این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/abasmaneshsastori.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2025-10-14 04:56:532025-10-15 22:07:26دستورالعمل پروژه « تغییر را در آغوش بگیر »
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ممنونم که هر وقت نیاز دارم شما برام فایل جدید میذارید استاد عزیزم
خداروشکرررررررررررررر استاد بابت وجودتون
استاد جان دقیقا من سه روزه خودم رو به چالش کشیدم و متعهد کردم به گوش دادن دوره ها و فایل ها نشانه ها ووو
و به لطف الله منم تغییر رو میخوام به آغوش بکشم
استاد این چند روز به این نکته رسیدم که تو دوره هم جهت گفتید که حتی اون ناخواسته هات رو هم برای خدای خودت و خودت هم نگو
واقعا استاد چقدر لذت داره بودن تو مسیر شما
استاد جان همینطور هدایت پشت هدایت میاد و من شکرگزار برای بودن در این مسیر زیبا و توحیدی
الله اکبر رو دارم توی تک تک سلولهام تزریق میکنم و نمیدونید با هر بار تزریق این چه انرژی درون بدن من آزاد میشه
نمیدونید با دریافت هر سلول چه حس آرامشی درونم میاد نمیدونید با هر بار لمس این الله اکبر من چقدر روحم نوازش میشه
وای وای استاد چقدر این دوره احساس لیاقت ناب هست چقدر لازم همه ما هست چقدر نیاز داریم همه ما این احساس رو درونمون به وجود بیاریم
استاد من با این دوره زنده شدم من با این دوره نفس کشیدم و بعدش که دوره هم جهت اومد بهتر تونستم درکش کنم و همزمان با دوره ثروت 1 برای من معجزه ها ساخت
از خدا میخوام پایدار باشید و یکسره از تجربه هاتون به ما اموزش بدید استاد جان
خداروشکر بابت وجود شما خداروشکر بابت این اگاهی ها و این درس ها
استاد جان چقدر لطف بزرگی هست که ما رو با دوره ها مجدد آشتی میدید با قرار دادن این پروژه ها بابت این باید خیلی سپاسگزار باشم
اخرین بار که قبل اون چکش بزرگ بخوره تو سرم استاد همین یک هفته پیش بود که استارت یه کار عالی رو زدم
استاد جان یک سال و نیم پیش نشونه اومد که به هر کسی اعتماد نکن اما باز مجدد اعتماد کردم و ضربه خوردم واقعا از این اعتماد
و چندین بار هم دلسوزی کردم البته قبل از دوره احساس لیاقت بود و دقیقا ضربه اون دلسوزی ها رو خوردم و بعد از دوره احساس لیاقت این دلسوزی ها رو حذف کردم
قطعا دیگه دلسوزی نمیکنم قطعا دیگه از اینها درس ها گرفتم و یکسره با دوره های شما دارم باورهای مثبت میسازم
استاد جان واقعا دارم با تمام توانم روی باورهام کار میکنم که شرایط رو تغییر بدم و کاملا هم به خودم افرین میگم این دو ساله خیلی موفق بودم مخصوصا با دوره احساس لیاقت و دوره هم جهت
درود و خداقوت به استاد عزیز و همه همراهان خوب سایت
خداروشکر میکنم در جمعی هستم که همواره بهدنبال پیشرفت و بهبود هستند، اون هم به پیشوایی استادی که توقفناپذیر در مسیر رشد و تعالی حرکت میکنه.
همین دیشب که داشتم بازی پرتغال و علیالخصوص رونالدو رو نگاه میکردم حقیقتاً خیلی لذت بردم که دارم الگوهایی رو میبینم که همیشه بهدنبال پیشرفت هستند و هرگز متوقف نمیشوند چون به نظرم تنها در این حالته که انسان اون احساس زنده بودن و شادی حقیقی رو تجربه میکنه و ادامه دادن به این شکل و بودن در یک همچین مسیر همیشه در حال پیشرفت و حرکت تنها از مسیر داشتن باورهای صحیح و ارزشهای بنیادین امکانپذیره.
وقتی به پرسشهای مطرح شده این فایل فکر میکردم متوجه شدم بهاندازهای که من باورهام تغییر کرد اشتباهاتم کمتر شده و هوشیارتر عمل کردم یعنی از زمانی که با استاد و قوانین جهان آشنا شدم صادقانه در هیچ موردی کارم بهجایی نرسیده که بخوام جز دسته اول یا حتی دوم باشم هیچوقت و خوشبختانه یا جز گروه سوم بودم یا چهارم، البته که در مورد موضوعات مختلف این دستهبندی متفاوته.
اما در مورد سوال اول باید به اتفاقی که همین چند روز پیش و تصمیم شجاعانهای که گرفتم رجوع کنم. یه فعالیتی رو من مدتی بود تو بحث کاری خودم انجام میدادم که بهشکل دائمی نبود اما با وجود تلاش فراوانی که برای کنترل ذهن و احساساتم انجام میدادم متوجه میشدم که انگار جریان قرار نیست بهبود پیدا کنه و هرچقدر که میگذشت رفته رفته داشت اوضاع بدتر میشد و به همین منوال تمرکز من رو هم به خودش درگیرتر میکرد تا اینکه من تصمیم گرفتم و خداوند هم خیلی زیبا هدایت کرد که کلاً اون فعالیت رو کنار بگذارم و خیلی متمرکزتر روی سایر فعالیتهای اصلی خودم تمرکز کنم. بهمحض اینکه من این تصمیم رو گرفتم چنان انرژی در من ایجاد شد که تنها تو مدت یک هفته کلی اتفاق مثبت کاری و مالی برام رخ داد و قشنگ حس میکردم که انگار من این انرژی را حبس کرده بودم.
وقتی فکر کردم به اینکه من چرا شجاعانه این کارو انجام دادم متوجه شدم که باورهای من خیلی قدرتمندتر از قبل شده بهویژه در مورد خداوند، احساس لیاقت و بحث فراوانی و با اون فعالیتی که من انجام میدادم انگار داشتم یک تضاد فرکانسی با دستای خودم ایجاد میکردم، یعنی از یک طرف من کلی زمان و انرژی میذاشتم برای کار کردن روی خودم از طرف دیگه اون فعالیت جلوی ایجاد نتایج مدنظرم رو میگرفت.
البته که نباید از نقش تکامل در این باورها هم چشمپوشی کرد و اینطوری نبود که من شب روی خودم کار کنم انتظار داشته باشم فردا همه چیز عوض بشه.
درخصوص پرسش دوم شاید بهترین مثالی که به خاطرم رسید که فکر میکنم مشکل افراد دیگهای هم باشه در بحث مدیریت مالی بود.
من آدمی هستم که همیشه خوب پول میسازم و خوب هم هزینه میکنم اما انگار تغییری در وضعیت مالی بهشکلی که من رو به احساس آزادی برسونه ایجاد نمیشد(فارغ از اینکه من چقدر پول دارم یا ساختم) و همیشه یه احساس نگرانی در مورد مسائل مالی وجود داشت. این هم در شرایطی بود که من واقعاً زمان و انرژی خوبی میذاشتم برای کارکردن روی مباحث مالی و بهویژه دورههای روانشناسی ثروت و انصافاً پولهای خوبی هم ساختم تا به حال اما خوب اون احساس آرامش بهشکل مستمر که من به دنبال تجربش بودم هیچوقت ایجاد نمیشد.
البته شکرخدا هیچوقتم شرایط بهشکلی پیش نرفت که من بخوام به دردسر عجیب و غریبی بیفتم اما خب گاهاً به جایی میرسید که من احساس میکردم اصلاً عرضه ندارم پول بسازم و احساس کنم اصلاً به من نیمده ثروتمند بودن. غافل از اینکه این احساس نتیجه یک اشتباه رفتاری در مورد هزینه کردن من و مدیریت پولم بود، با اینکه بارها و بارها تصمیم میگرفتم که درستش کنم اما فایده نداشت و خیلی زود وسوسه میشدم که پولم رو هزینه کنم.
بعد متوجه شدم که دلیل اینکه من خیلی راحت وسوسه میشم اینکه کاملاً به فراوانی باور ندارم.
یه نکتهای را قبل از اینکه صحبت رو ادامه بدم خوبه که مرور کنیم اینکه در مورد باورها باید قضاوت رو به نتیجه سپرد و کمی صبور بود، یعنی نه کمالگرایانه فکر کنیم که تصور داشته باشیم ما میتونیم بهترین باور رو از فراوانی در وجودمون بسازیم نه عجول باشیم برای زود نتیجه گرفتن و نه اینکه خودمون رو گول بزنیم زمانی که نتیجه خاصی نیمده باشه. باید یه تعادلی باشه و قلب ما خیلی راحت میتونه به ما بگه وضعیت ما دقیقاً در کدام مرحلست.
من انقدری به فراوانی باور پیدا کرده بودم که تونستم به لطف خدا پولهای خوب بسازم اما این وسوسه پنهان که باعث میشد من تمام پولم رو برای یک چیز خاص هزینه کنم ناشی از این ترس بود که معلوم نیست فرصت بعدی پولسازی چه زمانی باشه و تا وقته از پولت استفاده کن و بمیری دیگه این پول به درد نمیخوره و این باور باعث شده بود که من از یه طرف خوب پول بسازم و از طرف دیگه تمام پولم رو خرج کنم، یه مدت بهم خوش بگذره اما بعدش دوباره برم تو حالت نگرانی درباره پول.
درصورتی که ما اگر درست روی باور فراوانی کار کرده باشیم باید به این نتیجه برسیم که همیشه فرصت برای پولسازی هست و از اون زمان من تصمیم گرفتم هر چیزی که میخوام بخرم (تاکید میکنم هر چیزی) حتماً باید چند برابرش تو حسابم پول باشه و بعد من اون چیز رو بخرم.
به قول استاد کسانی که میگن خرج کن خدا میده، اون چه خدایی که اول نمیده تا بعد تو خرج کنی؟
البته که واقعاً باورهای محدود کننده خیلی بهم وصل هستند چون بسیاری از هزینههایی که من میکردم گاهاً به این خاطر بود که بخوام خودم رو قوی نشان بدم از نظر مالی و اعتبارم رو حفظ کنم. هرچقدر که روی احساس ارزشمندی خودم کار کردم این رفتارهای اشتباه هم شکرخدا کمتر شد.
در پاسخ به پرسش سوم و چهارم یه نکته جالب به نظرم رسید اون هم اینکه ذهن ما درباره به تعویق انداختن کارهای درست ماشالا خوب به فراوانی باور داره یعنی همیشه میگه حالا بعداً وقت هست اشکال نداره اگر هم به این مسیر اشتباه ادامه بدی اما در مورد چیزهای درست یکم مقاومت و وسوسه میکنه که تو مثال مدیریت مالی برای من که میگفت حالا الان اگر هزینه نکنی دیگه دیر میشه و اجازه نمیداد من طبق باور درستم رفتار کنم.
شاید اگر به عقب برگردم با تعهد بسیار بالاتری روی باورهام و مهمتر از اون عمل به شیوه باورهای صحیحم بهویژه ارتباطم با خداوند، احساس لیاقت و فراوانی کار کنم. کمتر خودم رو مقایسه کنم، کمتر عجله کنم، کمتر دنبال تایید طلبی و جلب رضایت همه باشم یعنی کار درست رو فارغ از اینکه دیگران چی میگن انجام بدم و به سبک شخصی خودم که باعث رضایت من میشه زندگی کنم، دیگران و هیچ پدیدهای رو تو ذهنم بزرگ نکنم، بیشتر سپاسگزار باشم چه نعمتهایی که تو زندگیم هست چه وجود خودم و رفتارها و اقدامات مثبتی که انجام میدم، از زمان استفاده مفیدتری داشته باشم و برای انرژی خودم ارزش قائل باشم که داره در چه مسیری استفاده میشه و در نهایت زندگی رو هم آسون بگیرم.
نوشتن و مدیتیشن هم 2 ابزاریه که واقعاً خیلی خیلی خیلی زیاد به من کمک میکنه که باورهای خودم رو بشناسم چون خیلی از ماها فکر میکنیم که داریم روی باورهامون کار میکنیم و منتظر نتایج هستیم، بعد از یه مدتی که نتایج دلخواهمون نمیاد بهجای اینکه به عملکرد خودمون شک کنیم به قانون شک میکنیم و دیگه به حرکت در مسیر درست ادامه نمیدیم اما اگر توجه داشته باشیم که باور درست حتماً باید احساس درست اون هم به شکل پایدار حتی در برخورد با موانع ایجاد کنه، در خیلی اوقات ما متوجه میشیم جاهایی که ما نتیجه نگرفتیم برخلاف تصورمون حسمون خوب نیست، مثلاً میگیم به فراوانی باور داریم اما به شدت حس کمبود هم داریم، بهویژه وقتی یه مسئله مالی برامون بهوجود میاد.
من بهشخصه به کمک نوشتن و مدیتیشن کردن خیلی خیلی خوب میتونم احساس واقعی خودم رو مشاهده کنم و به سمت دلخواهم تغییرش بدم. حتی به طور قاطع میتونم بگم من با اینکه در دورههای ثروت در مورد باور فراوانی کار کرده بودم اما تا قبل از فایل مراقبه فراوانی دوره همجهت با جریان خداوند درک کامل و کابردی درخصوص این موضوع نداشتم و جای تعجبی نبود که اوضاع تغییر خاصی نکنه چون احساسه که مهمه و احساس از باور میاد.
فارغ از اینکه ما در چه شرایطی هستیم وقتی قلبمون آرومه یعنی داریم باورهای خوبی رو ایجاد میکنیم و نوشتن و مدیتیشن به من خیلی کمک میکنه که قلبم آروم بشه.
بازهم سپاسگزار خداوند هستم که من رو به سمت استادی هدایت کرد که به این دقت روی بهبود خودش و شاگردانش کار میکنه و از شخص استاد و تمامی عزیزان گروه تحیقیقاتی عباسمنش هم نهایت تشکر و قدردانی رو دارم.
پیش به سوی پروژه جدید
برای خودم و همه عزیزانم در سایت بهترین لحظات و نابترین تجربیات رو آرزومندم
گام اول: شناخت خود و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)
حوزههای اصلی زندگی: چهار حوزه اصلی زندگی خود را بنویسید:
کار و کسب (شغل و حرفه)
تو این مورد گروه یک هستم
احساس می کنم دارم چک ولگد می خورم ولی انگار نمی خواهم حرکت کنم
با اینکه رفتم مجوز گرفتم ،ولی هر بار از زیرش دارم در می رم .
انگار اهرم رنج ولذت برعکس کار می کنه
لذت پول ساختن برام رنج اوره از رنج پول نداشتن
بیشتر دارم مقاومت می کنم و ذهنم داره سخت می کنه برام که حالا سختی هایش را چه کار می کنی
حالا وقتت پر شد چکار می کنی
اذیت میشی و هزاران ترسی که مثل وزنه سنگین که به پاهام وصله ،نمی ذاره حرکت کنم .
چک ولگد را دارم همین الان می خورم ،منت وسرزنش هایی که دریافت می کنم ،پولی که همیشه تا آخر ماه داشتم واز 15ماه تمام کردم واقعا انگار تضاد شده برام و می رسید به موقع ولی این ماه نرسید ،دارم می فهمم اگر تغییر نکنم روی همسر و بقیه حساب کنم ،حسابی می خورم .
آخه چه لذتی داره ،وابسته به بقیه باشم برای درآمد ،با اینکه خودم شغل دارم .
مقاومت را اگر می داشتم برای اهرم رنج ولذت که رنج پول از بقیه گرفتن ،برام اینقدر درد آور باشه که باعث بشه ،حرکت کنم و منتظر یه معجزه از بیرون از خودم نباشم .
دقیقااز 15ماه دارم حس می کنم چک ولگد ها را ،واگر حرکتی نکنم اوضاع بدتر میشه .
روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان)
در زمینه روابط ،به فضل خدا گروه 3شدم
البته قبلاً گروه دو بودم .
سعی می کنم دوره ها را تهیه کنم و سرمایه گذاری کنم روی خودم وشخصیتم ،تا بهتر بشم ومی دونم همیشه باید در روابط عالی باشم و خیلی جای کار دارم .
البته تا زمانی که احساس لیاقت برای خودم داشته باشم وحد ومرز واحساس ارزشمندی ام را به دیگران وبیرونم از خودم ندهم روابطم عالیه ،چون با خودم به صلح رسیدم تا حدودی با وجود دوره های استاد واز خودم راضی هستم تو زمینه روابط وخانواده ودوستان و هرکسی را ملاقات نمی کنم و هر جایی نمیرم فقط با افراد مثبت وسایت استاد عباس منش خیلی کمک کرد .
سلامت (جسمی و روانی)
در زمینه سلامتی جسمی روانی هم به فضل خدا گروه سه شدم
ولی قبلاً گروه دوبودم.
واین هم از احساس ارزشمندی میاد که اگر برای خودم احساس ارزشمندی قائل باشم همیشه به سلامتی ام بها می دهم .
سعی می کنم هر روز حتما ورزش کنم و تحقیق می کنم که چطوری با بدنم بهتر رفتار کنم که راحت باشه واذیت نشه .
ای کسانی که ایمان آوردهاید، پروای خدا داشته باشید و هر کس باید [به طور جدی] بیندیشد که برای فردا[ی قیامت] چه پیش فرستاده است! و پروای خدا پیشه کنید که بیتردید خدا از [جزئیات] آنچه میکنید باخبر است.
سلام به استاد شایسته ی نازنین و به همکلاسی های خوش فرکانس
استاد جانم هم زمانی کار خداونده… همون خدایی که هدایتم کرد که دیروز بیام و تعهد بدم برای 40 روز کار کردن بیشتر رو خودم، همون خدا پلن رو اینجوری می چینه که صبح پا می شم و این خبر خوش رو از رفیق توحیدیم دریافت می کنم که شما این پروژه رو رو سایت قرار دادین تازه با دستور العمل… من دیگه چه حرفی دارم بگم جز اینکه بگم خداجونم شکرت… عاشششقتم که انقدر در لحظه جواب می دی… انقدر مدااام در حال هدایت منی…
خدای مهربونم شکرت که مدتهاست داری از راههای مختلف بهم یاداوری می کنی که سمیه جان، بنده ی عزیزم، حواسم بهت هست، تو یه قدم برداشتی سمت من، من هزار قدم برمی دارم… دستت تو دست منه غمت نباشه… و چقدر این حس خوبه، چقدر این اشکایی که دیدم رو تار می کنن موقع تایپ شیرینه…
خداجونم فقط تو می دونی و من که تو دلم چه حالیه… فقط تو می دونی و من که تو این یکی دو ماه گذشته چه هدایتهایی برام فرستادی… چه قدمهای عملیی بهم نشون دادی و من انجام دادم…
استاد جانم از شما و استاد شایسته ی عزیز و بقیه ی تیمتون از صمیم قلبم سپاسگزارم… تمرین این پروژه رو که می خوندم گفتم چقدر با عشق به جزئیات توجه کردین، زمان گذاشتین و تمرینی درست کردین که مو لای درزش نمی ره… تمام جنبه خای زندگیمون رو یه ریویو می کنیم اینجوری…
از خدای مهربون می خوام و مطمئنم که کمکم می کنه تا تو این پرثژه بزرگ بشم، رشد کنم و به مدارهای بالاتر برم… همینطور برای تک تک بچه ها…
خدا رو شکر که تایم ناهار رو می تونم اختصاص بدم به انجام تمرین…
عاشقتونم استاد و به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان
خدایا صد هزار بار شکرت که منو در این مسیر تغییر قرار دادی
سلام بر دوستان و اساتیدم قبل از اینکه تمرینها رو انجام بدم میخام یک خود افشاگری انجام بدم
که شاید دیگران از این مسیر من درس بگیرند و خودم بیشتر درس بگیرم
جریان از این قراره که من از موقعی که فیلم راز اومد با قانون جذب آشنا شدم البته با اسمش آشنا شدم خودش رو هر چی که گوش دادم درک درستی ازش پیدا نکردم به هر حال من اصلاً دنبال تغییر نبودم دنبال این بودم که یک وردی یک عبارتی چیزی بگم دنیا روی خوشش رو به من نشون بده من بیفتم روی دور شانس روی دور اقبال اومدم شروع کردم کتاب های موفقیتی و قانون جذب خواندن فقط همون لحظه حس منو خوب میکرد و یک ساعت دیگه همون رفتارها همون افکارهای قدیمی تا اینکه تقریبا از این کتابها نا امید شدم و تا اینکه به یک تضاد بسیار بزرگ برخوردم و تضاد من هم این بود که به خاطر چک کشیدن همسرم افتاد زندان این خیلی برای من زجر آور و رنج آور بود تا اینکه با تمام وجود خداوند رو صدا زدم و خداوند همون لحظه با اومدن یک فایل تبلیغاتی از استاد روی صفحه اینترنت به اسم قانون جذب در قرآن جواب منو داد و من اون فایل رو گوش دادم و اومدم استاد رو پیدا کردم و عضو سایت شدم و به فایل های رایگان گوش میدادم و تا اینکه استاد داشتن میگفتن که من به چه موفقیتهایی رسیدم همش با باور من با خودم گفتم آهان پیدا شد پس کلید همین باور هست بعد گفتم که برم ببینم باور چی هسته چند فایل گوش دادم درکی از باور نداشتم بعد دوباره افتادم در گمراهی گفتم برم استادهای دیگر که فایلهاشون رایگان هست اونها رو بررسی کنم شاید معنی و مفهوم باور رو بدونم و چیزی که در ذهن من بود این بود که باور یعنی یک سری جملات مثبت با صرف فعل درست با تعداد محاسبه شده که بگیم و تکرار کنیم این باور در وجود ما ایجاد میشه و دنیا حول خواسته های ما میچرخه و درهای شانس و اقبال به روی من باز میشه به هر حال یک تعدادی از اساتید هم چنین دستورالعمل هایی رو داشتن و دروغ چرا یک مقداری هم نتیجه گرفتم اما اگر همان تکرار عبارت تاکیدی رو دوباره انجام میدادم نتیجه ای نبود به هر حال فهمیدم که این راهش نیست دوباره برگشتم به آغوش سایت باز استاد توی خیلی از فایلهای رایگان میگفتن که بچه ها خیلی از دوره روانشناسی ثروت یک نتیجه گرفتن من. گفتم که هر طور شده این دوره رو میخرم و زد و دوره آپدیت شد و من به اندازه قیمت دوره البته قیمت قبل پول توی حسابم داشتم فورا بدون اینکه خیلی فکر کنم اومدم و تمام پس اندازم رو دادم دوره خریدم شروع کردم گوش دادن دیدم باز هم خبری از دستورالعمل های جادویی نیست گفتم خدایا اینا چی هستن ولی از آنجایی که پول زیادی رو برای این دوره پرداخته بودم دایم به دوره گوش میدادم و باز دوباره زدم توی جاده خاکی و گفتم نکنه دوره قبل از آپدیت خوب بوده و نتیجه میداده این که چیزی ما ازش نمیفهمیم شاید باورتون نشه دوباره اومدم پول دادم به یک کسی که کانال تلگرام داشت و دوره روانشناسی ثروت یک رو قبل از آپدیت خریدم و بهانه من این بود که ما هنوز مدارمان به آپدیت نمیخوره بریم همون قدیمی رو گوش بدین به هر حال اون رو هم گوش دادیم دیدیم که نه دستورالعمل خاصی نداره و تا اینکه باز استاد میدیدم که دارن قسم میخورن که همه چیز باور هست و اومدم گفتم خدایا این باور چیه چرا من نمیفهمم تا اینکه به یک تضاد خیلی بزرگ توی کسب کارم برخورد کردم البته من خیلی سلامتیم زیاد شده بود و با فرزندان و همسرم هم ارتباط تقریبا خوبی پیدا کرده بودم ولی از لحاظ مالی در خودم اتفاق خاصی نیفتاده بود ولی به لطف خداوند سطح زندگیم بهتر شده بود بدهیم که مبلغ بسیار زیادی بود پرداخت شده بود و قدرت خریدم بیشتر شده بود میهمانی بیشتر میرفتم با آدمهای خوب بیشتری نشستو برخواست میکردم اینها رو به وضوح در زندگیم میدم و سپاسگزاری زبانی حداقل انجام میدادم و زمان زیادی این نعمتها رو توی ذهنم مرور میکردم تا اینکه در کسب و کارم به یک تضاد بزرگ برخوردم به طوری که تا دو ماه منو درگیر خودش کرد دیگه تصمیم گرفتم یعنی با اهرم رنج و لذت که تغییر کنم فهمیدم که همه چیز از کار کردن روی خودت ایجاد میشود مثلا اومدم گفتم که من تلویزیون شبکه های اجتماعی رو اول حذف میکنم البته این هم خیلی طول کشید که بهش رسیدم بعد عجله حرص طمع رو از خودم سعی میکنم دور کنم و کاری به کسی هم ندارم فقط روی خودم کار میکنم و تغیرات رو با آغوش باز میپذیرم و الان دارم روی خودم با تعهد بیشتر کار میکنم و الان که این فایل ارزشمند رو دیدم یاد روند تغییر خودم افتادم و اندکی از اون رو برای شما هم نوشتم خدایا چگونه سپاسگزارت باشم
جواب سوال اول آخرین بار که قبل از برخورد با تضاد :
این موضوع مربوط به چند ماه پبش هست من پیشنهاد دادم به یکی از بستگان که این ملک خودت رو بیا قرارداد مشاوره ببند تا کار اصولی پیش بره و از جایی که همه دوست دارند که رایگان مشاوره باشه و دوست دارن با چند تا سوال به تمام جوابها برسند هر دفعه که من رو میدید چند تا سوال میپرسید تا به هدفش برسه و این چند ماه طول کشید و خبری ازش نشد و یک روز تماس گرفت و گفت کجایی من گفتم می خوام برم بیرون شهر بعدش گفت من می خوام قرارداد ببندم بیا بنگاه راس ساعت نه و نیم و من گفتم اگر بودم چشم بعدش دوباره تماس گرفت گفت قبلش بیا محضر می خوام وکالت کاری بدم تو هم باش و فقط میخوام مشاوره بگیرم و من همون لحظه داشتم از شهر خارج میشدم بهش گفتم اگه صدای ماشین رو بشنوی من بیرون شهر هستم و فکر کنم حتی از دست من دلخور شد .
اما من یاد گرفتم که هر چیزی بهائی داره و اگر
بهای اون کار رو نپردازی ارزش آ ن رو درک نمی کنی
و این دوست من راه رو داشت غلط می رفت
حالا چطوری ؟
من به اونا پیشنهاد دادم از اول کار بیاید همه چیز کار رو آنالیز واقعی کنیم تا کار واضح و اصولی پیش بره و یک مبلغی منطقی بابت مشاوره شما پرداخت میکنید اما اونا تمام کار رو خودسرانه پیش بردند و می خواستند فقط بخاطر احترام بگذارند من سر قرادادها باشم منم قبول نکردم .
البته اگر قبلا بود من حتما می رفتم و کلی از تجربیات خودم رو در اختیار اونا میزاشتم و اونا هم مطابق کار خودشون عمل می کردند و من مثل همیشه ناراحت میشدم و الان نتیجه کارم احساس راحتی هست و اینکه چقدر خوبه که میتونم نه بگم و خودم رو خلاص کنم .
سوال دوم : در چه مواردی نشانه تغییر رو دیدی اما جدی نگرفتی
خداوکیلی استاد من حتی قبل از اینکه با سایت آشنا بشم از تغییر فراری نبودم اما همه ما زمانهایی هست از سر جهل کار اشتباه رو انجام میدیم اگر منظور شما این باشه آره من کاری که نمی دونستم اشتباه است رو انجام دادم اما بعدش سعی کردم بهبود بدم خودم رو .
و به قول شما هزینه اون جهل رو پرداخت کردم .
و من اگر اون کار رو انجام نمی دادم من راه درست
رو یاد نمی گرفتم . و این ممکنه هر کاری باشه یعنی مسیر زندگی یا مسیر کسب و کار یا روابطم با اشخاص یا سرمایهگذاری و این تمومی نداره.
استاد جاهایی هم هست که اصلان الگویی نیست یا جوابی نبوده برای سوالات من که من راه اشتباه رو رفتم یا اشخاص مناسبی دور و برم نبودن در اون زمان خاص یا حتی یادم میاد که من دسترسی به آدمهای مناسب برای مشاوره نداشتم چون خودم هم در مدار پایین بودم .
بخاطر همین الان خدا رو شکر با وجود شما جاده هموار شده .
سوال سوم : اگر به اون موقعیت برگردی چه رفتاری یا عکس العمل جایگزین داری؟
استاد سوالات کنکوری رو چون خودم بلدش نیستم از پروردگام می پرسم و به الهاماتم عمل می کنم و سعی کردم روی خودم حساب نکنم و تمام کارها رو از صاحب کیهان کمک بگیرم .
سوال چهارم: چه باور محدود کننده باعث انجام اون کارها شده : باور کمبود در همه جای زندگیم بوده .
– همسر ایده آل نیست
– کار مناسب نیست
– زندگی خوب نیست
– روابط خوب با خانواده نداریم
– کسی که همیشه خوشحال باشه نداریم
– همیشه یک جای زندگی باید لنگ بزنه
و این باور کمبود رو در تک تک رفتارهای خودمون میشه دید و مخصوصا اگر توی فضای مجازی هم باشی که نامحدود با نداریم و نمیشه محاصره میشی.
استاد مطالب بعدی چون کلا شخصی شد با جان و دل رفتار میکنم .
استاد بابت تک تک لحظاتی که برای بهبود ما زمان ارزشمند خودتون رو صرف میکنید سپاسگزارم
استاد عزیزم ممنونم از وقتی ک گذاشتین فک کنم اولین نفرم ک کامنت میذارم و دقیقا منتظر یک پروژه و تمرین بودم .خدا خیرتون بده.دوس داشتم تمام فایل های مصاحبه رو گوش بدم ولی هی نمیشد .الان هدایت شدم و بهترین فرصت شد برای لذت بردن از این فایل ها ممنونم
تصمیم دارم به هر نحوی شده با کمک خواستن از خدای قدرتمندم ، من هم این پروژه بی نظیر رو با دوره احساس لیاقت ترکیب کنم و گوش جان بدم و به قول خانم شایسته برام جادو بشه ،جادویی از ایمان به غیب، جادویی از یقین درونی به اینکه: خداوند در مسیر این تغییر، تمام خواسته هایی را به من می دهد که مدت هاست منتظرم.
■■■■■
وقتی که فایل استاد رو گوش دادم فکر کردم من رو دسته 2 هستم ولی وقتی رسیدم به پاسخ دادن به سوالات ارزشمند کپشن در دفترم و آنچه در ذهنم بود رو ریختم رو کاغذ و سپس انتخاب دسته برای سوالِ : گام اول: شناخت خود و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)خشکم زد
خشکم زد یه جوری قلبم سنگین شد
خدای من ، من کجا ایستاده ام ؟ یعنی درسته؟ من در تمام موارد تقریبا رو دسته 1 بودم اصلا نتونستم دسته دو رو انتخاب کنم به 3 و 4 هم اصلا فکر نکردم ، یه چیزی بین 1 و 2 بود بیشتر مایل به 1 تقریبا، یعنی انگار تو لایه های درونی ذهنم هنوزم دوست ندارم من حرکتی بکنم ، نمیدونم چطور شد؟چرا میخوام فاجعه بسازم برای خودم
ولی خوشحالم برای اینکه حداقل فهمیدم اول کار کجا ایستاده م و باید حرکت کنم …
باتوجه به اینکه وسطهای پروژه خانه تکانی ذهن خداوند خودش با وجود مقاومت های شدید ذهنی من رو وارد پا گذاشتن رو بزرگترین پاشنه آشیل زندگیم یعنی روابط کرد من از 25 مرداد روی این هدفم کار میکنم و با وجود اینکه در نزدیک ترین زمان میخواستم وارد دوره معنوی قانون سلامتی بشم
به توصیه استادان عزیزم
(گام دوم: انتخاب یک حوزه برای شروع (نقطه اهرم)
شما نمیتوانید همه چیز را یکشبه تغییر دهید. پس هوشمندانه عمل میکنیم.
احترام میگذرام و حوزه انتخابی من برای شروع تغییر: در بهبود روابط هست
احساس میکنم این دوره پر از معجزات فراواااان خواهد بود ،بیسش اساسی چیده شده
و تمرینی که در آخر داده شده بسیار فوقالعاده، کارآ و هوشمندانه طراحی شده ، خدا شما رو حفظ کنه خدا شما رو راضی کنه خدا قوت من رو پذیرا باشید استادان بزرگوارم
چقدر ما خوشبختیم ، چقدر پر روزی هستیم
امروز من کللی نعمت دریافت کردم خدایا هزاران بار شکرت
به امید روزهای پرنورتر و روشن تر، به امید نتایج درخشان و نورانی هممون
سلام به بهترین استاد دنیا و مریم جانم و همه دوستان عزیزم در این محفل توحیدی
خداوند رو هزاران بار سپاسگزارم که هر لحظه در حال هدایت و راهنمایی من به بهترین راه ها و آسان ترین راه هاست
عاااالی استاد عااالی مثل همیشه به موقع و سروقت فایل گذاشتین امروز تصمیم داشتم یه دسته از سایت بردارم و تمرکزی روش کار کنم و چقدر سپاسگزارم برای این پروژه جدید و هدایتم به سمت استارت دوباره دوره فوق العاده احساس لیاقت در پناه خداوند هدایتگرم…
خب بریم سراغ جواب به سوالات بی نظیر استاد عزیزم:
1-اینقدر من از این حالت دورم که باید کلی فکر کنم متاسفانه یعنی چکش در محکم ترین حالتی که قابل زدنه باید بهم بزنه تا دست بردارم از مسیرم ولی خب یکم بخوام به خودم آسون بگیرم میتونم اینو بگم که دیدم چربی خونم به شدت وحشتناکی بالا رفته که دیگه داره نشونه هاش میاد این مسیرو بری تهش به فنا رفتنه از نوع ناجورش (حالا اینم بگم چون استاد تو قانون سلامتی چربی رو اوکی داده بودن منم چون غذاهام خوش خورتر میشد غرق در دنبه و چربی میزدم بر بدن که باز به قول استاد از اون ور افتاده بودم) اینو میتونم بگم که رعایت کردم قبل از بدتر شدن و خدا رو شکر الان هیچ کدوم از اون عوارض رو ندارم.
2-برای سوال دوم میتونم بگم نشونه ها رو دیدم تو همه زمینه ها سلامتی .روابط.ثروت و…اما درمورد کنترل ذهن بهتر میتونم بگم یعنی یه ناخواسته ای برام پیش میومد میشستم بدترین حالتی که این موضوع میتونست تموم بشه رو تصویر سازی میکردم اینقدر واضح که اشکم درمیومد بعد کم کم میدیدم شرایط داره به همون سمت میره و بد و بد تر میشه و بهایی که میدادم این بود که زمین و زمان مخالف من شده بود و همه چیز پیچ در پیچ و به سخت ترین حالت ممکن پیش میرفت حتی چیزایی که مطمئن بودم درست پیش میره و نتیجه میده کلا به بدترین حالت ممکن پیش میرفت.
3-سعی میکردم توجهم رو بیشتر بزارم رو زیبایی ها و توجهم رو روی نکات مثبت میذاشتم و بیشتر رها میشدم و میسپردم به خدا به جای راه حل های خودم یکم مسائل رو آسون تر میگرفتم باور الخیر فی ما وقع رو بیشتر به خودم یادآوری میکردم بیشتر باور میکردم که خودم خالق زندگیم هستم و در یک کلام خودم رو با قوانین جهان و خداوند بیشتر وفق میدادم.
4-شرایط الان محیا نیست . باید همه چیز اون جوری که استانداد های من هست باشه. نمیرفتم سراغ زبان با این باور که تو محیط سه سوته یاد میگری الان خودتو نگران نکن دنبال کار نرو برو اونجا باز کار پیدا میشه .یعنی من این مدت نکردم هرآن کاری که برای زندگیم لازم بوده و حیاتی که من قراره مهاجرت کنم . عدم باور به خالق صد در صد بودن زندگیم. تاثیر عوامل بیرونی بر شرایطم. عدم پذیرش صد در صد مسئولیت زندگیم .مقصر دونستن بقیه . باور قربانی بودن و بی تقصیر بودن. باور کمبود و محدودیت و از دست رفتن فرصت ها و موقعیت ها. حسادت به موقعیت و دستاورد های دیگران. مقایسه بیست و چهار ساعته. توجه به داشته های دیگران و نداشته های خودم و….
در حالت کلی من آدمی بوده ام که باید جهان چنان منو له میکرد که یه حرکتی به خودم بدم و الان که بهش فکر میکنم دلیل اصلیش بی تحرکی یا بی عرضگی نبوده بلکه من خودم میخواستم که له بشم نابود بشم به زمین سفت بخورم از عرش برسم به فرش و بعد شروع کنم و برسم به موفقیت و بگم به همه که من فرق دارم من خودمو ساختم من نیاز مند هیچ کس نیستم من اگر بخوام هر کاری میتونم بکنم اگه تا الان اینقدر تحمل کردم از بی عرضگی یا ترس نبوده من فقط به شما فرصت دادم احترام نگه داشتم و ….
وااایی خدای من الان که دارم مینویسم برای خودمم داره خیلی شفاف تر میشه که چه باوری پشت کارهام بوده خدایا شکرت
من این پروژه رو برای خودم مثل 12 قدم با یه چکاپ فرکانسی تصویری ثبت کردم و آخر پروژه میخوام ببینم کجام
خدارو شکر که این فرصت فراهم شد خیلی عالیه خیلی حسم میگه اتفاقای خوبی قراره بیوفته خدا رو صد هزاران بار سپاس
تمرین کلی پروژه «تغییر را در آغوش بگیر» 1404/07/23 ( هفته پایان مهر )
اینجا رد پای کار کردنم روی گام های پروژه است
گام اول: شناخت فعلی خودم و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)
در این مرحله، میخواهم بدون قضاوت، ببینیم در حوزههای مختلف زندگی بیشتر شبیه کدام یک از چهار گروهی هستم که در متن توضیح داده شد.
حوزههای اصلی زندگی: چهار حوزه اصلی زندگیم:
تحلیل رفتار:
الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
• کار و کسب (شغل و حرفه) :در حال حاضر شغل و حرفه ای ندارم و این حس مفید خوبی نداره که صرفا خونه داری و بچه داری میکنم.
• روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان) : در حال حاضر مراوده عاطفی ، خانوادگی و دوستانه ای ندارم که البته انتخابی و آگاهانه ست ولی برای تجربه جشن و روابط اجتماعی بخصوص برای دخترانم حس میکنم وجود روابط خوب لازمه
• سلامت (جسمی و روانی) : در حال حاضر از لحاظ جسمی دارای اضافه وزن و خستگی جسمی و کمبود انرژی هستم که فعالیت هام رو تا حدی محدود میکنه
• وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول) : در حال حاضر درآمدی ندارم، بله نشانه هایی که خواسته هایی برای خرید شخصی برای خودم دارم و بودجه ای که همسرم واریز میکنه برای خرج و مایحتاج خانواده محسوب مبشه
ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
• کار و کسب (شغل و حرفه) : فعلا در حال یادگیری زبان انگلیسی هستم که از این طریق بشه کار و حفه ای رو در جهتش بسازم.
• روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان) : در حد مادران هم کلاس و هم دوره ای بچه ها ارتباطاتی برقرار کردم.
• سلامت (جسمی و روانی) : میدونم که باید برم تو مسیر قانون سلامتی ولی میرم و ول میکنم
• وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول) : خداروشکر پول میاد از طریق همسرم ولی درآمد مستقل خودم یه چیز دیگست.
ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
• کار و کسب (شغل و حرفه) : با یادگیری تو فکرشم و البته یه شغلم ساختم و بخاطر تمرکز به یادگیری و شغل شخصی رهاش کردم.
• روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان) : مطالعه کتاب آیین دوستیابی
• سلامت (جسمی و روانی) : تصمیم برای تعهد به قانون سلامتی
• وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول) : باید روی باورهام کار کنم
امتیازدهی به خود: حالا در مقابل هر حوزه، نام یکی از چهار گروه زیر را که به رفتار شما نزدیکتر است، بنویسید:
گروه 1 (بسیار مقاوم): تغییر نمیکنم تا جهان مرا با فاجعه مجبور کند.
گروه 2 (واکنشی در لحظه آخر): وقتی به ته خط میرسم، تغییر میکنم.
گروه 3 (واکنشی به هشدارها): با دیدن اولین نشانههای جدی، احساس خطر می کنم و تغییر میکنم.
گروه 4 (پیشگیرانه و بهبود جو): همیشه و قبل از بروز مشکل، دنبال بهتر شدن هستم.
مثال:
کار و کسب: گروه 3
روابط: گروه 3
سلامت: گروه 2.5
وضعیت مالی: گروه 3
گام دوم: انتخاب یک حوزه برای شروع (نقطه اهرم)
شما نمیتوانید همه چیز را یکشبه تغییر دهید. پس هوشمندانه عمل میکنیم.
دستورالعمل: به لیست خود در گام اول نگاه کنید. یکی از حوزهها را انتخاب کنید که:
یا در آن جزو گروههای 1 و 2 هستید و احساس میکنید بیشترین آسیب را از آن میبینید.
یا بیشترین انگیزه و انرژی را برای ایجاد تغییر مثبت در آن دارید.
«حوزه انتخابی من برای شروع تغییر: سلامت است.
گام سوم: طراحی تغییرِ هوشمندانه (از “واکنش” به “کنش”)
حالا برای حوزهای که انتخاب کردهاید، میخواهیم یک برنامه عملی کوچک اما قدرتمند طراحی کنیم.
دستورالعمل:
تغییر زاویه دید:
سوال پیشرونده : «چطور میتوانم در این حوزه به یک نسخه “بهتر” از خودم تبدیل شوم؟ حتی اگر الان اوضاع خوب است، چطور میتوانم آن را “عالیتر” کنم؟»
این سوال پیشرو را برای حوزه انتخابی خود بنویسید.
برای حوزه “سلامت”: «چطور میتوانم در جسمم به فردی سلامت تر، وزن نرمال باکیفیتتر، موثرتر تبدیل شوم و ارزش بیشتری خلق کنم؟»
شناسایی اولین گامِ فوقالعاده کوچک:
بر اساس سوال پیشگیرانهای که نوشتید، یک اقدام بسیار کوچک را که میتوانید در 48 ساعت آینده انجام دهید، مشخص کنید. اگر این گام برایت بزرگ است آنقدر آن را به قسمت های کوچکتر تقسیم کن که برایت قابل انجام شود. این گام باید آنقدر کوچک باشد که انجام ندادنش سختتر از انجام دادنش به نظر برسد!
برای حوزه “سلامت”:
«اولین گام کوچک من: دیدن روزانه جلسات قانون سلامتی است.
زمانبندی و تعهد:
این گام کوچک را همین حالا در تقویم یا دفتر برنامهریزی خود برای فردا یا پسفردا یادداشت کنید. برایش یک زمان مشخص تعیین کنید.
هرروز حداقل یک جلسه از قانون سلامتی را ببینم .
اگر این گام را به مراحل کوچکتر تقسیم کرده ای، زمان بندی برای تمامی مراحل مشخص کن و با استمرار، فرایند را تمام کن.
گام چهارم: بازبینی و ساختن عادتِ بهبود دائمی (تبدیل شدن به یک فرد بهبودجو)
هدف این است که ذهنیتِ بهبودِ مستمر را در خود ایجاد کنید.
دستورالعمل:
در پایان هر هفته، 5 دقیقه وقت بگذارید و به سوالات زیر در مورد حوزهای که روی آن کار میکنید، پاسخ دهید:
آیا گام کوچکی که برای این هفته تعیین کرده بودم را انجام دادم؟ از انجام آن چه احساسی داشتم؟
در این هفته چه چیزی درباره خودم یا این حوزه از زندگیام یاد گرفتم؟
آیا میتوانم این گام کوچک را تکرار کنم یا بهتر است یک گام کوچکِ جدید برای هفته آینده تعریف کنم؟
این هفته هفته اول هست و در تاریخ 14040730 این بخش کامل میشه
این تمرین یک نقطه شروع است. به یاد داشته باشم، همانطور که در متن گفته شد، جهان بر اساس «قانونمندی» عمل میکند. با برداشتن این گامهای کوچک و آگاهانه، شما خودتان را با قانونِ رشد و بهبود هماهنگ میکنید. شما فرمان را به دست میگیرید و پیش از آنکه طوفان شود، مسیر کشتی زندگیتان را هوشمندانه تنظیم میکنید. این مسیر درباره کامل بودن نیست، بلکه درباره “بهتر شدنِ” مداوم است.
خداروشکر برای این مسیر زیبا که برام ایجاد شد تا تعهدم رو بسازم
جالبه من دیروز قبل از اینکه این پروژه روی سایت قرار بگیره به فایلی که استاد راجع به چهار دسته بودن افراد در برابر تغییر هستیم هدایت شده بودم.
حالا من چقد دلم میخواد توانایی خرید و پرداخت بهای دوره لیاقت رو میداشتم و خب حالا باز خداروشکر برای همین داشته هام و در این مسیر از
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم
ممنونم که هر وقت نیاز دارم شما برام فایل جدید میذارید استاد عزیزم
خداروشکرررررررررررررر استاد بابت وجودتون
استاد جان دقیقا من سه روزه خودم رو به چالش کشیدم و متعهد کردم به گوش دادن دوره ها و فایل ها نشانه ها ووو
و به لطف الله منم تغییر رو میخوام به آغوش بکشم
استاد این چند روز به این نکته رسیدم که تو دوره هم جهت گفتید که حتی اون ناخواسته هات رو هم برای خدای خودت و خودت هم نگو
واقعا استاد چقدر لذت داره بودن تو مسیر شما
استاد جان همینطور هدایت پشت هدایت میاد و من شکرگزار برای بودن در این مسیر زیبا و توحیدی
الله اکبر رو دارم توی تک تک سلولهام تزریق میکنم و نمیدونید با هر بار تزریق این چه انرژی درون بدن من آزاد میشه
نمیدونید با دریافت هر سلول چه حس آرامشی درونم میاد نمیدونید با هر بار لمس این الله اکبر من چقدر روحم نوازش میشه
وای وای استاد چقدر این دوره احساس لیاقت ناب هست چقدر لازم همه ما هست چقدر نیاز داریم همه ما این احساس رو درونمون به وجود بیاریم
استاد من با این دوره زنده شدم من با این دوره نفس کشیدم و بعدش که دوره هم جهت اومد بهتر تونستم درکش کنم و همزمان با دوره ثروت 1 برای من معجزه ها ساخت
از خدا میخوام پایدار باشید و یکسره از تجربه هاتون به ما اموزش بدید استاد جان
خداروشکر بابت وجود شما خداروشکر بابت این اگاهی ها و این درس ها
استاد جان چقدر لطف بزرگی هست که ما رو با دوره ها مجدد آشتی میدید با قرار دادن این پروژه ها بابت این باید خیلی سپاسگزار باشم
اخرین بار که قبل اون چکش بزرگ بخوره تو سرم استاد همین یک هفته پیش بود که استارت یه کار عالی رو زدم
استاد جان یک سال و نیم پیش نشونه اومد که به هر کسی اعتماد نکن اما باز مجدد اعتماد کردم و ضربه خوردم واقعا از این اعتماد
و چندین بار هم دلسوزی کردم البته قبل از دوره احساس لیاقت بود و دقیقا ضربه اون دلسوزی ها رو خوردم و بعد از دوره احساس لیاقت این دلسوزی ها رو حذف کردم
قطعا دیگه دلسوزی نمیکنم قطعا دیگه از اینها درس ها گرفتم و یکسره با دوره های شما دارم باورهای مثبت میسازم
استاد جان واقعا دارم با تمام توانم روی باورهام کار میکنم که شرایط رو تغییر بدم و کاملا هم به خودم افرین میگم این دو ساله خیلی موفق بودم مخصوصا با دوره احساس لیاقت و دوره هم جهت
خدایا شکرت خدایا شکرت
به نام خالق عشق و شادی و زیبایی
درود و خداقوت به استاد عزیز و همه همراهان خوب سایت
خداروشکر میکنم در جمعی هستم که همواره بهدنبال پیشرفت و بهبود هستند، اون هم به پیشوایی استادی که توقفناپذیر در مسیر رشد و تعالی حرکت میکنه.
همین دیشب که داشتم بازی پرتغال و علیالخصوص رونالدو رو نگاه میکردم حقیقتاً خیلی لذت بردم که دارم الگوهایی رو میبینم که همیشه بهدنبال پیشرفت هستند و هرگز متوقف نمیشوند چون به نظرم تنها در این حالته که انسان اون احساس زنده بودن و شادی حقیقی رو تجربه میکنه و ادامه دادن به این شکل و بودن در یک همچین مسیر همیشه در حال پیشرفت و حرکت تنها از مسیر داشتن باورهای صحیح و ارزشهای بنیادین امکانپذیره.
وقتی به پرسشهای مطرح شده این فایل فکر میکردم متوجه شدم بهاندازهای که من باورهام تغییر کرد اشتباهاتم کمتر شده و هوشیارتر عمل کردم یعنی از زمانی که با استاد و قوانین جهان آشنا شدم صادقانه در هیچ موردی کارم بهجایی نرسیده که بخوام جز دسته اول یا حتی دوم باشم هیچوقت و خوشبختانه یا جز گروه سوم بودم یا چهارم، البته که در مورد موضوعات مختلف این دستهبندی متفاوته.
اما در مورد سوال اول باید به اتفاقی که همین چند روز پیش و تصمیم شجاعانهای که گرفتم رجوع کنم. یه فعالیتی رو من مدتی بود تو بحث کاری خودم انجام میدادم که بهشکل دائمی نبود اما با وجود تلاش فراوانی که برای کنترل ذهن و احساساتم انجام میدادم متوجه میشدم که انگار جریان قرار نیست بهبود پیدا کنه و هرچقدر که میگذشت رفته رفته داشت اوضاع بدتر میشد و به همین منوال تمرکز من رو هم به خودش درگیرتر میکرد تا اینکه من تصمیم گرفتم و خداوند هم خیلی زیبا هدایت کرد که کلاً اون فعالیت رو کنار بگذارم و خیلی متمرکزتر روی سایر فعالیتهای اصلی خودم تمرکز کنم. بهمحض اینکه من این تصمیم رو گرفتم چنان انرژی در من ایجاد شد که تنها تو مدت یک هفته کلی اتفاق مثبت کاری و مالی برام رخ داد و قشنگ حس میکردم که انگار من این انرژی را حبس کرده بودم.
وقتی فکر کردم به اینکه من چرا شجاعانه این کارو انجام دادم متوجه شدم که باورهای من خیلی قدرتمندتر از قبل شده بهویژه در مورد خداوند، احساس لیاقت و بحث فراوانی و با اون فعالیتی که من انجام میدادم انگار داشتم یک تضاد فرکانسی با دستای خودم ایجاد میکردم، یعنی از یک طرف من کلی زمان و انرژی میذاشتم برای کار کردن روی خودم از طرف دیگه اون فعالیت جلوی ایجاد نتایج مدنظرم رو میگرفت.
البته که نباید از نقش تکامل در این باورها هم چشمپوشی کرد و اینطوری نبود که من شب روی خودم کار کنم انتظار داشته باشم فردا همه چیز عوض بشه.
درخصوص پرسش دوم شاید بهترین مثالی که به خاطرم رسید که فکر میکنم مشکل افراد دیگهای هم باشه در بحث مدیریت مالی بود.
من آدمی هستم که همیشه خوب پول میسازم و خوب هم هزینه میکنم اما انگار تغییری در وضعیت مالی بهشکلی که من رو به احساس آزادی برسونه ایجاد نمیشد(فارغ از اینکه من چقدر پول دارم یا ساختم) و همیشه یه احساس نگرانی در مورد مسائل مالی وجود داشت. این هم در شرایطی بود که من واقعاً زمان و انرژی خوبی میذاشتم برای کارکردن روی مباحث مالی و بهویژه دورههای روانشناسی ثروت و انصافاً پولهای خوبی هم ساختم تا به حال اما خوب اون احساس آرامش بهشکل مستمر که من به دنبال تجربش بودم هیچوقت ایجاد نمیشد.
البته شکرخدا هیچوقتم شرایط بهشکلی پیش نرفت که من بخوام به دردسر عجیب و غریبی بیفتم اما خب گاهاً به جایی میرسید که من احساس میکردم اصلاً عرضه ندارم پول بسازم و احساس کنم اصلاً به من نیمده ثروتمند بودن. غافل از اینکه این احساس نتیجه یک اشتباه رفتاری در مورد هزینه کردن من و مدیریت پولم بود، با اینکه بارها و بارها تصمیم میگرفتم که درستش کنم اما فایده نداشت و خیلی زود وسوسه میشدم که پولم رو هزینه کنم.
بعد متوجه شدم که دلیل اینکه من خیلی راحت وسوسه میشم اینکه کاملاً به فراوانی باور ندارم.
یه نکتهای را قبل از اینکه صحبت رو ادامه بدم خوبه که مرور کنیم اینکه در مورد باورها باید قضاوت رو به نتیجه سپرد و کمی صبور بود، یعنی نه کمالگرایانه فکر کنیم که تصور داشته باشیم ما میتونیم بهترین باور رو از فراوانی در وجودمون بسازیم نه عجول باشیم برای زود نتیجه گرفتن و نه اینکه خودمون رو گول بزنیم زمانی که نتیجه خاصی نیمده باشه. باید یه تعادلی باشه و قلب ما خیلی راحت میتونه به ما بگه وضعیت ما دقیقاً در کدام مرحلست.
من انقدری به فراوانی باور پیدا کرده بودم که تونستم به لطف خدا پولهای خوب بسازم اما این وسوسه پنهان که باعث میشد من تمام پولم رو برای یک چیز خاص هزینه کنم ناشی از این ترس بود که معلوم نیست فرصت بعدی پولسازی چه زمانی باشه و تا وقته از پولت استفاده کن و بمیری دیگه این پول به درد نمیخوره و این باور باعث شده بود که من از یه طرف خوب پول بسازم و از طرف دیگه تمام پولم رو خرج کنم، یه مدت بهم خوش بگذره اما بعدش دوباره برم تو حالت نگرانی درباره پول.
درصورتی که ما اگر درست روی باور فراوانی کار کرده باشیم باید به این نتیجه برسیم که همیشه فرصت برای پولسازی هست و از اون زمان من تصمیم گرفتم هر چیزی که میخوام بخرم (تاکید میکنم هر چیزی) حتماً باید چند برابرش تو حسابم پول باشه و بعد من اون چیز رو بخرم.
به قول استاد کسانی که میگن خرج کن خدا میده، اون چه خدایی که اول نمیده تا بعد تو خرج کنی؟
البته که واقعاً باورهای محدود کننده خیلی بهم وصل هستند چون بسیاری از هزینههایی که من میکردم گاهاً به این خاطر بود که بخوام خودم رو قوی نشان بدم از نظر مالی و اعتبارم رو حفظ کنم. هرچقدر که روی احساس ارزشمندی خودم کار کردم این رفتارهای اشتباه هم شکرخدا کمتر شد.
در پاسخ به پرسش سوم و چهارم یه نکته جالب به نظرم رسید اون هم اینکه ذهن ما درباره به تعویق انداختن کارهای درست ماشالا خوب به فراوانی باور داره یعنی همیشه میگه حالا بعداً وقت هست اشکال نداره اگر هم به این مسیر اشتباه ادامه بدی اما در مورد چیزهای درست یکم مقاومت و وسوسه میکنه که تو مثال مدیریت مالی برای من که میگفت حالا الان اگر هزینه نکنی دیگه دیر میشه و اجازه نمیداد من طبق باور درستم رفتار کنم.
شاید اگر به عقب برگردم با تعهد بسیار بالاتری روی باورهام و مهمتر از اون عمل به شیوه باورهای صحیحم بهویژه ارتباطم با خداوند، احساس لیاقت و فراوانی کار کنم. کمتر خودم رو مقایسه کنم، کمتر عجله کنم، کمتر دنبال تایید طلبی و جلب رضایت همه باشم یعنی کار درست رو فارغ از اینکه دیگران چی میگن انجام بدم و به سبک شخصی خودم که باعث رضایت من میشه زندگی کنم، دیگران و هیچ پدیدهای رو تو ذهنم بزرگ نکنم، بیشتر سپاسگزار باشم چه نعمتهایی که تو زندگیم هست چه وجود خودم و رفتارها و اقدامات مثبتی که انجام میدم، از زمان استفاده مفیدتری داشته باشم و برای انرژی خودم ارزش قائل باشم که داره در چه مسیری استفاده میشه و در نهایت زندگی رو هم آسون بگیرم.
نوشتن و مدیتیشن هم 2 ابزاریه که واقعاً خیلی خیلی خیلی زیاد به من کمک میکنه که باورهای خودم رو بشناسم چون خیلی از ماها فکر میکنیم که داریم روی باورهامون کار میکنیم و منتظر نتایج هستیم، بعد از یه مدتی که نتایج دلخواهمون نمیاد بهجای اینکه به عملکرد خودمون شک کنیم به قانون شک میکنیم و دیگه به حرکت در مسیر درست ادامه نمیدیم اما اگر توجه داشته باشیم که باور درست حتماً باید احساس درست اون هم به شکل پایدار حتی در برخورد با موانع ایجاد کنه، در خیلی اوقات ما متوجه میشیم جاهایی که ما نتیجه نگرفتیم برخلاف تصورمون حسمون خوب نیست، مثلاً میگیم به فراوانی باور داریم اما به شدت حس کمبود هم داریم، بهویژه وقتی یه مسئله مالی برامون بهوجود میاد.
من بهشخصه به کمک نوشتن و مدیتیشن کردن خیلی خیلی خوب میتونم احساس واقعی خودم رو مشاهده کنم و به سمت دلخواهم تغییرش بدم. حتی به طور قاطع میتونم بگم من با اینکه در دورههای ثروت در مورد باور فراوانی کار کرده بودم اما تا قبل از فایل مراقبه فراوانی دوره همجهت با جریان خداوند درک کامل و کابردی درخصوص این موضوع نداشتم و جای تعجبی نبود که اوضاع تغییر خاصی نکنه چون احساسه که مهمه و احساس از باور میاد.
فارغ از اینکه ما در چه شرایطی هستیم وقتی قلبمون آرومه یعنی داریم باورهای خوبی رو ایجاد میکنیم و نوشتن و مدیتیشن به من خیلی کمک میکنه که قلبم آروم بشه.
بازهم سپاسگزار خداوند هستم که من رو به سمت استادی هدایت کرد که به این دقت روی بهبود خودش و شاگردانش کار میکنه و از شخص استاد و تمامی عزیزان گروه تحیقیقاتی عباسمنش هم نهایت تشکر و قدردانی رو دارم.
پیش به سوی پروژه جدید
برای خودم و همه عزیزانم در سایت بهترین لحظات و نابترین تجربیات رو آرزومندم
به نام خداوند بخشنده مهربان
با یاد و نام خدا ،ادامه جواب به این بخش
گام اول: شناخت خود و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)
حوزههای اصلی زندگی: چهار حوزه اصلی زندگی خود را بنویسید:
کار و کسب (شغل و حرفه)
تو این مورد گروه یک هستم
احساس می کنم دارم چک ولگد می خورم ولی انگار نمی خواهم حرکت کنم
با اینکه رفتم مجوز گرفتم ،ولی هر بار از زیرش دارم در می رم .
انگار اهرم رنج ولذت برعکس کار می کنه
لذت پول ساختن برام رنج اوره از رنج پول نداشتن
بیشتر دارم مقاومت می کنم و ذهنم داره سخت می کنه برام که حالا سختی هایش را چه کار می کنی
حالا وقتت پر شد چکار می کنی
اذیت میشی و هزاران ترسی که مثل وزنه سنگین که به پاهام وصله ،نمی ذاره حرکت کنم .
چک ولگد را دارم همین الان می خورم ،منت وسرزنش هایی که دریافت می کنم ،پولی که همیشه تا آخر ماه داشتم واز 15ماه تمام کردم واقعا انگار تضاد شده برام و می رسید به موقع ولی این ماه نرسید ،دارم می فهمم اگر تغییر نکنم روی همسر و بقیه حساب کنم ،حسابی می خورم .
آخه چه لذتی داره ،وابسته به بقیه باشم برای درآمد ،با اینکه خودم شغل دارم .
مقاومت را اگر می داشتم برای اهرم رنج ولذت که رنج پول از بقیه گرفتن ،برام اینقدر درد آور باشه که باعث بشه ،حرکت کنم و منتظر یه معجزه از بیرون از خودم نباشم .
دقیقااز 15ماه دارم حس می کنم چک ولگد ها را ،واگر حرکتی نکنم اوضاع بدتر میشه .
روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان)
در زمینه روابط ،به فضل خدا گروه 3شدم
البته قبلاً گروه دو بودم .
سعی می کنم دوره ها را تهیه کنم و سرمایه گذاری کنم روی خودم وشخصیتم ،تا بهتر بشم ومی دونم همیشه باید در روابط عالی باشم و خیلی جای کار دارم .
البته تا زمانی که احساس لیاقت برای خودم داشته باشم وحد ومرز واحساس ارزشمندی ام را به دیگران وبیرونم از خودم ندهم روابطم عالیه ،چون با خودم به صلح رسیدم تا حدودی با وجود دوره های استاد واز خودم راضی هستم تو زمینه روابط وخانواده ودوستان و هرکسی را ملاقات نمی کنم و هر جایی نمیرم فقط با افراد مثبت وسایت استاد عباس منش خیلی کمک کرد .
سلامت (جسمی و روانی)
در زمینه سلامتی جسمی روانی هم به فضل خدا گروه سه شدم
ولی قبلاً گروه دوبودم.
واین هم از احساس ارزشمندی میاد که اگر برای خودم احساس ارزشمندی قائل باشم همیشه به سلامتی ام بها می دهم .
سعی می کنم هر روز حتما ورزش کنم و تحقیق می کنم که چطوری با بدنم بهتر رفتار کنم که راحت باشه واذیت نشه .
هرچیزی را نمی خورم وبرای خودم اهرم رنج ولذت گذاشتم .
رنج خوردن غذاهای نامناسب برام خیلی درآوراست ولی لذت خوردن غذاهایی که با بدنم اکی هست ،برام خیلی لذت بخشه.واهرم لذت برام فعاله .
به لطف دوره احساس لیاقت ،بهتر درک کردم .
حتی دستکش گران قیمت خریدم که برای پوستم بهتر باشه وبرای جسمم ارزش قائل شدم .
پوست صورتم وبدنم مهمه برام که شاداب باشه
چون بدن من ،داره به من خدمت می کنه پس ارزشمنده .
وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول)
در این زمینه گروه دو هستم
تا زمانی که به به تضاد برنخورم حرکت نمی کنم متاسفانه .
دیدم دارم به تضاد برمی خورم ،رفتم شمع سازی یاد گرفتم و ایده ساخت شمع در کنار شغلم ،را باید پیاده کنم تا جهان چکولگد نزده بیشتر .
استاد واقعا وقتی برای خودم ارزش قائل باشم ناخودآگاه میرم برای یادگیری و تغییر .
در این مورد راضی نیستم و مدیریت ندارم .
گروه دو که باشی ،هی تو سرت می زنه جهان، تا بیای تو مسیر ،ومن قشنگ دارم الان می فهمم ،که دوهفته در گیر پول و مدیریت مالی شدم و واقعا اذیت شدم .
یا باید تغییر کنی یا له میشی .وجهان شوخی نداره با هیچ کسی .
حشر:18
یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید، پروای خدا داشته باشید و هر کس باید [به طور جدی] بیندیشد که برای فردا[ی قیامت] چه پیش فرستاده است! و پروای خدا پیشه کنید که بیتردید خدا از [جزئیات] آنچه میکنید باخبر است.
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
بنام خداوند رزاق و وهابم
خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه
سلام و سلامتی و نور وعشق به روی ماه استاد عزیزم،
سلام به استاد شایسته ی نازنین و به همکلاسی های خوش فرکانس
استاد جانم هم زمانی کار خداونده… همون خدایی که هدایتم کرد که دیروز بیام و تعهد بدم برای 40 روز کار کردن بیشتر رو خودم، همون خدا پلن رو اینجوری می چینه که صبح پا می شم و این خبر خوش رو از رفیق توحیدیم دریافت می کنم که شما این پروژه رو رو سایت قرار دادین تازه با دستور العمل… من دیگه چه حرفی دارم بگم جز اینکه بگم خداجونم شکرت… عاشششقتم که انقدر در لحظه جواب می دی… انقدر مدااام در حال هدایت منی…
خدای مهربونم شکرت که مدتهاست داری از راههای مختلف بهم یاداوری می کنی که سمیه جان، بنده ی عزیزم، حواسم بهت هست، تو یه قدم برداشتی سمت من، من هزار قدم برمی دارم… دستت تو دست منه غمت نباشه… و چقدر این حس خوبه، چقدر این اشکایی که دیدم رو تار می کنن موقع تایپ شیرینه…
خداجونم فقط تو می دونی و من که تو دلم چه حالیه… فقط تو می دونی و من که تو این یکی دو ماه گذشته چه هدایتهایی برام فرستادی… چه قدمهای عملیی بهم نشون دادی و من انجام دادم…
استاد جانم از شما و استاد شایسته ی عزیز و بقیه ی تیمتون از صمیم قلبم سپاسگزارم… تمرین این پروژه رو که می خوندم گفتم چقدر با عشق به جزئیات توجه کردین، زمان گذاشتین و تمرینی درست کردین که مو لای درزش نمی ره… تمام جنبه خای زندگیمون رو یه ریویو می کنیم اینجوری…
از خدای مهربون می خوام و مطمئنم که کمکم می کنه تا تو این پرثژه بزرگ بشم، رشد کنم و به مدارهای بالاتر برم… همینطور برای تک تک بچه ها…
خدا رو شکر که تایم ناهار رو می تونم اختصاص بدم به انجام تمرین…
عاشقتونم استاد و به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان
ساعت 9:40 دقیقه صبح به وقت نوای میشیگان
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایا صد هزار بار شکرت که منو در این مسیر تغییر قرار دادی
سلام بر دوستان و اساتیدم قبل از اینکه تمرینها رو انجام بدم میخام یک خود افشاگری انجام بدم
که شاید دیگران از این مسیر من درس بگیرند و خودم بیشتر درس بگیرم
جریان از این قراره که من از موقعی که فیلم راز اومد با قانون جذب آشنا شدم البته با اسمش آشنا شدم خودش رو هر چی که گوش دادم درک درستی ازش پیدا نکردم به هر حال من اصلاً دنبال تغییر نبودم دنبال این بودم که یک وردی یک عبارتی چیزی بگم دنیا روی خوشش رو به من نشون بده من بیفتم روی دور شانس روی دور اقبال اومدم شروع کردم کتاب های موفقیتی و قانون جذب خواندن فقط همون لحظه حس منو خوب میکرد و یک ساعت دیگه همون رفتارها همون افکارهای قدیمی تا اینکه تقریبا از این کتابها نا امید شدم و تا اینکه به یک تضاد بسیار بزرگ برخوردم و تضاد من هم این بود که به خاطر چک کشیدن همسرم افتاد زندان این خیلی برای من زجر آور و رنج آور بود تا اینکه با تمام وجود خداوند رو صدا زدم و خداوند همون لحظه با اومدن یک فایل تبلیغاتی از استاد روی صفحه اینترنت به اسم قانون جذب در قرآن جواب منو داد و من اون فایل رو گوش دادم و اومدم استاد رو پیدا کردم و عضو سایت شدم و به فایل های رایگان گوش میدادم و تا اینکه استاد داشتن میگفتن که من به چه موفقیتهایی رسیدم همش با باور من با خودم گفتم آهان پیدا شد پس کلید همین باور هست بعد گفتم که برم ببینم باور چی هسته چند فایل گوش دادم درکی از باور نداشتم بعد دوباره افتادم در گمراهی گفتم برم استادهای دیگر که فایلهاشون رایگان هست اونها رو بررسی کنم شاید معنی و مفهوم باور رو بدونم و چیزی که در ذهن من بود این بود که باور یعنی یک سری جملات مثبت با صرف فعل درست با تعداد محاسبه شده که بگیم و تکرار کنیم این باور در وجود ما ایجاد میشه و دنیا حول خواسته های ما میچرخه و درهای شانس و اقبال به روی من باز میشه به هر حال یک تعدادی از اساتید هم چنین دستورالعمل هایی رو داشتن و دروغ چرا یک مقداری هم نتیجه گرفتم اما اگر همان تکرار عبارت تاکیدی رو دوباره انجام میدادم نتیجه ای نبود به هر حال فهمیدم که این راهش نیست دوباره برگشتم به آغوش سایت باز استاد توی خیلی از فایلهای رایگان میگفتن که بچه ها خیلی از دوره روانشناسی ثروت یک نتیجه گرفتن من. گفتم که هر طور شده این دوره رو میخرم و زد و دوره آپدیت شد و من به اندازه قیمت دوره البته قیمت قبل پول توی حسابم داشتم فورا بدون اینکه خیلی فکر کنم اومدم و تمام پس اندازم رو دادم دوره خریدم شروع کردم گوش دادن دیدم باز هم خبری از دستورالعمل های جادویی نیست گفتم خدایا اینا چی هستن ولی از آنجایی که پول زیادی رو برای این دوره پرداخته بودم دایم به دوره گوش میدادم و باز دوباره زدم توی جاده خاکی و گفتم نکنه دوره قبل از آپدیت خوب بوده و نتیجه میداده این که چیزی ما ازش نمیفهمیم شاید باورتون نشه دوباره اومدم پول دادم به یک کسی که کانال تلگرام داشت و دوره روانشناسی ثروت یک رو قبل از آپدیت خریدم و بهانه من این بود که ما هنوز مدارمان به آپدیت نمیخوره بریم همون قدیمی رو گوش بدین به هر حال اون رو هم گوش دادیم دیدیم که نه دستورالعمل خاصی نداره و تا اینکه باز استاد میدیدم که دارن قسم میخورن که همه چیز باور هست و اومدم گفتم خدایا این باور چیه چرا من نمیفهمم تا اینکه به یک تضاد خیلی بزرگ توی کسب کارم برخورد کردم البته من خیلی سلامتیم زیاد شده بود و با فرزندان و همسرم هم ارتباط تقریبا خوبی پیدا کرده بودم ولی از لحاظ مالی در خودم اتفاق خاصی نیفتاده بود ولی به لطف خداوند سطح زندگیم بهتر شده بود بدهیم که مبلغ بسیار زیادی بود پرداخت شده بود و قدرت خریدم بیشتر شده بود میهمانی بیشتر میرفتم با آدمهای خوب بیشتری نشستو برخواست میکردم اینها رو به وضوح در زندگیم میدم و سپاسگزاری زبانی حداقل انجام میدادم و زمان زیادی این نعمتها رو توی ذهنم مرور میکردم تا اینکه در کسب و کارم به یک تضاد بزرگ برخوردم به طوری که تا دو ماه منو درگیر خودش کرد دیگه تصمیم گرفتم یعنی با اهرم رنج و لذت که تغییر کنم فهمیدم که همه چیز از کار کردن روی خودت ایجاد میشود مثلا اومدم گفتم که من تلویزیون شبکه های اجتماعی رو اول حذف میکنم البته این هم خیلی طول کشید که بهش رسیدم بعد عجله حرص طمع رو از خودم سعی میکنم دور کنم و کاری به کسی هم ندارم فقط روی خودم کار میکنم و تغیرات رو با آغوش باز میپذیرم و الان دارم روی خودم با تعهد بیشتر کار میکنم و الان که این فایل ارزشمند رو دیدم یاد روند تغییر خودم افتادم و اندکی از اون رو برای شما هم نوشتم خدایا چگونه سپاسگزارت باشم
سلام به استاد عزیزم
جواب سوال اول آخرین بار که قبل از برخورد با تضاد :
این موضوع مربوط به چند ماه پبش هست من پیشنهاد دادم به یکی از بستگان که این ملک خودت رو بیا قرارداد مشاوره ببند تا کار اصولی پیش بره و از جایی که همه دوست دارند که رایگان مشاوره باشه و دوست دارن با چند تا سوال به تمام جوابها برسند هر دفعه که من رو میدید چند تا سوال میپرسید تا به هدفش برسه و این چند ماه طول کشید و خبری ازش نشد و یک روز تماس گرفت و گفت کجایی من گفتم می خوام برم بیرون شهر بعدش گفت من می خوام قرارداد ببندم بیا بنگاه راس ساعت نه و نیم و من گفتم اگر بودم چشم بعدش دوباره تماس گرفت گفت قبلش بیا محضر می خوام وکالت کاری بدم تو هم باش و فقط میخوام مشاوره بگیرم و من همون لحظه داشتم از شهر خارج میشدم بهش گفتم اگه صدای ماشین رو بشنوی من بیرون شهر هستم و فکر کنم حتی از دست من دلخور شد .
اما من یاد گرفتم که هر چیزی بهائی داره و اگر
بهای اون کار رو نپردازی ارزش آ ن رو درک نمی کنی
و این دوست من راه رو داشت غلط می رفت
حالا چطوری ؟
من به اونا پیشنهاد دادم از اول کار بیاید همه چیز کار رو آنالیز واقعی کنیم تا کار واضح و اصولی پیش بره و یک مبلغی منطقی بابت مشاوره شما پرداخت میکنید اما اونا تمام کار رو خودسرانه پیش بردند و می خواستند فقط بخاطر احترام بگذارند من سر قرادادها باشم منم قبول نکردم .
البته اگر قبلا بود من حتما می رفتم و کلی از تجربیات خودم رو در اختیار اونا میزاشتم و اونا هم مطابق کار خودشون عمل می کردند و من مثل همیشه ناراحت میشدم و الان نتیجه کارم احساس راحتی هست و اینکه چقدر خوبه که میتونم نه بگم و خودم رو خلاص کنم .
سوال دوم : در چه مواردی نشانه تغییر رو دیدی اما جدی نگرفتی
خداوکیلی استاد من حتی قبل از اینکه با سایت آشنا بشم از تغییر فراری نبودم اما همه ما زمانهایی هست از سر جهل کار اشتباه رو انجام میدیم اگر منظور شما این باشه آره من کاری که نمی دونستم اشتباه است رو انجام دادم اما بعدش سعی کردم بهبود بدم خودم رو .
و به قول شما هزینه اون جهل رو پرداخت کردم .
و من اگر اون کار رو انجام نمی دادم من راه درست
رو یاد نمی گرفتم . و این ممکنه هر کاری باشه یعنی مسیر زندگی یا مسیر کسب و کار یا روابطم با اشخاص یا سرمایهگذاری و این تمومی نداره.
استاد جاهایی هم هست که اصلان الگویی نیست یا جوابی نبوده برای سوالات من که من راه اشتباه رو رفتم یا اشخاص مناسبی دور و برم نبودن در اون زمان خاص یا حتی یادم میاد که من دسترسی به آدمهای مناسب برای مشاوره نداشتم چون خودم هم در مدار پایین بودم .
بخاطر همین الان خدا رو شکر با وجود شما جاده هموار شده .
سوال سوم : اگر به اون موقعیت برگردی چه رفتاری یا عکس العمل جایگزین داری؟
استاد سوالات کنکوری رو چون خودم بلدش نیستم از پروردگام می پرسم و به الهاماتم عمل می کنم و سعی کردم روی خودم حساب نکنم و تمام کارها رو از صاحب کیهان کمک بگیرم .
سوال چهارم: چه باور محدود کننده باعث انجام اون کارها شده : باور کمبود در همه جای زندگیم بوده .
– همسر ایده آل نیست
– کار مناسب نیست
– زندگی خوب نیست
– روابط خوب با خانواده نداریم
– کسی که همیشه خوشحال باشه نداریم
– همیشه یک جای زندگی باید لنگ بزنه
و این باور کمبود رو در تک تک رفتارهای خودمون میشه دید و مخصوصا اگر توی فضای مجازی هم باشی که نامحدود با نداریم و نمیشه محاصره میشی.
استاد مطالب بعدی چون کلا شخصی شد با جان و دل رفتار میکنم .
استاد بابت تک تک لحظاتی که برای بهبود ما زمان ارزشمند خودتون رو صرف میکنید سپاسگزارم
استاد عزیزم ممنونم از وقتی ک گذاشتین فک کنم اولین نفرم ک کامنت میذارم و دقیقا منتظر یک پروژه و تمرین بودم .خدا خیرتون بده.دوس داشتم تمام فایل های مصاحبه رو گوش بدم ولی هی نمیشد .الان هدایت شدم و بهترین فرصت شد برای لذت بردن از این فایل ها ممنونم
سلامی دوباره :
تصمیم دارم به هر نحوی شده با کمک خواستن از خدای قدرتمندم ، من هم این پروژه بی نظیر رو با دوره احساس لیاقت ترکیب کنم و گوش جان بدم و به قول خانم شایسته برام جادو بشه ،جادویی از ایمان به غیب، جادویی از یقین درونی به اینکه: خداوند در مسیر این تغییر، تمام خواسته هایی را به من می دهد که مدت هاست منتظرم.
■■■■■
وقتی که فایل استاد رو گوش دادم فکر کردم من رو دسته 2 هستم ولی وقتی رسیدم به پاسخ دادن به سوالات ارزشمند کپشن در دفترم و آنچه در ذهنم بود رو ریختم رو کاغذ و سپس انتخاب دسته برای سوالِ : گام اول: شناخت خود و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)خشکم زد
خشکم زد یه جوری قلبم سنگین شد
خدای من ، من کجا ایستاده ام ؟ یعنی درسته؟ من در تمام موارد تقریبا رو دسته 1 بودم اصلا نتونستم دسته دو رو انتخاب کنم به 3 و 4 هم اصلا فکر نکردم ، یه چیزی بین 1 و 2 بود بیشتر مایل به 1 تقریبا، یعنی انگار تو لایه های درونی ذهنم هنوزم دوست ندارم من حرکتی بکنم ، نمیدونم چطور شد؟چرا میخوام فاجعه بسازم برای خودم
ولی خوشحالم برای اینکه حداقل فهمیدم اول کار کجا ایستاده م و باید حرکت کنم …
باتوجه به اینکه وسطهای پروژه خانه تکانی ذهن خداوند خودش با وجود مقاومت های شدید ذهنی من رو وارد پا گذاشتن رو بزرگترین پاشنه آشیل زندگیم یعنی روابط کرد من از 25 مرداد روی این هدفم کار میکنم و با وجود اینکه در نزدیک ترین زمان میخواستم وارد دوره معنوی قانون سلامتی بشم
به توصیه استادان عزیزم
(گام دوم: انتخاب یک حوزه برای شروع (نقطه اهرم)
شما نمیتوانید همه چیز را یکشبه تغییر دهید. پس هوشمندانه عمل میکنیم.
احترام میگذرام و حوزه انتخابی من برای شروع تغییر: در بهبود روابط هست
احساس میکنم این دوره پر از معجزات فراواااان خواهد بود ،بیسش اساسی چیده شده
و تمرینی که در آخر داده شده بسیار فوقالعاده، کارآ و هوشمندانه طراحی شده ، خدا شما رو حفظ کنه خدا شما رو راضی کنه خدا قوت من رو پذیرا باشید استادان بزرگوارم
چقدر ما خوشبختیم ، چقدر پر روزی هستیم
امروز من کللی نعمت دریافت کردم خدایا هزاران بار شکرت
به امید روزهای پرنورتر و روشن تر، به امید نتایج درخشان و نورانی هممون
بریم برای ادامه
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به بهترین استاد دنیا و مریم جانم و همه دوستان عزیزم در این محفل توحیدی
خداوند رو هزاران بار سپاسگزارم که هر لحظه در حال هدایت و راهنمایی من به بهترین راه ها و آسان ترین راه هاست
عاااالی استاد عااالی مثل همیشه به موقع و سروقت فایل گذاشتین امروز تصمیم داشتم یه دسته از سایت بردارم و تمرکزی روش کار کنم و چقدر سپاسگزارم برای این پروژه جدید و هدایتم به سمت استارت دوباره دوره فوق العاده احساس لیاقت در پناه خداوند هدایتگرم…
خب بریم سراغ جواب به سوالات بی نظیر استاد عزیزم:
1-اینقدر من از این حالت دورم که باید کلی فکر کنم متاسفانه یعنی چکش در محکم ترین حالتی که قابل زدنه باید بهم بزنه تا دست بردارم از مسیرم ولی خب یکم بخوام به خودم آسون بگیرم میتونم اینو بگم که دیدم چربی خونم به شدت وحشتناکی بالا رفته که دیگه داره نشونه هاش میاد این مسیرو بری تهش به فنا رفتنه از نوع ناجورش (حالا اینم بگم چون استاد تو قانون سلامتی چربی رو اوکی داده بودن منم چون غذاهام خوش خورتر میشد غرق در دنبه و چربی میزدم بر بدن که باز به قول استاد از اون ور افتاده بودم) اینو میتونم بگم که رعایت کردم قبل از بدتر شدن و خدا رو شکر الان هیچ کدوم از اون عوارض رو ندارم.
2-برای سوال دوم میتونم بگم نشونه ها رو دیدم تو همه زمینه ها سلامتی .روابط.ثروت و…اما درمورد کنترل ذهن بهتر میتونم بگم یعنی یه ناخواسته ای برام پیش میومد میشستم بدترین حالتی که این موضوع میتونست تموم بشه رو تصویر سازی میکردم اینقدر واضح که اشکم درمیومد بعد کم کم میدیدم شرایط داره به همون سمت میره و بد و بد تر میشه و بهایی که میدادم این بود که زمین و زمان مخالف من شده بود و همه چیز پیچ در پیچ و به سخت ترین حالت ممکن پیش میرفت حتی چیزایی که مطمئن بودم درست پیش میره و نتیجه میده کلا به بدترین حالت ممکن پیش میرفت.
3-سعی میکردم توجهم رو بیشتر بزارم رو زیبایی ها و توجهم رو روی نکات مثبت میذاشتم و بیشتر رها میشدم و میسپردم به خدا به جای راه حل های خودم یکم مسائل رو آسون تر میگرفتم باور الخیر فی ما وقع رو بیشتر به خودم یادآوری میکردم بیشتر باور میکردم که خودم خالق زندگیم هستم و در یک کلام خودم رو با قوانین جهان و خداوند بیشتر وفق میدادم.
4-شرایط الان محیا نیست . باید همه چیز اون جوری که استانداد های من هست باشه. نمیرفتم سراغ زبان با این باور که تو محیط سه سوته یاد میگری الان خودتو نگران نکن دنبال کار نرو برو اونجا باز کار پیدا میشه .یعنی من این مدت نکردم هرآن کاری که برای زندگیم لازم بوده و حیاتی که من قراره مهاجرت کنم . عدم باور به خالق صد در صد بودن زندگیم. تاثیر عوامل بیرونی بر شرایطم. عدم پذیرش صد در صد مسئولیت زندگیم .مقصر دونستن بقیه . باور قربانی بودن و بی تقصیر بودن. باور کمبود و محدودیت و از دست رفتن فرصت ها و موقعیت ها. حسادت به موقعیت و دستاورد های دیگران. مقایسه بیست و چهار ساعته. توجه به داشته های دیگران و نداشته های خودم و….
در حالت کلی من آدمی بوده ام که باید جهان چنان منو له میکرد که یه حرکتی به خودم بدم و الان که بهش فکر میکنم دلیل اصلیش بی تحرکی یا بی عرضگی نبوده بلکه من خودم میخواستم که له بشم نابود بشم به زمین سفت بخورم از عرش برسم به فرش و بعد شروع کنم و برسم به موفقیت و بگم به همه که من فرق دارم من خودمو ساختم من نیاز مند هیچ کس نیستم من اگر بخوام هر کاری میتونم بکنم اگه تا الان اینقدر تحمل کردم از بی عرضگی یا ترس نبوده من فقط به شما فرصت دادم احترام نگه داشتم و ….
وااایی خدای من الان که دارم مینویسم برای خودمم داره خیلی شفاف تر میشه که چه باوری پشت کارهام بوده خدایا شکرت
من این پروژه رو برای خودم مثل 12 قدم با یه چکاپ فرکانسی تصویری ثبت کردم و آخر پروژه میخوام ببینم کجام
خدارو شکر که این فرصت فراهم شد خیلی عالیه خیلی حسم میگه اتفاقای خوبی قراره بیوفته خدا رو صد هزاران بار سپاس
شروع میکنم با توکل به الله
* هفته اول
تمرین کلی پروژه «تغییر را در آغوش بگیر» 1404/07/23 ( هفته پایان مهر )
اینجا رد پای کار کردنم روی گام های پروژه است
گام اول: شناخت فعلی خودم و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)
در این مرحله، میخواهم بدون قضاوت، ببینیم در حوزههای مختلف زندگی بیشتر شبیه کدام یک از چهار گروهی هستم که در متن توضیح داده شد.
حوزههای اصلی زندگی: چهار حوزه اصلی زندگیم:
تحلیل رفتار:
الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
• کار و کسب (شغل و حرفه) :در حال حاضر شغل و حرفه ای ندارم و این حس مفید خوبی نداره که صرفا خونه داری و بچه داری میکنم.
• روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان) : در حال حاضر مراوده عاطفی ، خانوادگی و دوستانه ای ندارم که البته انتخابی و آگاهانه ست ولی برای تجربه جشن و روابط اجتماعی بخصوص برای دخترانم حس میکنم وجود روابط خوب لازمه
• سلامت (جسمی و روانی) : در حال حاضر از لحاظ جسمی دارای اضافه وزن و خستگی جسمی و کمبود انرژی هستم که فعالیت هام رو تا حدی محدود میکنه
• وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول) : در حال حاضر درآمدی ندارم، بله نشانه هایی که خواسته هایی برای خرید شخصی برای خودم دارم و بودجه ای که همسرم واریز میکنه برای خرج و مایحتاج خانواده محسوب مبشه
ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
• کار و کسب (شغل و حرفه) : فعلا در حال یادگیری زبان انگلیسی هستم که از این طریق بشه کار و حفه ای رو در جهتش بسازم.
• روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان) : در حد مادران هم کلاس و هم دوره ای بچه ها ارتباطاتی برقرار کردم.
• سلامت (جسمی و روانی) : میدونم که باید برم تو مسیر قانون سلامتی ولی میرم و ول میکنم
• وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول) : خداروشکر پول میاد از طریق همسرم ولی درآمد مستقل خودم یه چیز دیگست.
ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
• کار و کسب (شغل و حرفه) : با یادگیری تو فکرشم و البته یه شغلم ساختم و بخاطر تمرکز به یادگیری و شغل شخصی رهاش کردم.
• روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان) : مطالعه کتاب آیین دوستیابی
• سلامت (جسمی و روانی) : تصمیم برای تعهد به قانون سلامتی
• وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول) : باید روی باورهام کار کنم
امتیازدهی به خود: حالا در مقابل هر حوزه، نام یکی از چهار گروه زیر را که به رفتار شما نزدیکتر است، بنویسید:
گروه 1 (بسیار مقاوم): تغییر نمیکنم تا جهان مرا با فاجعه مجبور کند.
گروه 2 (واکنشی در لحظه آخر): وقتی به ته خط میرسم، تغییر میکنم.
گروه 3 (واکنشی به هشدارها): با دیدن اولین نشانههای جدی، احساس خطر می کنم و تغییر میکنم.
گروه 4 (پیشگیرانه و بهبود جو): همیشه و قبل از بروز مشکل، دنبال بهتر شدن هستم.
مثال:
کار و کسب: گروه 3
روابط: گروه 3
سلامت: گروه 2.5
وضعیت مالی: گروه 3
گام دوم: انتخاب یک حوزه برای شروع (نقطه اهرم)
شما نمیتوانید همه چیز را یکشبه تغییر دهید. پس هوشمندانه عمل میکنیم.
دستورالعمل: به لیست خود در گام اول نگاه کنید. یکی از حوزهها را انتخاب کنید که:
یا در آن جزو گروههای 1 و 2 هستید و احساس میکنید بیشترین آسیب را از آن میبینید.
یا بیشترین انگیزه و انرژی را برای ایجاد تغییر مثبت در آن دارید.
«حوزه انتخابی من برای شروع تغییر: سلامت است.
گام سوم: طراحی تغییرِ هوشمندانه (از “واکنش” به “کنش”)
حالا برای حوزهای که انتخاب کردهاید، میخواهیم یک برنامه عملی کوچک اما قدرتمند طراحی کنیم.
دستورالعمل:
تغییر زاویه دید:
سوال پیشرونده : «چطور میتوانم در این حوزه به یک نسخه “بهتر” از خودم تبدیل شوم؟ حتی اگر الان اوضاع خوب است، چطور میتوانم آن را “عالیتر” کنم؟»
این سوال پیشرو را برای حوزه انتخابی خود بنویسید.
برای حوزه “سلامت”: «چطور میتوانم در جسمم به فردی سلامت تر، وزن نرمال باکیفیتتر، موثرتر تبدیل شوم و ارزش بیشتری خلق کنم؟»
شناسایی اولین گامِ فوقالعاده کوچک:
بر اساس سوال پیشگیرانهای که نوشتید، یک اقدام بسیار کوچک را که میتوانید در 48 ساعت آینده انجام دهید، مشخص کنید. اگر این گام برایت بزرگ است آنقدر آن را به قسمت های کوچکتر تقسیم کن که برایت قابل انجام شود. این گام باید آنقدر کوچک باشد که انجام ندادنش سختتر از انجام دادنش به نظر برسد!
برای حوزه “سلامت”:
«اولین گام کوچک من: دیدن روزانه جلسات قانون سلامتی است.
زمانبندی و تعهد:
این گام کوچک را همین حالا در تقویم یا دفتر برنامهریزی خود برای فردا یا پسفردا یادداشت کنید. برایش یک زمان مشخص تعیین کنید.
هرروز حداقل یک جلسه از قانون سلامتی را ببینم .
اگر این گام را به مراحل کوچکتر تقسیم کرده ای، زمان بندی برای تمامی مراحل مشخص کن و با استمرار، فرایند را تمام کن.
گام چهارم: بازبینی و ساختن عادتِ بهبود دائمی (تبدیل شدن به یک فرد بهبودجو)
هدف این است که ذهنیتِ بهبودِ مستمر را در خود ایجاد کنید.
دستورالعمل:
در پایان هر هفته، 5 دقیقه وقت بگذارید و به سوالات زیر در مورد حوزهای که روی آن کار میکنید، پاسخ دهید:
آیا گام کوچکی که برای این هفته تعیین کرده بودم را انجام دادم؟ از انجام آن چه احساسی داشتم؟
در این هفته چه چیزی درباره خودم یا این حوزه از زندگیام یاد گرفتم؟
آیا میتوانم این گام کوچک را تکرار کنم یا بهتر است یک گام کوچکِ جدید برای هفته آینده تعریف کنم؟
این هفته هفته اول هست و در تاریخ 14040730 این بخش کامل میشه
این تمرین یک نقطه شروع است. به یاد داشته باشم، همانطور که در متن گفته شد، جهان بر اساس «قانونمندی» عمل میکند. با برداشتن این گامهای کوچک و آگاهانه، شما خودتان را با قانونِ رشد و بهبود هماهنگ میکنید. شما فرمان را به دست میگیرید و پیش از آنکه طوفان شود، مسیر کشتی زندگیتان را هوشمندانه تنظیم میکنید. این مسیر درباره کامل بودن نیست، بلکه درباره “بهتر شدنِ” مداوم است.
خداروشکر برای این مسیر زیبا که برام ایجاد شد تا تعهدم رو بسازم
جالبه من دیروز قبل از اینکه این پروژه روی سایت قرار بگیره به فایلی که استاد راجع به چهار دسته بودن افراد در برابر تغییر هستیم هدایت شده بودم.
حالا من چقد دلم میخواد توانایی خرید و پرداخت بهای دوره لیاقت رو میداشتم و خب حالا باز خداروشکر برای همین داشته هام و در این مسیر از
https://abasmanesh.com/fa/product/a-practical-guide-to-achieving-dreames/
و
the hyperlink text
استفاده کنم.