مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 1 - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)

420 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Smaeil rostami گفته:
    مدت عضویت: 615 روز

    مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ وَالَّذِینَ یَمْکُرُونَ السَّیِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَکْرُ أُولَئِکَ هُوَ یَبُورُ

    کسی که خواهان عزت است(باید از خدا بخواهد) که تمام عزت برای خدا است سخنان پاکیزه به سوی او صعود میکند، و عمل صالح را بالا میبرد، و آنها که نقشه‏ های سوء میکشند، عذاب شدید برای آنها است و مکر (و تلاش افسادگرانه) آنها نابود می‏شود (و به جائی نمیرسد).

    سلامی که از جنس نام زیبای خداست ؛

    خدمت استادی که خداوند به ایشان عزت عطا کرده و سخنش بر جان مینشینه

    و درود بر خانم شایسته عزیز و همکلاسی های عزیزم.

    دوستان عزیزم

    برای کسی مثل من که چهل سال از خدا عمر گرفته شاید زیاد سخت نباشه که به عقب و راهی که تا الان اومده نگاه بندازه و رفتارهای اشتباه خودشو بهتر درک کنه

    چند ساله که وقتی به عقب نگاه میندازم ردپای ترس از قضاوت شدن و تمسخر و تخریب شخصیت رو که متاسفانه من داشتم در خیلی از تصمیماتم میبینم چه تصمیمات بدی که گرفتم و چه تصمیمات خوبی که متاسفانه نگرفتم.

    الان و با این آموزه ها از سرزنش خودم عبور کردم و خدارو بابت نعمت هدایت شاکرم و عهد بستم تا زنده ام توحیدی تر و باز توحیدی تر زندگی کنم بی اعتنا به نظرات بقیه حتی نظرات خوبشون. در پناه خدای مهربانی ها باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سما گفته:
    مدت عضویت: 527 روز

    به نام هدایتگر یکتا

    سلام به استاد جانم استاد عباس منش عزیزم و مریم جان عزیزم و دوستان فوق‌العاده ام با کامنت های بی نظیرشان

    این چند روز در شرایطی هستم که از طرف اقوام خیلی قضاوت و سرزنش میشم و این احساس بدی به من داده خدای مهربانم این همزمانی رو ایجاد کرد که از این فایل ارزشمند استفاده کنم

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    چند وقتیه از طرف آشناها به خاطر پوشش و حجابم مورد سرزنش و قضاوت قرار میگیرم با این که همسر عزیز و درجه یکم به من آزادی کامل در همه چیز رو داده ولی بقیه دوست دارند در کار و زندگی من دخالت کنند

    داستان از جایی هست که ما سالن ورزش گرفتیم (خانوادگی)من تصمیم گرفتم بدون روسری بازی کنم

    من هیچ وقت برای جلب توجه این کار رو نکردم موهام کوتاهه و با یک کش ساده بستمشون آرایشم ندارم فقط دوست دارم آزاد باشم

    ولی اطرافیان من رو قضاوت میکنند و میگن باید روسری بپوشم تا جایی که امروز به شوخی شوخی بهم گفتن اگر روسری نپوشی کلاهمون میره تو هم (من توی دلم گفتم من فقط و فقط و فقط به حرف یه نفر گوش میدم اونم خداست)

    چند روز پیش برام کلیپی فرستادن که فکر کنم درباره این بود که گمراه شدم و بی دین و خدا شدم (من هرگز کلیپ رو باز نکردم چون حدس میزدم داخلش چی باشه از استاد یاد گرفتم چیزی رو که دوست ندارم تق حذفش کنم )

    خلاصه توی این چند روز وقتی ذهنم خاطرات رو پلی میکرد برای کنترل ذهنم بهش دستور میدادم نکات مثبت تمام افراد سالن رو بگو و تحسین کن.

    ولی رفتارشون آنقدر تأثیر داشت که تصمیم گرفته بودم دیگه بی خیال سالن بشم تا این که هدایت شدم به این فایل ارزشمند، علاوه بر اینکه خیلی بهم آرامش داد گفتم میرم و به قول استاد سگ محلشون میکنم

    چون اگر نرم سالن نشون دادم تونستن روی من تاثیر بگذارند و دستشون رو تو مخ من کنند

    تو این هفته یک میلیون بار تکرار میکنم

    من خالق زندگی ،شرایط،موقعیت،رفتارها هستم و این کار رو با افکارم انجام میدم

    اگر از فرکانس های من خارج بشن از دنیای من خارج میشن

    خدایا صد هزار بار شکرت هرچقدر این فایل رو گوش بدم باز کمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    حسین نیساری گفته:
    مدت عضویت: 861 روز

    با سلامم خدمت جااااان ترین استادم عباس منش عزیزم عاشقتم من مرد که چی می کنی با ما الهی صد هزار مرتبه شکرت که هستی و این چشم ها و گوش های ما هر روز حضرتعالی رو زیارت می کنه الهی شکرت و سلام خدمت خانم شایسته عزیز که کلی زحمت برا سایت می کشن و آقا ابراهیم و خانم فرهادی

    و سلام به اعضا صمیمی سایت عباس منش

    استاد همین اول صحبتم یه جا که دارین صحبت می کنید می خواید از یه کسی مثال بزنید چند ثانیه ای سکوت کردین به خودم گفتم استاد مثال رو نمیزنه و نزدید می خوام بگم چنین شاگردایی دارین تربیت می کنین که اینقدر داخل رفتارهای شما خورد شدن الهی شکرت

    مبحث اصلی :

    تهمت زدن یا پشت سر کسی بد گفتن

    در این مورد میشه بگیم آدمهایی که خیلی براشون مهمی و کمتر مهم بودن برای طرف مقابل که که اوج داستان زمانی هست که برا طرف مقابل خیلی مهم می شوی خدارو شکر نمی دونمم از کجا اومده این شاکله شخصیت من شده حتی زمان های که قانون رو نمی دونستم سعی می کردم این مورد را رعایت کنم که در دروازه شهر رو میشه بست ولی جلو دهن مردم رو نه پس بیخیال می شدم یه موردی که به تازگی رخ داد برام برا موردی بود که شخصی خیلی رو من حساب کرده بود برا کار کردن داخل مجموعه اش بعد مدتی من دیدم نه اونجایی که وعده می داد نیست و من اومدم بیرون چندین بار پشست سر من گفته بودن که فلانی فلان هست و از این حرفا هر چقدر گفتن حتی یه کلام هم به روشون نیاوردم که چرا دارین این حرفا رو می زنید گفتم توجه نکن تو که بیشتر از خدا نمی دونی اعراض کن ازش نبینش توجه نکن به کلام الله بعد یه مدت سرد شد همه چیز و دیگه چیزی در موردش نشنیدم

    و به یه نکته دیگه ای که اشاره کنم درون صحبت هاتون که چه محصولات دانلودی چه دورها همش توحیده آقا خانم برادر خواهر کل صحبت سر اینه که من نباید بذارم مرکز توجه ام از روی خدا برداشته بشه بهت تهمت می زنن بگو تو که به من نزدیکی می دونی که من اهل این حرفا نیستم برا تو که نیاز نیست قسم بخورم تو که خودت می بینی حالا خودت درستش کن و بری پی زندگیت بخدا ما توحید رو یاد بگیریم همه چیز به ما داده می شود قدرت پیش خودشه ثروت سلامتی هر چی که می خوای پیش خودشه اونم بی نهایت پس نترس و اندوهگین نباش برو پیش خودش که کاراتو انجام می ده و بهت میگه جاااان چی شده

    الهی شکرت که هستین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1501 روز

    سلام استادم

    یک مدتیه که دارم روی باورهایم تو زمینه روابط کار میکنم و از خداوند خواستم تو این زمینه هدایتم کند ، هروقت سوالی برام پیش میاد که جواب درستی براش ندارم همان روز فایلی از استاد روی سایت میاد.که جواب سوالم است.با تمام وجود خدای مهربانم را شاکرم که عاشقانه جواب سوالات منو میدهد .

    گاهی اوقات این حسو دارم که خانه استادم ،از ایشون سوال میپرسم و استاد عزیزم برای جواب سوالم فایل ضبط می‌کند .

    فایل امروز آرامشی بود به قلب من برای اتفاقی که این اواخر برایم پیش آمده بود،ماجرا این بود دوست عزیزی که خیلی دوستش داشتم،ازخوبیهاش میگفتم و خوشحال از موفقیت‌ هاش بودم و تحسینش میکردم ،تهمتی بهم زد که یک لحظه خشکم زد باورم نمیشد چنین حرفی بهم بزند آن لحظه آرامش خودمو حفظ کردم،چون با صدای بلند توی جمع دلیل منطق های اشتباه میآورد که آن تهمت را اثبات کند، فقط گفتم من جوابی ندارم فقط می سپارم به خداوند .

    هر جوری بود ذهن خودمو کنترل کردم اماباید بگم ته قلبم می‌سوخت باورم نمیشد چنین حرفی از طرف کسی که دوستش داشتم و رفتار محترمانه ای با هم داشتیم بشنوم ،پذیرفتم که مقصر خودم بودم آره یک جاهایی اونو بزرگ کردم و توانایی های بی حساب خودمو ندیدم ،جهان هم جواب افکار منو پاسخ داد .پذیرفتن اینکه مشکل از خودم بوده آرام تر شدم اما افتادم تو دام خود سرزنشی که چرا حواسم به افکارم نبود .خلاصه این چند روز در تلاش بودم با انجام کارهای متفاوت و گوش دادن فایلهای استاد ذهنمو کنترل کنم ،اما لحظاتی بود که نجواها کار خودشان را می‌کردند و می‌گفتند بگو خدا فلان بلا و فلان بلا سرش آورد .اما مرتب تکرار میکردم خدایا من انسانم و ضعیف ممکنه اشتباه کنم تو کمکم کن خلاصه ساعتی های و ساعتی بای بودم

    اما در کل احساس خوبی به نسبت قبل از آشنایی با استاد داشتم چون اگر آدم قبلی بودم با خود خوری و سرکوفت زدن هام که چرا این فرد همچین رفتاری باهام داشت اگر آن آدم را نمی‌تونستم بکشم اما خودم از فرط غصه و غم حتما میمردم ،

    درکل کنترل ذهن دست و پا شکسته ام خیلی برام برکت داشت.و خداوند این چند روزه پاداشهای زیادی بهم داد.

    وقتم آزاد تر شد و به تمرینات استاد بیشتر رسیدم .

    دو تا دوره آموزشی که مدتها میخواستم اما چون توان مالی برای تهیه شون نداشتم از طریق دستان خداوند با کیفیت عالی دستم رسید.

    هدیه تخفیف خوبی از سایت بابت خرید محصولات جدیدم گرفتم،

    دوره عشق و مودت در روابط که مدتها رویای اونو داشتم خریدم

    ممنونم استاد ممنونم خانم شایسته دوست داشتنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1561 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام

    قبل از هر چیز دوست دارم خیلی خیلی از خانم شایسته نازنین تشکر و قدردانی کنم بابت این پروژه عالی ، خانم شایسته نازنین واقعا دارم تغییر میکنم حس و حالم خیلی متفاوت شده من با این پروژه دارم دوره ها رو بهتر می فهمم کشف قوانین ، قانون آفرینش و حتی فایلهای رایگان اصلا الان دارم می فهمم که قبلا دوره ها رو نفهمیدم فکر می کردم خیلی دارم درک می کنم یه چیز جالب بگم من دارم روی این پروژه کار میکنم در عوض درآمد همسرم داره بیشتر میشه خدایا بی نهایت شکرت واقعا سپاسگزار شما و استاد گرانقدرم هستم و روی ماهتون رو می بوسم

    گام 14

    منم تجربه های مشابه تجربه های دوستان از غیبت و تهمت و دروغ و این جور صفات ناپسند رو دارم ولی خیلی جدی و وحشتناک نبوده خدا رو شکر سالهاست از این ماجراها به دورم

    من تو عمرم به کسی تهمت نزدم به جز یکبار اونم این بود که یه بار در مورد یه دوستی گفتم دوست پسر داره شنیده بودم البته و من پیش یه افراد دیگه ای گفتم وقتی حدود 20 سالم بوده و اون موقع این مسائل تابو بود و آنقدر این بشر پیش همه عزت و احترام پیدا کرد که نگو و نپرس و من همون موقع فهمیدم که چقدر این رفتار من ناپسند بوده و چقدر نتیجه عکس برای طرف مقابل داشته

    در مورد غیبت هم وقتی از دست کسی خیلی جدی ناراحت می شدم پیش همسرم یا مامانم و خواهرام بازگو میکردم

    در واقع درد دل میکردم ولی خدا رو شکر الان حدود 4 سالی میشه که شاید بگم نزدیک 100 درصد از این مباحث دورم

    ولی هرگز اهل دروغ نبودم و خیلی خودم رو تحسین میکنم و از خداوند سپاسگزارم

    یه داستانی هست در مورد مسابقه بین خرگوش و لاک پشت که لاک پشت برنده میشه من قبلا فکر میکردم این فقط یه داستانه ولی چند وقت پیش یه کلیپ دیدم در مورد همین داستان که مثل مسابقه خرگوش و لاک پشت رو در یه مسیر قرار داده بودن و در یه فاصله یکسان غذای مورد علاقه شون رو گذاشته بودن و یه افرادی هم در دو طرف این مسیر هورا هورا و سر و صدا راه انداخته بودن و به نوعی این حیونهای زبون بسته رو تشویق میکردن خرگوش مرتب حواسش به این طرف و اونطرف پرت میشد ولی لاک پشت اصلا به اطراف توجه نمیکرد و بالاخره پیروز شد

    کاش همیشه مثل لاک پشت عمل کنیم و فقط به اهدافمون توجه کنیم

    استاد گرانقدر و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام سپاسگزارتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 1992 روز

    سلام استاد عزیزم

    اونروزی که شما این فایل رو روی سایت گزاشتید

    دقیقا

    همون روزی بود که من بهش نیاز داشتم

    و باید آگاهی هاشو دقیقا یاداشت میکردم و تکرار میکردم

    اما انجام ندادم

    و از این فایل به اون فایل پریدم

    و اینقدر هیجان مثبت داشتم که نتونستم با آرامش بشینم و این فایل رو یاداشت کنم

    این اعتماد به نفس

    این شکرگزاری

    با ما کاری کرده که عاشق و شیدا شدیم

    و از هر فرصتی برای شکرگزاری

    و لذت بردن از داشته هامون

    استفاده میکنیم

    دقیقا عصر همون روز

    یک نفر بهم تهمت زد

    و داشت منو تحریک میکرد

    و منم چون این آگاهیه هارو تکرار نکرده بودم

    نتونستم آروم بمونم

    یادم بود که نباید توجه کنم

    محکم صحبت کنم باهاش با اعتماد به نفس

    و انصافا هم رعایت کردم ینی با اعتماد به نفس و بسیار واضح صحب کردم و نشون دادم که من از تو نمیترسم

    اما

    اشتباه من این بود

    که میخواستم خودمو ثابت کنم بهش

    تا عصبانیتش فروکش کنه

    تا آروم بشه و دچار برداشت اشتباه نشه

    در این مواقع بهانم اینه که طرف مقابل رو دوس دارم میخوام هدایتش کنم

    غافل از اینکه احساس بی عرضگی طرف مقابل با صحبت کردن من تغییر نمیکنه

    و وقتی دیدم فایده نداره

    بازهم ادامه دادم

    و داشتم عصبی تر میشدم که چرا حرفمو نمیفهمه

    که توی دام افتادم و به خودم که اومدم دیدم از مسیر خارج شدم

    از خداوند میخوام که این آگاهی هارو توی ذهن من ثبت کنه

    یه شرایطی فراهم بشه که یادم نره

    وقتی میفهمم و غرق اشک شوق میشم

    یکاری کنه فراموش نکنم

    و درمواقع نیاز بتونم استفاده کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    علی قادری چاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2104 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یا رحمان و یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

    الهی شکرت

    خدایا ممنونم که نوشتن را به بنده آموختی تا وسیله ای باشد برای به آرامش رسیدن

    خدایا متشکرم که همواره هستی و هدایتم می کنی

    خدایا سپاسگزارم که در تمامی مراحل زندگی حمایتم کردی

    مهربانم به لطف تو در حال تجربه خواسته ای دیگر هستم

    جالب است که وقتی خواسته ای در ما متولد می شود با اشتیاق و بدون ذره ای نگرانی آن را می خواهیم و به آن فکر می کنیم، اما وقتی که به آن نزدیک می شویم و در مدار آماده سازی شرایط برای به وقوع پیوستن آن هستیم، ذهن پیوسته می خواهد پالس منفی بدهد و به هر شکلی که می شود می خواهد بر شیپور ترس و نگرانی بدمد، حقیقتا که این شیطان ذهن عدو مبین است و چه واضح خداوند بارها و بارها دشمنی و عداوت آنرا به آدمیان گوشزد می کند.

    حال که کنترل ذهن تنها نسخه ای است که تمام پیامبران و خردمندان و استادان تاریخ در چنین شرایطی برای افراد تجویز می کنند.

    چه زیبا قرآن آنرا بیان می کند؛ ان اکرمکم عند الله اتقاکم

    این موضوع کنترل ذهن با اعراض از ناخواسته و توجه به خواسته کلید رستگاری است. البته که در بعضی موارد مشکل هم می شود. اما چیزی که واضح است و فکر می کنم حداقل همه افراد سایت به این درک رسیده باشند؛ که چه خوب و چه بد در هر صورت می گذرد و آدم عاقل سعی می کند که کمتر سخت بگیرد و کمتر در دام شیطان بیفتد، هرچند که ذهن همیشه می خواهد شرایط را به بدترین نحو جلوه دهد، در حالی که هیچ رنجی در زمان حال وجود ندارد، رنج و ترس ناشی از افکار سمی و بیماری زای ذهنی است، حال اگر موضوع تهمت و دروغ باشد هم همینطور.

    مشکل اساسی اینست که ما به خودمان باور نداریم و خویش را خوب نمی شناسیم، وقتی که خودت را بشناسی و باور داشته باشی دیگر چه اهمیتی دارد که دیگری چه می گوید. وقتی که به توانایی هایت باور داشته باشی و خودت را همینگونه که هستی بپذیری و برای بهبود شخصیت وجودی ات تلاش کنی دیگر حرف و نظر دیگران بی اهمیت می شود.

    اما همانطور که گفتم این عدم خود باوری است که اراده و ایمانمان را سست می کند و به ذهن ترسو اجازه تاثیر گذاری می دهد.

    از خدای مهربان می خواهم که در این مسیر ایمان و پای حرکت و قوت قلبم بشود

    با توکل به حضرت دوست این راه را ادامه می دهیم.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    Ms Mohadese گفته:
    مدت عضویت: 2558 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز سایت

    به نام خدا

    نکات مهم گام چهاردهم

    همه ما این ترمز و باور مخرب را داشتیم که حرف مردم خیلی مهمه و باید تحت تاثیر حرف آنها انتخاب کنیم و زندگی کنیم .

    باید به خودمان یادآوری کنیم که هدف ما برای ما چقدر مهم است و حرف مردم در کجای زندگی ماست و ارزش آن را تعیین کنیم در ذهن خود و در زندگی خود ، مغز ما مواردی مثل توهین و تهمت را برای ما بزرگ می کند و در ذهن ما نجوا می کند و خوبی هارا به چشم ما نمی آورد در حالی باید سعی کنیم کمتر تحت تاثیر قرار بگیریم و یادآوری کنیم به خود که ما خالق زندگی خود و اتفاقات زندگی خود هستیم و هیچ کس هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند.

    کسی که تهمت به ما می زند آدم ضعیفی است و مکانیزم ذهنشان برای توجیه بی مصرفی و خلا خودشان است .

    خودمان هستیم که زندگیمان را رقم می زنیم و هیچ کس هیچ کس هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند .

    مثال دونالد ترامپ که حواشی زیاد و تهمت راجع به آن زده شد و در نهایت رییس جمهور و با اختلاف زیادی رای آورد .

    کسی که حرف مردم را نادیده می گیرد و به قول قرآن اعراض کند در نهایت به نفع خود او خواهد شد و در مسیر خود موفق خواهد شد و همان تهمت ها به نفعش خواهد بود .

    دلیلی ندارد نظر مردم را بخوانیم و حتی به کامنت ها توجه برای خواندن بگذاریم چرا که اینکار احساسمان را بد می کند ولی اگر اعراض کنیم و نخوانیم و‌توجه نکنیم و پاسخ ندهیم و در ذهنمان اتفاقات و قدرت زندگی را به خودمان بدهیم که همه چیز به خودمان بستگی دارد نه هیچ کس دیگر.

    حتی دفاع کردن از خود هم به معنای تحت تاثیر قرار گرفتن ما می شود اما اگر بی محلی کنیم یعنی برای ما اصلا مهم نیست و تاثیری در زندگی ما ندارند.

    یاد بگیریم تحت تاثیر قرار نگیریم و احساس و توجه مان را به ناخواسته هایی مثل تهمت معطوف نکنیم .

    اگر قانون را درست درک کرده باشیم دیگرانی وجود ندارند چراکه ما کنترلی بر دیگران نداریم که چه حرفی میزنند اما روی خود کنترل داریم و می توانیم زندگی مان را رقم بزنیم .

    زندگی ما وابسته به انتخاب مردم نیست و باید اصولی برای زندگی خود داشته باشیم و طبق اصول خود جلو‌برویم مثل رفتن در مسیر درست و راه درست را رفتن و..

    وقتی خودمان را بشناسیم و به خود باور داشته باشیم قطعا در ذهنمان تهمت و نظرات دیگران برایمان بی ارزش خواهد بود .

    هرگونه توجه با هر عنوانی یعنی به آن چیز قدرت می دهیم چه دفاع چه صحبت چه فکر و.. به آن مورد قدرت می دهیم برای بهتر شدن در این مورد به ویژگی های مثبت خود و چیزی که می خواهیم جذب کنیم توجه کنیم و تحسین کنیم .

    وقتی آدم در مسیر درست می رود نگران این مسائل نیست چراکه همه اعمالش پاسخ می دهد و نتیجه می گیرد .

    نزاریم حرف دیگران بر ما تاثیر بگذارد و از حرف آنها تاثیر نگیریم و برایمان مهم نباشد.

    هرآنچه از معرض “کانون توجه” شما خارج شود، از “فرکانس های” شما خارج می شود و هر آنچه از فرکانس های شما خارج شود از “دنیای تجربی” شما خارج می شود.

    در پناه حق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    سعیده فاضلی گفته:
    مدت عضویت: 671 روز

    به نام خداوند مهربان و مقتدرم خداوند زیبایی ‌و رحمت

    خدا را عاشقانه سپاسگزارم که می توانم بعد از مدتها کامنت بنویسم البته دیشب اولین کامنتم را نوشتم ‌ قبل از هر چیز سلام به استاد اندیشمند و نازنینم و سلام به بانو شایسته جان

    ‌که دارند کلی وقت میگذارند برای بسیاری از مسائل وآگاهیهای استاد وسایت وسلام به دوستان آگاه و رشد یافتهٔ من

    استاد نازنینم گفته های شما از دل یک بی نهایت تجربه وآگاهی والهامات شما سرچشمه گرفته و من شما در اول تحسین می‌کنم وسپاسگزارم که این همه از آگاهی را با ما به اشتراک میگذارید .

    اگر بخواهم در مورد این نوع تفکر متفاوت وتوحیدی صحبتی بکنم ابتدا خودم اینطور متوجه شدم که نا آگاهانه چیزی هایی را از مردم می شنیدم که باب دلم نبود اصلاً فکر نمیکردم این موضوعات بخواهد اینقدر مرا در مدار اتفاقات وناخواسته ها قرار دهد منتهی هر وقت هم که هدایت خداوند مسیر را نشانم می داد از این بحث‌ها فاصله میگرفتم ولی از وقتی با شما آشنا شدم بیشتر از قبل حواسم بود که وارد بحث های بیهوده و ‌حرف‌های بی ریشه خودرا قرار ندهم به حدی که خداوند پاسخ این تلاش را داد واکنون که متوجه می شوم خیلی ها دیگر در زندگی من رد پایی ندارند ذهنم آمادهٔ دریافت روابط خوب است ‌و اتفاقات خوب.

    مسئلهٔ اول که اهمیت دادن به حرف مردم است من قبلاًاگر اتفاقی می افتاد خیلی مهم بود برایم که دیگران چه میگویند یا اگر میخواستم از خودم دفاعی داشته باشم حتی اگر در حد یک نظریه بود اما چند سالی است که دیگر این موضوعات برایم اهمیتی ندارد آنقدر در این فضاها نیستم که متوجه نمی‌شوم اعتقادات نسنجیده یا خرافات مردم هنوز دامن زندگی آنها را گرفته در این مورد واقعاً روی خودم کار کردم وسعی کردم درست وغلط را خودم تشخیص دهم خیلی ها در بعضی موارد مثل مثلاًلباس مشکی پوشیدن برای مرگ کسی تا چهل روز ویک سال وچند سال آنقدر اهمیت می‌دهند که رفتار دیگران را کنترل می‌کنند والبته اسم آن را احترام گذاشتن میگذارند یا داغ دیده بودن واگر کسی در اطرافشان نخواهد یا دوست نداشته باشد اینگونه رفتار کند محکوم می شود وقضاوت می شود خود من در معرض همین حرف ها بودم و سعی کردم ذهنم را کنترل کنم چون اصلاً در این فضای فکری نبودم بهر حال تصدیق می کنم گفتهٔ شما را چرااا این موضوع مهم است واین همه ریشه دارد به قول شما ترس است که هدفها را کم رنگ می کند وحتی نا امید .

    نکات مثبت دیدن وبخاطر آن سپاسگزار بودن نکنه طلایی صحبت شماست که همیشه کنترل کردن ذهن وصل به احساس ماست یعنی شیطان کار خودش را انجام می‌دهد پس مراقب فریب هایش باشیم .

    واقعاً هر چه می گذرد بهتر می توانیم تله ها را شناسایی کنیم .

    توجه کردن ما ‌و قدرت دادن ما به کلمات ‌و اندیشه های دیگران باعث می‌شود ذهن واحساس مان خراب شود.

    باید یاد بگیریم که خودمان خالق زندگیمان هستیم .تخریب کردن کار آدم‌های ضعیف از نظر نوع فکر کردن و سبک زندگی است.

    زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست/در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

    در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست/در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

    واقعاً نیازی به دفاع کردن نیست واکنشی نیاز نیست وحتی نیازی نیست آن را بشنویم چقدر قانون را عالی توضیح می‌دهید اعراض کردن بدون اعتراض کردن یعنی صلح درون ما باید خیلی در سطح عالی باشد که بتوانیم به قول شما سگ محل کنیم این جنس از آدم‌ها را و رفتارها را .

    دوباره به خودمان یادآوری کنیم که من هستم که تأثیر گذارم در زندگیم وخالق شرایطم هستم

    تهمت زن و دروغ گو همیشه در تقلاست عجیبه من صد در صد این حرف‌ها را می پذیرم و ایمان دارم به عمل کردن به آن

    گوهر پاک بباید که شود قابل فیض/ورنه هر سنگ وگلی لؤلؤ ‌و مرجان نشود

    اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش /که به تلبیس وحیل دیو مسلمان نشود

    تخریب کردن در زندگی همه ما وجود دارد از قانون الهی پیروی کنیم و تمرکزی به این حیله ها نداشته باشیم واکنش جهان به هر چیزی صددر صد است و گریزی از آن نیست پس مسیر درست بهترین گزینه برای رسیدن به آرامش ذهن و روح است.

    مهم است که کانون توجه ما به سمت منفی نرود.

    همیشه حقیقت خود خودش را بازگو می کند یادم آمد به یکی از نزدیکانم که به گفتهٔ خودش نا خودآگاه از من بد گفته وغیبت کرده بود در ماه مبارک در شب قدر یک پیام بلندی برایم فرستاد که از من خواست او را ببخشم چون دیدگاهش این بود که دعایش مستجاب نمی شود اگر حقی از کسی ضایع کرده باشد ویا به ناحق دربارهٔ کسی حرفی زده باشد من نیز با احترام به او گفتم همه در پیشگاه خدا یکسان هستیم ودرقبال بندگی مان مسئولیم من از شما ناراحتی ندارم و چیزی در دلم نیست که بخواهم با شما جبهه ای داشته باشم گفتن :صدای من به خدا نمی رسد و از من دوباره طلب بخشش وحلالیت خواستن من گفتم شما حلال هستید ومن از شما چیزی به دل ندارم و برایش آرزوی خوشبختی کردم بعد از پایان حرف‌ها از ته دل همان لحظه از خدا خواستم به قلبش آرامش دهد واز خدا تشکر کردم که

    پشتیبان من بوده‌ و ‌هست در حالیکه من روحم خبر نداشت که این شخص ممکن است دربارهٔ من حرفی زده باشد.

    و بلاخره مسیر درست آثارش را نشان می دهد

    استاد خیلی مطمئن هستم که انجامش میدهید چه خوش باشد چه نا خوش ارادتمند شما

    پس نگران نباشیم از شیطان و وسوسه هایش به خدا پناه ببریم

    ثروتمند وشاد باشد ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    رستا بانو 717 گفته:
    مدت عضویت: 830 روز

    سلام به استاد عزیزم مریم گلی

    و دوستانم عزیز

    امیدوارم هرجایی این زمین زیبا که هستین

    عمرتون پر برکت باشه شاد باشین و سلامت

    اول خدا رو شکر میکنم بعد ازتون تشکر میکنم بابت این همه آگاهی عشق و درسهای که به ما می آموزین

    مثل همیشه این فایل هم عالی و بی نظیر بود

    تمام نکته های این فایل پر از درس بود

    که باید سعی کنیم بهشون عمل کنیم تا راه زندگی کردن رو بیاموزیم

    من خودم هر جای زندگیم که توجه نکردم به انتقادات بقیه و راه خودم رفتم واقعا نتیجه های عالی دیدم

    زندگیم پر آرامش بود پر اتفاقات درست

    توجه به معنی واقعی نه اینکه در ظاهر بی توجه به نظر بیام اما در واقعیت که به نظرم واقعیت همون ذهنه هی خود خوری کنم هی کلنجار برم هی تحلیل منفی کنم و هی اتفاقات رو زیر رو کنم

    توجه واقعی یعنی خدایا من زورم نمیرسه تو گه زورت میرسه درستش کنه کمکم کنه که بتونم عراض کنم از چیزی که هست ولی دوسش ندارم

    کمکم کن نگاهموم بهش مثبت کنم

    و سعی کنم توجهم به خیرش باشه

    واقعا وقتی های که تصمیم میگرفتم جور دیگه ای بینم واقعا زندگی هم بهم هدیه ش رو میاد هدیه توجه نکردنم به ناخواسته هام

    هدیه توکلم هدیه

    یعنی جور به نفع من میشد که باخودم میگفتم اگر میخواستم خودم آگاهانه این کار انجام بدم واقعا به این شکل عالی پیش نمیرفت

    چون سپردمش بخدا

    و گفتم درست میشه بیخالش شدم نگاهمو عوض کردم اجرش رو به بهترین شکل میدیدم

    واین لطف الله رو میرسونه که میگه تو یک قدم بردا من هزار قدم جلوت میندازم

    الهی شکر الهی شکر

    ممنونم استادم ممنونم که کمک میکنید ما بیاد بیاریم و متوجه بشیم کی هستم چی هستم جایگاهمون چیه کجا باید باشیم چکار کنیم

    و راهمون چطور پیدا کنیم

    ممنونم مریم جان

    ممنونم دوستان بابت کامنت های بارزشتون

    سعی میکنم همشون باعشق بخونم درس بگیرم و آگاه بشم

    موفق باشین همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: