مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده» - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»
    173MB
    40 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»
    39MB
    40 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

923 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مائده کردی گفته:
    مدت عضویت: 2802 روز

    خدای من خدای من خدای من

    شکرت شکرت شکرت

    سلام‌به استاد جانم و‌ خانم شایسته عزیزم

    و‌بچه های خفن سایت

    من‌دیروزم‌این‌ فایل و‌گوش‌دادم توی‌باشگاه در‌حین تمرین اما‌بازم‌دوباره امروز کزاشتم‌به گوش‌دادن

    به موضوع‌مهمی که‌رسیدم‌این بود که چقدر‌شما استاد خالصانه وقتی چیزیو‌میکی با قدرت بهش باور‌داری

    و‌این‌باور‌و‌خوباوری نشانه این هست که‌ خودت‌انجام دادی و‌نتیجه‌دستت‌داری

    تکرار کلیده

    اصل تکراره

    بارها شده به جاده خاکی‌بزنم اما باز‌ برمیگردم به سایت و‌میشینم فایلهارو‌اونقد تکرار‌میکنم که به قول شما نتیجع بده

    کارایی که من برای باورسازی انجام میدم در طول روز :

    این‌هست که فایلهارو‌وقتی پلی میکنم‌ دفترمم باز میکنم و‌هر چی که متوجه میشم مینویسم

    هر چی شما میکی من مینویسم

    بعد مثلا راجب یه موضوعی حرف میزنید من‌استاپ میکنم و‌ با خودم حرف میزنم

    از خودم سوالاتی میپرسم که ایا مثلا تو‌اینجوری رفتار‌میکنی بلند بلند با خودم حزف میزنم و‌میگم مائده با صداقت جوابمو بده چون میخوام کمکت کنم تغییر کنی

    و‌مائده هم‌با صداقت جواب‌میده که نه من‌اینجوری که استاد میگه رفتار‌نمیکنم

    بعدش میام باورهای خوبی که توی فایل یا دوره میکین و‌برای خودم‌تبدیل به سومین‌شخص‌میکنم

    مثلا میگم

    من‌ به راحتی و‌به اسانی به ثزوت میرسم

    یا خداوند عاشق این هست که من انسان بسیار ثزوتمندی باشم

    اینارو تکرار‌میکنم‌بعد تکرار خالی برای من جواب‌ نمیده میشینم منطق میارم برای ذهنم

    به عنوان مثال

    یادته اون‌روز مائده که میخواستی بری کلاس هزینه کلاستو‌نداشتی جقدر راحت و‌اسان خداوند دستانشو‌فرستاد و‌هژینه کلاست جور‌شد

    پس یعنی خداوند عاشق این‌هشت که من ثروتمند باشم من‌به زاحتی به خواسته هایم‌برسم

    یا مثال دیگه :

    مائده یادته دوس‌داشتی بری سفر اما پول کافی نداشتی بعد چطور‌اینقد راحت هزینه سفر برات فراهم شد و‌رفتی

    پس داره نشون‌ میده خدا عاشقته

    خدا دوس‌داره که تو‌رشد کنی

    خدا دوس‌داره که تو‌راحت به خواشته هات برسی

    با منطق هایی که در زندگی برام‌ اتفاق افتاده میام جلوی باورهای قدرتمند کننده مینیوسم

    و‌با صدای خودم‌ویس‌میکنم و‌هر‌روز‌ گوش‌میدم

    و‌دوباره شب توی‌دفترم

    تکراز‌تکرار‌تکرار میکنم

    تازه فهمیدم چقدر‌تکراز‌میتونه‌اثرگذار‌باشه

    خودم‌ از وقتی کع شکرگژاری برام‌تبدیل به عادت روژانه شد

    اتفاقات ژندگیم‌به‌طرز عجیبی رخ داد

    و‌خیلی از خواسته هام‌ تیک‌خورد

    الانم همین هست

    الانم‌با تکرار‌دوره‌ ثروت

    اصلا میدونی من اهرم‌زنج و‌لذت و‌برای تکرار‌و‌استمرار دوره ثروت نوشتم

    و‌هر‌روز‌دارم‌میخونمش

    چون‌میدونم‌ اون دوره اشت که به من باگ های ورود نعمت و‌برکت و‌به من میگه

    به من میگه چه ترمزی‌دارم‌برای ثروت

    چه‌ باورهای محدود کننده ای دارم از ثروت

    برای همین‌اهرم‌رنج و لذتمو‌برای دوره ثروت نوشتم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    من میخوام که بیشتر‌ باورت کنم‌ رب من

    از تو‌خواستاررم

    کمکم کن

    دوستون‌دارم:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    زهرا آگاه گفته:
    مدت عضویت: 3357 روز

    سلام به استاد خوبم و دوستان

    اتفاقا” من هم دیشب بعد از مدتها ؛ داشتم فیلم راز رو نگاه میکردم و به این نکته توجه کردم که چرا ؛ تو فیلم میگه این افراد موفق در جهان ؛ این راز رو مخفی کردند مگه اونها موفق و ثروتمند نبودن ؛ در حالیکه فکر مخفی کردن راز موفقیت یک فکر فقیرانه هست …….

    و در ادامه ی فیلم ؛ چیزی که قبلا” بهش دقت نکرده بودم ؛ این بود که جملاتی از همون افراد ثروتمند و موفق میگه که ؛ حرف قبلی رو رد میکنه ؛ مثلا ” میگه :

    این راز جواب تمام چیزهایی ست که تا کنون بوده ، تمام چیزهایی که هست ، و تمام چیزهایی که روزی خواهد بود……… رالف والدو امرسون

    این یعنی اون افراد موفق چیزی رو پنهان نکرده بودند و دربارش حرف میزدند ………

    نکته دیگه

    ما هر چیزی که بلد هستیم و میدونیم و هر نتیجه ای که به دست میاریم و دربارش می نویسیم و با دوستان چه در بخش عقل کل چه به صورت کامنت به اشتراک میذاریم ؛ همش رو از شما استاد خوب یاد گرفتیم .

    از شما سپاسگزارم که با شور و اشتیاق همه چیز رو به ما یاد می دین ؛ سلامتی و سعادت و ثروت بیشتر رو برای شما آرزو میکنم……….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    اسماعیل حسن نیا گفته:
    مدت عضویت: 2787 روز

    سلام سید سلام دوستان عزیز ….

    اینقدر از خوشحالی گریه کردم که ترسیدم نصفه شب همسایه ام بیدار شه و اعتراض کنه ،

    میدونید چرا ؟ چون این دفعه قبل نوشتن کامنت واقعا فهمیدم که استاد چی میگه که هیچ ایده ای ندارم و فقط میام پشت دوربین و گفته میشود و میگویم …

    منم دیشب هیچ ایده ای نداشتم فقط بهم گفت کاری بکن ، منم گوش کردم با تمام وجود ، اولش اومدم یه فایل از خودم ضبط کنم که احساس خودمو در اون لحظه بیان کنم بعداً به قول استاد که میگه بارها فایل ضبط کردم ولی روی سایت نزاشتم وَ میگه که انگار یه جوری هست که با درونم جور درنمیاد منم دیشب همون حس و داشتم یهویی بهم الهام کرد که گوشی رو بردار اگه دقت کرده باشید اولین کامنتی هست که حتی اینقدر غرق بودم ( سلام ) هم نکردم به شما و بچه ها فقط تند تند اون حس میگفت من میگویم تو بنویس !!!

    الله اکبر ، الان تازه دارم میفهمم که سید تو داری چجوری هدایت میشی چجوری داری زندگی میکنی ؟ چقدر این لحظه شیرینه وقتی از عمق وجود اعتماد میکنی به رب بعدش جوابشو میگیری الان تازه دارم حس میکنم که جنس حرفهات چی هستش ! میدونی چرا یکسره دارم اشک شوق میریزم و زار و زار گریه میکنم ؟ چون من اینجوری حس میکنم و باور دارم که خدای مهربان خدای بی انتها توسط لایک تو ، بهم لایک داد گفت آفرین اسی جون آفرین بالاخره بعد از سه سال تلاش شبانه روزی تلاشی بهمراه عشق با اون همه تضادِ از دست دادن مال و اموال اعتبار و زن و بچه بهم اعتماد کردی و ناامید نشدی و از امتحان ما سربلند بیرون اومدی ، الان اون لحظه ای که خداوند تو قرآن میگه که استاد تو جلسه قرآنی گفتن ، ( ای پیامبر بشارت بده به صابرین و مژدگانی دریافت کن که ثروت عظیمی برایشان در راه است ، ثروت نه اینکه پول بلکه از همه لحاظ ) آخه این لحظه و این جواب گرفتن از الله رو با چقدر پول و مال و منال میشه عوض کرد؟ چرا باید من همیشه شبها بیدار میموندم تا صبح تلاش میکردم یا میرفتم میدون بار می آوردم ولی امشب اولین شبی بود که زود اومدم خونه بدون شام و کمی سپاسگزاری زبانی خوابیدم ، چرا باید ساعت چهار صبح بیدارم کنه بهم بگه پاشو الان غذا بخور از زندگیت لذت ببر من دارم مهر تائیدمو توسط دستی از دستان مهربانم برات میفرستم که خیلی خیلی خوشحال بشی ! ده دقیقه قبل دیدن لایک اومدم تو سایت دیدم حتی پیامم تائید هم نشده این دفعه برای اولین بار خودم به خودم رای دادم ، قبلا هم اینکار و کرده بودم ولی اینبار یه جوری دیگه حرفامو تائید کردم …

    از اون موقعی که از سایت رفتم بیرون تا قبل از اومدن یکسره داشتم از خدای مهربان تشکر و سپاسگزاری میکردم بخاطر نعمتهام به خاطرِ کارِ خوبی که دارم بخاطرِ اینکه تو اواخر اسفند بدجور مریض شدم که حتی فکر کردیم همین ویروس جدیده هست ، چرا تشکر کردم ؟ چون الان فهمیدم که اون موقع مریض شدم که نتونم خونه رو شب عید فسخ کنه تا برام به وقتش یه خونه بهتر تهیه کنه بعدش برم از اینجا ، تشکر کردم ازش بخاطر اینکه اون روزها باید پول خدمت سربازی رو میدادم رفتم عشرت آباد گفتن تا ۳۰ فروردین مهلت دادیم دوباره تماس گرفتیم گفتن فعلا تا اطلاع ثانوی همه چی بهم خورده بازم وقت برای پرداختش داری اینا همش نعمته ، چرا باید همون روزی که بنگاه قولنامه این خونه ای که توش نشستمو انجام بده همون روز من به شدت مریض بشم و بنگاهیها جفتشون بیان ببینن و چیزی نگن برن ! و هزاران نعمت دیگه که همینجوری داشتم از اعماق وجود شکر میکردم ، یهویی دوباره این ندا اومد ( اگر بندگان من درباره من از تو پرسیدن بگو من نزدیکم !) میخواستم برم تو سایت نشانه ام را واضح کن رو ببینم دوباره بهم گفت نه نمیخواد اونجا بری فعلا برو جلسه قرآنی قدم اول و گوش کن ، همینکه دست به گوشی شدم دیدم پاسخ به دیدگاه و لایک گرفتم از استاد ،

    حالا یه چیزی میگم کاش بیشتر خودمو دیشب مورد اعتماد خداوند قرار میدادم کاش !

    بخدا قسم میدونستم ۱۰۰ در ۱۰۰ لایک میگیرم ولی اون نجواهه کارِ خودش کرد گفت نکنه نگیری ضایع بشی ولی خیالم جمع بود به طوریکه صبح عزیزه دلم اومد با انرژی تموم بهش گفتم دیشب کامنت گذاشتم چه کامنتی ! حتما لایک میگیرم این و گفتم و بیخیال شدم و الان میفهمم رسیدن به خواسته ها اولش تجسم میخواد بعدش قانون رهایی ، چون قبلا خیلی زور میزدم که لایک بگیرم همش به خودم میگفتم مگه این دوستان چی میگن که استاد بهشون لایک میده ؟ مدتی بود که دیگه بیخیال شده بودم از اینکه حتما باید تایید شم گفتم تو روی خودت کار کن اتفاقات به خودی خود رخ میده ،

    ولی باور کنید هیچ لحظه ای تو زندگیم منظورم کار کردن روی خودم تو این سه سال ، شیرینتر از این لحظه نبود که قهمیدم اعتماد به رب چیه ؟ که دیشب بهم گفت وَ من نوشتم و امشبم این موقع صبح بیدارم کرد گفت برو جوابتو فیزیکی برات فرستادم …

    یه جوری این لایک مهر تایید زدن به ادامه دادن و ادامه دادن و ادامه دادن این مسیر لذت بخش انگار مُزد تلاشمو گرفتم انگار ایمان و باورم خیلی خیلی قویتر از گذشته شد که بهم میگه تو برو ، ما هستیم …

    دیگه همه چی قطع شد هیچی گفته نمیشه که بگم اگرم بگم از روی نجواها هست که مسیر رو برام سخت میکنه …

    سید جان ازت تشکر میکنم بخاطر اینکه وقت گذاشتی کامنتو خودی و دستی شدی از دستان خداوند که اولین لایک زندگیمو از دست چه کسی بگیرم ؟ اونیکه خودش از طرف الله یکتا لایک گرفته …

    خیلی خوشحالم خیلی …

    راستی به این باورم رسیدم الان که قبل از اومدم بار دوم امشب به سایت هی بلند بلند با خودم تکرار میکردم که اسماعیل وقتی داری لذت میبری و احساست بهتر شده داری اتفاقات بهتری خلق میکنی ، به نتیجه هم رسیدم یعنی خداوند آنی جواب داد به وسیله انگشت مبارکت که گذاشتی رو دکمه لایک….

    خدا رو شکر خیلی حالم خوبه خیلییییییییی ..‌‌…

    الهی شکر …

    از همه شما عزیزانی که این کامنتو میخونید متشکرم ، چون با خوندتون انگیزه میگیرم و مسیر رو راحتتر میرم جلو …

    تا درودی دیگر بدروددددددد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    علی رضا بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 4014 روز

    سلام

    من بازم اومدم بایه دنیانشانه های پررنگ واتفاقات خوب

    استادهمیشه تاکیدمیکنیدکه اینقدرساده وبدیهی روندرسیدن به خواسته هاتون طی میشه که فکرمیکنیدروندطبیعی زندگیتونه ومن الان دارم این روندوبه خوبی باگوشت وپوست واستخوانم تجربه میکنم

    استاداین روندداره منودیونه میکنه

    مسحوراین همه قدرت خداوندم هستم

    آخه من مگه چیکاردارم میکنم که خدا اینطوری درزندگیم شگفتی ها خلق میکنه…

    استادبازم میخوام ازمغازه ام براتون بگم که این روزاشده سرگرمی من.

    اصلاانگارخداداره بامن عشق بازی میکنه

    امروزازاوایل صبح تاساعت نه شب شایدده نفرمشتری به مغازه ام نیومده بودومن هم که دست خداروخوندم اینقدرآرامش داشتم که اصلاعین خیالمم نبود

    ولی گویی خدامثل همیشه سرساعت تو قرارمون حاضرشدومشتری ها روبه مغازه ام سرازیرکرد.

    بابامن چطوراین خداروتابه امروز

    باورنکرده بودم

    خدایی که برام مشتری شده

    خدایی که برام دخترنازنین شده

    خدایی که داره حتی اززبان غریبه هاهم بهم لطف ومحبت میکنه

    استادیه حالی ام که نگو

    بابابه خدااینقدررابطه ام باهمسر عزیزم سرشارازعشق ومحبت شده که واسه دیدنش ثانیه شماری میکنم

    به خدادختردوساله ام اینقدربهم محبت میکنه که گاهی مات ومبهوت میمونم ازاینهمه لطف ومحبت…

    میوه فروش سرکوچه برداشته چندکیلومیوه رو آورده به من داده بدون اینکه یه قرون مبلغی ازم بگیره ،استاداین یعنی چی

    غیرازاینه که خداداره دست نوازشش روبه سرمن میکشه ومیگه علیرضاخوب کردی به آغوش خودم برگشتی

    ازهمه این هاتعجب آوراین بود که یکی ازبرادرام که دنیای بدبینی وخبرای بده

    طوری که این اواخرکلاروابط ام وباهاش کات کردم

    دیروزآخرای شب اومد مغازه ام وطوری داشت ازقدرت خدا وتوکل کردن به خداصحبت میکردکه من فقط ازدرون داشتم بهت درودمیفرستادم ومیگفتم

    شیرمادرت حلالت عباسمنش

    تازه دارم میفهمم که میگی وقتی ماتغییرمیکنیم اطرافیانمون هم تغییرمیکنن،یعنی چی

    تازه دارم میفهمم این خداچقدر منو دوست داشته ولی من درکش نمیکردم

    این همه اتفاقات خوب این همه هدیه های مختلف این همه ابراز محبت ازسوی انسان هابرای منی که تازه راه افتادم ببین درادامه راه چه اتفاقاتی قراره بیفته

    این هارونوشتم

    نه نه ببخشیداین هارو خدابا دستان من نوشت تابه تک تک شما دوستان عزیزم بگه که آره قانون جواب میده

    آره راه درست همینه

    آره اهدناالصراط المستقیم یعنی این

    خدایابی نهایت سپاسگزارم که منودرآغوش گرم خودت جادادی ومن به اصل خودم برگردوندی

    استادعاشقمت بااین معجزه هایی که به خاطرعمل کردن به گفته های شماتوزندگی ام پدیدارشده

    به زودی شمارودر مسیرشگفت انگیزدستیابی به رویاهاخوام دید .

    عاشق همتونم

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        علی رضا بهرامی گفته:
        مدت عضویت: 4014 روز

        سلام دوستان مهربانم

        اینووظیفه خودم میدونم که هرازچندگاهی بیام وازلطف بی پایان رب ام وراهنمایی های استادعزیزم بنویسم

        البته برای این نوشتن هم الهامات خداوندخیلی تاثیرداده

        بارهاخواستم مطالبی توسایت بنویسم ولی نشده که نشده

        اماگاهی چنان این الهامات به قلبم سرازیرمیشه که فقط میدونم که بایدبنویسم وبقیه اش روبسپارم به خودخدا

        الان که می بینم شما دوستان عزیزم ازاین پیام هاالهام میگیرید به این یقین میرسم که خداوندتمام امور رابه خوبی پیش میبرد فقط من بایدحواسم به الهامات قلبی ام باشد

        دفعه بعدازالهامات شگفت انگیزوکارهای فوق العاده ای که خدا این روزاتورندگیم انجام داده براتون مینویسم

        براتون آرامش وسرور ونشاط آرزومیکنم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      فرخ لقا گفته:
      مدت عضویت: 2944 روز

      سلام علیرضا خان

      شب و روزتون خوش

      چقدر خوبه که اینقدرحالتون خوبه.خدرا شکر.

      ممنون که ازحال خوبتون گفتید. خیلی عالی بود. امیدوارم همگیمون این شیرینی وصل رابیشتر وبیشتر بچشیم.

      موفق باشید???

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    سه خواهر گفته:
    مدت عضویت: 2808 روز

    سلام مجدد?

    ادامه ی پیامم در ۳۰ مرداد ۹۷:

    این نکته رو فراموش کرده بودم اشاره کنم؛

    دوستان گلم این خیلی خیلی خیلییییییییییی مهمه که شما از باورهاتون و دلایل انجام کارها و کلا کارهاتون خیلی جاهای مختلف حرفی نزنید…..باور کنید رعایت همین نکته خیلییییییی باعث رشد شما میشه و عدم رعایتش خیلییییییییی باعث عقب موندن و سردرگمی و حال بدِ شما میشه.

    همون چیزی که استاد عباسمنش به زیبایی و سادگی شرح دادن که اگر کسی از اطرافیانتون مدارش بیاد بالا خودش میاد ازتون میپرسه که تو چیکار کردی، به منم کمک کن و فلان. تا وقتی توی مدار پایین تره گفتنِ شما اصلا سودی نداره هیچ واسه خودتون خطرناک هم هست.

    من وقتی توی مسیرهای قبلی خودشناسی و موفقیت

    بودم چیزایی که یاد میگرفتم رو میومدم هر از گاهی پیش دوستان یا خانواده یا فامیل میگفتم، از دلایل انجام کارهام میگفتم، میگفتم فلان کارو انجام ندید اینجوری میشه، یا اینجوری فکر کنید تا اینجوری بشه، یا بیاید اینکارو کنید تا به این نتیجه برسید و…… خلاصه چیزایی که از استادم یا کتابی که میخوندم در مسیر خودشناسی و موفقیت و روابط و….یاد میگرفتم اگر جایی خلافشو میدیدم میگفتم!!!

    دوستان من اینجا یعنی در خانواده ی فهیم و آگاه و دقیقِ عباسمنش اینو عمیقا درک و باور کردم و بهش ایمان آوردم که این کاری که من تا حالا بهش عادت کرده بودم واقعا نقش سم رو بازی کرده برام! یه سم مهلک!

    نکنید تو رو خدا…..نکنید…..من ازش خیلیییییییی ضربه خوردم، خیلیییییییی باعث عقب موندن و حالِ بد و شک و تردید و نگرانی و استرس و آزارِ من شده.

    من حالا متوجه شدم که چقدرررررررررر اشتباه بوده که من توی جمع های مختلف از آموخته هام میگفتم، حالا درک کردم چقدر از این راه واسه خودم انرژی منفی خریدم، شک و تردید خریدم، بی ایمانی خریدم، چقدر عقب موندم از باورها و کارای درستی که بعضاً داشتم انجام میدادم!

    چون متاسفانه اکثر آدمای دور و برِ من اون درکی رو که باید از این چیزا نداشتن (به خاطر مدارشون) و همیشه حالم بعد از گفتنِ این چیزا براشون بد میشد و شک و تردید و سردرگمی و ابهام و…. هجوم میاورد به سمتم.

    خواستم یکی دیگه از مواردی رو که برای بارِ چندم! به من نشون داد که “فاطمه انتخابت بابت ادامه دادنِ مسیرت با این خانواده درسته” براتون بگم? و چون خودم ازش خیلیییییییییی ضربه خوردم خواستم بنویسمش که اگر کسی خدایی ناکرده مثلِ گذشته ی من این عادتو داره ترکش کنه، این بزرگترین کمک هم به خودش و هم به اطرافیانشه.

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      با باورام رویا میسازم گفته:
      مدت عضویت: 3432 روز

      سلام واقعا این مساله خیلی مهم منم این اشتباهو بارها کردم و الان دارم چوبشو میخورم و تصمیم گرفتم دهنمو ببندم و نجوای شیطونو پس بزنم تا رشد کنم چرا که خانمم سری اخری که حرف افتاد بهم گفت این بود که تو باعث شدی که من نسبت به این استادت بد بین بشم و حالا حالم بهم میخوره وقتی اسمشو میاری اینه که مثلا میگفتم حرفای این حاج اقا که درمورد اهل بیت و خدا میزنه دقیقا نزدیک به حرفای استادمه که قبولش نداری و این جوابو شنیدم و تصمیم گرفتم رو خودم کارکنم و باکمک خدا به نتیجه برسم ونتیجم اونو برگردونه واقعا گوش کنید و نکنید این اشتباه ما رو شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    محیا احمدآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1323 روز

    سلام و درود برهمه

    استاد الان که در گام نهم مهاجرت به مدار بالاتر هستم و این فایل را گوش کردم دارم احساس میکنم که چقدر ذهنم نسبت به خیلی چیز ها مقاومت می‌کرد ولی با ادامه دادن و استمرار در این دوره که کلا 9 گام آن را به انجام رساندم

    خیلی از باور هایم تغییر کرده است و خیلی با دید بهتری به اطرافم انسانها حتی اتفاقاتی که قبلا ناراحتم می‌کرده الان دیگر ناراحت کننده نیستن برام ،نگاه میکنم و می‌سنجد و میبینم این جهان دسنگت به دست هم داده تا من زندگی ام را آنجور که دوستدارم خلق کنم

    استاد وقتی رد پای خدا وند را در زندگیمان میبینم و حسش می‌کنیم چقدر زندگی برایمان زیبا تر است چقدر همه چیز لذت بخش تر است در نوشتن نمی‌گنجد اما ته خوشبختی از نظر من حس حضور خداوند در زندگیمان است .

    خداوند هر لحظه کنار ماست اما ما زمانی حضور او را حس می‌کنیم که در مدار درست قرار بگیریم دیگر آن موقع این اصلی که تکرار می‌شود برایمان حوصله سر بر نیست برعکس

    هر روز لذت بخش تر و زیبا تر است

    استاد من چقدر خوشحالم با بت این روزهایم

    چقدر دوستدارم این مسیر را

    خدارا سپاس می‌گویم بابت این لطف بزرگ

    ولی هنوز ذهنم به خیلی از مسائل مقاومت دارد وخیلی این روز ها عمیقتر فکر می‌کنم راجب این موضوع ها و در درون خودم بدنبالش میگردم برای اینکه مسائلی را حل کنم

    شعر زیبای از مولانا هستش که همیشه به خودم میگم این شعر را:

    ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توی

    وی آینهٔ جمال شاهی که توی

    بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست

    در خود بطلب هر آنچه خواهی که توی

    به دوستان عزیزم هم پیشنهاد میدم شعر های مولانا را هم بخوانند واقعا مولانا عالی صبحت میکنه

    خیلی خوشحالم از این بابت که تو این سایت عضوم

    وقتی این دوره ها را انجام میدم وقتی دوستای دارم مانند شما ها که به راحتی متوجه حرف‌های هم می‌شویم این خیلی لذت ونعمت بزرگیست خدارو شکر خدارو شکر که هر لحظه من را هدایت می‌کند در مسیر رسیدن به خواسته هایم و چی بهتر والاتر از این که خدا را داریم

    استاد اینکه میگید وقتی ما به این نقطه از زندگیمون برسیم ،انگاری که خداوند همه ی کار هاش را ول کرده و داره فقط به ما نعمت هاش را میده من واقعا این روز ها همین حس را دارم فکر میکنم خدا داره فقط به من نگاه میکنه

    چقدر قشنگه همه چی چقدر قشنگه این مسیر

    خدایا سپاسگزارم

    استاد از خداوند خواستم شرایط را برایم جوری فراهم کند تا بتوانم روانشناسی ثروت ها را بخرم خیلی دوستدارم این کار را انجام دهم

    خوب میدانم خداوند هدایتم میکنه

    ممنون از شما استاد بزرگوار و عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    یاسمن اسدنژاد گفته:
    مدت عضویت: 2177 روز

    سلام بر عزیزانم

    سلام بر استاد عزیزم

    سلام بر خانم شایسته عزیزم

    خدارو شکر میکنم که اینجا هستم در گام نهم

    خانم شایسته عزیزم واقعا ازتون سپاسگذارم برای این پروژه کلا از شروع این پروژه من دارم باگ هامو پیدا میکنم و واقعا احساس میکنم دارم به خود شناسی میرسم و چیزهایی رو در خودم پیدا میکنم که قبلا از وجودشون خبر نداشتم

    درمورد سوال این گام من باید بگم که متوجه شدم که اصلا خیلی وقتا فایلهارو با احساس خوب گوش نمیدم و برام شبیه یه وظیفه ست تا لذت، یه چیزی مثل درس خوندن یا مثل نمازایی که قبلا میخوندم و هیچ احساسی تووش نبود و خیلی وقتا هم گوش دادن به فایلها همین حالتو برام داره و تازه متوجه شدم که ته ته وجودم یه احساس قربانی بودن هم دارم که مثلا چرا منی که صبح تا شب دارم روی خودم کار میکنم و خیلی از کارهای بیهوده ای که بقیه میکنن رو من نمیکنم و از زمانم درست استفاده میکنم چرا به نتایج بزرگ نمیرسم ، نتایج هست ولی کوچیکه و یه وقتایی هم مثلا اگر مهمونی چیزی بیاد یا یه اتفاقی بیفته که من نتونم بیشتر به بررسی فایلا برسم کلی عصبی میشم و خودخوری میکنم و همین احساس بد منو از مسیر دور میکنه

    استاد جان من تازه متوجه شدم که خیلی وقتا یه فایلی رو گوش میدم که فقط تموم شه و واقعا دنبال نکته هاش نمیگرم و به نظر خودم دلیل اینکه من در گوش دادن فایلا خیلی تمرکز ندارم اینه که اصلا این کارو با لذت انجام نمیدم

    و برای رفع این اشکال در کارم اولا بیام به خودم یادآوری کنم که موضوع اصلی در زندگی داشتن احساس خوبه و بعد اگر هرجایی از فایل گوش دادن خسته شدم یه استراحتی به خودم بدم مثلا برم پیاده روی یا یه کم دراز بکشم یا فیلم ببینم و… و راهکار بعدی اینکه اهرم رنج و لذت بسازم که این آگاهی هایی که داره وارد ذهنم میشه زندگیمو در تمام ابعاد به شکل عالی تغییر میده و نتایجی رو که از کار کردن روی خودم به دست آوردم رو به خودم یادآوری کنم هرچند که کوچک باشه

    و درمورد خوندن کامنتها باید بگم که واقعا خوندن کامنت خیلی تاثیر گذاره من خودم هر وقت که استاد تاکید میکردن کامنت بخونیم جدی نمیگرفتم ولی اتفاقا یک تضادی برام به وجود اومد که باعث شد من بیشتر از اینکه فایل گوش بدم کامنت بخونم و دیدم که چقدر کامنت خوندن در شرایطی که نمیتونم ذهنمو کنترل کنم بهم کمک میکنه واقعا ممنونم از دوستانی که کامنتای عالی میذارن

    استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم خیلی ازتون ممنونم برای این فایلهای عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    خدیجه غلام زاده گفته:
    مدت عضویت: 2198 روز

    به نام الله پاکم خدایا هرانچه که دارم از آنِ توست.

    سلام به همگی

    برداشت های من از این فایل. تسلیم و بندگی بود انگار معنای آرامش واقعی داشتن را درک کردم. این که میگن باید پارو نزد باید وا داد رو درک بهتری ازش داشتم.

    چون خدایی که از همه نیازها و خواسته های ما با خبره و پاشنه آشیل های هرکس رو میدونه.

    همون خدا قوانین بدون تغییر و سیستم اش رو در جهان وضع کرده.

    قاعده کلی جهان اینه :

    افکار و توجهات ما در یک حوزه خاص(مثلا مالی) ، همان ورودی های ما هستند در اون حوزه و وقتی این ورودی های ذهنی به میزان کافی تکرار و تکرار شود باور در مورد اون موضوع شکل می گیرد.

    حالا این باور شکل گرفته وقتی تثبیت شد، نتایج و اتفاقات رقم می خورد.

    و برای همینِ که میگیم همه چیز باوره.

    و نقطه شروع همه چیز از ورودی و توجه شروع شد.

    حالا اگر من توی مسیر تعهد خودمو قرار دادم و دارم روی خودم کار میکنم و ورودی هامو کنترل میکنم. باید حواسم باشه خدا داره میبینه و از نیازها و خواسته ها و اهداف من آگاهه و کمکم میکنه پس توی این مسیر اگر چالشی ام پیش بیاد بدونم که خدا داره به طور ناخداگاه باوری رو در من شکل میده که نیازه اینده ی منه برای پیشرفتم. اینو بارها تجربه کردم.

    مثلا یک موضوع ناجالبی برام پیش اومد بعدها حکمتش رو درک کردم که مثلا نباید قضاوت میکردم. و خیلی مثال های دیگه.

    با این دیدگاه  آرومیم و رها و به قول استاد فقط بندگی می کنیم. (یعنی اقدام، حرکت، ایمان، کار روی باورها، فارق از نگرانی واسه نتیجه)

    چون ایمان داریم نتایج در راهه و خدا داره واسمون می چینه.

    منظورم اینه اگر من نتونم با اموزش ها و فایل ها و قران یه سری

    اهرم رنج و لذت رو بسازم توی ذهنم ولی خواسته دارم.

    جهان با قرار دادن من در موقعیت های مختلف این کار رو میکنه

    پس باید اجازه بدیم خدا کار خودشو انجام بده.

    و تمام کاری که ما باید بکنیم کار کردن روی خودمان و استمرار در مسیر و لذت بردن از مسیر با حس خوب و سپاسگذاربودن است.

    پس:

    تنها و تنها راه تغییر باور ها دادن ورودی های مثبت و جدید به ذهن است و این کاری دائمی و همیشگی ست.

    چون باورهای غلط همیشه توی وجودمون هست به محض فرصت رشد می کنند و تمام ذهنمون رو پر میکنن.

    خیلی منطقیه که استاد اصل قضیه ی قانون رو تکرار و تکرار می دونند. چون مکانیسم ذهن انسان اینجوریه .

    باورهای غلط مثل باور به کمبود ِ همه چیز و چشم زخم و…  بارها تکرار شدن و تکرارشدن که بنیادی شدن توی ذهنمون حالا باورهای درست و قدرتمند کننده هم باید تکرار و تکرار شود تا حجم بیشتری رو توی ذهن ما آشغال کنند.

    اصلا همون خدایی که ذهن رو آفریده خودش در قران از تکرار استفاده کرده و یک موضوع یا داستان رو از جنبه های مختلف بهش پرداخته. اونچه در قران زیاد تکرار شده اصله قرانه و بقیه فرعیات.

    که متاسفانه سال های سال ما به فرعیات توجه کردیم و از اصل غافل شدیم.

    پس راه استفاده صحیح از دوره ها، تکرار آگاهی ها به نحوی هست که بشود باور و نتایج ایجاد گردد. حالا هرکس خودشو میشناسه یکی راه میره و یکی با کلام و صحبت کردنه و یکی ام با نوشتن یا ضبط صدای خودشه.

    که برای من با صحبت کردن و راه رفتن هست. که میام با خودم حرف میزنم و اون موضوع خاص رو بررسی میکنم.

    و نکته مهم این که هدف اصلی دوره ها گرفتن نتیجه است. پس ما دنبال تمام کردن دوره نباشیم و سعی کنیم اون اگاهی و باور خالص به عمق ذهنمون بشینه و حتی چند روز روی یک موضوع و یک جلسه بمانیم ولی درکش کنیم.

    خوندن کامنت های دوره و فایل ها و کامنت های عقل کل عالیه و من خودم خیلی ازش نتیجه گرفتم و دیدم که اول با خوندن شروع شدو بعد یه مدت شروع میکنی به نوشتن و جزیی از این خانواده صمیمی می شوی.

    و به نظرم وقتی داریم توی سایت فایل گوش میدیم یا کامنت میخونیم اگر داریم لذت میبریم و متوجه گذر زمان نمی شیم یعنی مسیر و روش درسته. و گذاشتن رد پا از افکارمون توی سایت خیلی بعد مثل چکاب فرکانسی به ما کمک خواهد کرد.

    در مورد مثال ذربین دقیقا حق با شماست استاد عزیزم و من خودم 2بار مسیر را رها کردم. و دوباره اومدم تو سایت و از اول شروع کردم.

    به نظر علت رها کردن میتونه متفاوت باشه برای هرکس، میتونه عدم احساس لیاقت باشه وقتی به یه سری خواسته هات

    میرسی و میگی بسه یا خودتو با بقیه مقایسه میکنی و فکر میکنی عالی هستی.

    از خدا میخام من و همه بچه های سایت رو توی این مسیر ثابت قدم بمانیم. انشاا…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    امیرحسین روشنگر گفته:
    مدت عضویت: 2029 روز

    سلام استاد

    یکی از مهترین ترمز من اینکه پول سخت بدست میاد و باید جون بکنی خاک بخوری بخدا من الان یک ماه فقط صب تاشب تکرار میکنم ذهنم میخواد جررررم بده عصبی میشم بهم میریزم خیلی مقاومت دارم الان یزره ذهنم اروم شده راحتر میتونم تکرار کنم دنبال مثالم از نتایج خودم از بقیه .

    یا این باور که سالهای زیادی باید جون بکنی و دیگ میخوای چیکار تو 60 سالگی پول ول کنن بابا نخواستیم کار کنیم پول دراریم بیکاری بی پولی بهتره اخرش مرگ دیگ ول کن بابا

    من با صحبت کردن با خودم و تکرار برعکس این باورها ذهنموکنترل میکنم دلیل میارم برای خودم قانع میکنم خودمو که نه با لذت میشود پول ساخت به راحتی میشود در زمان مناسبی میشود و خدا کارهارو انجام میده

    جلسه 12 روانشانسی ثروت 1 خیلی برای کنترل ذهنم بمن کمک میکنه خیالمو راحتر میکنه برای ادامه دادن و استمرار کردن و احساس خوب نگهداشتن و به ایدها الهامی عمل کردن چون خیلی کلام شما اونجا در توضیح قانون وتضاد وتوجه به خواسته در دل جونم میشینه و احساس قدرت و پرو بودن کم نیاوردن بهم میده

    سپاس گزارم استاد برای همچی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    اسماء منصوری گفته:
    مدت عضویت: 2181 روز

    به نام رب وهاب و هدایتگرم

    سلام به دوستان عزیزم

    روز 93 ام سفرنامه

    خدارو صد هزارمرتبه شکر می کنم برای شروع و بودن فصل چهارم سفرنامه

    خیلی خیلی دارم با این سفرنامه عشق می کنم و لذت میبرم و هر روز دارم چیزهای بیشتری یاد میگیرم که داره از همه لحاظ تغییرم میده

    چقدر از این فایل یاد گرفتم و مهمترین نکاتش نوع برخورد با فایل ها و مدل استفاده کردنشون هست

    واقعا جذاب بود برام و ممنون از دوستی که چنین سوالی کردن و چقدر فایل فوق العاده عالی و پر محتوایی بود استاد خیلی از شما سپاس گزارم و خانم شایسته چقدر انتخاب این فایل برای شروع فصل چهارم عالی بود، که بیایم این فصل رو با این نوع از پرداختن به فایل هایی که استاد گفتن پیش ببریم و قطعا نتایج فوق العاده تری رخ میده

    و نکته جالبش این بود برام که من به مرور که فایل های استاد رو گوش میکردم مثلا در دوره ها میتونم بگم دوره عزت نفس اونقدر پاشنه آشیلم بود پارسال که کار میکردم و فقط میخواستم به عنوان وظیفه ای که خداوند هدایتم کرده و من انجام بدم هدایتو گوش میکردم

    و اونقدر در فرکانسش نبودم و پاشنه آشیلم بود تمام جلساتش که نمیتونستم گوش بدم و فقط میخواستم هر چه زودتر تموم شه

    و اما در مورد شروع دوره راهنمای عملی این رویا، که با هدایت خداوند به سمتش رفتم، ولی واقعا خداروشکر که کاملا در مدارش بودم، که تونستم شروعش کنم و الان بعد از چند ماه رسیدم به جلسه 5 ام، و تحولات به شکلی که خودم حواستم نیست داره رخ میده، مثلا من هدایت میشم به کسب و کاری که باید برای خودم راه بندازم، شروعش ایده ها و هدایت هایی که همینطور دارن به سمتم میان، احساس لذت و حال خوبی که خدا در انجامش برام به وجود میاره

    تصمیم هایی که هر بار میگیرم باورهایی که هر بار میسازم، واقعا عالین

    من یکی از پاشنه آشیل هام و ترس هام تمرکز کردن بود

    نمیدونستم چجوری باید اینکارو انجام بدم ولی به لطف این دوره تونستم برم تو دلش و شروع کنم و کارهایی که باید انجام بدم رو انجام بدم

    و خیلی دارم لذت میبرم از تصمیماتی که دارم بر اساس باورهام و هدایت های خداوند که ناشی از ارتقاء فرکانسم از طریق این دوره است، میگیرم.

    و واقعا همینطوره بعد یه مدت که گذشت از گوش دادن به فایل های این دوره، مثلا رسیدم به جلسه سه، که واقعا آگاهی هاش عظیمن

    هرچقدر گوش میدادم استاد سیر نمیشدم، اونقدر که جذاب بودن، اونقدر که هر جمله باید میرفتم کلی در موردش فکر میکردم و چقدر لذت بردم از این جلسه

    جلسه چهار که پاشنه آشیلم بود، وشما همون ابتدا گفتین جلساتی که پاشنه آشیل هستن رو بیشتر گوش بدین، و دقیقا با هدایت الله، وقتی به مرتبه 20 رسیدم برای این جلسه، به صورت ناخودآگاه تصمیماتی که باید گرفته میشد، گرفته شد و اجرا شد، یعنی خیلی خوب در مدار آگاهی هاش قرار گرفتم و سعی کردم یکی یکی اجراشون کنم مثل تمرکز و ادامه دادن

    – تنها راه ساختن باورهای جدید، این هست که همیشه و دائما در حال باورسازی باشیم

    از طریق گوش دادن به فایل ها و سعی در درکشون از طریق نوشتن با خودمون حرف زدن الگو آوردن و مثال زدن و هر جوری که بتونیم برای خودمون منطقیش کنیم در واقع هر روزه ذهنمون رو تغذیه کنیم، از طریق مطالب سایت، و این کار تمومی نداره، تا ابد ادامه داره

    به میزانی که ما روی خودمون کار می کنیم و درکمون از طریق این کارها نسبت به جهان و کلیتش و قوانینش و در یک کلام اصل بیشتر میشه، و اینکه بیایم هر بار از یک زاویه به قوانین و مطالب نگاه کنیم و جهان رو درک کنیم، نتایجمون هم به همون میزان بزرگتر و بهتر خلق میشن

    این روند یک نقطه نداره که برسیم بش و بگیم دیگه کامل شد، همینطور داره بهتر و بهتر میشه جهان، باورها هم باید بهتر و بهتر بشن، نتایج هم بهتر و بهتر میشن

    – تا جایی که ما روی خودمون کار می کنیم و آگاهانه ورودی مناسب و مثبتی رو به خودمون میدیم

    جهان کاری می کنه که ورودی نامناسب رو دریافت نکنیم

    چند قدم اولش با خودمونه بصورت آگاهانه، کنترل زیادی میخواد، تقوای زیادی میخواد، ولی وقتی اصل استمرار رخ میده، جهان بقیه کارها رو میکنه، و دیگه به اون میزان کنترل نیاز نیست

    چون دیگه نیستن اون چیزهای نامناسب که ببینیم و بشه ورودی نامناسب

    – نشونه روی خودت کار کردن، نتیجست، نتایج تغییر می کنه، وقتی نتایج تغییر می کنه، یعنی به یک ثبات فرکانسی رسیدی و اگر بخوایم این نتایج بهتر و بهتر بشن، باید بیشتر و بهتر روی خودمون و هماهنگیمون با قانون کار کنیم

    – کار کردن روی خودمون و تغییر باورهامون رو یک کار لذت بخش بدونیم

    و وقتی این لذت بردنه رخ بده، حالا دیگه کار شروع میشه

    نتایج به شکل پول و ثروت و فراوانی نعمت و عشق و روابط عالی وارد زندگیمون میشن

    ملت دارن برای زنده موندن از صبح تا شب کار می کنن کار فیزیکی، ما برای اینکه در جهت قوانین خداوند و راحت تر زندگی کردن و آسون شدن برای آسونی ها، نیایم روی باورهامون کار کنیم؟

    که اگر کار کنیم، نتایج خطی نیست و بهمن وار میشن؟

    نتایج دو برابر و جهار برابر و .. میشن

    و میشه و میشه و میشه بعد از ده سال زندگیمون از صفر به همه چی برسه، زمین تا آسمون تغییر کنیم و شرایطمون تغییر کنه ، و این زمان گذاشتنه بهتره هر چه زودتر شروع بشه تا ثمرش و میوه هاش رو هم زودتر ببینیم

    حالا که فهمیدیم جواب میده، مثل استاد مثل خیلیای دیگه، پس باید زمان بزاریم و شروع کنیم و ادامه بدیم و لذت ببریم و ایمان داشته باشیم به غیب و امید داشته باشیم که خلق شدیم برای لذت و آزادی در همه ابعاد

    عاشقتونم

    عاشقتم خدا که اینقدر عالی داری من رو به بهترین شکل هدایت می کنی

    در پناه الله یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: