دستورالعمل پروژه « تغییر را در آغوش بگیر »
قانون جهان با ما تعارف ندارد. یا مطابق این قانون، رشد میکنیم، یا کنار گذاشته میشویم. درست مثل دایناسورها که تغییر نکردند و حذف شدند، یا شرکتهای بزرگی مثل نوکیا که خود را با دنیای جدید وفق ندادند و از یادها رفتند.
این قانون در زندگی تکتک انسان ها جاری است. در برابر این قانون، ما چهار انتخاب داریم:
1. جزو گروهِ بیتعقل بمانیم: کسانی که آنقدر مسیر اشتباه را ادامه میدهند تا همهچیزشان—کار، رابطه، سلامتی—فرو بریزد و جهان آنها را به تلخترین شکل ممکن از بین ببرد.
2. جزو گروهِ لحظه آخری باشیم و لگدهای مداومی از جهان بخوریم: آنهایی که وقتی به ته خط میرسند، تازه به فکر تغییر میافتند. تغییری که در آن نقطه، بسیار سخت و پرهزینه است.
3. جزو گروهِ آگاه باشیم: افرادی که با اولین زنگ خطر، متوجه میشوند که باید مسیر را عوض کنند و سریع دست به کار میشوند.
4. به گروهِ پیشرو بپیوندیم: بهترین گروه! کسانی که منتظر زنگ خطر نمیمانند. آنها همیشه از خود میپرسند: «چطور از این بهتر؟!» و حتی در شرایط عالی، به دنبال عالیتر شدن هستند.
گام صفر: تمرین پیوستن به گروه پیشرو: ( تامل به 4 سوال زیر و پاسخ به آنها، سپس ورود به پروژه)
تمرین پیوستن به گروه پیش رو برای شماست. اگر میخواهید بدانید امروز در کجای این نقشه ایستادهاید و چگونه میتوانید با کمترین هزینه و انرژی، از گروههای یک و دو به گروه پیشرو منتقل شوید.
این یک تمرین ساده برای خودشناسی و برداشتن یک گام عملی و کوچک برا بهبودگرایی در زندگی ات هستی. گامی که به شما یاد می دهد، چطور زودتر، هوشیارتر و هوشمندانهتر تغییر کنیم.
برای انجام تمرین، قبل از شروع گام های پروژه «تغییر را در آغوش بگیر» با توجه به توضیحات و مثالهایی که استاد عباس منش در فایل صوتی و تصویری ارائه داده، به سوالات زیر فکر کن و پاسخ بده:
این سوالات طراحی شده اند برای کمک به شما تا: جایگاه خود را در مسیر تغییر بشناسید و قبل از آنکه جهان شما را مجبور به تغییر کند، خودتان آگاهانه و هوشمندانه از تغییر استقبال کنید، راه بهبودهای مستمر را در پیش بگیرید و همواره رشد کنید.
زیرا طبق قانون، «اگر خودم آگاهانه به دنبال پیشرفت و بهبود باشم و از تغییر استقبال کنم، خیلی کمتر با تضاد مواجه می شوم. زیرا جهان نیازی ندارد با تضادها، به من یادآوری کند که باید تغییر کنم»
بنابراین با خودت صادق باش و با حوصله به این چهار سوال در قسمت کامنتهای همین صفحه پاسخ بده و بعد ادامه تمرین را در دفتر خود و یا در قسمت کامنتهای همین صفحه یادداشت کن که باعث شود هزاران هزار نفر از تجربه تو برای پیشرفت بیشتر الهام بگیرند.
سوال 1: آخرین باری که قبل از برخورد با تضاد، مسیرت را اصلاح کردی و از تغییر استقبال کردی چه بود؟ چه نتیجهٔ ملموسی داشت؟
سوال 2: در چه مواردی نشانههای تغییر را دیدی اما جدی نگرفتی؟ بعدا دقیقاً چه هزینهای برای فرار از تغییر، پرداخت کردی؟
سوال 3: اگر به آن موقعیت برگردی، چه اقدام جایگزینی انجام می دهی؟ چه رفتار یا واکنشی را تغییر می دهی؟
سوال 4: به آن موقعیت فکر کن و بنویس: چه باور محدود کننده ای باعث می شد که ایجاد تغییر را به تعویق بیاندازی؟ چطور این باور را اصلاح کرده ای؟
نکته: مهم است که فایل صوتی و تصویری توضیحات استاد عباس منش را با دقت شنیده باشی تا بتوانی به درستی به سوالات بالا جواب دهی
پیشنهاد گروه تحقیقاتی عباس منش برای بهتر نتیجه گرفتن از آگاهی این پروژه:
ترکیب آگاهی های پروژه «تغییر را در آغوش بگیر» و آگاهی های «دوره احساس لیاقت»، یک ترکیب جادویی است.
جادویی از ایمان به غیب، جادویی از یقین درونی به اینکه: خداوند در مسیر این تغییر، تمام خواسته هایی را به من می دهد که مدت هاست منتظرم.
جادویی از احساس خود ارزشمندی درونی برای قانع نشدن به شرایط نادلخواه کنونی و باور به اینکه من می توانم اوضاع را بهبود دهم چون من لایق زندگی خوب هستم؛
آگاهی های دوره احساس لیاقت، جسارت شما برای به آغوش گرفتن این تغییر را بیدار می کند، قدم های لازم را بر می دارد و طبق قانون، جهان در پاسخ به این فرکانس خود ارزشمندی، شما را با اتفاقات، آدمها و شرایط با کیفیت تر در راستای خواسته هایت، احاطه می کند
تمرین کلی برای پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»
نکته: پیشنیاز این تمرین، کار کردن روی گام های پروژه است. می توانید پس از گوش دادن به هر گام، به این صفحه برگردید و تا آنجا که می توانید این تمرین را انجام دهید.
گام اول: شناخت خود و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)
در این مرحله، میخواهیم بدون قضاوت، ببینیم در حوزههای مختلف زندگی بیشتر شبیه کدام یک از چهار گروهی هستیم که در متن توضیح داده شد.
دستورالعمل: به سوالات زیر پاسخ دهید:
- حوزههای اصلی زندگی: چهار حوزه اصلی زندگی خود را بنویسید:
- کار و کسب (شغل و حرفه)
- روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان)
- سلامت (جسمی و روانی)
- وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول)
- تحلیل رفتار: برای هر کدام از این چهار حوزه، به سوالات زیر پاسخ دهید:
- الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
- ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
- ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
- امتیازدهی به خود: حالا در مقابل هر حوزه، نام یکی از چهار گروه زیر را که به رفتار شما نزدیکتر است، بنویسید:
- گروه ۱ (بسیار مقاوم): تغییر نمیکنم تا جهان مرا با فاجعه مجبور کند.
- گروه ۲ (واکنشی در لحظه آخر): وقتی به ته خط میرسم، تغییر میکنم.
- گروه ۳ (واکنشی به هشدارها): با دیدن اولین نشانههای جدی، احساس خطر می کنم و تغییر میکنم.
- گروه ۴ (پیشگیرانه و بهبود جو): همیشه و قبل از بروز مشکل، دنبال بهتر شدن هستم.
مثال:
- کار و کسب: گروه ۳ (معمولاً بعد از تذکر مدیر به خودم میآیم).
- روابط: گروه ۲ (تا کار به جاهای باریک نکشد، رفتارم را عوض نمیکنم).
- سلامت: گروه ۴ (همیشه حواسم به تغذیه و ورزشم هست).
- وضعیت مالی: گروه ۱ (اصلاً به فکرش نیستم تا وقتی که کاملاً بیپول شوم).
گام دوم: انتخاب یک حوزه برای شروع (نقطه اهرم)
شما نمیتوانید همه چیز را یکشبه تغییر دهید. پس هوشمندانه عمل میکنیم.
دستورالعمل: به لیست خود در گام اول نگاه کنید. یکی از حوزهها را انتخاب کنید که:
- یا در آن جزو گروههای ۱ و ۲ هستید و احساس میکنید بیشترین آسیب را از آن میبینید.
- یا بیشترین انگیزه و انرژی را برای ایجاد تغییر مثبت در آن دارید.
«حوزه انتخابی من برای شروع تغییر: ……………………………»
گام سوم: طراحی تغییرِ هوشمندانه (از “واکنش” به “کنش”)
حالا برای حوزهای که انتخاب کردهاید، میخواهیم یک برنامه عملی کوچک اما قدرتمند طراحی کنیم.
دستورالعمل:
- تغییر زاویه دید:
- سوال پیشرونده : «چطور میتوانم در این حوزه به یک نسخه “بهتر” از خودم تبدیل شوم؟ حتی اگر الان اوضاع خوب است، چطور میتوانم آن را “عالیتر” کنم؟»
- این سوال پیشرو را برای حوزه انتخابی خود بنویسید.
مثال برای حوزه “کار”: «چطور میتوانم در کارم به فردی باکیفیتتر، موثرتر تبدیل شوم و ارزش بیشتری خلق کنم؟» - شناسایی اولین گامِ فوقالعاده کوچک:
بر اساس سوال پیشگیرانهای که نوشتید، یک اقدام بسیار کوچک را که میتوانید در ۴۸ ساعت آینده انجام دهید، مشخص کنید. اگر این گام برایت بزرگ است آنقدر آن را به قسمت های کوچکتر تقسیم کن که برایت قابل انجام شود. این گام باید آنقدر کوچک باشد که انجام ندادنش سختتر از انجام دادنش به نظر برسد!
مثال برای حوزه “کار”:- خواندن ۵ صفحه از یک کتاب مرتبط با شغلم.
- پرسیدن یک سوال هوشمندانه از همکار باتجربهام برای یادگیری.
- ۱۰ دقیقه زودتر در محل کار حاضر شدن و نوشتن برنامه روزانه.
- مثال برای حوزه “سلامت”:
- انجام ۵ دقیقه حرکات کششی صبحگاهی.
- جایگزین کردن یک لیوان نوشابه با آب.
- دیدن یک ویدیوی آموزشی ۵ دقیقهای درباره تغذیه سالم.
- «اولین گام کوچک من: …………………………………………»
- زمانبندی و تعهد:
این گام کوچک را همین حالا در تقویم یا دفتر برنامهریزی خود برای فردا یا پسفردا یادداشت کنید. برایش یک زمان مشخص تعیین کنید. (مثلاً: فردا، ساعت ۸ صبح، ۵ دقیقه حرکات کششی).
اگر این گام را به مراحل کوچکتر تقسیم کرده ای، زمان بندی برای تمامی مراحل مشخص کن و با استمرار، فرایند را تمام کن.
گام چهارم: بازبینی و ساختن عادتِ بهبود دائمی (تبدیل شدن به یک فرد بهبودجو)
هدف این است که ذهنیتِ بهبودِ مستمر را در خود ایجاد کنید.
دستورالعمل:
در پایان هر هفته، ۵ دقیقه وقت بگذارید و به سوالات زیر در مورد حوزهای که روی آن کار میکنید، پاسخ دهید:
- آیا گام کوچکی که برای این هفته تعیین کرده بودم را انجام دادم؟ از انجام آن چه احساسی داشتم؟
- در این هفته چه چیزی درباره خودم یا این حوزه از زندگیام یاد گرفتم؟
- آیا میتوانم این گام کوچک را تکرار کنم یا بهتر است یک گام کوچکِ جدید برای هفته آینده تعریف کنم؟
سخن پایانی:
این تمرین یک نقطه شروع است. به یاد داشته باشید، همانطور که در متن گفته شد، جهان بر اساس «قانونمندی» عمل میکند. با برداشتن این گامهای کوچک و آگاهانه، شما خودتان را با قانونِ رشد و بهبود هماهنگ میکنید. شما فرمان را به دست میگیرید و پیش از آنکه طوفان شود، مسیر کشتی زندگیتان را هوشمندانه تنظیم میکنید. این مسیر درباره کامل بودن نیست، بلکه درباره “بهتر شدنِ” مداوم است.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری دستورالعمل پروژه « تغییر را در آغوش بگیر »159MB30 دقیقه
- فایل صوتی دستورالعمل پروژه « تغییر را در آغوش بگیر »29MB30 دقیقه














به نام پروردگار رب العالمینم
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
ادامه سوالات
کامنت سوم
در حوزه های مختلف جزو چه گروهی هستی ؟
من متاسفانه در رابطه با حرف شنوی از همسرم جزو گروه اول هستم یعنی بسیار مقاوم
خیلی دیر نظراتش رو قبول می کنم و همیشه حق باهش بوده
مثلا ایشون معتقده برای مهمان فقط یک جور غذا درست کنم ولی من همیشه دو جور غذا درست می کنم و حتی یک بار هم ندیده ام که غذای دوم خورده بشه و رو دستم میمونه و تو ظرف میریزم میدم مهمونا با خودشون ببرن
در حوزه سلامت جزو گروه دوم هستم
البته باورهام خیلی خوبه و مشکل خاصی ندارم ولی گاهی که مثلا سرما می خورم همون لحظه ابتدایی هیچ کاری برای جلوگیری از پیشرفتش نمیکنم میذارم حسابی حالم خراب بشه بعد یه اقدامی انجام میدم
یا در رابطه با خرید لباس برای خودم آنقدر دیر میرم خرید که یه دفعه یه مهمونی پیش میاد میبینم لباس مناسب ندارم
در رابطه با مدیریت مالی جزو گروه سوم شاید باشم چون همیشه آگاه بودم و نشانه ها رو دریافت می کنم و کاهش قدرت خرید رو از همون سالهای اول زندگی زناشوییم متوجه می شدم و با همسرم بحث میکردم و ازش می خواستم شغل دومی رو جور کنه ولی گوش نمیداد و ده ها بهانه میآورد ولی خودم اقدامانی انجام
میدادم و موقتی پولهای خوبی وارد زندگی ام میشد ولی چون با قوانین آشنا نبودم نتونستم اون درآمدها رو پایدار کنم
در رابطه با تربیت فرزندانم جزو گروه چهارم بودم و هستم
من قبل از به دنیا اومدن فرزند اولم کتابی در رابطه با تربیت فرزند خوندم و کلی آگاهی کسب کردم و برای فرزند دومم هم ازش استفاده کردم و هیچ مشکلی با فرزندانم ندارم و همیشه رابطه خوب و مودبانه و مهربانانه ای باهاشون داشتم و دارم و خدا رو شکر فرزندانم هم زیبا و سالم هستن هم باهوش هم موفق و من همیشه سعی می کنم قدر این نعمتهای الهی رو بدونم و سپاسگزارش باشم
و در کل می خوام از این پروژه ی تغییر را در آغوش بگیر در جهت راه اندازی کسب و کارم استقاده کنم
استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین سپاسگزارتون هستم
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
ادامه سوالات
کامنت دوم
جواب سوال 2 :
من در طول زندگی ام از همان بچگی متوجه کمبود عزت نفس و عدم ارزشمندی در بعضی از مسائل زندگی بودم و بارها نشانه هایی در قالب بی احترامی بی توجهی و ضایع شدن حقم رو می دیدم ولی هیچ کاری نمی کردم و با وجود اینکه از نظر درسی عالی بودم و جزو شاگردان ممتاز کلاس بودم ولی نسبت به خواهر و برادرهای خودم در سطح پایینتری از نظر معدل و سرعت عمل در حل مسائل درسی بودم و پذیرفته بودم که چون من از اونا کمترم پس اعتماد به نفسم هم کمتره و باید هم کمتر باشه و راهی هم نداره چون هوش و استعداد ارثیه و نمیشه کاری کرد
و همین عدم عزت نفس به صورت ترس از صحبت کردن در جمع مخصوصا جمع آقایان همکار یا مسئولین اداره خودش رو نشون داد تا جایی که من با وجود اینکه دبیر شیمی دبیرستان بودم و خیلی هم موفق و مورد احترام بودم ولی هرگز نتونستم یا نخواستم این ایراد را برطرف کنم
هزینه ای که پرداخت کردم این بود که اگر این مشکل رو برطرف میکردم میتونستم در کارم خیلی موفق بشم و کلاسهای تقویتی و کنکوری برگزار کنم و در آموزشگاهها که آقایون هم بودند بدون ترس و با اعتماد به نفس حضور پیدا میکردم و کسب درآمد میکردم چون نحوه آموزشم خیلی عالی بود
جواب سوال 3:
اگر به آن موقعیت برگردم مثل خیلی از مشکلات که وقتی درکشون میکردم از خداوند کمک می خواستم و همیشه خداوند مشکلم رو حل میکرد برای این مشکل نیز از خداوند کمک می خواستم و فرار نمی کردم و مطمئننا خداوند راه حل رو جلوی پام میذاشت متاسفانه من درک اینکه این ایراد چقدر ضربه زننده است رو نداشتم و خودم رو دلداری می دادم که ای بابا حالا مگه مهمه که حتما تو جمع سخنرانی کنی مگه تو سخنرانی همینکه دانش آموزان ازت راضی ان کافیه
جواب سوال 4:
باورهای محدود کننده ای که داشتم اینها بودن
فکر میکردم اصلا زشته پیش نامحرم حرف بزنی می دیدم همکارانی که مرتب پیش آقایون حرف می زدند و اظهار نظر میکردند رو پررو خطاب می کردند
فکر می کردم این ناتوانی ذاتیه و نمیشه کاری کرد
می ترسیدم و خودم رو ناکافی میدونستم در حالی که از نظر ظاهر هیچ مشکلی ندارم و نداشتم
از کوچکی می دیدم هر کسی بلبل زبانی میکرد یه برچسبی بهش میزدن و من برای تائید دیگران سعی میکردم همیشه ساکت باشم و عضله زبانم تو جمع قفل می شد
و جالبه موقع تدریس سر کلاس بارها توسط دانش آموزانم به خاطر طرز صحبت کردن و باصطلاح فن بیانم تحسین می شدم ولی تو جمع قفل میشدم
باور منفی دیگه ای که داشتم این بود که گاهی بعضی از همکارانم که زیبا و خوش اندام هم بودن و به راحتی تو جمع آقایون همکار صحبت میکردن بقیه همکارا غیبتشون میکردن می گفتن می خواد خوشگلی خودش رو نشون بده و از اونجایی که منم جزو چهره های خوب بودم می ترسیدم اینجوری در موردم فکر کنند
نحوه تغییر این باور چند عامل بود
یک : شجاعت و جسارت دانش آموزان برای بیان مشکلات و مسائل در برخورد با مسئولان اداره و بعد می دیدم مسئولان
چقدر این بچه ها رو به خاطر اعتماد به نفس شون تحسین می کردن
دو :فرزندان خودم که به راحتی با همه صحبت می کردن و اظهار نظر می کردن
سه : فضای مجازی و برنامه ها و مسابقه های تلویزیونی که از قدرت کلام شرکت کننده ها تمجید میکردن
چهار : تغییر فضای عمومی جامعه
استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین سپاسگزارتون هستم
خدا یار و نگهدارتون باشه
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام و درود خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام
قبل از هر چیز تشکر فراوان دارم از استاد عزیز و خانم شایسته نازنین برای تمام لحظاتی که صرف کردید برای این پروژه و نیز تشکر میکنم از دوستان که همیشه از کامنتهاشون درس گرفتم و درس استاد عزیز رو برام معنا کردن
استاد عزیزم
من در کامنت جلسه 23 هم جهت با جریان خداوند ( با اکانت پسرم محمدحسین ) نوشتم برای رسیدن به هدفم که راه اندازی کسب و کارم است تغییر رو شروع کرده ا م و بهای اون رو هم تعیین کرده ام و امروز که این پروژه رونمایی شد خدا رو شکر میکنم که برای این تغییر مسیری را برایم مشخص کرد تا حرفه ای تر تغییر کنم
خدایا این هدایت و این همزمانی را جزو نعمتهای پنهانت میبینم و سپاسگزارت هستم
خدایا استادم را و همکارانش و دوستانم و این سایت الهی را محفوظ ، سلامت و موفق بدار بیش از پیش الهی شکرت
و اما جواب سوالها
آخرین بار قبل از برخورد با تضاد مسیرم را عوض کردم مربوط به خرید یه قطعه زمین روستایی بود که در دوره هم جهت با جریان خداوند موفق به خریدش شدم و هدفم داشتن یک خانه باغ بود قبل از خرید این قطعه ابتدا در روستای دیگری یه قطعه دیگری خریدم ولی هنوز پولش رو پرداخت نکرده بودم و هیچ قولنامه ای هم صورت نگرفته بود که یه روز همسرم گفت والا من از این زمین خوشم نمیاد و چند تا دلیل آورد یک لحظه گفتم نکنه این نشانه باشه به همسرم گفتم بیا عصر بریم دوباره یه نگاهی به زمین بندازیم وقتی رفتیم و از خداوند هدایت خواستم که راهنمایی کنه چشمم به یه قسمت وسیعی از زمین افتاد که سنگی و صخره مانند بود انگار کوهی از صخره زیر زمین بود به همسرم گفتم ببین تو این قسمت از زمین رو دیدی؟ گفت آره این مهم نیست ولی من دلایل دیگه ای ذهنم رو مشغول کرده
من گفتم نه اتفاقا مهمه این قسمت یک سوم زمینه نه به درد باغ داری میخوره نه ساخت و ساز و چون از خداوند هدایت خواسته بودم و توجه خودم به سمت اون رفته بود گفتم این دومین نشانه است و اولین نشانه هم اعلام نارضایتی همسرم بود و دیگه از خرید اون زمین منصرف شدیم
و چقدر خوب شد قبل از اینکه پول رو پرداخت کنیم منصرف شدیم خدا میدونه اگر بعد پرداخت پول متوجه این ایراد می شدیم چه ناراحتی هایی برامون پیش می اومد
و نتیجه ی خوبی که برام داشت این بود که من بیشتر روی هدایت های خداوند و نشانه هایی که برام میفرسته دقت کنم و پذیراشون باشم و خود رای نباشم
انشالله ادامه جوابها رو در کامنت بعدی مینویسم
سلام به دوست عزیزم شکوه خانم گل
امیدوارم حال دلت عالی باشه
چقدر من از کامنت شما لذت بردم و جالبه اولین کامنت هم بود و چقدر من باور دارم که چینش کامنت ها توسط خود خداوند انجام میگیره
من از صفحه آخر شروع کردم به خوندن کامنتها و خواستم از خوندن خارج بشم و برم کامنت خودم رو بنویسم یه حسی بهم گفت برو اولین کامنت رو هم بخون خدایا شکرت که منو به این کامنت زیبا هدایت کردی
کامنت شما یع مقدمه خوبی برای همه ی کامنتها میتونه باشه و چقدر با حرف دل من هماهنگ بود
چند بار دیگه باید کامنت تون رو بخونم
جالبه اهداف من نیز با اهدافی که نوشتید هماهنگه خدایا شکرت
خدایا شکرت برای دوستان خوب و الهی ام
عکس پروفایلت رو نگاه کردم چقدر زیبایی دختر
شبیه کیت میدلتون همسر شاهزاده ویلیام میمونی واقعا زیباییتون رو تحسین کردم
از دور می بوسمت و آرزوی موفقیت برات دارم