شیوه مدیریت انتقادات - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

424 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    باز هم فایلی جدید و مطالبی که ما را ترغیب به کنکاش در وجودمان می کند تا بدانیم ایا هنوز باور داریم که چقدر عوامل بیرونی در زندگی ما تاثیر گذار است و یا چه موضوع یا مسیله ای را ما جزء عوامل بیرونی می دانیم.برای در صلح بودن با خود که مسیله بسیار مهمی است و بس.

    البته در زمان های گذشته که ما با قوانین آشنا نبودیم از ما انتقادهای زیادی می شود که آن هم به دلیل تمرکز بر نکات منفی طرف مقابل که گاهی اصلا به او نمی گفتیم اما در ذهن خود از آن شخص انتقاد می کردیم رخ می داد و عامل دیگر هم نداشتن عزت نفس و ارزش قایل نشدن برای توانمندی هایمان بود اما اکنون که تمرکز ما معطوف به گوش دادن به فایل ها و نکته برداری از آن ها شده و بسیاری از افراد نامناسب از اطراف ما خود به خود حذف شده اند و عزت نفس ما بسیار بیشتر شده و به راحتی به افرادی که از ما درخواست نامناسب دارند نه می گوییم و البته تمرکزمان را از روی اشخاصی که ما را ناراحت می کنند برداشته و سعی می کنیم به نکات مثبت آن ها توجه کنیم و تا حدودی باور کردیم که هیچ فردی قدرت و تاثیری در زندگی ما ندارد و جواب فرکانس های ما را به خودمان می دهد اتفاقا بیشتر به انتقادات دید مثبت پیدا کرده و فکر می کنیم این عوامل شاید ترمزهایی باشد که ما را به هدف اصلیمان نزدیک تر می کند به خصوص در این چند روز که مهمانی داشتیم و او از ما انتقادهای بسیاری کرد و ما پی بردیم که همچنان در بسیاری از باورهایمان مشکل هست و برخی از حرف های ایشان را یادداشت کردیم به عنوان ترمزهایی که شناسایی کرده و فهمیدیم که با اینکه بر روی تغییر باورهای خود بسیار زمان می گذاریم اما همچنان باورهای ما ایراد دارد مثلا یکی از حرف های ایشان این بود که تو نمی توانی به هیچ وجه خودت پولدار شوی یا در این مملکت نمی توان پولدار شد یا تو هیچ تلاشی برای پولدار شدن نمی کنی و تو پولدار نمی شوی مگر اینکه ارث بهت برسد اتفاقا با این که لحن صحبت ایشان بسیار تند و انتقادی بود من از شنیدن آن ها خوشحال شدم و متوجه شدم که همچنان شرک یعنی نسبت دادن عوامل بیرونی برای ثروتمند شدن در من وجود دارد و برای رفع آن فایلهای روان شناسی ثروت را شروع کردم. در حال حاضر که بر روی باورهای خود کار می کنم انتقادها را مثبت تلقی کرده حتی آن ها را یادداشت می کنم و این راه بسیار آسان برای پیدا کردن مقاومت های ذهنی من شده است که خودم هنوز از آنها آگاهی نداشتم و فکر نمی کردم که همچنان چنین باورهای مخربی را در ذهن خود داشته باشم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    مریم میرشب گفته:
    مدت عضویت: 2178 روز

    به نام خدای مهربونم که هر لحظه هادی و راهنمای منه

    سلام به استاد و خانم شایسته و همه بچه های هم فرکانس

    من الان دقیقا توی جاده ام و دارم میرم شهرستان و متوجه شدم من خیلی بیشتر از اینا نیاز دارم روی خودم کار کنم

    من اگه به جنسیتم انتقاد بشه بهم میریزم و مدافع حقوق زنان میشم مثلا سوار تاکسیم و یه خانوم بد رانندگی میکنه و راننده تاکسی میگه آره زنه دیگه

    وای خدای من این داستان چقد میتونه بزرگتر از این حرفا باشه یا مثلا انتقاد به کسی که من قبولش دارم مثلا فلان بازیگر محبوبم یا خواننده یا در گذشته که مذهبی بودم انتقاد به اماما یا پیامبر میشد من عصبی میشدم

    چرا من باید اینقد همه چیو به خودم بگیرم آیا جز کمبود عزت نفسه …. یا حتی برعکسش چرا من یه جاهایی به وجد میام که دارن کسی یا چیزیو نقد میکنن مثلا چیزی که بشدت مشهوده توی جامعه ایرانی موفقیت دیگرانه و چرا من بدم نمیاد بشنوم اون انتقاداتو؟؟

    وای این خیلی کشف بزرگیه واسم یعنی اونجاهایی که من تمایل به انتقاد دارم یعنی یه خشم یه خلا یه جنگ درونی رو بهم نشون میده

    و اونجاهایی که تعصب دارم و هر انتقادیو توهین تلقی میکنم و بخودم میگیرم یعنی من مقاومت دارم برای تغییر یعنی یه مشکلی درونمه و من نمیخام بپذیرمش وگرنه چرا باید من ناراحت شم و غیرتی شمو بخام دفاع کنم …

    یاد فایل اصلح بقای اصلحتون افتادم که میگفتین توی جامعه ای هستیم که همه میخان دفاع کنن حقوق حیوانات و حقوق زنان و حقوق سیاهان و….

    اقا من اصلا نمیخام بجنگم چه برسه دفاع کنم دفاع کردن یعنی یه جنگ درونی

    وای خدایا شکرتتتتت

    استاد مرسیییی که کمک میکنید بیشتر فکر کنیم وای من چقددددد خوشبختم

    استاد یه چیزی من از شما خوشبخترم :)

    شما کسیو مثل خودتون نداشتین ولی من دارم

    خلاصه گفتم درجریان باشین :)))) خنده های شیطانی یاح یاح یاح

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    مهتاب گفته:
    مدت عضویت: 3397 روز

    سلام

    داشتم این فایل رو گوش میدادم که این جمله توی ذهنم شروع کرد به رژه رفتن: سالها پیش یه دوستی داشتم که به شدت تیزبین بود و میتونم بگم جزئی نگر بودن و داشتن یک دیدگاه دیگر رو ازش یاد گرفتم.‌یادمه باهاش سرگرم یه بحث داغ بودم که یهو یه جمله ای گفت که حالت ضرب المثل کنایه دار بود. من سریع واکنش نشون دادم و اونم خندید و این جمله به یاد موندنی رو گفت: ترکها یه ضرب المثل دارن که ترجمه فارسیش تقریبا میشه این؛ حرف رو بنداز زمین، هرکس خم شد و برش داشت حرف مال اونه!

    توی یه کتاب خیلی وقت پیش خوندم که شما وقتی از یه کسی متنفری، در واقع از اون قسمتی که مال توئه و در وجود اون آدمه متنفری وگرنه اگر تکه ای از وجود تو نبود تو هرگز باهاش ارتباط نمیگرفتی و درکش نمیکردی. هرگز به نظرت آشنا نمیومد. هرگز جذبش نمیکردی و نمیشدی.

    وقتی کسی از ما انتقاد میکنه و به این شکل به هم میریزیم یعنی توی لایه های زیرین و اعماق وجودمون باور داریم که اون نقص و عیب رو داریم وگرنه اگه مثل مثال استاد دانشگاهی که استاد زدن طرف به خودش ایمان داشته باشه، درون خودش خودارزشی رو احساس کنه اصلا به خودش نمی گیره.

    اما در مورد راهکار استاد در مورد برخورد با انتقادات اعم از سازنده و غیر سازنده من اینو ناخودآگاه انجام میدادم و هرکسی چیزی بهم میگفت یا حتی انتقاد عملی انجام میداد و میده خیلی کوتاه بهش میگم ممنون که گفتی و خودمو درگیرش نمیکنم. چون خودم هر هفته عملکرد هفته ای که گذروندم رو بررسی میکنم و البته روزانه هم اگه اهمال یا سهل انگاری داشته باشم می پذیرم و سعی میکنم برطرفش کنم، بیشتر از دیگران تعریف میشنوم تا نقد.

    فکر نمیکنم کسی از نقد خوشش بیاد ولی به نظرم شیوه بیان خیلی موثر از خود نقده. یک نقد حتی اگه سازنده باشه اگه ادبیات فرد متکلم کتلت باشه باعث میشه که محتوای حرفش اصلا شنیده نشه و چه بسا که مخاطب حتی از دوست، تبدیل به دشمن بشه.

    مسئله دیگه تفاوت نقد و طنزه. میگن اگه با لحن شوخی حرفت رو به طرف بزنی کمتر گارد میگیره. من اینو قبلا داشتم و ایراده. اینکه بدون اینکه کسی از من نظر بخواد یا جایگاه یا احاطه لازم رو داشته باشم شروع میکردم دیگری رو به باد انتقاد همراه با لحن خنده که در واقع همون مسخره کردنه. چرا اینکارو میکردم؟ چون افراد خانواده این کارو میکردن و همدیگه و دیگران رو به خاطر هر چیز کوچک و بزرگ و درست و اشتباه، چون مخالف نقطه نظر خودشون بود به باد تمسخر میگرفتن و میخندیدن و من فکر میکردم چون تهش ختم به خنده میشه پس کار خوبیه. یه جورایی تمسخر و غیبت توامان بود. اما وقتی یکم از سن بلوغم گذشت خودمو می گذاشتم جای مخاطب و میدیدم چه فشاری رو از لحاظ روانی و ذهنی تحمل میکنه. پس فهمیدم این کار زشته و سعی کردم و میکنم به اسم خندوندن دیگران کسی رو سیبل انتقادات جوانمردانه و ناجوانمردانه نکنم. اگرچه که هنوز هم به ندرت از دستم در میره ولی به محض اینکه می فهمم دارم از کسی ایراد بیخودی میگیرم پشت سرش به خودم و دیگران میگم ولش کن بابا. از یه چیز دیگه حرف بزنیم، غیبت نکنیم.

    از کسی انتقاد کردن به نظر من جرات میخواد و گاهی وقت ها خوبه که به کسی نظرمون رو بگیم که اون فرد برای شخص مخاطب ارزش داشته باشه و حرفش تاثیر بذاره. مخصوصا اگه فرد بزرگتر از خودمونه. اغلب برای بزرگترها سخته که کوچکتری بهشون تذکر بده بابت اعمالشون یا حرف هاشون

    مسئله دیگه ای که خودمو در مقابل قضاوت و انتقادات بیجا ضد ضربه کرده اینه که میگم هیچکس جز خودم به تمام ابعاد موضوعی که باهاش درگیر بودم و براش عکس العمل نشون دادم آگاه نبوده و نیست. کسی که از همه چیز خبر نداره شاید حق داشته باشه انتقاد کنه ولی من به خودم ظلم کردم اگه قضاوت نادرستش که بر پایه اطلاعات ناقص بوده رو به خودم گرفته باشم.

    ممنون که وقت گذاشتید

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1155 روز

    درودوعرض ادب واحترام محضراستادعزیزم ومریم جانم

    وهمه دوستان عالیم

    خداروشاکروسپاسگزارم که یک روزوشبی عالی باتمرکزروی بهبودیم درتمام زمینه ها سپری می شودوبعددیدن وشنیدن این فایل لبریزازآگاهی مثل همیشه باتمام وجودم که موضوع آن زمانی پاشنه آشیل من بودوچقدربهم می ریختم اگرکسی انتقادازم می کردبه خصوص بستگانم، دوست داشتم همیشه به روش خودم زندگی کنم ومی گفتم وقتی کمکی نمی کنندوخودشان این قدراشتباه دارنددیگرانتقادشان برایم اهمیتی پیدانمی کرد،تااینکه واردزندگی باعزیزدلم شدم وآنجابودکه دیدم اشتباهات بقیه به ویژه مادرم رادرکوله پشتی ام گذاشته ووارد شخصیتم کرده ام وباخودم آورده ام ،مثلا باشگاه می رفتم وبعددوستانم مهمانی داشتندومن هم سرم رازیرمی انداختم وبدون اینکه خبری به عزیزدلم بدهم میرفتم چون مادرخودم هم تیپ می زدومنزل دایی وخاله یااقوامی می رفت به پدرم اطلاع نمی دادومتاسفانه من هم دقیق تایه مدت زیادی همین کارهارو می کردم وچقدرموردانتقادمصطفی قرارمی گرفتم وناراحتش می کردم وبعدانگارنه انگار،الان که فکرش رومی کنم خنده ام می گیردومی گویم مریم این نهایت بی عقلیت بوده چقدر بنده خدارواذیت می کردی ودقش می دادی کلا مستبدبودم می گفتم فوقش میره منم راحت به زندگی پوچم ادامه می دم بازخداروشکرکه امروزدارم به انتقادات وصحبت هاش فکرمی کنم والان که آن دوستان ذکرشده که چقدرناآگاه بودندحذف کردم وازرفتارهای عجیب وغریبم کاملا فاصله گرفته وبعدهدایت خداوندبه سمت این سایت طلایی کلا عزیزدلم شددوست،پدر،مادر،خواهروبرادروو…….وکاملا همبسته اش شدم ودیدم که بعدازعمل به صحبت‌های ناب استاددارم آرام آرام تغییر می کنم وهمانی شدم که روزی مصطفی جان می گفت ولی انگارنمی شنیدم خدایاچراااااااااااخخخخخخخخ.

    بازخداروشکرخوبه فراروبرقرارترجیح ندادوهمیشه می گه لامصب این قدردوستت داشتم انگاربی عقل شده بودم وراحت ازهمه رفتارهات می گذشتم.

    هرلحظه خداروشکرمی کنم که وقتی باشماآشناشدم وصحبت هایتان راشنیدم شروع به نوشتن نقاط ضعف وقوتم کردم ودوره 12قدم خیلی کمکم کرده ودیدم چقدرراحت می توانم انتقادهای شمارادرقالب موضوعات مختلف که می دیدم درشخصیتم وجودداردبفهمم ودرک کنم ویک کالبدشکافی کامل درشخصیتم بدهم تاروحم نفسی بکشدوآرام شودخدایاشکرت که زندگیم راازهرلحاظ نجات دادم واستادشدغریق نجات من بی نهایت سپاس.

    خیلی وقت است که دیگرانتقادی نشنیده ام چون هرروزتمرکزی روی خودم کارکرده وتمام سعی وتلاشم این است که وظیفه خودم رابی نقص انجام دهم وازخودم مراقبت ویژه داشته باشم چون آرامش خودم وعزیزدلم برایم خیلی حیاتی است واین مستلزم هرروزآگاه ترشدن دردیدن صحبت‌های طلایی استادم که الگوی من درجای جای زندگیم هستندوعمل به هرآنچه ازایشان یادگرفته ومی گیرم باذهنی بازوپاک به امیدخدا.

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد،سلامت وعالی باشیدوبدرخشید.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    محمدرسول گفته:
    مدت عضویت: 1632 روز

    سلام

    اول تشکر میکنم از شما استاد برای این فایل خوب و عالی

    خیلی خوب بود که سبک خودتون رو درباره مدیریت انتقادات گفتید

    کلی بهم کمک کرد

    اینکه اگه انتقادی بهم میشه درباره رفتارم ،کارام،تصمیمات و… زیاد بهم نریزم بتونم کنترل کنم ذهنم رو

    با این نوع نگاه که شاید اصلا انتقاد تخریب کننده است و از قصده که کلا بی خیالش بشم

    یا اینکه بخاطر اطلاعات اشتباه‌ هست که اونجا خیلی کوتاه واقعیت رو بگم

    یا اینکه اون فرد با توجه به باور هاش و از جایگاه خودش داره این انتقاد رو میکنه و خودمو بزارم جای اون

    یا اینکه اصلا انتقاد درستیه

    منم نباید زیاد سخت بگیرم به خودم که نباید اشتباه کنم و فلان

    نه منم یه انسان که کامل نیستم دارم روی شخصیتم کار میکنم و خودمو بهبود میدم پس طبیعه که اشتباه کنم، از رفتار اشتباهم باید درست بگیرم و تو موارد بعدی بهتر عمل کنم

    چون با غصه که مشکلات حل نمیشه فقط بیشتر میشه

    آدم قوی کسیه که از اشتباهاتش درس بگیره و در موارد بعدی بهتر عمل کنه

    ممنون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    سید محسن مصطفوی گفته:
    مدت عضویت: 1266 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته

    اول تحسین می‌کنم چهره جوان شما رو که روز به روز جوان‌تر وشادابتر میشوید

    استاد تحسین می‌کنم شمارو که همیشه بر توحید متمرکز هستید چقدر زیبا بود و به دل من و قلبم نشست وقتی گفتید هیچ کس بین شما و خداوند وجود ندار ه و اگه بین خود و خداوند یک عامل بیرونی را موثر بدانید شرک است

    وقتی که من از انتقاد دیگران چه اون شخص قصد تخریب داشته باشه یا نه عصبانی شوم و واکنش نشون بدهم جهان هستی با این تکنیک داره منو مجاب میکنه که بپذیرم ظرفم‌کوچک است و باید بیشتر روی خودم کار کنم جهان هستی یک فشار به من میاره تا خودم رو به خودم بشناسونه ومن واکنش نشون بدم

    الخیر فی ما وقع

    این جمله طلایی رو در هر زمان سعی می‌کنم به یاد بیارم و ارومم میکنه

    اگر من از استارت صبح خودم رو بسپارم به خداوند و اعتماد بهش کنم معلومه که باور می‌کنم هر انتقاد یا اتفاق برای جهش من به نقاط بالاتره

    جهان هستی هر لحظه در حال درس دادن به انسان‌هایی هست که در پی بالا رفتن و صعود هستند

    انسانی که دانشجو ممتاز کاعنات هست هر اتفاق رو از طرف خداوند و با نگاه مثبت بهش نگاه میکنه و خوشحال میشه که معلمش خداونده و داره استادش میکنه

    نگاه توحیدی به هر مسئله خیلی می‌تواند انسان رو آرام کنه و استرس و نگرانی رو ازش بگیره

    خداوند به هزاران روش در حال آموزش دادن به من هست

    چند روزی هست یک صدای مزاحم از خونه بقلی میاد

    اول رفتم بهشون تذکر دادم اون بنده خدا صدا رو به حداقل رسون کلی هم هزینه کرد ولی باز هم همون یه ذره صدا رو مخم هست هنوز خواستم دوباره برم تذکر بدم به خودم گفتم صبر کن

    از خداوند سوال کردم بابایی جونم به من بگو کجای کار من ایراد داشته یا چه فرکانسی قبلا فرستادم که این صدا داره من رو آزار میده

    وقتی ریشه رنجش رو در خودم پیدا کردم خیلیییی آروم شدم‌ و دست از انتقاد برداشتم و دارم سعی می‌کنم ایراد کار خودم رو پیدا کنم

    اگر من روی خودم متمرکز باشم و هدایت رو بگیرم اصلا خیلی از صداها تو‌گوشم نمیبییره من تجربه کردم

    وقتی فرکانس من تغییر کرد دیگران خیلی منو انتقاد می کردند چون اونها آدم قبلی رو دوست داشتند ولی من چون قانون رو یاد گرفته بودم که من نباید با دیگران بحث کنم و توضیح بدم و دلیل بیارم و اونها رو قانع کنم

    فقط روی مدار خودم تمرکز کردم و سکوت کردم

    بعد از مدتی اون آدم که همسرم هست از من بیشتر پیگیر استاد هست البته ایشون استاد عرشیانفر رو دنبال میکنه حالا اینو می خواهم بگویم که ایشون روزی 7ساعت فیلم های چرت و پرت نگاه می‌کرد الان صفر شده بدون اینکه من کاری کنم یا بحث کنم

    جهان هستی خودش همه کارها رو میکنه من نمی خواهد و قدرت تغییر دیگران رو ندارم من فقط بای روی خودم کار کنم و بس ،

    اللهی صد هزار مرتبه شکر به خاطر استاد و همه دوستان هم‌فرکانسی خودم

    وقتی من در مسیر توحید هستم و به مزاج خیلی‌ها خوش نمیاد و اطرافیان من رو تحقیر می‌کنند و تخریب می‌کنند چون مثل بقیه عمل نمی کنم و انتقاد می‌کنند و من سکوت می‌کنم و میگذرم صدا های انتقاد رو به تشویق و تبریک جهان هستی به خودم تعریف می‌کنم که دارند بهم میگویند مسیرت درسته آفرین

    ولی اگه بیام بحث کنم که بگویم نظر من درسته و شما غلط من امتیاز منفی گرفتم برای همین مواظبم که دو باره کاری نکنم

    شاد و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    متینا عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1037 روز

    سلام استاد عزیز

    من هم در گذشته خیلی خیلی انتقاد بهمم میریخت البته هنوزم یک مقدار شاید بهم بریزم اما سریع همونجا کنترل میکنم و مثبت فکر میکنم…

    اینطور به انتقادات نگاه میکنم که خدا میخواد چیزی رو به من یاد بده و بگه روی چه جنبه از شخصیتم کار کنم،حالا از طریق افراد مختلف.

    اگر کسی انتقاد سازنده کنه که تشکر میکنم و استفاده میکنم و اگرم انتقاد غیرسازنده کنه درسته شاید تشکر نکنم اما واکنشی هم نشون نمیدم بجز اینکه ازاون فرد فاصله میگیرم.

    همیشه اتفاقا باعث هل دادن من روبه جلو شدن و گفتم حالا که اینطور شد بهتر میشم…

    قبلا اگر درباره ی کارم ازمن انتقاد میشد خیلی خیلی برانگیخته میشدم چون همیشه کارم رو عوض میکردم و توی یک کار ثابت نمیموندم چون علاقم رو پیدا نکرده بودم…

    اون موقع خیلی از افراد سوالشون ازمن این بود که هنوووزم میری سرکار قبلیت؟؟

    منتظر بودن که کارم عوض بشه و خودمم ناخداگاه منتظر بودم که کی کارم قراره عوض بشه چون الگوی تکرار شونده بود برام. همیشه یک چیزی مثل تغییر ساعت کاری و ندادن حقوق برام پیش میومد که باعث میشد بیام بیرون از کار.

    چون خودم هم در ذهنم این رو مرور میکردم که تو سرهیچ کاری نمیمونی و از این شاخه به اون شاخه میپری بقول شما اگر کسی دیگه ام این حرف رو به من میزد دیگه کار تموم بود…

    الان ارامشم بیشتره،توانایی های خودمو دست کم نمیگیرم،دنبال ثابت کردن خودم به دیگران نیستم و همیشه از اونجایی که افرادی از من انتقاد میکردن که خودشون در زندگیشون کاری نمیکردن اینو به خودم میگم که اگر اون فرد واقعا میدونست چیکار کنه،برای خودش کاری میکرد برای همین ناراحت نمیشم.

    همین دو دیدگاه به من خیلی کمک کرد در کنترل این موضوع که :

    1. اگر کسی انتقاد کرد فکر کنم که خدا میخواد من چی یاد بگیرم،میخواد بگه چیکار کنم روی چه جنبه از شخصیتم کار کنم…

    2. بگم خوده این فرد چه نتایجی گرفته و به حرفی که به من میزنه،خودش عمل کرده یا نه…

    سپاسگزارم استاد برای آگاهی هاتون که با ما به اشتراک میزارید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      سید عبداله حسینی گفته:
      مدت عضویت: 2214 روز

      سلام دوست عزیزم

      بهت تبریک میگم و تحسینت

      میکنم که با این مدت عضویت کم

      اینارو درک کردی ومن هم از دو تا دیدگاهی که داری سعیم میکنم

      استفاده کنم تو زندگیم که من خودم

      بر خلاف فرد انتقاد کننده میام

      عمل میکنم کاری که اون انجام داد

      را انجام نمیدم میام می‌گم شاید من ایراد دارم شاید ایراد در شخصیت میتونه باشه ایراد در کار میتونه که

      باید درستش کنم.

      ممنونم دوست عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        متینا عباسی گفته:
        مدت عضویت: 1037 روز

        سلام اقای حسینی

        سپاسگزارم از نظر محبت آمیز شما…

        من خیلی وقته با استاد آشنا هستم اما به طور متعهدانه 53 روز هست که فعالم…و به محصولات از طریق اکانت خواهرم دسترسی دارم.

        مورد بعدی،افرادی که از ما انتقاد میکنن(انتقاد مخرب) خواستشون اینکه توانایی های مارو کوچیک بشمارن و بگن که ما ایراد داریم اما ما نباید اینطور فکر کنیم،نباید فکر کنیم که ایرادی داریم چون این باعث کم شدن عزت نفس ما میشه، بهتره که اینطور فکر کنیم که یک گره ای شاااید در شخصیت من هست که باید اون رو باز کنم تاهم

        زودتر رو به موفقیت حرکت کنم و هم اون گره رو باز کنم تا دیگه شخصی که انتقاد مخرب میکنه رو در فرکانسم نداشته باشم…

        بازهم سپاسگزارم.موفق باشید…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1583 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان

    سلام به همه دوستان ثروتمندم

    موضوع؛ انتقاد

    جهان بازتاب روشنی از افکار و احساسات درون ماست و این یک قانون بدون تغییر خداوند هست،

    براین اساس اگر دیگران از ما انتقاد می کنند ، چون شخص با خودش در صلح نیست و تا اندازه‌ای خودش را دوست ندارد و از خودش هم انتقاد می‌کند و باعث میشه دیگران هم از او انتقاد کنند و موجبات احساس بد را در شخص ایجاد کنند.

    از افراد موفق جهان مثل ایلان ماسک کریستین رونالدو و دیگران به شدت انتقاد میشه و اغلب توسط کسانی که خودشان بسیار آدم های شکست خورده و فقیر هستن که در زندگی خودشان هیچ غلطی نتونستن انجام بدهن و انتقاد آنها هم بی پایه واساس هست.

    راه حل اساسی چیه

    اینکه ما خودمان را دوست داشته باشیم و در صلح باشیم و بیشتر سعی کنیم توانایی خودمان را تحسین کنیم .

    در مورد انتقاد که از ما میشه و ما باورش داریم به شدت ما را آن انتقاد بر آشفته میکنه چون خودمان قبول داریم ، ولی اگر انتقادی بشه که ما اصلا باورش نداریم ، ما را هم اصلا ناراحت نمی کنه ، مثل اینکه از یک نفر ثروتمند انتقاد بشه که شما پولدار نیستی ، ناراحت نمیشه، چون باور داره که ثروتمند هست.

    وقتی از ما انتقاد میشه باید بفهمیم هدف طرف چیه ، شاید هدفش کمک به ماست که باعث پیشرفت ما می شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    سید محسن فاطمی گفته:
    مدت عضویت: 2493 روز

    سلام استاد جان

    چقدر چهرتون روز ب روز زیبا و شفافتر و جوانتر

    میشه ماشالا قانون سلامتی برا من ک غوغا کرد

    استاد در انتقاد کردن این اواخر یکی در محل کار

    واقعن ب قصد تخریب شخصیتی میاد انتقاد

    میکنه و ب شدت رو مخم بود و اصن

    خیلی وقت بود همچین کسایی ب تورم

    نخورده بود و یکی از یکی بهتر بودن و تعجب

    کردم و اومدم فکر کرد

    داستان چیه اول دیدم این بنده خدا مدلش

    اینطوریه باهمه همینه بعدش گفتم اعراض تو

    ذهنم بزرگش نکنم و همیشه میرم جلو کار خودم

    را انجام میدم فارغ از اینکه اون چی میخواه بگه

    و خودش فهیده ک من براش ب اندازه پشه هم

    ارزش قائل نیستم و کار خودما انجام میدم وحتی

    دستور هم بهش میدم چه کار کنه چه کار نکنه

    بازیا عوض کردم حالت برانگیخته کردن وبرای

    من هم تجربه عالی بود ک توانایی کنترل ذهنم

    بیشتر بشه و استاد قسمتی ک گفتین کار و

    شخصیتتون را جدا کنین ب خودتون نگیر این

    دیدگاه خیلی عالی بود و کار ساز و این هم در

    کارم باید پیاده کنم

    استاد عاشقتم و انشالا همیشه سالم

    و تا آخر کنار هم باشیم ولذت ببریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 1969 روز

    سلام استادان عزیزم.

    سلام استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته عزیزم.

    استاد بینهایت ازتون سپاسگزارم بخاطر این سایت الهی تون. خداروشکر میکنم بخاطر قرار گرفتن توی این مسیر.

    استاد من حرف نمیزنم. اینا را از ته دلم مینویسم. واقعا من شما را دوست دارم چون زندگیم عوض شده است. چون به خدای یکتا نزدیک و نزدیک تر شده ام.

    حق مطلب اینه براب من که توی هر فایلی هر کامنتی که می‌نویسم سپاسگزار شما باشم. بلکه گوشه از الطاف شما را جبران کنم.

    خداروشکر. خیلی حالم خوبه. اینقدر امروز حالم خوب بود و واسه خودم ارزش قائل شدم که تقریبا نیمی از کارهای عقب افتاده ام را انجام داده بودم. یکی از اون کارها شستن پرده آشپزخانه بود که 4 سال بود میخواستم بشورم ولی همیشه به این فکر میکردم چطور؟ خیلی مسخره است ولی همین چطوره نمیذاشت عمل کنم. اما شکر خدا امروز عمل کردم و انجامش دادم و بینهایت خداروشکر که انجامش دادم.

    استاد عزیزم دیروز اتفاقا من با پدرم بحثم شد. بی نهایت باعث شد احساس نازیبا بهم دست بدهد که من نتونستم خودم را کنترل کنم اونم جلوی پدرم. خودم را بخشیدم و گفتم این نشون میده که من باید اینجا یا یه مرز و محدوده ای واس خودم شکل بدهم و یا این یه الگوی تکرار شونده است.

    خلاصه الان خداوند منو هدایت کرد به این فایل. که دقیقا بهم بگه بشین تا بهت بگم باید کجا را تقویت کنی. خدارو بینهایت شکر و سپاس. خداروشکر. خیلی خوشحالم و خیلی حالم خوب شد که هدایت شدم به این فایل بی نظیر.

    نکته اینجاست که من با این فایل بهتر میتونم خودم را بشناسم یا بهتر میفهمم که با اون انتقادات برخورد کنم.

    استاد در مورد شفاعت هم من این آیات از قرآن را خوندم که واسم جالب بود:

    وَ‌ اسْتَعِینُوا‌ بِالصَّبْرِ‌ وَ‌ الصَّلاهِ‌ وَ‌ إِنَّها‌ لَکَبِیرَهٌ‌ إِلاَّ‌ عَلَى‌ الْخاشِعِینَ

    (45)

    از‌ صبر‌ و‌ نماز‌ یاری‌ بجویید.‌ و‌ قطعاً‌ نماز‌ دشوار‌ است؛‌ مگر‌ بر‌ فروتنان؛

    الَّذِینَ‌ یَظُنُّونَ‌ أَنَّهُمْ‌ مُلاقُوا‌ رَبِّهِمْ‌ وَ‌ أَنَّهُمْ‌ إِلَیْهِ‌ راجِعُونَ

    (46)

    همان‌ کسانی‌ که‌ یقین‌ دارند‌ با‌ پروردگارشان‌ ملاقات‌ می‌کنند‌ و‌ نزد‌ او‌ باز‌ خواهند‌ گشت.

    یا‌ بَنِی‌ إِسْرائِیلَ‌ اذْکُرُوا‌ نِعْمَتِیَ‌ الَّتِی‌ أَنْعَمْتُ‌ عَلَیْکُمْ‌ وَ‌ أَنِّی‌ فَضَّلْتُکُمْ‌ عَلَى‌ الْعالَمِینَ

    (47)

    ای‌ بنی‌اسرائیل،‌ نعمت‌ مرا‌ که‌ به‌ شما‌ ارزانی‌ کرده‌ام،‌ یاد‌ کنید‌ و‌ این‌ که‌ من‌ شما‌ را‌ بر‌ جهانیان‌ برتری‌ دادم.

    وَ‌ اتَّقُوا‌ یَوْماً‌ لا‌ تَجْزِی‌ نَفْسٌ‌ عَنْ‌ نَفْسٍ‌ شَیْئاً‌ وَ‌ لا‌ یُقْبَلُ‌ مِنْها‌ شَفاعَهٌ‌ وَ‌ لا‌ یُؤْخَذُ‌ مِنْها‌ عَدْلٌ‌ وَ‌ لا‌ هُمْ‌ یُنْصَرُونَ

    (48)

    و‌ خود‌ را‌ از‌ روزی‌ حفظ‌ کنید‌ که‌ کسی‌ به‌جای‌ شخصی‌،‌ حقی‌ را‌ ادا‌ نمی‌کند‌ و‌ شفاعتی‌ از‌ او‌ پذیرفته‌ نمی‌شود‌ و‌ جایگزینی‌ از‌ او‌ گرفته‌ نمی‌شود‌ و‌ یاری‌ نخواهند‌ شد.

    آیات بالا همگی به سیستمی بودن رب العالمین اشاره داره.

    در آیه 45 خداوند داره به صبر و تمرکز کردن اشاره میکند، این آیه بعد از آیاتی اومده که به بنی اسرائیل گفته است خودتون مردم را به آیات‌کتاب توصیه میکنید و میدونید اما خودتان عمل نمیکنید؟

    در ادامه در این آیه خدا گفته از صبر و توجه کردن و کنترل کانون تمرکز استفاده کنید. و اینکار سختیه به غیر از کسی که خاشع باشه.

    خاشع را فروتن معنا کرده اند اما مفهوم خاشع به نظرم اینجا به این معناست کسی که در برابر خداوند و هدایت هایش فروتن باشه و به این جمله الخیر فی ما وقع ایمان داشته باشه.

    2. در آیه 46 در ادامه خداوند داره به ایمان به آخرت اشاره می‌کند و ایمان به ادامه دار بودن انسان بعد از مرگ. یعنی همون که می‌فرمایند کسانی که به یکتا بودن خدا، روز آخرت ایمان دارند. قطعا رستگار می شوند. به این افراد نعمت داده می شود.

    3. در آیه 47 خدا داره میگه ذکر نعمت هایی که به ما داده شده است باعث فزونی نعمت هامون میشه.

    در حقیقت خداوند عملا میگه وقتی شما سپاسگزار نعمت ها باشی من نسبت به کل جهانیان شما را برتری می‌دهم.

    4. آیه 48 نظر من چیزی که خدا الهام میکنه بهم، این هست که همواره ذهنتون را کنترل کنید، برای روزی که کسی بجای کسی نمی‌تواند حقی ادا کند و شفاعتی (همین شفاعت که میگند امام ها میکنند)، وجود ندارد. چقدر زیبا بعدش میگه: قشنگ نگاه سیستمی.

    جایگزینی برای عدالت نیست. و کسی یاور شما نیست.

    قشنگ میگه فرکانس های الانت را با تقوا با کنترل ذهن حفظ کن، اگر نکنی نتیجه اینه:

    ● در آخرت از جهنمی ها هستی.

    ● شفیعی وجود ندارد خودتو مسخره نکن.

    ●عدالت اینجوری نیست که با فرکانس نا مناسب جواب خوب باشه.

    ●کسی که خودشو و ذهنشو همواره کنترل نکنه هیچ نصری باهاش نیست از سمت خداوند و جهان هستی.

    بینهایت ازتون سپاسگزارم استاد عزیزم.

    خداروبینهایت شکر و سپاس که منو هدایت کرد در این سایت الهی قرار بگیرم.

    دیگه عملا خدا اینجا داره با خودم صحبت میکنه.

    خداروشکر. خداروشکر. خداروشکر.

    ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: