این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/01/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-01-23 06:31:202025-01-23 06:32:25مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروز صبح…. بزارید از دیروز بگم…که چقدر روز عجیبی بود…انگیزه و امید صفر…..خسته….خسته از مسیری ک هرچی میرم تموم نمیشه…..نفس عمیق کشیدم و …. ب قول استاد جان ک میگن اینجور موقع ها ی کاری کنید کفقط یه ذره حالتون بهتر بشه… چشم هامو بستم و از فایلهای دانلودی (مهاجرت ب مدار بالاتر-چگونه وارد مدار خواسته ها شویم) را از موبایلم پلی کردم و رفتم ظرفها رو شستم و منتظر همسرم شدم. تا ایشون آمدن گفتم “الی” باید بخوابی تا مغزت بخوابه وگرنه این نجواها داغونترت میکنه…خوابیدم….صبح شد…. توو اینه از خدا هدایت خواستم….مرا به سوی نشانه ام هدایت کن…..و چقدر معجزه اسا….. به فایل مهاجرت به مدار بالاتر- چگونه وارد مدار خواسته ها شویم. هدایت شدم….با توجه به اینکه در قانون سلامتی حدود 20کیلیو وزن کم کردم و ب خودم قول داده بودم ب عنوان جایزه امروز برم 10میلیون برای خودم لباس های عالی بخرم و کمد لباسامو دوباره بچینم- با لباسهایی جدید و مناسب وزن الانم :) (همینجا از خدای مهربون و استاد جان جانانم مجد تشکر و قدردانی میکنم برای این دوره عالی)…..اما امروز از خدا هدایت خواستم و به دوره راهنمای عملی تحقق رویاها هدایت شدم…. بجای لباس این دوره رو خریدمhttps://abasmanesh.com/fa/am-i-lucky/#arg-downloads-wrapper به استناد آگاهی های این فایل …. اینو نوشتم اینجا بمونه ب یادگار برای خودم و خدای من ک بداند همواره ایمانم را نشان میدهم- ک عاشقش هستم- ک جز او یاوری ندارم و نمیخواهم و خداوند برایم کافی است.
چقدر من این فایل رو دوست داشتم. به زبان خیلی ساده به من فهموند که الان توی مسیر خواسته ها هستم یا ناخواسته ها؟! و این برای من خیلی ارزشمنده اینکه نسبت به قبل آگاه ترم و میتونم تشخیص بدم راه درست کدومه.
تئوری مدار ها همیشه یه تلنگر محکم به من میزنه و من اول میخوام برداشتم رو از توضیحات استاد بنویسم و بعد بگم که تجربه ای که از بالا یا پایین اومدن مدار هام داشتم چیا بوده و چطور میتونم تو مداری باشم که هر روز شرایطم بهتر از قبل باشه.
جهان پر از مدارهایی شبیه منظورمه شمسیه اگر خورشید رو منبع رزق و روزی و سلامتی و سعادت در نظر بگیریم هر کس نسبت به این مرکز یه فاصله ای داره. هر چقدر توی مدار دورتری باشیم از اون گرما هم دورتریم و هرچقدر نزدیک به خورشید باشیم از گرمای اون بیشتر بهره داریم. توی جهان هم هرکس یه جایی توی این مدار ها داره زندگی میکنه و جایی که هست رو افکار باور ها فرکانس ها و اعمالش مشخص میکنه هر چقدر بیشتر سپاسگزار باشیم به خواسته ها و زیبایی ها توجه کنیم به خورشید نزدیک تر میشیم ، مثل یه بازیه که قوانین خودشو داره و اگه اونارو بدونی و طبق اونا حرکت کنی برنده شدن تبدیل میشه به یه چیز بدیهی نه یه رویای دست نیافتنی دور و دراز چون قوانین، یکیه. فقط تو باید اجراشون کنی و من همیشه از خدا برای وجود قوانین بدون تغییرش سپاسگزارم که انقدر زندگی کردن رو راحت کرده.
تجربه ای که از تئوری مدار و بالاتر اومدنش داشتم رو مینویسم که یادم باشه قوانین همیشه یکیه؛ من از یک سال و نیم پیش پیش که با سایت آشنا شدم و شروع کردم به استفاده از آگاهی ها همه چیز برام جدید بود اولش واقعا متوجه نمیشدم استاد چی میگن اصلا نمیدونستم تضاد چیه ، مدار چیه و… یه سری کلمه ها کاملا برام جدید بود اما شروع کردم وقت گذاشتن و کم کم تکاملم رو رعایت کردم و هر بار بهتر متوجه شدم و شروع کردم به عمل کردن. نتیجهاش شد بالاتر رفتن مدارم و شرایط خیلی بهتری رو تجربه کردم روابطم عالی شد چون دیگه خبری از شرک نبود ، خبری از غیبت کردن پشت سر دیگران نبود ، خبری از توجه به نکات منفی نبود. اوضاع مالیم بهتر شد چون انتظارم از زندگی فرق کرد و فهمیدم همه چیز باید آسون باشه و خدا منو برای آسونی ها آسون میکنه. اوضاع سلامتیم از زمین تا آسمون بهتر شده با دوره قانون سلامتی و هر بار دارم بهتر عمل میکنم به آگاهی هاش و دیگه خبری از اضافه وزن و نفخ و گوارش داغون و کرختی و خستگی و بوی بد بدن ودهان نیست. روابطم با خدا طوری تغییر کرده که خودم باورم نمیشه هیچ وقت تا به حال انقدر به خدا احساس نزدیکی نکرده بودم و سازوکار هستی رو درک نکرده بودم و سیستمی بودن خدا یه دریچه جدیدی به روم باز کرد چون دیگه از خدا ناراحت نشدم بعد از این که فهمیدم خدا مثل یه سیستمه نه یه آدم و همین چقدر منو جلو برد که دیگه درگیر احساسات رقیق نبودم که خدا منو دوست نداره ، خدا با من لجه ، خدا برام نخواست و... و الان فقط روی یه چیز تمرکز دارم اونم احساس خوبه و از خدا شاکرم که این دید رو به من داد.
من میدونم که با رسیدن من به خواسته هام چقدر جهان جلو میوفته و انگار یه چرخ دندهاش جا میره .
تصمیم دارم برای بالاتر بردن مدارم این کار ها رو بکنم:
هر جایی کسی داشت غیبت میکرد از اون جمع برم و حتی شنونده غیبت هم نباشم.
وقتایی که حسم بد میشه و ناامیدی و نجواهای شیطان سراغم میاد به این چرت و پرتا که میگه اشکال نداره حال بدتو ببین، بهش توجه کن، دربارهاش بنویس و با یه نفر صحبت کن و… گوش ندم و همون موقع یادم بیاد که احساس خوب اتفاقات خوب برای جهان مهم نیست که من الان عزیزی از دست دادم یا اخراج شدم یا تصادف کردم یا پرخوری کردم و… براش مهمه که کانون توجه من به چه سمته و چه احساسی دارم و همونو برام بیشتر میکنه تو زندگی پس من سعی میکنم زیبایی ها رو ببینم و بهشون توجه کنم و دربارهشون حرف بزنم و بنویسم
خدایا شکرت
موفقیت های کوچکم رو جشن بگیرم و بابتشون سپاسگزار باشم.
هر روز وقت بذارم و بیام یه قدم دیگه از پروژه رو بردارم و بنویسم و این خیلی حالمو خوب میکنه ، هر بار که دیدگاه گام بعدی پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو مینویسم و میفرستمش خیلی خیلی احساسم خوب میشه و انگار مهم ترین هدف روزم رو تیک زدم.
سلام به استاد جان کسی که زندگی من را تغییر داد و الان که کامنت را مینویسم در جایی هستم که آرزویش را داشتم و با هدایت الله و به لطف خدا و اگاهی های شما استاد امسال مهاجرت ما رقم خورد و دیگه حایی زندگی میکنم که زیبایی های فایل هایی که از شما میدیدم رو دارم تجربه میکنم ما در یکی از زیباترین شهرهای کانادا در نزدیکی امریکا زندگی میکنیم و پلن بعدی ما دیدن شما از نزدیک و امدن به امریکاست ارزوی بعدی منه استاد از نزدیک شما رو ببینم و براتون بگم چه طور معجزه وار هدایت شدیم به این همه زیبایی ما اصلا هنوزم باورمون نمیشه چقد اتفاقات افتاده که فقط میشه اسمش رو معجزه های الله گذاشت چون با شرایطی که ما داشتیم اصلا منطقی نبود ولی شد
چون ما ایمان داشتیم و با ایمان قدم برداشتیم ما از شما یادگرفتیم وقتی توکل کنی و باور کنی حتما میشود و برای ما شد
تا امروز که این کامنت رو مینویسم بی نهایتت اتفاقات عجیب افتاده که اشک ریختیم از این همه لطف االله و قوانین بدون تغییر خداوند
استاد ببخشید که من مقاومت دارم همیشه برای کامنت نوشتن این هم خودم میدونم بع خاطر اعتماد به نفس نداشتن هست من همیشه از بچگی اعتماد به نفس پایینی داشتم و الان هم هر وقت میخوام کامنت بنویسم انگار با خودم میگم کامنت من نمیتونه تاثییری بزاره روی کسی و من نمیتونه خوب بنویسم واسه همینم همیشه فایل ها رو میبینم و از کامنت گذاشتن میگذرم و همین باعث شده مدتی از سایت دور بشم و با وجود نتایج خوبی که تا الان کرفتم یکم احساس میکنم از مسیر دارم دور میشم چون اوایل مهاجرت با تغییر شرایط و محیط جدید ناخواسته ذهن درگیر مسایل جدید زبان و فرهنگ جدید و مار و شغل جدید و البته همه ابن ها برای ما لذت بخش بود ولی چون درگیر کارها شدیم باعث شد وقت کمتری بزاریم برای دیدن فایل ها و کنترل ورودی هامون و این باعث شد ترس بر من غلبه کنه ترس برای یادگیری زبان جدید ترس از کارهای اقامت کرفتن ترس از عدم پیشرفت مالی و ترس از تنهایی ازتون میخوام هر کسی تجربه ای مثل من داره بهم بگه الان باید چیکار کنم تو مسیرش بمونم و حالموخوب نگه دارم من خیلی راضی ام از شرایط الانم فقط میخوام در زمینه مالی بتونم پیشرفت کنم و این همیشه ترمز ذهن من شده که ما که زبانمون خوب نیست نمیتونیم پیشرفت کنیم و این خیلی منو اذیت میکنه
دوستتون دارم استاد عاشقتونم و خداروشکر برای داشتن شما
شما منبع الهام و عشق هستید برای من هیچ کس برای من شما نمیشود
دوستتون دارم دوستای خوبم و امیدوارم همگی در مسیر رشد و موفقیت بمونیم و هر روز بهتر از دیروز باشیم
بادرود و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی ومریم جان زیبا
فایل بی نهایت تاثیر گذار ی بود.
حقیقتش من وقتی در مورد چیزی فکر می کنم نا خود آگاه مسیر به من نشون داده میشه اول خیلی خیلی هیجان انگیز بود برا م ولی حالا ترس اومده سراغم ………چرا چرا چرا
فقط برای اینکه با خودم میگم استاد گفتن باید تکاملت طی بشه اینکه راه به من به این روشنی گفته میشه دچار تردید شدم و ترسها به سراغم اومده که نکنه مسیرم اشتباه…… من باید مدار به مدار حرکت کنم تا تکاملم را طی کنم
اگر کسی جواب برای سوال من دارد راهنمایی کنه ممنون میشم.
سلام استاد عزیزم و مریم جانم خداروشکر که گام 17رو هم درکنارتونم و خیلی ممنونم بابت این پروژه ارزشمند و آموزنده ..
چقدر این فایل حال من و خوب کرد که شما باعث شدین آرزوی مادرتون به حقیقت بپیونده و چقدر انگیزه شد برام که منم بتونم پیشرفت کنم که هم خودم لذت ببرم و هم اطرافیانم (:
تمرین این گام (با توجه به آگاهی های این قسمت، چه راهکارهای شخصی را می توانید برای صعود از مدار فعلی به مدار بالاتر ، برای خود لیست کنید؟)
راهکار هایی که من پیشنهاد میکنم که الانم انجامشون میدم اینه که
1-مهم تر از همه تو فضای مجازی مثل اینستا و یوتیوب نرم که واقعا یه تخلیه انرژی و تمرکز شدیده و هر چقدر روی خودت کار میکنی انگار هیچ و پوچ شده … الان که حدود نصف ماه میشه که تو فضای مجازی نمیرم با اینکه سریال یا فیلم هم بعضی اوقات میبینم با اختلااااافففف حالم خیلی بهتر شده اصلا خودمم نفهمیده بودم که چقدر منشا گیجی و حال بدم به خاطر اونه
2- سعی کنم هر فایل که گوش میدم و نکته برداری کنم و یا با دقت گوش بدم و به ذهنم بسپارم و عمل کنم … توی این پروژه من از همه ی گام ها نکته برداری کردم و انقدر کمکم کرده که نگو حتی اومدم نشانه روز خودم و ساختم و همینجوری هر روز تصادفی یه متن و انتخاب میکنم و میخونم و به خودم قوانین و یادآوری میکنم
3- به تک تک لحظه های قشنگ زندگیم توجه کنم و یه شکارچیه لحظات مثبت باشم … من تو این مورد خیلیییی تجربه دارم چون واقعا اگه این کار و ادامه بدین حتی تو بیابونم باشین زیبایی های فراوان پیدا میکنین و انقدر این عادت حال من و خوب کرده انقدر من و سپاسگزار تر کرده که نگو (:
4-از اتفاقات بد که برام افتاده هر چند کوچک هیچی نگم … این واقعا عادت بد من هست که تا قبل انجام این پروژه همچنان سر کوچیک ترین چیزا مثل اینکه فلان خواب و دیدم یا دستم گیر کرد فلان جا و …از اینا صحبت میکردم و به یجایی رسیدم که دیدم همش دارم گلایه میکنم و نق میزنم ….و از وقتی که دیگه این کار و انجام نمیدم آرامشم زیاد تر شده نجواهای ذهنیم کمتر شده و در یک کلام عوضم کرد .
5- قرآن بخونم …من از اون فایلی که گفتین اگه واقعا میخواین بفهمین که جریان چیه خودتون برین قرآن و بخونین هر روز قرآن میخونم و شگفت زده میشم از صحبتای خدا که چقدر هماهنگ با صحبتای شماست
6-کتاب رویاهایی که رویا نیستن رو بخونم ….من برای برگشت به مسیر درست و کار کردن اصولی روی خودم این پروژه رو در کنار این کتاب ها شروع کردم و باید بگم گنجینه است این کتابا .چشام میسوزه انقدر که میخونمش ولی بازم نمیتونم دست بکشم ازش و دونه دونه تمریناشو انجام میدم و راهکاراشو مینویسم تا بیام دوباره مرور کنم با اینکه پی دی افش همیشه باهامه ولی بازم مینویسم تا یادم باشه و به امید خدا بعد کار کردن این کتاب و پروژه میخوام دوره عزت نفس و بخرم چون خیلی باید تو این مورد روی خودم کار کنم و همه اینا مدار من و میبره بالاتر …(:
خیلی چیزای دیگه هم هست ولی اینا برای من مهم ترین بودن… واقعا خوشحالم که کنارتونم و واقعا خوشحالم که شروع کردم و ازتون خیلی سپاسگزارم بابت این دوره های ارزشمند ..
خدای قشنگم بابت همه چیز ممنونم و ازت میخوام که همیشه یار و یاورم باشی و من و تنها نزاری که من هیچی بلد نیستم خودت باید من و هدایت کنی (:
باسلام خدمت استادعزیز وهمراه باوفایش ایشون مریم خانم ،،دوسدارم تجربه خودمودرموردمداربالاتربادوستان سایت که اصلا نمیشناسم به اشتراک بگذارم ،من18سال اعتیاد داشتم بعدازتلاشهای بی ثمروبی فایده به لطف خداوندتاریخ 4/6/1399برای اولین بار قطع مصرف کردم و رفتم تو انجمن AAوازاونجاتغییرات شروع شد اما زمانی که من خواستم بازیم نمیومد وازته دل خواستم ودنبال این بودم که یه چیزی یاد بگیرم دنبال آگاهی بیشتر بودم خداوندانسانهایی درمسیرم گذاشت که من میخواستم مثلاً راهنمای خوب جلسه خوب یادم هست اوایل هیچی نمیفهمم اماناامید نشدم و ادامه دادم تو دوسال نیم هشیاری حس کردم دیگه راهنمای فعالی کمکی نمیتونه بهم کنه و دارم درجا میزنم وزمانی که من خواستم بروم مدار بالاتر خداوندازطریق خواب راهنمای فعلی بهم نشون داد وازلحاظ معنوی و روحانی و سلامتی خیلی بهتر شدم تا اینکه اواخر سا1402توسه سال نیم هوشیاری که بااستاداشناشدم از همان اولش حرفاش به دلم نشست وهرچی میگفت با12قدم مطابقت میکردم دقیقا یکی بود اما بصورت گسترده ترووقتی استاددرمورداحساس بی لیاقتی میگفت چقدمن در گذشته این احساس داشتم دوست داشتم همه چی باشم غیر از خودم ازوجود خودم بدم میومدبه لطف خداونداحساس باارزش بودن یواش یواش در من جوانه درمانی که من شروع به تغییر کردم،به لطف خدا بعداز37سال مصرف سیگار الان 3ماه سیگارنمیکشم منکه آرزوم بود یک ساعت سیگار نکشم به طریق اهرم رنج ولذت توانستم دقیقا مورخ1/4/1404روزدوشنبه ساعت 3بعدظهر بود که یک ساعت ونیم با خودم حرف میزدم هی ازخودم سوال میپرسیدم هی جواب میدادم که چرا سیگار میکشم اگر سیگار بکشم چی میشه حالااگر نکشم چی میشه هی رنج از کشیدن سیگارمیگفتم ولذت ازنکشیدن هی به خودم میگفتم که توبه خدا ایمان نداری اگه داشتی سیگارنمیکشیدی همینطور که یک بار خداوند وسوسه مواد گرفت الان هم میتونه وسوسه سیگارم بگیره پس تو ایمان نداری از همان ساعت وسوسه شدید سیگار آزم گرفته شدوتا امروز لب نزاشتم وامروزخیلی رفتارها مثل تلوزیون دیدن،شبکه های مجازی رفتن بحث کردن بادیگران مقایسه شدن با دیگران سعی در تغییردادن دیگران نیستم وتوجه کردن به نکات مثبت زندگیم واقعاً مواظبم که چی گوش میدم چی نگاه میکنم وچی میگم شکرخدااززمانی که من دنبال آگاهی بیشتر بودم خداوند کاری را گذاشته سرراهم که وقت آزاد دارم تابیشترروخودم کارکنم همیشه هدفون تو گوشم فایلهای رایگان استاد گوش میکنم چندتادفتردارم یادداشت میکنم توایتایه گروه راه انداختم و فایلهای استادمیزارم تابه گسترش این آگاهیهاکمک کنم وباوردارم هرکسی دنبال این آگاهیها باشه به گوشش میرسه و فایلهایی را میزارم که خودم بارها گوش دادم و نتیجه گرفتم وکارم انجام میدم کسی کاری به کارم نداره سعی میکنم تمرین ستاره قطبی رو انجام بدم باوجوداینهاهرشب جلسه میرم خدمت دارم وخدمت میکنم دارم تمرین دعاومراقبه و مدیتیشن میکنم(تو یه شرکت جوشکارم)به قول استادمیگه اگرسرت تو کار خودت باشه وقت سر کشیدن تو کار دیگران نداری به خدا قبلاً وقت اضافی زیاد داشتم اما الان وقت کم میارم و فقط و فقط فایلهای استادروگوش میکنم اما هنوز موفق به خرید دورههانشدم،فردادقیقا50سالم میشه شکرخداالان از لحاظ سلامتی عالی عالی هستم سالم سالم هستم چون باوردارم بدن منوخداوندعالی عالی آفریده ومن به خاطر کینه ها،رنجشها،ترسها،غرور،دروغ حسادت،وناصادقی،طمع،پرخوری،شهوت رانی و……؟جسم وفکروروح خودمومریض کردم اما امروزه به خاطر این آگاهیها ازخودم وخداوندوقوانین جهان هستی سالم هستم،بدن من که ازیه میوه یاآب یاگیاه کمتر نیست که به خاطر نگاه من عکس العمل نشون میده همینطور که همه چیزبانگاه من تغییر میکنه وبهبودپیدامیکنه صددرصد بدن خودم هم بهبودپیدامیکنه،،امروزازلحاظ روابط خیلی خوبم اول رابطه ام با خودم و دیگران وخداوندخیلی بهترشده،اماهنوزازلحاظ مالی پیشرفت نکردم میدونم اگر این راه روادامه بدم به نتیجه میرسم چون باید تکامل طی بشه هدفهای دارم میخواهم توانجمن انقلابی نو بپا کنم که میشه هم ثروت داشت هم هوشیار بود هم خدمت کردهم جلسه رفت و حتی خیلی بهتر از گذشته درضمن راهنمایم کاملاً مخالف این راه امامن نتیجه گرفتم چون الان هرکاری میکنم آگاهانه هست وباهدف،،؟دراخریه سوال دارم اگر کسی تجربه داره جوابمو بده لطفا،،
آیا کسی هست تجربه من را داشته باشه وبه نتیجه رسیده باشه؟؟هدف من ثروتمند شدن به استقلال مالی و آزادی زمانی رسیدن وخ
با توجه به آگاهی های این قسمت، چه راهکاری شخصی را می توانید برای صعود از مدار فعلی به مدار، برای خود لیست کنید؟
1) کار کردن روی دوره ی راهنمای عملی
این دوره انگیزههای خیلی خوبی توی وجود آدم بیدار میکنه باعث میشه آدم رویاهای فراموش شدهاش رو دوباره به یاد بیاره و به سمتش حرکت کنه.
این دوره باعث میشه آدم ایمان انگیزه جسارت و شهامتش بیشتر بشه و راحتتر بتونه بر ترسهاش غلبه کنه، احساس لیاقت آدم را بیشتر میکنه و دسترسی به خواستهها و آرزوها رو تو ذهن آدم راحتتر و بدیهی تر میکنه.
2) کار کردن روی اهرم رنج و لذت
کار کردن روی اهرم رنج و لذت باعث میشه آدم ناخودآگاه یه سری کارها که در مسیر رسیدن به خواستهها و اهدافش نیست را انجام نده و یه سری کارها را که در مسیر رسیدن به خواستههاش هست رو انجام بده. یعنی کار کردن روی اهرم رنج و لذت باعث میشه که آدم ناخودآگاه کارهای نادرست را انجام نده و کارهای درست را انجام بده.
3) تکرار و تکرار سفر به دور امریکا
دیدن هر روزه سفر به آمریکا باعث میشه آدم ورودیهای بسیار خوبی رو به ذهنش بده و ذهنش با زیباییها تغذیه بشه و ذهنش با باور فراوانی بمباران بشه. سفر به دور امریکا یک منبع بسیار عالی برای ساخت باور فراوانی توی ذهن ما هست.
دیدن سفر به دور امریکا و تکرار و تکرار و تکرار این سریال باعث میشه که ذهن من آرام آرام باور کنه که منم میتونم خواستههام رو داشته باشم و رسیدن به خواستهها و آرزوهام برای ذهنم بدیهیتر بشه. کودکان چرا راجب به خواستههاشون مدام دارند صحبت میکنند؟ چون اون خواستهها توی ذهن اونها بدیهیه، یعنی قابل دسترسه براشون که انقدر همیشه راجب به خواستههاشون دارن حرف میزنند. به همین دلیل وقتی یک موضوعی تو ذهن من بسیار تکرار بشه آرام آرام اون موضوع توی ذهن من بدیهی میشه و این باعث میشه که من همیشه راجب بهش صحبت کنم. مثلاً وقتی که من دارم اون قسمتو نگاه میکنم که اون همه آدم دارن از آبشار نیاگارا دیدن میکنن و اون حجم از آب و اون حجم از فراوانی و اون حجم از زیبایی رو مشاهده میکنم، این برای ذهن من قابل باور میکنه که من هم میتونم به این خواسته برسم.
آنچه من از این گام میفهمم این است که از «خواسته» تا «داشته»، یک مسیر، یک راه و یک گام است که باید طی شود. طی این مسیر، بدون ایمان به خدا، بدون خودباوری، بدون احساس خوب، بدون تلاش، بدون کنترل ذهن و بدون تمرکز مستمر ذهنی مقدور نیست. این مسیر، نقشه راهی است که در حقیقت، یک الگو و یک قانون ثابت و یکسان است که بر هر خواستهای قابل انطباق است.
رسیدن به خواستهها، ارضای نفسانیات و خودخواهی و یک امر شیطانی نیست؛ بلکه به عکس، یک امر معنوی و حتی مقدس است. معنویت و تقدّس موفقیت و رسیدن به خواستهها از این جهت است که:
اول این که خود من تغییر میکنم و تبدیل به انسان بهتری میشوم. رسیدن به خواستهها، مستلزم تغییرات عمیق در قلب و باورهای من است. من به عنوان یک انسان، این رسالت را در برابر خودم بر عهده دارم که خودم را در این کره خاکی تجربه کنم و به تعالی برسم. فقط تجربه آنچه که اکنون نیستم و میخواهم باشم، آنچه که اکنون ندارم و میخواهم داشته باشم، موقعیتی که اکنون در آن قرار ندارم و میخواهم قرار داشته باشم، میتواند من را ترقی دهد،متعالی سازد، سیراب کند و برتر از خود فعلیام کند.
دوم این که من با رسیدن به خواستهام، جهان اطرافم و زندگی اطرافیانم را تحت تاثیر مثبت قرار میدهم و این امید را ایجاد میکنم که در این جهان، هر خواستهای قابل دسترسی است. در حقیقت، رسیدن به خواستهها یک امر جمعی است و نه یک امر فردی؛ ولی از من آغاز میشود، من باید بهای تغییر را بپردازم تا جهان من تغییر کند، تا جهان اطرافم تغییر کند.
سوم این که من با رسیدن به خواستهام، خدا را از خودم راضی میکنم؛ زیرا من قسمتی از خدا هستم که به این جهان آمدهام و به سوی همان خدا باز میگردم و قرار است که در این کره خاکی، زندگی متعالی را تجربه کنم و نه یک زندگی معمولی یا حیوانی یا پست را. من باید خارقالعاده زندگی کنم. باید انسان بهتری شوم. این مسئولیت، ناشی از آگاهی من است. بله، رسیدن به خواستهها یک امر مقدس الهی است!
برای رسیدن به خواستهام، من باید در مدار خواستهام قرار بگیرم؛ یعنی توجه ذهنی و فیزیکیام را تمام و کمال در جهت خواستهام قرار دهم و از غیر خواستهام اعراض کنم. آنچه من را در مدار خواستهام قرار میدهد، افکار و باورهای من است. من باید افکار و باورهای هممدار با خواستهام را ایجاد کنم و در این مسیر عاشق باشم، از مسیر لذت ببرم، احساس خوب داشته باشم، سپاسگزار باشم، با تغییر زاویه دیدم نسبت به مسائل و اتفاقات، ولو این که بد به نظر برسند، جنبه مثبت آنها را بفهمم و با حفظ احساس خوب همچنان تلاش کنم، به خدا توکل داشته باشم و بجای تسلیم به آنچه واقعیت بیرونی مینامم و کوچک کردن یا دست کشیدن از خوستهام، باورهایم را تقویت و بزرگ کنم و به اندازه خواستهام بزرگ شوم و ایمان داشته باشم که خواستهام در بهترین زمان و بهترین موقعیت محقق خواهد شد.
خداوندا، تو به من میگویی که هر آنچه میخواهی را از من بخواه و نه از هیچ کس دیگری، ولو نزدیکترین خویشاوند تو باشد، ولو مادر یا پدر تو باشد. تو به من میگویی که از رگ گردن به من نزدیکتری و اجابت میکنی دعوت کسی را که تو را دعوت میکند. تو به من میگویی به من ایمان داشته باش و به من توکل کن و به آنچه میگویم بی چون و چرا عمل کن، زیرا که تنها قدرت جهان تویی و بیناتر و داناتر از همگان تویی. خداوندا، این تو بودی که نور وجود خودت را در ظلمات به من نشان دادی، سبب شدی که به تو ایمان آورم، سبب شدی که به تو توکل کنم، سبب شدی که از تو بخواهم و بفهمم که هر چه بوده و هست و خواهد بود، از توست. همه چیز و همه کس، تو هستی. قانون تویی و قانونگذار تویی، هستیبخش تویی. خداوندا، تو گفتی که من جزئی از تو هستم و به سوی تو باز خواهم گشت. پس از تو یاری میجویم تا در پایان این سفر، در مقابل تو خجل و شرمنده نباشم و آگاهی را دریافته باشم، سپاسگزار باشم، حرکت کنم، خلّاق باشم، احساس خوب داشته باشم، صبور باشم، بیافرینم و هر روز بهتر شوم و ایمانم به تو محکمتر شود، در مقابل ترسها شجاع باشم، در مقابل نگرانیها اطمینان قلبی داشته باشم، فقط از تو بخواهم و از نعمتهای بیحساب تو در این جهان برخوردار شوم. الهی آمین
عرض درود و احترام خدمت استاد عزیزم :)
امروز صبح…. بزارید از دیروز بگم…که چقدر روز عجیبی بود…انگیزه و امید صفر…..خسته….خسته از مسیری ک هرچی میرم تموم نمیشه…..نفس عمیق کشیدم و …. ب قول استاد جان ک میگن اینجور موقع ها ی کاری کنید کفقط یه ذره حالتون بهتر بشه… چشم هامو بستم و از فایلهای دانلودی (مهاجرت ب مدار بالاتر-چگونه وارد مدار خواسته ها شویم) را از موبایلم پلی کردم و رفتم ظرفها رو شستم و منتظر همسرم شدم. تا ایشون آمدن گفتم “الی” باید بخوابی تا مغزت بخوابه وگرنه این نجواها داغونترت میکنه…خوابیدم….صبح شد…. توو اینه از خدا هدایت خواستم….مرا به سوی نشانه ام هدایت کن…..و چقدر معجزه اسا….. به فایل مهاجرت به مدار بالاتر- چگونه وارد مدار خواسته ها شویم. هدایت شدم….با توجه به اینکه در قانون سلامتی حدود 20کیلیو وزن کم کردم و ب خودم قول داده بودم ب عنوان جایزه امروز برم 10میلیون برای خودم لباس های عالی بخرم و کمد لباسامو دوباره بچینم- با لباسهایی جدید و مناسب وزن الانم :) (همینجا از خدای مهربون و استاد جان جانانم مجد تشکر و قدردانی میکنم برای این دوره عالی)…..اما امروز از خدا هدایت خواستم و به دوره راهنمای عملی تحقق رویاها هدایت شدم…. بجای لباس این دوره رو خریدمhttps://abasmanesh.com/fa/am-i-lucky/#arg-downloads-wrapper به استناد آگاهی های این فایل …. اینو نوشتم اینجا بمونه ب یادگار برای خودم و خدای من ک بداند همواره ایمانم را نشان میدهم- ک عاشقش هستم- ک جز او یاوری ندارم و نمیخواهم و خداوند برایم کافی است.
خدایا با همه وجودم سپاسگزارتم…
سلام
گام 17:
چقدر من این فایل رو دوست داشتم. به زبان خیلی ساده به من فهموند که الان توی مسیر خواسته ها هستم یا ناخواسته ها؟! و این برای من خیلی ارزشمنده اینکه نسبت به قبل آگاه ترم و میتونم تشخیص بدم راه درست کدومه.
تئوری مدار ها همیشه یه تلنگر محکم به من میزنه و من اول میخوام برداشتم رو از توضیحات استاد بنویسم و بعد بگم که تجربه ای که از بالا یا پایین اومدن مدار هام داشتم چیا بوده و چطور میتونم تو مداری باشم که هر روز شرایطم بهتر از قبل باشه.
جهان پر از مدارهایی شبیه منظورمه شمسیه اگر خورشید رو منبع رزق و روزی و سلامتی و سعادت در نظر بگیریم هر کس نسبت به این مرکز یه فاصله ای داره. هر چقدر توی مدار دورتری باشیم از اون گرما هم دورتریم و هرچقدر نزدیک به خورشید باشیم از گرمای اون بیشتر بهره داریم. توی جهان هم هرکس یه جایی توی این مدار ها داره زندگی میکنه و جایی که هست رو افکار باور ها فرکانس ها و اعمالش مشخص میکنه هر چقدر بیشتر سپاسگزار باشیم به خواسته ها و زیبایی ها توجه کنیم به خورشید نزدیک تر میشیم ، مثل یه بازیه که قوانین خودشو داره و اگه اونارو بدونی و طبق اونا حرکت کنی برنده شدن تبدیل میشه به یه چیز بدیهی نه یه رویای دست نیافتنی دور و دراز چون قوانین، یکیه. فقط تو باید اجراشون کنی و من همیشه از خدا برای وجود قوانین بدون تغییرش سپاسگزارم که انقدر زندگی کردن رو راحت کرده.
تجربه ای که از تئوری مدار و بالاتر اومدنش داشتم رو مینویسم که یادم باشه قوانین همیشه یکیه؛ من از یک سال و نیم پیش پیش که با سایت آشنا شدم و شروع کردم به استفاده از آگاهی ها همه چیز برام جدید بود اولش واقعا متوجه نمیشدم استاد چی میگن اصلا نمیدونستم تضاد چیه ، مدار چیه و… یه سری کلمه ها کاملا برام جدید بود اما شروع کردم وقت گذاشتن و کم کم تکاملم رو رعایت کردم و هر بار بهتر متوجه شدم و شروع کردم به عمل کردن. نتیجهاش شد بالاتر رفتن مدارم و شرایط خیلی بهتری رو تجربه کردم روابطم عالی شد چون دیگه خبری از شرک نبود ، خبری از غیبت کردن پشت سر دیگران نبود ، خبری از توجه به نکات منفی نبود. اوضاع مالیم بهتر شد چون انتظارم از زندگی فرق کرد و فهمیدم همه چیز باید آسون باشه و خدا منو برای آسونی ها آسون میکنه. اوضاع سلامتیم از زمین تا آسمون بهتر شده با دوره قانون سلامتی و هر بار دارم بهتر عمل میکنم به آگاهی هاش و دیگه خبری از اضافه وزن و نفخ و گوارش داغون و کرختی و خستگی و بوی بد بدن ودهان نیست. روابطم با خدا طوری تغییر کرده که خودم باورم نمیشه هیچ وقت تا به حال انقدر به خدا احساس نزدیکی نکرده بودم و سازوکار هستی رو درک نکرده بودم و سیستمی بودن خدا یه دریچه جدیدی به روم باز کرد چون دیگه از خدا ناراحت نشدم بعد از این که فهمیدم خدا مثل یه سیستمه نه یه آدم و همین چقدر منو جلو برد که دیگه درگیر احساسات رقیق نبودم که خدا منو دوست نداره ، خدا با من لجه ، خدا برام نخواست و... و الان فقط روی یه چیز تمرکز دارم اونم احساس خوبه و از خدا شاکرم که این دید رو به من داد.
من میدونم که با رسیدن من به خواسته هام چقدر جهان جلو میوفته و انگار یه چرخ دندهاش جا میره .
تصمیم دارم برای بالاتر بردن مدارم این کار ها رو بکنم:
هر جایی کسی داشت غیبت میکرد از اون جمع برم و حتی شنونده غیبت هم نباشم.
وقتایی که حسم بد میشه و ناامیدی و نجواهای شیطان سراغم میاد به این چرت و پرتا که میگه اشکال نداره حال بدتو ببین، بهش توجه کن، دربارهاش بنویس و با یه نفر صحبت کن و… گوش ندم و همون موقع یادم بیاد که احساس خوب اتفاقات خوب برای جهان مهم نیست که من الان عزیزی از دست دادم یا اخراج شدم یا تصادف کردم یا پرخوری کردم و… براش مهمه که کانون توجه من به چه سمته و چه احساسی دارم و همونو برام بیشتر میکنه تو زندگی پس من سعی میکنم زیبایی ها رو ببینم و بهشون توجه کنم و دربارهشون حرف بزنم و بنویسم
خدایا شکرت
موفقیت های کوچکم رو جشن بگیرم و بابتشون سپاسگزار باشم.
هر روز وقت بذارم و بیام یه قدم دیگه از پروژه رو بردارم و بنویسم و این خیلی حالمو خوب میکنه ، هر بار که دیدگاه گام بعدی پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو مینویسم و میفرستمش خیلی خیلی احساسم خوب میشه و انگار مهم ترین هدف روزم رو تیک زدم.
خدایا ازت سپاسگزارم برای آگاهی هات
ممنونم استاد
ممنونم تیم عزیز سایت
به نام الله
به نام خدای مهربان
سلام به استاد جان کسی که زندگی من را تغییر داد و الان که کامنت را مینویسم در جایی هستم که آرزویش را داشتم و با هدایت الله و به لطف خدا و اگاهی های شما استاد امسال مهاجرت ما رقم خورد و دیگه حایی زندگی میکنم که زیبایی های فایل هایی که از شما میدیدم رو دارم تجربه میکنم ما در یکی از زیباترین شهرهای کانادا در نزدیکی امریکا زندگی میکنیم و پلن بعدی ما دیدن شما از نزدیک و امدن به امریکاست ارزوی بعدی منه استاد از نزدیک شما رو ببینم و براتون بگم چه طور معجزه وار هدایت شدیم به این همه زیبایی ما اصلا هنوزم باورمون نمیشه چقد اتفاقات افتاده که فقط میشه اسمش رو معجزه های الله گذاشت چون با شرایطی که ما داشتیم اصلا منطقی نبود ولی شد
چون ما ایمان داشتیم و با ایمان قدم برداشتیم ما از شما یادگرفتیم وقتی توکل کنی و باور کنی حتما میشود و برای ما شد
تا امروز که این کامنت رو مینویسم بی نهایتت اتفاقات عجیب افتاده که اشک ریختیم از این همه لطف االله و قوانین بدون تغییر خداوند
استاد ببخشید که من مقاومت دارم همیشه برای کامنت نوشتن این هم خودم میدونم بع خاطر اعتماد به نفس نداشتن هست من همیشه از بچگی اعتماد به نفس پایینی داشتم و الان هم هر وقت میخوام کامنت بنویسم انگار با خودم میگم کامنت من نمیتونه تاثییری بزاره روی کسی و من نمیتونه خوب بنویسم واسه همینم همیشه فایل ها رو میبینم و از کامنت گذاشتن میگذرم و همین باعث شده مدتی از سایت دور بشم و با وجود نتایج خوبی که تا الان کرفتم یکم احساس میکنم از مسیر دارم دور میشم چون اوایل مهاجرت با تغییر شرایط و محیط جدید ناخواسته ذهن درگیر مسایل جدید زبان و فرهنگ جدید و مار و شغل جدید و البته همه ابن ها برای ما لذت بخش بود ولی چون درگیر کارها شدیم باعث شد وقت کمتری بزاریم برای دیدن فایل ها و کنترل ورودی هامون و این باعث شد ترس بر من غلبه کنه ترس برای یادگیری زبان جدید ترس از کارهای اقامت کرفتن ترس از عدم پیشرفت مالی و ترس از تنهایی ازتون میخوام هر کسی تجربه ای مثل من داره بهم بگه الان باید چیکار کنم تو مسیرش بمونم و حالموخوب نگه دارم من خیلی راضی ام از شرایط الانم فقط میخوام در زمینه مالی بتونم پیشرفت کنم و این همیشه ترمز ذهن من شده که ما که زبانمون خوب نیست نمیتونیم پیشرفت کنیم و این خیلی منو اذیت میکنه
دوستتون دارم استاد عاشقتونم و خداروشکر برای داشتن شما
شما منبع الهام و عشق هستید برای من هیچ کس برای من شما نمیشود
دوستتون دارم دوستای خوبم و امیدوارم همگی در مسیر رشد و موفقیت بمونیم و هر روز بهتر از دیروز باشیم
عاشقتونم
بادرود و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی ومریم جان زیبا
فایل بی نهایت تاثیر گذار ی بود.
حقیقتش من وقتی در مورد چیزی فکر می کنم نا خود آگاه مسیر به من نشون داده میشه اول خیلی خیلی هیجان انگیز بود برا م ولی حالا ترس اومده سراغم ………چرا چرا چرا
فقط برای اینکه با خودم میگم استاد گفتن باید تکاملت طی بشه اینکه راه به من به این روشنی گفته میشه دچار تردید شدم و ترسها به سراغم اومده که نکنه مسیرم اشتباه…… من باید مدار به مدار حرکت کنم تا تکاملم را طی کنم
اگر کسی جواب برای سوال من دارد راهنمایی کنه ممنون میشم.
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام استاد عزیزم و مریم جانم خداروشکر که گام 17رو هم درکنارتونم و خیلی ممنونم بابت این پروژه ارزشمند و آموزنده ..
چقدر این فایل حال من و خوب کرد که شما باعث شدین آرزوی مادرتون به حقیقت بپیونده و چقدر انگیزه شد برام که منم بتونم پیشرفت کنم که هم خودم لذت ببرم و هم اطرافیانم (:
تمرین این گام (با توجه به آگاهی های این قسمت، چه راهکارهای شخصی را می توانید برای صعود از مدار فعلی به مدار بالاتر ، برای خود لیست کنید؟)
راهکار هایی که من پیشنهاد میکنم که الانم انجامشون میدم اینه که
1-مهم تر از همه تو فضای مجازی مثل اینستا و یوتیوب نرم که واقعا یه تخلیه انرژی و تمرکز شدیده و هر چقدر روی خودت کار میکنی انگار هیچ و پوچ شده … الان که حدود نصف ماه میشه که تو فضای مجازی نمیرم با اینکه سریال یا فیلم هم بعضی اوقات میبینم با اختلااااافففف حالم خیلی بهتر شده اصلا خودمم نفهمیده بودم که چقدر منشا گیجی و حال بدم به خاطر اونه
2- سعی کنم هر فایل که گوش میدم و نکته برداری کنم و یا با دقت گوش بدم و به ذهنم بسپارم و عمل کنم … توی این پروژه من از همه ی گام ها نکته برداری کردم و انقدر کمکم کرده که نگو حتی اومدم نشانه روز خودم و ساختم و همینجوری هر روز تصادفی یه متن و انتخاب میکنم و میخونم و به خودم قوانین و یادآوری میکنم
3- به تک تک لحظه های قشنگ زندگیم توجه کنم و یه شکارچیه لحظات مثبت باشم … من تو این مورد خیلیییی تجربه دارم چون واقعا اگه این کار و ادامه بدین حتی تو بیابونم باشین زیبایی های فراوان پیدا میکنین و انقدر این عادت حال من و خوب کرده انقدر من و سپاسگزار تر کرده که نگو (:
4-از اتفاقات بد که برام افتاده هر چند کوچک هیچی نگم … این واقعا عادت بد من هست که تا قبل انجام این پروژه همچنان سر کوچیک ترین چیزا مثل اینکه فلان خواب و دیدم یا دستم گیر کرد فلان جا و …از اینا صحبت میکردم و به یجایی رسیدم که دیدم همش دارم گلایه میکنم و نق میزنم ….و از وقتی که دیگه این کار و انجام نمیدم آرامشم زیاد تر شده نجواهای ذهنیم کمتر شده و در یک کلام عوضم کرد .
5- قرآن بخونم …من از اون فایلی که گفتین اگه واقعا میخواین بفهمین که جریان چیه خودتون برین قرآن و بخونین هر روز قرآن میخونم و شگفت زده میشم از صحبتای خدا که چقدر هماهنگ با صحبتای شماست
6-کتاب رویاهایی که رویا نیستن رو بخونم ….من برای برگشت به مسیر درست و کار کردن اصولی روی خودم این پروژه رو در کنار این کتاب ها شروع کردم و باید بگم گنجینه است این کتابا .چشام میسوزه انقدر که میخونمش ولی بازم نمیتونم دست بکشم ازش و دونه دونه تمریناشو انجام میدم و راهکاراشو مینویسم تا بیام دوباره مرور کنم با اینکه پی دی افش همیشه باهامه ولی بازم مینویسم تا یادم باشه و به امید خدا بعد کار کردن این کتاب و پروژه میخوام دوره عزت نفس و بخرم چون خیلی باید تو این مورد روی خودم کار کنم و همه اینا مدار من و میبره بالاتر …(:
خیلی چیزای دیگه هم هست ولی اینا برای من مهم ترین بودن… واقعا خوشحالم که کنارتونم و واقعا خوشحالم که شروع کردم و ازتون خیلی سپاسگزارم بابت این دوره های ارزشمند ..
خدای قشنگم بابت همه چیز ممنونم و ازت میخوام که همیشه یار و یاورم باشی و من و تنها نزاری که من هیچی بلد نیستم خودت باید من و هدایت کنی (:
به نام خداوندی که تنها او را میپرستم
و تنها از اویاری میجویییم
«یا وهاب»
من هر روز دارم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر وبا دقت میبینم
روی یه سری گام ها کامنت نزاشتم چون دوسداشتم بیشتر بتونمدرکشکنم بعد بنویسم
یا بتونم عمل کنم بهش
امروز با دیدن این فایل به جرقه بزرگتوذهنمخورد
اینکه چرا من فکر میکنمرسیدن به خواسته هام باید سالها زمان ببره ؟!
جرا فکرمیکنم باید چند سال بگذره تا من به خواسته های بزرگمبرسم؟!
امروز داشتم چند تا الگورو بررسی میکردم که به راحتی از یوتیوب دارن خلق ثزوت میکنند
اما من چرا نتونم؟
من با علاقه زیادی دارمتویفضایمجازی فعالیت کنم
ادیت کردن ودوسدارم
پست کزاشتن ودوسدارم
حتی دوسدارم سایت بزنم
گفتم به خودم ببین مائده چقدرمردمراحت دارن خلق ثزوت میکنند اما من برای رسیدن به خواسته هام یه روزایی ناامید میشم
اما به قول شما رسیدن به خواسته ها مقدس ترین کاردردنیاس
جقدرعشق کردم با این حزف چقدرحال کردم
بغضم گرفت استاد وقتیگفتین مادرتونو به خواسش رسوندین
منم دوسدارم اینقد خودم پربشمممم
تا بتونم مادرموبه خواسته هاش برسونم
پدرمم همینطور
دوسدارماینقد رشد کنم که همه جا فریاد بزنم
قدرت خدارو
امروز با اینکه هر روز در مسیر خواستمدارم حزکت میکنم
میخوام حرکتموشدیدتر کنم
میخوام بیشترحزکت کنم
میخوامبه جهان ثابت کنم من کی هستم
تا خدا منوببینهوبهمافتخارکنه
استاد بهخوذم به خدا وبه شما قول میدم
میرم تودل ترسام
میخوام یه اقدام بزرک کتم
عاشق ایننوع حرکتا هستم
بزن بریم
باسلام خدمت استادعزیز وهمراه باوفایش ایشون مریم خانم ،،دوسدارم تجربه خودمودرموردمداربالاتربادوستان سایت که اصلا نمیشناسم به اشتراک بگذارم ،من18سال اعتیاد داشتم بعدازتلاشهای بی ثمروبی فایده به لطف خداوندتاریخ 4/6/1399برای اولین بار قطع مصرف کردم و رفتم تو انجمن AAوازاونجاتغییرات شروع شد اما زمانی که من خواستم بازیم نمیومد وازته دل خواستم ودنبال این بودم که یه چیزی یاد بگیرم دنبال آگاهی بیشتر بودم خداوندانسانهایی درمسیرم گذاشت که من میخواستم مثلاً راهنمای خوب جلسه خوب یادم هست اوایل هیچی نمیفهمم اماناامید نشدم و ادامه دادم تو دوسال نیم هشیاری حس کردم دیگه راهنمای فعالی کمکی نمیتونه بهم کنه و دارم درجا میزنم وزمانی که من خواستم بروم مدار بالاتر خداوندازطریق خواب راهنمای فعلی بهم نشون داد وازلحاظ معنوی و روحانی و سلامتی خیلی بهتر شدم تا اینکه اواخر سا1402توسه سال نیم هوشیاری که بااستاداشناشدم از همان اولش حرفاش به دلم نشست وهرچی میگفت با12قدم مطابقت میکردم دقیقا یکی بود اما بصورت گسترده ترووقتی استاددرمورداحساس بی لیاقتی میگفت چقدمن در گذشته این احساس داشتم دوست داشتم همه چی باشم غیر از خودم ازوجود خودم بدم میومدبه لطف خداونداحساس باارزش بودن یواش یواش در من جوانه درمانی که من شروع به تغییر کردم،به لطف خدا بعداز37سال مصرف سیگار الان 3ماه سیگارنمیکشم منکه آرزوم بود یک ساعت سیگار نکشم به طریق اهرم رنج ولذت توانستم دقیقا مورخ1/4/1404روزدوشنبه ساعت 3بعدظهر بود که یک ساعت ونیم با خودم حرف میزدم هی ازخودم سوال میپرسیدم هی جواب میدادم که چرا سیگار میکشم اگر سیگار بکشم چی میشه حالااگر نکشم چی میشه هی رنج از کشیدن سیگارمیگفتم ولذت ازنکشیدن هی به خودم میگفتم که توبه خدا ایمان نداری اگه داشتی سیگارنمیکشیدی همینطور که یک بار خداوند وسوسه مواد گرفت الان هم میتونه وسوسه سیگارم بگیره پس تو ایمان نداری از همان ساعت وسوسه شدید سیگار آزم گرفته شدوتا امروز لب نزاشتم وامروزخیلی رفتارها مثل تلوزیون دیدن،شبکه های مجازی رفتن بحث کردن بادیگران مقایسه شدن با دیگران سعی در تغییردادن دیگران نیستم وتوجه کردن به نکات مثبت زندگیم واقعاً مواظبم که چی گوش میدم چی نگاه میکنم وچی میگم شکرخدااززمانی که من دنبال آگاهی بیشتر بودم خداوند کاری را گذاشته سرراهم که وقت آزاد دارم تابیشترروخودم کارکنم همیشه هدفون تو گوشم فایلهای رایگان استاد گوش میکنم چندتادفتردارم یادداشت میکنم توایتایه گروه راه انداختم و فایلهای استادمیزارم تابه گسترش این آگاهیهاکمک کنم وباوردارم هرکسی دنبال این آگاهیها باشه به گوشش میرسه و فایلهایی را میزارم که خودم بارها گوش دادم و نتیجه گرفتم وکارم انجام میدم کسی کاری به کارم نداره سعی میکنم تمرین ستاره قطبی رو انجام بدم باوجوداینهاهرشب جلسه میرم خدمت دارم وخدمت میکنم دارم تمرین دعاومراقبه و مدیتیشن میکنم(تو یه شرکت جوشکارم)به قول استادمیگه اگرسرت تو کار خودت باشه وقت سر کشیدن تو کار دیگران نداری به خدا قبلاً وقت اضافی زیاد داشتم اما الان وقت کم میارم و فقط و فقط فایلهای استادروگوش میکنم اما هنوز موفق به خرید دورههانشدم،فردادقیقا50سالم میشه شکرخداالان از لحاظ سلامتی عالی عالی هستم سالم سالم هستم چون باوردارم بدن منوخداوندعالی عالی آفریده ومن به خاطر کینه ها،رنجشها،ترسها،غرور،دروغ حسادت،وناصادقی،طمع،پرخوری،شهوت رانی و……؟جسم وفکروروح خودمومریض کردم اما امروزه به خاطر این آگاهیها ازخودم وخداوندوقوانین جهان هستی سالم هستم،بدن من که ازیه میوه یاآب یاگیاه کمتر نیست که به خاطر نگاه من عکس العمل نشون میده همینطور که همه چیزبانگاه من تغییر میکنه وبهبودپیدامیکنه صددرصد بدن خودم هم بهبودپیدامیکنه،،امروزازلحاظ روابط خیلی خوبم اول رابطه ام با خودم و دیگران وخداوندخیلی بهترشده،اماهنوزازلحاظ مالی پیشرفت نکردم میدونم اگر این راه روادامه بدم به نتیجه میرسم چون باید تکامل طی بشه هدفهای دارم میخواهم توانجمن انقلابی نو بپا کنم که میشه هم ثروت داشت هم هوشیار بود هم خدمت کردهم جلسه رفت و حتی خیلی بهتر از گذشته درضمن راهنمایم کاملاً مخالف این راه امامن نتیجه گرفتم چون الان هرکاری میکنم آگاهانه هست وباهدف،،؟دراخریه سوال دارم اگر کسی تجربه داره جوابمو بده لطفا،،
آیا کسی هست تجربه من را داشته باشه وبه نتیجه رسیده باشه؟؟هدف من ثروتمند شدن به استقلال مالی و آزادی زمانی رسیدن وخ
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
مهاجرت به مدار بالاتر
با توجه به آگاهی های این قسمت، چه راهکاری شخصی را می توانید برای صعود از مدار فعلی به مدار، برای خود لیست کنید؟
1) کار کردن روی دوره ی راهنمای عملی
این دوره انگیزههای خیلی خوبی توی وجود آدم بیدار میکنه باعث میشه آدم رویاهای فراموش شدهاش رو دوباره به یاد بیاره و به سمتش حرکت کنه.
این دوره باعث میشه آدم ایمان انگیزه جسارت و شهامتش بیشتر بشه و راحتتر بتونه بر ترسهاش غلبه کنه، احساس لیاقت آدم را بیشتر میکنه و دسترسی به خواستهها و آرزوها رو تو ذهن آدم راحتتر و بدیهی تر میکنه.
2) کار کردن روی اهرم رنج و لذت
کار کردن روی اهرم رنج و لذت باعث میشه آدم ناخودآگاه یه سری کارها که در مسیر رسیدن به خواستهها و اهدافش نیست را انجام نده و یه سری کارها را که در مسیر رسیدن به خواستههاش هست رو انجام بده. یعنی کار کردن روی اهرم رنج و لذت باعث میشه که آدم ناخودآگاه کارهای نادرست را انجام نده و کارهای درست را انجام بده.
3) تکرار و تکرار سفر به دور امریکا
دیدن هر روزه سفر به آمریکا باعث میشه آدم ورودیهای بسیار خوبی رو به ذهنش بده و ذهنش با زیباییها تغذیه بشه و ذهنش با باور فراوانی بمباران بشه. سفر به دور امریکا یک منبع بسیار عالی برای ساخت باور فراوانی توی ذهن ما هست.
دیدن سفر به دور امریکا و تکرار و تکرار و تکرار این سریال باعث میشه که ذهن من آرام آرام باور کنه که منم میتونم خواستههام رو داشته باشم و رسیدن به خواستهها و آرزوهام برای ذهنم بدیهیتر بشه. کودکان چرا راجب به خواستههاشون مدام دارند صحبت میکنند؟ چون اون خواستهها توی ذهن اونها بدیهیه، یعنی قابل دسترسه براشون که انقدر همیشه راجب به خواستههاشون دارن حرف میزنند. به همین دلیل وقتی یک موضوعی تو ذهن من بسیار تکرار بشه آرام آرام اون موضوع توی ذهن من بدیهی میشه و این باعث میشه که من همیشه راجب بهش صحبت کنم. مثلاً وقتی که من دارم اون قسمتو نگاه میکنم که اون همه آدم دارن از آبشار نیاگارا دیدن میکنن و اون حجم از آب و اون حجم از فراوانی و اون حجم از زیبایی رو مشاهده میکنم، این برای ذهن من قابل باور میکنه که من هم میتونم به این خواسته برسم.
خوب اینم از رد پای بعدی من یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
به نام خداوند قدرتمندم خداوندی که روزی رسانه من ست الهی هر چه دارم از توست من سپاسگزارتم
سلام سلام به استاد دوست داشتنیم سلام به خانم شایسته زیبا رو
من تا اینجا فهمیدم که برای رسیدن به هر خواسته ای باید مسیر تکاملی طی شود
اون چطوری طی شود خیلی مهم ست
کند یا تند پیش رود
اگر تمرکزی و لیزری و هواس جمع روی خواسته یا هدف کار کنیم زودتر این مسیر طی میشود بدون سختی و تقلا بلکه به راحتی و آرامش
بستگی به باورهای ما دارد چه کدهایی ساختیم و چه فرکانسی فرستادیم اگر کدهای مناسب و هماهنگ با خواسته ست خب خیلی عالیه و میفهمیم باورها تقویت کننده هستن
اما اگر کدها نامناسب فرکانس پایین باشد ناهماهنگ با خواسته ست و باورها ضعیف هستن
پس خیلی باید تلاش کرد و در احساسه خوبی بمانیم و در لحظه حال زندگی کنیم یعنی نه گذشته فکر کنبم نه به آینده فقط و فقط در حال باشیم
و هر دوز برای رًای خداوند قدم برداریم
استاد بی نهایت ممنونتم سپاسگزارتم
در پناه خداوند مهربان باشین
به نام خدا
آنچه من از این گام میفهمم این است که از «خواسته» تا «داشته»، یک مسیر، یک راه و یک گام است که باید طی شود. طی این مسیر، بدون ایمان به خدا، بدون خودباوری، بدون احساس خوب، بدون تلاش، بدون کنترل ذهن و بدون تمرکز مستمر ذهنی مقدور نیست. این مسیر، نقشه راهی است که در حقیقت، یک الگو و یک قانون ثابت و یکسان است که بر هر خواستهای قابل انطباق است.
رسیدن به خواستهها، ارضای نفسانیات و خودخواهی و یک امر شیطانی نیست؛ بلکه به عکس، یک امر معنوی و حتی مقدس است. معنویت و تقدّس موفقیت و رسیدن به خواستهها از این جهت است که:
اول این که خود من تغییر میکنم و تبدیل به انسان بهتری میشوم. رسیدن به خواستهها، مستلزم تغییرات عمیق در قلب و باورهای من است. من به عنوان یک انسان، این رسالت را در برابر خودم بر عهده دارم که خودم را در این کره خاکی تجربه کنم و به تعالی برسم. فقط تجربه آنچه که اکنون نیستم و میخواهم باشم، آنچه که اکنون ندارم و میخواهم داشته باشم، موقعیتی که اکنون در آن قرار ندارم و میخواهم قرار داشته باشم، میتواند من را ترقی دهد،متعالی سازد، سیراب کند و برتر از خود فعلیام کند.
دوم این که من با رسیدن به خواستهام، جهان اطرافم و زندگی اطرافیانم را تحت تاثیر مثبت قرار میدهم و این امید را ایجاد میکنم که در این جهان، هر خواستهای قابل دسترسی است. در حقیقت، رسیدن به خواستهها یک امر جمعی است و نه یک امر فردی؛ ولی از من آغاز میشود، من باید بهای تغییر را بپردازم تا جهان من تغییر کند، تا جهان اطرافم تغییر کند.
سوم این که من با رسیدن به خواستهام، خدا را از خودم راضی میکنم؛ زیرا من قسمتی از خدا هستم که به این جهان آمدهام و به سوی همان خدا باز میگردم و قرار است که در این کره خاکی، زندگی متعالی را تجربه کنم و نه یک زندگی معمولی یا حیوانی یا پست را. من باید خارقالعاده زندگی کنم. باید انسان بهتری شوم. این مسئولیت، ناشی از آگاهی من است. بله، رسیدن به خواستهها یک امر مقدس الهی است!
برای رسیدن به خواستهام، من باید در مدار خواستهام قرار بگیرم؛ یعنی توجه ذهنی و فیزیکیام را تمام و کمال در جهت خواستهام قرار دهم و از غیر خواستهام اعراض کنم. آنچه من را در مدار خواستهام قرار میدهد، افکار و باورهای من است. من باید افکار و باورهای هممدار با خواستهام را ایجاد کنم و در این مسیر عاشق باشم، از مسیر لذت ببرم، احساس خوب داشته باشم، سپاسگزار باشم، با تغییر زاویه دیدم نسبت به مسائل و اتفاقات، ولو این که بد به نظر برسند، جنبه مثبت آنها را بفهمم و با حفظ احساس خوب همچنان تلاش کنم، به خدا توکل داشته باشم و بجای تسلیم به آنچه واقعیت بیرونی مینامم و کوچک کردن یا دست کشیدن از خوستهام، باورهایم را تقویت و بزرگ کنم و به اندازه خواستهام بزرگ شوم و ایمان داشته باشم که خواستهام در بهترین زمان و بهترین موقعیت محقق خواهد شد.
خداوندا، تو به من میگویی که هر آنچه میخواهی را از من بخواه و نه از هیچ کس دیگری، ولو نزدیکترین خویشاوند تو باشد، ولو مادر یا پدر تو باشد. تو به من میگویی که از رگ گردن به من نزدیکتری و اجابت میکنی دعوت کسی را که تو را دعوت میکند. تو به من میگویی به من ایمان داشته باش و به من توکل کن و به آنچه میگویم بی چون و چرا عمل کن، زیرا که تنها قدرت جهان تویی و بیناتر و داناتر از همگان تویی. خداوندا، این تو بودی که نور وجود خودت را در ظلمات به من نشان دادی، سبب شدی که به تو ایمان آورم، سبب شدی که به تو توکل کنم، سبب شدی که از تو بخواهم و بفهمم که هر چه بوده و هست و خواهد بود، از توست. همه چیز و همه کس، تو هستی. قانون تویی و قانونگذار تویی، هستیبخش تویی. خداوندا، تو گفتی که من جزئی از تو هستم و به سوی تو باز خواهم گشت. پس از تو یاری میجویم تا در پایان این سفر، در مقابل تو خجل و شرمنده نباشم و آگاهی را دریافته باشم، سپاسگزار باشم، حرکت کنم، خلّاق باشم، احساس خوب داشته باشم، صبور باشم، بیافرینم و هر روز بهتر شوم و ایمانم به تو محکمتر شود، در مقابل ترسها شجاع باشم، در مقابل نگرانیها اطمینان قلبی داشته باشم، فقط از تو بخواهم و از نعمتهای بیحساب تو در این جهان برخوردار شوم. الهی آمین