مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه












بنام خدای عشق و آسانی ها
سلام استاد جانم
استاد واقعا چقدر شگفت انگیزه که وقتی به مسئله ای برمیخوریم و از «قسمت نشانه امروز» کمک میگیریم واقعا جواب سوالمون را میگیریم.
از دوره 12 قدمی که پارسال خریدم، دلم میخواست مهاجرت کنم. حل خیلی از مسائل حاشیه ای خودم را تو مهاجرت دیده بودم اما خوب تو این یکسال به رشد کافی نرسیده بودم که با شجاعت این کار را بکنم.
تصمیم گرفتم برای دانشگاه اقدام کنم که جلوی بیشتر بهانه های خانواده ام را بگیرم و بدونن که حتما برای دانشگاهم باید برم. آخه شهر تهران را انتخاب کرده بودم برای دانشگاه.
یکماه پیش ک اومدم ثبت نام کردم و برگشتم، دیدم هنوز آمادگی مهاجرت ندارم. اما خیلی بهم ریخته بودم، تا اینکه به دلم افتاد من ک شرکتمون ی شعبه هم تو تهران فعالیت داره، حداقل آخر هر ماه برای یکسری کارها بیام تهران و بمونم.
اما عملی کردن این تصمیم هم سخت بود. از طرفی حرفش را تو خونه زده بودم و نمیخاستم عقب نشینی کنم از طرفی نزدیک اومدنم ک شده بود ترس و نجواهای منفی آنقدر شدت گرفته بود که دنبال بهونه ای برای کنسل کردن میگشتم.
ترس از مخالفت پدرم، برادرم…… همش تو سرم میچرخید ک برادرم زنگ میزنه بهم چقدر دعوام میکنه… چقدر باهم بحث میکنیم… وقتی ی هفته ام تموم بشه و برگردم چقدر مشاجره میکنه باهام…..
زدم رو نشانه روزانه و این فایل اومد
ب خودم گفتم باید حتما برم تا ب خودم ثابت بشه این منم ک قدرت خلق زندگیم را دارم. این خداست ک مواظب پدر و مادرمه. برادرم وقتی قاطعیت منو ببینه دیگه حرفی برای گفتن نداره…. و چقدر راحت و آسوده اومدم…
الان دیگه باید شجاعانه تر بدون هیچ ترس و عذر و بهانه ای زندگیم را خلق کنم. وقتی آدم تصمیم ب ساختن زندگیش بگیره همه مخالفت ها رفع میشه…
استاد سپاسگزارم که مسیر یکتا پرستی را بمن نشان میدهی
با تقدیم یک دنیا عشق و احترام️️️️
رفتن تو دل ترسا دقیقا خواسته ی حقیقی هر انسانیه
شیطان هر جا خونه کرده باید بریم اونجارو اب و جارو بزنیم
پیشرفت ما تو اینه
حال خوب ما تو اینه
موفقیت ما تو اینه
واقعا باید تمام تلاشمونو بکنیم که فکر خدارو بخونیم
ببینیم چجوری میشه ازینجایی که هستیم به جای بهتری بریم و تصمیمات جدید بگیریم برای تغییر نتایجمون وگرنه شرایط روز بروز بدتر خواهد شد
اگر ما نخوایم تغییر کنیم جهان مارو زیر چرخای خودش له خواهد کرد….
پس پیش بسوی تغییر گرچه تو قدمای اول نجواهای ذهنمون خیلی قویه ولی ما باید حرکت کنیم تا نتایج اونهارو ساکت کنه و بهمون ثابت کنه که خدا به وعدش عمل خواهد کرد….
امروز توی خونه ما ی اتفاقی افتاد که من رو هدایت کرد به سمت اینکه واقعا بشینم ببینم قدم درست چیه و خدا چی میخواد بهم بگه
داستان ازین قرار بود که من طبق نشونه ها به سمت دانشگاه رفتن هدایت شدم
و باید پولی که به دانشگاه بدهکار شدم تایمی که نرفتمو پرداخت کنم و از خدا کمک خواستم که پولو جور کنه برام و خب خیلی ام تلاش کردم که بتونم محصولامو بفروشم و خب تنها راهی ام که به ذهنم میرسید این بود که خب پوله که جور نشد …
پس دوباره از بابات بگیر …
خب من خیلی وقته که خیلی کم پیش میاد از پدرم پول بگیرم و اصلا ی جورایی عزت نفسم با خاک یکسان میشه واسه همینم جدیدا خیلی دارم رو باورای ثروتم کار میکنم
و اینجوریه که چند وقته دارم سعی میکنم نقاشی کنم نقاشیامو بوکمارک و یا قاب کنم و بفروشم و این پروسه ماله یک ماهه اخیره که خدارو شکر فروشم داشتم ولی خب باید خیلی بهتر بشم
ولی برا دانشگاه پول مورد نیاز دانشگاه و نمیدونستم که باید چیکار کنم اونم ی هفته ای
که امروز بعد ی اتفاقی که افتاد توی خونمون و یکم فکر کردن مطمعن شدم که خدا بیشتر از من میخواد که من مستقل شه و من باید برای این خواسته که دارم قدم بردارم و اون کاری که برام سخترو انجامش بدم که اتفاقا چیزیه که مثل یه راه برام باز شده مثل یه در و باید برم سمتش و بازش کنم نمیدونم نتیجه داره یا نه ولی من این کارو انجامش میدم و حس میکنم نتیجه تو همین قدمه
خدایا شکرت از خدا میخوام بیشتر کمکم کنه تا بهتر تو مسیر درست قدم بردارم …
خدا پشت و پناه همتون دوستان گلم؛)
سلامی گرم و صمیمی خدمت استاد عزیزم،بانو شایسته جان و همه همسفران جانم
خدا را سپاسگزارم با عشق که به من فرصت آغاز فصلی دیگر از این سفر انسان ساز رو داد و خیلی احساس خوشبختی دارم که در این جمع حضور دارم..
روز سی و یکم از سفرم به درون
مصاحبه با استاد/ قسمت 17
کلیدِ خوشبختی ،سعادت و ثروت:
استمرار استمرار استمرار
ساختن باورهای مناسب
پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب
مقاومت نداشتن
کنترل ورودیهای ذهن
حرفهای جامعه رو نشنیدن
————————————————–
استاد جان در پوست خودم نمیگنجم که با شما همراه هستم و لایق دریافت این اگاهی ها هستم..از شما یاد می گیرم که تصمیماتم را با قوانین هماهنگ کنم به ذهنم تکیه نکنم و از خداوند هدایت بخواهم..
باید بگم که همه این تجربه های تلخ از باور کمبود که باعث حرص و طمع میشه در انسان…و عزت نفس پایین و عدم احساس لیاقت که باعث میشه به این نتیجه برسیم که من خودم توانایی ندارم که بتونم به کمکشون پول بسازم و به این دلیل با فروختن دارو ندارم و آبروم پولی به دست میارم..
تجربه خودم را میگم از سال 91
یکی از همکارانم شرکتی رو به من معرفی کرد که باید مبلغی میگذاشتیم و این شرکت در انگلیس بود« بعدا معلوم شد اسم اون شرکت رو جعل کرده بودند و این مسائل ربطی به شرکت انگلیسی نداشت» و با پولهای ما کارهای نفتی و ساختمانی انجام میداد و به ما سود به دلار میداد..خوب من به شدت دوستداشتم زودتر ثروتمند بشم و به خانواده ام کمک کنم..اوضاع همکارم خیییلی خوب شده بود ،و خیلی راضی بود..خلاصه که من طمع کردم و هر چه پول داشتم تقدیم کردم..نا گفته نماند که از خواهرهام و مامانم هم هر چه پس انداز داشتند گرفتم و گفتم ظرف چند ماه چندین برابر پولتون رو میدم..مامانم که اصلا راضی نبودند به خاطر من پس اندازشون رو دادند و من با شادمانی تمام داراییمون را دادم به دوستم..و یکروز اون شرکت که به صورت سایت هم بود دیگه سایتش بالا نیومد و به همین راحتی همه پول ما رفت که رفت ،تازه دولت ما رو جریمه کرد که با این شرکتها همکاری کردیم با اینکه ما یک ریال هم سود نکرده بودیم..بماند که کلی وکیل و دادگاه تا ی ذره،ی ذره بخشی از پولمون رو دادند و من ماندم و شرمندگی در مقابل خانواده ام..البته اینقدر خانواده ام شریف بودند که هیچ وقت من رو سرزنش نکردند و گفتند تو هم که نمیدونستی و نیتت خیر بود !!اما من خیلی شرمندشون بودم و گیج بودم..
اونموقع نمیدونستم چی شد؟؟ چون اصلا از قوانین سر در نمی آوردم.اما حالا میفهمم که من به خاطر باورهای محدود کننده ای که داشتم و عدم شناختم از قانون تکامل و چون در مدار فقر بودم این اتفاق رو رقم زدم با اینکه نیتم خیر بود،،کمک به خانواده.« الان فهمیدم که ما نمیتونیم زندگی کسی رو تغییر بدیم و هر کس پاسخ فرکانسهای خودش رو دریافت میکنه»
میخوام بگم ما وقتی مدار،مدار مناسب نباشه دیگه مهم نیست چه نیتی داریم!!!!! جهان یک سیستم قانونمند هست،ما هر فرکانسی ارسال کنیم دقیقا معادل فرکانسمون به شکل اتفاقات و نتایج میاد توی زندگیمون.. و تماااااااام
واقعا آگاهی بزرگترین نعمته،چون مثل یک محافظ عمل میکنه،،شاید با دریافت اگاهی اولش رشد نکنیم اما از شکستمون جلوگیری میشه که خودش یک رشد محسوب میشه..
تجربه ام از دی ماه 1402
چند ماه پیش یک دوست قدیمی یکدفعه به من پیام داد و گفت من یک پروژه خیلی حساس دارم و میخوام به تو بگم که با من همکاری کنی چون به کسی اعتماد ندارم..پیش خودم گفتم بعد از 20 سال چطور هنوز به من اعتماد داره ،به هر حال ادمها تغییر میکنند!!!!! به هر حال ی جلسه گذاشتیم و در مورد مسائلی صحبت کرد که من اصلا علمش رو نداشتم ،گفتم من اصلا از این مسایل سر در نمیارم، چه کمکی میتونم بکنم؟ گفت اینقدر این پروژه من از نظر امنیتی حساس هست که من با کسی نمیتونم راجب بهش صحبت کنم فقط می خوام تو باشی و من گاهی که خیلی خسته میشم واسم وقت بگذاری و به حرفهام گوش بدی!!!! خیلی واسم عجیب بود،این ادم خانواده خوبی داشت، چی داشت میگفت؟؟؟ و گفت رقمی بهت میدم که کل زندگیتو زیرو رو میکنه.گفتم چراااا؟؟ گفت به پاس راز داریت,,, گفتم باید فکر کنم!!! البته بگم که رقمش وسوسه برانگیز بود اما نه برای شاگرد استاد عباسمنش(‿)
اومدم منزل و با همسر عزیزم صحبت کردیم و با توجه به اینکه هر دو افتخار شاگردی استاد جانم را داریم به این نتیجه رسیدیم که ما اصلا در مدار این پول نیستیم و نمیشه بدون رعایت تکاملمون به این درآمد برسیم..حتی اگر نیت اون ادم خیر باشه این پول و شرایط فعلا برای ما خیر نیست..و من به خاطر اینکه دوره عالی عزت نفس هم میگذرونم بدون هیچ احساس گناهی به ایشون جواب رد دادم..بعد از اون چند بار به من زنگ زدند و کلی صحبت میکردند و حرفهایی که به درد من نمیخورد گفته میشد،،باز هم از آنجایی که من دانشجوی عزت نفس هستم بدون ترس و نگرانی از عدم تایید ایشون یا راضی کردنشون یک روز گفتم دیگه به من زنگ نزن چون صحبتهای شما اصلا به درد من نمیخوره..خوشحال شدم که بعد از سالها دیدمتون و برات آرزوی موفقیت دارم..و تمااااام…..چند بار دیگر زنگ زدند و من با احترام به خودم پاسخ ندادم و دیگه تماس نگرفتن
این دو تجربه ای که گفتم اولی واضحه که قبل از آشنایی با استاد عزیزم بود و دومی قطعا بعد از آشنایی با ایشون..و تفاوت را میشه احساس کرد..من در مورد دوم برای خودم و وقتم ارزش قائل بودم و طمع نکردم با وجود نجواهای شیطانی،تکامل را پذیرفتم و تصمیم گرفتم حرف لهو و بیهوده که حداقل برای من اینچنین بود رو نشنوم..و در مورد اول کاملا برعکس عمل کردم.
خدایا جآنم شکرررررررررررررت
استاد عزیزم بسیار بسیار از شما برای صداقتتون،برای مهربانیتون،برای آموزشهای ساده و روانتون که یک هنر هست سپاسگزارم..خدا میدونه چقدررررر خوشحالم که شمارو دارم،که در این جمع هستم،،که دیگه در جهل و نادانی به سر نمی برم چون فهمیدم من ارزشمندم،، من لایق بهترینهام و قطعا شما بهترین استادی،عاشقتووونم
مریم بانوی مهربانم،صمیمانه از شما ممنونم برای مهیا کردن این سفر جادویی،نتیجه من در فصل اول میتونم به جرات بگم اینه که پذیرش باور معنوی بودن ثروت واسم راحتتر شده،خالق بودنم رو خیلی بهتر پذیرفتم و اینها توشه راه من شدند از فصل اول و با امید و انگیزه بیشتر پا در جاده فصل دوم میگذارم
خدایا توکل به تو…
همسفران عزیزم ممنونم که هستید و ممنونم برای کامنتهای آموزنده و ارزشمندتون
ممنونم که با من همراه بودید
دوستتون داااااااااارم
در پناه خدای خوبیها روز و روزگارتون عاااااالی
سلام خدمت استاد ودیگر دوستان گلم
من تازه وارد این سایت شدم و به جاهای مختلفش سر میزنم و حرف های استاد وکامنت های دوستان رو میخونم حرف هاتون دل نشینه و به منه نو پا در این مسیر انگیزه میده از خداوند کریم بی نهایت سپاسگزارم که منو تو این مدار و با شما عزیزان آشنا کرد دارم روی خودم و ورودی های ذهنم کار میکنم و تمام تکالیفی که استاد میگه مو به مو انجام میدم و مطمئنم که با کمک خداوند وهمت خودم میتونم پله های بلند موفقیت رو یکی یکی طی کنم
سلام خدمت شما، خانم پهلوانی. تبریک به خاطر پیوستن به جمع این خانواده صمیمی و هم فرکانس شدن با اعضای این خانواده.
خوبه تو این مسیر و تو این کار استمرار و تعهد داشته باشین. مرور سایت و خوندن کامنت ها و پیگیری آموزش ها. تاثیرات این کارها به مرور مشخص میشه. خوندن کامنتها باعث انگیزه و امیدواری شده. و پاسخ به کامنتها هم تقسیم تجارب بین افراد خواهد بود.
خوشحالم که وارد این مسیر شدید. و از خداوند آرزوی پیشرفت و سلامتی و موفقیت در این مسیر برای شما و اعضای این خانواده دارم.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ (30)
همانا کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداست، پس (بر این عقیده) مقاومت نمودند، فرشتگان بر آنان نازل مى شوند (و مى گویند:) نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد بر شما به بهشتى که پى در پى وعده داده مى شدید.
اشاره خوبی شده به طرح پونزی ، در دوره روانشناسی ثروت یک استاد عباسمنش بخوبی توضیح داده ، و با کمی دقت می توان شناسایی کرد و گرفتارش نشد .
اکثر افرادی دچار طرح آلفرد پونزی میشن دارای ذهن فقیر هستن و تلاش می کنند با نادیده گرفتن قانون تکامل زود و یک شبه به پول و ثروت زیاد برسن ، درحالی که کسب ثروت فقط یک پدیده ذهنی هست ، باید اتفاقی در قلب و ذهن ما رخ بده و باورهای ثروت آفرین را در خودمان بسازیم و وارد شغلی شویم که بهش علاقه داریم و از مسیر لذت ببریم و قانون تکامل را راهم رعایت کنیم.
خدایا شکرت
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
بر چه ترس هایی که داشته اید غلبه کرده اید؟
همه ی ما ترس هایی داریم که همیشه همراه ما است و هیچ گاه ترس های ما تمام نمی شود ما با وجود ترس ها اقدام می کنیم در مورد پیامبران نیز ترس ها وجود داشته و آن ها با وجود ترس های خود با توکل به خداوند اقدام می کردند.
ما خواسته هایی داریم که ترس های ما ترمزهای ان است که باید بر آن ها غلبه کنیم تا به اهداف خود دست یابیم. ما باید با شجاعت و ایمان به سمت خواسته های خود حرکت کنیم و اجازه ندهیم ترس ها به سراغ ما بیاید هیچ راه دیگری به غیر از این وجود ندارد زمانی که می خواهیم به هدفی دست یابیم باید بهای آن را پرداخته و ایمان خود را نشان دهیم. خداوند همواره هدایت گر ما است و باید عزت نفس داشته باشیم و بدانیم که توانایی حل مسائل را داریم. قوانین را به درستی درک کنیم تا بتوانیم به راحتی و بدون زجر به اهداف خود دست یابیم. بالاخره راه حل مسائل به ما گفته می شود توکل عزت نفس و ایمان به خداوند به ما کمک خواهد کرد که بتوانیم به سمت اهداف و موقعیت جدید حرکت کنیم. اجازه ندهیم ترس ها بر ما غلبه کند باید تغییراتی که می دانیم را اعمال کنیم ترس ها توهم هستند با تمام وجود بر ترس های خود غلبه کنیم تا متوجه شویم ترس ها تنها توهم بوده اند. فکر می کنیم اگر وارد موقعیت و شرایط جدید شویم چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ ترس تردید شک و دودلی ها….ابزار شیطان است ما هستیم که باید بر ترس های خود غلبه کرده و ایمانمان را نشان دهیم و به جایی برسیم که هیچ ترسی ذهن ما را درگیر نکند.
پاشنه های آشیل می تواند ترس های ما باشد که همیشه باید روی آن کار کنیم ترس از تغییر شروع مسیر جدید و حرف مردم ترس هایی هستند که وجود دارند و باید بر آن ها غلبه کنیم. هیچ گاه به مسائل به صورت ایستا نگاه نکنیم که اگر از دست رفت ما نیز نابود شویم. نباید ترس خاصی داشته باشیم ما همیشه می توانیم خواسته ها و اهداف خود را خلق کنیم چون قوانین خداوند و هدایت های او همواره وجود دارد.
به اندازه ای که ایمانمان قوی می شود ترس های ما کمتر شده و نتایج خواهد آمد اگر روی خودمان باورهایمان و ورودی های ذهنی خود کار نکنیم ترس ها دوباره بر ما غلبه خواهد کرد باید همیشه بر روی خود کار کنیم.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
بنام خدایی ک ب شدت کافیست
خدایی ک هر لحظه داره هدایتم میکنه و عاشقانه مشتاقه ک کمکم کنه
سلااام ب استاد عزیزم و دوستان توحیدی قشنگم
سلام ب خود ارزشمندم
ب خودم افتخار میکنم ک تا این لحظه ادامه دادم مسیری ک هدایت شدم
هرچند بارها از مسیر خارج شدم ولی باز از خدا هدایت خواستم و باآغوش بازدرخواست منو پذیرفت و هدایتم کرد
خدایا شکرت
الان ک داشتم یکی از کامنت های دوستان رو میخوندم متوجه شدم ک چطوز ب این صفحه هدایت شدم
و دقیقا بدون اینکه بدونم خداوند هدایتم کرد ب پاسخ سوالی ک تو ذهنم بود
الهی صدهزار بارشکرت
چن ساعت پیش من تو اتاق بودم و داشتم تمرین ستاره قطبیم و مینوشتم
ک داداش کوچیکه م شروع کرد ب انتقاد از من ک خییلی خودخواه شدی
اصلا بقیه برات مهم نیستند
همه اعضای خانواده از دستت شاکی ان و ناراضی
هیچ کس دل خوشی ازت نداره
ارتباطت و با همه محدود کردی
بابا گفته از دست زکیه خییلی ناراحتم سرش درد گرفته
قلبش درد گرفته
بهم گفت زکیه بخدااا اگه اتفاقی برا بابا بیفته من تورو مقصر میدونم
پامیشم از تهران میام حسابتو میرسم
دست از این نوشتن هات بردار
دست از عباسمنش بکش
خییلی خودسر شدی
از هیچی نمیترسی و…
موقعی ک تهدیدم کرد واقعا ترسیدم
تو دلم خالی شد
گوشیم و دستم گرفتم تو بخش کامنت های سریال سفرب دور امریکا قسمت19بودم
ک ی کامنت اومد جلو چشمم
بنام تنها قدرت کیهان ،نیرویی ک حاکم بر جهانه و از همه قدرت ها بالاتره
تقریبا همچین چیزی
ذهنم شروع کرد ب نجوا
سعی کردم ذهنم و کنترل کنم
باخودم گفتم من مسئول بقیه نیستم
من مسئول حال خوب بقیه نیستم
من نمیتونم بقیه رو از خودم راضی نگهدارم
خداوند ب حضرت نوح ک میخواست پسرش و نجات بده گفت او از اهل تو نیست، همفرکانس تو نیست
من فقط مسئول زندگی خودمم
من نمیتونم حال بقیه رو خوب کنم فرکانسشونو بفرستم
من تنها ب این دنیا اومدم و تنها ازاین دنیا میرم
ی جورایی از ذهنم گذشتن این آگاهیا
ی کم حالم بهترشد
ک تو کامنت بعدی اشاره شده بود ب این فایل
مصاحبه با استاد قسمت 20
منم پیداش کردم
و دیدم دقیقا درمورد ترس هست این فایل چقددد دقیقه قانون خدای من
خداوند هر لحظه داره با ما صحبت میکنه و هدایتمون میکنه
ک بعد از گوش دادنش
رفتم باورهای قدرتمند کننده جلسه16احساس لیاقت و چنتاشو ک نوشته بودم ب صورت ویس گرفتم
و حسم خییلی بهترشد
بعد قبل اینکه بیام سالن همون داداشم گفت زکیه شماره حسابتو برام بفرست
میخوام پول برات بریزم
خدایا شکرت ک هدایتم کردی ب این مسیر زیبا و فوق العاده
کمکم کن تا ثابت قدم باشم تواین مسیر
ظرف وحودم و بزرگتر کن تا درک کنم این آگاهیا رو و عمل کنم بهشون
ی آگاهی مهمی ک دریافت کردم
اینه ک همه تو وجودشون ترس دارن
حتی پیامبرها
همه آدم ها
و استاد
ولی باوجود ترسی ک داشتن ب خدا توکل کردن و قدم برداشتن
همه ترس ها توهم هستن ک با پاگذاشتن رو اونها بزرگتر میشیم
رشد میکنیم
ما باید ایمانمون و قوی تر کنیم
هر بار ک پاروی ترسهامون میزاریم این ایمان قوی تر میشه
خدایا من میخوام دوره ی عزت نفس و داشته باشم خودت در زمان مناسب هدایتم کن تا درمدارش قرار بگیرم
سپاسگزارم استاد جانم بخاطر این اگاهی های ارزشمند
مرسی ک هستین
سلام ب استاد عزیزم و مریم جان و دوستان هم کلاسیم
روزشمار تحول
روز31
من با دوره بی نظیر 12 قدم شروع کردم فرازو نشیب زیادی رو طی کردم برای ساختن شخصیت جدید
طبق فرمایش شما امسال رو بیشتر پرداختم ب ایجاد احساس لیاقت ..و الان بعد اینک یه مدتی درآمد کمی داشتم ک اونم متوقف شده بود الان دارم ب درآمدی ک مدنظرم بود میرسم ک ب امید خدا ثابت بشه و به درآمد های بالاتر فکر کنم امروز با نشانه ب سفرنامه هدایت شدم و بعد ب این فایل
دقیقا داشتم ب خرید دوره عزت نفس فک میکردم ک این فایل رو دیدم و مطمئن شدم باید تهیه کنم چون ب قول شما اول باید عزت نفسم ساخته بشه و بعد احساس لیاقت و کم کم مدار های بالاتر رو تجربه کنم
من ایمانم بیشتر و خداروشکر هدایت های پروردگار برام ملموستر شده
خدایا سپاسگزارم
و هم از شما استاد عزیز و مریم بانو کمال تشکر رو دارم
بنام خالق جهان هستی
درودبه استادعزیزم ومریم بانوی مهربان
درودبه همخانواده های عزیزم
خدایاشکرت،،خدایاشکرت
که امروزراباری دیگربمن هدیه دادی تابازهم بتوانم باانرژی فراوانم روزم راخلق کنم ولذت ببرم از دیدن زیبایی ها وفراوانی ها ونعمتهادر زندگی ام
خدایاشکرت،،
من ازبدو ورودبه سایت چندماهی روبا فایلهای هدیه گذروندم وروی خودم کارکردم وبسیار نتیجه بخش بود وتازمانیکه باهدایت خداوند ونشانه ها محصول12قدم طلایی روخریدم وشروع کردم وروی خودم تمرکزی وشبانه روزی کارکردن
چقدر بینظیره این محصول وبطور تکاملی رشد کردم واکنون هم درشرف خرید قدم دوازده هستم وپایان 12قدم وهمچنان هم دارم روی قانون آفرینش کارمیکنم وتا اینکه باهدایت خداوند باببینم که کدوم محصول رو باید بخرم وشروع کنم
تمام محصولات بنظرم عالی هستند وهرکدام درزندگی مان تاثیرات فوق العاده خودش روداره و من طبق قوانین جهان وباطی کردن تکاملم تمام محصولات رو خواهم خریدواستفاده میکنم چونکه همشون پایه واساس زندگی من در این دنیاهستند ولازم دارم که خیلی روی خودم کارکنم تا درکم وآگاهیم نسبت به قوانین جهان وسیستمی بودن خداوند بالابره وخودم رو خوب بشناسم
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
سالها بخاطر عدم آگاهیم ونبودن در مدار دریافت ثروت ونعمت وفراوانی
فقط عجولانه بدنبال ثروتمندشدن بودم ونه آرامشی درونم داشتم وهمش بااسترس ونگرانی فقط به دنبال پول بودم
وامهای بانکی
پول نزول
غرض گرفتن ازاین واون
وخلاصه هدفم این بود که فقط پول بدست بیارم وداشته باشم وازکجا وچجوریش برام مهم نبود
واصلا طی کردن تکامل برام مفهومی نداشت
وبه همین خاطر همیشه غرق در بدهکاری بودم وبجای پیشرفت همیشه درحال عقب افتادن بودم وباز نگرانیهام بیشترمیشدکه داره وقتم میگذره
داره سنم میره بالاودیرمیشه ،،باید زودتر پولداربشم
وبازهم همون الگوی تکرارشونده وباز دوباره زمین خوردن وبدهی واین روند زندگی سابق من بود
وشبانه روز درحال کاروتلاش اما بیفایده
نمیدونستم بایدچکارکنم وهمیشه درگمراهی بودم وکلی سوال درذهنم وحتی یکبار هم ننشستم باخودم فکرکنم که دست بردار از اینهمه درگیر کردن خودت باخودت
خداوندرو صدابزن وازخدا راه کار بگیر
غرور وتکبر اجازه نمیدادوهمیشه میگفتم خودم
واین خودم هم همیشه درباتلاق گیربود ونمیتوانست نجات پیداکنه
حدایاشکرت،،خدایاشکرت
که اکنون مورد هدایت ولطف خود قرارم دادی وراه ومسیر درست را نشانم میدهی وبا آرامش وطی کردن تکاملم دارم به این مسیرزیباتارسیدن به اهدافم ادامه میدهم وچقدر لذت میبرم از حرکت دراین مسیر
وآرامشی که بمن بخشیدی وروشنایی قلبم
ممنونم ازشمادوست عزیزم که وقت گذاشتید وکامنتمو خوندی به امید موفقیتهای روز افزونت به خداوند میسپارمت
استادعزیزم ومریم خانم عزیزم سپاسگذارتونپ وباآرزوی دیدنتون در آمریکا
سلام و دروود
روزشمار تحول زندگی من
قسمت 31
مهمترین درس های من از این قسمت:
اولین قدم اینه که خودمون رو خوب بشناسیم،این مورد رو در جلسه 7 دوره ی عزت نفس استاد باز میکنه که باید شروع کنیم به خودشناسی تا تصمیمات صحیح و سریع بگیریم.
وقتی روی خودمون کار کنیم،علاوه بر ثروتمند شدن،از خیلی ضررها جلوگیری میکنیم.این موضوع رو توی دوره ی اصول کسب و کار درکش کردم که اگر پیشنهادی به من میشه که توی اون پیشنخاد قراره یک سود عجیب و غریب بهم برسه،پس اون پیشنهاد قراره من رو با خاک یکسان کنه!
پس:
حواسمون به ترفند پونزی باشه!
اکثر جاهایی هم که با سرمایه گذاری کردن روی یک قسمت، نعمتهامون رو میدزدند،قطعا یکی از عواملش طمع بوده که به خاطر طمع اومدیم قانون تکامل رو دور بزنیم و با سر خوردیم زمین.
پس:
طمع باعث از دست دادن نعمت میشه.
تمام اونهایی که گرفتار ترفند پونزی میشن،فقرا هستند،به خاطر طمع و یک شبه ثروتمند شدن!
ایده هایی که بهنون گفته میشه،باید با شرایط کنونی ما قابل انجام بشه و نباید قرض کنیم،اگر اون ایده این شرایط رو داشت،اون ایده ایده ی الهامی و درست هست.
و در نهایت:
حواسمون باشه به ورودی های ذهن و حرف چرت و پرت نشنویم.
عااشقتونممم استادان عزیزمممم