اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد در این فایل یکی دو گزینه برای ابراز عشق به دیگران پیشنهاد کردند مثل دست خالی نرفتن خونه کسی
به نظرم هر کس هر راهی برای ابراز عشق به دیگران بلده و انجام میده رو زیر این کامنت بنویسین تا مجموعه ای از راه های مختلف عشق ورزیدن به دیگران رو بدانیم و به بقیه یاد بدهیم
سلام به همه عزیزانم و استاد آگاهی دهنده مهربانم و مریم جون
فایل های آرامش در پرتو آگاهی
هر اسمی که بر هر فایلی گذاشتین واقعا برازنده همان فایل است این آگاهی های نااااب اولین چیزی که در زمان گوش دادن دارد برای ما، آرامش است! با شنیدنش اول آرام میشویم بعد کم کم با توجه به مدارمون آگاهی هایش را درک میکنیم هرکس به اندازه ظرفش!
“عشق تنها در زمان حال ممکن است. عشق ورزیدن در گذشته و آینده ممکن نیست. بسیاری از آدمها یا در گذشته و یا در آینده زندگی میکنند، طبیعتآ عشقشان نیز در گذشته و یا آینده است که چنین عملی غیر ممکن است.” واقعا افراد کمی هستن که در زمان حال زندگی میکنند و از زمان حالشان لذت میبرند! همیشه در حال یاداوری خاطرات گذشته هستند یا در استرس و نگرانی اتفاقات آینده! من خودم هم از این دسته افرادم که بیشتر در این دو زمان زندگی میکنم تا در زمان حال! ولی باید تغییر رویه بدم چون میخوام که عشق در زندگیم جاری بشه و نمیخوام از عشق فرار کنم. و زمانهایی ک در لحظه حال زندگی کردم و از لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیش لذت بردم حال و احساسم تا مدت ها خوب بوده. پس هر چه خودم را در این احساس خوب نگه دارم مسلماً طبق قانون، اتفاقات خوب، تجربه های عالی و عشق بیشتری هم دریافت خواهم کرد.
“تنها چیزی که احتیاج داری صبر است. این یکی از بزرگترین اسراری است که برایت فاش میکنم. امتحانش کن. وقتی که خشمگین میشوی، نباید کاری کنی. فقط در سکوت بنشین و نظاره گر باش. با خشم همکاری نکن و آن را سرکوب هم نکن. فقط نظاره کن، صبور باش و ببین که چه پیش میآید. بگذار این احساس اوج بگیرد”
من خیلی زود از کوره در میرم و هربار هم ک عصبانی میشم سعی میکردم که به هر نحوی شده محیط را ترک کنم تا اینکه دیروز در کتاب رویاهایی که رویا نیستند فصل 4 متوجه شدم که این اشتباه ترین کار ممکنه. چون میخوام با عوامل بیرونی خودمو اروم کنم اما هربار اوضاع بدتر میشه و تصمیمات بدی هم گرفته میشه. و امروز هم به این فایل عالی هدایت شدم که نباید فرار کنم بلکه باید بمونم و صبر کنم.
“چیزهای منفی را برای خودت نگهدار ولی خوبیها و زیباییها را با دیگران تقسیم کن.” وقتی خوبی ها رو با بقیه تقسیم کنیم توجهمون به نکات مثبت بیشتر شده و شادی های بیشتری رو هم جذب میکنیم و وقتی بدی ها را تنها برای خودمان نگه میداریم و از حرف زدن در موردش یا تقسیم کردنش با دیگران دوری میکنیم در اصل داریم کانون توجهمون رو از ناخواسته ها برمیداریم در نتیجه عبور از اتفاقات بد برامون با روند سریعتری پیش میره.
“ما همه آمدهایم که یاد بدهیم و یاد بگیریم. ببخش و عشق بورز، بی انتظار”
این عشق بی قید و شرط رو میشه از مادر و پدر هم یاد گرفت که هر کاری بچهاشون کنن بازم میبخشنشون و بازم عمیقاا بچهاشون رو دوست دارند. دوست داشتن هایی که من تجربه کردم همه آلوده به توقع و انتظار بوده یعنی هر کاری که برای طرف مقابلم کردم انتظار جبران کردن داشتم و توقع سپاسگزاری! توقع قدردانی! اما امروز میدونم که این عشق نیست این دوست داشتن واقعی نیست بلکه اون عشقی واقعیه که هیچ توقعی درش وجود نداشته باشد.
خداااایاااا شکرت برای آگاهی امروزم
استاد عزیزم بی نهاااایت سپاسگزارم برای آگاهی هایی ک هرروز من از این سایت ارزشمند دریافت میکنم بی نهاااایت مریم جون سپاسگزارم برای دسته بندی های فایل ها برای منظم کردنشون و برای به روز رسانی کردنشون بی نهاااایت عااااشقتونم
در پناه خدا سالم و ثروتمند و شاااد باشید و دلتون سرشار از عشق خدایی باشه
استاد چه آگاهی مالی به من دادی به لطف الله مهربان من
خدایا سپاسگزارم از تو ای فرمانروای کل کیهان
که منو به درون اقیانوس بیکران وناب خودت قوطه ور کردی سپاسگزارم بابت این آگاهی که همه ما یکی هستیم همه ما تو هستیم خدایا سپاسگزارم که به من آموختی که چگونه با خشم خود برخورد کنم
خدایا سپاسگزارم از توجه تو که مثل کودکی شیر خوار خودمو به تو سپردم وتو همه کارهای منو انجام میدهی
خدایا سپاسگزارم بابت اینکه به من آموختی که بدونه تو هیچ وپوچم خدایا ممنونم ازت بابت اینکه منو روی شونه های خودت گذاشتی ومنو به مسیر زیبای ها میبری تا همیشه شاد شاد باشم
خدایا سپاسگزارم بابت مسیر ثروت که منو هدایت کردی به این مسیر خدایا مرسی
خدایا سپاسگزارم بابت مسیر آرامش و آسایش وعزت وابرو بی وصفی که بر من منت گذاشتی ومنو عزیز خود وعزیز خلق خود کردی خدایا سپاسگزارم از تو که روح خودت را در من دمیدی و منو لایق بهترین مخلوق خودت دانستی خدایا سپاسگزارم بابت اینکه منو دوست داری مثل دوست داشتنت نصبت به ابراهیم به محمد به تمام بندگان خوبت خدایا سپاسگزاری من انتها ندارد به قول خودت اگر تمام دریا ها مرکب شوند اگر تمام درختان قلم شوند باز کم خواهد بود در وصف توصیف تو و سپاسگزاری من نسبت به نعمتهای بیکران خدایا ممنونم ازت که به من فرصت دادی تا جملاتی اندک در شکر تو بنویسم واین تمام صحبتها خودت بود چون من هیچ وپوچم در برابر تو ای الله مهربان وپاکم منو پاک کن از آلودگی ها منو رها کن از بدی ها دستمو محکمتر از دیروز بگیر تا فردای بهتر و زیباتر برای خودم وبرای کل مخلوقاتت بسازم خدا من بدونه تو هیچم به من نشان بده راه اللهی وزیبا وشاد را به من نشان بده راه ثروتمند بودن خوشبخت شدن را منو به سعادت برسان تا الگوی باشم مثل بندگان خوبت مثل استاد عزیز مثل همراه و همراهان خوب استاد عزیز و مهربانم
خدا سپاسگزارم که منو دوست داری و به من عشق میورزی و به من همیشه نمره بیست دادی ومیدی
خدایا سپاسگزارم از وجودت که در من دمیدی ومنو زنده و پایدار کردی
خدایا ممنونم که منو همیشه به خودت وصل کردی ومنو به انرژی پاک خودت وصل میکنی
ممنونم خدای مهربان منو به مسیر آسان وبی دغدغه هدایت کن تا بتوانم جهان را جای بهتربسازم برای مخلوقاتت
حق داری متوجه نشی این فایل ازون فایلهایی هست که باید خیلی گوش کنی برای من که اینطور بود..
ولی چیزایی که با اولین بار گوش کردنش فهمیدم این بود که بی قید وشرط عشق بورزم خب من تو این همه سال زندگی شاید مثل خیلیا میگفتم اگه محبت دیدی محبت کن اگه خوبی دیدی خوبی کن چون ازاول اینو بخورد مغزم داده بودن، برای همینم همش دنبال یه چیزی بودم تا بخاطرش یکاری انجام بدم ینی همونکه از بچگی گفتیم اینو دوست دارم به شرط اینکه اینجوری بشه ینی همش برای سود ومنفعت خودم بوده که محبت میکردم هیچوخت شادیمو بروز نمیدادم نهایت به یه لبخند بسنده میکردم اماا تا دلت بخواد غم وغصه وناراحتیمو اینور اونور تعریف میکردم وخب بیشتر هم ازهمون جنس دریافت میکردم وچقدر قشنگ استاد میگن که منفیاتو برای خودت نگه دار اما خوبیاتو تقسیم کن بیشتر بخند بیشتر شادیاتو بروز بده اونیکه درون درستی داشته باشه از شادی تو شاد میشه و چه جالب از اینکه اجازه میدن این حال خوب رو باهاشون تقسیم کنی ازشون تشکر کن..چیزی که ماهمیشه انتظار داریم بقیه از ما تشکر بکنن
قبلا وقتی کاری برای کسی انجام میدادم همش دنبال این بودم که تشکر کنه اما جدیدا دیگ منتظر تشکر کسی نیستم ازینکه میتونم برای کسی کاری انجام بدم ولو کوچک بینهایت احساس شگرف وخوشحالی میکنم خودم کلی باخودم حال میکنم که افرین مینا کلی شکرگزاری میکنم که خدایا مرسی منو لایق این کار دونستی..قبلا من این نبودم که همش حساب کتاب میکردم دودوتا چهارتا میکردم خب به همون تبع از زندگی هم هیچی نفهمیدم،، چقدر عزت نفسم بالا اومده که جرئت میکنم اینارو بنویسم و خجالت نکشم خدایا شکرت..
این هیچ بودنه رو خیلی دوست دارم،خیلی دوست دارم هیچ شم از درون خالی شم پراز حس خدا شم امااا نمیدونم چجوری نمیدونم دقیقا باید چیکار کنم هنوز متوجه نمیشم که کجا نجوای ذهنه کجا صدای قلبم،، هنوز خیلی حواسم به نشانهها نیست که حواسم به همه چی باشه که حتی وقتی یکی حرف میزنه یه چیزی میگه ینی دستی از دستای خداست که داره راهو بهت نشون میده،،خدا جدیدا میگه باید صبر کنی پس باید بگم چشم صبر میکنم بقول یه عزیزدلی میوه صبر همیشه شیرینه(m:es)
نمیفهمم این شکرگزاریهام زبونین یا قلبی،، قطعا وقتی اینقد خوشحالم که قلبم میخواد بزنه بیرون ینی که مسیرم درسته
الهی شکر که وارد این مسیر شدم
خداروشکرکه اینجا نوشتم امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم شاید با این پبامم دوباره به این فایل برگردی و بهتر متوجه شی دوست همفرکانسی من
در پناه الله یکتا شاد وخوشبخت وسعادتمند دردنیا وآخرت باشی
وقتی این فایل رو شنیدم فهمیدم که سالهای عمرم با غرور فکر میکردم آدم خوبی هستم -در واقع یک انسان پرتوقع بودم که تا وقتی به یک نفر خوبی میکردم و اون بهم بی محلی میکرد میگفتم برو بابا این قدر نشناسه ودیگ باهاش صحبت نمیکنم
و این هم دقیقا برای این بوده که اینجوری با قید و شرط بزرگ شدیم و همیشه برای داشتن چیزی باید چیزی میدادیم
همیشه منتظر دریافت عشق از اطرافیانم بودم در صورتی خودم خودخواه بودم
همیشه توی قرآن میخوندم که از بخشش و انفاق گفته میشه /ببخشید از هر آنچه دارید /و منظور اصلی خداوند عشق و محبت و لبخند بوده
و ما چه قدر در این موارد خسیس بودیم و همیشه برای بدبختیامون دنبال سنگ صبور میگشتیم
چند روز بود داشتم از خداوند هدایت میخواستم تا بیشتر خودمو پیدا کنم و هدایت شدم به این فایل
خدایا این همه سال یک انسان ثرتمند بودم و خودم خبر نداشتم *بله درسته همین خنده-همین عشق و محبت هم
ثروتی از ناحیه خداوند مهربانه که ما چقدر بی تفاوت از کنارش رد میشیم و فقط چسبیدیم به ثروت در قالب پول
خداوندا از تو بینهایت سپاسگزارم که منو هدایتم کردی به صدای دلنشین استاد و نوشته های عالی مریم جان
سعی میکنم بدون توقع بیشتر عشق بورزم و خوشیهایم را ببخشم
و خشم و افکار منفی را نگهدارم برای خودم و خودم حلش کنم
خدایا شکرت برای این آگاهی ناب
استاد عزیزم همیشه گوشه ذهنم از این همه آگاهی و توحید شما حیرت زده ام
امروز صبح زود تو حالت خواب و بیداری یک نجوای عجیب شیطانی درمورد جسمم اومد توی ذهنم که عجیب دگرگونم کرد جوری که دوسه ساعت بیقرارم کرد ترسیدم و بعدش خوابیدم یک خواب بسیار سنگین و پر از ترس
وقتی بیدار شدم منگ بودم. نشانه ی امروز رو دیدم و بعد فایل تحول روز شمار که این فایل بود رو گوش کردم و هی فکر کردم هی فکر کردم یادم اومد من تقریبا بیست سال پیش همچنین نجواهایی داشتم نمیدونم چند سال این نجواها با من بودن ، درست زمانی که به سن ازدواج رسیده بودم و تصمیم داشتم ازدواج کنم این نجواها اومد تو ذهنم لونه کرد ، موقعی که میخواست خواستگار بیاد این نجواها میومد کنار گوشم حرفهای اضافی میزد که اصلا به دردت نمیخوره، این خواستگاری به ازدواج ختم نمیشه. اصلا این موقعیت بدی هست ، یعنی اینقدر می گفت و میشد که بهش ایمان پیدا کرده بودم خسته شده بودم دیگه وقتی حرف ازدواج میشد تفره میرفتم دوسنداشتم خواستگار بیاد چون اون حال و هوا و نجواها تکرار میشد خیلی بد بود نمیدونم کسی تابحال تجربه کرده یه حسی درونت میاد که همش نه میاره همش حرفهای منفی میزنه و واقعا هم همون میشه
تا اینکه اونقدر از این حس خسته شده بودم و ترسیده بودم که دیگه به ازدواج فکر نمیکردم و به خداوند گفتم خدایا من ترسیدم کمکم کن دیگه نمیکشم ، نمیدونم چی شد یهو دقیق یادم نیست که یهو همه چی تغییر کرد و یه خواستگار اومد که از همه ی خواستگارا بهتر و پسرداییم هم بود و اصلا نفهمیدم چی شد ، اون حس دیگه نبود ، یهو به خودم اومدم دیدم عقد کردیم و همه چی تموم شد
من بیست سال این حس رو فراموش کردم دیگه نبود دیگه خیلی راحت هرکاری رو انجام میدادم مثل خوره نمیومد آزارم بده و حرف های منفی بزنه .
تا اینکه تقریبا پنج شش ماهه این حس برگشته، اینبار درباره ی سلامتی و بیماریم هست . بعد از بیست سال ، اونم دقیقا موقعی که من داشتم روی خودم کار میکردم . دوباره اومد کنار گوشم و مثل خوره داره من رو میخوره.
حدود یک سال پیش بود که شروع کردم به ساختن باورهای سلامتی و کار کردن روزانه روی خودم ، بعد از چند ماه وقتی یاد گرفتم که باید روی قسمت های سالم جسمم تمرکز کنم و شکرگزاری کنم برای سلامتشون و به قسمت های بیمار توجه نکنم ، اون شکرگزاری ها معکوس جواب داد و مثلا وقتی برای چشام شکرگزاری میکردم که زیبایی ها رو باهاشون میبینم چشمهایم شروع کرد به درد گرفتن و مجبور شدم برم چشم پزشکی و ماجراهاش…
بعد از سوالاتی که در عقل کل بود فهمیدم که باور کمبود دارم و یک باور ساختم عکس اون که من برای هر چیزی که شکرگزاری میکنم هر روز بهتر و بیشتر میشه چون ذات این جهان خیره برکته افزایشه فراوانیه…
و هر روز دارم تکرارش میکنم بعد از این مورد اون شیطان وسوسه گر قدیمی عرض اندام کرد و حالا اون داره بیماری رو بیشتر میکنه و هر روز دردهام اضافه میشه ،
چند بار در عقل کل سوال گذاشتم دربارهی این نجواها ولی انگار سوالم تایید نشد و موندم چه کنم هر دفعه میاد تو ذهنم و یک قسمت بدنم رو به ذهنم میاره و میگه این قسمت هم بیماره و اون قسمت شروع میکنه به درد و درگیر میشم. و امروز صبح تو خواب و بیداری اومد و ذهنمو درگیر کرد خیلی وحشتناک
خیلی امروز بهم سخت گذشت تا اینکه این فایل روگوش کردم کمی فکر کردم و تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که من در حال تغییر هستم و داره اون قسمت های تاریک وجودم بالا میاد اون قسمت هایی که توی لایه های پنهانی درونم بوده و من فکر میکردم که دیگه وجود نداره الان دوباره عرض اندام کرده ، اینکه چطور رها بشم رو نمیدونم فقط قسمت سمومی مثل خشم این فایل این بود که هر وقت خشم میاد فقط بهش نگاه کن کاری نکن سرکوبش نکن فقط نگاه کن و صبر کن
وقتی اینو برای خودم جایگزین کردم با اون حس ویرانگر وجودم.
به این نتیجه رسیدم که وقتی میان فقط نگاش کنم واکنش نشون ندم جوابش رو ندم سرکوبش نکنم امید ندم به خودم که نترس چیزی نیست
فقط صبر کنم. و به خدا توکل کنم .نمیدونم این روش درست هست یا نه ولی خیلی سخته خیلی
،، یعنی من بخاطر سلامتی در این سایت عضو شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و این شیطان سیاه هم شروع به کار کرد و پیداش شد.
دوست داشتم در عقل اینها رو بنویسم که از دوستان راهکار بگیرم اما خب اونجا سوالم تایید نشد دلیلش رو نمیدونم
اما میدونم که حالم دلم از زمانی که فایلهای تحول رو شروع کرده بودم هر روز بهتر میشد خیلی خوب بود تا اینکه این حس دوباره پیداش شد و فرکانسم رو بشدت آورد پایین . جوری که احساس سقوط عجیبی میکنم
نمیدونم آیا این هم یک قسمتی از تکامل هست یا خیر
اما این رو میدونم که به کمک خداوند خیلی نیاز دارم خدایا دستانت رو به حق این لحظه ی ملکوتی اذان مغرب به کمکم بفرست میدونم هیچ وقت دیر نمیکنی . میدونم حواست همه جا به من هست میخوام به تو توکل کنم و به شیطان پشت کنم . میخوام کنترل ذهن کنم اما مثل ماههای پیش نیستم با این شیطان ریشه دار کنترل ذهن خیلی واسم سخت شده . کمکم کن یا رب
به نام خدای مهربانم خدای هدایتگرم خدای رزاق ووهابم خدایی که صدامو میشنوه
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
عشقه خداوند هدایت خداوند همیشگی ست و نامحدوده
هر چیزی که میخواهیم ببخشیم باید بدون توقع باشد با عشق ببخشیم و برای خدا ببخشیم تا خدا هم به ما ببخشد و هر قدمی برمیداریم باید برای رضای خداوند باشد و این کار باعث میشه به احساسه بهتر و بهتری برسیم
و در همه کارهامون خدا رو ببینیم و بهترین نتایج رو دارد
و همه رو دوست بداریم بی قید و شرط
هر کسی رو که میبینیم قضاوت نکنیم و پاره ای از وجود خدا ببینیم و دیدگاهمون رو مثبت کنیم
و بعد میبینیم جهان چه پاداشهای به ما میدهد
استاد ممنونم از این فایلهای بی نظیرتون
خدایا صد هزار مرتبه شکرت میگویم سپاسگزارتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین خدایا
سلاااااااااااام استاد عباس منش عزیزسال نو رو بهتون تبریک میگم و امیدوارم امسال نیز همچون پارسال موفق و شاداب باشین استاد فایل هشتم بی نظیر بود و اشکم را درآوردچون من عاشقی رو اصلن زندگی نکردم و تشته تشنه ام…….
ارامش در پرتو اگاهی و اگاهی همه چیز.ممنون از اینکه بلدین یکم احساسات واقعی تر رو به کلمات حقانی تر تبدیل کنین مثل خیلی از ادمای خوب.سالم و تندرست و ثروتمند باشید همیشه.
سلام استاد جون سلام بچه ها
استاد در این فایل یکی دو گزینه برای ابراز عشق به دیگران پیشنهاد کردند مثل دست خالی نرفتن خونه کسی
به نظرم هر کس هر راهی برای ابراز عشق به دیگران بلده و انجام میده رو زیر این کامنت بنویسین تا مجموعه ای از راه های مختلف عشق ورزیدن به دیگران رو بدانیم و به بقیه یاد بدهیم
سلام به همه عزیزانم و استاد آگاهی دهنده مهربانم و مریم جون
فایل های آرامش در پرتو آگاهی
هر اسمی که بر هر فایلی گذاشتین واقعا برازنده همان فایل است این آگاهی های نااااب اولین چیزی که در زمان گوش دادن دارد برای ما، آرامش است! با شنیدنش اول آرام میشویم بعد کم کم با توجه به مدارمون آگاهی هایش را درک میکنیم هرکس به اندازه ظرفش!
“عشق تنها در زمان حال ممکن است. عشق ورزیدن در گذشته و آینده ممکن نیست. بسیاری از آدمها یا در گذشته و یا در آینده زندگی میکنند، طبیعتآ عشقشان نیز در گذشته و یا آینده است که چنین عملی غیر ممکن است.” واقعا افراد کمی هستن که در زمان حال زندگی میکنند و از زمان حالشان لذت میبرند! همیشه در حال یاداوری خاطرات گذشته هستند یا در استرس و نگرانی اتفاقات آینده! من خودم هم از این دسته افرادم که بیشتر در این دو زمان زندگی میکنم تا در زمان حال! ولی باید تغییر رویه بدم چون میخوام که عشق در زندگیم جاری بشه و نمیخوام از عشق فرار کنم. و زمانهایی ک در لحظه حال زندگی کردم و از لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیش لذت بردم حال و احساسم تا مدت ها خوب بوده. پس هر چه خودم را در این احساس خوب نگه دارم مسلماً طبق قانون، اتفاقات خوب، تجربه های عالی و عشق بیشتری هم دریافت خواهم کرد.
“تنها چیزی که احتیاج داری صبر است. این یکی از بزرگترین اسراری است که برایت فاش میکنم. امتحانش کن. وقتی که خشمگین میشوی، نباید کاری کنی. فقط در سکوت بنشین و نظاره گر باش. با خشم همکاری نکن و آن را سرکوب هم نکن. فقط نظاره کن، صبور باش و ببین که چه پیش میآید. بگذار این احساس اوج بگیرد”
من خیلی زود از کوره در میرم و هربار هم ک عصبانی میشم سعی میکردم که به هر نحوی شده محیط را ترک کنم تا اینکه دیروز در کتاب رویاهایی که رویا نیستند فصل 4 متوجه شدم که این اشتباه ترین کار ممکنه. چون میخوام با عوامل بیرونی خودمو اروم کنم اما هربار اوضاع بدتر میشه و تصمیمات بدی هم گرفته میشه. و امروز هم به این فایل عالی هدایت شدم که نباید فرار کنم بلکه باید بمونم و صبر کنم.
“چیزهای منفی را برای خودت نگهدار ولی خوبیها و زیباییها را با دیگران تقسیم کن.” وقتی خوبی ها رو با بقیه تقسیم کنیم توجهمون به نکات مثبت بیشتر شده و شادی های بیشتری رو هم جذب میکنیم و وقتی بدی ها را تنها برای خودمان نگه میداریم و از حرف زدن در موردش یا تقسیم کردنش با دیگران دوری میکنیم در اصل داریم کانون توجهمون رو از ناخواسته ها برمیداریم در نتیجه عبور از اتفاقات بد برامون با روند سریعتری پیش میره.
“ما همه آمدهایم که یاد بدهیم و یاد بگیریم. ببخش و عشق بورز، بی انتظار”
این عشق بی قید و شرط رو میشه از مادر و پدر هم یاد گرفت که هر کاری بچهاشون کنن بازم میبخشنشون و بازم عمیقاا بچهاشون رو دوست دارند. دوست داشتن هایی که من تجربه کردم همه آلوده به توقع و انتظار بوده یعنی هر کاری که برای طرف مقابلم کردم انتظار جبران کردن داشتم و توقع سپاسگزاری! توقع قدردانی! اما امروز میدونم که این عشق نیست این دوست داشتن واقعی نیست بلکه اون عشقی واقعیه که هیچ توقعی درش وجود نداشته باشد.
خداااایاااا شکرت برای آگاهی امروزم
استاد عزیزم بی نهاااایت سپاسگزارم برای آگاهی هایی ک هرروز من از این سایت ارزشمند دریافت میکنم بی نهاااایت مریم جون سپاسگزارم برای دسته بندی های فایل ها برای منظم کردنشون و برای به روز رسانی کردنشون بی نهاااایت عااااشقتونم
در پناه خدا سالم و ثروتمند و شاااد باشید و دلتون سرشار از عشق خدایی باشه
به نام الله که بخشاینده و با رحمت است
سلام خدمت استاد عزیز و گرامی
سلام خدمت خانم شایسته مهربان و بزرگوار
وسلام خدمت خانواده گرم و صمیمی و توحیدی خودم
استاد چه آگاهی مالی به من دادی به لطف الله مهربان من
خدایا سپاسگزارم از تو ای فرمانروای کل کیهان
که منو به درون اقیانوس بیکران وناب خودت قوطه ور کردی سپاسگزارم بابت این آگاهی که همه ما یکی هستیم همه ما تو هستیم خدایا سپاسگزارم که به من آموختی که چگونه با خشم خود برخورد کنم
خدایا سپاسگزارم از توجه تو که مثل کودکی شیر خوار خودمو به تو سپردم وتو همه کارهای منو انجام میدهی
خدایا سپاسگزارم بابت اینکه به من آموختی که بدونه تو هیچ وپوچم خدایا ممنونم ازت بابت اینکه منو روی شونه های خودت گذاشتی ومنو به مسیر زیبای ها میبری تا همیشه شاد شاد باشم
خدایا سپاسگزارم بابت مسیر ثروت که منو هدایت کردی به این مسیر خدایا مرسی
خدایا سپاسگزارم بابت مسیر آرامش و آسایش وعزت وابرو بی وصفی که بر من منت گذاشتی ومنو عزیز خود وعزیز خلق خود کردی خدایا سپاسگزارم از تو که روح خودت را در من دمیدی و منو لایق بهترین مخلوق خودت دانستی خدایا سپاسگزارم بابت اینکه منو دوست داری مثل دوست داشتنت نصبت به ابراهیم به محمد به تمام بندگان خوبت خدایا سپاسگزاری من انتها ندارد به قول خودت اگر تمام دریا ها مرکب شوند اگر تمام درختان قلم شوند باز کم خواهد بود در وصف توصیف تو و سپاسگزاری من نسبت به نعمتهای بیکران خدایا ممنونم ازت که به من فرصت دادی تا جملاتی اندک در شکر تو بنویسم واین تمام صحبتها خودت بود چون من هیچ وپوچم در برابر تو ای الله مهربان وپاکم منو پاک کن از آلودگی ها منو رها کن از بدی ها دستمو محکمتر از دیروز بگیر تا فردای بهتر و زیباتر برای خودم وبرای کل مخلوقاتت بسازم خدا من بدونه تو هیچم به من نشان بده راه اللهی وزیبا وشاد را به من نشان بده راه ثروتمند بودن خوشبخت شدن را منو به سعادت برسان تا الگوی باشم مثل بندگان خوبت مثل استاد عزیز مثل همراه و همراهان خوب استاد عزیز و مهربانم
خدا سپاسگزارم که منو دوست داری و به من عشق میورزی و به من همیشه نمره بیست دادی ومیدی
خدایا سپاسگزارم از وجودت که در من دمیدی ومنو زنده و پایدار کردی
خدایا ممنونم که منو همیشه به خودت وصل کردی ومنو به انرژی پاک خودت وصل میکنی
ممنونم خدای مهربان منو به مسیر آسان وبی دغدغه هدایت کن تا بتوانم جهان را جای بهتربسازم برای مخلوقاتت
خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
سلام رفقا شبتون بخیر.
متأسفم ولی باید بگم هیچی از این فایل متوجه نمیشم.
سعی میکنم بفهمم ولی اونطور که باید این آگاهی و فهم رخ نمیده. نمیدونم چرا.
تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که احتمال زیاد الان در مدارش نیستم.
شاید هم چون خیلی خستم.
یا شاید چون میخوام خودم رو مجبور کنم که حتما این فایل رو گوش بدم و با این که سرم شلوغ بوده، این موقع شب وقت کردم بیام سراغش.
شاید هم باید بارها و بارها بشنوم تا متوجه بشم.
لطفاً اگه متوجه دلیلش شدید راهنماییم کنید رفقا.
من تمام فایل رو با خط خودم، خیلی زیبا نوشتم حتی.
چکار کنم که به درک بیشتری از این آگاهی برسم؟!
در پناه الله باشید.
سلام نرگس بانوی عزیزم
حق داری متوجه نشی این فایل ازون فایلهایی هست که باید خیلی گوش کنی برای من که اینطور بود..
ولی چیزایی که با اولین بار گوش کردنش فهمیدم این بود که بی قید وشرط عشق بورزم خب من تو این همه سال زندگی شاید مثل خیلیا میگفتم اگه محبت دیدی محبت کن اگه خوبی دیدی خوبی کن چون ازاول اینو بخورد مغزم داده بودن، برای همینم همش دنبال یه چیزی بودم تا بخاطرش یکاری انجام بدم ینی همونکه از بچگی گفتیم اینو دوست دارم به شرط اینکه اینجوری بشه ینی همش برای سود ومنفعت خودم بوده که محبت میکردم هیچوخت شادیمو بروز نمیدادم نهایت به یه لبخند بسنده میکردم اماا تا دلت بخواد غم وغصه وناراحتیمو اینور اونور تعریف میکردم وخب بیشتر هم ازهمون جنس دریافت میکردم وچقدر قشنگ استاد میگن که منفیاتو برای خودت نگه دار اما خوبیاتو تقسیم کن بیشتر بخند بیشتر شادیاتو بروز بده اونیکه درون درستی داشته باشه از شادی تو شاد میشه و چه جالب از اینکه اجازه میدن این حال خوب رو باهاشون تقسیم کنی ازشون تشکر کن..چیزی که ماهمیشه انتظار داریم بقیه از ما تشکر بکنن
قبلا وقتی کاری برای کسی انجام میدادم همش دنبال این بودم که تشکر کنه اما جدیدا دیگ منتظر تشکر کسی نیستم ازینکه میتونم برای کسی کاری انجام بدم ولو کوچک بینهایت احساس شگرف وخوشحالی میکنم خودم کلی باخودم حال میکنم که افرین مینا کلی شکرگزاری میکنم که خدایا مرسی منو لایق این کار دونستی..قبلا من این نبودم که همش حساب کتاب میکردم دودوتا چهارتا میکردم خب به همون تبع از زندگی هم هیچی نفهمیدم،، چقدر عزت نفسم بالا اومده که جرئت میکنم اینارو بنویسم و خجالت نکشم خدایا شکرت..
این هیچ بودنه رو خیلی دوست دارم،خیلی دوست دارم هیچ شم از درون خالی شم پراز حس خدا شم امااا نمیدونم چجوری نمیدونم دقیقا باید چیکار کنم هنوز متوجه نمیشم که کجا نجوای ذهنه کجا صدای قلبم،، هنوز خیلی حواسم به نشانهها نیست که حواسم به همه چی باشه که حتی وقتی یکی حرف میزنه یه چیزی میگه ینی دستی از دستای خداست که داره راهو بهت نشون میده،،خدا جدیدا میگه باید صبر کنی پس باید بگم چشم صبر میکنم بقول یه عزیزدلی میوه صبر همیشه شیرینه(m:es)
نمیفهمم این شکرگزاریهام زبونین یا قلبی،، قطعا وقتی اینقد خوشحالم که قلبم میخواد بزنه بیرون ینی که مسیرم درسته
الهی شکر که وارد این مسیر شدم
خداروشکرکه اینجا نوشتم امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم شاید با این پبامم دوباره به این فایل برگردی و بهتر متوجه شی دوست همفرکانسی من
در پناه الله یکتا شاد وخوشبخت وسعادتمند دردنیا وآخرت باشی
بنام خداوند عشق
وقتی این فایل رو شنیدم فهمیدم که سالهای عمرم با غرور فکر میکردم آدم خوبی هستم -در واقع یک انسان پرتوقع بودم که تا وقتی به یک نفر خوبی میکردم و اون بهم بی محلی میکرد میگفتم برو بابا این قدر نشناسه ودیگ باهاش صحبت نمیکنم
و این هم دقیقا برای این بوده که اینجوری با قید و شرط بزرگ شدیم و همیشه برای داشتن چیزی باید چیزی میدادیم
همیشه منتظر دریافت عشق از اطرافیانم بودم در صورتی خودم خودخواه بودم
همیشه توی قرآن میخوندم که از بخشش و انفاق گفته میشه /ببخشید از هر آنچه دارید /و منظور اصلی خداوند عشق و محبت و لبخند بوده
و ما چه قدر در این موارد خسیس بودیم و همیشه برای بدبختیامون دنبال سنگ صبور میگشتیم
چند روز بود داشتم از خداوند هدایت میخواستم تا بیشتر خودمو پیدا کنم و هدایت شدم به این فایل
خدایا این همه سال یک انسان ثرتمند بودم و خودم خبر نداشتم *بله درسته همین خنده-همین عشق و محبت هم
ثروتی از ناحیه خداوند مهربانه که ما چقدر بی تفاوت از کنارش رد میشیم و فقط چسبیدیم به ثروت در قالب پول
خداوندا از تو بینهایت سپاسگزارم که منو هدایتم کردی به صدای دلنشین استاد و نوشته های عالی مریم جان
سعی میکنم بدون توقع بیشتر عشق بورزم و خوشیهایم را ببخشم
و خشم و افکار منفی را نگهدارم برای خودم و خودم حلش کنم
خدایا شکرت برای این آگاهی ناب
استاد عزیزم همیشه گوشه ذهنم از این همه آگاهی و توحید شما حیرت زده ام
گویی خود خداوند دارد از زبان شما با ما حرف میزند
نوش جانت این توحید و این بهشت
گگدرود
روز صد و نود و دوم از روز شمار تحول زندگی من
سپاسگزارم از استاد عزیزم
امروز صبح زود تو حالت خواب و بیداری یک نجوای عجیب شیطانی درمورد جسمم اومد توی ذهنم که عجیب دگرگونم کرد جوری که دوسه ساعت بیقرارم کرد ترسیدم و بعدش خوابیدم یک خواب بسیار سنگین و پر از ترس
وقتی بیدار شدم منگ بودم. نشانه ی امروز رو دیدم و بعد فایل تحول روز شمار که این فایل بود رو گوش کردم و هی فکر کردم هی فکر کردم یادم اومد من تقریبا بیست سال پیش همچنین نجواهایی داشتم نمیدونم چند سال این نجواها با من بودن ، درست زمانی که به سن ازدواج رسیده بودم و تصمیم داشتم ازدواج کنم این نجواها اومد تو ذهنم لونه کرد ، موقعی که میخواست خواستگار بیاد این نجواها میومد کنار گوشم حرفهای اضافی میزد که اصلا به دردت نمیخوره، این خواستگاری به ازدواج ختم نمیشه. اصلا این موقعیت بدی هست ، یعنی اینقدر می گفت و میشد که بهش ایمان پیدا کرده بودم خسته شده بودم دیگه وقتی حرف ازدواج میشد تفره میرفتم دوسنداشتم خواستگار بیاد چون اون حال و هوا و نجواها تکرار میشد خیلی بد بود نمیدونم کسی تابحال تجربه کرده یه حسی درونت میاد که همش نه میاره همش حرفهای منفی میزنه و واقعا هم همون میشه
تا اینکه اونقدر از این حس خسته شده بودم و ترسیده بودم که دیگه به ازدواج فکر نمیکردم و به خداوند گفتم خدایا من ترسیدم کمکم کن دیگه نمیکشم ، نمیدونم چی شد یهو دقیق یادم نیست که یهو همه چی تغییر کرد و یه خواستگار اومد که از همه ی خواستگارا بهتر و پسرداییم هم بود و اصلا نفهمیدم چی شد ، اون حس دیگه نبود ، یهو به خودم اومدم دیدم عقد کردیم و همه چی تموم شد
من بیست سال این حس رو فراموش کردم دیگه نبود دیگه خیلی راحت هرکاری رو انجام میدادم مثل خوره نمیومد آزارم بده و حرف های منفی بزنه .
تا اینکه تقریبا پنج شش ماهه این حس برگشته، اینبار درباره ی سلامتی و بیماریم هست . بعد از بیست سال ، اونم دقیقا موقعی که من داشتم روی خودم کار میکردم . دوباره اومد کنار گوشم و مثل خوره داره من رو میخوره.
حدود یک سال پیش بود که شروع کردم به ساختن باورهای سلامتی و کار کردن روزانه روی خودم ، بعد از چند ماه وقتی یاد گرفتم که باید روی قسمت های سالم جسمم تمرکز کنم و شکرگزاری کنم برای سلامتشون و به قسمت های بیمار توجه نکنم ، اون شکرگزاری ها معکوس جواب داد و مثلا وقتی برای چشام شکرگزاری میکردم که زیبایی ها رو باهاشون میبینم چشمهایم شروع کرد به درد گرفتن و مجبور شدم برم چشم پزشکی و ماجراهاش…
بعد از سوالاتی که در عقل کل بود فهمیدم که باور کمبود دارم و یک باور ساختم عکس اون که من برای هر چیزی که شکرگزاری میکنم هر روز بهتر و بیشتر میشه چون ذات این جهان خیره برکته افزایشه فراوانیه…
و هر روز دارم تکرارش میکنم بعد از این مورد اون شیطان وسوسه گر قدیمی عرض اندام کرد و حالا اون داره بیماری رو بیشتر میکنه و هر روز دردهام اضافه میشه ،
چند بار در عقل کل سوال گذاشتم دربارهی این نجواها ولی انگار سوالم تایید نشد و موندم چه کنم هر دفعه میاد تو ذهنم و یک قسمت بدنم رو به ذهنم میاره و میگه این قسمت هم بیماره و اون قسمت شروع میکنه به درد و درگیر میشم. و امروز صبح تو خواب و بیداری اومد و ذهنمو درگیر کرد خیلی وحشتناک
خیلی امروز بهم سخت گذشت تا اینکه این فایل روگوش کردم کمی فکر کردم و تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که من در حال تغییر هستم و داره اون قسمت های تاریک وجودم بالا میاد اون قسمت هایی که توی لایه های پنهانی درونم بوده و من فکر میکردم که دیگه وجود نداره الان دوباره عرض اندام کرده ، اینکه چطور رها بشم رو نمیدونم فقط قسمت سمومی مثل خشم این فایل این بود که هر وقت خشم میاد فقط بهش نگاه کن کاری نکن سرکوبش نکن فقط نگاه کن و صبر کن
وقتی اینو برای خودم جایگزین کردم با اون حس ویرانگر وجودم.
به این نتیجه رسیدم که وقتی میان فقط نگاش کنم واکنش نشون ندم جوابش رو ندم سرکوبش نکنم امید ندم به خودم که نترس چیزی نیست
فقط صبر کنم. و به خدا توکل کنم .نمیدونم این روش درست هست یا نه ولی خیلی سخته خیلی
،، یعنی من بخاطر سلامتی در این سایت عضو شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و این شیطان سیاه هم شروع به کار کرد و پیداش شد.
دوست داشتم در عقل اینها رو بنویسم که از دوستان راهکار بگیرم اما خب اونجا سوالم تایید نشد دلیلش رو نمیدونم
اما میدونم که حالم دلم از زمانی که فایلهای تحول رو شروع کرده بودم هر روز بهتر میشد خیلی خوب بود تا اینکه این حس دوباره پیداش شد و فرکانسم رو بشدت آورد پایین . جوری که احساس سقوط عجیبی میکنم
نمیدونم آیا این هم یک قسمتی از تکامل هست یا خیر
اما این رو میدونم که به کمک خداوند خیلی نیاز دارم خدایا دستانت رو به حق این لحظه ی ملکوتی اذان مغرب به کمکم بفرست میدونم هیچ وقت دیر نمیکنی . میدونم حواست همه جا به من هست میخوام به تو توکل کنم و به شیطان پشت کنم . میخوام کنترل ذهن کنم اما مثل ماههای پیش نیستم با این شیطان ریشه دار کنترل ذهن خیلی واسم سخت شده . کمکم کن یا رب
به نام خدای مهربانم خدای هدایتگرم خدای رزاق ووهابم خدایی که صدامو میشنوه
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
عشقه خداوند هدایت خداوند همیشگی ست و نامحدوده
هر چیزی که میخواهیم ببخشیم باید بدون توقع باشد با عشق ببخشیم و برای خدا ببخشیم تا خدا هم به ما ببخشد و هر قدمی برمیداریم باید برای رضای خداوند باشد و این کار باعث میشه به احساسه بهتر و بهتری برسیم
و در همه کارهامون خدا رو ببینیم و بهترین نتایج رو دارد
و همه رو دوست بداریم بی قید و شرط
هر کسی رو که میبینیم قضاوت نکنیم و پاره ای از وجود خدا ببینیم و دیدگاهمون رو مثبت کنیم
و بعد میبینیم جهان چه پاداشهای به ما میدهد
استاد ممنونم از این فایلهای بی نظیرتون
خدایا صد هزار مرتبه شکرت میگویم سپاسگزارتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین خدایا
سلاااااااااااام استاد عباس منش عزیزسال نو رو بهتون تبریک میگم و امیدوارم امسال نیز همچون پارسال موفق و شاداب باشین استاد فایل هشتم بی نظیر بود و اشکم را درآوردچون من عاشقی رو اصلن زندگی نکردم و تشته تشنه ام…….
توهدفی ، من دنبال توام
تو معبودی ، من عبد توام
توعشقی ، من عاشق توام
تو نوری ، من شب پره توام
تو بال باش ، من پرنده ام
تو ارباب باش ، من برده ام
تو همراه باش ، من رونده ام
تو ناز باشی ، من نیازم
تو آوازباشی ، من یه سازم
خدایا فقط باش ، که بی تومی بازم . . .
سلام استادگرامی ؛ممنون بابت این فایل زیبا..خدایا شکرت.. شکرت…
ارامش در پرتو اگاهی و اگاهی همه چیز.ممنون از اینکه بلدین یکم احساسات واقعی تر رو به کلمات حقانی تر تبدیل کنین مثل خیلی از ادمای خوب.سالم و تندرست و ثروتمند باشید همیشه.