اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ ﴿١﴾سوگند به انجیر و زیتون
وَطُورِ سِینِینَ ﴿٢﴾و سوگند به طور سینا
وَهَٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ ﴿٣﴾و سوگند به این شهر امن
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ﴿4﴾که ما انسان را در نیکوترین نظم و اعتدال و ارزش آفریدیم.
ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ ﴿5﴾ آن گاه او را به پست ترینِ پَستان بازگرداندیم.
إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ (6)مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، پس آنان را پاداشی بی منت و همیشگی است.
خدایا شکرگزارم که من رو در بهترین حالت و در اعتدال و نظم خلق کردی و شکرگزارم که عملکرد من و ایمان من میتونه من رو به پاداشهای بی منت و همیشگی رهنمون بشه و از پستی رهایی بده و به بالاترین درجات برگردونه.
خدایا شکرگزارم که باز هم به من فرصت دوبارهای عطا کردی تا در پرتو آگاهی، آرامش رو تجربه کنم .
خدایا شکرگزارم که ذهن آرام من جسمم رو سلامت و تندرست میکنه و همه چیز رو میتونه در وجود من تازه و نو کنه .
سپاسگزارم که ذهن من علاوه بر اینکه دنیا و زندگی من رو تغییر میده میتونه بر روی جسم م هم تاثیر مثبتی بگذاره و کافی هست ک من بتونم ذهنم رو کنترل کنم و اون رو آروم نگه دارم و از افکار منفی و اشتباه رها بشم و اونوقت بطور طبیعی سلامتی و تندرستی حضور همیشگی در زندگی من خواهد داشت و ناهماهنگی و بیماری هیچوقت راهش رو به زندگی من پیدا نخواهد کرد .
همه کسانی که تونستند تاثیرگذار و الهام بخش باشند افرادی هستند که تونستند ذهنشون رو آرام کنند و در لحظه حال زندگی کنند . اونها افرادی هستند که برای آروم نگه داشتن ذهنشون و کنترل نجواها وقت گذاشتند و به مهارت رسیده اند و من هم میتونم در این راه جزو افراد موفق و تاثیرگذار جهان باشم .
چقدر این آرام بودن ذهن ، زندگی در لحظه و داشتن حس رهایی و آرامش، تاثیرات شگرفی در وجود من میتونه بگذاره و وجود من رو به موجودی الهامبخش و اثرگذار در جهان تبدیل کنه .کاملا برام بدیهی هست که وقتی از نظر ذهنی بهم ریخته و عصبانی و ناراحت هستم جسمم از اعتدال درمیاد و دچار سردرد و دردهای دیگه میشم و به محض اینکه آرام میشم دوباره به حالت عادی برمیگرده و عادی این هست که من در سلامتی و تندرستی به سر ببرم و اگر دچار مریضی یا ناخوشی هم میشم به دلیل خارج شدن از هماهنگی ذهن و روح من با انرژی منبع هست که بیماری وارد جسمم میشه و به محض برگشتن به هماهنگی و آرامش مجدد سلامتی هم به من برمی گرده و همه چیز روال عادی خودش رو پی میگیره .
خدای من ! شکرگزارم که همه جهان رو به شکل یک سیستم طراحی کردی که خروجی این سیستم رو من خودم با ورودیهایی که بهش میدم تعیین میکنم . حتا جسمم هم یک سیستم حرفهای هست که به باورهای من واکنش نشون میده و من خروجی سلامتی و تندرستی رو زمانی بیشتر تجربه میکنم که ورودی مناسبی رو به روح و جسم و ذهنم بدم تا بتونم تندرستی و سلامتی بیشتر رو داشته باشم و از همه مهمتر اینکه باور من نسبت به جسمم و تواناییهاش هست که در زندگی واقعی جسمی من خودش رو نشون میده و اگر من باور کنم دی ان ای من قرنها و میلیونها سال تکامل رو طی کرده و همه آنچه نیاز داره رو در خودش داره و فقط باید من ورودی مناسبی رو در اختیارش بذارم و باور به اینکه «تنها من هستم که تعیین کننده هستم و اگر باور مناسبی داشته باشم جسمم میتونه خودش رو از بیماری و ناهماهنگی خارج کنه و سلامتی و تندرستی رو در وجودم ایجاد کنه» باعث میشه تا من جسمی عالی داشته باشم و طبیعت در وجود من به جریان دربیاد .
خدایا شکرگزارم که همواره و همیشه من هستم که قدرت زندگی خودم رو تمام و کمال در اختیار دارم و میتونم با ساختن باورهای مناسب در تمام جنبهها تجربههای عالی رو خلق کنم .
شکرگزارم که استاد دوره سلامتی رو تولید کردند و خیالم راحت هست که ب محض ورود به این دوره و انجام تمرینات و تعهداتش میتونم از این ک هستم هم سلامتی و تندرستی بیشتری رو در وجودم و جسمم داشته باشم و من بی انتها و و میتونه بی انتها رشد و بهبود رو تجربه کنم.
شکرگزارم که من رو در این دوره وارد جهان کردی تا بتونم درک بهتری از قوانین و جهانت با کمک آموزههای استاد داشته باشم و سپاسگزارم که میتونم در تمام جنبهها، زندگی کاملی رو برای خودم خلق کنم و اینقدر خیالم رو راحت کردی از لحاظ تأثیرگذاری و قدرتمندی من در زندگی خودم و اینکه من خالق تمام و کمال زندگی خودم هستم و نه هیچ عامل بیرونی .
من خودم از این فایل های صوتی بسیار آرامش گرفتم و هر بار که این فایل ها رو گوش میدهم بسیار حال خوبی به من دست میدهد
مخصوصا خواهرم که 6سال از من بزرگ تراست اصلا نمیدونید یعنی انقدر این فایل هارو دوست داره که الان 3 روزه داره همش این فایلارو گوش میده.
استاد عزیز من بسیار بسسسسسییییار از شما سپاسگزارم بخاطر اینکه این فایل رو در سایت قرار دادین و من از خداوند هم سپاسگزارم که شخصی مانند شمارا در سن15سالگی که هستم در زندگی من قرار داد .
امروز همه چیز آرام است و از هیاهوی دیروز جمعه خبری نیس درمحل کسب وکارم املاک هستم که بغلش یک رستوران بزرگه و یه بغلشم جگرکی و روبروش یه محوطه باز و بعد اتوبان و تو محوطه بازش یک حوض آب زیبا کنار حوض دودرخت زیبا و کمی با فاصله یک درخت 70هشتاد ساله هس صب رسیدم و با سلام گرم همکارم و لطف همسایه های عزیزم شروع کردم برا صبونه یه املت سفارش دادم و عجب املتی بود با فلفل تند تکه شده داخلش و باسنگگ داغ جاتون خالی خوردم و الآنم زیر سایه درخت پیر رو صندلی جگرکی نشستم و و روبروم یه ویو زیبا از کوه های برافراشته است و اونور حوض بو و دود منقل جگرکی کلا یه حال و هوای دیگه ای بخشیده با این فایل زیبا و انگار واقعا واقعا من در جای درست هستم و این فایل ها در زمان و روز درست .یه باغ بزرگ چند متر با فاصله از بنگاه هست و داخلش چنتا باغچه کوچیک گل هست و این فایل و بارها و بارها گوش دادم ونیم ساعت پیش رفتم سمته گلها الله اکبر از هررنگی و آفتاب داشت میزد به گلهای رنگی و خدای من پروانه ها چند مدل پروانه داشتن رو گلها پرسه میزدن و چقدر زنبور عسل مینشتن رو گلها و هی جابه جا میشدن و شهد گلها رو میکشیدن یاده آیه قرآن افتادم که خداوند میفرماید ما به زنبور عسل ماموریت دادیم تا از شهد گلها تغذیه کند و عسل تولید کند، پروانه ها دقیقا یا فاصله چند سانت از من خیلی نزدیک رو گلها پرسه میزدن انگار اصن منو نمیدیدن و من وارد مراقبه ای شده بودم که خبر نداشتم بله مراقبه تامل و تفکر در پروانه ای که با تکان دادن دوبالش به آرامی روحم را تسخیر کرده بود و از تمام عالم مرا فارغ ساخته بود و من با چشمانی اشک بار فقط تماشا و حیرت از زیبایی فضا و حشرات و پروانه و تنها زمزمه این ذکر :الحمدالله رب العالمین
ظرافت بال پروانه و اون نقش و نگار روی بالهای زیباش در چند سانتی متری من بود اولش آفتاب میزد به صورت و گردنم و گرما رو حس میکردم اما کمی بعد گرمایی نبود و فقط تماشا بود و تماشا .الله اکبر من برای چند مدتی با خوده حقیقیم ملاقات کردم چون آرام بودم و فقط نظاره گر و فقط پر از احساس عمیق یکی شدن و چقدر زیباست این وصال چقدر زیباست خوده من و چقدر غنی و ابدیست خوده من بدون ذهن بدون جسم بدون قضاوت بدون تنش بدون اسم بدون مکان بدون مذهب بدون فرم و غالب و فارغ از همه چیزهای مادی
و خداوند مرا به تفکرو مراقبه ای عمیق دعوت نموده بود تا به من بگوید من خواستت و اجابت کردم و راهه رسیدن بهش هیچ چیز اضافه ای نیست و فقط آرام بودنه و توکل و ایمانه و واقف بودنت بع اینکه جهان مسخر توست و من میگویم موجود باش و بی درنگ آن چیز موجود میشود . و من غرقه در نور بودم در گوشه ای از بهشت و تجربه ای زیبا و واقعی از خوده واقعیم که خوده اوست و او پروانه ای بود که در مقابلم میرقصید و من تفاوتی بین خودم و پروانه در تجلی او نمیدیدم من باری دیگر عمیقأ حس کردم وجود اورا در تک تک حشرات و حتی گلهایی که از خاک مرده سربرآورده بودن به رنگهای مختلف از خاکی بی رنگ و چقدر دنیا برام چند مدتیه کارتونی و انیمیشنیه چقدر شکل یه بازیه بچه گانس چقدر برام فانی بودن دنیا و مسافر بودنم در این تجربه زمینی و جسم فیزیکی ملموسه خیلی ملموس ،من روح خداوندم که در این جسم زمینی تجلی یافته و قرار است با تمام وجود توحیدی باشد و همواره غرق در عشق بی پایان او باشد .و خوش به حال بچه ها که چقدر فارغن از همه چیز از صب تا خوده غروب با گل و خاک ساختمون میسازن و غروب موقع رفتن خرابش میکنن بدون وابستگی و دل بستگی،
با هم دعوا میکنن شدید و 5دیقه بعد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده بهم عشق میورزن و بازی میکنن ، گریه میکنن و بی قراری میکنن اما با یه شکلات همه چیز و همه غصه ها یادشون میره و شروع به خندیدن میکنن و جوری سپاس گزاره اون شکلاتن که در تمام حالات صورتشون هویداست این احساس و انگار که دنیارو بهشون دادن البته میدونی برا اونا دنیا معنایی نداره اصن چون اونا در لحظه همون شکلات دنیاشونه و هیچ وابستگی ندارن ما دلمون تنگ میشه اگه دیر به دیر ببینیمشون ها ولی اونا اگه چند هفته و حتی ماهم مارو نبینن میدونن قانون چیه و از لحظات لذت میبرن و وابستگی ندارن به هیچچیز ولی وقتی بعد مدت ها مارو میبینن از دور چشماشون برق میزنه از خوشحالی جوری که حس میکنی تو خوده معجزه ای و اون بچه طوری بهت با لبخند و ذوق چشماش نگاهه میکنه که انگار بزرگترین معجزه ای چون اون قانونو بلده و میدونه چطوری بی قید و شرط عشق بورزه جوری که حاضر میشی حتی جونتو براش بدی
اون با تمام قلبش لحظاتی که با همین لذت میبره و جوری در لحظه سیر میکنه که انگار آخرین ثانیه های عمرشه و میخواد بیشتر لذت ببره فارغ از همه چیز رها از همه چیز چون اون قانونو بلده .وقتی مادرش از عصبانیه و دعواش میکنه اون نمیتونه قهر باشه و سریع چهار دست و پا میره تا از دل مادرش دربیاره چون اون قانونو بلده و میدونه مسافره و دنیا ارزش نداره که کسی و آزرده کنه و میدونه که عشق مادرش بهش مثل عشق خدا بی قیدو شرطه
اون فارغ از هر غروریه فارغ از هر ترس از قضاوت شدنی فارغ ………….چون هنگام سکوت همواره در حال گفتگو با رب خودشه و اون کاملا هماهنگه با اصل و منشأ خودش و اون به قدری توحیدیه و سرشار از اعتماد به نفس و قدرت که ما انقد عاشقشیم . اما اون بچه وقتی کمی میفهمه چی به چیه و زبون حالیش میشه وارد یه تنش میشه و کم کم اضطراب و تجربه میکنه و دوقطبی بودن دنیارو و پدری و میبینه که خیلی با اعتماد به نفس از مسیری که رفته و نتایجی که گرفته سینه سپر میکنه و میگه بچه بیا تا راه و رسم زندگی کردنو یادت بدم ،زمونه اینطوریه و الان اینجوریه و همه گرگن و با فلانی نگرد که اونطوریه و سمته فلان کار نرو که ماله از ما بهترونه و میخوای سلامت باشی پاتو اندازه گلیمت دراز کن و این بچه تازه میفهمه که یه ذهنی داره و مدام در حال رفت و آمد بین ذهن و روحشه و حرفهای این دو از طرفی روحش میگه یادت بیارکه کیستی و آرام باش و از طرفی تجربه های زندگیش شاید یه چیز متفاوت بهش میگه و من سپاس گزار خداوندیم که منو آزاد آفرید و در مسیر کشف حقیقت منو یاری نمود تا برگردم و بار دیگر به یاد بیاورم تمام چیزهایی که در کودکی میدانستم و آرام باشم . من هرآنچه که برای سعادت نیاز دارم هم اکنون دارا میباشم . و من نمیخواهم راه و رسم زندگی به بچه ام بیاموزم و بالعکس بعد به دنیا آمدنش فقط میخوام یاد بگیرم ازش و به یاد بیارم چیزهایی که یادم رفته .
خداروشکر ک تصمیم گرفتم وقتی بیدار میشم از خواب شروع کنم ب خوندن کامنت و ب خدا میگم کدوم صفحه رو بخونم.
پررر از ارامش بود کامنتتون.
خوندمو انگاری جای شما بودم، کاملا میشد تجسم کنی کجا بودید و چ حسی داشتید.
و چقققدر خوشحالم از وقتی وارد سایت شدم چقققدر رفتارم با پسر کوچولوم تغییر کرده، چرا من با بچه تازه ب دنیا اومده مثل ادم بزرگ رفتار میکردم، بلد نبودم رفتار با بچه رو، و انگاری خداوند بهم گفت چکار داری میکنی؟ بیا اینجا یاد بگیر، واقعا الان از هر رفتار پسرکوچولوم ذوق میکنم،
قبلا غذاشو میدادمو بی هیچ حسی، الان با عشششق نگا غذا خوردنش میکنم، ذوق میکنم وقتی برا ی ابنبات ذوق میکنه، و واااققعا باید یاد بگیرم ازش ک وقتی باباش دعواش میکنه، با ی بوس اشتی میکنه، و ی جوری بازی با بابا رو با ذوق ادامه میده ک انگاار ن انگار،وقتی با ذوق بهم دستو پا شکسته میگه بریم بابا بوس….
وای خداااا شکرت ک ب یادم اوردی هروز دارم توی اینه معجزه ای رو میبینم ک فراموش کردم معجزه بوده و هروز دارم معجزه رو میبینم(پسرم)
و از معجزه درس عشق باید یاد بگیرم.
تحسین میکنم دیدن این حد از زیبایی ک هروز همه میبینیمش ولی ن ب چشم خدا،و شما یاداوری کردید بهم ک چطوری باید ب اطرافم نگاه کنم.
تحسینتون میکنم برا اندام خوبتون ک پروفایلتونه،
خدا رو شکر برا شنیدن فایل زیبا ک باید ب قدری گوشش کنم ک ذهنمو بفهمه دیگه اجازه نداره ب جسمم فرمان بیماری بده چون حالا فهمیدم ک جسمم ب طور طبیعی همیشه باید سالم باشه.
ب امید روزی ک بیام و بگم هفتها و ماهاست اثری از ……. توی بدنم نیست و برا همیششششه رفته ک رفته.،
خداروشکر بابت یک روز دیگه که به من هدیه دادی ومن تونستم یک فایل دیگه آگاهی های بی نظیر و ناب رو دریافت کنم
خدا روشکر
استاد ازتون سپاسگزارم
میخواستم در رابطه با این آگاهی ها تجربه شخصی خودم رو بگم
من مدت سه سال هست هیج قرص رو دارویی مصرف نمیکنم .در این مدت حتی یک قرص سرماخوردگی هم نخوردم
خداروشکر. من یاد گرفتم با بدنم دوست باشم ،باهاش حرف میزنم ازش تشکر میکنم ازش مراقبت میکنم.اگه مشکلی یا دردی پیش بیاد با کمی تمرکز روی اون قسمت از عضو بدنم میبینم زود خوب میشه،یک بار سال گذشته موقع شستشو ظرفها بودم در حین کار اون ظرف شیشه ای شکست و دور انگشت شصتم بریده شده اونم خیلی عمیق، من دستم رو محکم گرفتم یادمه که فقط باهاش حرف میزم بعد از چند دقیقه دیدم خیلی بد بریده شده و نیاز به بخیه داره ولی من دستم رو پانسمان کردم در منزل هر روز ضد عفونی میکردم وپانسمان عوض میکردم ایمان داشتم که بدنم خودش خودشو درمان میکنه وهمین طور هم
شد وبعد از ده روز خوب شد والان هم حتی آثارش خطی ازش به جا نمونده.
مثلا در فصل سرما شاید یک یا دو بار سرما بخورم اونم برام مثل بی حوصلگی یا خستگی بروز میده و من با دم نوش بر طرف میشه خداروشکر
من با این فایل وصحبت های استاد بیشتر پی بردم که همه چی در درون منه
بیرون از من چیزی نیست .واین من هستم که زندگی مو خلق میکنم واگر شرایط بیرون بر وقف مرادم نیست با کنترل ذهنم با کانون توجه ام و با دوستن اینکه ا ون موضوع یا شرایط خیر هست وبه نفع منه به آرامش درونی میرسم
سلام به استاد جان جان جان ما و مریم جان مهربان و دوستان خوبم
روز چهل و نهم
خدایا شکرت
استاد این پیام شما ادامه ی پیامی بودکه خداوند در نیمه شب من رو بیدار کرد و به من الهام کرد . من چند وقتی هست که دستانم خشک شده و یک جور پوست پوست انگشتانم کشیده شده و پاشنه ی کف سمت چپ پایم نقطه ایی درد میکنه . دیروز یک نجوایی اومد و من رو میخواست ناراحت کنه اما با کنترل ذهن که شما یاد دادید جهت میدادم به سمت دیگه اما باز میومد و با خودم گفتم خداوند خودش علت این بیماری رو به من خواهد گفت . استاد باورتون نمیشه نیمه شب انگار خدا من رو بیدار کرد که گفت اصلا نگران نباش اینها رو استفاده کن و این کار رو انجام بده ، خوب میشی . و الان این پیام شما رو که گوش دادم که حتما پیام خداست چون هم زمانی شده با شرایط من این رو هم لحاظ کنم و در روز مراقبه داشتم و ذهنم رو آروم کنم.
خدایا چقدر دوستت دارم که انقدر من رو دوست داری و هوام رو داری . من چطور سپاسگزار تو باشم
استاد روز به روز فکر میکنم از قبلم سبک تر میشم ، خدایا شکرت
استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم به خاطر این فایل ارزشمندتون
خیلی این جمله روی من تاثیر گذاشت که اگه ما باور کرده باشیم فقط فلان قرص روی فلان بیماری اثر داشته باشه بدن ما فقط به اون قرص جواب میده
من خودم به شخصه این تجربه رو داشتم و با کوچکترین درد فقط قرص میخوردم ولی از زمانی که با این سایت آشنا شدم و فایلهای استاد رو گوش دادم دیگه حتی یه قرص هم نخوردم
خیلی ممنون و متشکرم از استاد عباس منش عزیز بابت فایلهای بسیار عالیشون
یکی از اهداف امسالم بدست آوردن سلامتی است و چقد عالی که امروز با این آگاهی های فوق العاده نیز هم مسیر و هم جهت شده ام
آگاهی های امروز پر از آگاهی بود
شنیدن صدای موسیقی و آب،از تلاطم های ذهنم کاست،گویی موج های ذهنم کاسته،آب به آرام ترین حالت خود جاری بود،ذهنی آرام و صاف.اگر بخواهم با موج نشانش دهم،در صاف ترین حالت ممکن
98 درصد مولکول های بدن من هر سال تجدید می شوند اما چرا این بیماری دو سال است که با من است؟چون پزشک این باور را در ذهن من ایجاد کرد،باید تا آخر عمرت با این بیماری زندگی کنی و فقط می توانی با این دارو ها کنترلش کنی
اما برعکس،در راهی که به آن هدایت شده ام می گوید با آنچه که خداوند افریده و جزو طبیعت است این بیماری برای ابد از بدن تو خارج خواهد شد.نه فقط با تغذیه خوراکی بلکه باید پندار درستی داشته باشی تا درمانت سریع تر اتفاق بیفتد که من به آن باور های مناسب می گویم که با آگاهی هایی که از این جا دریافت میکنم کاملا هماهنگ است.یعنی با باور های درست هدایت خواهم شد به تغذیه درست
تجربه ام به من میگوید می شود.چطور؟من یکی از بدترین بیماری هایی را که انسان می تواند درگیرش شود را (بیماری که خود فرد ایجاد می کند) از این روش شکست داده ام،یعنی بیماری اسکیزوفرنی که پزشکان آن را یکی از بیماری های خطرناک روحی مینامند.پیشنهاد میکنم فیلم ذهن زیبا که در مورد جان نش ریاضی دانی که با این بیماری درگیر بود و همینطور فیلم انگیزشی عالی است را یکبار ببینید.
ده سال مصرف دارو،ده سال زندگی بد و بدتر،بستری شدن در بیمارستان،شوک های الکتریکی و… تا آنکه هدایت شدم به این بهشت فوق العاده،به این آگاهی های بی نظیر.همین الان که دارم می نویسم اشکم جاری است
پزشک میگفت باید با آن تا آخر عمر بسازی ، عباسمنش گفت می توانی سلامت جسمانی ات را کاملا بدست بیاوری و خدا را شکر که من استاد عباسمنش را باور کردم
سالهایی که کلنجار میرفتم با این بیماری و دچار بیخوابی شدیدی بودم پدرم درمورد پلاسیبو به من گفت.می گفت شخصی تعریف میکرده : “پسرم بیخوابی داشت و هر شب یک کپسول خواب میخورد و من هر چقدر تقلا میکردم که قرص خوردن را متوقف کند،نمیکرد تا اینکه من کپسول ها را خالی کردم و بجای پودر ،شکر ریختم و دوباره گذاشتم در قوطی.او همچنان میخورد،روزی ازش پرسیدم قرص ها چطور است؟میگفت عالی است،خیلی خوب میخوابم .تا اینکه بعد چند ماه گفتم ببین همه این ها شکر بود!!”
هدفی جدید در من شکل گرفت تا با آگاهی هایی که دریافت میکنم بدنم را به تعادل برسانم
استاد عزیزم ومریم بانوی شایسته ام امروز ۴۹ روزه که با شما همسفر شدم.
سفری متفاوت، سفری به درون.
واقعا سفری به درون.
از روزی که این سفر زیبا رو که به شما الهام شد و مارا با خود همراه کردین شروع شده همه اش زیبیاییست.
همه اش حال خوبه.
هر روز دارم اتفاقات زیبایی رو تجربه میکنم.
اصلا از اون روز که این سفر درون رو شروع کردم سفرهای بیرونی هم اتفاق افتاد.
من ۶ بهمن ماه تصمیم گرفتم بیام و روزانه وحتی چند مرتبه در روز خواسته هایی که برام اولویت دارن و خیلی هم برام غیر منطقی نیس ودور از ذهن نیس بنویسم.
یخچالم خراب شده بود با گازم ومن خیلی به یخچال وگاز نیاز داشتم ویه مقدار وسایل دیگه خونه.
ولی در حال حاضر نمیتونستم اونارو بخرم وداشته باشمشون.
من هر روز نوشتم وبا حس خوب از محیط زیبای خوونه ام لذت بردم.
منم کل وسایل خونه رو به هم ریختم وخونه ام رو تمیز کردم.
هر چه به درد نمیخورد دور ریختم یا بخشیدم.
یه سر وسامانی به خونه ام دادم.
وبه قول مریم جان انرژی مثبت رو تو فضای خونه ام پخش کردم.
در شرایطی بودم که اگه از نظر منطق میخاستم دو دوتا چارتا کنم نمیتونستم به این خواسته ام برسم.
ودیروز بعد از ۲۲ روز نوشتن وحس خوب وعالی، حسم زیباتر وعالیتر شد.
من یخچال وفریزر زیبایم را گرفتم.
وگاز زیبایم را که با عشق برامون غذا میپزه.
و اون وسایل دیگه ای هم که میخاستم خیلی هدایتی وبه لطف الله گرفتم والان دارم با شادی بیستر ازشون استفاده میکنم.
تا حالا هر وقت در مدار خوب ومثبت بودم وآرام بودم.
خداوند انچه را که خواستم بهم داده.
من نوشته بودم که قبل سال ۱۴۰۰ میخوام اون وسایلم رو داشته باشم والان دارم.
این رو تو تمرین ستاره قطبیم هم نوشتم.
خدایا شکرت که باشما اشنا شدم ودارم به خواسته های قشنگم میرسم.
میخواستم پولی به حسابم بیاد والان اون پول تو حسابمه که با عشق خرج میکنم ولذت میبرم.
میخواستم کل خونه ام رو تمیز ومرتب کنم و خیلی وسایل خونه ام نو بشه که شد.
من برای داخل خونه خیلی لوازم ریز ودرشتی که نیاز داشتم گرفتم.
یه تابلوی بسبار زیبا هم جلوی چشام نصب کردم و از دیدنش لذت میبرم.
یکی دوستام خیلی هدایتی گفت من خطاطم ونمونه خط برام فرستاد وگفت اگه خواستی برات مطلب بنویسم و الان جملات تاکیدی زیبای شمارو با رنگهای متفاوت وبسیار زیبا برام نوشته واز دیدن اونا کلی انرژی میگیرم.
یه دوست عباسمنشی هم پیدا کردم که میتونم باهاش به جاهای زیبا برم ودرباره قانون باهم حرف بزنیم و از تواناییها وزیباییهامون بگیم تا بتونیم همدیگه رو درک کنیم.
امسال با سفرنامه زندگیم کاملتر شد.
خدایا شکرت.
خدارو شکر که روز به روز ولحطه به لحظه دارم بهتر میشم وقوانین رو درک میکنم.
شاید انچه گفتم ونوشتم برای برخی دوستان عادی باشه ولی من هر اتفاق حتی کوچولویی که برام رخ میده باعث میشه بیشتر رشد کنم ومتکاملتر بشم.
یه روز نوشتم که امروز میخام آش بخورم و در حالیکه از آش خبری نبود.وظهر دیدم مامان برامون آش اوردن ومن چقدر به خاطر اون آش خدارو شکر کردم که قانون داره جواب میده ومن میتونم درخواستهای بیشتری داشته باشم.
خدایا شکرت.
خدایا شکرت به خاطر اینهمه لطف ومحبتت.
خدایا شکرت به خاطر تمرین ستاره قطبی و زیباییهاش.
خدایا سکرت به خاطر حال خوب خودم وعزیرانم.
خدایا شکرت به خاطر اینکه با تغییر من اطرافیانم وعزیزانم تغییر میکنن.
قدیمی ترین سلول های بدن ما یک ساله هستن یعنی هرسال ۹۸ درصد از مولکول های بدن ما تجدید میشوند
پس چه چیزی باعث میشود بعضی بیماری ها به مدت چند سال همراه یک فرد باشد
همه چیز به حافظه بر میگردد
به نوع تفکر و باورهای ما برمیگردد
و اثر پلاسیبو این موضوع را کاملا روشن میکند
من از کامنتای دوستان عزیز کلی آگاهی کسب کردم و با اثر پلاسیبو کاملا آشنا شدم اما گفتم خودم برم و تحقیق کنم و این مقاله رو خوندم و گفتم تو سایت به اشتراک بذارم
اثر پلاسیبو به قرصی گفته میشود که خود، و ذاتا، عملا بی اثر است(مثلا قرص شکر)، اما از آنجاییکه به بیمار گفته میشود که این قرص خاص که به سختی برایت پیدا کردیم را با فلان دستور و هر x ساعت در روز بخور تا ۳ روز خوب میشوی، بیمار نیز کاملا چنین بهبودی را تجربه میکند. در واقع هرچند قرص، کاملا بی اثر بوده است اما از آنجاییکه این انتظار در بیمار ایجاد شده است که در زمان کوتاهی درمان شود و ناخودآگاه بیمار، روی این موضوع هیپنوتیزم شده است، به همین علت دقیقا همین اتفاق روی میدهد. به عبارت دیگر، پزشک با این روش، قدرت درونی ذهن و بدن بیمار را فعال میکند نه اینکه قدرتی را از بیرون تزریق کند.
باید بدانید قدرت بدن و ذهن شما بسیار بسیار بسیار بیشتر از قدرت هر قرص موجود در جهان است و این چیزی است که علم پزشکی جدید و بهترین پزشکان، به خوبی به آن رسیده اند. البته هرگز انتظار نداشته باشید که کارخانه هایی که میلیاردها دلار از تولید داروها سود میبرند، این موضوع را به شما بگویند. داروهایی که ظاهرا مشکلی را حل میکنند، اما در پشت پرده، هزاران مشکل دیگر تولید میکنند. زیرا بدن شما سیستمی پیچیده است که نمیتوان چشم بسته، چیزی را تغییر داد و انتظار نداشت چیزهای دیگر تغییر نکنند ! مثلا یکی از تحقیقات نشان میدهد که بیمارانی که بر اساس دارو، بهبود میابند، هرچند ظاهرا درمان میشوند، اما ۴ برابر سریعتر میمیرند. بر اساس پیش بینی ها، تا سال ۲۰۵۰ ویروسها و میکروبها کاملا به آنتیبیوتیکها و متدهای حال حاضر مقاوم میشوند و از این رو مهم است که با قدرت درونی بدن خود نیز آشتی کنید.
قربونت بشم استاد که هر روز با شنیدن فایلای شما بیشتر آگاهی کسب میکنم و با آرامش بهتری زندگی میکنم
و تحسین میکنم افرادی و که تو کامنتا نوشتن تونستن تو بیماری تمام مقاومت های ذهنی رو بشکنن و بیماری شونو درمان کنن حتی بچه هایی که تو کامنت گفته بودن از نظر پزشکی نوع بیماری ما ناعلاج بوده
اما ناعلاجی وجود ندارد همه چیز قدرت ذهن ماست که تعیین میکند بیماری را بپذیریم یا با کنترل ذهن درمان کنیم
استاد من همین چند وقت پیش خیلی شدید دچار کم خونی شدم که حتی دکتر رفتم گفت کم خونی تو چهره ت داد میزنه
من شروع کردم به قرص خوردن و آمپول زدن و دکترم تأیید میکرد مرتب داروهامو مصرف کنم
اما تا قبل اینکه سراغ این فایل بیام تو کامنت یکی از دوستان خوندم که گفته من با اینکه بیماری سختی داشتم و دکترا میگفتن بیماریت ناعلاجه اما با قدرت داروهامو ریختم اون طرف و دیگه مصرف نکردم و بعد مدتی که رفتم ازمایش هیچ اثری از بیماری در بدنم وجود نداشت
همونجا یه صدایی بهم گفت چرا داری دارو مصرف میکنی ؟؟؟؟؟؟؟
اما اوایل ذهنم شروع میکرد به سرو صدا کردن و میگفت اگه نخوری……..
و یه جوری شده بودم که قرصایی که قرار بود هرشب بخورم یه شب میخوردم و دو شب نمیخوردم و کاملا ترس و مقاومت داشتم تا اینکه یه شب واقعا به خودم قول دادم دیگه دارو مصرف نکنم و واقعا دیگه هم نخوردم
اما بازم داروهامو نگه داشتم فقط استفاده نکردم
تا اینکه بعد چند روز به این فایل هدایت شدم و با قدرت و احساس خوب همهی دوراهامو ریختم تو پلاستیک و بردم انداختم سطل زباله 😊
و الان حالم خوبه خوبه و به لطف الله در سلامت کامل هستم😍
خدای خوبم ازت ممنونم که درست زمانی که دارم مسیر و اشتباه میرم هدایتم میکنی و میگی برگرد و به آرامش برس 🧡🧡
و واقعا احساس خوبی داشتم که دارم عمل میکنم به قوانین حالا هر چند اول ذهنت شروع میکنه به سرو صدا کردن اما با قانون تکامل میشه مقاومت ها را شکست و سرو صدای ذهن و خاموش کرد
خدایا شکرت که من هر ثانیه دارم بزرگترین و بهترین و معتبرترین داروخانه جهان و با خودم حمل میکنم و بدنم هیچ نیازی به مواد شیمیایی نداره🌷
خدایا شکرت که تونستم عمل کنم به آنچه که از سمت تو بهم گفته شد🌷
وقتی ک گوش هایم درد میکرد شاید پیش چندین متخصص رفتم اما چند سال بود ک خوب نمیشد
اما من مراقبه میکردم بشدت مراقبه میکردم و تصور میکردم نوری وارد گوشهایم شده و همه عفونت ها رو از بین میبرد
بارها و بارها
در نتیجه گوش من حسابی بهتر شد میتونم بگم 75درصد بهبودی حاصل شد و اما من یه مدت بیخیال این روش شدم و توی همون درجه موند و بهتر نشد اما الان میخام دوباره این کار رو بکنم
خداروشکر بخاطر قلب سالم️
خدارو شکر بخاطر دست سالمی ک میتونم با آن بنویسم
خداروشکر بخاطر چشمانم ک میبیند
و با آن میتوانم راحت زندگی کنم ممنونم ک چشمان زیبایی ب من عطا کردی
خدارو شکر بخاطر دندان هایش ک با آن غذا میخورم و حس خوب غذا خوردن رو حس میکنم
خداروشکر بخاطر بینی ام ک با آن نفس میکشم
پروردگار مهربانم بخاطر این هوای خنکی ک
صورتم را نوازش میکند سپاسگزارم من آرزو داشتم روزی توی همچین جایی باشم الان این شهر و این خوابگاه هم حیاط و درخت و صندلی داره
خدارو صد هزار مرتبه شکرت
خدایا بخاطر همه این ها از تو سپاسگزارم
بخاطر قابلمه و دمنوش و مانتو زیبایی ک خریدم بخاطر غذا هاییی ک خریدم بخاطر شلواری ک خریدم
بخاطر تشت مایع ظرف شویی
بخاطر کبریت بخاطر همه این ها از تو سپاسگزارم
من شکر گزاری میکنم چون میدونم با شکرگزاری سلول های بدنم بهبود پیدا میکند
خدا میداند ک هربار برای بدنم شکر گزاری کردم حالم بهتر شد
و جریانی از انرژی در همه جای بدنم جریان پیدا میکند
به نام خداوند هدایتگر مهربانم
وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ ﴿١﴾سوگند به انجیر و زیتون
وَطُورِ سِینِینَ ﴿٢﴾و سوگند به طور سینا
وَهَٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ ﴿٣﴾و سوگند به این شهر امن
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ﴿4﴾که ما انسان را در نیکوترین نظم و اعتدال و ارزش آفریدیم.
ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ ﴿5﴾ آن گاه او را به پست ترینِ پَستان بازگرداندیم.
إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ (6)مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، پس آنان را پاداشی بی منت و همیشگی است.
خدایا شکرگزارم که من رو در بهترین حالت و در اعتدال و نظم خلق کردی و شکرگزارم که عملکرد من و ایمان من میتونه من رو به پاداشهای بی منت و همیشگی رهنمون بشه و از پستی رهایی بده و به بالاترین درجات برگردونه.
خدایا شکرگزارم که باز هم به من فرصت دوبارهای عطا کردی تا در پرتو آگاهی، آرامش رو تجربه کنم .
خدایا شکرگزارم که ذهن آرام من جسمم رو سلامت و تندرست میکنه و همه چیز رو میتونه در وجود من تازه و نو کنه .
سپاسگزارم که ذهن من علاوه بر اینکه دنیا و زندگی من رو تغییر میده میتونه بر روی جسم م هم تاثیر مثبتی بگذاره و کافی هست ک من بتونم ذهنم رو کنترل کنم و اون رو آروم نگه دارم و از افکار منفی و اشتباه رها بشم و اونوقت بطور طبیعی سلامتی و تندرستی حضور همیشگی در زندگی من خواهد داشت و ناهماهنگی و بیماری هیچوقت راهش رو به زندگی من پیدا نخواهد کرد .
همه کسانی که تونستند تاثیرگذار و الهام بخش باشند افرادی هستند که تونستند ذهنشون رو آرام کنند و در لحظه حال زندگی کنند . اونها افرادی هستند که برای آروم نگه داشتن ذهنشون و کنترل نجواها وقت گذاشتند و به مهارت رسیده اند و من هم میتونم در این راه جزو افراد موفق و تاثیرگذار جهان باشم .
چقدر این آرام بودن ذهن ، زندگی در لحظه و داشتن حس رهایی و آرامش، تاثیرات شگرفی در وجود من میتونه بگذاره و وجود من رو به موجودی الهامبخش و اثرگذار در جهان تبدیل کنه .کاملا برام بدیهی هست که وقتی از نظر ذهنی بهم ریخته و عصبانی و ناراحت هستم جسمم از اعتدال درمیاد و دچار سردرد و دردهای دیگه میشم و به محض اینکه آرام میشم دوباره به حالت عادی برمیگرده و عادی این هست که من در سلامتی و تندرستی به سر ببرم و اگر دچار مریضی یا ناخوشی هم میشم به دلیل خارج شدن از هماهنگی ذهن و روح من با انرژی منبع هست که بیماری وارد جسمم میشه و به محض برگشتن به هماهنگی و آرامش مجدد سلامتی هم به من برمی گرده و همه چیز روال عادی خودش رو پی میگیره .
خدای من ! شکرگزارم که همه جهان رو به شکل یک سیستم طراحی کردی که خروجی این سیستم رو من خودم با ورودیهایی که بهش میدم تعیین میکنم . حتا جسمم هم یک سیستم حرفهای هست که به باورهای من واکنش نشون میده و من خروجی سلامتی و تندرستی رو زمانی بیشتر تجربه میکنم که ورودی مناسبی رو به روح و جسم و ذهنم بدم تا بتونم تندرستی و سلامتی بیشتر رو داشته باشم و از همه مهمتر اینکه باور من نسبت به جسمم و تواناییهاش هست که در زندگی واقعی جسمی من خودش رو نشون میده و اگر من باور کنم دی ان ای من قرنها و میلیونها سال تکامل رو طی کرده و همه آنچه نیاز داره رو در خودش داره و فقط باید من ورودی مناسبی رو در اختیارش بذارم و باور به اینکه «تنها من هستم که تعیین کننده هستم و اگر باور مناسبی داشته باشم جسمم میتونه خودش رو از بیماری و ناهماهنگی خارج کنه و سلامتی و تندرستی رو در وجودم ایجاد کنه» باعث میشه تا من جسمی عالی داشته باشم و طبیعت در وجود من به جریان دربیاد .
خدایا شکرگزارم که همواره و همیشه من هستم که قدرت زندگی خودم رو تمام و کمال در اختیار دارم و میتونم با ساختن باورهای مناسب در تمام جنبهها تجربههای عالی رو خلق کنم .
شکرگزارم که استاد دوره سلامتی رو تولید کردند و خیالم راحت هست که ب محض ورود به این دوره و انجام تمرینات و تعهداتش میتونم از این ک هستم هم سلامتی و تندرستی بیشتری رو در وجودم و جسمم داشته باشم و من بی انتها و و میتونه بی انتها رشد و بهبود رو تجربه کنم.
شکرگزارم که من رو در این دوره وارد جهان کردی تا بتونم درک بهتری از قوانین و جهانت با کمک آموزههای استاد داشته باشم و سپاسگزارم که میتونم در تمام جنبهها، زندگی کاملی رو برای خودم خلق کنم و اینقدر خیالم رو راحت کردی از لحاظ تأثیرگذاری و قدرتمندی من در زندگی خودم و اینکه من خالق تمام و کمال زندگی خودم هستم و نه هیچ عامل بیرونی .
خدایا شکرت
سلام استاد عزیز .
من خودم از این فایل های صوتی بسیار آرامش گرفتم و هر بار که این فایل ها رو گوش میدهم بسیار حال خوبی به من دست میدهد
مخصوصا خواهرم که 6سال از من بزرگ تراست اصلا نمیدونید یعنی انقدر این فایل هارو دوست داره که الان 3 روزه داره همش این فایلارو گوش میده.
استاد عزیز من بسیار بسسسسسییییار از شما سپاسگزارم بخاطر اینکه این فایل رو در سایت قرار دادین و من از خداوند هم سپاسگزارم که شخصی مانند شمارا در سن15سالگی که هستم در زندگی من قرار داد .
به نام خداوند مهربان
به نام جانه جانان
سلام به همگی دوستان توحیدی و بهشتی من
امروز روز 49از سفر شگفت انگیزمه
امروز همه چیز آرام است و از هیاهوی دیروز جمعه خبری نیس درمحل کسب وکارم املاک هستم که بغلش یک رستوران بزرگه و یه بغلشم جگرکی و روبروش یه محوطه باز و بعد اتوبان و تو محوطه بازش یک حوض آب زیبا کنار حوض دودرخت زیبا و کمی با فاصله یک درخت 70هشتاد ساله هس صب رسیدم و با سلام گرم همکارم و لطف همسایه های عزیزم شروع کردم برا صبونه یه املت سفارش دادم و عجب املتی بود با فلفل تند تکه شده داخلش و باسنگگ داغ جاتون خالی خوردم و الآنم زیر سایه درخت پیر رو صندلی جگرکی نشستم و و روبروم یه ویو زیبا از کوه های برافراشته است و اونور حوض بو و دود منقل جگرکی کلا یه حال و هوای دیگه ای بخشیده با این فایل زیبا و انگار واقعا واقعا من در جای درست هستم و این فایل ها در زمان و روز درست .یه باغ بزرگ چند متر با فاصله از بنگاه هست و داخلش چنتا باغچه کوچیک گل هست و این فایل و بارها و بارها گوش دادم ونیم ساعت پیش رفتم سمته گلها الله اکبر از هررنگی و آفتاب داشت میزد به گلهای رنگی و خدای من پروانه ها چند مدل پروانه داشتن رو گلها پرسه میزدن و چقدر زنبور عسل مینشتن رو گلها و هی جابه جا میشدن و شهد گلها رو میکشیدن یاده آیه قرآن افتادم که خداوند میفرماید ما به زنبور عسل ماموریت دادیم تا از شهد گلها تغذیه کند و عسل تولید کند، پروانه ها دقیقا یا فاصله چند سانت از من خیلی نزدیک رو گلها پرسه میزدن انگار اصن منو نمیدیدن و من وارد مراقبه ای شده بودم که خبر نداشتم بله مراقبه تامل و تفکر در پروانه ای که با تکان دادن دوبالش به آرامی روحم را تسخیر کرده بود و از تمام عالم مرا فارغ ساخته بود و من با چشمانی اشک بار فقط تماشا و حیرت از زیبایی فضا و حشرات و پروانه و تنها زمزمه این ذکر :الحمدالله رب العالمین
ظرافت بال پروانه و اون نقش و نگار روی بالهای زیباش در چند سانتی متری من بود اولش آفتاب میزد به صورت و گردنم و گرما رو حس میکردم اما کمی بعد گرمایی نبود و فقط تماشا بود و تماشا .الله اکبر من برای چند مدتی با خوده حقیقیم ملاقات کردم چون آرام بودم و فقط نظاره گر و فقط پر از احساس عمیق یکی شدن و چقدر زیباست این وصال چقدر زیباست خوده من و چقدر غنی و ابدیست خوده من بدون ذهن بدون جسم بدون قضاوت بدون تنش بدون اسم بدون مکان بدون مذهب بدون فرم و غالب و فارغ از همه چیزهای مادی
و خداوند مرا به تفکرو مراقبه ای عمیق دعوت نموده بود تا به من بگوید من خواستت و اجابت کردم و راهه رسیدن بهش هیچ چیز اضافه ای نیست و فقط آرام بودنه و توکل و ایمانه و واقف بودنت بع اینکه جهان مسخر توست و من میگویم موجود باش و بی درنگ آن چیز موجود میشود . و من غرقه در نور بودم در گوشه ای از بهشت و تجربه ای زیبا و واقعی از خوده واقعیم که خوده اوست و او پروانه ای بود که در مقابلم میرقصید و من تفاوتی بین خودم و پروانه در تجلی او نمیدیدم من باری دیگر عمیقأ حس کردم وجود اورا در تک تک حشرات و حتی گلهایی که از خاک مرده سربرآورده بودن به رنگهای مختلف از خاکی بی رنگ و چقدر دنیا برام چند مدتیه کارتونی و انیمیشنیه چقدر شکل یه بازیه بچه گانس چقدر برام فانی بودن دنیا و مسافر بودنم در این تجربه زمینی و جسم فیزیکی ملموسه خیلی ملموس ،من روح خداوندم که در این جسم زمینی تجلی یافته و قرار است با تمام وجود توحیدی باشد و همواره غرق در عشق بی پایان او باشد .و خوش به حال بچه ها که چقدر فارغن از همه چیز از صب تا خوده غروب با گل و خاک ساختمون میسازن و غروب موقع رفتن خرابش میکنن بدون وابستگی و دل بستگی،
با هم دعوا میکنن شدید و 5دیقه بعد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده بهم عشق میورزن و بازی میکنن ، گریه میکنن و بی قراری میکنن اما با یه شکلات همه چیز و همه غصه ها یادشون میره و شروع به خندیدن میکنن و جوری سپاس گزاره اون شکلاتن که در تمام حالات صورتشون هویداست این احساس و انگار که دنیارو بهشون دادن البته میدونی برا اونا دنیا معنایی نداره اصن چون اونا در لحظه همون شکلات دنیاشونه و هیچ وابستگی ندارن ما دلمون تنگ میشه اگه دیر به دیر ببینیمشون ها ولی اونا اگه چند هفته و حتی ماهم مارو نبینن میدونن قانون چیه و از لحظات لذت میبرن و وابستگی ندارن به هیچچیز ولی وقتی بعد مدت ها مارو میبینن از دور چشماشون برق میزنه از خوشحالی جوری که حس میکنی تو خوده معجزه ای و اون بچه طوری بهت با لبخند و ذوق چشماش نگاهه میکنه که انگار بزرگترین معجزه ای چون اون قانونو بلده و میدونه چطوری بی قید و شرط عشق بورزه جوری که حاضر میشی حتی جونتو براش بدی
اون با تمام قلبش لحظاتی که با همین لذت میبره و جوری در لحظه سیر میکنه که انگار آخرین ثانیه های عمرشه و میخواد بیشتر لذت ببره فارغ از همه چیز رها از همه چیز چون اون قانونو بلده .وقتی مادرش از عصبانیه و دعواش میکنه اون نمیتونه قهر باشه و سریع چهار دست و پا میره تا از دل مادرش دربیاره چون اون قانونو بلده و میدونه مسافره و دنیا ارزش نداره که کسی و آزرده کنه و میدونه که عشق مادرش بهش مثل عشق خدا بی قیدو شرطه
اون فارغ از هر غروریه فارغ از هر ترس از قضاوت شدنی فارغ ………….چون هنگام سکوت همواره در حال گفتگو با رب خودشه و اون کاملا هماهنگه با اصل و منشأ خودش و اون به قدری توحیدیه و سرشار از اعتماد به نفس و قدرت که ما انقد عاشقشیم . اما اون بچه وقتی کمی میفهمه چی به چیه و زبون حالیش میشه وارد یه تنش میشه و کم کم اضطراب و تجربه میکنه و دوقطبی بودن دنیارو و پدری و میبینه که خیلی با اعتماد به نفس از مسیری که رفته و نتایجی که گرفته سینه سپر میکنه و میگه بچه بیا تا راه و رسم زندگی کردنو یادت بدم ،زمونه اینطوریه و الان اینجوریه و همه گرگن و با فلانی نگرد که اونطوریه و سمته فلان کار نرو که ماله از ما بهترونه و میخوای سلامت باشی پاتو اندازه گلیمت دراز کن و این بچه تازه میفهمه که یه ذهنی داره و مدام در حال رفت و آمد بین ذهن و روحشه و حرفهای این دو از طرفی روحش میگه یادت بیارکه کیستی و آرام باش و از طرفی تجربه های زندگیش شاید یه چیز متفاوت بهش میگه و من سپاس گزار خداوندیم که منو آزاد آفرید و در مسیر کشف حقیقت منو یاری نمود تا برگردم و بار دیگر به یاد بیاورم تمام چیزهایی که در کودکی میدانستم و آرام باشم . من هرآنچه که برای سعادت نیاز دارم هم اکنون دارا میباشم . و من نمیخواهم راه و رسم زندگی به بچه ام بیاموزم و بالعکس بعد به دنیا آمدنش فقط میخوام یاد بگیرم ازش و به یاد بیارم چیزهایی که یادم رفته .
تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم .
در پناه رب یکتا
سلام ب اقا رضای عزیز
چقدر عالی بود چقققدر عالی بود
خداروشکر ک تصمیم گرفتم وقتی بیدار میشم از خواب شروع کنم ب خوندن کامنت و ب خدا میگم کدوم صفحه رو بخونم.
پررر از ارامش بود کامنتتون.
خوندمو انگاری جای شما بودم، کاملا میشد تجسم کنی کجا بودید و چ حسی داشتید.
و چقققدر خوشحالم از وقتی وارد سایت شدم چقققدر رفتارم با پسر کوچولوم تغییر کرده، چرا من با بچه تازه ب دنیا اومده مثل ادم بزرگ رفتار میکردم، بلد نبودم رفتار با بچه رو، و انگاری خداوند بهم گفت چکار داری میکنی؟ بیا اینجا یاد بگیر، واقعا الان از هر رفتار پسرکوچولوم ذوق میکنم،
قبلا غذاشو میدادمو بی هیچ حسی، الان با عشششق نگا غذا خوردنش میکنم، ذوق میکنم وقتی برا ی ابنبات ذوق میکنه، و واااققعا باید یاد بگیرم ازش ک وقتی باباش دعواش میکنه، با ی بوس اشتی میکنه، و ی جوری بازی با بابا رو با ذوق ادامه میده ک انگاار ن انگار،وقتی با ذوق بهم دستو پا شکسته میگه بریم بابا بوس….
وای خداااا شکرت ک ب یادم اوردی هروز دارم توی اینه معجزه ای رو میبینم ک فراموش کردم معجزه بوده و هروز دارم معجزه رو میبینم(پسرم)
و از معجزه درس عشق باید یاد بگیرم.
تحسین میکنم دیدن این حد از زیبایی ک هروز همه میبینیمش ولی ن ب چشم خدا،و شما یاداوری کردید بهم ک چطوری باید ب اطرافم نگاه کنم.
تحسینتون میکنم برا اندام خوبتون ک پروفایلتونه،
خدا رو شکر برا شنیدن فایل زیبا ک باید ب قدری گوشش کنم ک ذهنمو بفهمه دیگه اجازه نداره ب جسمم فرمان بیماری بده چون حالا فهمیدم ک جسمم ب طور طبیعی همیشه باید سالم باشه.
ب امید روزی ک بیام و بگم هفتها و ماهاست اثری از ……. توی بدنم نیست و برا همیششششه رفته ک رفته.،
بنام خدای بخشنده و مهربان
سلام استاد وهمه دوستان
روز 49 از روز شمارم
خداروشکر بابت یک روز دیگه که به من هدیه دادی ومن تونستم یک فایل دیگه آگاهی های بی نظیر و ناب رو دریافت کنم
خدا روشکر
استاد ازتون سپاسگزارم
میخواستم در رابطه با این آگاهی ها تجربه شخصی خودم رو بگم
من مدت سه سال هست هیج قرص رو دارویی مصرف نمیکنم .در این مدت حتی یک قرص سرماخوردگی هم نخوردم
خداروشکر. من یاد گرفتم با بدنم دوست باشم ،باهاش حرف میزنم ازش تشکر میکنم ازش مراقبت میکنم.اگه مشکلی یا دردی پیش بیاد با کمی تمرکز روی اون قسمت از عضو بدنم میبینم زود خوب میشه،یک بار سال گذشته موقع شستشو ظرفها بودم در حین کار اون ظرف شیشه ای شکست و دور انگشت شصتم بریده شده اونم خیلی عمیق، من دستم رو محکم گرفتم یادمه که فقط باهاش حرف میزم بعد از چند دقیقه دیدم خیلی بد بریده شده و نیاز به بخیه داره ولی من دستم رو پانسمان کردم در منزل هر روز ضد عفونی میکردم وپانسمان عوض میکردم ایمان داشتم که بدنم خودش خودشو درمان میکنه وهمین طور هم
شد وبعد از ده روز خوب شد والان هم حتی آثارش خطی ازش به جا نمونده.
مثلا در فصل سرما شاید یک یا دو بار سرما بخورم اونم برام مثل بی حوصلگی یا خستگی بروز میده و من با دم نوش بر طرف میشه خداروشکر
من با این فایل وصحبت های استاد بیشتر پی بردم که همه چی در درون منه
بیرون از من چیزی نیست .واین من هستم که زندگی مو خلق میکنم واگر شرایط بیرون بر وقف مرادم نیست با کنترل ذهنم با کانون توجه ام و با دوستن اینکه ا ون موضوع یا شرایط خیر هست وبه نفع منه به آرامش درونی میرسم
وهمه اینا هارو از شما یاد گرفتم استاد عزیزم استاد مهربانم
خیلی از شما دو بزرگوار سپاسگزارم
خدارو سپاسگزارم که من در این راه هم قدم شما قرار داد تا روز به روز بتونم خودم رو بهبود ببخشم وبتونم باعث گسترش جهان خودم واطرافیان شوم
خدایا شکرت خدایا شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد جان جان جان ما و مریم جان مهربان و دوستان خوبم
روز چهل و نهم
خدایا شکرت
استاد این پیام شما ادامه ی پیامی بودکه خداوند در نیمه شب من رو بیدار کرد و به من الهام کرد . من چند وقتی هست که دستانم خشک شده و یک جور پوست پوست انگشتانم کشیده شده و پاشنه ی کف سمت چپ پایم نقطه ایی درد میکنه . دیروز یک نجوایی اومد و من رو میخواست ناراحت کنه اما با کنترل ذهن که شما یاد دادید جهت میدادم به سمت دیگه اما باز میومد و با خودم گفتم خداوند خودش علت این بیماری رو به من خواهد گفت . استاد باورتون نمیشه نیمه شب انگار خدا من رو بیدار کرد که گفت اصلا نگران نباش اینها رو استفاده کن و این کار رو انجام بده ، خوب میشی . و الان این پیام شما رو که گوش دادم که حتما پیام خداست چون هم زمانی شده با شرایط من این رو هم لحاظ کنم و در روز مراقبه داشتم و ذهنم رو آروم کنم.
خدایا چقدر دوستت دارم که انقدر من رو دوست داری و هوام رو داری . من چطور سپاسگزار تو باشم
استاد روز به روز فکر میکنم از قبلم سبک تر میشم ، خدایا شکرت
استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم به خاطر این فایل ارزشمندتون
دوستتون دارم آرامش من
سلام خدمت استاد عباس منش و همه دوستان عزیز
خیلی خوشحالم که در میان شما دوستان هستم
خیلی این جمله روی من تاثیر گذاشت که اگه ما باور کرده باشیم فقط فلان قرص روی فلان بیماری اثر داشته باشه بدن ما فقط به اون قرص جواب میده
من خودم به شخصه این تجربه رو داشتم و با کوچکترین درد فقط قرص میخوردم ولی از زمانی که با این سایت آشنا شدم و فایلهای استاد رو گوش دادم دیگه حتی یه قرص هم نخوردم
خیلی ممنون و متشکرم از استاد عباس منش عزیز بابت فایلهای بسیار عالیشون
به نام فرمانروای هستی
روز چهل و نهم سفرنامه
سلام
یکی از اهداف امسالم بدست آوردن سلامتی است و چقد عالی که امروز با این آگاهی های فوق العاده نیز هم مسیر و هم جهت شده ام
آگاهی های امروز پر از آگاهی بود
شنیدن صدای موسیقی و آب،از تلاطم های ذهنم کاست،گویی موج های ذهنم کاسته،آب به آرام ترین حالت خود جاری بود،ذهنی آرام و صاف.اگر بخواهم با موج نشانش دهم،در صاف ترین حالت ممکن
98 درصد مولکول های بدن من هر سال تجدید می شوند اما چرا این بیماری دو سال است که با من است؟چون پزشک این باور را در ذهن من ایجاد کرد،باید تا آخر عمرت با این بیماری زندگی کنی و فقط می توانی با این دارو ها کنترلش کنی
اما برعکس،در راهی که به آن هدایت شده ام می گوید با آنچه که خداوند افریده و جزو طبیعت است این بیماری برای ابد از بدن تو خارج خواهد شد.نه فقط با تغذیه خوراکی بلکه باید پندار درستی داشته باشی تا درمانت سریع تر اتفاق بیفتد که من به آن باور های مناسب می گویم که با آگاهی هایی که از این جا دریافت میکنم کاملا هماهنگ است.یعنی با باور های درست هدایت خواهم شد به تغذیه درست
تجربه ام به من میگوید می شود.چطور؟من یکی از بدترین بیماری هایی را که انسان می تواند درگیرش شود را (بیماری که خود فرد ایجاد می کند) از این روش شکست داده ام،یعنی بیماری اسکیزوفرنی که پزشکان آن را یکی از بیماری های خطرناک روحی مینامند.پیشنهاد میکنم فیلم ذهن زیبا که در مورد جان نش ریاضی دانی که با این بیماری درگیر بود و همینطور فیلم انگیزشی عالی است را یکبار ببینید.
ده سال مصرف دارو،ده سال زندگی بد و بدتر،بستری شدن در بیمارستان،شوک های الکتریکی و… تا آنکه هدایت شدم به این بهشت فوق العاده،به این آگاهی های بی نظیر.همین الان که دارم می نویسم اشکم جاری است
پزشک میگفت باید با آن تا آخر عمر بسازی ، عباسمنش گفت می توانی سلامت جسمانی ات را کاملا بدست بیاوری و خدا را شکر که من استاد عباسمنش را باور کردم
سالهایی که کلنجار میرفتم با این بیماری و دچار بیخوابی شدیدی بودم پدرم درمورد پلاسیبو به من گفت.می گفت شخصی تعریف میکرده : “پسرم بیخوابی داشت و هر شب یک کپسول خواب میخورد و من هر چقدر تقلا میکردم که قرص خوردن را متوقف کند،نمیکرد تا اینکه من کپسول ها را خالی کردم و بجای پودر ،شکر ریختم و دوباره گذاشتم در قوطی.او همچنان میخورد،روزی ازش پرسیدم قرص ها چطور است؟میگفت عالی است،خیلی خوب میخوابم .تا اینکه بعد چند ماه گفتم ببین همه این ها شکر بود!!”
هدفی جدید در من شکل گرفت تا با آگاهی هایی که دریافت میکنم بدنم را به تعادل برسانم
خدایا شکرت بابت آگاهی های این جلسه
سلام به عزیزانم.
۴۹ امین روز سفرم.
چه سفری شد این سفر؟؟
استاد عزیزم ومریم بانوی شایسته ام امروز ۴۹ روزه که با شما همسفر شدم.
سفری متفاوت، سفری به درون.
واقعا سفری به درون.
از روزی که این سفر زیبا رو که به شما الهام شد و مارا با خود همراه کردین شروع شده همه اش زیبیاییست.
همه اش حال خوبه.
هر روز دارم اتفاقات زیبایی رو تجربه میکنم.
اصلا از اون روز که این سفر درون رو شروع کردم سفرهای بیرونی هم اتفاق افتاد.
من ۶ بهمن ماه تصمیم گرفتم بیام و روزانه وحتی چند مرتبه در روز خواسته هایی که برام اولویت دارن و خیلی هم برام غیر منطقی نیس ودور از ذهن نیس بنویسم.
یخچالم خراب شده بود با گازم ومن خیلی به یخچال وگاز نیاز داشتم ویه مقدار وسایل دیگه خونه.
ولی در حال حاضر نمیتونستم اونارو بخرم وداشته باشمشون.
من هر روز نوشتم وبا حس خوب از محیط زیبای خوونه ام لذت بردم.
منم کل وسایل خونه رو به هم ریختم وخونه ام رو تمیز کردم.
هر چه به درد نمیخورد دور ریختم یا بخشیدم.
یه سر وسامانی به خونه ام دادم.
وبه قول مریم جان انرژی مثبت رو تو فضای خونه ام پخش کردم.
در شرایطی بودم که اگه از نظر منطق میخاستم دو دوتا چارتا کنم نمیتونستم به این خواسته ام برسم.
ودیروز بعد از ۲۲ روز نوشتن وحس خوب وعالی، حسم زیباتر وعالیتر شد.
من یخچال وفریزر زیبایم را گرفتم.
وگاز زیبایم را که با عشق برامون غذا میپزه.
و اون وسایل دیگه ای هم که میخاستم خیلی هدایتی وبه لطف الله گرفتم والان دارم با شادی بیستر ازشون استفاده میکنم.
تا حالا هر وقت در مدار خوب ومثبت بودم وآرام بودم.
خداوند انچه را که خواستم بهم داده.
من نوشته بودم که قبل سال ۱۴۰۰ میخوام اون وسایلم رو داشته باشم والان دارم.
این رو تو تمرین ستاره قطبیم هم نوشتم.
خدایا شکرت که باشما اشنا شدم ودارم به خواسته های قشنگم میرسم.
میخواستم پولی به حسابم بیاد والان اون پول تو حسابمه که با عشق خرج میکنم ولذت میبرم.
میخواستم کل خونه ام رو تمیز ومرتب کنم و خیلی وسایل خونه ام نو بشه که شد.
من برای داخل خونه خیلی لوازم ریز ودرشتی که نیاز داشتم گرفتم.
یه تابلوی بسبار زیبا هم جلوی چشام نصب کردم و از دیدنش لذت میبرم.
یکی دوستام خیلی هدایتی گفت من خطاطم ونمونه خط برام فرستاد وگفت اگه خواستی برات مطلب بنویسم و الان جملات تاکیدی زیبای شمارو با رنگهای متفاوت وبسیار زیبا برام نوشته واز دیدن اونا کلی انرژی میگیرم.
یه دوست عباسمنشی هم پیدا کردم که میتونم باهاش به جاهای زیبا برم ودرباره قانون باهم حرف بزنیم و از تواناییها وزیباییهامون بگیم تا بتونیم همدیگه رو درک کنیم.
امسال با سفرنامه زندگیم کاملتر شد.
خدایا شکرت.
خدارو شکر که روز به روز ولحطه به لحظه دارم بهتر میشم وقوانین رو درک میکنم.
شاید انچه گفتم ونوشتم برای برخی دوستان عادی باشه ولی من هر اتفاق حتی کوچولویی که برام رخ میده باعث میشه بیشتر رشد کنم ومتکاملتر بشم.
یه روز نوشتم که امروز میخام آش بخورم و در حالیکه از آش خبری نبود.وظهر دیدم مامان برامون آش اوردن ومن چقدر به خاطر اون آش خدارو شکر کردم که قانون داره جواب میده ومن میتونم درخواستهای بیشتری داشته باشم.
خدایا شکرت.
خدایا شکرت به خاطر اینهمه لطف ومحبتت.
خدایا شکرت به خاطر تمرین ستاره قطبی و زیباییهاش.
خدایا سکرت به خاطر حال خوب خودم وعزیرانم.
خدایا شکرت به خاطر اینکه با تغییر من اطرافیانم وعزیزانم تغییر میکنن.
خدابا شکرت به خاطر تک تک لحظات زیبای زندگیم.
هر روز بهتر از دیروز……
به نام خدا❤️❤️
سلام به همگی🌹🌹
هر سال یک بدن نو و تازه
قدیمی ترین سلول های بدن ما یک ساله هستن یعنی هرسال ۹۸ درصد از مولکول های بدن ما تجدید میشوند
پس چه چیزی باعث میشود بعضی بیماری ها به مدت چند سال همراه یک فرد باشد
همه چیز به حافظه بر میگردد
به نوع تفکر و باورهای ما برمیگردد
و اثر پلاسیبو این موضوع را کاملا روشن میکند
من از کامنتای دوستان عزیز کلی آگاهی کسب کردم و با اثر پلاسیبو کاملا آشنا شدم اما گفتم خودم برم و تحقیق کنم و این مقاله رو خوندم و گفتم تو سایت به اشتراک بذارم
اثر پلاسیبو به قرصی گفته میشود که خود، و ذاتا، عملا بی اثر است(مثلا قرص شکر)، اما از آنجاییکه به بیمار گفته میشود که این قرص خاص که به سختی برایت پیدا کردیم را با فلان دستور و هر x ساعت در روز بخور تا ۳ روز خوب میشوی، بیمار نیز کاملا چنین بهبودی را تجربه میکند. در واقع هرچند قرص، کاملا بی اثر بوده است اما از آنجاییکه این انتظار در بیمار ایجاد شده است که در زمان کوتاهی درمان شود و ناخودآگاه بیمار، روی این موضوع هیپنوتیزم شده است، به همین علت دقیقا همین اتفاق روی میدهد. به عبارت دیگر، پزشک با این روش، قدرت درونی ذهن و بدن بیمار را فعال میکند نه اینکه قدرتی را از بیرون تزریق کند.
باید بدانید قدرت بدن و ذهن شما بسیار بسیار بسیار بیشتر از قدرت هر قرص موجود در جهان است و این چیزی است که علم پزشکی جدید و بهترین پزشکان، به خوبی به آن رسیده اند. البته هرگز انتظار نداشته باشید که کارخانه هایی که میلیاردها دلار از تولید داروها سود میبرند، این موضوع را به شما بگویند. داروهایی که ظاهرا مشکلی را حل میکنند، اما در پشت پرده، هزاران مشکل دیگر تولید میکنند. زیرا بدن شما سیستمی پیچیده است که نمیتوان چشم بسته، چیزی را تغییر داد و انتظار نداشت چیزهای دیگر تغییر نکنند ! مثلا یکی از تحقیقات نشان میدهد که بیمارانی که بر اساس دارو، بهبود میابند، هرچند ظاهرا درمان میشوند، اما ۴ برابر سریعتر میمیرند. بر اساس پیش بینی ها، تا سال ۲۰۵۰ ویروسها و میکروبها کاملا به آنتیبیوتیکها و متدهای حال حاضر مقاوم میشوند و از این رو مهم است که با قدرت درونی بدن خود نیز آشتی کنید.
قربونت بشم استاد که هر روز با شنیدن فایلای شما بیشتر آگاهی کسب میکنم و با آرامش بهتری زندگی میکنم
و تحسین میکنم افرادی و که تو کامنتا نوشتن تونستن تو بیماری تمام مقاومت های ذهنی رو بشکنن و بیماری شونو درمان کنن حتی بچه هایی که تو کامنت گفته بودن از نظر پزشکی نوع بیماری ما ناعلاج بوده
اما ناعلاجی وجود ندارد همه چیز قدرت ذهن ماست که تعیین میکند بیماری را بپذیریم یا با کنترل ذهن درمان کنیم
استاد من همین چند وقت پیش خیلی شدید دچار کم خونی شدم که حتی دکتر رفتم گفت کم خونی تو چهره ت داد میزنه
من شروع کردم به قرص خوردن و آمپول زدن و دکترم تأیید میکرد مرتب داروهامو مصرف کنم
اما تا قبل اینکه سراغ این فایل بیام تو کامنت یکی از دوستان خوندم که گفته من با اینکه بیماری سختی داشتم و دکترا میگفتن بیماریت ناعلاجه اما با قدرت داروهامو ریختم اون طرف و دیگه مصرف نکردم و بعد مدتی که رفتم ازمایش هیچ اثری از بیماری در بدنم وجود نداشت
همونجا یه صدایی بهم گفت چرا داری دارو مصرف میکنی ؟؟؟؟؟؟؟
اما اوایل ذهنم شروع میکرد به سرو صدا کردن و میگفت اگه نخوری……..
و یه جوری شده بودم که قرصایی که قرار بود هرشب بخورم یه شب میخوردم و دو شب نمیخوردم و کاملا ترس و مقاومت داشتم تا اینکه یه شب واقعا به خودم قول دادم دیگه دارو مصرف نکنم و واقعا دیگه هم نخوردم
اما بازم داروهامو نگه داشتم فقط استفاده نکردم
تا اینکه بعد چند روز به این فایل هدایت شدم و با قدرت و احساس خوب همهی دوراهامو ریختم تو پلاستیک و بردم انداختم سطل زباله 😊
و الان حالم خوبه خوبه و به لطف الله در سلامت کامل هستم😍
خدای خوبم ازت ممنونم که درست زمانی که دارم مسیر و اشتباه میرم هدایتم میکنی و میگی برگرد و به آرامش برس 🧡🧡
و واقعا احساس خوبی داشتم که دارم عمل میکنم به قوانین حالا هر چند اول ذهنت شروع میکنه به سرو صدا کردن اما با قانون تکامل میشه مقاومت ها را شکست و سرو صدای ذهن و خاموش کرد
خدایا شکرت که من هر ثانیه دارم بزرگترین و بهترین و معتبرترین داروخانه جهان و با خودم حمل میکنم و بدنم هیچ نیازی به مواد شیمیایی نداره🌷
خدایا شکرت که تونستم عمل کنم به آنچه که از سمت تو بهم گفته شد🌷
سلام
وقتی ک گوش هایم درد میکرد شاید پیش چندین متخصص رفتم اما چند سال بود ک خوب نمیشد
اما من مراقبه میکردم بشدت مراقبه میکردم و تصور میکردم نوری وارد گوشهایم شده و همه عفونت ها رو از بین میبرد
بارها و بارها
در نتیجه گوش من حسابی بهتر شد میتونم بگم 75درصد بهبودی حاصل شد و اما من یه مدت بیخیال این روش شدم و توی همون درجه موند و بهتر نشد اما الان میخام دوباره این کار رو بکنم
خداروشکر بخاطر قلب سالم️
خدارو شکر بخاطر دست سالمی ک میتونم با آن بنویسم
خداروشکر بخاطر چشمانم ک میبیند
و با آن میتوانم راحت زندگی کنم ممنونم ک چشمان زیبایی ب من عطا کردی
خدارو شکر بخاطر دندان هایش ک با آن غذا میخورم و حس خوب غذا خوردن رو حس میکنم
خداروشکر بخاطر بینی ام ک با آن نفس میکشم
پروردگار مهربانم بخاطر این هوای خنکی ک
صورتم را نوازش میکند سپاسگزارم من آرزو داشتم روزی توی همچین جایی باشم الان این شهر و این خوابگاه هم حیاط و درخت و صندلی داره
خدارو صد هزار مرتبه شکرت
خدایا بخاطر همه این ها از تو سپاسگزارم
بخاطر قابلمه و دمنوش و مانتو زیبایی ک خریدم بخاطر غذا هاییی ک خریدم بخاطر شلواری ک خریدم
بخاطر تشت مایع ظرف شویی
بخاطر کبریت بخاطر همه این ها از تو سپاسگزارم
من شکر گزاری میکنم چون میدونم با شکرگزاری سلول های بدنم بهبود پیدا میکند
خدا میداند ک هربار برای بدنم شکر گزاری کردم حالم بهتر شد
و جریانی از انرژی در همه جای بدنم جریان پیدا میکند
من به همه آرزو هایم میرسم