مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف
    253MB
    49 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف
    48MB
    49 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1124 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی قادری چاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2347 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

    چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

    الهی شکرت که این بار هم مرا به درگاهت آوردی

    الهی شکرت که شعله امیدم را فروزان نگه می داری

    الهی پناهم تویی از شر وسوسه ها و وِز وِز های ذهن ترسو و بیمار

    الهی شکرت که امروز این فایل را به گوش جانم نشاندی و امید را در درون نگاه داشتی

    امروز صبح ذهنم آزارم می داد، چون خواسته هایی دارم و اما شرایط مهیا نیست و این ذهن مترصد نجوای منتظر بهانه هم کارش را شروع کرد. البته که این هدایتها هم در پیش پیش آن می آید و همیشه هست، اما چون که با این ماده زدگی و فراموشی مثل هوا در تماس هستیم شنیدن الهامات هنر می خواهد، بهتر بگویم گوش دادن به الهامات مرد ره می خواهد.

    هر لحظه باید افسار ذهن را کشید و نباید امانش داد تا از فرصت بیکاری استفاده کند و شروع به نجواهای نگران کننده کند.

    این فایل چشمم را دوباره به روندی که تاکنون آمدم باز کرد و خط سیری را که پیمودم نشانم داد و اینکه نباید ناامید شد، چراکه؛ جهان پاسخ می دهد، این وعده حق خداست، و چه کسی راست گفتار تر از خدا

    تضاد های چند ماه گذشته مرا به تغییراتی واداشت و نیز یکی از آن تغییرات که بارها از آن نتیجه گرفتم اما باز یادم رفت؛ همین تعهدم در بودن در سایت و کامنت گذاری روزانه و کنترل ورودی های ذهن و جهت دهی اگاهانه آن به سمت زیبایی ها و دانایی ها و نیکویی هاست

    این فایل دوباره به یادم آورد که باید این مسیر را ادامه بدهم و همزمان بر ایده های عملی که در این مسیر به بنده گفته شد عمل کنم و پیش بروم، اگر در مسیر جاده زندگی تابلویی نمی بینی به این معناست که باید مسیر را ادامه بدهی تا به تابلو بعدی برسی، گاهی اوقات اینگونه هست، منتظر نشانه ی واضحی هستی اما آن را نمی بینی، نشانه های کوچک بسیارند اما ذهن خیلی به آنها بها نمی دهد و به قول استاد منتظر یک کیسه پول از آسمان است، حال که تجارب زندگی هر فرد خودش بسیاری از درسها را به او می دهد اگر هوشیار باشد.

    مشکل از فراموشکاری ذهن ماست.

    ذهن راحت طلب هست و از تغییر گریزان است، مگر اینکه اهرمی قویتر انگیزه ای را برای حرکتش به وجود آورد، اغلب این اهرم ها از تضادها و مشکلات سرچشمه می گیرند و انرژی حرکت می شوند.

    این فایل دوباره به یادم آورد که خواسته ام اجابت شده و نزدیک است ناامیدی تو همان کید بزرگ شیطان است،

    بر حذر باش از این دشمن مکار درون

    الهی شکرت که از زبان بنده ات دوباره آرامش و امید را برایم ارمغان آوردی،

    امید به آینده ای روشن،

    امید به تجربه هایی نو و زیبا

    امید به تحقق خواسته ها

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1836 روز

    سلام خدمت هم مداری‌های گرامی

    نکته‌ی ای که این فایل برای من داره این هست که باید بهای رسیدن به خواسته را پرداخت کنی. بهشت را به بها دهند نه به بهانه. اینکه بشنیم فقط تجسم کنیم درست نیست و تجسم بخشی از مسیر است، باید در مسیر مورد علاقمون حرکت کنیم که نشانه حرکت کردن در این مسیر این هست که زجر نمی‌کشیم و تلاش‌هایی که انجام میدیم و بها هایی که پرداخت می‌کنیم لذت بخش هست.

    من خودم هدفم ثروت هست. من طی سال‌های گذشته به اهداف مختلفی رسیدم با گوش دادن به فایل‌های استاد و انجام تمارین و تغییر ذهنیتم، اما الان مهمترین چیزی که احساس می‌کنم باید تو زندگیم تغییرش بدم تا پر بشم ازش و بگذرم بحث شیرین ثروت هست. طبق آنچه که درک کرده‌ام الان چیزی که بیشترین کمک رو به من میکنه مبحث ثروت هست چون ثروت هم اعتماد به نفس میده، هم سلامتی میده، هم باعث میشه آگاهی‌های بیشتری رو بهشون دسترسی پیدا کنی برای تحول زندگیت، هم باعث میشه به خواسته های دیگه مثل روابط عاطفی خوب فکر کنی و احساس لیاقت بودن با بهترین‌ها کنی، و کلی هم احساس خوب میده که حس میکنی داری به پیشرفت جهان می‌کنی، حس می‌کنی که داری از زمان با ارزشت خوب استفاده می‌کنی، چون ثروت این فرصت رو بهت میده که بری جهان رو بگردی و زیبایی هاش رو تجربه کنی و عمیق‌تر زندگی کنی، ثروت باعث میشه بهترین وسایل رو خریداری کنی بهترین امکانات رو داشته باشی و یک زندگی لذت بخش برای خودت فراهم کنی و هم تاثیر مثبتی میگذاری بر آدم‌های دور و اطرافت و براشون الگو مثبت میشی، ثروت به خدا نزدیک ترت میکنه محبوب ترت میکنه چون داری به هزاران نفر مستقیم و غیرمسقتیم با هر پولی که پرداخت میکنی برکت و ثروت و آرامش میدی، پس خواسته من ثروت هست در حال حاضر و از راه مورد علاقه‌ هم باشه نور علی نور میشه. البته همین الانم من از طریق رایانه که عشق من بوده از همان کودکی دارم فعالیت می‌کنم و ورودی مالی دارم، خیلی دوست دارم مثل استاد که طی یکی دو سال درآمدش رو 150 برابر کرد به همین نتیجه برسم و البته تارگت فعلیم این هست و بیشتر هم بشه چه بهتر!

    در مورد اینکه چه بهایی حاضر هستم برای تحقق این خواسته بپردازم:

    1- فایل‌های هدیه مربوط به ثروت که در سایت عباس منش دات کام هست رو گوش بدم و نکته برداری کنم و تکرار کنم تا باورهای ثروتمند کننده در ذهنم نهادینه بشه و فرکانسم رو تغییر بده و مشتری‌های بیشتر وارد زندگیم بشه و ایده‌های الهامی و موقعیت‌هایی که به ثروتمند شدنم کمک میکنه رو دریافت کنم.

    2- به ایده‌های الهامی‌ای که با این باورها بهم داده میشه در خصوص افزایش ثروت عمل کنم

    3- داشته‌ها و نعمت‌های اکنونم رو ببینم و بابتشون سپاسگزار باشم و به احساس خوب برسم

    4- روی توحید کار کنم که امیدم فقط به خدا باشه تا دستان بی نهایتش رو تجربه کنم و روی افراد حساب باز نکنم.

    5- با جمع‌آوری درآمد حاصل از تغییر باورها دوره‌ی روان شناسی ثروت رو خریداری کنم و مسئله‌ی بودن در مدار فقر را به صورت ریشه‌ای با درک قانون و تکرار آن فایل‌ها نکته برداری و تکرار و استمرار و اجرا کردن حل کنم

    6- در پیاده‌روی‌هام هم زمان بگذارم برای تکرار کردن مباحث

    7- مهارت‌هایی که لازم هست و یا بهم گفته میشه و هدایت میشم برای ایجاد ثروت بیشتر رو یادبگیرم.

    8- زمانی که بیرون از خانه هستم ثروت‌ها، فراوانی‌ها، مشتری‌ها، خریدهایی که انجام میشه، مغازه‌هایی که جدید باز میشه، فروشگاه‌هایی که پر از ثروت هست و .. رو تحسین کنم و باورهایی مثل اینکه ببین کار هست، ثروت هست، مشتری هست، ثروتمند شدن امکان پذیره، ثروت داره هر روز بیشتر و بیشتر میشه، پول دست مردم هست، اوضاع اقتصادی برای افراد زیادی عالی هست، هر روز فرصت ها داره بیشتر میشه، هر روز کار بیشتر ایجاد میشه، میشه هر مهارتی رو یادگرفت، هر روز شرایط برای ثروتمند شدن بیشتر میشه و .. رو برای خودم تکرار کنم و الگوهاش رو به خودم نشون بدم

    دعا میکنم برای همه‌ی عزیزان که خداوند برکت، ثروت، نعمت، آرامش، توحید واقعی بیشتر و بیشتر رو بهتون ارزانی کنه و در دنیا و آخرت عاقبت بخیر و سعادتمندتون کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1922 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    نکات کلیدی گام 8پروژه

    1-شما تنها زمانی به خواستتان می‌رسید که وارد مدار خواسته تان شده باشید.

    2-اگر می‌خواهید به اهدافتان برسید اولین شرطش این است که علاقه داشته باشید و برایت مهم باشد

    3-تلاش برای من به معنای لذت بود، عشق بود،احساس خوب بود،رسیدم به اهداف باید برایش بها پرداخته شود و بهای رسیدن به اهداف شما وقت گذاشتن است.

    4-انرژی نه به وجود می‌آید نه از بین می‌رود فقط از شکلی به شکل دیگرتغییر شکل می‌دهد شما باید این انرژی را تغییر شکل دهید و این تغییر شکل را تو باید انجام دهی با افکار درست با باورهای درست وبا حرکت در مسیر باورها.

    5-ایمانی که عمل نیاورد ایمان نیست ,حرف مفت است, ایمان به خدا و عمل صالح در قرآن با هم آمده است.

    6-دوستانی که در مسیر اهداف من نبودند گذاشتم کنار و تمام انرژی و تمرکز و زمان و پولم و هر چقدر درآمد داشتم،گذاشتم تا بفهمم قانون چیست.

    7-من دل انجام کارهای بزرگ را دارم و اینقدر باور داشتم که انجام دهم.

    8-اگر می‌خواهید یک زندگی عالی داشته باشید باید بهایش را بپردباید، زمان مورد نیازش را بگذارید

    بایدایمان داشته باشید ،باید تمرکز بگذاریدو تمرکز همه چیز است ,اگر برایتان مهم است.

    9-ترویج توحید و یکتاپرستی برای من مهم‌ترین موضوع زندگی من خواهد بود و هست.

    10-ایمان همه چیزاست و خداوند پاسخ می‌دهد.

    تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس

    که خود راه بگوید که چون باید چون باید کرد

    11-ایمان و توکل بدون احساس خوب معنا ندارد و شما، اگر می‌گویی ایمان دارم باید خیالت راحت باشد.

    12-و به موقع گفته می‌شود به مو می‌رسد ولی پاره نمی‌شود من باید ادامه دهم و من باید بندگی خودم را بکنم کار من خدایی نیست کار من بندگیست و حرکت کنم اون خدا می‌داند کی بدهد.

    13-روزهای سخت به من کمک کرد تا خواسته خودم را بشناسم،و به خاطر تضادهاست و به خاطر اون روزهاست.

    14-خدا دل‌ها رو نرم می‌کند برای شما ،ایمان است که این کارو انجام می‌دهد،

    15-استعداد مهم نیست ،ایمان مهم است ،باور مهم است، توکل مهم است.

    16-تجسم قسمتی از کار است،ولی وقتی شما روی باورهایتان کار می‌کنید یک سری ایده‌ها به شما الهام می‌شود که باید انجامشان دهی،ایده‌های حرکتی به شما گفته می‌شود،بهت گفته می‌شود این را بنویس اینجا برو با این صحبت کن این کارو شروع کن وبرای هر کس یک مسیری باز می‌شود باید حرکت کنی.

    17-مگر می‌شود کسی بخواهد به مسیر اهدافش برسد و خشت اول را کج بگذارد،مگر می شود در شروع مسیر از راه نادرست بروی به نتیجه درست برسی؟

    18-خدایی که من را به اینجا رسانده همون خدا آدم‌هایی را که در فرکانس من هستند را وارد سایت ما می‌کند.

    19-من این کارو نکردم خدای من این کارو کرده و

    خدای من وقتی تو آماده بودی وارداین مسیرت کرده است

    20-این همون ایمان است این همون توکل است.

    21-من بدهکار خداوندم هستم فقط, و کاری کرد برای من که هیچ قدرتی در جهان نمی‌تواند برای من انجام دهد,

    22-وقتی تو مسیر قرار می‌گیری و وقتی ایمان داری ،چیزهایی بهت داده می‌شود که وقتی توکل داری وقتی حرکت می‌کنی، وقتی به الهاماتت توجه می‌کنی و باور می‌کنی وعده‌های خداوند را،چیزهایی بهت داده می‌شود که قابل مقایسه باکارهایی که بقیه برایت انجام می‌دهندنیست و همه ،همه کار برایت می‌کنند و سرت هم همیشه بالا است. و اتفاقات و شرایط خوب برایت بیفتد.

    23-اگر می‌خواهی به موفقیت پایدار برسی باید از همون اول خشت را درست بگذارید.

    24-شرکت‌های موفق در دنیا کسانی هستند که از همان اول کارشان را عالی انجام دادندو از کیفیت کار کم نکردند و درستکار، بودند.

    25-اگر می‌خواهی ریشه ها درست باشد از همون اول خشت اول را درست بگذار، تو هر حوزه‌ای که کار می‌کنی.

    26-ما باید به یک کسی دیگه‌ ای وصل باشیم ما باید به یه کس دیگه‌ای توکل کنیم ما باید ایمان ما را نشان دهیم.

    27-آن کسی که دارد راه درست را می‌رفت مسیر درست را می‌رود و در مسیر درست حرکت می‌کند،و وسوسه نمی‌شود و صبر می‌کند، وایمانش را نشان می‌دهد و بهایش را می‌پردازد،از یک جایی به بعد اینقدر ،اینقدر کنده می‌شود از نرم جامعه واینقدر می‌رود بالا و بالا که اصلاً قابل مقایسه نیست.

    28-باید شما توی مسیرزندگیتون ،یک سری اصول داشته باشید،اصول درست بر مبنای توحید و بر مبنای یکتاپرستی و بر مبنای صداقت وسلامت و درستی ،بر مبنای آنچه قبول دارید.

    29-آنچه را قبول داشته باش که دوست داری بقیه در مورد تو انجام دهند،اگر یک چیزی را دوست داری که اگر بقیه در مورد تو انجام بدهند و ناراحتت می‌کنه، تو هم نباید در مورد بقیه انجام دهی و این همان اصول تو است.

    30-اگر به اصول خودت وفادار باشی و ایمان داشته باشی و با باورهات و با توکل و ایمان که به خداوند داری هرچی که بخواهی خداوند به تو می‌دهد.

    31-شما طبق اصول خودت باش, وله یه ثبات فرکانسی برسی ،جهان شما را جابجا می‌کند همه چیز شما را جایی که هماهنگ است با وضعیت فعلی شما.

    32-تا وقتی مردم ناسپاسند ،جهان نعمت نمی‌دهد.

    33-قانون خداوند این است شکر نعمت نعمتت افزون کند ,کفر نعمت از کفت بیرون کند.

    34-چون خداوندی که تو را خلق کرده به تو آزادی داده که اون جورکه دوست داری زندگیت را خلق کنی فارغ از اینکه چه کشوری به دنیا آمده‌ای،فارغ از اینکه در چه خانواده‌ای به دنیا آمده‌ای،فارغ از جنسیتی که داری،فارغ از وضعیت مالی خانواده ات.

    35-یک سری اشتیاق‌ها در درونت به وجود می‌آید یک سری آرزوها در وجودتشکل می‌گیرد و یک سری دستان خداوند می‌آیند و همه چیزها تغییر می‌کند.

    36-رسیدن به هدف بها می‌خواهد بهشت را به بها دهند نه به بهانه.

    ایمان تمرکز انرژی زمان صداقت درستکاری جلوی وس وسوسه‌های شیطان را بگیری اما ارزشش را دارد

    و حال خوب از همه چی با ارزش‌تر است و این حال خوب،به ثروت سلامتی و نتایجش از همون اول به وجود می‌آید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    روح الله سپهری گفته:
    مدت عضویت: 3213 روز

    سلام به بهترین استاد دنیا استاد عباسمنش گرامی

    امیدوارم همواره سلامت باشی بهت افتخار میکنم از وقتی فقط باشما هستم زندگیم قشنگتر شده دوستت دارم استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    علیرضا فتاحی گفته:
    مدت عضویت: 3426 روز

    استاد عزیزم با سلام

    مثه بقیه دوستان روز جمعه مرتب میومدم به سایتتون تا ببینم آیا جلسه جدید پرسش و پاسخ آپلود شده یا خیر؟ خیلی خوشحال شدم که دیدم فایلتون رو سایت قرار گرفت. استاد عزیز مطالب بینظیری در این فایل مطرح کردید و ایمانی که گفتید واقعا واضح و روشن بود. ممنون از این همه توضیح بسیار زیبا و شفاف. استاد بعد از شنیدن این فایل از شما عمیقا بفکر فرو رفتم . میدونی استاد همیشه واسم سوال بود که چرا نتایج شما اینقدر بزرگه اینقدر عظیمه حالا واضح و روشن پاسخ رو میدونم. همه چیز به ایمان برمیگرده همه چیز ایمانی که شما داشتید راهها رو هموار کرده ایمانی که شما داشتید قلبهای مردم رو نرم کرده ، ایمانی که شما داشتید ثروت رو بسمت شما جذب کرده ، ایمانی که شما داشتید به مسیرهای زیبا هدایتتون کرده آره همه چیز ایمانه . بعد این فایل این جملتون رو با همه وجودم درک میکنم که همه چیز ایمانه همه چیز .

    استاد از این فایل شما قدرت گرفتم ، انرژی گرفتم میدونم که باید هزاران بار گوشش کنم تا با وجودم یکی بشه تا ایمانی از جنس ایمانی که باعث شد تا از قم به بندر برید و از بندر به تهران بیاید در من ایجاد بشه ، تا ایمانی در من بوجود بیاد که فقط رو به جلو حرکت کنم و پشت سرمم نگاه نکنم. تا این جمله خداوند رو بهش برسم که فرمود مومنان واقعی کسانی هستند که نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند. استاد الان که دارم براتون مینویسم این جملات رو حس عجیبی دارم نیرویی رو در وجودم حس میکنم. قدرتی رو که هممون داشتیم و داریم و حس میکنم بواسطه کلام توحیدی شما و این جملات ناب و خدا گونه در من داره بیدار میشه. استاد سپاسگزارم سپاسگزارم ازت که همیشه با کلام خودت نیرو و انرژی بهمون میدی.

    سید حسین عزیز ای دست خدا ازتو ممنونم که واسطه ای شدی تا راه حقیقت و توحید را بفهمم و درک کنم از تو ممنونم بخاطر یک یک لحظاتی که دارم تجربه میکنم در زندگیم از ممنونم بابت نشاط و شوری که در وجودم شکل گرفته از تو ممنونم بخاطر ناب ترین و خالصترین احساسی که دارم و چقدر زیباست همه چیز و چقدر زیباست ایمان و چقدر زیباست یقین به قدرت پروردگار .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    اسامه پروین گفته:
    مدت عضویت: 4129 روز

    سلام دوستان عزیز خوانواده عزیزم . خواهر برادرای گلم استاد عزیز

    ان شاالله که همیشه شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند باشید.

    واقعا هدایت خداوند خیلی عجیبه از دل خریت ها و تضاد ها و مشکلاتمون هم هدایتمون میکنه

    ده سال قبل با فلاکس چایی خوردم صورتم سوخت. عموی خدابیامرزم یه کتاب داشت از توش نگاه کرده بود ویه دوای عالی براش پیدا کرد که فکر کنم به یه هفته نکشید که پوستم کاملا خوب شد مثل روز اول. شاید از اونم بهتر که هیچ لکه و نانه ای از اون سوختگی نیست با اینکه طرف راست صورتم تا نزدیکلاله گوشم سوخت ولی حالا خیلی خوبه.

    ولی روزی که تصمیم گرفتم دروزه عزت نفس رو تهیه کنم واقعا خیلی میخوامش. یه چیزی بهم گفت اسامه تو باید بری اول فایل های رایگان رو ببینی تا وارد مدارش بشی تا بتونی تکاملتو طی کنیو بعدش تهیه اش کنی.

    تمام توضیحات دوره رو دقیق و کلمه به کلمه خوندم و واقعا بهش باور دارم.

    رفتم تو آرشیو دنبال فایل های اعتماد به نفس و پیداشون کردم و تو فایل های اول و دوم تمرین بود .

    فایل اولو دیدم گفتم این دفعه دیگه سر سری رد نمیشم و باید بهش عمل کنم خلاصه شرایطی پیش اومدو و تونستم خیلی خوب جوابشو بدم.( خیلی عالی از نظر خودم و واقعا نظر خودم مهمه برام) و بعد رفتم سر فایل دوم که اونو هم سوال داشت به اونم تقریبا یه روز یک و نیم روز یا دو روز فکر کردم. سر نماز بودم که جوابه اومد و بهم گفت چیکار باید بکنم.

    باز روز بعدش تو ماشین یاد این قضیه سوختن صورتم افتادم و خودمو بخاطرش بخشیدم و گفتم یه تجربه بود یه تضاد که بهم درس داد. واقعا درس خوبی بود درس اعراض.

    باز روز بعدش فکر کنم اومدم تو سایت جوابمو بذارم همین که داشتم مینوشتم به داروش که رسیدم تو دلم اومد که چرا دارو رو درست نکنم و نفروشم؟ چرا نباید ازش پول دربیارم؟ من که تجربه اش کردم و واقعا جواب میده.

    برا همین گفتم اوکی و خدارو شکر البته.

    شما نگاه کنید ده سال قبل من صورتم سوخت داروه هم بود ولی من نمیدونستم میشه فروختش میشه ازش به عنوان یه منبع درآمد استفاده کرد. میبینید دوستان وقتی ما خودمون رو میبخشیم و قتی میگیم مساله یه تضاد بود یه تجربه که مسیرمنو روشن تر کرد. اون وقته که اون مهر ها و پرده ها و سد ها از چشم ها و گوش ها و قلب برداشته میشه و راه باز میشه.

    خلاصه گفتم که حالا چیکار کنم چیکار نکنم که آزمایشش کنم و ببینم چقدر جواب میده و به فکرم اومد که بازم خودمو بسوزونم.( خیلی احمقانه است این ایده هایی که ذهن میده.) گفتم با فندک ماشین دستی پایی جایی رو بسوزونم که بتونم آزمایشش کنم که باز جواب میده یانه.

    که یادم اومد دختر پسر عموم پاش سوخته میشه رو پای اون آزمایشش کنم و این هم هدایت خدا بود وگرنه عاقلانه ترین فکر من احمقانه ترینش بود.

    خلاصه دادم به همسرش و اونم داره استفاده میکنه خدارو شکر سه روز گذشته و داره بهتر میشه.

    این وسط یه ایده دیگه ای که اومد این بود که اون اگه میتونه پوست سوخته رو ترمیم کنه چرا نتونه یه پوست سالمو سالم ترو زیبا تر کنه؟ جوش هارو برداره و تازه و تمیزش کنه؟

    خلاصه رو اینم دارم کار میکنم البته اینو میشه رو خودم آزمایش کنم.

    و ببینم وقتی جواب کاملو داد شروع میکنم به ساختن و فروختنش.

    خداروشکر. خداروشکر که هر لحظه هدایتمون میکنه و همراهمونه.

    خداروشکر.

    موفق و موید باشید عزیزانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    محمد مروجی گفته:
    مدت عضویت: 4154 روز

    سلام بر بهترین استاد دنیا

    سلام بر دستی از دستان خداوند مهربان

    و سلام بر دوستان پر انرژی و موفق عباسمنش خودم

    فکر میکنم بزرگترین نعمت ارزشمند بعد از سلامتی که همواره باید سپاسگزار اون باشیم اینه که خداوند در هرلحظه داره مارو هدایت میکنه…بعد از اینکه استاد فایل “بهترین باور در مورد خداوند” رو منتشر کردند شاید بالای هزاران دفعه این فایل رو گوش کردم…هر لحظه صحبت های استاد در گوشم زمزمه میشه که “برو! حرکت کن، به تو گفته می شود! هدایت میشوی”… واقعا با باور همین جمله چیزهایی به من گفته شد و هدایت هایی رو دیدم که الان که دارم براتون مینویسم بغضم گرفته…

    بنده دو سال پیش به لطف خداوند مهربان و رزاق و راهنمایی های استاد عزیزم کاری رو جذب کردم که یه نفر سرمایه خودشو در یک کسب و کاری خوابونده بود و بدون حتی هیچ نوشته و تضمینی اون کارو در اختیار من گذاشت تا براش فعالیت کنم و قرار بود که از فروشی که انجام میشه به من پورسانت بده…خداروشکر روز به روز درامدم بیشتر میشد حتی به بیشتر از 3 برابر در عرض یکسال رسید.

    ولی اشتباهی که من مرتکب شدم این بود که اونقدر این پول زیر زبونم بهم مزه داد که دنبال این بودم بیشتر به دست بیارم. طوری که فقط میخواستم به هدف برسم و اصلا به مسیر توجه نداشتم. و این تفکر در همه ابعاد زندگیم(مالی، روابط، کاری، تفریح و …) سرایت کرد. یعنی فقط دنبال این بودم که به یه جایی برسم.

    ارزشمندی خودم رو در گرو داشتن ماشین، داشتن خونه و … میدونستم و میگفتم انقدر کار میکنم تا بالاخره ماشین و خونه بگیرم و اونوقت با خیال راحت زندگی کنم. به جایی رسیدم که دور تفریح و روزهای تعطیلو خط کشیدم و میگفتم فقط و فقط موفقیت و به خیال خودم داشتم مسیر رو درست میرفتم. اتفاقی که افتاد این بود که روز به روز روحیم خراب تر میشد و کیفیت کارم پایین تر میومد و دیگه نه تنها از کارم لذت نمیبردم که ازش نفرتم پیدا کردم و کم کم درامدم هم کاهش پیدا کرد و کارم به مشکل خورد. جالب بود با این تفکر نه تنها ماشین و خونه نخریدم بلکه همونی هم که داشتم ازم گرفته شد و چون روی اون درامد حساب کرده بودم و کم کم اون درامد کاهش پیدا کرد من موندم و کلی بدهی. به خیال خودم میگفتم که دارم رو باورام کار میکنم اما هیچ نتیجه ای تو زندگیم نمیدیدم.

    با خودم فکر کردم ببینم کجای مسیرو دارم اشتباه میرم..وقتی استاد فایل “بهترین باور در مورد خداوند رو منتشر کردن” همش از خدا میخواستم هدایتم کنه و بگه کجای مسیر رو دارم اشتباه میرم.

    وای الان که میخوام بگم مو به تنم سیخ شده…بارها و بارها از طرق مختلف بهم جواب داد اوایلش نفهمیدم ولی بعد دوزاریم افتاد.

    مثلا در فیلم ها، شبکه های اجتماعی، کتاب ها و … با جملات و اشعاری با مضامین زیر روبرو شدم(که کاملا همش تو ذهنمه و هرروز زمزمشون میکنم):

    1٫ “تا کی غم ان خورم که دارم یا نه/وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

    پر کن قدح باده که معلومم نیست/ کاین دم که فروبرم برارم یا نه”

    2٫ “در انتظار فرصت عمری تباه کردم/ فرصت جوانیم بود من اشتباه کردم”

    3٫ زندگی یک هدف نیست بلکه یک مسیره و باید از اون مسیر لذت ببری(فیلم جنگجوی درون)

    4٫ لحظات را میگذرانیم تا به خوشی برسیم غافل از اینکه خوشی در همین لحظاتیست که میگذرانیم(پیامی از یک دوست)

    5٫ فایل مصاحبه قسمت 15 استاد.

    .

    .

    وقتی خدا اینجوری جواب منو داد و من فهمیدم چه اشتباهی کردم کلی به حال خودم گریه کردم و افسوس خوردم از عمری که به بطالت گذروندم. گفتم خدایا خودت درستش کن..من الان هیچی نمیخوام فقط خودتو میخوام و وجودمو از عشق و ارامش خودت لبریز کن… بهم گفته شد که: “محمد! خودت رو ببخش و خدا رو شکر کن که الان در اول جوانی این مطلب را فهمیدی، میتواستی در سال های پیری این مطلب را بفهمی که انوقت شاید هیچ فایده ای نداشت”. تازه میفهمم که ” خدا برای من کافی است” یعنی چه…به لطف خدا فقط در چند روز به حدی از ارامش رسیدم که از هیچی نمیترسم و یه احساسی از درون بهم میگه همه چی درست میشه…اینو دارم در شرایطی میگم که کلی بدهی دارم. اما قلبم مطمئنه و نتیجشم احساس ارامشمه… اطرافیانم بعضا مسخرم میکنن میگن خیلی بیخیالی این چیزا برات نون و اب نمیشه برو یه کاری کن بتونی بدهیاتو بدی..ولی نمیدونن که من دستم تو دست کسیه که میدونم خودشو به موقع میرسونه.

    و خدا رو شکر میکنم که از همون لحظه ای که تصمیم گرفتم هدایتم کنه هدایتم کرد و وقتی اشتباهمو فهمیدم و تصمیم گرفتم که مسیرمو تغییر بدم بعد از یک دو روز حالم عالی شد و تونستم ایمانمو به دست بیارم و به خودم بیام و خداروشکر تو همین مدت اتفاقایی داره میفته که باورم نمیشه مثل پیشنهاد کاری جدید و … . انگار که یه ترمز بود که وقتی پامو از روش برداشتم همینجوری از در و دیوار داره برام میباره که به زودی میام و همینجا باهاتون به اشتراک میذارم.

    درواقع من باورای درستو داشتم میساختم اما چون حالم خوب نبود و نمیتونستم در لحظه زندگی کنم و از زندگیم لذت ببرم اون باورا جواب نمیداد. واقعا که فهمیدم “احساس خوب=اتفاقاتو خوب” یعنی چی.

    یاد حرفی از استاد افتادم که گفتن: از هون لحظه که تصمیم میگیری تغییر کنی خدا هدایتت میکنه و راهو بهت نشون میده. دوستان به خدا داریم زندگی رو سخت میگیریم…زندگی خیلی اسونتر از این حرفاس…خدا خیلی به بنده هاش لطف داره…فقط کافیه باورش کنی و حالتو خوب نگه داری…درست مثل زمان بچگی که نگران وعده غذایی بعدیمون نبودیم چون به مهر و محبت مادر ایمان داشتیم…همین که خدا رو باور کنیم و حالمون خوب باشه و نگران نباشیم بقیه اتفاقات خودش میفته..واقعا به همین سادگیه ها.

    خدا جونم خیلی مخلصم یه دونه ای به خدا. میخوامت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      بنیامین غلام نیا گفته:
      مدت عضویت: 3311 روز

      سلام به دوست عزیزم واقعا لذت بردم از ساده گویی شما و این مسیری که شمارفتین رو من هم طی کردم و میدونم که چقدر به ادم فشار روحی و روانی وارد میکنه ولی از همپن لحظه ایی که به خدا توکل میکنی و همه چسو میسپری به خودش و خودت فقط کاری که بایدو انجام میدی درهایی به روت باز میشه که فقط خود خدا میتونه برات باز کنه و اتفاقا اون دیالوگ فیلم جنگجوی درون هم دقیقایادمه و شاید هزار بار اون تیکه فیلمو زدم عقب و دیدم که اون پیر مرده گفت سوار ماشین شو و تا وقتی که حرف ارزشمندی برای گفتن نداری برنگرد و بعد پسره میاد و میگه زندگی در همین لحظه جریان داره و هر لحظه شگفت انگیزه و خداییش مو بهتنم سیخ میشه وقتی یاد اون لحظه میفتم و در زندگیم منم تمام تلاشم اینه که در لحظه زندگی کنم و اتفاقات اینده رو به خدا بسپرم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    دنیای آرامش گفته:
    مدت عضویت: 3675 روز

    سلام استاد عزیزو و دوستای گلم

    من همین الان که ساعت 19:35دقیقس و تو دقیقه 57این اتفاق افتاد پاوز کردم …و خودمم تو شوکم

    استاد عزیزم و دوستای دوره جهانبینی در جریان موسسه هستند و ابن چند روز همش میگفتم من باید از کجا شروع کنم ….هنوز مکانش پیدا نکردم و تا ماه ابان برای مکانش وقت دارم و همش تو فکر بودم و چاخان هی داشت وزوز میکردکه اخه تو بی تجربه میخوای چه جوری شروع کنی و بعد دیروز عصر من به چن تا مرکز از شهرهای دیگه مسیج میدادم که راهنماییم کنند و یکیشون فقط دو سه تا سوالمو جواب دادند و دیگه هیچی و امروز که از سرکار اومدم خونه با خواهرم تلفنی صحبت میکردم که اونم میگفت که بهتره زودتر راش بندازی و منم میگفتم میخوام کیفیییت دوره ها بالا باشه اصلا تعداد مهم نیست …کیفیت که خوب باشه مشتری خودش خود به خود جذب میشه البته ناگفته نماند این باوریه که با دوره جهان بینی بهش رسیدم مخصوصا جلسه نهش و بعد از ساعت حدود ششو نیم بود که من این فایل استاد رو دیدم فففففقط داشتم اشک میریختم و فقط خدا داشت از زبون استاد با من صحبت میکرد و من فقط اشک میریختم و رسید به اونجا که گفتین استعداد مهم نیست ایمان مهم و همین جوری سیل اشکام بود که سرازیر میشد و یه لحظه سجده کردم و گفتم خدایا به منم ایمان بده که بتونم محکم تو این مسیر حرکت کنم …و همون لحظه بهم گفت که گوشیتو نگاه کن و من دیدم که جند تا مسیج از یه خانم عزیز از یه استان دیگه که اصصصصصلا فکر نمیکردم جوابمو بدن نوشته بودن …سلام عزیز دل الان پیغامتون رو دیدم عزیز به این شماره زنگ بزن هرچی دلت میخواد بپرس و خییییلی عاااالی راهنمایم کردند و گفتند هر موقع هرجا سوالی داشتی بازم زنگ بزن ….خییییلیم پر انرژی بود و دقیقا صداشونم شبیه خانم فرهادی بود یه لحظه احساس کردم ایشونن ….خیلی جالب بود خدایا شکرت …دستان خداوند زیادند کافیه که ایمان داشته باشیم که خداوند کمکمون می کنه …و الان انقدر این اتفاق برام جالب بود گفتم بنویسمش و الانم میرم ادامه فایلو میبینم ….خدایا صددددهزار مرتبه شکرت….استاد عزیزم ممممنونم که به صدای درونتون خییییییلی خوب گوش میدین و خیییییلی خوب و سریع اجراییش می کنین

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مرضیه گفته:
      مدت عضویت: 3253 روز

      سلام هدیه جان تبریک میگم بهت به خاطر حال و احساس خوبت خداروشکر میکنم .وامیدوارم موفق بشی

      درضمن خانم فرهادی واخلاق خوبش ومهربونیاش وصدای خونگرم و دلنشینش واقعا ارامبخشه خدایاشکرت.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          مهرداد مرادی نظیف گفته:
          مدت عضویت: 4105 روز

          البته فایل رایگان ” شما جزء کدام گروه هستید ” توی صفحه 9 فایلهای رایگان و اوایل جلسه 8 عزت نفس تکمیل کننده جلسه 7 هدفگذاری و فایل المپیک ریو

          یعنی اگر میخوای کامل روی موضوع کار کنی این 4تا فایل باهم همه چی رو گفته

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            دنیای آرامش گفته:
            مدت عضویت: 3675 روز

            سلام مهرداد عزیز ….خییییلی خیییلی سپاسگزارم برای جواب عالیت …من خدا رو شکر به واسطه جلسه دوم ثروت سه و فایل فقط روی خدا حساب باز کن یاد گرفتم که فقطروی خدا حساب باز کنم و از اونجایی که گرونترین دوره استاد که دوره ثروت سه بود رو هم خدا رو شکر با توکل به خدا با پول خودم تهیه کردم بازم از اینکه خدا کمکم میکنه که سایر دوره های استاد رو تهیه کنم ….و همون اول کامنتمم خدارو شاهد گرفتم که همه بتونن صداقت کلامم رو باور کنند و اگه بگم هیچکی ولی حتی استاد میتونه باور کنه که من همیشه تو دوره های انلاین و حتی سایر دوره ها همش کامنت گذاشتم نمونش ثروت سه و رویاها بود که اصلا جایزه هم نداشت و بازم من با عشق میومدم همه اونچه که تو وجگدوم بود رو میگفتم …کلا اینجا رو خونواده خودم میدونم ..من کلا بحثم سر استاد بود نه دو میلیون که اصلا چیزی نیست که من بهش فکر کنم …چون اصلا این احتمالم میدادم که من برنده نشم چون ماشاالله همه که فعال بودند …اما الان فرض کنیم که تو بخش عقل کل جایزه رو بردارند قطعا یه سریا هستند که به خاطر جایزه و بذای تهیه دوره های استاد از این فرصت استفاده می کنند نمونش خانم شبخیز که صادقانه گفتند که به خاط شرایط ماللیشون تو بخش مسابقات عقل کل شرکت میکردند ….یا اصلا فرض کنیم تو المپیک هییییییییییییچ گونه جایزه و مدال طلاییی هیچ جامی نباشه به نظرت ایا انگیزه خای دارند برای به دست اوردن رتبه اول خب پیش خودشون میگن چه اول بشیم چه اخر همه شرایط یکسانی داریم …من فقط حرفم اینه که وقتی استاد از اول تعیین کردند که به چند نفر که خوب تمریناتو انجام بدن جایزه میدن یه جوری بود وقتی گفتن تو پروفایل همه قرار میدن ….من خدا شاهده از این دوره خییییلی نتیجه گرفتم خدارو صدهزار مرتبه شکر که موسسمو ان شاالله راه میندازم و مطکینم که خدا کمکمم میکنه و نتایج مالی عالیم میگیرم …اصلا الانم فرض میکنم برنده نشدم و سه نفر برنده هم استاد تعیین کردند ولی حس میکنم باید استاد سر قولشون میموند و واقعا از نظر من باید تفاوتی باشه بین کسانی که کامنت نوشتند با کسانی که حتی زحمت دیدن کامنتهای سایت رو هم به خودشون ندادند ….امیدوارم که درک کنین منظورم از حرفهام چیه …..بازم برای جوابت سپاسگزارم دوست عزیز ….

            در پناه خدا شادو موفق باشید …

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
            • -
              مهرداد مرادی نظیف گفته:
              مدت عضویت: 4105 روز

              من اصلا هدفم و حرفم سر این بود که باورهای محدودی اگه داری رو بتونم باز کنم و بهشون برسی همین .

              واقعیتش نمیتونم حرفات درک کنم . یعنی از دید قوانین که بهش نگاه میکنم نمیتونم درک کنم .

              بازم ممنونم ازت .

              خدا خودش هدایت میکنه و به جوابها میرسونه ، به درک و فهمش میرسونه ، خودش آگاه میکنه.

              به امید خودش .

              کلا لذذذت بردم .

              همیشه شااد و خندونننننننن و سلااامت و سعادتمنند و ثروتمنننند همراه با احساس خوب پایدار در آراامش خدا باشی .

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
            • -
              مهرداد مرادی نظیف گفته:
              مدت عضویت: 4105 روز

              سلام به سمیه عزیز دوست همیشه خوبم

              توی دوره جهان بینی نظر از دوستان خواسته بودی در این مورد مسئله ای که ایجاد شده بود ، گفته بودی

              …….

              منم چیزایی که برداشت کردم و بهم گفته شد که بگم برات مینویسم.

              اول یه نکته ایی بگم اینکه وقتی جلسه 5 و 6 دوره جهان بنینی درک کردم فهمیدم که نجواها برای این هستن که بفهمیم کجاها ، توی کدوم قسمت از باورهامون مشکل داریم ، از چه حوزه ایی مشکل داریم که حلش کنیم ، چون نجوا دقیقا از جایی وارد میشه که ضعف داریم یا مشکل داریم ، پس اونجاهارو باید کار کنیم ، یعنی مخصوصا جاهایی که بیشتر از بقیه ، نجوا گفته میشه چون شاید نجوا همیشه باشه توی همه حوزه ها ولی توی بعضی جاها خیلی شدیده و بیشتر کار میکنه و همیشه هست . مثلا من خودم از طریق درک قانون از جلسه 5 و 6 دوره جهان بینی و درک نجواها فهمیدم دقیقا من آدم کمالگرایی هستم و توی کمالگرایی مشکل دارم که خودِ این کمالگرایی برمیگرده به عزت نفس و تکامل ببین یعنی بنظرم این نجواها هستن که میشه همون تضاد ذهنی که روشن کنه کجاها مشکل داریم و کجاهارو باید درست کنیم یا همیشه کار کنیم رووش ، و من توی کمالگرایی که خانم شایسته عزیز خیلی عالی بهم گفتن و توی کانال هم اون پرسش و پاسخ جواب دادن ، یعنی من اگه به این نجوا توجه نمیکردم و با دید بهتر بهش نگاه نمیکردم شاید خیلی دیرتر متوجه این مشکل بنیادی خودم میشدم ، در کل میخوام بگم نجواها خیلی عالی هستن و بسیار کمک کننده در شناخت خود و باورهای خود.

              سوال اول

              چرا جایزه میخوای ؟

              اگر جایزه خواستنت برای اینه که اون 2میلیون بیاد توی حسابت و باهاش محصولات فعلی و آینده استاد بخری نشات میگیره از باور کمبود ، یعنی باور فراوانی خیلی زیاد باید کار کنی ، یعنی باور نداری که پول همیشه هست و به راحتی بدست میاد و …. باورهایی که توی دوره های ثروت گفته شده که فکر میکنم همه دوره های ثروت 1 و 2 و 3 داری

              چرا جایزه میخوای ؟

              اگه جایزه خواستنت برای اینه که اون دومیلیون بدست بیاری تا بتونی باهاش محصولات فعلی و آینده استاد بگیری یعنی خودت لایق ساختن ثروت و پول نمیدونی ، یعنی خودت باور نداری و توانایی هات باور نداری که بتونی خودت پول ایجاد کنی و بخریش ، خلقش کنی ، حتما باید از یه عامل بیرونی باشه مثل قرعه کشی ها یا …. که به عدم لیاقت و ارزش خود برمیگرده که هم توی دوره عزت نفس استاد توضیح داده و هم مخصوصا توی این حوزه در دوره ثروت قسمت باورهای لایق بودن

              چرا جایزه میخوای ؟

              آیا میخوای با جایزه گرفتن اینو به خودت ثابت کنی که مورد تایید و تصدیق استاد قرار گرفتی اینم از کمبود عزت نفس میاد ، چون اصلا مهم نیست که کسی تایید و تصدیقت کنه ، همون بحثی که استاد میگفت سپاسگذاری شما و تشکر شما و تصدیق شما اندازه ارزن من خوشحال میکنه ، یعنی میخوام بگم اصلا برات مهم نباشه که کسی تایید و تصدیقت کنه حتی اگر اون فرد استاد باشه ، اگر بخوای با تایید مردم انگیزه بگیری و رشد کنی که همیشه باید منتظر باشی … و هیچوقت پیشرفت نمیکنی … با جایزه گرفتن این تایید بگیری که خیلی خوب کار کردی و اینم یعنی استاد تاییدت کرده پس برو حالش ببر تو دیگه خیلی خوبی اینا اصلا کمکی نمیکنه به پیشرفتت بلکه باعث پسرفت میشه ، باعث میشه توانایی هات فراموش کنی ، خودت فراموش کنی خودت سرزنش کنی و… اگه میخوای با جایزه گرفتن ثابت کنی که خیلی خوب روی خودت کار کردی این اصلا ملاک نیست اینا همش برمیگرده به عزت نفس ، ملاک حس خودت که بهت میگه ، اصلا میفهمی که رشد کردی ، ظرفت وجودیت حس میکنی بزرگتر شده و این یعنی رشد و پیشرفت نه اینکه عالی شدی نه اصلا ، یعنی اینکه داری رشد میکنی ، داری وارد مدارهای بهتری نسبت به مدارهای قبلیت میشی … پس این نشون میده نگاه مردم برات مهمه ، حرفهای مردم برات مهمه ، تایید دیگران برات مهمه ، استاد هم جزئی از مردم میشه نگو که نه استاد فرق میکنه ، نه هیچ فرقی اینجا نمیکنه اگه تو برات مهمه استاد چی در موردت میگه ، چی در موردت فکر میکنه ، آیا تصدیقت میکنه یا ردت میکنه این یعنی حرف بقیه برات مهمه و باید روی عزت نفست کار کنی ، اصلا شاید یه روز استاد تو رو رد کنه آیا باید ناراحت بشی ؟؟ اگه ناراحت میشی یعنی حرف مردم برات مهمه و باید خیلی روی خودت کار کنی . مهم خودمونیم که میفهمیم و درک میکنیم داریم رشد میکنیم و تایید دیگران یا نقد دیگران اصلا مهم نیست . باید خودمون همیشه خودمون تایید وتصدیق کنیم ، و همینطور تایید و تصدیق خدا که اون همیشه در حال تاییید و تصدیق ماست.

              اینکه میگی آیا اونایی که نوشتن با اونایی که ننوشتن نباید فرقی باشه ، آیا این عدالتِ ؟

              باید بگم بله عدالت کامل رعایت شده ، تو هرکاری میکنی داری برای خودت میکنی ، نوشتن یکی از اهرمهای پیشرفتِ ، باعث میشه روی خواسته هات تمرکز کنی ، باعث میشه روی نکات خوب زندگیت تمرکز کنی تا به احساس خوب بهتری برسی تا به پایداری برسی ، حالا میومدی از هر روز زندگیت و اتفاقات خوب زندگیت مینوشتی و با این کار داشتی تمرکز زندگیت روی خوبی میذاشتی و خوبی بیشتر جذب میکردی ، با تحسین کردن بقیه تمرکزت روی خوبی های بقیه میذاشتی ، با جواب دادن به سوالات بقیه خودت آگاه تر میکردی و به رشدت کمک میکرد به درکت از قوانین…

              همه اینا برای خودت بوده و تو جایزه رو خیلی وقت که گرفتی ، حالا اون کسی که به هر دلیلی پیامی ننوشته توی سایت از این نعمت ها بهره مند نشده و تمرکزش مثل تو دقیق روی این خوبیها نبوده تا احساس خوب بیشتری ایجاد کنه ، یا اصلا تو جمع بچه های پرانرژی باشه و این انرژی دریافت کنه .

              تو انجام دادی و به این نتایج رسیدی که شاید نتایجش اینقدر برات بدیهی شده که فراموش کردی اینا رو که عاملش خوندن و نوشتن بوده و باعث شده به اون نتایج برسی ، حالا بقیه بچه ها انجام ندادن و به این نتایج و احساس خوب نرسیدن یا نتونستن به درک خودشون کمک کنن یا رشد کنن ویا نتایج دیگه …

              پس عدالت برقرار بوده و هیچ بی عدالتی نشده اگه هم استاد گفته جایزه میده صرفا جهت انگیزه در انجام این کار بوده چون آگاه که اگه اینکارو بکنی چه نتایجی میگیری ، به چه درکهایی میرسی ، چقدر رشد میکنی ، استاد خوبی همه رو میخواد و بهترین راههارو همیشه میگه وگرنه اصلا نیازی نیست اینکار بکنه ، یا تو برای خودت میری نظرات میخونی و مینویسی و باعث رشدت میشی یا نمیکنی و نمیشی . اون به خودت برمیگرده استاد که داره کارش تمام و کمال انجام میده این تویی که باید وظیفه خودت انجام بدی و هرکاری هم داری میکنی فقط برای خودتِ و بخاطر خودتِ .

              حالا اینجا سوال میشه که آیا بخاطر خودت اینکار کردی یا بخاطر حرف استاد یا خودِ استاد یا برای جایزه ؟؟؟

              که اگه برای جایزه باشه که توضیح دادم

              اگه بخاطر حرف استاد یا خودِ استاد بوده یعنی تو از وجود خودت کندی ، از وجود خودت زدی یعنی از انرژی و زمانت بخاطر استاد زدی که الان توی وجودت انتظار از استاد ایجاد کرده و وقتی انتظار از کسی ایجاد بشه دقیقا از همون شخص در ظاهر ضربه میخوری که یعنی الان استاد جایزه رو به شکلی دیگه داره میده یعنی انگار ضربه خوردی و الان انتظار داری از استاد و ناراحت شدی یا نجواها به شدت دارن از این حوزه وارد میشن که من توضیح دادم وقتی نجوا بیشتر از یه حوزه ایی باشه یعنی توی اون قسمت باید خیلی کار کنی و الان نجوا میخواسته حالت بد کنه و شاید برای چند دقیقه ایی حالت بد هم شده باشه .

              یعنی واقعا واقعا با عشق نظر ننوشتی چون اگه با عشق و بدون هیچ انتظار و چشم داشتی اینکار میکردی این نجواها سراغت نمیومد و انتظار از استاد برات ایجاد نمیشد و حالت بد نمیشد پس لبریز وجودت نبوده ، بلکه از وجودت بخاطر استاد کندی و این کار کردی که باید خیلی روی عزت نفس کار بشه .

              ببین توی حرفات گفتی که “””” مثل بچه های مدرسه که وقتی تکلیفشونو خوب انجام میدن و دلشون میخواد معلمشون بهشون جایزه بده ،منم اومدم سایت و نوشتم استاد عزیزم من ازتون جایزه میخوام “” من واقعا یادم نمیاد وقتی تکالیفم خوب انجام میدادم بیام به معلم بگم و ازش جایزه بخوام ، من تکالیفم مینوشتم و لذت میبردم خودم از نوشتنش همین و اینکه یه احساس رضایتی از خودم بود که وظیفه م درست انجام دادم و اصلا به فکر جایزه گرفتن نبودم و چون به این فکر نبودم بهم جایزه یا یه 100 آفرین میدادن ولی من اصلا تو فکرش نبودم ، اگه بخوایم هرکاری بکنیم بخاطر یه جایزه یا یه عامل بیرونی که فایده نداره ، باید اون کار بخاطر خودمون و برای خودمون و اون احساس خوبی که میده همون لحظه انجام بدیم ، بخاطر لذتش که نصیب خودمون میشه وگرنه جایزه ها که میان و میرن مهم اون احساس خوبه ست که همیشه باید داشته باشیش.

              توی خط 5 ام از پایین گفتی که همش اعراض میکردی ، یادته استاد توی دوره شیوه حل مسائل زندگی میگفت مسئله های شخصی خودتون نباید ازش اعراض کنی بلکه باید با آغوش باز به استقبالش بری و حلش کنی ؟؟؟

              تو باید این قضیه رو حل میکردی حالا به هر شیوه ایی ، چون این قضیه از درونت ایجاد شده ، از باورهای نهادینه و باید اینا رو حل کنی

              و وقتی داری میگی همش اعراض میکردم یعنی تماما با عشق نبوده نوشتن و خوندن نظرات بلکه بخاطر استاد و حرف استاد بوده و ناشی از کمبود عزت نفس و باورهای مربوط به این قضیه میشه .

              هدف از این دوره و از این خوندن و نوشتنها و … این بوده که از لحظه به لحظه مسیر لذت ببری ، به احساس خوب برسی ، به احساس خوب پایدار ، به آگاهی ، به درک قوانین ، به رشد ، به باورهای قدرتمند تر ، به خداوند ، به خودت و توانایی هات و….

              این همه نتایج داشته و داره آیا واقعا اینا جایزه نیست ؟؟؟؟ واقعا نتیجه نیست ؟؟

              فقط کافیه الانت با قبل از دوره مقایسه کنی ، چقدر پیشرف و رشد داشتی ؟؟؟

              اینا جایزه نیست واقعا ؟؟؟؟

              نکاتی بود که از تو حرفات برداشت کردم و خداوند گفت و نوشتم ، اگه نکته دیگه ایی بهم گفته شد حتما مینویسم .

              در کل حس میکنم بیشتر مشکلت توی عزت نفسه ، مشکل اساسی از عزت نفس نشات میگیره. یادمه قبلا نوشته بودی که نتونستی فایل تصویری ضبط کنی و برای استاد بفرستی و ویس فرستادی در صورتی اگه بخوای میشه و مشکل توی عزت نفست که نخواستی و نکردی .

              و

              تمام این مطلبها برای حل مسئله تِ نه انتقاد و ایراد از باورهات و خودت چون خودت گفته بودی : “دوستای عزیزم دوست دارم در مورد این طرز فکرم نظر بدن ….دوست دارم نظراتشونو بیان کنند …واقعا خوشحال میشم ….از تک تکتونمم سپاسگزارم ”

              چقدر این جمله استاد دوست دارم : مهم تمرکز ، مهم تکرار ، مهم ایمان ، مهم باور ، مهم حرکت ، مهم استمرار ، مهم استمرار استمرار

              خندون باشیییییییییییییی

              همیشششششه شااااد و سلااامت و سعادتمنننند و ثروتمنننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خدا باشی.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            دنیای آرامش گفته:
            مدت عضویت: 3675 روز

            سلام مهرداد جان …..خوشحالم که پیام شما برام اومده و خییییییلی خییییلی سپاسگزارم بابت جواب و کامنت کامل و فوق العاده ات ….توووو معرکککه ای پسسسسر

            در پناه خدا دوست عزیزم

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
            • -
              مهرداد مرادی نظیف گفته:
              مدت عضویت: 4105 روز

              مرسیییییییی زیاااااااااااد

              الان یادم اینم یادم امد در کنار ادامه اون 4 تا فایل

              دقیقه 45:25 جلسه سوم دوره شیوه حل مسائل زندگی هم در مورد همین موضوع استاد صحبت خیلی خوبی میکنه

              این 5 قسمت میشه یه پکیج کامل برای اون موضوع هدفگذاری و دنبال اهداف جدید بودن و رشد کردن

              اصلا تو نشونه ایی شدی که خودمم بشینم همه شون ببینم کامل

              ممنونم از محبتت

              تو هم معرکه ای دختررررررررررررررررر

              همیشه شاااد و سلامت و سعااادتمند و ثروتمننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خدا باشی

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          مهرداد مرادی نظیف گفته:
          مدت عضویت: 4105 روز

          سلام به سمیه عزیز دوست همیشه خوبم

          “””””” سلام دوستان اون ایه ای که گفتین فاذا فرغت فانصب …..اگه اشتباه نکنم احساس میکنم اینو از زبون استاد شنیدم و بازم اگه اشتباه نکنم اونجا استاد در مورد داشتن هدفهای بعدی فرمودند که وقتی هدفی رو اتمام میکنی به کار دیگه ای بپرداز ……این صحبتها تو ذهنم هست ….خیلیم مطمین نیستم ….فقط خواستم بنویسم اگه دوست عزیزی همچین چیزی تو خاطرشه ممنون میشم یه توضیحی بدن ….

          سپاسگزارم در پناه خدا “”””””””

          بله دقیقا خودِ استاد گفته

          توی فایل رایگان به نام درسهایی که از المپیک ریو آموختم (قسمت اول)

          https://abasmanesh.com/fa/rio-2016-olympic-message/

          و

          جلسه 7 هدفگذاری

          به این دوتا فایل مراجعه کن . و واقعا فوق العاده ست این نکته و اصلا فایل المپیک ریو خیلی عالیه

          اینم متن زیر فایل المپیکِ :

          ماجرای مایکل فلپس و بازگشتِ دوباره اش به المپیک 2016 و افتخاراتی که کسب کرد، درس هایی مهم از قوانین کیهانی را با خود داشت.

          این ماجرا به ما یاد می دهد، هر چقدر هم موفق باشیم، باید نقشه ای برای رسیدن به موفقیت های بیشتر بکشیم.

          هر چقدر که اهداف بزرگی را به تحقق رسانده باشیم، باز هم باید هدف بزرگتری برگزینیم.

          به ما یاد می دهد که روزهای زندگی ما در این دو، سپری می شود:

          یا در شور و شعف تکاپوی رسیدن به اهداف مان هستیم

          یا سرگردان و پریشان، درگیر مشکلات بیهوده ای هستیم که جهان به خاطر نداشتن هدف و انگیزه برای حرکت و رشد، پیش رویمان گذارده است.

          پس طبق توصیه قرآن:

          “فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَب: پس هنگامى که از کار مهمى فارغ شدى به مهم دیگرى بپرداز”، یادمان باشد که مهم ترین قدم حتی قبل از رسیدن به هدف، تعیین گامِ بعدی و هدف بعدی است.

          پیام این آیه، یکی از مهم ترین موضوعات در مبحث هدفگذاری است.. همان چیزی که مایکل فلپس و افرادِ موفقِ زیادی در جهان، به دلیل نادیده گرفتنش، درگیر مشکلاتِ بیهوده ای شدند که آنها را تا مرز سقوط پیش برد. همان موضوعی که به شدت در جلسه هفتم هدفگذاری به آن تأکید داشته ام.

          در واقع سقوط مایکل فلپس نیز از لحظه ای آغاز شد که فکر کرد دیگر تمام مرزهای ممکن را طی و آنقدر موفقیت کسب کرده که دیگر چیزی بعنوانِ موفقیت بیشتر، برایش وجود ندارد.

          اما جهان راه خودش را دارد. همواره در حال رشد و گسترش است، برایش رکود و سکون معنایی ندارد. فرقی نمی کند چقدر موفقیت کسب کرده باشید، زیرا هدف او رشد و گسترش بیشتر است.

          زیرا قوانینش می گوید، هر چقدر که موفق باشید، باز هم می توانید موفق تر باشید.

          هر چقدر ثروتمند باشید، باز هم می توانید ثروتمند تر باشید.

          هر چقدر شاد باشید، باز هم می توانید شادی بیشتری را تجربه کنید.

          زیرا ما به دنیا آمده ایم تا رشد کنیم و با رشدِ خودمان به گسترشِ جهان کمک کنیم.

          پس یا با تعیینِ هدف مان، خود را با حرکتِ جهان، هماهنگ و به رشدش کمک می کنیم یا با دستِ خود، خود را در چاهی می اندازیم که به خاطر نداشتنِ هدف، در حلقه ای از بیگاری های پی در پی گرفتار آمده و مرتباً از یک مشکل به مشکل دیگر، از یک نگرانی به نگرانی ای دیگر، از یک شکست به شکستی دیگر، از یک اشتباه به سمت اشتباهی دیگر بر خورد می کنیم…

          تا جایی که یا تسلیم شده، مانند مایکل فلپس پیام جهان را دریافت و هدفی بزرگتر برای خود دست و پا می کنیم و مانند او تصمیم می گیریم به جای پرداختن به مشکلاتی بیهوده که نتیجه ی بی هدفی مان بوده، از نیروی مان شور و اشتیاقی می سازیم تا موجب شود، هر صبحگاه به اهداف جدید و چالش های جدیدی که برای خود ساخته ایم، سلام کنیم…

          همیشه شاد و سلامت و سعادتمند و ثروتمند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خدا باشی

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    حسین یزدانی گفته:
    مدت عضویت: 2855 روز

    به نام خداوند یکتا.استاد گلم سلام.من همونی هستم که به زبان کرمانی زیبا گفتم (دردات بشم?).واقعا دردات بشم.دیشب خواب نمیرفتم.از صبح منتظر فایل جدید بودم.دیر اومد ولی چقدر خوب و پربار و مفید اومد.استاد شما با راهنمایی هات شیطان رو از زندگی من فراری دادی.من صبح که از خواب بیدار میشم امیدوارتر هستم نسبت به گذشته.میشینم با همسر و فرزندانم ساعتها در مورد قوانین صحبت میکنیم.غیر از عباس منش حرف کس دیگه ای تو خونه ی ما نیست و از این بابت خیلی خوشحالم.استاد شما با این فایلت حجت رو بر همه تمام کردی.دمت گرم.استاد من میخوام با تخفیف وییییژژژه ی عید قربان بسته روانشناسی ثروت یک رو بخرم.دیگه ایمانم صد در صد شده که من با این قوانین میتونم به هر جایی که میخوام برسم.با توحید و یکتا پرستی.

    استاد باید اعتراف کنم که من تا قبل از این که با شما اشنا بشم از مشرک ترین ادمها بودم.ولی،ولی خدا من رو بخشید و راه رو به من نشون داد.خدایا ازت سپاسگزارم برای این راه و این بنده مخلصت،سید حسین عباس منش.بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    HASSAN_HVM گفته:
    مدت عضویت: 3058 روز

    سلام دارم خدمت استاد عباس منش عزیز قسمت 16 مصاحبه با شما رو دیدم استاد واقعا با این فایل رایگان خیلی حال کردم به خصوص چند دقیقه ای اخر فایل که در مورد شرایط امروز ایران هست انصافا توی همین چند دقیقه اخر اینقدر نکات مهم و عالی رو گفتید که میشد به جای فایل رایگان یک محصول پولی کامل ازش ساخت و روی سایت قرار داد…..حین دیدن فایل واقعا به شما آفرین گفتم و هی زیر لب می گفتم بخدا حرف های استاد حقیقت محضه….ای کاش درصدی از مردم ایران باورها و افکار شما را داشتند….. ای کاش میشد آگاهی ها و افکار شما رو که در آخر فایل بهش پرداختید رو در مدارس ایران از دوره ابتدایی به دانش آموزان یاد داد تا در مورد باورهای جمعی نسل اینده این مملکت به صورت ریشه ای فرهنگ سازی بشه…..ای کاش تفکرات شما در مورد باورهای جمعی مردم ایران به صورت عمومی در کل دانشگاهها و مراکز اموزشی ایران تدریس میشد…….ای کاش …ای کاش……..ولی افسوس صد افسوس که نمیشه چون تا زمانی که خواست جمعی مردم یک ملت نباشه نمیشه باورهای اونها رو تغییر داد……ولی اگر میشد به صورت ریشه این مشکل را حل کرد و در مدت چند سال افکار و باورهای جمعی مردم ایران رو تغییر داد این مملکت گلستان میشد و خیلی از مشکلات مردم ما حل میشد…..استاد باور کنید توی این فایل انگار داشتید حرف های دل منو میزدین …..و انگار این فایل رو فقط مخصوص من ساخته بودین…..دانسته هایی که اخر فایل بهش پرداختید مدت ها بود جز دغدغه های ذهنی من بود…..تا همین چند ماه پیش که هنوز با سایت و قوانین اشنا نبودم بارها و بارها اتفاق میافتاد که با افراد مختلف سر همین مسایل بحث میکردم ….با افرادی که تمام مشکلات امروز جامعه رو نتیجه ای کم کاری حکومت و تمام کاستی های مردم رو نتیجه سیاست های دولت میدونستن… و تمام کمبود های مردم رو به سیاست مدارن نسبت می دادند…… هر وقت با چنین افرادی بحث میکردم بهشون می گفتم که(((من قبول دارم که نارسایی ها و کمبود های توی ایران وجود داره و سیاست مداران فاسد بین دولت مردان ما کم نیستند….اما مگه سیاست مداری ما از آمریکا یا اروپا یا مریخ اومدن؟ مگه اونها ایرانی نیستند؟….چرا اونها هم ایرانی هستند…. اونها جز همین مردم هستند و در همین فرهنگ بزرگ شدن و افکار و باورهای اونها در بین همین مردم به وجود اومده و دقیقا مثل باورها و افکار بقیه مردم جامعه است….چون اونها توی ایران رشد و نمو پیدا کردند و هر کس در هر فرهنگی بزرگ بشه لا جرم افکار و باورهاش شبیه مردم همون جامعه است مگر اینکه خودش بخواد فکر و باورش رو اگاهانه تغییر بده…..پس هر کدوم از ما مردم یا منتقدین حکومت رو بالای راس قدرت و صندلی ریاست بزارند دقیقا مثل سیاست مدارن فاسدی عمل میکنیم که همیشه ازشون انتقاد کردیم چون تفکرات ما ایرانی ها چه سیاست مداران و چه مردم عادی دقیقا شبیه به همدیگه است…و همه ای ما به اولین چیزی که بها میدم منافع شخصی خودمونه نه منافع کل مردم جامعه))) ………..

    استاد در مورد اینکه گفتید مردم ما همیشه دارن غر میزنند دقیقا حق با شماست اصولا ما مردم ایران همیشه عادت داریم که غر بزنیم همیشه دوست داریم که تقصیر مشکلات رو گردن دیگران یا حکومت… سیاست مدارا…. زمین و زمان بنذاریم….ولی نمیخواهیم که قبول کنیم مشکل عمومی جامعه از افکار و باورهای خود ماست ….نمیخواهیم بپذیریم که مردم یک ملت هر طور که باشند همونطوری بهشون حکومت میشه…..نمیخواهیم قبول کنیم این حکومت هر مشکلی داره و هر طوری که هست تقصیر خود ماست چون ما با افکار و اصول و ضوابط خودمون این حکومت رو ساختیم……

    استاد این روزها هر جا که میرم بحث بالا رفتن قیمت ارز و دلار و چند برابر شدن قیمت اجناس موضوع ثابت بحث در تمام جمع هاست……هر جا میری منتقدینی رو میبینی که در حال بحث کردن و…. انتقاد از وضع موجود …. انتقاد از بالا رفتن قیمت سکه…. فش دادن به فلان آقا زاده به خاطر احتکار کردن محصولات برای بالا کشیدن قیمت ها……فش دادن به فلان مسئول برای جمع آوری ارز و سکه و فروش با قیمت بالاتر…..و غیره …و غیره …‌هستند اما خوب که دقت میکنی متوجه میشی که این مردم منتقد دقیقا افکار و باورها عقایدی شبیه به همون کسانی دارند که مشغول انتقاد ازشون هستند و چه بسا اگر فرصتی براشون پیش میومد دقیقا همون اعمال اونها و حتی بدترش رو تکرار میکنند به قول معروف ((آب گیر نمیاد و الا همه شناگرهای خوبی هستیم)) …..مثلا چند روز قبل پیش یکی از دوستان بودم که مغازه ای فروش لوازم خانگی داره این شخص داشت از بالا رفتن قیمت ها و احتکار و انبار شدن اجناس توسط عده ای صحبت و انتقاد میکرد… بعد از اینکه مدتی غر زد گفت که((ای کاش میدونستم قیمت ها قراره بالا بره ….اگه میدونستم تمام سرمایه ام رو جنس میخریدم و توی مغازه انبار میکردم…..تا بعد بتونم موقع این گرانی ها چند برابر قیمت بفروشم……….))همین طور که اون فرد در حال صحبت بود من با خودم فکر میکردم که چقدر بین حرف و اعمال مردم ما تناقض هست در حالی که از گرانی و احتکار انتقاد میکنیم هر کدوم از ما اگه فرصتی براش پیش بیاد و بفهمیم که سود میکنیم اجناس خودمون را انبار میکنیم تا با اینکار اونها رو گران تر بفروشیم و خلاصه همون کارهایی رو انجام میدیم که ازش انتقاد میکنیم و قبل از هر چیز همیشه به فکر سود جویی خودمون هستیم. درست مثل همین فرد که از بالا رفتن قیمت ها شکایت میکرد اما در عین حال افسوس میخورد که چرا زودتر خبردار نشده تا اجناس خودش رو انبار کنه و گران تر بفروشه و این موضوع فقط مختص همین فرد نیست و اکثریت قریب به اتفاق مردم ما همین طرز تفکر و همین باورها رو دارند…..

    اگر ما بخواهیم مشکلات امروز این جامعه حل بشه…. غر زدن و انتقاد هیچ فایده ای نداره بلکه باید روی باورهای جمعی خودمون خیلی کار کنیم و اونها رو ریشه ای حل کنیم چون این شرایط و مداری که مردم ما توی اون قرار دارند نتیجه ای باورهای هست که اکثر ما داریم و این شرایط تغییر نمی کنه مگه زمانی که افکار و باورهای همه ای ما یا اکثر ما تغییر کنه. به قول قرآن…..(((«انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم»خداوند سرنوشت هیچ قومی و «ملّتی» را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها خود تغییر دهند، )))

    استاد از اینکه وقت گذاشتید و نظر منو خوندین سپاسگزارم و خیلی از شما بابت این فایل عالی که گذاشتین تشکر میکنم امیدوارم هر جا هستین شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      امیر غفاری گفته:
      مدت عضویت: 4122 روز

      سلام

      وقت بخیرو شادی

      اصلا باور جمعی و باور دوستان و آشناها و سران مملکت مهم نی اصلا مهم نی کل ایران چه مدلی فکر میکنن

      مگه فقط ایران واسه ماست

      به قول قرآن کل دنیا واسه ماست ?

      هر کسی در هر جایی که هست جای درستش همونجاس

      دوست عزیز پیشنهاد میکنم کلا وارد جمع هایی که انتقاد میکنن، بحث میکنن نشو و قانعشون نکن

      ما فقط روی خودمون کار میکنیم جهان مارو به جاهای بهتر میبره

      چند روز پیش رفته بودم مسافرت (کاشان) با چندتا از این فکو فامیل رفتیم استخر

      شوهر خاله من گفت شنیدم تهران شلوغ شده و مردم ریختن تو خیابونو از این حرفهای آب دوغ خیاری ?

      سریع بهش گفتم راستی شنا یادگرفتمو بیا بریم سه متری، گفت راس میگی بریم ببینیم

      تو دلم کلی حال کردم پیچوندمش

      اگه باورهای گذشتمو داشتم کلی از قوانین میگفتمو قانع میکردمو توضیح میدادمو اخرش طرف مقابل همون کاریو که خودش دوست داره انجام میده

      به قول استاد به اندازه سر سوزن شدنی نیست دیگران رو تغییر بدیم

      در پناه خدا همیشه شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        سارا شکری امیدوار گفته:
        مدت عضویت: 1149 روز

        سلام آقای امیر غفاری

        دوست هم فرکانسی عزیز

        تا الان که کامنت های دوستان رو می‌خوندم.جواب های شما به سوالات شون واقعا درست و بینظیر بوده و واقعا لذت بردم از جواب های که به سوالات دوستان دادین

        خواستم ازتون تشکر کنم به خاطر اینکه اینقدر قشنگ بر طبق قوانینی که یاد گرفتین به دوستان جواب میدین

        امیدوارم منم روزی مثل شما ممتاز و حرفه ای و عملگرا باشم در مسیر مستقیم

        براتون آرزوی بهترین ها رو دارم دوست عزیز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      سمیرا جعفرزاده گفته:
      مدت عضویت: 3168 روز

      جناب آقای حسین وند سلام

      واقعا مثالی که در مورد تناقض بین حرف و عمل زدین عالی بود…منو برای دقایقی به فکر فرو برد

      اینکه چی میگیم اصلا مهم نیست مهم اینه که چطوری رفتار میکنیم

      ممنونم از این نکته قشنگی که گفتین … همیشه سالم ، ثروتمند و شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: