مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست» - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست»78MB23 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست»22MB23 دقیقه














سلام عرض میکنم به استاد عزیزم سید حسین عباسمنش و مریم خانم و بقیه دوستان عزیزم
استمرار در مسیر درست رو مبیشه اینجور تعبیرش کرد که کلید گنج خوشبختی است و ایمان به غیب
یعنی اونجایی که تمام شواهد حاکی از اینه که باید کنار بکشی و مسیر رو رها کنی اگه خوب روی خودت کار کرده باشی اصلا حالت بد نمیشه که چرا کسی توی این مسیر همراهم نیست
و دیگه غصه نمیخوری که چرا من مثل استاد یه همدم که بتونم باهاش درمورد قوانین باهاش صحبت کنم
یا اینکه مثلا اگر این مسیر رو برم مردم در مورد من چی فکر فکر میکنند
من یکی از پاشنه های آشیل ام اینه که چرا من یه همدم ندارم که باهاش درمورد قوانین صحبت کنم و…
من اوایل که قوانین رو بلد نبودم و خودم رو مسئول خوشبخت کردن دیگران میدونستم و میخواستم به جای خداوند بشینم با دیگران این آموزه ها رو به اشتراک میذاشتم میدیدم که اونا اصلا توجهی به حرفهای من ندارند
و بعدش من یا عصبی میشدم یا غصه میخوردم
ولی الان به جوری شده ام که اصلا برام مهم نیست که آدم ها چه مسیری میرن
من مسیر خودم رو با قدرت میرم و تمرکز 100 سعی میکنم روی خودم بذارم
سلام به شما دوست عزیز و خوشارتعاش !
چقدر دربارهی تضاد درستی صحبت کردید و به چه نکتهی نابی اشاره کردید.
مسأله شما ، چالش بنده هم هست ، خصوصا در مورد همسرم.
همیشه این خلا رو در درون خودم حس میکردم که ای کاش شریک زندگی من از نظر فکری و فرکانسی ، متوجه قوانین بود و من میدونستم درمورد آموزهها و آگاهیهای به این زیبایی باهاش صحبت کنم و ساعتها باهم قوانین رو مرور کنیم.
اما همسر بنده نه تنها اینطور نیست بلکه در مقابل استاد و این آگاهیها گارد هم داره.
من این تضاد رو پیامی از طرف جهان میدونم و اون رو اینطور تفسیر میکنم (شاید به درد شما هم بخوره) :
• نرگس عزیز ! تو تنها زاده شدی و تنها از دنیا خواهی رفت.
• میل تو برای بهبود عزیزانت ، مقدس است اما سرب پای تو شده و رسیدن تو به مقصود را به تاخیر میاندازد.
• اگر میخواهی عزیزانت را خوشبخت ببینی ، بیاد خودت خوشحال باشی ، چرا که رضایت آنان در خوشبختی دوست.
• تمرکزت را روی خودت بگذار ، آن گاه خداوند افرادی را در مدارت قرار میدهد که با تو هم فرکانس هستند ، و یا اطرافیانت را به نوعی در مدار تو جای میدهد.
تمام.
سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز سایت
به نام خدا
نکات مهم گام هفتم
با تغییر باورهایمان به احساس خوب می رسیم و این احساس خوب انگیزه برای ادامه دادن مسیر و راه است .
ما وظیفمون حرکت کردن و تلاش و قدم برداشتن است و به مقداری که با ایمان حرکت می کنیم نتایج را می بینیم و خداوند پاسخ می دهد .
به همان نسبت که نتیجه می گیریم امیدوار باشیم و امیدمان را حفظ کنیم .
ما باید به خدا ثابت کنیم که در مسیر ثابت قدم هستیم و ادامه می دهیم در شرایط خاص و به ظاهر ناخواسته باید ادامه دهیم و تلاش کنیم .
تسلیم خداوند با تسلیم نا امیدی شدن است متفاوت است تسلیم خداوند شدن با امیدواری قدم بر می داریم اما تسلیم مورد دوم تسلیم مشکلات است به معنای اینکه فایده ندارد قدم ها و…
در همه مسیر ها بالا و پایین است و جهان به باورهای ما بازخورد می دهد و ایراد باورهایمان پیدا می شود و در ادامه دادن ها ایرادهارا برطرف می کنیم و بهتر می شویم.
کسی که قانون را می داند خیلی زودتر ایرادات را می شناسد و بر طرف می کند .
اگر حرکت کنیم و توکل کنیم به خداوند و تلاش کنیم خیلی زود نتیجه کارهایمان را خواهیم دید به شرط اینکه نا امید نشویم وادامه دهیم و هر روز به دنبال بهبود و بهتر شدن باشیم .
قوانین را بهتر و با جزئیات بهتر با ادامه دادن مسیر درک می کنیم و آزمون و خطاهایمان کمتر خواهد شد .
همه اتفاقات و شرایط زندگی ما بدون استثنا مربوط به باورهای ما و حاصل باورهای ماست و برای بهبود شرایط باید ورودی ها را کنترل و باورهایمان را بهتر کنیم .
در پناه حق باشید.
سلام به همگی
ردپای گام 7 و گام 8:
یادم نمیاد دقیقا تو کدوم فایل بود..اما یجای دفترم نوشته ام که..غیر ممکنه یه نفر روی خودش کار کنه توی مسیر باشه و به محض اینکه داره کم کم میزنه جاده خاکی..بهش آلارم داده نشه که دوباره برگرده.
و این آلارم به من هم داده شد.. همینو کلی مقاومت داشتم ادامه بدم و انجام بدم..همین کامنت نوشتن و فایل گوش دادن ساده ارو (تمرکزی انجام دادن و یادم داشت میرفت که عامل حال خوبم چی بوده) اما خداروشکر به کمتر تر از 24 ساعت دوباره به مسیر برگشتم
و شاید باورتون نشه انقددرر که سختم بود..الان اومدم توی ماشین نشستم درم بستم همه کارهامم جدای از خودم گذاشتم و گفتم تا دوباره فایلو گوش ندی و کامنتش رو ننویسی..نمیذارم از ماشین بیای بیرون و برگردی دوباره داخل دفتر کارت..
چون دوباره داشت همه چی انگار میرفت تو بی حسی و پوچی و خلا..ولی اینجام تا دوباره برشون گردونم..چون قانون هیچی نیست جز استمرار داشتن روی کار کردنش
به قول استاد استعداد مهم نیست…اقدام مهمه..ایمان مهمه..توکل مهمه..چون استعداد مهم نیست..
منم خواسته هام بزرگه پس خداوند دوباره بهم لطف کرد برای تمرکز بیشتر و دوباره قوی به مسیر برگشتن.امروز قراره از همون روزایی باشه تو زندگی من که شب دفتر سپاسگزاریم از حجم اتفاقات مثبتی که افتاده بجای 1 برگه 3 یا 4 برگه پر میشه.
تو این مدت چند روزه هم، هدایت شدم به کتاب رویاهایی که رویا نیستند فصل یک..و اونو هم اگاهی هاش رو درک کردم و خوندمش وتمریناشم انجام دادم و با اینکه قبلا 3 باری هم خونده بودم کاملا برام جدید بود. کتاب فوق العاده بود..هم قدرت عملگراییم رو برد بالا (منی که همیشه یه کتاب رو کلی طولش میدادم بخونم یا نصفه تموم میشد) هم واقعا خیلی خوب بود و راضیم از خودم
خب بریم سر وقت فایل و دوباره گوش دادن و نوشتن..چون میخوام امروز نجواهای ذهنی منفی رو یکی یکی با بی اهمیتی بهشون با خاک یکسان کنم.
البته ناگفته نماند در ادامهی نتایجم و آروم اروم رفتن تو دل ترسهام، یه سری الهامات رو هم از طریق قلبم دریافت میکردم و دقیقا جایی که ترس داشت بهم غلبه میکرد یه صدای اومد و گفت برو سمت اون غریبه و سیستم ات رو بهش معرفی کن..چون یه مدت دنبال همین بودم که برای کارم ورودی بگیرم. و رفتم و بهش گفتم و دقیقا فرداش اومده بود دفتر و الانم میخواد کارهای ثبتش رو بکنه به امید خدا و اینبار واقعا حس من متفاوت بود..حس رهایی..حس توکل..حس نچسبیدن و حساب نکردن روی آدما.
الانم افکار منفی داشت میومد و تا همین چند تا خطی که اینجا نوشتم و چند تا خطی که تو دفترم نوشتم تونستم حال خودمو خوب کنم وخرسندممم از این بابت، خدایا شکرت.
میخوام برم تو همون قالب قوی مهسای قبلی که با غیرت و مشتی بود و سرش بالا بود و سینه سپر چون میدونست رو شونه های خدا نشسته:)
خب بریم که فایلو شروع کنیم
بسم الله الرحمن الرحیم.
باوری که باعث میشه که متوقف نشیم و با انگیزه و استمرار روی باور هامون کار کنیم.
وقتی بدونیم که منشا اون احساس خوبه بخاطر کار کردن روی باورهامون بوده مثل استاد اون حس خوبه ارو مثل یه الماس میبینیم و با دیدن نتایجش بیشتر و با انگیزه تر و با ایمان تر به مسیر کار میکنیم، هرچند که ناامیدی هم داشته
و صفر و یک ما نداریم
یکی یا بیشتر رو باور هاش کار میکنه کمتر ناامید میشه (نه اینکه کلا ناامید نشه)
و یکی بیشتر ناامید میشه ولی گاها امیدوار هم هست
چون همه چیز خاکستری عه.
اخ اخ..سخت گیر نبودن به مسائل زندگی و خوش بین بودن…ویژگی بارز شما استاد عزیزم و ترمز من.
باید از لحظه به لحظه این زندگی لذت برد و به قول کتاب رویاها قانون فقط اینه که تلاش کنی حست خوب باشه چون بزرگترین قانون دنیا اینه که احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب
و همه چیز میاد، ثروت و نعمت و اجابت شدن خواسته ها میاد..اگه اون چیز هایی هم مد نظرت بوده به دست نیاوردی چون نخواستیش
لازمه رشد اینه که ما هم خواستار رشد باشیم.
و این احساس خوب با عمل کردن میاد
چون ما وظیفه امون اینه که تلاشمون رو بکنیم
مسیر رو باید بریم، حرکتمون رو باید بکنیم نتیجه دیگه در دستان خداست که بهمون کمک میکنه و اتفاقات رو به مقداری که رو باور هامون کار میکنیم و حرکت میکنیم در مسیرش برامون به وجود میاره و نتیجه دیگه وظیفه ما نیست!
ولی همیشه این نیست که رها بوده از نتیجه و نگران نبودن ولی باید مدام سعی کنیم که بیشتر و بیشتر این طرز فکر درست رو داشته باشیم و امیدوار باشیم..
خیلی سبک تر میشم و ذهنم باز تر میشه وقتی میبینم کاملا عادیه اگه یه ذره تو مسیر نباشیم و این ناامیدی ها حتی برای استاد هم پیش میومده چون قبلا خیلی خودم رو سرزنش میکردم بابت این قضیه و الان میفهمم کاملا طبیعی هست ولی باید سعی کنیم این بازه ارو کوتاه ترش کنیم و زودتر به مسیر برگردیم با کنترل ذهن.
همه ما انسان هستیم. هیچکس کامل نیست ولی باید سعی کنیم کمتر از بقیه این اتفاقات برامون بیوفته.
حتی استاد هم مدلی بوده که نتیجه اون چیزی که میخواسته نشده ولی ادامه داده.
چیزی که خیلیییی مهمه و زنگ زد تو گوش من..اینه که اوکییی با این که میدونسته استاد این قضیه یه نفر ثبت نام کردن افراد تو دوره برای افکار نامناسبش بوده ولی تو اون لحظه نمینشسته خودش رو سرزنش کنه و کمالگرایی به خرج بده و بگه نه من میخوام اول همه باورهام درست بشه و پرفکت بشه و بعد شروع کنم، بلکه همون لحظه هم حتی سعی میکرده با دیدی نگاه کنه که بهش احساس خوب بده و میگفته اشکالی نداره الخیر فی ما وقع و ما وظیفمون اینه که این مسیر رو بریم و همون لحظه هم ادامه میداده..چه قدر خوبه که با ادامه دادن این فرصت رو به خودمون بدیم که اشتباه کنیم که از اشتباهاتمون درس بگیریم و نترسیم از حرکت کردن.
و میگفته اینجا هاست که باید ایمانمون رو نشون بدیم و باید نشون بدیم که تو این مسیر ثابت قدم هستیم..( نگاهی که وقتی اون جوری که میخوایم پیش بره، نمیره خیلی کمک میکنه برای حس خوب) درصورتی که میتونست خیلی راحت با این نگاه که نه این کاره جواب نمیدهد بیخیالش بشن ولی گفته که نه اینجاست که اتفاقا من باید ایمانم رو نشون بدم. و باید حرکت کنم و ادامه بدم.
این مرحله ای از این مسیره است که باید طی بشه و استاد سعی میکرده خودش رو کنترل کنه و ادامه بده، با اینکه خستگی و ناامیدی هم داشت.
باور ها ایراد داشته راحب یه سری موارد ولی البته که اگر این اتفاقات نمیوفتاد استاد هرگز متوجه نمیشد که این باور ها ایراد داره!
تا تو مسیر نری اصلا یه سری ایراد ها در نمیاد و زیبایی زندگی همین بهتر و بهتر کردنشه
ولی نباید تسلیم مسیر شد باید ادامه داد و کار کرد.
این برهه ها زیاد تو زندگی استاد هم اتفاق افتاده پس چالش ها هست و بالاپایین هست که بازخورد باورهاته که نشون میده باید درستشون کنی.
حالا وقتی قانون رو بدونی میدونی راه چاره چیه و میگی مشکل از خودته و میگی تو همین ادامه دادن ها برطرفش میکنم و بهترش میکنم.. نمینذاری تقصیر عوامل درونی و دور خودت هم پیچ بخوری.
همش تلاش و ادامه دادنه ولی با دونستن قانون این مسیر سریعتر و راحتتر و لذت بخش تر طی میشه.
و دقیقا تفاوت ادم های موفق و ناموفق دقیقا تو همین ادامه دادنه و درست کردن ایرادات!!
ولی 99 درصد آدما..ایمانش رو ندارن که ادامه بدن
ولی باید جزو یک درصدی ها باشیم و برای رسیدن به خواسته هامون ادامه بدیم
کار همه نیست
و اگر ادامه بدیم و به خدا توکل کنیم
خیلی زود، از سخت ترین روز های زندگیت، بهترین روزهای زندگیت رو میسازی:)
اتفاقا اون بازخورد های نامناسب کمکت میکنه که زودتر اون گره ارو باز کنی و درستش کنی..فقط ادامه بده.. فقط حرکت کن، فقط ناامید نشو..!
و همین الانشم استاد هرروز ایراداتش رو میفهمه ولی بجای سرزنش کردن خودش اونارو هی بهتر و بهتر میکنه و هی قوانین رو بیشتر و بهتر میفهمه و درک میکنه!
پس همش حرکت کردنه!
تمام اتفاقات بخاطر افکار و فرکانس هامونه و هیچچچچ چیز دیگه ای مطلقا تاثیر نداره!
واقعا خداروشکر که موقعی تو این جهان دارم زندگی میکنم که استاد هم داره زندگی میکنه..
شما پیامبر زمانه ما هستین استاد عزیزم
خالصی ای که این آگاهی ها داره و ازمون و خطاهایی که نیازی نیست انجام بشه و مسیر کوتاه تر و بهتر و بهتر بشه.
و وقتی نتایج میاد بعدش با تمام وجود باااید و با تهعد و باور کردن روی خودمون کار کنیم!
خدایا شکرت که این کار رو هم انجام دادم واین کامنت بسیااار زیبارو نوشتم.
به نام خداوند بخشنده مهربانم که هرآنچه دارم از آن تو دارم
سلام به استاد عزیزم ومریم جانم
سلام به دوستان خوبم
من باید اینو بدونم که توی بحث فرکانس صفر ویک نداریم یعنی اگه دارم روی خودم کار میکنم قرار نیست هیچ وقت نا امید نشم وهمیشه حالم خوب باشه ممکنه یه وقتایی نا امید هم بشم مهم اینه که اینجور مواقع چطور کنترل ذهن داشته باشم.
کاری که من باید بکنم اینه که سعی کنم نسبت به مسائل واتفاقات خوش بین باشم ونگاه مثبت داشته باشم واون اتفاقات به ظاهر بد رو به نفع خودم تمومش کنم.
واگر در راستای خواسته هام یه مسیری رو دارم طی میکنم به مسئله ای برخوردم ونا امیدی اومد سراغم سعی کنم بر ذهنم غلبه کنم احساسم رو خوب نگه دارم وایمان داشته باشم که هر اتفاقی واسم رخ میده به خیر وصلاح منه و با نگاه اینکه خداجونم به هر خیری که از تو بهم برسه سخت فقیرم،مسیر رو برا خودم هموار کنم من باید ایمانم رو نشون بدم باید حرکت کنم وباید نا امید نشم ومسیرم رو ادامه بدم.
موضوع اینجاست با طی کردن همین مسیرهاست که رشد میکنم وایرادهام برطرف میشه وبا نتایج متوجه میشم مسیرم درسته یا نه وبا بر طرف کردن ایرادهام نتیجه میگیرم ورشد میکنم.
خداجونم من تسلیمم وبه هر خیری که ازتو بهم برسه سخت فقیرم خداجونم هدایتم کن کمکم کن رسالتم رو در این دنیا به بهترین شکل ممکن انجام بدم سپاس خداجونم.
به نام خدایی که منبع ثروت هست
چقد خوب شد که منو هدایت کرد به این فایل هرچی میره جلوتر هدایتو بیشتر درک میکنم
من تو این فایل یه نکته ای و فهمیدم و یه پاشنه آشیل خودمو فهمیدم
این که استاد راجب شروع کارشون میگن و به ما میفهمونه اونم یه وقتایی توی ناامیدی قرار میگرفته ولی زود به خودش میومده یا این ک اونم یه روزاییو دیده که خلاف تصورش بوده مثل همون یک نفری که ثبت نام کرده یود ولی روی ذهنش مسلط میشه و ادامه میده و تو مسیر باورهای مخربشو میشناسه و تغیرشون میده
وقتی این روزا برا خود من پیش میمود خب خیلی کمک کنندس که بدونم حتی استادم اولش این طور بوده و ناامید نشدع
و یه نکته ی دیگع ای که هست من توی کامنت های سایت از بچه ها خوندم و حتی خودمم این جوری بودم و تا الان هستم که مثلا الان در حال حاظر روی روانشناسی ثروت 1 کار میکنم و میگفتم تااخر دوره میرم چن بار گوش میکنم هرفایلو و هروقت که همه چیو فهمیدم ادامه میدم و این موضوع رو توی کامنت های روانشناسیم خونده بودم که طرف نوشته بود من از کار و همه چیم اومدم بیرون که فقط روی این دوره کار کنم
الان فهمیدم این کار اشتباهه
من خودمو میگم درک این فایلا نیاز به زمان داره و این جوری نیست که روزنامه ای گوش کنیو بنویسی بعدشم بری بعدی و اگه بخای تکاملی جلو بری یه زمانی طول میکشه پس بهتره که همزمان که یاد میگیرم و باورهای مخربو میشناسم و روشون کار میکنم همزمان هم عمل کنم ولی روی یک دوره
نه 2تا دوره همزمان(که این کارو کرده یودم قبلن که فک میکردم تمرکزم از 100 میشه 50 50 ولی اشتیاه فک میکردم و تمرکزم میشد 8 8 و عملن نتیجه ایم نمیگرفتم بعد غر میزدم که چرا نمیشه من ک دارم انقد رو خودم کار میکنم)
دیگه این کارو نمیکنم
ویه نکته ی دیگه که استاد قبلنم توی فایلایی دیگه گفته یود ولی توی این فایل من درکش کردم و شندیمش چون تو مدارش بودم و اونم این بود که اگه بامن کار میکنید دیگه کناب های موفقیت دیگه ای نخونید چون گمراه میشین
استاد شما میگین کتاب ولی من فایل و پادکست و سیمنار اساتید دیگه رو هم می دیدم و این کار فقط باعث میشد تمرکز من هزار تیکه بشه و در نتیجه هیچی
یه وقتایی از خدا یه سوالی داشتم و هدایتم میکرد به جواب سوالم که حالا اون سوالو اون کسی که تدریس کرده بود میگرفتم ولی دیگه انقد درگیر اون میشدم که از این ور میموندم
دیگه این کارم نمیکنم
درس هایی که از این فایل گرفتم:
1.فقط روی این سایت کار کنم و سراغ کتاب های موفقیت و پادکست های دیگه ای نرم
2.همزمان با یاد گیری عمل کنم و وارد مسیر بشم
به نام خداوندی که مهربانیاش همیشگی و رحمتش بی اندازه است.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و دوستای گلم
گام هفتم
واقعا باورم نمیشه که تا گام هفتم رو گوش دادم خدا رو خیلی شکر میکنم که کمکم کرد بتونم این استمرار رو داشته باشم و این فایل بینظیر رو برای بار چندم گوش بدم
نکاتی که خودم از فایل درج کردم دوباره تکرار میکنم برای یادگیری بیشتر و یادآوری
هیچ کدوم از ما آدمها آدمهای کاملی نیستیم پس طبیعیه که اشتباه کنیم و مهم اینه که ما تسلیم نشیم توی مسیر هر اتفاقی افتاد باز هم به خدا توکل کنیم و راه رو ادامه بدیم و اعتقاد داشته باشیم به صلاح ماست و خداوند خیر ما رو میخواد فرق آدمهای موفق و افراد معمولی اینه که افراد موفق هیچ وقت تسلیم نشدند و برای رسیدن به اهدافشون تلاش کردن مستمر و با توکل و اعتماد به نفس
خیلی مهمه که ما برای رسیدن به اون هدفمون مهارت کسب کنیم و تلاش کنیم این تنها راهشه و راه میانبری وجود نداره باید ایمان داشته باشیم ایمان داشته باشیم تمام
اگر منی که الان تازه کارم رو شروع کردم چند سال پیش به ترسام غلبه میکردم لان جایگاهم خیلی فرق میکرد من اینو باور دارم و الان معتقدم که با توکل به خدا کارم رو شروع کردم و گامهایی که اگر کوچکم هست برمیدارم و مطمئنم که خداوند نتیجه تلاش من رو میده
این پیام رو میذارم برای الهه یک سال بعد تا سال بعد بیام و تایید کنم که من تونستم
امروز 1 اسفند 1403 ن تا 1 اسفند 1404 به یک جای پایدار و یک درآمد پایدار از این شغل خودم و کسب و کار خودم کسب میکنم
به امید خدا و هر آنچه که از جانب خدا به من برسه خیر هست و من تسلیم اونم
با آرزوی موفقیت برای تمام دوستانم شاد و پیروز باشید
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
خداروشکر میکنم که روز به روز و لحظه به لحظه ما را هدایت میکند و در زمان و مکان مناسب به شرایط و آدمهای مناسب هدایت میشویم. من این سری فایلهای مهاجرت به مدار بالاتر را یکی دو هفته قبل شروع کردم ولی ادامه مسیر و این فایل به تاخیر افتاد تا امروز که بهم یادآوری بشه که باید ادامه دهم و روی مسیر ثابت قدم بمانم. باید ایمانم به الله را ببشتر کنم و بیشتر روی باورهام کار کنم. دقیقا همین امروز و همین لحظه به این آگاهیها نیاز داشتم و این رو یک نشانه واضح میبینم و انشاالله این آگاهیها بیشتر میشوند و خداوند ما را به مدر بالاتر هدایت میکند.
یادداشتهای من از سخنان گرانبهای استاد:
هیچ وقت به صورت صفر و یک به قضیه نگاه نکنیم و بگیم یک آدمی هیچ وقت ناامید نمیشود، همه چیز سیاه و سفید نیست، یه آدمی یا بیشتر روی باورهاش کار کرده است یا کمتر کار کرده است.
یه آدم موفق مثل استاد که خیلی زیاد روی باورهاش کار کرده است کمتر ناامید شده است، حتی آدمهایی که ناامید هستند بعضی اوقات امیدوارند. در مبحث فرکانس صفر و یک نداریم.
به همان نسبتی که نتیجه میگیریم امیدوار هستیم و روی باورهامون کار میکنیم.
ما وظیفهمون اینه که تلاشمون رو بکنیم و حرکتمون رو بکنیم و نتیجه رو خداوند کمک میکند به میزانی که روی باورها و ایمانمون کار کردیم برامون به وجود میآورد. ما باید وظیفه خودمون که حرکت و ایمان است را انجام دهیم و درگیر نتیجه نباشیم.
این رو بدونیم که باورها که ایراد داشته باشد هرچقدر تلاش کنی فایده ندارد.
استاد در مورد یکی از تجربیات خودش صحبت میکنند که یکی از دوره ها بعد از کلی تبلیغ با یک نفر برگزار شد و ایشون به مسیرش ادامه داد حرکت کرد و اینجاست که با ایمان نشون دادند که باید حرکت کرد و این مرحله ای است که باید طی شود و بخشی از مسیر است. ما باید به خداوند ثابت کنیم که توی مسیر ثابت قدم هستیم و ایمانمون رو نشون بدیم و به حرکت ادامه دهیم (حرکت: کار روی باورها + اقدام کردن)
توی مسیر میشه ناراحتی و نا امیدی و مشکلات هم داشت ولی مهم ثابت قدم بودن و ادامه دادن است.
این اتفاقات مثل یک راهنما به استاد نشون داد که برخی از باورهاشون ایراد داشت و اگر رخ نمیداد نمیدونستند که ایراد دارد یعنی این یک مسیر است و اینجوری نیست که بگیم من باید عالی و کامل باشم بعد حرکت کنم، تا توی مسیر نرید اصلا ایرادها مشخص نمیشود ولی مهم اینه که ادامه دهیم و حرکت کنیم.
کسی که تسلیم خداوند است یعنی کسی که میگوید من راضی هستم به رضای تو و حرکت میکنم. توی آیهای از قرآن که حضرت موسی میفرمایند: خدایا من تسلیم هستم، من به هر خیری که از تو به من رسد فقیر هستم و بعد از این مرحله بود که زندگی حضرت موسی تغییر کرد.
هر کسی که به این مرحله تسلیم بودن در برابر خداوند برسد زندگیش تغییر میکند.
ولی در مقابل، کسی هست که تسلیم مشکلات میشود، در این حالت افکار نادرست و منفی به سراغش میآید و مانع ادامه و حرکتش میشود و به مسیر نادرست کشیده میشود.
توی مسیری که حرکت میکنید و میگیم بالا و پایین هست، در واقع این بالا و پایین بودن بازخوردهای جهان به باورهای ماست و باید به نوعی متوجه شویم و بفهمیم که باورهامون ایراد دارد و این نشانهها مثل چراغی راهنما به ما مسیر را نشان میدهند. یکی از جاهایی که نشون میده که باورهاتون درست نیست اینه که نتایج، نتایج خوبی نیست. حالا اگر قانون را بدانیم میدونیم که مشکل از خودمون و باورهامون هست ولی کسی که قانون رو نمیدونه میگه مشکل از تبلیغات و کارمندان و … است.
توی این مسیر و ادامه دادنها و رفع مشکلاتِ باورها است که باورهامون بهتر میشود و نتایج را میبینیم.
وقتی قانون را بدانیم سریعتر و بهتر ایرادها را پیدا میکنیم و رفعشون میکنیم، ولی مشکل اینجاست که بیشتر آدمها اینکار را نمیکنند و ایمان این رو ندارند که ادامه دهند و حرکت کنند. اگر میخواهید به خواسته هاتون برسید باید این مسیر رو ادامه دهید.
اگر حرکت کنید و به خداوند ایمان داشته باشید و قوانین را درک کنید خیلی خیلی زود از سختترین روزهای زندگیتون بهترین روزهای زندگیتون رو میسازید. توی این مسیر هیچ کس نیست که از روزی که یک کاری را شروع میکنه بدون ایراد باشد.
هر روز که نتایج بزرگ و بزرگتر میشود به این دلیل است باورها بهتر میشود و قوانین را بهتر و به وضوح بیشتر درک میکنیم.
7مین گام مهاجرت به مداربالا تر .
به نام خدا وسلام به خدا
سلام گرم ازروی مداربالاتر،به استادوکلیه ی عزیزان.
خداراسپاس میگویم بابت سلامتی کل خانواده ام وفرشته ی نازنینم.
چندسال پیش آرزوی این زندگی الهی راداشتم وبه حول قوه ی الهی به اندازه ی عملم نتیجه میبینم خدایاشکرت.
جواب سولات روتاجایی که بلدم درباره ی تجربه هام مینویسم.
1_حدوا دوهفته پیش توی کامنت روزشمارزندگی نوشتم پسربزرگم برای اولین بارتوی سایت بیزنس کاری شرکت کرد.
برنده اعلام شد.
آخه بچه هاشرکت بازرگانی دارند.
وبرای خریدوکارهای اجرایی توی سامانه شرکت میکنند.
بچهها بااون اداره که خریدواجرایpvcدارد.
هماهنگ کردن چندتانمونه pvcازعمده فروشی هابردن.
اون اداره ی موردنظرگفت قبوله همین جنس رو میخوایم.
بعدبچه ها دوباره تحقیق کردن واصل کارخانه ی pvcرو پیداکردند.
دوباره نمونه کاربردندرئیس اون اداره گفته بودخیلی خیلی خیلی عالیه مااصلافکرش رو نمیکردیم!!!!!
ولی ماطبق همون قرارداد پول میدیم!!!!!!
خدابه پسرم دومم بیان عالی عنایت فرموده الهی شکرت.
گفته من میخوام براتون کاری انجام بدم بالای 15سال عمرکنه بگین خداپدرتو بیامرزه.
پسربزرگم تواجرای هرکاری عالیه دست به هرچی میزنه طلامیشه.
آقاجان تاپول جورشدوکارخانه یpvcبرای تولیدهماهنگ شدبازدستگاهاش خراب شد.
تا درست کردن دستگاهها باز با قطعی برق درهفته3روز!!!!!
خدایاخودت میدونی پشت پرده چه خبره؟؟؟!!!
ازاداره هم یکسره فشارآوردن چرانمیاین کارو انجام بدین؟؟؟!!!!
اگه نیاین قراردادفسخ میشه!!!!!!
پسربزرگم گفته من به کارخانه پول دادم ولوازم برای نصب تهیه کردم دارم جنس درجه یک ارائه میدم و….
داداش دومی که بیانش محکمتره گفت اینبارکه تماس گرفتن بگوباشه نامه ی کتبی بنویس قراردادفسخ، دوباره توسایت بذارین اینبارباقیمت بالاترشرکت میکنیم.
4شب پیش رفتم پیاده روی کناربزرگراه نشستم چون من اینجور جاهاروخیلی حال میکنم که باخداحرف بزنم ازاحساس خوب وخوشحالی که داشتم وهی به خدایادآوری میکردم خدایااین گریه هاواشکهاازحالِ خوبِ منه ها، فکرنکنی من ناراحتم!!!!!!
ولی میدونم هراتفاقی بیفته به نفع خانواده ی منه.
الخیروفی ماوقع.
برگشتم خونه باانرژی بالای 1000گفتم احساس تونو،خوب نگه دارین این آزمایش الهیه چون تمرین داریم بایدکنارش صبرکنیم هرچی میخواد،بشه.
مدام هم پیام وتماس باشرکت داشتن اونهاهم امروز، فردامیکردن!!!!!
قراربوددیروزکه یکشنبه بودباروربفرستن ولی پیام دادن یک هفته بعدیعنی یکشنبه ی آینده!!!!!!!
وای خدای من واقعابچه هاخوب کلافه شده بودند.
دیروزازپیاده روی برگشتم ساعت7/30صبح بودوروزقبل هم کارهای خونه زیادبودواقعابه استراحت نیازداشتم بچهها هم بیدار بودند منتظر تماس شرکت بودند.
گفتم من میخوام بخوابم فقط ساکت هرتماسی دارین لطفا روی سرِ من نباشه!
تاظهرخوابیدم: الهی شکرت که جورچین همه ی کارها بادست خودت به قشنگی انجام میگیره.
ازاداره تماس گرفتن باصدای بلندکه آقای فلانی ما رو مسخره کردین والی آخر…..
پسردومیم گفته قراردادروکتباًحذف کن وتمام.
ازاینطرف به کارخونه تماس گرفته آقای فلانی قراردادروداریم حذف میکنیم!!!
آقای کارخونه دارگفته نه بگوحذف نکنن برای فردامقداری ازجنسهاروبدون برش وتنظیم کارخانه میفرستم!!!!!
وقرابوده کارِ قبل از کارِ بچههای ماروبارتریلی کنند به شهرستان دیگه.
کارخونه داربه راننده تریلی میگه از1000تاشاخه 200تاکم بارمیکنم چون برای مشتری دیگه میخوام!!!!!
آقای راننده میگه نه من مسیردوری میرم100تابیشترکم نکنی!؟؟
بازپسرم تماس گرفته به اداره آقای فلانی قرارداد رو فسخ نکن فرداجنس میرسه بنده خداتواداره باصدای بلندداد میزده به کارمندش میگفته قراردادرو حذف نکن حذف نکن درست شد!!!!
همزمان منم خواب دیدم باعزیزدلم تو روستامون جلوی رستوران نوه دایی جانم که سیدهست کنار رودخانه درحال وضوگرفتن بودم اول آب بودبعددیدم عه آب نیست ماسه وسنک بودومیخواستم مسح سربکشم دستام خشک بود.
خدایاچرادستام خشکه خدامیدونه تابلندشدم برم جلوتربه آب رودخانه انگاریکم بامن فاصله پیداکرده بود.
یک وقت دیدم ازسمت راستم یک جوی پراز آب زلال جاری شده باتعجب نگاه کردم دیدم یک نیستان آبی وبه ظاهریک آقامیدیدم ولی دراصل دوتا آقا ، بودندکه آب رو به جوی برگردانند.
یعنی تاالان آب روی باغهاشون بوده وحالاجلوی آب رو بازگردند این الهام بودکه کارهادرست شد.
بیدارشدم دیدم بچه ها نیستند باخودم گفتم انشاالله کارشون درست شده رفتند.
یک وقت دیدم عه با لباس راحتی واردخونه شدند.
ازپسرم پرسیدم چی شدکجایین!!!؟؟؟؟
دیدم میخنده وجریان تماس اداره وکارخانه وسروصداهارو،
تعریف میکنه ظاهرآ رفتند توپارکینگ که من بیدارنشم.
وبه شکرانه الهی همون نیسان آبی مقداری ازکارهارو براشون آوردوبرای اجراامروز رفتن سرکارالهی شکرت.
گفتم بچه ها شماکه میرین کارتون نزدیک حرم خداکارهارو جفت وجور کردامروزشهادت امام جوادِ که من برم حرم خدایامتششششششکککککککررررررممممممم باهماهنگیهات.خدایاخیلی زرنگی ولی مامخلوق خودتیم این زرنگی رو در وجودهمه ی ما نهاده ای. که بنده ی من بااین خصوصیات زرنگی خودت روبه منه خداثابت کن.
ایمانی که عمل نیاوردحرف مفت است.
ایمان به خدا، کنترل ذهن، داشتن آرامش، شادبودن، احساس عالی=اتفاقات عالی، واگذارکردن انجام کاربه خدا، رهابودن، ان مع العسریسری از دل سختی سستی کشیدن، الخیروفی ماوقع واینهارومعجون صبرمیکنیم وقدمهای طلایی تکاملی روبرمیداریم.
الهی به امیدتو بقیه ی کارهاباخودشه.
خدایا دیگه دستت برامون روشده آقاخدامابرای گسترش جهان هستیِ جناب عالی قدم خیربرمیداریم ولی جناب حضرت عالی هی باماشوخی میکنی وآخرش تسلیم میشی وهمه ی کارهارو به سادگی انجام میدی خب تووظیفه شناسی خدایی خودتو خوب بلدی مابایدخودمونو تقویت کنیم.
س
جواب سوال2_باالگوهایی که ازصبح تاشب وازشب تاصبحمون روبه هم دوختیم وفایل تماشامیکنیم حالابعضی حرفهارو واقعامتوجه نمیشم چی میگن به خصوص صحبتهای مریم جون ویابعضی ازکامنتهارو ولی بازهم حالم خوب میشه صادقانه میگم خدایااینهاچی میگن برام ترجمه کن!!!!
واقعابعضی وقتهاحالم ازبعضی کامنتها گرفته میشه بعدمیبینم که مثلا شکرمیکنه،میگه خدایاشکرت امروزاتاقم راتمیزکردم!!!
میگم خدایاچرابعصیهالقمه رو دورسرشون میچرخونندبعدکلمه اصلی رو میگن!!!؟؟؟
واقعاذهنم اذیتم می کنه میگه ببین اینهاچی نوشتن!!؟؟
بعدمیبینم خب من که بیشترازاینها وکارهای بزرگترانجام دادم ولی برام عادیه.
میگم مثلابرای جاروکردن، غذاپختن که من به محض چشم بازکردنم ازخواب صبح اول پام توی آشپزخونه س سلام به قلب خونه میگم.پیاده روی ،قرآن خوندن ،شکرگذاری کردن ،خب اینهاهمش موفقیتِ.
ولی ذهنم میگه بقیه سرِ کاررفتندواِل وبِل!!!!!
خدایاشکرت که باهیج فضای مجازی یاگروه های متفاوت نیستم فقط توبهشت سایت ،بهشت زندگی ام راتجربه میکنم وکل فرصتهام باسایتم یامیخونم یافایل گوش میکنم بعدم کامنت مینویسم باخودم عالمی دارم.
ودیگه ازباورهامون اینه که الان 4سالِ تومسیردرست پامونوگذاشتیم ونتیجه هاروهرچندکوچک ولی میبینیم وامیدواریم که برای بقیه درست شده خب چرامااین کارهاروانجام ندیم.
باخودم اهرم رنج ولذت روبکارمیبرم میگم خدااین فرصتهای ناب روبه یک اندازه داده سفره پهنه خوب روم رو به سفره میکنم وخوب هم استفاده میکنم ولذت میبرم.
استادراستش توهم خانه داری خودم لذت میبرم وساخته شدم برای همینکار.
شب به شب شربت وآب یخ آماده میکنم برای فرداصبح عزیزدلم باپسرم ببرن سرِ کارصبحانه آماده توی یخچال والی آخرکارهای خانه راباعشق انجام میدم.
یکسره ازقلبم معجون شکروسپاس بادستم میگیرم ومثل نمک پاش بادستام توی کل خوراکیهامیپاشم ومیخندم و خودم رو تحسین میکنم آفرین به لیلاماشاءالله به لیلا همینهاازمن برمیادالهی شکرت که حس عالی دارم.
عاشقتونم ازاینکه پیامهام ساده س ولی فقط میتونم واقعیت زندگی مو مثل سریال ردپابزارم احساس خوبی دارم و نمیتونم تقلیدکنم وحرفهای استادروبنویسم مثل استادهرچی به دلش داره میگه منم ازدل خودم حرف میزنم کیف میکنم.
الهی شکرت که پروژه ی گام به گام خانه تکانی ذهن رو همراه با روزشمارزندگی توفیق پیداکردم باخداتمرین کردم والان به مهاجرت به مداربالا تر دارم زندگی عالی روتجربه میکنم آفرین لیلاخانم تولایق بندگی به خداهستی.یاحق.دیگه همین اندازه تونستم پاسخهاروبنویسم.
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام به دوستان خوبم.
به مسائل 0 و 1 نگاه نکن همهچیز خاکستری هست، یا متمایل به سفید یا متمایل به سیاه هست. سعی کن اغلب امیدوار باشی به زندگی این ویژگیکه استاد در خودش ساخته. که باعث گرفتن این نتایج شده، در واقع همان سمتخودت انجام بده و کاری به نتیجه نداشته باش، خدا خودش میداند چیکار کند.
به قولی ما وظیفه مان این هست که تلاشمان بکنیم، حرکت بکنیم به مقداری که با ایمان حرکت میکنیم خدا خودش نتایج به وجود میآورد.
تو شرایط به ظاهر ناجالب هست که ایمانمان به رب باید نشان بدهیم یعنی حرکت کنیم و ناامید نشویم و باور داشته باشیم که شرایط بهبود پیدا میکند، امیدوارم باشیم به زندگی. درواقع یک مرحله از مسیرببینیم که باید طی بشه.
همین تضادها باعث میشه که بفهمیم چه باورهایی ایراد دارد و با درست کردن آنها شرایط زندگی رو بهتر و بهتر کنیم، دنبال پرفکت شدن اول مسیر نباش، زیبایی زندگی به این حرکت کردن و ادامه دادن و پیدا کردن اشتباهات و اصلاح کردنشان هست.
نکته مهم این که بدانی تضادی برخوردی به خاطر ایرادی در خودت هست و نه بیرون از تو و ایمان داشته باشی که با حرکت در مسیر اشتباهات و راهکار آن به تو گفته میشود و بعمل به آن شرایط بهتر و بهتر میشود.
تفاوت آدمهای موفق و ناموفق در همین ادامه دادن مسیر و اصلاح اشتباهات با بازخوردهایی که از جهان میگیرند است.
موضوع مهم همین ادامه دادن هست. باید ایم مسیر برای رسیدن به خواستهها ادامه دهی. باید این کار ادامه بدهی.
حرکت کن ، ادامه بده هیچ کس در مسیر نیست که از روز اول دقیقا بداند باید چه کار کند، در مسیر گفته میشود، بهتر متوجه میشود و راحت تر میتواند اصلاح کند ونتایج بزرگتر میشود.
زیباترین روزهای زندگی از دل سختترین روزها به ست میآید ان مع العسر یسرا همراه هر سختی، آسانیاست.
مریم همین طوری ادامه بده، به کمال گرایی محل نده قدم های کوچک و متوالی بردار و ایمان داشته باش که شرایط بهتر و بهتر میشه.
خدایا سپاس گزارم برای امروز با برکت
برای عشق بازی باتو.
برای مطالعه قرآن
برای ردپا و گوش کردن فایل
برای بازی با گیتا
برای لحظات شاد و زیبای زندگیم متشکرم و خوش حالم
برای قیمه تازه و خوش مزه با گوشت گوسفندی تازه و برنج عالی ایرانی متشکرم.
برای خنده های از ته دلم و بی محلی به کمالگرایی و نوشتن این ردپا.
خدا جونم خوش حالم که دارمت.
یاحق
به نام خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم ک مریم مهربانم
من موقعی با قانون آشنا شدم فقط میخواستم آرامش داشته باشم و به جیز دیگه ای فکر نمیکردم
بعد کم کم که وارد این قانون شدم گفتم هم آرامش میخوام هم پول و ثروت
اما باز هم خدا رو نمیشناختم درکی از قدرت و عظمتش نداشتم
و آرام آرام با تغییرات درونی خودم تغییرات بیرونی رو هم دیدم و خدا رو شناختم
و الان خدا رو شکر از رمانی که درک و باور کردم قدرت خدا رو هیچی نمیخوام
میدونم که قانونی گذاشته برای جهان و اگه طبق قانون جلو برم بهم همه چیز میدهد بدون تقلا و زور
پس من باید سمته خودمو انجام بدم به سمته خدا کاری نگیرم چون در حد توان من نیست
و من الان از دیروز و ماهه گذشته ام بهتر قانون رو درک میکنم و بهتر میتونم اتفاقات و شرایطم رو رقم بزنم
خدایا شکرت سپاسگزارتم
استاد ممنونتم خداوند بهت عزت و ثروت بی حساب بدهد