پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 9 - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 9
    172MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 9
    20MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

572 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1730 روز

    به نام الله هدایتگر

    خدایاهرانچه که دارم ازان توست وازتوبه من رسیده است

    خدایااعتباراین کامنت ازان توست وتوبگوچی بنویسم

    سلام دوستان خوبم

    این فایل نشانه من بود

    تمام اتفاقات زندگی مابه خاطرافکاروانچه که دادیم بهش توجه میکنیم واردزندگی مامیشه وهرچی بیشتربهش توجه کنیم نشانه هاش بیشترتوزندگی مادیده میشه وتبدیل به جزئی اززندگی مامیشه

    مهم این هست که داریم به چی توجه میکنیم

    سوال:درباره هدف هایی که هرباربه عنوان هدف سالانه یاکوتاه مدت انتخاب میکنیدامابه انهانمیرسیدفکرمیکنیدچه دلایلی باعث میشودکه شمابازهم به ان اهداف تعیین شده نرسید؟؟

    یک ازاهداف اصلی امسالم شروع کسبوکارپردرامدبودکه

    به خاطربی ایمانی وترس ازشروع وکمالگرایی وترس ازاشتباه نکردن بود

    من یک کاری رومیخوام شروع کنم امامیترسن اشتباه کنم وبه چگونگی رسیدن به اون هدف فکرمیکنم امابایدرسیدن به هدف روبه خدابسپارم وازمسیرلذت ببرم

    ازشکست خوردن میترسم میترسم که موفق نشم

    یکی دیگه به تعویق انداختن اهدافم هست که امروزوفردامیکنم واهمال کاری میکنم

    چون انگیزموازدست میدم ومیبینم که هدفم مشخص نیست

    ناامیدمیشم چون هدفم باشرایط الانم یکی نیست

    یکی دیگه ازعلت هاگوش کردن به افرادبیتجربه هست که باعث مشکلات من شدن ومهم این هست که ماداریم به چه کسی گوش میدیم

    توکل نکردن

    بی ایمانی

    نشناختن خودم وعلایقم

    ومهم ترازهمه شرک وروی خداحساب نکردنه

    عجله کردن

    مقایسه کردن خودم بادیگران

    هدف بعدیم سحرخیزیه:

    چون دلیل خاصی ندارم زودبیدارنمیشم واهرم لذت توذهنم برای سحرخیزی درست نکردم

    رفتن به باشگاه بدن سازی

    دلیل:میگم هزینش بالاست یاتنبلی میکنم یاانگیزه درستی ندارم برای رفتن به باشگاه

    کلاس خوش خطی هدف دیگم

    دلیل:چون هدف مهم تردارم برای خودم که افزایش درامدهست واین هدف روبه تعویق میندازم وامروزوفردامیکنم

    درکل ترس هاوشرک وعدم توکل باعث حرکت نکردنه

    به قول استاد

    توخودپای درراه بنه وهیچ مپرس

    خودراه بگویددکه چون بایدکرد

    شادوموفف باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1874 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    خداوند اهل ایمان را از مرد وزن وعده فرموده که در بهشت خلد ابدی که زیردرختانش نهرها جاری استدر آورد ودر عمارت نیکوی بهشت عدم منزل دهد وبرتر وبزرگتر ازهر نعمت مقام رضا وخشنودی خود را به آنان کرامت فرماید وآن به حقیقت فیروزی بزرگ است سوره توبه آیه 72

    خداوندا هرکه تورا چه ندارد

    همین که تو باشی کافیست

    همین که تو باشی خوب است بی نیازم

    تورا در قالب انسانهای خوب میبینم که به من خدمت میکنندواین از لطف بی کران تو است

    تورا در صدای مرغ عشق خانه ام میبینم که چه زیبا مینوازد وتورا به یادم میاندازد

    خداوندا قدرت سپاسگزاری از نعماتت را به این بنده آن عطا فرما که احساسم وقلبم با شکرگزاری تو گشاده تر وارام تر میشود قلبی که جایگاه تو هست وصدای تپش هایش را صدای تو حس میکنم که در کنارم هستی ومرا از حضورت بیدارمیکنی

    خداوندا اینقدر نزدیکم بودی و هستی وساده وراحت در کنارم که حس میکنم دستانت را روی شانه هایم و حضورت را که راهنمایی ام می‌کنی

    سلام ودرود به تنها استاد توحیدی وبانو استاد مریم جان عزیزم

    سوال:

    درباره هدف هایی که هر بار به عنوان هدف سالانه یا هدف کوتاه مدت انتخاب می کنید اما به آنها نمی رسید، فکر می کنید چه دلایلی باعث می شود که شما باز هم به آن اهداف تعیین شده، نرسید؟

    دقیقا مثال ها بی که گفتید در این فایل را من هم دارم

    چون در دوره شیوه حل مسائل به اینکه کمالگرا هستم اعتراف میکنم

    چقدر قشنگ در بخش 4توضیخ داده شد و فهمیدم هرهدفی را که اصلا می‌خوام انتخاب کنم دنبال قدم های بزرگ برداشتن هستم

    سنگ بزرگ را می‌خوام اول بردارم

    اصلا از اینکه به قدم های کوچک فکر کنم ذهنم می‌گفت برو سراغ هدف های بزرگ که کسی تو اقوام برنداشته

    تو اولی باش

    که دقیقا نتیجه اش این شد که من اومدم برای مغازه مقداری پول هزینه کردم ولی 5ماه است که مغازه ای در اختیارم قرار نگرفته

    چون کمالگرایی را انتخاب کردم به جای بهبودهای کوچیک

    از اینکه هدفی را تعیین کنم ولی شکست بخورم میترسم هنوز

    راستش هرکاری را شروع میکنم بعد یه مدت بی انگیزه میشم اولش شوق دارم بعدش برام خسته کننده میشه

    ته ته های ذهنم از اینکه حمایت نشم از همسرم یا انتظار دارم پول بهم بده تا کاری شروع کنم

    چون هدف هام را خیلی دور وواقع بینانه میبینم

    میگم حالا انجام دادم واونیرکه دوست داشتم نبود چی

    اومدم یه کاریشروع کردم با سرمایه خیلی کم ولی با دوتا حرف مشتری کشیدم کنار

    باز اومدم به کار دیگه شروع کردم ومجوز گرفتم ولی اونقدرها هم رشدی نداشت وبلاتکلیف مونده

    استاد همش از کمالگرایی میاد که من همون اول قدم های بزرگ برمی‌داریم وبعدش جامیزنم

    ریشه در باورهای من داره که این همه الگوی تکراری در این هدف دارم

    اصلا از اینکه یه هدف انتخاب کنم هم میترسم

    ولی بدون هدف انسان بی انگیزه هست بازی به هر جهت زندگی کردنه

    انسان بی هدف وبی انگیزه انسان مرده است

    میبینم افرادی که یه هدفی دارن چقدر شوق دارن چقدر انگیزه دارن ولی وقتی اون هدف را انجام میدن دیگه دنبال هدف بعدی نمی‌رن بعدش یکنواختی وبی هدفی باعث بیماری میشه

    مسیر رسیدن به هدف خیلی شیرین تر از خود هدف است

    واقعا تا حرکت میکنیم و قدمی برنداریم خدا چطور کمکمون کنه

    این قسمت هم پاشنه آشیل من هست که واقعا ریشه در عزت نفس داره

    وقتی عزت نفسم را بهبود بدم وخودم را بهتر بشناسم هدف انتخاب میکنم به جای فرار کردن کردن

    وقتی به قدم کوچولو برداشتم برای چند تاهدفم اینقدر قشنگ درها باز شد برام که میگفتم فقط با همین قدم ببین چه نعمت های سرازیر شد

    استاد این کمالگرایی من باعث شد که قدم های کوچیکی که الهام میشد را برندارم وفقط به خاطر ثابت کردن به بقیه وبگم من زن قوی هستم رفتم سراغ کارهای بزرگ ونتبجه اش نصفه و نیمه رها کردن هرکاری بود که دست میزدم

    همین قدم های کوچک که انجام میدم راه بعدی انگار برام باز میشه

    چند روز پیش اومدم به قدم کوچیک برداشتم چقدر ذهنم را باز کرد که میشه راحت پول بسازم ومستقل باسن وبه امید خدا شروع میکنم

    ولی با بهبودهای کوچک اما ادامه دار وتکاملی

    از خداوند بی نهایت سپاسگزارم که مرا به سمت شما استاد جان هدایت کرد

    که اصل را به ما یاد دادید

    خدایا عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    لیلا شریفی گفته:
    مدت عضویت: 1426 روز

    ب خدای مهربان !

    سلام ب استادعزیزم ومریم جان!

    درمورد سوالی ک فرمودید اینکه چ اهدافی هرسال انتخاب می‌کنید وب آنهانمیرسید و چ دلایلی باعث میشه ب آنهانرسید؟ 1 بارها باهار تلاش کردم آرامش داشته باشم ب هیچ چیز جز آرامش فکرنکنم ی مدتی تمام تمرینات مربوط ب آرامش انجام میدم یعنی خوب پیش میرم بعددوباره میریزم بهم دلیلش هم افکار منفی مثل ترس احساس گناه فکرکردن ب آینده وو.. 2هدف بعدیم شعل معلمی بودک باوجودتلاش زیاد ادامه تحصیل رفتن ب دانشگاه دررشته تربیت بدنی نتوستم ب این هدفم برسم افکارمحدودکننده اینکه تو چی میخوای ب بچه ها آموزش بدی دس کم گرفتن خودم ولایق ندونستن وباخوددرصلح نبودن باعث شد فاصله بگیرم رویاهام ونرسم ب این هدفم … 3_هدف بعدی رابطه ای ک توش وابستگی نباشه هرموقع من برنامه میریزم ک وابسته نباشم آزاد رها باشم نمیشه ی مدت کوتاه انجام میدم ولی باز افکارمنفی مثل زنم و ب مرد نیازدارم باید باشه تابتونم اززندگی لدت ببرم فقط باید بامن باشه ب من محبت کنه برای من همه کاری انجام بده شادم کنه ووودرحالیکه هیچ کس مسئول شادکردن خوشبختی آرامش من نیس ومن خالق زندگی خودم هستم من مسئول شادی آرامش خودم هستم ن کس دیگه ..

    4_هدف بعدی گرفتن باغ بزرگ سرسبز و ی خونه باغ زیبا همراه استخر است فعلا بهشون نرسیدم البته باغ خریدم ولی باغ سرسبزی نیس فعلا ولی خداروشکرکنم اونم خریدم ولی باچیزی گ توذهنم فاصله دارم ک فعلا افکار محدودکننده مثل نداشتن لیاقت ،کمبودپول ،بدست آوردن این چیزا سخته بایدخیلی تلاش کنم ترس ازپیشرفت ،

    5_هدف بعدی داشتن ماشین برای خودم هست ک تصمیم گرفتم بخرم همه چی جور بود ولی نشدبخرم بازم ی سری موانعی مثل ترس وحرفای همسرم ک ازماشین من استفاده کن ماشین جدا میخوای چیکار کجامیخوای بزای جاکمه پارکینگ برای ی ماشین هست اگ ماشین بخری ضررمیکنی فلان بهمان نشد ماشین بخرم خیلی هدف‌ ها هست ک ب بعضیاشون امسال رسیدم گرفتن مدرک تزریقات سالها بود از آمپول سروم زدن میترسیدم گفتم باید پارو ترسم بزارم برم آموزش ببینم هم ترسم میریزه هم میتونم تزریقات انجام بدم ک خداروشکر تونستم این کارانجام بدم ،بافتن تابلو فرش هدف بعدیم بود گ شکر خدااونم انجام دادم واقعا لدت بخش برام وقتی گلهای قالی میبینم ک چ چیزی خلق کردم احساس فوق العاده ای بهم دس میده همین چیزا بهم انگیزه میده برای هدفای بعدیم ک امیدوارم ب کمک خداوند ب تمام اهدافم برسم ..از استاد عزیزم ومریم جانم بی نهایت سپاسگزارم .دوستتون دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2166 روز

    به نام رب هدایتگرم.

    سلام استاد عزیزم خیلی ممنونم بابت ارائه فایلهای عالی و ارزشمندی که گنج های واقعی هستن.

    چندروزی خیلی فکرم درگیر بود برای همین سوالات،میگفتم چرا جواب اکثر سوالاتو بعد از کمی فکرکردن میفهمم ولی همچنان نمیتونم خیلی خوب به راهکارها عمل کنم؟

    مثلا من میدونم برای بحث ترسها باید وارد چالشهای زندگیم بشم، حضور خدا رو حس کنم ،روی هدایتش حساب کنم و و و…. ولی شاید چندبار اینجوری فکر کنم چندبار عمل کنم و بعدش برمیگردم به شیوه قبلیم!چرا اینجوریه؟

    یا تو موارد دیگه چرا به این مسیر پایبند نمیمونم با وجود اینکه قانون رو میدونم؟؟؟؟

    در همین فکرها و درگیری ها بودم که تو لبتابم چندتا فایل قدیمی پیدا کردم که قبلا تو سایت جز دانلودی ها بوده ولی الان بنابر دلایلی حذف شده،اونها رو به گوشیم انتقال دادم و تو فرصت مناسب گوش کردم، خدای من جواب سوالم داخل همین سه تا فایل قدیمی بود و تلنگر شدیدی بهم زد .

    چکیده ای از صحبتهای ارزشمند استاد و برداشت خودم رو مینویسم تا بیادم بمونه :

    استاد میپرسه چرا باوجود اینکه قوانین رو میدونیم ولی بهش عمل نمیکنیم؟

    و تو سه تا فایل ارزشمند در مورد این موضوع صحبت میکنه .

    از دیروز بارها و بارها گوش دادم و دقیقا فهمیدم مشکل من و امثال من کجاس.

    ضعف در ایمان

    وقتی به خودم و عملکردم نگاه کردم متوجه شدم بله همینه،من فقط قانون رو میدونم! یعنی مثل مطالب کتابهای درسیم فقط خوندمش که همچین قانونی هم هست ولی بهش ایمان ندارم! ایمان ندارم که همین قانون ،باعث پیشرفتم میشه! ایمان ندارم که قدم اولو بردارم! ایمان ندارم که دست از هرچی عامل خارجیه بکشم!

    در یک کلام ایمان ندارم همه چیز فقط و فقط و فقط همین قانونه و لاغیر!

    یعنی میدونم یکسری قوانین هست که حتی تو قرآن بهش اشاره شده،تمام پیامبران در جریانش بودن ،خیلی از عارفان و شاعران بزرگ ازش استفاده میکردن ،هر آدم‌موفقی ازشون استفاده کرده،اون قانونها اصل جهانه، همه چیزی برای همه میتونه فراهم کنه ولی ولی ولی اینها فقط دانسته های منه!!

    شنیدم که قانون جواب میده اما با چشم خودم ندیدم،البته گاهی نتایج کوچکشو دیدما ولی بهش مطمعن نیستم! گاهی توجه نکردم به نتایج کوچیک، گاهیم ربطش دادم به عوامل دیگه ….

    مثلا

    آیا من ایمان دارم کشورم هیچ تاثیری تاکید میکنم هیچ تاثیری در موفقیتم نداره؟

    آیا من ایمان دارم جنگ و درگیری هیچ تاثیری در زندگیم و آرامشم نداره؟

    آیا من ایمان دارم وضعیت دلار و طلا وارزش پول کشورم وَ وَ وَ هیچ تاثیری در موفق شدنم نداره؟

    آیا من ایمان دارم دوستم،پدرم،مادرم،همکارم که تو موقعیتی ناراحتم کرد و فلان کرد ،خودم اون رفتارشو خلق

    کردم و اون شخص مقصر نیست؟

    آیامن ایمان دارم فلانی که باهاش تو رابطه بودم ،خودم تعیین کردم کدوم مدل رفتارو بروز بده؟؟

    .

    یا فقط الکی حرف قانونو میزنم که من خالق زندگیمم،فرکانسام مهمه ؟؟؟ ولی درونم پر از این افکاره ؟که اوندفعه به هدف کوچیکم رسیدم درست،ولی دلیل نمیشه ایندفعه هم برسم! چون هدفم بزرگتره!

    حالا اوندفعه شدا ولی از کجا معلوم همیشه برام جواب بده؟

    شاید اصلا برای من جواب نده؟!

    یا شاید فلان قانون کشورم و فلان تصمیم غلطشون منو از اهدافم دور میکنه؟؟

    بلاخره کشوری که داخلش هستم مهمه چون سیاستهاش فلانه؟؟؟

    یا فلانی که ناراحتم کرد اصلا اونکه آدم نیست همیشه بداخلاقه و من بدشانسم که به پستش خوردم؟

    یا فلانی که باهاش رفتم تو رابطه عاطفی ،تقصیر من نبود کلا آدم بدیه یدونه اخلاق خوبم نداره همیشه همینه من چقدر بدشانسم که این آدم به تورم خورد؟

    کدوم نمونه از موارد بالا در مورد من صدق میکنه؟؟؟

    این سوالا مثل بازجوییه یعنی استرس جواب دادن بهش در مقابل خودم رو داشتم .

    کرک و پرم ریخت آقا ،من تصمیم گرفتم با خودم روراست باشم .

    من ایمانم ضعیفه خیلیم ضعیفه

    هر چقدرم کمالگرایی نذاره افشاگری کنم ولی سر خودمو نمیتونم کلاه بذارم به خودم که نمیتونم دروغ بگم ،شاید تو حرفام بگم فقط فرکانسام مهمه فقط قانون جهان مهمه و ال و بل,ولی ته ته ذهنم اینه که بلاخره من تو این جامعه زندگی میکنم دیگه، سیاستهای دولت تو زندگی مردم تاثیر داره دیگه، بلاخره رئیس جمهور مهمه دیگه، اصلا بازار جهانی ک دست من نیس!! آقا تحریم پس چی یکمی مهمه دیگه! اصن ژنتیک ! جنسیت! خانوادم !!!مهمن دیگه وووووووو

    مغزم داره منفجر میشه بچه ها.

    « من جایی زندگی میکنم که مقاومت در برابر قانون جهان زیاده،یعنی هرلحظه هزاران باورمخرب و حرف منفی از طریق اطرافیان و رسانه هاو… میشنوم که میگن کشور مهمه،قانون اساسی مهمه،دلار مهمه،تحریم مهمه،پول نیس،همه چی شانسیه، خدا برایکی خاسته برا یکی نخاسته، اشک بریز برا حسینش تا بری بهشت، زندگی رو به خودت حروم کن تا بخشیده بشی و خدا دلش بسوزه،جهان سومی هستیم، خانوادم فقیرن، شهرم پتانسیل نداره، رئیس جمهور فلانه،پدرم مادرم همسرم اجازه نمیده وَ وَ هزارتا ازاین وَ ها…. تمام قدرت رو به عوامل خارجی میدن ،حالا منی که ایمانم ضعیفه و ته ذهنم هنوز همچین افکاری دارم آیا میتونم اونجوری که باید و شاید به قوانین خداوند عمل کنم تا نتیجه مطلوب رو بگیرم؟؟؟

    معلومه که نمیتونم، با اینهمه حرف و هجمه ای که هست با کوچیکترین اتفاق ناجالبی از مسیرم برمیگردم و‌کافر میشم،چون اولا شیطان درونم که بیکار نمیشینه ! و دوما قوانین فرّار هستن اگه یکذره ازش فاصله بگیرم میاد با باورهای منفی ،اخبار منفی و مردمی که مدام بر خلاف قانون صحبت میکنند خیلی زود باورها و ایمانم رو ضعیف و ضعیفتر میکنه! و نتیجه میشه همینی ک هست !

    یعنی یکروز خوب یکروز بد!

    یکروز عمل به قانون،یکروز کلا ولش کن!

    یکسال درآمد بالا و خوب،در عرض یکماه سقوط به ته دره بی پولی و صفر مطلق!

    یکروز پر از انگیزه و امید ،یکروز افسرده و ناامید!

    وَ وَ وَ هزارتا مسئله دیگه که خودم میدونم.

    من باید چیکار کنم که ایمانم رو تقویت کنم؟؟؟

    اولین کارم مهمترین کارم واجبتر از هرچیز دیگه ای برای منه نجمه تقویت ایمانه و فهمیدم مهم نیست چقدر قانونو‌ میدونم مهم اینه ایمانم بهش چقدره.

    من ایمان دارم اگه آب بخورم تشنگیم رفع میشه حالا هزار نفر بگن نه اینطور نیست فکرت غلطه ،مثلا بگن تشنگی رو قورمه سبزی برطرف میکنه کلی دلیل و‌منطق بیارن مقاله علمی بیارن مگه من حرفشونو باورم میکنم ؟؟؟

    خب معلومه که اهمیت نمیدم به حرفاشون اتفاقا تو دلم میخندم چون میدونم و

    باور کردم و

    ایمان دارم که آب تشنگیمو برطرف میکنه

    چون اولا دیدم و‌بعدم بارها و بارها وقتی تشنه بودم آب خوردم و گفتم آخیشششش! تشنم بودا …… هیچوقت نگفتم حالا بیام قورمه سبزی رو امتحان کنم شاید بقیه یک درصد درست بگن !

    به نظر من نقش قانون جهان در زندگیمون و نقش چیزهای دیگه ای که خودمون الکی بهش قدرت دادیم شبیه همین داستان مسخره و خنده داره که فکر میکنیم با قورمه سبزی تشگیمون رفع میشه!

    خدای عزیزم ممنونم که هرلحظه هدایتگرم هستی و ضعف بزرگمو فهمیدم نمیدونم اشک بریزم بخندم چیکار کنم؟

    مات و‌مبهوتم !!

    کامنتم طولانی شد انشاالله خداوند فرصت بده در کامنت های بعدی در مورد تقویت ایمان و راهکارهایی که استاد دادند،بنویسم.

    دوستون دارم انشاالله در پناه الله باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مهناز شعبان زاده گفته:
    مدت عضویت: 1788 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد عزیز،

    در مورد عوامل نرسیدن ب اهدافم:

    1.اینکه اول شروع کار، پرانرژی ام اما بعد انرژی وانگیزه ام کم میشه.2.گاهی هدفم واقع بینانه نبوده.3.از لحاظ حمایت، هم از طرف خانواده حمایت نشدم و بیشتر اهدافم بخاطر حمایت نشدن مالی یا احساسی خانواده، رهاکردم،

    در حالیکه دوستدارم خیلی خیلی ادم قوی‌تری باشم و بدون هیچ حمایتی بتونم ب اهدافم برسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تمام اتفاقات زندگی ما:

    به واسطه ی افکار باورها و کانون توجه ما به وجود می آید

    هر آن چیزی که در زندگی خود تجربه می کنیم چه خوب چه بد خواسته یا ناخواسته:

    توسط خود ما نه هیچ عامل بیرونی دیگری رخ می دهد

    هیچ عامل بیرونی نیست که:

    زندگی ما را تحت تاثیر قرار دهد

    هر شرایط و اتفاقی را: تنها خودمان خلق می کنیم

    واکنش های ما به اتفاقات و شرایط باعث می شود:

    از آن جنس اتفاقات بیشتر یا کمتر برای ما رخ دهد فارغ از اینکه اتفاقات:

    جالب یا ناجالب باشند

    به هر چیزی توجه کنیم: از جنس همان بیشتر و بیشتر خواهد شد

    کافی است به موضوع خاصی توجه کنیم:

    نشانه های آن را بیشتر و بیشتر در زندگی خود می بینیم

    زمانی که احساس بد داریم:

    نارضایتی بیشتر را تجربه می کنیم

    زمانی که به خاطر نعمت های خود سپاسگزاریم به زیبایی ها و نکات مثبت توجه داریم:

    کانون توجه ما اتفاقات بهتر و مثبت تری برای ما رقم می زند

    اگر الگوهای تکرار شونده داریم:

    -افکارو فرکانس خاصی را همواره به جهان هستی ارسال می کنیم

    -باورهای بنیادین و اساسی ما که قدرت بسیار زیادی دارند هر بار فرکانس یکسانی را به جهان هستی ارسال کرده:

    الگوهای تکرار شونده را به وجود می آورند

    الگوهای تکرار شونده: می تواند در تمام حوزه ها و زمینه ها باشد

    شرایط و اتفاقاتی در زندگی ما به صورت متناوب تکرار شده تا جایی که آنها را:

    به عنوان جزئی از زندگی خود پذیرفته ایم رخ دادن آنها را طبیعی تلقی می کنیم و اغلب دیگران را مقصر رخ دادن آنها می دانیم

    به شدت:

    مراقب اتفاقات تکرار شونده باشیم

    اگر اتفاقی هر چند وقت یکبار در زندگی ما تکرار شده و افرادی که وارد زندگی ما می شوند ویژگی های یکسانی دارند:

    به دنبال افکار و باورهای مخرب و نادرست در ذهن خود باشیم

    تمام شرایط و اتفاقات زندگی ما:

    به واسطه ی افکار و باورهایمان خلق می شوند

    باورها:

    -افکاری است که بارها و بارها در ذهن ما تکرار می شوند

    -توسط والدین جامعه شبکه های اجتماعی در دوران کودکی در ذهنمان ایجاد شده و با باور کردن و تکرار مکرر آنها:

    اتفاقاتی را وارد زندگی خود می کنیم که با باورهای بنیادین و اساسی ما هماهنگ است

    یکی از راه های تشخیص باورها:

    بررسی اتفاقات مشابه در زندگی ماست

    قدم اساسی برای تغییر الگوهای تکرار شونده:

    تشخیص و طبیعی ندانستن آنها و این که بدانیم ما با افکار و باورهای خود آنها را خلق کرده ایم است

    اگر باورهای مناسب در هر زمینه ای داشته باشیم:

    *الگوهای تکرار شونده مثبت داریم

    *از دیدگاه خود و دیگران: افراد خوش شانسی هستیم

    اگر باورهای نامناسب در هر زمینه ای داشته باشیم:

    *الگوهای تکرار شونده منفی داریم

    *از دیدگاه خود و دیگران: افراد بد شانسی هستیم

    افکار و باورهایی در ذهن ماست که چون آنها را تغییر نداده و مرتبا در ذهنمان تکرار می شود:

    جهان شرایط اتفاقات و موقعیت هایی هماهنگ با باورهای ما را برایمان به وجود می آورد

    اگر اتفاقی برای ما تکرار می شود:

    بدون شک باورها و برنامه ی ذهنی ما چنین شرایطی را برایمان رقم می زند

    از خود سوال کنیم:

    چرا برای دیگران چنین اتفاقی رخ نمی دهد؟

    چرا تنها برای ما این اتفاق رخ می دهد؟

    اتفاقات تکرار شونده را: با باورهای خود خلق می کنیم

    برای پی بردن به الگوهای تکرار شونده به سوال زیر پاسخ دهیم:

    چه اهدافی را هر بار برای خود انتخاب کرده اما به آن دست نیافته ایم؟ چه دلایلی برای عدم تحقق اهداف خود داریم؟

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    مرد خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 1365 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    من به اهدافی که دوست دارم مثل باشگاه رفتن انجام دادن همه کارهای روز مره زندگیم به صورت مرتب یاد گرفتن مهارت جدید در کسب و کارم بیدار شدن هر روز صبح ساعت 5 و نکشیدن سیگار همون یک نخی که الان دو سال میخوام اون یک نخ در روز نکشم ولی نمیتونم الان که به این موضوع فکر میکنم دلیلش اینه که تمرکز نمی‌کنیم روی یک هدف که بهش برسیم اولا خودمون درگیر حواشی بیخود و پوچ میکنیم مثل دوستان بدرد نخور که هیچی ازشون یاد نمیگیریم مثل مهمونی های الکی مثل صبحت های بیهوده و لغو که اینا حواشی هستم که ما رو از صراط مستقیم دور میکنن. و دلیل دوم این که میخوام همه اهداف به دست بیاریم ولی نمیشه باید دونه به دونه به دستشون بیاریم اول باید حال دلمون خوب بکنیم با گوش دادن فایل های استاد عزیزان از فایل های رایگان استفاده بکنید بعد که وقتش برسه دوره خودتون خریداری میکنید دنبال رسیدن زود به آخرش نباشید تو رو خدا نباشید این دنیای که استاد عباسمنش عزیز برای ما پنجرش باز کرده یه دنیای شیرینی که ته نداره فقط حال دلتون خوب کنید روز به روز کیفت خودتون و زندگیتون با آموزش های استاد بالا ببرید و لذت ببرید این دنیا ته نداره که بعضی میخوان یک شبه پولدار بشن یک شبه یک آدم منظم بشن یک شبه استاد در یک کار بشن یا یک شبه بهترین رابطه به دست بیارن ما یا من فرق نمیکنه ما یک خانواده هستیم و مسیر همه ی ما یکی هست اول باید روی خودمون کنترل داشته باشیم تقوا داشته باشیم ورودی هامون کنترل بکنیم بعد تمرکز بکنیم روی اهدافمون استاد واقعا ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      آرام گفته:
      مدت عضویت: 2178 روز

      یاحق

      سلام و درود فراوان

      برادر بزرگوارم کامنت شما دقیقا جواب سوال من بود

      همین العان ساعت 1:6دقیقه نیمه شب 13/7/1402 از خدا خواستم هدایتم کنه و دقیقا سوالم این بود : (خدایا من میخوام یکی از دوره های استاد را بخرم ولی بین دوره عشق و مودت. دوره روانشناسی ثروت 1. دوره قانون آفرینش موندم تو بگو کدوم را بخرم )و خیلی سریع و زیبا هدایت شدم به کامنت شما….

      خدای من چقد سریع و خوب جوابم را دادی خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

      برادر عزیزم بهترین ها را برات آرزو میکنم امیدوارم توانمندی و شجاعت و اراده ات برای رسیدن به خواسته هات هزاران برابر بشه و موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 874 روز

    به نام خداوند روزی دهنده

    سلام به همه

    من از چندین سال پیش دو تا هدف برای خودم داشتم یکی مهاجرت و دیگری موفقیت مالی

    و بحث مهاجرت به امریکا هدف نوجوانی من بوده و زمانی که راهنمایی بودم این خواسته را داشتم و زمانی بوده که استاد این خواسته رو نداشته اما من داشتم اما استاد به راحتی مهاجرت کرده و من هنوز همینجا هستم و بررسی کردم که چرا واقعا من به این ارزوهام نرسیدم.

    در واقع اگر ریز بررسی کنم مثل اینه که بیام زیر وزنه 500 کیلویی در حالی که هیچی نمیدونم و اماده نیستم

    1- بزرگترین مانع من عدم خودباوری به خودم هست که در درونم میگم نمیتونم این کار رو انجام بدم و ترس سراغم میاد اما واقعا به خودم باور نداشتم و ترس های من بزرگتر از من هستن و منو در بر میگیرن و مثل پوست گندم هستن که موقع به باد کشیدن باد میبرتشون و چیزی نمیمونه.

    نمونش من اولین بار که لاغر شدم و بعد سالها چند کیلو اضافه شدم و باور داشتم که به راحتی لاغر میشم و به راحتی لاغر شدم اما در مورد اون خواسته های مالی و مهاجرت من نتنها باور نداشتم بلکه ترمز بزرگ دارم و یه جورایی احساس لیاقت داشتنش رو نداشتم

    2- در بحث مالی وقتی به خودم نگاه میکنم من تا همین یک ماه پیش اصلا نمیدونستم علاقه ام چیه و برای صدها نفر کار کردم و هی از این شاخه به اون شاخه پریدم و دستاوردی پولی نداشتم ولی دوستام یه شغل رو ادامه دادن و با همون به خونه و ماشین رسیدن ولی من صدتا کار عوض کردم و صدبرابر اونا کار کردم. قانون رو بلد بودم و سرم توی موفقیت بوده و یک دهم اونا از لحاظ مالی پیشرفت نکردم در نهایت ناامید شدم و انگیزه هام رو از دست دادم

    3- قدرت دادن به عوامل بیرونی : همش شرایط هدف رو به دولت .به خانواده و به مردم ربط دادم و در واقع گدایی میکردم که وقتی اونا درست بشن کار منم درست میشه و خب دیدم که اینقدر چشم به راه عامل بودم اخرش هم هیچی به هیچی شد و حتا بدترم شد و باعث شد احساس قربانی بودن بکنم و شرایط بازم بدتر بشه و در واقع من مسئولیت خودم رو به عهده نگرفتم و همش از زیر مسئولیتم شانه خالی کردم

    4- وقتی به دلیل دیگه نگاه میکنم میبینم که من برای خودم هیچ اجباری نذاشتم که حتما باید به هدفم برسه و یا مرگ یا زندگی باشه و شاید چون شرایط محیا بوده راضی به همین راحتی و موندن توی دایره امنیت بودم و خب بالطبع تمرکزی هم روی خواسته هام نداشتم و بگیر نگیر داشته و مثل یو یو بودم یعنی ادامه دار نبوده

    5- هیچ وقت در زندگیم خدا رو دخالت ندادم و میدونستم هست ولی ازش کمک نگرفته بودم یعنی من هیچ رابطه و شناختی ازش نداشتم که ازش بخوام هدایتم کنه و راهم را نشان بده

    6- وابستگی ها و ترس ها که باعث شده به یکجا بچسبم و نخوام همین شرایطی که دارم رو از دست بدم که دیگه ممکنه نداشته باشمش و هرکدوم رو بررسی میکنم بازم به خوباوری و عدم لیاقت درونی میرسم

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    سعید پاشایی گفته:
    مدت عضویت: 1618 روز

    به نام خداوند یکتا

    درود به استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام دوستان عزیز

    دیشب که مرا به سوی نشانه ام هدایت کن رو کلیک کردم منو به این قسمت هدایت کرد و درست سوالی که داشتم و ذهنم رو درگیر کرده بود رو دیدم چرا هر سال هدفم را مینویسم ولی به آن نمیرسم

    هدف من موفقیت مالی هست و هرسال مینویسم و چند روز اول سال خیلی خوب پیش میرم و هر روز کار دارم و میگم دیگه تمام امسال دیگه استارت خورد و دارم خوب پیش میرم و بعد از یمدت دوباره روز از نو روزی از نو (یمدت یعنی چند روز بعدش )

    الان که خوب فکر میکنم شاید یکی از دلایل روزای اول سال خیلی خوب کار میاد انگیزه ای هست که برای پیشرفت در سال جدید دارم،ولی به محض اینکه یک روز کار نمیگیرم سریع سیستمم عوض میشه،و دوباره ناامیدی و نجواها میان سراغم

    یعنی میشه که حال خوب من شرطی شده باشه،یعنی اگه کار باشه من حال خوبی دارم و انگیزه دارم اگه نباشه سریع ناامید میشم،یا وقتی کفگیرم ته دیگ میخوره دوباره کار میاد،

    من میدونم که کار هست چون اگه کار نباشه زمانی که داره پولم تمام میشه هم باید کار نباشه،پس چرا اون موقع کار هست،

    امسال با تعهد بیشتری میخواهم ادامه بدم فایلها رو هر روز انجام میدم و تمریناتم را مینویسم و تا جایی که بتوانم کامنت مینویسم و از خودم ردپا بجا میزارم

    ممنونم که راهنمایی میکنید

    در پناه حق

    بدرود

    ردپا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      پریا گفته:
      مدت عضویت: 578 روز

      سلام دوست عزیز چقد این کامنت شما حرف دل من بود

      دقیقا من هم تو کارم اینجوری ام و نمیدونم چکار باید بکنم که یک روز سر کار نیستم بی انگیزه نشم یک روز مشتری نیست ناامید و بی انگیزه نشم

      چقد با این جمله حالم دگرگون شد دقیقا حال خوب من گره خورده با مشتری داشتن و ذهنم شرطی شده که اگه کار بود حالم خوبه اگه نبود حالم بده

      دوست عزیزاگه راه حلی براش دارید یا پیدا کردید ممنون میشم بامن هم به اشتراک بذارید موفق و‌موید باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2410 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    .

    من برای اینکه خودم فهمیدم که من دارم باورها را فقط گوش می کنم یعنی فقط در حد شنیدن بود تا

    باور واقعی

    هر چی حرکت می کردم دوباره سقوط می کردم

    تا اینکه اومدم چند روز کمتر کردم گوش دادن به فایل ها را یعنی ذهنم دائم بهم می گفت دیگه درست شد دیگه خوب شدی

    برو و اقدامات را انجام بده

    می رفتم حرکت ها را می کردم و چون برای حرکت کردن ها فایل ها جوش دادنش کم میشد

    دوباره همون کارها و رفتارهای قبلیم سر باز می زد .

    الان داشتم سوالات بالا را جواب می دادم و فهمیدم دقیقاً همینه برای من

    وقتی فرو می روم در مثلا یک بیزینس حرکت های عملی را انجام می دهم خدا را شکر ولی نباید از

    گوش جان دادن به فایل ها دور شوم و من این کار را می کردم البته که خیلی از فایل ها و جملات در وجودم بهم می گفت ولی باز هم جای کار دارم و باید درستش کنم

    خدایا شکرت

    یعنی مثل کسانی که کار می کنند و یک موفقیت های بزرگی هم کسب می کنند بعد دیگه هیچ خبری ازشون نیست و هیچ کسی محل بهشون نمی‌ده و بعد یا به یک بیماری ها علاج مبتلا می شوند یا بعد از مدتی می میرند

    می خواهم بگم ساختن باور باید دائمی همیشگی و پیوسته باشد

    البته خدایا شکرت استاد در فایل ها خیلی گفتند مخصوصاً یادمه در دوره دوازده قدم ولی باز هم به خودمون یادآوری کنیم چون پاشته آشیل همیشه هست و با کار کردن روی خودمون درست تر می شود ولی تموم نمی شود

    خدایا شکرت.

    .

    الان من در دوره روانشناسی ثروت یک و بعد هم روانشناسی ثروت دو دارم کار می کنم خدا را شکر

    و یک کمی از عزت نفس و فایل ها و تمرینات دوره عزت نفس دور شده ام

    الآن که داشتم به سوالات جواب می دادم دائم صدا در درونم می گفت این را که تو نداری …. برای تو که نه … برای تو که نیست

    ولی خداوند رحمان و رحیم دست بنده را هیچ وقت رها نمی کند

    و بهم گفت بیا بنویس خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: