داستان تحول من

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • به رؤیاهایت باور داشته باش 1
    377MB
    32 دقیقه

شرایط سخت و طاقت فرسا، شروع تحول زندگی من بود. پس از سال‌ها زندگی در شرایط ناخواسته، مصمّم شدم تا زندگی دلخواهم را بسازم. به ندای قلبم اعتماد کردم و ذهنم را برای تغییر همه چیز باز گذاشتم:

  • تغییر شهری که سال‌ها در آن زندگی کرده بودم و همه جای آن را می‌شناختم؛
  • تغییر روابط و دوستانی که آن روزها مهم‌ترین سرگرمی زندگی‌ام بودند.
  • تغییر شغلی که تصور می‌کردم تنها کاری است که انجامش را بلدم.
  • و مهم‌تر از همه تغییر باورهای محدودکننده‌ای که، بعداً فهمیدم منشأ همه‌ی این ناخواسته‌ها بودند؛

زیرا “نشانه‌ها” به وضوح فریاد می‌زدند که زندگی به سبک اکثریت جامعه، مثل زنجیر، تو را در این شرایط نادلخواه نگه داشته و مرتباً همین ناخواسته‌ها را برایت تکرار می‌کند.

آن روزها با این وضوح که در دوره 12 قدم آموزش داده‌ام، بلد نبودم فکر خدا را بخوانم و قوانین بدون تغییر این نیرو را بفهمم. آن روزها با این وضوح، ارتباط بین باورهایم و شرایطی که تجربه می‌کنم را نمی‌دیدم. آن روزها به دقتِ تمرین ستاره قطبی، بلد نبودم فرکانس خواسته‌هایم را به جهان ارسال کنم. اما داستان تحوّل من با مشاهده زندگی افرادی شروع شد که در همان شهر و اوضاع اقتصادی همان کشور زندگی می‌کردند و با اینکه استعداد و توانایی بیشتری نسبت به من نداشتند، زندگی روی خوش و پربرکت خودش را به آن‌ها نشان می‌داد و باعث شک کردن من به پیش فرض‌های ذهنم می‌شد.
همه‌ی عمر رویای زندگی در آزادی مالی، زمانی و مکانی را داشتم تا بتوانم هر ایده‌ای که دارم را اجرا کنم؛ هرجای دنیا که خواستم زندگی کنم؛ هر وقت که خواستم مسافرت بروم، بی‌آنکه نگران هزینه‌های آخر ماه یا کمبود وقت و انرژی باشم.
یادم می‌آید برای سالهای متوالی، عید هر سال باز هم به جیب خالی‌ام نگاه می‌کردم و به خودم می‌گفتم:

  • “عید سال بعد، دیگر مشکلات مالی امسال را ندارم و می‌توانم برای عزیزانم هدایایی ارزشمند بخرم”

دیدن آدمهایی که آرزوهای من، واقعیت زندگی آن‌ها بود، این رویا را هر روز قوی‌تر می‌کرد. مشاهده‌ی زندگی آن‌ها، این ایمان را در دلم رشد می‌داد که شرایط کنونی را به عنوان واقعیت زندگی یا سرنوشت غیر قابل تغییر، نپذیرم.

همین ایمان بود که مرا به سمت کشف قوانین زندگی هدایت کرد. هرچه قوانین زندگی را بهتر می‌شناختم، رؤیای زندگی در آزادی مالی و زمانی و مکانی، امکان پذیرتر به نظر می‌رسید و رسیدن به آرزوهایم برای ذهنم منطق‌تر می‌شد.

رمز تغییر این است که در شروع کار، ثابت قدم بمانی و مسیر درست را ادامه دهی حتی اگر ظاهراً نتیجه خیلی عظیمی نمی‌بینی. آن روزها فقط یک راننده تاکسی بودم و ذهنم مملو از باورهای محدود کننده و فقر آلودی بود که اجازه دیدن فراوانی نعمت‌ها را به من نمی‌داد. ذهنم آنقدر با باورهای محدودکننده برنامه‌نویسی شده بود که نمی‌توانستم دلیل زندگی در شرایط ناخواسته را باورهای محدودکننده‌ام بدانم، نه پدرم! نه جامعه! و نه هر عامل دیگری بیرون از من.

اما می‌دانستم قدم اول از پذیرفتن این مسئولیت شروع می‌شود.

قدم اول این است که بپذیری شرایط سخت مالی زندگی‌ات را خودت با باورهایت ایجاد کرده‌ای و ربطی به شرایط اقتصادی مملکت ندارد؛ بپذیری این تحقیر شدن‌ها در رابطه، نتیجه باورهای خودت است و ربطی به ویژگی های اخلاقی همسر یا اطرافیان‌ات ندارد؛ بپذیری شرایط زندگی‌ات، نتیجه باورهای خودت است و ربطی به مکان جغرافیایی‌ای که در آن به دنیا آمده‌ای، ندارد؛
در ابتدای مسیر، وقتی هنوز نتیجه‌ی خیلی بزرگی در دست نداری که بتوانی حریف نجواهای ذهن بشوی، باید بتوانی ایمانت را حفظ کنی؛برای تغییر باورهایت مصمم بمانی و ادامه دهی؛
به جای واکنش نشان دادن به شرایط ناخواسته کنونی، “احساس خوب داشتن” را اصل بدانی و به شیوه محدودکننده قبلی برنگردی؛

من در مسیر تغییر باورهایم، جای خالیِ “همراهان مثبت و حمایت‌کننده” را به وضوح می‌دیدم. خصوصاً در ابتدای مسیر که ذهن تمام تلاش خود را می‌کند تا تو را به شیوه قبلی برگرداند. در چنین لحظاتی که کنترل ذهن سخت‌ترین کار دنیا می‌شود، حضور در یک محیط ایزوله مثل “خانواده صمیمی عباس‌منش”، برای تقویت ایمانم حیاتی می شد. برای همین مصمم شدم  تا “این محیط صمیمی” را بسازم و مسیر را برای اعضای این خانواده، هموار کنم.

  • زیرا حضور در این محیطِ سرشار از آگاهی‌های خالص، می‌توانست راهنمایی راستین باشد برای تقویت ایمانِ نوپایم در شروع مسیر؛
  • محیطی که هر بار به آن وارد می‌شوم، کلیدهای هدایتگر را در دستم بگذارد و باورهای نوپای مرا با ورودی‌های قدرتمند‌کننده تغذیه کند؛
  • محیطی که بودن در آن، مدام به یادم آورد: “ساختن باورهای قدرتمند کننده“، ارزشمندترین سرمایه‌گذاری در زندگی‌ام است؛
  • کنترل ورودی‌های ذهنم، مهمترین مسئولیت زندگی من است.

اگر در لحظات ناامیدی که ترسِ “اگر جواب ندهد چه” در من رخنه می‌کرد، محیطی مثل خانواده صمیمی عباس منش را داشتم، قانون احساس خوب = اتفاقات خوب را سریعتر به یاد می‌آوردم؛ ضرورت اجرای این قانون را بهتر درک می کردم و این یادآوری، قدم‌هایم را برای استمرار ورزیدن در این مسیر، استوارتر می کرد. در حقیقت، پیچ و خم‌هایی که من در مسیر درک قوانین زندگی و نحوه هماهنگ شدن با آنها تجربه کردم، باعث شد تا بخواهم این دانشگاه زندگی ساز را ایجاد کنم:

  • دانشگاهی که “توحید” را به عنوان اصل و اساس رسیدن به آزادی مالی و زمانی و مکانی، به من یاد بدهد؛
  • دانشگاهی که این اساس را به من بفهماند که: “تمام اتفاقات زندگی‌ام بدون استثناء نتیجه باورهای خودم است“؛
  • دانشگاهی که رابطه “توحید عملی” با “این اساس را به من نشان دهد تا بتوانم شرک‌های مخفی ذهنم را بشناسم؛
  • شرک‌هایی که تلاش می‌کنند عواملی مثل شانس، جبر جغرافیایی، وضعیت خانواده و… را عامل تعیین کننده‌ی شرایط زندگی‌ام بدانم و به این شکل مسئولیت تغییر زندگی‌ام را به عهده نگیرم؛
  • دانشگاهی که در صلح بودن با خودم را به من یاد بدهد؛

دانشگاهی که با آموزه‌هایی چون دوره جهان‌بینی توحیدی، توانایی کنترل ذهن را به من بیاموزد. به گونه‌ای که: آرامش را جایگزین نگرانی‌هایم کند؛ ایمان را جایگزین ترس‌هایم کند؛ توحید را جایگزین شرک‌های مخفی وجودم نماید؛

دانشگاهی که با آگاهی‌هایی اصل و خالص ” دوره روانشناسی ثروت ۱ “، منطق‌هایی قوی درباره‌ی امکان پذیربودنِ رسیدن به استقلال مالی در دستم بگذارد و به من کمک کند تا «ساختن استقلال مالی» را از همین جایی که هستم و همین شرایط و امکاناتی که دارم، شروع کنم. آگاهی‌هایی که در یک فرایند لذت‌بخش، باورهای قدرتمند کننده را جایگزین باورهای محدودکننده‌ای نماید که در تمام این سال‌ها ذهنم را برای فقر طراحی کرده بود؛

دانشگاهی که تا با آگاهی‌های خالص “دوره روانشناسی ثروت ۳ “، مرا به این اطمینان برساند که، برای راه اندازی کسب و کارم، نیاز به سرمایه اولیه هنگفت ندارم، بلکه نیاز به باورهای ثروت‌آفرین دارم؛ نیاز به تشخیص هدایت‌های خداوند و حساب کردن روی آنها دارم؛ نیاز به شناخت علایقم و ارزشمند دانستن آنها دارم؛

نیاز به پرورش توانایی حل مسئله دارم؛ نیاز دارم باور کنم همه ی شغل ها پتانسیل یکسانی برای ساختن ثروت دارند اما آنچه مرا به ثروت واقعی می‌رساند، رفتن در مسیر علایقم است؛ باورهای ثروت آفرین ساختن درباره علایقم است؛

به آگاهی هایی نیاز دارم که قدرت “تشخیص اصل از فرع” را به من بیاموزند تا به جای تلاش برای یک شبه پولدار شدن، قدم به قدم باورهایم را تقویت کنم؛ برای خلق ثروت بیشتر، با کسب و کارم ارزش بیشتری خلق کنم، مسائل بیشتری را در جامعه‌ام حل کنم و به این شکل ظرف وجودم را برای دریافت ثروتهای بیشتر، بزرگتر کنم.

آن روزها،به راهنمایی مثل ۱۲ قدم نیاز داشتم تا در یک فرایند تکاملی و لذت‌بخش، گاری سنگین و زهوار در رفته باورهای محدودکننده را از دوشم باز کند، مرا از مسیر سنگلاخی باورهای محدودکننده‌ام، به مسیر هموار و لذت‌بخش باورهای قدرتمند‌کننده هدایت کند. راهنمایی که به من یاد بدهد تا فکر خدا را بخوانم و آسان شوم برای آسانی‌ها.

چقدر خوب می‌شد اگر آن روزها می‌دانستم خداوند چگونه فکر می‌کند و چه قوانینی بر جهانش مقرر کرده‌است؟!

چگونه می‌توانم قوانین آفرینش را درک کنم؛ با این قوانین هماهنگ شوم و کنترل همه جانبه زندگی‌ام را در دست بگیرم.

چقدر خوب می‌شد اگر راهنمایی عملی در دستم بود که به من می‌فهماند مهم‌ترین اصل در رسیدن به خواسته‌ها، ساختن باورهای هماهنگ با آن خواسته است. راهنمایی عملی که باورهای هماهنگ با خواسته‌هایم را به من می‌شناساند و چگونگی ایجاد آن‌ها را در عمل با من تمرین می‌کرد.

آن روزها راهنمایی مثل دوره کشف قوانین زندگی می‌توانست آگاهی‌های فراموش شده‌ی قبل از تولد را به یادم آورد. همان آگاهی‌هایی که هر بار در قالب رؤیا و آرزو در دلم زنده می‌شد، ولی ترمزهای مخفی ذهنم و باورهای کهنه و محدود کننده‌ای که ذهنم را برنامه ریزی کرده بود، مجالی به بروز آن‌ها نمی‌دانند.

در حالیکه وجود راهنمای مثل دوره کشف قوانین زندگی، بدون نیاز به آزمون و خطا، چگونگی شناساییِ این ترمزها و حذف آن‌ها را به من یاد می‌داد تا بدون تقلا، خواسته‌هایم به صورت طبیعی وارد زندگی‌ام شوند.

آن روزها راهنمایی نیاز داشتم تا زندگی به سبک قانون سلامتی را به من بیاموزد و این خوشبختی را به من هدیه دهد که هم تناسب اندام داشته باشم، هم انرژی بالا برای حرکت در مسیر اهدافم و هم سلامتی کامل جسمانی.

به خاطر ثباتم در این مسیر، خداوند همانگونه که وعده داده بود، بیش از آنچه می خواستم به من نعمت بخشید و مرا به فراتر از آرزوهایم رسانید. نعمت هایی در قالب ثروت، روابطی عالی، دوستانی فوق العاده، سلامتی و.. به قول قرآن: چه کسی وفادارتر از خداوند به عهد خویش است.
به عبارت بهتر، تضادهایی که در مسیر تغییر زندگی‌ام با آن‌ها مواجه شدم، خواسته‌های بسیاری را در دلم زنده کرد و پایداری من در این مسیر، تمام آن خواسته ها را وارد زندگی ام کرد. اما با اطمینان می گویم برای من با ارزش‌ترین پاداشِ استمرار در این مسیر، تولد خانواده صمیمی عباس منش و تجربه‌ی بودن در جمع صمیمی این خانواده است.

داستان تولد خانواده صمیمی عباس منش و تلاش ما برای بهبود همیشگیِ این خانواده این است که:

آگاهی های منتشر شده در این محیط، ردپاهایی باشند برای همه‌ی افرادی که آماده‌اند تا شرایط زندگی خود را به سمت دلخواه تغییر دهند.
من هرگز فراموش نکردم که وجود مأمنی مطمئن مثل خانواده صمیمی عباس‌منش، چقدر می‌توانست مسیر را برایم هموار و تغییر را برایم آسان و لذت بخش کند.
برای همین، مانند پدری که به خاطر گذراندن کودکی‌اش در فقر و کمبود،  به خاطر تمام آرزوهایی که بر دلش مانده، تمام اسباب بازی‌های که نخریده،  تمام کیک تولدهایی که نخورده ، تمام هدایایی که نگرفته و تمام بازی‌هایی که تجربه نکرده است، می‌خواهد بهترینِ همه‌ی اینها را برای فرزندش انجام دهد، تصمیم گرفتم تمام آنچه را برای شما بسازم که در مسیر این تغییر، با تمام وجودم جای خالی‌اش را احساس کرده ام.
خانواده صمیمی عباس‌منش متولد شده تا همراه و راهنمایی باشد برای شما که آماده‌ی تغییر شده ای و این جملات الهام بخش را می خوانی؛

بنیان خانواده صمیمی عباس منش بر پایه اشاعه توحید و یکتاپرستی است تا همه ما که اینجا جمع شده‌ایم، همواره به یاد داشته باشیم:
خداوند به عنوان سیستمی که این جهان را آفریده و هدایت می‌کند و تنها منبع قدرت و ثروت است،  مقرر کرده تا زندگی ما در دست باورها و فرکانس‌های خودمان باشد.
همه ما به یک اندازه به این منبع قدرت و هدایت وصل هستیم اما به اندازه‌ی ایمان به این نیرو و هماهنگی با قوانین این سیستم، به این منبع وصل می‌شویم و این اتصال را به شکل: آزادی مالی، آزادی زمانی، رابطه عاشقانه، سلامتی، شغل مورد علاقه، آرامش و در یک کلام خوشبختی تجربه می‌کنیم.
تنها کار زندگی ما این است که قوانین این نیرو را بهتر بشناسیم و در اجرای آن بهتر شویم.
این تنها راهی است که کنترل آگاهانه اتفاقات زندگی‌مان را در دست خودمان می‌گذارد. هیچ چیز بیشتر از این به شما احساس آرامش می‌دهد که احساس کنی کنترل زندگی‌ات در دست خودت است.

این جنس از آرامش، رمز جاری شدن همواره‌ی نعمت‌ها به زندگی است.

1194 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1808 روز

    سلام استاد عزیزم خداروشکر میکنم که من هم جزء افرادی بودم که لایق بودم که عضو خانواده شما باشم. راستش خیلی ذوق زده هستم که کسی مثل شما سرراهم قرار گرفته که به تمام سوالات شبه برانگیز من پاسخ می‌دهد وهر موقع سوالی در هنم باشد به سراغ فایلهای شما که میام جواب را دریافت میکنم. راستش من با دوره عزت نفس ودوازده قدم شما آشنا هستم واز اول تا آخر فایلها رو گوش دادم واین بدین دلیل است که همسرم این دو دوره را خریده وخیلی استفاده کردیم شاید هنوز از نظر مادی رشدی را که می‌خواهیم نداشتیم اما خیلی امیدواریم ومطمئن هستیم من وهمسرم که بهش می‌رسیم زیرا شما گفتید که این یک روند است وباید تکامل را طی کنیم. خیلی خوشحالم که دخترم مارو با شما آشنا کرد دخترم اون موقع شانزده ساله بود والان هیجده ساله است واینکه من بر خلاف مادرهای دیگه هیچ گونه نگرانی بابتش ندارم خیلی خوب حرفه‌ای شما رو می‌فهمد وقوانین را درک میکنه وبهش عمل میکنه حتی من وگدرش را هم راهنمایی میکنه. خیلی وقتها ازمن درمورد آیه ها سوال می‌کرد من جوابی براش نداشتم وذهنیت بدی نسبت به قرآن داشت اما با تفسیرهایی که شما از قرآن داشتید خیلی بهتر الان درک میکنه ومیفهمه خوشحالم که خانوادگی در مسیر هستیم. خیلی دوست دارم که پسرم هم توی این مسیر بیاد گرچه اون هم توی مسیر هست اما جور دیگه ای که خودش لذت میبره. براتون بهترینها رو آرزو دارم ودرآغوش خدا میسپارم تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1871 روز

    با سلام خدمت اعضای خانواده عباسمنش و استاد عزیزم و مریم بانو جان

    من میخواستم که این پیام رو زیر محصول عزت نفس بنویسم اما هرکاری کردم متآسفانه بلد نبودم که همینجا مینویسم که یک رد پا از خودم به جا بزارم چون الآن که پیام قبلیم رو خوندم خیلی انگیزه گرفتم. من و همسرم به فکر تهیه از راه درست و حلال محصولات استاد بودیم و چون دوره های دیگه رو تهیه کرده بودیم تا سر ماه فعلا مقدور نبود که تهیه کنیم هرچند پول هم داشتیم اما برای موضوعات دیگه بود.ما اولین محصول رو به گفته استاد عزت نفس رو انتخاب کردیم. خوب اصل ماجرا اینجاست که من مدام به این فکر میکردم که تهیش کنیم و تا سر ماه صبر نداشتم چون هرچی نشانه امروز رو انتخاب میکردم همش در مورد عزت نفس بود و این یعنی اینکه من باید این دوره رو تهیه میکردم و همش این دوره رو از خدا میخواستم تا اینکه یک روز داشتم گردگیری و نظافت میکردم که داخل یه کشو مقدار زیادی پول پیدا کردم و اون رو به نیت همین محصول برداشتم و به همسرم گفتم که باقی موندش رو هم اضافه کنیم و تهیش کنیم که خداروشکر به سر ماه هم نرسید و تهیش کردیم.جالبش اینجاست که من و همسرم هرچی فکر کردیم این مقدار پول رو داخل کشو نزاشتیم یا خیلی خیلی کمتر بوده و ما این رو یه نشونه برای خودمون قرار دادیم از طرف الله یکتا من میتونستم اون دوره ارزون رو از پیجهای دیگه تهیه کنم اما نکردم و این لطف خدای مهربان هست تا اینکه خداوند به بهترین شکل ممکن ما رو به سمت خواستمون هدایت کرد و اطمینان دارم بقیه دوره هارو هم به ترتیب به لطف خدای مهربان تهیه میکنیم.

    خدارو شکر میکنم ممنونم بابت آشنایی با استاد عباسمنش عزیز و مریم بانو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2449 روز

    استاد عزیزم

    سلام

    از روزی که با آموزه های شما آشنا شدیم لحظه به لحظه درهایی از معجزات برایمان گشوده شدند. آگاهی که از زبان خداوند برایمان گفتی دلمان را تکان داد.

    هر روز صبح که سرکار می رویم، همسرم همزمان با استارت زدن ماشین فایلهای شما رو از ضبط ماشین یا گاهی از موبایل پخش می کند. قسمتی از مسیر را باهم هستیم وقتی من پیاده می شوم بلافاصله هدفونم را داخل گوشم می گذارم تا بتوانم فاصله بیست دقیقه‌ای که تا سرکارم هست را به فایل های شما گوش دهم. وقتی با این آگاهی ها وارد محیط کار می شوم چنان انرژی مضاعفی دارم که گاهاً جای سوال را برای همکارانم ایجاد کرده است که شما صبح در حال گوش دادن چه مطالبی هستید.بعد از ظهر که به خانه می آییم برای استراحت کنار تلویزیون می نشینیم. بی صبرانه سریال زندگی در بهشت یا فایل های دانلودی را دنبال می کنیم این رو هم یادم نرود که بگویم ابتدا که با سایت اشنا شدیم قیمت محصولات برایمان بالا به نظر می رسیدند. اما با روند رشد اقتصادی که برایمان حاصل شد و با استفاده از آگاهی های فایل های دانلودی امکان خرید فایل های ثروت ۱ و عزت نفس را یافتیم. صبح‌ها فایل های محصولات را گوش می دهیم و ظهرها سریال زندگی در بهشت و دانلودها.

    استاد و خانم شایسته عزیزم تاثیری که شما در زندگی ما داشتید را نمی توانم برایتان وصف کنم.

    هر روز صبح دفتری در کنار میز صبحانه مان است که اهرم رنج و لذت را در آن مرور می‌کنیم. هر روز در قسمتی از دفتر تجسم روزی را که میخواهیم داشته باشیم در جلوی چشمانمان می آوریم به حق معجزه می کنند. در سر کار دفتری داریم که هر یک ساعت تک تک اتفاقات خوبی را که می‌افتد در آن‌ها یادداشت می‌کنیم .جدیداً همسرم یک گروه دو نفره در تلگرام ایجاد کرده است که تمام اتفاقات خوب هر روز را در آن‌ها یادداشت می کنیم و بابت آن ها سپاسگزاری می کنیم .در پی آنها معجزاتی رخ می‌دهند که خودمان هم از تعجب می مانیم .ایمان داریم که قانون بسیار درست کار می‌کند. قانون همیشه کار می کند. از زمانی که با آموزه های شما آشنا شدم به صورت هدایتی به استعداد خود در زمینه نوشتن پی بردم. در زمان نوشتن، مطالبی که می نویسم از دلم بر زبانم می آید.مطالبی که اکنون در قالب داستانی برایم شده اند. داستانی که تاکنون چند قسمت آن را نوشته ام .باورم نمیشد که روزی بتوانم از حسم بنویسم .

    مطالبی انگیزه بخش که بعد از نوشتن آنها احساس بسیار خوبی به من دست می‌دهد. دوست دارم اگر اجازه داشته باشم داستانی را که می نویسم برای بقیه دوستان و خانواده صمیمی ام نیز قرار دهم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    رضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    استاد عزیز و بزرگوار

    من بصورت اتفاقی مبحثی را در اینترنت سرچ کردم و یهویی با سایت شما آشنا شدم و خیلی لذت بردم و عضو سایتتون شدم و فایل های رایگان را دانلود کردم و دارم گوش میدم و یقین دارم بهترینا برام رقم میخوره

    خدا رو شکر بخاطر آشنایی با شما🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
      • -
        بهروز مروی گفته:
        مدت عضویت: 3227 روز

        سلام و صد سلام به دوست و یار عزیز رضا احمدی عزیز بَچ کرموون!!!

        ان شالله هر جایی هستی لبت خندون و جیبت پر پول و دلت شاد و خدای مهربان پشت و پناهت باشه!!!

        من بهروز مروی فرزند نهبندان و مقیم مشهد از سال 95 عضو کوچکی از دریای بیکران عباسمنشی ها هستم و خداوند هدایتم کرد که از چند هفته پیش هدایت شوم به کامنت های سراسر نور شما و اللهی شکرت بخاطر حضور دوست عزیز و با کمالات و هزار ماشالله منوّر به نور قرآنی چون شما…

        در این چند هفته شبانه روز تک به تک کامنت های شما را خواندم به تک تک کامنت های شما با کمال افتخار 5 ستاره دادم، تک تک مفاهیم قرآنی را که تبیین کرده بودین را درک کردم و به تک تک مستند هایی که اشاره فرمودین با گوش و چشم دل توجه نمودم و بسیار بسیار بسیار از شما دوست مهربان و باخدا و فهیم سپاسگزاری میکنم بخاطر این درک و فهم شما از قرآن و آن تصمیم بزرگ زندگی ساز که بجای رشته نفت رفتین رشته قرآن شناسی و مکتب امام صادق و اینچنین درک و فهم عالی که از مفاهیم قرآن و قانون کائنات دارید.

        تحسین میکنم استمرار شما در نوشتن کامنت در اکثر فایل های استاد را

        تحسین میکنم استمرار شما در اشاعه آگاهی هایی که بر قلبان میبارید را

        تحسین میکنم مثال هایی که در کلامتان از قرآن و معرفی مستند های بسیار دیدنی را که جهت فهم بهتر کلام نافدتان میزدید را

        واقعا سپاسگزار شما هستم و از خداوند برای شما توفیق میطلبم که بیشتر و بیشتر در سایت فعالیت داشته باشین و از خداوند بقول خودتان برای شما ثروتی را طلب میکنم که اگر بپسرند دارایی شما چقدر هست شما در جواب بگویید:

        الان ..‌…….. یا ………الان…

        از خداوند درآمدهای دلاری در هر ثانیه را برای وجود پاک و خوش طینت شما آرزومندم که این چنین از نفس خود رها شده و با هستی خداوند یکی شده اید و از زندان تن و من من گفتن ها رهایی یافته و با اصل اذلی خود پیوند خورده اید را…

        و در انتها باید عرض کنم

        آرزویم اینست نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد

        واقعا صمیمانه دوستتان دارم و امیدوارم روزی شما را ملاقات کنم.

        من بهروز مروی دانش اموخته در دانشگاه دادبین کرمان به آدرس جاده تهران، سه راه سیلو،روبروی اداره گاز کرمان در رشته مهندسی معدن در سال های 88 الی 90 و در حال حاضر در عشقم یعنی معدنداری در استان خراسان جنوبی مشغولم و خداوند را شاکرم که توفیق آشنایی با عزیزی چون شما را نصیبم نمود.

        در پناه رب الارباب پادشاه جهانیان باشید.

        ارادتمند

        بهروز مروی

        18 بهمن ماه 1403

        اتمام مطالعه آخرین کامنت نازل شده بر قلب سلیم رضا احمدی.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      بهروز مروی گفته:
      مدت عضویت: 3227 روز

      سلام و صد سلام به دوست و یار عزیز رضا احمدی عزیز بَچ کرموون!!!

      ان شالله هر جایی هستی لبت خندون و جیبت پر پول و دلت شاد و خدای مهربان پشت و پناهت باشه!!!

      من بهروز مروی فرزند نهبندان و مقیم مشهد از سال 95 عضو کوچکی از دریای بیکران عباسمنشی ها هستم و خداوند هدایتم کرد که از چند هفته پیش هدایت شوم به کامنت های سراسر نور شما و اللهی شکرت بخاطر حضور دوست عزیز و با کمالات و هزار ماشالله منوّر به نور قرآنی چون شما…

      در این چند هفته شبانه روز تک به تک کامنت های شما را خواندم به تک تک کامنت های شما با کمال افتخار 5 ستاره دادم، تک تک مفاهیم قرآنی را که تبیین کرده بودین را درک کردم و به تک تک مستند هایی که اشاره فرمودین با گوش و چشم دل توجه نمودم، لذت بردم از اشعار زیبایی که در کامنتات از مولانا می آوردی و بسیار بسیار بسیار از شما دوست مهربان و باخدا و فهیم سپاسگزاری میکنم بخاطر این درک و فهم شما از قرآن و آن تصمیم بزرگ زندگی ساز که بجای رشته نفت رفتین رشته قرآن شناسی و مکتب امام صادق و اینچنین درک و فهم عالی که از مفاهیم قرآن و قانون کائنات دارید.

      تحسین میکنم استمرار شما در نوشتن کامنت در اکثر فایل های استاد را

      تحسین میکنم استمرار شما در اشاعه آگاهی هایی که بر قلبان میبارید را

      تحسین میکنم مثال هایی که در کلامتان از قرآن و معرفی مستند های بسیار دیدنی را که جهت فهم بهتر کلام نافدتان میزدید را

      واقعا سپاسگزار شما هستم و از خداوند برای شما توفیق میطلبم که بیشتر و بیشتر در سایت فعالیت داشته باشین و از خداوند بقول خودتان برای شما ثروتی را طلب میکنم که اگر بپسرند دارایی شما چقدر هست شما در جواب بگویید:

      الان ..‌…….. یا ………الان…

      از خداوند درآمدهای دلاری در هر ثانیه را برای وجود پاک و خوش طینت شما آرزومندم که این چنین از نفس خود رها شده و با هستی خداوند یکی شده اید و از زندان تن و من من گفتن ها رهایی یافته و با اصل اذلی خود پیوند خورده اید را…

      و در انتها باید عرض کنم

      آرزویم اینست نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد

      واقعا صمیمانه دوستتان دارم و امیدوارم روزی شما را ملاقات کنم.

      من بهروز مروی دانش اموخته در دانشگاه دادبین کرمان به آدرس جاده تهران، سه راه سیلو،روبروی اداره گاز کرمان در رشته مهندسی معدن در سال های 88 الی 90 و در حال حاضر در عشقم یعنی معدنداری در استان خراسان جنوبی مشغولم و خداوند را شاکرم که توفیق آشنایی با عزیزی چون شما را نصیبم نمود.

      در پناه رب الارباب پادشاه جهانیان باشید.

      ارادتمند

      بهروز مروی

      18 بهمن ماه 1403

      اتمام مطالعه آخرین کامنت نازل شده بر قلب سلیم رضا احمدی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فائزه اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1806 روز

    سلام به استاد و مریم شایسته

    سلام به تمام دوستان هم فرکانسیم

    من تازه چند روز که وارد سایت شدم ولی از قبل با شما آشنا بودم و با خواهرم فایل های شمارو گوش میدادم و حتی همین حالا نیز دارم فایل های شما رو گوش میدم و متعهد هستم که این راه ادامه بدم و خدارو هزاران مرتبه شکر میگم که در سن ۱۳سالگی خداوند منو هدایت کرد و با قانون مرا آشنایی دادخدارو هزاران مرتبه شکر

    چند باری میخواستم تو جاهای مختلف سایت کامنت بزارم و از نتایجم براتون بنویسم ولی چون از توی گوشی خواهرم باید می‌نوشتم و این کارو نکردم ولی الان دارم می‌نویسم و از ته دل خوشحالم و میخوام تو این کامنت بنویسم از نتایجم بعد از۱و نیم ماه کار کردن رو خودم و مسمم بودن در راه

    اولین نتیجه که از نظر من عالی و بزرگترین نتیجه که توی این یک و نیم ماه گرفتم جذب یه گوشی دلخواه با ویژگی های که من میخواستم

    دو کتاب های دلخواه رو جذب کردم کتاب های مثل اثر مرکب و معجزه سحر خیزی و …از این قبیل کتاب ها

    داستان کتاب اثر مرکب خیلی باحال خوب اول اینکه همه این کتاب های که گفتم به صورت PDFاست و اثر مرکب همه جا صوتیش رو پیدا میکردم ولی بالاخره خداوند منو هدایت کرد به جایی که PDFرو گذاشته بود خدایا شکرت آخه من کتاب هارو باید خودم بخونم و اگرنه گیراییم میاد پایین و زیاد نمی‌فهمم

    سه تصمیمات مهمی گرفتم مثلاً تناسب اندامم رو بدست بیارم آخ من ۱۰کیلو کمبود وزن داشتم البته این تصمیم مال بعد از ماه رمضون بود و زمانی که باقانون به صورت کلی آشنا شدم و مسمم و متعهد شدم وزنم تقریبا داشت به حداقل وزنی که باید نسبت به قدم میداشتم می‌رسید

    و الان که دارم این کامنت رو می‌نویسم حداقل وزنم رو دارم قبل از اینکه این تصمیم رو بگیرم وزنم بود ۳۴و الان وزنم هست ۴۴ ونیم خدایا بابت این نتیجه شکر

    و توی مدار پول تو جیبی بیشتر قرار گرفتم😊

    خدایا شکرت و به پول توجیبیم ۹۰۰هزار تومن اضافه شده خدایا شکرت و وا قعا که این که هر روز نعمت ها و ثروت ها بیشتر میشه حقیقت داره خدایا شکرت و کافیه که فقط باور کنی تا اتفاق بیفته

    و راستی من قبلاً هدفی توی زندگیم نداشتم ولی خداوند اینقدر منو هدایت کرد به فایل های که در مورد هدف بود که من الان ۶هدف دارم که می‌خوام تا آخر سال به آنها برسم یعنی تا سال۱۴۰۰برج ۷و روز ۶ ام

    و الان من از تمام دوستایی که باور های محدود کننده داشتن جدا شدم و حتی اونایی که با ما همسایه بودن و من قبلاً با اونا می‌رفتم بیرون

    و روابطم نیز با تمام اعضای خانواده بهتر از قبل شده

    و می‌دونم که فقط این نتایج از مسمم بودن من در قانون ایجاد شد و می‌خوام تا آخر زندگیم به این قانون الهی پایبند باشیم وواقعا سریال زندگی در بهشت چقدر پر از درس است و همچنین کامنت های بچه ها

    من قبلاً اصلا به این سریال علاقه ای نداشتم ولی الان خودم مشتاق تر از خواهرمم برای نگاه کردن این سریال و قبلاً فقط زمان هایی که میخواستم همین طوری وقتم رو بگذرونیم میرفتم نگاه میکردم و تو دلم میگفتم باباخواهرمونم چه چیزا نگاه می‌کنه مثلاً نگاه می‌کنه که چیشه و الان می‌دونم که اون حرفارو فقط میگفتم چون درکم بسیار پایین بود

    و همچنین این نشانه امروز من چه باحال واقعا ادمو به چیزای هدایت می‌کنه که امروز واقعا لازم داره خدایا شکرت از وقتی که وارد سایت شدم هر روز وارد نشانه میشدم و هر چی میومد دانلود میکردم و چقدر که با من هماهنگ بود

    خدایا شکرت که منو با قانون الهیت آشنا کردی

    خدایا من تا آخر زندگیم مسمم و متعهد هستم به قانونت و از تمام لحظاتم لذت میبرم

    برای تمام اعضا سایت و همچنین استاد و مریم شایسته عزیز زندگی سرشار از ارامش و عشق وسعادت و خوشبختی و سربلندی در دنیا و آخرت ارزو میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      هادی گفته:
      مدت عضویت: 2065 روز

      سلام خانم فائزه عزیز

      خیلی دیدگاه زیبایی نوشتین و واقعا عالی بود .

      فقط یه سوال داشتم . شما الان همون 13 ،14 سالتونه که این موفقیت ها رو کسب کردین یا سنتون بیشتره؟ اخه من خودم 15 سالمه و اگه شما تو این سن به این موفقیت ها رسیدین ( که جا داره بهتون تبریک بگم ) پس من هم میتونم به این موفقیت ها برسم .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        فائزه اکبری گفته:
        مدت عضویت: 1806 روز

        سلام ممنون آره من ۱۳سالمه و کلاس هشتم هستم

        و حتما شما با متعهد و مسسمم بودن در قانون میتوانید به تمام چیز هایی که دوست داریدبرسید فقط کافیست باور کنید که اتفاق بیفتد

        در پناه الله یکتا ایشالا به تمامی هدف ها و چیزای که دوست دارید برسید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    رضا کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 1804 روز

    سلام استاد امیدوارم حالتون خوب باشه من تمام حرفهای شمارو قبول دارم ولی حریف باور های محدود کننده ام نمیشم. چون دارم می بینم علی رقم پیروی از این آموزه ها هنوز در شرایط ایده الم نیستم. من شرایط الانم چیزی مثل شرایط قبل شماست منم بندر عباسم الان. من دوره قانون جذب امیر شریفی رو گذروندم

    دوره هوش مالی ماهان تیموری رو هم گذروندم تغییرات کوچکی کردم ولی همگی بعد از مدتی یا با شکست رو به رو میشد یا مانعی ایجاد میشد

    من واقعا نمیدونم ایراد کارم کجاست و چه باوری مانع من شده من قبلا کارمند بودم و به خاطر کم بودن حقوق و مزایا وارد کار آزاد شدم خواستم کار آفرین باشم ولی اونم نشد

    در نهایت یه شرکت ثبت کردم اونم مدتی خوب بود ولی بازم انگار یه چیزی ترمز منو کشیده من هر روز شکر گذار خدا هستم ولی با وجود اینکه میدونم آدمی با توانایی های عالی هستم میدونم این جایگاه من نیست. من به تازگی با شما آشنا شدم خواهش میکنم اگه این پیام رو میخونید کمکم کنید واقعا دیگه مغزم نمی‌کشه که چکار باید بکنم. من آدم مثبت اندیشی هستم ولی میدونم یه جای کارم میلنگه چون جذب های ریز دارم ولی در جایگاهی که باید باشم نیستم. خواهش میکنم کمکم کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    محمد مزروعی سبدانی گفته:
    مدت عضویت: 1815 روز

    درود برشما،استاد دو سه سالی است دارم ادامه میدم همه قانون رامیدانم،ولی پس چرا برایم اتفاق نمیافتد؟ خیلی ذهنم درگیر شده چه کنم؟گیج شدم،یه جای کار میلنگه،،،!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فرزاد نادم گفته:
      مدت عضویت: 2526 روز

      درود

      دوست من منهم سالها فایلهای استاد رو میشنیدم و لذت میبردم ولی هیچ نتیجه ایی برام تو زندگیم نداشت تا اینکه بعد از چندین ده بار که فایهارو گوش کردم فهمیدم اصلا به هیچی عمل نکردم و فقط لذت میبردم الان چند وقتیه که دارم نتیجه عمل کردن به قوانین رو میبینم فقط باید چشم دلتو باز کنی و نتایج هرچند کوچیک رو تو زندگیت ببینی نمیدونی چه لذتی داره وقتی حس میکنی قانون داره برات جواب میده این راه تکامل میخواد پیگیری میخواد عمل کردن به قوانین {احساس خوب( اونم در هر شرایط)=اتفاقات خوب(هرچند کوچیک)} میخواد ولی بدون به این نتایج کوچیک بی اهمیت نباید باشی باید تو ذهن هی بزرگش کنی بگی دیدی برامنم جواب داد اونوقته که اتفاقات خوب بزرگتر برات میافته صد البته تضاد هم توی راه برات پیش میاد ولی نباید بزرگش کنی باید از یه زاویه دیگه بهش نگاه کنی تا بتونی کم اهمیت واست بشه همین

      دوست من فقط اینو بدون که باید عمل کنی عمل

      موفق باشی🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: