اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
?? فکر می کنیم که خدا با دادن ثروت به ما، ازمون توقع داره ?? که بخشی از اون رو ببخشیم. در کل این باور که خداوند توقعی از ما داره، باور خیلی شرک آلودی هست. اما خدا حتی به نماز و روزه ما هم احتیاج نداره و برعکس این ما هستیم که به خداوند نیازمند و فقیریم.
من وقتی سوال مسابقه رو خوندمو گوش کردم فایلو دوتا جواب به ذهنم رسید نمیدونم چقدر درست باشه ولی مینویسمشون و بعد میرم سراغ کامنتا که کلی شوق دارم براشون
اول همون نگاه سیستمی داشتن به خداوند هست:
من فکر میکنم هنوز تو ذهن خیلیامون اینه که خدا رو به شکل یه انسان فرض میکنیم ،یعنی همونطوری که یکی از دوستان،اعضای خونواده،یا هر شخصی برامون کاری انجام میده و میخوایم جبران کنیم برای خدام میخوایم جبران کنیم،و چون یه ذره هنوز درک این سیستم برامون سخته و نمیبینیمش میایم مگتوب میکنیم یا بهش میگیم که خدایا خیالت راحت اگه من ثروتمند بشم فلان کار خیرو میکنم..یعنی فکر میکنیم خدا از ما توقع داره،از ما انتظار داره و میگه اگه بهت فلان ثروتو دادم باید فلان کارو برام بکنی،اگه نکنی ثروتتو ازت میگیرم..یه جورایی این باور تو ذهنمون نقش بسته که خدا به کار خیر ما نیاز داره.و از طرفی میترسیم که اگه اون کار خیرو انجام ندیم ثروته ازمون گرفته شه،حالا وقتی هنوز پولدار نیستیم میایم مکتوب میکنیم و مینویسیم براش که اگه بهم انقد پول بدی منم این کارو میکنمااا،به فلانی کمک میکنماا،،انگار با این مکتوب کردن خیالمون راحت میشه..
از طرفی یه باور مخرب هست ته ذهنمون که نکنه پولدار شم آدم بدی بشم،بعد میایم داستان مینویسیم واسه خدا،انگار یه جورایی هنوز پولدار نشدیم حس عذاب وجدان داریم بعد برای اینکه بیایم خودمونو راضی کنیم با خدا قرارداد میبندیم که نهه من اگه پولدار بشم به فلانی کمک میکنم،فلان کار خیرو میکنم فلان مدرسه رو میسازم..(خود من خیلی جاها تو دفترم نوشتم اگه پولدار شم به خیلیا کمک میکنم،در حالیکه این خودش یه باور مخربه،یعنی چی؟ دوست داری پولدار شی که به فقیرا کمک کنی؟ حالا فلان قدم پول بهشون دادی فک میکنی مشکلی حل میشه؟ تا اینکه تو یکی از قسمتهای روانشناسی ثروت بود که استاد گفتن که با کمک کردن به فقرا نمیتونی مشکلی رو حل کنی اگه میخوای کمکشون کنی پولدار شو و بعد بیا و از داستان موفقیتت براشون بگو ،از تغییر باورهات بگوکه انگیزه بگیرن برای حرکت،وگرنه با پول گذاشتن کف دستشون محاله بتونی کمکشون کنی)
دومین موضوع: اینه که پول وارد زندگی کسی میشه که بهش احترام بذاره،حالا ما میایم قبل اینکه پوله بیاد برنامه میریزیم که چطور خرجش کنیم،اونم خرجی که مرتبط با فقر و بیماری و کمبوده…خب با این باورا معلومه که پول یا نمیاد یا اگم بیاد زود میره..چون پول انرژیه و وارد زندگی کسی میشه که اونو برای شادی،سلامتی،سعادتش بخواد.
حالا
باورهای درست چیه؟
یکی اینکه خداوند یه انرژیه که نه شادی ،نه ترس،و نه غم ما تاثیری درش نداره و به کار خیر ما نیازی نداره ،و هر چقدر پولدارتر بشیم پول بیشششتری رو وارد زندگیمون میکنه..
دومین باور درست اینکه من ثروت و پول رو دوست دارم و هر جا که برم پول هم همونجاست..ذهن من ففط برای ثروت برنامه ریزی شده و من پولهام رو فقط در جهت سلامتی و شادی و خوشبختی بیشترم هزینه میکنم.
به نظر من کسی که این دیدگاه رو داره و منتظره وقتی خدا بهش ثروت بده اونم میبخشه اینه که اولا یک شرط برای کائنات میزاره که تا ثروت نداشته باشم کار خیر انجام نمیدم .این یعنی تا ثروتمند نباشم کاری انجام نمیدم صدرصد چنین دیدگاهی مخالف قانون جذب هستش ما در قانون جذب میگیم من اول اون کار رو انجام میدم بعد انتظار بخشش از کائنات رو دارم چرا؟ چون ایمان دارم به اینکه من هر چه ببخشم جاش پر میشه دوم اینکه من وقتی منتظرم تا ثروتمند شم و بخشش کنم. یعنی الان ثروتمند نیستم و اون چیز رو ندارم پس بدستش نمیارم .چون احساس داشتن اون رو ندارم .باید احساس داشتنش رو داشته باشم و وقتی احساس داشتن رو دارم بخشش هم میکنم چون میدونم هر چی بدم ثروتم بیشتر میشه و منتظر نمیشم تا ثروتمند بشم بعد ببخشم
اگه ثروت بیشتر یا رابطه ی عاشقونه تر یا هرچیز دیگه رو درخواست کنیم و وعده ی بخشش و تاثیرگذاری اون رو به این خاطر بدیم که
*من خودم نمیتونم داشته باشمشون ولی اگه بدون نوبت و نابجا بهم اینارو ببخشی، هم خودم استفاده میکنم هم به بقیه میبخشم که باهات بی حساب بشم،
*یا این توی فکرم باشه فلان دوستا و غریبه ها که زندگیشون سیاهه، توام که کاری نکردی، پس من نجاتشون میدم
*یا اینکه دوس دارم دیده بشم، ازم تشکر بشه، زندگیشونو نجات دادم، اونا کاری کنن حرفی بزنن احساس مفیدبودن کنم. تمجید اونا نباشه من خالی و پوچم
*یا اینکه من تورو خوب شناختم، وظیفه ی منه که اونارو نجات بدم، من باید همه رو تغییر بدم
* یا هرچیز دیگه که این حس رو بده که من باید دنیا رو نجات بدم، یا تو یادت رفته خیلی از ادمارو، همه باید اینجوری فکر کنن و زندگیشون اینجوری باشه…هرچیزی که به چیزی بغیر از زندگی خودم مربوط باشه، نشون میده راهم هنوز باهات فاصله داره و تورو خوب نشناختم
بخشش و تاثیر گذاری خوبه وقتی با حس عشق باشه،برای دل خودت باشه، نه دلسوزی نه طمع دیده شدن نه خریدن محبت و تشکر..
به نظرم وقتی ما چنین شرطی رو برای درخواستمون میزاریم درواقع داریم عوامل بیرونی رو در رسیدن به خواستمون دخیل میکنیم و این خود یک عامل بازدارنده می شود، ضمن اینکه داریم به ناخودآگاهمون میگیم من لیاقت این خواسته یا ثروت رو به تنهایی ندارم ، از طرف دیگه مسیولیت رسیدن به مواهب را نمیخواهیم بپذیریم و دنبال یک شریک میگردیم تا اگه اشتباهی در استفاده از مواهب رخ داد گردن اون بندازیم.
موانعی که من در این نوع درخواست می بینم یکی اینه که همانطور که استاد عباس منش در دوره های مختلف تاکید کردند پول تنها صفات وشخصیت انسانها را بولد می کند نه اینکه آنهارا عوض کند وقتی ما از خدا می خواهیم ثروتی به ما برسونه وسپس ما از اون ثروت به نیازمندان کمک کنیم این حقیقت را می رساند که اولا در حال حاضر ما به فراوانی باور نداریم ثانیا این احساس را داریم که افراد فقیر به پول ما وبه اراده ما جهت کمک به آنها نیازمند هستند
دوم اینکه باور ” ما برای کمک به بقیه حتما باید ثروتمند شویم و در حال حاضر چون ثروتمند نیستیم نمی تونیم کمک کنیم” یک باور کاملا بازدارنده واشتباهی است در حالیکه کمک به بقیه ونیازمندان باید با این طرز تفکر باشه که باید پول دائما در جریان باشد و در واقع این کمک کردن بیشتر به خود من نفع داره تا افراد فقیر
که تمام این باورها موانع بزرگی جهت نرسید نعمتهای خداوند به ما می شوند.
در این دیالوگها نگاه احساسی داشتن به خداوند دیده میشه در صورتیکه خداوند یک سیستم انرژی خالص هست که اگر ما با قانون ثروت هماهنگ باشیم لاجرم این انرژی خالص هوشمندبه شکل ثروت وارد زندگی ما میشه چه ببخشیم چه نبخشیم
2. بصورت خیلی ریز عادل نبودن خداوند وجود داره و اینکه برای همه نعمت و فراوانی وجود نداره و خداوند فقط به عده ای خواص میبخشه و دراینجاعدم باور ارزشمندی و لیاقت هم وجود داره و من احساس میکنم وقتی چنین صحبتهایی میکنیم باورهای ثروت ساز ما که در روانشناسی ثروت 1 گفته شده بطور کامل عوض نشده و هنوز ترمزها سردجای خودشون هستن
استاد در دوره رسیدن به رویاها در مورد اینکه با تمام کاری که روی تغییر باورهای ثروت کرده بودن صحبت از مانعی کردن که وقتی خودشون از این مانع رها کردن ثروت مثل بمب تو زندگیشون ترکید و یکدفعه درامد زیادی وارد زندگیشون شد
به نظر من ترمز اصلی اینه که ما یا افرادی که اینطور فکر میکنند عزت نفس ندارند و خودشون رو لایق نمیدونن.
و این بخاطر اینه که وهابیت خدا رو نپذیرفتیم و با منطق ما جور نیست که خدا بی حساب ببخشه.بخاطر همین متوسل میشیم به دلیل آوردن که میبخشم به نیازمند،نذری و خیرات میدم.
من فکر میکنم که یکی عزت نفس کمی داریم و خدا رو ب وهابیت و بخشندگی قبول نداریم.
بنظر من از مهمترین ترمزهای ذهنی برای ثروتمند شدن یکیش باور مخرب عدم لیاقته ؛ برای من که واقعا اینجوری بود ؛ کمبود لیاقت هم از کمبود اعتماد بنفس نشات میگیره ؛ همش یه حس بدی میگفت تو لایق ثروت و نعمتای زیاد نیستی ؛ دومیش که اونم واقعا مهمه این باوره که ادمای خوب و خدا پرست نباید سراغ ثروت زیاد برن چون دیگه از خدا دور میشن ؛ یا خدا یا ثروت ؛ و با قدرت تموم میگم بزرگترین باور مخربی که همه دارن باور کمبود در جهانه ؛ کمبود ثروت ، پول ، موقعیت پولساز ، مشتری خوب ، سلامتی ، دختر و پسر خوب و …
استاد دقیقا درستمیگه خیلی از خواسته هامون اصلا نیازی به اون کارای زیاد اولیه مثه تجسم زیاد و نوشتن بیش از حد و چیزای دیگه نداره فقط کافیه این ترمزای ذهنی و این باور مخرب رو درست کنیم و باور مناسبش رو جایگزین کنیم ؛ دیگه محاله خواسته هامون اتفاق نیفته ؛ استاد واقعا ازت ممنونم ؛ خدایا هزاران هزاران بار شکررررررررررررررت
من قبلا همیشه وقتی از خداوند درخواست پول و یا چیزی مادی داشته ام همیشه احساس شرمندگی و عذاب وجدان همراهم بوده و با حس خیلی بدی اون را از خدا درخواست کرده ام انگار که یکدرخواست خیلی سطحی و پیش افتاده ای را دارم از یک قدرت معنوی و بزرگ می کنم و همیشه خجالت زده بوده ام و حتی به خدا گفته ام ببخشید که همچین درخواست سطحی ازت می کنم ولی واقعا دوست دارم که دعای من را براورده کنی اما خواهشا من را ببخش به خاطر این خواسته من اینقدرها هم ادم سطحی نیستم ها خداجون . البته الان خیلی بهتر شدم ولی هنوز اون ته ته های وجودم این احساس هست ولی تصمیم گرفتم که از این به بعد هر روز به خدا بگم که من می خوام ثروتمند بشوم و با غرور وسر بالا ازش این درخواست را داشته باشم. و دومین ایرادم در این زمینه این بوده که انگار خودمرا لایق نمی دونستم یک جورایی و هر وقت به پول و ثروت فکر کردم همیشه خانواده ام و یا فلان ادم نیازمند به ذهنم اومده و در حالی که همیشه عاشق زندگی های لاکچری هستم و حتی از دیدنش لذت می برم ولی توی ذهنم این بوده به جای صرف پول توی این راه بهتره که اول به خوانواده ام و یا فلان کس که نیاز داره کمک کنم و انگار اصلا به خودم و ارزوهام هیچ اهمیتی نمی دادم. باید یاد بگیرم که من نفر اول زندگیم هستم .
سلام، ما هر خواسته ای از خداوند داشته باشیم هر چقدر ناچیز و کم اهمیت باشه میبایست توسط خداوند مهر تایید بخوره تا اجابت و اجرا بشه. من حتی از افراد مومن واقعی شنیدم که خداوند میفرماید حتی نمک سفره اتان رو از من بخواهید. بنابر این اینطور نیست که خواسته از یک حدی میبایست بزرگتر یا مهمتر باشه که ارزش خواستن از خداوند رو داشته باشه بلکه حتی کوچکترین و ناچیز ترین خواسته ها تا بزرگترین آنها رو از خدا بخواهیم. به نظرم اینطوری انگار دائم با خداوند در ارتباط هستیم وبه یاد او هستیم.
———————————————————————-
ترمزی قوی که ناشی از شناخت نادرست خداوند هست
———————————————————————-
?? فکر می کنیم که خدا با دادن ثروت به ما، ازمون توقع داره ?? که بخشی از اون رو ببخشیم. در کل این باور که خداوند توقعی از ما داره، باور خیلی شرک آلودی هست. اما خدا حتی به نماز و روزه ما هم احتیاج نداره و برعکس این ما هستیم که به خداوند نیازمند و فقیریم.
سلام استاد
من وقتی سوال مسابقه رو خوندمو گوش کردم فایلو دوتا جواب به ذهنم رسید نمیدونم چقدر درست باشه ولی مینویسمشون و بعد میرم سراغ کامنتا که کلی شوق دارم براشون
اول همون نگاه سیستمی داشتن به خداوند هست:
من فکر میکنم هنوز تو ذهن خیلیامون اینه که خدا رو به شکل یه انسان فرض میکنیم ،یعنی همونطوری که یکی از دوستان،اعضای خونواده،یا هر شخصی برامون کاری انجام میده و میخوایم جبران کنیم برای خدام میخوایم جبران کنیم،و چون یه ذره هنوز درک این سیستم برامون سخته و نمیبینیمش میایم مگتوب میکنیم یا بهش میگیم که خدایا خیالت راحت اگه من ثروتمند بشم فلان کار خیرو میکنم..یعنی فکر میکنیم خدا از ما توقع داره،از ما انتظار داره و میگه اگه بهت فلان ثروتو دادم باید فلان کارو برام بکنی،اگه نکنی ثروتتو ازت میگیرم..یه جورایی این باور تو ذهنمون نقش بسته که خدا به کار خیر ما نیاز داره.و از طرفی میترسیم که اگه اون کار خیرو انجام ندیم ثروته ازمون گرفته شه،حالا وقتی هنوز پولدار نیستیم میایم مکتوب میکنیم و مینویسیم براش که اگه بهم انقد پول بدی منم این کارو میکنمااا،به فلانی کمک میکنماا،،انگار با این مکتوب کردن خیالمون راحت میشه..
از طرفی یه باور مخرب هست ته ذهنمون که نکنه پولدار شم آدم بدی بشم،بعد میایم داستان مینویسیم واسه خدا،انگار یه جورایی هنوز پولدار نشدیم حس عذاب وجدان داریم بعد برای اینکه بیایم خودمونو راضی کنیم با خدا قرارداد میبندیم که نهه من اگه پولدار بشم به فلانی کمک میکنم،فلان کار خیرو میکنم فلان مدرسه رو میسازم..(خود من خیلی جاها تو دفترم نوشتم اگه پولدار شم به خیلیا کمک میکنم،در حالیکه این خودش یه باور مخربه،یعنی چی؟ دوست داری پولدار شی که به فقیرا کمک کنی؟ حالا فلان قدم پول بهشون دادی فک میکنی مشکلی حل میشه؟ تا اینکه تو یکی از قسمتهای روانشناسی ثروت بود که استاد گفتن که با کمک کردن به فقرا نمیتونی مشکلی رو حل کنی اگه میخوای کمکشون کنی پولدار شو و بعد بیا و از داستان موفقیتت براشون بگو ،از تغییر باورهات بگوکه انگیزه بگیرن برای حرکت،وگرنه با پول گذاشتن کف دستشون محاله بتونی کمکشون کنی)
دومین موضوع: اینه که پول وارد زندگی کسی میشه که بهش احترام بذاره،حالا ما میایم قبل اینکه پوله بیاد برنامه میریزیم که چطور خرجش کنیم،اونم خرجی که مرتبط با فقر و بیماری و کمبوده…خب با این باورا معلومه که پول یا نمیاد یا اگم بیاد زود میره..چون پول انرژیه و وارد زندگی کسی میشه که اونو برای شادی،سلامتی،سعادتش بخواد.
حالا
باورهای درست چیه؟
یکی اینکه خداوند یه انرژیه که نه شادی ،نه ترس،و نه غم ما تاثیری درش نداره و به کار خیر ما نیازی نداره ،و هر چقدر پولدارتر بشیم پول بیشششتری رو وارد زندگیمون میکنه..
دومین باور درست اینکه من ثروت و پول رو دوست دارم و هر جا که برم پول هم همونجاست..ذهن من ففط برای ثروت برنامه ریزی شده و من پولهام رو فقط در جهت سلامتی و شادی و خوشبختی بیشترم هزینه میکنم.
به نظر من کسی که این دیدگاه رو داره و منتظره وقتی خدا بهش ثروت بده اونم میبخشه اینه که اولا یک شرط برای کائنات میزاره که تا ثروت نداشته باشم کار خیر انجام نمیدم .این یعنی تا ثروتمند نباشم کاری انجام نمیدم صدرصد چنین دیدگاهی مخالف قانون جذب هستش ما در قانون جذب میگیم من اول اون کار رو انجام میدم بعد انتظار بخشش از کائنات رو دارم چرا؟ چون ایمان دارم به اینکه من هر چه ببخشم جاش پر میشه دوم اینکه من وقتی منتظرم تا ثروتمند شم و بخشش کنم. یعنی الان ثروتمند نیستم و اون چیز رو ندارم پس بدستش نمیارم .چون احساس داشتن اون رو ندارم .باید احساس داشتنش رو داشته باشم و وقتی احساس داشتن رو دارم بخشش هم میکنم چون میدونم هر چی بدم ثروتم بیشتر میشه و منتظر نمیشم تا ثروتمند بشم بعد ببخشم
سلام به زیباترین های جهان
اگه ثروت بیشتر یا رابطه ی عاشقونه تر یا هرچیز دیگه رو درخواست کنیم و وعده ی بخشش و تاثیرگذاری اون رو به این خاطر بدیم که
*من خودم نمیتونم داشته باشمشون ولی اگه بدون نوبت و نابجا بهم اینارو ببخشی، هم خودم استفاده میکنم هم به بقیه میبخشم که باهات بی حساب بشم،
*یا این توی فکرم باشه فلان دوستا و غریبه ها که زندگیشون سیاهه، توام که کاری نکردی، پس من نجاتشون میدم
*یا اینکه دوس دارم دیده بشم، ازم تشکر بشه، زندگیشونو نجات دادم، اونا کاری کنن حرفی بزنن احساس مفیدبودن کنم. تمجید اونا نباشه من خالی و پوچم
*یا اینکه من تورو خوب شناختم، وظیفه ی منه که اونارو نجات بدم، من باید همه رو تغییر بدم
* یا هرچیز دیگه که این حس رو بده که من باید دنیا رو نجات بدم، یا تو یادت رفته خیلی از ادمارو، همه باید اینجوری فکر کنن و زندگیشون اینجوری باشه…هرچیزی که به چیزی بغیر از زندگی خودم مربوط باشه، نشون میده راهم هنوز باهات فاصله داره و تورو خوب نشناختم
بخشش و تاثیر گذاری خوبه وقتی با حس عشق باشه،برای دل خودت باشه، نه دلسوزی نه طمع دیده شدن نه خریدن محبت و تشکر..
به نام خداوند وهاب
باسلام خدمت دوستان عزیز همفرکانسی
به نظرم وقتی ما چنین شرطی رو برای درخواستمون میزاریم درواقع داریم عوامل بیرونی رو در رسیدن به خواستمون دخیل میکنیم و این خود یک عامل بازدارنده می شود، ضمن اینکه داریم به ناخودآگاهمون میگیم من لیاقت این خواسته یا ثروت رو به تنهایی ندارم ، از طرف دیگه مسیولیت رسیدن به مواهب را نمیخواهیم بپذیریم و دنبال یک شریک میگردیم تا اگه اشتباهی در استفاده از مواهب رخ داد گردن اون بندازیم.
با سلام
موانعی که من در این نوع درخواست می بینم یکی اینه که همانطور که استاد عباس منش در دوره های مختلف تاکید کردند پول تنها صفات وشخصیت انسانها را بولد می کند نه اینکه آنهارا عوض کند وقتی ما از خدا می خواهیم ثروتی به ما برسونه وسپس ما از اون ثروت به نیازمندان کمک کنیم این حقیقت را می رساند که اولا در حال حاضر ما به فراوانی باور نداریم ثانیا این احساس را داریم که افراد فقیر به پول ما وبه اراده ما جهت کمک به آنها نیازمند هستند
دوم اینکه باور ” ما برای کمک به بقیه حتما باید ثروتمند شویم و در حال حاضر چون ثروتمند نیستیم نمی تونیم کمک کنیم” یک باور کاملا بازدارنده واشتباهی است در حالیکه کمک به بقیه ونیازمندان باید با این طرز تفکر باشه که باید پول دائما در جریان باشد و در واقع این کمک کردن بیشتر به خود من نفع داره تا افراد فقیر
که تمام این باورها موانع بزرگی جهت نرسید نعمتهای خداوند به ما می شوند.
بنام خدا
دوستان سلام
در این دیالوگها نگاه احساسی داشتن به خداوند دیده میشه در صورتیکه خداوند یک سیستم انرژی خالص هست که اگر ما با قانون ثروت هماهنگ باشیم لاجرم این انرژی خالص هوشمندبه شکل ثروت وارد زندگی ما میشه چه ببخشیم چه نبخشیم
2. بصورت خیلی ریز عادل نبودن خداوند وجود داره و اینکه برای همه نعمت و فراوانی وجود نداره و خداوند فقط به عده ای خواص میبخشه و دراینجاعدم باور ارزشمندی و لیاقت هم وجود داره و من احساس میکنم وقتی چنین صحبتهایی میکنیم باورهای ثروت ساز ما که در روانشناسی ثروت 1 گفته شده بطور کامل عوض نشده و هنوز ترمزها سردجای خودشون هستن
استاد در دوره رسیدن به رویاها در مورد اینکه با تمام کاری که روی تغییر باورهای ثروت کرده بودن صحبت از مانعی کردن که وقتی خودشون از این مانع رها کردن ثروت مثل بمب تو زندگیشون ترکید و یکدفعه درامد زیادی وارد زندگیشون شد
شادو ثروتمند باشید
سلام به همه
به نظر من ترمز اصلی اینه که ما یا افرادی که اینطور فکر میکنند عزت نفس ندارند و خودشون رو لایق نمیدونن.
و این بخاطر اینه که وهابیت خدا رو نپذیرفتیم و با منطق ما جور نیست که خدا بی حساب ببخشه.بخاطر همین متوسل میشیم به دلیل آوردن که میبخشم به نیازمند،نذری و خیرات میدم.
من فکر میکنم که یکی عزت نفس کمی داریم و خدا رو ب وهابیت و بخشندگی قبول نداریم.
به نام خالق خوبم
سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم
بنظر من از مهمترین ترمزهای ذهنی برای ثروتمند شدن یکیش باور مخرب عدم لیاقته ؛ برای من که واقعا اینجوری بود ؛ کمبود لیاقت هم از کمبود اعتماد بنفس نشات میگیره ؛ همش یه حس بدی میگفت تو لایق ثروت و نعمتای زیاد نیستی ؛ دومیش که اونم واقعا مهمه این باوره که ادمای خوب و خدا پرست نباید سراغ ثروت زیاد برن چون دیگه از خدا دور میشن ؛ یا خدا یا ثروت ؛ و با قدرت تموم میگم بزرگترین باور مخربی که همه دارن باور کمبود در جهانه ؛ کمبود ثروت ، پول ، موقعیت پولساز ، مشتری خوب ، سلامتی ، دختر و پسر خوب و …
استاد دقیقا درستمیگه خیلی از خواسته هامون اصلا نیازی به اون کارای زیاد اولیه مثه تجسم زیاد و نوشتن بیش از حد و چیزای دیگه نداره فقط کافیه این ترمزای ذهنی و این باور مخرب رو درست کنیم و باور مناسبش رو جایگزین کنیم ؛ دیگه محاله خواسته هامون اتفاق نیفته ؛ استاد واقعا ازت ممنونم ؛ خدایا هزاران هزاران بار شکررررررررررررررت
سلام
من قبلا همیشه وقتی از خداوند درخواست پول و یا چیزی مادی داشته ام همیشه احساس شرمندگی و عذاب وجدان همراهم بوده و با حس خیلی بدی اون را از خدا درخواست کرده ام انگار که یکدرخواست خیلی سطحی و پیش افتاده ای را دارم از یک قدرت معنوی و بزرگ می کنم و همیشه خجالت زده بوده ام و حتی به خدا گفته ام ببخشید که همچین درخواست سطحی ازت می کنم ولی واقعا دوست دارم که دعای من را براورده کنی اما خواهشا من را ببخش به خاطر این خواسته من اینقدرها هم ادم سطحی نیستم ها خداجون . البته الان خیلی بهتر شدم ولی هنوز اون ته ته های وجودم این احساس هست ولی تصمیم گرفتم که از این به بعد هر روز به خدا بگم که من می خوام ثروتمند بشوم و با غرور وسر بالا ازش این درخواست را داشته باشم. و دومین ایرادم در این زمینه این بوده که انگار خودمرا لایق نمی دونستم یک جورایی و هر وقت به پول و ثروت فکر کردم همیشه خانواده ام و یا فلان ادم نیازمند به ذهنم اومده و در حالی که همیشه عاشق زندگی های لاکچری هستم و حتی از دیدنش لذت می برم ولی توی ذهنم این بوده به جای صرف پول توی این راه بهتره که اول به خوانواده ام و یا فلان کس که نیاز داره کمک کنم و انگار اصلا به خودم و ارزوهام هیچ اهمیتی نمی دادم. باید یاد بگیرم که من نفر اول زندگیم هستم .
سلام، ما هر خواسته ای از خداوند داشته باشیم هر چقدر ناچیز و کم اهمیت باشه میبایست توسط خداوند مهر تایید بخوره تا اجابت و اجرا بشه. من حتی از افراد مومن واقعی شنیدم که خداوند میفرماید حتی نمک سفره اتان رو از من بخواهید. بنابر این اینطور نیست که خواسته از یک حدی میبایست بزرگتر یا مهمتر باشه که ارزش خواستن از خداوند رو داشته باشه بلکه حتی کوچکترین و ناچیز ترین خواسته ها تا بزرگترین آنها رو از خدا بخواهیم. به نظرم اینطوری انگار دائم با خداوند در ارتباط هستیم وبه یاد او هستیم.