اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خداوندی که گاهی زیاد فراموشش میکنم و بعد از مدت های طولانی نیاز داشتم به خدایی که به من قدرت بده. و نیاز داشتم خدا کارهام رو انجام بده، نیاز دارم کمس از فشارهای زندگیم کم کنم.
اره استاد درست گفتید مثل گذشته محدود. من خیلی مانعهای ذهنی دارم نمیتوانم باور کنم که خداوند من را به خواستهام برساند چون مثل گذشته فکر میکنم و خودم رو لایق دریافت خواسته ام نمیدانم خودم را لایق نمیدانم…
چون احساس خوبی نسبت به خودم ندارم که من هم می توانم از خداوند درخواست کنم و من را به ان برساند مثل گذشته فکر میکنم و خودم را همچنان لایف دریافت هدایت های خداوند میدانم.
مدام خودم را از طرف خدا قضاوت میکنم و بسیار در این مدت ناتوان شده ام چون هزاران چیز را روزانه قضاوت میکنم تجزیه و تحلیل میکنم روزانه هزاران چیز را بخاطرش خودم را قضاوت میکنم و سرزنش میکنم ناسزا می گویم و قضاوت های من درون من هستند.
این قضاوت ها بخاطر این است که خودم را هروز درگیر خوب و بد میکنم و نمیدانم باید چگونه با خودم رفتار کنم. ترس از قضاوت شدن ترس از زندگی کردن مثل گذشته با محدودیت های گذشته من را خیلی عذاب میدهند.
بعد چندین ماه شاید هم یکسال دوباره آمدم هدایتم را ببینم. و هدایت من ارامش درون بود. قضاوت نکردن بود.
من هم میخواهم قضاوت نکنم و مدام تجزیه و تحلیل نکنم اما نمیتوانم و این سخت است اما تمام تلاشم را میکنم.
میخواهم خودم را لایق این ببینم که خداوند من راهم دوست دارد، این نالایق دانستن ریشه در گذشته ی من دارد و بهتر است دست از این گذشته بردارم. ممنونم استاد و سعی میکنم هروز یک هدایت رو لااقل ببینم.
خدای من خیلی خجالت میکشم از تو درخواست کنم حتی با تو حرف بزنم. من خودم را نمیتوانم انچنان که شایسته است به خودم عشق بورزم و تورا ببینم انچنان که لایق هست خودم را لایق رسیدن بدانم. حقیقت است که من خودم را لایق نمیدانم…
و این خیلی رنج اور است و اماده ام تا دوباره ان عشق دوران کودکیم را که داشتم پس بگیرم و دست از قضاوت های خودم بردارم دست از نفرین کردن و مدام سرزنش کردن با ناسزا صحبت کردن بردارم.
من بخشی از خداوند هستم بخشی از روح پاک و لایق دوست داشتنی خداوند هستم. گاهی احساس شرم در من می اید و مانع ان میشود که وجود پاک خودم را ببینم و خودم را انگونه که باید دوست داشته باشم ببینم.
قضاوت: ارزیابی مداوم هر چیز به درست و غلط یا خوب و بد است
این ارزیابی های مداوم طبقه بندی ها نام گذاری ها و تجزیه و تحلیل ها گفتگوهای درونی تو را به شدت آشفته می کنند
قضاوت های تو چیزی نیست جز بازتاب نیاز شدیدت به تایید شدن
چیزی نیست چون قیل و قال نفس که یکسره در حرافی است و نمی گذارد تو آرام باشی
خوب که نگاه می کنی این خود تو هستی که قضاوت می شوی
به گاه خشم از همه نفرت داری و به گاه شادی هیچ کس را از مهر و دوستی بی نصیب نمی گذاری
پس قضاوت های تو تحت تاثیر درون تو هستند نه بیرون تو
وقتی با چیزی روبرو می شوی هیچ لزومی ندارد که قضاوتش کنی لزومی ندارد که تعیین کنی این گل زیباست یا زشت
این آدم که پاره ای از وجود خداست خوب است یا بد
یا کار ان دیگری درست بود یا غلط
قضاوت نکن
نفس مدتی دست و پا می زند که حرافی کند و عاقبت از پا می افتد
و تو آرام می شوی
کار تو این است که فقط باشی فقط باش و تماشا کن و این آن چیزی است که باید یاد بگیری
مثل آن گل که فقط هست و تماشایت می کند
و قضاوت را حتی نمی شناسد و خشم را و کینه را و حسادت را
تمام آنچه که او تجربه می کند ارامش است
و در آرامش خود به دریا وصل است به اصل خود
و این همان است که در درونی ترین لایه های وجودت همیشه به دنبالش بوده ای
قضاوت های تو محدودت می کنند وقتی قبل از مواجه با چیزی قضاوتش می کنی در حقیقت از تجربیات گذشته ات استفاده می کنی و این تجربه ی گذشته ی توست که آینده ات را رقم می زند
یعنی همیشه مثل گذشته ات هستی همیشه در قالب گذشته ات زندگی می کنی محدودی محدود
قضاوت نکن
نفس حراف تو عاقبت ساکت می شود و خود متعالی تو فرصتی برای آرامش میابد فرصتی برای سکوت فرصتی برای گوش دادن به اصلش
گوش کردن به خدا
برای سه روز اینده فقط برای سه روز:
قضاوت نکردن را تمرین کن
حادثه ها را آدم ها را موجودات را و هیچ چیز را قضاوت نکن
یاد بگیر که گاهی فقط باشی و تنها تماشا کنی موجوداتی را که برای هدفی خلق شده اند
یاد بگیر که جهان از خلقت هر موجودی هدفی داشته است و هر موجودی در هر جایگاهی که هست به ظاهر خیر یا به ظاهر شر در مسیر تکامل خویش است در مسیر دارمای خویش
با بیان این نکته برای اطرافیان آن را در ذهن خود پایدار کن و بخشنده شو تا طبیعت در تو جاری شود
درود و عشق خداوند در همگان جاریست من هستم سپاسگزارم
می تونم بگم به شخصه خیلی قضاوت گر بودم و مقایسه و… اما هر بار که شخصی رو قضاوت کردم در طی مدت کوتاهی کم از 6 ماه خودم همون قضاوت رو شدم و میگفتم چرا و گله میکردم به خدا درحالی که بازی رو نمی دونستم جهان شوخی نداره سیستمی هست و کم کم اگاه شدم در این مسیر و همسرم خیلی من رو به لحظه حال تشویق میکنن که فقط در لحظه باش و اگاه و مسلط و شفاف و همین الان موضوعی پیش اومد تو تماس باعث شد ناراحت بشم اما به خودم گفتم تو که نمی دونی تو چه شرایطی داره جوابت رو میده و فقط باش و به غیر از این مسئله که الان رخ داد تو به خودت مسلط هستی و متوجه ای که همه یکی هستید و در آرامش و صلح و فراوانی عشق هستید
در ابتدا بگم که استاد خیلییییییییییییییییییییییییییییی دوستتون دارم … از وقتی که با شما آشنا شدم , دیدگاهم مثبت تر شده و دارم سعی میکنم که با استفاده از فایلها و راهنماییهای ارزشمندتون زندگیم رو زیباتر و با شکوه تر بکنم.
سلام و درود فراوان به استاد عزیز و بزرگوارم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
قضاوت رو میشه از دو بوعد نگاه کرد یکی زمانی که خودت کسیو قضاوت میکنی و دیگری زمانهایی که از سمت دیگران قضاوت میشی .
در هر دو صورت در فرکانس خوبی نیستی چرا که قضاوت شدن و قضاوت کردن ریشه در عدم اعتماد به نفس و عزت نفست داره .
به میزانی که اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی داشته باشی کسیو قضاوت نمیکنی و در مقابل قضاوتهای دیگران حالت بد نمیشه چون دیگران انقدر برات اولویت ندارن که نظر و انتقادها و قضاوتهاشون باعث به هم ریختگی ذهنت بشه .
اول باید بدونیم که کی و چ وقتایی دیگران رو قضاوت میکنیم یعنی چ عاملی باعث میشه که دیگران رو قضاوت کنیم ؟!
زمانی که کسیو به هر دلیلی از خودم برتر میبینم .
که میتونه رشد و موفقیت دیگری باشه میتونه برتری به لحاظ زیبایی باشه و هر چیز دیگهای !
زمانی این اتفاق میفته موقعه هایی که دیگران رو کنترل میکنم و تمرکز و توجهم روی کارها و عملکردهای بقیس و توانمندیها و مهارتها و زیباییها و نقاط مثبت خودمو نمیبینم .
یا وقتایی که به هر دلیلی نتونستم از خودم دفاع کنم ، جاهایی که باید احساساتم رو بیان میکردم بیان نکردم و جاهایی که باید میبخشیدم و رها میکردم این کارو نکردم و کم کم تو وجودم از اون شخص مقابل رنجش بوجود اومده و اون رنجشها و دردها کم کم به خشم و کینه تبدیل شده .
جاهایی که دیگران رو مقصر میدونم و اتفاقات بد زندگیمو گردن این و اون میندازم مثل آدمهایی که خودشونو نمیبینن و از بقیه طلبکارن ! و به جای حل مسائل زندگیم دنبال آدمهایی میگردم که به خیال خودم ونها مقصر هستن.
مهم کردن وآدمها و بولد کردن اونها هم عامل خیلی مهمی در قضاوتهای من هستش.
کسانی که باورهای کمبود دارن دیگران رو بیشتر قضاوت میکنن چون فکر میکنن خودشون نمیتونن بدست بیارن .
یا وقتایی که از تغییر میترسیم و پذیرش خیلی از اتفاقات رو نداریم و مثل آدمای ترسو تو جایگاه خودمون میمونیم در حالی که میبینیم دیگران دارن رشد میکنن مورد قضاوت قراراشون میدیم .
جاهایی که میترسیم و جرات و شهامت و جسارت به خرج نمیدیم به خاطر حس حسادت کسانی که شجاع هستن رو به جای تحسین کردن با لحن و بیان بد قضاوت میکنیم .
جاهایی هم که مورد قضاوت قرار میگیریم و به خاطر قضاوت بقیه حالمون بد میشه دقیقاً اینجا هم از اعتماد به نفس و عزت نفسی برخوردار نیستیم.
چرا که اگه اعتماد به نفس عزت نفس داشتیم از قضاوت دیگران ترس و هراس و واهمهای نداشتیم کسانی که پذیرش اشتباهاتشون رو دارن و خطاهای خودشونو میپذیرن و موقعه انتقاد دیگران پذیرای انتقادهای بقیه هستن البته اگه انتقاد سازندهای باشه آدمهای قویای هستن و خودشونو ضعیف نشون نمیدن که به خاطر قضاوت بقیه حالشون بد بشه که از دیگران به خاطر قضاوتهاشون رنجش بگیرن.
کسی که اعتماد به نفس عزت نفس خوبی داشته باشه نه تنها دنبال تایید و تحسین و تشویق بقیه نیست و هیچ وقت نگران قضاوتهای بقیه هم نیست .
اگه کسی هستیم که جای کسی بهمون چیزی میگه زود به هم میریزیم و یا زود واکنش نشون میدیم به خاطر اینه که اون نقص رو تو وجودمون میبینیم.
اگه خودمونو قبول داشته باشیم به هیچ وجه از حرفا و قضاوتها و نظرات دیگران حالمون بد نمیشه .
کسی که خودش آگاهی به نقاط مثبت و زیباییها و توانمندیها و مهارتهای خودش داره منتظر نظر بقیه نمیشینه .
بنابراین متوجه شدیم که چ قضاوت کردن و چ قضاوت شدن هر دو مرتبط به هم هستن و در هر دو مورد داشتن اعتماد به نفسهای عزت نفس خیلی مهمه .
هیچ وقت فراموش نکنیم وقت گذاشتن برای توجیه قضاوتهایی که میشیم و قضاوتهایی که خودمون میکنیم که منجر به غیبت و تهمت دیگران میشه نه تنها اتفاقات خوبی رو برامون خلق نمیکنه بلکه باعث از دست دادن و هدر دادن وقت و انرژیمون میشه طوری که خیلی محسوسانه و موزیانه فرصتهای خوب رو از دست میدیم .
راهکارهایی که برای قضاوت نکردن و قضاوت نشدن وجود داره اینه که اولاً اگر کسی قضاوتمون کرد سریع گارد نگیریم شاید پیامی باشه برای پیدا کردن نقصی از وجودمون اگه اشتباهی داریم بپذیریم و اگه انتقاد سازنده ای بود حتماً در پی رفعش باشیم .
سعی نکنیم با غرور و توجیهات بی مورد سرپوش روی اون موضوع بزاریم . کاری کنیم که برای همیشه حل بشه . اگرم انتقاد و قضاوت طرف ، سازنده نبود با بیاعتنایی و بیتوجهی و حتی با سکوت میشه ازش گذشت.
فراموش نکنیم که دیگران به اندازه ی فهم و درک و آگاهیهای خودشون با ما صحبت میکنن و از اونجایی که نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم بهتره با بیتوجهی ازش بگذریم.
و اما در مورد قضاوتهای خودمون بهتره یاد بگیریم اول از اینکه درک متقابل نسبت به دیگران داشته باشیم و بد نیست گاهی خودمونو جای بقیه بزاریم شاید بهتر درکشون کردیم و کمتر قضاوتشون کردیم.
بهتره یاد بگیریم دست از کنترل و تغییر دیگران برداریم و تمام توجه و تمرکزمون روی خودمون باشه
یاد بگیریم نقاط مثبت و ویژگیهای مثبت و خوب دیگران رو ببینیم و اگه میتونیم چ پیش خودشون، چ وقتایی که نیستن مورد تایید و تحسین و تشویق قرار بدیم که حس خوبی دریافت کنیم .
اگه رشد و موفقیت و پیشرفتی در کسی میبینیم سعی کنیم به جای حسادت ورزیدن ، اون شخص رو الگوی خوبی برای خودمون قرار بدیم .
اگه از خودم بخوام بگم خیلی وقتا قضاوتها و انتقادهای دیگران باعث بهبود شخصیتیم شده .
شاید تو لحظه حالم بد شده اما تو خلوت خودم وقتی که فکر کردم متوجه شدم اون انتقادی که طرف کرده درست و به جا بوده اون درد کشیدنهای لحظهای باعث شده امروز روی خیلی از نقصهام کار کنم و تغییرشون بدم .
وقتی زندگیمو مرور میکنم متوجه میشم همین دیگرانی که خیلی قضاوتشون کردم و خیلی قضاوتم کردن باعث خیلی از رشد و پیشرفتها و موفقیتهای فردیم شده و بابت این از خداوند و حتی تو خلوتم از خودشون سپاسگزاری میکنم .
ولی یاد گرفتم دیگران رو بهتر درک کنم و کمتر قضاوتشون کنم خیلی وقتا به خاطر قضاوتهایی که کردم آسیب روحی و روانی خوردم به همین جهت تا جایی که میتونم سعی میکنم آگاهانه اینکارو انجام ندم وقتایی که آگاهانه کسیو قضاوت کنم بعدش خیلی حالم بد میشه برای اینکه این حال بدی رو نکشم سعی میکنم تو اون لحظه کنترل ذهن داشته باشم.
با نزدیکان و دوستانم طوری برخورد و رفتار میکنم که کسی به راحتی پیشم غیبت و تهمتی در مورد کسی نزنه .
امروز آگاهانه این کارو انجام میدم چون به اندازه ی کافی آسیب خوردم .
امروز آگاهانه با قضاوت نکردن و بودن در فرکانس مثبت خالق روابطهای بهتری میشم .
خدا رو شکر میکنم از قضاوت و غیبت کردن لذت نمیبرم. هرجاییم که اشتباه کنم سعی میکنم جبران خسارت کنم .
اگه کسی قضاوت دیگری رو پیشم کنه اگه نتونم بحث رو عوض کنم فقط به عنوان شنونده ، شنوندهای که تو ذهنش اعتنایی به حرفاش نداره حرفاشو گوش میدم سعی میکنم هیچ وقت حرفهای اون شخص در مورد شخص ثالث روم تاثیر منفی نزاره .
خدا رو شکر میکنم امروز به آگاهی و فهم و دردکهای بهتری از روابط رسیدم و روابط خوب و سالمی با همه ی اطرافیانم دارم و تو این زمینه با کسی مشکلی ندارم ..
سلام استاد عباس منش و خانواده ی زیبای من
حیران و متحیر از مسیری که در آن قرار گرفته ام هستم. همین
امیدوارم بتوانم رشد کنم و خدای یکتا را به درستی بشناسم.
به خاطر زحماتتون برای شناخت ما ، سپاسگزار خداوند و شما هستم.
بسیار عالی واقعا اینها را باید در زندگی خود انجام بدهیم قضاوت نکنیم ??????
لایف استالمون کلا عباسمنشی شده استاد ممنون
به نام خداوندی که گاهی زیاد فراموشش میکنم و بعد از مدت های طولانی نیاز داشتم به خدایی که به من قدرت بده. و نیاز داشتم خدا کارهام رو انجام بده، نیاز دارم کمس از فشارهای زندگیم کم کنم.
اره استاد درست گفتید مثل گذشته محدود. من خیلی مانعهای ذهنی دارم نمیتوانم باور کنم که خداوند من را به خواستهام برساند چون مثل گذشته فکر میکنم و خودم رو لایق دریافت خواسته ام نمیدانم خودم را لایق نمیدانم…
چون احساس خوبی نسبت به خودم ندارم که من هم می توانم از خداوند درخواست کنم و من را به ان برساند مثل گذشته فکر میکنم و خودم را همچنان لایف دریافت هدایت های خداوند میدانم.
مدام خودم را از طرف خدا قضاوت میکنم و بسیار در این مدت ناتوان شده ام چون هزاران چیز را روزانه قضاوت میکنم تجزیه و تحلیل میکنم روزانه هزاران چیز را بخاطرش خودم را قضاوت میکنم و سرزنش میکنم ناسزا می گویم و قضاوت های من درون من هستند.
این قضاوت ها بخاطر این است که خودم را هروز درگیر خوب و بد میکنم و نمیدانم باید چگونه با خودم رفتار کنم. ترس از قضاوت شدن ترس از زندگی کردن مثل گذشته با محدودیت های گذشته من را خیلی عذاب میدهند.
بعد چندین ماه شاید هم یکسال دوباره آمدم هدایتم را ببینم. و هدایت من ارامش درون بود. قضاوت نکردن بود.
من هم میخواهم قضاوت نکنم و مدام تجزیه و تحلیل نکنم اما نمیتوانم و این سخت است اما تمام تلاشم را میکنم.
میخواهم خودم را لایق این ببینم که خداوند من راهم دوست دارد، این نالایق دانستن ریشه در گذشته ی من دارد و بهتر است دست از این گذشته بردارم. ممنونم استاد و سعی میکنم هروز یک هدایت رو لااقل ببینم.
خدای من خیلی خجالت میکشم از تو درخواست کنم حتی با تو حرف بزنم. من خودم را نمیتوانم انچنان که شایسته است به خودم عشق بورزم و تورا ببینم انچنان که لایق هست خودم را لایق رسیدن بدانم. حقیقت است که من خودم را لایق نمیدانم…
و این خیلی رنج اور است و اماده ام تا دوباره ان عشق دوران کودکیم را که داشتم پس بگیرم و دست از قضاوت های خودم بردارم دست از نفرین کردن و مدام سرزنش کردن با ناسزا صحبت کردن بردارم.
من بخشی از خداوند هستم بخشی از روح پاک و لایق دوست داشتنی خداوند هستم. گاهی احساس شرم در من می اید و مانع ان میشود که وجود پاک خودم را ببینم و خودم را انگونه که باید دوست داشته باشم ببینم.
خداوندا من ناتوانم در برابر تو
من را هدایت کن️
سلام مهلای عزیز
سلام دردونه خدا
سلام به اشرف مخلوقات
سلام دوست داشتنی
سلام زیبا ترین دختر جهان
سلام ملکه خداوند
شما بهترینی همانطور که هستی اصلا لازم نیست کاری انجام بدی
مگه نوزاد بدنیا میاد کاری میکنه برای خوانواده اش ولی عزیز همه ،ما هم همینطور.
به شدت وره عزت نفس بهتون پیشنهاد میدم عالی عالی
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
قضاوت نکن
قضاوت: ارزیابی مداوم هر چیز به درست و غلط یا خوب و بد است
این ارزیابی های مداوم طبقه بندی ها نام گذاری ها و تجزیه و تحلیل ها گفتگوهای درونی تو را به شدت آشفته می کنند
قضاوت های تو چیزی نیست جز بازتاب نیاز شدیدت به تایید شدن
چیزی نیست چون قیل و قال نفس که یکسره در حرافی است و نمی گذارد تو آرام باشی
خوب که نگاه می کنی این خود تو هستی که قضاوت می شوی
به گاه خشم از همه نفرت داری و به گاه شادی هیچ کس را از مهر و دوستی بی نصیب نمی گذاری
پس قضاوت های تو تحت تاثیر درون تو هستند نه بیرون تو
وقتی با چیزی روبرو می شوی هیچ لزومی ندارد که قضاوتش کنی لزومی ندارد که تعیین کنی این گل زیباست یا زشت
این آدم که پاره ای از وجود خداست خوب است یا بد
یا کار ان دیگری درست بود یا غلط
قضاوت نکن
نفس مدتی دست و پا می زند که حرافی کند و عاقبت از پا می افتد
و تو آرام می شوی
کار تو این است که فقط باشی فقط باش و تماشا کن و این آن چیزی است که باید یاد بگیری
مثل آن گل که فقط هست و تماشایت می کند
و قضاوت را حتی نمی شناسد و خشم را و کینه را و حسادت را
تمام آنچه که او تجربه می کند ارامش است
و در آرامش خود به دریا وصل است به اصل خود
و این همان است که در درونی ترین لایه های وجودت همیشه به دنبالش بوده ای
قضاوت های تو محدودت می کنند وقتی قبل از مواجه با چیزی قضاوتش می کنی در حقیقت از تجربیات گذشته ات استفاده می کنی و این تجربه ی گذشته ی توست که آینده ات را رقم می زند
یعنی همیشه مثل گذشته ات هستی همیشه در قالب گذشته ات زندگی می کنی محدودی محدود
قضاوت نکن
نفس حراف تو عاقبت ساکت می شود و خود متعالی تو فرصتی برای آرامش میابد فرصتی برای سکوت فرصتی برای گوش دادن به اصلش
گوش کردن به خدا
برای سه روز اینده فقط برای سه روز:
قضاوت نکردن را تمرین کن
حادثه ها را آدم ها را موجودات را و هیچ چیز را قضاوت نکن
یاد بگیر که گاهی فقط باشی و تنها تماشا کنی موجوداتی را که برای هدفی خلق شده اند
یاد بگیر که جهان از خلقت هر موجودی هدفی داشته است و هر موجودی در هر جایگاهی که هست به ظاهر خیر یا به ظاهر شر در مسیر تکامل خویش است در مسیر دارمای خویش
با بیان این نکته برای اطرافیان آن را در ذهن خود پایدار کن و بخشنده شو تا طبیعت در تو جاری شود
خدایا شکرت
عاشقتونیم
درود و عشق خداوند در همگان جاریست من هستم سپاسگزارم
می تونم بگم به شخصه خیلی قضاوت گر بودم و مقایسه و… اما هر بار که شخصی رو قضاوت کردم در طی مدت کوتاهی کم از 6 ماه خودم همون قضاوت رو شدم و میگفتم چرا و گله میکردم به خدا درحالی که بازی رو نمی دونستم جهان شوخی نداره سیستمی هست و کم کم اگاه شدم در این مسیر و همسرم خیلی من رو به لحظه حال تشویق میکنن که فقط در لحظه باش و اگاه و مسلط و شفاف و همین الان موضوعی پیش اومد تو تماس باعث شد ناراحت بشم اما به خودم گفتم تو که نمی دونی تو چه شرایطی داره جوابت رو میده و فقط باش و به غیر از این مسئله که الان رخ داد تو به خودت مسلط هستی و متوجه ای که همه یکی هستید و در آرامش و صلح و فراوانی عشق هستید
من هستم سپاسگزارم
من هستم سپاسگزارم
من هستم سپاسگزارم
سلام به استاد عباس منش و گروهشون
خدا قوت
در ابتدا بگم که استاد خیلییییییییییییییییییییییییییییی دوستتون دارم … از وقتی که با شما آشنا شدم , دیدگاهم مثبت تر شده و دارم سعی میکنم که با استفاده از فایلها و راهنماییهای ارزشمندتون زندگیم رو زیباتر و با شکوه تر بکنم.
ممنونم بخاطر همه ی خوبیهاتون.
خیلی سخته ذهن عادت کرده همیشه قضاوت کنه حتی در مورد چیزهایی که ربطی به خود ادم نداره حالا باید سعی کرد افسارش را به دست گرفت
سلام و درود فراوان به استاد عزیز و بزرگوارم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
قضاوت رو میشه از دو بوعد نگاه کرد یکی زمانی که خودت کسیو قضاوت میکنی و دیگری زمانهایی که از سمت دیگران قضاوت میشی .
در هر دو صورت در فرکانس خوبی نیستی چرا که قضاوت شدن و قضاوت کردن ریشه در عدم اعتماد به نفس و عزت نفست داره .
به میزانی که اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی داشته باشی کسیو قضاوت نمیکنی و در مقابل قضاوتهای دیگران حالت بد نمیشه چون دیگران انقدر برات اولویت ندارن که نظر و انتقادها و قضاوتهاشون باعث به هم ریختگی ذهنت بشه .
اول باید بدونیم که کی و چ وقتایی دیگران رو قضاوت میکنیم یعنی چ عاملی باعث میشه که دیگران رو قضاوت کنیم ؟!
زمانی که کسیو به هر دلیلی از خودم برتر میبینم .
که میتونه رشد و موفقیت دیگری باشه میتونه برتری به لحاظ زیبایی باشه و هر چیز دیگهای !
زمانی این اتفاق میفته موقعه هایی که دیگران رو کنترل میکنم و تمرکز و توجهم روی کارها و عملکردهای بقیس و توانمندیها و مهارتها و زیباییها و نقاط مثبت خودمو نمیبینم .
یا وقتایی که به هر دلیلی نتونستم از خودم دفاع کنم ، جاهایی که باید احساساتم رو بیان میکردم بیان نکردم و جاهایی که باید میبخشیدم و رها میکردم این کارو نکردم و کم کم تو وجودم از اون شخص مقابل رنجش بوجود اومده و اون رنجشها و دردها کم کم به خشم و کینه تبدیل شده .
جاهایی که دیگران رو مقصر میدونم و اتفاقات بد زندگیمو گردن این و اون میندازم مثل آدمهایی که خودشونو نمیبینن و از بقیه طلبکارن ! و به جای حل مسائل زندگیم دنبال آدمهایی میگردم که به خیال خودم ونها مقصر هستن.
مهم کردن وآدمها و بولد کردن اونها هم عامل خیلی مهمی در قضاوتهای من هستش.
کسانی که باورهای کمبود دارن دیگران رو بیشتر قضاوت میکنن چون فکر میکنن خودشون نمیتونن بدست بیارن .
یا وقتایی که از تغییر میترسیم و پذیرش خیلی از اتفاقات رو نداریم و مثل آدمای ترسو تو جایگاه خودمون میمونیم در حالی که میبینیم دیگران دارن رشد میکنن مورد قضاوت قراراشون میدیم .
جاهایی که میترسیم و جرات و شهامت و جسارت به خرج نمیدیم به خاطر حس حسادت کسانی که شجاع هستن رو به جای تحسین کردن با لحن و بیان بد قضاوت میکنیم .
جاهایی هم که مورد قضاوت قرار میگیریم و به خاطر قضاوت بقیه حالمون بد میشه دقیقاً اینجا هم از اعتماد به نفس و عزت نفسی برخوردار نیستیم.
چرا که اگه اعتماد به نفس عزت نفس داشتیم از قضاوت دیگران ترس و هراس و واهمهای نداشتیم کسانی که پذیرش اشتباهاتشون رو دارن و خطاهای خودشونو میپذیرن و موقعه انتقاد دیگران پذیرای انتقادهای بقیه هستن البته اگه انتقاد سازندهای باشه آدمهای قویای هستن و خودشونو ضعیف نشون نمیدن که به خاطر قضاوت بقیه حالشون بد بشه که از دیگران به خاطر قضاوتهاشون رنجش بگیرن.
کسی که اعتماد به نفس عزت نفس خوبی داشته باشه نه تنها دنبال تایید و تحسین و تشویق بقیه نیست و هیچ وقت نگران قضاوتهای بقیه هم نیست .
اگه کسی هستیم که جای کسی بهمون چیزی میگه زود به هم میریزیم و یا زود واکنش نشون میدیم به خاطر اینه که اون نقص رو تو وجودمون میبینیم.
اگه خودمونو قبول داشته باشیم به هیچ وجه از حرفا و قضاوتها و نظرات دیگران حالمون بد نمیشه .
کسی که خودش آگاهی به نقاط مثبت و زیباییها و توانمندیها و مهارتهای خودش داره منتظر نظر بقیه نمیشینه .
بنابراین متوجه شدیم که چ قضاوت کردن و چ قضاوت شدن هر دو مرتبط به هم هستن و در هر دو مورد داشتن اعتماد به نفسهای عزت نفس خیلی مهمه .
هیچ وقت فراموش نکنیم وقت گذاشتن برای توجیه قضاوتهایی که میشیم و قضاوتهایی که خودمون میکنیم که منجر به غیبت و تهمت دیگران میشه نه تنها اتفاقات خوبی رو برامون خلق نمیکنه بلکه باعث از دست دادن و هدر دادن وقت و انرژیمون میشه طوری که خیلی محسوسانه و موزیانه فرصتهای خوب رو از دست میدیم .
راهکارهایی که برای قضاوت نکردن و قضاوت نشدن وجود داره اینه که اولاً اگر کسی قضاوتمون کرد سریع گارد نگیریم شاید پیامی باشه برای پیدا کردن نقصی از وجودمون اگه اشتباهی داریم بپذیریم و اگه انتقاد سازنده ای بود حتماً در پی رفعش باشیم .
سعی نکنیم با غرور و توجیهات بی مورد سرپوش روی اون موضوع بزاریم . کاری کنیم که برای همیشه حل بشه . اگرم انتقاد و قضاوت طرف ، سازنده نبود با بیاعتنایی و بیتوجهی و حتی با سکوت میشه ازش گذشت.
فراموش نکنیم که دیگران به اندازه ی فهم و درک و آگاهیهای خودشون با ما صحبت میکنن و از اونجایی که نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم بهتره با بیتوجهی ازش بگذریم.
و اما در مورد قضاوتهای خودمون بهتره یاد بگیریم اول از اینکه درک متقابل نسبت به دیگران داشته باشیم و بد نیست گاهی خودمونو جای بقیه بزاریم شاید بهتر درکشون کردیم و کمتر قضاوتشون کردیم.
بهتره یاد بگیریم دست از کنترل و تغییر دیگران برداریم و تمام توجه و تمرکزمون روی خودمون باشه
یاد بگیریم نقاط مثبت و ویژگیهای مثبت و خوب دیگران رو ببینیم و اگه میتونیم چ پیش خودشون، چ وقتایی که نیستن مورد تایید و تحسین و تشویق قرار بدیم که حس خوبی دریافت کنیم .
اگه رشد و موفقیت و پیشرفتی در کسی میبینیم سعی کنیم به جای حسادت ورزیدن ، اون شخص رو الگوی خوبی برای خودمون قرار بدیم .
اگه از خودم بخوام بگم خیلی وقتا قضاوتها و انتقادهای دیگران باعث بهبود شخصیتیم شده .
شاید تو لحظه حالم بد شده اما تو خلوت خودم وقتی که فکر کردم متوجه شدم اون انتقادی که طرف کرده درست و به جا بوده اون درد کشیدنهای لحظهای باعث شده امروز روی خیلی از نقصهام کار کنم و تغییرشون بدم .
وقتی زندگیمو مرور میکنم متوجه میشم همین دیگرانی که خیلی قضاوتشون کردم و خیلی قضاوتم کردن باعث خیلی از رشد و پیشرفتها و موفقیتهای فردیم شده و بابت این از خداوند و حتی تو خلوتم از خودشون سپاسگزاری میکنم .
ولی یاد گرفتم دیگران رو بهتر درک کنم و کمتر قضاوتشون کنم خیلی وقتا به خاطر قضاوتهایی که کردم آسیب روحی و روانی خوردم به همین جهت تا جایی که میتونم سعی میکنم آگاهانه اینکارو انجام ندم وقتایی که آگاهانه کسیو قضاوت کنم بعدش خیلی حالم بد میشه برای اینکه این حال بدی رو نکشم سعی میکنم تو اون لحظه کنترل ذهن داشته باشم.
با نزدیکان و دوستانم طوری برخورد و رفتار میکنم که کسی به راحتی پیشم غیبت و تهمتی در مورد کسی نزنه .
امروز آگاهانه این کارو انجام میدم چون به اندازه ی کافی آسیب خوردم .
امروز آگاهانه با قضاوت نکردن و بودن در فرکانس مثبت خالق روابطهای بهتری میشم .
خدا رو شکر میکنم از قضاوت و غیبت کردن لذت نمیبرم. هرجاییم که اشتباه کنم سعی میکنم جبران خسارت کنم .
اگه کسی قضاوت دیگری رو پیشم کنه اگه نتونم بحث رو عوض کنم فقط به عنوان شنونده ، شنوندهای که تو ذهنش اعتنایی به حرفاش نداره حرفاشو گوش میدم سعی میکنم هیچ وقت حرفهای اون شخص در مورد شخص ثالث روم تاثیر منفی نزاره .
خدا رو شکر میکنم امروز به آگاهی و فهم و دردکهای بهتری از روابط رسیدم و روابط خوب و سالمی با همه ی اطرافیانم دارم و تو این زمینه با کسی مشکلی ندارم ..
سپاس <3