدرصد داشتم و خداروشکر با خودمو بستم و میبندم این روزها به فایلهای شما که اون مسیرو نرم از سر لج بازی که همسرم توجهش رفته جای دیگه یا محبتی به من نمیکنه من بیام رو خودم کار کنم خدا منو هدایت میکنه به قول شما گفته ای که از حضرت موسی گفتید من این روزها دارم این رو با خودم تکرار میکنم که واقعا کم اوردم گفتم و میگم خدایا من تسلییییییمم هر خیری که از جانب تو به من برسه سخت سخت محتاج و نیاز مندم

    و ادامه الگوی تکرار شونده رفتار همسرم اینکه بعد از جریان من اون گفت وقتی تو این کارو کردی من کلا ازت زده شدم به قول خودش فرار از کار من باعث شده بره دوباره تو رابطه مجازی دوباره که بشدت وابسته و عاشق بشه اونم خنده داره کسی که هم سن مادر منه و مطلقه هست و بچه داره 18 سال از من بزرگتره به قول خودش زُلیخا پیدا کرده

    ولی من این روزا کلا رهاش کردم و دارم سهی میکنم فقط رو باورهام کار کنم و احساس ناراحتیمو بزارم کنار دوتا فایل رایگان روابط شما روه گوش میدم و دارم عمل میکنم .

    و الگوی تکرار شونده در مورد کارم هست

    من چون هنوز علاقه شخصیمو پیدا نکردم

    طبق کار کردن دست و پا شکسته رو باورهام وارد کسب کار میشم یه مدت درامدم رو افزایش میدم دوباره سقوط میکنم به خونه اول

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    کبری محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2176 روز

    باسلام

    من همیشه احساس تردگی شدگی دارم ویه خورده که فک کردم میبینم من یه حس درونی دارم وخودم متوجه نیستم، من کافی نیستم این کافی نیستم به ذهنم امد.

    من همیشه خودم رابادیگران خصوصاصاحب کارم مقایسه میکنم وهمیشه بعدازمقایسه به خودم میگم، تونبایداین کاررابکنی خیلی خیلی سعی میکنم ولی بازذهنم به کارخودش ادامه میده ومقایسه میکنه.

    خیلی به نجس وتمیزی حساسم وهمیشه به خودم میگم تواگه بری خونه خودت یعنی ازدواج کنم ودرخانه مجزابرای خودم باشه (وسواسی خرج نمیدی) واگاهانه میگم، دخترربطی نداره به رفتن به خونه خودت توبایداینجاباخودت به صلح برسی ولی بازدرادامه کارخودم رامیکنم.

    بعدازمهاجرتم، بارهاکارپیدامیکنم وبه یک ماه نرسیده کارم راازدست میدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محدثه گفته:
    مدت عضویت: 1984 روز

    سلام استادعزیز ومریم جون

    من وقتی همکارم میاد سوتی که تو کارم دادم بهم میگه یامثلا به قول خودش نصیحت میکنه

    من خیلی خیلی عصبی میشم کل ذهنم درگیرش میشه

    میدونی چون احساس میکنم خوشحال میشه ازاین کار

    اصلا هرکلمه ای که میگه با معنی هستش منظور داره

    حس خوبی بهش ندارم

    همسرم هم وقتی اشتباهم رو بد میگه بهم من مقاومت میکنم ولی میتونم حسم‌رو کنترل کنم اما برای همکارم نه

    میگم این دفه اونم سوتی داد منم میرم نصیحتش میکنم

    اخلاقم طوریه که اگه‌کسی اشتباهم رو بالحن بد بگه من بدتر مقاومت میکنم ومیگم کارم درسته تو اشتباه فکر میکنی مشکل‌تو هستی

    2-اگه حرفی بزنم که نباید میزدم به هردلیلی خیلی ناراحت میشم وحسم بد میشه

    3-کارم رو که اشتباه انجام بدم حسم بد میشه

    4-توی کارم پیشرفت نکرده باشم حسم بد میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    جواد طریقت گفته:
    مدت عضویت: 2383 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته و همه ی دوستان هم فرکانسی امیدوارم هرجا هستین حال واحساستون عالی باشه پاسخ و تجربه ی زندگی من به این سوال (چه اتفاقاتی باعث برانگیخته شدن شدید ترین احساسات در من میشه) ؟

    اصلا فک نمیکردم اینقد زیاد باشه امارم ولی الان که دارم با دقت فک میکنم رو این موضوع میبینم که این موارد خیلی زیاد هستن تا جایی که یادم بیاد مینویسم

    من وقتی نادیده گرفته بشم خیلی حالم بد میشه و احساساتم درگیر میشه

    وقتی کسی بهم بی احترامی کنه یا بهم دروغ بگه خیلی حالم بد میشه

    وقتی کسی از نزدیکان و کسانی که دوستشون دارم دچار مشکل بشه خیلی احساساتم درگیر و حالم خراب میشه

    وقتی کسی به فردی ضعیف تر از خودش زور بگه احساسم به هم میریزه و حتی تجربه داشتم که یه نفر به یکی از دوستام زور گفت و بی احترامی کرد و من پریدم وسط و خلاصه کمی کتک هم خوردم

    وقتی کسی بهم زور بگه احساس ترس میکنم و حالم بد میشه

    وقتی کسی بهم خیانت کنه احساسم به هم میریزه و حالم بد میشه

    وقتی که دوستام جایی برن و به من نگن احساس بی ارزش بودن میکنم و حالم بد میشه

    وقتی که برا کسی کاری انجام بدم و اون خیلی بی اهمیتی بکنه و به من توجه و تشکر نکنه احساسم بد میشه

    وقتی که میخوام با جنس مخالفم ارتباط برقرار کنم و صحبت کنم احساسم به هم میریزه درواقع احساس ترس میکنم این موضوع درباره ی افراد هم جنس کسانی که جایگاه اجتمائی بالاتری نسبت به من دارن هم صدق

    میکنه وقتی با کسی که از من جایگاه اجتمائی (چه از نظر مالی چه از نظر ارتباطی )بالاتری داره برخورد میکنم احساس ضعف میکنم و حالم بد میشه

    این تجربیات من بود که قطعا تجربیات دیگه ای هم بوده که الان یادم نمیاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    ارشیا گفته:
    مدت عضویت: 2398 روز

    سلام استاد عزیزم و هزار سلاممم!

    خب بی تارف بذار همه چیزو در بیاریم بذاریم روی میز.

    خب اول از اینکه اینجا یک مسئله تکرار شونده که بوده ارتباطاتی بود وه دقیقا تا به یک نقطه اوجی میرسید، اونم با جنس مخالف زودی همه چی درهم میشد و دوباره کلی سعی میکردم‌که بیارمش به این حد.

    دوم اینکه واقعا احساسی مثل احساس قربانی شدن با یادآوری یکسری تضاد ها گاهی بودن

    سومین مسئله این‌بود که هبرار یکی از دوست های دختر رو میدیدم انگار یه حسی اول خوشحالم میکرد ولی بعدا کلی مدت با فکرای که واقعا ناشی از احساس عدم لیاقت بود کامل بهم‌میریخت منو،خب شاید این دوست من خیلی دختر باحالی بود از نظر اینکه یکسری ویژگی هایی داشت که خیلی خواص بود برام، البته یک الگو دیگه هم‌در این مورد احساسی بود که بعدا در قالب حسادت خودشو نشون داد کهوالبته شعی کردم‌با تنسنی کردم‌بهترش کنم‌و شد اما هنوزم کارداره.

    مسئله دیگه زمانی هست که کسی شاید تقصیری رو گردن من بندازه و یا غر بزنه که حتما مجبوریم‌که بیام‌ایتجا، و امروز فلان کار رو کنیم و خلاصه عیب بگیره، و در این صورت بازهم کنترل ذهن‌آسون نیست برام‌بلکه سختم هست.

    استاد عزیز این نکات چیزهایی بود که به ذهنم‌اومد،خیلی دوست دارم‌که دوره کشف قوانین رو بخرم که درحال آپدیت هم‌هست اما باخودم شرط کردم‌که بیام‌و این فایل رو تمرینشو انجام‌بدم‌و بعد اجازه بدم‌که دوره رو خریداری کنم که فقط دوره جمع کن نباشم، بلکه عمل کننده و ساتفاده کننده فعال باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فاطمه برهانی گفته:
    مدت عضویت: 1326 روز

    سلام به استاد قشنگم و مریم جون نازنین و بچه های سایت

    امدم به جواب سوالتون پاسخ بدم تا به شناخت بهتری از خودم برسم

    چه اتفاقاتی احساسات شدیدی از شما برانگیخته میکنه؟

    من مواقعی که طرف رفتاری از خودش نشون بده که بهم این حسو منتقل کنه که داره ازم سواستفاده میکنه خیلی عصبی میشم در حدی که میخام بزنم دهن طرفو سرویس کنم

    یا اینکه وقتایی که لحن صدای کسی بلند میشه و داد و هوار میزنه حتی گاهی اون فرد داره شوخی میکنه و اصلا جدی نیست خیلی عصبیم میکنه میخام برم بزنم اون طرفو بکشمیا اینکه وقتی میبینم یکی از سر یکی دیگه زور میگه و داد میزنه سرش خیلی عصبیم میکنه

    وقتی یکی بهم دروغ میگه خیلی خیلی ناراحت میشم یا اگه بفهمم طرف بهم خیانت کرده خیلی ناراحتم میکنه و یه جورایی درونی بهم میریزم

    یا اگه کسی بهم بی احترامی کنه این منو یه جور غیر عادی ناراحتم میکنه و روی این موضوع خیلی حساسم

    و یه جورایی وقتی یکی تن صداشو زییاد میکنه حس میکنم داره بی احترامی میکنه .

    یا متنفرم از اینکه کسی منو مجبور بکنه به کاری دوست ندارم انجام بدم اون موقع لجم میگیره و برام هیچی مهم نیست

    یا اینکه وقتی یه مسئله ای برام رخ میده سعی میکنم از زیر حل کردن اون موضوع شونه خالی کنم تا جایی که مجبور میشم درستش کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    نفیسه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1037 روز

    سلام عزیزان

    مدت کوتاهی هست که با سایت عالی عباس منش آشنا شدم

    خیلی از فایل های رایگان رو نگاه کردم

    و واقعا مشتاقم که فایل عزت نفس و کشف قوانین زندگی رو خریداری کنم ولی فعلا پولش رو ندارم

    درباره فایلی که قرار گرفت و درباره الگوهای تکرار شونده بود باید بگم که خانواده شوهر من بسیار از این الگو ها دارند

    هر وقت هر چیزی مثل خونه و ماشین میفروشن در کمتر از یک هفته قیمتش دو برابر میشه

    مثلا گاوهای دامداری رو فروختن و بعد از چند روز انقدر قیمت بالا رفت که مثل طلا شد

    خونه فروختن و بعد از چند روز بازم قیمت ها بالا رفت

    سهام خریدن و بعد از یک روز بازار سهام برای مدت های زیادی با رکود و افت شدید روبرو شد

    طلا خریدن و قیمت طلا ثابت موند

    سکه خریدن و قیمت سکه لاکپشتی شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    امیر عباس دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 1832 روز

    به نام خدای مهربان و بخشنده

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    درباره با این سوالتون من خیلی جاها کنترل خودم رو از دست میدم مثلاً وقتی که مسخره می‌شوم

    یا مورد بی‌احترامی واقع می‌شوم همچنین وقتی که برای به دست آوردن پول تلاش می‌کنم اما به بن‌بست می‌خورم

    یکی از الگوهای تکرار شونده که در یک سال گذشته برایم زیاد اتفاق افتاده از دست دادن یا گم کردن وسایل و پولم بوده

    من وقتی که در خیابان می‌بینم که پدر یا مادری فرزند کوچکش رو می‌زنه بسیار ناراحت می‌شوم

    الان که فکرشو می‌کنم ناراحت شدن من به خاطر مسخره شدن و بی‌احترامی از کمبود عزت نفس میاد و

    ناراحت شدن من از نتیجه نگرفتن از مسائل مالی از باور کمبود میاد

    مورد دیگر که در چند سال اخیر برایم زیاد اتفاق افتاده این است که دو سه ماه اول آشنایی با هر فردی اعم از همکار دوست آشنا و غیره با هم رابطه خوبی داریم اما وقتی چند ماه از رابطه و دوستیمان می‌گذرد ناگهان رابطه‌مان سرد می‌شود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    امیر عباس دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 1832 روز

    به نام خدای مهربان و بخشنده

    سلام به همه خوبان

    درباره با این سوالتون من خیلی جاها کنترل خودم رو از دست میدم مثلاً وقتی که مسخره می‌شوم

    یا مورد بی‌احترامی واقع می‌شوم همچنین وقتی که برای به دست آوردن پول تلاش می‌کنم اما به بن‌بست می‌خورم

    یکی از الگوهای تکرار شونده که در یک سال گذشته برایم زیاد اتفاق افتاده از دست دادن یا گم کردن وسایل و پولم بوده

    من وقتی که در خیابان می‌بینم که پدر یا مادری فرزند کوچکش رو می‌زنه بسیار ناراحت می‌شوم

    الان که فکرشو می‌کنم ناراحت شدن من به خاطر مسخره شدن و بی‌احترامی از کمبود عزت نفس میاد و

    ناراحت شدن من از نتیجه نگرفتن از مسائل مالی از باور کمبود میاد

    مورد دیگر که در چند سال اخیر برایم زیاد اتفاق افتاده این است که دو سه ماه اول آشنایی با هر فردی اعم از همکار دوست آشنا و غیره با هم رابطه خوبی داریم اما وقتی چند ماه از رابطه و دوستیمان می‌گذرد ناگهان رابطه‌مان سرد می‌شود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: