اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد در مورد خواب،،من بیشتر مواقع،،شاید هفته ای یکبار،شاید 2 هفته یکبار،ی خواب مشترک میبینم،،اینکه مثل عقاب اوج میگیرم ،،اون بالا تو اسمون و از بالا فقط از رو دریا و جنگل و کوه رد میشم…ادم و خونه و ماشین نمیبینم،،فقط طبیعت،،با سرعت بالا میرم،،و یه دفعه میرم رو ب حالت سقوط،،ولی تا میام برخورد کنم با زمین از خواب میپرم،،تنها خوابم،با این الگو اینه….
سلام استاد عزیزم خیلی ازشما سپاس گزارم بخاطر آگاهی هایی که در اختیار ما قرار میدید تا نوع باورمون رو پیدا کنیم واز ریشه اون باور رو درست کنیم دو فایل قبل رو که دیدم برای تمام الگوها همینطور که شما صحبت میکردید مثال پیدا میکردم گاهی هم درخودم می دیدم وخودم اون مثال بودم مثلا خودم با افراد بدقول روبه رو میشم پدرم خونه خرید وبعد قیمت پایین اومد وبه شدت معتقد هست که هرچیزی میخره سریع بعدش قیمت میاد پایین خیلی باور داره که پول سخت بدست میاد وحالا که متوجه بخشی از قوانین جهان شدم فهمیدم که پدرم باورهای خودش داره به شکل اتفاقات بهش ثابت میشه ومتاسفانه این باور وصحبت اون توی خونه روی من هم تاثیر گذاشت منم الان مشتری هایی دارم که قسطی میخرن تخفیف زیاد میگیرن واغلب درپرداخت قسط بد قول هستند وتا قبل شنیدن این فایل ها اصلا متوجه نشدم الگوهای تکرار شونده هشداری برای تغییر باور اشتباه من هست اما مسئله خواب من معتقد هستم از طریق خواب راه حل مسئله ای رو دریافت میکنم همیشه وقتی خیلی زیاد درمورد مسئله ای فکر میکردم شب درموردش خواب میدیدم اگه دنبال راه حل یک مسئله بودم واز خدا کمک میخواستم بی شک تو خواب راه حل یا حداقل نشانه ای برای حل مسئله پیدا میکردم خیلی وقت هاهم چون حس خوبی نداشتم وبه فکر راه حل نبودم فقط به بدی وتضاد پیش آمده فکرمیکردم وآنقدر فکرمیکردم که تو خواب هم درگیر همون مسئله بودم وحس ناخواسته واتفاقات ناخواسته تو خواب تجربه میکردم وگاهی آنقدر اون احساس قوی بود که بعد بیدار شدن هم درگیر اون احساس بودم
چیز دیگه ای که از خواب متوجه شدم این هست که جدیدا خواب هام مربوط به خودم نیستن یا درمورد مسئله دیگران هست مثل خواهر یا برادرم که پیش من صحبت کرده بودن یا راهنمایی خواسته بودن مدتی بودکه خیلی دوست داشتم به بقیه کمک کنم خودم رو درگیر مسئله دیگران میکردم خواب ها مربوط به دیگران بود البته حل کردن مشکل بقیه هم الگوی تکراری من بود وقتی دیدم فقط اینکار آرامش منو ازم میگیره ویه جورایی بقیه رو الویت داده بودم بعد خودم این باور رو برای خودم ساختم که هرکسی خالق زندگی خودشه هرمشکلی هم داره خودش بوجود آورده باید خودش حل کنه اینکه این الگو هر بار تکرار میشه یعنی من نه تنهاکمکی نکردم بلکه باعث شدم اون فرد هم دیگه فکرنکنه به راه حل مشکل خودش من فکر میکنم خواب ها نتیجه عینی فرکانس های ما هستن اگه درجستجوی راه حل باشیم گاهی نشانه یا راه حل به ما داده میشود واین پاداش فرکانس های ما هست درغیر اینصورت فقط نتیجه فرکانس احساس بدی رو میبینیم که در بیداری فرستادیم استاد عزیز من دوره کشف قوانین رو خریدم واول راه هستم این کامنت شاید جواب درستی به سوال شما نباشد ولی فعلا تنها چیزی هست که من متوجه شدم اگه اشتباه متوجه شدم حتمادر فایل بعد شما جواب درست رو میشنوم با تشکر فراوان از استاد عزیزم برای همه عزیزان خانواده بزرگ وخوشبخت سایت عباس منش آرزوی موفقیت وسعادتمندی دارم
من مدام خواب میبینم زلزله میاد ولی سقف روی سر من آوار نمیشه یا یک بار دیدم دیوار وسقف خونه پلاستیک هست وقتی زلزله میاد با خودم میگم خوب من طوریم نمیشه چون اگه آوار بشه من زیر پلاستیک میمونم
وبی این قضیه که 4 سال خواب زلزله میبینم منو اذیت میکنه سعی میکنم بهش توجه نکنم ولی چند شب بعد دوباره به نحو دیگه خواب میبینم. زلزله میاد
چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟
هیچ وقت تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم چون دیگه فکر میکردم دیدن خواب از دست من خارج
ولی وقتی این سوال رو پرسیدین ذهن رفت سمت خوابهایی که میدیدم
ولی یه موضوعی رو خیلی خوب فهمیدم من مدت خیلی زیادی خیلیی کم پیش میاد که خواب بد ببینم آنقدر شب ها شکر خدا راحت میخوابم و صبح با انرژی خوب بلند میشم که خیلی کم خواب های بد یادم میاد دیده باشم
من بیشتر خواب های تکراری که میدیدم این بود که یه سیل یا زلزله اومده و من از اعضای خانواده ام خبری ندارم و مدام آشفته دنبال اونا هستم
یا از دست دادن عزیزانم رو میدیدم هر بار یکی
ولی چون شنیده بودم خواب از دست دادن کسی رو دیدی یعنی عمرش اضافه میشه و این بهم حس خوب میداد اینو باور کرده بودم و حسم نسبت به این خواب ها بد نبود
وقتی به این موضوع فکر کردم دیدم من چقدر نگران از دست دادن عزیزانم بودم مخصوصا تو یه بازه ای هر روز و هر شب کارم فکر کردن به این موضوع بود
همین الان که دارم این کامنت رو مینویسم یه موردی هم یادم اومد یه بازه ی زمانی بیشتر خواب هام حول خیانت همسرم به من بود
صبح که از خواب بلند میشدم بی دلیل با همسرم قهر میکردم آنقدر که خواب هام واقعی بود وقتی الان بهش فکر میکنم میبینم من مدام اون مدت به این فکر میکردم که نکنه همسرم داره بهم خیانت میکنه و هر وقت خوابش رو میدیدم میگفتم حتما این یه نشانه است حتما این اتفاق میخاد بیافته و استرسم بیشتر میشد
ولی هر چی فکر کردم برای خواب هایی که جدیدا میبینم چیزی پیدا نکردم اصلا انگار من این مدت خواب جدیدی ندیدم
بنر سایتو که دیدم گفتم ععع خدا راشکر که سوالی که تو عقل کل پرسیدم و جواب درستی نگرفتم رو خود استاد براش فایل درست کردن و خیلی دوست داشتم این تاثیر گزاری رو
ممنون استاد بابت این توجهی که داشتید
همونطور که تو سوال عقل کل هم پرسیدم من یه خواب تکراری همیشه میبینم زمانی که از لحاظ مالی رشد میکنم و اونم اینه که درگیر جنگ هستم … مثل جنگ جهانی و خلاصه یه وضعیت پر استرس
بااینکه خودمو احاطه کردم با فایلای استاد و tv هم 2 ساله نمیبینم بازم این الگو هست
فکرکنم باطرح این سوال یکمی به این موضوع شک کردم که نکنه من این فکرو دارم که آدمهای ثروتمند خواب آرومی ندارن؟!!!!!(منطقا ادمای ثروتمند خواب راحتی باید داشته باشن چون نگران اجاره و خرجی و پول و اینا نبایددباشن و همیشه آزاد میتونن باشن برن تفریح کنن و مسافرت کنن و به کارمورد علاقه بپردازن)
خیلی این سوال عمیق برای خودم و با دوره بی نظیر و فوق العاده با کیفیت بالا اینو میتونم حلش کنم
…………………………………..
یه الگو تکرار شونده دیگه ام دارم وقتی یه چالش به نسبت خودم بزرگی میخواد ایجاد بشه قبلش من خواب میبینم که یه امتحانی دارم وکلا هییییییییچیییییییی بلد نیسم
بااینکه درسم تو بیداری خوب بود و دانشگاهم معدل الف شدم و 3 ساله لیسانس گرفتم(و به همه تقلب میدادم) ولی این خواب معمولا تکرار میشه .. نمیدونم این تقلب خداس که بهم میگه وقتی چالش و مسیله اومد من امادش باشم و بی هوا مشت تو صورتم نخوره به اصطلاح یا هرچیز دیگه ….
خوابه تو لحظات تجرش اصلا خوب نیس
ولی برای بیداری پیام خوبی برام داره
نمیدونم نباید باشه یا باید باشه
از خدا هدایت میخوام که منو به مسیر بسیار هموار و پرنعمت هدایت بنماید
باتشکر فراوان از استاد عزیز و همچنین خانم شایسته مهربان بابت ابدیت بی نظیر دوره کشف قوانین زندگی
من، حدود سی ساله که خواب ندیدم! تو نوجوانی، یک تضاد سلامتی برایم پیدا شد و الان سی ساله قبل از خواب، یک قرص میخورم که خوایم را آنقدر عمیق میکنه که اصلاً هیچ خواب و رویایی را متوجه نشده م!
به این خاطر این موضوع را نوشتم که برای دوستان تاکید کنم نقش خواب راحت رو در سلامت زندگی! من از تمام فامیل، همکاران و حتی خانمم صبح های بهتری دارم، شاداب تر هستم و بیشتر خوش بین هستم،چون خواب بهتری دارم. چهره ام نسبت به سنم خیلی بچه مانده! و در تمرین ستاره قطبی، مشکلم فقط تنبلی خودم هست، نه هیچ چیز دیگر!! قبل از آشنا شدن با این سایت و استاد هم، همین بودم.خب، اون تضاده، هر چی بود گذشت، ولی من رو به ورزش روزانه هم مجبور کرد که تو این مساله قطعا موثره
هر جوری شده خوابتان را با کیفیت تر کنید دوستان! خیلی میارزد!
من توی این چند سالی که عضو سایت هستم اصولا زیاد خواب نمی بینم
ولی قبلا خواب می دیدم که امتحان دارم و هیچی بلد نیستم و دارم از استرس میمیرم و وقتی بیدار میشدم میگفتم خدا رو شکر که خواب بود واقعی نبود، و اینکه پرتاب شدن از بلندی و خواب پدربزرگ و مادربزرگم که یا دوباره فوت شدند یا زنده شدند !
و بعضی اوقات یعنی توی این چند سال خواب مسائل مربوط به کار یا همکارام که زیاد مهم نیست!
هفته قبل که کمی ناراحت بودم باز خواب زنده شدن پدربزرگ و مادربزرگم رو دیدم که خیلی خوشحال بودند!
ولی در کل توی این چند سال زیاد خواب نمی بینم و اینطوری خیلی راحت ترم چون وقتی خواب میبینم انگار خوابم با کیفیت نیست و به قولی سیرخواب نشدم!
البته که اوضاع روحی رابطه مستقیم با کیفیت خواب داره،
و من خوشحالم که کمی توی این زمینه موفق بودم و تونستم با کنترل ورودی هام و تکرار اهمیت ستاره قطبی یعنی همون احساس خوب در صبح و شب، یه مقدار آرامش داشته باشم و به مسائل غیر مهم زیاد فکر نکنم، از نگرانی برای پول و پس انداز گرفته تا وابستگی به فرد دیگه یا ترس از تنها موندن.
خدا رو شکر میکنم، هر چند اون اندازه که باید وقت نذاشتم برای کار کردن روی خودم ولی الان با اینکه هنوز از اوضاع مالیم و پس اندازم راضی نیستم و درآمدم کاملا معمولی هست ولی همین الان درآمدم 45 برابر قبل شده، با اینکه هنوز توی روابط موفق نبودم ولی از رفتار دیگران خیلی کمتر تاثیر میگیرم، وابسته نیستم و هر وقت ببینم کسی داره فاز منفی میده بهم آگاهانه ازش فاصله میگیرم.
اول بگم به نظر من شیرینترین نعمت خدا برای من خوابه. انقدر عاشقشم که نگو!! هرچند به تازگی فهمیدم که منم مثل بقیه مردم دنیا همون 7-8 خواب برام کافیه. همیشه چون دیروقت می خوابیدم بدنم به ساعت بیشتری خواب نیاز داشت. ولی الان به لطف 12 قدم و تغییر باورام تنظیم شده.
از اونجایی که خدا خودش گفته خواب رو برای شما مایه آرامش قرار دادم با خودم فکر کردم چرا همین خوابی که قراره مایه آرامشمون باشه، گاهی مایه ناراحتی میشه.
«و جعلنا نومکم سباتا»؛ ما خواب شما را مایه آرامش و آسایش قرار دادیم.
واژه «سَبْت» یعنی قطع کوششهای جسمانی و روحانی. و فرصتی برای تجدید قوا. همچنین برای بازسازی ذهن و جسم.
از طرف دیگه در این آیه میگه روح رو کامل توفی می کنیم یعنی بطور کامل از جسم جدا می کنیم، یعنی چیزی شبیه به مرگ. پس این روحی که جدا شده یا به نظر من همون ضمیر ناخودآگاه (کاملا جدا از ذهنِ آگاه) داره برای خودش در جاهایی سیر میکنه که دقیقا تمرکز و انرژی ناآگاهانه ما روشه. همون پاشنه های آشیل یا در حالت مثبتش الگوهای تکرارشونده سازنده مون.
برای مثال من چند سالیه که خواب تکراری نمی بینم. کلا اصلا کمتر خواب می بینم. نمی دونم واقعا چرا. ولی یادمه حدوداً بین 7 تا 12 سال پیش برای چندین سال مرتب خواب پرواز کردن می دیدم. یه حس فوق العاده دلچسب و رهایی بود وقتی اراده می کردم و از زمین کنده میشدم. بالاسر شهر یا خونه اوج می گرفتم. اراده می کردم با پرنده ها پرواز کنم و اتفاق می افتاد.
الان خیلی دارم به مغزم فشار میارم که یادم بیاد تو چه مرحله ای از زندگیم بودم ولی دقیق به خاطر نمیارم. روابطم چی بوده؟ کارم چی بوده؟ ولی تنها چیزی که یادم میاد اینه که دغدغه خاصی تو زندگیم نداشتم. ترسی نداشتم. حس می کنم اون موقع روند زندگیم مورد رضایتم بوده که همچین خوابایی می دیدم.
یک سری خوابهای دیگه هم گهگاهی می دیدم ولی نه بصورت تکرار شونده. مثلا چند بار خواب دیدم که جایی گیر افتادم و کسی دنبالمه ولی نمی تونم در برم (یادمه یه دفعه یک سری میمون دنبالم کرده بودن. یک سری چندتا آدمکش. یه بار هم یه جن)
در عوض چند بار خواب دیدم یه آقای خیلی مهربون و موجه با یک لبخند نایس کنار ایستاده که می دونستم ایشون جن تشریف دارن ولی یه جن بسیار خوب و مهربون که من هیچ ترسی ازش نداشتم.
شاید بتونم ربطش بدم به اون آیه ای از قرآن که خونده بودم و تو ذهنم مثل اینکه نفوذ کرده بوده که درباره جن بوده و می گفته در بین اجنّه هم خوب و بد وجود داره. و من توی خواب خوبهاشون رو هم دیدم.
بقیه خوابهام پترن خاصی نداره و رندوم از افرادی که می شناسم یا نمی شناسم یا فوت شده ها هست. یا جاهای ناشناخته ای که میرم و کشف می کنم. ولی بازم میگم خیلی تکرار نمیشه که بعنوان یه الگو در نظر بگیرمش.
اما در مورد مادرم خیلی حرف دارم.
مادرم دختر بسیار باهوش و درسخونی بوده که آرزوی دانشگاه رفتن داشته ولی در 18 سالگی ازدواج میکنه و خواهرم و بعدشم من و 7 سال بعدشم داداشم رو خدا میگذاره در آغوشش.
با اینکه وقتی محمد داداشم 3 سالش بود مامانم بالاخره رفت دانشگاه و لیسانس تاریخ که عشقش بود گرفت ولی روند خواب دیدنش تعطیل نشد. مادرم همیشه 2 خواب تکراری می دید.
1- از بلندی یه پرتگاه پرت میشد و با ترس و جیغ بیدار میشد.
2- خواب می دید امتحان داره و دیرش شده و درسش رو تموم نکرده.
از اونجایی که مادرم فوق لیسانس هم قبول شد ولی پدرم اجازه نداد که بره تهران و درس بخونه، (چون ما سه تا بچه مدرسه ای بودیم و پدرم هم کارمند شرکتی بود که فکر می کرد نباید خودش رو بازخرید کنه و بره تهران تا مامانم بتونه درس بخونه) بنابراین اون ضربه روحی شدیدی که خورد من فکر می کنم باعث این خواب دیدنهای مکررش شده. با اینکه الان 59 سالشه و کسب و کار دیگه ای راه انداخته و بقول معروف همه ما رو با هم میخره و نمی فروشه ولی هنوز هم پس زمینه ذهنش درگیر درس خوندن و امتحان دادنه.
به خبری که هم اکنون به دستم رسید توجه فرمایید: در مورد خودم حس می کنم چون درگیر روزمره زندگی شدم چیزی بیشتر از روزمرگیها رو خواب نمی بینم. ولی اینو می تونم به جرأت بگم که خواب ترسناک یا بدی ندیدم از وقتی دارم با آموزشهای استاد در طول روز حال خودم رو خوب نگه می دارم.
متوجه شدم من آرزویی رو در سرم پرورش نمیدم که اشتیاق سوزانی براش داشته باشم و مدام خودم رو در اون جایگاه تصور کنم. درسته دلم می خواد خیلی چیزها رو بسازم، تغییر بدم یا بدست بیارم، ولی اون تب عشقی که لازمه داشته باشم تا تبدیل بشم به اون آدمی که جایگاه معنوی و علمی و مالیش مد نظرمه رو ندارم. یکمی کم انگیزه ام. اینا درک و برداشت همین الانمه یعنی در ابتدای کامنت نمی دونستم مشکلم چیه. الهی شکرت برای این پله از تکاملم. کی فکرشو می کرد از روی خواب دیدنهات بتونی ترمزهات رو تشخیص بدی؟
الهی صدهزار مرتبه شکرت این جواب سوالی بود که دیروز توی کامنت جلسه 5 قدم 4 نوشتم و گفتم مطمئنم به زودی خدا و جهان پاسخم رو میده. یعنی دلم می خواد الان با کایت پرواز کنم یا بانجی جامپینگ کنم از شدت هیجان و شوق!
ای خدا این سید حسین عباسمنش از کدوم سیاره اومده که اینقدر با همه فرق داره؟ الهی شکرت منو هدایت کردی به این استاد. الهی شکرت امروز تو ستاره قطبیم خواستم که به یه درک جدید از خودم برسم و یه اتفاق هیجانی مثبت هم برام بیفته. این کامنت یه تیر و دو نشون شد. این فایل اینهمه برام برکت و شناخت و هیجان مثبت به ارمغان آورد. خدایا عاشقتم.
بی نهایت ممنونم از استاد بسیار تیزبین و دانای خودم که به این نکته خیلی مهم اشاره کردن. چون خواب دقیقا انعکاس ذهن ناخودآگاه یا همون روح ماست. خوشحالم که توجهم جلب شد به پس زمینه ذهنم.
استاد عاشقتونم. واقعا دلم برای مریم جان تنگ شده.
مریم جانم این شعر تقدیم به شما
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی
سلام وقتتون بخیر خداقوت من چندسالی قبل ازاینکه با برنامه های شما آشنا بشم یه خواب تکرارشونده داشتم حالا درست یادم نیست چند سال پشت سر هم بود ولی امروز تا سایت رو باز کردم ونوشته بود الگوهای تکرار شونده (خواب) یاد اون خوابم افتادم من یه چند سالی هرچند وقت یکبار خواب میدیدم که کفش هامو گم میکنم بعضی وقتا هم به جای کفش یه چیز دیگه بود مثلا لباس ولی بیشتر کفش بودو این الگوی خواب تکراری احساس میکنم ولی مطمئن نیستم از زمانی شروع شد که من ودوستم به یه زیارت رفته بودیم وچند روز قبلش هر دوتامون یه جفت کفش یه جور خریده بودیم وقتی رفتیم داخل زیارت وبعد از نیم ساعتش که اومدیم بیرون دیدیم هردوجفت کفش نیست وهمسرم نیز یه الگوی تکرار شونده از خواب داشت ولی این روزا دیگه نمیدونم داره یا نه میگفت همش خواب میبینم که بال دارم وپرواز میکنم ولی من الان که یکساله برنامه های شمارو دنبال میکنم دیگه این خواب رو ندیدم وخیلی خوشحالم که دیگه اوت خواب رو نمیبینم ولی همون روزا که این خواب رو میدیدم بهش بیتفاوت نبودم همش باخودم میگفتم یه علتی داره یادمه یه روز پسر عمهام که منزلشون رفته بودیم صحبت خوابذبود گفت به روحانی مسجد بگه ببینه چی میگه وایشون گفته بود به شخصی که این خواب رو دیده بگو ایمانش ضعیفه ولی من با خودم گفتم حالا همه ایمانا محکمه مال من
ضعیفه والان احساس میکنم باورهام تغییر کرده که دیگه این خواب رو نمیبینم،. موفق باشید
سلام و درود استاد عزیزم..
استاد در مورد خواب،،من بیشتر مواقع،،شاید هفته ای یکبار،شاید 2 هفته یکبار،ی خواب مشترک میبینم،،اینکه مثل عقاب اوج میگیرم ،،اون بالا تو اسمون و از بالا فقط از رو دریا و جنگل و کوه رد میشم…ادم و خونه و ماشین نمیبینم،،فقط طبیعت،،با سرعت بالا میرم،،و یه دفعه میرم رو ب حالت سقوط،،ولی تا میام برخورد کنم با زمین از خواب میپرم،،تنها خوابم،با این الگو اینه….
سلام استاد عزیزم خیلی ازشما سپاس گزارم بخاطر آگاهی هایی که در اختیار ما قرار میدید تا نوع باورمون رو پیدا کنیم واز ریشه اون باور رو درست کنیم دو فایل قبل رو که دیدم برای تمام الگوها همینطور که شما صحبت میکردید مثال پیدا میکردم گاهی هم درخودم می دیدم وخودم اون مثال بودم مثلا خودم با افراد بدقول روبه رو میشم پدرم خونه خرید وبعد قیمت پایین اومد وبه شدت معتقد هست که هرچیزی میخره سریع بعدش قیمت میاد پایین خیلی باور داره که پول سخت بدست میاد وحالا که متوجه بخشی از قوانین جهان شدم فهمیدم که پدرم باورهای خودش داره به شکل اتفاقات بهش ثابت میشه ومتاسفانه این باور وصحبت اون توی خونه روی من هم تاثیر گذاشت منم الان مشتری هایی دارم که قسطی میخرن تخفیف زیاد میگیرن واغلب درپرداخت قسط بد قول هستند وتا قبل شنیدن این فایل ها اصلا متوجه نشدم الگوهای تکرار شونده هشداری برای تغییر باور اشتباه من هست اما مسئله خواب من معتقد هستم از طریق خواب راه حل مسئله ای رو دریافت میکنم همیشه وقتی خیلی زیاد درمورد مسئله ای فکر میکردم شب درموردش خواب میدیدم اگه دنبال راه حل یک مسئله بودم واز خدا کمک میخواستم بی شک تو خواب راه حل یا حداقل نشانه ای برای حل مسئله پیدا میکردم خیلی وقت هاهم چون حس خوبی نداشتم وبه فکر راه حل نبودم فقط به بدی وتضاد پیش آمده فکرمیکردم وآنقدر فکرمیکردم که تو خواب هم درگیر همون مسئله بودم وحس ناخواسته واتفاقات ناخواسته تو خواب تجربه میکردم وگاهی آنقدر اون احساس قوی بود که بعد بیدار شدن هم درگیر اون احساس بودم
چیز دیگه ای که از خواب متوجه شدم این هست که جدیدا خواب هام مربوط به خودم نیستن یا درمورد مسئله دیگران هست مثل خواهر یا برادرم که پیش من صحبت کرده بودن یا راهنمایی خواسته بودن مدتی بودکه خیلی دوست داشتم به بقیه کمک کنم خودم رو درگیر مسئله دیگران میکردم خواب ها مربوط به دیگران بود البته حل کردن مشکل بقیه هم الگوی تکراری من بود وقتی دیدم فقط اینکار آرامش منو ازم میگیره ویه جورایی بقیه رو الویت داده بودم بعد خودم این باور رو برای خودم ساختم که هرکسی خالق زندگی خودشه هرمشکلی هم داره خودش بوجود آورده باید خودش حل کنه اینکه این الگو هر بار تکرار میشه یعنی من نه تنهاکمکی نکردم بلکه باعث شدم اون فرد هم دیگه فکرنکنه به راه حل مشکل خودش من فکر میکنم خواب ها نتیجه عینی فرکانس های ما هستن اگه درجستجوی راه حل باشیم گاهی نشانه یا راه حل به ما داده میشود واین پاداش فرکانس های ما هست درغیر اینصورت فقط نتیجه فرکانس احساس بدی رو میبینیم که در بیداری فرستادیم استاد عزیز من دوره کشف قوانین رو خریدم واول راه هستم این کامنت شاید جواب درستی به سوال شما نباشد ولی فعلا تنها چیزی هست که من متوجه شدم اگه اشتباه متوجه شدم حتمادر فایل بعد شما جواب درست رو میشنوم با تشکر فراوان از استاد عزیزم برای همه عزیزان خانواده بزرگ وخوشبخت سایت عباس منش آرزوی موفقیت وسعادتمندی دارم
سلام خدمت استادعزیز وهمسر مهربان ایشان
و همگروه های موفق این سایت بینظیر
من مدام خواب میبینم زلزله میاد ولی سقف روی سر من آوار نمیشه یا یک بار دیدم دیوار وسقف خونه پلاستیک هست وقتی زلزله میاد با خودم میگم خوب من طوریم نمیشه چون اگه آوار بشه من زیر پلاستیک میمونم
وبی این قضیه که 4 سال خواب زلزله میبینم منو اذیت میکنه سعی میکنم بهش توجه نکنم ولی چند شب بعد دوباره به نحو دیگه خواب میبینم. زلزله میاد
به نام خدای مهربان
چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟
هیچ وقت تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم چون دیگه فکر میکردم دیدن خواب از دست من خارج
ولی وقتی این سوال رو پرسیدین ذهن رفت سمت خوابهایی که میدیدم
ولی یه موضوعی رو خیلی خوب فهمیدم من مدت خیلی زیادی خیلیی کم پیش میاد که خواب بد ببینم آنقدر شب ها شکر خدا راحت میخوابم و صبح با انرژی خوب بلند میشم که خیلی کم خواب های بد یادم میاد دیده باشم
من بیشتر خواب های تکراری که میدیدم این بود که یه سیل یا زلزله اومده و من از اعضای خانواده ام خبری ندارم و مدام آشفته دنبال اونا هستم
یا از دست دادن عزیزانم رو میدیدم هر بار یکی
ولی چون شنیده بودم خواب از دست دادن کسی رو دیدی یعنی عمرش اضافه میشه و این بهم حس خوب میداد اینو باور کرده بودم و حسم نسبت به این خواب ها بد نبود
وقتی به این موضوع فکر کردم دیدم من چقدر نگران از دست دادن عزیزانم بودم مخصوصا تو یه بازه ای هر روز و هر شب کارم فکر کردن به این موضوع بود
همین الان که دارم این کامنت رو مینویسم یه موردی هم یادم اومد یه بازه ی زمانی بیشتر خواب هام حول خیانت همسرم به من بود
صبح که از خواب بلند میشدم بی دلیل با همسرم قهر میکردم آنقدر که خواب هام واقعی بود وقتی الان بهش فکر میکنم میبینم من مدام اون مدت به این فکر میکردم که نکنه همسرم داره بهم خیانت میکنه و هر وقت خوابش رو میدیدم میگفتم حتما این یه نشانه است حتما این اتفاق میخاد بیافته و استرسم بیشتر میشد
ولی هر چی فکر کردم برای خواب هایی که جدیدا میبینم چیزی پیدا نکردم اصلا انگار من این مدت خواب جدیدی ندیدم
یا شایدم الان چیزی یادم نمیاد
سلام استاد عزیز و خانم شایسته مهربان
بنر سایتو که دیدم گفتم ععع خدا راشکر که سوالی که تو عقل کل پرسیدم و جواب درستی نگرفتم رو خود استاد براش فایل درست کردن و خیلی دوست داشتم این تاثیر گزاری رو
ممنون استاد بابت این توجهی که داشتید
همونطور که تو سوال عقل کل هم پرسیدم من یه خواب تکراری همیشه میبینم زمانی که از لحاظ مالی رشد میکنم و اونم اینه که درگیر جنگ هستم … مثل جنگ جهانی و خلاصه یه وضعیت پر استرس
بااینکه خودمو احاطه کردم با فایلای استاد و tv هم 2 ساله نمیبینم بازم این الگو هست
فکرکنم باطرح این سوال یکمی به این موضوع شک کردم که نکنه من این فکرو دارم که آدمهای ثروتمند خواب آرومی ندارن؟!!!!!(منطقا ادمای ثروتمند خواب راحتی باید داشته باشن چون نگران اجاره و خرجی و پول و اینا نبایددباشن و همیشه آزاد میتونن باشن برن تفریح کنن و مسافرت کنن و به کارمورد علاقه بپردازن)
خیلی این سوال عمیق برای خودم و با دوره بی نظیر و فوق العاده با کیفیت بالا اینو میتونم حلش کنم
…………………………………..
یه الگو تکرار شونده دیگه ام دارم وقتی یه چالش به نسبت خودم بزرگی میخواد ایجاد بشه قبلش من خواب میبینم که یه امتحانی دارم وکلا هییییییییچیییییییی بلد نیسم
بااینکه درسم تو بیداری خوب بود و دانشگاهم معدل الف شدم و 3 ساله لیسانس گرفتم(و به همه تقلب میدادم) ولی این خواب معمولا تکرار میشه .. نمیدونم این تقلب خداس که بهم میگه وقتی چالش و مسیله اومد من امادش باشم و بی هوا مشت تو صورتم نخوره به اصطلاح یا هرچیز دیگه ….
خوابه تو لحظات تجرش اصلا خوب نیس
ولی برای بیداری پیام خوبی برام داره
نمیدونم نباید باشه یا باید باشه
از خدا هدایت میخوام که منو به مسیر بسیار هموار و پرنعمت هدایت بنماید
باتشکر فراوان از استاد عزیز و همچنین خانم شایسته مهربان بابت ابدیت بی نظیر دوره کشف قوانین زندگی
سلام استاد بزرگوار ممنون از آموزش های سازنده ی شما.
در ارتباط با موضوع من اکثر اوقات خواب می بینم یا از پله یا از آسانسور در حال بالا رفتن هستم.
یا بنا به گفته شما راه ام را گم می کنم
چندین بار هم خواب دیدم دزدیده شدم یا دزد به خانه آمده
سلاااام، عاشقتونم
فقط اومدم اینجا که بگم منم هستم!
من، حدود سی ساله که خواب ندیدم! تو نوجوانی، یک تضاد سلامتی برایم پیدا شد و الان سی ساله قبل از خواب، یک قرص میخورم که خوایم را آنقدر عمیق میکنه که اصلاً هیچ خواب و رویایی را متوجه نشده م!
به این خاطر این موضوع را نوشتم که برای دوستان تاکید کنم نقش خواب راحت رو در سلامت زندگی! من از تمام فامیل، همکاران و حتی خانمم صبح های بهتری دارم، شاداب تر هستم و بیشتر خوش بین هستم،چون خواب بهتری دارم. چهره ام نسبت به سنم خیلی بچه مانده! و در تمرین ستاره قطبی، مشکلم فقط تنبلی خودم هست، نه هیچ چیز دیگر!! قبل از آشنا شدن با این سایت و استاد هم، همین بودم.خب، اون تضاده، هر چی بود گذشت، ولی من رو به ورزش روزانه هم مجبور کرد که تو این مساله قطعا موثره
هر جوری شده خوابتان را با کیفیت تر کنید دوستان! خیلی میارزد!
خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشید.
سلام به استاد و دوستان عزیز
من توی این چند سالی که عضو سایت هستم اصولا زیاد خواب نمی بینم
ولی قبلا خواب می دیدم که امتحان دارم و هیچی بلد نیستم و دارم از استرس میمیرم و وقتی بیدار میشدم میگفتم خدا رو شکر که خواب بود واقعی نبود، و اینکه پرتاب شدن از بلندی و خواب پدربزرگ و مادربزرگم که یا دوباره فوت شدند یا زنده شدند !
و بعضی اوقات یعنی توی این چند سال خواب مسائل مربوط به کار یا همکارام که زیاد مهم نیست!
هفته قبل که کمی ناراحت بودم باز خواب زنده شدن پدربزرگ و مادربزرگم رو دیدم که خیلی خوشحال بودند!
ولی در کل توی این چند سال زیاد خواب نمی بینم و اینطوری خیلی راحت ترم چون وقتی خواب میبینم انگار خوابم با کیفیت نیست و به قولی سیرخواب نشدم!
البته که اوضاع روحی رابطه مستقیم با کیفیت خواب داره،
و من خوشحالم که کمی توی این زمینه موفق بودم و تونستم با کنترل ورودی هام و تکرار اهمیت ستاره قطبی یعنی همون احساس خوب در صبح و شب، یه مقدار آرامش داشته باشم و به مسائل غیر مهم زیاد فکر نکنم، از نگرانی برای پول و پس انداز گرفته تا وابستگی به فرد دیگه یا ترس از تنها موندن.
خدا رو شکر میکنم، هر چند اون اندازه که باید وقت نذاشتم برای کار کردن روی خودم ولی الان با اینکه هنوز از اوضاع مالیم و پس اندازم راضی نیستم و درآمدم کاملا معمولی هست ولی همین الان درآمدم 45 برابر قبل شده، با اینکه هنوز توی روابط موفق نبودم ولی از رفتار دیگران خیلی کمتر تاثیر میگیرم، وابسته نیستم و هر وقت ببینم کسی داره فاز منفی میده بهم آگاهانه ازش فاصله میگیرم.
خدا رو شکر میکنم به خاطر وجود ارزشمند استاد
و خوشحالم که اینجا هستم.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و ارادت به استاد عزیزم و همه دوستانِ جان
اول بگم به نظر من شیرینترین نعمت خدا برای من خوابه. انقدر عاشقشم که نگو!! هرچند به تازگی فهمیدم که منم مثل بقیه مردم دنیا همون 7-8 خواب برام کافیه. همیشه چون دیروقت می خوابیدم بدنم به ساعت بیشتری خواب نیاز داشت. ولی الان به لطف 12 قدم و تغییر باورام تنظیم شده.
از اونجایی که خدا خودش گفته خواب رو برای شما مایه آرامش قرار دادم با خودم فکر کردم چرا همین خوابی که قراره مایه آرامشمون باشه، گاهی مایه ناراحتی میشه.
«و جعلنا نومکم سباتا»؛ ما خواب شما را مایه آرامش و آسایش قرار دادیم.
واژه «سَبْت» یعنی قطع کوششهای جسمانی و روحانی. و فرصتی برای تجدید قوا. همچنین برای بازسازی ذهن و جسم.
اللَّهُ یَتَوَفَّی الأنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الأخْرَی إِلَی أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ
از طرف دیگه در این آیه میگه روح رو کامل توفی می کنیم یعنی بطور کامل از جسم جدا می کنیم، یعنی چیزی شبیه به مرگ. پس این روحی که جدا شده یا به نظر من همون ضمیر ناخودآگاه (کاملا جدا از ذهنِ آگاه) داره برای خودش در جاهایی سیر میکنه که دقیقا تمرکز و انرژی ناآگاهانه ما روشه. همون پاشنه های آشیل یا در حالت مثبتش الگوهای تکرارشونده سازنده مون.
برای مثال من چند سالیه که خواب تکراری نمی بینم. کلا اصلا کمتر خواب می بینم. نمی دونم واقعا چرا. ولی یادمه حدوداً بین 7 تا 12 سال پیش برای چندین سال مرتب خواب پرواز کردن می دیدم. یه حس فوق العاده دلچسب و رهایی بود وقتی اراده می کردم و از زمین کنده میشدم. بالاسر شهر یا خونه اوج می گرفتم. اراده می کردم با پرنده ها پرواز کنم و اتفاق می افتاد.
الان خیلی دارم به مغزم فشار میارم که یادم بیاد تو چه مرحله ای از زندگیم بودم ولی دقیق به خاطر نمیارم. روابطم چی بوده؟ کارم چی بوده؟ ولی تنها چیزی که یادم میاد اینه که دغدغه خاصی تو زندگیم نداشتم. ترسی نداشتم. حس می کنم اون موقع روند زندگیم مورد رضایتم بوده که همچین خوابایی می دیدم.
یک سری خوابهای دیگه هم گهگاهی می دیدم ولی نه بصورت تکرار شونده. مثلا چند بار خواب دیدم که جایی گیر افتادم و کسی دنبالمه ولی نمی تونم در برم (یادمه یه دفعه یک سری میمون دنبالم کرده بودن. یک سری چندتا آدمکش. یه بار هم یه جن)
در عوض چند بار خواب دیدم یه آقای خیلی مهربون و موجه با یک لبخند نایس کنار ایستاده که می دونستم ایشون جن تشریف دارن ولی یه جن بسیار خوب و مهربون که من هیچ ترسی ازش نداشتم.
شاید بتونم ربطش بدم به اون آیه ای از قرآن که خونده بودم و تو ذهنم مثل اینکه نفوذ کرده بوده که درباره جن بوده و می گفته در بین اجنّه هم خوب و بد وجود داره. و من توی خواب خوبهاشون رو هم دیدم.
بقیه خوابهام پترن خاصی نداره و رندوم از افرادی که می شناسم یا نمی شناسم یا فوت شده ها هست. یا جاهای ناشناخته ای که میرم و کشف می کنم. ولی بازم میگم خیلی تکرار نمیشه که بعنوان یه الگو در نظر بگیرمش.
اما در مورد مادرم خیلی حرف دارم.
مادرم دختر بسیار باهوش و درسخونی بوده که آرزوی دانشگاه رفتن داشته ولی در 18 سالگی ازدواج میکنه و خواهرم و بعدشم من و 7 سال بعدشم داداشم رو خدا میگذاره در آغوشش.
با اینکه وقتی محمد داداشم 3 سالش بود مامانم بالاخره رفت دانشگاه و لیسانس تاریخ که عشقش بود گرفت ولی روند خواب دیدنش تعطیل نشد. مادرم همیشه 2 خواب تکراری می دید.
1- از بلندی یه پرتگاه پرت میشد و با ترس و جیغ بیدار میشد.
2- خواب می دید امتحان داره و دیرش شده و درسش رو تموم نکرده.
از اونجایی که مادرم فوق لیسانس هم قبول شد ولی پدرم اجازه نداد که بره تهران و درس بخونه، (چون ما سه تا بچه مدرسه ای بودیم و پدرم هم کارمند شرکتی بود که فکر می کرد نباید خودش رو بازخرید کنه و بره تهران تا مامانم بتونه درس بخونه) بنابراین اون ضربه روحی شدیدی که خورد من فکر می کنم باعث این خواب دیدنهای مکررش شده. با اینکه الان 59 سالشه و کسب و کار دیگه ای راه انداخته و بقول معروف همه ما رو با هم میخره و نمی فروشه ولی هنوز هم پس زمینه ذهنش درگیر درس خوندن و امتحان دادنه.
به خبری که هم اکنون به دستم رسید توجه فرمایید: در مورد خودم حس می کنم چون درگیر روزمره زندگی شدم چیزی بیشتر از روزمرگیها رو خواب نمی بینم. ولی اینو می تونم به جرأت بگم که خواب ترسناک یا بدی ندیدم از وقتی دارم با آموزشهای استاد در طول روز حال خودم رو خوب نگه می دارم.
متوجه شدم من آرزویی رو در سرم پرورش نمیدم که اشتیاق سوزانی براش داشته باشم و مدام خودم رو در اون جایگاه تصور کنم. درسته دلم می خواد خیلی چیزها رو بسازم، تغییر بدم یا بدست بیارم، ولی اون تب عشقی که لازمه داشته باشم تا تبدیل بشم به اون آدمی که جایگاه معنوی و علمی و مالیش مد نظرمه رو ندارم. یکمی کم انگیزه ام. اینا درک و برداشت همین الانمه یعنی در ابتدای کامنت نمی دونستم مشکلم چیه. الهی شکرت برای این پله از تکاملم. کی فکرشو می کرد از روی خواب دیدنهات بتونی ترمزهات رو تشخیص بدی؟
الهی صدهزار مرتبه شکرت این جواب سوالی بود که دیروز توی کامنت جلسه 5 قدم 4 نوشتم و گفتم مطمئنم به زودی خدا و جهان پاسخم رو میده. یعنی دلم می خواد الان با کایت پرواز کنم یا بانجی جامپینگ کنم از شدت هیجان و شوق!
ای خدا این سید حسین عباسمنش از کدوم سیاره اومده که اینقدر با همه فرق داره؟ الهی شکرت منو هدایت کردی به این استاد. الهی شکرت امروز تو ستاره قطبیم خواستم که به یه درک جدید از خودم برسم و یه اتفاق هیجانی مثبت هم برام بیفته. این کامنت یه تیر و دو نشون شد. این فایل اینهمه برام برکت و شناخت و هیجان مثبت به ارمغان آورد. خدایا عاشقتم.
بی نهایت ممنونم از استاد بسیار تیزبین و دانای خودم که به این نکته خیلی مهم اشاره کردن. چون خواب دقیقا انعکاس ذهن ناخودآگاه یا همون روح ماست. خوشحالم که توجهم جلب شد به پس زمینه ذهنم.
استاد عاشقتونم. واقعا دلم برای مریم جان تنگ شده.
مریم جانم این شعر تقدیم به شما
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی
سلام وقتتون بخیر خداقوت من چندسالی قبل ازاینکه با برنامه های شما آشنا بشم یه خواب تکرارشونده داشتم حالا درست یادم نیست چند سال پشت سر هم بود ولی امروز تا سایت رو باز کردم ونوشته بود الگوهای تکرار شونده (خواب) یاد اون خوابم افتادم من یه چند سالی هرچند وقت یکبار خواب میدیدم که کفش هامو گم میکنم بعضی وقتا هم به جای کفش یه چیز دیگه بود مثلا لباس ولی بیشتر کفش بودو این الگوی خواب تکراری احساس میکنم ولی مطمئن نیستم از زمانی شروع شد که من ودوستم به یه زیارت رفته بودیم وچند روز قبلش هر دوتامون یه جفت کفش یه جور خریده بودیم وقتی رفتیم داخل زیارت وبعد از نیم ساعتش که اومدیم بیرون دیدیم هردوجفت کفش نیست وهمسرم نیز یه الگوی تکرار شونده از خواب داشت ولی این روزا دیگه نمیدونم داره یا نه میگفت همش خواب میبینم که بال دارم وپرواز میکنم ولی من الان که یکساله برنامه های شمارو دنبال میکنم دیگه این خواب رو ندیدم وخیلی خوشحالم که دیگه اوت خواب رو نمیبینم ولی همون روزا که این خواب رو میدیدم بهش بیتفاوت نبودم همش باخودم میگفتم یه علتی داره یادمه یه روز پسر عمهام که منزلشون رفته بودیم صحبت خوابذبود گفت به روحانی مسجد بگه ببینه چی میگه وایشون گفته بود به شخصی که این خواب رو دیده بگو ایمانش ضعیفه ولی من با خودم گفتم حالا همه ایمانا محکمه مال من
ضعیفه والان احساس میکنم باورهام تغییر کرده که دیگه این خواب رو نمیبینم،. موفق باشید