پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 10 - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

454 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1422 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    این فایل های الگوهای تکرار شونده واقعا برای من درس هابی عالی داشت

    واقعا حالم را خوب نگه داشته است

    می دانم که هر چه است نتیجه افکار و باورهای خودم است

    الگوهای تکرار شونده واقعا برای همیشه در حال تکرار و تکرار است

    مثل همین کمبود پول

    کم آوردن پول

    نداشتن موجودی کافی و خال شدن حساب بانکی ام

    دیر به حال خوب رسیدن

    زود عصبانی شدن

    از کوره در رفتن

    حال خوب نداشتن

    از جواب نه شنیدن بهم می ریزم

    اکنون می فهمم که همه اینها بخاطر افکار خودم است و این افکار در ذهن من همیشه مانع از رسیدن من به موفقیت و حال خوب است

    هر چه بیشتر روی خودم کار کنم

    هر چه بیشتر بتوانم خودم را در حال خوب نگه دارم بی شک کمتر با این اتفاقات روبرو خواهم شد

    الگوهای تکرار شونده همیشه در زندگی من بوده است ولی من دقت نمی کردم

    ولی من به آنها اهمیت نمی دادم

    من به آنها با دقت نگاه نمی کردم که بفهمم که همه اینها نتیجه افکار و باورهای خودم است

    سخت پول به دست آوردن

    نتوانستم درست خرج کردن

    حال خوب نداشتن با پول

    نتوانستن اینکه پول را برای مدتی پیش خودم نگه دارم بدون اینکه دست به آن نزنم و آنرا خرج نکنم

    اینها همگی در زندگی من وجود داشته است اما به آن توجه نمی کردم

    اما به آنها دقت نمی کردم

    چون به آنها فکر نمی کردم و توجه نمی کردم

    خدا را شکر که اکنون در مسیری هستم که می دانم همه اینها خلق خودم بوده است

    همه اینها نتیجه فرکانس ها و باورهای خودم است

    پس اکنون زمان بگذارم و روی خودم کار کنم و همیشه دنبال بهتر شدن خودم باشم

    یاد بگیرم که همیشه فکر کنم

    همیشه دنبال دلیل و چرایی کارهای خودم باشم

    آنوقت است که من براحتی و آسانی می توانم دلیل تمام اتفاقات زندگی خودم را بفهمم

    چون افکار و باورهای خودم را تغییر نداده ام همیشه این اتفاقات تکراری برای من رخ می دهد و آنقدر برایم رخ داده است که اکنون برایم عادی و روزمره شده است

    بیشتر اوقات من به افراد بها می دهم و بعد آنها شروع به انتقاد کردن از من می‌کنند

    جوری از من انتقاد می کنند انگار که من هیچ بلد نیستم

    جوری از من انتقاد می کنند که انگار می خواهند به من درس بدهند

    افراد در وهله اول با حس خوب با من روبرو می شوند ولی بعد شروع به سواستفاده کردن از من می کنند

    همه اینها اکنون که به آنها فکر می کنم می بینم که دقیقا برایم عادی و تکرار شونده شده است

    باید روی خودم و افکار و باورها و عملکرد خودم بیشتر و بیشتر کار کنم

    تا بهتر بتوانم این الگوها و این رفتارها را کنار بگذارم

    ممنونم استاد عزیز

    سپاس از استاد عزیز بخاطر تهیه این فایل های ارزشمند

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    سولماز ستاری گفته:
    مدت عضویت: 2518 روز

    با سلام ووقت به خیر خدمت استاد گرامی و خانم شایسته گل و همه دوستان خوبم:

    معمولا خیلی وقتها پیش میاد که افراد در برخورد با من ،به صورت کودکانه صحبت میکنن،چون من خودمم معمولا با همسر و خواهرشوهرم خیلی موقع ها به صورت بچه گانه حرف میزنیم و برام خیلی پیش میاد که از اقوام و ودوستان،بچه گانه باهام صحبت میکنن.در حالیکه شاید اون فرد به هیچ عنوان با کس دیگری این وجه شو نشون نده.

    یعنی افرادی بودند کاملا جدی ،بر فرض مثال ،پدرشوهر خودم ،اما ایشون بیشتر موقعها با من کودکانه احوالپرسی میکنه.

    واینکه همینطوری که یکی از دوستان اشاره کردند،منم در جمع فامیل که هر از چند گاهی دورهم جمع میشیم،اونها خیلی اشاره میکنن که مثلا مثل ستاره سهیل میمونی و اصلا کجا هستی و از این حرفها.

    حالا در زمان مجردی هم ،به واسطه اینکه اولا اصلا بچه هم سن و سالم تو فامیل مادریم نبود و ثانیا اصلا محیطشون کاملا منفی بود،من به ندرت توی جمعشون میرفتم و از اونجا بود که بهم برچسب اینو زدن که تو اجتماعی نیستی و همیشه میخوای توی غارتنهایی خودت باشی.

    حالا این در صورتی بود که من شرایط بالا رو داشتم و اینکه اصلا همسن من نبود و همیشه بحث منفی بود ،خوب عقل سلیم حکمش این بود که نروم.

    ولی خداشاهده توی جمع دوستان مدرسه ام مخصوصا دوران راهنمایی ،اینقدر میگفتم و میخندیدیم که همه بهم میگفتن که تو هیچ وقت پیر نمیشی.و واقعا شاد شاد بودم.ولی در خانه و جمع اقوام کلا صدام در نمیومد.

    در دوران متاهلی هم اوایل چون جمعشون غریبه بود برام ، خیلی راحت ارتباط برقرار میکردم ،اما همینکه یه ذره باهاشون آشنا شدم ،فهمیدم فقط پشت سرهم غیبت میکنن و دیگه نمتونم توی جمعشون باشم، ووقتی ازشون کناره گرفتم،همونهایی که دوران مجردیم برچسب غیر اجتماعی بودن رو بهم میزدند،وقتی این شرایط منو میدیدند،دوباره همون برچسبها را میزدند.

    اوایل خیلی سعی داشتم به خانواده همسرم ثابت کنم که من دوست دارم ارتباطات داشته باشم،اما دیگه حاضر نیستم باهرکسی بچرخم،اما فهمیدم کارم بیهوده است و اصلا نیازی نیس،چیزی رو به کسی ثابت کنم.

    فقط روی خودم باید کارکنم تا آدم بهتری بشم تا با آدمهای بالاتر ارتباط بگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    بهجت مشفق گفته:
    مدت عضویت: 1979 روز

    درود به همه عزیزان دلم

    من خیلی فکر کردم راجع به انتقاد هایی که به من میشه و به این جمعبندی رسیدم:

    زمانی که یکسری از افراد دارن در مورد مسائل منفی صحبت می‌کنند، من خیلی جاها آگاهانه سعی میکنم که به هر طریق ممکنه یا یه سوال حافظه‌ای بپرسم و یا اعراض کنم و اون مکان رو ترک کنم و یا حواسمو با یه چیزی پرت کنم که روی اون موضوع منفی تمرکز نکنم.

    چون یقین دارم به هرچیزی که تمرکز کنم از جنس همون وارد زندگی من میشه و من دلم نمیخواد اون مسائل منفی وارد زندگیم بشن.

    ولی خب بعضی اوقات این انتقاد رو از دیگران دریافت میکنم که بیشتر به حرفای منفی ما توجه کن و انقدر بی تفاوت نباش یا اینکه آنقدر نسبت به مسائل سیاسی و دردهای اجتماعی بی تفاوت و سنگدل نباش.

    یا مثلا این انتقاد و معمولا از کسایی دریافت میکنم که آگاهانه دلم نمیخواد باهاشون ارتباط داشته باشم که تو چرا برای ما وقت نمیزاری و یا اینکه یه بخشی از تایمتو برای ما هم اختصاص بده و اینکه زندگی ارزششو نداره که این همه تمرکز کردی فقط روی کارت و از این جور حرف و حدیث.

    خب بنظر من این انتقاد ها اصلا مهم نیستن. درسته که خیلی تو زندگیم تکرار میشن ولی منشأ اصلی این رفتارها، انتخاب آگاهانه خودم هست که اینجوری زندگی کنم و با افرادی که چیزی بهم اضافه نمیکنن ارتباط نداشته باشم و یا به حرفای منفی هیچ شخصی توجه نکنم و حتی اگه این افراد از دست من ناراحت بشن هم اصلا برام مهم نیست و نظرشون با کمال احترامی که در جهان خارجی بهشون میزارم، به اندازه پشیزی تو وجود خودم برام مهم نیست و کاری که فکر میکنم درسته و سبک زندگی که خودم عاشقش هستم و ازش لذت میبرم رو شبانه روز با ایمان هرچه تمامتر ادامه میدم و بنظرم خودم، دارم از لحظه لحظه های زندگیم لذت میبرم و سعی میکنم حتی یک ثانیش هم بیهوده حروم نکنم و عمر گرانم رو ارزان هدر ندم. بقیه هر نظر و انتقادی تو این زمینه ها داشته باشن اصلا اصلا برام مهم نیست و من کار خودمو که ایمان و اعتقاد قلبی بهش دارم رو انجام میدم.

    راجع به انتقادهایی که به من میشه من خیلی فکر کردم.

    بجز مواردی که بالا اشاره کردم و آگاهانه از طرف خودمه، هرچه فکر کردم انتقاد مشترک و سازنده ای که اشخاص زیادی تو این یکسال اخیر بهم گفته باشن خداروشکر تو زندگیم وجود نداره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    شیما محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3813 روز

    استاد عزیزم، مریم نازنین، دوستان هم فرکانسی ام سلااااام.‌

    باز خدا رو سپاس از شنیدن این فایل، مخصوصا قسمت اول فایل که هر چی بشنویم کم است. آنقدر گوش میدهم تا بشه تمام وجودم.

    استاد عزیز در مورد سوالی که فرمودین:

    چه الگوهای تکرار شونده ای در بازخوردهایی که افراد از رفتار و عملکرد تان به شما می دهند، می توانید پیدا کنید؟

    استاد عزیز، من هنوز مورد خاصی که افراد متفاوت و در موضوع تکراری بهم یادآوری کنند را پیدا نکرده ام. مواردی مثل پر حرفی را خودم در خودم میبینم و خودم بیشتر به خودم هی گوشزد میکنم. چون ضربه های در زندگی ام از این موضوع خورده ام، اما تا به الان کسی بهم گوشزد نکرده. ولی شده که تنها یک بار فردی موردی را بهم گوشزد کرده باشه و بعد من هم بابت اون انتقاد، یه لحظه بهم ریخته ام و بعد در خلوت خودم، با خودم فکر کرده ام و پی برده ام که این مسیله یک ضعف اخلاقی است در من و من باید حلش کنم.

    ولی استاد خدا رو شکر با یادگیری قوانین از شما و تلاش به عمل کردن به اموزها، خیلی ها بهم میگن که مثلاً شیما همیشه لبخند رو لباشه یا اینکه میگن شیما خودش به فکر خودش است و مثلاً سعی میکنه تغذیه سالم و ورزش را در زندگی اش داشته باشه. یعنی معروف هستم به اینکه شیما اصلا منتظر کسی نمیمونه که باهاش ورزش کنه یا تفریح بره. خودش خود مختار همه کار می‌کنه.

    یا اینکه شیما یه روز سر کار نیاد، اینجا سوت و کور است و شیطون ما شیما هست.

    خلاصه اینکه فعلا به ذهنم موارد انتقادهای تکرار شونده از افراد متفاوت یادآوری نمیشه. شاید با خواندن کامنت های دوستان، مواردی یادم بیاد.

    ممنون از این دوره خودشناسی که برامون تهیه کرده این.

    سپاااااس

    در پناه خدای مهربونم ها

    شیما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    الهام گفته:
    مدت عضویت: 2749 روز

    سلام به استاد عزیزم

    چه بازخوردهایی اغلب از افراد میگیری؟

    راستش خیلی دوست داشتم بازخورد منفی پیدا کنم و اینجا بنویسم (شکلک خنده) ولی هر چی فکر میکنم خداروشکر اینقدر حواسم به اخلاق و رفتارم با بقیه هست و اینقدر روی خودم تا الان کار کردم که همش بازخورد مثبت میگیرم از همه.

    جوری که از زبان چندین نفر و بارها شنیدم که بهم میگن انرژیت خیلی خوبه و حس خوبی ازت میگیرم.

    به لطف کنترل ذهن و تمرکز بر نکات مثبت

    و تنها بازخورد منفی که گاهی وقتا میگیرم واونم از سمت خانواده ام هست که بهم میگن خیلی لجباز و یکدنده ای، یا اینکه حرف حرف خودته همیشه و هر کاری بخوای میکنی وکاری به بقیه نداری

    و چون این صحبتها رو زمانی میشنوم که دارم به سبک خودم زندگی میکنم و کارهایی انجام میدم که به مذاق خانواده ام خوش نمیاد به همین دلیل این بازخورد هم گذاشتم پای اینکه اونها نمیدونن من تو چه مسیری هستم و دنبال افسانه شخصی خودم و علایقم هستم که چون الان برام حرف اطرافیان مهم نیست دارم اونا رو انجام میدم.

    و من این بازخورد رو فقط در سطح نزدیکترین افرادم داشتم

    که این مورد هم چون در بلند مدت موفقیتهای منو تو زمینه های مختلف دیدن خیلی کمرنگتر شده این بازخوردهاشون و یه جورایی به این نتیجه رسیدن که من سفت تر از این حرفام و تو مسیرم ثابت قدم هستم.

    به همین خاطر که در سطح بالاتر از خانواده این بازخورد رو نداشتم نمیتونم جزو الگوهایی تکرار شونده حساب کنم.

    و در کل من خیلی نسبت به خودم سخت گیرم در روابط

    و چون نمیخوام آرامشم بهم بریزه و قانون کارما و کاینات رو میدونم و اینکه انرژی روابط به خودم برمیگرده با همه از در صلح و عشق و انرژی مثبت رفتار میکنم و جز بازخورد مثبت چیزی نمیبینم.

    و چه نعمت بزرگیه این هاله انرژی مثبت که همیشه اطرافمه و برقش همه رو میگیره

    خدایا شکرت الان یهو به خودم اومدم که چقدر این نعمت بزرگ رو دست کم گرفتم. خدایا بینهایت سپاسگذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1741 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    وباسلام ودرود خدمت استادعباسمنش عزیز وخانم شایسته نازنین وهمه دوستان همسفردراین سفرتوحیدی

    امیدوارم که حال دلتون عالییییی عالیییییی باشه

    سوال: چه الگوهای تکرار شونده ای در بازخوردهایی که افراد از رفتار و عملکرد تان به شما می دهند، می توانید پیدا کنید؟

    استادعزیز درپاسخ به سوال مطرح شده باید خدمتتون عرض کنم که بعدازقرارگرفتن دراین مسیرزیبا یعنی ازسال98 که خدادوستم داشت ومنو به این مسیرزیبا والهی هدایت کردو دارم روی خودم کارمیکنم وازاموزههای جنابعالی بهرمندشده ام وبه اندازه درکم ازقوانین نتایج خوبی دراکثرحوزه ها داشتم

    اماالگوهای تکرارشونده ای هم دارم که مهمترین آن که باعث شده بازخورد دیگران روبه دنبال داشته باشه وهمیشه همسرعزیزم که باهم دراین مسیرهستیم واکنش نشون داده ودقیقا هم همیشه پاسخش  هم تکراری است  بدین شرح است

    _ الگوی تکرارشونده  دراین چندسال که برام اتفاق افتاده وتکرارمیشود این است که هرچندوقت یکباربه بهانه های مختلف وواهی ساعاتی کنترل ذهنم روازدست میدم وبه شدت عصبانی وبرافروخته میشم تاجایی که بعضی مواقع باگریه کردن به ارامش میرسم واحساس سبکی میکنم  وریشه تکراراین الگو نیز ازدید خودم این است که آنطور که باید سپاسگزارنعمتهایم باشم متاسفانه نیستم وهرازگاهی نجواهای شیطان سراغم میاد که آقا توباید خیلی بهترازاین باشی بایدفلان خانه راداشته باشید بایدفلان ماشین  خارجی روداشته باشید باید فلان مسافرت راداشته باشید واین درحالی است که من درحال حاضر به لطف الله مهربان ازنظرسرمایه ودارایی وضعیت مطلوبی دارم ازجمله دوواحد خونه دودستگاه ماشین (ایرانی) یه ملک باموقعیت عالی خانواده بسیارخوب همسری فوق العاده فرزندانی نازنین ازهمه مهمتر تن سالمی که خدا به من وخانواده ام داده اما بازهم باوجود این همه نعمت خواسته های درمن شکل میگره که توجیهم این است که بایدزندگی باکیفیت تری داشته باشم وفکرمیکنم دارم قدری عجله میکنم وبدون طی کردن تکامل دنبال خواسته های جدید وبیشتری هستم وهرزمان که من دچار این الگوی تکراری میشوم وباهمسرم راجع به آن صحبت میکنیم جالبه که پاسخ همسرم هم تکراری آست وایشون  معتقداست که من ناسپاسی میکنم واززندگی ام لذت نمیبرم که قطعا حق باایشان است ومن باید خیلی بیشترروی کنترل ذهنم کارکنم و تبدیل به .بنده سپاسگزارواقعی خداواند شوم

    خدایاازت درخواست دارم که قدرت سپاسگزاری بیشتری به من عطاکن

    امین یارب العالمین

    اما خبرخوب این است که خوشبختانه فاصله تکرار این الگوی تکرارشونده و ناخوشایند زیادشده وامیدوارم که دیگه برام تکرارنشود

    عاشقتونم ودوستتون دارم خیلی زیاد

    همیشه درپناه خداوندمنان شادسلامت وپیروزباشید

    خداحافظ ونگهدارمون باد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    ستاره اسمان گفته:
    مدت عضویت: 4133 روز

    سلام وقت دوستان عزیز بخیر

    صحبت های امروز استاد را گوش کردم و چند جلسه قبل را هم گوش کردم علیرغم اینکه نمی خواستم کامنت بگذارم اما حس درونی گفت بنویس شاید مشکل دیگران هم باشد و شاید دوستی از دوستان به عنوان دست پروردگار جواب های هدایت کننده به تو و امثال تو بدهد.

    در مورد ازدواج به شدت الگوی تکرار شونده دارم هر خواستگاری دارم بعضی وقت ها جلسه اول که با اقا صحبت می کنم به قدری علاقه نشان می دهد که کم مانده پیشنهاد عقد را بدهد اما همین که از هم جدا می شویم تمام .و جالب این است که اکثر خواستگاران به لحاظ عاطفی بسیار اسیب دیده و توجه طلب بودند. همیشه فکر می کردم این از بدشانسی من است یا من لایق فردی بهتر از این نیستم چون خانواده معمولی دارم، پدر و مادر زرنگی ندارم، خیلی زیبایی خاصی ندارم، بالای شهر زندگی نمی کنیم و و … علیرغم این که شغل و موقعیت اجتماعی خوبی دارم.

    اما صحبت های چند جلسه اخیر استاد در مورد الگوهای تکرار شونده باعث شد به شدت انگشت اشاره را به سمت خودم ببرم و ببینم چه چیزهایی در ذهن من هست که باعث شده سالها همین مساله را داشته باشم.

    انچه فهمیدم این بود که همیشه به شوخی در دوران دانش اموزی و دانشجویی می گفتیم شانس که نداریم حالا یک ادم … خواستگاری ما می اید ، اخرش هم حاضر نمی شود با ما ازدواج کند.

    یا باور دیگر این که مثلا اگر پسری با وضع مالی و موقعیت اجتماعی ویژه می امد پیش خودم میگفتم این که معلومه نمی شود چون او خیلی از من و خانواده ام سرتر هست و .. واقعا نمی شد،

    (چون طبق قانون انتظار ،انتظار نشدن را داشتم پس نمی شد)

    و همیشه از بچگی پدرم می گفت ما که شانس نداریم راجع به هیچی ، ما ملک خریدیم گران بود موقع فروش ارزان شد و …چقدر جملات استاد من را یاد تمام جملات پدرم انداخت که از کودکی شنیده ایم، در کودکی کمتر حاضر بودم باور کنم اما وقتی بزرگ شدم از بس در خانه ی ما این نتایج تایید شدند بد شانسی و …ما هم نتیجه گرفتیم پس همه همین طورند و جالبه که راجع به همه ی دوست ها و اطرافیان ما هم صدق می کرد غافل از این که چون هم مدار بودیم و دنیا را از همین دریچه نگاه می کردیم.، پس نتایج هم یکسان بود. و هر کسی از هم کلاسی ها یا اطرافیان غیر از این اتفاق برایشان رقم می خورد می گفتیم شانس دارند و استثنا بوده و …

    الان که به موضوعات گذشته فکر می کنم می بینم نه ان دوستانی که به نظر من شانس داشتند زیباتر از من بودند نه با هوشتر ، نه ثروتمند تر و نه هیچ، فقط برای خود واقعی شان احترام واقعی قایل بودند و ما فقط پرستیژ احترام را حفظ کرده بودم .

    البته چند وقتی است که روی باور های خودم کم کم کار می کنم اتفاقا این اواخر خواستگاری داشتم که به شدت اسیب روحی داشت و واقعا در یک کلام داغون بود، تنها کاری که توانستم انجام بدهم ، حفظ ارامش خودم بود و من هیچ جوابی به ایشان ندادم خدا را شکر خودش استخاره گرفت بد امد و خداحافظی کرد، اینجا بود یاد جمله ی استاد در قانون افرینش افتادم که قرار نیست کار فیزیکی خاصی انجام دهیم اگر در مدار درست قرار گرفته باشی ان فرد خود بخود از زندگی شما حذف می شود. خدا را شکر این یکی را کم کم دارم کار می کنم و موفق می شوم و این نشانه را تایید کردم تا رشد بیشتر در مدارهای بالاتر را تجربه کنم.

    شاد و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    حامد و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2238 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز

    ممنونم ازتون بابت طرح این سوال ها و راه انداختن موتور جستجوگر مغز ما برای کنکاش و پیدا کردن دلیل این اتفاقات تکراری

    برای من بازخورد افراد تو این چند وقته که داره تکرار میشه اینه که مشتری هام بابت قیمت خدماتم دائما ایراد میگیرن و میگن گرون حساب میکنی

    در صورتی که اصلا گرون نیست و نرخ معمول هست و حتی بعضی مواقع زیر نرخ

    حتی مشتریانی که از لحاظ مالی هم شرایط خوبی دارن این حرف رو میزنن

    و از اونجا که خودم با افکارم دارم این اتفاقات و حرف ها رو جذب میکنم گمان میکنم که به خاطر باور خودم در مورد قیمت هام هست

    شاید خودم فکر میکنم گرون حساب میکنم که اون ها هم همین حرف رو میزنن

    یا اینکه باید برم و چندجا که شغل من رو دارم پرس و جو کنم و قیمت بازار دستم بیاد و با چشم خودم ببینم که مردم چه راحت دارم مبلغ مورد نظر رو پرداخت میکنن بدون چانه زنی

    یا حتی شاید خودم وقتی میرم خرید به قیمت ها به صورت خیلی گرون نگاه میکنم

    نمی‌دونم باید برم افکارمو زیر و رو کنم و به نتیجه برسم

    باز هم سپاسگذارم از استاد عزیز بابت طرح این سوال ها

    به خدا فکر نکنم هیچ جا مثل این سایت انقدر عمیق روی باورها ‌افکارو شخصیت کار نمیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    زهره خانوم گفته:
    مدت عضویت: 1205 روز

    ای که با نامت جهان آغاز شد

    دفتر ما هم به نامت باز شد

    سلام استاد زیبایم و مریم قشنگم

    استاد پرسیدید که اون چه ویژگی هست که اطرافیان بهتون زیاد میگن

    نیم ساعته دارم بهش فکر میکنم و اون چیزی که زیاد بهم گفته میشه اینه که چقدر توهمی شدی چقدر راحت میگی من فلان ماشین رو میخرم من فلان خونم رو اینجور میسازم اون جوری که همیشه تو تصوراتم هست

    بهم میگن شست و شوی مغزی شدی ذهنتو پر کردند

    چرا چرت و پرت میگی این چیزا میدونی چندسال طول میکشه

    من مدتهاست که از ارزوهام جایی نگفتم ولی وقتی هم میگم خدا بزرگه و ما به هرچی که بخوایم میرسیم شک و تردید رو تو نگاهاشون میبینم.

    میخوام زود به نتیجه برسم که ببینن که انسان قدرتی رو داره که ازش اگر باخبر بشوند میتونن کوه رو جابجا کنند میخوام به خودم ثابت کنم که دیدی شد دیدی نتیجه گرفتی فقط باید ادامه میدادی و دلسرد نمیشدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    فهیمه ومحمد گفته:
    مدت عضویت: 2385 روز

    سلام استاد قشنگم و خانم شایسته گلم و دوستان نازنینم

    سوال: چه الگوهای تکرار شونده ای در بازخوردهایی که افراد از رفتار و عملکرد تان به شما می دهند، می توانید پیدا کنید؟

    از بچگی تا الان ,افرادی که باهام برخورد داشتن یا خودشون بهم گفتن یا از دیگران شنیدم که گفتن فهیمه اینطوریه اون اینکه فهیمه بداخلاقه ,,اخماش تو همه ,عصبانی همش ,این حرف رو از خیلیا شنیدم میشه گفت 90درصد

    مثلا سرکار قبلیم صاحب کارم میگفت مشتریا میگن این منشیتون بداخلاقه ,یکم مهربون تر باش لبخند بزن ,

    اما یه چیزی که برام خیلی بولده اینکه که من خودم فکر میکنم اینطوری نیستم یعنی اگه اخم میکنم یا تن صدام حالت عصبانی داره خودم اصلا متوجه نمیشم حکایت اون مثاله که هیشکی نمیگه ماستم ترشه:-)

    دوستان نزدیکم همه شده که بهم میگن فهیم دفعه اول که باهات برخورد کردیم فکر میکردیم ادم عصبانی هستی و بد اخلاق اما الان که دوستیم ادامه دار شده و بهتر میشناسیمت نظرمون عوض شده تو خیلی هم مهربونی اما تو برخورد اول انگار ادم عصبانی به نظر میرسیدی ,

    استاد الان که دارم این کامنت رومینویسم تو حیاط خونمون لب ترانس نشستم اسمون آبی که یه طرفش ابرای سفید پفکی ,یه طرفش ابرای سیاه باران زا ,هست و یه باد خنک هم میزنه ,با پرنده های زیبا تو اسمون رو دارم نگاه میکنم ,واز خودم این سوال رو میپرسم واقعا چرا همه اینو بهم میگن ,چرا منو ادم عصبانی میدونم

    جوابی که الان به ذهنم اومد اینکه ,من دوست ندارم زیاد با ادما سریع صمیمی بشم و دوست بشم همیشه یه گاردی دارم درمورد زودصمیمی شدن با افراد فکر میکنم اگه باهاشون زود صمیمی بشم از زندگیم سر در بیارن بهم ضربه میزنن ,بهم حسودی میکنن پشت سرم حرف میزنن ,

    استاد جانم همین الان که داشتم این صحبتای ذهنم رو مینوشتم فهمیدم اینم یه ترمز دیگه ام تو روابطم هست ,,ویه ترمز دیگه ام که قدرت داذن به عوامل بیرونی هست رو بیشتر بهم نشون داد

    استاد نازنینم ازتون خیلی خیلی خیلی سپاس گزارم که با این پرسش هاتون باعث میشین ما تفکر کنیم وخودمون رو بشناسیم و ترمزامون رو پیدا کنین ,من که با نوشتن این کامنت یه ترمز دیگه ام رو پیدا کردم خدایا شکرت

    ان شاالله در پناه رب یکتا شاد سلامت و موفق و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: