آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 3 - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

715 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محدثه سرداری گفته:
    مدت عضویت: 2400 روز

    به نام خداوند بخشنده و هدایتگرم

    پروازی آرام و شادمانه…

    چه ترکیب قشنگی من دقیقا این جمله رو حس کردم… من با وصل شدن به نیروی منبع دقیقا همین حس رو داشتم… حسی که فقط میشه اون رو پروازی آرام و شادمانه نامید…. یه حس ناب مثل خود پرواز

    همه پریشانی ها فقط وقتی آغاز میشوند که فراموش میکنی لایتناهی هستی….

    و با این جمله هم تمام وجودم من رو آگاهی فراگرفتمن.. ما.. فقط فراموش میکنیم و تمام مشکلات از فراموشی شروع میشود…

    یک فایل کوتاه چقدر میتونه سرشار از آگاهی و آرامش باشه؟ و متن زیبای خانم شایسته عزیز… نگاه زیباشون که خداوند رو در همه چیز میبینند… در قطرات باران… در مردی که دوستش دارند… وای که چقدر این نگاه به من آرامش داد.. توحید یعنی همین اینطور نیست؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    خدای من

    سپاس از تو بخاطر این فایل هایی که در حال شنیدن آنها هستم

    خدای عزیز و دوست داشتنی من

    بهترین و دوست داشتنی من

    خوبترین خدای من

    از تو می خواهم که مثل همیشه مراقب من باشی

    من را در کنار خودت جای بدهی

    از او می خواهم که با دستهای هدایتگر خودت من را هدایت کنی

    از تو می خواهم که به من قوت قلب بدهی تا بتوانم از شر هوای نفس خودم در امان باشم

    ای خدای من

    ای خوبترین من

    تو تنها برای من کافی هستی

    هر کس هر کجا باشد تو با او باشی او موفق ترین خواهد بود

    ممنون تو هستم ای خدا جونم

    سپاس از تو ای خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    حسین و عباس گفته:
    مدت عضویت: 1678 روز

    کار جالبی که دارم کامنت میزارم و دوست دارم البته به خاطر این آنقدر کامنت هام داخل سایت کمه که نوشته ها والامقام رو کم ارزش میدانم و عزت نفسی داغون داشتم و غروری به درد نخور که باعث بانی اش شده است چهار سال تصمیمات اشتباه مالی 4 سال تو درودیوار بودن سال بی نتیجه تلاش کردن وچهار سال تو توهم و یه سری افکار پوچ بی ارزش بودن و این من رو نابود کرد خیلی بده که توانایی های زیاد قدرت ارزش اعتبار محبوبیت داشته باشی ولی خودت رو یه ریال قبول نداشته باشی خیلی بده آنقدر خودت رو ارزشمنده و زیبا مهم دوست‌داشتنی و لایق ندونی که یه رابطه ساده داشته باشی خیلی سخته ببینی با این همه هنر استعداد جیبت خالی و قدرت خرید یک کیلو تخم مرغ نداری وووووووووووو

    تمام فاجعه ها برای بی ارزش بودن من است و اینکه من نمی‌توانم

    البته من الان استارت دوره عزت نفس رو زدم و میخوام این مشکل با این ریشه 100 هزار متری رو قطع کنم و در ازهنم این یک چکاب عزت نفس برای شروع.

    عاشق خودتون باشید

    حسین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ریحانه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1716 روز

    سلام به استاد جان جان جان ما و مریم جان مهربان و دوستان خوبم

    روز بیست و هشتم

    الهی بی نهایت شکرت شکرت شکرت

    الله اکبر واقعا امروز روز رحمت الهی است .

    من دیروز به این فایل توحیدی هدایت شدم و امروز که بیست و هشتمین روز سفرم هست، همین فایل توحیدی بود

    الله اکبر تو دو روز پشت هم به این فایل هدایت شدم. خدایا این اتفاقی نیست و تو داری با من حرف میزنی. خدایا تمام تک تک حرفهات رو با جان و دل گوش خواهم داد و ایمان دارم که بهترین ها رو برایم دست و پا میکنی .

    همین دیروز بود با یکی از اعضای خانواده ام صحبت میکردم که میگفت فلان فرد نزدیک تو از کارهای تو ناراحته و من گفتم برای من دیگه مهم نیست .دیگه برام مهم نیست که نزدیک ترین افراد خانواده ام من رو تایید بکنن یا نکنن . من هر آنچه که قلبم می گوید و احساس خوب پیدا میکنم ، انجام می دهم .در طول زندگیم همیشه در حال تایید گرفتن بودم و خودم رو نادیده می گرفتم اما دیگر تمام شد . من متوجه شدم فقط میتوانم خودم رو تغییر بدهم نه هیچ کس دیگر رو . من نجات بخش زندگی دیگران نیستم و هر کسی مسئول زندگی خودش هست. و هر کسی خدای خود را دارد . و از او بخواهد و من دیگر شریک خدا برای دیگران نمی شوم .

    من از اینکه هر روز به خود بودنم ، خود حقیقی نزدیک میشم خوشحالم و احساس میکنم رهاتر و شجاع تر میشوم . خدایا شکرت

    چقدر خوبه خود حقیقی رو زندگی کردن .

    امروز این جمله باید ذکر جانم باشد و تکرار کنم :

    امروز روز رحمت الهی است.

    امروز روز رحمت الهی است.

    امروز روز رحمت الهی است.

    استاد عزیزم و مریم جانم

    دوستتون دارم آرامش من.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    آیدا گفته:
    مدت عضویت: 1227 روز

    بنام خدا

    دیروز رفتم قدم بزنم شاید بتونم جواب سوالمو پیدا کنم.مرتب میگفتم خدا کیه،سرم درد گرفته بود حس میکردم انقدر سرم سنگین شده که نمیتونم وزنشو تحمل کنم.نمیدونم چقدر راه رفتم مرتب میگفتم تو کی هستی؟تو اصلا چی هستی؟بعضی وقتا بلند و گاهی تو ذهنم سوال میکردم .عصبانی بودم از دست خدایی که نمیدونستم چیه و کیه.عصبانی بودم که چرا جوابمو نمیده.یه کلاغ اومد نزدیکم،گفتم چیه ؟چرا اینطوری نگام میکنی نکنه تو خدایی؟و با عصبانیت رد شدم.به درختا نگاه کردم به اطرافم نگاه کردم وایسادم،گفتم میگن همه اینا رو تو آفریدی،من که باورم نمیشه ،تو حتی نمیتونی جواب منو بدی که بدونم کی هستی.بعد از چند ساعت اومدم خونه و رفتم تو سایت.نمیدونم فقط زدم روی دکمه مرا به سوی نشانه ام هدایت کن و ……

    خداوند درون تو نهفته است….تا آخر متنو خوندم .نمیدونم چه حسیه ولی فقط دارم تایپ میکنم…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      پاکیزه بارکزی گفته:
      مدت عضویت: 1135 روز

      سلام دوست عزیز

      سلام پر از عشق به روی ماه تان

      دوست عزیز کاملا حال دل شما را درک میکنم کاملا چون من هم چنین وضعیتی را داشتم دقیقا یکسال پیش این سوال در من ایجاد شد زیاد گریه کردم صبح ها وقت از خواب بیدار میشدم گریه میکردم میگفتم تو کیستی تو چی هستی و قسمی توقع داشتم که همین یکی بیا بگوید من خدا هستم باز خدا را که شناختم همه چیز حل میشود درست میشود یک روز بسیار به عشق رفتم وضو کردم نماز خواندم گفتم نمازم خلاص شود خداوند از درون من خودش معرفی میکند هیچ اتفاقی نه افتاد آنقدر ناراحت شدم گریه کردم با خدا جنگ کردم اصلا گفتم دگه نیستی تو را نمی پرستم تو همین قدر قادر نیستی خودت معرفی کنی قهر کردم چند روز اصلا قهر کردم ولی باز هم گریه میکردم در تنهای میکفتم تو کی هستی که حتی نمیتانم وقتی قهر باشم نامت نگیرم دوست عزیز میخواستم بگویم که شناخت خدا هم در تکامل صورت می‌گیرد یکباره نمیشود یک شبه نمیشود من خدا را حالا شناختم به مرور زمان حالا هم نمیگم واقعی نزدیک شدم شناختم ولی حالا خدا را به کمک استاد حس کردم با خدا حرف میزنم عشق بازی میکنم از خدا نمیترسم برم چشمک میزند و من میخندم برم نشانه میفرسته آنقدر در تنهای با خدایم حالم خوب هست که فقط با او هستم هر طرف میرم فقط خودش میبینم او عشق من هست

      در پناه الله یکتا شاد سلامت خوشبخت ثروتمند سعادتمند در دنیا اخرت باشید

      خدایم باران هم فرستاد به باد ملایم روی صورتم چقدر این خدا عاشق هست الهی شکرت صد هزار مربته

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    امیر علی گفته:
    مدت عضویت: 2693 روز

    بنام خداوند تنها قدرت مطلق جهان هستی‌.

    بنام خداوند رزاق و وهاب.

    بنام خدایی که درون من نهفته است.

    سپاسگزارم از خداوندی که هر لحظه هادی و حامی من است.

    سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیزم که در هر لحظه الگویی برای شناخت، درک و عمل به قوانین هستی برایم هستند.

    روز شمار تحول زندگی من روز 38 و 16 اردیبهشت سال 1402.

    خدا در درون من نهفته است.

    خدای من این شعر رو وقتی می شنوم یادت میوفتم حسابی اینجا می نویسم که رد پای روز 38 سفرم باشه.

    همه ی جون منی تو نبضمی میزنی تو

    حس خوش پر از عشقی عطر روی پرهنی تو

    با تو حال دلم خوبه دل دیوونه ی توئه

    خوش نشستی توی قلبم اینجا خونه ی توئه..

    دستتو میگیرم واسه تو میمیرم آخر

    عشقم عاشقتم عشق منو کن باور

    دستتو میگیرم واسه تو میمیرم آخر

    عشقم عاشقتم عشق منو کن باور..

    عشقم عاشقتم عشق منو کن باور …

    دل بی قراره نداره جز تو خودت دلبر

    واسه تو میمیرم میگیرم دست تو آخر

    خدایا الان کلی نوشتم وقتی نگاه کردم دیدم همش شرک تو بود تو نوشتارم اومدم نشستم اهنگ رو پلی کردم یک چای خوردم گفتم وقتی از خدا حرف میزنم باید دلم خوب شه اهنگ که شروع شد دیدم اره وقتی بهت فکر میکنم و باهات حرف میزنم دلم و حال دلم فارغ از شرایطی که دارم خوب میشه.

    خودت راهنمای من باش عاشقتم عشقم.

    سپاسگزارم استاد عباسمنش عزیزم بابت اینکه تو سلول به سلول بدنم رسوخ کردی و تو وجودم نهال خدا رو کاشتی.

    سپاسگزارم سپاسگزارم و سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سمیه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 958 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    درود بر استاد عزیز و محترم

    باور های مخرب و اشتباه از اول تا همیشه همراه من بوده

    اینکه همه مشکلاتی نظیر مشکلات من دارند

    اینکه همه با خانوادشون عدم تفاهم دارن

    اینکه همه مشکلات مالی ،قسط ،بدهی دارند

    همه از نشدن های دنیا تجربه میکنن

    همه کمبودهای منو تجربه میکنن

    و ….

    همه ی این باور ها باعث شده بود چشم ببندم به روی همه چی

    اینکه خدارو در لحظه لحظه ی زندگیم حس نکنم

    اما امروز خیلی چیز ها در من تغییر کرده

    من سمیه ای شدم که میبینم زیبایی ها رو

    درک‌ میکنم نگاه خدا رو در تک تک عنصر های جهان

    من از یه سفر سه روزه کمپ در جنگل به تازگی برگشتم

    احساس هایی رو تجربه کردم که روحم رو نوازش کرده

    جذاب ترینش همسفر شدن با دوتا از دوستانم که خیلی فرکانس بالا و درستی دارن ، در مسیر هستن و منم فعلا مقدار کمی خودم رو باهاشون هم فرکانس میبینم

    اما میخوام از احساسم بگم

    از نور زرد پر تشعشعی که از لا به لای درختان جنگل به چشمم میخورد

    از هزار تا تناژ رنگ سبزی که چشمم سیر نمیشد از دیدنشون

    از صدای رودخونه ای که سه شبانه روز هم در گوش جسم و هم در گوش جانم مینواخت

    از خواب راحت و سبکم تو چادر کنار رودخونه که انگار روحم پرواز میکرد تمام شب در جنگل دوباره به جسمم برمیگشت

    از صدای پرنده هایی که لابه لای صدای رودخونه به گوشم میخورد

    از سنگ های چند رنگ و چند ساختار زیبایی که کنار رودخونه منو وادار به تماشا میکرد

    از ریختن برگهای طلایی درخت ها که انگار تک‌تکشون تو باد میرقصیدن

    از طلوع و غروب لای کوه ها

    از ماهی که تو هلال کاملش اسمون و شب و مثه روز روشن کرده بود

    از ستاره هایی که انقدر درخشان و نزدیک بودن که فکر میکردم میتونم دستم و دراز کنم و بگیرمشون

    از بوی اتیش

    از نور و گرمای اتیش که درونم و روشن میکرد

    از صدای شکستن و خشک شدن چوب های خزه دار روی اتیش

    از جم کردن هیزم لابه لای هزار تا گیاه زیبا که هر کدوم تمام جزئیاتش متفاوت بود از کناریش

    از شستن صورتم صبح ها با اب رودخونه سرمای اب پوستم رو جلا میداد

    از قدم زدن کنار گاو های در حال چرا ، صدای زنگوله هاشون

    از صدای پام روی چوب و علف

    هزاران هزار احساسی رو تجربه کردم که تو تک تک لحظه هام خدا رو حس میکردم

    همش خدا بود که با اینا داشت به من نگاه میکرد

    صحبت میکرد باهام

    من میشنیدم صداشو

    من حس میکردم حضورشو

    من ایمان دارم خدا با تمام زیبایی هاش با من ارتباط گرفت

    من ایمان دارم خدا همیشه و‌همه جای زندگیم بامنه

    کنارمه

    درونه منه

    من از صمیم قلبم میخواستم برای مدت طولانی تری بمونم تو اون فضا

    من با خدای خودم‌عشق بازی کردم

    من از این عشق سیر نمیشم و‌هر لحظه تشنه ترم براش

    خدارو هزاران هزار بار شاکرم برای همه ی دیدن ها ، احساس کردن ها ، شنیدن ها ، باور ها ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سید امیر عریضی گفته:
    مدت عضویت: 2700 روز

    الهی و ربی من لی غیرک

    روز 38 سفرنامه

    حقایق پنهانی هم هست که تو نمیدانی….

    مشکلات زندگی را به صورت 1 عادت پذیرفته ای…

    پذیرفته ای که تو این شرایط باید ناراحت باشی ،خوب همه تو این شرایط همین جور هستن و این طبیعی است….

    واقعا همین طوره که دنیای هر آدمی حاصل ورودی هایی که به مغزش داده و اون ها تبدیل شدن به 1 باور

    یادمه اون سالها که دانشجو بودم یکی از رفیق هام یه ماکسیما خریده بود و چندتا از دوستارا جمع کرد که به ما سور ماشین را بده، و من چقد ذوق زده بودم که واووو ماکسیمااا خریده، بعد یادمه یکی از رفیق ها امد تو کافی شاپ با خنده در امد به اون دوستمون گفت ، دیگه این لکنته خریدن سور دارررره……

    من خشکم زد اون ماشینی که واسه من the best بود را اون میگفت بهش لکنته….

    علتش هم این بود که اون موقعه باباش bmw528سوار میشد و خودش هم پرادو داشت (سال 1390)

    اره واقعیت همینه، دنیای آدم ها با ورودی هاشون و اون اتفاقاتی که وارد زندگیشون میشه، تشکیل میشه

    و باورها اینجوری تشکیل میشه

    اما مشکل از جایی شروع میشه که من فکر میکنم حقیقت این زندگی و این دنیا همین باورهای منه، نه اون چیزی که اطرافم هست

    یعنی اینکه بلاخره آدم مریض میشه، بدهکار میشه، 1 زندگی بخور نمیر باید داشته باشه،باید از خودش بکنه ،بده به بچه هاش و….

    اینها واسه من طبیعیه ،چون پدر مادرم هم اینطوری بودند چون اتفاقا رفیق هام و اکثر فامیل ام هم همینطور بودند….

    پس اگه 1 نفر به غیر از این چیزها میرسه اون غیر طبیعیه و 1 جای کارش مشکل داره

    و این میشه که من باتلاقی را واسه خودم درست میکنم و تا اخر عمرم توش دست و پا میزنم

    و سر منشا همه اینها از جایی میشه که من ، خود لایتنهایی ام را فراموش میکنم، از جایی شروع میشه که من ارتباطم را با خالق و منشا تموم قدرتها ونیرو ها قطع میکنم و اصل خودم را فراموش میکنم و درگیر این عادتها و این باورهای محدود کننده ای که واسه خودم ساختم و لحظه ای هم به غلط بودنش حاظر نیستم شک کنم، میشوم

    یادم رفته که من خالق هستم

    یادم رفته که روح خداوند در من دمیده شده

    یادم رفته که من خلیفه الله ام

    یادم رفته که من اشرف مخلوقاتم

    یادم رفته که زمین و آسمان و آنچه بین آنهاست مسخر من شده

    یادم رفته حسبی الله را

    یادم رفته من حیث لایحتثب را

    یادم رفته الا بذکرالله را

    یادم رفته اذا سالک عباد انی فانی قریب را….

    یادم رفته انا علینا الهدی را

    صحبت هامو با 30 ثانیه آخر این فایل تموم میکنم، که درک همین 30 ثانیه میتونه در هایی از خوشبختی را وارد زندگیمون کنه.

    تموم پریشانی های تو زمانی آغاز میشود که فراموش میکنی لا یتناهی هستی

    و تو تنها وقتی سقوط میکنی که از ابدیت خود و از اصل خود از تو لایتنهایی ، از من دور میشوی.

    و آنچه تو را به سعادت میرساند، بازگشت به اصل خویش است

    ی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2497 روز

    روز سی و هشتم 38 از سفر نامه

    روز شمار تحول زندگی من آرامش در پرتو آگاهی

    بنام یگانه خالق جهان هستی خداوند نور و عشق و روشنایی وهاب و وفور و فراوانی بخشنده و مهربان هدایتگرم.

    سلام استاد عزیزم خانم شایسته ی نازنین ممنون و سپاسگذارم

    سلام به دوستان همسفرم در این بخش

    اول از همه این باور رو همیشه آویزه ی گوشم می کنم و تکرار و تمرین روزانه ی من است اینکه..تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه ی ارسال فرکانس ها و باورهای خودمان است

    این خداوند است که به شکل دست خداوند دستان بی شمارش مرا یاری می کند و در زندگیم جاری است

    خدایا می خوام لحظه به لحظه در مدار ارتعاش هدایت های الهی تو باشم

    خدایاا کمکم کن تا قلم و نوشتن دستم باشی

    صحبت و کلام و گفتار و زبان ام باشی

    قدم به قدم حرکت های مسیرم باشی برای آنچه که رسالتش را به عهده گرفته بودم

    خدایا نور تابانم باش تا مسیرم به نور و روشنایی و عشق الهی خودت تابان و درخشان درخشنده باشد

    خدایا خودت کمکم کن و منو در زمان درست و مناسب جادویی و در مکان درست و مناسب جادویی هدایت کنی تا بهترین همزمانی ها و اتفاق های فوق العاده عالی شگفت انگیز ی را در راستای اهدافی که لایقش هستم هدایت شوم زود تر از آنچه که تصورش. را می کنم… ای خداوندی که فراتر از زمان و مکان هستی

    خدایا من حمایت تو را با خودم همراه می کنم تا دستی فراتر. از دست ها و قدرتی بالاتر از قدرت ها برای من در کار باشی جهت رشد و پیشرفت های تصاعدی پولی و مالی و مادی و معنوی ام در این جهان سه بُعدی مادی … تا آرامش بیشتری را داشته باشم .. تا لذت بیشتری را وارد تجربه ی زندگیم کنم.. تا بهترین ورژنی از خودم باشم .. دستی از دستان فرشتگان الهی را همراهم کنی برای توانگری ام تا پشتیبان و و محافظ و حامی و هدایتگرم باشی

    خدایاااا ممنون و سپاسگذارم برای وفور و فراوانی تمام موهبت هایی که به نوبت وارد تجربه ی زندگیم می شود زودتر از آنچه که تصورش را می کنم … آسانتر از آنچه که بنظر می رسد .. خودت هماهنگ کن … خودت چیده مان کن … خودت سرو سامان ببخش… خودت تنظیم کن

    خدایا خودت حلش کن

    خودت بیار سر راهم

    خودت برنامه ریزی کن

    خودت منو هدایت کن بسمتش ..یا آن هدایت ها رو بسمت من هدایت کن

    خودت شفا بده

    خودت فرمان زندگی مو بسمت آن بهترین ها بچرخون

    خودت دستمو محکم توی دست خودت بگیر و گره بزن

    خودت به قدم هام نور بده .. برکت بده.. عشق بده … نعمت بده .. آسانی بده و حرکت هاشو سرعت ببخش بسمت رسیدن اهداف و خواسته ها و آرزوهای مقدس الهی ام..

    خدایا خودت الهام کن بر من

    خودت شهودم را شنوا و بینا کن

    خودت منو به دانش درونی ام هدایت کن تا بهترینع بهترین تصمیمات درست و مناسب و سازنده و عاقلانه را بگیرم..

    خودت صدای قلبم را رسا تر کن

    خودت نشانه ها رو پر رنگ تر کن تا ببینم و بشنوم و بفهمم و درک کنم و آگاهانه بی درنگ اطاعت کنم

    خدایاااا شکرت که همه ی کارهایم و همه ی امورات زندگی ام رو به سادگی براحتی به آسونی و سهولت و به زیبایی و عزتمندانه و از کوتاهترین مسیر سر و سامان بخشیدی قبل از اینکه من برسم قبل از اینکه من نگرانش باشم قبل از اینکه ضرر و زیانی باشد قبل از اینکه من کاری انجام دهم خداوند پشتیبان و حامی و محافظ و هدایتگر من است خدایا شکرت ..

    لطف الهی موجب شفای درونی و بیرونی من شده است..

    محبت خداوند به من کمک می کند تا غیر ممکن ها رو ممکن سازم..

    خداوند فضل خودش را هذه من فضل ربی با عزت و احترام و ارزشمندی و سلامتی و تندرستی کامل به عمرم مرا راضی خواهد کرد لعلی ترضی

    خدایاا من به هر خیری که از جانب تو بر من فرو فرستی نیازمندم

    خدایااا خودت هدایت ام کن بسمت آن تسلیم بودن در برابر خودت.. آمین

    لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ

    شکر نعمت به جای آرید شما رو می‌افزایم

    صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ

    اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونی‌ها

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم

    سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    جانا گفته:
    مدت عضویت: 896 روز

    به نام خداوند بخشاینده ی موهبتها

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی زیبا

    سی و هشتمین روز از تحول زندگی من

    خدایا ممنونم از بابت این 38 روز زندگی جدید و متفاوت…

    آرامش در پرتو آگاهی …

    اسم این فایل روز اول هم حتی برام درک و فهمش سخت بود ولی امروز کاملا معنی واژه ها و انرژی نهفته در اسم این فایل برام معنا دار شد و این یعنی تکامل پیدا کردن و رشد ذهنی من و سپاسگذارم از خداوند که من رو به این سفر هدایت کرد

    خانم شایسته عزیزم آنقدر خدا رو زیبا وصف میکنید که من امروز عاشقانه به درونم ، به روحم ، به خدای وجودم گره خوردم و از عشق خودم به خدا امروز یک حال عجیبی رو تجربه کردم و ممنونم از واژه های شم و کلام زیبای استاد که قطعا صدای خداوند و کلام خداوند است

    خدایا امروز از تو درخواست کمک کردم برای درک بیشتر تو ، درخواست کمک کردم تا منو به خودت وصل کنی و اون آرامشی رو که دنبالش هستم رو پیدا کنم

    خدایا من همیشه عاشق سادگی بودم و هستم

    سادگی از هر لحااظ

    ولی امروز پی بردم که زندگی رو هم باید ساده بگیرم و از ناخواسته هام باید ساده بگذرم

    خدایا تو خودِ سادگی هستی و عاشق قانون تو هستم که

    هرآنچه خوب است بدست آوردنش ساده هست و این جزو قوانین تو هست

    خدایا من عاشق سادگی تو هستم تو چقدر ساده زیبایی، تو چقدر ساده قدرتمندی ، تو چقدر ساده توانایی

    و از اینکه من در وجودم تو رو دارم با این همه سادگیِ عظیم سپاسگذارم از تو

    خدایا من خواسته ام در حال حاضر بدست آوردن اون احساس زیبای عاشقی با تو هست و من هر لحظه می‌خواهم عشقم به تو بیشتر و بیشتر بشه و از تو درخواست کمک میکنم تا راهم را برای بیشتر به تو نزدیک شدن هموار کنی و دستم را بگیری

    دوستت دارم خدای من …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: