این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh1.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-21 10:01:022020-08-22 09:51:05«قوانین ثابت خداوند» را بهتر بشناسیم
617نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
میخوام از چیزی بنویسم که خیلی فکر کردن بهش بهم کمک کرد،که یکی از ریشه های عمیق وجودم رو درک کنم که چرا همیشه یک ترس خفیف اون عمیق های وجودم احساس میکردم،وقتی استاد گفت که من همه چیز رو با قانون میسنجم،من اومدم هر چی که از قبل شنیده بودم رو ریختم دور و اومدم از اول با قانونی که درکش کرده بودم،همه چی رو میسنجیدم،من با خودم میگم چه طوری؟؟؟
چه کسی جرات این کار رو داره،یکم داخل ذهنم برام ترسناک میاومد،اگه همه چی اشتباه باشه چی؟؟اگه قانون رو حتی از قرآن اشتباه درک کرده باشم چی؟؟اون وقت چی میشه؟نکنه داخل یک خواب عمیق فرو برم و هیچ وقت بیدار نشم؟؟؟
حالا این طوری باید چی کار کنم؟؟
با خودم فکر میکردم که چه طور استاد واقعا به این جنبه ها از قانون رسید که این قدر با قدرت در موردش حرف میزنه و یقین داره،بعد یادم میافته به اون آزمون خطاهایی که میکردین،میگم ببین الناز،این آدم که هنوز به درک این قدر مشخص نرسیده بود،اجازه میداد به خودش و به هر حرف کتابی عمل میکرد و میزاشت نتیجه رو ببینه،نترس،این زندگی دو روزه هست،همه چی که برپایه این نیست،تنها چیزی که برپایه این دنیا هست که تو داخل این فرصت چند روزه چه قدر خواستی که حقیقت رو درک کنی و بهتر بفهمیش،من چه قدر دوست دارم این عملکردن استاد رو،چه خوب یا بد،خیلی از باور هایی که استاد داخل کتاب ها می خوند خیلی فرعی و حتی غلط هم بودن،اما استاد حتی به اون ها هم عمل میکرد و میفهمید که غلطن،به خودش اجازه تجربه میداد،به چیزی نمیچسبید،فقط به اصلی که درک کرده بود چسبید و با اون همه چی رو مقایسه میکرد،درسته شاید اولش درست نمیتونست بین خیلی چیز ها تشخیصی قائل بشه،الان واقعا چی شده که الآن میتونه تشخیص قائل بشه؟نه اشتباهاتش نبود،عملش بود،به خاطر عملش بود که این قدر به وضوح از قانون رسید
الناز،نترس،هیچ اتفاقی نمیوفته،بهتر از اینه که تمام عمر با اون باوری باشی که حتی بهش عمل نکردی که حالا ببینی اصلا درست هست یا نه،فقط نشستی،نه نترس،حتی اگر هم اشتباه بود عمل کن،حتی اگر هم اشتباه بود عمل کن،جزئی از روند رشده،عمل کن،تو مگه به همین باور های اشتباه عمل نکردی که بعدش فهمیدی که اشتباهن،تو عمل کردی که فهمیدی اشتباهن دیگه،پس عمل کن،
نترس،بزار بهت بگم،اگر عمل نکنی،همیشه داخل برزخش میمونی،اما اگر عمل کنی،با نتیجه میفهمی که درست بوده یا غلط،مگه خدا مرده دختر جون!!!نگرانی چیه؟!!!مگه قرار بر این نبوده که من تجربه کنم،خب تجربه میکنم،هیچ اشکالی نداره،هیچ اشکالی نداره،هر روز به خودم میگم،هر روز به خودم یا آور میشم
ببین عباس منش رو،اون زمانی که باور های اشتباه مالی رو داشت،عمل کرد که فهمید که باور های اشتباه مالی رو داره،بعدش که باور هاش رو درست کرد،عمل کرد که داخل یک سال و بعد سال دوم این قدر موفقیت کسب کرد،الناز،توروخدا ببین،مگه همین آدم که قانون رو درک میکرد،اول نیومد و تبلیغ نکرد؟!!!!چرا کرد.بعد فهمید غلطه و روشش رو عوض کرد و زمانی که روش درست رو فهمید،مثل همون روش غلط که خیلی خوب و محکم اجراش کرد و رفت داخل بدهکاری،همین جوری هم این باور های درست رو محکم اجرا کرد و رفت داخل آزادی مالی،به این میگن عمل کردن و نتیجه گرفتن،پس عمل کن،توروخدا عمل کن و به چیز دیگه ای گوش نکن ،الناز نترس،فقط عمل کن،زندگی این جور نیست که بگی فقط یک فرصتهای اگر ازش درست استفاده نکم یا تموم میشه،نه به خدا هر روز فرصت ها داره بیشتر میشه،این نتیجه ای که ازش میگیری هزار برابر با ارزش تر از اینه که بخواد جواب نده یا بدتر از اون همیشه به عنوان برزخ بمونه.
نترس،نترس،خدا با منه،هر بار یاد عباس منش میافتم،اون که فقط تازه اول راه بود،خودش که الآن میگه این قدر کتاب ها میتونن گمراه کننده باشن،مگه خودش با همین کتاب ها شروع نکرد؟!!!عمل کرد که اصلا فهمید جواب نمیده و به راهی که جواب میداد هدایت شد،عمل کن،نترس.خدا که هست،تازه،با قدرت قدم بر دار و خوش حال باش که داری وجودت رو تجربه میکنی،اگر هم اشتباه بود فدای سرم،یعنی این که خودم رو این قدر ارزشمند میدونستم که قدم بردارم و عمل کنم،پس عمل کن،النازم،عمل کن،چه قدر الآن احساس خوبی دارم،هر روز به خودم میگم،خیلی خوش حالم که به این ترمز مخفی که خیلی وقت بود که بود.خدایا شکرت هدایتم کردی💞🌹 هر روز تکرارش میکنم،هر روز ایده هام رو اجرا میکنم و اجازه میدم نتایجش رو ببینم و بفهمم درسته یا نه و رشد کنم،خدایا شکرت💟🌹
وای خدایا شکرت برای این همه آگاهی و هماهنگی و همزمانی چقد من شوکه شدم استاد عباسمنش عزیزم واقعا خدارو صد هزار هزار مرتبه سپاسگزارم به خاطر همچین آدم درست و منظمی که هیچ جای دنیا واقعا هیچ جای دنیا پیدا نمیشه خدایا شکرت خدایا شکرت چقد من دگرگون شدم .
استاد عزیزم باشنیدن این فایل من یک آدمه دیگه شدم بخدا دستم یاری نمیکنه چی بنویسم اینقد آگاهی تو این فایل ارزشمند بود من باید بارها و بارها این آگاهی های با ارزشو گوش بدم و عمل کنم که بتونم باز بیام و از شما تشکر کنم واقعا خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم به خاطر همچین سایت وادم های ارزشمندی که دراین سایت زیبا وجود دارن و به این طریق معجزه آسایی با شما استاد گرانقدرم آشنا شدن .
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
استاد جان انشالله هرچی که توی اون دل پاکته خدا واستون فراهم کنه امیدوارم بمونی واسمون عاشقتونم هرکجا هستید در پناه الله یکتا شاد وسلامت باشید
این فایل فوق العاده بود واقعااااااا شما فوق العاده هستی
خدایا شکرت برای هدایت به این سایت و این استاد خفن
استاد قشنگم الان که فکر میکنم زندگی منم همه معجزه بوده و جاهای که مقاومت نداشتم خواستم خیلییی راحت به زندگی امده
شما خفن هستید از صمیمم قلبم اینو میگم چقدر خوب قانون درک کردید و چقدر خوب آموزش میدید نوشششششششش جونتون که انقدر خوش بخت هستید هر کسی در این جهان سر جایی خودشه
خداروشاکرام به خاطر اینکه فهمیدم چه خبره دارم با تمام توانم روی خودم کار میکنم فقط از خدا میخوام کمکم کنه تا بتوانم این مطالب درک کنم و عمل کنم
استاد قشنگم دوستتون دارم
من ی مدت فقط توی ستاره قطبی ام مینوشتم خدایا فقط قدرت درک بهم بده خداوند مهربونم شکرت
چه آگاهی های جذابی ️ تو این فایل بود
دوره ای دستیابی به رویا خیلییییییی خالصه و فوق العاده است واقعاااااا دمتون گرم از خداوند براتون بهترین های دنیارو میخوام استاد قشنگم
وقتی صحبت از قانون میشه اکثر ما آدمها حالمون بد میشه، چون میدونیم که دیگه هر کاریو که دلمون بخواد رو نمی تونیم انجام بدیم!!
اگه انجامش بدیم مشمول جریمه میشیم…
حالا چه اون قانون، یه سری اصول باشه که باید توی خانواده انجامش بدیم یا توی محل کار یا توی جامعه…
چون همیشه قانون جایی وضع میشه که جرمی اتفاق افتاده باشه یا برای پیشگیری از جرم باشه، این از بچگی توی باورهای ما دیگه نقش بسته…
والبته کسیکه نخواد تابع قوانین خونه، یا جوامع خودش باشه بدون شک مشکلات زیادی برای خودش ویا دیگران به وجود میداره….
مثلا توی خانواده یه قوانین شناخته شده هست که خانواده طبق اون می تونند در کنار هم زندگی کنندکه اگه یه یک یا چند نفر بخوان اون قوانین رو نادیده بگیرند بنیان خانواده از هم می پاشه ویا باعث مشکلات زیادی تو خانواده میشه…
مثلا فرزند خانواده بخواد تا دیروقت بیرون از خونه باشه در صورتیکه هنوز به سن قانونی نرسیده یا اینکه بخواد بدون اجازه وسلیقه نقلیه پدرو مادرش رو برداره وحتی بدون گواهینامه بشینه پشت فرمون…
یا کل روز بخوابه و کل شب توخونه راه بره و سروصدا ایجاد کنه واجازه نداره بقیه افراد خانواده بخوابند واستراحت کنند…
خیلی از این اصول وقوانین تو خانواده ها رو اکثرشماها میدونید..
یا مثلا تو جامعه ، یه نفر بخواد برخلاف قوانین رانندگی باسرعت غیر مجاز رانندگی کنه، یا ساخت وساز غیر قانونی انجام بده، یا به اموال عمومی آسیب بزنه و….از این دست کارهای غیر قانونی انجام بده…
اما اگه کسی قوانین خونه وجامعه خودش رو به شکل دیگه ای ببینه، اجرای همین قوانین نه تنها حالشو بد می کنه بلکه بهش ارامش خاطر هم میده واحساس میکنه از امنیت برخوردار شده…
چون میدونه وقتی طبق قوانین خانوادش ویا جامعه اش رفتار میکنه می تونه بدون مشکل و بدون دردسر زندگی کنه چون طبق اصول رفتار کرده
حالا از دید وسیعتر اگر کسی بخواداز قوانین جهان هستی پیروی کنه بازم می تونه براش دردناک وسخت وطاقت فرسا باشه، چون میدونه که از کلی چیزهای خوب باید صرف نظر کنه چون از دید خداوند هر کاریکه به آدم حس لذت میده گناه وخطاء و برخلاف قوانینش هست…
درگذشته های نه چندان دور اکثرا ما که اینجا هستیم همین حس بد رو نسبت به اجرای هر قوانینی داشتیم چون درک درستی از قوانین نداشتیم، چون شناختی نسبت به خودمون، و دیگران و خداوند وقوانینش نداشتیم..
وقتی اومدیم اینجا و با اینهمه باور جدید آشنا شدیدم وقتی یادگرفتیم وتمرین کردیم که باورهای قدیمی واشتباه رو بریزیم دور ذهن وقلبمون رو برای باورهای جدید والبته درست وزندگی ساز باز نگهداریم، تونستیم تا حدود زیادی به خودشناسی ودیگر شناسی وخداشناسی برسیم، کم کم تونستیم توسط این اگاهیها فکر خدارو بخونیم، وهر چقدر درک بهتری از قوانین جهان هستی پیدا کردیم درک قوانینی که تو جامعه و خانواده هست وباید اجراش کنیم هم برامون راحتر شد …
انقدر تو گذشته همش میخواستیم بجنگیم و هر چیزی که بیرون از خودمون هست رو تغییر بدیم تا بتونیم مثلا یه نفس راحت بکشیم، مارو خسته وشکسته وفرسوده کرده بود که وقتی عاجزانه تسلیم شدیم ونشستیم، دنیا فرصتی پیدا کرد تا خودش رو به ما بشناسونه…
و هر کدوم از ما بعد اینکه از اونهمه دوندگی های بی ثمر و گله وشکایتها و درد ورنجهای تمام نشدنی،خواستار این شدیم که قدرت رو بدیم به صاحب جهانیان به اونیکه می تونه همه کاریو برامون به راحتی انجام بده، دقیقا بعداز همون تسلیم شدن وعاجز شدن واقعی، معجزه ها از راه رسید…
انگار فقط لازم بود سکوت کنیم وبشینیم…
حتی هیچ کاری نکنیم…
فقط توی سکوت بشینیم تا گوشهامون و چشمهامون وقلبمون باز بشه، تا بتونیم بفهمییم ودرک کنیم که جهان چطوری داره با یک اصول وقوانین بدون تغییری به زیبایی وسادگی وراحتی اداره میشه…
واصلا نیازی به اونهمه درد ورنج کشیدن و تلاشهای بی ثمر و دوندگیهای ما نبوده ونیست!!
یادمه وقتی تسلیم وعاجز شدم، وگفتم دیگه نه میدونم ونه می تونم فقط برام انجامش بده، از همون موقعه جهان همه ی تلاشش رو کرد تا امورات من به راحتی به انجام برسه…
یکی از بزرگترین شکرگزاریهای زندگی من برای درک قوانین بدون تغییر وثابت جهان هستی بوده وهست همیشه…
اینکه درک کردم اونچه که خداوند به عنوان قانون برای منه بنده اش در نظر گرفته وفقط من با عمل به اون قوانین آسون وانجام شدنی می تونم در نهایت ارامش وامنیت زندگی کنم، منو یاد مهربانی و مهر پدر ومادرم انداخت مثل تمام پدرومادرها که هر چی میگن از روی دوستداشتن وبه نفع فرزندشون هست..
اما اونکه درک درستی از مهر وعشق خداوند ویا حتی پدر ومادرش نداشته باشه عمل به قوانین خونه و زندگی و جهانش رو مثل بدترین مجازات می بینه…
انگاری خدا و پدر ومادر و حاکمان جامعه زندان بان شدند و زندگیش مثال زندان…!!
اما اونکه تونسته درک درستی از قوانین جهان هستی پیدا کنه سوت زنان وخیلی هم باعشق وآرامش شروع میکنه با عمل به قوانین توی مسیر زیبای زندگی به پیش رفتن..
واقعا چقدر خوبه وچقدر جای سپاسگزاری داره که ادمی، یک صاحب اختیار داشته باشه…
یعنی خودش رو با تمام خواسته هاش بده دست یه نفر که قدرت تمام هستی در دستانش هست..
وبگیره قدرت رو از پول و از افراد و از تکیه بر قدرت خودش و بر منم منم هاش و از تکیه بر من میدونمها ومن می تونم هاش…
اول باید بشناسیش، باید بهش اعتماد کنی، بهش ایمان بیاری تا بتونی اختیارتو تمام وکمال بدی بهش…
شاید اوایل درگیر بده بستون بشی، هی بگی خب اینکارو خودم انجام میدم اون کارو میسپرم به خدا…
یا هی بگی خدایا فلان کارو برام انجام بده ولی باز صبوری نکنی و عجله باعث بشه خودت بپری وسط و کار خرابی کنی…
هروقت تونستی یاد بگیری شریکانه با خدا اموراتت رو به انجام برسونی یعنی تکیه زدی بر تخت پادشاهی خودت…
اونجا که سهم خودت رو پیدا میکنی و با عمل به الهامات وهدایتها انجامش میدی و باقیو که در توانت نیست وسهمت نیست رو میسپاری به خدا، دقیقا همون جا داری به قوانین عمل میکنی..
یه راهکار بیشتر نداره…
انجام تمرین ستاره قطبی 12 قدم…والسلام
با انجام این تمرین هم تمرکزت روی خودت هست هم روی خواسته ات هم هوشیاری برای دریافت الهامات وهداتها و هم هربار که به نتیجه میرسی ایمان واعتمادت بیشتر میشه و بیشتر تمرکز داری روش و عاشقانه انجامش میدی…
خدارو صدهزارمرتبه شکر که توهمین دنیا قبل مردنم به لطف الله تونستم توسط آموزه های شما استاد قشنگم سرسوزنی قوانین جهان هستی رو درک کنم و سرسوزنی بهش عمل کنم…
خدایاشکرت استادعزیز خواهش میکنیم باهرکسی ازقوانین صحبت میکنید نذارید فنابشه،ضبطش کنید و روی سایت بذارینش و اونو به این گنیجینه الهی اضافه کنید که چقد انسان هست ازشون در س بکیرند.شکرت خدای عزیزم.ممنون استاد عزیز.و چقد عالی که مارو با کسانی اشنامیکنید که این مجموعه رو میگردونن.چقد لذتبخش بودشنیدن صدای استاد و این بار مدیر سایت🤩 استاد من هنوز نتونستم کامل فایلو گوش کنم بس که چندین بار بک کردم از اول گوشکردم تا دقیق متوجه شم و ادراک کنم و قطعاباید چندین چندبار دیگه گوش بدم
به این اگاهی های الهی
سعادتمند دردنیا باشید ودراخرت با اولیا الله محشور بشید
با گوش دادن به این فایل فهمیدم که چرا دخترم چند وقت پیش به من گفت که مامان تو چه مشاور خوبی هستی!
درباره هرچی ازت سوال میکنم طوری جواب میدی که قلبم بهم میگه درسته
چطوری میتونی؟
من اونموقع فهمیدم به حضورم تو این سایت ربط داره ولی امروز بهتر درک کردم چون هر چیزی رو میزارم تو چهارچوب قانون البته تا اون حدی که من درک کردم
اونوقت حتی یه خانم پیر رو هم میتونم مشاوره خوب بدم یه دانش آموز رو یه آدم جوان روو….
خدا روشکر که جهان ما درهم برهم و اله بختکی نیست
خداروشکر که معنی هیچ برگی بی اذن خدا از درخت نمی افته رو فهمیدم
خداروشکر که فهمیدم روش طبیعی همون راه و روش زندگی استاد عباسمنش هست همون چبزهای خوبی که تو ذهن ما نمیگنجه کاملا طبیعی هستند مشکلاتی که تو زندگی ما هستند غیرطبیعی هستند
این جمله کوچیکی نیست یک دنیا معنی داره
احساس کردم حجم عظیمی از آگاهی به قلبم وارد شد
دیدم نسبت به زندگی کلی تغییر کرد الان بهتر میتونم بفهمم چه مسایلی طبیعی و چه مسائلی غیر طبیعی هستند
ممنون آقا ابراهیم بخاطر نکته پایانی تون که گفتین حال خوب فارغ از پول و ثروت و دارایی وبا هیچ چیزباید خلقش کنیم
وجمله زیباتون که گفتین معجزه تو زندگی من عادیه واقعا اگه عینکی از جنس عینک استاد به چشممون بزنیم و بابت چیزهای کوچیک هم شکر گزار باشیم واز مسایل کوچیک هم به اندازه مسایل بزرگ سوپرایز بشیم مسلما خیلی معجزه ها تو زندگی مون میبینیم که در نظر ما بدیهی شدن
واقعا چشمها رو باید شست جور دیگر باید دید
تو صحبتهای شما چندین بار احساس کردم چقدر زندگی راحت و زیبا و طبیعی است و چقدر ما با حساب کتابهای عقلمون اونو سخت و پیچیده کردیم
از صحبتهای استاد فهمیدم که بدبختی ما آدمها از زمانی شروع شد که پاچه مون رو ورکشیدیم و با کمک عقلمون راه افتادیم که راه خوشبختی رو پیدا کتیم درحالی که خوشبختی در قلب ما و سرمنشا تمام ثروتها از رگ گردن به ما نزدیکتر و بهترین راه کوتاهترین آن بود
یادمه یکبار دختر کوچیکم رو بردم کلاس زبان و گفتم کلاست تموم شد همینجا بشین تا بیام من حتما میام خیالت راحت من تو این کلاس کناری ام
فقط چند دقیقه کلاس ما طول کشید دخترم دستیگره در رو کشیده چون سفت بوده فکر کرده قفله .خودش راه افتاده که بیاد خونه اتوبوس رو برعکس سوار شده و از مقصد دور شده
یعنی اون روز خدا میدونه چی به من گذشت با نجواهای شیطان ولی بالاخره بهم رسیدیم و خودم رو ملامت کردم بخاطر اینکه نتونستم نجواهای ذهنم رو کنترل کنم ولی حرکت دخترم عجیب برام آشنا بود
درست مثل کار ما آدمها که به خدا اطمینان نداریم و میخواهیم از هزارو یک راه درست و غلط و پیچیده به مقصد برسیم الیس اله کاف بعبده
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟
آیا خدا نگفته که هدایت تو به عهده من است؟
آیا خدا نگفته من از رگ گردن به تو نزدیکترم؟
آیا خدا نگفته که روزی دهنده ماست ؟
اگه زمان قبل از آشنایی با سایت بود حتما دخترم رو تنبیه میکردم ولی با آموزه های این سایت این اعتماد نکردن دخترم به حرف من برای من یک تلنگر بود که بابا همه ما آدمها داریم همین کار رو میکنیم ای دل غافل
استاد عزیزم نشسته بودم تو اتاقمو میخواستم شروع کنم به شکرگزاری
ولی دلم گفت بیام و کامنت بنویسم
بیام و واسه خودم یک رده پا بزارم
بیام اینجا بنویسم و سال ها بعد که برگشتم به همین کامنت از گذشتهی خودم یادم کنم ، از اتفاقاتی که افتاده، از تجربه هام ،از آگاهیام، از تکاملم
استاد من الان نزدیک عروسیمه
یعنی از نظر خودم نزدیک عروسیمه
شاید خدا یه تایم دیگهای رو در نظر گرفته باشه
تو این تایمی که صحبت از عروسی هست من هر روز استرسم بیشتر میشد
هر روز نگرانیم بیشتر میشد
هر روز به این فکر میکردم اگه این تایم نشه چی اگه خانواده ها باهم کنار نیان چی اگه تالار خوب پیدا نشه چی اگه اینجوری بشه و اگه اونجوری بشه و خیلی چیزای دیگه
ولی خب الان که دارم فکر میکنم دقیقا همین استرس و نگرانیم موقع عقدمم بود و الان که گذشته وقتی به گذشته فکر میکنم افسوس میخورم که ای کاش نگران نبودم ای کاش این همه استرس الکی نداشتم
ولی دیگه نمیخوام این افسوس دوباره تکرار شه
من میخوام اروم باشم ،رها باشم ، هرچی شد بشه.
هر اتفاقی افتاد بیوفته
نگرانی مال خدا نیست
نگرانی مال بندهی با ایمان خدا نیست
خدا صفات بد نداره خدا ترس و نگرانی نداره پس بندهشم نباید داشته باشه
اینو میخوام هر روز به خودم یادآوری کنم هراتفاقی بیوفته به نفع منه هرچی بشه به نفع منه
من نباید هیچگونه وابستگی به کسی جز خدایی که منو به این دنیا اورده داشته باشم
من نباید هیچ ترسی برای موضوعات مختلف داشته باشم
مگه خدای من نیست
مگه خدای من حواسش نیست
چرا نگرانی مهدیه چرا ترس داری ،مگه همون خدایی که موقع عقدت هواتو داشت الان نیست
چرا هست ، تازه پررنگتر شده تازه بیشتر بهش ایمان داری بیشتر بهش توکل میکنی
توکل …
چقدر کلمه قشنگ و درعین حال پرمعناییه
من توکل دارم به خدای خودم یعنی چی
انقدر هی هر دقیقه میگی من توکل دارم کو کجاست چیشد
یعنی اینه بازم بترسی بازم نگران باشی
نه توکل یعنی بری تو بغلشو بزاری هرجایی که میخواد ببرت و هر اتفاقی افتاد بزار بیوفته
یعنی بزاری اون تورو هدایت کنه نه تو بهش بگی من چی میخوام
تو باید بشی مثل همون بچهای که با اعتماد کامل دست باباشو میگیره تا از خیابون رد شه
تو به همون اندازه باید دست خداتو بگیری و بزاری اون ردت کنه بزاری اون هدایتت کنه
این همه حرفای استادو گوش میدی چی شد مهدیه
یه گوش دره یه گوش دروازه
نه خیرم …
اگه راه استادو میخوای باید مثل استادم باشی
باید مثل استاد که بدون ترس ونگرانی
توکل کرد و رفت تهران تازه با دست خالی و دوتا بچهی قد و نیم قد
همه چیو سپرد به خدا
توام همونجوری باید باشی
حرف الکی نداریم
باید اهل عمل باشی
تو باید آزادانه زندگی کنی تو به این زندگی اومدی که لذت ببری نه نگران آینده باشی
بیخیالش
فکرشو نکن
بزار خدای مهربونت بچینه واست
بعد چندسال بیای و این کامتتو بخونی
به خودت میخندی که چه ترسای الکی داشتی چه نگرانیای الکی داشتی
خدا مگه حسوده بهت ثروت نده
خدا مگه حسوده بهت خوشبختی نده
خدا مگه حسوده بهت سلامتی نده
خدا مگه حسوده بهت شادی نده
این صفات مال خدا نیست
تویی که داری اینارو وارد زندگیت میکنی
میخوام اینارو به خودم یادآوری کنم هر روز و هرموقع که میام توی سایت کامنتمو بخونمو بیشتر توکل کنم به خدای خودم و بزارم همه چی رو اون برام درست کنه
راستی اینم یک نشونه بود
من میخواستم این کامنت رو زیر فایل نتایج دوستان از آموزههای استاد بزارم
ولی چون هیچ ربطی نداشت منصرف شدم
دلم دوباره گفت بزن رو نشونه
و این فایل فوقالعاده قوانین خدا اومد
و اینم بگم خدا دقیق تر از اون چیزیه که فکر میکنیم
مثل همین الان که چیده بود اینارو و بهم گفت برو کامنت بزار، بهم گفت بزن رو نشونت ، و حتی درحال نوشتن بهم میگفت چیبنویسم
اگه اتفاقاتو بسپاریم به خدا
برامون یه جوری میچینه اتفاقاتو از چیدن خودمونم بهتر
ایمان دارم قوانینش بی نقضه ،قوانینش بدون تغییره ،قوانینش ثابته
در قدم اول باید خودم تغییر کنم و این تغییر روی دیگران اثر می گذارد و دیگران از تغییر کردن من متوجه این تغییرات می شوند و آنها هم مشتاق این تغییر می شوند
در این جهان هر کس بنا بر باورهای خودش نتیجه می گیرد و زندگی او رقم می خورد
در این فایل من متوجه شدم که من باید روی باورهای خودم کار کنم و جهان هم بنابر این باور آدم هایی را سر راه من قرار می دهد که با من همسو و هم مدار باشند و آنچه را که می خواهم به دست می آورم
فقط کافی است که من خودم را از لحاظ ذهنی آماده کنم و آدم مناسب سر راه من قرار خواهد گرفت
نکته دیگر
در همه موارد زندگی خودم قوانین را در نظر خودم بررسی کنم
از قوانین پیروی کنم
از قوانین کمک بگیرم
از قوانین استفاده کنم برای بهتر شدن زندگی خودم
نکته دیگر این بود برای من که هرگز دنبال رو گذشتگان خودم نباشم و از عقل و منطق خودم کمک بگیرم و برای خودم منطقی سازی کنم و بی شک من در این امر موفق خواهم شد
یک نکته عالی دیگر
وقتی که من از قوانین کمک بگیرم
وقتی که من از خدای خودم کمک بگیرم
بی شک بهترین و با کیفیت ترین نتایج را نصیب من خواهد شد
این چیزی جز هدایت خداوند مهربان نیست
باز یک نکته فوق العاده دیگر
حتما نیازی نیست که مانند باقی مردم و آحاد جامعه کار کنم
من می توانم خودم طبق برنامه های خودم کار کنم و روی باورهای خودم کار کنم بی شک همان می شود که باید بشود و حال من را خوب می کند
وقتی که من در مدار درست باشم بی شک جهان هستی هم کسانی را سر راه من قرار می دهد که با من هم مدار باشند
نکته عالی در این فایل یاد گرفتم
باورهایی درست داشته باشم متفاوت فکر کنم بی شک نتایج متفاوت هم خواهم دید
توحید عملی
مهمترین نکته ای بود که من امروز در این فایل یاد گرفتم
چشم از روی مردم ببندم و چشم روی خدای خودم باز کنم
این مهمترین کاری است که می توانم در زندگی خودم دنباله رو آن باشم
وقتی که دل به خدای خودم ببندم خدی من هم مراقب من است و برای من بهترین را رقم می زند
توجه من روی هر چیزی که باشد من در همان مدار قرار می گیرم پس لاجرم توجه و تمرکز خودم را بگذارم روی زیبایی ها و خوبی ها و آنوقت من موفق خواهم شد
خود خدا به من کمک خواهد کرد و من را به موفقیت می رساند
و به قول استاد کاری که خدا انجام بدهد بی شک آن کار بهترین خواهد بود
ممنون استاد از این همه فایل و فوق العاده
سپاس از خدایی که همیشه برای من بهترین خواهد بود و همیشه من را در همه حال حفظ می کند و او برای من بهترین خواهد بود
هدایت های خداوند را من بارهای بار در زندگی خودم دیده ام و او برای من جوری زندگی من را رقم می زند که برایم واقعا شگفت انگیز است
من که در مسیر باشم و روی خودم کار کنم و مدام عوض بشوم بی شک بی دردسر و براحتی هم در زندگی من نتایج رخ می دهد
فرمون زندگیم رو امروز از شروع صبح دادم دست خدا و هدایت میخوام ازش به سمت بهترینها این فایل نشونه امروزم بود و چقدر برام لذت بخش بود این سپردن اگاهانه فرمون زندگیم به خدا
و خیلی هم برام آموزنده و جالب بود و نکته مهمش هم این بود که هر چیزی رو که در فرکانسش باشیم دریافت میکنیم بخشی از صحبتهای استاد در اوایل فایل این بود که همیشه هم البته تاکید دارند استاد که در فرکانس هر خواستهای باشیم اون رو دریافت میکنیم و زندگی میکنیم مهم نیست اون خواسته خیر باشه یا شر و در مورد روح و ارتباط با روح سه روز پیش سوال و ذهنیتی پیش اومده بود که ما مسلمونها معمولاً میگیم که خواب امام حسین یا حضرت ابوالفضل یا حضرت فاطمه زهرا یا امام رضا یا ائمه دیگه و یا خواب یکی از بستگان که در قید حیات نیستند را دیدیم و این و مرتبط میکنیم به ارتباط با روح این افراد و من اینجا جواب سوالم رو خیلی واضح و روشن گرفتم و ایمانم بیشتر شد به اینکه واقعاً فرکانسهامون رو زندگی میکنیم البته امیدوارم که بتونم این چیزی که امروز درک کردم رو تو زندگیم هم به کار ببرم و مورد ارزشمند و جالبی که استاد در مورد این استاد بزرگوار در خارج از کشور که قرآن را تدریس میکنند و آموزش میدهند و برای من خیلی موثر بوده البته با توجه به مداری که اون موقع من قرار داشتم ه البته ایشون آخر صحبتهاشون رو مرتبط میکردند آیات قرآن را با شرایط سیاسی و اقتصادی کشور و سیاستگذاران کشورمون ایران که برای من قابل هضم نبود هیچ وقت و مورد بعدی هم در مورد بحث تبلیغات بود که من با توجه به کاری که دارم با توجه به صحبتهای امروز استاد متوجه شدم که ذهن من هم شرطی شده بود به اینکه اگه تبلیغات انجام بدم فروشم بالا میره و اگه تبلیغات نباشه فروشم میاد پایین و و همین رو داشتم تو زندگیم تجربه میکردم من الان تا دقیقه 30 فایل رو گوش کردم و واقعاً دیگه نتونستم تحمل کنم و دووم بیارم تا ادامه فایل رو گوش بکنم انقدر که صحبتهای استاد خالص و ناب هستش مدتی هم من صحبتهای جول استین رو که استاد اشاره کردن بهشون خیلی گوش میکردم و همیشه حال دلم خوب بود و موردی که استاد به زیبایی گفتن در مور این عزیزان همیشه در مورد عشق بودن خدا میگفتند باعث آرامش و انرژی مثبت میشد ولی نکتهای که میشه گفت برای ما عباسمنشیها یک نوکتهی انحرافی بود همین عشق مطلق بودن خداوند بود در صورتی که خود خداوند در جاهایی از قرآن میگه غفور الرحیم/عذاب علیم و شدید العقاب / رحمان رحیم.
یا همون مثال از شیوه زندگی و طرز تفکر ایلان ماسک
،
ایشون نه مسلمون هست به اون معنا که ما ادعای مسلمانی داریم نه تابع قوانین و مقرراتی هست که گذشتگان و هم نسلان ایشون روی اون اصول پافشاری میکنند.
وقتی که خودش رو رها میبینه و به قانون ثابت فیزیک اعتماد میکنه
که اگه ما مسلمونها یک هزارم اعتقادی که ایلان ماسک به قوانین فیزیک داره ، به خالق خودمون و کلامش در قرآن باور و اعتقاد داشته باشیم دیگه نیاری به مانع بودن دلیل و برهانهای قوانین دنیایی برای چگونگی رسیدن یا نرسیدن به خواستههامون نیست
فعلا تا اینجا درکمن تا دقیقه 30 این فایل بود
ممنونم از شما استاد بی بدیل که مثل همیشه دری از آگاهیهای الهی رو به روی من بازکردید،
صحبت های استاد واقعا زیبا بود در مورد خواب دیدن و روح واقعا عالی و جالب بود
همه اینها بر می گردد به فرکانس ما و مداری که ما در آن قرار داریم
در واقع من همان چیزی را می شنوم که می خواهم بشنوم و یعنی همان چیزی است که من در مورد آن فکر می کردم
من فقط می توانم خودم بر روی خودم کار کنم و اصراری نیست که بخواهم روی دیگران کار کنم و جهان خودم را تغییر بدهم
وقتی من قانون را بدانم دیگر هیچ نیازی به تبلیغ نیست
هر فردی با هر فرکانسی که دارد افرادی را در زندگی خودش می ببیند که در فرکانس او بوده است
من کسانی دسترسی دارم که در فرکانس من است
بهترین کار این است که من خودم را باید قوی کنم و روی خودم کار می کنم و جهان آدمهای قوی را سر راه من قرار می دهد
در واقع اگر من از لحاظ ذهنی قوی بشوم بدون شک جهان هستی هم آدمهای قوی را سر راه من قرار می دهد و در واقع فقط کافی است که من تغییر کنم
این می شود کبوتر با کبوتر و باز با باز
چقدر این قانون ساده است و چقدر کاربردی و راحت و با عمل کردن به آن می توانم به بهترین ها دست پیدا بکنم
نکته عالی دیگر
نگاه داشتن به خدا بصورت سیستمی بسیار عالی است و این سبب می شود که بدانیم که ما با یک سیستم طرف هستیم و این سیستم هرگز احساسی نیست و دارای شعور است و می فهمد براحتی و می شنود و می توان از ان در جهت اهداف خودم استفاده کنم
تربیت ذهن برای دریافت قوانین نه بر اساس گفته های گذشتگان
نیازی نیست که من دنبال بقیه بروم بلکه من باید در مدار و فرکانس قوی قرار بگیرم و آنوقت مشتری برای من می آید
هدایت خداوند واقعا عالی است و دل به او سپردن و به او اعتماد کردن بی شک برنده هستیم و برد برد هستیم
فرکانس خودم را تغییر بدهم جهان بیرون من هم تغییر خواهد کرد
من اگر یک آدم با باورهای درست باشم بنابریان آدمهای درست با باورهای درست هم وارد زندگی من می شوند این یک نکته بسیار مهم و اساسی برای من بود
اعتماد داشتن به خدای مهربان و خدای مهربان هدایت می کند
از قلب خودم کمک بگیرم و دنبال ایده ها باشم و به آنها عمل کنم
نکته
فقط کافی است که من روی خودم کار کنم
باورهای خودم را بسازم
هدف های خودم را بسازم و در ذهن خودم آنها را بسازم
هدایت می شوم به آنچه که می خواهم
قانون خلا که باید فضا را خالی کنم و آماده کنم برای ورود خواسته هایم
از همه مهمتر این نکته این بود برای من
چرا کارهایم به سادگی و براحتی نباید پیش برود
چرا من به راحتی و آسانی و سادگی به خواسته و هدف هایم نرسم
پس می شود و خواهد شد
و من باید روی خودم کار کنم و باقی کارها را به خدای مهربان بسپارم و او به بهترین حال ممکن کارهای من را انجام خواهد داد
ممنونم استاد مهربان از این فایل عالی و پر از نکته
واقعا به حق اسم این فایل قوانین بدون تغییر خداوند است
ممنونم از خدای خودم بخاطر این فایل عالی
ممنونم از خدای خودم که من را به این فایل هدایت کرد
میخوام از چیزی بنویسم که خیلی فکر کردن بهش بهم کمک کرد،که یکی از ریشه های عمیق وجودم رو درک کنم که چرا همیشه یک ترس خفیف اون عمیق های وجودم احساس میکردم،وقتی استاد گفت که من همه چیز رو با قانون میسنجم،من اومدم هر چی که از قبل شنیده بودم رو ریختم دور و اومدم از اول با قانونی که درکش کرده بودم،همه چی رو میسنجیدم،من با خودم میگم چه طوری؟؟؟
چه کسی جرات این کار رو داره،یکم داخل ذهنم برام ترسناک میاومد،اگه همه چی اشتباه باشه چی؟؟اگه قانون رو حتی از قرآن اشتباه درک کرده باشم چی؟؟اون وقت چی میشه؟نکنه داخل یک خواب عمیق فرو برم و هیچ وقت بیدار نشم؟؟؟
حالا این طوری باید چی کار کنم؟؟
با خودم فکر میکردم که چه طور استاد واقعا به این جنبه ها از قانون رسید که این قدر با قدرت در موردش حرف میزنه و یقین داره،بعد یادم میافته به اون آزمون خطاهایی که میکردین،میگم ببین الناز،این آدم که هنوز به درک این قدر مشخص نرسیده بود،اجازه میداد به خودش و به هر حرف کتابی عمل میکرد و میزاشت نتیجه رو ببینه،نترس،این زندگی دو روزه هست،همه چی که برپایه این نیست،تنها چیزی که برپایه این دنیا هست که تو داخل این فرصت چند روزه چه قدر خواستی که حقیقت رو درک کنی و بهتر بفهمیش،من چه قدر دوست دارم این عملکردن استاد رو،چه خوب یا بد،خیلی از باور هایی که استاد داخل کتاب ها می خوند خیلی فرعی و حتی غلط هم بودن،اما استاد حتی به اون ها هم عمل میکرد و میفهمید که غلطن،به خودش اجازه تجربه میداد،به چیزی نمیچسبید،فقط به اصلی که درک کرده بود چسبید و با اون همه چی رو مقایسه میکرد،درسته شاید اولش درست نمیتونست بین خیلی چیز ها تشخیصی قائل بشه،الان واقعا چی شده که الآن میتونه تشخیص قائل بشه؟نه اشتباهاتش نبود،عملش بود،به خاطر عملش بود که این قدر به وضوح از قانون رسید
الناز،نترس،هیچ اتفاقی نمیوفته،بهتر از اینه که تمام عمر با اون باوری باشی که حتی بهش عمل نکردی که حالا ببینی اصلا درست هست یا نه،فقط نشستی،نه نترس،حتی اگر هم اشتباه بود عمل کن،حتی اگر هم اشتباه بود عمل کن،جزئی از روند رشده،عمل کن،تو مگه به همین باور های اشتباه عمل نکردی که بعدش فهمیدی که اشتباهن،تو عمل کردی که فهمیدی اشتباهن دیگه،پس عمل کن،
نترس،بزار بهت بگم،اگر عمل نکنی،همیشه داخل برزخش میمونی،اما اگر عمل کنی،با نتیجه میفهمی که درست بوده یا غلط،مگه خدا مرده دختر جون!!!نگرانی چیه؟!!!مگه قرار بر این نبوده که من تجربه کنم،خب تجربه میکنم،هیچ اشکالی نداره،هیچ اشکالی نداره،هر روز به خودم میگم،هر روز به خودم یا آور میشم
ببین عباس منش رو،اون زمانی که باور های اشتباه مالی رو داشت،عمل کرد که فهمید که باور های اشتباه مالی رو داره،بعدش که باور هاش رو درست کرد،عمل کرد که داخل یک سال و بعد سال دوم این قدر موفقیت کسب کرد،الناز،توروخدا ببین،مگه همین آدم که قانون رو درک میکرد،اول نیومد و تبلیغ نکرد؟!!!!چرا کرد.بعد فهمید غلطه و روشش رو عوض کرد و زمانی که روش درست رو فهمید،مثل همون روش غلط که خیلی خوب و محکم اجراش کرد و رفت داخل بدهکاری،همین جوری هم این باور های درست رو محکم اجرا کرد و رفت داخل آزادی مالی،به این میگن عمل کردن و نتیجه گرفتن،پس عمل کن،توروخدا عمل کن و به چیز دیگه ای گوش نکن ،الناز نترس،فقط عمل کن،زندگی این جور نیست که بگی فقط یک فرصتهای اگر ازش درست استفاده نکم یا تموم میشه،نه به خدا هر روز فرصت ها داره بیشتر میشه،این نتیجه ای که ازش میگیری هزار برابر با ارزش تر از اینه که بخواد جواب نده یا بدتر از اون همیشه به عنوان برزخ بمونه.
نترس،نترس،خدا با منه،هر بار یاد عباس منش میافتم،اون که فقط تازه اول راه بود،خودش که الآن میگه این قدر کتاب ها میتونن گمراه کننده باشن،مگه خودش با همین کتاب ها شروع نکرد؟!!!عمل کرد که اصلا فهمید جواب نمیده و به راهی که جواب میداد هدایت شد،عمل کن،نترس.خدا که هست،تازه،با قدرت قدم بر دار و خوش حال باش که داری وجودت رو تجربه میکنی،اگر هم اشتباه بود فدای سرم،یعنی این که خودم رو این قدر ارزشمند میدونستم که قدم بردارم و عمل کنم،پس عمل کن،النازم،عمل کن،چه قدر الآن احساس خوبی دارم،هر روز به خودم میگم،خیلی خوش حالم که به این ترمز مخفی که خیلی وقت بود که بود.خدایا شکرت هدایتم کردی💞🌹 هر روز تکرارش میکنم،هر روز ایده هام رو اجرا میکنم و اجازه میدم نتایجش رو ببینم و بفهمم درسته یا نه و رشد کنم،خدایا شکرت💟🌹
سلام سلام سلام
به نام الله مهربانم که هرچه داریم ازاوست
وای خدایا شکرت برای این همه آگاهی و هماهنگی و همزمانی چقد من شوکه شدم استاد عباسمنش عزیزم واقعا خدارو صد هزار هزار مرتبه سپاسگزارم به خاطر همچین آدم درست و منظمی که هیچ جای دنیا واقعا هیچ جای دنیا پیدا نمیشه خدایا شکرت خدایا شکرت چقد من دگرگون شدم .
استاد عزیزم باشنیدن این فایل من یک آدمه دیگه شدم بخدا دستم یاری نمیکنه چی بنویسم اینقد آگاهی تو این فایل ارزشمند بود من باید بارها و بارها این آگاهی های با ارزشو گوش بدم و عمل کنم که بتونم باز بیام و از شما تشکر کنم واقعا خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم به خاطر همچین سایت وادم های ارزشمندی که دراین سایت زیبا وجود دارن و به این طریق معجزه آسایی با شما استاد گرانقدرم آشنا شدن .
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
استاد جان انشالله هرچی که توی اون دل پاکته خدا واستون فراهم کنه امیدوارم بمونی واسمون عاشقتونم هرکجا هستید در پناه الله یکتا شاد وسلامت باشید
باتشکر عزیزدلم
به نام خداوند یکتا
سلام به استاد عزیزم
این فایل فوق العاده بود واقعااااااا شما فوق العاده هستی
خدایا شکرت برای هدایت به این سایت و این استاد خفن
استاد قشنگم الان که فکر میکنم زندگی منم همه معجزه بوده و جاهای که مقاومت نداشتم خواستم خیلییی راحت به زندگی امده
شما خفن هستید از صمیمم قلبم اینو میگم چقدر خوب قانون درک کردید و چقدر خوب آموزش میدید نوشششششششش جونتون که انقدر خوش بخت هستید هر کسی در این جهان سر جایی خودشه
خداروشاکرام به خاطر اینکه فهمیدم چه خبره دارم با تمام توانم روی خودم کار میکنم فقط از خدا میخوام کمکم کنه تا بتوانم این مطالب درک کنم و عمل کنم
استاد قشنگم دوستتون دارم
من ی مدت فقط توی ستاره قطبی ام مینوشتم خدایا فقط قدرت درک بهم بده خداوند مهربونم شکرت
چه آگاهی های جذابی ️ تو این فایل بود
دوره ای دستیابی به رویا خیلییییییی خالصه و فوق العاده است واقعاااااا دمتون گرم از خداوند براتون بهترین های دنیارو میخوام استاد قشنگم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
روز چهل وهشتم روزشمار توانایی تشخیص اصل از فرع..
(قوانین (ثابت) بدون تغییر خداوند را بهتر بشناسیم…
وقتی صحبت از قانون میشه اکثر ما آدمها حالمون بد میشه، چون میدونیم که دیگه هر کاریو که دلمون بخواد رو نمی تونیم انجام بدیم!!
اگه انجامش بدیم مشمول جریمه میشیم…
حالا چه اون قانون، یه سری اصول باشه که باید توی خانواده انجامش بدیم یا توی محل کار یا توی جامعه…
چون همیشه قانون جایی وضع میشه که جرمی اتفاق افتاده باشه یا برای پیشگیری از جرم باشه، این از بچگی توی باورهای ما دیگه نقش بسته…
والبته کسیکه نخواد تابع قوانین خونه، یا جوامع خودش باشه بدون شک مشکلات زیادی برای خودش ویا دیگران به وجود میداره….
مثلا توی خانواده یه قوانین شناخته شده هست که خانواده طبق اون می تونند در کنار هم زندگی کنندکه اگه یه یک یا چند نفر بخوان اون قوانین رو نادیده بگیرند بنیان خانواده از هم می پاشه ویا باعث مشکلات زیادی تو خانواده میشه…
مثلا فرزند خانواده بخواد تا دیروقت بیرون از خونه باشه در صورتیکه هنوز به سن قانونی نرسیده یا اینکه بخواد بدون اجازه وسلیقه نقلیه پدرو مادرش رو برداره وحتی بدون گواهینامه بشینه پشت فرمون…
یا کل روز بخوابه و کل شب توخونه راه بره و سروصدا ایجاد کنه واجازه نداره بقیه افراد خانواده بخوابند واستراحت کنند…
خیلی از این اصول وقوانین تو خانواده ها رو اکثرشماها میدونید..
یا مثلا تو جامعه ، یه نفر بخواد برخلاف قوانین رانندگی باسرعت غیر مجاز رانندگی کنه، یا ساخت وساز غیر قانونی انجام بده، یا به اموال عمومی آسیب بزنه و….از این دست کارهای غیر قانونی انجام بده…
اما اگه کسی قوانین خونه وجامعه خودش رو به شکل دیگه ای ببینه، اجرای همین قوانین نه تنها حالشو بد می کنه بلکه بهش ارامش خاطر هم میده واحساس میکنه از امنیت برخوردار شده…
چون میدونه وقتی طبق قوانین خانوادش ویا جامعه اش رفتار میکنه می تونه بدون مشکل و بدون دردسر زندگی کنه چون طبق اصول رفتار کرده
حالا از دید وسیعتر اگر کسی بخواداز قوانین جهان هستی پیروی کنه بازم می تونه براش دردناک وسخت وطاقت فرسا باشه، چون میدونه که از کلی چیزهای خوب باید صرف نظر کنه چون از دید خداوند هر کاریکه به آدم حس لذت میده گناه وخطاء و برخلاف قوانینش هست…
درگذشته های نه چندان دور اکثرا ما که اینجا هستیم همین حس بد رو نسبت به اجرای هر قوانینی داشتیم چون درک درستی از قوانین نداشتیم، چون شناختی نسبت به خودمون، و دیگران و خداوند وقوانینش نداشتیم..
وقتی اومدیم اینجا و با اینهمه باور جدید آشنا شدیدم وقتی یادگرفتیم وتمرین کردیم که باورهای قدیمی واشتباه رو بریزیم دور ذهن وقلبمون رو برای باورهای جدید والبته درست وزندگی ساز باز نگهداریم، تونستیم تا حدود زیادی به خودشناسی ودیگر شناسی وخداشناسی برسیم، کم کم تونستیم توسط این اگاهیها فکر خدارو بخونیم، وهر چقدر درک بهتری از قوانین جهان هستی پیدا کردیم درک قوانینی که تو جامعه و خانواده هست وباید اجراش کنیم هم برامون راحتر شد …
انقدر تو گذشته همش میخواستیم بجنگیم و هر چیزی که بیرون از خودمون هست رو تغییر بدیم تا بتونیم مثلا یه نفس راحت بکشیم، مارو خسته وشکسته وفرسوده کرده بود که وقتی عاجزانه تسلیم شدیم ونشستیم، دنیا فرصتی پیدا کرد تا خودش رو به ما بشناسونه…
و هر کدوم از ما بعد اینکه از اونهمه دوندگی های بی ثمر و گله وشکایتها و درد ورنجهای تمام نشدنی،خواستار این شدیم که قدرت رو بدیم به صاحب جهانیان به اونیکه می تونه همه کاریو برامون به راحتی انجام بده، دقیقا بعداز همون تسلیم شدن وعاجز شدن واقعی، معجزه ها از راه رسید…
انگار فقط لازم بود سکوت کنیم وبشینیم…
حتی هیچ کاری نکنیم…
فقط توی سکوت بشینیم تا گوشهامون و چشمهامون وقلبمون باز بشه، تا بتونیم بفهمییم ودرک کنیم که جهان چطوری داره با یک اصول وقوانین بدون تغییری به زیبایی وسادگی وراحتی اداره میشه…
واصلا نیازی به اونهمه درد ورنج کشیدن و تلاشهای بی ثمر و دوندگیهای ما نبوده ونیست!!
یادمه وقتی تسلیم وعاجز شدم، وگفتم دیگه نه میدونم ونه می تونم فقط برام انجامش بده، از همون موقعه جهان همه ی تلاشش رو کرد تا امورات من به راحتی به انجام برسه…
یکی از بزرگترین شکرگزاریهای زندگی من برای درک قوانین بدون تغییر وثابت جهان هستی بوده وهست همیشه…
اینکه درک کردم اونچه که خداوند به عنوان قانون برای منه بنده اش در نظر گرفته وفقط من با عمل به اون قوانین آسون وانجام شدنی می تونم در نهایت ارامش وامنیت زندگی کنم، منو یاد مهربانی و مهر پدر ومادرم انداخت مثل تمام پدرومادرها که هر چی میگن از روی دوستداشتن وبه نفع فرزندشون هست..
اما اونکه درک درستی از مهر وعشق خداوند ویا حتی پدر ومادرش نداشته باشه عمل به قوانین خونه و زندگی و جهانش رو مثل بدترین مجازات می بینه…
انگاری خدا و پدر ومادر و حاکمان جامعه زندان بان شدند و زندگیش مثال زندان…!!
اما اونکه تونسته درک درستی از قوانین جهان هستی پیدا کنه سوت زنان وخیلی هم باعشق وآرامش شروع میکنه با عمل به قوانین توی مسیر زیبای زندگی به پیش رفتن..
واقعا چقدر خوبه وچقدر جای سپاسگزاری داره که ادمی، یک صاحب اختیار داشته باشه…
یعنی خودش رو با تمام خواسته هاش بده دست یه نفر که قدرت تمام هستی در دستانش هست..
وبگیره قدرت رو از پول و از افراد و از تکیه بر قدرت خودش و بر منم منم هاش و از تکیه بر من میدونمها ومن می تونم هاش…
اول باید بشناسیش، باید بهش اعتماد کنی، بهش ایمان بیاری تا بتونی اختیارتو تمام وکمال بدی بهش…
شاید اوایل درگیر بده بستون بشی، هی بگی خب اینکارو خودم انجام میدم اون کارو میسپرم به خدا…
یا هی بگی خدایا فلان کارو برام انجام بده ولی باز صبوری نکنی و عجله باعث بشه خودت بپری وسط و کار خرابی کنی…
هروقت تونستی یاد بگیری شریکانه با خدا اموراتت رو به انجام برسونی یعنی تکیه زدی بر تخت پادشاهی خودت…
اونجا که سهم خودت رو پیدا میکنی و با عمل به الهامات وهدایتها انجامش میدی و باقیو که در توانت نیست وسهمت نیست رو میسپاری به خدا، دقیقا همون جا داری به قوانین عمل میکنی..
یه راهکار بیشتر نداره…
انجام تمرین ستاره قطبی 12 قدم…والسلام
با انجام این تمرین هم تمرکزت روی خودت هست هم روی خواسته ات هم هوشیاری برای دریافت الهامات وهداتها و هم هربار که به نتیجه میرسی ایمان واعتمادت بیشتر میشه و بیشتر تمرکز داری روش و عاشقانه انجامش میدی…
خدارو صدهزارمرتبه شکر که توهمین دنیا قبل مردنم به لطف الله تونستم توسط آموزه های شما استاد قشنگم سرسوزنی قوانین جهان هستی رو درک کنم و سرسوزنی بهش عمل کنم…
وبی حد وحساب پاداشش رو دریافت کنم.
سلام به همه عشاق خدا
خدایاشکرت استادعزیز خواهش میکنیم باهرکسی ازقوانین صحبت میکنید نذارید فنابشه،ضبطش کنید و روی سایت بذارینش و اونو به این گنیجینه الهی اضافه کنید که چقد انسان هست ازشون در س بکیرند.شکرت خدای عزیزم.ممنون استاد عزیز.و چقد عالی که مارو با کسانی اشنامیکنید که این مجموعه رو میگردونن.چقد لذتبخش بودشنیدن صدای استاد و این بار مدیر سایت🤩 استاد من هنوز نتونستم کامل فایلو گوش کنم بس که چندین بار بک کردم از اول گوشکردم تا دقیق متوجه شم و ادراک کنم و قطعاباید چندین چندبار دیگه گوش بدم
به این اگاهی های الهی
سعادتمند دردنیا باشید ودراخرت با اولیا الله محشور بشید
سلام استاد عزیزم
خداروشکر که توسایت شما هستم
با گوش دادن به این فایل فهمیدم که چرا دخترم چند وقت پیش به من گفت که مامان تو چه مشاور خوبی هستی!
درباره هرچی ازت سوال میکنم طوری جواب میدی که قلبم بهم میگه درسته
چطوری میتونی؟
من اونموقع فهمیدم به حضورم تو این سایت ربط داره ولی امروز بهتر درک کردم چون هر چیزی رو میزارم تو چهارچوب قانون البته تا اون حدی که من درک کردم
اونوقت حتی یه خانم پیر رو هم میتونم مشاوره خوب بدم یه دانش آموز رو یه آدم جوان روو….
خدا روشکر که جهان ما درهم برهم و اله بختکی نیست
خداروشکر که معنی هیچ برگی بی اذن خدا از درخت نمی افته رو فهمیدم
خداروشکر که فهمیدم روش طبیعی همون راه و روش زندگی استاد عباسمنش هست همون چبزهای خوبی که تو ذهن ما نمیگنجه کاملا طبیعی هستند مشکلاتی که تو زندگی ما هستند غیرطبیعی هستند
این جمله کوچیکی نیست یک دنیا معنی داره
احساس کردم حجم عظیمی از آگاهی به قلبم وارد شد
دیدم نسبت به زندگی کلی تغییر کرد الان بهتر میتونم بفهمم چه مسایلی طبیعی و چه مسائلی غیر طبیعی هستند
ممنون آقا ابراهیم بخاطر نکته پایانی تون که گفتین حال خوب فارغ از پول و ثروت و دارایی وبا هیچ چیزباید خلقش کنیم
وجمله زیباتون که گفتین معجزه تو زندگی من عادیه واقعا اگه عینکی از جنس عینک استاد به چشممون بزنیم و بابت چیزهای کوچیک هم شکر گزار باشیم واز مسایل کوچیک هم به اندازه مسایل بزرگ سوپرایز بشیم مسلما خیلی معجزه ها تو زندگی مون میبینیم که در نظر ما بدیهی شدن
واقعا چشمها رو باید شست جور دیگر باید دید
تو صحبتهای شما چندین بار احساس کردم چقدر زندگی راحت و زیبا و طبیعی است و چقدر ما با حساب کتابهای عقلمون اونو سخت و پیچیده کردیم
از صحبتهای استاد فهمیدم که بدبختی ما آدمها از زمانی شروع شد که پاچه مون رو ورکشیدیم و با کمک عقلمون راه افتادیم که راه خوشبختی رو پیدا کتیم درحالی که خوشبختی در قلب ما و سرمنشا تمام ثروتها از رگ گردن به ما نزدیکتر و بهترین راه کوتاهترین آن بود
یادمه یکبار دختر کوچیکم رو بردم کلاس زبان و گفتم کلاست تموم شد همینجا بشین تا بیام من حتما میام خیالت راحت من تو این کلاس کناری ام
فقط چند دقیقه کلاس ما طول کشید دخترم دستیگره در رو کشیده چون سفت بوده فکر کرده قفله .خودش راه افتاده که بیاد خونه اتوبوس رو برعکس سوار شده و از مقصد دور شده
یعنی اون روز خدا میدونه چی به من گذشت با نجواهای شیطان ولی بالاخره بهم رسیدیم و خودم رو ملامت کردم بخاطر اینکه نتونستم نجواهای ذهنم رو کنترل کنم ولی حرکت دخترم عجیب برام آشنا بود
درست مثل کار ما آدمها که به خدا اطمینان نداریم و میخواهیم از هزارو یک راه درست و غلط و پیچیده به مقصد برسیم الیس اله کاف بعبده
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟
آیا خدا نگفته که هدایت تو به عهده من است؟
آیا خدا نگفته من از رگ گردن به تو نزدیکترم؟
آیا خدا نگفته که روزی دهنده ماست ؟
اگه زمان قبل از آشنایی با سایت بود حتما دخترم رو تنبیه میکردم ولی با آموزه های این سایت این اعتماد نکردن دخترم به حرف من برای من یک تلنگر بود که بابا همه ما آدمها داریم همین کار رو میکنیم ای دل غافل
سلام به استاد عزیزم و همه دوستای همفرکانسیم
استاد عزیزم نشسته بودم تو اتاقمو میخواستم شروع کنم به شکرگزاری
ولی دلم گفت بیام و کامنت بنویسم
بیام و واسه خودم یک رده پا بزارم
بیام اینجا بنویسم و سال ها بعد که برگشتم به همین کامنت از گذشتهی خودم یادم کنم ، از اتفاقاتی که افتاده، از تجربه هام ،از آگاهیام، از تکاملم
استاد من الان نزدیک عروسیمه
یعنی از نظر خودم نزدیک عروسیمه
شاید خدا یه تایم دیگهای رو در نظر گرفته باشه
تو این تایمی که صحبت از عروسی هست من هر روز استرسم بیشتر میشد
هر روز نگرانیم بیشتر میشد
هر روز به این فکر میکردم اگه این تایم نشه چی اگه خانواده ها باهم کنار نیان چی اگه تالار خوب پیدا نشه چی اگه اینجوری بشه و اگه اونجوری بشه و خیلی چیزای دیگه
ولی خب الان که دارم فکر میکنم دقیقا همین استرس و نگرانیم موقع عقدمم بود و الان که گذشته وقتی به گذشته فکر میکنم افسوس میخورم که ای کاش نگران نبودم ای کاش این همه استرس الکی نداشتم
ولی دیگه نمیخوام این افسوس دوباره تکرار شه
من میخوام اروم باشم ،رها باشم ، هرچی شد بشه.
هر اتفاقی افتاد بیوفته
نگرانی مال خدا نیست
نگرانی مال بندهی با ایمان خدا نیست
خدا صفات بد نداره خدا ترس و نگرانی نداره پس بندهشم نباید داشته باشه
اینو میخوام هر روز به خودم یادآوری کنم هراتفاقی بیوفته به نفع منه هرچی بشه به نفع منه
من نباید هیچگونه وابستگی به کسی جز خدایی که منو به این دنیا اورده داشته باشم
من نباید هیچ ترسی برای موضوعات مختلف داشته باشم
مگه خدای من نیست
مگه خدای من حواسش نیست
چرا نگرانی مهدیه چرا ترس داری ،مگه همون خدایی که موقع عقدت هواتو داشت الان نیست
چرا هست ، تازه پررنگتر شده تازه بیشتر بهش ایمان داری بیشتر بهش توکل میکنی
توکل …
چقدر کلمه قشنگ و درعین حال پرمعناییه
من توکل دارم به خدای خودم یعنی چی
انقدر هی هر دقیقه میگی من توکل دارم کو کجاست چیشد
یعنی اینه بازم بترسی بازم نگران باشی
نه توکل یعنی بری تو بغلشو بزاری هرجایی که میخواد ببرت و هر اتفاقی افتاد بزار بیوفته
یعنی بزاری اون تورو هدایت کنه نه تو بهش بگی من چی میخوام
تو باید بشی مثل همون بچهای که با اعتماد کامل دست باباشو میگیره تا از خیابون رد شه
تو به همون اندازه باید دست خداتو بگیری و بزاری اون ردت کنه بزاری اون هدایتت کنه
این همه حرفای استادو گوش میدی چی شد مهدیه
یه گوش دره یه گوش دروازه
نه خیرم …
اگه راه استادو میخوای باید مثل استادم باشی
باید مثل استاد که بدون ترس ونگرانی
توکل کرد و رفت تهران تازه با دست خالی و دوتا بچهی قد و نیم قد
همه چیو سپرد به خدا
توام همونجوری باید باشی
حرف الکی نداریم
باید اهل عمل باشی
تو باید آزادانه زندگی کنی تو به این زندگی اومدی که لذت ببری نه نگران آینده باشی
بیخیالش
فکرشو نکن
بزار خدای مهربونت بچینه واست
بعد چندسال بیای و این کامتتو بخونی
به خودت میخندی که چه ترسای الکی داشتی چه نگرانیای الکی داشتی
خدا مگه حسوده بهت ثروت نده
خدا مگه حسوده بهت خوشبختی نده
خدا مگه حسوده بهت سلامتی نده
خدا مگه حسوده بهت شادی نده
این صفات مال خدا نیست
تویی که داری اینارو وارد زندگیت میکنی
میخوام اینارو به خودم یادآوری کنم هر روز و هرموقع که میام توی سایت کامنتمو بخونمو بیشتر توکل کنم به خدای خودم و بزارم همه چی رو اون برام درست کنه
راستی اینم یک نشونه بود
من میخواستم این کامنت رو زیر فایل نتایج دوستان از آموزههای استاد بزارم
ولی چون هیچ ربطی نداشت منصرف شدم
دلم دوباره گفت بزن رو نشونه
و این فایل فوقالعاده قوانین خدا اومد
و اینم بگم خدا دقیق تر از اون چیزیه که فکر میکنیم
مثل همین الان که چیده بود اینارو و بهم گفت برو کامنت بزار، بهم گفت بزن رو نشونت ، و حتی درحال نوشتن بهم میگفت چیبنویسم
اگه اتفاقاتو بسپاریم به خدا
برامون یه جوری میچینه اتفاقاتو از چیدن خودمونم بهتر
ایمان دارم قوانینش بی نقضه ،قوانینش بدون تغییره ،قوانینش ثابته
الهی شکرت
دوستون دارم
سلام استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
چقدر این فایل عالی و پر از نکته بود
اولین نکته که یاد گرفتم این بود که
هرگز دنبال تغییر دیگران نباشم
در قدم اول باید خودم تغییر کنم و این تغییر روی دیگران اثر می گذارد و دیگران از تغییر کردن من متوجه این تغییرات می شوند و آنها هم مشتاق این تغییر می شوند
در این جهان هر کس بنا بر باورهای خودش نتیجه می گیرد و زندگی او رقم می خورد
در این فایل من متوجه شدم که من باید روی باورهای خودم کار کنم و جهان هم بنابر این باور آدم هایی را سر راه من قرار می دهد که با من همسو و هم مدار باشند و آنچه را که می خواهم به دست می آورم
فقط کافی است که من خودم را از لحاظ ذهنی آماده کنم و آدم مناسب سر راه من قرار خواهد گرفت
نکته دیگر
در همه موارد زندگی خودم قوانین را در نظر خودم بررسی کنم
از قوانین پیروی کنم
از قوانین کمک بگیرم
از قوانین استفاده کنم برای بهتر شدن زندگی خودم
نکته دیگر این بود برای من که هرگز دنبال رو گذشتگان خودم نباشم و از عقل و منطق خودم کمک بگیرم و برای خودم منطقی سازی کنم و بی شک من در این امر موفق خواهم شد
یک نکته عالی دیگر
وقتی که من از قوانین کمک بگیرم
وقتی که من از خدای خودم کمک بگیرم
بی شک بهترین و با کیفیت ترین نتایج را نصیب من خواهد شد
این چیزی جز هدایت خداوند مهربان نیست
باز یک نکته فوق العاده دیگر
حتما نیازی نیست که مانند باقی مردم و آحاد جامعه کار کنم
من می توانم خودم طبق برنامه های خودم کار کنم و روی باورهای خودم کار کنم بی شک همان می شود که باید بشود و حال من را خوب می کند
وقتی که من در مدار درست باشم بی شک جهان هستی هم کسانی را سر راه من قرار می دهد که با من هم مدار باشند
نکته عالی در این فایل یاد گرفتم
باورهایی درست داشته باشم متفاوت فکر کنم بی شک نتایج متفاوت هم خواهم دید
توحید عملی
مهمترین نکته ای بود که من امروز در این فایل یاد گرفتم
چشم از روی مردم ببندم و چشم روی خدای خودم باز کنم
این مهمترین کاری است که می توانم در زندگی خودم دنباله رو آن باشم
وقتی که دل به خدای خودم ببندم خدی من هم مراقب من است و برای من بهترین را رقم می زند
توجه من روی هر چیزی که باشد من در همان مدار قرار می گیرم پس لاجرم توجه و تمرکز خودم را بگذارم روی زیبایی ها و خوبی ها و آنوقت من موفق خواهم شد
خود خدا به من کمک خواهد کرد و من را به موفقیت می رساند
و به قول استاد کاری که خدا انجام بدهد بی شک آن کار بهترین خواهد بود
ممنون استاد از این همه فایل و فوق العاده
سپاس از خدایی که همیشه برای من بهترین خواهد بود و همیشه من را در همه حال حفظ می کند و او برای من بهترین خواهد بود
هدایت های خداوند را من بارهای بار در زندگی خودم دیده ام و او برای من جوری زندگی من را رقم می زند که برایم واقعا شگفت انگیز است
من که در مسیر باشم و روی خودم کار کنم و مدام عوض بشوم بی شک بی دردسر و براحتی هم در زندگی من نتایج رخ می دهد
ممنونم از استاد عزیز
سپاس از خدای عزیز خودم
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام
خدای مهربون
فرمون زندگیم رو امروز از شروع صبح دادم دست خدا و هدایت میخوام ازش به سمت بهترینها این فایل نشونه امروزم بود و چقدر برام لذت بخش بود این سپردن اگاهانه فرمون زندگیم به خدا
و خیلی هم برام آموزنده و جالب بود و نکته مهمش هم این بود که هر چیزی رو که در فرکانسش باشیم دریافت میکنیم بخشی از صحبتهای استاد در اوایل فایل این بود که همیشه هم البته تاکید دارند استاد که در فرکانس هر خواستهای باشیم اون رو دریافت میکنیم و زندگی میکنیم مهم نیست اون خواسته خیر باشه یا شر و در مورد روح و ارتباط با روح سه روز پیش سوال و ذهنیتی پیش اومده بود که ما مسلمونها معمولاً میگیم که خواب امام حسین یا حضرت ابوالفضل یا حضرت فاطمه زهرا یا امام رضا یا ائمه دیگه و یا خواب یکی از بستگان که در قید حیات نیستند را دیدیم و این و مرتبط میکنیم به ارتباط با روح این افراد و من اینجا جواب سوالم رو خیلی واضح و روشن گرفتم و ایمانم بیشتر شد به اینکه واقعاً فرکانسهامون رو زندگی میکنیم البته امیدوارم که بتونم این چیزی که امروز درک کردم رو تو زندگیم هم به کار ببرم و مورد ارزشمند و جالبی که استاد در مورد این استاد بزرگوار در خارج از کشور که قرآن را تدریس میکنند و آموزش میدهند و برای من خیلی موثر بوده البته با توجه به مداری که اون موقع من قرار داشتم ه البته ایشون آخر صحبتهاشون رو مرتبط میکردند آیات قرآن را با شرایط سیاسی و اقتصادی کشور و سیاستگذاران کشورمون ایران که برای من قابل هضم نبود هیچ وقت و مورد بعدی هم در مورد بحث تبلیغات بود که من با توجه به کاری که دارم با توجه به صحبتهای امروز استاد متوجه شدم که ذهن من هم شرطی شده بود به اینکه اگه تبلیغات انجام بدم فروشم بالا میره و اگه تبلیغات نباشه فروشم میاد پایین و و همین رو داشتم تو زندگیم تجربه میکردم من الان تا دقیقه 30 فایل رو گوش کردم و واقعاً دیگه نتونستم تحمل کنم و دووم بیارم تا ادامه فایل رو گوش بکنم انقدر که صحبتهای استاد خالص و ناب هستش مدتی هم من صحبتهای جول استین رو که استاد اشاره کردن بهشون خیلی گوش میکردم و همیشه حال دلم خوب بود و موردی که استاد به زیبایی گفتن در مور این عزیزان همیشه در مورد عشق بودن خدا میگفتند باعث آرامش و انرژی مثبت میشد ولی نکتهای که میشه گفت برای ما عباسمنشیها یک نوکتهی انحرافی بود همین عشق مطلق بودن خداوند بود در صورتی که خود خداوند در جاهایی از قرآن میگه غفور الرحیم/عذاب علیم و شدید العقاب / رحمان رحیم.
یا همون مثال از شیوه زندگی و طرز تفکر ایلان ماسک
،
ایشون نه مسلمون هست به اون معنا که ما ادعای مسلمانی داریم نه تابع قوانین و مقرراتی هست که گذشتگان و هم نسلان ایشون روی اون اصول پافشاری میکنند.
وقتی که خودش رو رها میبینه و به قانون ثابت فیزیک اعتماد میکنه
که اگه ما مسلمونها یک هزارم اعتقادی که ایلان ماسک به قوانین فیزیک داره ، به خالق خودمون و کلامش در قرآن باور و اعتقاد داشته باشیم دیگه نیاری به مانع بودن دلیل و برهانهای قوانین دنیایی برای چگونگی رسیدن یا نرسیدن به خواستههامون نیست
فعلا تا اینجا درکمن تا دقیقه 30 این فایل بود
ممنونم از شما استاد بی بدیل که مثل همیشه دری از آگاهیهای الهی رو به روی من بازکردید،
امیدوارم شاگرد خوبی در این مکتب باشم
سلام بر استاد عزیز
سلام بر دوستان خوب خودم در این سایت عالی
صحبت های استاد واقعا زیبا بود در مورد خواب دیدن و روح واقعا عالی و جالب بود
همه اینها بر می گردد به فرکانس ما و مداری که ما در آن قرار داریم
در واقع من همان چیزی را می شنوم که می خواهم بشنوم و یعنی همان چیزی است که من در مورد آن فکر می کردم
من فقط می توانم خودم بر روی خودم کار کنم و اصراری نیست که بخواهم روی دیگران کار کنم و جهان خودم را تغییر بدهم
وقتی من قانون را بدانم دیگر هیچ نیازی به تبلیغ نیست
هر فردی با هر فرکانسی که دارد افرادی را در زندگی خودش می ببیند که در فرکانس او بوده است
من کسانی دسترسی دارم که در فرکانس من است
بهترین کار این است که من خودم را باید قوی کنم و روی خودم کار می کنم و جهان آدمهای قوی را سر راه من قرار می دهد
در واقع اگر من از لحاظ ذهنی قوی بشوم بدون شک جهان هستی هم آدمهای قوی را سر راه من قرار می دهد و در واقع فقط کافی است که من تغییر کنم
این می شود کبوتر با کبوتر و باز با باز
چقدر این قانون ساده است و چقدر کاربردی و راحت و با عمل کردن به آن می توانم به بهترین ها دست پیدا بکنم
نکته عالی دیگر
نگاه داشتن به خدا بصورت سیستمی بسیار عالی است و این سبب می شود که بدانیم که ما با یک سیستم طرف هستیم و این سیستم هرگز احساسی نیست و دارای شعور است و می فهمد براحتی و می شنود و می توان از ان در جهت اهداف خودم استفاده کنم
تربیت ذهن برای دریافت قوانین نه بر اساس گفته های گذشتگان
نیازی نیست که من دنبال بقیه بروم بلکه من باید در مدار و فرکانس قوی قرار بگیرم و آنوقت مشتری برای من می آید
هدایت خداوند واقعا عالی است و دل به او سپردن و به او اعتماد کردن بی شک برنده هستیم و برد برد هستیم
فرکانس خودم را تغییر بدهم جهان بیرون من هم تغییر خواهد کرد
من اگر یک آدم با باورهای درست باشم بنابریان آدمهای درست با باورهای درست هم وارد زندگی من می شوند این یک نکته بسیار مهم و اساسی برای من بود
اعتماد داشتن به خدای مهربان و خدای مهربان هدایت می کند
از قلب خودم کمک بگیرم و دنبال ایده ها باشم و به آنها عمل کنم
نکته
فقط کافی است که من روی خودم کار کنم
باورهای خودم را بسازم
هدف های خودم را بسازم و در ذهن خودم آنها را بسازم
هدایت می شوم به آنچه که می خواهم
قانون خلا که باید فضا را خالی کنم و آماده کنم برای ورود خواسته هایم
از همه مهمتر این نکته این بود برای من
چرا کارهایم به سادگی و براحتی نباید پیش برود
چرا من به راحتی و آسانی و سادگی به خواسته و هدف هایم نرسم
پس می شود و خواهد شد
و من باید روی خودم کار کنم و باقی کارها را به خدای مهربان بسپارم و او به بهترین حال ممکن کارهای من را انجام خواهد داد
ممنونم استاد مهربان از این فایل عالی و پر از نکته
واقعا به حق اسم این فایل قوانین بدون تغییر خداوند است
ممنونم از خدای خودم بخاطر این فایل عالی
ممنونم از خدای خودم که من را به این فایل هدایت کرد
ممنونم از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای فروانی ها