پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 6 - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

553 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ندا گفته:
    مدت عضویت: 1804 روز

    سلام به استادای عزیز و زیبام

    و سلام به همه دوستان و اعضای بزرگ‌ خانواده عباسمنش

    این قسمت رو من بارها و بارها گوش دادم اما هربار خواستم‌بنویسم انگار ی چیزی نمیذاشت و امشب گفتم دیگه وقتشه ک بنویسم چون اون ی چیزی ک نمیذاشت همون نجوای شیطانه ک نمیذاره ما قدم هامون رو برداریم و اگه تسلیم بشیم و بهش گوش بدیم همینجورییی ما رو با خودش میکشونه و بعد میبینی ای دل غافل ک چققد از مسیر اصلی و درست دور شدی؟! خب از اونجایی ک من خدا رو شکر هرروز تو سایت هستم و نمیذارم هیچوقت از این فضا دور شم و جلوی تموم بهونه ها وایمیسم ( ممکنه فقط فایل گوش بدم اما کامنت نذارم یا اینکه فقط پلی کنم و حواسم جای دیگه باشه اما همین ک اینجا هستم و متعهدم هرروز اینجا باشم باعث میشه ک حتی همون کج دار و مریض تو مسیر بمونم) خدایا شکرت ک حداقل جز اون ی درصد اگاه ب قوانینم و عین نود ونه درصد دیگه سرمو عین کبک تو برف نکردم

    خدایا شکرت ک تو این سایت ارزشمند و با اساتید ارزشمند و اگاه و دوستان موفق و عالی هستم

    استاد جونم از شماا و مریم جون و اقا ابراهیم‌و خانم فرهادی عزیز هم بیییینهاااایت‌سپااااسگزارم هر فایل شما بینهااایت ارزشمند و غیرقابل ارزش گذاری هست چون هربار ک گوش میدم میدونم ک تکراریه اما جنس درک و اگاهی ک ازش میگیرم کاملااا متفاوته بینهایت دوستتون دارم

    خب بریم سراغ این بخش از سری الگوهای تکرار شونده و سوالی ک استاد جانم پرسیدن( خدا جونم مثل همیشه خودت در من جاری شو و بر دستان و عقلم وارد شو ک درکم عمیق تر بشه به امید خودت عزیزدلم):

    در روابط خودت با دیگران – خصوصا روابط عاطفی – شما چه نقشی را بازی می کنید؟

    1- من بیشتر نقش یک حامی و مراقب و ناجی‌ (ترکیبی از هر سه !) بازی میکنم یعنی محاله تو ی جمعی باشم و هی راهکار ندم به بقیه؟ شاید اصلا طرف هم ازم نپرسیده باشه و ازم نخواسته باشه اما انگار من مسئول اینم ک مشکلش رو از هر روشی ک میدونم حل کنم!؟ حتی همین دو ساعت پیش هم ب یکی از دوستانم ک خیلی وقته ازش خبر نداشتم حالش و اوضاع زندگیش رو پرسیدم و در مورد خودش گف و من بدون اینکه حتی ازم کمک بخواد ی مسیری رو بهش معرفی کردم ک خودم حتی ازش هنوز نتیجه نگرفتم!(وای خدا اون لحظه ک داشتم جوابش رو میدادم نمیدونستم اینقد این رفتار تو من قویه، الان ک شروع ب نوشتن کردم دیدم چقققد من این الگو رو تکرار میکنم!!) یا همکاری دارم ک همیشه سختشه به بقیه نه بگه و من همیشهه باهاش بحث دارم و میخوام بقول خودم ازش مراقبت کنم پس شروع میکنم به راهکار دادن بهش ک چطوری جلو بقیه نه گفتن رو تمرین کنه! ( خب بگو تو خودت خیلی وقت و زمان و انرژی و اعصاب داری ک هربار میشینی انرژی میذاری برای تغییر و مراقبت کردن از این ادم!؟) این ی جورایی شرک هم هست دیگه انگار خدا نیست و من مسئول هدایت کردن بقیه به مسیرای درست هستم!؟ خوبه اینقد استااد جونم گفتی ک تا ازت سوال نپرسیدن هیچییی نگو اماااا … حالا خوبه متوجه شدم وقتی میام اینجا مینویسم دیگه هروقت ک میخوام شروع کنم به نصیحت کردن و راهکار دادن و مراقبت کردن از بقیه این فایل و این الگوی مخربم تو ذهنم یاداوری میشه و امیدوارم ک حرف گوش کن باشم و دیگه تکرار نکنم چووون اگه قراره ک زندگیم تغییر کنه باید بتونم از تغییر همین رفتارها شروع کنم اونموقع نتیجه بزرگتر هم ب زووودی تو زندگیم ظاهر میشه تا وقتیکه از درون تغییر نکنیم چیزی در بیرون هم تغییر نخواهد کرد.

    2- الگو رفتاری دیگه ای ک دارم نقش قربانی رو خییییلییی خوب بازی میکنم البته الان ب نسبت سالهای قبل و حتی میشه گف ب نسبت ماه های قبل بهتر شدم و دارم سعی میکنم اگاهانه از این رفتار دوری کنم، به شدت این نقش رو هم در محل کارم و هم در خونه و هم در روابط عاطفیم خوب بازی میکردم جوریکه تموم روابطم ناااابود بودن هنوزم روابط کاریم خوب نشده اما ب نسبت حتی دو هفته قبلم بهتر شده چون دارم اگاهانه تلاش میکنم از بد گفتن در مورد کارای ناشایست مدیر و بقیه ک بخاطر ورودی ها و باورهای نادرست خودم بوده، دوری کنم حتی امروز یکی از همکارام اومد ی ساعت نشست کلیی بد و بیراه گف من فقط گوش دادم و سعی کردم سکوت کنم چون نتونستم بحث‌رو عوض کنم اما میدونم همین سکوت کردنه خودش ی قدم برای بهتر شدنه و وقتی هم از خدا خواستم ک کمک کنه ک این خانم سریعتر اتاق رو ترک کنه با ورود یکی از همکارام اینکار رو برام انجام داد ( شکرت خداجونم) و تو روابط عاطفیم هم اینقققد این نقش قربانی‌رو خوب بازی کردم ک باعث شده بود همیشه تو روابطم ترک بشم و اعتماد بنفسمم هرروز داغونتر شه ک الان دیگه از این مرحله هم به خوبی عبور کردم و دیگه اصلاا احساس قربانی شدن ندارم و خودمو ارزشمند و لایق میدونم و هربار میگم خدا منو اییینققد ارزشمند دونسته ک همه اون ادمای نادرست رو از زندگیم بیرون کرده ک بتونم ی تجربه فوق العاده و یک رابطه عاالی رو با بنده ای ارزشمند داشته باشم و الان این فرصت رو دارم ک با خودشناسی بیشتر با این سری از فایل ها به درجه بالاتر و مدار عالی تری برسم ک بنده ی خوبی ک جذب میکنم از همه لحاظ ب خواستهام نزدیکتر باشه

    3- الگو رفتاری دیگم، نیاز به توجه داشتن البته این حس هم در من کمتر شده قبلا خیلییی حساس بودم مخصوصا تو روابط عاطفیم ک اگه طرف مقابلک پیام نمیداد یا خیلییی سرد باهام رفتار میکرد خیلیی ناراحت میشدم و ناراحتیمم بروز میدادم و همیشه باعث بحث و جدل میشد ولی الان دیگه خودم دوست دارم ک این روند پیام دادن و مدام زنگ‌زدنه کم باشه چون خودم کلییی برنامه و هدف دارم و نیاز دارم ک فضا و زمان داشته باشم برای رسیدن ب کارهام

    خدایا شکرت برای مچ گیری به موقع از الگوهای رفتاری نادرستم، امیدوارم بتونم بهتر عمل کنم چون اگاهی به تنهایی کافی نیست باید حتما عملیش کرد تا نتیجها ظاهر بشن و ب همون اندازه هم ک بهبود میدیم نتیجهامون رو هم میبینیم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1158 روز

    به نام خداوند مهربان که همیشه همراهه منه و به نام خالق زیباییها و آسانیها

    سلام و درود به دوستان عزیزم در این فضای آرام و بهشتی

    ممنونم از دوستانم که با کامنتهای زیباشون دل آدم رو روشن میکنن و ایده میگیریم ازشون

    همه ما به نوعی قبل از آشنایی با استاد عزیزمون

    تو در و دیوار بودیم و برای خودمون ارزش قائل نبودیم یعنی آگاه نبودیم و اگر اون موقع ها اینا رو به ما میگفتن متوجه نمی‌شدیم چون در مدارش نبودیم

    اما این مهمه که بعد از آشنایی با استاد و شناخت قوانین تونستیم چقدر تغییر کنیم

    در مورد سوال در روابط خودت با دیگران

    من همیشه در روابط ( قبل از آشنایی با استاد) طوری رفتار میکردم با طرف مقابلم که از من تعریف کنن پیش همه جان فشانیهای بی مورد که بیشتر اوقات از پا در میومدم اما دریغ از یه تشکر

    بیشتر اوقات هم مثل طلب کارها با من رفتار میکردن

    هر جا دعوایی میشد من و همسرم میرفتیم برای آشتی

    هر جا کسی میخواست بره بیمارستان من نفر اول برای همراهیش بودم خلاصه زیاده بگم از نا آگاهی به قوانین و ضربه خوردن‌ها و شکستها

    اما الهی شکر الان اول با شناخت خودم و شناخت ترمزهام شناخت قوانین تغییرات خودم و خیلی از پیشرفت‌های دیگرم تونستم زندگی عالی رو برای خودم بسازم

    و دیگه اون اشتباهات سابق رو انجام نمیدم و خیلی خیلی راحت شدم و آرامشم بیشتر شده چون خودمو دوست دارم و احترام و ارزش برای خودم قائل هستم

    استاد بی نهایت ممنونم سپاسگزارم

    در پناه خداوند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    رویا وثوقی گفته:
    مدت عضویت: 1139 روز

    سلام

    خدایا شکرت

    وقتی فایل رو گوش دادم انگار این فایل برای حال و روز من دقیقا همین موقع تو سایت بارگزاری شده

    من از همسرم جدا شدم و ازدواج مجددی کردم

    ولی باز همون اتفاقات ، در قالب دیگه

    چطور؟

    مثلا اینکه هر دو نفر اولویت هاشون دیگران بود و هست

    هر دو ادعای عشق ، پرتوقع

    هر دو تعصب زیاد نسبت به پوشش و ……

    دقیقا از وقتی آموزشهای استاد رو شروع کردم متوجه شدم عیب و ایراد از من و نحوه فکر کردن و در واقع باورهای منه و مسئله اینجاست که هم در مسائل مالی و هم عاطفی نمیدونم چه باورهای مخرب و یا ترمزهایی دارم که منجر به قرار گرفتن در همچین وضعیتی میشم

    من دوازده قدم رو شروع کردم

    الان بار دوم هست امسال که دارم کار میکنم .

    ولی انقد به قول استاد بتون محکمی دور ذهنم هست که زورم به خودم نمیرسه

    خیلی وقتها بهتر میشم ، شرایطم تغییر میکنه ولی باز تکرار و تکرار و تکرار

    انگار روی دایره ای هستم و دور میزنم و هر دفعه این دایره کوچکتر و دور اون تندتر میشه

    هدایت شدم به دوره تغییر ، انگار نوری به طرفم تابید و همینطور که تو سایت میگشتم و منتظر بودم گام 4 تعییر رو در آغوش بگیر روی سایت بیاد ، هدایت شدم به این فایل عالی و ارزشمند و با گوش دادن و فکر کردن در مورد سئوالات و جواب دادن به اونها متوجه شدم ایراد کارم کجاهاست

    من نقش مراقب رو بازی میکنم و همچنین نقش ناجی و به شدت احساس قربانی شدن و مظلوم واقع شدن رو دارم

    خیلی خوشحال شدم که این نکات رو متوجه شدم

    مطمئنم راهی برای درست شدن افکار و ذهنم به لطف خداپیدا میشه

    من تمام 10 قسمت الگوهای تکرار شونده رو دانلود کردم

    تمام سعیمو میکنم و کار میکنم

    استاد بی نهایت سپاسگزارم

    خانم شایسته عزیز سپاسگزارم

    دوستان خوبم سپاسگزارم از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    من دوست داشتنی گفته:
    مدت عضویت: 136 روز

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم

    خداروشکر که به این مسیر زیبا هدایت شدم

    امروز 9روز ک عضو این خانواده پرانرژی شدم و خداروشکر هر لحظه مطمعن تر میشم ک مسیرم درسته خداروشکر هر روز اتفاقات بهتری برایم رخ میدهد هر لحظه ب یاد دارم که حس و حالم را خوب نگه دارم دیروز با پسرم چالشی داشتم ک ناراحت شد گوشی. و خاموش کرد و رفت اول خیلی نگران بودم اما ی لحظه حالم رو خوبتر کردم و گفتم خدایا ب تو سپردمش بعد پنج دقیقه گوشیش رو روشن کرد و جوابم رو داد خداروشکر

    دیروز ما از مسیری رد میشیدیم که ممکن بود ما رو بازرسی کنند بخاطر اجناس چینی ک داشتیم و من کلا حسم رو خوب نگه داشتم و مدام تصور میکردم از اون مسیر رد شدیم و به همسرم میگم ک دیدی رد شدیم و خدا هوای مارو داره و همینطور شد لحظه ای که رد شدیم انگار مارو ندیدن خداروشکر

    دیشب رفتم به قسمت نشانه روز و این فایل پیدا کردن الگو های تکرار شونده قسمت 6اومد و من کلی خوشحال شدم چون من تمام این ویژگی ها رو دارم و متوجهخشدم که باید برطرف شود کنم و امروز هم در موردی ب کار بردم و موفق بودم بسیار خوشحالم برای حضور خودم و همه شما عزیزان

    هرروز نظرات شما رو میخونم و ایده میگیرم و حس و حال بهتری دارم دیگه فضای مجازی نمیچرخم و تمام وقت آزادم رو اینجا هستم میدونم خیلی گره ذهنی دارم میدونم خیلی مسیر هست اما هرروز قدمهای کوچک بر میدارم تا شاهد موفقیتهای بیشتر خودم باشم و برای شماهم بگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    ساره گفته:
    مدت عضویت: 1465 روز

    به نام خدایی که آرامش زندگیمه

    سلام به روی ماه استاد و مریم جان و تمام دوستان سایت که نعمت های زندگیم هستین

    استاد اون قسمتی که گفتین بعضیا برای بقیه راحت‌تر الگوها رو پیدا میکنن تا خودشون دقیقا اوم منم . چون من خودم رو خوب نمیشناسم و اونقدر زور میزنم تا یه ذره چیزی بعد از چند روز کشف میکنم . اما خیلی روی رفتار آدم های اطرافم دقیقم راحت میتونم رابطه رفتارهاشون و اتفاقاتشون رو درک کنم . نمیدونم این مثبته یا منفی، شاید از دوره mbtiبرام باور شده که من آدم کلی نگرم ، از بالا و بیرون خوب میفهمم ولی تو جزئیات میلنگم .

    اولین چیزی که کشف کردم اینه که همش دنبال عدالت بودم ، باورم بوده حق گرفتنیه خودت باید بری دنبالش به دستش بیاری وگرنه اکثریت مردم به اصطلاح مسلمان که محرم ها محکم سینه میزنن از ناحقی در برابره امام حسین بعد از روضه ، سر گرفتن غذا از روی هم رد میشن و بهم توهین میکنن . ( عجب باوری از اعماق وجودم بیرون کشیدم یا خدا !!! ) خب به همین دلیل هم اکثرا نمیتونستم تمام و کمال حقم رو بگیرم چون روی بازوی خودم حساب کردم نه خدا ، در نتیجه در نقش قربانی حاضر میشدم . در نقش کسی که همش به زور گفته میشه همه جا . در خانه ، جامعه و … .

    خداروشکر توی زمینه نقش حمایتگری بد هستم، هر کس تا شروع میکنه به درد دل چنان سریع با منطق صحبت میکنم که یارو خودش جمع میکنه میره آخه میدونم اون دنبال ناله کردن اومده نه رفع کردن مسئله اش ، انگار میخاد یه مقدار حال بدش رو خالی کنه که با هم شریک باشیم اینجاست که سریع آژیرم به صدا در میاد یکاری میکنم خودش سریعا بره :)

    دوستتون دارم

    شاگرد شما با افتخار ساره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    فرانک رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 1161 روز

    به نام‌خدای مهربان

    با سلام‌خدمت استاد گرامی وعزیزدلم

    من همیشه در روابط خودم با دیگران اینجورم که از خودم میگذرم ودرواقع خودم را اصلا به حساب نمی یارم برای خودم‌کمترین و‌ناچیز ترین سهم‌از هر موضوعی را در نظر میگیرم سعی میکنم برای دیگران بسیار جان فشانی کنم تا بقیه را خوشحال از خودم ببینم این موضوع مربوط به الانم هم نمیشه از کودکی اینجور بودم والان که یه زن 57 ساله هم‌هستم دیگه صد ها برابرشده تمام خانواده ی خودم دوستانم همکارهام وبخصوص شوهر وپسرم هم‌این شناخت را در رابطه با من‌میدونند به تازگی این رفتارهام پسر 27 ساله ام را خیلی آزار میده واصلا راضی به این سبک‌رفتارم که با خون‌وجون‌من عجین گشته وترکش برام‌واقعا سخته را عصبانی میکنه طوری که برای خودش این رفتار منو‌می پسنده ولی دوست نداره دیگران اینجور وبا این‌زمینه فکری رو من حساب کنند

    واقعا خیلی وقتها آزار میبینم از اینکه درباره ام‌سو‌استفاده میشه واین رفتارم را به عنوان وظیفه میدونندوضربه های بسیار سنگینی از این بابت خوردم واز اینکه کسی نمیتونه متوجه این بشه که من نه از روی ضعف که رفتاریه که یه عمر انجامش دادم مثل یه عادت این کارها را میکنم جدا ناراحتم

    لطفا راهنماییم‌کنید سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    مبینا سربلند گفته:
    مدت عضویت: 974 روز

    درود

    راستش من دقیق نمیدونم ، چون معمولا نقشم با متفاوت شدن آدما متفاوت میشه …

    ولی اگه به صورت کلی بخوام بگم الگویی که در روابطم با دوستانم دارد اینجوریه که من همیشه اون آدمی بودم که خواستم طرف رو برای خودم نگه دارم و نشده و در نهایت هم از جانب او ترد شدم یا بهتره بگم بهم خیانت شده ،

    و الان به مدت دو سال هم هست که کلا دوستی ندارم ، یعنی نه اینکه اصلا ارتباطه برقرار نشده، چرا اتفاقا شده و دو هفته اول هم خیلی خوب پیش رفته ولی بعد یه مدتی همه چی خراب میشه … به همین‌ دلیل دیگه حتی نمیتونم با کسی ارتباط دوستی قوی داشته باشم و این خیلی ناراحتم میکنه و باعث رنج منه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    نسیم گفته:
    مدت عضویت: 1593 روز

    سلام به اساتید بزرگ جهان

    اومدم کامنت درباره موضوع این جلسه بزارم گفتم بزار چندتا از کامنت بچه ها رو اول بخونم که الحق و والانصاف که کامنتهای زیبایی از سعیده شهریاری عزیز و آقای حمید امیری ودیگر دوستان این بهشت زیبا خوندم که برای دقایقی اصلا یادم رفت چی میخواستم بنویسم .

    راستش تجربه زندگی من خیلی شباهت به سعیده جان داشت.

    چند ماه پیش منم به یک چالش بزرگ خوردم و همون شب تصمیم گرفتم از همسرم جدا بشم و گفتم به هر کجا رسیده به تصمیمم عمل میکنم. تا ساعتها جر و بحث و کشمکش داشتیم توی خیابون و بالاخره رسیدیم خونه به همسرم گفتم لباسهاتو جمع کن و برو از اینجا چون خودم دارم اجاره خونه رو میدم گفتم نیازی به موندنت نیست فقط از جلوی چشمام دور شو . هر چی اصرار کردم قبول نکرد و گفت تو الان عصبی هستی فردا در این باره صحبت میکنیم و طبق معمول همیشه فردا هم با دلقک بازی و شوخی و خنده ماجرا رو تموم کرد و کلی قسم خورد که تو اشتباه کردی و من مقصر نبودم و سوء تفاهم پیش اومده .

    من خیلی با خودم فکر کردم گفتم اگر واقعا من اشتباه کرده باشم چی؟

    وبا خودم گفتم یه فرصت دیگه بهش میدم و سعی میکنم بیشتر روی خودم کار کنم .

    و این موضوع حدودا مصادف شد با فایلهای الگوهای تکرار شونده . هر چی بیشتر فکر و توجه میکردم دیدم دقیقا توی زندگی گذشته من این الگوها تکرار شدن پس قطعا مقصر خودم هستم . به خودم قول دادم پیگیر این مسأله باشم و مشکل رو از پایه درست کنم .

    شروع کردم کار کردن با فایلهای رایگان درباره روابط و از خدا کمک خواستم . هدایت شدم به دوره عزت نفس .با اینکه خیلی خریدش واسم ساده نبود اما گفتم ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است و چون هدایت الهی بود خریدمش و متعهد شدم که هر روز روی خودم و شخصیتم کار کنم . از نظر دست آورد که خیلی فوق العاده بود .من توی زندگی خیلی گذشت میکنم همیشه سعی میکنم قانع باشم تا فشاری روی طرف مقابل نیاد فقط به این خاطر که از بچگی یادم دادن فقط بگو چشم . همیشه حق با مرد هست و زن هیچ حق اظهار نظر نداره و تنها وظیفه ش قانع بودن و چشم گفتنه و از خود گذشتگی بابت خوشحال کردن همسرش . من سالن زیبایی داشتم و چندین سال سابقه کار بعد ازدواجم به درخواست همسرم کار رو گذاشتم کنار و خونه نشین شدم بخاطر جلب توجه بیشتر همسرم چادری شدم .سابق غرق آرایش بیرون میرفتم و توی لباس پوشیدن آزاد بودم . اما الان اجازه یک قلم آرایش کردن که هیچ حتی اجازه ندارم ادکلن بزنم وقتی میرم بیرون با حجاب کامل بدون آرایش و بدون ادکلن . اوایل چون همسرم از این رفتار راضی بود خودم خیلی دوست داشتم اما حالا که دوره عزت نفس رو گرفتم و دارم کار میکنم تازه متوجه شدم من با خودم چه کردم!

    حتی با مادرم و اقوام اجازه رفت و آمد تنهایی ندارم همیشه باید همسرم با من باشه که بتونم برم .

    میشد حدودا 15 روز پامو از خونه بیرون نمیراشتم که اگه همسرم فرصت داشت منو میبرد بیرون وگرنه این موضوع ادامه داشت .

    اینا رو خودم به زندگیم جذب کرده بودم اصلا انگار خوشم میومد که همیشه از همسرم طلبکار باشم و بگم ببین چه زن خوب و از خود گذشته ای هستم . وبه همون نصبت توقعم بالا می‌رفت حالا که من اینقدر خوبم تو هم باید تمام حواست به من باشه .واسم کم نزاری همه وقتت با من باشه و کل مسائل دیگه .

    اما حالا که دارم روی عزت نفسم کار میکنم چندین بار ازش درخواست کردم که بیرون برم و یا پول بهم بده وسایل بخرم و اجازه بده باشگاه برم و چندتا درخواست دیگه که فکر نمی‌کردم اصلا باهاش موافقت بشه . اما به راحتی و بدون هیچ مشکلی هر بار موافقت شد و گفت حتما برو عزیزم بهت خوش بگذره.

    واقعاااا بعضی وقتا فکر میکنم دارم خواب میبینم .

    درگیریهامون خیلی کمتر شده همیشه ترس از دست دادن داشتم اما حالا فکر میکنم اگه روزی از هم جدا بشیم قطعا یک آدم بهتر وارد زندگیم میشه .

    همیشه شوخی میکرد که می‌خوام مهاجرت کنم تو اینجا بمون من هر چند ماه یکبار میام بهت سر میزنم .

    اینبار بهش گفتم اتفاقا منم می‌خوام برم فلوریدا دوست داشتی بیا اونجا همو ببینیم

    خلاصه که استاد با تمرکز سفت و سختی که روی آموزشهای شما گذاشتم به لطف الله زندگیم رویایی شده .

    با دوره 12 قدم هم هر روز هر آنچه که می‌خوام می‌نویسم و شب موقع چک درخواست‌ها میبینم حداقل 6 ،7 تاش به راحتی تیک خورده.

    دیشب داشتم فایل آقا رضای عطار رو برای چندمین بار می‌دیدم با خودم گفتم همون 5 سال پیش که با استاد آشنا شدم و همون سال اول هر چیزی رو که خواستم به دست آوردم نباید استاد رو و آموزشهاشون رو ول میکردم وگرنه الان از آقای عطار بیشتر دستاورد داشتم .

    حالا هم دیر نشده باز هم خدا رو هزار مرتبه شکر که دوباره خدا دستم رو گرفت و نزاشت غرق بشم یکبار دیگه هدایتم کرد الهی هزاران بار شکر بابت وجود این سایت و اینکه منو لایق دونستی که عضو این بهشتیان باشم .

    استاد پاینده باشید و بهترینها سهم دل مهربونتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    حسين عبدالله گفته:
    مدت عضویت: 3186 روز

    سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    خدایا سپاسگزارم که منو به این آگاهی ها وسایت الهی هدایت کردی

    در مورد این سؤال نقش من در روابط

    در مورد روابط عاطفی احساس میکنم خیلی عالیه ام

    اصولا آدمی نیستم که خیلی بخوام حساس باشم به هر چیزی

    به خواسته های طرف مقابلم اهمیت میدم و همواره سعی میکنم خواسته هاش رو انجام بدم ولی تا جایی که تحت فشار نباشم و اذیت نشوم یابرام سخت نباشه

    همواره سعی میکنم تا حدی که میتونم ارتباط عاطفی خیلی خوبی باهم داشته باشیم

    در روابط خانوادگی قبلا خیلی میخواستم نقش برجسته ای در همه موارد داشته باشم همیشه اظهار نظر میکردم در مواردی که حتی بمن ربطی نداشت و گاها میخاستم حتی نظرم رو به دیگران تحمیل کنم و حتی ناجی هم باشم

    ولی به لطف خداوند و آموزه های استاد الان خیلی بهتر از قبلم شدم زیاد درگیر نیستم تو مسائل خانوادگی ام و تا جایی که بمن ربطی نداره دخالت نمیکنم و خیلی رهاتر از قبلم هستم

    اگه یه موردی می بینم گاها شاید تذکر بدم ولی سعی می کنم در بیشتر موارد توجه نکنم و نخوام نقش ناجی یا هر چیز دیگری رو بازی کنم

    در روابط کاری الان خیلی بهترم ولی هنوز مشکل دارم و باید رو خودم کار کنم

    مثلا خیلی جاها از حق وحقوق خودم براحتی می‌گذرم

    یا خیلی جاها درخواست طرف مقابل رو براحتی قبول میکنم حتی وقتایی که برام سخته یا به ضررمه

    ولی در کل میتونم بگم الان نسبت به قبلم خیلی خوبم و هر روزم دارم بهتر میشوم بهتر عمل میکنم باورهای غلط رو پیدا میکنم و باورهای بهتری رو جایگزین میکنم از خداوندم میخام منو در این مسیر راهنمایی و هدایت کند

    استاد عزیزم صمیمانه ازتون سپاسگزارم باری این آگاهی های ناب و عالیتون

    شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 1969 روز

    سلام استاد عزیزم.

    به لطف رب العالمین امروز هدایت شدم به این فایل بینظیر.

    سوالات عالی شما در مورد الگو های تکرار شونده که میتونه با یکم تمرکز یه تبدیل بشه به یه آزمون.

    خیلی عالیه استاد.

    استاد من خیلی توی ارتباطات خودم با دیگران دو نقش را داشتم.

    1. نقش حامی.

    من به شدت احساس می‌کردم باید حامی بقیه باشم. با هر کسی وارد رابطه دوستی میشدم یا رابطه عاطفی تقریبا سعی می‌کردم تا اونجا که میشه مشکلات و مسائل اون فرد را حل کنم. بر میگرده به یکی از جلسه های دوره احساس لیاقت.

    در حقیقت من احساس لیاقتم را گره زده بودم به این موضوع.

    خداروصدها هزار مرتبه شکر و سپاس.

    الان خیلی بهتر از قبلم شده ام. اما هنوز جا دارم برای کار کردن روی شخصیتم و بهبود اون.

    استاد خیلی ازتون ممنونم. به عنوان برادر کوچکتر دستتون را میبوسم. خیلی خدا میدونه بودن تو این سایت بهم کمک کرد خودم را بشناسم. چقدر من راحت تر شدم و چقدر بیشتر از زندگی ام لذت میبرم فقط به این دلیل که اینقدر واس خودم ارزش قائلم که اجازه می‌دهم بقیه راه خودشون را بروند و مسیری که باید را طی کنند.

    خداروشکر. بینهایت خداروشکر.

    2. نقش قربانی.

    خب همونطوری که استاد گفتم من از شخصیت حمایتگر خیلی قوی ای برخوردار بودم و توش موفق هم بودم و تقریبا توی هر کاری برای بقیه و خودم میرفتم به محض ورود من کارها به قشنگی و به سادگی حل میشد. (این نکته مثبت خودم را برداشتم و هنوز ادامه می‌دهم. چطور از این راحت تر؟ چطور از این کار را انجام بدهم که به راحت ترین روش ممکن انجام بشود؟)

    خلاصه استاد من همیشه انتظار داشتم. و از جهتی اگر کسی هم میگفت پس چرا فلان کارو نکردی؟!

    خوب میذاشتم بگه و بعد با یه سیس خاصی میگفتم انجام دادم. شوما در جریان نیستید.

    همیشه این انتظار را داشتم همونجوری که من خودم را وقف دیگران میکنم، اونها هم همین کارو واسم بکنند، و همیشه سر خورده میشدم. همیشه ضایع میشدم.

    مثلا یادمه سر موضوع ماشین با داداشم بحثم شد، خیلی قشنگ پدرم برگشت به من. منی که بارها شده بود از بردن و استفاده ماشین گذشت کرده بودم. خیلی خیلی خیلی مثال دارم. حتی همین الان احساس نازیبایی دارم مینویسم.

    خداروشکر که تو این مسیر عالی قرار گرفتم. الان اصلا کاری نمیکنم برای کسی که بخوام بگم اون وظیفه داره یا نداره.

    نه اینکه بی احترامی کنم ولی خیلی راحت ایگنور میکنم. میگم نه من الان نمیتونم. الان وقتش را ندارم. الان زمان مناسبی برای این کار نیست. یادمه چند شب پیش پدرم گفت بشین یه نقشه بکش. گفتم الان وقت استراحت منه، ایشان خیلی ناراحت شدند و اعتراض کردند اما من از زمان استراحت استفاده کردم برای خودم و وقت گذرانی با همسرم.

    این خیلی واسم خیلی عالیه. خدارو میلیارد ها میلیارد بار شکر و سپاس.

    3. استاد در بعضی از موارد واقعا من بدنبال صلحم و اصلا وقتی با یه تضادی بر میخورم کشش نمی‌دهم.

    استاد الان مرز بین اون جایی که باید اعراض کنم و اونجایی که باید بدنبال حل مسئله باشم را تقریبا میفهمم. دارم کار میکنم و از مسیر لذت میبرم.

    اگر موضوعی با شخصی واسم پیش بیاد سعی میکنم با ادب و احترام حلش کنم. یا بعضی اوقات سریع و خشن. موضوع اینه که داره هر روز به نفع من پیش می‌رود.

    هرچی از نتایج این خودشناسی های دوره احساس لیاقت و 12 قدم و عزت نفس و کلا دوره های شما بگم کمه. این همون نعمتی است که خداوند به من داده که اگر تمام دریاها مرکب شوند و تمام درختان قلم بازهم نمیتوان شکر نعمت هایی که خدا داده را گفت. خداروشکر بینهایت. به اندازه بینهایتی خودش شکر و سپاس.

    استاد عزیزم. ممنونم ازتون.

    این هدایت من بود به این فایل و دقیقا وقتی بود که من یه الگوی تکرار شونده در خودم شناختم. همسو و هم راستا با این جلسه بود.

    برم بشینم دفتر ها پر کنم.

    عاشقتونم اساتید عزیزم.

    ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: