مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته» - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    95MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    21MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

880 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رحیم خان گفته:
    مدت عضویت: 3750 روز

    سلام بر برادر عزیزم امیر بزرگوار

    میخواهم یک باور برایت بگویم : اگر در مسیر خدا باشیم همه چی راحت است همه چی .

    من خودم خیلی به این موضوع فکر کردم ودیدم خداوند همه چی را برای ما راحت گذاشته . منتها کسی تا به حال راه رفتن در این مسیر رابه ما نگفته است

    مثلا میگفتم این چه زندگی ای است که من دارم ؟ میگویند خدا مهربان است ؟!!!!!!!!!! پس کو ؟؟!!!!!

    بگو ایراد از من است که راه رفتن را بلد نیستم !!!!! ایراد از من است که حرف خدا را نخوانده و سکرمه هام توهم ؛ که این دیگه چه جور خدایی است ؟؟؟؟

    تا وقتی کتابش را ؛ همین معنی فارسی خوندم ؛ دیدم میگه : من که خدای قدرتمند وتوانا وصاحب همه چیز هستم , سرنوشت هیچ کس وهیچ ملتی را تغییر نمیدهم . مگر ؛ مگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگر خودشان بخواهند . یعنی اگر تودر راه او باشی واز او چیزی نخواهی , کاری باتو نداره .

    وقتی فارسیش را خوندم دیدم میگه ؛ توبیا در راه من , وگوش هم بده به حرف من , وچیزهایی هم که میگویم عملی کن وبیا خونه من ؛ و وقتی اومدی خونه من ؛ هیچ نگرانی وغم واندوه نداشته باش ؛ چون هر چه بخواهی پیش من هست .

    مثلا نماز میخوندم فک میکردم که الان خدا منو میبره بهشت ؛ دیدم نه ایجوری نیست ؟ به احسان شاد کردن دلی —— به از الف رکعت در منزلی

    گر صد سال ره مسجد ومیخانه بگیری —- عمرررررررررررررررررررررت به هدر رفته اگر ددددددددست نگیری . واونجا بود که دعا کردم واز خدا خواستم کا ای معبود من : دستم را ؛ دستان خودت کن ؛ تمام وجودم را مثل خودت کن تا بتوانم در زمینت کاری مثل تو انجام دهم . خدایا : ذهنم را الهی کن و…….

    دیدم واقعا اینجوری نیست ؛ همین الان تجسم کن من یک خودکار ناقابل به شما میدم , نه منو میشناسی , نه دیده ای . چه عکس العملی داری ؟//

    آقا خیلی ممنون . متشکرم ممنون و……

    اونوقت این خدا ؛ تفکر کن ( خودش هم میگوید که تفکر کن وبیندیش در قرآن ) چه کارها که برای ما نکرده ؟ آیا شایسته سپاس وتشکر نیست . خودش هم میگه ؛ شکر نعمت , نعمت افزون کند . خودش میگه من آسمان وزمین را به تسخیر تو درآوردم وترا جانشین خودم کردم . خودش راه را وراهنمایی کرده ؛ حواستان به این شیطان باشد . آخه این شیطان هم یک فرشته است وروی زمین است وقدرتش فوق العاده است . باز هم خدا میگه اگر 100% بامن باشی شیطان هیچ غلطی نمیتونه بکنه . امیر جان همه چیز رابه ما اشتباه گفتن . باید اون اندوخته را شیفت دلییییییییییییییییییت کرد واز نو براین لوح سفید خداوند ؛ درخواست , واز نوع حافظه را پر کرد

    درپناه ویاری آن مهربان باشی عزیز . راه اینجاست , چهار نعل بتاز ….یا خودش نه هیچ کس دیگه

    امیر عزیز ؛ من هیچ جایی زیباتر از اینجا برای پیشرفت وخدای گونه شدن ؛ سراغ ندارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    آرش بیدختی گفته:
    مدت عضویت: 4271 روز

    سلاااااام به استاد عزیز و دوست داشتنی و بینظیرم و به همه اعضای خانواده بینظیر

    استاد عزیزم ازت ممنونم از بابت تمام فایلهات از بابت تمام آگاهیهایی که کسب کردی و در اختبار ما قرار میدی و از خدای بینهایتم سپاسگذارم که توی نازنین رو در مسیر من قرار داد تا بخشی از آگاهی ها رو از طریق توی نازنین به من بگه . استاد عزیزم ازت ممنونم که همچین فرصتی رو و همچین امکانی رو در سایت قرار دادی.من پریشب رفتم و همون سوال اول از روانشناسی ثروت 1 رو خوندم هم خیلی خوشال شدم و هم لذت بردم از کیفیت بینظیری که توی جواب بود و خیلیییییی خوشال شدم که خانم شایسته عزیز اینقدررررررر مسلط به قوانین شده و من اون شب چون ساعت نمیدونم 2 یا 3 صبح بود فقط 10 خط رو خوندم و اینقدر در مورد همین 10 خط داشتم فک میکردم که خوابم برد :D چقدر لذت بردم از کیفیت بسیار بالای جواب خانم شایسته عزیز .از خانم شایسته عزیز و تمام افرادی که دارن با عشق کار انجام میدن سپاسگذارم . تصمیم گرفتم که هر روز وقت بذارم و توی این بخش اهکارها برم و استفاده کنم ازین فرصت طلایی که خداوند از طریق توی نازنین برامون پیش آورده. امسال برام سال عجیبیه ازین بابت که کاملا بهتر از قبل درک میکنم خیلی از آگاهی ها رو . همونطور که میدونی من از سال 93 عضو این خانواده شدم و تا به امسال داشتم تکاملم رو طی میکردم هر چند که تا قیل از امسال خیلی خوب روی خودم کار نکرده بودم ولی این هم جزیی از تکاملم بود و امسال خیلییی از آگاهی های قبل رو بهتر درک میکنم و خیلی از آگاهی های جدید و بیشتر بهم داده میشه که یکی از اون آگاهی های بینظیر زمانی بود که خداوند از طریق تو جهان بینی توحیدی رو برامون فراهم کرد . این دوره به نظرم شاهکاره چون تمام آنچه که توی این دوره گفته شده رو قبلا به صورت پراکنده توی بقیه محصولات گفته بودین ولی برای من که این مدت همراهتون بودم یک فرصتی و یک زمانی بود تا این آگاهی ها رو یک جا بشنوم و بهتر درک کنم و تکاملم رو قوی تر طی کنم . باعث شد که بهتر الهامات خداوند رو بفهمم ، باعث شد که بعد از 6 سال از شغل کارمندیم که حقوق خیلی خوبی هم بود استفا بدم ، همیشه ترسی رو چاخان بهم میداد که نمیذاشت بیام بیرون ولی از خداوند هدایت خداستم و جالب اینجا بود که وقتی داشتم جلسه اول جهان بینی توحیدی 1 رو با خودم مرور میکردم خداوند گفت که زنگ بزن به کارفرمات و من همون لحظه زنگ زدم و استفام رو دادم و بعد از اتمام مکالممون چنان آرامشی خداوند به من داد که مطمئن شدم که دقیقا همون کاری بود که بایستی انجام میدادم. فردای اون روز یا یکی دو روز بعدش که داشتم از خداوند سپاسگذاری میکردم از بابت آرامش بینظیر بعد از استفا دادنم خداوند برای من یک مثال آورد ازبابت استفا دادنم و اون این بود که من رو به یک پرنده ای تشبیه کرد که داخل قفس بودم و اون قفس همون شغل کارمندیم بود و این گونه گفت که تو توی قفس بودی و هر روز داشتی توی قفس پرواز میکنی و آرزوی اوج گرفتن و آزادی داشتی ولی نمیتونستی بیشتر از قفس بپری و این دو مورد باهم نمیتون باشن و برای اوج گرفتن نیاز داشتی که از قفس بیای بیرون ولی میترسیدی چون صاحبت داشت هر روز بهت آب و دون میداد ( کارفرمام و حقوق سر ماه و بیمه ) و اون قفس و صاحبت تو رو از عوامل ناشناخته بیرون محافظت میکرد ( مثل پرنده های شکاری و اون گربه دم خونه و باد و بارون و ….. ) ولی خداوند گفت اگه میخوای اوج بگیری و پرواز کنی فقط یک راه داری و اونم اینه که اول به من اعتماد کنی و از قفس بیای بیرون و من تو رو در آغوشم میگیرم و تو رو از همه چی محافظت میکنم و من قفس رو باز کردم و رفتم در آغوش خداوند و اون احساس آرامشی که خداوند به من بعد از استفا دادنم داد دقیقا آغوش خداوند رو حس کردم و تا چند روز دیگه هم قرار هست که کار جدیدم رو همراه با خداوند رب العالممینم باهم شروع کنیم .توکل فقط به خودش. ممنونم از همه

    باز هم از تک تکتون ممنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      لیلا اسحاقی گفته:
      مدت عضویت: 2909 روز

      سلام دوست گرامی من

      چقدر کامنت شما با کامنت قبلی شما هماهنگی دارن با خواسته من. هر دو در مورد خواسته من صحبت می کنن. مدتهاست فکرم دنبال اینه که بعد از 13 سال کارمندی رو کنار بزارم. اما میترسم. از اینکه بعدش چکار کنم می ترسم. اما الان دارم به این ترسم اعتراف می کنم. و این اعتراف سنگینیه. چون ترس با ایمان یک جا جمع نمیشن.

      یعنی واقعا خدا با این دو تا کامنت داره با من حرف میزنه.

      من به این فایل از طریق (مرا به سمت نشانه ام هدایت کن) اومدم اینجا. منی که هیچوقت کامنت هارو نمی خوندم امروز با خودم عهد کردم که تک تک کامنت هارو بخونم. خیلی گیج شدم.

      من هیج ایده ای ندارم برای کار دیگه ای. توی کامنت قبلی نوشتم که باید قانون خلا رو بکار بگیرم. اما کامنت شما یه جورایی حجت رو برمن تموم کرد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        آرش بیدختی گفته:
        مدت عضویت: 4271 روز

        سلامی دوباره به شما دوست عزیز.

        خوشحالم که کامنت من تونست که یه نشانه ای از طرف خداوند برات باشه برای تغییر روند زندگیت .

        در مورد اینکه هیچ ایده ای در مورد کاری که میخوای خودت شروع کنی نداری باید بگم که برای اینه که خوب در مورد خودت و تواناییهات فکر نکردی .همه ما آدما یه سری تواناییهایی رو داریم که یا انجامش دادیم و یادمون نمیاد ( به خصوص در دوران بچگی ) یا اینکه میدونیم تواناییمون رو ولی بخاطر حرفای دیگران که اون تواناییهامون رو بی ارزش میدونن ما هم فکر کردیم که اون تواناییهامون ارزش ندارن و نمیشه ازشون پول ساخت و یا یک سری تواناییهایی هست در وجودمون که ما کشفشون نکردیم ولی در اعماق وجودمون هست و ما ازش خبر نداریم .

        اگه به برنامه های استعدادیایی های دنیا رو تماشا کرده باشی متوجه میشی که یک سری از کارهایی که ما فکرشم نمیکنیم بقیه دارن ازش پول میسازن .

        در مورد من هم همین طور بوده من اصلا فکر نمیکردم که توی طراحی نقاشیخط استعداد داشته باشم چون حتی یکبار هم اسمشو نشنیده بودم چه برسه به اینکه بخوام بدونم توش استعداد دارم .تا اینکه بعد از استعفا دادنم از خداوند هدایت خواستم و خداوند منو به یاد یک فردی آورد که زمانی که من با اتوبوس میرفتم به محل کار کارمندیم اون فرد اسامی افراد رو روی کاغذ طوری طراحی میکرد که خیلی زیباتر بشه و خداوند من رو به یاد اون فرد آورد و بعدش از اونجایی که ایشون مجسمه ساز هم بودنو با اون اسامی که زیبا میکرد مجسمه هاشو میساخت و از طرفی هم به من گفته بودن که یکی از مجسمه هاشون در کرج ساختن من چون این یادآوری رو هدایت خداوند دونستم اولین اقدام عملی که کردم این بود که برم و از این مجسمه عکس بگیرم و متوجه اسم این کار بشم و من رفتم و عکس گرفتم و به یکی از موسسات خوشنویسی رفتم و اونجا کسی جز منشی نبود ولی باز من از منشی پرسیدم و ایشون بلد نبود .بعدش من به خدا گفتم که من میدونم که این کاری که کردم درسته منو باز هدایت کن و میدونم که تو مسیر رو بهم نشون میدی و در حالی که در مسیر برگشت به خونه بودم خداوند نگاه من رو به یک مغازه صنایع دستی بسیار کوچیک جلب کرد و من متوجه الهام شدم و رفتم داخل و اولین فردی که دیدم یک مرد مسن بود و عکس رو نشون دادم و گفتم که اسم این کار چیه و ایشون نمیدونستن ولی گفت که از همکارش بپرسه که همکارش هم یه دختر جوونی بود و عکسو دید و گفت که اسم این کار تایپوگرافیه ( تا اون لحظه حتی یکبار هم اسم تایپوگرافی رو نشنیده بودم ) و من خوشحال و خنودن اومدم بیرون و تا خونه فقط خداوند رو سپاسگزاری کردم ووقتی به خونه رسیدم در مورد تایپوگرافی تحقیق کردم و بعدش فیلمهایی که در مورد این موضوع بود رو دیدم و آرام آرام خداوند منو به سمت کالیگرافی و نقاشیخط هدایت کرد و تا تونستم فیلم دیدم و تمرین کردم و در نهایت متوجه شدم که توی نقاشیخط استعداد دارم .( اولش هر سه سبک رو تمرین میکردم ولی بعدش فقط تمرکز کردم روی نقاشیخط ) اولش که خداوند اون فرد رو به یاد من آورد من تصور میکردم که بایستی روی اسامی افراد محصولاتم رو طراحی کنم ولی هرچی بیشتر پیش رفتم خداوند منو به سمت حرفه نقاشیخط هدایت کرد تا اینکه الان دارم نقاشیخط رو به صورت حرفه ای یاد میگیرم و محصولاتم رو طراحی میکنم .

        از خداوند هدایت بخواه و مطمئن باش که خداوند نشانه ها رو بهت میده .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          نگین گفته:
          مدت عضویت: 1530 روز

          سلام آقا آرش

          یه بار کامنت نوشتم پرید

          و خیلی ناراحت شدم

          دوباره خلاصه تر مینویسم

          هر چند سخته

          چون

          من در شرایط ناامیدی به کامنت شما هدایت شدم

          من یک پله از زهرا جان جلوتر هستم تو استعفا از شغلی که تازه بعد 21 سال داشت حقوق و مزایامون عالی میشد به امید اینکه عاشق خوشنویسی ام و میخوام کارمند خدا بشم

          اما

          هر روز داره بر این پشیمونی بیشتر اضافه میشه مخصوصا وقتی حقوق و مزایای هم دوره ای های خودم و می بینم که الان به چه مزایای خوبی رسیدن و من روز بروز ….

          بگذریم

          من تو این دو سال بیکاری ، خوشنویسی با خودکار رو دنبال کردم ، نستعلیق رو به یه حد مطلوبی رسوندم و بعد تو دوره های آموزش غیرحضوری استاد فتحی شرکت کردم و دستخط هما و صریر و نسخ و حتی کاپرپلیت رو به خوبی یاد گرفتم و برای هر کدوم هم چند تایی هنرجو گرفتم

          اما تنها کانال تبلیغاتی من سایت دیوار و یکی دو بار هم کانال فنی و حرفه ای شهرمون بود که زیاد استقبال نشد

          میگن باید تو اینستا تبلیغ کنی و پیج بزنی و…

          و من بخاطر آموزه های استاد اصلا اینستا رو کلا نصب نکردم و هیچی ازش بلد نیستم

          و میدونم اگر نصی کنم احتمالا تمرکزم رو میگیره

          به آموزش این دستخط ها علاقمندم ولی نمیدونم چیکار کنم

          در شروع راه بخاطر کم استقبال شدن ناامید شدم

          گفتم مهاجرت کنم یه شهر شمالی که هم دوست دارم زندگی در شهرهای شمالی رو ، هم اونجا جمعیت بیشتری داره و مردمش بهتر خرج میکنن

          نمیدونم واقعا چیکار کنم ، هیچ ایده خاصی به ذهنم نمیاد هرچی از خدا هدایت میخوام

          شما گفتید از شغل قبلی که اومدید بیرون از خدا هدایت خواستید و هدایت کرد

          ولی من بارها و بارها ازش خواستم و نشد

          نمیدونم چرا

          حدود 95٪ محصولات استاد رو با پول همون شغل قبلیم خریدم و بارها و بارها گوش دادم ولی نمیدونم ترمزم چیه و کجاست

          پاک کلافه شدم

          کاشکی خدا از طریق شما یا دستان دیگه ش هدایتم کنه

          من

          تمام پل های پشت سرم و خراب کردم و امکان برگشتن به شغل قبلی نیست

          اگر هم باشه مایه سرشکستگی من میشه

          و حتی اگه ممکن هم باشه ، مطمئنم دیگه در اوج ناامیدی از خدا قرار میگیرم و مشرک میشم به اون شغل که فقط پول تو اون هست و همه ی این آموزه ها الکی و بیهوده بود

          و فقط دو سه سال من رو حسابی از رشد و پیشرفت مالی و اعتبار اجتماعی و همه چیز عقب انداخت

          بارها و بارها گفتم خدایا سخت محتاج کمکت هستم سخت محتاج هدایت ت هستم نزار غرق ناامیدی بشم ، نزار برگردم ، من دوست دارم تو این مسیر بمونم

          ولی منم آدمم خسته میشم

          دارم کم کم باور میکنم حرفهای اطرافیانم رو که میگن دیوونه شدی ، شغل به اون خوبی رو ول کردی ، 21 سال زحمت. به باد دادی که به چی برسی؟

          خب خوشنویسی رو که میتونستی با همون شغل هم یاد بگیری و… الان مثلا چه درآمدی داری؟ شغلی که هزاران نفر آرزوش و داشتن ول کردی که چی بشه ؟؟

          ای خدااا

          دارم دیوونه میشم

          هدایتی برسون

          اگه این راه همون صراط المستقیم ه که نزار برگردم

          من برگردم ، می شکنم

          من برگردم ، دیگه از دلم بر نمیاد یک کلام باهات حرف بزنم

          من برگردم ، ازت دور میشم

          نمیخوام مشرک بشم , کمکم کن

          اذن بده کارمند خودت شم

          من به این امید اومدم سمت عشقم

          ناامید برم نگردون یا اله العالمین

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            آرش بیدختی گفته:
            مدت عضویت: 4271 روز

            سلام نگین خانم.

            اول اینکه ناامیدی در اول راه هر کاری طبیعیه به خصوص زمانیکه شما از یه شغل پردرآمد و پرسابقه و پر اتفاقات و چیزای خوب ، وارد یه کار جدیدی میشی که عاشقشی ولی درآمد نداری یا درآمدش به اندازه اون کار قبلی نیست و چالش های جدیدی داره.

            منم زمانیکه کارم و استفا دادم چند ماهی رو بیکار بودم و حتی نمیدونستم که چه کاری رو انجام بدم . من عاشق موسیقی و خوانندگی بودم و هستم ولی پولشو نداشتم که بتونم برم آموزش ببینم و برای همین چند ماهی بیکار بودم و از خداوند هدایت خواستم تا کاری رو به من بگه که بتونم ازش پول در بیارم تا از پولش بتونم برم خوانندگی و موسیقی . نمیدونم بعد چند ماه بعد از درخواستم، خداوند منو هدایت کرد به این کار.

            من هم بارها تو این مسیر ، ناامید شدم ولی دوباره ادامه دادم حتی آخرین ناامیدیم 2 سال پیش بود که باعث شد 2 سال از همین کارم دست بکشم ولی تازگیا دوباره برگشتم و اینبار قویتر و مصمم تر از قبل هستم .

            میخوام بگم که اشکال نداره که نا امید شدین مهم اینه که اگه واقعا خوشنویسی رو دوس دارین و عاشقشین ادامه بدین . یعضی وقتا هم خیلی از ماها فکر میکنیم که عاشق یه کاری هستیم ولی ممکنه که یا نباشیم یا قرار هست که یه کار مهمتری رو انجام بدیم . مثلا من در دوران نوجوانی عاشق فوتبال بودم و بیشتر زمانم رو با بچه های محله مون فوتبال بازی میکردم از صبح تا شب ولی فقط در همون حد عاشق فوتبال بودم اصلا هم به فکر اینکه برم یه فوتبالیست حرفه ای بشم و برم باشگاه حرفه ای نبودم . یا مثلا در مورد همین موسیقی و خوانندگی، یه مدتی کلاسای نوازندگی گیتار رفتم و چند سالی هم برای خودم تمرین کردم و میخوندم و خیلییی دوس داشتم که یه نوازنده و خواننده حرفه ای بشم حتی یه چند ماهی هم تو کلاسای امیر قناد گروه سون برای یادگیری گیتار شرکت کردم ولی به خاطر هزینه هاش نتونستم ادامه بدم ولی با اینکه خیلییییییی عاشق موسیقی و خوانندگی بودم اما اونقدری هم پافشاری نکردم که مثلا بخاطر تامین هزینه هاش برم مثلا دستفروشی کنم تا بتونم به عشقم برسم و اینقدر طول کشید که دیگه فقط در حد گوش دادن موسیقی رسید. حتی تا همین پارسال هم ذهنم همش درگیر این بود که موسیقی رسالت من هست یا این کاری که دارم انجام میدم و بعد متوجه شدم که به جای اینکه فکر و ذهنم رو درگیر این کنم که رسالتم چی هست یا اینکه موسیقی رو چکار کنم ، تمرکزم رو بذارم روی همین کاری که دارم و این رو ببرم جلو.

            اول باید ببینید که آیا واقعا این کاری انجام میدین همون کاری هست که عاشقشین یا نه بعد در همین حین که دارین این کارو انجام میدین و پیش میرید مشخص میشه که دقیقا همین کار هست یا دقیقا چه کاری هست .

            اینکه شما تونستین برای کاری که یاد گرفتین هنرجو بگیرید و آموزش بدین همین یه نشونه خیلییی خوب هست که میتونید تو این کار موفق بشین .

            در مورد اینستا یا هر شبکه اجتماعی باید بگم که عضویت و قرار دادن کارتون و حرفتون و تواناییهاتون هیچ ربطی به درگیر شدنتون نداره. شما میتونید توی تمام شبکه های اجتماعی عضو بشین و کارتون رو قرار بدین بدون اینکه درگیرش بشین. فقط تکته مهم اینه که تمرکزتون رو میخواین کجا بذارید . الان مثلا خود استاد عباسمنش هم پیج اینستا داره و پیجای دیگه ولی فقط پست میذاره و میاد بیرون همین ولی تمرکز اصلیش روی سایتش هست .

            شما حتی میتونید در شروع کار اینستا یا یوتیوب یا هر شبکه اجتماعی دیگه ای رو نصب کنید و کار باهاشون هم خیلی راحته بعد تواناهیهاتون و چند نمونه کارهاتون رو قرار بدین بدون حتی 1 ریال هزینه ، فقط باید زمان و صبر و امید رو داشت باشین تا تو فرکانسش قرار بگیرین. من یادمه که اوایل کارم چون توی فرکانسش نبودم داخل اینستا ، همون هشتکهایی که بقیه میزدن رو قرار دادم ولی نتیجه نگرفتم . میدونستم که تا زمانیکه تو فرکانسش قرار نگیرم نتایج اتفاق نمیافته .

            هجرت کردن به جای دیگه در حالی که فرکانستون همونه هیچ تاثیری توی روند کاریتون نداره شما اول باید فرکانستون بهتر بشه تا خودبخود به جای بهتر هدایت بشین ، به ایده های بهتر به موقعیتهای بهتر هدایت بشین .پس فقط تمرکزتون رو کارتون باشه نه جای کارتون.

            موندن تو این مسیر و با خداوند بودن و هدایت خواستن ازش ربطی به کارمند بودنتون یا شغل قبلیتون یا این شغل فعلیتون نداره . من فکر میکنم که علت اینکه شما هدایت ها رو دریافت نمیکنید اینه که دریافت میکنید ولی به نشانه ها، ایده ها، راه حل ها دقت نمیکنید یا اینکه منتظر یه اتفاق بزرگ و عجیب هستین یا اینکه با ناامیدی و ناراحتی و یاس درخواست میکنید چون تا وقتی تو این احساسها باشین هدایت رو یا دریافت نمیکنید یا هدایت اشتباهی رو دریافت میکنید چون وقتی تو احساس آرامش و حال خوب هستین میتونید هدایت درست رو درکش کنید .با گوش دادن به محصولاتی که خریدین دوباره به احساس آرامش و اطمینان و امید برسین بعد از خداوند هدایت بخواین. با حال خوب و آرامش درخواست هدایت بخواین.

            صبر و امید و توکل و طی کردن تکامل درست یکی از مهمترین موضوعاتیه که ما آدما فراموشش کردیم بخصوص از زمانیکه شکل زندگی انسان با اومدن سبک زندگی فست فودی و همه چی سریع انجام بشه تغییر کرد . اگه میبینید که این همه فیلم و سریال بسیااار پر بیننده ابرقهرمانی ساخته میشه بخاطر همین طرز فکره که همه چی زود انجام بشه. یه عنکبوت یه نفرو نیش میزنه و همون کسی تا دیروزش توسری خور بقیه بوده و دستاپاچلفتی بوده و خیلی چیزای دیگه فقط تو با نیش زدن یه عنکبوت میشه قهرمان یه شهر یا قهرمان دنیا . پس طی کردن روند تکامل خیلی مهمه . مثلا اگه یه نوزاد زودتر از زمانش به این دنیا بیاد چون خیلی از اندانهاش به اندازه کافی رشد نکرده و قوی نشده وقتی زود به دنیا میاد مجبوره که تو دستگاه قرارش بدن تا شاید روند تکاملیش طی بشه . پس طی کردن تکامل خیلیییی مهمه و عجله تو کارتون نکنید میدونم که شاید سخت باشه توی دنیای دیجیتال و فست فوت و هوش مصنوعی جدیدی که اومده.همین هوش مصنوعی که اومده خیلیییی ها رو در ظاهر راحت کرده ولی روند تکاملی و خلاقیتهاشون رو ازشون گرفته. اگه یه سری به اینستا یا سایتها بزنید طرف تا دیروز با یه مداد و کاغذ و یه برنامه گرافیکی و خلاقیت بینظیرش، لوگوهای بینظیر طراحی میکرد ولی از وقتی سایتهای هوش مصنوعی اومده ، چسبیده به هوش مصنوعی و ذهن و ایده هاش رو داده به هوش مصنوعی .

            نمیخوام بگم که هوش مصنوعی بده فقط میخوام بگم که طی کردن روند تکاملی تو کارتون خیلیییی مهمه و خیلییی خوبه که بتونید به خوبی این قانون رو درکش کنید و درست استفاده کنید .

            امیدوارم که بتونید ایمان و آرامش و امیدتون رو دوباره تقویت کنید تا بتونید دوباره هدایت رو دریافت کنید .( هدایت رو که دریافت میکردید و میکنید ولی شاید یکی از دلایلی که در بالاتر گفتم باشه ) .

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
            • -
              نگین گفته:
              مدت عضویت: 1530 روز

              سلام آقا آرش

              نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم

              کامنتتون پیام های بسیار خوبی برام داشت

              – اینکه فهمیدم بقیه افراد موفق مثل شما هم براشون پیش اومده ناامید بشن بهم دلگرمی داد

              – در مورد تذکر هوش مصنوعی ممنونم بموقع بور

              – در مورد اینستا و اینکه نگرانی من و کم کردید ، ممنونم

              من بجای فرار از چنین بستر خوبی برای شروع ، باید روی کانون توجه خودم کار کنم و اجازه ندم ورود به حواشی و سرگرمی های بی‌فایده من و از اصل دور کنه

              همین موبایل ، همین دسترسی آسان به اینترنت، همین اخبار تیتر گوگل و خیلی چیزهای دیگه که بواسطه ی گوشی های هوشمندی که الان در دسترس همه هست ، هم میتونه مثل 90٪ جامعه ، مایه سرگرمی و حیف و میل کردن وقت و هزینه شون بشه ، هم میتونه مثل ما گاربران سایت باعث رشد و پیشرفت شخصی و ارتقاء مدار

              بنابراین فرار از گوشی هوشمند بدلیل فرار از سرگرمی و اتلاف وقت ، کار درستی نیست

              همین امکانات هم میتونه فرصت باشه ، هم تهدید

              اگر این دو سه سال بوسیله همین گوشی ، من زمانم رو روی سرگرمی های اینستا و … میزاشتم درسته که ممکن بود از لحاظ مالی بفکر رها کردن شغل و… نیفتم وکمی بیشتر رشد مالی داشته باشم

              اما اگر عضویت در این سایت نبود من خیلی آگاهی های نابی که سالهای سال دنبالش بودم رو کسب نمیکردم، پا روی خیلی از ترسهام نمیذاشتم ، ترس هایی که سالهای سال عذابم میدادن

              انقدر قشنگ خدا رو نمی شناختم

              دیشب هدایت شدم به یکی از کامنتهای جدید آقا رضا احمدی عزیز ، دانش آموخته ی دانشگاه امام صادق ، ایشون تو کامنت شون به مستند 34 دقیقه ای فرعون ، رامسس دوم اشاره کردن

              هر کار کردم نشد دانلودش کنم و ببینم

              ولی یه مستند دیگه با مضمونی شبیه این دیدم که گمونم تقریبا به همون داستان اشاره کرده بود

              داستان تحقیق دانشمندان روی جسد فرعون و دست چپ فرعون ، و استخراج آخرین صوت خارج شده از گلوی فرعون در زمان غرق شدن که کلمه الله رو گفته بود ، اونم با امکانات دهه 1980 و اعجاز قرآن و اثبات اینکه طبق آیه صریح قرآن ، جسد فرعون قبل از متلاشی شدن همون روز حادثه ( اَلیَوم ) از دریا بیرون آورده شده تا عبرت آیندگان بشه ، و شگفتی محققی بنام موریس… که اسلام آورد بخاطر اونهمه اعجاز در قرآن

              و….

              این آگاهی های ناب ، همون درخواست‌های همیشگی من از خدا بوده که اجابت شده و هر روز بیشتر و ناب تر میشه

              و

              نباید بعنوان توقف گاه بهش نگاه کنم

              و حس کنم درجا میزنم و عقب افتادم

              باید به چشم لذت بردن از این زندگی در مسیر آگاهی ها بهش نگاه کنم

              در خود بطلب ،،هر آنچه که…..

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          زہرا کاظمے گفته:
          مدت عضویت: 1410 روز

          سلام اقا ارش منممممم خیلی عاشق این هنرررر هستم و دوست دارم توی این حوزه حرفه ای بشم و مهارت کسب کنم و این بشه کسب و کارم تازه واردش شدم و دارم تمرین میکنم اگر توصیه ای که بهم کمک کنه دارید ممنون میشم باهام به اشتراک بزارید من یک موردی که دارم اینه که عاشق تمام حوزه های خوشنویسی هستم با خودکار قلم تمام مدل خط هارو دوست دارم یادبگیرم این در حالیه که کالیگرافی نقاشیخط و تایپوگرافی و……. هرکدومشون یک حوزه ی جدا هستن

          شما چند ساله در این حوزه فعالیت دارید و روزانه چند ساعت تمرین کردید درامدتون ازش چقدره منم همین وضعیت رو دارم که میخوام شغلم رو ول کنم و بیام تو این حوضه حتی کانال اموزش خوشنویسی اسان رو تو تلگرام زدم و با خودکار دارم کم کم دوره تهیه میکنم ولی عشق اصلیم همون کالیگرافی هست که باهاش دیوانه میشم

          کتاب های زیادی تهیه کردم و خطوط مختلف رو تمرین کردم حتی خوشنویسی انگلیسی اما تمرکزم پخشه میخوام تو یکیش استاد بشم باور های محدود کننده دارم مثلا تو ذهنم اینه که دست زیاده تو این کار رقابت زیاده من چطور بفروشم خیلی ها بهتر از من هستن مشتری از کجا با اینکه خداوند بهم نشونه هارو داده تا قدم برداشتم دوتا مشتری تا الان که هنوز در مسیر یادگیریم داشتم و ایمانم رو باید ادامه بدم اما اگر میشه با منطق میخوام از شما الگو بگیرم در مورد قدم هایی که برداشتید با باور فراوانی بگید چقدر وقته تو این حوزه کار میکنید

          دارم از افرادی که تو این حوزه هستن الگو میگیرم و دوره عزت نفس رو هم کار میکنم

          خیلی حالم بهتر از قبله خیلی خوشحالم که به این مسیر هدایت شدم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            آرش بیدختی گفته:
            مدت عضویت: 4271 روز

            سلام زهرا خانم. شرمنده که با تاخیر زیاد کامنتتون رو خوندم. امسال پنجمین سال ورودم به این حرفه هست و من به مدت 8 ماه شبانه روز روی این حرفه کار کردم . واقعیتش اینه که شما خودتون خیلی بهتر میتونید بدونید که الان در چه جایگاهی هستید و بر اساس تواناییهاتون و اشتیاقتون بشنجید که کجا هستید و به کجا میخواهید برید . در مورد باورهای محدود کننده تون باید بگم که همه این موارد رو استاد در روانشناسی ثروت ها کاملا توضیح دادن اما اون چیزی که من و شما رو از بقیه افراد این حوزه جدا خواهد کرد اینه که بدونیم سبک شخصیمون چی هست . منم اولش همه سبکارو انجام دادم و از خداوند هدایت خواستم تا اون چیزی که منو خیلی خو میتونه پیش ببره هدایت کنه همونطوری ام که گفتم اولش هر 3 سبک رو انجام دادم ولی بعدش که پیش رفتم متوجه شدم که دقیقا چی میخوام. شما هم نگران اینکه همه سبکا و همه خطها رو دوس دارید نباشید اولش بایستی از همه چیز بلد باشین چون تنوع سلیقه و این کار زیاده هر سبک و هر مدلی فکر میکنید بهتون احساس رضایتمندی میده رو انجام بدین به مرور که پیش میرید خداوند هدایتتون میکنه که دقیقا چه کاری بایستی انجام بدین. نگران اینکه چون همه سبکارو دوس دارید تمرکزتون پراکنده میشه نباشید بایستی اولش همه کارو انجام بدین تا بدونید دقیقا کدوم رو قلبا قراره دنبال کنید .اگه روانشناسی های ثروت رو از سایت خریدید حتما روش کار کنید چون تمام باورهای محدودکننده ای که گفتین رو استاد در او پکیج توضیح دادن و از همه مهمتر اینکه فقط و فقط و فقط روی کار خودتون تمرکز کنید و هیچ کاری به اینکه بقیه در حوزه کاری شما دارن چه کار میکنن نداشته باشید .فقط تمرکز روی کار خودتون.

            در مورد استفا دادن کارتون هم بگم که من نمیتونم د این مورد نظری بدم و شما بایستی خودتون بر اساس وضعیتتون و شرایطتون بسنجید که با شعل فعلیتون میخواید چکار کنید چون این جور موارد برای هر کسی متفاوته.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    هوشيار فرهادي گفته:
    مدت عضویت: 2649 روز

    سلام ودرود بی پایان به دو ستان عزیزم واستاد دلسوز ومهربان امشب که در حال برگشتن از شرکت به طرف خونه بودم تو ترافیک داشتم این فایل استاد گوش میدادم که با مادرش در مکه صحبت کرده بود واز اینکه مادرش به آرزوش رسیده بود چقد خوشحال بود کاملاً حس استاد میفهمیدم که به نا گاه گوشیم زنگ خورد وصدای استاد قطع شد مادرم بود از شهرستان گفت مادر من امسال (خرداد) میخوام برم سفر حج کسی نیست پاسپورتم و تمدید کنه تو هم که داری از ایران میری به نا گاه حس این همه تلاقی بی زمان ومکان حس استاد صحبتش با مادرش راجع به حج حس من تو این دم غروب با مادرم از راه دور راجع به حج …..بغض گلومو گرفته بود مادرم و دلداری دادم گفتم منکه هنوز تهرانم جایی نرفتم فردا صبح هم کار گذر نامه تو خودم پیگیری میکنم (یادم افتاد دبیرستانی که بودم وخیلی با قرآن انس گرفته بودم یک روز کنار بخاری خوابم گرفته بود تو خواب دیدم مکه هستم همه دارن به یک طرف میدویدن منهم دست یک نفر گرفته بودم از خانواده خودم بود ولی نمیدونم کی بود میدویدم جلو کعبه یک لحظه ایستادم دیدم حضرت عیسی با یک لباس سفید بلند ومو های بلند در هیبت یک انسان خوش سیما بیرون امدن وقدشان آنقدر بلند بود که سرشونو خم کردن تا از کعبه بیرون بیان بعد دوباره به همان طرفی دویدم که همه میرفتن داخل یک مسجد رفتیم مردم روبروی پیامبر (ص) نشسته بودن من از دور تا دیدمشون فقط گریه میکردم مثل یک ادم معمولی بین جمعیت نشسته بود با یک پارچه ای که به سر بسته بود یک لحظه پشت سرم و نگاه کردم خانم واقایی را دیدم که میشناختم واتفاقاً همون زمان که موسم حج بود حج رفته بودن و آنجا بودن ….) گفتم مادر شاید با هم رفتیم گفت مگه اقدام کردی مگه کاراشو انجام دادی گفتم نه خوابمو براش تعریف کردم گفتم مادر نزد خدا کارها خیلی آسان است گفتش که اگه با من بیای من چه غمی دارم ..دلخوشی به مادرم دادم وخدا حافظی کردم ..امشب تو راه فقط گریه میکردم خدای عزیز احساس میکردم چقد حس زمان ومکان تغییر کرده احساس میکردم تازه متولد شدم چون امروز از خدا خواسته بودم منکه طبق گفته قرآن بخودمون ستم کردیم هر گناهی انجام دادیم گنا هامو ببخشه ….من حدود یک ماه با این خانواده آشنا شدم وخدا میدونه نشانه ها از درو دیوار میباره تمام چیزایی که استاد گفته واینم نشانه امشب که دوست داشتم با شما همسفرای عزیزم به اشتراک بزارم

    در پناه خالق یکتا شاد باشید ثروتمند باشید وسعادتمند همسفرای عزیزم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    الهه سوادکوهی گفته:
    مدت عضویت: 3066 روز

    به نام خدای رزاق و هدایتگرم

    قسمت 19 از سریال فوق العاده مصاحبه با توحیدی ترین استاد دنیا

    .

    سلام میکنم ب استاد عزیزم ب پیام آور زمانه

    و خدارو بی نهایت شاکرم ک در زمانه ای زندگی میکنم ک همچین پیام آوری در اون هست و خدارو صدهزار بار شکر که من رو در مدار دیدن شنیدن و درک و عمل کردن ب این آگاهی ها قرار داد

    .

    موضوع این فایل:

    تمرکز لیزری برای رسیدن ب هدف

    الهام گرفته از آیه “ان سعیکم لشتی” ک سعی شما پراکنده است..

    .

    من برای رسیدن ب هدفم باید و باید تمرکز لیزری روی هدفم بذارم و ب خدا و به جهان نشون بدم این تعهد و تمرکزم رو..نشون بدم ک از تمام تعلقات و دل مشغولیهایی جز این فارغ شدم و با تمام وجودم میخوام ب این هدف برسم

    و وقتی من با تمام وجودم تمرکز میکنم هدایت میشم

    چطور؟

    در مدار دریافت الهامات و ایده هایی مربوط ب اون حوزه تمرکزم قرار میگیرم ک اگر میخواستم خودم بشینم با فکر خودم بهشون برسم امکان پذیر نبود چون کانون توجهم روی اون خواسته و هدفم هست و طبق قانون تغییر نتپذیر جهان باید هدایت بشم به مسیرهای رسیدن بهش و قرار گرفتن در مدار دریافتش

    با تمرکز کردن روی هدفم من ب اون منبع الهام و هدایت وصل میشم و هدایتهاش رو ب وضوح بیشتری دریافت میکنم و اگر بهشون عمل کنم ب چیزی فراتر از اون خواسته قلبیم دست پیدا میکنم

    البته ک شاید من با گرفتن اولین ایده و الهام و عمل کردن بهش ب خواسته نهاییم نرسم اما این قدمی هست برای مرحله بعدیم ک باید انجامش بدم تا ب مرحله بعد هدایت بشم و خدا خواسته ک من ایمانم رو بهش نشون بدم

    تا خدا بداند

    تا خدا بداند ک من دارم انجامش میدم و به هدفم مصمم هستم و میخوام ک بهش برسم اما از مسیر آسان

    مسیری ک با هدایت خدا باشه

    نه از مسیرهای سختی ک مردم عام دارن طی میکنن!

    من باید در این مسیر تسلیم باشم و بگم خدایا من نمیدونم چجوری

    من نمیدونم

    ولی تو میدونی

    تو رب منی

    تو میدونی

    تو به من بگو

    تو هدایتم کن ب بهترین مسیر برای رسیدن ب خواستم

    تو بهم بگو با اینکه دارم تمام قدمهایی ک میگی رو برمیدارم ولی ب خواستم نمیرسم پس دلیلش چیه ترمز من چیه خودت برام شناساییش کن بهم نشونش بده و برام رفعش کن خدایا من عاجزم در شناخت ذهنم و بازیهاش

    ولی تو خالق ذهن منی. خودت برام درستش کن

    و خدای من…

    این تسلیم بودن چ احساس آرامش و رهایی به من میبخشه

    وقتی همه چیز رو ب تنها فرمانروای جهانیان میسپارم و پشتم ب کوه گرم میشه

    خیالم راحت میشه

    فقط باید مطمئن باقی بمونم و عمل کنم

    نبابد دچار تردید بشم

    باید ایمانم رو ب خدا نشون بدم تا خدا بداند ک بهش اعتماد دارم و ب معنای واقعی بهش توکل کردم

    استاد عزیزم ازت بی نهایت ممنونم برای قرار دادن این فایلهای بی نظیر و این سایت الهی

    عاشقانه و آگاهانه دوستت دارم

    و ایمان دارم ک ب زودیه زود در آمریکا میبینمتون (هربار این جمله رو میگم لبخند زیبایی رو لبم میاد از ایمان)

    .

    عاشقتونم

    الهه در مسیر بهشت

    شهریور 1400

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1940 روز

    🦋با سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان سایت🦋

    🎀مصاحبه با استاد قسمت ۱۹🎀

    🛑❓داستان مهاجرت خودتون به آمریکا رو توضیح بدید و چه جوری شد که این اتفاق افتاد ❓🛑

    یکی از دلایلش بحث زبان انگلیسی بود که این آگاهی‌ها رو به زبان انگلیسی انتشار بدم و پیام‌آور توحید باشم توی دنیا🥰

    به دنبال کشوری بودم که زبانم خوب بشه و بتونم به این شکل رسالتم رو انجام بدم و یک وکیلی گرفتم که کارهای مهاجرتی رو انجام بده و بهم گفت که میتونیم برات روی آفریقای جنوبی کار کنیم و بقیه کشورها، انگلیس و کانادا و استرالیا و آمریکا رو اصلاً حرفش رو نزن🥴

    باعث شد که من، اصلا تصمیم گرفتم به آمریکا برم. و گفتم حالا که این میگه نمیشه، من که قوانین رو میدونم میخوام همون جایی رو برم که میگن اصلا امکانش نیست👌🥰

    و آب و هوا هم خیلی برام مهمه و خواسته من این شد که بیام آمریکا. و زبان انگلیسی و آزادی هایی که میخواستم راحت باشم و هرچی که میخوام داشته باشم و هر جا که میخوام برم، هر جور که میخوام باشم، 🎀

    اون تضادهایی که بهش بر خورده بودم، این خواسته ها رو برام به وجود آورده بود. وقتی که مطمئن شدم که این خواسته رو میخوام اتفاق بیفته، من اومدم از قانون استفاده کردم که چطور میتونم من به این خواستم برسم🤔🤔👏

    آیه ای در قرآن هست، اِنَ سَعیَکُم لَشَتی

    یعنی اینکه تلاش شما خیلی پراکنده است، من برای این که پراکنده نباشه تلاش‌هام

    اومدم نگاه کردم، اگه بخوام فرکانسم رو بذارم روی مهاجرت، چه کارهایی رو باید انجام بدم💖

    وقتی که شما یک هدفی رو دارید، یک سری کارها رو باید انجام بدید و یکسری کارها رو نباید انجام بدید تا به هدفتون برسید🥀🪴

    یعنی فقط بحث انجام دادن یکسری کارها نیست بحث انجام ندادن یک سری کارها هم هست🤗

    من گفتم تا وقتی که من تمرکزم تو ایرانه و دارم کار می کنم و این قدر درگیرم،😲😕

    چون اون موقع یه دفتر داشتم اصفهان، کلی کارمند داشت و کلی برنامه داشتم برای اون دفتر و کلی کارها و دفترها پر کرده بودم که چه کارهایی انجام بدیم🤨

    یه دفتر هم داشتم کرج،یه دفترداشتم تهران، و برنامه این بود که توی هر شهر بزرگ مرکز استانی من یه دفتر داشته باشم و به صورت گردشی برم و اینها رو سر و سامون بدم و دوره‌های آموزشی رو تهیه کنم و کلی هم کار کرده بودم با مدرسین مختلف🪴

    ویدیو تهیه کرده بودم، تدوین شده بود و خیلی هم کارمند داشتم. بعد به خودم گفتم ببین تو میخوای بری یه کشور دیگه، بعد هر روز داری مثل اختاپوس، پایه هات رو توی ایران محکم تر میکنی و طرح‌ها رو گسترده تر میکنی و این دو تا با هم نمیخونه 🤨

    یعنی تو یه جای دیگه میخوای بری، بعد هر روز داری اینجا رو گسترش میدی، به شکلی که باید همیشه هم اینجا باشی. یعنی یه پات روی گازه یه پات روی ترمز😆🎀

    کی من اینو بهش رسیدم، موقعی که توی دبی بودم، یه شب تا صبح توی خیابون های دبی راه میرفتم و فکر میکردم🤔

    چون من همیشه دارم به قانون فکر می‌کنم. و همیشه فکر میکنم که چه جوری میشه که آدم به خواسته‌اش میرسه؟؟ چیکار باید بکنه؟؟🤔🎀

    گفتم خوب من الان مدتیه که میخوام مهاجرت کنم و اتفاق نمیفته این مهاجرته،

    یه چیزی هم هست من می‌فهمم که این اتفاقه باید طبق قانون برای من رخ بده، چون من همه کارهاش رو کردم.🥰

    مثلاً من یکسری خواسته داشتم و طبق قانونی که درک کردم، مثلاً این خواسته باید به وجود میومده چون من همه اون کارهایی که برای رسیدن به خواسته بوده انجام دادم، باورها رو ساختم، اقدام های عملی رو انجام دادم، بعد اگه نمیشده میشستم فکر میکردم احتمالا یه چیز هایی از زیر دستم در رفته. بعد خیلی عمیق فکر می کنم💖🤔

    میشینم فکر میکنم، یعنی من هیچ کاره ام

    میگم تو بگو خدا چیکار کنم؟؟ میشینم به بی فکری خودم اعتراف می‌کنم، به ناتوانی خودم اعتراف میکنم، میشینم فکر میکنم شب تا صبح، در واقع این بوده که می شستم میگفتم من هیچ فکری ندارم، به قول حضرت موسی من فقیرم به هر خیری که از تو به من برسه. تو بگو چیه قضیه تو بگو کجای کار ایراد داره🥰🤗

    تو منو هدایت کن وآگاه کن.

    شب تا صبح این سوال هارو میپرسیدم که در دوره‌های مختلف در مورد قدرت سوال توضیح دادم. جوابی که اومد این بود که عزیز من خواسته تو اینه که بری مهاجرت کنی و بعد گسترده میکنی چیزی رو که ایران داری🤨🙄

    ان سعیکم لشتی، سعی شما پراکنده است. بعد همون شب تصمیم گرفتم، اومدم تموم برنامه ها رو کنسل کردم و نمیدونم ۵۰۰ میلیون یا شاید یک میلیارد هم هزینه کرده بودم براشون😲😲

    قبلاً هم گفتم من وقتی بفهمم یه مسیری اشتباهه مهم نیست که چقدر رفتم اون مسیر رو، هر کجا باشه جلوش رو میگیرم👏👏👌

    بعضی ها میگن ما مثلاً تا مقطع دکترا رفتیم، دو سال دیگه بخونم دکترا رو میگیرم، واقعا حالم از این رشته به هم میخوره، حالم از فضای کاریش به هم میخوره، هیچ علاقه‌ای ندارم، فقط به خاطر حقوقش یا مثلاً خونوادم یا اعتبارم ادامه میدم

    از اون طرف هم دلم نمیاد،سه چهار سال وقت گذاشتم، یه سال دیگه مونده، ۶ ماه دیگه مونده نمیدونم چیکار کنم، جواب من در مورد خودم، کاری به شما ندارم،

    در مورد خودم جواب من اینه که، به محض اینکه بفهمم مسیری که دارم میرم اشتباهه و درست نیست، اصلاً مهم نیست که چقدر این مسیر رو رفتم، اصلاً مهم نیست چقدر براش پرداخت کردم چقدر زمان گذاشتم، چقدر جوونی انرژی و هرچی‌که گذاشتم🥰

    این مسیر اشتباهه، این ره که تو میروی به ترکستان است. خوب مسیر رو عوض کن و من مسیر رو عوض میکنم. من خیلی مقاومتم کمه در این جور موارد🎀💖🌻

    تاکید می کنم من در مورد خودم توضیح میدم، من جواب دوستمون رو ندادم و نمیخوام مسئولیت انتخاب شما رو به عهده بگیرم که مثلا طرف بیاد بگه آقای عباس منش گفته که ولش کن از همین جا ادامه نده و برو سراغ زندگی خودت برو دنبال عشقت، علاقت،🥴

    بعد دو روز دیگه بگی من چه اشتباهی کردم، من اگه چند ماه دیگه ادامه داده بودم، مدرکم رو گرفته بودم، به خاطر حرف عباس منش خودم رو بدبخت کردم، من نمیخوام مسئولیت تصمیمات شما رو به عهده بگیرم، من هرچی که میگم در مورد خودم میگم🥰🎀💖🌻

    من اگر خودم بفهمم مسیری اشتباهه، دیگه ادامه نمیدم و کاری هم ندارم شما تو چه مسیری هستید و میخواهید ادامه بدید یا نه🌺

    قانون رو وقتی من میفهمم، دیگه ادامه نمیدم بعد که اینو فهمیدم، از دبی که برگشتم، اومدم دفتر اصفهان، دفتر کرج و دفتر تهران رو جمع کردم و بچه‌ها هم خیلی شاکی شدن و خیلی کارهای زیادی انجام داده بودیم🤨💎

    مسیرم اشتباه نبود. و بحث، بحث اشتباه و درست نبود. بحث، بحث یه مسیری بود که الان خواسته من به هر دلیلی تغییر کرده بود، با این مسیر به خواسته ام نمیرسیدم، 🤗🦋

    مثلا،اون موقع میخواستم غروب خورشید رو ببینم داشتم به اون طرف میرفتم، الان فهمیدم که علاقه دارم طلوع خورشید رو ببینم، خوب حالا دیگه باید برگردم، حالا هر چقدر هم که رفتم باید برگردم🌹

    به خاطر همین، اومدم اون الهاماتی که دریافت کردم، اومدم تمام اون درگیری های ذهنی رو که برای کارهای ایران بود، گذاشتم کنار و همه رو جمع کردم و هزینه‌هایی هم که پرداخت کرده بودم برای همه این کارها، شاید بالای یک میلیارد بود، همه رو گفتم اشکالی نداره، میسازم دوباره، خداوند بی‌نهایت رزاقه، بینهایت فراوانی و ثروت در جهان وجود داره، اصلا نگران از دست دادن چیزی نیستم، میسازمشون و میرم سراغ هدفم🤗

    بعد از این درها باز شد، شروع کردم به اون بحث تکاملی خارج از کشور، که رفتم شهرهای مختلف کشورهای مختلف رو دیدم و بعد خیلی راحت این اتفاق افتاد که من اومدم آمریکا🥰🥳🥳

    وقتی که من یک هدفی رو دارم، باید فرکانس هام هم، در راستای این هدف باشه. اگه میخوام بهش برسم🤗

    اگه فرکانس هام در راستای این هدف نیست، مهم نیست که من چقدر میخوام به این هدف برسم، من به هدفم نمیرسم😕🥴

    بعد که همه این کارها انجام شد و این دفاتر جمع شد و ذهنم پاک شده از ایران، یعنی اون مسافرت هایی هم که میرفتم خارج از کشور، برای اینکه میخواستم ذهنیتم رو از ایران ببرم بیرون.🥰

    یعنی یه موقع هست شما مثلاً ذهنت درگیر یک مسئله است، میخوای به یک خواسته دیگه برسی ذهنت درگیر یه چیز دیگه است، درگیر متضاد اون خواسته است، نمیشه به این خواسته رسید وقتی که ذهنت اینجاست🥳🤗

    وقتی بحث فرکانس و توجه رو درک میکنید بهتر میفهمید من چی میگم👌🎀

    و من هی سعی میکردم ذهنم رو از ایران بکشم بیرون، و سعی میکردم این کار رو انجام بدم، بعد که این کارها رو انجام دادم، خیلی درها معجزه‌آسا باز شد💃💃🥀🪴

    وقتی که شما فرکانس تون تغییر میکنه، همزمانی خیلی کارهاشو خوب انجام میده، که برای من اون موقع دفترها جمع شد، و فرکانسه برداشته شد از ایران، و آمد جای دیگه، یعنی همه چیز رو آماده کردم طبق اون قوانینی که درک میکردم برای اینکه به خواستم برسم و دیگه جهان بقیه کارها رو انجام داد🥰🥳🤗👌🎀

    من دوست داشتم که اون مهاجرته اتفاق بیفته اون خواسته‌ها، اون زبان انگلیسی، اون کاره باشه ولی اینکه حالا چه جوری باشه و به چه طریقی باشه، خدا برای من انتخاب میکرد و از ساده ترین و راحت ترین و بهترین روش منو به خواستم میرسوند🥰🥳🤗

    و همیشه در مورد همه خواسته ها اینجوریه یعنی من اصلاً به روش رسیدن به خواسته کاری ندارم، به خواستهِ هه کار دارم🎀🥰🥳

    و به خواسته هم رسیدم. اون خواسته هم یک جای خاص نبود، یه موقعیتی بود که زبان انگلیسیم خوب بشه، اون آزادی‌ها باشه، هوای خوب باشه، خواستم این بود، حالا اینکه آمریکا باشه یا استرالیا باشه، کاری نداشتم.🌺🥀

    هوا توی استرالیا هم، خیلی خوب بود، اونا هم انگلیسی صحبت میکردن، طبیعت خیلی زیبایی هم داشت، حالا یا جای دیگه ای باشه، میدونستم که هوا باید خوب باشه و زبان انگلیسی هم داشته باشه اصلا هم نگران نبودم که بشود یا نشود🤗🎀

    نمیگم اگر نمیشد خوشحال بودم،

    نه، اگر میشد خوشحال بودم، اگر نمیشد ناراحت نبودم🦋🌹

    این یه ذره فرق میکنه با اینکه بگم، اگر میشد خوشحال بودم، اگر نمیشد هم خوشحال بودم

    همه اون قوانینی که برای رسیدن به خواسته هست که من جزء به جزء، در دوره‌های مختلف گفتم و خودم از اونها استفاده کردم، که اینقدر راحت به این خواسته ها رسیدم، اینقدر راحت اتفاقات رخ داد، اینقدر راحت همه چیز فراهم میشه و هم اینجوری به من داده میشه و همه اینها بحث فرکانسه، بحث مداره، بحث باوره بحث احساس خوبه، بحث امیده، بحث ایمانه بحث توکله🤗🎀🦋🦋

    تمام اتفاقاتی که وارد زندگی ما میشه به خاطر باورهای ماست. و ما فقط باید این باورها رو درست کنیم که این کار هم زمان میبره🌻

    بالاخره خیلی مقاومت ها هست، خیلی حرفها رو شنیدیم، خیلی چرت و پرت ها رو تو مغزمون جا دادیم، باید تغییر کنه، ولی هر چقدر بیشتر کار میکنی، هی مدارت تغییر میکنه، هر چقدر هم مدارت تغییر کنه، هی به جاهای بهتری هدایت میشی خدایا شکرت🥳🌺🥀🌹🤗

    رسیدن به خواسته ها معنوی ترین کار دنیاست همه خواسته ها معنوی ان،👌🥰🤗

    هیچ خواسته‌ای اونقدرها بزرگ نیست که نتونی به اون برسی، زیرا تنها زمانی رویایی در قلبت متولد میشه که توانایی لازم برای تحققش در وجودت باشه 👌🥰

    رسالت تو در هر قدم از زندگی، تحقق همون رویاییه که در قلبت متولد شده و قلبت رو پر از شور و شوق کرده💃🦋🎀

    فقط باید بهاش رو پردازی، باید باورهای قدرتمند کننده‌ای بسازی که تو رو وارد مسیر صحیحی کنه که تو رو به سمت اون رویا هدایت میکنه باید باورهایی بسازی که حریف نجواهای ذهنت بشی و اجازه نده تا شرایط به ظاهر نامناسب کنونی تورو از جدی گرفتن رویاهات، ناامید کنه👌🥰💃🦋

    باید باورهایی بسازی که از عهده حساب و کتاب کردن ذهنت بربیاد،

    از عهده نجواهایی که مصمم شده، به وسیله تمرکز بر موانع، تورو به این نتیجه برسونه که به خاطر موقعیت کنونی، این رویا دور از دسترسه🌻

    زیرا شرایط فعلی چیزی نیست جز باورهای محدود کننده قبلی،🌺

    و شرایط فعلی تغییر میکنه، وقتی باورهای قبلی تغییر کنه،🦋

    باور توحیدی یعنی بپذیری که زندگیت در دست باورهای خودته، نه شرایط بیرونی🥳

    و ایمان داشته باشی که، شرایط بیرونی تغییر خواهد کرد، به محض این که نه تنها از برخورد با اون مسائل بیخیال رویاهات نشی، بلکه از اون شرایط، قدرت بگیری و اونو فرصت شگفت انگیزی بدونی تا ایمان و توکلت رو نشون بدی🌻💐🌸

    برای ورود به مدار خواسته، باید به همون اندازه که یک سری عادت ها رو ایجاد میکنی، یکسری عادت ها رو هم حذف کنی🤗🦋

    به همون اندازه که ذهنت رو با ورودی های خوب تغذیه میکنی، باید توجه به مسائل زیادی رو هم حذف کنی💖🎀👌

    تا باورهای هماهنگ با اون مدار ساخته بشه، همون طور که بر نعمتهای زندگیت متمرکز میشی و به خاطرشون سپاسگزاری میکنی، به همون اندازه هم، توجهت رو از ناخواسته ها برداری و به خاطرشون گله و شکایت نکنی🤗🦋💖🎀

    خدایا شکرت🦋🦋💖🥀

    در پناه الله یکتا شاد، سالم، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید💎🌺

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربونم🦋 خیلی دوستتون دارم🦋🎀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    روح الله اسماعیل زاده گفته:
    مدت عضویت: 1282 روز

    سلام استاد عزیزم

    سپاس خدای مهربان و نزدیک که در همه حال حسش میکنم

    استاد عزیز بنده حدودا از 20مرداد بصورت کاملا اتفاقی فایل های روز شمار تحول زندگی من و گوش کردم حدودا از اوایل مرداد ماه دوست خیلی خیلی صمیمی بعد اینکه حالت و حال روحی و وانی منو دید بهم گفت آقا عباس منش گوش کن،من چند بار پشت گوش انداختم باز3روز بعد بهم گفت گوش دادی گفتم نه حالا میگیرم باز5,6روز بعد دیدیم همو تاکید کرد گوش کن تو.بالاخره بعد چند بار تاکید یهو گفتم بگیرم ببینم چی میشه.

    ببینید واقعا الان خودم فکر میکنم که حالم چه جوری بود در صورتی که نباید فکر کنم ببینید حالم فوق العاده بد،روحیه در حد زیر صفر،افسرده کی شدید،وببینید نمی‌دونستم که چمه فقط میدونستم خرابم

    بگذریم روز به روز منم ی وضعیتی پیش اومده که مجبورم با ماشین کار کنم از موقع ای که از خونه میزنم بیرون تا تو خونه وارد میشدم3یا4تا فایل حداقل20بار بیشتر گوش میدادم تا میرفتم باز4تا دیگه می‌گرفتم.واقعا هدایت شدم وقتی گفتید پاشنه آشیل زندگیتو پیدا کن.من واقعا پیدا کردم

    ببینید ی تعهد دادم و پاس وایستادن الان حدود36روزه که زندگی پاک و سالم شروع کردم.چند تا گام برای خودم تعریف کردم که باید چکار کنم.وسط این موضوعات من کنکور ارشد دادم و بعد آن اتفاقات روحی ام گفتم ولش بابا درس به چه دردی میخوره.بعد اینکه از طریق فایل شما هدایت شدم توسط خدا نتایج کنکور اومد و گفتم این نشانه اس باید بری من34سالمه و الان2فصل از فایل های روز شمار تحول گوش دادم قانون افرینشم هرروز گوش میدم ی احساسی الان دارم که انگار هی دارم فایل هارو تکراری گوش میدم و دیگه الان15روزه دانلود نکردم انگار جلوم دیوار هستش.اما دیشب ایمیل و زدم و اومدم تو سایت ی خورده احساس کردم خب اینم ی نشانه اس.

    سرتون و درد نیاورم واقعا حال روحی و فوق العاده شده ی چیزی رو1سال با دوستم می‌خوام بخریم اما همیشه پولش جور نمیشد تا اینکه بعد آشنایی باشما من وام میخواستم بگیرم با اینکه امضا کرده بودم قرار بود واریزبشه یهو جلوش بسته شد اما بازم شکر کردم دوستم زنگ زد گفت فلان رفیقمون باهاش حرف زدم گفت من همه پول میدم منم شریک بشم.ببینید اول گفتم بابا نامردی و از اینجور حرفها اما بعد1روز وکلی فک کردم گفتم خب اینهمه زور زدی نشد مطمین باش نشانه از طرف خداست و اوکی شد و خریدیم

    عذر خواهم طولانی شد استاد واقعا دوستتون دارم کمترین چیزی که بدست آوردم که بهترین چیزها حال و هوای خیلی خوب و امیدوارم

    استاد الان3روزه فعلا بصورت ی نیروی وصول مطالباتی در بانک ملی مشغول شدم البته برای رسیدن به گامهام 1اینکه صبحا عادت کنم زود بیدار شم،2تایم خواندن درس و اطلاعات در درسته تحصیلم که حسابداری داشته باشم،3تایم خواندن زبان داشته باشم.

    استاد من واقعا از خدای که همیشه تو قلبمه و همیشه بما گفتن دستتو بگیر بالا سمت آسمون تا دعات اجرا بشه اما من تو قلبم حسش میکنم و موقعی که خدا می‌شنوه تنم مبارزه و مو باتنم شیخ میشه.

    واقعا همیشه شاکرش هستم

    الان احساس میکنم که باید برم و ادامه بدم فصل سوم روز شمارمو تا اینکه برم12قدم بخرم.خودم می‌دونم ی خورده از ی خورده بیشتر کار دارم تا مغزم بتونم تربیت کنم

    استاد دوستتون دارم به امید رسیدن به اهدافش و دیدنتون در امریکا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فریبا شهاب گفته:
    مدت عضویت: 1493 روز

    بنام رب مهربانم که همه چیز دردستان پرقدرت اوست

    سلام بر استاد موحد ومریم جان عزیزم

    چقدر این همژمانی آیه ای که خواندید ومن هم امروز قبل ازدیدن این فایل به سمت این آیه هدایت شدم وکلی لذت بردم ‌عدالت مطلق پروردگار

    عزیزم به اندازه ای دقیق ودزست عمل می‌کند که با

    درک قوانین تغییر ناپذیر الهی درجهان درصورت نداشتن مقاومت ذهنی بسیارراحت وساده اتفاقات ودزخواست های زندگی خودزا رقم می‌زنیم .

    من همواره شاکر خدای عزیزوعظیم هستم که به این مسیرهدایت شدم ودزاین مدت نتایج خوبی گرفتم ،گرچه به لطف خالق مهربانم سالها قبل بطور ناخودآگاه ویدون اطلاع از قوانین بدلیل تمرکز بیشتر برمسائل زندگی بخصوص شغلم چقدر موفق

    بودم ویدون توجه به راضی نگهداشتن مدیران وهمکارانم فقط کارم رو درست انجام میدادم و

    زمانی که بازنشسته (زودتر ازموعد) شدم تا به این لحظه مرور خاطرات بتوسط همکارانم فقط راجع به خوبی ونلاشم درزمان خدمتم بوده و باعث حال خوش امروز نیز می‌باشد .

    وبسیار اتفاقات ‌خاطرات شیرینی که از باورهای توحیدی ‌رضایت پروردگارم داشتم این اتفاقات را برایم رقم زده بود امیدوارم امروز هم با کمک خدای عزیز وعظیم ،بتونم باورهای موحدانه رو در وجودم قوی تر کنم وبهترین وزیباترین هارو در زندگیم خلق

    کنم

    انشاالله درپناه رب مهربانم خوشبخت وسعادتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1528 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    آیا می توان مانع اتفاقاتی شد که مشیت و صلاح خداوند است؟

    اولین قدم برای هدایت به راه صحیح و مستقیم همان مسیر انعمت علیهم است که:

    قبول کنیم تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء حاصل باورها و فرکانس های ما است.

    قبول کنیم:

    خداوند هیچ تصمیم و صلاحی برای ما در نظر نگرفته

    هیچ برنامه ای از قبل برای ما مشخص نشده است

    مشیت الهی:

    قوانین حاکم بر جهان هستی است

    خداوند در مورد خواسته های ما قضاوت نمی کند

    جهان مانند آینه عمل می کند

    اصلا مهم نیست که ما چقدر خداوند را مسئول اتفاقات رخ داده یا نداده در زندگی خود بدانیم و یا قوانین را درک کنیم یا نه :

    جهان توسط قوانین اداره و مدیریت می شود

    ما به وسیله ی باورها و فرکانس های خود اتفاقات زندگی خود را رقم می زنیم.

    جهان : به فرکانس های ما پاسخ می دهد

    این جهان کاملا عادلانه تعبیه شده است.

    ما با کانون توجه خود فرکانس هایی را به جهان ارسال می کنیم:

    فرکانس های ما ناشی از اساس باورهایمان است.

    باورهای ما کانون توجه ما را ایجاد می کند

    اگر همیشه اتفاقات ناخواسته و شرایط بدی را تجربه می کنیم:

    باورها و فرکانس های نامناسب را به جهان هستی ارسال می کنیم

    تا زمانی که باورهای ما تغییر نکند:

    اتفاق مناسبی را تجربه نخواهیم کرد

    زبان گفتگوی ما با جهان زبان:

    فرکانس است جهان کاری به کلمات ما ندارد و باورهای ما را می شناسد و به آنها پاسخ می دهد

    ایا می خواهیم فرکانس ها و باورهای خود را بشناسیم؟

    به نتیجه ی زندگی خود نگاه کنیم

    اگر نتایج ما در حال تغییر است: باورهای ما تغییر کرده است

    اگر نتایج ثابتی داریم:

    بر روی باورهای خود به خوبی و درستی کار نکرده ایم

    هیچ شرایط موقعیت فرد و… بدون اجازه ی ما وارد زندگی ما نمی شود

    جهان تنها یک مبدل است:

    که فرکانس های ما را به اتفاقات شرایط و رخدادهای زندگی ما تبدیل می کند

    خداوند عادل مطلق است

    سیستمی را در جهان طراحی کرده که:

    فرکانس ما را دریافت می کند و جهان اطراف ما را همگن و هم اساس با فرکانس های ارسالی ما:

    می چیند تغییر می دهد درست می کند و تبدیل می کند

    ما هر لحظه مانند پازل :

    زندگی خود را می چینیم و بازسازی می کنیم.

    با چه چیزی؟

    با فرکانس هایی که ارسال می کنیم

    ما به خداوند مانند انسان احساساتی نگاه می کنیم

    همه ی اتفاقات را خودمان برای خودمان رقم می زنیم

    به این درک از قوانین برسیم:

    هر اتفاقی که برای ما رخ می دهد خودمان برای خودمان رقم می زنیم

    هیچ جبری در کار نیست

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1290 روز

    سلام استاد عزیزم

    خدایا شکرت که هرلحظه به درخواست های من جواب میدی من توی یه مساله گیر کرده بودم وازخدا خواستم هدایتم کنه واون جواب منو اززبان استاد عباس منش داد

    من به خدا گفتم من چطور میتونم به خواسته م برسم ؟

    چه کارهایی رو باید انجام بدم ؟

    این درحالی بود که یاد گرفتم به جای تمرکز روی مشکل بیام به راه حل فکر کنم وحالا قدم بعدی بعد ازکنترل ذهن واعراض ازناخواسته نمیدونستم باید چیکار کنم میخوام روند تکاملمو بگم

    خب حالا چند تا ایده اومد ولی ذهنم خیلی شلوغ بود ونمیتونستم تمرکز کنم و مطمئن نبودم که این راهکار درسته یانه ؟

    چون قبلاً هر فکری به ذهنم میومد انجام میدادم امروز که به این فایل هدایت شدم میخکوب شدم

    استاد گفت نشستم به خدا گفتم تومنو اگاه کن

    همون کاری که باید انجام میدادم

    افکار من ذهن من داشت پیشنهادهایی میداد که با توجه به قانون وصحبتهای استاد درست نبود

    دیدم استاد توی مسائل زندگی چقدر متفاوت عمل میکنه میشینه فکر میکنه وبعد از خدا هدایت میخواد خب معلومه که نتایج زمین تا آسمون متفاوته

    اینکه هرجا حس کنه داره اشتباه میکنه برمیگرده ومن واغلب افراد همون راه ادامه میدیم تا ابد ودلیل نوددرصد مشکلات من این بود که وقتی راه فهمیدم چون خیلی راه رفتم ذهنم مقاومت میکرد وچون با قانون جور در نمیومد پس ازنتبجه مسیر همیشه ضربه میخوردم

    یکی از بزرگترین تغییرات من این بود که شهامت کندن ازشرایط قبل داشتم زندگی قبلیم بود که وقتی باورامو تغییر داده بودم دیگه نمیتونستم ادامه بدم وفهمیدم اشتباه میکنم جداشدم سالها بود این اتفاق باید می افتاد ولی من شهامت نداشتم

    من تامدتها قبل هم ذهنم توی شرایط گذشته بود یه الهامی بهم گفت تو تا زمانی که این طرز فکر داری نمیتونی جلو بری همون جا تصمیم گرفتم دیگه حتی فکر هم نکنم وکنترل ذهن داشته باشم وفقط به جلو حرکت کنم ونزارم هیچ احساسی اتفاقی حرفی منو به قبل ببره

    خدایا شکرت برای این اکاهی ها

    این فایل اززبان خدا بهم گفت تمرکزنداری من برای دیدن این فایل بیش از پونزده بار فایل قطع کردم هزار عامل حواس پرتی اومد تا بهم ثابت بشه دلیل اینکه من نتونستم به نتیجه دلخواه برسم تمرکز نداشتن خدا انقدر زیبا وواضح باما صحبت میکنه

    چون تمرکزمو ازروی مسأله برداشتم چون ازخدا هدایت خواستم واون انقدر عالی بهم گفت

    خدایا شکرت نمیدونم چی بگم چقدر عالی جوابمو میدی

    اگر من هنوز به خواسته م نرسیدم دلیلش این نیست خدا حواسش بهم نیست یا نمیشنوه این یعنی حتما چیزی توی این مساله هست که من هنوز پیداش نکردم

    اینکه استاد داره میگه تجربه ش چیه ؟

    یک سری عمل انجام داده که ما یا نمیبینیم یا نمیخوایم انجام بدیم بعد به نتیجه که استاد رسیده نمیرسیم بعد میگیم چرا ؟؟؟

    من فهمیدم اگه بخوام هدایت بشم وتمرکز بزارم روی خواسته م نه مشکل جواب رو بهم میده وبا حل این مساله نه تنها به اون چیزی که میخام میرسم بلکه با حل اون اعتماد به نفس من بیشتر میشه تجربه میکنم دیگه اون مساله تکرار نمیشه ،هم اینکه باحس خوب ازش میگذرم نه با درد ورنج واشتباه وتجربه بد

    استاد عزیزم عاشقتم وازت ممنونم که انقدر عالی به تمام مسائل زندگیم با این اگاهی ها حل میشه

    طبق قانون بدون تغییر خداوند که برای همه یکسانه

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    ستاره بنی نجاریان گفته:
    مدت عضویت: 4185 روز

    سلااااااام استاد عزییییزم و دوستان نازنینم. استاد من در کانال دیگه ی تلگرامتون از قبل عضو بودم و سوالات و جوابها و راهکارهارا همیشه میخوندم و لذت میبردم و استفاده میکردم ازشون ممنونم که یک بخش در سایت رو هم بهش اختصاص دادید. استاد عزیزم این روزها دارم با جدیت روی دوره عزت نفس کار میکنم و مطمئنم که خیلی از اتفاقات عالی با طی کردن این دوره برام به وجود میاد چون دلیل خیلی از رفتارهایی که مانع از حرکت کردنم میشه نبود عزت نفسه و میدونم و یقیین دارم که با وجود این دوره خیلی از پاشنه های آشیلم برطرف میشه. این هفته دارم روی جلسه سوم کار میکنم و تا همین لحظه اقدامات زیادی که به تعویق انداخته بودم رو انجام دادم. استاد بودن در این فضا چیزیه که با تمام وجودم میخوام و راهیه که عاشقانه میخوام تا ابد دنبالش کنم و از خدا میخوام همواره من رو در این مسیر هدایت کنه. استاد خوبم منتظر نتایج ارزشمندم باشید هرچند همین لحظه نتیجه اصلی در دستانمه و اونم احساس فوق العاده عالیه که در اکثر لحظات زندگیم دارم تجربه اش میکنم و زندگی را با تمام وجودم زندگی میکنم. خدایاشکرت که من رو دراین زمان به این جهان زیبا دعوت کردی. استاد دوستون دارم و ازتون خیلی خیلی سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: