نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

644 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رسول بنادری گفته:
    مدت عضویت: 1676 روز

    بنام خدایی ک هر لحظه در حال هدایت منه کافیه من تسلیم باشم

    اینقدر قشنگ خدا هدایت میکنه من چند روزی ب دنبال این بودم ک منظور استاد از اینکه میگه من استاندارد هام بالاست چیه

    ک منم استاندارد هام رو ببرم بالا

    و توی این فایل ب جوابم رسیدم

    اینکه

     برای خودت ارزش قائل باشی

    وقتی فهمیدی پاشنه ی آشیلت کجاست لیزر فوکس بشی و حلش کنی

    وقتی الگوی یه نفری رو در آوردی ک ب ضرر تو هست.. کات کنی

    در مورد دوست هم میشه گفت : اینکه وقتی دو سه بار حرف منفی میزنه – توجهش ب نکته منفی همه چیزه  – بی احترامی میکنه این یعنی الگوی طرف اینه و اینجا تو تصمیم میگیری سرت رو بکنی توی برف و بگی همین یه رفیق رو بزور دارم هر طور باشه خوبه و دیگه سختمه با فرد دیگه ای رفیق شم – چون وضعش خوبه مشکل نداره – چون ماشین داره و من لازمم میشه مشکل نداره

    یا بگی ن من با این آدم کات میکنم اصلا میخوام تنهای تنهای تنها باشم ولی با آدم های منفی نباشم

    استاندار بالا یعنی برای خودت ارزش قائل باشی و هر چیزی رو نبینی  هرچیزی رو نشنوی  هر چیزی رو ب زبون نیاری  پای صحبت هر کسی نشینی

    اینا چیزیه ک تا الان فهمیدم

    چقدر لذت بردم یکی از دوستان ب داستان حضرت موسی اشاره کرده بود ک حضرت موسی وقتی ب کمک یکی از یاراش میره و یه مشت ب مامور فرعون میزنه و اتفاقی میمیره

    منتظر اخبار میمونه ک جریان چی میشه اون طرفی ک ب کمکش رفته بود دوباره ازش کمک میخواد ولی اینبار موسی دیگه درسش رو گرفته و ب کمکش نمیره

    قصص- آیات 15 تا 18

    توی بحث عزت نفس میشه بجایی رسید ک وقتی حتی  مادرت ازت پول خواست با اینکه از نظر مالی ب استقلال رسیدی میتونی راحت ن بگی – وقتی رفیقت ازت وسیله خواست میتونی راحت ن بگی

    و نگران ناراحت بودن اونا نباشی و توحیدی عمل کنی

    چون اونا نیستن ک زندگی تو رو رقم میزنن

    چون این خداست ک رزق رو وارد زندگی تو میکنه

    این شرکه ک بگی حالا من الان بهش پول قرض میدم تا وقتی ک من نیاز داشتم اون قرض بده

    وقتی روی دیگران حساب کنی از همونا ضربه میخوری

    چقدر قشنگ موضوع پاشنه ی آشیل خودمون و سخت و زمان بر بودن برای حلش رو متصل کردین ب پترن دیگران لذت بردم

    ک من نسبت ب خودم راحت باشم، الگویی ک من دارم زمان میبره ک درست بشه

    باید تکامل رو ب یادم بیارم

    بقول قرآن باید استقامت بورزم

    مثال : من رفیقی داشتم ک پول ازم قرض گرفت، چون پول های پدرم توی کارت من بود و جمع ک میشد انتقال میدادم ب خودش از روی همین پول ب رفیقم قرض دادم

    این رفیق ما پول رو نداد و منم فراموش کرده بودم

     

    بعد از مدتی دوباره ازم درخواست پول کرده بود ولی این دفعه پولی ک بهش قرض دادم پولی بود ک از کار کردن سخت فیزیکی بدست اومده بود و خیلی برام ارزشمند بود جوری ک خرجش نمیکردم :|

    زمانی ک گفته بود پول رو نتونست برگردونه و چند وقت بعد پول رو برگردوند ولی نه کل پول رو

    و من ب شدت عصبی بودم ولی روم نمیشد بهش زنگ بزنم و پولم رو بخوام

    و دوباره بعد از چند مدتی پول میخواست ولی من ایندفعه دیگه الگوش رو پیدا کرده بودم و ب خودم گفتم هر چقدر پول داشته باشم دیگه ب فلانی قرض نمیدم

    چند وقت بعد دیدم با بقیه ی رفیقام هم همین کار رو کرده

    حتی بعد اون قضایا زنگ میزد هم جوابش رو نمیدادم

    چون عزت نفس نداشتم ک جواب بدم اگه پول خواست بگم ن نمیتونم بهت بدم 

    چند وقت پیش زنگ زد ما هم گفتیم رفیقمونه زایست اینقدر جواب نمیدیم گوشی رو بلند کردم

    داشت در مورد این صحبت میکرد ک من تو رو دعوت میکنم و میتونی با این اپلیکیشن وام بگیری

    من دیگه از قبل اعتماد بنفس بیشتری داشتم بعد از چقدر صحبت ک این خوبه و سودش کمه تو میتونی بدی

    من گفتم از وام گرفتن خوشم نمیاد

    اون دوباره فلانی گرفته من خودم دوتا گرفتم

    میگفت وام یه میلیون تومنی هست

    من بهش گفتم با من درمورد این جور مسائل این جور پیشنهادات صحبت نکن

     

    اینجوری بهت پاسخ داده میشه از وقتی ک استاد بحث پیدا کردن الگو های دیگران رو مطرح کرد ب خودم میگفتم  این ک میشه توجه ب نکات منفی دیگران و همون ویژگی برای شخص من اتفاق میوفته

    میگفتم حتما این سوال رو توی کامنتم مطرح میکنم

    ولی استاد ب این سوالمم پاسخ داد

    الهی دورتون بگردم استاد و خانم شایسته ک عاشقانه کار میکنید

    الهی دورتون بگردن اعضای خونواده ک با عشق کامنت میزارید دوستون دارم

    رسول

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      خواهان تغییر گفته:
      مدت عضویت: 1063 روز

      سلام اقای بنادری عزیز

      چند روزی بود یک سری سوالها در همین موارد ذهنمو مشغول کرده بود

      و از خدا خواستم خودت یجوری منو به پاسخ سوالم برسون و الان هدایت شدم به کامنت شما و چقد لذت بردم از خوندنش و قلبمم حرفاتونو نسبت به سوالاتی که داشتم پذیرفت

      خیلی ممنونم بابت کامنت ارزشمندتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    محمد کوچکی گفته:
    مدت عضویت: 1040 روز

    سلام استاد عزیز و مریم بانو عزیز من تقریبا 2 ماه عضو سایتم و قبل اون کتاب میخوندم تک توک هم به فایل های شما گوش میدادم من از طریق مادرم عضو سایت و دانشجو شما شدم.

    من حال حاظر 18 سالمه و الگو تکرار شونده دیگران برای من توی رابطه عاطفی بود و مهم ترین بود واسم. این موضوع تقریبا برای 2سال و نیم 3 سال پیشه بعد که منم تقریبا 15 یا 16 ساله بودم. با یک دختری دوست بودم و اول دوستیمون خیلی معمولی تر بود گذشت گذشت و ما وابسته به هم شدیم تقریبا 2 سال باهم بودیم و به آخرا که رسیده بود من و طرف مقابلم خیلی اذیت می‌شدیم. وقتی که رابطمون تموم شد و با مادرم صحبت کردم متوجه شدم که الگو های تکرار شونده باعث این شد که ما کم کم دور و از هم جدا شدیم.

    متوجه این شدم که هم من الگو تکرار شونده داشتم و هم طرف مقابلم.

    الگو تکرار شونده طرف مقابلم این بود که به حرفای من احترام نمیزاشت و چیز هایی که نباید انجام میدادو تکرار می‌کرد.

    و الگو تکرار شونده من این بود که من توی رابطه عاطفی رها نبودم و همش در حال کنترل کردن غیر عادی بودم.

    وقتی که روی رشد شخصی کار کردم متوجه شدم که باید توی رابطه عاطفی چطور عمل کنم و چجوری باشم.

    خداروشکر میکنم که شمارو توی مسیر زندگی من گذاشت و من این فایلو دیدم و از این به بعد میتونم روی الگو های تکرار شونده خودم و دیگران مسلط باشم.

    با آرزوی موفقیت دیگران و شما استاد عزیز و مریم بانو.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1696 روز

    سلام

    استاد عزیزم

    یکی از الگوهای تکرار شونده ام به موقع پرداخت نکردن قرضهام بود چون پولم با تاخیر دستم میرسید .

    این مسئله باعث بی اعتباری ام میشد و در نتیجه عزت نفس و اعتماد به نفسم پایین می اورد با تعهدی که به خودم دادم که تحت هر شرایطی پول قرض نگیرم وهمچنین با کار کردن روی باورهای مالی این الگوی تکرار شونده رو حل کردم

    اما یکی از الگوهای تکرار شونده با افراد دیگر

    من اغلب با افرادی مواجه میشدم که مستولیت پذیر نبودن واین مسئله در جاهایی که کار گروهی باید انجام میشد خیلی برایم مشکل ساز بود،همیشه دوست داشتم کارم خوب انجام شود ،در کار گروهی و با افراد بی مسئولیت این کار قابل اجرا نبود، اگه از کار ایراد ی گرفته میشد که چرا این کار گروهی به خوبی انجام نشده با اینکه من مسئولیت خودمو انجام داده بودم اما بیشتر از همه ناراخت میشدم و نتیجه این میشد که خودم همه کارها خصوصا کارهایی که مسئولیت دیگران بود انجام میدادم این کار باعث میشد که ان افراد انجام ان کارها را وظیفه من میدونستن ،و دقیقا این مورد اغلب ودر جاهای مختلف تکرار میشد،گاهی اوقات این کار رو از سر دلسوزی انجام میدادم جالب اینکه ان شخصی که از همه بی مسئولیت تر و در واقع تنبل تر بود بیشتر ادعای حق و حقوق میکرد و گاهی حتی ان چیزی که متعلق به من بود میگرفت

    چندین چند بار تصمیم گرفتم این کار رو انجام ندهم اما ازم میخواستند ببخشم و به اصطلاح بزرگواری کنم ،منم میپذیرفتم و گاهی اوقات شاید احساس میکردم چاره ای جز این ندارم و منتظر بودم خداوند معجزه ای بکند

    یکبار برای همیشه تصمیم گرفتم اگاهانه از این افراد و این کار نادرست خودم دوری کنم گرچه برام سخت بود حرف شنیدم بهم احساس گناه دادن،فیلمم کردن اما استقامت کردم و خدا را شکر الان مدتهاست این ادمها در مدارم نیستند از یک عده ای که خودم اگاهانه فاصله گرفتم یک عده ای هم خودشون فاصله گرفتن

    ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمدرضا بهبودی گفته:
    مدت عضویت: 2556 روز

    بنام خدای مهربونم ک هر لحظه در حال هدایت منه ب سمت خواسته هام و ب سمت زیبایی ها

    سلام خدمت بهترین های دنیا استاد عباس منش عزیز مریم جان شایسته و مهربونم و بچه های عزیز

    خداروشکر میکنم ک بازهم خداوند این فرصت رو ب من داد تا روی خودم کار کنم

    این فایل هدایت دیروز من بود برای شروع کاری ک احساس میکنم بهش علاقه مندم و خواستم از خداوند ک منو هدایت کنه

    اولش من ارتباطی بین درخواستم و هدایت خداوند ندیدم اما بیشتر ک فکر کردم دیدم من باید این مسیر رو برم و یکسری باورهام رو ک باعث میشه زندگیم مثل یو یو باشه رو تغییر بدم تا توی مسیری ک میخوام شروع کنم بتونم از همون اول خوب شروع کنم و پیش برم و مهم تر از همه نتایج پایدار بگیرم

    چون در حال حاضر این مسئله رو دارم و هر چند وقت یکبار این تجربه رو دارم و انگار همه چیز بهم میریزه و من باید از اول شروع کنم و انرژی بزارم تا دوباره بیام بالا و پاشنه آشیلم در مورد موضوع روابط بصورت کلی هست ک با گوش کردن ب این فایل و نوشتن آنچه ک ب ذهنم میومد ، ایده خوندن کتاب آیین دوست یابی بهم الهام شد و ب لطف خدا این کتاب ارزشمند رو دارم

    استاد مثالی ک در مورد اجاره مغازه هاتون زدید ک نمیشد ک 1 سال کامل یکجا باشید ، منو یاد گذشته خودم انداخت ک منم بخاطر یکسری باورهای محدود کننده ام در مورد کار و ارزش ، کارهای مختلف زیادی رو تجربه کردم و توی هیچ کدوم هم نتونستم 1 سال کامل بمونم و منم این موضوع برام آرزو شده بودم ک منم میخوام حداقل 1 سال ی جای ثابت کار کنم و ب لطف خدا این موضوع برام حل شده

    حالا از کجا میفهمم ک حل شده ؟

    ب قول شما از نتایجم ک دیگه مثل قبل نیست و تغییر کرده

    حالا چنتا از ترمز هام رو میخوام بگم براتون

    یکی اینکه من از کاری ک بهش علاقه نداشتم و بارها فکر کردم ک کلا رهاش کنم ، با جسارت بیرون اومدم و ب خودم قول دادم ک دیگه من اینکارو انجام نمیدم در هیچ شرایطی

    و دوم اینکه من ذهنیت و باورم رو نسبت ب کار و شغل و ارزش بصورت کلی تغییر دادم

    چون من فکر میکردم ک : ارزش آدما ب کاری هست ک انجام میدن و یکسری کارها رو ک همه میتونن انجام بدن و من نمی‌خوام اون کارها رو انجام بدم و باورم رو نسبت ب موضوع کار کلا تغییر دادم و ب خودم گفتم ک : همه کارها ب یک میزان ارزشمند هستن

    یعنی فردی ک کارمند شهرداری هست و کارش تمیز کردن محیط زندگی مون هست ب اندازه ی فردی ک دکتر هست و با سلامتی و جان انسانها سروکار داره ب یک میزان ارزشمند هست و هر دو ب یک میزان ارزش خلق میکنن

    اینکارها رو ک انجام دادم ، من هدایت شدم ب کاری و شغلی ک اولاً واقعاً بهش علاقه دارم و از انجام دادنش لذت میبرم و دوما در مدت زمان کوتاهی « کمتر از 4 ماه » خیلی خوب توی این کار پیشرفت کردم و واقعاً راضی هستم از این بابت

    حالا در مورد عواقب اعتماد ب افرادی بگم ک الگو های تکرار شونده مخرب دارن :

    من با ی خانمی توی رابطه بودم و از ی جایی ب بعد احساس میکردم ک ایشون صداقت نداره

    و این موضوع واقعاً اذیتم میکرد و هربار ب من می‌گفت ک : ی فرصت دیگه بهم بده و از این حرفا

    و کاری ک من انجام میدادم این بود ک : بلاکش میکردم و بعد از ی مدتی ایشون با ی شماره دیگه تماس می‌گرفت و باهم صحبت میکردم و من دوباره این رابطه رو ادامه میدادم و دوباره بی صداقتی و دوباره روز از نو روزی از نو …

    آخر انقد آزار دهنده شده بود ک رابطه رو تمام کردم

    حالا چرا من این رابطه رو ادامه میدادم ک ب اینجا برسه ؟

    اول اینکه من فکر میکردم ک دیگه نمیتونم رابطه ی دیگه ای رو بتونم تجربه کنم و داشته باشم

    یعنی باور کمبود ، و ب همین دلیل چسبیده بودم ب این رابطه و این باور کمبود مهم ترین دلیلش بود

    دوما اینکه من این الگو رو نمی‌دونستم و روی حرف آدما حساب میکردم و بهشون مهلت میدادم و فکر میکردم ک آدما بعداز ی مدت کوتاهی میتونن تغییر کنن و اگه میگن تغییر کردم هم نباید روی حرفشون حساب کرد

    چون واقعاً نمیشه ب این زودی و ب این راحتی تغییر اساسی کرد

    من ب خودم اصلا توجه نکرده بودم ک : بعد از این همه مدت تازه دارم تغییرات رو در باورها و رفتارم میبینم و من انتظار بیجا از دیگران و جهان داشتم و دلیلش هم عدم درک درست قانون تکامل بود

    ممنونم از شما استاد عزیز و فوق العاده ک انقد فکر میکنید و ایده های زندگی ساز رو با ما ب اشتراک میزارید تا ماهم بتونیم خوب زندگی کنیم

    برای همگی آرزوی سلامتی شادی عشق ثروت و سعادت در دنیا و آخرت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      Hootan گفته:
      مدت عضویت: 2778 روز

      سلام

      وقت بخیر

      جناب بهبودی کامنت های شما را زیاد مطالعه کردم اشتیاق وافر شما را در خودشناسی و دوری از عوامل بیرونی و بدنه جامعه از جنس کامنت های شماست و این ستودنی است

      اگر تمایل داشته باشید در تلگرام باهم در ارتباط باشیم از درس ها، تغییرات ،نکات مثبت،زیبایی ها، خودشناسی کلا در زمینه قوانین کیهانی به نتایجی که میرسیم به یا ترمزها و شرک ها و باورها مخرب و هر چیز دیگر به اشتراک بگذاریم تا برای پیشبرد ودستاوردهای عالیتر خودمان موفق تر عمل کنیم لطفا شماره تلگرام یا آیدی تلگرام خود را ارسال فرمایید از جناب عباس منش هم سپاسگزارم که باعث گسترش کیهانی خانواده صمیمی عباس منش میشوند

      هوتن بهبودی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    غزل گفته:
    مدت عضویت: 822 روز

    به نام خداوندی که منو به این سایت هدایت کردی،خدایی که برام من بهترینهارو میخواد

    سلام استاد عزیزم وقتی فایلاتونو گوش میکنم میگم چقدر شما به مسائل آنقدر دقیق نگاه و اونا تحلیل میکنین،وقتی توضیح میدید بسیار سادست انگار هزاران با تکرار شده ما هم میدوستیم در حالی که واقعا هزاران بار تکرار شده ولی ما نمی‌دانستیم و هیچ توجهی بهش نمی‌کردیم

    من یه الگوی تکرار شونده راجب بچه هام دارم،راجب درس نخوندن پسرم و زیاد بیرون رفتن دخترم

    در این دو مورد خیلی ضعیف عمل میکنم و کنترل ذهن ضعیف که نگم،هیچ کنترلی اون لحظه ندارم و بشدت بهم میریزم اونا هم به گفته استاد میگن قول میدم و دیگه تکرار نمیشه و… تکرار و تکرار

    الان به ذهنم رسید پاشنه آشیلم احتمالا کمالگرایی هستش،دوست ندارم دیگران بگن بچش همش بیرون در حال بازیه این چه مادر بیخیالیه،پسرم نمرات خوبی بگیره و…کاش بتونم تو این موارد ذهنم رو کنترل کنم و احساسم رو خوب نگه دارم بچه های من نقاط قوت زیادی دارن و من باید رو اونا تمرکز کنم

    ولی نمی‌دونم چه برخوردی داشته باشم واقعا موندم

    بایدچکار کنم و چه برخوردی داشته باشم من پترن هارو در این دو موضوع می‌دونم ولی آیا میتونم جلوشون بایستم و به تعادل برسونمشون

    خدایا خودت کمک کن

    ممنون از استاد بی نظیر

    1402/01/19

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    فرزانه خدیو گفته:
    مدت عضویت: 1948 روز

    سلام به استاد جان و یار وفادارتون مریم جان

    استاد چطور تشکر کنم از خدای خودم که منو با شما آشنا کرد،اینطور میتونین بی دریغ کمک کنید به افرادی مثل من که نیاز دارند

    استاد چند وقت میشه که درگیر یه رابطه عاطفی بودم که بهم احساس بد میداد و این الگو در همه رابطه های قبلیم تکرار شده بود و مدام سوال میکردم چرا این روند این همه تکرار میشه؟؟

    کاش بتونم بفهمم چه الگو و باور اشتباهی رو دارم ؟کجایی راه اشتباه ست که به سرانجام نمیرسه؟

    شما دقیق و درست میگید و من هم تجربه ش کردم که این الگوهای تکراری همه جا خواهند بود اگر تغییر در باورهات نداشته باشی

    من هر بار درگیری روابطی میشدم که اون آدم ها رفتارهای مشابه داشتند

    مثل بی تفاوت بودن یا احساساتشون ابراز نمیکردن یا اینکه محدودم میکردن حالا چه از لحاظ فکری چه از لحاظ حتی پوشش

    منم همیشه جدال با خودم و ذهنم داشتم

    و از خودم سوال میکردم و جواب خودم رو میدادم همون نشخوار فکری که چرا همچین رفتاری میبینم و‌قلب و روحم آزار میدن و همچنان تو رابطه هستم

    و تمام انرژی من در طول رابطه گرفته میشد

    یا مثلا باید قهر میکردم و با رفتارم متوجه میشدن که ناراحتم یا میگفتن ما متوجه نمیشیم

    چرا این همه سخت میگیری و یا نیاز به توضیح دادن خودم بودم همیشه،که فلانی اینجا اگر اینطور بودی بهتر بود

    یا چرا درکی از من نداری!

    همیشه این روند ادامه داشت تا الان که دیگه عاجز شده بودم و به بن بست رسیده بودم و بقول شما که میگید بعضی از ما آدم ها (مثل خودم) باید چک و لگدهای زیادی از جهان بخورید تا متوجه بشید که این خودتون هستید که باور و الگوهای نامناسبی دارید که جذب آدم های نامناسب میشید و استاد درسته.

    من از دیشب چند بار فایل گوش دادم و نوشتم و آه کشیدم که چراااا منی که پر انرژیم ،عاشق تغییرم،پر از احساسم

    باید با همچین آدم های وارد رابطه بشم

    ذهنم گذشته رو بیادم آورد ،الگوهای نامناسبی که از بچگی داشتم

    پدر و مادرم

    خدایاااا هر چقدر مرور میکنم همه ی این رفتار و‌موندن تو رابطه اشتباه و عدم تصمیم گیری درست و تحمل کردن شرایط غیر دوست داشتنی و سکوت و باور اینکه دیگران رو تغییر بدم

    همه و همه به الگوهای نامناسب بچگیم یعنی عزیزترین عضو خانواده م پدر و مادرم میرسم.

    زمان هایی که پدرم با زور و قدرتش میخواست

    مسائلی رو به مادرم و بقیه خانواده تحمیل کنه

    زمان هایی که احساساتی که من دیدم فقط خشم و دوری کردن بود و بی تفاوتی نسبت به عواطف همدیگه بود

    زمان هایی که مادرم سرکوب میشد از احساساتی که یک زن داره و دم نمیزد و میگفت باید بسوزی و بسازی

    زمان هایی که فکر میکردن قدرت تصمیم گیری ندارن و خودشون مجبور به تحمل شرایط سخت و طاقت فرسا میکردن و برای دیگران جای تحسین داشت که ببین فلانی چقدر بدبختی میکشه ولی از زندگیش دست نمیکشه

    همیشه حرف دیگران ،همیشه ارجح بوده به عواطف و احساسات خودمون

    یادم هست که میگفتن زن خوب یعنی باید سازش کنه ،خب با چی سازش کنه؟؟؟

    با ندیده شدن عواطف و احساسات

    زنی که سرشار از احساسات خداوندیه

    زنی که مملو از زندگی و خالق بودنه

    زنی که احساساتش اگر بیان بشه جهان زیباتر میشه محبت و صمیمیت هم بستگی و عشق ریشه دار میشه

    ولی من برعکس این ها رو دیدم و تجربه کردم و باور کردم و خودم الان درگیر مسائلی هستم که حق من نبوده ولی چاره ی نیست جز شناخت خودم و از نو تجربه کردن و ساختن باورهای درست

    چقدر باورهای مخرب بهم یاد دادن

    حالا من تو‌سن سی سالگی سرشار از احساسات

    سرشار از زندگی با تمام این باورهای مخربی که مثل وزنه های سنگین به پاهام وصل هستن و نمیتونم رها بشم و زندگی رو زندگی کنم

    و شما با هر حرف و تجربه ای منو به سمت گذشته و پیدا کردن روزهای تیره و تاری که برام ساختن میکشونی و بهم یاد میدین که پیدا کنم همه باورهای اشتباهی که هنوزم فرصت هستن برای تخریبشون و از نو ساختن زندگی دلخواهم

    و بهم یاد دادین که میتونی و تلاش کن با تمام آسیب های که دیدی

    و بارها خودتون به ذهنم میاین که استادم تو خیلی از موارد آسیب دیده ولی تونسته مدیریت کنه و رشد کنه پس منم میتونم.

    استاد خیلی نیاز دارم دروه کشف قوانین زندگی رو تهیه کنم

    پارسال همین موقع دوره عزت نفس رو خریدم و کار کردم و نتیجه های عالی گرفتم ولی گول خودم رو خوردم و یه مدت بیخیال شدم و دوباره برگشتم سرجای اول

    استاد من حرف هاتون زندگی کردم و تجربه کردم

    شما درست ترین انسانی هستین که دیدم

    هنوزم دوره عزت نفس کار میکنم فوق العاده ست باید دوباره نتایج که بااین دوره بدست آوردم بسازمشون

    استاد چرا من هنوز در عمل ضعیفم؟؟

    از خودم راضی نیستم چرا اونطور که حرف میزنم عمل نمیکنم باید قانون تکامل طی کنم

    میدونم میدونم میدونم

    ولی بازم از اینکه حرف های شما رو میشنوم و درک میکنم ولی در عمل کم و زیاد دارم ناراحتم

    و در شرایط سخت که قرار میگیرم میگم خدایا به دادم برس که این لحظه ایمانم رو بهت ثابت کنم در شرایطی که همه چی بهم ریخته ست

    خودم رو نشون بدم نه زمانی که همه چیز خوبه.

    استاد جان دوستون دارم

    بهترین راهنما و دوست بعد از خدا ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1256 روز

    سلام استادعزیزم وهمراهان همیشگی وخوب سایت ،پاشنه آشیل من دخترمه ،اگر کسی ازش انتقاد کنه ،قضاوت کنه یاکوچک ترین چیز روبگه من به شدت بهم میریزم ،خیلی تلاش کردم تعصب بی جا نداشته باشم ولی کماکان بهم میریزم وبراش جنگ وآشوب میکنم ،هربار ازخودم پرسیدم چرا ؟ولی جوابی پیدا نمیکنم چون حس میکنم هیچ کس حق نداره از چیزی یاکسی که به من مربوطه حرف بزنه ،الگوی تکرار شونده ای که هربار پیش میاد من همون واکنش نشون میدم چون مادرم هیچ وقت منو حمایت نمیکرد ومن دارم اینکارو میکنم چون مثل مادرم نباشم ،الگوی تکرار شونده دیگه گم کردن چیزهای مهم توزندگیمه که یا جا میزارم یا گم میکنم واخریشم کارت ملی مه که بعد سه سال گرفتم ،نمیدونم چرا انقدر زیاد حساس بودم حواسمم بود ولی باز این اتفاق افتاد ،که هربار جایی میرم هرچقدر حواسمو جمع میکنم باز یه چیز جا میزارم ،یکی ازدلایلش اینه که همسرم به شدت میگه جا نزاری ،جا نزاری،استرس زیاد میگیرم ،درادامه استاد راجب اعتماد کردن به اشخاص واینکه یک کارو دوباره تکرار میکنند باید بگم خب من خیلی زود واکنش نشون میدم ونمیزارم تکرار بشه چون به شدت اذیت شدم دراین مورد،این فایل رو بارها وبارها گوش میدم تا پیدا کنم دلیلشو چون من بهای زیادی دادم بابت هرکدوم ازاین مثالها،استاد عزیزم ممنونم برای این نکته عالی که با حل کردنش زندگیم زیرورو میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1888 روز

    به نام خدای مهربانم

    فایل نشانه امروز من: نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران

    سلام به اساتید عزیزم

    سلام به دوستان خوبم

    2 روز پشت سر هم، از دسته فایلهای نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده، به عنوان فایل نشانه ام برام نشون داده شد. سعی کردم چندین بار با دقت، فایلها رو گوش بدم و درکشون کنم.

    یه سری مثالهای مشابه با هر دو مثال استاد توی دوستان و آشنایان ما هم هست که توی ذهنم اومدن. اما الان نمیخوام راجع به دیگران بنویسم.

    بعضی نکاتی که در صحبتهای استاد برای من بولد بودن ایناست:

    اینکه استاد گفتن «اون فرد واقعا میخواد که قول بده، ولی، نمیتونه روی قولش بمونه». این نکته اومد توی ذهنم که وقتی اون آدم، توی مدار انجامِ اون کار هست، دیکه اصلا مهم نیست که چقدر مارو دوست داره، چقدر برای ما احترام قائله یا چقدر میخواد روی قولش بمونه…

    جهان، کائنات و قانون مدارها بهش اجازه نخواهد داد که اون کار رو انجام نده. یعنی تا وقتی که مدارش عوض نشده باشه، درهر حال در اون کار تکرار خواهد شد. چون اون کار جزئی از اون مداره. (حالا اون کار هر چی که باشه: از بدقولی که ساده ترینشه تا چیزهای دیگه).

    منظورم اینه که، اگر من قانون مدارها رو درست درک کنم دیگه میدونم که نه با نرمی و مهربونی، نه با قربون صدقه صحبت کردن، نه با منطق و استدلال، نه با طعنه کنایه و بداخلاقی، نمیتونم به کسی که خیلی دوستش دارم بفهمونم که اینقدر گوش دادن و پیگیری تمام اخبار و شبکه های خبری چقدر میتونه اشتباه و مضر باشه.

    این دقیقا موضوعی بود که من در همون زمانهایی که فکر میکردم که دارم حرف استاد رو گوش میدم و راجع به قوانین با کسی صحبت نمیکنم و نمیخوام به زور تغییرشون بدم، داشتم این کارو میکردم. و نمیدونستم اینا همش همون به زور تغییر دادنه

    (حتی یادمه یکی دو بار یه جورایی بهم گفت به جای این حرفا، بیا تو هم گوش بده ببین چی میگه!!!)

    اما خدارو هزار مرتبه شکر احساس میکنم تا حدودی در این زمینه بهتر شدم. هنوز به اون مرحله ای که دوست دارم، نرسیدم اما حس میکنم یکم بهتر شدم.

    من باید اینو یادم باشه، من اگر خیلی هنر کنم و مرد باشم، نهایتاً بتونم مدار خودم رو تغییر بدم. اینکه بخوام تغییری در دیگری ایجاد کنم، یعنی اینکه میخوام مدارش رو عوض کنم و این غیر ممکنه…

    خیلی از آدماها، حتی زمانی که میخوان و تصمیم هم میگیرن، نمیتونن خودشون رو تغییر بدن، چه برسه به اینکه دیگران رو تغییر بدن. (منظورم تغییر دائمی و پایداره).

    هنوز به اون جایگاه، و به اون بی خیالی که دوست دارم، نسبت به رفتار و تصمیمات و کارهای اطرافیانم نرسیدم. به خصوص در مورد اعضای خانواده. و دوست دارم هنوز بهتر بشم چون حس میکنم اگه توی این زمینه بهتر بشم، جلوی یکی از نشتی های انرژیم رو میگیرم.

    استاد، من حس میکنم تازه دارم معنی نشتی انرژی که میگفتین رو میفهمم. و خیلی از این بابت خوشحالم.

    حالا که حرف از اعضای خانواده شد، یه چیزه دیگه که توی صحبتهای استاد خیلی توجهم رو جلب کرد این بود که گفتن مادرشون ازشون پول قرض خواسته و ایشون این کارو انجام ندادن…

    من فکر نمیکنم که بتونم از پسِ همچین کاری بربیام. درسته که طبق قوانین تصمیم گرفتم که دور قرض و وام و اینجور چیزها خط بکشم…..

    اما همین الان که دارم فکر میکنم میبینم، که اگر در مورد اعضای خانواده، به خصوص مادرم باشه خیلی احتمالش هست که قرض بدم.

    یاد حرف خانم شایسته افتادم که درمورد دلیل شروع سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا گفتن که از وقتی که با استاد زندگی کردن دیدن که این آدم واقعا خودشه و اون حرفی رو روی سن میزنه، دقیقاً توی زندگی خودش هم اجراش میکنه. و خانم شایسته هدفشون این بوده که بقیه بچه ها هم این موضوع رو ببینن.

    امیدوارم که خدا همه ما رو به راه راست، راه کسانیکه به آنها نعمت داده، هدایت کنه.

    استاد عزیزم، خانم شایسته مهربانم،

    برای تهیه و اشتراک گذاری این فایلها، ازتون بینهایت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    آرام گیان گفته:
    مدت عضویت: 1300 روز

    استاد!

    دارم به این فکر میکنم که این موضوع الگوهای تکرار شونده درمورد خودمان و دیگران، در چه طیف گسترده‌ای میتواند درست دربیاید!

    درباره هرچیزی مصداق دارد

    حتی درمورد مسائل سیاسی و تاریخی

    .

    من هم معتقد به آن عبارت هستم که گاه چه عجیب تاریخ تکرار می‌شود!

    .

    این روزها تحلیل‌های مختلف روشنفکران و غیر روشنفکران را که درباره موضوع انتخابات و ریاست جمهوری آقای پزشکیان میخوانم در کنار آنچه خودم، نخوانده ادراک میکنم، به مانند تکه پازل هاییست که کُلِ روشنی از یک واقعیت تکرار شونده را به من نشان می‌دهد با نشانه‌های تکراری اما کمی گول زننده، که اگر فقط کمی حافظه‌ی تاریخی و هوشمندی همراهمان باشد گولش را نخواهیم خورد…

    .

    من از آموزه‌های شما درس‌های زیادی گرفتم و متشکرم.

    .

    یکی از چیزهایی که یادم می‌آید آن دانشمند معروف نِیل دی گِرَس در قسمت دوازدهم از سریال زیبای کهکشان میگفت، این بود که اگر میخواهید تغییرات آب‌وهوایی و چیزهای مربوط به زمین و نجوم و این چیزها را بررسی کنید، به بازده زمانیهای کوتاه ننگرید بلکه به بازده های چندساله نگاه کرده آنها را بررسی کنید.

    بگذارید یک مثال برایتان بزنم. میخواهم از این موضوع مربوط به طبیعت شروع کرده و مسائل و الگوهای تکرار شونده ی سیاسی را مطرح کنم

    .

    یادتان هست چندسال پیش سیل‌های پیاپی آمد؟ همان موقع علاوه بر شهرهای مختلف، در شیراز هم آمد.

    در شیراز روی یک سیلاب که دیده بودند چندسالی ست به علت خشکسالی و عدم بارش باران بیکار مانده، جاده ساخته بودند و حالا بعد از چندسال که باران آمده بود و سیلابی نبود، روی همان جاده‌ی برروی سیلاب پیشین سیل جاری شده بود و تمام ماشینهای پارک شده و نشده روی آن مسیر را هم با خودش برده بود.

    .

    استاد! شما و مریم خانم معماری خوندید درسته؟

    به نظرم بچه‌های معماری باید چنین تحلیل هایی در سرفصل و آموزه‌های دروسشان داشته باشند که بتوانند طبیعت و رفتارهای تکرار شونده ی طبیعت را بشناسند و براساس آن ملک ها و بناهای استاندارد بسازند درست است؟

    من به دلیل مشابهت کارم، در برخی از گروههای تلگرامیِ معماران عضوم و به همین واسطه تحلیل‌های جالبی را میخواندم.

    متوجه شدم که این سیل در همان مسیرِ سیلابِ شیراز، توسط متخصصین و معماران و شهرسازان بارها و بارها کاملاً پیش بینی و گوشزد شده بوده! اما سازندگان گوش نکرده بودند!

    طرف نوشته بود مردم قدیمی و پیرهای منطقه هم میدانند که حدوداً هر هفت سال در همان جا و همان مسیر آنچنان سیلی می آید که باید برایش از قبل تدارکاتی دید…

    اما بقیه گفته بودند خیلی وقت است که باران نباریده و ما درگیر خشکسالی هستیم و این پیش نخواهد آمد… پس بنابراین جاده کشی میکنیم و… شد آنچه شد

    ….

    نِیل دی گرس هم درهمان سریال منظورش همین بود

    که شما ممکن است حواستان به دوره‌های تکرار شونده ی چندساله نباشد و فقط براساس دوره‌های کوتاه مدت تحلیل و پیش بینی کنید.

    کسی که کارش تحلیل تاریخ است یا چیزهای مشابه، الگوهای تکرار شونده در طولانی مدت را هم خوب میبیند و حواسش بهشان هست.

    ….

    حتی جالب است بدانید که من تجربه ای داشتم درس آموز: در یک پروژه باستان‌شناسی همکاری میکردم که لازم بود روی زندگی و آیین های مردم پیش از تاریخ بررسی‌هایی انجام دهیم.

    سرعت زندگی در آنهاآنچنان کُند بود که شبیه به مصریان باستان، برخی ادوار، بسیار طولانی و چندهزارساله بود و باید بازده بررسیها و تغییرها را طولانیتر از دوره های جلوتر و تاریخی در نظر میگرفتیم…. همینقدر دیر به دیر

    …..

    متوجه منظورم شدید؟

    … همه‌ی این ها را گفتم که برسم به الگوهای تکرار شونده ی نظام خودمان در ایران!

    من نگاهم به برخی امور به گونه‌ای ست که به زعم دیگران بدبینانه است و شکاک… اما خوب که نگاه میکنم میبینم هوشمندانه است! نه بد بینانه!

    مثلا وقتی من کاملا حس و دریافت کرده‌ام که سیستم تفکری ای که دارد مارا بازی میدهد، حرکت بعدی اش چیست و دُم به تله اش نمیخواهم بدهم و وارد بازی اش نمیشوم، درواقع دارم زمان و انرژی خودم را حدالامکان سِیو و ذخیره میکنم

    .

    من درمیان انبوهی از تحلیلها، عده کمی را دیدم که اشاره کرده بودند به بازی تکرای نظام برای این امر انتخابات… شاید فقط دونفر متوجه این بازی تکراری شدند

    و نوشته هایشان حرفِ من بود.

    .

    مثلا فقط یکیش!

    شما شک نکردید که این نظام تندرو، چه شد که یک هو درمیان گزینه‌های روی میزش یک آقای پزشکیان را هم قرار داد از طیف خاتمیون؟

    واقعا شک نکردید؟

    واقعا حس نکردید برای جلب توجه آنان که قهر بودند و برای کشاندن عده‌ای به پای صندوق‌های رای این کار را کرد؟

    حالا گیریم که چهار یا هشت سال هم برای داشتنِ طیفِ مخالفشان هم به دولت پزشکیان مهلت جولان بدهد

    مگر هربار بعد از آن دوباره تیم خودشان را برای خرابکاری دوباره بر سر کار نیاوردند؟

    فقط کافیست به بازده های تکراری چهار و هشت ساله و تمام بازیهایی که سرمان آوردند از بالا و از دور بنگرید!

    .

    همین الان هم بسیاری از اتفاقات قابل پیش‌بینی ست.

    فقط اگر کمی هوشمند باشیم!

    موقع تحلیل، خشمگین یا درگیر جزئیات نشوید

    فقط روند را بنگرید، سیستم را بنگرید، شیوه ی نگاه و شیوه تفکرشان را بشناسید و بنگرید که تغییر هم نمیکند

    اما باز ما گولشان را میخوریم و فراموش میکنیم.

    …..

    نگاه کنید در اطرافیانتان و آنها که به عنوان نزدیکانمان با ایشان مدام تعامل داریم.

    گاهی شده که یکی از آنها چندسال قبل در یک مراسمی یا در یک موقعیت بحرانی دیگر، کاری را کرده که برایتان سنگین آمده؟ و بعدش چندسال با شما خوب بوده و باز در موقعیتی دیگر همان واکنش‌های پیشین را داشته؟ و بعد با خودتان میگویید این که خوب بود! چی شد باز؟

    … نه! خوب نبود… فقط مثل یک آتشفشان، تریگر و محرکی برای فورانش نداشت تا دوباره همانطور مثل قبل آتش به پا کند.

    ….

    در تحلیل های روانشناسی دیدید که مثلا به برخی افراد میگویند: پرخاشگرِ منفعل؟

    یعنی این فرد گرچه مهربان و ساکت به نظر میرسد اما اگر چیزی او را تحریک کند بطور پیش فرض حتما پرخاشگری خواهد کرد و بالقوه خشم دارد…

    .

    استاد شما احتمالاً بیشتر از خیلیها حواستان به روند و انواع بازی‌های تکراری سیاسی هست و اطلاعاتتان هم بیشتر از برخی دیگر است…. درباره الگوهای تکرار شونده شان که باید مراقب باشیم و هوشیار،…. میدانید چه میگویم درست است؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سید محمد رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 497 روز

    سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات یگانه خالق آفرین من ،،

    آره درسته ،،

    منم تجربش کردم ،،

    خیلی جاها بوده تو خیلی از ارتباط هام این الگو برام تکرار شده که طرف چندین بار بهم با بهونه های مختلف کار خودش و توجیه کرده و گفته که دیگه تکرار نمیشه ولی دقیقاً تکرار کرده ،،

    خیلی این فایل برای من درس داشت ،،

    خیلی مهمه که مثل استاد عزیزم برای خودمون قانون هایی بزاریم که از ی شخص چند بار ضربه نخوریم واقعاً خیلی میتونه به آرامشمون به راحتی و اعصاب خودمون کمک کنیم اگه خودمون و تو معرض خدشه خوردن قرار ندیم ،،

    اصلا به جرأت میتونم بگم دوستان من خیلی از بخش های اساسی زندگیم و قسمت بیشتر زندگیمو حتی تو رنج و خودآزاری این مسئله گذروندم چرااااا واقعاً

    چرا آدم چندی و چند بار باید از ی مسئله صدمه ببینه ،،

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای این دست آگاهی بخشت این استاد عزیز و ارزشمند که به من عطا فرمودی ،، از صمیم قلبم براتون آرزوی سلامتی و تندرستی و بهترینها رو دارم از الله کریم ،،

    واقعاً خیلی میتونه کمک کنه بچه ها خواندن کامنت های شما شرکت کردن توی نوشتن احساس میکنم مهم ترین کار حال حاضر زندگیم همینه چرا که هر روز دارم بیشتر و بیشتر درک میکنم یا حداقل به درک این آگاهی ها نزدیک و نزدیک تر میشم و ملتمسانه از درگاه خداوند متعال درخواست دارم کمکم کنه هر روز با انرژی و تمام توانم بیام و کامنتای خوشگل شمارو بخونم و بیدار تر بشم و آگاه باشم ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که ظرف دریافت آگاهی منرا هزاران برابر کردی و منرا در مسیر مستقیم خودت قرار دادی تا نور مطلق خودت ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت برای این همه دوست نازنین این سایت مقدس که بهم عطا کردی ، واقعاً خیلی جاها انرژی میگیرم از وجود و لمس حضور الله انرژی ازلی ابدی که جاریست تو این مکان مقدس ،، شکرت خداااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: