داستان تحول من
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- به رؤیاهایت باور داشته باش 1377MB32 دقیقه
شرایط سخت و طاقت فرسا، شروع تحول زندگی من بود. پس از سالها زندگی در شرایط ناخواسته، مصمّم شدم تا زندگی دلخواهم را بسازم. به ندای قلبم اعتماد کردم و ذهنم را برای تغییر همه چیز باز گذاشتم:
- تغییر شهری که سالها در آن زندگی کرده بودم و همه جای آن را میشناختم؛
- تغییر روابط و دوستانی که آن روزها مهمترین سرگرمی زندگیام بودند.
- تغییر شغلی که تصور میکردم تنها کاری است که انجامش را بلدم.
- و مهمتر از همه تغییر باورهای محدودکنندهای که، بعداً فهمیدم منشأ همهی این ناخواستهها بودند؛
زیرا “نشانهها” به وضوح فریاد میزدند که زندگی به سبک اکثریت جامعه، مثل زنجیر، تو را در این شرایط نادلخواه نگه داشته و مرتباً همین ناخواستهها را برایت تکرار میکند.
آن روزها با این وضوح که در دوره 12 قدم آموزش دادهام، بلد نبودم فکر خدا را بخوانم و قوانین بدون تغییر این نیرو را بفهمم. آن روزها با این وضوح، ارتباط بین باورهایم و شرایطی که تجربه میکنم را نمیدیدم. آن روزها به دقتِ تمرین ستاره قطبی، بلد نبودم فرکانس خواستههایم را به جهان ارسال کنم. اما داستان تحوّل من با مشاهده زندگی افرادی شروع شد که در همان شهر و اوضاع اقتصادی همان کشور زندگی میکردند و با اینکه استعداد و توانایی بیشتری نسبت به من نداشتند، زندگی روی خوش و پربرکت خودش را به آنها نشان میداد و باعث شک کردن من به پیش فرضهای ذهنم میشد.
همهی عمر رویای زندگی در آزادی مالی، زمانی و مکانی را داشتم تا بتوانم هر ایدهای که دارم را اجرا کنم؛ هرجای دنیا که خواستم زندگی کنم؛ هر وقت که خواستم مسافرت بروم، بیآنکه نگران هزینههای آخر ماه یا کمبود وقت و انرژی باشم.
یادم میآید برای سالهای متوالی، عید هر سال باز هم به جیب خالیام نگاه میکردم و به خودم میگفتم:
- “عید سال بعد، دیگر مشکلات مالی امسال را ندارم و میتوانم برای عزیزانم هدایایی ارزشمند بخرم”
دیدن آدمهایی که آرزوهای من، واقعیت زندگی آنها بود، این رویا را هر روز قویتر میکرد. مشاهدهی زندگی آنها، این ایمان را در دلم رشد میداد که شرایط کنونی را به عنوان واقعیت زندگی یا سرنوشت غیر قابل تغییر، نپذیرم.
همین ایمان بود که مرا به سمت کشف قوانین زندگی هدایت کرد. هرچه قوانین زندگی را بهتر میشناختم، رؤیای زندگی در آزادی مالی و زمانی و مکانی، امکان پذیرتر به نظر میرسید و رسیدن به آرزوهایم برای ذهنم منطقتر میشد.
رمز تغییر این است که در شروع کار، ثابت قدم بمانی و مسیر درست را ادامه دهی حتی اگر ظاهراً نتیجه خیلی عظیمی نمیبینی. آن روزها فقط یک راننده تاکسی بودم و ذهنم مملو از باورهای محدود کننده و فقر آلودی بود که اجازه دیدن فراوانی نعمتها را به من نمیداد. ذهنم آنقدر با باورهای محدودکننده برنامهنویسی شده بود که نمیتوانستم دلیل زندگی در شرایط ناخواسته را باورهای محدودکنندهام بدانم، نه پدرم! نه جامعه! و نه هر عامل دیگری بیرون از من.
اما میدانستم قدم اول از پذیرفتن این مسئولیت شروع میشود.
قدم اول این است که بپذیری شرایط سخت مالی زندگیات را خودت با باورهایت ایجاد کردهای و ربطی به شرایط اقتصادی مملکت ندارد؛ بپذیری این تحقیر شدنها در رابطه، نتیجه باورهای خودت است و ربطی به ویژگی های اخلاقی همسر یا اطرافیانات ندارد؛ بپذیری شرایط زندگیات، نتیجه باورهای خودت است و ربطی به مکان جغرافیاییای که در آن به دنیا آمدهای، ندارد؛
در ابتدای مسیر، وقتی هنوز نتیجهی خیلی بزرگی در دست نداری که بتوانی حریف نجواهای ذهن بشوی، باید بتوانی ایمانت را حفظ کنی؛برای تغییر باورهایت مصمم بمانی و ادامه دهی؛
به جای واکنش نشان دادن به شرایط ناخواسته کنونی، “احساس خوب داشتن” را اصل بدانی و به شیوه محدودکننده قبلی برنگردی؛
من در مسیر تغییر باورهایم، جای خالیِ “همراهان مثبت و حمایتکننده” را به وضوح میدیدم. خصوصاً در ابتدای مسیر که ذهن تمام تلاش خود را میکند تا تو را به شیوه قبلی برگرداند. در چنین لحظاتی که کنترل ذهن سختترین کار دنیا میشود، حضور در یک محیط ایزوله مثل “خانواده صمیمی عباسمنش”، برای تقویت ایمانم حیاتی می شد. برای همین مصمم شدم تا “این محیط صمیمی” را بسازم و مسیر را برای اعضای این خانواده، هموار کنم.
- زیرا حضور در این محیطِ سرشار از آگاهیهای خالص، میتوانست راهنمایی راستین باشد برای تقویت ایمانِ نوپایم در شروع مسیر؛
- محیطی که هر بار به آن وارد میشوم، کلیدهای هدایتگر را در دستم بگذارد و باورهای نوپای مرا با ورودیهای قدرتمندکننده تغذیه کند؛
- محیطی که بودن در آن، مدام به یادم آورد: “ساختن باورهای قدرتمند کننده“، ارزشمندترین سرمایهگذاری در زندگیام است؛
- کنترل ورودیهای ذهنم، مهمترین مسئولیت زندگی من است.
اگر در لحظات ناامیدی که ترسِ “اگر جواب ندهد چه” در من رخنه میکرد، محیطی مثل خانواده صمیمی عباس منش را داشتم، قانون احساس خوب = اتفاقات خوب را سریعتر به یاد میآوردم؛ ضرورت اجرای این قانون را بهتر درک می کردم و این یادآوری، قدمهایم را برای استمرار ورزیدن در این مسیر، استوارتر می کرد. در حقیقت، پیچ و خمهایی که من در مسیر درک قوانین زندگی و نحوه هماهنگ شدن با آنها تجربه کردم، باعث شد تا بخواهم این دانشگاه زندگی ساز را ایجاد کنم:
- دانشگاهی که “توحید” را به عنوان اصل و اساس رسیدن به آزادی مالی و زمانی و مکانی، به من یاد بدهد؛
- دانشگاهی که این اساس را به من بفهماند که: “تمام اتفاقات زندگیام بدون استثناء نتیجه باورهای خودم است“؛
- دانشگاهی که رابطه “توحید عملی” با “این اساس را به من نشان دهد تا بتوانم شرکهای مخفی ذهنم را بشناسم؛
- شرکهایی که تلاش میکنند عواملی مثل شانس، جبر جغرافیایی، وضعیت خانواده و… را عامل تعیین کنندهی شرایط زندگیام بدانم و به این شکل مسئولیت تغییر زندگیام را به عهده نگیرم؛
- دانشگاهی که در صلح بودن با خودم را به من یاد بدهد؛
دانشگاهی که با آموزههایی چون دوره جهانبینی توحیدی، توانایی کنترل ذهن را به من بیاموزد. به گونهای که: آرامش را جایگزین نگرانیهایم کند؛ ایمان را جایگزین ترسهایم کند؛ توحید را جایگزین شرکهای مخفی وجودم نماید؛
دانشگاهی که با آگاهیهایی اصل و خالص ” دوره روانشناسی ثروت ۱ “، منطقهایی قوی دربارهی امکان پذیربودنِ رسیدن به استقلال مالی در دستم بگذارد و به من کمک کند تا «ساختن استقلال مالی» را از همین جایی که هستم و همین شرایط و امکاناتی که دارم، شروع کنم. آگاهیهایی که در یک فرایند لذتبخش، باورهای قدرتمند کننده را جایگزین باورهای محدودکنندهای نماید که در تمام این سالها ذهنم را برای فقر طراحی کرده بود؛
دانشگاهی که تا با آگاهیهای خالص “دوره روانشناسی ثروت ۳ “، مرا به این اطمینان برساند که، برای راه اندازی کسب و کارم، نیاز به سرمایه اولیه هنگفت ندارم، بلکه نیاز به باورهای ثروتآفرین دارم؛ نیاز به تشخیص هدایتهای خداوند و حساب کردن روی آنها دارم؛ نیاز به شناخت علایقم و ارزشمند دانستن آنها دارم؛
نیاز به پرورش توانایی حل مسئله دارم؛ نیاز دارم باور کنم همه ی شغل ها پتانسیل یکسانی برای ساختن ثروت دارند اما آنچه مرا به ثروت واقعی میرساند، رفتن در مسیر علایقم است؛ باورهای ثروت آفرین ساختن درباره علایقم است؛
به آگاهی هایی نیاز دارم که قدرت “تشخیص اصل از فرع” را به من بیاموزند تا به جای تلاش برای یک شبه پولدار شدن، قدم به قدم باورهایم را تقویت کنم؛ برای خلق ثروت بیشتر، با کسب و کارم ارزش بیشتری خلق کنم، مسائل بیشتری را در جامعهام حل کنم و به این شکل ظرف وجودم را برای دریافت ثروتهای بیشتر، بزرگتر کنم.
آن روزها،به راهنمایی مثل ۱۲ قدم نیاز داشتم تا در یک فرایند تکاملی و لذتبخش، گاری سنگین و زهوار در رفته باورهای محدودکننده را از دوشم باز کند، مرا از مسیر سنگلاخی باورهای محدودکنندهام، به مسیر هموار و لذتبخش باورهای قدرتمندکننده هدایت کند. راهنمایی که به من یاد بدهد تا فکر خدا را بخوانم و آسان شوم برای آسانیها.
چقدر خوب میشد اگر آن روزها میدانستم خداوند چگونه فکر میکند و چه قوانینی بر جهانش مقرر کردهاست؟!
چگونه میتوانم قوانین آفرینش را درک کنم؛ با این قوانین هماهنگ شوم و کنترل همه جانبه زندگیام را در دست بگیرم.
چقدر خوب میشد اگر راهنمایی عملی در دستم بود که به من میفهماند مهمترین اصل در رسیدن به خواستهها، ساختن باورهای هماهنگ با آن خواسته است. راهنمایی عملی که باورهای هماهنگ با خواستههایم را به من میشناساند و چگونگی ایجاد آنها را در عمل با من تمرین میکرد.
آن روزها راهنمایی مثل دوره کشف قوانین زندگی میتوانست آگاهیهای فراموش شدهی قبل از تولد را به یادم آورد. همان آگاهیهایی که هر بار در قالب رؤیا و آرزو در دلم زنده میشد، ولی ترمزهای مخفی ذهنم و باورهای کهنه و محدود کنندهای که ذهنم را برنامه ریزی کرده بود، مجالی به بروز آنها نمیدانند.
در حالیکه وجود راهنمای مثل دوره کشف قوانین زندگی، بدون نیاز به آزمون و خطا، چگونگی شناساییِ این ترمزها و حذف آنها را به من یاد میداد تا بدون تقلا، خواستههایم به صورت طبیعی وارد زندگیام شوند.
آن روزها راهنمایی نیاز داشتم تا زندگی به سبک قانون سلامتی را به من بیاموزد و این خوشبختی را به من هدیه دهد که هم تناسب اندام داشته باشم، هم انرژی بالا برای حرکت در مسیر اهدافم و هم سلامتی کامل جسمانی.
به خاطر ثباتم در این مسیر، خداوند همانگونه که وعده داده بود، بیش از آنچه می خواستم به من نعمت بخشید و مرا به فراتر از آرزوهایم رسانید. نعمت هایی در قالب ثروت، روابطی عالی، دوستانی فوق العاده، سلامتی و.. به قول قرآن: چه کسی وفادارتر از خداوند به عهد خویش است.
به عبارت بهتر، تضادهایی که در مسیر تغییر زندگیام با آنها مواجه شدم، خواستههای بسیاری را در دلم زنده کرد و پایداری من در این مسیر، تمام آن خواسته ها را وارد زندگی ام کرد. اما با اطمینان می گویم برای من با ارزشترین پاداشِ استمرار در این مسیر، تولد خانواده صمیمی عباس منش و تجربهی بودن در جمع صمیمی این خانواده است.
داستان تولد خانواده صمیمی عباس منش و تلاش ما برای بهبود همیشگیِ این خانواده این است که:
آگاهی های منتشر شده در این محیط، ردپاهایی باشند برای همهی افرادی که آمادهاند تا شرایط زندگی خود را به سمت دلخواه تغییر دهند.
من هرگز فراموش نکردم که وجود مأمنی مطمئن مثل خانواده صمیمی عباسمنش، چقدر میتوانست مسیر را برایم هموار و تغییر را برایم آسان و لذت بخش کند.
برای همین، مانند پدری که به خاطر گذراندن کودکیاش در فقر و کمبود، به خاطر تمام آرزوهایی که بر دلش مانده، تمام اسباب بازیهای که نخریده، تمام کیک تولدهایی که نخورده ، تمام هدایایی که نگرفته و تمام بازیهایی که تجربه نکرده است، میخواهد بهترینِ همهی اینها را برای فرزندش انجام دهد، تصمیم گرفتم تمام آنچه را برای شما بسازم که در مسیر این تغییر، با تمام وجودم جای خالیاش را احساس کرده ام.
خانواده صمیمی عباسمنش متولد شده تا همراه و راهنمایی باشد برای شما که آمادهی تغییر شده ای و این جملات الهام بخش را می خوانی؛
- برای شما که مثل من متعهد شدهای تا رؤیاهایت را باور کنی؛
- برای شما که متعهد شدهای تا به جای کوچک کردن خواسته هایت، باورهایت را بزرگ کنی؛
- متعهد شده ای تا به شیوه ی بی حاصل قدیمی شک کنی و قوانین خداوند را بشناسی تا بتوانی برنامهنویس زندگی خود باشی.
بنیان خانواده صمیمی عباس منش بر پایه اشاعه توحید و یکتاپرستی است تا همه ما که اینجا جمع شدهایم، همواره به یاد داشته باشیم:
خداوند به عنوان سیستمی که این جهان را آفریده و هدایت میکند و تنها منبع قدرت و ثروت است، مقرر کرده تا زندگی ما در دست باورها و فرکانسهای خودمان باشد.
همه ما به یک اندازه به این منبع قدرت و هدایت وصل هستیم اما به اندازهی ایمان به این نیرو و هماهنگی با قوانین این سیستم، به این منبع وصل میشویم و این اتصال را به شکل: آزادی مالی، آزادی زمانی، رابطه عاشقانه، سلامتی، شغل مورد علاقه، آرامش و در یک کلام خوشبختی تجربه میکنیم.
تنها کار زندگی ما این است که قوانین این نیرو را بهتر بشناسیم و در اجرای آن بهتر شویم.
این تنها راهی است که کنترل آگاهانه اتفاقات زندگیمان را در دست خودمان میگذارد. هیچ چیز بیشتر از این به شما احساس آرامش میدهد که احساس کنی کنترل زندگیات در دست خودت است.
این جنس از آرامش، رمز جاری شدن هموارهی نعمتها به زندگی است.
خیلی سخته وقتی دور و برت همه چی منفیه و تو مثبت فکر کنی تمرین سختیه اما انجامش میدم
امیدوارم مسیری که رفتید نهایت رسالت شما در جهان هستی باشه
سلام خدمت استاد عزیز و تمام خوانواده عباس منش خداوند را شاکرم که به این سایت هدایت شدم خدا شکر با اینکه تازه وارد این سایت شدم حالم خوب شده و حس میکنم اتفاقهای خوب وارد زندگیم میشود و از استاد عزیز و گروه تحقیقاتی عباس منش تشکر میکنم خدا قوت!!!
سلام استاد عزیز ولنتاین مبارک
واقعا براتون آرزوی موفقیت و بهترین ها و عمر طولانی از خداوند بزرگ خواستارم کلی زندگیم متحول شد .
سلام استاد عباس منش خیلی دوستون دارم من بیش از سه ساله با قانون جذب آشنا شدم من وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم چی بودم الان چی شدم و باور دارم که قانون جذب قانون لایزال الهی است و وقتی ما باورهایمان و فرکانس هایمان رو تغییر میدیم خداوند چطور قدم به قدم ما رو به سمت خوشبختی هدایت میکنه انگار تمام آدما فرشته های میشن از طرف خدا میان بهمون خدمت میکنن ومن هر لحظه خداوند رو شاکر و سپاسگزارم خدا شاهده وقتی به سمت هدفم حرکت میکنم میخوام کارم رو گسترش بدم درآمدم رو بالا ببرم نمیدونم باید چیکار کنم اما خودم میبینم که آدما خودشون با پای خودشون میان در مغازه م میگن بیافلان کار بکن این کار بکن ومن میگم ای خدا شکرت این دقیقا همون چیزی بود که من میخواستم ومن میرم و الان هیچ فرقی باگذشته مندارم استاد خیلی دوستون دارم و رسالت من اینه تا چن سال آینده آنچنان به استقلال مالی میرسم که هزاران کودک سرطانی کلیوی msرو به سرپرستی خودم قبول میکنم خدایا شکرت شکرت و یک فرزند پسر رو از بهزیستی به فرزند خواندگی خودم قبول میکنم خدایا شکرت من اولین بار با کتاب راز را ندا برن آشنا شدم بعدش با استاد عباس منش آشنا شدم و وقتی شبها قبل از خواب با فرشته نگهبان ارتباط برقرار میکنم از شوق خوشحالی میخوام پروازکنم و فقط از فرط خوشحالی گریه میکنم با خودم میگم ایخدا تو چقدر خوبی مهربونی بین آدما تا خود پیامبر خدا گرفته هیچ فرقی نذاشتی و همه میتونن به یه اندازه با خدای خودشون ارتباط برقرار کنن همین خدا کاری میکنه تمامآدمهای به درد نخور از زندگیت خودشون با پای خودشون میرن و زندگیت پر میشه از آدمهای خوب که بهت عشق می ورزند بهت خدمت میکنن زندگیدنیا برات بهشت میشه خانواده صمیمی عباس منش همتون رو دوست دارم
استاد عباسمنش عزیزم سلام. بعد از مدتها عضویت در سایت، تازه به خوندن داستان تحول شما هدایت شدم. چه انگیزه قوی و پولادین و چه کنترل ذهنی داشتید شما. هزاران بار تحسینتون میکنم.
و از خدا میخوام این غیرت و همت و انگیزه رو به من هم بده. و هدایتم کنه.
البته استاد، این داستان رو قبلاً بارها در فایلهای مختلف ازتون شنیدم ولی الان خوندنش در اینجا حس دیگهای در من ایجاد کرد.
میدونید؟ خیلی عجیبه که گاهی مثل الان موقع خوندن این حرفها و شنیدن فایلها یه حالت خاصی در من ایجاد میشه که توضیحش سخته. انگار رفتم پیش روانکاو و روانشناس. کلی حرف زدم و همه اونچه رو که سالها در درونم بوده زیر و رو کردم و بیرون ریختم و حالا سرم صد برابر سنگینتر شده. منقلب شدم و میخوام کلی چیز بگم ولی نمیتونم و احساس خستگی میکنم. الان هم با خوندن اون قسمتها که نوشتید «به خاطر همه آرزوهایی که بر دلش مانده، هدیههایی که نگرفته، اسباببازیهایی که نخریده و…» دگرگون شدم. همه اینها در مورد من هم صدق میکنه و علاوه بر اینها، آرامشی که هرگز نداشتم، شادیای که بلد نبودم و زندگیای که تجربهاش نکردم.
اما امروز میخوام باورهام رو تغییر بدم. میخوام حتی اگه برای یک روز هم شده یاد بگیرم و بتونم واقعاً زندگی کنم. از خدا میخوام من رو هدایت کنه.
از شما بارها و بارها سپاسگزارم و خدا رو بینهایت شاکرم.
دروداستادمعظم وفرستاده خداوند برزمین🤲🙏🌹من مجید ازاندیشه کرج ویکی ازهمکارای شغل سابق شما هستم(البته راننده تریلربا۳۰سال سابقه البته بدون هیچ گونه خدمات یا انواع بیمه ها😔البته به لطف خودم خودم ۱۵سال بیمه موریختم ولی شرکت نفتی که حدود۳۰سال ازمن بیگاری گرفت حتی یه ریال هم بیمه منوندادند🙏)بماند….فرستاده هوشمندی کل عباسمنش برگزیده کمتراز۸ماهه واردزندگی من شده🤲ومن حدودا ۲سال است ازشرکت نفت اومدم بیرون ودیگه کولی ندادم🤲🙏ولی درکل این سالها سابقه باداشتن بیشتراز۲۰سال اطلاعات فیزیک کوانتوم وتمامی قانون قواعد جذب درجهان وکارکردن باتمامی استادانموفقیت جهان وایران زمین اعم ازدکترشاهین فرهنگ دکتر حلت…..ووووو…..که تمامی شانمعرف حضورتون هستندوتمامی استادان موفقیت خارجی؟؟فقط تونستم ۱۰سال پیش خانه ای واسه زن بچم بخرم وتونستم موادمخدررو۱۵سال تابه امروز ترککنم؟؟ولی درطی اینمدت که باجسارت ازحقوق ماهیانه ۳تومن گذشتم وازوسط ۱۲۰۰راننده سنگین وحاشیه امن خودم ۲سال پیش اومدم بیرون…..همه ترور کردن منو وگفتن بروآژانس….برو مسافرکشی بروسیب پیازبفروش😔😔برو کنارخیابون جگرکی بزن جگربفروش😔ولی من صبوری کردم تاحدود۸یا۹ماه پیش زیارت وویسهای شماکه توسط خریدکردن خاهرم صورت گرفت نصیبم شدودرکل شبانه چه وویسهای پولی چه رایگان شمارو شاید درحدود۱۵ساعت درروز گوش میکردم به حدی خانوادممیگفتند ما شبانه روز خواب استاد رومیبینیم😊حتی تااین ثانیه اسپیکر دلره صدای قدرتمندترین مردجهان روپخش میکنه واسم🤲🤲🤲مطلب کوتاه کنم تااینکه باانجام دادن موبه موودقیقا موبه موانجام دادن ورعایت کردن اصول بزرگ مرد سیارره زمین سه۴ماه پیش یکی از ارزهای دیجیتال بهم معرفی شد(شک نداشتم این پیشنهادازطرف نگهبانان وفرستادگان بود😭)(البته باکمک ارتعاشات صدای قدرتمند سیدحسین عباسمنش)🤲🤲🤲🤲🤲🤲به خدای یکتا وبروح کوروش کبیر قسم من با۲میلیون تومان ارزکه خریدم(البته ۲تومنم قرض کردم خودم ۱۰۰۰تومنم نداشتم😔)شروع به کارجدیدم کردم ودرطی این مدت حدود۲۰۰میلیون تومن پول نقددرآوردم🤲🤲🤲😭😔😓وهنوزهم درمسیرهدف جدیدم دارم تلاش میکنم البته باهفته ای ۱۵الی ۲۰ساعت کار(که اونم مثل مهندس ها فقط مشاوره ارز ها روبه دوستان تقدیممیکنم وچقدررررررررکسانی که من اوردم تواینمسیر دعامیکنندبرای من ومن همشوتقدیم استادخوشتیپم میکنم🤲این درآمد سه ۴ماهه من برابر ه با۶سال بیگاری باسنگین ترین دیزل های جهان وحدااقل ماهیانه ۲۵۰۰۰هزارکیلیومتر رانندگی درجاده های بندرعباس وبندر شاپور😔😭)استادم من شوفرم وسوادمواسه ۳۰سال پیشه🙏فرق تجربه یانظریه یادیدگاه رونمیدونم بخدا😞الان چندماهه دارم منت این اونمیکشمتاواسم ایمیل ورمز فلان فلان درست کردن البته بیشترباکمک مرجان فخار عشق داداش😍تاتونستم وارداین قسمت کادر بشم ودست توپول شمارو ببوسم😭والان هم استرس دلرم که ایا این متن روفرستاده جهان میبینندیاخیر😔😭😢؟؟!!!!!ای برگزیده خداوند وجهان هستی نمیدونم به جبرانه کدام امر خیری که درزندگی انجام دادم که جهان بجبرانه دردهای من شماروبهمهدیه داد🤲🤲🤲🤲🤲🤲؟؟!!!!فقط کلامکوتاه کنم….یکی اینکه زبانم قاصره مثل بقیه طرفداران عزیزشما قربون صدقه کرامات وجمالات وانسانیت شمابرم(البته البته هیییییییچ کس نمیتونه وهیچ زبانی که بتونه ازشماقدردانی وسپاسگزاری کنه🙏🙏🤲🤲🤲🤲🤲)دوم اینکه من تنها مشکل وبزرگترین مشکلی که فقط وفقط درزندگیمدارم اینهکه حدودا بخاطریه ورشکستگی مالی وروحی که مربوط به ۲۰سال قبله وشدیدا باعث نابود شدن روح ابرقدرت من شد😔من هنوز باافکارخودبیمارگونه وخودبیمارانگاری درگیرم ونمیدونم ازکدامین تکنیک قدرتمندشمااستفاده کنم😭😭😭😭😭آرزودارم روحیه زمانی که سال ۶۸سربازبودم رودوباره بدست بیارم😔دیگه ام سررسیدی نمونده که ازشکرگزاری وتمامتکنیکهای جهان اللخصوص تکنیکهای ابرقدرت بزرگ مردسیاره زمین عباسمنش ماهم پرکنم؟؟شاید۱۰یا۱۲تاسررسید پرکرده باشم😔😭فازمنفی لعنتی اجازه نمیده احساسمو سوق بدم به سمت روحیه ای که ۲۵یا۳۰سال پیش داشتموتمامی ترسم ازاینه مبادا به همین روحیه تسخیرشده ماموریتم درزمین روزی به پایان برسه😔😔😔😔البته ناگفته ماند؟؟نسبت به تمامی سالهای قبل خییییییلی عالیترم🤲ولی من اونروحیه ه مجیدرومیخام که مثل اسفندروآتیش دنبال هدفهای قدرتمندی بودم وکسی جلودارمنبود🤲💚💛🧡🧡💜ببخشیدبخدا از ذوقم نمیدونم چندسطر تایپ کردم استاد م ای فرستاده وبرگزیده جهان برروی زمین💝💞💟❣💌دوستت دارم سپاسگزارم لطفا مراببخش مچکرم(توخوده منی )قابل ستایشیدشما وآبجی زیبای خودم👑👑👑👑👑👑👑👑بدرودیگانه آفریده هستی🧡💝
سلام ب دوستان گروه تحقیقاتی عباسمنش و استاد عزیز.استاد تو قسمت8زمانی ک رفتین سراغ برش چوبها وگفتین میخ دارن 1ان ب ذهنم رسید اگه میشداستاد چوبهارو باهمون میخ ها ببرن خیلی خوبی میشدو کارها هم ب سرعت وراحت پیش میرفت تا این از ذهنم گذشت استاد گفتن تیغه میخ بر اره دارن و وقتی تیغه رو ب اره وصل کردن خیلی خوشحال شدم ک درست همونطور پیش رفت ک من پیش بینی کرده بودم.نکته دیگه ک دوست داشتم وقتی چکش افتاد تو اب استاد شما کار رو رهانکردین فرکانستونو تو همون حال حفظ کردی وبعد ادامه کار.ک حتی افسوس نخوردین ک ای وای چکش افتادنا امید نشدین از ادامه کار.ک حالا چکش چی میشه .اول چکشو دربیارین.و این ب من درس باور فراوانی رو میده وحفظ فرکانس توهر شرایطی.نکته دیگه موقعی بود ک داشتین پیچ اهنربا رو سفت میکردین برام جالب بوددیدگاهتون اونجا ک گفتین برای سفت کردن پیچ هدایت شدین.کلمه هدایت شدن واقعا بهم چسبیدو تا حالا اینطوری بهش نگاه نکرده بودم.چقدر قشنگه ب محض فهمیدن انجام درست کارها از کلمه هدایت استفاده کنیم واین خودش انرژی مثبت برای اینکه یادمون باشه خداتو هرشرایطی کمکمون میکنه.در واقع هدایت میشیم ب مسیر صحیح.
اما جوهره انسان نه داشته هاشه نه نداشته هاش. فقر فقط به معنی نداشتن نیست که ادم با نداشته هاش هم هویت بشه بلکه به معنی هم هویت شدن با داشته هاشم هست. خوشبخت این نیست که چند هکتار زمین و خونه داره همچنان که خوشبخت اون هم نیست که در نداشته هاش غرقه ،
این نشون دادن دارایی ها میتونه دو پیام داشته باشه
۱- یا اثبات خودت ب کسایی که روزگاری باورت نداشتن و شده یک گره روحی
۲-اثبات اینکه بله با توکل ب خدا میشود اینها رو داشت. که این هم در نوع خودش نمیتونه درست باشه چون این پیامو میده که هدف از توکل و ایمان به خداوند این اسباب بازیهاست ،پیام هم هویتی با این چیزها. در حالیکه هذف اصلی ایمان و توکل هم هویت شدن با خداونده که جوهره اصلی انسانه
سلام خدمت شما
من نظر خودمو به این دیدگاه اضافه میکنم که میزان و بزرگی داشته ها اندازه بزرگی باورمون به رزاق بودن خداوند رو میرسونه
هم هویت شدن با داشته ها زمانی تعریف میشه که بدون اونها احساست بد باشه و این در مورد استاد صدق نمیکنه چون استاد با حال خوبش در نبود امکانات و ثروت با شادی شکرگزاری و ایمان به رزاق بودن و خالق ثروت بودن این ثمره رو دریافت کردن
اینکه ما حال خوب ما گره بخوره به داشته هامون میشه هم هویت شدگی
اینکه نبود داشته ها حال مادو خراب کنه یعنی هم هویت شدگی
در حالیکه میزان داشته ها و نداشته ها در میزان رها بودن ما و احساس خوب درونی ما تاثیری نداشته باشه
یعنی ما آگاهیم و به شناخت از حقیقت وجود خودمون و ارزشهای وجودیمون پی بردیم و از درون حالمون خوبه بدون هیچ نوع هم هویت شدگی
ممنون از توجه شما
حرفهات همه درسته. اما فاصله حرف با امر واقع ی داستان دیگست. اینو میشه در تعریف و ترسیم اهداف یک شخص بهش پی برد .
برای من قابل درک نیست یک انسان تقریبا همه اهدافش حول محور پول تعریف شده باشه و سیر نشه ازش .این میشه یکموجود تک بعدی و هم هویت شده. سنگ محک دیدن اهداف فرده نه حرفهاش .
ایشون علارغم خوبیهاش نقایص بسیار زیادیداره که کم کم بهش پی میبری.
انسان با دو عنصر تحت تاثیر قرار میگیره ترسها و آمال و ارزوهاش، ایشون با نشوندادن این تصاویر میخ.اد دیگرانو تحت تاثیر قرار بده بهت تصویر ارزو میفروشه برای فروش محصولاتش.
هرکیم انتقادی کنه میگه حسوده و این قبیل حرفهای چیپ و بی محتوا.
ایشون یک فایل گذاست بنام رسالت من فرداش سایتشو فیلتر کردن ایشون فورا اون فایلو حذف کردن. خیلی فاصله هست بین اونچیزی که رسالت تعیین کرده بود برای خودش و این چیزی که هست.
سپاسگزار خداوندم که درهر زمانی فردی را هدایت کرده واورا چراغ هدایت دیگران قرار میدهد سپاسگزارم بابت وجود استاد عباسمنش که با محصولاتی همچون رویاهایی که رویا نیستن وغیره باعث شدند آگاهیهای بالقوه ما شکوفا شده و از اسارت نفس و باورهای کهنه وپوسیده رهایی یابم و راه درست زندگی کردن را با ساختن باورهای جدید پیدا کنم استاد عزیز پاینده باشی و برقرار
به نام خدای هدایتگر
خدایا شکرت که استادعباسمنش رو هدایت کردی خدایا شکرت که استادم باایمان وتعهد ادامه داد تا به اینجا رسید و مطمئنن به بالاتر از این ها هم میرسه
خدایا شکرت که من رو هم هدایت کردی به سمت خانواده صمیمی عباسمنش
خداروهزاران بار شاکرم برای دریافت این اگاهی ها خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا کمکم کن روز به روز بیشتر و بهتر قانون رو بفهمم و عمل کنم 🙏
استاد عزیز و مهربانم ممنونم بابت آگاهی هایی که با ما به اشتراک می زاری 💐
در پناه خداوند سالم شاد و سربلند باشید 🙏💗💖❤