مصاحبه با استاد | باورهایی برای روان شدن چرخ کسب و کار - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهایی برای روان شدن چرخ کسب و کار
    94MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهایی برای روان شدن چرخ کسب و کار
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

428 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد مرتضوی گفته:
    مدت عضویت: 4081 روز

    خداوندا سپاس بابت تمامی نعمات بی پایانت.

    خداوندا تو را شکر می گویم که می توانیم به اشاعه توحید و یکتاپرستی کمک کنیم و گامی در جهت گسترش جهان هستی بر داریم .

    خانواده عزیزم ، استاد خوش اخلاق و حس خوب سلام

    سپاس که در جمعتون هستم

    در این مدتی که عضو خانواده هستم هر روز که می گذرد تغییرات را بیشتر در خودم و در دوستانم با خواندن کامنتاشون بیشتر حس می کنم .

    چه حالی می کنم که کامنت های انرژی بخشتونو می خونم . همتون کارتون درسته.

    هر چقدر که جلو میرم و قوانینو بهتر درک می کنم بیشتر درک می کنم که از چه طریقی باید به صورت عملی خودم زندگی خودمو بسازم .

    اولین مطلبی که درک کردم کار کردن بر روی کانون توجه است.

    ما انسان ها هر چیزی رو که می بینیم ، می شنویم و یا در موردش صحبت می کنیم باعث می شود که کانون توجه ما شکل بگیره .

    دومین مطلبی که حائز اهمیته اینه که بتونیم ورودی های ذهنمون رو کنترل کنیم و برای روح و ذهنمون احترام قائل بشیم و اجازه ندیم هر چیزی وارد ذهنمون بشه و باید برای ورودی های ذهنمون ماموران کنترل ورودی های ذهن بگذاریم تا اجازه ندیم افکار محدود کننده وارد ذهنمان شود .

    وقتی روی ورودی های ذهنمان کار می کنیم و افکار ثروت آفرین را وارد ذهنمان می کنیم آنوقت است که اتفاقات خوب که نشات گرفته از حس خوب است زندگی مان را تغییر می دهد و در این زمان است که هرچقدر بیشتر روی خودمان کار می کنیم نیروی هدایت گر درونمان قوی تر می شود .

    نیروی هدایت گر درون نیرویی اعجاب انگیز که باعث تحولی لذت بخش در زندگیمان می شود . با این نیرو دیگر شک و دودلی در وجودمان از بین می ر ود و آرامش به سراغمان می آید . آنوقت است که دقیقا می دونی از زندگی ات چی می خوای و اهدافت برایت واضح تر می گردد .

    در این زمان به درکی از خداوند متعال می رسی که تا قبل از این برایت ناشناخته بوده است و می فهمی برای چی آفریده شده ای .

    خانواده عزیزم با تمام ذرات وجودم دوستتان دارم

    استاد حسین عباس منش به زودی زیارتتون می کنم .

    سپاس از خداوند برای تک تک نعماتت

    دوستدار شما محمد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2709 روز

    به نام الله مهربان

    گام یازدهم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    پانزده بهمن هزار و چهارصد و سه

    نکاتی که در این فایل توجهم رو به خودش جلب کرد ؛

    • گشتن به دنبال یک شریک برای کسب و کار ، ریشه در باوری محدودکننده دارد.

    • ایده ، زمانی پخته میشود که در مسیر باشیم و آن را عملی کرده باشیم ، یعنی این درست نیست که به بهانه پخته شدن ایده ، عملی کردن آن را به تاخیر اندازیم.

    این عبارت من رو به فکر فرو برد ، چه ایده‌هایی که داشتم و واااقعا در نوع خودشون بی‌نظیر بودند اما چون دست به اقدام نزدم و خواستم کمالگرایی کنم و بذارم به بهترین نحو عملی بشن ، به مرور فراموش شدند.

    بله ! ایده‌ها می‌میرند.

    • سرعت عمل در اجرا کردن ایده‌ بسیار بسیار مهم است.

    پی‌نوشت ؛

    خداروشکر میکنم که اینجام ،

    خداروشکر میکنم که امروز گفتگوی خوبی با یکی از عزیزانم داشتم ،

    خداروشکر میکنم که امروز همسایه مون برامون نون آورد دم در خونه ، به فال نیک گرفتمش ، نمادِ برکت ،

    خداروشکر میکنم که دیروز گل هدیه گرفتم ،

    خداروشکر میکنم که غذایی که دیشب پختم فوق‌العاده خوشمزه شده بود.

    خداروشکر میکنم که سالمم ، تو همین فایل بود که گفته شد سلامتی ارزشش از میلیارد‌ها دلار پول ، بیشتره.

    خداروشکر میکنم بابت ماه قشنگ حیاط خونه‌م ، بابت آسمون خوش رنگ ، بابت هوای تازه و خنک بهمن‌ماه ، خداروشکر بابت پوست سفید تنم ، جوراب‌های سفید و تمیز که پامه ، موهای خوش‌بو و سالم و بلندم.

    خدایا !

    وقتی توی مسیر ، به زیبایی‌ها توجه میکنم انگار جای درستی اومدم.

    شکرت بابت این طرح فوق‌العاده‌ای که ریختی ، الحق که خدایی.

    الحمدلله رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1204 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه الهی تو را شکر میگویم سپاسگزارتم

    سلام استاد جانم و مریم مهربانم و سلام به دوستان نازنینم

    من رو به 5 ساله مغازه لباس فروشی دارم اون اوایل هر موقع مغازه رو می‌بستم حال و احساسم بد میشد حالا به خاطر مهمون اومدن بود خودم کار داشتم به هر دلیلی حسه بدی داشتم

    و کلا دوست داشتم هر روز در مغازه رو باز کنم

    و فروشمم کم بود و این ادامه داشت تا پارسال

    بعد تو کامنتهای بچه ها متوجه ترمزم شدم

    آره من به دلیل داشتن باور کمبود این احساس به سراغم میومد من اگر روزی رسان خدا رو میدونم

    باید با خودم بگم اگر یه روز مغازه بسته ست فردا که برم باز کنم همون خدا روزی منو کنار گذاشته و چندین برابرش به من میده و کم کم روی قدرت خدا حساب کردم و بهبود دادم خودمو و باورهای کمبود رو درست کردم یعنی روی باور فراوانی کار کردم و خیلی پیشرفت کردم

    از موقعی روی خدا حساب کردم خداوند از بی نهایت طریق هدایتم میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    فرانک تبریزیان گفته:
    مدت عضویت: 2840 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیز آقای عباس منش

    وهمه دوستان موفق این سایت زیبا

    من در اول صحبتهام می خوام برایه استاد عزیز

    اسم ناجی رو بزارم

    من حدود دوهفته ست که بطور کاملا اتفاقی با‌آقای عباس منش در یوتوب آشنا شدم

    من قبلا در کلاسهای اساتید دیگه شرکت کرده بودم ونتایج خوبی رو خیلی کم بهش رسیده بودم

    درحال حاضر من درامریکا زندگی‌میکنم

    وخدارو هزاران بار شکر میکنم که برایه رسیدن به بزرگترین آرزو وخواستم با آقای عباس منش آشنا شدم واتونستم بعد یک هفته به آرزوی خودم برسم

    نمیدونم چه جوری احساس خودمو بگم

    که بعد از یک هقته که مدام وبدون وقفه فقط فایلهای ناجی خودم رو گوش میدادم به آرزوی خودم رسیدم

    ودر یک لحظه در مداری قرار گرفتم که تمام باورهای غلط کذشته ویران شد ودری از نور برایه من باز شد

    واقعا آقای عباس منش از شما ممنونم

    ودوروز بعد از این شکوفایی

    من از همسرم درخواست کردم که بسته روانشناسی ثروت رو از طریق اینترنت خریداری کنیم وحدود یک هفته که از این بسته وفایلهای دیگه تو یوتوب لذت میبرم

    خیلی خوشحالم که تونستم زندگی خودمو فقط از خدا بخوام که همانطور که دوست دارم بسازم

    امیدوارم این سایت بزودی جهانی بشه وهمه مردم دنیا فقط با توکل به خدا خیر دنیا آخرت رو ببینن وخوشبخت باشن

    با تشکر فرانک تبریزیان?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1540 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    ایا این باور در ذهن کارمندان شما شکل نمی گیرد که چرا ما باید کار کنیم و صاحب کسب و کار در حال زندگی و تفریح باشد؟

    استاد به دلیل باورهای مناسبی که ایجاد کرده اند به سمت افراد مناسب هدایت شدند تمام افراد را دست خداوند می دانند و این فکر را نمی کنند که اگر آن ها نباشند چه اتفاقی رخ خواهد داد خداوند همواره دستانی را در زندگی استاد قرار داده و صدها نفر به صورت دست خداوند وارد زندگی ایشان شده اند هیچ گاه کارمندان اینگونه فکر نمی کنند و باور بسیار غلطی است.

    آیا تمرکز شما بر کسب و کارتان است یا به تفریح و سفر می پردازید؟

    تفریح سفر و کار در ذهن استاد جدا از یکدیگر نیست هم تفریح برای ایشان کار و هم کار برایشان تفریح است استاد تقریبا هر روز بر روی کسب و کار خود تمرکز کرده و ارتباط دارند نظرات را بررسی و کارهای سایت را انجام می دهند استاد همیشه از لحاظ ذهنی بر روی کسب و کار خود تمرکز دارند. در زندگی استاد همه چیز با هم است و تفکیک شده نیست. اگر باورهای خوبی داشته باشیم دیگران خالصانه به ما کمک خواهند کرد و لازم نیست ما آن ها را کنترل کنیم یا نظارت خاصی بر روی آن ها بگذاریم در کشورهایی مانند آمریکا افراد نیاز به کنترل و نظارت ندارند و کار خود را به خوبی انجام می دهند.اگر باورهای ما درست باشد چنین افرادی را جذب خواهیم کرد.زمانی که در مسیر درست باشیم کار زندگی تفریح عشق همه با هم یکسان است یکی از دلایلی که استاد احساس خوشبختی دارند این است که همه چیز را با هم دارند.

    کسب و کار دیگری وجود دارد یا نه؟

    الان دیگر وجود ندارد و استاد تمام تمرکز خود را روی این حوزه قرار داده اند و قصد دارند آموزه های خود را به زبان انگلیسی و با فرمت های مختلف بیان کنند

    بر چه اساسی ملک ها را انتخاب می کنید؟

    استاد به نشانه ها و چیزی که به ایشان گفته می شود توجه دارند زمانی که به دیدن املاک می روند حس ایشان می گوید این ملک را بخر

    با سرمایه ی کم چگونه می توان ملک خریداری کرد؟

    زمانی که باورهای مناسب داشته باشیم شرایط مالی ما خوب خواهد بود و لازم نیست با چک و وام و به سختی ملک خریداری کرد استاد زمانی که پول داشتند اقدام به خرید املاک کردند باورهای کمبود در ذهن ما باعث می شود اینگونه فکر کنیم که نمی توانیم ملکی را خریداری کنیم اگر بر روی باورهای خود به درستی کار کنیم بعد از چند سال ثروت ما رشد کرده و می توانیم هر چیزی بخواهیم خریداری کنیم.

    چگونه به ناخواسته ها توجه نکنیم؟

    باید بدانیم ناخواسته ها ما را از مسیر دور می کند و ذهن خود را کنترل کنیم اگر بدانیم توجه به ناخواسته ها آتش است دست خود را در آتش نمی کنیم مهم این است که این باور را داشته باشیم

    آیا دارایی های شما این حس را ایجاد نمی کند که با استفاده از محصولات شما به خواسته های خود می رسید؟

    استاد بسیار کمتر از دارایی های که دارند را نشان داده اند اینگونه انگیزه می گرفتند که اگر کسی از هیچ به هدفی رسیده است ما هم می توانیم و تنها کافی است بدانیم چگونه به این هدف دست یافته است اگر کسی رسیده ما هم می توانیم اما در مورد چگونگی رسیدن به اهداف استاد فایل و محصولات ارایه کردند استاد صد درصد مطمئن هستند که ما به بیش از آن چیزی که استاد رسید ه اند خواهیم رسید محدودیت تنها در ذهن ما است استاد کاملا موافق هستند با استفاده از محصولات و فایل های رایگان به هر چیزی که بخواهیم دست خواهیم یافت دلیل اینکه استاد به تمام خواسته های خود رسیده اند این است که به دیگران ثابت کنند دست یابی به اهداف امکان پذیر است.استاد پس از آشنایی با قانون به تمام خواسته های خود به جز ثروت دست یافته بودند و چون دیگران همیشه بر روی ثروت تمرکز می کردند ایشان ترغیب شدند به ثروت نیز دست یابند به همین دلیل استاد قسمتی از دارای های خود را نشان می دهند که به دیگران بگویند دستیابی به اهداف مالی نیز امکان پذیر است.با استفاده از قانون و داشتن باورهای درست رابطه توحیدی سلامتی ثروت و رسیدن به تمام خواسته ها امکان پذیر است.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    رویا طالبی گفته:
    مدت عضویت: 1992 روز

    به نام یار مهربان

    پله یازدهم

    پله عشق و علاقه

    یعنی اگر عشق داشته باشی نسبت به کارت

    یعنی اگر کارت علاقت باشه

    تو نیاز به تفریح و استراحت نداری

    هر دوتاشون یکیه

    من وقتی در حیطه علاقه خودم مشغول به کار میشم

    نه گذر زمان رو متوجه میشم نه خسته میشم

    خدارو شاکرم که رسالت خودم رو پیدا کردم

    و در

    دارم در راستای رسالت خودم قدم بر میدارم

    استاد عزیز من از وقتی که با شما آشنا شدم

    معنویتم خوبه

    روابطم خداروشکر خوبه

    سلامتیم خداروشکر حتی یه سرما خوردگی هم ندارم

    ولی از لحاظ مالی هنوز پیشرفت چشم کیر ندارم

    میدونم ایراد از باورهای من هست

    خیلی ها به من میگن تو که عباسمنشی هستی کو نتیجت؟

    میگم متاسفانه نتیجه رو فقط پول می بینید

    این آرامشی که من دارم نتیجه نیست؟

    این احترامی که هه نسبت به من دارند و عاشق من هستن این نتیجه نیست

    این سلامتیم که خداروشکر از هر لحاظ در سلامتی کامل هستم این نتیجه نیست؟

    ولی خیلیا میگن پول پول

    درسته پول هم مهم هست ولی هر چیزی در جای خودش

    از خدا میخوام کمکم کنه از لحاظ مالی هم به آزادی مالی برسم

    ممنونم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    حسین شاطری گفته:
    مدت عضویت: 2438 روز

    《به نام خداوند بخشنده مهربان》

    خدایا من هرچی دارم از آن تو، خدایا هرخیری از تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو بهم بگو..

    سلام به بانو شایسته و استاد عزیزم امیدوارم حال دلتون عالی باشه،

    سلام به دوستان همگامم هرجا هستید شاد باشید

    داشتم با عشق دلم صحبت میکردیم که توی کار املاک که شغلمونه چطور میتونیم تفریح و کارمون یکی باشه؟؟!! خب به اینجا رسیدیم که:

    1. اگه ما از کارمون لذت ببریم یه نوع تفریح محسوب میشه

    2. اگه فرکانسها و باورهامون درست باشه میتونیم کسانی رو استخدام کنیم که مثل خودمون متعهد باشند و در نبود ما تمام کارها رو به نحوه احسنت اداره کنند

    3. یا اینکه خیلی دیگه باورهامون درست باشه به کاری هدایت میشیم که مثل استاد همه چی رو باهم داشته باشیم تفریح کار لذت…

    البته یه دوره ای ما شماره دوم رو تجربه کرده بودیم و چقدر خوب بودش من خودم به شخصه به همه کارهام میرسیدم و چقدر هم به روان شدن چرخ زندگیم کمک کرده بود

    درباره قرض و وام من تجربه خودم رو میگم :

    یبار وام ازدواج گرفتم آقا برای هفت پشتم بس بودش ینی تا یه قسمت دو روز دیر میشد سریع زنگ میزدن به ضامن هام و میگفتن دو روزه دیرشده و……. دیگه خودتون میدونید و این شد بعد از تسویه اون وام دیگه دیگه دیگه هیچوقت وام نگرفتم حتی از این قرعه کشی های خونگی هم یکبار هم انجام ندادم..

    ولی متاسفانه یه وقتهایی قرض گرفتم که متاسفانه خیلی برام گرون تموم شده که یکیش هم توی همین دو سه ماه پیش بود که قرض گرفتم و خیلی اشتباه هم کردم چون منو خیلی از زندگی کردن عقب انداخته البته بگماااا اون دوستانی که بهم قرض دادن هیچی تا به امروز نگفتن ولی من خودم وقتی یادم می افته که به فلانی بدهکارم اصلا روانم رو میریزه بهم و هزارتا فکر و تصویر میاد تو ذهنم که الان فلانی خودش گیره و روش نمیشه بهت زنگ بزنه تو خودتوبذار جای اون چیکار میکردی و…… خیلی چیزای دیگه و دیگه با خودم عهد بستم اگه درحال مرگ هم بودم بمیرم ولی قرض نگیرم وام نگیرم، تلاش می‌کنم پول میسازم ولی اینکار رو انجام نمیدم اینجوری خیلیییییییییییییی آدم آرامش داره بخدا، خیلی تجربه ای از قرض گرفتن ندارم ولی یه دوره ای افتادم توخط قرض گرفتن و با همه تسویه کردم ولی این آخریه خیلی اذیت کنندس برام چون به نسبت سالیان قبل آگاه شدم از قوانین و خدا رو شناختم… امیدوارم این هم تسویه کنم و خودم به راحتی پول بسازم به امیدخدا..

    من یه زمانی که ایده ای بهم الهام میشد رو کلی زیرورو میکردم تا اجراش کنم بقول استاد پخته بشه و 100٪ مواقع به اجرا و اقدام هم نمیرسید چه برسه بخوام بذارم تو مسیر پخته بشه.. ولی الان با این آگاهی هایی که دارم سریع عمل میکنم ولی بازم یکم نگاه میکنم ببینم این ایده ای که بهم الهام شده با شرایط الانم جور هست یا نه تا بتونم انجام بدم….

    وای وای از این باور عدم فراوانی ای خدااااا، من یه زمانهایی خیلی درگیر این بودم شراکت کنم با یکی دیگه تزفکریم هم این بود که من توانایی دارم پول ندارم ولی فلانی پول داره توانایی نداره اولین شراکتم هم با یکی از دوستانم بود که ایشون ماشین داشت و من نداشتم و ماشینش همیشه تو خونه خواب بود و بهش پیشنهاد دادم که کار از من ماشین از تو همه چی هم 50 50 باشه که اونم قبول کرد و بعداز یه مدت هم ماشین رو گرفت حالا یادم نیس چرا ولی این شراکت بهم خورد..

    یا یبار هم با برادرم و دوتا از دوستاش شراکتی شرکتی رو راه اندازی کردیم حالا اینبار پول از ما بود کار از اونا که اونهم بعداز چندماه بهم خورد چون شریکامون اصلا تن بکارکردن ندادن خخخخخ خیلی تنبل بودن و ما فقط کارمیکردیم انگار جاهامون عوض شده بود اونا پول گذاشتن.. این تجربه آخری هم برای راه اندازی املاکمون با برادر همسرم شریک شدیم البته بگمااا هردو به یه اندازه پول گذاشتیم و به یه اندازه کار میکردیم ولی بازهم اسمش شراکت بود و بعداز دوسال شراکت بهم خوردو جمع کردیم…. خب این دوتا تجربه هم برام درس عبرت شد که دیگه هیچوقت هم شراکت نکنم و تا به امروز پول ساختم و خودم همه کارها رو انجام دادم و چه خوب چه ناخوب برای خودم هستش و اینبار خودم و تواناییهایم رو باور کردم که فقط خودم و خودم شراکت دیگه تعطیل، حتی این مغازه خودم رو خواستم راه اندازی کنم پول ساختم بعد رفتم نقاشی کردم و وسایل خریدم و بعد شروع به کار کردم…

    و الانم تنها مسئله ای که دارم میخوام از مدار بدهی به استقلال مالی برسم که خداروشکر با توجه به این پروژه و تمریناتش این اقدام برای من هم راحتتر شده و چقدر کارمو آسون کرده خداروشکر

    از بابت ریسک یا همون بهتر بگیم امید داشتن به اینکه ایده ها جواب میدن هم بگم 50 50 بوده خیلی وقتها امیدداشتم و نتیجه گرفتم و خیلی وقتها هم امیدم خیلی کم بودش و نتیجه نگرفتم….

    خب تعادل هم خداروشکر توی بحث کار و تفریح من اصلا نداشتم :)) ذهن من بسته شده بود به فقط کار کردن و کار کردن و کارکردن و هیچ جای تفریحی نداشت و خلاصه این تفریح نکردنها هم یجا خودشو نشون دادش و اتفاقات نامناسب ….. حالا یادگرفتم که همیشه تعادل رو برقرار کنم توی کار و تفریحم و این روند رو استارت زدم….

    آخیش چقدر زندگی خوبه! چقدر همه چی آسونه! چقدر من خوشبختم که دارم قانون کدنویسی رو یادمیگیرم، چقدر من خوشبختم که به این آگاهی ها هدایت شدم، چقدر دقت این قانون بمن آرامش داده چقدر من دیگه عجله ای ندارم که به یه خواسته خاص برسم چون میتونم بعدا خلقش کنم چقدر احساس خوب من بی نیاز شده از هر عامل بیرونی و یا داشتن یه نعمت خاص… خدایا شکرت خدایا شکرت

    استاد و بانو شایسته خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس

    خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن

    خدایا شکرت

    ایاک نعبد و ایاک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2066 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از اوست

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته

    سلام به دوستان هم مسیر

    گام یازدهم

    قانون تکامل قانونی که اصلا به معنای گذشت زمان نیست.

    تکامل به معنای طی کردن روند و راحت شدن با مرحله قبلی و کسب مهارت اون مرحله و آماده شدن برای مرحله جدید.

    که میشه در کمترین زمان انجام شود

    یعنی هر چقدر من بیشتر روی اون هدفم متمرکز باشم و کار کنم زودتر تکاملم رو طی میکنم.

    در مورد همزمان کار کردن روی چند کار

    من همیشه خودم رو بابت اینکه نمیتونستم چند تا کار با هم انجام بدم خودم رو سرزنش میکردم.

    چون اون آدما از دید عموم آدمهای فعال و کاری و همهرچی تمام بودند

    ولی من علاقه ای به تمرکز بر چند کار نداشتم.

    و هیچ وقت تمرکز پراکنده کاری از پیش نمی بره

    و حالا من مسئول تمام اتفاقات و شرایط کنونی

    زندگی ام هستم یعنی اگه حتی در قعر فلاکت هم هستم اولا که خودم این شرایط رو بوجود آوردم و با همین شکل و سرعت میتوانم زندگیم رو تغییر دهم و زندگی که دوست دارم رو برای خودم بسازم.

    خدایا کمکم کن متعهد تر باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    مریم شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1287 روز

    به نام خدای مهربان و هدایتگرم

    گام یازدهم

    خدایا ازت سپاسگذارم که بار دیگر فرصت فایل گوش دادن، نکته برداری و کامنت نوشتن رو بهم دادی

    چه درس های نابی در این فایل وجود داشت و موقع نکته برداری هر نکته استاد و تجزیه تحلیل کردنش توی دفترم، چقدر برام واضح شد که من چه ضعف بزرگی دارم در وجودم که تمام زندگیم رو تحت تاثیر قرار داده

    اون ضعف بزرگ عدم احساس لیاقت وعدم عزت نفس هست

    من فکر میکردم که پاشنه آشیل من ترس از حرف مردمه اما الان کاملا برام واضح شد پاشنه آشیل شدید من عدم احساس لیاقت و ارزشمندی هست که ترس از حرف مردم هم از همین ضعف شخصیتی نشات میگیره

    وقتی خودم رو ارزشمند نمیدونم وقتی وجودم رو به تنهایی لایق و با ارزش نمی دونم همش نگران حرف مردم هستم که الان درمورد ظاهرم چی میگن درمورد اون رفتارم چی فکر میکنن، یا پشت سرم چه حرفایی میزنن

    همه این ترس ها از احساس عدم لیاقت میاد که مثل یک سد بزرگ جلوی رشد و حرکتم رو گرفته

    البته که من خودم رو تحسین میکنم بابت اینکه هروقت جایی متوجه شدم که دارم از حرف و قضاوت آدما میترسم با تمام قدرت بهش حمله میکنم و میرم تو دل ترسم

    خداروشکر این کارو خوب یاد گرفتم و برای خودم بشخصه همین تو دل ترسام زدن یه اقدام بزرگ و قابل تحسین هست

    میخوام به خودم یادآوری کنم که همیشه خدای مهربونم بهم یادآوری کرده که مریم حواست به احساست هست؟ الان این کاری که میخوای انجام بدی چرا احساس خوبی بهت نمیده؟

    و خودش دوباره جواب رو بهم میگه که:

    به خاطر ترس از حرف و قضاوت دیگران داری اینکارو میکنی این تصمیم رو میگیری…

    خدای عزیزم مثل همیشه بهم تلنگر میزنه فرمونی که به سمت جاده خاکی کج شده رو صاف میکنه و برمیگرونه تو مسیر درست

    خدایا ازت ممنونم که قدم هایی که باید بردارم رو بهم میگی و هدایتم میکنی

    وقتی استاد داشتن درمورد عمل کردن به ایده ها بدون اتلاف وقت صحبت میکردن، مثالی از انجام ایده ای به ذهنم اومد که دقیقا به قول استاد اگر زیاد بهش فکر میکردم و دو دو تا چهار تا میکردم و دنبال چرایی و چگونگیش بودم،نجواها به سرعت جلومو میگرفتن و هیچ وقت انجامش نمیدادم ولی ناخوداگاه سریعا فردای اونروز قدم اول رو برداشتم و به قول استاد به سرعت تکاملم طی شد و اقدام من نتیجه داد

    حتی میتونم این رو هم بگم که خداوند برای اجابت خواسته من منتظر بود تا جدیت من رو برای خواستم ببینه و زمانی که من بی چون و چرا عمل کردم به فاصله یک شب من به خواستم رسیدم

    خدایا شکرت که با این آگاهی ها مفهوم ایمان و عمل صالح رو که در قرآن اینهمه روش تاکیید کردی رو برام واضح و روشن کردی

    من متوجه شدم که عمل صالح انجام دادن همون تعهد و تمرکز برای تغییر باورهاست، همون اقدام و عمل کردن سریع به ایده های الهامی هست، اقدامی که نیاز به ایمان داره نیاز داره که به خدا اعتماد و توکل داشته باشیم و دنبال چگونگی و چرایی برای ایده هامون نباشیم

    این دو اصل مکمل همدیگه هستند واسه همینه که همیشه در قرآن باهمدیگه اومدن

    اگر ایمان نباشه عمل صالحی در راستای اهداف و ایده ها انجام نمیشه

    و اگر عمل صالحی نباشه نتیجه ای نیست و ایمان تقویت نمیشه

    به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    خدایا ازت ممنونم که کمکم میکنی هدایتم میکنی تا هربار درکم از قانون و اصل جهان بیشتر و عمیقتر بشه

    خدایا کمکم کن تا استمرار داشته باشم چون استمرار معجزه میکنه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مهدی امامی گفته:
    مدت عضویت: 3395 روز

    سلام استاد عزیز

    واقعا این فایل عالی بود یک باور درباره خرید ملک بود که من را راهنمایی کردی که گفتید وام نگیریم این باور را در من ایجاد کردی با همون داریی که دارم قدم بردارم استاد ممنونم استاد محشری

    به قول یزدیها جگرتشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: