اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام بر استاددعزیزم که هر آنچه که این روزها دارم تجربه میکنم و آرامشی که دارم مدیون درس های شماست. و الهی که خدا به شما عمر طولانی بدهد و ما بتوانیم هر روز بیشتر و بیشتر هدایت بشیم.
من خودم این روزها تجربه جالبی داشتم که دوست دارم اینجا بنویسم. نزدیک هفت ماهی میشد که دوست داشتیم ماشینمون را عوض کنیم و چند تا ماشین را در نظر داشتیم که بتونیم با بودجه مون بخریم. اما ذهن من با خواسته هماهنگ نبود. اون باوره قوی نبود . یکبار میگفتم که ماشین توی قرعه کشی ها ثبت نام کنیم و برنده بشیم و هر دفعه هم شرکت میکردم اما دلم یه ماشین دیگه میخواست . خلاصه بگم ترس داشتم یعنی دقیقا الان میفهمم خواسته را داشتم اما ترس باعث شده بود که خواسته شکل نگیره . و باورهای من هماهنگ با خواسته ام نبود. ولی توی این مدت هر ماشین خوشگلی که میدیدم تحسین میکردم و میگفتم مبارک باشه .
و بالاخره چند هفته قبل روی یک ماشین فوکوس کردم و گفتم اینو میخواهیم و فقط اتوماتیک میخواهیم یعنی جزئیات را هم ساختم و سال تولید را هم گفتیم و بین رنگش مونده بودیم و تردید در رنگ بود اما اون را هم بین دو رنگ گذاشتم. یه جوری توی ذهنم ساختم که انگار میخوام برم نمایشگاه ماشین و انتخاب کنم . و در یک صبح زیبا از خدا هدایت خواستم روی همون خواسته و گفتم یه نشونه از ماشینمون بده . شاید باورتون نشه البته استاد که باورش میشه ، عصر همون روز همسرم زنگ زد و گفت که برادرت یه دوست داره که وارد مغازه اش شده و گفته همین ماشین را داره و میخواد بفروشه فقط قیمتی که گفته بود یک کمی بالاتر از انچه ما داشتیم بود. فریاد زدم خدایا شکرت که تو هدایتم کردی . شب به برادرم زنگ زدم و گفتم که به دوستش بگو میشه اینقدر بدی . گفت که نمیشه و ماشینشه و من دخالت نمیکنم. اما به طور معجزه اسایی برادرم دخالت کرد و بین را گرفت و اون ماشین تقریبا سه روز بعد در پارکینگ ما بود.
به خدا قسم معجزه آسا بود. نمیتونم حسم را بگم. وقتی باورم با خواسته ام یکی شد جهان چاره ای نداشت جز پاسخ به خواسته من.
چطور میتونم از خدا تشکر کنم که شما را معجزه وار سر راهم قرار داد و هر روز دارم با شما و با فایل های بی نظیر شما زندگی میکنم و آموزش میبینم.
دنیا زیبایی هایش را در اختیار ما گذاشته تا ببینیم یعنی مهم ترین حواس های ما بینایی است با دیدن زیبایی های جهان بذر خواسته ما شکل میگیره و باورهای ما است که به این بذر تغذیه میده نور میده آب میده کود میده و همون زمان که باورمون با خواستمون هم مدار میشه ما به اون خواسته میرسیم.
یعنی اول درخواست میکنیم و همون لحظه جهان به ما پاسخ میده اگه پامون روی ترمز باشه خوب اون خواسته را نمیبینیم چون حرکتی نداریم اما همون لحظه که پامون از ترمز برداشته میشه خواسته ما نمایان میشه.
به قول استاد عزیز :” ترکیب باور هم جهت با خواسته”
و چه زیبا مریم جان نوشته اند :
به کمک تبدیل فرکانس حسرت به فرکانس تحسین
یعنی همون که من با دیدن ماشین های دیگه حسرت نخوردم بلکه تحسینشون کردم و گفتم مبارکتون باشه
و تبدیل فرکانس نیازمندی به فرکانس سپاس گزاری
و من هر روز از ماشینی که داشتیم سپاسگزاری میکردم یعنی از اون که داشتم لذت میبردم و حسرت نمیخوردم و شکر خدا را میکردم.
و تبدیل ترمز به گاز و رسیدن به انچه که میخواهی.
استاد عزیزشما با این فایل ها به ما زیبایی ها را نشان میدهی و من واقعا با دیدن این رودخانه ها کنار منازل واقعا دلم خواست چون تا بحال ندیده بودم و همون لحظه که داشتم فکر میکردم که یه خونه خوشگل اینجا و با این امکانات داشته باشیم یه ترمز توی ذهنم شکل گرفت و اون این بود نکنه نزدیک اب موش باشه و موش بیاد توی خونه 😂 و چون ترس از حیوان دارم باور کنید همون لحظه ترمزه شکل گرفت اما با دیدن اون برج های زیبا گفتم توی برج هم میشه زندگی کرد و از اون بالا مناظر را دید. منظورم اینه که ترمزها اینقدر موذیانه شکل میگیرن که اگه درس را بلد نبودم فکر نمیکردم این ترمزه. اما الان میدونم .
و ممنونم از شما که شدید عمو و دایی و خاله و عمه 😂 ما تا ما با این زیبایی ها آشنا بشیم و دنیا را جور دیگر ببینیم و بذر خواسته هامون را بکاریم . و توحید عملی را به یادمون بیاوریم که ترکیب خواسته و باورهای هم جهت با خواسته یعنی داشتن اون خواسته . و تمام ♥️
خدایا شکرت بخاطر این مسیر سبز
خدایا ممنونم بخاطر این استاد عزیز و مهربون و وهاب و مریم جان عزیز با این قلم شیوا.
این بار دومی بود که این فایل رو دیدم و خیلی لذت بردم.
امروز تو کامنت یکی از دوستان باور محدود کنندمو پیدا کردم که فرصت همیشه هست.و به این بهانه انگار منتظرم یه اتفاق خاصی بیفته تا من حرکت کنم.الان هم مسئله ای برام پیش اومده بود که تصمیم گرفته بودم دو روز خونه بمونم تا ببینم چی پیش میاد بعد برم سالن.ولی با خوندن این کامنت متوجه شدم که این منم که تععین میکنم چی پیش بیاد.نظرم عوض شد فردا میرم سالن.باید حرکت کنم.باید قدم اول رو بردارم باید جوری عمل کنم که اگر اون خواسته ام اتفاق افتاده بود عمل میکردم.این یعنی ایمان واقعی.
دیدن نکات مثبت و چیزای و اتفاقای خوب مدار ما روهم ارتقا میده چون میفهمیم ابن چیزا هست . وجود داره . میشه منم داشته باشمش . میشه زندگیش کنم . میشه لمس و لذتشو تجربه کنم.
خدایا شکرت بخاطر دیدن این همه زیبایی…شکرت بخاطر عظمت و بزرگیت که این چنین جهان پهناوری رو پر از نعمت و ثروت و برکت آفریدی…شکرت که میتونیم این فراوانی هارو ببینیمو با ساخت باورهای قوی بخوایم و بهشون برسیم…
خدایا شکررررررر که استاد عباس منشو مریم گلی رو داریم که هوامونو دارن و برای گسترش جهان بهمون لطف میکنن و این ویدیوهای زیبارو با وجود کلی سختی و زمانبر بودن و ادیت و کارای دیگه، بازم برامون ضبط میکنن و میذارن تا ماهم مثل خودشون با دیدن زیبایی های بیشتر و نعمت و ثروتهای فراوان باورهامون قوی بشه و بخوایم که داشته باشیم…
تا قبل از اینکه قوانین روبدونم به هرچیزی که خواستم و رسیدم ناآگاهانه بوده و یسری باورهای محدودکننده هم داشتم که مانع رسیدن به یسری از خواسته هام بوده، ولی الااااااان…
الان که دیگه قوانین رو میشناسم و میدونم که خودم خالق زندگی خودمم و خیلی راحت و ساده میتونم به هرررررچیزی که میخوام برسم و هیییییییچ محدودیتی برای رسیدن به خواسته هام تو کل دنیا وجود نداره، پس چرااااا نباید بخوام؟!؟ یا چرا باید به کم قانع باشم؟!؟ چرا باید خودم با دستای خودم محدودیت ایجاد کنم؟!؟
مگه دیوااااااانم که نخوام به ایییییین همه نعمت و ثروت برسم، نخوام زیبایی های کل دنیارو ببینم، نخوام سفرهای لاکچری برم، نخوام با همسرم RV داشته باشیمو دنیارو بگردیمو کلی خاطره بسازیم، نخوام ماشینهای خفن سوار شیم یا حتی قایق اختصاصی داشته باشیم…
ما انسانها هیییییچ تفاوتی در رسیدن به خواسته ها و سهم بردن از نعمتهای این جهان باهم نداریم، پس وقتی داریم میبینیم که دنیا پر از فراوانیه و امثال استاد عباس منش تونستن از صفر به این همه ثروت و زیبایی برسن، پس چرا ما نتونیم؟!؟ قطعا ماهم با ساخت باورهای درست و مناسب میتونیم به هرچیزی که میخوایم برسیم…
وااااای که چقدر منتظر اون روزم که به این نتایج بی نظیر برسمو بیام براتون تعریف کنم که ببینین بچه ها من آخرین مدل ماشین بنزو خریدم، سفرهای خفن داریم میریم، RV داریم که هرجا میریم راحت توش زندگی میکنیم، خونه ویلایی خوشگلمونو داریم و خیلی چیزای دیگه…
قطعا میام یه روز اینارو براتون مینویسم تا منم بشم یه الگو و مثال دیگه که تونسته از صفر به هممممه چیز برسه ،پس شدنیه…پس خودمونو محدود نکنیم و باورهامونو دست کم نگیریم…
در پناه الله یکتا و بی همتام شاد و سلامت و خوشبخت و سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشین…
به به چه چمن سرسبز و زیبایی،نیوکمپ هم چنین چمنی نداره،برج معروف دایره ای شکل شهر زیبای تمپا که تمام مسابقات زیبا در اون پخش میشه
چقدر ارتفاع داره از داخل آپارتمان اینقدر بلند دیده نمیشد که از اینجا دیده میشه و اون دوتا ساختمون زیبای کنارش، آسمان آبی آبی بدون ابر به وزش باد آرام که هوا را فوق العاده میکنه بشینی و حرف از دستیابی به خواسته ها و رویاها بزنی
ترکیب باورِ هم جهت با خواسته غوغا میکنه
یعنی به اون ایمان و باور برسی که لیاقت آرزوهات را داری و در همون جهت حرکت کنی واقعا کولاک کولاک
وقتی باور کنیم که تمام این عکس و فیلم های خونه ها و ماشین های زیبایی که تو گوگل،فیلم ها میبینم واقعی است و اگه کسی تونسته به اون ها برسه ما هم میتونیم و مال از ما بهترون و فقط فیلم و سریال نیست اون موقع باور درمون شکل میگیره و باعث حرکت میشه برای دستیابی
اولین قدم باید خواسته را دید و باور کرد که میشه رسید به اونها
شاید ما اگه یه فامیل دوست آشنا همسایه ای کسی داشتیم که ثروتمند و پولدار بود خیلی راحتر ثروتمند میشدیم چون باور میکردیم که بله میشه فلان کس رسیده منم میرسم ولی متاسفانه من هر چی تو روستا،اقوام گشتم کسی ماشین بالای 1 میلیارد نداشت،کسی خونه ی آنچنانی در تهران و اصفهان نداشت تا برم ،ببینم لمس کنم و باور کنم که میشه،همشهری هام همش پژو پارس،پراید،پیکان،خودروی چینی و همه خونه ها نهایتا دو طبقه و نهایت درآمد سالانه 1 میلیارد خالص بعد آدم تو این محیط چطوری فکرش و باورش بزرگ میشه و پولهای کلان را باور میکنه نمیشه
به نام سیستمی قانونمند و عظیم که قدرت خلق کنندگی تمام اتفاقات زندگیم را به من داده است
تا بتوانم از راه های لذت بخش و آسان هم به تمام آرزوها و شرایط دلخواهم برسم
به نام انرژی معجزه گر و قدرتمندی که از رگ گردن به من نزدیک تر است
و به خوشبختی و ثروتمندی و داشتن زندگی رویایی برای من بیشتر از خودم مشتاق است
و جهانی سرشار از عشق و فراوانی و نعمت و فرصت و ثروت و خوبی و آدم های خوب را به بینهایت مقدار آفریده
و مرا نیز موجودی بسیار ارزشمند خلق کرده که میتواند لیاقت تجربه همه نعمت هایش را داشته باشد.
سلام به همه زیباییها، خوبیها، آدمهای خوب، سلامتی، آرامش، آبرومندی، عزتمندی، ثروتمندی، آسایش، رفاه، موفقیت، خوشبختی و سعادتمندی
*
چقدر خوشحالم که این فایل رو گوش دادم. موقعی که نکتهبرداری میکردم، دقیقا خودم و خواستههام یادم میومدن. برای مثال تا قبل از آشنایی با دورههای استاد، با خودم میگفتم، خدا کنه ی همسر خوب داشته باشم، صفاتی هم که براش در نظر میگرفتم شاید 1 درصد اون چیزی باشه که الان درباره همسر ایدهآلم توی سناریوی خواستههام در نظر دارم. دلایل زیادی هم برای اون طرز تفکرم وجود داشت. چون اولا خودم رو لایق نمیدونستم و اصلا جرات خواستن نداشتن، دوما باور حیاتی فراوانی رو نداشتم، سوما اینکه خیلی چیزهای خوب رو اصلا ندیده بودم و به همین خاطر نمیتونستم اونها رو برای خودم متصور بشم.
خدا رو هزار مرتبه شکر که دقیقا تو همون 1 ماه اول که آموزههای فوقالعاده استاد رو با جان و دل گوش میدادم با مفهوم فراوانی آشنا شدم. از اون طرف استاد با تعریف بینظیری که از خداوند و غفور و رحیم بودنش کردند و گفتند از رگ گردن به ما نزدیکتره و ما رو دوست داره و در ادامه مفهوم عزتنفس و حس ارزشمندی رو بیان کردند، کم کم خودم رو لایق دونستم و به آینده بسیار امیدوار شدم.
اما چیزی که به موضوع این جلسه میخوره این هست که خیلی چیزها رو اصلا ازشون خبر نداشتم و برای همین نمیتونستم حتی از خدا بخوامشون. مثلا در مورد همون موضوع ازدواج بیاید یکم توضیح بدم. من اوضاع مملکت و گرونی و… رو میدیدم و با خودم مدام میگفتم اگر آدم خوبی بود ولی وضع مالیش خوب نبود، جشن عروسی رو با تعداد خیلی کم مثلا ماکزیمم 100 نفر برگزار کنیم. حتی یکم بعدتر که بیشتر از اوضاع نابسامان و گرونی ترسیدم، تو ذهنم به این نتیجه رسیدم که اصلا جشن هم نشد نشد، مهم اینه ی خونه داشته باشیم؛ خلاصه اینکه حاضر بودم از کلی چیزهای مختلف بزنم و حتی قید خواستههای بدیهی رو هم داشتم میزدم، ی جورایی ترس و ناامیدی غالب شده بود بهم. اما خدا رو هزار بار شکر ورق برگشت. من در بهترین زمان ممکن با آموزههای استاد داشتم آشنا میشدم. کم کم ذهنم داشت اینو میپذیرفت که اگر چیزی رو واقعا بخوای و باور داشته باشی بهش، خدا بهت میده. بحث جذابتر شد و متوجه شدم که «تمام اتفافات زندگی ما حاصل باورهای ماست.» اینو حرفها رو تا اینجای کار داشته باشین لطفا، چون میخوام در مورد ی چیز دیگه که مربوط میشه به موضوع مورد بحث این جلسه صحبت کنم.
باید بگم من مثل خیلیهای دیگه فیلم زیاد میبینم؛ یعنی با فیلمها زندگی میکنم. عاشق فیلمهای با پایان خوش و satisfying هستم، یعنی آخر فیلم احساس خوبی بهت دست بده و بگی به به، چه چیزهای خوبی وجود داره و بخوای خودتو بزاری جای کراکتر موردعلاقهات در فیلم و رویاپردازی کنی. خلاصه اینطور شد که توی ی فیلم طولانی و بسیار خوب، اونقدر چیزهای خوب دیدم که باعث شد باور کنم خیلی چیزهای خوب وجود داره، ای کاش منم داشته باشمشون، ای کاش زندگی من هم اینطوری بشه، ای کاش منم تجربه کنم این چیزها رو… یعنی کلی باور خوب و حس خوب در من شکل گرفت؛ برای مثال:
توی اون فیلم یک خانوم و آقا که خیلی هم آدمهای خوب و باوجدانی بودن عاشق هم شدن و جالبه کلی آدم دسیسه چیدن و سنگ انداختن تا اون آقا با اون خانوم ازدواج نکنه ولی در تمام مدت اون سریال، نه تنها اون آقا از تصمیمش منصرف نشد، بلکه پیوسته عاشق اون خانوم بود و با وجود تمام بازیها و کلکها اصلا به اون خانوم خیانت نکرد و آخر فیلم هم به هم رسیدن. همینجا اون باور در من شکل گرفت که آدمهای خوب، آدمهای باوجدان، عشق واقعی، وفاداری، محبت بی چون و چرا، صداقت و این دسته از چیزها هنوز وجود داره و میشه زندگی عاشقانه و فوقالعاده عالی رو با همسری فوقالعاده و وفادار و عشقی ناب تجربه کرد.
از طرف دیگه توی فیلمهای موردعلاقهام افرادی که دوست دارم به شدت وضع مالی خوبی دارن؛ خونههای آنچنانی، شرکت و محل کار بزرگ، اصلا کارشون به قدری موفق ث گسترده است که به کلی آدم نون میرسونن، به قول استاد به گسترش جهان کمک میکنن، چون خیلی کارمند و کارگر دارن، امکانات و وسایل رفاهی زیادی دارند، کلی ماشینهای جورواجور، لباسهای شیک و اصلا هر چیزی که فکر کنین؛ همینجا باور فراوانی، باور ثروت بیپایان جهان، باور به وجود نعمتهای بیشمار، فرصتهای بسیار، موفقیت، آسایش، رفاه و خوشبختی در ذهن من مدام در گردش بود. یعنی قبول کردم که میشه توی دوران جوانی به راحتی پول درآورد
و لذت برد از زندگی
و خوشبخت بود
و اتفاقا تمام اون ثروت عظیم از راه درست و حلال هم کسب شده باشه.
اصلا توی اون فیلمها که همشون خارجی هم بودن به این باور قشنگ رسیدم که کلی آدم خوب توی دنیا وجود داره و این اصلا ربطی به دین و مذهب و لوکیشن نداره. میشه کسی آدم باایمان و خوبی باشه و در عین حال ثروت بسیار زیادی رو از راه درست بدست آورده باشه و به جای اینکه دور و برش پر باشه از زن و دختر و فلان و بهمان، فقط به یک زن فکر کنن و ی عاشق واقعی و وفادار باشن و در مورد خانومها هم همینطور. دیدم میشه آدمهایی رو پیدا کرد که خیلی قدرتمند و ثروتمند هستن، اما در عین حال خانوادهدار و چشم پاک بوده و شخصیتی حامی و نیکوکار داشته باشند. و خیلی چیزهای ریز و درشت خوب دیگه.
مثلا من هنوز ماشین ندارم از خودم؛ ولی میرم توی اینترنت و سوشالمدیا دنبال ماشینهای موردعلاقهام میگردم. مثلا میبینم ی آپشن جدید روی آئودی یا فورد گذاشتن که خیلی جذابه. کلی ذوق میکنم از ویدیوهایی که انگار تو جای راننده پشت رول هستی و داری توی اتوبان رانندگی میکنی. حتی تو ی سریال دوستداشتنی دیگه که با موبایلم شبها نگاه میکردم، شخصیت محبوب من ماشین رنجروور داشت که تا قبل از اون تقریبا هیچ احساس خاصی به این ماشین نداشتم. از بس اون فیلم و اون بازیگر قشنگ تبلیغ اون ماشین رو کردن که به لیست ماشینهای موردعلاقهام رنجروور هم اضافه شد.
فقط ماشینها رو نگاه نمیکنم، میرم خونهها و عمارتهای بزرگ و زیبا رو سرچ میزنم و از این همه فراوانی و ثروت و زیبایی دیزاین خونهها به وجد میآم؛ حتی دو تا پرینت رنگی قشنگ از اون خونهها گرفتم برای خودم، تا به خودم یادآور بشم خونهای شبیه به اینها میخوام. وقتی خونهها رو پرینت میگرفتم اصلا ی حسی داشتم که انگار قولنامه رو نوشتم :) در این حد احساس خوب بود و اطمینان داشتم.
دنبال خیلی چیزهای لاکچری میگردم و میبینم، مثلا قایقهای تفریحی، آروی، حتی لباسها و وسایل برندهای معروف مثل دیور و فندی رو نگاه میکنم، میبینم چه چیزهایی وجود داره، چه خلاقیتهایی، چه دیزاینهایی، چه ایدههای قشنگی، چه فرصتهایی… حتی به خودم گفتم از برند پائولو سباستین لباس شب خیلی خشگل ی روز میخرم. با اینکه قصد خرید هم ممکنه نداشته باشم، میرم طلاهای مختلف رو میبینم، میرم ببینم چی جدید اومده تو بازار، مردمی که پول زیادی دارن چه تفریحات جالبی انجام میدن و… تا من هم اونها رو به bucket list خودم اضافه کنم.
البته بگم کلا از بچگی بلندپرواز و جاهطلب بودم؛ من از کودکی توی بازیهام که معمولا با خواهرم بازی میکردیم به جای تومن، میگفتم مثلا فلان چیزو از من بخری میشه 50 پوند، 20 مارک… :)) همیشه از دوران ابتدایی تصور رفتن به خارج از کشور، اونم امریکا رو داشتم :) بچه بودم ی فیلم دیده بود که برای اولین بار RV رو اونجا دیدم، البته نه به مدل پیشرفتهای که استاد عباسمنش دارن، چون اصلا اون زمانها ی مدل سادهای بیشتر وجود نداشت که به خاطر وجود تخت و گاز و … خیلی به وجد اومده بودم از دیدنش و از همون بچگی با خودم میگفتم دوست دارم با همسرم و با این ماشین برم دور دنیا رو بگردم.
الان که دارم مینویسم هی داره یادم میاد که توی شرایط مختلف به عمد یا اتفاقی چیزهایی دیدم که از اون پس اونها رو برای خودم و آیندهام آرزو کردم. مثلا توی ی زمان خیلی دور، من و برادر عزیزم داشتیم با هم شب رو توی ی شهر زیبا میگشتیم که توی راه برگشت، ی دستفروش رو دیدم که پوستر میفروخت؛ بیشتر پوسترها تصویر آدم و یا ابجکتهایی مثل گلدون و از این چیزها بود. من بین اونها چشم به ی دونه تصویر ویلای ساده و زیبایی افتاد که دور و برش پر از درخت و گل و سرسبزی و اسب و گاو … این چیزها بود، برادرم اون رو برای من خرید. از همون زمان که همچین زیبایی و رفاه و لذتی رو توی اون پوستر دیدم، با خودم گفتم من همچین چیزی میخوام، اینطور خونه در دل طبیعت رو میخوام.
خلاصه تمام منظور من این هست که بگم بله استاد عباسمنش عزیز، چه نکته ظریفی رو به ما یادآور شدید. الان دیگه به لطف شما با آگاهی بیشتر، آغوش بازتر و خوشحالی بیشتر میرم زیباییها، امکانات و پیشرفتها رو ببینم.
باید دید توی دنیا چه چیزهای خوبی، چه نعمتها و امکاناتی وجود داره، چقدر زیبایی و خوبی و آدمهای خوب وجود داره، فراوانی اون نعمتها و زیباییها رو ببینیم، اون وقته که میتونیم برای خودمون هم اونها رو بخوایم، از بینشون کلی خواسته رو مشخص کنیم و آرزوشون کنیم.
*
خلاصهای از صحبتهای استاد توی این جلسه:
ببینید چه نعمتهایی در دنیا وجود داره،
ببینید یک عالمه آدم اون نعمتها و امکانات رو دارند،
و دارن ازشون استفاده میکنند و لذت میبرند.
اون وقت شما هم میتونید اونها رو بخواید
اون وقت اون خواستهها شکل میگیرند
و با قوانینی زیبایی که در جهان وجود داره، اون خواستهها وارد زندگیتون میشوند.
پس زیباییها را ببین
ببین چه چیزهای خوبی در جهان هست
محدود نباش
نعمتها و ثروتها را ببین که وجود دارند
آن زمان به سمتشون هدایت میشوی
مثل ی ماشین موردعلاقه که از زمانی که خوشت میاد همش تو خیابان اونو میبینی
پس باید اول ببینی که هست و بعد بخواهیشون
وقتی از چیزی خوشت بیاد،
و بهش توجه کنی،
آرام آرام وارد مدارش میشوی،
و زمانی که باورهایت را تغییر دهی وارد زندگیت میشود.
حالا که دیدی چه چیزهایی هست
حالا که خواستی
حالا باید ذهن و باور و فرکانست را تغییر بدهی تا وارد مدار اون خواستهها بشی.
اگر باورهایت را درست کنی، هیچ چیز دور از دسترس نیست.
وقتی ترمزها برداشته شود و خواستهها مشخص شود، ترکیب باور، همجهت با خواسته، غوغا میکنه.
نعمتها برای کسانی است که خدا را باور کنند.
من میخواهم و ایمان دارم که خداوند آن نعمتها را به من میدهد
و من فقط باید در مدار درست قرار بگیرم
و این مدار تکامل میخواد
و من باید تکامل را طی کنم.
چقدر این جمله حس خوبی داره که میگه «تمام آرزوها و خواستههای من دستیافتنی هستند.»
*
خدایا به خاطر تمام نعمتهای کوچک و بزرگی که از اولین روزی که به دنیا آمدم به من دادی،
چقدر لذت بردم از نوشته هاتون خیلییی حس فوق العاده رو بهم انتقال داد ممنونم از وقتی که میزارین برای نوشتن دقیق و عالی تا ماهم بخونیمو احساس فوقالعاده رو دریافت کنیم . همیشه دلتون پراز ارامش و زندگیتون در مسیر خواسته هاتون🫂
این اولین فایلی هست که در سال جدید به عنوان نشانه امروزم میبینم
خواستن و داشتن چیزی،کاری،وسیله ای و…اولین مرحله از خلق اونه
که از طریق دیدن اونها در دلمون شکل میگیره و اگر از طریق دیدن نباشه با برخورد با تضاد شکل میگیره پس بهترع با دیدن و تحسین کردن وتوجه کردن خواسته در ما شکل بگیره تا تضاد
اما برای رسیدن به خواسته باید باور داشته باشیم که همونطور بقیه بهش رسیدن ما هم اولا میتونیم و دوما لیاقت داشتنش داریم و بتونیم باورهای قدرتمند براش بسازیم و داشتن اون خواسته برای ما عادی باشه
همه ی این باورها از توحید نشات میگیره وقتی من باور داشته باشم به خدایی وصل هستم که صاحب اختیار پس نگران شدن یا نشدن نمیشم وقتی من باور داشته باشم خداوند هرچی بخوام بهم میده اما به اندازه ظرفم سعی میکنم روی خودم کار کنم و ظرفم بزرگ کنم که از نغمتهای بیشتری بهره ببرم
امیدوارم سال پیشرو سال توحید عملی توام با شادی ثروت سلامتی برای همه باشه
خداروشکر میکنم امروز هم با فایل ارزشمند چقدر لذت بخش است و هر لحظه شاکر خداوند هستم که در زندگی من معجزه رخ میدهد قانون این است که، دیدن زیبایی ها و امکانات جهان، بذر خواسته ها و آرزوها را در وجودت می کارد. سپس آن بذر به وسیله باورهایت تغذیه می شود. اگر آن باورها به اندازه کافی درباره ی آن خواسته خالص (هماهنگ) باشند، آن خواسته جزئی از تجربه زندگی شما می شود ما از یک سیستم عصبی استفاده می کنیم و توانایی خلق زندگی خود را داریم پس اگر کسی توانسته به هدفی دست یابد ما هم می توانیم ما می توانیم افکار خود را تغییر داده باورهای جدید بسازیم و فرکانس های جدید برای خواسته های خود ایجاد کنیم :
بنابراین می توانیم اتفاقات زندگی خود را خلق کنیم
شک و تردیدهای خود را کنار بگذاریم: باورهای هم جهت با خواسته را در ذهن خود ایجاد کنیم:
باعث می شود به تمام خواسته های خود دست یابیم
هر کسی به خداوند ایمان و باور داشته باشد به :
تمام خواسته های خود دست خواهد یافت. اینکه با خواندن داستانهای قرآن ما باید بدانیم که همه ی هدایتها و حمایتهایی که خداوند برای آنها داشته برای ما هم خواهد داشت و برای ما هم وعده ی خدا راست هست و باید امید و توکلمون فقط به خدا باشه و در هر شرایطی با ذکر اوصاف خدا به آرامش برسیم و شکر گزار باشیم و بدونیم که خدا برای ماهم بهترین نگهبانه و کافیه و به هر خیری که از خدا بهمون برسه محتاج باشیم و بدونیم که خدا برای ماهم توبه پذیر و مهربان و وهاب و فاضل هست اشتیاق خواسته در ما شعله بکشه حتما به اون خواسته میرسیم به شرط اینکه باور داشته باشیم که می رسیم نه اینکه بگیم اینا که ماله از ما بهترونه،،یا ما کجا و اونا کجا باید وقتی خواسته هامون رو می بینیم در زندگی دیگران،احساس تحسین را جایگزین حسرت کنیم باید عمیقا خدارا شکر کنیم که خواسته من قابل دسترسی هست،
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام به استاد عباسمنش عزیزم ، مریم جان زیبا و دوستان خوبم .
همین جمله :
«خواسته های ما دست یافتنی هستند »
خودش کلی حس خوب به آدم تزریق میکنه و باعث میشه با اراده ی قوی تری بریم دنبال خواسته هامون .
خواسته و هم جهت شدن با اون باعث بوجود اومدن شون میشه .
دیدن هر چیزی که به ما حس خوبی میده میتونه خواسته ما باشه ، یک خونه زیبا ،ماشین ،وسیله بازی ،زمین ، رابطه رویایی ،ثروت و هر چیزی …
انسان وقتی شرایطی وسایلی بهتر از چیزی که داره رو می بینه قطعا جز خواسته هایش میشه و وقتی باور داشته باشی که به اون خواسته میرسی باهاش هم جهت میشی و بدستش میاری.
بنظرم دو چیز این وسط خیلی مهم هستند :
تجسم ذهنی خواسته
و لمس کردن خواسته
بارها و بارها قبل از رسیدن به خواسته هام اون ها رو زندگی کردم گفتم خدایا منم میخوام ،و به راحتی بدست شون آوردم ،باور کنید اصلا براشون سختی نکشیدم
و به راحتی آب خوردن وارد زندگیم شدن ،چون باور داشتم که بدست شون میارم و هم جهت شدم باهاشون خدایا شکرت .
استاد راه کار مسیری رو به ما نشون میدن که خودشون رفتن و خودشون یک الگوی بسیار عالی برای ما هستند .
و تصاویر آخر که بی نهایت انرژی مثبت داشت :
چمن های خوش رنگی که روشون نشستید
درخت های سر سبز که با وزش باد می رقصند و بسیار به آدم حس خوب میدم
ساختمان ،برج های بلند و زیبا که نشانه از فراوانی و ثروت هستند
تی شرت زیبایی تن خودتون که نشانه از یک انسان شاد هست
دریاچه ی زیبا و فوق العاده آرامش بخش
درخت ها و سبزه های کنار دریاچه که چشم رو نوازش میدهند
آسمان آبی و خوش رنگ
هوای فوق العاده عالی
مردم شاد و سرزنده که تفریح می کنند
خانه های بسیار زیبای کنار دریاچه که خبر از ثروت برکت و آرامش در کنار این دریاچه زیبا رو میدهند
وسایل تفریحی که نشانه از اهمیت دادن مردم به تفریح و شادی هست
صندلی های سنگی برای کسانی که در کنار رودخانه نشسته و لذت می برن
جت اسکی خود شما و تفریح کردن تون که نشانه از خلق خواسته ها و ثروت بی شمار هستش
خدای من بابت تک تک نعمت ها فراوانی ها زیبایی ها ، سپاسگزارتم ️
ممنون که آنقدر خوبید استاد جانم ،شما لایق ثروت و برکت هستین
براتون زندگی سراسر عشق شادی سلامتی ثروت و حال خوب تا ابد رو میخوام
روز ۶۳ سفرنامه من
به نام الله
سلام بر استاددعزیزم که هر آنچه که این روزها دارم تجربه میکنم و آرامشی که دارم مدیون درس های شماست. و الهی که خدا به شما عمر طولانی بدهد و ما بتوانیم هر روز بیشتر و بیشتر هدایت بشیم.
من خودم این روزها تجربه جالبی داشتم که دوست دارم اینجا بنویسم. نزدیک هفت ماهی میشد که دوست داشتیم ماشینمون را عوض کنیم و چند تا ماشین را در نظر داشتیم که بتونیم با بودجه مون بخریم. اما ذهن من با خواسته هماهنگ نبود. اون باوره قوی نبود . یکبار میگفتم که ماشین توی قرعه کشی ها ثبت نام کنیم و برنده بشیم و هر دفعه هم شرکت میکردم اما دلم یه ماشین دیگه میخواست . خلاصه بگم ترس داشتم یعنی دقیقا الان میفهمم خواسته را داشتم اما ترس باعث شده بود که خواسته شکل نگیره . و باورهای من هماهنگ با خواسته ام نبود. ولی توی این مدت هر ماشین خوشگلی که میدیدم تحسین میکردم و میگفتم مبارک باشه .
و بالاخره چند هفته قبل روی یک ماشین فوکوس کردم و گفتم اینو میخواهیم و فقط اتوماتیک میخواهیم یعنی جزئیات را هم ساختم و سال تولید را هم گفتیم و بین رنگش مونده بودیم و تردید در رنگ بود اما اون را هم بین دو رنگ گذاشتم. یه جوری توی ذهنم ساختم که انگار میخوام برم نمایشگاه ماشین و انتخاب کنم . و در یک صبح زیبا از خدا هدایت خواستم روی همون خواسته و گفتم یه نشونه از ماشینمون بده . شاید باورتون نشه البته استاد که باورش میشه ، عصر همون روز همسرم زنگ زد و گفت که برادرت یه دوست داره که وارد مغازه اش شده و گفته همین ماشین را داره و میخواد بفروشه فقط قیمتی که گفته بود یک کمی بالاتر از انچه ما داشتیم بود. فریاد زدم خدایا شکرت که تو هدایتم کردی . شب به برادرم زنگ زدم و گفتم که به دوستش بگو میشه اینقدر بدی . گفت که نمیشه و ماشینشه و من دخالت نمیکنم. اما به طور معجزه اسایی برادرم دخالت کرد و بین را گرفت و اون ماشین تقریبا سه روز بعد در پارکینگ ما بود.
به خدا قسم معجزه آسا بود. نمیتونم حسم را بگم. وقتی باورم با خواسته ام یکی شد جهان چاره ای نداشت جز پاسخ به خواسته من.
چطور میتونم از خدا تشکر کنم که شما را معجزه وار سر راهم قرار داد و هر روز دارم با شما و با فایل های بی نظیر شما زندگی میکنم و آموزش میبینم.
دنیا زیبایی هایش را در اختیار ما گذاشته تا ببینیم یعنی مهم ترین حواس های ما بینایی است با دیدن زیبایی های جهان بذر خواسته ما شکل میگیره و باورهای ما است که به این بذر تغذیه میده نور میده آب میده کود میده و همون زمان که باورمون با خواستمون هم مدار میشه ما به اون خواسته میرسیم.
یعنی اول درخواست میکنیم و همون لحظه جهان به ما پاسخ میده اگه پامون روی ترمز باشه خوب اون خواسته را نمیبینیم چون حرکتی نداریم اما همون لحظه که پامون از ترمز برداشته میشه خواسته ما نمایان میشه.
به قول استاد عزیز :” ترکیب باور هم جهت با خواسته”
و چه زیبا مریم جان نوشته اند :
به کمک تبدیل فرکانس حسرت به فرکانس تحسین
یعنی همون که من با دیدن ماشین های دیگه حسرت نخوردم بلکه تحسینشون کردم و گفتم مبارکتون باشه
و تبدیل فرکانس نیازمندی به فرکانس سپاس گزاری
و من هر روز از ماشینی که داشتیم سپاسگزاری میکردم یعنی از اون که داشتم لذت میبردم و حسرت نمیخوردم و شکر خدا را میکردم.
و تبدیل ترمز به گاز و رسیدن به انچه که میخواهی.
استاد عزیزشما با این فایل ها به ما زیبایی ها را نشان میدهی و من واقعا با دیدن این رودخانه ها کنار منازل واقعا دلم خواست چون تا بحال ندیده بودم و همون لحظه که داشتم فکر میکردم که یه خونه خوشگل اینجا و با این امکانات داشته باشیم یه ترمز توی ذهنم شکل گرفت و اون این بود نکنه نزدیک اب موش باشه و موش بیاد توی خونه 😂 و چون ترس از حیوان دارم باور کنید همون لحظه ترمزه شکل گرفت اما با دیدن اون برج های زیبا گفتم توی برج هم میشه زندگی کرد و از اون بالا مناظر را دید. منظورم اینه که ترمزها اینقدر موذیانه شکل میگیرن که اگه درس را بلد نبودم فکر نمیکردم این ترمزه. اما الان میدونم .
و ممنونم از شما که شدید عمو و دایی و خاله و عمه 😂 ما تا ما با این زیبایی ها آشنا بشیم و دنیا را جور دیگر ببینیم و بذر خواسته هامون را بکاریم . و توحید عملی را به یادمون بیاوریم که ترکیب خواسته و باورهای هم جهت با خواسته یعنی داشتن اون خواسته . و تمام ♥️
خدایا شکرت بخاطر این مسیر سبز
خدایا ممنونم بخاطر این استاد عزیز و مهربون و وهاب و مریم جان عزیز با این قلم شیوا.
دوستتون دارم ♥️
سپاسگزارم 🙏
بنام یکتای هستی بخش
روز 63سفرنامه
نحوه ی به حقیقت رساندن خواسته ها قسمت 2
این بار دومی بود که این فایل رو دیدم و خیلی لذت بردم.
امروز تو کامنت یکی از دوستان باور محدود کنندمو پیدا کردم که فرصت همیشه هست.و به این بهانه انگار منتظرم یه اتفاق خاصی بیفته تا من حرکت کنم.الان هم مسئله ای برام پیش اومده بود که تصمیم گرفته بودم دو روز خونه بمونم تا ببینم چی پیش میاد بعد برم سالن.ولی با خوندن این کامنت متوجه شدم که این منم که تععین میکنم چی پیش بیاد.نظرم عوض شد فردا میرم سالن.باید حرکت کنم.باید قدم اول رو بردارم باید جوری عمل کنم که اگر اون خواسته ام اتفاق افتاده بود عمل میکردم.این یعنی ایمان واقعی.
در پناه الله یکتا
سلام
روز 63
خواسته در راستای باور
باور در راستای خواسته
هر خواسته ای داریم دست یافتنیه
کن فیکون میشه
خدا سریع،الاجابه ست
دیدن نکات مثبت و چیزای و اتفاقای خوب مدار ما روهم ارتقا میده چون میفهمیم ابن چیزا هست . وجود داره . میشه منم داشته باشمش . میشه زندگیش کنم . میشه لمس و لذتشو تجربه کنم.
اینا واقعیه به تضمین خدا
ممنون استاد ممنون خدا
روز شصت و سوم از سفرنامه من؛
خدایا شکرت بخاطر دیدن این همه زیبایی…شکرت بخاطر عظمت و بزرگیت که این چنین جهان پهناوری رو پر از نعمت و ثروت و برکت آفریدی…شکرت که میتونیم این فراوانی هارو ببینیمو با ساخت باورهای قوی بخوایم و بهشون برسیم…
خدایا شکررررررر که استاد عباس منشو مریم گلی رو داریم که هوامونو دارن و برای گسترش جهان بهمون لطف میکنن و این ویدیوهای زیبارو با وجود کلی سختی و زمانبر بودن و ادیت و کارای دیگه، بازم برامون ضبط میکنن و میذارن تا ماهم مثل خودشون با دیدن زیبایی های بیشتر و نعمت و ثروتهای فراوان باورهامون قوی بشه و بخوایم که داشته باشیم…
تا قبل از اینکه قوانین روبدونم به هرچیزی که خواستم و رسیدم ناآگاهانه بوده و یسری باورهای محدودکننده هم داشتم که مانع رسیدن به یسری از خواسته هام بوده، ولی الااااااان…
الان که دیگه قوانین رو میشناسم و میدونم که خودم خالق زندگی خودمم و خیلی راحت و ساده میتونم به هرررررچیزی که میخوام برسم و هیییییییچ محدودیتی برای رسیدن به خواسته هام تو کل دنیا وجود نداره، پس چرااااا نباید بخوام؟!؟ یا چرا باید به کم قانع باشم؟!؟ چرا باید خودم با دستای خودم محدودیت ایجاد کنم؟!؟
مگه دیوااااااانم که نخوام به ایییییین همه نعمت و ثروت برسم، نخوام زیبایی های کل دنیارو ببینم، نخوام سفرهای لاکچری برم، نخوام با همسرم RV داشته باشیمو دنیارو بگردیمو کلی خاطره بسازیم، نخوام ماشینهای خفن سوار شیم یا حتی قایق اختصاصی داشته باشیم…
ما انسانها هیییییچ تفاوتی در رسیدن به خواسته ها و سهم بردن از نعمتهای این جهان باهم نداریم، پس وقتی داریم میبینیم که دنیا پر از فراوانیه و امثال استاد عباس منش تونستن از صفر به این همه ثروت و زیبایی برسن، پس چرا ما نتونیم؟!؟ قطعا ماهم با ساخت باورهای درست و مناسب میتونیم به هرچیزی که میخوایم برسیم…
وااااای که چقدر منتظر اون روزم که به این نتایج بی نظیر برسمو بیام براتون تعریف کنم که ببینین بچه ها من آخرین مدل ماشین بنزو خریدم، سفرهای خفن داریم میریم، RV داریم که هرجا میریم راحت توش زندگی میکنیم، خونه ویلایی خوشگلمونو داریم و خیلی چیزای دیگه…
قطعا میام یه روز اینارو براتون مینویسم تا منم بشم یه الگو و مثال دیگه که تونسته از صفر به هممممه چیز برسه ،پس شدنیه…پس خودمونو محدود نکنیم و باورهامونو دست کم نگیریم…
در پناه الله یکتا و بی همتام شاد و سلامت و خوشبخت و سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشین…
یا حق…
به نام خدا با حال و با عشق
سلام
چقدر دوست دارم خدا
وقتی که میچینم تو رو مثل یه گندم یا یه سیب
همجنس آدم میشم و پر میشم از حسی عجیب
هر جا که هستم با.منی هر جا که باشی عاشقم
خوشحالم از این که واسه این هم صدایی لایقم
هر جا برم کنارمی فرقی نمیکنه کجا
فرقی نمیکنه چقدر فاصله باشه بین ما
من چقدر دوست دارم خدا
به به چه چمن سرسبز و زیبایی،نیوکمپ هم چنین چمنی نداره،برج معروف دایره ای شکل شهر زیبای تمپا که تمام مسابقات زیبا در اون پخش میشه
چقدر ارتفاع داره از داخل آپارتمان اینقدر بلند دیده نمیشد که از اینجا دیده میشه و اون دوتا ساختمون زیبای کنارش، آسمان آبی آبی بدون ابر به وزش باد آرام که هوا را فوق العاده میکنه بشینی و حرف از دستیابی به خواسته ها و رویاها بزنی
ترکیب باورِ هم جهت با خواسته غوغا میکنه
یعنی به اون ایمان و باور برسی که لیاقت آرزوهات را داری و در همون جهت حرکت کنی واقعا کولاک کولاک
وقتی باور کنیم که تمام این عکس و فیلم های خونه ها و ماشین های زیبایی که تو گوگل،فیلم ها میبینم واقعی است و اگه کسی تونسته به اون ها برسه ما هم میتونیم و مال از ما بهترون و فقط فیلم و سریال نیست اون موقع باور درمون شکل میگیره و باعث حرکت میشه برای دستیابی
اولین قدم باید خواسته را دید و باور کرد که میشه رسید به اونها
شاید ما اگه یه فامیل دوست آشنا همسایه ای کسی داشتیم که ثروتمند و پولدار بود خیلی راحتر ثروتمند میشدیم چون باور میکردیم که بله میشه فلان کس رسیده منم میرسم ولی متاسفانه من هر چی تو روستا،اقوام گشتم کسی ماشین بالای 1 میلیارد نداشت،کسی خونه ی آنچنانی در تهران و اصفهان نداشت تا برم ،ببینم لمس کنم و باور کنم که میشه،همشهری هام همش پژو پارس،پراید،پیکان،خودروی چینی و همه خونه ها نهایتا دو طبقه و نهایت درآمد سالانه 1 میلیارد خالص بعد آدم تو این محیط چطوری فکرش و باورش بزرگ میشه و پولهای کلان را باور میکنه نمیشه
به نام سیستمی قانونمند و عظیم که قدرت خلق کنندگی تمام اتفاقات زندگیم را به من داده است
تا بتوانم از راه های لذت بخش و آسان هم به تمام آرزوها و شرایط دلخواهم برسم
به نام انرژی معجزه گر و قدرتمندی که از رگ گردن به من نزدیک تر است
و به خوشبختی و ثروتمندی و داشتن زندگی رویایی برای من بیشتر از خودم مشتاق است
و جهانی سرشار از عشق و فراوانی و نعمت و فرصت و ثروت و خوبی و آدم های خوب را به بینهایت مقدار آفریده
و مرا نیز موجودی بسیار ارزشمند خلق کرده که میتواند لیاقت تجربه همه نعمت هایش را داشته باشد.
سلام به همه زیباییها، خوبیها، آدمهای خوب، سلامتی، آرامش، آبرومندی، عزتمندی، ثروتمندی، آسایش، رفاه، موفقیت، خوشبختی و سعادتمندی
*
چقدر خوشحالم که این فایل رو گوش دادم. موقعی که نکتهبرداری میکردم، دقیقا خودم و خواستههام یادم میومدن. برای مثال تا قبل از آشنایی با دورههای استاد، با خودم میگفتم، خدا کنه ی همسر خوب داشته باشم، صفاتی هم که براش در نظر میگرفتم شاید 1 درصد اون چیزی باشه که الان درباره همسر ایدهآلم توی سناریوی خواستههام در نظر دارم. دلایل زیادی هم برای اون طرز تفکرم وجود داشت. چون اولا خودم رو لایق نمیدونستم و اصلا جرات خواستن نداشتن، دوما باور حیاتی فراوانی رو نداشتم، سوما اینکه خیلی چیزهای خوب رو اصلا ندیده بودم و به همین خاطر نمیتونستم اونها رو برای خودم متصور بشم.
خدا رو هزار مرتبه شکر که دقیقا تو همون 1 ماه اول که آموزههای فوقالعاده استاد رو با جان و دل گوش میدادم با مفهوم فراوانی آشنا شدم. از اون طرف استاد با تعریف بینظیری که از خداوند و غفور و رحیم بودنش کردند و گفتند از رگ گردن به ما نزدیکتره و ما رو دوست داره و در ادامه مفهوم عزتنفس و حس ارزشمندی رو بیان کردند، کم کم خودم رو لایق دونستم و به آینده بسیار امیدوار شدم.
اما چیزی که به موضوع این جلسه میخوره این هست که خیلی چیزها رو اصلا ازشون خبر نداشتم و برای همین نمیتونستم حتی از خدا بخوامشون. مثلا در مورد همون موضوع ازدواج بیاید یکم توضیح بدم. من اوضاع مملکت و گرونی و… رو میدیدم و با خودم مدام میگفتم اگر آدم خوبی بود ولی وضع مالیش خوب نبود، جشن عروسی رو با تعداد خیلی کم مثلا ماکزیمم 100 نفر برگزار کنیم. حتی یکم بعدتر که بیشتر از اوضاع نابسامان و گرونی ترسیدم، تو ذهنم به این نتیجه رسیدم که اصلا جشن هم نشد نشد، مهم اینه ی خونه داشته باشیم؛ خلاصه اینکه حاضر بودم از کلی چیزهای مختلف بزنم و حتی قید خواستههای بدیهی رو هم داشتم میزدم، ی جورایی ترس و ناامیدی غالب شده بود بهم. اما خدا رو هزار بار شکر ورق برگشت. من در بهترین زمان ممکن با آموزههای استاد داشتم آشنا میشدم. کم کم ذهنم داشت اینو میپذیرفت که اگر چیزی رو واقعا بخوای و باور داشته باشی بهش، خدا بهت میده. بحث جذابتر شد و متوجه شدم که «تمام اتفافات زندگی ما حاصل باورهای ماست.» اینو حرفها رو تا اینجای کار داشته باشین لطفا، چون میخوام در مورد ی چیز دیگه که مربوط میشه به موضوع مورد بحث این جلسه صحبت کنم.
باید بگم من مثل خیلیهای دیگه فیلم زیاد میبینم؛ یعنی با فیلمها زندگی میکنم. عاشق فیلمهای با پایان خوش و satisfying هستم، یعنی آخر فیلم احساس خوبی بهت دست بده و بگی به به، چه چیزهای خوبی وجود داره و بخوای خودتو بزاری جای کراکتر موردعلاقهات در فیلم و رویاپردازی کنی. خلاصه اینطور شد که توی ی فیلم طولانی و بسیار خوب، اونقدر چیزهای خوب دیدم که باعث شد باور کنم خیلی چیزهای خوب وجود داره، ای کاش منم داشته باشمشون، ای کاش زندگی من هم اینطوری بشه، ای کاش منم تجربه کنم این چیزها رو… یعنی کلی باور خوب و حس خوب در من شکل گرفت؛ برای مثال:
توی اون فیلم یک خانوم و آقا که خیلی هم آدمهای خوب و باوجدانی بودن عاشق هم شدن و جالبه کلی آدم دسیسه چیدن و سنگ انداختن تا اون آقا با اون خانوم ازدواج نکنه ولی در تمام مدت اون سریال، نه تنها اون آقا از تصمیمش منصرف نشد، بلکه پیوسته عاشق اون خانوم بود و با وجود تمام بازیها و کلکها اصلا به اون خانوم خیانت نکرد و آخر فیلم هم به هم رسیدن. همینجا اون باور در من شکل گرفت که آدمهای خوب، آدمهای باوجدان، عشق واقعی، وفاداری، محبت بی چون و چرا، صداقت و این دسته از چیزها هنوز وجود داره و میشه زندگی عاشقانه و فوقالعاده عالی رو با همسری فوقالعاده و وفادار و عشقی ناب تجربه کرد.
از طرف دیگه توی فیلمهای موردعلاقهام افرادی که دوست دارم به شدت وضع مالی خوبی دارن؛ خونههای آنچنانی، شرکت و محل کار بزرگ، اصلا کارشون به قدری موفق ث گسترده است که به کلی آدم نون میرسونن، به قول استاد به گسترش جهان کمک میکنن، چون خیلی کارمند و کارگر دارن، امکانات و وسایل رفاهی زیادی دارند، کلی ماشینهای جورواجور، لباسهای شیک و اصلا هر چیزی که فکر کنین؛ همینجا باور فراوانی، باور ثروت بیپایان جهان، باور به وجود نعمتهای بیشمار، فرصتهای بسیار، موفقیت، آسایش، رفاه و خوشبختی در ذهن من مدام در گردش بود. یعنی قبول کردم که میشه توی دوران جوانی به راحتی پول درآورد
و لذت برد از زندگی
و خوشبخت بود
و اتفاقا تمام اون ثروت عظیم از راه درست و حلال هم کسب شده باشه.
اصلا توی اون فیلمها که همشون خارجی هم بودن به این باور قشنگ رسیدم که کلی آدم خوب توی دنیا وجود داره و این اصلا ربطی به دین و مذهب و لوکیشن نداره. میشه کسی آدم باایمان و خوبی باشه و در عین حال ثروت بسیار زیادی رو از راه درست بدست آورده باشه و به جای اینکه دور و برش پر باشه از زن و دختر و فلان و بهمان، فقط به یک زن فکر کنن و ی عاشق واقعی و وفادار باشن و در مورد خانومها هم همینطور. دیدم میشه آدمهایی رو پیدا کرد که خیلی قدرتمند و ثروتمند هستن، اما در عین حال خانوادهدار و چشم پاک بوده و شخصیتی حامی و نیکوکار داشته باشند. و خیلی چیزهای ریز و درشت خوب دیگه.
مثلا من هنوز ماشین ندارم از خودم؛ ولی میرم توی اینترنت و سوشالمدیا دنبال ماشینهای موردعلاقهام میگردم. مثلا میبینم ی آپشن جدید روی آئودی یا فورد گذاشتن که خیلی جذابه. کلی ذوق میکنم از ویدیوهایی که انگار تو جای راننده پشت رول هستی و داری توی اتوبان رانندگی میکنی. حتی تو ی سریال دوستداشتنی دیگه که با موبایلم شبها نگاه میکردم، شخصیت محبوب من ماشین رنجروور داشت که تا قبل از اون تقریبا هیچ احساس خاصی به این ماشین نداشتم. از بس اون فیلم و اون بازیگر قشنگ تبلیغ اون ماشین رو کردن که به لیست ماشینهای موردعلاقهام رنجروور هم اضافه شد.
فقط ماشینها رو نگاه نمیکنم، میرم خونهها و عمارتهای بزرگ و زیبا رو سرچ میزنم و از این همه فراوانی و ثروت و زیبایی دیزاین خونهها به وجد میآم؛ حتی دو تا پرینت رنگی قشنگ از اون خونهها گرفتم برای خودم، تا به خودم یادآور بشم خونهای شبیه به اینها میخوام. وقتی خونهها رو پرینت میگرفتم اصلا ی حسی داشتم که انگار قولنامه رو نوشتم :) در این حد احساس خوب بود و اطمینان داشتم.
دنبال خیلی چیزهای لاکچری میگردم و میبینم، مثلا قایقهای تفریحی، آروی، حتی لباسها و وسایل برندهای معروف مثل دیور و فندی رو نگاه میکنم، میبینم چه چیزهایی وجود داره، چه خلاقیتهایی، چه دیزاینهایی، چه ایدههای قشنگی، چه فرصتهایی… حتی به خودم گفتم از برند پائولو سباستین لباس شب خیلی خشگل ی روز میخرم. با اینکه قصد خرید هم ممکنه نداشته باشم، میرم طلاهای مختلف رو میبینم، میرم ببینم چی جدید اومده تو بازار، مردمی که پول زیادی دارن چه تفریحات جالبی انجام میدن و… تا من هم اونها رو به bucket list خودم اضافه کنم.
البته بگم کلا از بچگی بلندپرواز و جاهطلب بودم؛ من از کودکی توی بازیهام که معمولا با خواهرم بازی میکردیم به جای تومن، میگفتم مثلا فلان چیزو از من بخری میشه 50 پوند، 20 مارک… :)) همیشه از دوران ابتدایی تصور رفتن به خارج از کشور، اونم امریکا رو داشتم :) بچه بودم ی فیلم دیده بود که برای اولین بار RV رو اونجا دیدم، البته نه به مدل پیشرفتهای که استاد عباسمنش دارن، چون اصلا اون زمانها ی مدل سادهای بیشتر وجود نداشت که به خاطر وجود تخت و گاز و … خیلی به وجد اومده بودم از دیدنش و از همون بچگی با خودم میگفتم دوست دارم با همسرم و با این ماشین برم دور دنیا رو بگردم.
الان که دارم مینویسم هی داره یادم میاد که توی شرایط مختلف به عمد یا اتفاقی چیزهایی دیدم که از اون پس اونها رو برای خودم و آیندهام آرزو کردم. مثلا توی ی زمان خیلی دور، من و برادر عزیزم داشتیم با هم شب رو توی ی شهر زیبا میگشتیم که توی راه برگشت، ی دستفروش رو دیدم که پوستر میفروخت؛ بیشتر پوسترها تصویر آدم و یا ابجکتهایی مثل گلدون و از این چیزها بود. من بین اونها چشم به ی دونه تصویر ویلای ساده و زیبایی افتاد که دور و برش پر از درخت و گل و سرسبزی و اسب و گاو … این چیزها بود، برادرم اون رو برای من خرید. از همون زمان که همچین زیبایی و رفاه و لذتی رو توی اون پوستر دیدم، با خودم گفتم من همچین چیزی میخوام، اینطور خونه در دل طبیعت رو میخوام.
خلاصه تمام منظور من این هست که بگم بله استاد عباسمنش عزیز، چه نکته ظریفی رو به ما یادآور شدید. الان دیگه به لطف شما با آگاهی بیشتر، آغوش بازتر و خوشحالی بیشتر میرم زیباییها، امکانات و پیشرفتها رو ببینم.
باید دید توی دنیا چه چیزهای خوبی، چه نعمتها و امکاناتی وجود داره، چقدر زیبایی و خوبی و آدمهای خوب وجود داره، فراوانی اون نعمتها و زیباییها رو ببینیم، اون وقته که میتونیم برای خودمون هم اونها رو بخوایم، از بینشون کلی خواسته رو مشخص کنیم و آرزوشون کنیم.
*
خلاصهای از صحبتهای استاد توی این جلسه:
ببینید چه نعمتهایی در دنیا وجود داره،
ببینید یک عالمه آدم اون نعمتها و امکانات رو دارند،
و دارن ازشون استفاده میکنند و لذت میبرند.
اون وقت شما هم میتونید اونها رو بخواید
اون وقت اون خواستهها شکل میگیرند
و با قوانینی زیبایی که در جهان وجود داره، اون خواستهها وارد زندگیتون میشوند.
پس زیباییها را ببین
ببین چه چیزهای خوبی در جهان هست
محدود نباش
نعمتها و ثروتها را ببین که وجود دارند
آن زمان به سمتشون هدایت میشوی
مثل ی ماشین موردعلاقه که از زمانی که خوشت میاد همش تو خیابان اونو میبینی
پس باید اول ببینی که هست و بعد بخواهیشون
وقتی از چیزی خوشت بیاد،
و بهش توجه کنی،
آرام آرام وارد مدارش میشوی،
و زمانی که باورهایت را تغییر دهی وارد زندگیت میشود.
حالا که دیدی چه چیزهایی هست
حالا که خواستی
حالا باید ذهن و باور و فرکانست را تغییر بدهی تا وارد مدار اون خواستهها بشی.
اگر باورهایت را درست کنی، هیچ چیز دور از دسترس نیست.
وقتی ترمزها برداشته شود و خواستهها مشخص شود، ترکیب باور، همجهت با خواسته، غوغا میکنه.
نعمتها برای کسانی است که خدا را باور کنند.
من میخواهم و ایمان دارم که خداوند آن نعمتها را به من میدهد
و من فقط باید در مدار درست قرار بگیرم
و این مدار تکامل میخواد
و من باید تکامل را طی کنم.
چقدر این جمله حس خوبی داره که میگه «تمام آرزوها و خواستههای من دستیافتنی هستند.»
*
خدایا به خاطر تمام نعمتهای کوچک و بزرگی که از اولین روزی که به دنیا آمدم به من دادی،
هم اکنون داری میبخشی
و در آینده دور و نزدیک عطا خواهی کرد،
هزاران بار شکرت.
سلام دوست عزیزم
چقدر لذت بردم از نوشته هاتون خیلییی حس فوق العاده رو بهم انتقال داد ممنونم از وقتی که میزارین برای نوشتن دقیق و عالی تا ماهم بخونیمو احساس فوقالعاده رو دریافت کنیم . همیشه دلتون پراز ارامش و زندگیتون در مسیر خواسته هاتون🫂
سلام نسیم عزیز، دوست زیبا و توحیدی من
آشنایی با شما و خوندن پیام محبتآمیز و خوشایندتون، از جمله اتفاقهای خوب امروز من هست.
بابتش خدا رو شکر میکنم
خیلی ممنون که کامنت من رو خوندین و این احساس فوقالعاده رو با ارسال پیام به من منتقل کردین.
شما باعث شدین حتی دوباره کامنت خودم رو بخونم و انرژی بیشتر بگیرم.
برای شما آرزوی رسیدن به خیلی بیشتر از سقف تمام آرزوهات رو دارم و امیدوارم در هر دو جهان خوشبخت و سعادتمند باشی.
بنام خالق یکتا
سلام به استاد عزیزو مریم جان
و دوستان همسفرم
این اولین فایلی هست که در سال جدید به عنوان نشانه امروزم میبینم
خواستن و داشتن چیزی،کاری،وسیله ای و…اولین مرحله از خلق اونه
که از طریق دیدن اونها در دلمون شکل میگیره و اگر از طریق دیدن نباشه با برخورد با تضاد شکل میگیره پس بهترع با دیدن و تحسین کردن وتوجه کردن خواسته در ما شکل بگیره تا تضاد
اما برای رسیدن به خواسته باید باور داشته باشیم که همونطور بقیه بهش رسیدن ما هم اولا میتونیم و دوما لیاقت داشتنش داریم و بتونیم باورهای قدرتمند براش بسازیم و داشتن اون خواسته برای ما عادی باشه
همه ی این باورها از توحید نشات میگیره وقتی من باور داشته باشم به خدایی وصل هستم که صاحب اختیار پس نگران شدن یا نشدن نمیشم وقتی من باور داشته باشم خداوند هرچی بخوام بهم میده اما به اندازه ظرفم سعی میکنم روی خودم کار کنم و ظرفم بزرگ کنم که از نغمتهای بیشتری بهره ببرم
امیدوارم سال پیشرو سال توحید عملی توام با شادی ثروت سلامتی برای همه باشه
در پناه الله یکتا
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
خواسته های ما :
چیزهایی است که می بینیم
زمانی که خواسته ای نداشته باشیم: انگیزه های خود را از دست می دهیم
زمانی به خواسته های خود دست می یابیم که :
باورهای مناسب در زمینه ی آن داشته باشیم.
زمانی که باورهای مناسب داشته باشیم:به تدریج در مدار خواسته های خود قرار خواهیم گرفت
هیچ کدام از خواسته ها :
غیر قابل دسترس نیست
تمام خواسته های ما دست یافتنی است
اگر باورهای مناسب و انگیزه های زیادی داشته باشیم : به سمت رسیدن به خواسته هایمان هدایت خواهیم شد
همه ی ما :
از یک سیستم عصبی استفاده می کنیم و
توانایی خلق زندگی خود را داریم:
پس اگر کسی توانسته به هدفی دست یابد ما هم می توانیم
ما می توانیم افکار خود را تغییر داده باورهای جدید بسازیم و فرکانس های جدید برای خواسته های خود ایجاد کنیم :
بنابراین می توانیم اتفاقات زندگی خود را خلق کنیم
شک و تردیدهای خود را کنار بگذاریم:
باورهای هم جهت با خواسته را در ذهن خود ایجاد کنیم:
ترکیب این دو :
باعث می شود به تمام خواسته های خود دست یابیم
هر کسی به خداوند ایمان و باور داشته باشد به :
تمام خواسته های خود دست خواهد یافت.
کسی که در مدار درست باشد:
همیشه به زیبایی های بیشتر هدایت خواهد شد هرگز خود را محدود نکنیم
تمام خواسته های ما : دست یافتنی است
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام هدایت الله
سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم
خداروشکر میکنم امروز هم با فایل ارزشمند چقدر لذت بخش است و هر لحظه شاکر خداوند هستم که در زندگی من معجزه رخ میدهد قانون این است که، دیدن زیبایی ها و امکانات جهان، بذر خواسته ها و آرزوها را در وجودت می کارد. سپس آن بذر به وسیله باورهایت تغذیه می شود. اگر آن باورها به اندازه کافی درباره ی آن خواسته خالص (هماهنگ) باشند، آن خواسته جزئی از تجربه زندگی شما می شود ما از یک سیستم عصبی استفاده می کنیم و توانایی خلق زندگی خود را داریم پس اگر کسی توانسته به هدفی دست یابد ما هم می توانیم ما می توانیم افکار خود را تغییر داده باورهای جدید بسازیم و فرکانس های جدید برای خواسته های خود ایجاد کنیم :
بنابراین می توانیم اتفاقات زندگی خود را خلق کنیم
شک و تردیدهای خود را کنار بگذاریم: باورهای هم جهت با خواسته را در ذهن خود ایجاد کنیم:
باعث می شود به تمام خواسته های خود دست یابیم
هر کسی به خداوند ایمان و باور داشته باشد به :
تمام خواسته های خود دست خواهد یافت. اینکه با خواندن داستانهای قرآن ما باید بدانیم که همه ی هدایتها و حمایتهایی که خداوند برای آنها داشته برای ما هم خواهد داشت و برای ما هم وعده ی خدا راست هست و باید امید و توکلمون فقط به خدا باشه و در هر شرایطی با ذکر اوصاف خدا به آرامش برسیم و شکر گزار باشیم و بدونیم که خدا برای ماهم بهترین نگهبانه و کافیه و به هر خیری که از خدا بهمون برسه محتاج باشیم و بدونیم که خدا برای ماهم توبه پذیر و مهربان و وهاب و فاضل هست اشتیاق خواسته در ما شعله بکشه حتما به اون خواسته میرسیم به شرط اینکه باور داشته باشیم که می رسیم نه اینکه بگیم اینا که ماله از ما بهترونه،،یا ما کجا و اونا کجا باید وقتی خواسته هامون رو می بینیم در زندگی دیگران،احساس تحسین را جایگزین حسرت کنیم باید عمیقا خدارا شکر کنیم که خواسته من قابل دسترسی هست،
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
بنام خداوند بخشنده مهربان
نشانه امروز من یک فایل فوق العاده عالی
سلام به استاد عباسمنش عزیزم ، مریم جان زیبا و دوستان خوبم .
همین جمله :
«خواسته های ما دست یافتنی هستند »
خودش کلی حس خوب به آدم تزریق میکنه و باعث میشه با اراده ی قوی تری بریم دنبال خواسته هامون .
خواسته و هم جهت شدن با اون باعث بوجود اومدن شون میشه .
دیدن هر چیزی که به ما حس خوبی میده میتونه خواسته ما باشه ، یک خونه زیبا ،ماشین ،وسیله بازی ،زمین ، رابطه رویایی ،ثروت و هر چیزی …
انسان وقتی شرایطی وسایلی بهتر از چیزی که داره رو می بینه قطعا جز خواسته هایش میشه و وقتی باور داشته باشی که به اون خواسته میرسی باهاش هم جهت میشی و بدستش میاری.
بنظرم دو چیز این وسط خیلی مهم هستند :
تجسم ذهنی خواسته
و لمس کردن خواسته
بارها و بارها قبل از رسیدن به خواسته هام اون ها رو زندگی کردم گفتم خدایا منم میخوام ،و به راحتی بدست شون آوردم ،باور کنید اصلا براشون سختی نکشیدم
و به راحتی آب خوردن وارد زندگیم شدن ،چون باور داشتم که بدست شون میارم و هم جهت شدم باهاشون خدایا شکرت .
استاد راه کار مسیری رو به ما نشون میدن که خودشون رفتن و خودشون یک الگوی بسیار عالی برای ما هستند .
و تصاویر آخر که بی نهایت انرژی مثبت داشت :
چمن های خوش رنگی که روشون نشستید
درخت های سر سبز که با وزش باد می رقصند و بسیار به آدم حس خوب میدم
ساختمان ،برج های بلند و زیبا که نشانه از فراوانی و ثروت هستند
تی شرت زیبایی تن خودتون که نشانه از یک انسان شاد هست
دریاچه ی زیبا و فوق العاده آرامش بخش
درخت ها و سبزه های کنار دریاچه که چشم رو نوازش میدهند
آسمان آبی و خوش رنگ
هوای فوق العاده عالی
مردم شاد و سرزنده که تفریح می کنند
خانه های بسیار زیبای کنار دریاچه که خبر از ثروت برکت و آرامش در کنار این دریاچه زیبا رو میدهند
وسایل تفریحی که نشانه از اهمیت دادن مردم به تفریح و شادی هست
صندلی های سنگی برای کسانی که در کنار رودخانه نشسته و لذت می برن
جت اسکی خود شما و تفریح کردن تون که نشانه از خلق خواسته ها و ثروت بی شمار هستش
خدای من بابت تک تک نعمت ها فراوانی ها زیبایی ها ، سپاسگزارتم ️
ممنون که آنقدر خوبید استاد جانم ،شما لایق ثروت و برکت هستین
براتون زندگی سراسر عشق شادی سلامتی ثروت و حال خوب تا ابد رو میخوام
دوستتون دارم