اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اگر خداوند بمن ثروت بده از موجودی ثروت جهان کم میشه و به بقیه افراد ثروت کمتری میرسه و من حق بقیه رو میخورم، پس من باید به بقیه کمک کنم.
باور اینکه خدا سخت به خواسته ی بنده ش پاسخ میده و باید یا خیلی التماس کنی یا معامله کنی. خدا بهت میگه اگه ثروت بهت بدم بجاش چیکار میکنی من خوشحال شم؟ درصورتی که خداوند و جهان، انرژیه و سیستمه.
عدم احساس لیاقت
من لایق این ثروتی که خدا بهم میده نیستم پس باید با بخشش لیاقت خودمو نشون بدم که آدم خوبی هستم.
باور مهم بودن حرف مردم
حالا اگه من ثروتمند بشم و به بقیه کمک نکنم مردم میگن دیدی به ی جایی رسید خدا و پیغمبر رو فراموش کرد، پس واسه اینکه نشون بدم آدم ثروتمند خوبی هستم بخشش میکنم
باور غلط نجات بقیه افراد.
درصورتی که همه افراد قدرت اختیار و خلق کنندگی دارند و این ینی نقض قوانین جهان.
باور غلط ثروتمندان آدمای خوبی نیستن و از خدا دور هستن.
پس خدایا بمن ثروت بده من برا اینکه از تو دور نشم میبخشم ی قسمتی از ثروتم رو.
ممنونم استاد که این سوال زیبا رو مطرح کردی تا با جواباش این باورای غلط ذهنی رو بشناسیم و با این جوابایی که نوشتیم واقعا ذهنمون داره یخش آب میشه که این پاشنه های آشیل روش کار کنیم تا تغییر بدیم باور هامون رو❤️❤️🌹🌹🌹
به نام پرورگارم که بهتریم موهبت زندگی امکه همانا آگاهی هست رو به زندگی ام وارد کرد.
ضمن قبول همه ی باورهایی که دوستام گفتن، یک باور که خواستم اضافه کنم “ترس از تغییر” هست. اینکه مدارم رو عوض کنم، اطرافیانم عوض میشن ولی من میخوام با آدمهای ضعیف نزدیک باشم. فاصله گرفتن ازشون بهم عذاب وجدان میدهد. و من با این باور دارم قول میدم که عوض نشم چون آدم منطقی رو بد و آدم احساسی رو مهربان میدونیم.
پس باید ۱-از احساس به منطق و قوانین الهی کوچ کنم
۲_ به استقبال تغییر مدار و انسانهای جدید زندگی ام برم
واااااای عالیییییی بود دقیقا منم این باور اشتباه رو دارم. و نمیدونستم و الان با خوندن کامنت شما متوجه شدم که منم ترس از دست دادن خیلی از نزدیکانم رو دارم چون بیش از ۹۰ درصد اطرافیانم از خانواده گرفته و فامیل و دوستانم همه جز ۹۹ دزصد افراد جامعه هستند و اصلا مثل من فکر نمیکنن. تا جایی که من تصمیم به مهاجرت گرفتم .خیلی ممنونم ازت خییییلی عالی بود . و چه کشف عظیمی. خدارو هزاران هزار بار شکر بابت این نعمت این کشف عظیم .🙏🙏🙏🙏😘😘💐💐💐🤍🤍🤍
اولین موردی که به ذهن من اومد باور عدم لیاقت است، یعنی به خدا میگیم من که لیاقت این خواسته رو ندارم ولی تو بخاطر خیر به بقیه، خواسته من رو اجابت کن.
موردی دیگه که متوجه شدم دیدگاه اشتباه نسبت به خدا که اون رو مانند انسان ها فرض میکنیم.مثلا اگر فلان کار رو برام بکنی منم فلان کار رو برات انجام میدم و اینکه خدا به من برای انجام امورش محتاجه که در قبال کاری که برا من بکنه منم براش کاری بکنم.
به نظر من یکی از این ترمزها میتونه این باشه که داری شرط درست میکنی که تا اینقدر پول بهم ندی من اینکارو نمیکنم یعنی الان دست رو دست منتظرم تو این پولو به من بدی من بزم در امور خیر و چمدونم کمک به این و اون هزینه کنم یعنی تا نرسیدن به اون مبلغ تو داری فرکانس نبودن صادر میکنی و چون جنس فرکانس از جنس کمبود هست خواسته تحقق پیدا نمیکنه
مطلب دوم به نظرم اینه که ضمیر ناخودآگاه با خودش میگه یعنی رسیدن به این مبلغ هیچ نفع شخصی در سطح زندگی و گسترش زندگی من نداره و برای یه عده دیگه است و رسیدن به این هدف دردی رو از من دوا نمیکنه و برای کسان دیگری خوبه و با توجه به این مطلب ایده های جدید سراغت نمیاد
سوم اینکه تو شرط بستی که خدا اون پول رو بهت بده بعد از نتیجه کاری که بعد از بخشیدن اون به فقرا و خیرات کردن و… احساس رضایت قلبی میکنی
یعنی الان اون احساس رو نداری یا کم داری
به هر حال شیوه ای که استاد داره بکار میبره خیلی ساده تر از این حرف ها ست
یک آیه قرآن رو داره کامل و خوب کارش میکنه همیشه
لئن شکرتم لازیدنکم
اگه شکر کنی خدا هم اضافه میکنه
در ادامه خدا میگه اگه کفران کنی بنالی دایم بهانه بگیری و در یک کلام راضی نباشی قطعا عذاب خدا شدید است
به نظر من کسی که همچین ایده یا فکری داره اصلا قانون رو خوب نفهمیده. یعنی اینکه هنوز باور نداره که خداوند رزاق به بنده هاش هر آن چه بخواهند به هر میزانی عنایت میکند فارق از اینکه حالا میخوای کار خیر کنی یا نه! واینکه دنیا و جهان هستی به فرکانس تو پاسخ میده نه به شرط و شروط و جزییات خواسته تو. این گفته ها و شر طی کردن ها نشان از عدم ایمان و عدم باور درست نسبت به موضوع رو داره. یعنی قدم رو با اطمینان بردار،روی باورهات کار کن، واحساستو درست کن،توجه و تمرکزت رو بذار رو خواسته ات، با خودت هماهنگ شو،به خواسته ات میرسی.دنیا با فرکانس توکار داره نه چیز دیگه. اگر خداوند رو باور کنیم اگر فکر خداوند رو بخوانیم اگر با قدرت خواسته مون رو بخوایم متوجه میشیم که این شروط و این جزییات در واقع ترمزو مانع برای خواسته هاست.
امروز داشتم سریال سفر به دور امریکا رو که قبلا دانلودشون کردم رو میدیدم( قسمت آبشار نیاگارا ) انقدر این قسمت برام جذاب بود که اومدم سایت کامنتهاشم بخونم که از طریق یکی از کامنتها به این قسمت هدایت شدم
در جواب این سوال با توجه به تجربه و درک فعلی خودم مینویسم تا بعدها بیام و بخونمش
به نظر من ریشه این سوال عدم احساس لیاقت هست که این موضوع نه تنها ثروت بلکه همه چیز رو از آدم دور میکنه من خودم به شدت در این زمینه ضعف دارم اینکه در زبان میگم ثروت معنوی هست اما در عمل و در موقعیت های به ظاهر بد در رفتارم میتونم بفهمم چقدرررر باورهام هنوزم ایراد دارن عدم لیاقت در واقع مساوی با شرکه یعنی من ارزشمند نیستم که به تنهایی به ثروت برسم و همش رو برای خودم خرج کنم و اینو خودخواهی میدونم چون دوست دارم منجی دیگران باشم و فکر میکنم با این کار دارم خدارو از خودم راضی میکنم اما چون ریشه ودلیل این عمل مهمه که از سر شرک و عدم لیاقت میاد نتیجه اش هم مشخصه چه شود
حالا که فهمیدم این ترمزه مهمه براش عمل کنم من خودم قبلا خیلی کمک میکردم به موسسات مختلف و هر سری یه نذری میکردم و با توجه به باورهای گذشته یه مبلغی رو میپرداختم اما بعد از اینکه متوجه شدم این روش درست نیست یه قولی دادم به خودم که اصلا یه مدتی به کسی کمک نکنم و اگرم خواستم به کسی پول بدم اول اولویت رو خانوادم بذارم و بعد اقوام و اونم تازه با حس خوب یعنی جوری که حس لیاقت کنم از درون حالا توی این مدت دو نفر بهم معرفی شدن برای اینکه کمک کنم بهشون اولش خیلی تو رودربایستی بودم ولی همونجا یه حس درونم گفت که بگو نه! یعنی واقعا خیلی سخت بود اما من گفتم نه !
با اینکه میتونستم مبلغی رو کمک کنم اما همش با خودم تکرار میکردم منکه خدا نیستم اون خدا داره و هرکس در هر جایی که هست جایگاه درستش همونجاست و بعد هی فایل به کبوترها دانه ندهید میمومد تو ذهنم یعنی توی اون چندثانیه که این بنده خدا داشت در مورد شرایط اون فرد توضیح میداد من تمام فایل ها داشت تو ذهنم تکرار میشد که راهش این نیست! انگار یه شرایطی برام فراهم شد که متوجه بشم چقدر در این مورد تغییر کردم و البته که باید همچنان کار کنم روش
حالا بعد از اینکه گفتم نه اون طرف کمی جا خورد اما من دیگه حرفی نزدم حتی توضیحم ندادم چرا و بعد دوباره یه حسی مثل خوره گفت چقدر خودخواهی ،حالا چی میشد میدادی و کلی نجوا
اما حس درونم راضی بود از کارم و بعد متوجه شدم این احساس گناه هست که باز برمیگرده به عدم لیاقت !
در کل منظور این نیست کمک نشه یا تبدیل به موجودات بی عاطفه و سنگدل باشیم اما اول باید حواسمون به اطراف خودمون باشه و اگرم کمکی هست حتما باید از سر بخشش باشه و با حس خوب چون اون حس و حال هست که در نهایت کار میکنه نه صرفا یه کار فیزیکی و اون نوع نگاه به قضیه خیلی مهمه که هر لحظه بپرسیم از خودمون دلیل این کاری که میخوام انجام بدم چیه؟؟
در مورد معنوی بودن پول هم من فکر میکنم که اینو پذیزفتم اما حتی تو افراد ثروتمند دنبال اینم که آیا کار خیر انجام دادن و اگر مثلا تو زندگی نامه اش ننوشتع باشه یه حس بدی میگیرم یعنی هنوز برام باورپذیر نشده که پول و خدا یکی هستن
حالا برای این ترمز من بارها میگم با خودم هرکس ثروت نداره عزت و آبرو نداره ، هرکس که ثروت نداره خسیس و بد اخلاق میشه،هرکس که ثروت نداره خوار و ذلیل میشه، هرکس که ثروت نداره طمع کار و بخیل میشه،هرکس که ثروت نداره حسود میشه افسرده میشه نمیتونه موفقیت دیگران رو ببینه و شاد بشه چون همیشه تو کمبود هست هرکس که ثروت نداره آزادی نداره و محدوده ،هرکس که ثروت نداره حال روحی خوبی نداره چون نمیتونه راحت خرج کنه،هرکس که ثروت نداره رفاه نداره و اینا همه از انسان رو از معنویت و ویژگیهای خداگونه دور میکنه البته که خیلی باید تکرار بشه و با منطق های قوی تری تو ذهن جوونه بزنن
باسلام و درود خدمت دوستان عزیز.من فکر میکنم باوری که باعث شده محدودش کنه از ثروت این باشه که اینجور شخصی حتما باور نداره خدا برای همه به صورت فراوان همه چیز رو قرار داده در جهان و هنوز باور نداره که لایق و سزاوار ثروت هست و نمیدونه که میتونه مستقیم و بدون وجود واسطه از خدا درخواست کنه انگار توی ذهنش داره شرطی سازی میکنه که اره تو به من ثروت بده منم در عوضش روزیه دیگران هم میرسونم…خدا بی قیدو شرط درخواست مارو پاسخ میده فقط کافیه باورش کنیم باورش کنیم که اون هرکاری میتونه انجام بده و لازمه ما خودمون رو لایق بهترین ها بدونیم
دوستان بنده باور های غلط را در قاب گفتگوهای ذهنی جمع آوری کرده ام . امیدوارم که به شماها کمک کند .
سعی میکنم استدلال ذهن محدود را هم بیاورم تا بیشتر با باورهای محدود کننده آشنا شوید . حتی ذهن برای باور های محدود خود حدیث و آیه قرآن نیز می آورد !
این یعنی اینکه جهان شما آینه باورهای شماست و جهان هرروز باور های شما را به شما اثبات میکند و حتی برای آن استدلال نیز میآورد . جالب است بدانید که :
قبل از آنکه دانشمندان بفهمند که خورشید در مرکز منظومه ی شمسی است , باور داشتند که زمین مرکز عالم است و برای اولین بار “بطلمیوس” دانشمند یونانی این نظریه را مطرح کرد . واقعا برای من جالب است که دانشمندان در آن زمان با این زمینه ی فکری غلط برای حرکت سیارات و خورشید استدلال های چند صد صفحه ای می آوردند و حتی برای حرکت سیارات و خورشید فرمول نیز تعیین کرده بودند .
(جهان باور غلط آنها را برای آنها اثبات کرد!) .
همه ی این عبارت پس از عبارت “اگر ثروتمند شوم” می آید و در واقع پس از ثروتمند شدن شخص است :
۱ . من انسان طمع گری هستم و توانایی دل کندن از پولم را ندارم
۲ . در این وضعیت نابسامان اقتصادی پول به سختی بدست می آید پس باید قبول کنم که کمبود هست و به اندازه ی کافی برای همه نیست عقل حکم میکند اکنون قناعت کنم .
۳ . اگر من ببخشم از کجا معلوم که فی سبیل الله باشد و بخاطر جلب توجه دیگران نباشد ?! چون من انسان ریاکاری هستم .
۴ . من هیچ مسئولیتی در برابر آنها ( بیماران بی بضاعت و نیازمندان و ..) ندارم چون آنها خود شرایط زندگی خود خلق کرده اند . اصلا به من چه ارتباطی دارد?
۵ . از طرفی این شرایط بد یک تضاد برای آنها است . طبق فرموده های خود استاد این تضاد ها میتوانند باعث موفقیت انسان شوند و به انسان خواسته هایش را گوشزد میکند .من چرا باید فرصت سعادت را از انسانی بگیرم?!
۶ . من تازه به نان و نوایی رسیده ام . بهتر است ابتدا خودم از آن لذت ببرم و آن را بیشتر تجربه و کنم و یا به قول استاد
“از آن سیر شوم” و سپس به بخشش بپردازم . چون وقتی انسان میتواند ببخشد که از ثروت سیر شده باشد.مثل بیل گیتس .
۷ . من باید ابتدا پول ثروت بیشتری بسازم و سپس ببخشم .
۸ . در داخل کشور و جهان سازمان های بسیاری افراد خیر بسیار پولدار تر ازمن نیز هستند که نیکو کاری میکنند به بیماران بی بضاعت کمک میکنند املاکی را وقف میکنند و ….. . به نظر من با وجود چنین سازمان ها و افرادی نیازی به کمک من باشد!
۹ . من لیاقت این کار را ندارم . زیرا من گناهان بسیاری دارم و ارزش این را ندارم و شخصیت من پایین تر از آن است که بذل و بخشش کنم . خود استاد نیز همیشه درباره ی کارهایی که انجام میدهند به این مقوله می اندیشند
۱۰ . خداوند این کار ها را از هر کسی قبول نمیکند همچنانکه در قرآن آمده که ” انما یتقبل الله من المتقین ” (مائده ۲۷) در احادیث ائمه نیز از این مورد نیز یافت میشود .
پس من باید ابتدا به تقوای خالص برسم و نیت خود را الهی کنم و سپس به بذل و بخشش بپردازم .
۱۱ . ممکن است که در اموال من شبهه و مال حرام وجود داشته باشد . مال حرام میتواند زندگی آنها(نیازمندان و …) را نابود و از همین که هست بدتر کند . پس بهتر است دست نگه دارم و مال خود را پاک کنم و سپس ببخشم .
۱۲ . من خمس و زکات خود را به طور تمام و کمال میپردازم . دیگر نیاز نیست که بذل و بخشش کنم . الان نوبت بقیه است!
۱۳ . افراد بیمار حتما تحت تکفل کسی هستند و اگر بی سرپرست هم باشند تحت تکفل سازمان های مثل بهزیستی تامین اجتماعی و … هستند . نیاز نیست که من وارد عمل شوم .
۱۴ . آمدیم و من از ثروت خود بخشیدم . از کجا معلوم که آن پول به دست افراد مستحق آن و یا در جای مناسب آن خرج نشد و یا اختلاس و کلاهبرداری نشد ?! من که واقعا بدشانسم !
اگر چنین اتفاقی بیفتد هم خیری را در دنیا از دست داده ام و هم چیزی در آخرت نصیب من نمیشود .
۱۵ . اصلا مگر انفاق کردن اجباری است ? !
اصلا چرا پولی را که پس از مدتها با تغییر باورهایم بدست آورده ام به یکباره از دست بدهم? من آنها را راحت بدست نیاورده ام که به همین راحتی آنها را از دست بدهم !
این کار را بکنم که چه بشود?!
من میتوانم با اعمال نیکوی بسیار دیگری … نامه ی اعمال خود را پر از ثواب کنم . دیگر نیازی به بخشش نیست .
۱۶ . بذل و بخشش دلی به وسعت دریا میخواهد ولی من این دل و جرئت و جسارت را ندارم . فقط امام حسن میتواند دوبار کل ثروتش را ببخشد . من نه امام هستم و نه میتوانم مانند ایشان باشم .
۱۷. خداوند خود صاحب گنجینه های آسمانها و زمین است . او است رزاق هر پیدا و پنهان .
خداوند سیستم تکاملی جهان را به گونه ای تنظیم میکند میکند که حتی اگر بخشش من و امثال من هم نباشد این سیستمی که خداوند در شب قدر مقدر کرده و قابل تغییر نیست ~سیر تکاملی خود را پیش خواهد برد
اگر من نباشم و من نبخشم هیچ اشکالی وارد نمیشود و خداوند با دستانش به مستحقان کمک خواهد کرد.
۱۸ . من حتی اگر کل ثروت خود را ببخشم نمیتوانم فقر و …. را ریشه کن کنم .به نظر شما من چند مدرسه یا بیمارستان و …. میتوانم بسازم یا به چند نفر میتوانم کمک کنم . فقط مقامی مثل امام زمان از پس اینکار بر می آید . پس من باید در انتظار او باشم و با اعمال و رفتارم ( به جز بخشش) به تعجیل در فرج کمک کنم.
۱۹ . بهتر است ابتدا با این ثروت برای خانواده ام امکانات بیشتری فراهم میکنم تا باهم لذت بیشتری را تجربه کنیم اگر باقیماند ببخشم.
۲۰ . اگر من این ثروت را یبخشم دیگر ثروتی نصیب من نمیشود چون من شرک بسیاری در وجودم دارم و این مانع جذب ثروت برای من میشود .
۲۱ . اگر من به نیازمندان – فقرا و …. کمک کنم در حق آنها ظلم کرده و باعث میشوم آنها در دفعات بعد نیز امیدشان به من باشد و نسبت به خداوند مشرک شده و خیر آخرت را از دست بدهند. پس من باعث بد شدن عاقبتشان میشوم
لذا نباید ببخشم.
۲۲ . شاید “این افراد” در امتحان الهی باشند از کجا معلوم !
پس من نباید در این آزمون الهی دخالت کنم و یا به عبارتی
“به آنها تقلب برسانم ” .
۲۳ . این تفکر من باعث میشود که من به حالت گروکشی با خدا معامله کنم و پولی را بدهم و انتظار داشته باشم که او سود پول من به همراه خود پول مرا نیز پس دهد!
این دیدگاه مرا به دوزخ میکشاند . پس از آن میپرهیزم .
۲۴ . خود استاد فرموده(در فایل به کبوتر ها غذا ندهیم) که کمک بیجا به کسی نکنیم . این به ضرر آنها تمام خواهد شد .
۲۵ . من پس از اینکه ببخشم (بدلیل دلبستگی هایم ) دچار افسردگی میشوم . چون پولم رفته و دیگر باز نمیگردد.
۲۶ . این پول برای مستحق آن همانند “باد آورده” است . پس آن را باد میبرد و به آنها کمک نمیکند .
دوستان اینها چکیده باور های غلط و یا به قول استاد
” موانع ذهنی ” بود که بیان شد .
دوستان عزیز , در قدم اول ما باید باور کنیم که اتفاقات و شرایط خود را خودمان می آفرینیم و هیچ چیزی نمیتواند باعث بد شدن شرایط برای ما شود , مگر آنکه ما باور کنیم که شرایط میتوانند برای ما تصمیم بگیرند
مقوله ی مهمتر این است که ما خدا را به عنوان قدرت مطلق قبول نداریم . شاید در کلام اینگونه باشد ولی والله قسم در باور اینگونه نیست . ما قبول نداریم که اگر با استفاده از قوانین باور های درستی درباره ی خدا و خواسته های خود ایجاد کنیم به آنها میرسیم .
باور کنید همین است . هیچ دست دیگری در کار نیست و هیچ شکی در آن نیست .
به نظر من مهمترین موضوع در قانون جذب همین است .
??باور های توحیدی??
ما باید در مورد خداوند و خواسته هایمان باور های قدرتمند کننده و واضح و گویا بسازیم که هیچ شکی در آن نباشد و استدلال های محکمی در پشت آن باشد .
یکی از راه های باورسازی همین است . (استدلال سازی )
یعنی اینکه دلایل زیاد و محکمی در مورد خواسته های خود بسازیم و هرگاه نجواهای ذهنی در ذهن ما شک ایجاد کرد, این دلایل را مکررا در ذهن خود تکرار کنیم .
وقتی ما دلایلی برای باور های غلط خود می آوریم از آیات قرآن و احادیث برداشت های اشتباهی میکنیم و به جای اینکه این ها ما را هدایت کنند , بدتر ما را گمراه میکنند .
پس دلیل آوردن درست برای خواسته هایمان را باید بیاموزیم .
دوستان امیدوارم که استفاده کنید . اینها تجربه ی شخصی بنده بود .
گزینه ۳ متاسفانه یکی از نجواهای ذهنی اینروزهای منه
شخصی که برای نظافت منزل میاد خونه من تقریبا نیازمنده
واقعا از کمک کردن به ایشان حس خوبی دریافت میکنم
این روزها نجواهای شیطان دست بردار نیست به من میگه به این شخص کمک میکنی چون کارتو انجام میده درسته بهش دستمزد میدی ولی کمک میکنی که بهتر وظیفشو انجام بده
سلام یکی از ترمزهای بزرگ من تو زمینه کسب ثروت اینه که
حس میکنم اگر ثروت زیادی بیاد دستم، از خانواده ام دور میشم، یجوری انگار اختلاف طبقاتی پیش میاد، دیگه نمی تونیم رفت و آمد کنیم، مثلا انگار که اونا با دیدن ثروت زیاد من، دچار خود سرزنشی و چه بسا حسرت میشن، و این ما رو از هم دور میکنه. بخاطر همین یا باید همه مون باهم ثروتمند بشیم که نمیشه چون فرکانس هامون، اهدافمون خیلی باهم متفاوته یا اینکه من تنهایی ثروتمند بشم، تنها میمونم…
همینقدر که باورهای مخرب رو شناسایی کردید مطمئن باشید نصف راه رو اومدین
خداوند رو شاکر باشید که در استانه ی هدایت هستید
به این فکر کنید که اگر ثروتمند باشید با خرید هدیه برای اعضای خونواده چقدر میتونید اونا رو شاد کنید
میتونید دست خدا باشید برای اونا
از اون گذشته اگر انها به شما علاقمند باشند از ثروت شما شاد میشن اگر قرار باشه بین شما و انها از طرف انها فاصله ایجاد شه پس به میزان عشق و علاقه ی اونا شک کنید
سعی کنید از لحاظ احساسی مستقل باشید خودتون رو فقط و فقط متعلق به خدا بدونید محبت انها رو هم از جانب خدا بدونید
ثروت ارامش میاره
ثروت شما رو به خدا نزدیک میکنه
ثروت سلامتی میاره
خدا واقعا ثروتمندان رو دوست داره
خدا به بنده های ثروتمندش افتخار میکنه چون این بنده ها بلد بودن چجوری از سفره ای که خدا پهن کرده لذت ببرن
مثل یک مادری که غذا درست میکنه و بچه ها با اشتها غذا میخورن و تشکر میکنن
حالا اگه همون بچه غذا ی اماده مادر رو نخوره مادر شاد نیست احساس رضایت نداره شایدم مثل من غر بزنه غذا که هست چرا نمیخوری
سفره ی خدا پهنه خدا میخواد که بنده هاش استفاده کنند و لذت ببرند اونایی که باورای مخرب دارن انگار دست ندارن از سر سفره چیزی بردارن …روی باورات کار کن مسلما تنها نخواهی شد اگر باور داشته باشی که خدا با توست و خدا بس است برای هر انکه که به او توکل میکند
البته من هم همین فکر اشتباه رو داشتم ولی داشتم باور های مخرب رو مینوشتم که بتونم در مقابلش باورهای خوب اون رو هم یاد داشت کنم و بسازم .
واینطور نوشتم که من خودمو رو نباید وابسطه به چیزی یا شخصی بدونم و یا اینکه با ثروت من وقت بیشتری رو میتونم با خانواده باشم و هستند الان خانواده هایی که یکی از افراد انها ثروتمند اند و مثل بقیه رفت وامد دارند و به خانواده ی خود سر میزنند .
باور کمبود
اگر خداوند بمن ثروت بده از موجودی ثروت جهان کم میشه و به بقیه افراد ثروت کمتری میرسه و من حق بقیه رو میخورم، پس من باید به بقیه کمک کنم.
باور اینکه خدا سخت به خواسته ی بنده ش پاسخ میده و باید یا خیلی التماس کنی یا معامله کنی. خدا بهت میگه اگه ثروت بهت بدم بجاش چیکار میکنی من خوشحال شم؟ درصورتی که خداوند و جهان، انرژیه و سیستمه.
عدم احساس لیاقت
من لایق این ثروتی که خدا بهم میده نیستم پس باید با بخشش لیاقت خودمو نشون بدم که آدم خوبی هستم.
باور مهم بودن حرف مردم
حالا اگه من ثروتمند بشم و به بقیه کمک نکنم مردم میگن دیدی به ی جایی رسید خدا و پیغمبر رو فراموش کرد، پس واسه اینکه نشون بدم آدم ثروتمند خوبی هستم بخشش میکنم
باور غلط نجات بقیه افراد.
درصورتی که همه افراد قدرت اختیار و خلق کنندگی دارند و این ینی نقض قوانین جهان.
باور غلط ثروتمندان آدمای خوبی نیستن و از خدا دور هستن.
پس خدایا بمن ثروت بده من برا اینکه از تو دور نشم میبخشم ی قسمتی از ثروتم رو.
ممنونم استاد که این سوال زیبا رو مطرح کردی تا با جواباش این باورای غلط ذهنی رو بشناسیم و با این جوابایی که نوشتیم واقعا ذهنمون داره یخش آب میشه که این پاشنه های آشیل روش کار کنیم تا تغییر بدیم باور هامون رو❤️❤️🌹🌹🌹
با سلام به همه ی دوستانم
به نام پرورگارم که بهتریم موهبت زندگی امکه همانا آگاهی هست رو به زندگی ام وارد کرد.
ضمن قبول همه ی باورهایی که دوستام گفتن، یک باور که خواستم اضافه کنم “ترس از تغییر” هست. اینکه مدارم رو عوض کنم، اطرافیانم عوض میشن ولی من میخوام با آدمهای ضعیف نزدیک باشم. فاصله گرفتن ازشون بهم عذاب وجدان میدهد. و من با این باور دارم قول میدم که عوض نشم چون آدم منطقی رو بد و آدم احساسی رو مهربان میدونیم.
پس باید ۱-از احساس به منطق و قوانین الهی کوچ کنم
۲_ به استقبال تغییر مدار و انسانهای جدید زندگی ام برم
الخیر فی ما وقع
واااااای عالیییییی بود دقیقا منم این باور اشتباه رو دارم. و نمیدونستم و الان با خوندن کامنت شما متوجه شدم که منم ترس از دست دادن خیلی از نزدیکانم رو دارم چون بیش از ۹۰ درصد اطرافیانم از خانواده گرفته و فامیل و دوستانم همه جز ۹۹ دزصد افراد جامعه هستند و اصلا مثل من فکر نمیکنن. تا جایی که من تصمیم به مهاجرت گرفتم .خیلی ممنونم ازت خییییلی عالی بود . و چه کشف عظیمی. خدارو هزاران هزار بار شکر بابت این نعمت این کشف عظیم .🙏🙏🙏🙏😘😘💐💐💐🤍🤍🤍
سلام و وقت بخیر خدمت همه دوستان
استادعزیز و خانم شایسته
این فایل نشانه امروز من بود و بهش فکر کردم و این کد مخرب رو پیدا کردم
خیلی از ما ها نمی تونیم مقدار زیادی پول رو در حساب بانکی مون نگه داریم
مثلا فکر می کنیم الان که چند میلیارد تو حسابم هست خب حالا اگه برم یه چند صد میلیون رو بدم به فلانی حالا می تونه فرد خیلی نزدیک باشه
یه مقدارش رو بدم به فلانی
یه مقدارش هم بدم به فلانی
یهو مچ این کد مخرب رو گرفتم
خودم پس چی…
خودم
من اول باید خودم رو به همه ارزوها برسونم بعدا این کارها رو کنم
اول خودم.اونم نه یه خواسته رو براورده کنم
بلکه خواسته دوم و سوم و چهارم و پنجم و…
وقتی احساس سرشار رسیدن به تمام خواسته ها اومد
اون وقت هست که من اجازه به ذهنم بدم که حالا برم به فلانی فلانی و… کمک کنم
تا این احساس( اول خودم )رو نداشته باشیم از ثروت خبری نیست
سلام به همه ی دوستان.
اولین موردی که به ذهن من اومد باور عدم لیاقت است، یعنی به خدا میگیم من که لیاقت این خواسته رو ندارم ولی تو بخاطر خیر به بقیه، خواسته من رو اجابت کن.
موردی دیگه که متوجه شدم دیدگاه اشتباه نسبت به خدا که اون رو مانند انسان ها فرض میکنیم.مثلا اگر فلان کار رو برام بکنی منم فلان کار رو برات انجام میدم و اینکه خدا به من برای انجام امورش محتاجه که در قبال کاری که برا من بکنه منم براش کاری بکنم.
در پرتوی هدایت خداوند
سلام
هنگام تنگدستی
در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی
قارون کند گدا را
خدا قوت خدمت استاد بزرگوار جناب عباسمنش
و خدمت همه دوستان عزیز
به نظر من یکی از این ترمزها میتونه این باشه که داری شرط درست میکنی که تا اینقدر پول بهم ندی من اینکارو نمیکنم یعنی الان دست رو دست منتظرم تو این پولو به من بدی من بزم در امور خیر و چمدونم کمک به این و اون هزینه کنم یعنی تا نرسیدن به اون مبلغ تو داری فرکانس نبودن صادر میکنی و چون جنس فرکانس از جنس کمبود هست خواسته تحقق پیدا نمیکنه
مطلب دوم به نظرم اینه که ضمیر ناخودآگاه با خودش میگه یعنی رسیدن به این مبلغ هیچ نفع شخصی در سطح زندگی و گسترش زندگی من نداره و برای یه عده دیگه است و رسیدن به این هدف دردی رو از من دوا نمیکنه و برای کسان دیگری خوبه و با توجه به این مطلب ایده های جدید سراغت نمیاد
سوم اینکه تو شرط بستی که خدا اون پول رو بهت بده بعد از نتیجه کاری که بعد از بخشیدن اون به فقرا و خیرات کردن و… احساس رضایت قلبی میکنی
یعنی الان اون احساس رو نداری یا کم داری
به هر حال شیوه ای که استاد داره بکار میبره خیلی ساده تر از این حرف ها ست
یک آیه قرآن رو داره کامل و خوب کارش میکنه همیشه
لئن شکرتم لازیدنکم
اگه شکر کنی خدا هم اضافه میکنه
در ادامه خدا میگه اگه کفران کنی بنالی دایم بهانه بگیری و در یک کلام راضی نباشی قطعا عذاب خدا شدید است
بامید موفقیت روز افزون
به نام خدای مهربان.
باسلام به استاد عزیز و دوستان گرامی.
به نظر من کسی که همچین ایده یا فکری داره اصلا قانون رو خوب نفهمیده. یعنی اینکه هنوز باور نداره که خداوند رزاق به بنده هاش هر آن چه بخواهند به هر میزانی عنایت میکند فارق از اینکه حالا میخوای کار خیر کنی یا نه! واینکه دنیا و جهان هستی به فرکانس تو پاسخ میده نه به شرط و شروط و جزییات خواسته تو. این گفته ها و شر طی کردن ها نشان از عدم ایمان و عدم باور درست نسبت به موضوع رو داره. یعنی قدم رو با اطمینان بردار،روی باورهات کار کن، واحساستو درست کن،توجه و تمرکزت رو بذار رو خواسته ات، با خودت هماهنگ شو،به خواسته ات میرسی.دنیا با فرکانس توکار داره نه چیز دیگه. اگر خداوند رو باور کنیم اگر فکر خداوند رو بخوانیم اگر با قدرت خواسته مون رو بخوایم متوجه میشیم که این شروط و این جزییات در واقع ترمزو مانع برای خواسته هاست.
در پناه ایزد یکتا باشید.
به نام خدای مهربان
سلام به همه دوستان هم مسیر
امروز داشتم سریال سفر به دور امریکا رو که قبلا دانلودشون کردم رو میدیدم( قسمت آبشار نیاگارا ) انقدر این قسمت برام جذاب بود که اومدم سایت کامنتهاشم بخونم که از طریق یکی از کامنتها به این قسمت هدایت شدم
در جواب این سوال با توجه به تجربه و درک فعلی خودم مینویسم تا بعدها بیام و بخونمش
به نظر من ریشه این سوال عدم احساس لیاقت هست که این موضوع نه تنها ثروت بلکه همه چیز رو از آدم دور میکنه من خودم به شدت در این زمینه ضعف دارم اینکه در زبان میگم ثروت معنوی هست اما در عمل و در موقعیت های به ظاهر بد در رفتارم میتونم بفهمم چقدرررر باورهام هنوزم ایراد دارن عدم لیاقت در واقع مساوی با شرکه یعنی من ارزشمند نیستم که به تنهایی به ثروت برسم و همش رو برای خودم خرج کنم و اینو خودخواهی میدونم چون دوست دارم منجی دیگران باشم و فکر میکنم با این کار دارم خدارو از خودم راضی میکنم اما چون ریشه ودلیل این عمل مهمه که از سر شرک و عدم لیاقت میاد نتیجه اش هم مشخصه چه شود
حالا که فهمیدم این ترمزه مهمه براش عمل کنم من خودم قبلا خیلی کمک میکردم به موسسات مختلف و هر سری یه نذری میکردم و با توجه به باورهای گذشته یه مبلغی رو میپرداختم اما بعد از اینکه متوجه شدم این روش درست نیست یه قولی دادم به خودم که اصلا یه مدتی به کسی کمک نکنم و اگرم خواستم به کسی پول بدم اول اولویت رو خانوادم بذارم و بعد اقوام و اونم تازه با حس خوب یعنی جوری که حس لیاقت کنم از درون حالا توی این مدت دو نفر بهم معرفی شدن برای اینکه کمک کنم بهشون اولش خیلی تو رودربایستی بودم ولی همونجا یه حس درونم گفت که بگو نه! یعنی واقعا خیلی سخت بود اما من گفتم نه !
با اینکه میتونستم مبلغی رو کمک کنم اما همش با خودم تکرار میکردم منکه خدا نیستم اون خدا داره و هرکس در هر جایی که هست جایگاه درستش همونجاست و بعد هی فایل به کبوترها دانه ندهید میمومد تو ذهنم یعنی توی اون چندثانیه که این بنده خدا داشت در مورد شرایط اون فرد توضیح میداد من تمام فایل ها داشت تو ذهنم تکرار میشد که راهش این نیست! انگار یه شرایطی برام فراهم شد که متوجه بشم چقدر در این مورد تغییر کردم و البته که باید همچنان کار کنم روش
حالا بعد از اینکه گفتم نه اون طرف کمی جا خورد اما من دیگه حرفی نزدم حتی توضیحم ندادم چرا و بعد دوباره یه حسی مثل خوره گفت چقدر خودخواهی ،حالا چی میشد میدادی و کلی نجوا
اما حس درونم راضی بود از کارم و بعد متوجه شدم این احساس گناه هست که باز برمیگرده به عدم لیاقت !
در کل منظور این نیست کمک نشه یا تبدیل به موجودات بی عاطفه و سنگدل باشیم اما اول باید حواسمون به اطراف خودمون باشه و اگرم کمکی هست حتما باید از سر بخشش باشه و با حس خوب چون اون حس و حال هست که در نهایت کار میکنه نه صرفا یه کار فیزیکی و اون نوع نگاه به قضیه خیلی مهمه که هر لحظه بپرسیم از خودمون دلیل این کاری که میخوام انجام بدم چیه؟؟
در مورد معنوی بودن پول هم من فکر میکنم که اینو پذیزفتم اما حتی تو افراد ثروتمند دنبال اینم که آیا کار خیر انجام دادن و اگر مثلا تو زندگی نامه اش ننوشتع باشه یه حس بدی میگیرم یعنی هنوز برام باورپذیر نشده که پول و خدا یکی هستن
حالا برای این ترمز من بارها میگم با خودم هرکس ثروت نداره عزت و آبرو نداره ، هرکس که ثروت نداره خسیس و بد اخلاق میشه،هرکس که ثروت نداره خوار و ذلیل میشه، هرکس که ثروت نداره طمع کار و بخیل میشه،هرکس که ثروت نداره حسود میشه افسرده میشه نمیتونه موفقیت دیگران رو ببینه و شاد بشه چون همیشه تو کمبود هست هرکس که ثروت نداره آزادی نداره و محدوده ،هرکس که ثروت نداره حال روحی خوبی نداره چون نمیتونه راحت خرج کنه،هرکس که ثروت نداره رفاه نداره و اینا همه از انسان رو از معنویت و ویژگیهای خداگونه دور میکنه البته که خیلی باید تکرار بشه و با منطق های قوی تری تو ذهن جوونه بزنن
ان شاالله همواره در مسیر فراوانی و نعمت ها باشیم
باسلام و درود خدمت دوستان عزیز.من فکر میکنم باوری که باعث شده محدودش کنه از ثروت این باشه که اینجور شخصی حتما باور نداره خدا برای همه به صورت فراوان همه چیز رو قرار داده در جهان و هنوز باور نداره که لایق و سزاوار ثروت هست و نمیدونه که میتونه مستقیم و بدون وجود واسطه از خدا درخواست کنه انگار توی ذهنش داره شرطی سازی میکنه که اره تو به من ثروت بده منم در عوضش روزیه دیگران هم میرسونم…خدا بی قیدو شرط درخواست مارو پاسخ میده فقط کافیه باورش کنیم باورش کنیم که اون هرکاری میتونه انجام بده و لازمه ما خودمون رو لایق بهترین ها بدونیم
?به نام خداوند ثروت آفرین?
سلام به همه ی دوستان فعال دوستار ثروت و موفقیت .
از فعالیت شما متشکرم .
دوستان بنده باور های غلط را در قاب گفتگوهای ذهنی جمع آوری کرده ام . امیدوارم که به شماها کمک کند .
سعی میکنم استدلال ذهن محدود را هم بیاورم تا بیشتر با باورهای محدود کننده آشنا شوید . حتی ذهن برای باور های محدود خود حدیث و آیه قرآن نیز می آورد !
این یعنی اینکه جهان شما آینه باورهای شماست و جهان هرروز باور های شما را به شما اثبات میکند و حتی برای آن استدلال نیز میآورد . جالب است بدانید که :
قبل از آنکه دانشمندان بفهمند که خورشید در مرکز منظومه ی شمسی است , باور داشتند که زمین مرکز عالم است و برای اولین بار “بطلمیوس” دانشمند یونانی این نظریه را مطرح کرد . واقعا برای من جالب است که دانشمندان در آن زمان با این زمینه ی فکری غلط برای حرکت سیارات و خورشید استدلال های چند صد صفحه ای می آوردند و حتی برای حرکت سیارات و خورشید فرمول نیز تعیین کرده بودند .
(جهان باور غلط آنها را برای آنها اثبات کرد!) .
همه ی این عبارت پس از عبارت “اگر ثروتمند شوم” می آید و در واقع پس از ثروتمند شدن شخص است :
۱ . من انسان طمع گری هستم و توانایی دل کندن از پولم را ندارم
۲ . در این وضعیت نابسامان اقتصادی پول به سختی بدست می آید پس باید قبول کنم که کمبود هست و به اندازه ی کافی برای همه نیست عقل حکم میکند اکنون قناعت کنم .
۳ . اگر من ببخشم از کجا معلوم که فی سبیل الله باشد و بخاطر جلب توجه دیگران نباشد ?! چون من انسان ریاکاری هستم .
۴ . من هیچ مسئولیتی در برابر آنها ( بیماران بی بضاعت و نیازمندان و ..) ندارم چون آنها خود شرایط زندگی خود خلق کرده اند . اصلا به من چه ارتباطی دارد?
۵ . از طرفی این شرایط بد یک تضاد برای آنها است . طبق فرموده های خود استاد این تضاد ها میتوانند باعث موفقیت انسان شوند و به انسان خواسته هایش را گوشزد میکند .من چرا باید فرصت سعادت را از انسانی بگیرم?!
۶ . من تازه به نان و نوایی رسیده ام . بهتر است ابتدا خودم از آن لذت ببرم و آن را بیشتر تجربه و کنم و یا به قول استاد
“از آن سیر شوم” و سپس به بخشش بپردازم . چون وقتی انسان میتواند ببخشد که از ثروت سیر شده باشد.مثل بیل گیتس .
۷ . من باید ابتدا پول ثروت بیشتری بسازم و سپس ببخشم .
۸ . در داخل کشور و جهان سازمان های بسیاری افراد خیر بسیار پولدار تر ازمن نیز هستند که نیکو کاری میکنند به بیماران بی بضاعت کمک میکنند املاکی را وقف میکنند و ….. . به نظر من با وجود چنین سازمان ها و افرادی نیازی به کمک من باشد!
۹ . من لیاقت این کار را ندارم . زیرا من گناهان بسیاری دارم و ارزش این را ندارم و شخصیت من پایین تر از آن است که بذل و بخشش کنم . خود استاد نیز همیشه درباره ی کارهایی که انجام میدهند به این مقوله می اندیشند
۱۰ . خداوند این کار ها را از هر کسی قبول نمیکند همچنانکه در قرآن آمده که ” انما یتقبل الله من المتقین ” (مائده ۲۷) در احادیث ائمه نیز از این مورد نیز یافت میشود .
پس من باید ابتدا به تقوای خالص برسم و نیت خود را الهی کنم و سپس به بذل و بخشش بپردازم .
۱۱ . ممکن است که در اموال من شبهه و مال حرام وجود داشته باشد . مال حرام میتواند زندگی آنها(نیازمندان و …) را نابود و از همین که هست بدتر کند . پس بهتر است دست نگه دارم و مال خود را پاک کنم و سپس ببخشم .
۱۲ . من خمس و زکات خود را به طور تمام و کمال میپردازم . دیگر نیاز نیست که بذل و بخشش کنم . الان نوبت بقیه است!
۱۳ . افراد بیمار حتما تحت تکفل کسی هستند و اگر بی سرپرست هم باشند تحت تکفل سازمان های مثل بهزیستی تامین اجتماعی و … هستند . نیاز نیست که من وارد عمل شوم .
۱۴ . آمدیم و من از ثروت خود بخشیدم . از کجا معلوم که آن پول به دست افراد مستحق آن و یا در جای مناسب آن خرج نشد و یا اختلاس و کلاهبرداری نشد ?! من که واقعا بدشانسم !
اگر چنین اتفاقی بیفتد هم خیری را در دنیا از دست داده ام و هم چیزی در آخرت نصیب من نمیشود .
۱۵ . اصلا مگر انفاق کردن اجباری است ? !
اصلا چرا پولی را که پس از مدتها با تغییر باورهایم بدست آورده ام به یکباره از دست بدهم? من آنها را راحت بدست نیاورده ام که به همین راحتی آنها را از دست بدهم !
این کار را بکنم که چه بشود?!
من میتوانم با اعمال نیکوی بسیار دیگری … نامه ی اعمال خود را پر از ثواب کنم . دیگر نیازی به بخشش نیست .
۱۶ . بذل و بخشش دلی به وسعت دریا میخواهد ولی من این دل و جرئت و جسارت را ندارم . فقط امام حسن میتواند دوبار کل ثروتش را ببخشد . من نه امام هستم و نه میتوانم مانند ایشان باشم .
۱۷. خداوند خود صاحب گنجینه های آسمانها و زمین است . او است رزاق هر پیدا و پنهان .
خداوند سیستم تکاملی جهان را به گونه ای تنظیم میکند میکند که حتی اگر بخشش من و امثال من هم نباشد این سیستمی که خداوند در شب قدر مقدر کرده و قابل تغییر نیست ~سیر تکاملی خود را پیش خواهد برد
اگر من نباشم و من نبخشم هیچ اشکالی وارد نمیشود و خداوند با دستانش به مستحقان کمک خواهد کرد.
۱۸ . من حتی اگر کل ثروت خود را ببخشم نمیتوانم فقر و …. را ریشه کن کنم .به نظر شما من چند مدرسه یا بیمارستان و …. میتوانم بسازم یا به چند نفر میتوانم کمک کنم . فقط مقامی مثل امام زمان از پس اینکار بر می آید . پس من باید در انتظار او باشم و با اعمال و رفتارم ( به جز بخشش) به تعجیل در فرج کمک کنم.
۱۹ . بهتر است ابتدا با این ثروت برای خانواده ام امکانات بیشتری فراهم میکنم تا باهم لذت بیشتری را تجربه کنیم اگر باقیماند ببخشم.
۲۰ . اگر من این ثروت را یبخشم دیگر ثروتی نصیب من نمیشود چون من شرک بسیاری در وجودم دارم و این مانع جذب ثروت برای من میشود .
۲۱ . اگر من به نیازمندان – فقرا و …. کمک کنم در حق آنها ظلم کرده و باعث میشوم آنها در دفعات بعد نیز امیدشان به من باشد و نسبت به خداوند مشرک شده و خیر آخرت را از دست بدهند. پس من باعث بد شدن عاقبتشان میشوم
لذا نباید ببخشم.
۲۲ . شاید “این افراد” در امتحان الهی باشند از کجا معلوم !
پس من نباید در این آزمون الهی دخالت کنم و یا به عبارتی
“به آنها تقلب برسانم ” .
۲۳ . این تفکر من باعث میشود که من به حالت گروکشی با خدا معامله کنم و پولی را بدهم و انتظار داشته باشم که او سود پول من به همراه خود پول مرا نیز پس دهد!
این دیدگاه مرا به دوزخ میکشاند . پس از آن میپرهیزم .
۲۴ . خود استاد فرموده(در فایل به کبوتر ها غذا ندهیم) که کمک بیجا به کسی نکنیم . این به ضرر آنها تمام خواهد شد .
۲۵ . من پس از اینکه ببخشم (بدلیل دلبستگی هایم ) دچار افسردگی میشوم . چون پولم رفته و دیگر باز نمیگردد.
۲۶ . این پول برای مستحق آن همانند “باد آورده” است . پس آن را باد میبرد و به آنها کمک نمیکند .
دوستان اینها چکیده باور های غلط و یا به قول استاد
” موانع ذهنی ” بود که بیان شد .
دوستان عزیز , در قدم اول ما باید باور کنیم که اتفاقات و شرایط خود را خودمان می آفرینیم و هیچ چیزی نمیتواند باعث بد شدن شرایط برای ما شود , مگر آنکه ما باور کنیم که شرایط میتوانند برای ما تصمیم بگیرند
مقوله ی مهمتر این است که ما خدا را به عنوان قدرت مطلق قبول نداریم . شاید در کلام اینگونه باشد ولی والله قسم در باور اینگونه نیست . ما قبول نداریم که اگر با استفاده از قوانین باور های درستی درباره ی خدا و خواسته های خود ایجاد کنیم به آنها میرسیم .
باور کنید همین است . هیچ دست دیگری در کار نیست و هیچ شکی در آن نیست .
به نظر من مهمترین موضوع در قانون جذب همین است .
??باور های توحیدی??
ما باید در مورد خداوند و خواسته هایمان باور های قدرتمند کننده و واضح و گویا بسازیم که هیچ شکی در آن نباشد و استدلال های محکمی در پشت آن باشد .
یکی از راه های باورسازی همین است . (استدلال سازی )
یعنی اینکه دلایل زیاد و محکمی در مورد خواسته های خود بسازیم و هرگاه نجواهای ذهنی در ذهن ما شک ایجاد کرد, این دلایل را مکررا در ذهن خود تکرار کنیم .
وقتی ما دلایلی برای باور های غلط خود می آوریم از آیات قرآن و احادیث برداشت های اشتباهی میکنیم و به جای اینکه این ها ما را هدایت کنند , بدتر ما را گمراه میکنند .
پس دلیل آوردن درست برای خواسته هایمان را باید بیاموزیم .
دوستان امیدوارم که استفاده کنید . اینها تجربه ی شخصی بنده بود .
به امید کامیابی همگی شما
سلام دوست عزیز
گزینه ۳ متاسفانه یکی از نجواهای ذهنی اینروزهای منه
شخصی که برای نظافت منزل میاد خونه من تقریبا نیازمنده
واقعا از کمک کردن به ایشان حس خوبی دریافت میکنم
این روزها نجواهای شیطان دست بردار نیست به من میگه به این شخص کمک میکنی چون کارتو انجام میده درسته بهش دستمزد میدی ولی کمک میکنی که بهتر وظیفشو انجام بده
یجورایی با خودم درگیرم
سلام یکی از ترمزهای بزرگ من تو زمینه کسب ثروت اینه که
حس میکنم اگر ثروت زیادی بیاد دستم، از خانواده ام دور میشم، یجوری انگار اختلاف طبقاتی پیش میاد، دیگه نمی تونیم رفت و آمد کنیم، مثلا انگار که اونا با دیدن ثروت زیاد من، دچار خود سرزنشی و چه بسا حسرت میشن، و این ما رو از هم دور میکنه. بخاطر همین یا باید همه مون باهم ثروتمند بشیم که نمیشه چون فرکانس هامون، اهدافمون خیلی باهم متفاوته یا اینکه من تنهایی ثروتمند بشم، تنها میمونم…
چقدر بده وقتی که ترمزها،احساسی میشن…
سلام عاطفه ی عزیز
همینقدر که باورهای مخرب رو شناسایی کردید مطمئن باشید نصف راه رو اومدین
خداوند رو شاکر باشید که در استانه ی هدایت هستید
به این فکر کنید که اگر ثروتمند باشید با خرید هدیه برای اعضای خونواده چقدر میتونید اونا رو شاد کنید
میتونید دست خدا باشید برای اونا
از اون گذشته اگر انها به شما علاقمند باشند از ثروت شما شاد میشن اگر قرار باشه بین شما و انها از طرف انها فاصله ایجاد شه پس به میزان عشق و علاقه ی اونا شک کنید
سعی کنید از لحاظ احساسی مستقل باشید خودتون رو فقط و فقط متعلق به خدا بدونید محبت انها رو هم از جانب خدا بدونید
ثروت ارامش میاره
ثروت شما رو به خدا نزدیک میکنه
ثروت سلامتی میاره
خدا واقعا ثروتمندان رو دوست داره
خدا به بنده های ثروتمندش افتخار میکنه چون این بنده ها بلد بودن چجوری از سفره ای که خدا پهن کرده لذت ببرن
مثل یک مادری که غذا درست میکنه و بچه ها با اشتها غذا میخورن و تشکر میکنن
حالا اگه همون بچه غذا ی اماده مادر رو نخوره مادر شاد نیست احساس رضایت نداره شایدم مثل من غر بزنه غذا که هست چرا نمیخوری
سفره ی خدا پهنه خدا میخواد که بنده هاش استفاده کنند و لذت ببرند اونایی که باورای مخرب دارن انگار دست ندارن از سر سفره چیزی بردارن …روی باورات کار کن مسلما تنها نخواهی شد اگر باور داشته باشی که خدا با توست و خدا بس است برای هر انکه که به او توکل میکند
موفق باشی خواهر عزیزم???
سلام خدمت دوست عزیز و خانواده گرامی
البته من هم همین فکر اشتباه رو داشتم ولی داشتم باور های مخرب رو مینوشتم که بتونم در مقابلش باورهای خوب اون رو هم یاد داشت کنم و بسازم .
واینطور نوشتم که من خودمو رو نباید وابسطه به چیزی یا شخصی بدونم و یا اینکه با ثروت من وقت بیشتری رو میتونم با خانواده باشم و هستند الان خانواده هایی که یکی از افراد انها ثروتمند اند و مثل بقیه رفت وامد دارند و به خانواده ی خود سر میزنند .