مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 1 - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/01/abasmanesh-1.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2025-01-16 06:24:212025-01-19 00:57:40مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت – قسمت 1شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
سلام به استاد عباسمنش عزیز و همهی عزیزانی که توی این مسیر باهم همسفر هستیم . و یه سلامِ ویژه به مریم جان که چقدرررر وقت گذاشتن و این فایلها رو برای ما آماده کردن.من خیلی اهلِ حرف زدن و کامنت گذاشتن نیستم و نبودم ولی میخوام شروع کنم از خودم ردپا بگذارم و مثلِ همهی دوستای عزیز پیشرفتم رو توی سایت به اشتراک بذارم.
من به واسطهی شغلم خیلی زیاد در معرضِ آدمهای آشنا و غریبه هستم و خیلی وقتا کامنتای خیلییی بد و توهینآمیز توی پیج اینستاگرامم دارم که خدا رو هزار مرتبه شکر از وقتی با استاد آشنا شدم و مدارم تغییر کرده از هر هزارتا کامنت یکی دوتا کامنت منفی دارم و خواستم الان بیام و اول از خدای مهربونم تشکر کنم که منو هدایت کرد به مسیرِ آگاهی و بعد از استاد و مریم جان️
سلام به استاد عزیزم
متشکرم از شما استاد جونم که اینقدر حرفه ای ، این مباحث رو درس میدید و کمک میکنید منِ پویا هر روز توی مدار بهتری قرار بگیرم.
خداوند شاهده اینقدر سال 1403 برای من خوب و عالی بوده که نگو ، نپرس
به لطف شما. و آشنا کردن شما با خدای واقعی ، انرژی که به رفتار و فرکانس من پاسخ میده،نه به ادا و اطوار هام،
استاد این حرف مردم و قضاوت کردن هاشون مخصوصا توی جامعه ایرانی ، خیلی بلد هست که انگار ملت تصمیم گرفتن روی همو کم کنن،و اصل فراموش شده که من پویا برای لذت از زندگیم باید فقط زندگی خودمو داشته باشم و بیخیال بقیه بشم و فقط بچسبم به خداوند،
همون طوری که توی یک سال گذشته وقتی خودمو در حد فرکانس الآنم تغییر دادم دیدم که چقدر ،با آرامش بیشتری زندگی میکنم،
سخته هاااا ولی کم کم با تکامل راحت تر میشه ،
خدایا شکرت
استاد جونم قربونت افکار قشنگت ، خوشکل هیکل و قوی من
دوره عزت نفس شما یک دوره کامل بود عزیز دلم
سال جدید رو به امید خدا با دوره دوازده قدم شروع میکنم و اینقدر به شما مطمئنم ، که نگو نپرس
خدایا شکرت که اینقدر خوبی که استاد عباسمنش عزیزم رو سر راهم قرار دادی
بوس بهت استاد جونم.
به نام خداوند بخشنده مهربان و یکتا
سلام بر استاد عزیز و ارزشمندم
این فایل ارزشمند رو نمیتونم ازش بگذرم.یک نوری در تاریکی برای من بود یعنی امروز پس از گوش کردن به قانون آفرینش بخش 10 و جلسه 4 قدم دوم دوازده قدم رسیدم به فایل “قلبی که به سوی خداوند باز میشود” و برای دومین بار گوش کردم ، این دو فایل مکمل یکدیگر بودند . خیلی جالبه یک همزمانی فوق العاده . شاید باید امروز برای همیشه این مسئله بسیار مهم برایم حل میشد و نقطه ی تاریک این مرحله از زندگیم برای همیشه روشن میشد.و یه مرحله در زندگی پیشرفت میکردم . خدا میداند
تقریبا 10 سال پیش یکی از افراد درجه 1 من صحبتهایی را بر علیه من کرده بود توی یک جمعی و یکی از اون افراد اومد و بهم گفت . خب منم که مثل الان آگاه نبودم و از قوانین هیچ اطلاعی نداشتم و متاسفانه منو بر آشفته کرد. چون صحبتهای اون فرد کاملا اشتباه بود و اصن نمیدونم برای چی گفته بود و پیش خودم گفتم یعنی هیچ حرف دیگه برای زدن نداشتی؟
و متاسفانه اشتباه دیگه ای که کردم رفتم به عموی بزرگم گفتم (بازگو کردن و رفتن توی فرکانسش) چون ایشون فرد شریف و عالی هستند و از تمام زندگی من خبر داره. ایشون یه لبخندی زد و گفت نگران نباش چون این فرد اصن شخصیتش این شکلیه . . . خب کمی آروم شدم ولی بعدش به خودم گفتم ناحق آبروی منو پیش دیگران برد.خب گذشت و گذشت یکی دو مورد از دیگران هم توی جمع جلوی چشم خودم اتفاقات افتاد ولی این بار دیگه به لطف خداوند بزرگ با استاد عباسمنش عزیز آشنا شده بودم و پس از اون صحبتها هیچ توجهی نکردم و اصن در رابطه با اون موارد با هیچ کسی حرفی نزدم و اونها هم هیچ تاثیری نداشتند. تا اینکه چند ماه پیش توی یه جمع فامیلی یکی از خانمها یه صحبتی کرد که منو تحقیر کنه . خیلی هم صحبت نا بجایی بود واقعا . چون من اصن اهلش نبودم و نیستم و میگفت چون اهلش نیستی این زندگیت هم به درد نمیخوره . همچین منظوری داشت و توی جمع گفت . خب من اصن چند سالی هست که خیلی با کسی صحبت نمیکنم توی جمعهای فامیلی چون به درد من نمیخوره فقط به احترامشون میام و میرم و خیلی هم نیستم کلا فقط یه حاضری میزنم و میرم سریع ولی اون روز بودم . . .
وقتی که ایشون اینها را داشت میگفت من مشغول یه کاری بودم ، شنیدم ولی خدا شاهده یه ندای درونی بهم گفت “ایمان سرتو بالا نیار .نگاهشم نکن ، انگار نه انگار” تمام اون افراد حاضر توی جمع از فامیل نزدیک من بودند و میدونستند که من اهل این کار نیستم و این خانم میگفت این نقطه ضعف توست و میخواست منو کوچیک کنه و تحقیرم کنه ولی من گوش به ندای درونی ام دادم با اینکه جواب داشتم و اون نمیدونست که من از یه چیزایی خبر دارم و میتونستم به راحتی کلا اون روز همه چیز را خراب کنم ولی اصولا اهل این کار هم نیستم ولی این بار وقتی رفتم خونه و اون روز فک کردم به خودم احسنت گفتم و گفتم آفرین ایمان بزرگ شدی و بلدی که نباید اهمیت بدی .ولی امروز به این فایل ارزشمند که نگاه کردم بازم به آگاهی های بالاتری رسیدم . یعنی قبلا بلد نبودم که این خرابکاری دیگران باعث محبوب تر شدن من میشه فک میکردم اعتبار من پیش دیگران از بین میبرن و من حتما باید باهاشون درگیر بشم ولی الان یک دری به روم باز شد که قانونش را بهتر درک کردم و قول دادم به خودم از این لحظه اجازه ندم به قول استاد عزیزم که “کسی دستش را توی مخم کنه” و بتونم احساستم را کنترل کنم و خیری در این اتفاقات به ظاهر بد ببینم. این فایل مهم و ارزشمند میتونه از این به بعد به بهتر نگهداشتن احساستم توی اتفاقات کمک کنه . . .
استاد عزیزم ممنونم بوس از راه دور
خدایا شکرت بابت این همه دانش و آگاهی و حکمتی که نصیب ما میکنی
خدیا صد هزار مرتبه شکرت
به نام یکتای هستی بخش
سلامودرود به استادگرانقدر ومریم جان و تمومی دوستان ارزشمندم
استاد جا داره دراین مورد خیلی صحبت بشه،وقتی به عمق این موضوع فکر کردم،هم بیشتر به رفتارای خودم فکر کردم که کجای زندگیم احساس قربانی شدن یا مظلوم بودن داشتم و وارد اینجور داستانا قرار گرفتم،هم کلی برام سوال پیش اومد که چرا خیلی از افراد هستند که به راحتی توهین ومسخره میکنند،به راحتی به دیگران تهمت می زنند و بااینکه این توهین و تهمت هایی که به طرف مقابل می زنه یابه گوشش می خوره،بعد از یه مدتی اون طرفِ توهین شده بااون نفرِ توهین کننده هیچ مشکلی نداره و انگار یجورایی اون نفر رو بااین خصوصیات پذیرفته که اون دیگه ویژگیش همینه و کاریش نمیشه کرد!!!
یه روز از یه نفر توفامیلمون پرسیدم چرا بااینکه فلانی انقدر بهتون تیکه میندازه و یا میفهمی که چقدر بهت تهمت زده،بعداز هربار دیدنِ او انگار نه انگار که اون شخص اینقدر پشت سرت چرتوپرت گفته…
ایشون در جوابم گفت طرف با دعاجنبل زبون هممون رو بسته و انگار نمیتونیم باهاش بد رفتار کنیم و هربار که اون رو می بینیم زبونمون بسته میشه که بهش این تذکر رو بدیم و بگیم دلیل این کارت چیه!
اون اوایل یکم منم تواین داستانا بودم که آره راست میگه حتما با دعاجنبل زبون همه رو بسته،ولی بعد که یکم بیشتر باقانون آشنا شدم فهمیدم که اینجور اشخاص اولا خودشون رو بااینجور ویژگی های شخصیتی پذیرفتن،و دیگه براشون اینجور رفتار نامناسب کردن بادیگران براشون یه چیزه عادیی شده،بااینکه این رفتارها پسندیده ی جامعه نیست اما خیلی از افراد اونقدر باویژگی شخصیتی خودشون اُکی هستند که اصلا براشون مهم نیست طرف مقابل از دستشون ناراحت میشن یانه،بخاطر همین یک دسته ای از افراد هم در مدار این آدما قرار میگیرن که خیلی زود از رفتار اینجور افراد میگذرن و بیخیال اون قضایا میشن…
وقتی بیشتر خودمو شناختم،دیدم که من نه ازون دسته آدمایی هستم که راحت تهمت بزنم و نه آدمی هستم که بخوام از رفتار اینجور آدما بامن به راحتی بگذرم…
نگذشتن ازاین آدما نه به این معنا بخوام بااونها گلاویز بشم و بخوام با بحثو دعوا انتقامم رو بگیرم،بلکه اگه کسی به من توهین یا تهمت بزنه تا سالیانه سال حرف اون شخص رو تو ذهنم نشخوار میکنم و یک کینه ای ازش تامدتها تو دلم باقی می مونه و انتظارم اینه که چون من خودم اینجور آدمی نیستم،دوست ندارم که همچین رفتاری ازکسی به این شکل بامن بشه…
چندسال پیش بود یک فردی توی فامیلمون به من تا دلش میخواست ازهرزاویه ای تهمت زده بود و وقتی به گوشم خورد،نخواستم باهاش گلاویز بشم،فقط غیر مستقیم بهش فهموندم که فکر نکن به گوشم نمی خوره حواستو جمع کن وپاتو از زندگیم بیرون بکش…
همین حرف من براش کافی بود و منتظر همین حرفم بود که رابطش رو بامن قطع کنه،بااینکه صد درصد اون بود که بدون اینکه من پشت سرش حرفی بزنم این حرفارو پشت سرم زده بود،اما بازهم جوری رفتار کرد که انگار من دارم بهش تهمت می زنم…
الان ده سالی میشه ما یک کلام باهم دیگه هیچ حرفی نزدیم،همون اوایل بخاطر آرامش روحو روان خودم بخشیدمش و بخاطر خشنودی خدا ازش گذشتم و نتیجش هم تو زندگیش دید که همون تهمت هایی که به من زده بود ازیک شخص دیگه به خودش برگشت خورد،اما اونقدر چشموگوش اینجور اشخاص کوروکر میشه که براشون درس عبرت نمیشه و هنوز که هنوز می بینم همون رفتارهارو بادیگران داره و حتی بدتر از چندسال پیشش شده…
بخاطر همین خیلی خدارو شکر میکنم که ازهمون اول بدون هیچ بحثو دعوایی،بایک تذکر غیر مستقیم ایشون پاشو اززندگیم بیرون کشید و رفت سراغ آدمایی که در مدار اینجور رفتارا هستن و بقول اون آدما باور دارن که با دعاجنبل زبونشون رو می بنده…
الان خیلی کم پیش میاد که ازین دست آدما تو زندگیم هستند،اون هم وقتی می بینم واقعا سوءتفاهمی پیش اومده بایک توضیح ساده برطرفش می کنم
اما وقتی ببینم کلا کسی ویژگی شخصیتیش اینه که میخواد طرف مقابلش رو تحقیر کنه،من سعی می کنم ازش اعراض کنم و تاجای ممکن حدومرز برای ارتباطم بااون مشخص میکنم
و ازوقتی که بیشتر سعی کردم که حتی توی ذهنم کسی رو توکوچکترین مسائل هم قضاوت نکنم،انصافا خیلی خیلی کم پیش میاد یک نفری منو مورد قضاوت بد قرار بده،اون هم قضاوت هایی که واقعا موضوعش خیلی اهمیتی نداره…
استاد عزیز اگه میشه درمورد این دست آدمایی که خیلی راحت دیگران رو مورد توهین و تحقیر قرار میدن،سالیانه سال طول می کشه تااون فرد به خودش بیاد و به اشتباهش پی ببره،بیشتر صحبت کنید
یااینکه چراخیلی از افراد بااینهمه ویژگی شخصیتی دربو داغون که راحت تهمت می زنند،راحت غیبت میکنند،بعد می بینیم که چقدر از لحاظ مالی انقدر ذهن ثروت سازِ خوبی داره،و پول سازی براش عینِ یه آب خوردنه…
این موضوع یکم بازم برام جا نیوفتاده که چرا تعداد اینجور آدما هم کم نیست و این ویژگی براشون یک چیزه خیلی عادی بنظر می رسه،و انقد که بی حجابی رو گناه بزرگ میدونند،ولی قضاوتهای بی جا و تهمت زدن براشون یک امری عادیه…
واقعا هضم این دست از آدما بااینجور رفتارا برام سخته!!
یااینکه این دست آدما بااینکه انقدر راحت تهمت می زنند آیا متوجه احساس درونشون نمیشن؟!
من خودم واقعا وقتی کسی رو حتی توی ذهنم قضاوت میکنم کلی احساسم بد میشه و قشنگ می فهمم دلیل احساس بدم تو اون روز بخاطر قضاوت کردنم ازون آدم بوده،چه برسه که بخوام تهمت بزنم یا کسی رو از عمد تحقیر کنم!
خیلی این جوابا برام یکم سختو پیچیده میشه
هرچند که در کل میدونم اعراض از ناخواسته ها باعث میشه ازین دست آدما توزندگیمون نیاد و کاری نداشته باشیم که چه آدمی چجور شخصیتی داره…
چون بلاخره جهان به همه جور آدم نیازداره،بی نهایت ویژگی شخصیتی درون هرآدمی هست..
مهم خودم باشم که باید کاملا خودخواهانه در جهت رشدوپیشرفت خودم قدم بردارم.فارغ ازاینکه دیگران دارن باچه سخصیتی و تو چه موقعیت و شرایطی زندگی میکنند
خلاصه که خیلی دوست دارم دراین باره بیشتر اززبان شما استاد باتجربه ام آگاهی های ناب بشنوم
بی صبرانه منتظر قسمت دوم ازین فایل گرانبها هستیم….
شادوپیروز باشید
مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ وَالَّذِینَ یَمْکُرُونَ السَّیِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَکْرُ أُولَئِکَ هُوَ یَبُورُ
کسی که خواهان عزت است(باید از خدا بخواهد) که تمام عزت برای خدا است سخنان پاکیزه به سوی او صعود میکند، و عمل صالح را بالا میبرد، و آنها که نقشه های سوء میکشند، عذاب شدید برای آنها است و مکر (و تلاش افسادگرانه) آنها نابود میشود (و به جائی نمیرسد).
سلامی که از جنس نام زیبای خداست ؛
خدمت استادی که خداوند به ایشان عزت عطا کرده و سخنش بر جان مینشینه
و درود بر خانم شایسته عزیز و همکلاسی های عزیزم.
دوستان عزیزم
برای کسی مثل من که چهل سال از خدا عمر گرفته شاید زیاد سخت نباشه که به عقب و راهی که تا الان اومده نگاه بندازه و رفتارهای اشتباه خودشو بهتر درک کنه
چند ساله که وقتی به عقب نگاه میندازم ردپای ترس از قضاوت شدن و تمسخر و تخریب شخصیت رو که متاسفانه من داشتم در خیلی از تصمیماتم میبینم چه تصمیمات بدی که گرفتم و چه تصمیمات خوبی که متاسفانه نگرفتم.
الان و با این آموزه ها از سرزنش خودم عبور کردم و خدارو بابت نعمت هدایت شاکرم و عهد بستم تا زنده ام توحیدی تر و باز توحیدی تر زندگی کنم بی اعتنا به نظرات بقیه حتی نظرات خوبشون. در پناه الله یکتا باشید
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنین
چیزی که من متوجه شدم اینه که کاری به حرف مردم نداشته باشم، ببینم چقدر هدفم برام مهمه، به همون اندازه حرف بقیه رو نادیده بگیرم تا بتونم تو مسیر خودم جلو برم.
یه مورد دیگه اینکه خودم رو قبول داشته باشم، وقتی من کارم رو خوب انجام میدم دیگه ترسی از حرف بقیه ندارم، از خودم مطمئنم، نیازی ندارم توضیح بدم و خودم رو ثابت کنم، یه مدت یه عکس تو گوشیم داشتم نوشته بود بین سگها و ببر مسابقه گذاشتن اما ببر حتی از جاش تکون هم نخورد، چون میدونه نیازی نداره خودش رو ثابت کنه، این خیلی بهم کمک میکرد تلاش نکنم نظر و حرف بقیه رو در مورد خودم خوب نگه دارم، الان هم در مورد تهمت همین مورد کاربرد داره من مثل ببر باید خودم رو قبول داشته باشم و نیازی ندارم در مورد غیبت هایی که پشت سرم میشه ریاکشن نشون بدم و خودم رو بکشم که آقا این حرف درست نیست!
به نام خدای مهربان،سلام به همه،یه نکته ای تواین فایل خیلی توجه منوجلب کردی اصلابه این قسمت فایل که رسیدم یه صدایی تومغزم پیچید(برای رهاشدن ازمزاحمت پسرای توخیابون بهشون بی محلی کنید) واییییییییییی دخترمن صدباراینکاروانجام دادم ونتیجه گرفتم ولی چرا یادم رفت درمقابل مشکلاتم همین راهکارواستفاده کنم؟واقعاچرا؟شایدبه قول قرآن آدم فرموشکارواین دلیل فراموشی منم باشه،استادواقعاسپاسگزارم که قانون به این واضحی روبه یادم آوردید،خدایاشکرت
سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته. پیش از هر چیز ماه رمضان رو تبریک عرض میکنم هزار مرتبه شکر.
یکی دو ماه گذشته 6 7 تا فایل جدید روی سایت اپلود شده که هزار مرتبه شکر خیلی خیلی کمکم کرد . اونا رو صوتی می کردم و روی گوشی میریختم تا بتونم تو راه مدرسه و بازار و باشگاه گوش بدم و بهره مند بشم ازشون.
چند اتفاق کوچیک افتاده این چند روز که این حال و هوای رمضان و بعد از سحری مشتاقم کرد که کمی بنویسم چون واقعا خیلی کمکم میکنه و فرکانسم رو بالا میبره و توجه رو به اتفاقات و حس و حال هر چه بهتر میگذاره.
اول اینکه یک مسئله گنگ برام پیش اومد و خیلی ناراحت شدم و احساس گناه کردم ولی مدام با خودم میگفتم الخیر فی ما وقع. دائم تکرار میکردم و میگفتم هر اتفاقی که میوفته ماهیت و معنا نداره من به این معنا میدیم و اثر بخشش میکنم با فرکانسم. هر اتفاقی با هر ظاهری که داره اگر باور من خوب باشه و فرکانسم رو بالا نگه دارم کاملا به نفع من رخ میده. نمی دونم چجوری و قرار هم نیست که بپرسم. راه های وجود داره که به ذهن هیچ موجودی نمی رسه. درست مثل دفعات قبل و هی اتفاقات خوب گذشته رو مرور میکردم که راه هایی شده که به فکر من نمیرسیده و گفتم که خدا باید انجام بده نه من من قرار نیست تو کارش سر در بیارم فقط لذت میبرم از زندگی. نتیجه اش فوق العاده بود ، بدون هیج مشکل و اذیتی کاملا به نفع و خیر من تمام شد و باعث شد که عادت و طرز فکر به خودم و اون اتفاق تغییر کنه.
بعدی اینکه من باشگاه رو خیلی دوست دارم و واقعا لدت تمام رو میبرم از ادم هایی که اونجا هستن. همش به خاطر اینکه از وقتی باشگاه رو شروع کردم تمرینات متفاوت استاد رو اول روی باشگاه امتحان میگنم. مثلا شکر گذاری راجع به مردم و ادم های خوبی که اونجا هستن ، یا قبل از اینکه برسم انتظار مثبت برای خودم میسازم و…
این باعث شده که اونجا همیشه بهم خوش بگذره و خیلی خیلی سریع پیشرفت کنم.
چند روز پیش یک فردی که قبلا کیک بوکس بوده و الان اومده بوکس به من گفت که بیا چند راند تمرین کنیم. پسر خیلی خوب و با ادبی بود. وقتی شروع شد چون حرکانش با بوکس همخوانی نداشت ، یهو حمله میکرد و یا خیلی خیلی خطا میکرد تونست منو خیلی خیلی بد بزنه و عصبانی بود و به حس ادعا داشت. من خیلی خیلی ناراحت و عصبانی شدم و هی تو ذهنم بود و اذیتم میکرد که من اینهمه خوبه گاردم با دوستان حرفه ای بوکس میکنم و اروم اروم دارم پیشرفت میکنم حالا چرا باید این اتفاق بیوفته. کمی که اروم شدم گفتم که مهم نیست چی شده اینا فقط برای پیشرفت منه ، اون پسر خوبیه ، به جاهایی که تونستم ضد حمله بزنم یا حمله کنم تمرکز کردم و با خودم گفتم هیچ مشکلی نیست ولی تا وقتی که تو حالت خوبه باشگاه خوش میگذره و انقدر با توانایی خودت حال میکنی اگر این افکار بیاد کار سخت میشه.
نتیجه این شد که به مربی مون گفتم حاجی روی سرم خیلی درد میکنه با اینکه گاردم بالا بود ولی خطا کرده و زده روی سرم میخواستم راه حل ازش بگیرم که چیکار کنم تو بوکس . گفت که اون پسر خیلی بد بوکس میکنه مراقب باش با کی بوکس میکنی. با کسای دیگه تمرین کن. کلا طرز فکرم تغییر کرد و دیگه اونجوری که من فکر میکردم نبود داستان و فقط انگار از یک زاویه دیگه نگاه کردم. حالم خیلی خیلی خوب شد و تمرین فوق العاده خوبی داشتم خدا رو صد هزار مرتبه شکر
سعی میکنم که در این ماه پر برکت و کریم حس و حال خاطره انگیز رمضان رو به خوبی داشته باشم. دفتر شکرگذاری روزانه رو جدی بگیرم . به عید و حس و حالش که نزدیک هست توجه کنم ، به لحضه هایی که میتونم تو این ایام رقم بزنم توجه کنم. روی خوبی ها و اتفاقات خوب تمرکز کنم و اینکه با اتفاقات کوچیک زوق زده بشم بشه یک عادت و اونا رو تو ذهنم بزرگ کنم. به گل و گیاه هام توجه کنم و سعی کنم شوق و اشتیاق رو مخصوصا الان که شرایط فراهم تری رو داره بیشتر کنم تو زندگی. مهم تر از همه خدا چند وقت هست کمه شدیدا داره الارم میده و میگه که درس بخون و جدی بگیر، درس بخون و جدی بگیر ، مدام هر لحضه داره تشدید میشه و به من گوشزد میکنه. انشالله که بتونم کارم رو جدی بگیرم در کنار لذت های زندگی.
بسیار بسیار خوشحالم در جمع این خانواده و سایت هستم و از استاد که من رو با تصویری جدید از خداوند اشنا کردم ممنونم.
سلام وعرض ادب خدمت استادعزیزخانم شایسته عزیز ودوستان گلم
خدایاشکرت 4ماهه با اموزشهای استاد سلسله فایلهای جدید وتمریناتش باشکرگزاری وتمرکز روی ویژگیهای مثبت همسرم ایشون شدیدا عاشقم بود الان دیگه عالیترشده مثل پروانه دورم میچرخه همش میگه هرچی میگی من چشم میگم میگه دیگه چی میخای !!!
همسرم بقدری خوشتیپ وجذابه که هروقت بهش نگاه میکنم مثل روزاول اشناییمون لذت میبرم
بسیاروفادار وچشم پاکه خداروشکر
رفتارمثبتش روبیشتربرانگیخته کردم باتمرینات شبانه روزی روی احساس لیاقت وعزت نفسم .خداروشکر هروز یک میلیون تومان پول به کارتم میزنه هروز وقتی میادخونه اینقدروسیله برای خونه خریده باپادروبازمیکنه .مثل پروانه دورمنو ویانا میچرخه زیرچشمی همش منونگاه میکنه که بهم توجه کنه . برای کوچکترین مسبله مشورت میگیره حتی شده بزور نظرمنومیپرسه .
ازقد بلندش ازقیافش ازموهای پرپشتش ازاندام عضلانیش همیشه خداروسپاسگزارم چون یکی از اولویتم درازدواج خوشتیپی بود .
اگرمریض بشم اینقدرحول میشه که فقط من سریع حالم خوب بشه .بسیار با احترام و محبت بامن رفتارمیکنه .همش سعی میکنه بین منودخترم فرق نزاره فکرمیکنه اگر به ویانا بیشترمحبت کنه من ناراحت میشم تواین 4 و5ماه که من تمرین احساس لیاقت درونی کردم علاوه براینکه دراین سایت دوستان خوبی پیداکردم رابطم باهمسرمم عالی شده خودمم جدیدا فهمیدم عاشق همسرمم با ثروتمندترین مردجهان هم عوضش نمیکنم .زمانی که من با ایشون اشناشدم ماه رمضان 10سال پیش بود تمام ویژگیهاشو نوشتم و دعاکردم که خداسر راهم بزاره این همسرو ماه رمضان تمام نشده باهاش اشناشدم وازاون روزاول اشنایی وتا امروز مثل پروانه دورم میچرخه خداروشکر .وخیلی بمن وفاداره خیلی چشم پاکه اصلا کاری باخانمها نداره که بهشون توجه کنه یاجواب چراغ سبزشون وتحسین هاشونوبده یا هیجان زده بشه .
من تواین 10سال خیلی ناشکری کردم بابت همسرم فقط 2هفته هست انصافا دارم بابت این همسرشکرگزاری میکنم ومیبینم عاشق شوهرم شدم خیلی خاص خیلی بامردها فرق داره اگرم داستانی توزندگیم اتفاق افتاده بدلیل ناشکری وباورهای مخربم بوده .خداروسپاسگزارم بابت این زندگی باعشق و این زندگی با امنیت فراوان دارم و هروز درزمینه مالی بیشترپیشرفت میکنیم خداروشکر هروز با ادمهای مشهور اشنامیشیم خداروشکر
بخداگفتم خدایا همسرم عشق اولمه میخام اینو بامن خوشبختش کنی خدا جواب دعاهامو داده هروز داره رابطمون عالیترمیشه هروز پول بیشتری به زندگیمون میاد هروز امنیت وعشق بیشتری درزندگیمون درجریانه خداروشکر از .خانوادش فقط دوتا داداش داره ویک مادر یک خانواده جمع وجورداره که کاری به زندگیمون ندارن سرشون توزندگی خودشونه خواهرشواصالاندارم برادرهاش روشون نمیشه بامن صحبت کنن اینقدرمقروض به حیاهستن وسربه زیرن خداروشکر.
همیشه به خودم افتخارمیکنم درانتخاب همسرم وهمیشه شاکرخداهستم در خانواده کم جمعیت و نجیب قسمتم شده بیام .همسرم خیلی مواظبه دلم نشکنه چیزی کم نداشته باشم انصافا خیلی تلاش میکنه منودخترم راحت ودر رفاه زندگی کنیم .اصلا زبونش به بدوبیراه نمیچرخه یا تحقیر وتوهین نمیکنه فقط تشویق وتحسین میکنه بجای دوستت دارم میگه فدای سرت .رمز گوشیش رو تاریخ تولد خودش من و دخترموگذاشته .بسیار همسرم باعرضه و متوکل ومثبت هست اینقدر ذهنش ارومه ومثبته که شبا بالشتو میبینه خوابش میبره:)
اینقدر دوستش دارم که بخدامیگم خدایاکمکمون کن ماتوبهشتم باهم باشیم فکرنکنم توبهشتم جذابتر وباکلاسترازشوهرم پیداکنم بخداجدی میگم :)بخداقسم نگاهش میکنم بخودم افتخارمیکنم ازانتخابم ازبس خوشتیپ وخوشگله وجذابه گاهی بمن میگه چیه چرانگاهم میکنی:)
دلم اب میشه وقتی جذابیتش رومیبینم میگم خدایا ممنونم بابت این همسری که بمن دادی کمکم کن بتونم خوشبختش کنم وناشکری نکنم تا حالا هرچی ناشکری کردم بسه برام .
استادسپاسگزارم برای سلسله فایلهای جدید و اموزشهاتون .خدایاصدهزارمرتبه شکرت
بنام خدایی که خواستهای مارو مشنوه و برآورده میکنه اگر با ذهنمون جلوش رو نگیریم
بنام دهنده بی منت
سلام به استاد توحیدی و عزیزم و خانم مریم شایسته
خدا بی نهایت سپاسگزارم که در مسیر الهی و در سایت الهی هستم
زمانی که شروع به آموزهای استاد کردم و 12 قدم اولین محصول بود که خریداری کردم
همین که فایلها رو گوش کردم و همین طور کشف قوانین زندگی و شیوه حل مسئله و عزت نفس دیگه با گوش کردن فایلها و تمرین کردن و عمل کردن به لطف خدا هم هیچ گونه مقاومتی نداشتم و تمام اموزهای استاد رو با تمام وجودم پوست و گوشت استخوانم وحی منزل میدونستم و 100درصد باور کردم و میکنم که خودم خالق شرایط اتفاقات زندگی خودم هستم هرچیه که قبل از این اگاهیها داشتم کینه نفرت حسادت همه همه رو کسایی که تهمت زدن پشت سرم حرفی بوده همه رو از قلبم تو افکار م بخشیدم واز خداوند یکتا طلب آمرزش کردم که کینه و رنجشی نباشه و شروع کردم یک ورژن جدید ساختن با اموزهای استاد و این لنز دوربین رو رو خودم گذاشتم و در قدم 6جلسه 2 که استاد میگن تمرکز روی خودت بذار روی خودت کار کن نظر دیگران اصلا مهم نباشه با روحهای مجرد هستیم مجرد به دنیا اومدیم و مجرد هم از این دنیا میریم ما به این دنیا اومدیم خودمون رو تجربه کنیم و خدا روشکر سعی وتلاشم رو میکنم تمام تمرکز رو ی دورهای استاد و کامنتها و تو سایت باشم تو حاشیه نباشم هر چقدر من توجه ام به زیباییها و نکات مثبت و خوش بین بودن باشه خداوند منو هدایت میکنه به زیباییها به خواستها م و اگر هم مسئله ای حرف و حدیثی هم بشه که به ظاهر منفی باشه اعراض میکنم که 78 بار در قرآن هم اومده سپاسگزارم از استادعزیزم که هر روز یاد آور این قانون کیهانیست از هر زاویه هر دیدگاهی ما رو به این قوانین یادآور ی میکنه که تکرار تکرار بشه که ماهستیم که شرایط اتفاقات زندگی رو خلق میکنیم و نظر دیگران اصلا برامون مهم نباشه ما فقط روی خودمون کار کنیم و این انرژی رو بذاریم رو خودمون و به خواستهامون به احساس خوبمون به لذت بردن در لحظه زندگی وقتی ما خداوند یکی بشیم
اگه باورهای توحیدیمون رو تقویت کنیم اگه تمام جهان جمع بشند که ما رو از بالا بیارند پایین نمی تونند هیچ کس هیچ قدرتی تو زندگی ما نداره اگه کلا قرآن رو تو یک کلمه جمع کنیم اون کلمه توحید خواهد بود پس اگه خدا توحیدی باشی هیچ تهدید هیچ تهمتی هیچ قدرتی در من تاثیر نداره
بهترینها رو از خداوند یکتا براتون خواستارم پرانرژی باشید در هر شرایطی مجی انرژی کرج