آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 9 - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

425 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حمیدرضا بیغمیان گفته:
    مدت عضویت: 777 روز

    باسلام خدمت استاد عزیزم وتمامی همراهان سایت الهی و مقدس عباسمنش

    امروز دل تنگه سایت بودم واومدم سراغ نشانه امروزم که دقیقا من دنبال این آگاهی بودم بااینکه بارها فایل های صوتی و تصویری ازاستادشنیده ام ولی اگه عمل نکنی به قول استاد عزیزم دوباره علف های هرز توذهنت رشد می‌کنه دوباره شخصیت عوض میشه دوباره نتایج قبل رو میگیری و……

    ما اگه عمل کنیم به این آموزه‌ها و استمرار داشته باشیم روزهای خوش دنبال هم سراغت میاندآدمهای خوب اتفاقات خوب درآمد خوب ولی اگه به قول استاد عمل نکنی نتایج راحت ازبین می‌ره

    از خدا برای همه آگاهی وعمل به آگاهی آرزو دارم

    استاد عزیزم و مریم خانم شایسته ازشماسپاسگذارم که باعمل توانسته ایدالگوی کاملی برای مارهجویان این راه باشین وازخداوندسپاسگذارم که مرا باشما وسایت الهی تون آشناکرد برای همه دوستان هم ازخداسلامتی وعاقبت بخیری آرزو دارم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 997 روز

    سلام

    این فایل نشانه ی امروز من بود

    من جسمم نیستم

    من افکارم نیستم من ناظر بر افکار هستم من میتوانم آگاهانه افکار خوب را انتخاب کنم آنها هیچ قدرتی برمن ندارند منم که میتوانم با افکار آگاهانه و خوب داشتن زندگی ام را بسازم

    من اسمم نیستم اسم من تنها برچسبی ست که من را از دیگران تمیز میدهد

    منم که ناظر بر اینهمه هستم من بی انتها هستم من بی نهایت نیرو و قدرت دارم درون خود میتوانم با قدرت افکارم زندگی ام را خلق کنم افکار من به خودی خود هیچ قدرتی ندارند منم که میتوانم با توجه کردن به هر فکری آن را در زندگی ام بیشتر تجربه کنم

    افکار می آیند و میروند منم که تصمیم میگیرم به کدام فکر قدرت جهت و توجه بدهم تا از آن جنس را بیشتر تجربه کنم به افکار منفی و بد توجه کنم یا به افکار مثبت خوب و سازنده…

    تشکر بابت این فایل

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    نیـایـش گفته:
    مدت عضویت: 372 روز

    «بسم الله الرحمن الرحیم»

    سلام به دوستان گلم و سپاسگذارم از استاد مهربانم بابت ایت فایل زیبا. چقدر این فایل به من آرامش میدهد. چقدر حقایق زیبایی در این فایل نهفته است. چقدر زیبا ارتباط ما با خداوند در این فایل ذکر شده.دلم میخواد ساعت ها بشینم و این فایل هارو گوش بدهم‌. شنیدن این فایل وجودم را به وجد میاورد. چقدر ما بارزش هستیم و روحمان ماندنی است. «ما ناظر بر تمام نعمت ها و وجود خود هستیم»

    «ما پاره ای از خداوند هستیم»

    خدایا سپاسگذارم بابت هدایت شدن به این فایل که شاید بارها گوشش دادم ولی از گوش دادنش سیر نمیشم و نخواهم شد.

    بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    محمد زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2099 روز

    سلام به همگی.

    کامنت روز 73 ام سفرنامه تحول درون

    اولین چیزی که دوست دارم بگم اینه که با حالت بغض دارم این کامنت رو مینویسم.73 روز هر روز منتظر بودم ببینم امروز قراره چی بشنوم و بببینم.73 روز در تقریبا 90 درصد این حوالی ساعت نیمه شب زمانی را با خودم خلوت میکردم.یک فایل میدیدم و کامنت میگذاشتم.واقعیتش مثل اینکه به چیزی وابسته شده باشید و اونو ازتون بگیرن، شدم.

    اینکه هر شب یه جای امن و پر از دوستای خوب باشه، به همراه استاد عزیز و خانم شایسته عزیز.و بیای صحبت کنی.بیای درمورد خودت بگی.درمورد اینکه چقدر سعی کردی بهتر باشی.اینکه چی یادگرفتی.

    نمیدونم کسی از بچه ها هست که این دوره رو اینطوری هر روز 73 روز پشت سرهم دیده باشه و کامنت گذاشته باشه یا نه.ولی اگه باشه احتمالا حس منو درک میکنه.من این تعهد 73 روزه و اجرای اونو به خودم تبریک میگم.از خدای خودم تشکر میکنم.از استاد عزیز از خانم شایسته عزیز.

    ولی واقعیت امشب دیدم شب آخره دلم گرفت.وابسته شدم خب.میدونم قراره به هیچی وابسته نشیم.ولی خب من انگار شده بودم.

    از دو سه روز قبل تصمیم گرفتم شروع کنم روزانه به نوشتن نکات زیبا و تحسین اونا و شکرگزاری.جالبه که جملات اول متن این فایل هم همینه.حتما موضوع مهمیه که بعد از 73 روز رسیدیم به اون جایی که خیلی شنیدیم .میدونید فرق الان من با 73 روز پیش چیه؟اینکه الان وقتی میگم میخام روزانه شروع کنم هر روز درمورد زیبایی ها بنویسم دیگه این نجوا رو نمیشنوم که حالا دو روز مینویسی و ولش میکنی.دیگه اگر نجوای شیطانی بیاد، حداقل این تعهد 73 روزه یه تودهنی هست به اون نجوا.

    اینکه وقتی در این مورد تونستم یعنی میتونم مثلا 40 روز شروع کنم هر روز یه زمانی نکات مثبت و زیبا رو بنویسم تحسین کنم و شکرگزاری کنم.دیگه اگه بخام روزی یه مقدار زبان کارکنم یا قران کارکنم میگم حتما میتونم.

    میدونید چیه؟وقتی یبار با تعهد بتونیم یه کاری رو انجام بدیم به اندازه اون یه کار اعتماد بنفسمون نمیره بالا.به اندازه 100 تا اون کار اعتماد بنفسمون میره بالا.

    تو کامنت دیشبم درمورد اینکه چرا من هفت ماهه نتیجه مالی نگرفتم نوشتم.امروز چندین فایل رو به صورت صوتی دانلود کردم.داشتم درختای خونمون رو هرس میکردم که بارها و بارها تو این فایلا اینو شنیدم: استاد میگفتن طرف میگه اقا چرا من اینهمه مدت روی باورام کارکردم ولی هیچ تغییری ایجاد نشده.و جواب استاد این بود که تو فقط فکر میکنی که روی باورات کارکردی.وگرنه تغییر ایجاد میشد.

    دیشب من سوال کردم و این جواب رو شنیدم.متوجه شدم که باید وارد فاز جدیدی بشم.باید شروع کنم به شخصی سازی فایل ها.

    مثلا روزانه یه تایمی هرچند کوتاه درمورد زیبایی ها بنویسم اونا رو تحسین کنم از خداشکرگزاری کنم.برنامم اینه فعلا 40 روز انجام بدم.این کاریه که من تو این حدود هفت ماه تقریبا شاید در مجموع 10 روزم انجام ندادم.که مشخصا بیام فقط با همین عنوان چیزی بنویسم.

    و احتمالا یکی دوتا برنامه دیگه روی فایلای سایت دارم که از فردا شروع میکنم.

    خانم شایسته کاری که من شاید تو سی سال نتونسته بودم خوب یادبگیرم با این سفرنامه تجربه خیلی خوبی کسب کردم.اینکه متعهد به انجام کاری بشم و اونو انجامش بدم.بعضی از روزها میشد یموقع حوصله دیدن فایل نداشتم یا حوصله نوشتن کامنت.ولی سعی میکردم ذهنمو کنترل کنم ولی حتما هر روز یه فایل ببینم و کامنت بگذارم.این یک تعهد بی چون و چرا بود که باید اجرا میکردم.من یاد گرفتم متعهد بشم و انجام بدم.

    جدای ازینکه با دیدن این فایلها و نوشتن کامنت ها خدامیدونه تو ناخوداگاه من چه اتفاقات عالی افتاده.و البته در خوداگاه من.

    خلاصه که کلا سود بود و سود و سود.(اصطلاح معروف خانم شایسته)

    میبینید که دوست ندارم الکی نتایج متوهمانه بنویسم.تو کامنت قبلی نوشتم من هفت ماهه هیچ نتیجه مالی نگرفتم.البته نتایج دیگه از نظر روابط احساس خوب و رابطم با خدا نتایج خوبی گرفتم.در حدی که حس میکنم تغییر کردم.منتها من کلا ادم جازدن نیستم.ادم باخت نیستم.من اومدم اینجا نتیجه بگیرم.تا نتیجه بزرگ مالی مشخصا نگیرم و چندین برابر پول یک محصول هم پول نسازم هیچ محصولی رو نمیخرم.دیر یا زود نتایج میاد.فقط مرگ میتونه منو متوقف کنه.اگه انشالله خداوند عمری بهم بده حتما یه نشونه خیلی بزرگ در این سایت خواهم بود. کسی که به فایلهای رایگان عمل کرده و نتیجه بزرگ گرفته.

    پس بازی تازه شروع شده.تا الان درحال تمرین بودم.از فردا تازه سوت شروع مسابقه زده میشه.مسابقه مبارزه با باورهای غلط و ترمزهای مخفی و هرچیزی که خدایی نیست.با سرمربی گری خداوند و کاپیتانی استاد.

    استاد بارها و بارها اشک منو تو این چندین ماهه دراوردید.اینقد نتایج بزرگی میگیرم که از نزدیک واستون تعریف کنم و شما اشکایی که از من گرفتید رو پس بدید.چه موقع و کجا نمیدونم.

    درمورد فایل امشب واقعا فایل عالی بود.واقعا این ارامش در پرتو اگاهی اینقد حرفای بزرگی میزنه که ادم فکر میکنه شش ماه رفته کلاس.با اینکه چندتا فایل چند دقیقه ای هست.انگار که فطرت ادم همش داره این حرفا رو تایید میکنه.اخرین عبارت این فایلها این کلمه هست که تو پاره ای از خدایی.مگه بهترین ازینم میشد تموم بشه اخه.

    انشالله در زمان مناسب میبینمتون استاد و بوسه بارونتون میکنم.

    خدانگهدار همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1291 روز

    روز73مسیر

    من ناظر بر افکارم، من شغل نیستم بلکه هر زمان شغلی را بر میگزیند من پایه ای از خدایم

    ناظر بر افکار چیزیکه در دوره دوازده قدم دارم روش کار میکنم

    و خداروشکر بهترم

    خب روند کاریم خداروشکر رو به پیشرفت

    حسم خوبه و تمرکزم بهتزه

    امروز کل وقتم را روی تکرار یک فایل گذاشتم دارم سعی میکنم متمرکز تر از قبل باشم

    در مورد اینترنت هیچ کاری نکردم و فعلا صبورم

    حالا حالم خوبه پس بوقتش همه چیز مهیا میشه

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    مریم نجفی گفته:
    مدت عضویت: 2861 روز

    آرام شده ام. همه چیز زیبا شده و از آن شخصیت نگران و پر از ترس و نگرانی چیزی باقی نمانده است. من هستم و خدا و طبیعت

    من هستم و روحم و جسم

    غیر از این ها همه فرع اند

    من بزرگ تر شده ام و در جاده زندگی با سرعت کم ولی با دیدی باز و زیبا بین پیش می روم.

    وقتی در آغوش خدا رها هستم

    وقتی با نعمت های خداوند احاطه شده ام

    وقتی نفس میکشم و قدر این نفس هایی که دارم را میفهمم

    وقتی میدانم زنده ام و این چیز کمی نیست

    زندگی میکنم

    باد میشود دست خدا که نوازشگر من می شود

    باران مرا تازه می کند

    آب مرا متواضع و ساده می کند

    درخت با برگ هایش به من دست تکان می دهد

    آسمان میخندد و طبیعت در من جاری می شود

    چقدر این سبک و رها بودن را دوست دارم

    چقدر این زندگی را دوست دارم

    من رها شده ام از همه چیز

    و همه چیز به دنبال من

    وقتی به خدا می سپارم, او همه چیز را بر عهده می گیرد

    وقتی به او می سپارم میدانم که بهترین هر چیز مال من است

    وقتی به او تکیه میکنم هر روز قوی تر می شوم

    وقتی با او هستم تنهایی معنایی ندارد

    وقتی دست او را در دست دارم دستانم گرم و پر از عشق می شوند

    من با خدا و با طبیعت یکی می شوم و به جلو می روم

    ساده و سبک و پر از عشق و شور زندگی میکنم

    هر روز برای من فرصت جدیدی است برای اینکه خودم را بزرگ تر کنم و به خدا نزدیک تر شوم

    هر روز چیزهای جدید می آموزم که راه را واضح تر وساده تر میکند و لذت های زندگی بیشتر میشود

    هر بار که به خواسته ای میرسم بیشتر یقین پیدا میکنم که درست است و قانون جواب میدهد و می شود

    آری می شود…هر چیزی که من بخواهم می شود

    وقتی زندگی را اینگونه زندگی میکنم میفهمم چرا به این دنیا آمده ام

    میدانم که من ارزشمندم

    میدانم که این دنیا همه اش برای من است بی کم و کاست

    استاد بی نهایت ممنونم که مرا با این زندگی و با این خدا و این حال و هوا آشنا کردی

    خوشحالم که قبل از اینکه دیر شود با شما آشنا شدم

    قبل از اینکه دیر شود معنای زندگی را فهمیدم

    و قبل از اینکه فرصت ها از دست برود من خودم را و جایگاه خودم را پیدا کردم…

    برای همه این نعمت ها شکرگزار خداوندم

    برای این همه آگاهی شکرگزارم

    برای اینکه شما هستید و هر روز درس جدیدی از زندگی را از شما می آموزم شکرگزارم…

    خدایا شکرت…

    شکرت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    احسان تقوی گفته:
    مدت عضویت: 673 روز

    چقدر قشنگ نوشتی استاد، من همیشه فقط فایل صوتی شما رو گوش میکردم و همیشه کلی هم حرف بهتون میگفتم که چرا اینقدر سخته پیدا کردن فایل صوتی و همیشه شاکی بودم، امشب وقتی مدیتیشن کردم ( من همیشه شبها 15 دقیقه مدیتیشن میکنم و بعدش شکر گذاری و بعدش دعا میکنم) امشب خیلی دلم گرفته بود خونه ام رو به دلایلی که داستانش مفصله از دست دادم و همسرم بچه تازه متولد شدم رو بر داشت و با ناراحتی رفت خونه مادرش ، امشب وقتی دعا میکردم گفتم خدایا میدونم تو همه چیز رو وقتی که میخواستم به این دنیا بیام به من گفتی و همه اون آگاهی ها رو تو قلبم گذاشتی ولی الان قلبم تاریک شده نمیتونم راهم رو پیدا کنم گمراه شدم نشانه ها رو گم کردم ، خدایا تو وعده دادی که ما رو هدایت میکنی ، دست من رو رها نکن ( خیلی وقته که فایلهای شما رو گوش میدم ) اومدم که قبل خواب یک فایل صوتی از شما گوش بدم که گفتم بذار بخونم ببینم چی نوشته ، واقعا لذت بردم حتی شاید بگم بیشتر از صوتی ها رو من اثر گذاشت البته شاید تاثیر پذیرتر هم بودم ، هنوز فایل رو گوش نکردم ولی این رو میخواستم بگم دیگه هیچوقت توضیحات فایل رو از دست نمیدم ، و دیگه اینکه شما رسالتت رو به نحو احسن داری انجام میدی البته شما نیاز به تایید من نداری ولی من این رو احساس میکنم که راحت بگم در نوشته هات و حرفهات من خدا رو احساس میکنم و خوشا به حال شما که اینگونه خدا رو‌ پیدا کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      ناصر گفته:
      مدت عضویت: 1664 روز

      سلام احسان جان

      کامنتت رو خوندم و لایک کردم و رد شدم ولی یه حسی گفت برگرد براش پاسخ بنویس ولی باز رد شدم ولی اون حس باز هم بهم گفت باید براش بنویسی و حتی موضوع و آیه اش رو برام مشخص کرد و من هم گفتم چشم.

      وضعیتی که برات رخ داده رو خوندم

      احسان جان!

      هر اتفاقی در زندگی برامون میافته، باعث و خالقش خودمون هستیم، پس نباید از دست هییییچ کسی ناراحت باشیم

      وَمَآ أَصَٰبَکُم مِّن مُّصِیبَهٖ فَبِمَا کَسَبَتۡ أَیۡدِیکُمۡ وَیَعۡفُواْ عَن کَثِیرٖ. شوری 30

      و آنچه برسد شما را از مصیبتى پس به آنست که کسب کرد دستهاى شما و درمى گذرد از بسیارى

      طبق این آیه اتفاقات رو ما خودمون خلق میکنیم

      اما

      یه نکته خیلی خیلی مهم بهت بگم:

      حالا قرار نیست بشینی خودتو دادگاهی بکنی که چه افکار و باورهایی داشتی و چه فرکانسهایی فرستادی که نتیجه اش شده این وضعیت، چون ما نمیتونیم این موضوع رو بفهمیم و اصلا دونستنش هم فایده ای نداره

      بلکه کار شما اینه که ذهنت رو بتونی کنترل بکنی یعنی حالت رو نزاری که بد بشه، اولین راهش هم اینه که ذهنت رو از این اتفاقات منحرف بکنی تا حالت بدتر نشه، مثلا میتونی بخوابی، بری بیرون پیاده روی بکنی، شنا و هر کاری که بتونه حواست رو از اون اتفاقِ به ظاهر نازیبا، پرت بکنه

      بعدش که یواش یواش حالت بهتر شد بیا روی چیزهای زیبا و نعمتهایی که داری توجه بکن و همین روند رو ادامه بده تا حالت باز بهتر و بهتر بشه.

      اگه بتونی این پروسه رو انجام بدی اتفاقاتی که قراره بیافته به نفع تو خواهد شد

      نکته دوم اینه که به نظرم ذهن و افکارت رو از دل این اتفاقات بیار بیرون، برو بالا و بالاتر و از بالا و بدون قضاوت و احساس خاصی فقط نظاره گر باش، این فکر رو بکن که آیا بعد از ده سال اثری از این مسائل وجود داره؟

      این فکر بهت آرامش میده

      مورد بعدی اینه که مشکلات و تضادها اومدن تا ما خواسته هامون رو کشف بکنیم و خواسته هامون برامون واضح و مشخص بشه

      وَلَنَبۡلُوَنَّکُم بِشَیۡءٖ مِّنَ ٱلۡخَوۡفِ وَٱلۡجُوعِ وَنَقۡصٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّـٰبِرِینَ.بقره 155

      و هرآینه آزمائیم شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و کاستن از مالها و نفسها و میوه ها و مژده ده شکیبایان را.

      ٱلَّذِینَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِیبَهٞ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَیۡهِ رَٰجِعُونَ.156

      آنان که چون رسید ایشان را مصیبتى گویند به درستى که ما از براى خدائیم و به درستى که ما بسوى او بازگشت کنندگانیم.

      أُوْلَـٰٓئِکَ عَلَیۡهِمۡ صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَرَحۡمَهٞۖ وَأُوْلَـٰٓئِکَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ.157

      آن گروه بر ایشانست مغفرتها از پروردگارشان و رحمت و آنها ایشانند راه یافتگان

      ببین عزیزم طبق این آیه اتفاقات نازیبا برامون میافته ولی ما باید بتونیم صبر داشته باشیم، خواسته هامون رو از دل این اتفاقات پیدا بکنیم و این رو بدونیم که ما از خدا هستیم و در نهایت به سمت خداوند برمیگردیم

      باید خدا رو پشتیبان خودمون بدونیم

      باید شرک ها و وابستگی هامون رو رها بکنیم

      باید از تهِ تهِ دلمون خدا رو باور کنیم

      ازش کمک و هدایت بخواهیم

      فقط به خدا اعتبار و ارزش بدیم

      غرور و خودخواهی رو کنار بزاریم

      و تنها امیدمون خدا باشه

      و در این صورت خداوند قطعا و قطعا عاشقانه هدایتمون میکنه

      دستمون رو میگیره

      احسان جان این حرفها رو بخودم میگما، خودم بیشتر بهشون نیاز دارم، چون آدم زود یادش میره، نعمتها براش عادی میشه و بدیهی میشه.

      احسان تو میتونی از دل این وضعیت یه زندگی زیبا و رویایی بسازی

      به قول قرآن یخرج الحی من المیت، بشوی

      فایلهای کنترل ذهن و توحیدی رو زیاد گوش بده

      من مطمئن هستم که میتونی شرایط رو تغییر بدی و به همه خواسته هات برسی

      دوره 12 قدم خییییلی به من کمک کرد تا مسیر درست زندگیمو پیدا بکنم و روز به روز داره اوضاعم بهتر میشه.

      احسان جان دوست دارم

      منتظر خبرهای عالیت هستم

      شاد و خوشبخت  باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        احسان تقوی گفته:
        مدت عضویت: 673 روز

        دوست عزیزم ناصر جان، احساس بسیار خوبی رو از خوندن کامنت زیبای تو دریافت کردم، و سپاس از توضیحات کامل و آیه های قرآنی که خیلی لذت بردم، امیدوارم دلت شاد باشه همونطوری که دل من رو شاد و امیدوار کردی، دوره 12 قدم رو تهیه کردم و دارم ازش استفاده میکنم و به من خیلی کمک کرده

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    معصومه دمرچلی گفته:
    مدت عضویت: 2011 روز

    سلام دوستان عزیزواستادگرامی وارزشمندم

    بله …حق باشماست…

    جایی خوندم که میگفت:وقتی عظمت خودرا دریابی متوجه میشوی که هرلحظه ی زندگیت ،لحظه ی پاسخگویست..پاسخ به تمام آنچه که ازتومی پرسد.که..امروز چه کردی تا بهتراز دیروز شوی؟؟!!

    بله ما روح هایی الهی هستیم که برای اینکه در این عالم خاکی متجلی بشیم ،نیاز به جسمی داشتیم…وبدنهای ما مثل لباسی هست که درلحظه ی تولدبرتن میکنیم وشروع میکنیم به یادآوری هرآن چیزی که قبلا بلد بودیم…بله روح الهی ما کامل ودانا وتواناست….وروح الهی ما ازقبل همه چی رامیدونه….فقط اینجا اومده تادانسته هاش را به یادبیاره ومتجلی کنه ووقتی که این جسم ما مثل اون لباسی که مثال زدم …فرسوده شدروح الهی ما بدون هیچ ناراحتی عوضش میکنه…(مگه ما از دور انداختن لباسهای کهنه وپاره خودمان غمگین میشویم؟؟!!)

    (واین عدم آگاهی ماست که مارا ازمردن می ترسونه…چون فکر میکنیم ما این جسم هستیم وقلبا به معاد ایمان نداریم…اگر باور داشتیم که ماروحی هستیم در این بدن ،وبامردن جسم ماازبین نمیریم…هیچ وقت تا این اندازه از مرگ نمی ترسیدیم..)

    استاد این نو شدن جسممون که شما بهش اشاره کردین،خیلی منو به وجد آورد…

    چقدر این زندگی شکوهمنده…چقدر همه چیز پراز شگفتیه…

    باورداشتم که بدن ما بی نهایت هوشمنده …ولی الان با خوندن متن عالی شما باورم بی نهایت قوی تر شد…ودیگه شک ندارم که من اصلا احتیاجی به هیچ دکتر ودارویی ندارم…وسپاسگذاااار خداوندی هستم که منو خلق کرد ودر این مسیر زیبا قرارم داد وهر لحظه ازمن حمایت میکنه ویارو نگهدارمن هست…

    استاد متشکرم

    دوستان ارزشمندم متشکرم

    درپناه عشق الهی باشید

    💜💜💜💜💜

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    صدیقه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2259 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد جانم و خانم شایسته و همه دوستان نازنین

    آرامش در پرتو آگاهی 9

    چه اسم زیبایی

    آرامشی که با آگاهی میاد .

    آرامشی که آگاهی شو بدست میاری بعد آرام میگیری

    آرامشی که با سرخوشی الکی نیست

    آرامشی که با مصرف مواد نیست

    ارامشیه که خودت با بزرگ کردن ظرف وجودت بدست میاری

    آرامشی که با درک کردن جهان بدست میاری

    آرامشی که با درک کردن خداوند. این انرژی بی پایان بدست میاری(الا بذکرالله تطمئن القلوب)

    آره تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد .

    و من چقدر این روزها ارامترم .

    یادمه اولین باری که این فایل رو گوش دادم تا یک هفته هنگ کرده بودم عملا هیچ چیزی نمی‌فهمیدم چون چیزهای دیگه ای شنیده بودم.

    هرچند همین الان هم ادعایی ندارم که چیزی فهمیدم اینقدر که آگاهی های این فایل عمیقه.

    فقط می‌دونم که وقتی آگاه میشی به وجود خدا آرامتری .

    وقتی آگاه میشی که میتونی ذهنت رو کنترل کنی که هرکاری دوست داره نکنه آرامتری .

    وقتی آگاه میشی که باید شاد باشی چون این قانون جهان هستیه آرامتری .

    و من این روزها ارامترم .

    از روزی که اومدم تو سایت ارامترم

    ولی هر چقدر که بیشتر میگذره میفهمم که قبلاً هیچی نفهمیدم پس هنوز هم میتونم رشد کنم برای همون آرام میگیرم .

    اون اوایل که وارد سایت شده بودم از شدت ذوق و شوق برای همه تعریف میکردم حرفهای استاد رو ولی چیزی نداشت برام جز شک کردن .جز به بیراهه رفتن .جز جنگ و دعوا و نپذیرفتن و حتی محکوم شدن

    و هرچقدر پیش رفتم دیدم این آگاهی چیزی نیست که من بخوام کسی رو بکشم که بشنوه چو گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

    اگر کسی بخواد هدایت میشه همون جوری که من هدایت شدم

    و هر چقدر گذشت من در سکوتی عمیق تر فرو رفتم و تنها یاد گرفتم که خودم سر بکشم این آگاهی رو .

    تا شاید بهتر بفهممش .

    استاد جان حتی درک کلمه خدا ،درک کلمه رب ،درک کلمه انرژی برتر هم تکامل میخواد هربار که فکر میکنی فهمیدی جریان رو تازه متوجه میشی که هنوز به خط اول مسابقه هم نرسیدی .بس که خدا عمیقه بس که درک خدا بینهایته .

    و من ذره ای از این خدا هستم .و من ذره ای از این انرژی هستم که لایق شدم برای درک خودم لایق شدم برای زندگی در این جهان زیبا .

    لایق شدم برای گسترش جهان .

    خدایا به من بینشی بده تا رسالتم رو بفهمم .

    استاد عزیزم نمیدونم اصلا میشه ازتون تشکر کنم

    مگه نجات یک زندگی قیمت داره

    مگه نجات یک انسان قیمت داره

    مگه آزادی از نجواهای شیطان قیمت داره .

    نه به خداوندی خدا که هیچکدوم قیمت نداره و من چطور میتونم قدردان شما باشم که زندگی مو نجات دادین.

    چطور میتونم سپاسگزار شما باشم که منو از نجواهای شیطان نجات دادین .

    چطور میتونم سپاسگزار شما باشم که منو از منجلاب فکری نجات دادین .

    آنقدر شیطان در من نفوذ داشت که به محض کوچکترین خطایی روزها و روزها منو سرزنش میکرد

    روزها و روزها ذهنم درگیر حرفهای دیگران بود و شما و حرفهاتون شدین ساحل نجات من از اون روزهای جهنمی .

    استاد وقتی برمی‌گردم به گذشته خودم میبینم که هر کاری در زندگیم کردم جز اینکه یک روز برای خودم باشم از خودم و زندگیم لذت ببرم .

    و چقدر این روزهای خودم رو بیشتر دوست دارم.

    خدایا شکرت که منو هدایتم کردی به مسیر درست

    مسیر نعمتها و ثروت‌ها .

    استاد عزیزم ازت بی نهایت ممنونم

    استاد شایسته عزیز از شما هم بی نهایت ممنونم

    که شما دستان مهربان خدا هستید برای هدایت افرادی که می‌خواهند

    خدایا شکرت ️️️️

    خدایاشکرررت️️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1299 روز

    سلااااام به همه دوستان گلم ،واستادعزیزم،تاامروزکه توسایت بودم هیچ وقت به ترتیب ارامش درپرتوآگاهی روگوش نداده بودم الان شگفت زده شدم،نمیتونم توصیف کنم حال قبل وبعدگوش دادن به این آگاهی های ناب ،درگذشته گاهی این پیامها برایم میومد ازطرف خداوند ومینوشتم وخیلی وقته ننوشتم وانقدرغرق شده بودم خودم را فراموش کرده بودم،باگوش دادن به این فایل سلولهای ذهنم ازنو متولدشدند،یادم اومد،براستی انسان چقدر فراموشکار است،این بازی ذهن است خداروشکربرای امروز،که میتونم درک کنم ،یادبگیرم،صبح که بیدار شدم اصلا حال روحی وجسمی خوبی نداشتم بحث کردم بهم ریختم وبعدیه الهامی منو هدایت کرد سمت این آگاهی ناب الان دارم مینویسم مریم کجایی؟رسالتت چیه؟وحرفهای استادصدای دلنشینش راجب خشم منومیخکوب کرد انگار خدااززبان استاد بامن حرف زد وآرام شدم ،این یعنی ثروت این یعنی من درمسیر اگاهی هستم همان که بارها ازخدا خواسته بودم راه کسانی که ایشان نعمت دادی ونه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: