اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
واقعا یگانه ویدئو که میشه بار های بار شنید این است …
چقدر مدت ها بفکر گوش کردن حرف مردم بودیم و چقدر رضایت جناب مقابل را مدهوش گرفتیم .
مثال : تهمت زدن دیگرا برای من در چند سال اخیر خیلی با ارزش بود و اشتباه تر از آن اونجا بود که هرچقدر بروی حلال ساختن نظریات مردم فکرمیکردم مشکلات عمیق تر و زیادتر میشد بالایم چون یک کار غیر ممکن بود .
گاهی میگفتم زندگی من متعلق به قضاوت و دیدگاه دیگران است .
اگر مدهوش بگیریم کسانی که جایی رسیده است مسیر خود را طی کردند و تکامل را طی کردند بر همان خواسته خود رسیده اند ، اما کسانی که توجه بیشتر بروی رضایت دیگران داشتنه اند پس مانده و پس رفته مانده اند .
گاه گاهی در کار های روزمرگی ام انقدر غرق میشومم که زمان پیدا نمیکنمم تصمیمم چگونگی حالت فرد دیگر را قضاوت کنم ، بگویمم آن چطو شد و آن چطو شد .
ذهنم را شرطی کردم زمانیکه اندک گپ بیهوده و خارج از مسیرمم بگویم وی برایم میگوید اینجا آرام باش دیگرررر ادامه نتییی ….. تو اینقدر دختر ضعیف نیستی متوجه کلام مردم باشی بالای تهمت های دیگرا توجه کنی .
خداوند را بی کهکشاااان سپااااس گذارممم بابت این همه آگاهی هااا .
چقدر نظم خداوند بی نقض است ،من که چند روز بفکر همین ناآگاهی ها بودم و سوال داشتم که چطور این را حل کنم
سلام ب استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیزم
خب نکات فایل رو مرور کنیم:
ذهن ما اینجوریه ک اگر 99 مورد ازمون تعریف بشه انگار ن انگار ولی اگر 1 دونه تحقیر، توهین و یا مسخره بشیم، اونو هزاران بار تکرار میکنه ک مارو اذیت کنه، مغز ما داره مارو فریب میده، شیطان میخواد احساس شمارو بد کنه، پس ماچیکار کنیم؟
افسار ذهن مونو بگیریم دست مون، نه با خودمون تکرارش کنیم، نه با دیگران انتشار بدیم، نه حتی ب خدا بگیم خدایا دیدی چه تهمتی ب من زد، دیدی حق من نبود، اصن تو ذهنت قدرت نده بهش، یه دیقه دیگه هم بهش فکر نکن، برو سراغ ویژگی های مثبت خودت، سراغ صداقت و پاکی خودت، سراغ قلب پاک خودت، بگو من ک میدونم تو چه فرشته ی نازنینی هستی چه قلب پاکی داری، همین بس ک خدا حافظ تو باشد، همین بس ک خدا شاهد و گواه باشد.
اگر کسی ب شما تهمت بزنه و شما پاسخ بدی و از خودت دفاع کنی، داری میگی من تحت تاثیر قرار گرفتم، تو تونستی منو اذیت کنی، تونستی دستت و تو مخم کنی، تونستی اعصابم رو خورد کنی.
ولی وقتی بی محلی کنی، داری این پیغام رو میدی ک برای من هیچ ارزشی نداری ک من حتی بخوام پاسخ بدم به حرفات، اصلا برام مهم نیستیددددد.
بی توجهی بدترین کاره برای حرفای آدمای بی ادب
یه موقعی ک کسی تهمتی میزنه ب ما، ما نگرانیم ک تصویرمون خراب بشه برای دیگران
دقیقا بنظرم یکی از اولین فکرایی ک ب سر آدم میاد اینه ک وای نکنه فلانی بشنوه این تهمتُ و نظرش راجع ما عوض بشه، وِجه مون پیش فلانی ها، اون خانواده معروف و پولدار فامیل مون خراب نشه یه وقت، اگه ب گوش اون آدم بخوره دیگه تمامه کارمون. اصن بشنوه ک بشنوه، اون فلاااانی کی باشه اصن؟؟ نه خود اون حرف مهمه، نه اون شخص تهمت زننده، نه اون کسی ک ما برا خودمون شاخش کردیم، هیچ کدوم شون نباید برامون گنده باشن.
فقط ب خودمون بگیم، من ک خودمو میشناسم چرا باید نگران باشم؟؟؟ چرا باید بترسم؟؟ اصن مگه غیر از منو خدای خودم تو این دنیا کسی هست؟ وقتی خودت میدونی چه شخصیتی داری، چه ویژگی هایی داری دیگه اصن مهمن دیگران؟؟
حالا میفهمم تفاوت زندگی مادرم با خواهرش رو، مادر من بسیار فرد بی خیالی بود راجع ب هر حرفی ک درموردش میزدن، همیشه خواهرش بهش میگفت چرا جواب نمیدی بی عرضه و مادر من سکوت میکرد میگفت ولش کن بابا، حالا نتیجه زندگی خاله ام یه زندگی پر از تنش، پر از قرص و روابط ناجالب خانوادگی با تک تک فامیل، اینکه همیشه سرجنگ داره، میخواد ب همه ثابت کنه ک شما ب من تهمت زدید، و ادعاش اینه ک من زرنگم من حق خودمو می گیرم، من دهن هرکی پشت سر من و خانواده ام حرف بزنه رو گل میگیرمو…
ولی مادر من با اخلاق خونسردی اش،آرامشش نه تنها ب تن سالم خودش، بلکه ب خانه و خانواده اش آرامش داده، صلح و دوستی در خانواده مون برقرار کرده، اصلا تلفن بازی و از این پیغام ببر ب اون برسون نداریم ما تو خونه مون، احترام و ارزشی ک برا همه داره و همیشه ازش تعریف میکنن و عروس گل خانواده است. چون اون براش ذره ای حرفای زن داداش و جاری هاش مهم نبود، از همه هم تهمت شنید تهمتای بد ک الان ک فکرشو میکنم میگم چه روح بزرگی داری مادر من، مثل همون مکث استاد میخواستم بگم ولی نه نمیگم، فقط بهش افتخار میکنم و میخوام بهش بگم ک بهت افتخار میکنم، بهش بگم نکات مثبتش رو هم ب مادرم هم پدرم
پدر عزیزم، راجع ب دختراش چقدررر حرف زدن، حتی برادر خودش ب دختراش بدترین حرف ها و تمسخر و سرزنش هارو کرد، چقد بهش انگ بی غیرتی زدن،چرا چون دختراش مانتویی بودن و مثل 99 درصد دخترای فامیل چادر نپوشیدن، حتی یک بار پدر من ب ما نگفت چادر بپوشید، حتی یک بار نیومد تو جمع خانوادگی مون ب گوش مون بزنه پشت سرتون این حرفا رو میزنن.
یه بار پدر من گفت دوماد مون گفته از کل دخترای فامیل پاک تر از دخترای شما من ندیدم، حالا ماهایی ک لباس های راحت و آزاد می پوشیم، و پدر من به مادرم گفت من خودم میشناسم دخترای خودمو بزار هرکی هرچی دلش میخواد بگه برا من ذره ای اهمیت نداره، خیلی سخته برای مردی ک بزرگ فامیل در مورد دختراش حرف ناجور بزنه و سکوت کنه و بگه خدا خودش میدونه من چه خانواده ای دارم همین کافیه، قربونش برم من.
حالا چی شد؟ یکی دوسال بعد ما همه دخترا کم کم مانتویی شدن، برو بیرون و بگرد شدن، دانشگاه و سرکار برو شدن، خوبه ما سنت شکن شدیم ک راه برا بقیه باز بشه، و همونایی ک پشت سر ما حرف میزدن الان نمیتونن دخترای خودشونو جمع کنن، همون حدیث امام صادق ک میگن مواظب باش اگر تهمتی ب کسی میزنی دنیا میچرخه و اون بلا سر خودت میاد ک بفهمی چی ب چیه.
اتفاقا چند روز پیش یه تهمت دیگه بما زدن از حرص شون، ک ما خواهرا هم تو درینک زدن قاطی شدیم تو مهمونی خانوادگی هههه، وای خدا خندم می گیره، و مادر مذهبی من به شددددت بهش برخورده بود، چون خودش هم تو اون مهمونی با ما بود و میگفت انگار یه جورایی ب من هم توهین شده، بچه ها برادرش این حرفو زده بود، ک از زبون یکی دیگه پشت تلفن این حرف زده شد و خداروشکر من اولین نفر بودم از خواهرا ک شنیدم، منو بابام و مامان، و من سریع مامانم رو آروم کردم گفتم مامان مگه تو اونجا نبودی؟ مگه تو دختراتو نمی شناسی؟ پس چرا برات اهمیت داره؟ برا من ذره ای مهم نیست چون من خودم ک خودم رو میشناسم، خودم میدونم هیچ خطایی نکردم. پدرمم ب شدت عصبانی شده بود و ب غیرتش برخورده بود، ولی خدا رحم کرد و من این حرفا رو زدم و جو آروم شد و یه جریاناتی پیش اومد ک نشد مادرم حتی گله کنم از برادرش، و بعدشم یه مهمونی بزرگ گرفتیم و داداشش بود و کلییی گفتیم و خندیدیم، ک اگر مادر من تماس میگرفت خدا میدونه چی میشددد.
آره استاد ب قول شما این چرندیات میره و میاد و حق آشکار میشه بالاخره، بنظرم بزرگ ترین بنفیت مهم نبودن تهمت ها اینه ک آرامش ب اون خانه برمیگرده، آرامش ب قلب اون فرد برمیگرده، کم کم اون تهمت ها از بین میره چون اگه توجه کنی و بجنگی بیشتر و بیشتر میاد، نتیجه اش قرص و مریضی و اعصاب داغون برا اون طرفه، نتیجه اش تن سالمه، خانه ای در صلح و صفا و صمیمیت عه، نتیجه اش ارزش و احترام بالاست، نتیجه اش خنده و شادی و آرامش درون عه. فقط با یه بی توجهی، یه اعراض.
خدایا شکرت برای خانواده ای ک دارم، برای آرامش و صلح و دوستی بین مون ک ارزوی خیلیا هست و من دارمش این عشق و احترام و صمیمیت رو، اینکه شبها در آرامش سرمون رو میزاریم میخوابیم، اینکه ب زندگی هیچ کس هیچ فکری نمی کنیم، خودمون با خودمون خوشیم، نه مقایسه ای درکاره و نه ناسپاسی ای، و همینه رمز خوشبختی. الهی شکر
خدایاشکرت که یک روز زیبا و جذاب دیگر را روزیم کردی تا آگاهانه در مسیر درست گام بردارم و هیجان انگیزتر اینکه وقتی لحظه به لحظه اش از تو هدایت می طلبم چقدر خیالم از همه بابت راحت است که همه جوره حامی و پشتیبانم بوده و هستی .
استاد عزیزم چقدر در تمام زمینه ها ما را قوی کرده اید که اکنون در فرکانسی به زندگیه زیبای خود ادامه می دهیم که ترسی از هیچ قضاوتی نداریم وقتی آنقدر ایمان مان رشد کرده که می دانیم از هر طرف توسط قدرت لایزالش احاطه شده ایم ،
و وقتی گفتارت،رفتاروعملکردهایت در حیطه قوانین الهی قرار می گیرد و دیگرفقط روی خودت تمرکز می گذاری و کاری به هیچ حرف و حدیثی نداری و تنها با ذهنی بازوپاک و هدایت های خداوند به رشدوپیشرفتت در تمام زمینه ها می اندیشی و به پیش می روی ، فرصتی برای گوش کردن و یا دیدن حاشیه ای نداری و فقط جذب زیبایی ها می شوی و این تمرین می خواهد ،حذف رفت وآمدهای احساسی که درگیرش می شویم می خواهد،حذف انسان هایی که فقط دنبال حاشیه هستند و….
اگر سر مبارکمان در زندگی خودمان باشد،مگر وقتی می ماند برای شنیدن اَراجیف ،حیف گوش خوشگل و چشمان شهلایی مان که خداوند معجزه وار عطا کرده نیست ؟؟؟!!!
والا بخدا
من که خداروشکر از هفت کشور وهفت دولت آزاد و در سرزمین خودم و دنیای خودم قدم به قدم هرروز کنار استاد در این مسیر زیبا فقط سرگرم رشد و بهبودیم هستم و با خداوند حسابی مشغول اعتمادسازی و خلق یک زندگی سراسر توحیدی به امید حق علیه باطل.
ولی به قول یه نقشی در سریال طنزکه می گفت ،نه تو رو خدا بیا درمورد من حرف بزن ،صحبت کن ،منو بکوب ،منو بخور نه تو روخدا بیا ….
استاد وقتی خداوند پشت و پناه بنده اش باشه و اون بنده مثل شما که الگوی بی نهایت تأثیر گذار آن هم بنده توحیدی که هزاران هزار نفر حاضرند به خاطر این حد از رشد ایمان شان و این همه نتایج عالی پشت آن ،هر کار درستی که موجب خوشحالی شما می شود را با عشق انجام دهند و لحظه به لحظه فقط روی سازندگی درون شان تمرکز داشته باشند،وقتی کسی هم بیاد پشت سر شما صحبتی کند برای من که به شخصه معلومه که حسابی نزد خداوند معروفیت پیدا کرده اید و من بیشتر مشتاقم رشد و پیشرفت های عالی تر شما رو ببینم و عاشقانه تر کنارتان ادامه دهم و دم اون فرد هم گرم که در مورد شما حسابی تبلیغ می کند
هی شما از تبلیغات بدورید ولی به خواست خداوند او شما را جهانی می کند و این زیباست
ای زیباپسند.
خلاصه که استاد جان در حد آقای ترامپ معروف و مشهوریدو به ظاهر مقامی در سیاست ندارید
اما مقامتان نزد آن که باید، والا و بالاست و لشکریان خداوند همه جا کنارتان و مشغول هدایت شما که بعد تشریف بیاورید و فایل تهیه کرده و ما هم مستفیض شویم از آگاهی های نابتان و چه چیز زیباتر از این در این دنیا که آگاهانه زندگی کنیم و همه چیز را به دستان پرقدرتش بسپاریم آن وقت می بینیم همه چیز به نفع ما رقم می زند همانطور که تا به الان بوده و بی نهایت شکروسپاس .
و این شعر زیبا که می سراید،
بر دل این مردمان سنگ دل ،گوئیا شیطان بشارت میدهد ،دین خود را مفت و ارزان یک به یک از پس تهمت به تهمت میدهند
حافظان حق شدند در محکمه
بر دروغ خود شهادت میدهند،گوئیا این مردمان بشکسته اندآن سبویی را که غیرت میدهد
بسته اند سوی خدا شمشیر ها ، خود ز بهر جنگ عادت میدهند
این جماعت برده اند از یاد خود ،آن خدایی را که شهرت میدهد……
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.
استاد چه می کنید این روزها با دل ما بابا هر روز داری ما رو عاشق تر می کنید چه آرامشی چه عشقی این روزها تو صداتون موج می زنه
واقعا حرفاتون مصداق اینه: هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
استاد بگم زمانی که اتفاقات تو کشور افتاد سر جریان مهسا امینی من تازه شروع کرده بودم و فایل های شما رو گوش می دادم اما یه حس خاصی نسبت به شما داشتم من قبلش با یه خانمی که اتفاقا از شاگردهای شما بود با قانون آشنا شدم و تو تلگرام با یکسری از بچهها که تو کشورهای مختلف ساکن بودن یه گروه تشکیل دادیم و درباره قوانین صحبت می کردیم اما تو این روزها همه بچه ها در مورد اتفاقات ایران صحبت می کردن من با اینکه اول راه بودم فهمیده بودم نباید در مورد این مسائل صحبت کنم بعد متوجه شده بودم بچهها یه گارد خاصی نسبت به شما دارن اما من هر چی مقایسه می کردم بیشتر مطمئن می شدم شما اصلا تو یه مدار خاصی هستین و چندین و چند درجه با بقیه فرق دارین قشنگ یادمه فایل ها رو که گوش می دادم کلمه کنترل ذهن رو همه جا شما می گفتین که مهم ترین اصله
من کمتر تو گروه می رفتم تا اینکه تو گروه یکسری عکس رو گذاشتن که اینا دارن با حرفاشون باعث میشن جلوی اعتراضات گرفته بشه و از این حرفا
و یکی از اون آدم ها شما بودین من این رو که دیدم گفتم دیگه جای من تو این گروه نیست، باور کنید من که همیشه برای حذف تلگرام دو دل بودم اون روز در لحظه من تلگرام رو حذف کردم و به خودم گفتم من زمانی میام اینجا که نتیجه گرفته باشم و با نتیجه با دوستام حرف بزنم
نمیدونم من که اول راه بودم ولی به شما خیلی ایمان داشتم به خصوص جاهایی که از قرآن صحبت می کردین چون من خودم تاریخ خوندم و درباره یکسری از مسائل که مردم براشون اصل شده تحقیق کرده بودم می دونستم این حرفا اشتباهه اما تا به حال قرآن رو برای اثباتشون نخونده بودم و وقتی این حرفا رو از شما شنیدم مطمئن شدم که شما درست میگید و هر چه بیشتر فایلها رو گوش دادم و تو این مسیر جلو اومدم خوشحال تر شدم که اون روز این کار رو انجام دادم و از اون گروه و تلگرام اومدم بیرون.
حرف پشت سر آدم ها زیاد زده میشه ولی از طرف چه کسانی؟ از طرف کسانی که خودشون به هیچ جا نرسیدن و مسئولیت کارشون رو نمی پذیرن و دنبال مقصر هستن
حالا یه مثال از اتفاقاتی که برای خودم چند روز پیش افتاد بگم استاد عزیزم طبق هدایت هام تابستون به این رسیدم که دنبال تاسیس پیش دبستانی باشم موقعی که رفتم به واحدی به نام مشارکت ها متوجه شدم اینجا فقط برای دبستان مجوز میدن گفتم طوری نیست حالا اسم می نویسم و فرم ها رو پر می کنم، بعد از مدتی متوجه شدم واحد جدیدی تشکیل شده به نام کودکستان و الان اینها مجوز برای دوره پیش دبستانی میدن رفتم اسم بنویسم گفتن چون برای مدرسه نوشتین تو یه سال دو تا مجوز نمیدن و من اسم همسرم رو نوشتم
بعد از سه ماه دعوت شدیم به مصاحبه و من اونجا گفتم من یکسری اقدامات انجام دادم متوجه شدم که بچهها با این روش ها راحت و غیر مستقیم آموزش می بینن بدون اینکه خودشون بدونن ولی دارن یاد می گیرن در نتیجه مقاومتی که ندارن هیچ لذت هم می برن مثال زدم دخترم که الان شش ساله هست با همین روش کار کردم الان دو زبانه هست و الان داره زبان چینی رو هم یاد می گیره اما خودش نمی دونه داره زبان یاد می گیره خیلی هم لذت می بره اصلا تحت فشار و اجبار هم نیست و همین طور الان جمع و شمارش اعداد رو تا 1000 می دونه من بهش مستقیم یاد ندادم وقتی من حرف می زدم اونا هی سعی داشتن من رو به چالش بندازن و مسخره می کردن و بهم طعنه می زدن، جالبه تو اون افراد رئیس اداره هم بود من اون موقع نمی شناختم ایشون رو ولی لحظه آخر یه سؤال پرسید و می خواست من رو تحقیر کنه اما من خیلی ریلکس جواب دادم اصلا خودم هم باورم نمیشد که تو یه جمع چند نفره از مسئولین بشینم و این طور از خودم بگم (استاد این نتیجه تکاملی دوره عزت نفسه) بعد چند روز پیش خانمی تماس گرفتن که تو شورا با تاسیس پیش دبستانی شما موافقت شده من رو میگی تعجب که من برای دبستان اسم نوشتم و مصاحبه دادم ولی اون خانم گفت توی شورا با این موافقت شده و برای بقیه کارها برید واحد کودکستان
اونا مجوز دبستان رو به من ندادن که مثلا حال من رو بگیرن ولی نمیدونن من از همون اول هم دنبال مجوز پیش دبستانی بودم و اینطور راحت به خواسته ام رسیدم من حتی اسم هم براش انتخاب کرده بودم لگو طراحی کرده بودم با یه موسسه تهران هماهنگ کرده بودم در صورت انتخاب مربی هام بیان بهشون آموزش بدن اون وقت اونا خوشحال هستن نذاشتن من دبستان بزنم((:
(جالبه وقتی همسرم برای مصاحبه رفتن صحبت کرده بودن یه خانمی اومده بوده و از این حرفا می زده و من رو مسخره می کردن، منم گفتم خدا بیین چطور حرصشون رو درآوردم)
دیگه وقتی ایمان داشته باشی و توجه نکنی به این حرفا خدا صد خودش رو برات میگذاره
این رو هم بگم که بقیه که برای مصاحبه اومدن میگفتن ما یه ساله اسم نوشتیم دیگه اصلا فکر نمی کردیم برای مصاحبه دعوتمون کنن ولی من همه اش سه ماه بود درخواست داده بودم این طوریه دیگه باورها اینجوری کار می کنن
خودش به این راه هدایتم کرد خودش مسیر رو برام هموار کرد
استاد عزیزم ازتون متشکرم
می دونم تو این راه که نتیجه بگیرم و اینجا بیام بنویسم بهترین راه تشکر از شماست
استاد واقعا این چه فرکانسیه که هر سوال و چالشی مهمی برام پیش میاد از خدا کمک میخام میام تو سایت شما دنبال جواب سوالم میگردم فایلی توی سایت میزارین که راهنمای مسیرم میشه.
دقیقا یک هفته است با این چالش روبرو شدم.دو ماه پیش از اقوام یک نفر را بمن معرفی کردن برای پروسه آشنایی و ازدواج، و من هفته پیش متوجه شدم خانوم همون اقواممون رفته و کلی تهمت پشت سر خانواده ام به شخص خواستگار گفته….
همش دنبال راهکار میگشتم که باید چه رفتاری نشون بدم که از همه درست تر باشه.
هنوز فایل شما را گوش ندادم. خواستم اول کامنت بنویسم. بعد از دیدن فایلتون میام و نتیجه را براتون مینویسم.
چقدر عزیزم زیبا ایه های قران رو برامون پیدا کردی و نوشتی
با خواندن اون ها اشک در چشمانم حلقه زد و چقدر خداوند زیبا ب همه ی ما راه رو نشون میده و چ کم هستند کسانی که راه را پیدا می کنند.
چقدر از خواندن کامنتت لذت بردم عزیزم و چقدر جالب ک بچه های این خانواده اینقدر زیبا جملات خداوند رو مربوط به صحبت های استاد عزیز اینقدر زیبا پیدا می کنند و می نویسند.
سلام به استاد عباسمنش عزیزم ، سلام به مریم جان قشنگم ، سلام به بچه های پر انرژی سایت بهشتی مون.
صحبت های ارزشمند شما منو برد به گذشته تا به الانم به وقتی که از بچگی بهمون یاد دادند اگه از آرزوها یا دیدگاهمون بگیم بی حیا هستیم ! اگه بلند بخندیم، موهامون بیرون باشه یا باب دل مردم رفتار نکنیم آبرومون میره و برامون حرف در میارن! هزاران هزار مثال از کودکی تا به چند سال پیش خودم دارم که بگم، از تهمت ها ، دروغ ها ، و ضربه هایی که خواستند بزنند و تا قبل از آشنایی با شما بیشتر مواقع موفق هم می شدند ، چون میترسیدم از آبرو رفتن ! میترسیدم از نگاه بد ! و خیلی وقت ها خواستم از خودم دفاع کنم و همین موضوع باعث میشد بیشتر اذیت بشم .
از وقتی که با شما آشنا شدم متوجه شدم
که هیچ کسی هیچ قدرتی در زندگی من نداره مگه من بهش این قدرت بدم ، هیچ کس نمیتونه منو اذیت کنه اگر توحید رو باور داشته باشم .
و اگر چنین شرایطی برام بوجود اومده و هی بیشتر شده بخاطر خودم و قدرتی که بهشون دادم بوده، من با واکنش هام بهشون فهموندم که ضعیفم ، برام مهمه و اجازه سری بعد رو با رفتارم صادر کردم!
الان بیش از 2 ساله دیگه اون آدم سابق نیستم، توحید رو درک کردم ، خدا رو شناختم باورهام رو قوی کردم و کم کم اون آدم ها از زندگیم محو شدند ، چرا ؟ چون من تغییر کردم و قدرت ازشون گرفتم و اهمیت ندادم .
وقتی ما از خودمون مطمئن باشیم و بقول شما خودمون رو بشناسیم دیگه حرفی باقی نمی مونه.
وقتی باور داشته باشیم که من خالق زندگی خودم هستم و واقعا درکش کنیم همه چیز درست میشه .
آشنایی با شما گوش دادن مداومی فایل ها و کنترل ذهن و توحید توحید توحید که هممممه چیز در زندگی ماست باعث شد غیبت کردنم از صد به صفر برسه ، نگاه منفی و قضاوت گونه ام از صد به 10 برسه و باید همیشگی روش کار کنم ، باعث شد ایمانم قوی بشه و حرف ، تهمت و تهدید دیگران برام پوچ بشه ، و یاد گرفتم سکوت کنم ..
سکوتی از سر دانایی از سر آگاهی از سر خدا هدایت و حمایتگر منه …سکوتی از سر خیال راحت ، از سر آرامش قلبی.
من کار خودم رو میکنم مسیر خودم میرم و هر چقدر حرف مردم برام بی اهمیت تر باشه مسیرم هموارتر میشه .
ممنون بابت این صحبت های ارزشمند ، بچه ها باید قدر این در و گوهرهای گرانبها رو بدونیم و فانوسی ازشون درست کنیم برای ادامه ی راهمون
استاد و مریم عزیزم بازم تشکر میکنم از هر دوی شما ، ماچ بهتون عشقای من .
تشکر میکنم از استاد بخاطر آگاهی های ارزشمندی که در اختیار ما قرار میده.
در واقع انسانها در این مورد دو دسته هستن:
1_تهمت زننده
2_ مورد اتهام قرار گرفته
و مورد اتهام خودشون دو گروه هستن
یک گروه از قوانین جهان آگاهی دارن
و گروه بعدی از قانون بی خبرن
اون دسته اول از آدم ها که همیشه به دیگران تهمت میزنند یا پشت سر کسی غیبت میکنند در کل انسانهای نرمالی نیستن از لحاظ ذهنی به آگاهی نرسیدن و تو درونشون خلأ های زیادی دارن که فکر میکنن با غیبت دیگران یا تهمت به افراد موفق میتونن اون اشخاص رو تا حد خودشون پایین بکشن و اونارو حقیر کنن شخص غیبت کننده همیشه یه حسادتی در درونش وجود داره و یه جورایی میخاد با تهمت زدن یا غیبت کردن اون عقده درونش رو که حاصل نرسیدن به هدف هاش هست و یه جورایی دیگران رو مسئول عدم موفقیت هاش بدونه و جالبه هر چی هم تهمت میزنن و غیبت میکنن باز خلأ هاشون بیشتر میشه اینا اشخاصی هستن که از شیطان درونشون پیروی میکنن و تو مسیر گمراهی هستن و در تمام زندگی به جای اینکه توجهشون و انرژیشون رو زندگی خودشون باشه مدام به قول استاد میخان دست بکنن تو مغز آدمای موفق و طبق قانون چون این اشخاص ورودی ها و افکار مخربی دارن که باعث ایجاد فرکانس های نامناسب میشه جهان اونارو در مدار نامناسب قرار میده که همیشه شرایط و اتفاقات ناخواسته رو تجربه میکنن .
و دسته بعدی اشخاصی هستن که مورد تهمت قرار میگیرن که خود این اشخاص اگر با قوانین جهان آشنا باشن و رو خودشون کار کرده باشن هیچ وقت به این تهمت ها و غیبت ها توجه نمیکنن و کار خودشونو میکنن و تو مسیر خودشون حرکت میکنن و میدونن که اگه واکنش نشون بدن به اتهام ها و غیبت ها از مدار موفقیتشون خارج میشن و جهان هم طبق فرکانسشون باهاشون رفتار میکنه این اشخاص که آگاهی دارن میدونن که هیچ کسی نمیتونه و قدرتشو نداره که بخاد بهشون صدمه برسونه و اونارو از مسیر موفقیت دور کنه این افراد میدونن که فقط افکار و باورهاشون زندگیشون رو تغییر میده نه چیز دیگه و نه کسی دیگه ای نمونش هم میشه استاد عباسمنش که طبق گفته هاشون خیلیا خواستن ایشون رو با تهدیدها و تهمت ها از مسیر موفقیت دور کنن ولی نه تنها از مسیر دور نشدن بلکه روز به روز موفق تر و ثروتمندتر شدن چون طبق قانون فقط باورها رو زندگی انسان میتونن تاثیر بزارن
و افرادی که از قانون آگاهی ندارن وقتی در برابر کسانی که بهشون تهمت میزنن یا تهدید میکنن واکنش نشون میدن چون توجه رو میزارن رو ناخواسته ها ناخودآگاه وارد مدار اون اشخاص میشن و گمراه میشن و روز به روز این تنش ها بیشتر میشه و همه اینها بخاطر اون توجهی هست که میزارن رو مسائل ناخواسته .
و در زمان تموم پیامبران هم این تهمت و غیبت ها بوده و اگر پیامبران میخواستن که توجهشون رو ، رو ناخواسته ها بزارن که از مسیر هدایت خداوند خارج میشدن و دیگه به جایگاه پیامبری نمیرسیدند.
ما باید آگاهانه وقتی که به این دسته از تضادها برمیخوریم کانون توجهمون رو آگاهانه به سمت خواسته هامون جهت دهی کنیم و حرف مردم واسمون مهم نباشه یه جوری از درون قوی بشیم که تو مسیر درست حرکت کنیم و نگران حرف هیچ کسی نباشیم حالا هر کی هر چی هم بگه مهم نباشه واسمون و این جمله خیلی پرمعنیه که میگه حتی اگه فرشته هم باشی بعضیا از صدای بال زدنت خوششون نمیاد
پس نباید حرف و نظر کسی واسمون مهم باشه چون این ما هستیم که خالق زندگیمون هستیم نه کسی دیگه.
اعتبار تمام کامنت هام به خود خدا برمیگرده.
خدایا مارو به راه سعادت و خوشبختی هدایت کن الهی آمین.
بنامم خداوندی هدایتگرامم …
درود نصار استاد مهربانممم خااانم شایسته نازنین و همفرکانسی های عزیزممم !
واقعا یگانه ویدئو که میشه بار های بار شنید این است …
چقدر مدت ها بفکر گوش کردن حرف مردم بودیم و چقدر رضایت جناب مقابل را مدهوش گرفتیم .
مثال : تهمت زدن دیگرا برای من در چند سال اخیر خیلی با ارزش بود و اشتباه تر از آن اونجا بود که هرچقدر بروی حلال ساختن نظریات مردم فکرمیکردم مشکلات عمیق تر و زیادتر میشد بالایم چون یک کار غیر ممکن بود .
گاهی میگفتم زندگی من متعلق به قضاوت و دیدگاه دیگران است .
اگر مدهوش بگیریم کسانی که جایی رسیده است مسیر خود را طی کردند و تکامل را طی کردند بر همان خواسته خود رسیده اند ، اما کسانی که توجه بیشتر بروی رضایت دیگران داشتنه اند پس مانده و پس رفته مانده اند .
گاه گاهی در کار های روزمرگی ام انقدر غرق میشومم که زمان پیدا نمیکنمم تصمیمم چگونگی حالت فرد دیگر را قضاوت کنم ، بگویمم آن چطو شد و آن چطو شد .
ذهنم را شرطی کردم زمانیکه اندک گپ بیهوده و خارج از مسیرمم بگویم وی برایم میگوید اینجا آرام باش دیگرررر ادامه نتییی ….. تو اینقدر دختر ضعیف نیستی متوجه کلام مردم باشی بالای تهمت های دیگرا توجه کنی .
خداوند را بی کهکشاااان سپااااس گذارممم بابت این همه آگاهی هااا .
چقدر نظم خداوند بی نقض است ،من که چند روز بفکر همین ناآگاهی ها بودم و سوال داشتم که چطور این را حل کنم
قدم بعدی ام را خداوند برایم گذاشت .
خدایاااااشکررررررت برای این همه آگاهی هاا
در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید !!!
به نام خدای بخشاینده
سلام ب استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیزم
خب نکات فایل رو مرور کنیم:
ذهن ما اینجوریه ک اگر 99 مورد ازمون تعریف بشه انگار ن انگار ولی اگر 1 دونه تحقیر، توهین و یا مسخره بشیم، اونو هزاران بار تکرار میکنه ک مارو اذیت کنه، مغز ما داره مارو فریب میده، شیطان میخواد احساس شمارو بد کنه، پس ماچیکار کنیم؟
افسار ذهن مونو بگیریم دست مون، نه با خودمون تکرارش کنیم، نه با دیگران انتشار بدیم، نه حتی ب خدا بگیم خدایا دیدی چه تهمتی ب من زد، دیدی حق من نبود، اصن تو ذهنت قدرت نده بهش، یه دیقه دیگه هم بهش فکر نکن، برو سراغ ویژگی های مثبت خودت، سراغ صداقت و پاکی خودت، سراغ قلب پاک خودت، بگو من ک میدونم تو چه فرشته ی نازنینی هستی چه قلب پاکی داری، همین بس ک خدا حافظ تو باشد، همین بس ک خدا شاهد و گواه باشد.
اون کسی ک تهمت میزنه، مسخره میکنه، غیبت میکنه آدم ضعیفی عه.
اگر کسی ب شما تهمت بزنه و شما پاسخ بدی و از خودت دفاع کنی، داری میگی من تحت تاثیر قرار گرفتم، تو تونستی منو اذیت کنی، تونستی دستت و تو مخم کنی، تونستی اعصابم رو خورد کنی.
ولی وقتی بی محلی کنی، داری این پیغام رو میدی ک برای من هیچ ارزشی نداری ک من حتی بخوام پاسخ بدم به حرفات، اصلا برام مهم نیستیددددد.
بی توجهی بدترین کاره برای حرفای آدمای بی ادب
یه موقعی ک کسی تهمتی میزنه ب ما، ما نگرانیم ک تصویرمون خراب بشه برای دیگران
دقیقا بنظرم یکی از اولین فکرایی ک ب سر آدم میاد اینه ک وای نکنه فلانی بشنوه این تهمتُ و نظرش راجع ما عوض بشه، وِجه مون پیش فلانی ها، اون خانواده معروف و پولدار فامیل مون خراب نشه یه وقت، اگه ب گوش اون آدم بخوره دیگه تمامه کارمون. اصن بشنوه ک بشنوه، اون فلاااانی کی باشه اصن؟؟ نه خود اون حرف مهمه، نه اون شخص تهمت زننده، نه اون کسی ک ما برا خودمون شاخش کردیم، هیچ کدوم شون نباید برامون گنده باشن.
فقط ب خودمون بگیم، من ک خودمو میشناسم چرا باید نگران باشم؟؟؟ چرا باید بترسم؟؟ اصن مگه غیر از منو خدای خودم تو این دنیا کسی هست؟ وقتی خودت میدونی چه شخصیتی داری، چه ویژگی هایی داری دیگه اصن مهمن دیگران؟؟
حالا میفهمم تفاوت زندگی مادرم با خواهرش رو، مادر من بسیار فرد بی خیالی بود راجع ب هر حرفی ک درموردش میزدن، همیشه خواهرش بهش میگفت چرا جواب نمیدی بی عرضه و مادر من سکوت میکرد میگفت ولش کن بابا، حالا نتیجه زندگی خاله ام یه زندگی پر از تنش، پر از قرص و روابط ناجالب خانوادگی با تک تک فامیل، اینکه همیشه سرجنگ داره، میخواد ب همه ثابت کنه ک شما ب من تهمت زدید، و ادعاش اینه ک من زرنگم من حق خودمو می گیرم، من دهن هرکی پشت سر من و خانواده ام حرف بزنه رو گل میگیرمو…
ولی مادر من با اخلاق خونسردی اش،آرامشش نه تنها ب تن سالم خودش، بلکه ب خانه و خانواده اش آرامش داده، صلح و دوستی در خانواده مون برقرار کرده، اصلا تلفن بازی و از این پیغام ببر ب اون برسون نداریم ما تو خونه مون، احترام و ارزشی ک برا همه داره و همیشه ازش تعریف میکنن و عروس گل خانواده است. چون اون براش ذره ای حرفای زن داداش و جاری هاش مهم نبود، از همه هم تهمت شنید تهمتای بد ک الان ک فکرشو میکنم میگم چه روح بزرگی داری مادر من، مثل همون مکث استاد میخواستم بگم ولی نه نمیگم، فقط بهش افتخار میکنم و میخوام بهش بگم ک بهت افتخار میکنم، بهش بگم نکات مثبتش رو هم ب مادرم هم پدرم
پدر عزیزم، راجع ب دختراش چقدررر حرف زدن، حتی برادر خودش ب دختراش بدترین حرف ها و تمسخر و سرزنش هارو کرد، چقد بهش انگ بی غیرتی زدن،چرا چون دختراش مانتویی بودن و مثل 99 درصد دخترای فامیل چادر نپوشیدن، حتی یک بار پدر من ب ما نگفت چادر بپوشید، حتی یک بار نیومد تو جمع خانوادگی مون ب گوش مون بزنه پشت سرتون این حرفا رو میزنن.
یه بار پدر من گفت دوماد مون گفته از کل دخترای فامیل پاک تر از دخترای شما من ندیدم، حالا ماهایی ک لباس های راحت و آزاد می پوشیم، و پدر من به مادرم گفت من خودم میشناسم دخترای خودمو بزار هرکی هرچی دلش میخواد بگه برا من ذره ای اهمیت نداره، خیلی سخته برای مردی ک بزرگ فامیل در مورد دختراش حرف ناجور بزنه و سکوت کنه و بگه خدا خودش میدونه من چه خانواده ای دارم همین کافیه، قربونش برم من.
حالا چی شد؟ یکی دوسال بعد ما همه دخترا کم کم مانتویی شدن، برو بیرون و بگرد شدن، دانشگاه و سرکار برو شدن، خوبه ما سنت شکن شدیم ک راه برا بقیه باز بشه، و همونایی ک پشت سر ما حرف میزدن الان نمیتونن دخترای خودشونو جمع کنن، همون حدیث امام صادق ک میگن مواظب باش اگر تهمتی ب کسی میزنی دنیا میچرخه و اون بلا سر خودت میاد ک بفهمی چی ب چیه.
اتفاقا چند روز پیش یه تهمت دیگه بما زدن از حرص شون، ک ما خواهرا هم تو درینک زدن قاطی شدیم تو مهمونی خانوادگی هههه، وای خدا خندم می گیره، و مادر مذهبی من به شددددت بهش برخورده بود، چون خودش هم تو اون مهمونی با ما بود و میگفت انگار یه جورایی ب من هم توهین شده، بچه ها برادرش این حرفو زده بود، ک از زبون یکی دیگه پشت تلفن این حرف زده شد و خداروشکر من اولین نفر بودم از خواهرا ک شنیدم، منو بابام و مامان، و من سریع مامانم رو آروم کردم گفتم مامان مگه تو اونجا نبودی؟ مگه تو دختراتو نمی شناسی؟ پس چرا برات اهمیت داره؟ برا من ذره ای مهم نیست چون من خودم ک خودم رو میشناسم، خودم میدونم هیچ خطایی نکردم. پدرمم ب شدت عصبانی شده بود و ب غیرتش برخورده بود، ولی خدا رحم کرد و من این حرفا رو زدم و جو آروم شد و یه جریاناتی پیش اومد ک نشد مادرم حتی گله کنم از برادرش، و بعدشم یه مهمونی بزرگ گرفتیم و داداشش بود و کلییی گفتیم و خندیدیم، ک اگر مادر من تماس میگرفت خدا میدونه چی میشددد.
آره استاد ب قول شما این چرندیات میره و میاد و حق آشکار میشه بالاخره، بنظرم بزرگ ترین بنفیت مهم نبودن تهمت ها اینه ک آرامش ب اون خانه برمیگرده، آرامش ب قلب اون فرد برمیگرده، کم کم اون تهمت ها از بین میره چون اگه توجه کنی و بجنگی بیشتر و بیشتر میاد، نتیجه اش قرص و مریضی و اعصاب داغون برا اون طرفه، نتیجه اش تن سالمه، خانه ای در صلح و صفا و صمیمیت عه، نتیجه اش ارزش و احترام بالاست، نتیجه اش خنده و شادی و آرامش درون عه. فقط با یه بی توجهی، یه اعراض.
خدایا شکرت برای خانواده ای ک دارم، برای آرامش و صلح و دوستی بین مون ک ارزوی خیلیا هست و من دارمش این عشق و احترام و صمیمیت رو، اینکه شبها در آرامش سرمون رو میزاریم میخوابیم، اینکه ب زندگی هیچ کس هیچ فکری نمی کنیم، خودمون با خودمون خوشیم، نه مقایسه ای درکاره و نه ناسپاسی ای، و همینه رمز خوشبختی. الهی شکر
استادجان سپاسگزارم.
وخداچقدرقشنگمیگه:
﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن یَشَآءَ ٱللَّهُ﴾
اگر تمام عالم مخالف باشن
کافیه من بخوام ، می رسونمت
سلام به استادگرانقدرم و مریم بانوی عزیزم
و همه دوستانم در ادامه این مسیر توحیدی
خدایاشکرت که یک روز زیبا و جذاب دیگر را روزیم کردی تا آگاهانه در مسیر درست گام بردارم و هیجان انگیزتر اینکه وقتی لحظه به لحظه اش از تو هدایت می طلبم چقدر خیالم از همه بابت راحت است که همه جوره حامی و پشتیبانم بوده و هستی .
استاد عزیزم چقدر در تمام زمینه ها ما را قوی کرده اید که اکنون در فرکانسی به زندگیه زیبای خود ادامه می دهیم که ترسی از هیچ قضاوتی نداریم وقتی آنقدر ایمان مان رشد کرده که می دانیم از هر طرف توسط قدرت لایزالش احاطه شده ایم ،
و وقتی گفتارت،رفتاروعملکردهایت در حیطه قوانین الهی قرار می گیرد و دیگرفقط روی خودت تمرکز می گذاری و کاری به هیچ حرف و حدیثی نداری و تنها با ذهنی بازوپاک و هدایت های خداوند به رشدوپیشرفتت در تمام زمینه ها می اندیشی و به پیش می روی ، فرصتی برای گوش کردن و یا دیدن حاشیه ای نداری و فقط جذب زیبایی ها می شوی و این تمرین می خواهد ،حذف رفت وآمدهای احساسی که درگیرش می شویم می خواهد،حذف انسان هایی که فقط دنبال حاشیه هستند و….
اگر سر مبارکمان در زندگی خودمان باشد،مگر وقتی می ماند برای شنیدن اَراجیف ،حیف گوش خوشگل و چشمان شهلایی مان که خداوند معجزه وار عطا کرده نیست ؟؟؟!!!
والا بخدا
من که خداروشکر از هفت کشور وهفت دولت آزاد و در سرزمین خودم و دنیای خودم قدم به قدم هرروز کنار استاد در این مسیر زیبا فقط سرگرم رشد و بهبودیم هستم و با خداوند حسابی مشغول اعتمادسازی و خلق یک زندگی سراسر توحیدی به امید حق علیه باطل.
ولی به قول یه نقشی در سریال طنزکه می گفت ،نه تو رو خدا بیا درمورد من حرف بزن ،صحبت کن ،منو بکوب ،منو بخور نه تو روخدا بیا ….
استاد وقتی خداوند پشت و پناه بنده اش باشه و اون بنده مثل شما که الگوی بی نهایت تأثیر گذار آن هم بنده توحیدی که هزاران هزار نفر حاضرند به خاطر این حد از رشد ایمان شان و این همه نتایج عالی پشت آن ،هر کار درستی که موجب خوشحالی شما می شود را با عشق انجام دهند و لحظه به لحظه فقط روی سازندگی درون شان تمرکز داشته باشند،وقتی کسی هم بیاد پشت سر شما صحبتی کند برای من که به شخصه معلومه که حسابی نزد خداوند معروفیت پیدا کرده اید و من بیشتر مشتاقم رشد و پیشرفت های عالی تر شما رو ببینم و عاشقانه تر کنارتان ادامه دهم و دم اون فرد هم گرم که در مورد شما حسابی تبلیغ می کند
هی شما از تبلیغات بدورید ولی به خواست خداوند او شما را جهانی می کند و این زیباست
ای زیباپسند.
خلاصه که استاد جان در حد آقای ترامپ معروف و مشهوریدو به ظاهر مقامی در سیاست ندارید
اما مقامتان نزد آن که باید، والا و بالاست و لشکریان خداوند همه جا کنارتان و مشغول هدایت شما که بعد تشریف بیاورید و فایل تهیه کرده و ما هم مستفیض شویم از آگاهی های نابتان و چه چیز زیباتر از این در این دنیا که آگاهانه زندگی کنیم و همه چیز را به دستان پرقدرتش بسپاریم آن وقت می بینیم همه چیز به نفع ما رقم می زند همانطور که تا به الان بوده و بی نهایت شکروسپاس .
و این شعر زیبا که می سراید،
بر دل این مردمان سنگ دل ،گوئیا شیطان بشارت میدهد ،دین خود را مفت و ارزان یک به یک از پس تهمت به تهمت میدهند
حافظان حق شدند در محکمه
بر دروغ خود شهادت میدهند،گوئیا این مردمان بشکسته اندآن سبویی را که غیرت میدهد
بسته اند سوی خدا شمشیر ها ، خود ز بهر جنگ عادت میدهند
این جماعت برده اند از یاد خود ،آن خدایی را که شهرت میدهد……
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
سلاممممم به استاد عزیزم ️
استاد چه می کنید این روزها با دل ما بابا هر روز داری ما رو عاشق تر می کنید چه آرامشی چه عشقی این روزها تو صداتون موج می زنه
واقعا حرفاتون مصداق اینه: هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
استاد بگم زمانی که اتفاقات تو کشور افتاد سر جریان مهسا امینی من تازه شروع کرده بودم و فایل های شما رو گوش می دادم اما یه حس خاصی نسبت به شما داشتم من قبلش با یه خانمی که اتفاقا از شاگردهای شما بود با قانون آشنا شدم و تو تلگرام با یکسری از بچهها که تو کشورهای مختلف ساکن بودن یه گروه تشکیل دادیم و درباره قوانین صحبت می کردیم اما تو این روزها همه بچه ها در مورد اتفاقات ایران صحبت می کردن من با اینکه اول راه بودم فهمیده بودم نباید در مورد این مسائل صحبت کنم بعد متوجه شده بودم بچهها یه گارد خاصی نسبت به شما دارن اما من هر چی مقایسه می کردم بیشتر مطمئن می شدم شما اصلا تو یه مدار خاصی هستین و چندین و چند درجه با بقیه فرق دارین قشنگ یادمه فایل ها رو که گوش می دادم کلمه کنترل ذهن رو همه جا شما می گفتین که مهم ترین اصله
من کمتر تو گروه می رفتم تا اینکه تو گروه یکسری عکس رو گذاشتن که اینا دارن با حرفاشون باعث میشن جلوی اعتراضات گرفته بشه و از این حرفا
و یکی از اون آدم ها شما بودین من این رو که دیدم گفتم دیگه جای من تو این گروه نیست، باور کنید من که همیشه برای حذف تلگرام دو دل بودم اون روز در لحظه من تلگرام رو حذف کردم و به خودم گفتم من زمانی میام اینجا که نتیجه گرفته باشم و با نتیجه با دوستام حرف بزنم
نمیدونم من که اول راه بودم ولی به شما خیلی ایمان داشتم به خصوص جاهایی که از قرآن صحبت می کردین چون من خودم تاریخ خوندم و درباره یکسری از مسائل که مردم براشون اصل شده تحقیق کرده بودم می دونستم این حرفا اشتباهه اما تا به حال قرآن رو برای اثباتشون نخونده بودم و وقتی این حرفا رو از شما شنیدم مطمئن شدم که شما درست میگید و هر چه بیشتر فایلها رو گوش دادم و تو این مسیر جلو اومدم خوشحال تر شدم که اون روز این کار رو انجام دادم و از اون گروه و تلگرام اومدم بیرون.
حرف پشت سر آدم ها زیاد زده میشه ولی از طرف چه کسانی؟ از طرف کسانی که خودشون به هیچ جا نرسیدن و مسئولیت کارشون رو نمی پذیرن و دنبال مقصر هستن
حالا یه مثال از اتفاقاتی که برای خودم چند روز پیش افتاد بگم استاد عزیزم طبق هدایت هام تابستون به این رسیدم که دنبال تاسیس پیش دبستانی باشم موقعی که رفتم به واحدی به نام مشارکت ها متوجه شدم اینجا فقط برای دبستان مجوز میدن گفتم طوری نیست حالا اسم می نویسم و فرم ها رو پر می کنم، بعد از مدتی متوجه شدم واحد جدیدی تشکیل شده به نام کودکستان و الان اینها مجوز برای دوره پیش دبستانی میدن رفتم اسم بنویسم گفتن چون برای مدرسه نوشتین تو یه سال دو تا مجوز نمیدن و من اسم همسرم رو نوشتم
بعد از سه ماه دعوت شدیم به مصاحبه و من اونجا گفتم من یکسری اقدامات انجام دادم متوجه شدم که بچهها با این روش ها راحت و غیر مستقیم آموزش می بینن بدون اینکه خودشون بدونن ولی دارن یاد می گیرن در نتیجه مقاومتی که ندارن هیچ لذت هم می برن مثال زدم دخترم که الان شش ساله هست با همین روش کار کردم الان دو زبانه هست و الان داره زبان چینی رو هم یاد می گیره اما خودش نمی دونه داره زبان یاد می گیره خیلی هم لذت می بره اصلا تحت فشار و اجبار هم نیست و همین طور الان جمع و شمارش اعداد رو تا 1000 می دونه من بهش مستقیم یاد ندادم وقتی من حرف می زدم اونا هی سعی داشتن من رو به چالش بندازن و مسخره می کردن و بهم طعنه می زدن، جالبه تو اون افراد رئیس اداره هم بود من اون موقع نمی شناختم ایشون رو ولی لحظه آخر یه سؤال پرسید و می خواست من رو تحقیر کنه اما من خیلی ریلکس جواب دادم اصلا خودم هم باورم نمیشد که تو یه جمع چند نفره از مسئولین بشینم و این طور از خودم بگم (استاد این نتیجه تکاملی دوره عزت نفسه) بعد چند روز پیش خانمی تماس گرفتن که تو شورا با تاسیس پیش دبستانی شما موافقت شده من رو میگی تعجب که من برای دبستان اسم نوشتم و مصاحبه دادم ولی اون خانم گفت توی شورا با این موافقت شده و برای بقیه کارها برید واحد کودکستان
اونا مجوز دبستان رو به من ندادن که مثلا حال من رو بگیرن ولی نمیدونن من از همون اول هم دنبال مجوز پیش دبستانی بودم و اینطور راحت به خواسته ام رسیدم من حتی اسم هم براش انتخاب کرده بودم لگو طراحی کرده بودم با یه موسسه تهران هماهنگ کرده بودم در صورت انتخاب مربی هام بیان بهشون آموزش بدن اون وقت اونا خوشحال هستن نذاشتن من دبستان بزنم((:
(جالبه وقتی همسرم برای مصاحبه رفتن صحبت کرده بودن یه خانمی اومده بوده و از این حرفا می زده و من رو مسخره می کردن، منم گفتم خدا بیین چطور حرصشون رو درآوردم)
دیگه وقتی ایمان داشته باشی و توجه نکنی به این حرفا خدا صد خودش رو برات میگذاره
این رو هم بگم که بقیه که برای مصاحبه اومدن میگفتن ما یه ساله اسم نوشتیم دیگه اصلا فکر نمی کردیم برای مصاحبه دعوتمون کنن ولی من همه اش سه ماه بود درخواست داده بودم این طوریه دیگه باورها اینجوری کار می کنن
خودش به این راه هدایتم کرد خودش مسیر رو برام هموار کرد
استاد عزیزم ازتون متشکرم
می دونم تو این راه که نتیجه بگیرم و اینجا بیام بنویسم بهترین راه تشکر از شماست
استاد واقعا این چه فرکانسیه که هر سوال و چالشی مهمی برام پیش میاد از خدا کمک میخام میام تو سایت شما دنبال جواب سوالم میگردم فایلی توی سایت میزارین که راهنمای مسیرم میشه.
دقیقا یک هفته است با این چالش روبرو شدم.دو ماه پیش از اقوام یک نفر را بمن معرفی کردن برای پروسه آشنایی و ازدواج، و من هفته پیش متوجه شدم خانوم همون اقواممون رفته و کلی تهمت پشت سر خانواده ام به شخص خواستگار گفته….
همش دنبال راهکار میگشتم که باید چه رفتاری نشون بدم که از همه درست تر باشه.
هنوز فایل شما را گوش ندادم. خواستم اول کامنت بنویسم. بعد از دیدن فایلتون میام و نتیجه را براتون مینویسم.
به نام خدایی که هدایت میکند
و لقدنعلم انک یضیق صدرک بما یقولون
و مامی دانیم سینه است از آنچه آنها می گویند
تنگ می شود سخت ناراحت می شوی
فسبح بحمده ربک
پس پروردگارت را تسبیح گو
و کن من الساجدین
و از سجده کننده گان باش
وعبد ربک حتی یاتیک الیقین
و پروردگارت را بندگی کن تا تورا یقین رسد
آیه ,97,,98,,99,,سوره حجر
بهترین کار در برابر حرف و حدیث دیگران اینه که نسبت به اونا بی توجهی کنیم
یعنی حتی توی ذهنمون هم بهش فک نکنیم
و بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم
به نظر من وقتی تهمت یاغیبت یا هر چیزی که بقیه بهت میگن اگه در وجودت نباشه
و خودت به خودت نگیری خیلی راحت میشه از اون حرفا گذر کنی
خدا رو شکر
سلام ب مریم عزیز دوست خوب خانواده عباس منشی
چقدر عزیزم زیبا ایه های قران رو برامون پیدا کردی و نوشتی
با خواندن اون ها اشک در چشمانم حلقه زد و چقدر خداوند زیبا ب همه ی ما راه رو نشون میده و چ کم هستند کسانی که راه را پیدا می کنند.
چقدر از خواندن کامنتت لذت بردم عزیزم و چقدر جالب ک بچه های این خانواده اینقدر زیبا جملات خداوند رو مربوط به صحبت های استاد عزیز اینقدر زیبا پیدا می کنند و می نویسند.
ممنون دوست عزیز
موفق سربلند شاد باشی
سلام عزیزم
خدا روشکر که از کامنت من لذت بردین
به راستی که قرآن شفا دهنده تمام زخم های درونی انسانه
و خداوند بر زخم دل مومنان مرحوم می نهد و غیظشان را فرو می نشاند
و آگاهی های استاد واقعا همان تفسیر قرآنی
یعنی همان فهم عمیق قرانه
من در تک تک جملات استاد رد پای قرآن رو می بینم
که استاد راحت برا زندگی روزانه ما به صورت ساده بیان میکنه
خدا روشکر
خدا روشکر
در پناه قران
شما هم موفق و سربلند باشی
استاد شما میگویید خدا سیستم هست !
من خدایی را پیدا کردیم که خود عشق هست
خدا خود رحمت هست
خدا خود عشق هست خدا چیزی جز عشق نیست
خدا خود مهربانی هست
خدا چیزی جز مهربانی نیست
خدا عاشق هست عاشق تک تک بنده هایش !!
چند روز میشود این فایل روی سایت قرار گرفته من هنوز گوش نکردیم و اصلا قصد کامنت نوشتن نداشتم
ولی عشق خدا وادارم کرد تا برایش بنویسم
و بگم یک روزی بود که من میگفتم خدا را چی کار کنم !
اصلا من خدا را نمیخواهم !
میگفتم برو پشت کارت حتی در زنده گیم هم دخالت نکن
به من ثروت و خواسته هایم را بده کارت هم ندارم
همین قدر در مقابل خدا بی احساس و مغرور بودم
همین قدر در مقابل خدا ناسپاس بودم
چقدررر جاهل بودم !
خدا شاهد هست اگر برای من بگویند تمام ثروت جهان از تو فقط یک لحظه خدا در زنده گی ات نباشه یک لحظه !
قبول داری ؟
هرگز هیچی بدون خدا نمیخواهم
تجربه هیچ خوشبختی را بدون خدا نمیخواهم
خوشبختی بدون خدا محال هست
با بغض گلونم مینویسم برای خدایم و خودم و هر کسی که در فرکانس عشق خدا هست
روزی هم بود که من از گفتن نام خدا میشرمیدم
امروز من بدون یادش یک لحظه هم نمیتوانم نفس بکشم
خودش بهترین رفیقم شد
خودش بزرگترین حامی من هست
من هر شادی و حسی خوبی که دارم از برکت خداست
من هر چی دارم از خداست
اگر آگاهی دارم از خداست
اگر دلمممممم گرم گرم هست از برکت حضور خداست
این جهان بدون خدا زندان هست
این جهان بدون خدا تنگ تاریک هست
برو همه چیز داشته باش ولی خدا را نداشته باش باز اون زمان میفهمیم چی میگم !
خدا خود عشق هست
خدا خود رحمت هست
من از کامنت ها فهمیدم که این فایل در باره تهمت و واکنش نشان دادن و اعراض کردن هست !
حالا میدانم چرا قلب محمد این قدر محکم و مطمئن بود
مگر میشود مثل خدا دلبر داشته باشی و نگران حرف مردم باشی
مگر میشود خدا هر لحظه در قلبت با تو دلبری کند بعد تو نگران باشی که تهدید کردند
مگر میشود خدا پشتت باشه بعد تو نگران باشی که کشته نشوی
میشود عشق در قلبت خیمه بزنه بعد تو دنبال واکنش نشان به مردم باشی
مگر قدرتمند تر از خدا سراغ داریم
باید قلب محمد و ابراهیم به عشق خدا گرم بود
باید دل شان قرص قرص میبود
اونا عشقی را پیدا کرده بودند که با هیچی نمیشود مقایسه اش کرد
دنیا با خدا زیبا میشود
فقط خدا واقعی هست همه چیز غیر خدا سراب هست
حالا میدانم استاد شاید هم درست ندانم ولی حس میکنم که چرا شما وابسته ثروت تان نیستین ؟
چرا شما روی ثروت تان حساب نمیکنید
چرا شما از مقدار ثروتی که دارید آگاه نیستید
چون شما خدا را خیلیییییی زیبا درک کردید
استاد نوش جانت این عشق خدا
نوش جانت این بی نیازی
من که میگم خدا عشق هست
خدا رحمت هست
خدا کریم هست
خدا وهاب و رحمان هست
خدا خیلییییییییییی بزرگتر از اونی هست که در قرآن گفته
خیلییییییییی کم از خودش گفته
من خدای را در وجودم پیدا کردیم که نمیتوانم بدون خدا نفس بکشم
خدایااااااااااااااا چقدرررر دوستتتت دارم
من همین چند دقیقه پیش با خودم میرقصیدم و لذت میبردم
که یکبار آهنگی از راغب تورا که دیدم به گوشم رسید
من به اطاق خودم آمدم و با حالت دلتنگی به خدا سجده کردم
در حین سجده کردن چنان تمام وجودم پر از آرامش شد پر از عشق شد من صدای خدا را شنیدم
صدای که تا حالا عزیزترین فرد زنده گیم این حرف ها را به من نزده ولی خدا میگه نبینم اشک در چشم هایت ….. من هستم
من که جایی نرفتیم خودم هستم…………………..
میشود با خدا حرف زد
میشود صدای خدا را شنید
میشود با خدا عاشقی کرد
میشود خدا را بغل کرد
میشود با خدا قدم زد
میشود با خدا دلبری کرد
میشود با خدا فارغ از هیاهوی جهان شد
میشود با خدا بهترین رفیق شد
خدا همه چیز میشود همه کس را
یارب ز شراب عشق سرمستم کن
وز عشق خودت نیست کن و هستم کن
از هر چه به جز عشق تهی دستم کن
یکباره به بند عشق پا بستم کن
من بدون خدا هیچی نمیخواهم !!!!
سلام پاکیزه مهربان و زیبایم
چه قدر دوستت دارم و با خواندن کامنتهات چه قدر خودم رو نزدیک به خدا میبینم و غرق در نور و آرامش و شادمانی میشم.
بله تمام لذت ها و خوشیهای عالم بدون حضور نداشتن یک ثانیه از وجود خدا هیچ ارزشی نداره
چون ما به هر خوشبختی که برسیم از لطف و مهربانی خودشه…هر خیری فقط از جانب اوست.
خداوند صاحب و میزبان این جهان هست و همه چیز فقط با حضور اون زیباست.
امیدوارم خدا یه لحظه ازت چشم برنداره و همیشه در پناهش باشی.
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عباسمنش عزیزم ، سلام به مریم جان قشنگم ، سلام به بچه های پر انرژی سایت بهشتی مون.
صحبت های ارزشمند شما منو برد به گذشته تا به الانم به وقتی که از بچگی بهمون یاد دادند اگه از آرزوها یا دیدگاهمون بگیم بی حیا هستیم ! اگه بلند بخندیم، موهامون بیرون باشه یا باب دل مردم رفتار نکنیم آبرومون میره و برامون حرف در میارن! هزاران هزار مثال از کودکی تا به چند سال پیش خودم دارم که بگم، از تهمت ها ، دروغ ها ، و ضربه هایی که خواستند بزنند و تا قبل از آشنایی با شما بیشتر مواقع موفق هم می شدند ، چون میترسیدم از آبرو رفتن ! میترسیدم از نگاه بد ! و خیلی وقت ها خواستم از خودم دفاع کنم و همین موضوع باعث میشد بیشتر اذیت بشم .
از وقتی که با شما آشنا شدم متوجه شدم
که هیچ کسی هیچ قدرتی در زندگی من نداره مگه من بهش این قدرت بدم ، هیچ کس نمیتونه منو اذیت کنه اگر توحید رو باور داشته باشم .
و اگر چنین شرایطی برام بوجود اومده و هی بیشتر شده بخاطر خودم و قدرتی که بهشون دادم بوده، من با واکنش هام بهشون فهموندم که ضعیفم ، برام مهمه و اجازه سری بعد رو با رفتارم صادر کردم!
الان بیش از 2 ساله دیگه اون آدم سابق نیستم، توحید رو درک کردم ، خدا رو شناختم باورهام رو قوی کردم و کم کم اون آدم ها از زندگیم محو شدند ، چرا ؟ چون من تغییر کردم و قدرت ازشون گرفتم و اهمیت ندادم .
وقتی ما از خودمون مطمئن باشیم و بقول شما خودمون رو بشناسیم دیگه حرفی باقی نمی مونه.
وقتی باور داشته باشیم که من خالق زندگی خودم هستم و واقعا درکش کنیم همه چیز درست میشه .
آشنایی با شما گوش دادن مداومی فایل ها و کنترل ذهن و توحید توحید توحید که هممممه چیز در زندگی ماست باعث شد غیبت کردنم از صد به صفر برسه ، نگاه منفی و قضاوت گونه ام از صد به 10 برسه و باید همیشگی روش کار کنم ، باعث شد ایمانم قوی بشه و حرف ، تهمت و تهدید دیگران برام پوچ بشه ، و یاد گرفتم سکوت کنم ..
سکوتی از سر دانایی از سر آگاهی از سر خدا هدایت و حمایتگر منه …سکوتی از سر خیال راحت ، از سر آرامش قلبی.
من کار خودم رو میکنم مسیر خودم میرم و هر چقدر حرف مردم برام بی اهمیت تر باشه مسیرم هموارتر میشه .
ممنون بابت این صحبت های ارزشمند ، بچه ها باید قدر این در و گوهرهای گرانبها رو بدونیم و فانوسی ازشون درست کنیم برای ادامه ی راهمون
استاد و مریم عزیزم بازم تشکر میکنم از هر دوی شما ، ماچ بهتون عشقای من .
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
سلام
استاد جان سلام مریم شایسته عزیز سلام .خیلی سپاس گذار خداوندم که در اول صبح ذهنم با بهترین فایل شروع کرد و بهترین آگاهی ها رو دریافت کردم
و بهترین نتیجه ذهنی را برام داشت .خیلی وقت ها حرف های مردم روی من تاثیراتی گذاشته که در فکرهایی نادلخواه فرو رفتم که نکنه دیگه پشت سرم صحبت نکنند
ولی از زمانی که از قوانین از استاد آموزش دیدم دیگه برام واقعا حرف مردم برام مهم نبوده و دیگه هرچه را در مورد من صحبت کردند دیگه برام مهم نبوده
و اینکه وقتی به حرف مردم فکر میکنم یعنی منم دارم به کمبود و ضعف ها توجه میکنم پس بهتره که خودم. را قربانی افکار دیگران و قربانی باورهای مخرب نکنم
خداوند همه مارو با افکارمون مفتخر میکند
چرا باید مفتخر افکار دیگران هم باشم
افکار دیگران. را در ذهنم بکارم که نکنه پست سرم حرف بزنند
و یا اینکه تحمت بزنند
هیچ مهم نیست
حرف آخر و بگم که درسی از استاد گرفتم
اگر تمام دنیا بخواهند منو بکشند پایین هیچ قدرتی ندارند
و اگر تمام افراد جهان بخواهند منو کمک کنند و بخواهند بکشند بالا باز هم هیچ تاثیری ندارد
فقط خودم خودم هستم که تاثیر گذار هستم در زندگی ام استاد ممنونم ازت
به نام خدا
سلام عرض میکنم خدمت استاد عباسمنش و اعضای سایت
تشکر میکنم از استاد بخاطر آگاهی های ارزشمندی که در اختیار ما قرار میده.
در واقع انسانها در این مورد دو دسته هستن:
1_تهمت زننده
2_ مورد اتهام قرار گرفته
و مورد اتهام خودشون دو گروه هستن
یک گروه از قوانین جهان آگاهی دارن
و گروه بعدی از قانون بی خبرن
اون دسته اول از آدم ها که همیشه به دیگران تهمت میزنند یا پشت سر کسی غیبت میکنند در کل انسانهای نرمالی نیستن از لحاظ ذهنی به آگاهی نرسیدن و تو درونشون خلأ های زیادی دارن که فکر میکنن با غیبت دیگران یا تهمت به افراد موفق میتونن اون اشخاص رو تا حد خودشون پایین بکشن و اونارو حقیر کنن شخص غیبت کننده همیشه یه حسادتی در درونش وجود داره و یه جورایی میخاد با تهمت زدن یا غیبت کردن اون عقده درونش رو که حاصل نرسیدن به هدف هاش هست و یه جورایی دیگران رو مسئول عدم موفقیت هاش بدونه و جالبه هر چی هم تهمت میزنن و غیبت میکنن باز خلأ هاشون بیشتر میشه اینا اشخاصی هستن که از شیطان درونشون پیروی میکنن و تو مسیر گمراهی هستن و در تمام زندگی به جای اینکه توجهشون و انرژیشون رو زندگی خودشون باشه مدام به قول استاد میخان دست بکنن تو مغز آدمای موفق و طبق قانون چون این اشخاص ورودی ها و افکار مخربی دارن که باعث ایجاد فرکانس های نامناسب میشه جهان اونارو در مدار نامناسب قرار میده که همیشه شرایط و اتفاقات ناخواسته رو تجربه میکنن .
و دسته بعدی اشخاصی هستن که مورد تهمت قرار میگیرن که خود این اشخاص اگر با قوانین جهان آشنا باشن و رو خودشون کار کرده باشن هیچ وقت به این تهمت ها و غیبت ها توجه نمیکنن و کار خودشونو میکنن و تو مسیر خودشون حرکت میکنن و میدونن که اگه واکنش نشون بدن به اتهام ها و غیبت ها از مدار موفقیتشون خارج میشن و جهان هم طبق فرکانسشون باهاشون رفتار میکنه این اشخاص که آگاهی دارن میدونن که هیچ کسی نمیتونه و قدرتشو نداره که بخاد بهشون صدمه برسونه و اونارو از مسیر موفقیت دور کنه این افراد میدونن که فقط افکار و باورهاشون زندگیشون رو تغییر میده نه چیز دیگه و نه کسی دیگه ای نمونش هم میشه استاد عباسمنش که طبق گفته هاشون خیلیا خواستن ایشون رو با تهدیدها و تهمت ها از مسیر موفقیت دور کنن ولی نه تنها از مسیر دور نشدن بلکه روز به روز موفق تر و ثروتمندتر شدن چون طبق قانون فقط باورها رو زندگی انسان میتونن تاثیر بزارن
و افرادی که از قانون آگاهی ندارن وقتی در برابر کسانی که بهشون تهمت میزنن یا تهدید میکنن واکنش نشون میدن چون توجه رو میزارن رو ناخواسته ها ناخودآگاه وارد مدار اون اشخاص میشن و گمراه میشن و روز به روز این تنش ها بیشتر میشه و همه اینها بخاطر اون توجهی هست که میزارن رو مسائل ناخواسته .
و در زمان تموم پیامبران هم این تهمت و غیبت ها بوده و اگر پیامبران میخواستن که توجهشون رو ، رو ناخواسته ها بزارن که از مسیر هدایت خداوند خارج میشدن و دیگه به جایگاه پیامبری نمیرسیدند.
ما باید آگاهانه وقتی که به این دسته از تضادها برمیخوریم کانون توجهمون رو آگاهانه به سمت خواسته هامون جهت دهی کنیم و حرف مردم واسمون مهم نباشه یه جوری از درون قوی بشیم که تو مسیر درست حرکت کنیم و نگران حرف هیچ کسی نباشیم حالا هر کی هر چی هم بگه مهم نباشه واسمون و این جمله خیلی پرمعنیه که میگه حتی اگه فرشته هم باشی بعضیا از صدای بال زدنت خوششون نمیاد
پس نباید حرف و نظر کسی واسمون مهم باشه چون این ما هستیم که خالق زندگیمون هستیم نه کسی دیگه.
اعتبار تمام کامنت هام به خود خدا برمیگرده.
خدایا مارو به راه سعادت و خوشبختی هدایت کن الهی آمین.