اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام ب استاد عزیزم و چقدر سپاس گزاری خداوندم که درهای رحمت و الهامات را روی باز نگه داشت
من از ی موضوعی ناراحت بودم ب نظر خودم مشکل از طرف مقابل نبود و نمیدونم با این در جریان اتفاق نبودن ولی قلب حق را ب طرف اول این ماجرا میداد و طرف دوم مقصر بود ولی با این اونجا نبودم
قلب با طرف اول بود و این ماجرا تموم شد ماجرای بعدی بر میگرده ب چند روز پیش که من باز تو اون اتفاق نبودن و تعریف شد و تجسم کردم که این طور بود و این رفتار شد و چقدر مغزم من رو برد ب بالاتر از اون و انگار تموم شب را اونجا گذروندم از رفتار از پذیرایی همه چیز واضح بود بعد ب خودم که اومدم دیدم چقدر کینه چقدر حالت بدی تا الان سطح فرکانسی بعدی بود امروز با چک و لگد حسابی ب خودم اومدم و متوجه حرف استاد که تا لگد جهان نخوری ب خودت نمیای
امروز ب خودم گفتم شرایط نامناسب خودت رقم زدی
و چقدر استاد قشنگ گفت که مغز با این که تو حضور نداشتی چقدر جلو تر و جلوتر رفته و چقدر انگار اون مسیر را تجربه کرده در صورتی که همش خیال بوده
وای خدای من کینه از کسی که بهم چیزی نگفته و کاری نکرده جالب ی کینه کوچولو چقدر خودش بزرگ جلوه داده خدایا من بخشیدم تو هم من را ببخش مسیر زندگی مسیری پر از محبت و لذت جلوی من قرار بده خدای قشنگم وقتی آزاد میشم از کینه حالم عالی حالم خوبه خدایا کمکم کن تا بهترین باشم تا مسیرم را هیچ وقت ب بیراه نکشانم
چون امروز خیلی تو گذشته بودم ،ک رفتارم از عمد بد رفتاری میکردم و فکر میکردم که خوبه ولی روح آرام خودم رو خراب میکردم خودم آدم مهربان و ارامی بودم ولی عمدا فکر میکردم که خوبه
و استاد تشکر بابت این فایل و از خانم جهانگیری هم تشکر دارم
استاد واقعاً همه ی توضیحات فایل های محصولات خودشون رو رایگان میگن ما جدی نمیگیریم
واگر خوب گوش بدیم همه ی نکات مهم رو میگن…
ممنون از بهترین استاد جهان
خدا سپاسگزارم بابت وجود استاد عزیزم و مریم شایسته این فایل نشانه امروزم بود
ک گذشته مهم نیست
مهم فرکانسی است ک از این لحظه ب بعد میفرستی
قانون جهان اینکه ب هرچی توجه و فکر کنی همان رو ب زندگیت میکشانید…
سلام استاد عزیز و گرامی. بنده از جمله خریداران دوره فوق العاده “هم جهت با جریان خداوند” هستم. در این دوره به همه ما آموختید که تمام اتفاقات اطراف ما (یعنی 100 درصد نه 99.9 درصد) ناشی از باورهای ماست. با عرض معذرت مواردی که در این فایل فرمودید به نظر می رسد نیاز به بازآموزی برای بنده داشته باشد. به نظرم موضوع “درس گرفتن از گذشته” به این معنی که بیاییم دلایل اتفاقات را بررسی کنیم (مانند بحث ننوشتن قرارداد و عدم اخذ امضاء از طرفین معامله)، در آموزه های شما موضوع اصلا مهمی نباشد. چرا که شما معتقدید هر اتفاقی، نتیجه باورهای ماست، لذا نیازی نیست که به دلایل رفتار اطرافیان بیندیشیم (بلکه دلایل تمامی رفتار اطرافیان را نیز نتیجه و انعکاس باورهای خودمان می دانیم و بس). آن چیزی که حضرتعالی در این فایل فرمودید، کمی متفاوت است و ظاهرا جنبه عقل در این فایل برای خود وزنه ای پیدا کرده که لااقل با برداشت های بنده از صحبتهای حضرتعالی کمی مغایرت دارد. ممنون می شوم توضیحاتی در این خصوص بفرمایید.
عرض ارادت و احترام و خداقوت خدمت استاد عباسمنش عزیزم خانم شایسته گرامی.
این فایل بینظیر شما که زحمت کشیدید و در سایتتون قرار دادید هم تاثیر بسزایی در من و هم در همه اعضا عزیز خواهد گذاشت. حقیقتا حرف دل منو زدید استاد جان. من تقریبا مدت نه سال است که در بخش اعصاب و روان یکی از بیمارستان های کشور سوئد بعنوان پرستار مشغول به فعالیتم و از همان ابتدای کارم همیشه به این موضوع فکر میکردم که چطور داروهای به اصلاح ارامبخش و مشاورههای عجیب و بی سر و ته میتواند حال عمومی مردم را بهبود بخشد بلکه بر عکس فقط شرایط را وخیم میکند و هیچ درمانی وجود ندارد. باور بفرماییدکه افراد بسیاری را دیدم که در سلامت کامل جسمی و حتی روانی و فقط برای یک مشاوره ساده به بیمارستان اومده بودند ولی متاسفانه هیچوقت به حالت عادی خودشون برنگشتند و این همیشه برای من بزرگترین سوال بود که چرا جامعه پزشکی و سیستم مافیایی دارویی برای بیزنس بیشتر سعی در القا کردن و نشان دادن عدم سلامتی روانی به مردمی هستند که حتی برای یک مشاوره و یک ویزیت کاملا معمولی به محیطهای درمانی مراجعه میکنند. ولی من سعی کردم که رسالتم رو حفظ کنم و درست بر عکس انها کار کنم و به این دسته از افراد که بعنوان مریض به بیمارستان رجوع میکنند بقبولانم که شما هیچ مشکلی ندارید و فکر نکنید که با مشاوره های واقعا بی اساس و بی ریشه حالتون دگرگون میشه و یا اینکه با داروهای بشدت خطرناک اعصاب که بیس همه انها از مواد مخدر خصوصا کانابیس یا همون کوکایین است میتوانید کمک بگیرید و درمان بشویید. که قطعا برعکس آن است. متاسفانه اگر اشخاصی که فکر میکنند با داروهای اعصاب به آرامش درونی و درمان خواهند رسید و شروع به استفاده از انها کنند نه تنها هیچ درمان و آرامشی نخواهند گرفت بلکه برعکس بشدت وابسته و معتاد به انها میشوند و قطعا آرامش موقتی که بدست میاورند هم اثرات همان مخدری است که در دارو وجود دارد و بعد از مدتی اثراتش از بین میرود و فرد دوباره مجبور به استفاده میشود. گرچه من در این چند سال با تهدیدات و مشکلات عدیده ایی روبرو شدم و حتی اخراج از کار را هم تجربه کردم ولی مطمئن بودم که نیرویی لایتناهی وجود دارد که همیشه پشتیبان و نگهبان و همراه من است و من وظیفه بندگی کردن او را دارم و سعی کنم محکم باشم و نترسم. و البته با قدرت و اگاهی بیشتری سعی در آگاه کردن افراد دارم.
بهر حال خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و حوصله کردید و به من گوش دادید. از استاد عباسمنش عزیز هم مثل همیشه کمال تشکر را دارم که با فایلها و سخنان وحی گونه ایی که در سایت قرار میدهند باعث رسیدن همه ما به کمال و عزت و زندگی رویایی و آرمانی میشوند.
یک قسمت از توضیح نوشتاری این فایل برام خیلی طلایی بود(وقتی خاطرات منى رامرور میکنى به این معناست که شیطان را راهنمای خود انتخاب میکنی وشیطان می تواند از بهشت برایت جهنم درست میکند)
من از گذشته خیلی درس میگیرم اما در دام گذشته نمی مانم.
گذشته باعث غم و غصه وحسرت خوردن میشه وفقط انرژی ما را نابود. میکند ومارا از تمرکز بر پیشرفت در لحظه حال باز می داردهمین یک مورد تاییدی براین است که یاد آوری خاطرات بد کاملا اعراض کنیم.
بخشش دیگران در این مورد هم خیلی کمک کننده است .
از طرفی خاطرات منفی گذشته جسم مارا هم به هم می ریزد پس بخاطر آرامش خودمون از یاد آوری خاطرات گذشته البته در بعد منفی اعراض کنیمِ
من با توجه به فایل های قبلی استاد و آموزشهایی که از ایشون گرفتم متوجه بودم که نباید بر تکرار موضوعات منفی بپردازم و یاد آوری ناراحتی های گذشته نه تنها فایده ای نداره بلکه آن را بیشتر می کند
اما موضوعاتی در زندگی من بود که بدون اینکه من دخالتی در به وجود آمدنش داشته باشم برایم تلخ و رنج آور بود که هیچ وقت نمی تونستم اونها رو پاک کنم
نمونه اون مادر همسرم بود که هرگز نمی تونستم اون رو ببخشم
نمونه دیگر خواهر بزرگم بود که در کودکی آزارم داده بود
من برای آرامتر شدن خودم به تکرار برای اقوام و دوستان خاطرات آنها را تعریف می کردیم و با بازگو کردن حال بدی پیدا میکردم و گاها حتی مجبور به قطع صحبتم میشدم قلبم درد میگرفت و نمی تونستم ادامه بدم
تا اینکه امشب این فایل را که گوش دادم با تمام جانم پذیرفتم که نباید درباره این موضوعات صحبتی کنم و نگاه بهتری به این افراد داشته باشم
با شنیدن این فایل تصمیم گرفتم به جای تمرکز بر خاطرات منفی آنها نکات مثبت را در آنها پیدا کنم و این به من آرامش و احساس خوبی داد
در آخر باز هم سپاسگزار خدای مهربانم که راه آشنایی با شما را برمن گشود تا در دل تاریکی ها روشنی بخش زندگی من باشید
این یکی از فایل هایی هست که میتونم بگم من خیلی درگیرش میشم حتی به صورت گذرا
در مورد گذشته من فکر میکنم که حتی مرور خاطرات خوبشم هم اگر بخواد همیشگی باشه زیاد جالب نیست
یه حس افسوس و حسرت باقی میذاره و باعث میشه که هی به خودت بگی کاش اون روزا قدر میدونستم بیشترکیف میداد شرابط فلان بود و … باعث میشه از لحظه حال دور بشی و نتونی استفاوه کنی
خاطرات بد که دیگه جای خود داره
در مورد مثال شما و خاطرات گذشته با خانواده
در 95 درصد یا بیشتر مساله خاصی نبوده و اون موارد کم هم شاید دلیل خودشونو داشتن
اما با من با هر بار فک کردن به گذشته و مرور خاطرات بد خشم وجودمو نسبت به اونا میگیره انگار یهو مقصر همه چیز در زندکی فعلی من میشن و حسم نسبت بهشون بد نیشه
تو رابطه با پارتنرم هم وقتی یه خاطره بد گذشته رو مرور میکنم حسم در لحظه نسبت بهش بد میشه افکار منفی میاد شروع به داستان میکنه
در صورتی که اگر نگاهی سطحی داشته باشیم و بدونیم که تو اون زمان که اون خاطره بد شکل گرفته چرا و چی شده رو بذاریم کنار میتونیم درس بگیریم که دیگه اون شرایط تجربه نکنیم اما با هر بار فکر کردن بهش و اینکه دلیلش چی بوده چرا اینطوری شده داریم تمرکز بیشتری میذاریم روش و هربار اونو وارد زندگیمون میکنیم
با زندگی در لحظه و استفاده تجربیات گذشته میتونیم اینده بهتری داشته باشیم
اما با زندکی در گذشته نه تنها اینده ای نیست حالم از دست میدیم و خودمونو میبندیم به یکسری خشم کینه و حس بدی که حتی ممکنه واقعی نباشن چون دائم مرور شدن تو ذهن ما شکل گرفتن
امشب فهمیدم که از گذشته بیام بیرون حتی روزای قشنگ و خوبش تا بتونم از حال بیشتر لذت ببرم
ممنونم استاد عزیز بابت این حرفای زیبا و خدارو شکر که منو هدایت کرد به این فایل تا بتوتم تو مسیر خودم بهتر حرکت کنم 😘🫡🌹
سلام ب استاد عزیزم و چقدر سپاس گزاری خداوندم که درهای رحمت و الهامات را روی باز نگه داشت
من از ی موضوعی ناراحت بودم ب نظر خودم مشکل از طرف مقابل نبود و نمیدونم با این در جریان اتفاق نبودن ولی قلب حق را ب طرف اول این ماجرا میداد و طرف دوم مقصر بود ولی با این اونجا نبودم
قلب با طرف اول بود و این ماجرا تموم شد ماجرای بعدی بر میگرده ب چند روز پیش که من باز تو اون اتفاق نبودن و تعریف شد و تجسم کردم که این طور بود و این رفتار شد و چقدر مغزم من رو برد ب بالاتر از اون و انگار تموم شب را اونجا گذروندم از رفتار از پذیرایی همه چیز واضح بود بعد ب خودم که اومدم دیدم چقدر کینه چقدر حالت بدی تا الان سطح فرکانسی بعدی بود امروز با چک و لگد حسابی ب خودم اومدم و متوجه حرف استاد که تا لگد جهان نخوری ب خودت نمیای
امروز ب خودم گفتم شرایط نامناسب خودت رقم زدی
و چقدر استاد قشنگ گفت که مغز با این که تو حضور نداشتی چقدر جلو تر و جلوتر رفته و چقدر انگار اون مسیر را تجربه کرده در صورتی که همش خیال بوده
وای خدای من کینه از کسی که بهم چیزی نگفته و کاری نکرده جالب ی کینه کوچولو چقدر خودش بزرگ جلوه داده خدایا من بخشیدم تو هم من را ببخش مسیر زندگی مسیری پر از محبت و لذت جلوی من قرار بده خدای قشنگم وقتی آزاد میشم از کینه حالم عالی حالم خوبه خدایا کمکم کن تا بهترین باشم تا مسیرم را هیچ وقت ب بیراه نکشانم
خدایا سپاس بابت حرف های که شنیدم و راحت هضم کردم
سپاسگزارم استاد
سلام خدمت استاد مهربان و قوی
استاد خیلی این فایل منو راهنمایی کرد
چون امروز خیلی تو گذشته بودم ،ک رفتارم از عمد بد رفتاری میکردم و فکر میکردم که خوبه ولی روح آرام خودم رو خراب میکردم خودم آدم مهربان و ارامی بودم ولی عمدا فکر میکردم که خوبه
و استاد تشکر بابت این فایل و از خانم جهانگیری هم تشکر دارم
استاد واقعاً همه ی توضیحات فایل های محصولات خودشون رو رایگان میگن ما جدی نمیگیریم
واگر خوب گوش بدیم همه ی نکات مهم رو میگن…
ممنون از بهترین استاد جهان
خدا سپاسگزارم بابت وجود استاد عزیزم و مریم شایسته این فایل نشانه امروزم بود
ک گذشته مهم نیست
مهم فرکانسی است ک از این لحظه ب بعد میفرستی
قانون جهان اینکه ب هرچی توجه و فکر کنی همان رو ب زندگیت میکشانید…
با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم اقای عباسمنش
من اولین دیدگاهی هست که در کل سایت دارم میذارم و از این به بعد میخوام فعالیت کنم
فکر میکنم همین که داخل این سایت هستم خودش یعنی دارم کانون توجهم کنترل میکنم
راجع به این فایل نظر من این هست که اتفاقاتی که الان برای ما میافته بخاطر توجهات و ارتعاشات چند وقت قبل ماست
از همین امروز اگه ارتعاشات خودم بتونم کنترل کنم و بیشتر روی پاشنه آشیل تمرکز داشته باشم
بصورت تکاملی اتفاقات خوب میافته و آینده رو هم میتونیم با توجه به کارهای روزمره الانمون پیش بینی کنیم
ممنون از فایل های خیلی قوی و ارزشمندتون.
سلام استاد عزیز و گرامی. بنده از جمله خریداران دوره فوق العاده “هم جهت با جریان خداوند” هستم. در این دوره به همه ما آموختید که تمام اتفاقات اطراف ما (یعنی 100 درصد نه 99.9 درصد) ناشی از باورهای ماست. با عرض معذرت مواردی که در این فایل فرمودید به نظر می رسد نیاز به بازآموزی برای بنده داشته باشد. به نظرم موضوع “درس گرفتن از گذشته” به این معنی که بیاییم دلایل اتفاقات را بررسی کنیم (مانند بحث ننوشتن قرارداد و عدم اخذ امضاء از طرفین معامله)، در آموزه های شما موضوع اصلا مهمی نباشد. چرا که شما معتقدید هر اتفاقی، نتیجه باورهای ماست، لذا نیازی نیست که به دلایل رفتار اطرافیان بیندیشیم (بلکه دلایل تمامی رفتار اطرافیان را نیز نتیجه و انعکاس باورهای خودمان می دانیم و بس). آن چیزی که حضرتعالی در این فایل فرمودید، کمی متفاوت است و ظاهرا جنبه عقل در این فایل برای خود وزنه ای پیدا کرده که لااقل با برداشت های بنده از صحبتهای حضرتعالی کمی مغایرت دارد. ممنون می شوم توضیحاتی در این خصوص بفرمایید.
عرض ارادت و احترام و خداقوت خدمت استاد عباسمنش عزیزم خانم شایسته گرامی.
این فایل بینظیر شما که زحمت کشیدید و در سایتتون قرار دادید هم تاثیر بسزایی در من و هم در همه اعضا عزیز خواهد گذاشت. حقیقتا حرف دل منو زدید استاد جان. من تقریبا مدت نه سال است که در بخش اعصاب و روان یکی از بیمارستان های کشور سوئد بعنوان پرستار مشغول به فعالیتم و از همان ابتدای کارم همیشه به این موضوع فکر میکردم که چطور داروهای به اصلاح ارامبخش و مشاورههای عجیب و بی سر و ته میتواند حال عمومی مردم را بهبود بخشد بلکه بر عکس فقط شرایط را وخیم میکند و هیچ درمانی وجود ندارد. باور بفرماییدکه افراد بسیاری را دیدم که در سلامت کامل جسمی و حتی روانی و فقط برای یک مشاوره ساده به بیمارستان اومده بودند ولی متاسفانه هیچوقت به حالت عادی خودشون برنگشتند و این همیشه برای من بزرگترین سوال بود که چرا جامعه پزشکی و سیستم مافیایی دارویی برای بیزنس بیشتر سعی در القا کردن و نشان دادن عدم سلامتی روانی به مردمی هستند که حتی برای یک مشاوره و یک ویزیت کاملا معمولی به محیطهای درمانی مراجعه میکنند. ولی من سعی کردم که رسالتم رو حفظ کنم و درست بر عکس انها کار کنم و به این دسته از افراد که بعنوان مریض به بیمارستان رجوع میکنند بقبولانم که شما هیچ مشکلی ندارید و فکر نکنید که با مشاوره های واقعا بی اساس و بی ریشه حالتون دگرگون میشه و یا اینکه با داروهای بشدت خطرناک اعصاب که بیس همه انها از مواد مخدر خصوصا کانابیس یا همون کوکایین است میتوانید کمک بگیرید و درمان بشویید. که قطعا برعکس آن است. متاسفانه اگر اشخاصی که فکر میکنند با داروهای اعصاب به آرامش درونی و درمان خواهند رسید و شروع به استفاده از انها کنند نه تنها هیچ درمان و آرامشی نخواهند گرفت بلکه برعکس بشدت وابسته و معتاد به انها میشوند و قطعا آرامش موقتی که بدست میاورند هم اثرات همان مخدری است که در دارو وجود دارد و بعد از مدتی اثراتش از بین میرود و فرد دوباره مجبور به استفاده میشود. گرچه من در این چند سال با تهدیدات و مشکلات عدیده ایی روبرو شدم و حتی اخراج از کار را هم تجربه کردم ولی مطمئن بودم که نیرویی لایتناهی وجود دارد که همیشه پشتیبان و نگهبان و همراه من است و من وظیفه بندگی کردن او را دارم و سعی کنم محکم باشم و نترسم. و البته با قدرت و اگاهی بیشتری سعی در آگاه کردن افراد دارم.
بهر حال خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و حوصله کردید و به من گوش دادید. از استاد عباسمنش عزیز هم مثل همیشه کمال تشکر را دارم که با فایلها و سخنان وحی گونه ایی که در سایت قرار میدهند باعث رسیدن همه ما به کمال و عزت و زندگی رویایی و آرمانی میشوند.
ارادتمند همه شما علی
سلام بر استاد عزیزم
سلام بر مریم جون
سلام بر دوستان عزیز هم فرکانسی ام
چقدر فایل آگاهی بخش وپر از هدایت برای من
خدایا شکرت برای این سایت پر از خیر وبرکت
یک قسمت از توضیح نوشتاری این فایل برام خیلی طلایی بود(وقتی خاطرات منى رامرور میکنى به این معناست که شیطان را راهنمای خود انتخاب میکنی وشیطان می تواند از بهشت برایت جهنم درست میکند)
من از گذشته خیلی درس میگیرم اما در دام گذشته نمی مانم.
گذشته باعث غم و غصه وحسرت خوردن میشه وفقط انرژی ما را نابود. میکند ومارا از تمرکز بر پیشرفت در لحظه حال باز می داردهمین یک مورد تاییدی براین است که یاد آوری خاطرات بد کاملا اعراض کنیم.
بخشش دیگران در این مورد هم خیلی کمک کننده است .
از طرفی خاطرات منفی گذشته جسم مارا هم به هم می ریزد پس بخاطر آرامش خودمون از یاد آوری خاطرات گذشته البته در بعد منفی اعراض کنیمِ
در پناه خدا باشیم آمین
با سلام و یاد خدای مهربان
درود بر استاد عزیزم و دوستان همراه
من با توجه به فایل های قبلی استاد و آموزشهایی که از ایشون گرفتم متوجه بودم که نباید بر تکرار موضوعات منفی بپردازم و یاد آوری ناراحتی های گذشته نه تنها فایده ای نداره بلکه آن را بیشتر می کند
اما موضوعاتی در زندگی من بود که بدون اینکه من دخالتی در به وجود آمدنش داشته باشم برایم تلخ و رنج آور بود که هیچ وقت نمی تونستم اونها رو پاک کنم
نمونه اون مادر همسرم بود که هرگز نمی تونستم اون رو ببخشم
نمونه دیگر خواهر بزرگم بود که در کودکی آزارم داده بود
من برای آرامتر شدن خودم به تکرار برای اقوام و دوستان خاطرات آنها را تعریف می کردیم و با بازگو کردن حال بدی پیدا میکردم و گاها حتی مجبور به قطع صحبتم میشدم قلبم درد میگرفت و نمی تونستم ادامه بدم
تا اینکه امشب این فایل را که گوش دادم با تمام جانم پذیرفتم که نباید درباره این موضوعات صحبتی کنم و نگاه بهتری به این افراد داشته باشم
با شنیدن این فایل تصمیم گرفتم به جای تمرکز بر خاطرات منفی آنها نکات مثبت را در آنها پیدا کنم و این به من آرامش و احساس خوبی داد
در آخر باز هم سپاسگزار خدای مهربانم که راه آشنایی با شما را برمن گشود تا در دل تاریکی ها روشنی بخش زندگی من باشید
الهی که همواره سربلند و سلامت باشید
به نام خدا
سلام استاد عزیز و همه دوستان
این یکی از فایل هایی هست که میتونم بگم من خیلی درگیرش میشم حتی به صورت گذرا
در مورد گذشته من فکر میکنم که حتی مرور خاطرات خوبشم هم اگر بخواد همیشگی باشه زیاد جالب نیست
یه حس افسوس و حسرت باقی میذاره و باعث میشه که هی به خودت بگی کاش اون روزا قدر میدونستم بیشترکیف میداد شرابط فلان بود و … باعث میشه از لحظه حال دور بشی و نتونی استفاوه کنی
خاطرات بد که دیگه جای خود داره
در مورد مثال شما و خاطرات گذشته با خانواده
در 95 درصد یا بیشتر مساله خاصی نبوده و اون موارد کم هم شاید دلیل خودشونو داشتن
اما با من با هر بار فک کردن به گذشته و مرور خاطرات بد خشم وجودمو نسبت به اونا میگیره انگار یهو مقصر همه چیز در زندکی فعلی من میشن و حسم نسبت بهشون بد نیشه
تو رابطه با پارتنرم هم وقتی یه خاطره بد گذشته رو مرور میکنم حسم در لحظه نسبت بهش بد میشه افکار منفی میاد شروع به داستان میکنه
در صورتی که اگر نگاهی سطحی داشته باشیم و بدونیم که تو اون زمان که اون خاطره بد شکل گرفته چرا و چی شده رو بذاریم کنار میتونیم درس بگیریم که دیگه اون شرایط تجربه نکنیم اما با هر بار فکر کردن بهش و اینکه دلیلش چی بوده چرا اینطوری شده داریم تمرکز بیشتری میذاریم روش و هربار اونو وارد زندگیمون میکنیم
با زندگی در لحظه و استفاده تجربیات گذشته میتونیم اینده بهتری داشته باشیم
اما با زندکی در گذشته نه تنها اینده ای نیست حالم از دست میدیم و خودمونو میبندیم به یکسری خشم کینه و حس بدی که حتی ممکنه واقعی نباشن چون دائم مرور شدن تو ذهن ما شکل گرفتن
امشب فهمیدم که از گذشته بیام بیرون حتی روزای قشنگ و خوبش تا بتونم از حال بیشتر لذت ببرم
ممنونم استاد عزیز بابت این حرفای زیبا و خدارو شکر که منو هدایت کرد به این فایل تا بتوتم تو مسیر خودم بهتر حرکت کنم 😘🫡🌹