این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با احازه ی استاد ، دوست خوبم من از دید خودم به سوال شما جواب میدم . امیدوارم درست و کامل باشه ….
سوال من اینه که براساس قانون تکامل وقتی ما کاری یا شغلی رو شروع میکنیم برای اینکه تکاملش طی بشه در ابتدا باید رایگان در خدمت مردم باشیم یا اینکه با دریافت هزینه کم شروع کنیم
به نظرم زیادی فکرت رو درگیر حاشیه نکن. ابتدا شروع کن . حتی اگه رایگان هم بود مهم شروع کردنه . چون وقتی قدم برمیداری و شروع میکنی وقایع اتفاق میفته . وقتی شروع میکنی و قدم اول رو برمیداری قدم دوم بهت گفته میشه … راه برات باز میشه . وقتی تو شب چراغ ماشین رو روشن میکنی فقط 50 متر اول رو میبینی ولی استارت میزنی و راه میفتی چون میدونی اگه 50 متر اول رو برداری . همون چراغ که 50 متر رو برات روشن کرده 50 متر بعدی رو هم برات روشن میکنه . . . پس قدم اول رو برمیداری و به راه و جاده و ماشین و کائنات و خودت اعتماد میکنی …
سوال سوم ام اینه که اگر اختلاف زناشویی بوجود بیاد و یکی از زوجین در مدار مثبت قرار نداره و دیگری سعی می کنه که همش خودشو توی فاز مثبت بیاره و همش به خودش انگیزه بده توی این اختلاف و جدایی مقصر اصلی کدام یک از زوجین بوده اند و این اختلاف و جدایی چه پیام و درسی می تونه برای هر کدام از طرفین داشته باشه و چگونه می تونه از تکرار اون جلوگیری کرد؟
سلام منم به این سوال فکر کردم …. بله وقتی مدارت عوض میشه انگار طرف مقابل متوجه میشه که تو دیگه همون آدم قبلی نیستی …. گاهی شاید حتی بخواد رو به روت یا مقابلت قرار بگیره …. من خودم بار ها و بارها به این قضیه فکر کردم …ولی دیدم وظیفه ی من سمانه فقط و فقط اینه که روی خودم کار کنم … وظیفه ی من سمانه فقط و فقط اینه که باور های خودم رو تغییر بدم و روی خودم کار کنم …. اگر هم نظر منو بخوایید اصلا لازم نیست به دیگران توضیح بدین دارین چی کار میکنید … اصلا لازم نیست طرفتون رو قانع کنید … اصلا لازم نیست حتی ازش بخواین که با شما همراه بشه ….. به نظرم فقط 2 تا کار رو همزمان انجام بدین 1- رو خودتون کار کنید 2- هر اتفاقی افتاد بگید خیره و خوبه ….. میدونید تو مسیری که داری رو خودت کار میکنی گاهی پیش میاد که یکی میخواد از پیش شما بره … یا شما رو ترک کنه …. به نظرم نباید جلوشو بگیرید …. به نظرم نباید وایسید جلوش و ازش بخواین که بمونه . به نظرم فقط باید در کمال آرامش قبول کنید و تو دلتون بگید ایشالله که خیره …. همین خوبه …. همینی که الان داره اتفاق میفته خوبه و به نفع منه . . .
اینکه اول رو کدوم باورت باید کار کنی یا در چه زمینه ای … …. بذار راجب خودم بگم … من دوره ی عشق و مودت رو تموم کردم و بعد از اینکه اون دوره رو تموم کردم و بارها و بارها فایلش رو گوش دادم و بعد به خودم گفتم انگار روابط برام خیلی مهم شده . دلم میخواد برم سراغ قانون آفرینش و رفتم فایل ها یقانون آفرینش رو به ترتیب گوش دادم . جالب اینه که تا وقتی فوکوس کرده بودم رو دوره ی عشق و مودت و دائم اونو گوش میدادم انگار نتایج کمتری میگرفتم …. ولی همین که دوره ی عشق و مودت رو گذاشتم کنار و رفتم سراغ قانون آفرنیش انگار رهایی ایجاد شده بود …… خیلی از این اتفاق خوشحال بودم … من خودم ناخودآگاه اون دوره ی عشق و مودت رو گذاشتم کنار ولی دیدم چه خوب شد …. دوره ی قانون آفرینش تموم میشه میرم سراغ دوره ی بعدی …. جالبش اینه که وقتی یه دوره تموم میشه و میرم دوره های بعدی رو مرور میکنم … اتفاقی که میفته اینه که وقتی بعد از گذشت چند ماه دوباره به دوره ی عشق و مودت سر میزنم و فایل ها رو گوش میدم انگار خیلی ا صحبتهای استاد برام تازگی داره و جالب اینه که چون چند ماه گذشته و من دائم تو این چند ماه رو خودم کار کدم انگار مدارم تغییر کرده و حرفهای استاد رو یه مدل دیگه .. یه جور دیگه …. از یه نگاه دیگه میبینم ……. و این چه قدر برام جالبه ….. کافیه یه دوره رو شروع کنی و فایلهاش رو گوش کنی بعد میبینی که دوست داری اونو ادامه بدی یا نه ….. فقط میتونم بگم شروع کن یه دوره رو شروع کن….. بعد مثلا داری روانشناسی ثروت رو میبینی که توی اون فایل استاد داره راجب روابط و تاثیر روابط خوب در ثروتمند شدن حرف میزنه ….. گاه یبه این نتیجه میرسی که بری و دوره ی عزت نفس رو گوش بدی و رو خودت کار کنی ……
میدونی ا
لبته نمیخوام بگم جسته و گریخته کار کنی ولی فقط اینو میدونم که با دست دست کردن و دل دل کردن هیچی درست نمیشه و باید شروع کنی …. همه چیز از شروع ؛ شروع میشه … همه چیز تو همون نقطه ی شروع هست . اصلا به نظرم تو شروع کردن …. تو قدم اول ر و برداشتن رازی هست که بهت اجازه میده نترسی و بقیه ی مسیر رو بری و ادامه بدی .
سلام با اجازه ی استاد من میخوام جواب سوالتون رو از دیدگاه خودم بدم .
سایت رو نگاه کردم دیدم شما 3٫5 سال یا 4 سال هست که عضو سایت شدید و حتی اگه از روز اول هم متعهد شده باشید و فقط و فقط به فایلها گوش داده باشید و این مسیر رو به طور مداوم ادامه داده باشید باز هم نسبت به استاد که حداقل 10 ساله این راه و رو داره مداوم و مداوم ادامه میده …. شما هنوز اول راهید …… این چیزیه که به خودم امید میده …… درباره ی کتاب خوندن باید بگم که: به نظرم اگه قانون رو ندونی و کتاب های دیگ نویسنده ها رو مطالعه کنی دچار سردرگمی میشی …. ولی اگه قانون رو بدونی و کتابهای دیگه رو مطالعه کنی ( البته فقط و فقط کتابهای خوب رو ) خوبه . ….. چون میتونی تشخیص بدی کجای کتاب طبق قانونه و کجاهاش با قانون در تضاده ….. من خودم الان که کتاب میخونم میبینم بعضی جاهاش چه قدر با قانون یکیه و درست منطبق بر قانونه . . .
اون وقت ایمانت حتی قوی تر هم میشه . . . به نظر شخص خود من کتاب خوندن اصلا بد نیست چون من خودم شخصا بعد از این که قانون رو متوجه شدم و کتاب خوندم دیدم خب استاد همه ی این آموزه ها رو که داره به ما میگه … خیلی عمیق تر و واضح تر . . . .. بعدشم استاد هم داره مثل همه ی ما تکاملش رو طی میکنه … خودش میگه فایلهای اولیه که داشته خیلی هم ضایع بوده خخخخخ ولی کم کم بهتر و بهتر شده ….. تکاملش رو طی کرده و همه چیز بهتر و بهتر شده ….. ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم …. ما هم تکاملمون رو طی میکنیم …. ما هم نسبت به دو ماه پیشمون خیلی بهتر شدیم …. و تو ماههای آینده همه چیز بهتر و بهتر میشه …
سلام دوست خوبم . با اجازه ی استاد میخوام به این سوالتون پاسخ بدم … 3٫ شما همیشه از کلیات زندگیتون برای تغییر باورها گفتید و از جزئیات کم گفتید لطفا از جزئیات آنچه ک انجام دادید هم بگید مخصوصا زمانی که در ابتدای راه بودید،
به نظر من استاد خیلی وقتا دست ما رو گرفته و با خودش برده در جزئی ترین لحظات زندگیش … خوندم که نوشته بودید خیلی از فایلهای رایگان رو دارید . نمیدونم آیا محصولی هم خریداری کردید یا نه …. ولی خب به هر حال خیلی از تیکه های زندگی استاد توی محصولات هست و بچه هایی که اونا روخریداری کردن شاید بیشتر در جریان زندگی ایشون هستن و اینکه چه طوری تو تک تک لحظات زندگی استاد داره روی خودش و باورهاش کار میکنه….. یه فیلمی بود در حد دو سه دقیقه از استاد وقتی که توی بندرعباس زندگی میکرده و تمام خونه و زندگیش تو یه اتاق و فقط یه اتاق خلاصه میشده ….. اونو دیدید؟ خود اون فیلم خیلی از رفتار های جزئی استاد رو بهمون نشون میده …. اینکه وقتی شرایطش از نظر مالی خیلی بد بوده و حتی معمولی هم نبوده … ولی باز حس خوب داشته …. … خود استاد میگه یه کتونی برنده شده تو یه مسابقه و همش با اون کتونی راه میرفته و تجسم میکرده ….. کف کتونی سائیده میشه و حتی کف پای استاد زمین رو حس میکنه هاااااا اما باز هم دست از تجسم برنمیداره و لحظات خوب و ثروت و نعمت رو تجسم میکنه ….. یه جایی تو یه فایلی استاد داره فایل ضبط میکنه که یه خروسه همش سرو صدا میکنه خخخخخخ اگه ما بودیم شاکی میشدیم و میگفتیم ای بابا این حیوون نفهمو ببین هی داره صدا میکنه ….. ولی استاد میخنده ومیگه این خروسه هیچ وقت این قدر سرو صدا نمیکردااااا خخخخخخخخخ
ببین دوست من نمیدونم اونفایل رو دیدی یا نه ولی خروسه انگار تست خوانندگی داشته باشه همش سرو صدا میکرد خخخخخخخخخ وای من خودم اون قدرررررر خندیدیم خخخخخخ
یا مثلا وسط حرف استاد وقتی داره فایل ضبط میکنه همسایه شون میاد وبهش سلام میکنه . بازم استاد نه شاکی میشه و نه هیچی …. میخنده و میره باهوش حرف میزنه و بعد میاد دوباره فایلش رو ضبظ میکنه …… میبینی دوست من همه چیزو ساده میگیره ….. میبینی دوست من خب اینا همون لحظات زندگی استاد هست دیگه ….. اینا اتفاقا جزئی ترین لحظات زندگی یه فرد میتونه باشه ….. و کلی لحظه ی دیگه ……
دوست من تمرین کنیم با هم دیگه که تو ریزترین لحظات زندگیمون شاد باشیم و به نکات مثبت توجه کنیم ….. همین لحظات کوچیک وقتی کنار هم قرار بگیرن کلیت زندگی ما رو میسازن ….. یهو چشم باز میکنیم و میبینیم واااااای چه قدر زمانهایی که داره به شادی میگذره زیاده و این طبیعیه … همیشه شاد بود طبیعیه .
با اجازه ی استاد میخوام جواب این دوستمون رو از دید خودم عرض کنم
دوست خوبم تمرکز شما روی این موضوعه که کسی قدر زحمات شما رو نمیدونه …… میدونم هر بار که کافرما باهات بد حرف میزنه یا یه چیزی میگه که ناراحت میشی با خودت میگی این آدم لیاقت منو نداره ….. من زیادی باهاش صادقم …… اگه منم از کار میزدم قدر منو بیشتر میدونستی و ……
استاد میگه وقتی واسه بقیه داری کار میکنی جوری کار کن که انگار اون کار مال خودته …… 10 دقیقه زودتر سر کارت باش … تمرکزت رو بذار رو بهتر انجام دادن کارت …. و به این فکر کن که من خودم کار فرما هستم و الان این کسب و کار مال خودمه …. چه طوری باید رفتار کنم ….. و اگه این کسب و کار مال من بود دوست داشتم چه جور شاگردی داشته باشم ؟ چند تا از خصوصیات شاگردی رو که دوست داشتی میداشتی بنویس و سعی کن خودت همون طوری رفتار کنی ….. اگه وقتی شاگردی خوب کار کنی و عالی باشی اون موقع اگر کسب و کار خودت رو بزنی هممیتونی بهترین باشی …..
دوست من حست نسبت به کارفرمات خوب نیست به نظرم و به چشم یه آدم که داره ازت سو استفاده میکنه بهش نگاه میکنی …. اون با سخت گیری هاش تو رو مقاوم تر بار آورده ….. شاید سخت گیری هاش به خاطر اینه که ازت بیشتر توقع داره ….. شاید پولتو درست ودرمون و کامل بهت نمیده چون فکر میکنه اگه ازش طلبی نداشته باشی تعهد به موندن نداشته باشی ….. شاید شاگرد خیلی خوبی هستی و اون میخواد تو رو با این طرفند که پولتو بهت کامل نمیده یا به موقع نمیده … میخواد شما رو پیش خودش نگه داره ….. فقط باورهاش ضعیفه و طفلک نمیدونه باید چه طوری رفتار کنه …..
میبینی وقتی حستو خوب میکنه حداقل یه ذره همه چیز بهتر میشه
فردا میز کارتو تمیز کن یا جایی که خودت کار میکنی رو تمیز کن ….. یه گلدون بذار تو محل کارت …. یا که لیوان قشنگ بگیر و برای خودت بذار رو ی میزت ….. اگه لباس کار داری بشورش و تمیزش کن ….. نمیدونم یه کاری بکن …. محیط کار آدم جایی هست که آدم ساعتها از روز رو در اون محیز میگذرونه ….. شما خودت ارزشت اینه که یه جای خوب و ایده آل کار کنی …. شروع کن از یه تغییر کوچیک که بهت حس خوب میده شروع کن ……..
دوست خوب من بذار یه خاطره از خودم برات بگم …. من هم به نظر خودم و هم به گفته یی مدیرم بهترین پرسنل جایی هستم که دارم توش کار میکنم ….. یه بار وقتی خطایی ازم سر زد چنان منو دعوا کرد که با اینکه مغرورم ولی اشک از چشمام سرازیر شد … وسط دعوا کردنش بهم گفت هرررر کسی این خطا رو بکنه ….. تو نباید خطا کنی ….. تو سمانه ای ….. من ازت توقع بیشتری دارم ….. بچه ها یهو متوجه این نکته خوب شدم که اشکالی نداره داره منو دعوا میکنه ….. ازم توقع داره …. چون سمانه ام … چون بهترینم ازم توقع بیشتری داره ….. و اصلا فکرشم نمیکنه من خطا کنم ….. حتی همکارام میگفتن سمانه از همه بیشتر تو رو عوا مکینه هاااااا تو خیلی طاقتت زیاده دختر ….. باورتون نمیشه من میخندیدم و خودمو لوس میکردم و میگفتم میبینی …… من خیلی دختر مظلومی ام.. ….. ولی تو دلم میگفتم من لحظه به لحظه دارم کاربلد تر و قوی تر میشم …… من نگاهمو عوض کردم ….. دیگه از دعوا کردن مدیرم نترسیدم ….. و گفتم بهتر و بهتر میشم …… تو یه دفتر اشتباهمو مینوشتم تا دیگه تکراراش نکنم ….. من روز به روز قوی تر شدم و الان از بقیه خیلی بهترم و فروشم هم از بقیه بیشتره و همون طوری که گفتم از دید خودم و از دید مدیرم بهترین پرسنل هستم….. دوست خوبم میتونم به جرات بگم از اون به بعد سعی کردم بهتر و بهتر شم ….. و این طوری هم شد …. در نهایت هم به یه موقعیت شغلی رسیدم که دلم میخواست برسم …..
گاهی آخر ماه که میشه و موقع حقوق گرفتن میشه ….. حقوقو من در اکثر 99 درصد موارد از بقیه بیشتره چون فروشم بیشتره …چون با خودم میگم من فقط پرسنل نیستم …. من مدیرم و این کسب و کار مال خودمه …… بیزینس خودمه …….. دارم ریزه کاری هایی رو یاد میگیرم که وقتی کسب و کار خودم رو شروع کنم دونستن این ریزه کاریها خیلی به دردم میخوره …..من فقط نگاهمو تغییر دادم ……. فقط اگه مدیرم دعوام کرد گفتم اشکالی نداره منم بودم شاید پرسنلمو دعوا میکردم …. من اون موقع به خودم حس خوب دادم و حالا با سواد ترینشون منم ….. بیتشرین حقوق رو میگیرم …. و بهترینم ….. و بود ونبودم رو روند کارها خیلی تاثیر میذاره …….
در واقع اون تضاد ها فقط منو قوی تر کرد ….. چون من به چشم تضاد بهش نگاه کردم وتوجهم رو گذاشتم روی حس بهتر داشتن ….
سلام …. دوست خوبم بله ما باید همیشه و همیشه و به قول استاد تا آخر عمر رو خودمون کار کنیم … این حستون رو میفهمم .. ….منم وقتی روی محصول عشق و مودت کار میکنم توجهم به رابطه ام هست و تمرکزم روی باروهایی هست که به روابط مربوط میشه …… بعد که روی روانشناسی ثروت کار میکنم تمرکزم میره روی ثروت و باورهای مربوط به اون و گاهی حتی رابطه ام رو یادم میره خخخخخ منظورم اینه که دوست دارم همش تنها باشم و فایل گوش کنم یا تو نت چرخ بزنم و درباره ثروتمندان سرچ کنم ……. گاهی که محصول عزت نفس رو گوش میکنم دلم میخواد تنهایی برم به بعضی جاها …… و بیشتر و بیشتر خودم با خودم تکی حال کنم و لذت ببرم …..
اینا خیلی هم خوبه شما هم روی خودت و پاشنه ی آشیلت کار کن وقتی کار میکنی خیلی باورت بهتر میشه …. بعد یه باور دیگه و اون باور قبلی رو هم تکرار کن ….. دفتر داشته باش ….. توش کارات رو بنویس …… ببین اولویت های زندگیت چیه …. به نظرم اگه اولویت زندگیت پول درآوردنه بشین و محصول روانشناسی ثروت رو ببین و بنویس و باور بساز ……
منم همین طوری ام ….. بچه ها هم همین طوری هستن …. استا هم همین طوری هست ….. همزمان نمیشه همه چیز یادمون باشه و 100 % رفتارهامون درست باشه …… اگه با اینکه روی باوری کار کردی اما بازم سوتی دادی و اشتباه کردی اشکالی نداره … موضوع رو واسه خودت سخت نکن چون : گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع …. سخت میگردد جهان بر مردمان سخت کوش
دوست خوبم استاد که استاد ماست و حداقل 10 ساله داره روی خودش کار میکنه … ایشون هم به تضاد برمیخوره …. ایشون هم هنوز به باورهای غلطی توی ذهنش برمیخوره …. این بد نیست … این طبیعیه …. اوکیه …….
به نظرم مهم ترین باور اینه که از لحظه ی اکنونت لدت ببری … و هر لحظه از خودت سوال کنی که الان به این قضیه چه جوری نگاه کنم که حسم بهتر بشه ……
به نظرم نکته ی اساسی اینه که قانون همیشه تو زندگی جریان داره چه بدونی و ازش استفاده کنی و چه ندونی …..
اتفاقا استاد یه فایلی داره راجب همین قضیه که میگه فرق بین استاد با بقیه اینه که اگه از بیل گیتس بژرسی کدوم باورها باعث شد ثروتمند بشی درست نمیتونه توضیح بده …. اگه از آدمهای پولدار بپرسی از راه و روش و مسیر موفقیت برامون بگو … خودشم به وضوح نمیدونه چه طور شده که به اینجا رسیده ….. یعنی اول به موفقیت رسیده بعد حالا که میشینه فکر میکنه میگه به نظرم دلیل موفقیتم این بوده که اون موقع اینترنت نبوده و کسب و کارها کوچیکتر بودن و من تونستم پیشرفت کنم …… یا میشینه فکر میکنه میگه من چون فرش گرد بافتم و اون موقع فرش گرد نبوده همین استارت ثروتمند شدن من شده ….. ولی فرق استاد با بقیه اینه که میدونه چه طوری به اینجارسیده و میتونه ساعتها با وضوح کامل درباره ش توضیح بده و میتونه بگه طبق قانون آینده این مدلی میشه … دیگارن اول به موفقیت میرسن و بعد میشینن دنبال دلایل موفقیت میگردن ولی استاد دلایل و راه موفقیت رو میدونه و توهمون مسیر قدم برمیداره پس نا گزیر به موفقیت میرسه ….. تاکید میکنم ناگزیر ……
موروثی بودن هم قضیه اش همینه دیگران چون قانون رو به این وضوح نمیدونن برای موفقیتشون دنبال دلیل میگردن …. بعد میگن ما ارثی این طوری بودیم …. یا میگن همیشه از بچگی یه ندایی به من میگفت این کار رو انجام بده ….. یا مثلا من مادرم در حقم فداکاری کرد و من تونستم به این جایگاه برسم و دلیل موفقیتهای من از خودگذشتگی مادرم هست …..
دوست خوبم اون آدمها از قانون استفاده کردن اما ناخودآگاه بوده واسه همین نمیتونن درست توضیحش بدن …….
اما من و شمایی که داریم روی خودمون کار میکنیم و قانون رو میدونیم اگه به موفقیت برسیم چی میگیم؟ میگیم با قانون آفرنیش آشنا شدیم … میگیم دریم بورد درست کردیم … میگیم قانون احساس خوب = اتفاقات خوب رو رعایت کردیم …….
متوجه تفاوتش میشی دوست من ؟ اینا با هم فرق داره …. اینکه ثروتمند شدن تو خون بعضی از آدمها هست به من شخصا حس خوبی نمیده …. پس نه بهش فکر میکنم و نه باورش میکنم …..
ولی اگه این طوری فکر کنم که همه در هررررر شرایطی میتونن ثروتمند بشم فقط کافیهباورهاشون رو تغییر بدن به من حس خوبی میده پس اینو هم بارها و بارها تکرار میکنم و هم اینو باور میکنم …. دنیای هر کدوم از ما رو باورهامون میسازه …… پس چیزی رو باور کن که قدرت و عزت نفس رو وارد دنیات کنه ….. باور کن تحت هرررر شرایطی با باورهای خوب میشه ثروتمند شد ….. باور کن تحت هررررر شرایطی میشه به بهترین چیزها رسید ….. باور کن سن مهم نیست … باور کن تحصیلات مهم نیست ……… باور کن ژن و وراث مهم نیست …. فقط باورهای مهسا امینی مهمه …… فقط تو مهمی و باورهای تو
دوست خوبم یادتونه بچه بودیم معلم ها میگفتن نیمی از جواب تو خود سوال هست …. یادتونه ؟
بیایین سوال شما رو بررسی کنیم :سوالم این هست که چرا برخی از پروژه های بزرگ و سود آور از دستم می ره و نمی تونم اون پروژه ها را بگیرم؟ در صورتی که حتی خیلی از این پروژه ها را نیازش را خودم در طرف مقابل ایجاد کردم.
شما نوشتی پروژه های بزرگ و سود آور ….. به نظرم در نظر شما اون پروژه ها بزرگ هستن و سود آور … و در اعماق وجودیتون هنوز یه کم شک دارید که بتونید چنین پروژه های بزرگی رو انجام بدید ……
اینکه همیشه سر بزنگاه درست موقع عقد قرارداد یا امضای نهایی پروژه از دستتون میره یعنی شما احساس لیاقت این که اون پروژه ها مال شما باشن رو ندارید …. شما لایق این هستید که خوب با طرف مقابلتون صحبت کنید … شما لایق این هستید کهخیلی خوب بتونید نکات خوب طرح رو بگید و این نیاز رو در طرف مقابل ایجاد کنید که به کالا یا خدمات شما نیاز داره اما هنوز احساس لیاقت اینکه طرف بیاد امضا کنه و به طور واقعی اون پروژه مال شما باشه رو ندارید …… البته اگه میگید تا همین مراحل پیش میره یعنی خییییییلی خوب دارید رو خودتون و باورهاتون کار میکنید که تا همین مراحل پیش میرید چون تا همین جا هم اصلا کار کوچیکی نیست و خیلی خوبه
به نظرم تجسم کنید که اون پروژه مال شماست و لحظات بعدیش رو تجسم کنید مثلا کیک خریدین و رفتید خونه و دارید به همه راجب موفقیتتون توضیح میدین …. یا وقتی که میایین و تو دفترتون مینویسید که خدایا امروز خیلی کار داشتم و خیلی هم خسته ام اما اون قدر خوشحالم که دلم میخواد قبل از خواب چند خط برای دل خودم بنویسم و باهات حرف بزنم و ازت سپاسگزاری کنم ….. وقتی به لحظات بعد از عقد قرارداد فکر میکنید ……. با اینکه هنوز اونو ندارید اما انگار دارید …. انگار اون پروژه رو واقعا دارید و ازش رد شدید …… خودتون رو ببرید به یه روز یا دو سه روز بعد از عقد قرارداد …. حستون چه مدلیه …. حالا انگار از اون نیاز از اون خواسته رد میشید ….. انگار داریدش ….. در عین حال که خواسته رو میخوایین اما بهش هم نچسبیدید….. احتمالا با خودتون میگید کار سختی هم نبوداااااا فقط باید تمرکز میکردم و حسم و خوب نگه میداشتم ….. احتمالا با خودتون میگید به هدفم رسیدم ولی حالا که رسیدم میفهمم همه چیز مثل قبله … چه قبل از پروژه و چه حالا چیزی که مهمه حس خوب منه … لذت بردن از زندگیه ….. شما باید تکاملتون رو طی کنید … تا اینجا خوب پیش رفتید . مراحل اولیه رو میتونید خیلی خوب از پسش بر بیایین . خوب توضیح میدین و طرفتون رومتقاعد میکنید… یه کم دیگه شما کامل تر میشی و دیگه قرارداد نهایی رو میبندین …
من خودم کار فروش انجام میدم … شده خریداری دارم که خیلی مطمئنم ازم خرید میکنه و سود خییییلی خوبی هم داره ….. اما به هر دلیلی نمیشه ….. قبلا این طوری نبودم اما الآنا میگیم خیره ….. گاهی بعد چند روز زنگ میزنه و ازم خرید میکنه … گاهی اصلا دیگه زنگ نمیزنه و واسه من فرقی نمیکنه چون میگم بابا چیزی که زیاده مشتریه … گاهی هم متوجه میشم از یه آدم دیگه ای خرید کرده…. باورتون نمیشه خیلی راحت و از ته دلم بهش میگم ایشالله خیره …. یا میگم اشالله هر چی به صلاحه اتفاق بیفته ….. چه ازم خرید کنه چه نکنه برام قابل احترامه ….. چون چه بخره ازم چه نخره ازم خدا روزی رسونه …. خیلی از مشتریهام شدیدا بهم علاقه مندند و مثل یه خواهر کوچیکتر بهم نگاه میکنن و برام خیلی احترام قائلن …… خدا رو شکر هر چی بیشتر به خدا می چسبم و از مردم توقعی ندارم وضعیتم هم بهتر میشه حتی از لحاظ فروش …….
بابا خدا اون بالا نشسته که من و شما به خواسته هامون برسیم….شدنیه …. فقط یه روز این طرف یا اون طرف …. همین و بس
منم یه چیزی به سوالتون اضافه کنم ….. استاد ایمانتون به خدا چه طوریه ؟ آیا تو همه ی لحظات زندگیتون وجود خدا رو حس میکنید …. استاد چقدر سپاسگزاری میکنید ؟ ….. شمایی که تو هر فایلی که برای ما میذارید تمام کلمات و جملاتتون پر از خدا پرستی و سپاسگزاریه
استاد خوبم سوالم اینه که دین شما چیه ؟ آیا دینی بالاتر از خدا پرستی و یکتا پرستی وجود داره ؟
به نظرم باید ذهنمون رو پاک کنیم ….. به نظرم باید از ریشه خودمون رو بکوبیم و دوباره خودمون رو بسازیم …. به نظرم باید یه تجدید نظر اساسی داشته باشیم …..
شب قدر ……
گفتم اگه تو شب قدر تقدیر یکسال من مشخص میشه … قبوله …. نشستم نوشتم رو کاغذ و به خدا گفتم تا سال بعد اینا رو میخوام ….. هر چی دوست داشتم نوشتم تا مقدر شه برام …… نوشتم و به جهان گفتم انجام شو …… گفتم تو منو آفریدی … منم میخوام بگم موجود باش و موجود بشه …… گفتم به سلیمان دادی …… طبق قانون وقتی یه نفر میتونه ایییییییییییین همه ثروت و دارایی داشته باشه پس هر کس دیگه ای هم میتونه فقط کافیه مثل اون باور کنه و مثل اون عمل کنه خخخخخخخ تو شب قدر داشتم قانونو با خدا مرور میکردم ………قدر من پر بود از حس سپاسگزاری و تواضع ……. این روزا اشک میریزم اما نه از سر ناله و زاری ….. به خاطر حس خوب شکرگزاری … اون قدر پر میشم از خدا که ناخودآگاه اشک میریزم ….. یعنی وقتی در مقابل این همه لطف خدا قرار میگیرم بی اختیار اشک میریزم ……..
این روزا احسس میکنم با ایمان تر شدم …. ایمانی که باعث میشه خدا رو تو لحظات بیشتری از زندگیم حس کنم … ایمانی که یادم میمونه قدرت فقط و فقط اط آن خداست ……… ایمانی که باعث میشه خیلی راحت با خدا حرف بزنم و مشورت کنم باهاش ……. ایمانی که وجود داره … که هست ….. که بهم حس شادی و آرامش میده …. ایمانی که بهم قدرت داده ….. که همه میگن بی خیالی سمانه ….. و من تو دلم میگم ایمان دارم به خدا …… که مراقبمه ….. که برام فقط خوبی میخواد ….. خدایی که سراسر خوب یو رحمت و مهربونیه ….. و بهشتش رو برای اون دنیای من آماده کرده …………خدایی که میگه بنده ی من . سمانه جان . کارهای زندگیت رو بذار رو شونه های من و خودت برو دنبال عشق و حال ……. ایمانی که که تو لحظه های عاشقانه ی زندگیم تو دلم میگم خدایا اگه آدم های زمینی بهم عشق میورزن چون تو خواستی ….. چون تو مهر منو انداختی تو دل این مردم ………….چشماتو باز میکنی و میبینی خدا تو همه زندگیت هست ……
سلام دوست خوبم
من جسارت میکنم و جواب سوال شما رو از دید خودم میدم .
به نطرم ندای درون شما خودش جواب شما رو داده :یا با لذت بردن و هر لحظه شاکر بودن؟
به نظرم اگه شاکر باشید و سپاسگزاری کنید و شادی کنید و این مدلی زندگی کنید به همه چیز میرسید . به آرامش …. به خود خدا …. به سلامتی …. به روابط خوب .
سلام
با احازه ی استاد ، دوست خوبم من از دید خودم به سوال شما جواب میدم . امیدوارم درست و کامل باشه ….
سوال من اینه که براساس قانون تکامل وقتی ما کاری یا شغلی رو شروع میکنیم برای اینکه تکاملش طی بشه در ابتدا باید رایگان در خدمت مردم باشیم یا اینکه با دریافت هزینه کم شروع کنیم
به نظرم زیادی فکرت رو درگیر حاشیه نکن. ابتدا شروع کن . حتی اگه رایگان هم بود مهم شروع کردنه . چون وقتی قدم برمیداری و شروع میکنی وقایع اتفاق میفته . وقتی شروع میکنی و قدم اول رو برمیداری قدم دوم بهت گفته میشه … راه برات باز میشه . وقتی تو شب چراغ ماشین رو روشن میکنی فقط 50 متر اول رو میبینی ولی استارت میزنی و راه میفتی چون میدونی اگه 50 متر اول رو برداری . همون چراغ که 50 متر رو برات روشن کرده 50 متر بعدی رو هم برات روشن میکنه . . . پس قدم اول رو برمیداری و به راه و جاده و ماشین و کائنات و خودت اعتماد میکنی …
سلام با اجازه استاد من جواب سوالتون رو میدم
سوال سوم ام اینه که اگر اختلاف زناشویی بوجود بیاد و یکی از زوجین در مدار مثبت قرار نداره و دیگری سعی می کنه که همش خودشو توی فاز مثبت بیاره و همش به خودش انگیزه بده توی این اختلاف و جدایی مقصر اصلی کدام یک از زوجین بوده اند و این اختلاف و جدایی چه پیام و درسی می تونه برای هر کدام از طرفین داشته باشه و چگونه می تونه از تکرار اون جلوگیری کرد؟
سلام منم به این سوال فکر کردم …. بله وقتی مدارت عوض میشه انگار طرف مقابل متوجه میشه که تو دیگه همون آدم قبلی نیستی …. گاهی شاید حتی بخواد رو به روت یا مقابلت قرار بگیره …. من خودم بار ها و بارها به این قضیه فکر کردم …ولی دیدم وظیفه ی من سمانه فقط و فقط اینه که روی خودم کار کنم … وظیفه ی من سمانه فقط و فقط اینه که باور های خودم رو تغییر بدم و روی خودم کار کنم …. اگر هم نظر منو بخوایید اصلا لازم نیست به دیگران توضیح بدین دارین چی کار میکنید … اصلا لازم نیست طرفتون رو قانع کنید … اصلا لازم نیست حتی ازش بخواین که با شما همراه بشه ….. به نظرم فقط 2 تا کار رو همزمان انجام بدین 1- رو خودتون کار کنید 2- هر اتفاقی افتاد بگید خیره و خوبه ….. میدونید تو مسیری که داری رو خودت کار میکنی گاهی پیش میاد که یکی میخواد از پیش شما بره … یا شما رو ترک کنه …. به نظرم نباید جلوشو بگیرید …. به نظرم نباید وایسید جلوش و ازش بخواین که بمونه . به نظرم فقط باید در کمال آرامش قبول کنید و تو دلتون بگید ایشالله که خیره …. همین خوبه …. همینی که الان داره اتفاق میفته خوبه و به نفع منه . . .
اینکه اول رو کدوم باورت باید کار کنی یا در چه زمینه ای … …. بذار راجب خودم بگم … من دوره ی عشق و مودت رو تموم کردم و بعد از اینکه اون دوره رو تموم کردم و بارها و بارها فایلش رو گوش دادم و بعد به خودم گفتم انگار روابط برام خیلی مهم شده . دلم میخواد برم سراغ قانون آفرینش و رفتم فایل ها یقانون آفرینش رو به ترتیب گوش دادم . جالب اینه که تا وقتی فوکوس کرده بودم رو دوره ی عشق و مودت و دائم اونو گوش میدادم انگار نتایج کمتری میگرفتم …. ولی همین که دوره ی عشق و مودت رو گذاشتم کنار و رفتم سراغ قانون آفرنیش انگار رهایی ایجاد شده بود …… خیلی از این اتفاق خوشحال بودم … من خودم ناخودآگاه اون دوره ی عشق و مودت رو گذاشتم کنار ولی دیدم چه خوب شد …. دوره ی قانون آفرینش تموم میشه میرم سراغ دوره ی بعدی …. جالبش اینه که وقتی یه دوره تموم میشه و میرم دوره های بعدی رو مرور میکنم … اتفاقی که میفته اینه که وقتی بعد از گذشت چند ماه دوباره به دوره ی عشق و مودت سر میزنم و فایل ها رو گوش میدم انگار خیلی ا صحبتهای استاد برام تازگی داره و جالب اینه که چون چند ماه گذشته و من دائم تو این چند ماه رو خودم کار کدم انگار مدارم تغییر کرده و حرفهای استاد رو یه مدل دیگه .. یه جور دیگه …. از یه نگاه دیگه میبینم ……. و این چه قدر برام جالبه ….. کافیه یه دوره رو شروع کنی و فایلهاش رو گوش کنی بعد میبینی که دوست داری اونو ادامه بدی یا نه ….. فقط میتونم بگم شروع کن یه دوره رو شروع کن….. بعد مثلا داری روانشناسی ثروت رو میبینی که توی اون فایل استاد داره راجب روابط و تاثیر روابط خوب در ثروتمند شدن حرف میزنه ….. گاه یبه این نتیجه میرسی که بری و دوره ی عزت نفس رو گوش بدی و رو خودت کار کنی ……
میدونی ا
لبته نمیخوام بگم جسته و گریخته کار کنی ولی فقط اینو میدونم که با دست دست کردن و دل دل کردن هیچی درست نمیشه و باید شروع کنی …. همه چیز از شروع ؛ شروع میشه … همه چیز تو همون نقطه ی شروع هست . اصلا به نظرم تو شروع کردن …. تو قدم اول ر و برداشتن رازی هست که بهت اجازه میده نترسی و بقیه ی مسیر رو بری و ادامه بدی .
سلام با اجازه ی استاد من میخوام جواب سوالتون رو از دیدگاه خودم بدم .
سایت رو نگاه کردم دیدم شما 3٫5 سال یا 4 سال هست که عضو سایت شدید و حتی اگه از روز اول هم متعهد شده باشید و فقط و فقط به فایلها گوش داده باشید و این مسیر رو به طور مداوم ادامه داده باشید باز هم نسبت به استاد که حداقل 10 ساله این راه و رو داره مداوم و مداوم ادامه میده …. شما هنوز اول راهید …… این چیزیه که به خودم امید میده …… درباره ی کتاب خوندن باید بگم که: به نظرم اگه قانون رو ندونی و کتاب های دیگ نویسنده ها رو مطالعه کنی دچار سردرگمی میشی …. ولی اگه قانون رو بدونی و کتابهای دیگه رو مطالعه کنی ( البته فقط و فقط کتابهای خوب رو ) خوبه . ….. چون میتونی تشخیص بدی کجای کتاب طبق قانونه و کجاهاش با قانون در تضاده ….. من خودم الان که کتاب میخونم میبینم بعضی جاهاش چه قدر با قانون یکیه و درست منطبق بر قانونه . . .
اون وقت ایمانت حتی قوی تر هم میشه . . . به نظر شخص خود من کتاب خوندن اصلا بد نیست چون من خودم شخصا بعد از این که قانون رو متوجه شدم و کتاب خوندم دیدم خب استاد همه ی این آموزه ها رو که داره به ما میگه … خیلی عمیق تر و واضح تر . . . .. بعدشم استاد هم داره مثل همه ی ما تکاملش رو طی میکنه … خودش میگه فایلهای اولیه که داشته خیلی هم ضایع بوده خخخخخ ولی کم کم بهتر و بهتر شده ….. تکاملش رو طی کرده و همه چیز بهتر و بهتر شده ….. ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم …. ما هم تکاملمون رو طی میکنیم …. ما هم نسبت به دو ماه پیشمون خیلی بهتر شدیم …. و تو ماههای آینده همه چیز بهتر و بهتر میشه …
سلام دوست خوبم . با اجازه ی استاد میخوام به این سوالتون پاسخ بدم … 3٫ شما همیشه از کلیات زندگیتون برای تغییر باورها گفتید و از جزئیات کم گفتید لطفا از جزئیات آنچه ک انجام دادید هم بگید مخصوصا زمانی که در ابتدای راه بودید،
به نظر من استاد خیلی وقتا دست ما رو گرفته و با خودش برده در جزئی ترین لحظات زندگیش … خوندم که نوشته بودید خیلی از فایلهای رایگان رو دارید . نمیدونم آیا محصولی هم خریداری کردید یا نه …. ولی خب به هر حال خیلی از تیکه های زندگی استاد توی محصولات هست و بچه هایی که اونا روخریداری کردن شاید بیشتر در جریان زندگی ایشون هستن و اینکه چه طوری تو تک تک لحظات زندگی استاد داره روی خودش و باورهاش کار میکنه….. یه فیلمی بود در حد دو سه دقیقه از استاد وقتی که توی بندرعباس زندگی میکرده و تمام خونه و زندگیش تو یه اتاق و فقط یه اتاق خلاصه میشده ….. اونو دیدید؟ خود اون فیلم خیلی از رفتار های جزئی استاد رو بهمون نشون میده …. اینکه وقتی شرایطش از نظر مالی خیلی بد بوده و حتی معمولی هم نبوده … ولی باز حس خوب داشته …. … خود استاد میگه یه کتونی برنده شده تو یه مسابقه و همش با اون کتونی راه میرفته و تجسم میکرده ….. کف کتونی سائیده میشه و حتی کف پای استاد زمین رو حس میکنه هاااااا اما باز هم دست از تجسم برنمیداره و لحظات خوب و ثروت و نعمت رو تجسم میکنه ….. یه جایی تو یه فایلی استاد داره فایل ضبط میکنه که یه خروسه همش سرو صدا میکنه خخخخخخ اگه ما بودیم شاکی میشدیم و میگفتیم ای بابا این حیوون نفهمو ببین هی داره صدا میکنه ….. ولی استاد میخنده ومیگه این خروسه هیچ وقت این قدر سرو صدا نمیکردااااا خخخخخخخخخ
ببین دوست من نمیدونم اونفایل رو دیدی یا نه ولی خروسه انگار تست خوانندگی داشته باشه همش سرو صدا میکرد خخخخخخخخخ وای من خودم اون قدرررررر خندیدیم خخخخخخ
یا مثلا وسط حرف استاد وقتی داره فایل ضبط میکنه همسایه شون میاد وبهش سلام میکنه . بازم استاد نه شاکی میشه و نه هیچی …. میخنده و میره باهوش حرف میزنه و بعد میاد دوباره فایلش رو ضبظ میکنه …… میبینی دوست من همه چیزو ساده میگیره ….. میبینی دوست من خب اینا همون لحظات زندگی استاد هست دیگه ….. اینا اتفاقا جزئی ترین لحظات زندگی یه فرد میتونه باشه ….. و کلی لحظه ی دیگه ……
دوست من تمرین کنیم با هم دیگه که تو ریزترین لحظات زندگیمون شاد باشیم و به نکات مثبت توجه کنیم ….. همین لحظات کوچیک وقتی کنار هم قرار بگیرن کلیت زندگی ما رو میسازن ….. یهو چشم باز میکنیم و میبینیم واااااای چه قدر زمانهایی که داره به شادی میگذره زیاده و این طبیعیه … همیشه شاد بود طبیعیه .
سلام دوست خوبم
با اجازه ی استاد میخوام جواب این دوستمون رو از دید خودم عرض کنم
دوست خوبم تمرکز شما روی این موضوعه که کسی قدر زحمات شما رو نمیدونه …… میدونم هر بار که کافرما باهات بد حرف میزنه یا یه چیزی میگه که ناراحت میشی با خودت میگی این آدم لیاقت منو نداره ….. من زیادی باهاش صادقم …… اگه منم از کار میزدم قدر منو بیشتر میدونستی و ……
استاد میگه وقتی واسه بقیه داری کار میکنی جوری کار کن که انگار اون کار مال خودته …… 10 دقیقه زودتر سر کارت باش … تمرکزت رو بذار رو بهتر انجام دادن کارت …. و به این فکر کن که من خودم کار فرما هستم و الان این کسب و کار مال خودمه …. چه طوری باید رفتار کنم ….. و اگه این کسب و کار مال من بود دوست داشتم چه جور شاگردی داشته باشم ؟ چند تا از خصوصیات شاگردی رو که دوست داشتی میداشتی بنویس و سعی کن خودت همون طوری رفتار کنی ….. اگه وقتی شاگردی خوب کار کنی و عالی باشی اون موقع اگر کسب و کار خودت رو بزنی هممیتونی بهترین باشی …..
دوست من حست نسبت به کارفرمات خوب نیست به نظرم و به چشم یه آدم که داره ازت سو استفاده میکنه بهش نگاه میکنی …. اون با سخت گیری هاش تو رو مقاوم تر بار آورده ….. شاید سخت گیری هاش به خاطر اینه که ازت بیشتر توقع داره ….. شاید پولتو درست ودرمون و کامل بهت نمیده چون فکر میکنه اگه ازش طلبی نداشته باشی تعهد به موندن نداشته باشی ….. شاید شاگرد خیلی خوبی هستی و اون میخواد تو رو با این طرفند که پولتو بهت کامل نمیده یا به موقع نمیده … میخواد شما رو پیش خودش نگه داره ….. فقط باورهاش ضعیفه و طفلک نمیدونه باید چه طوری رفتار کنه …..
میبینی وقتی حستو خوب میکنه حداقل یه ذره همه چیز بهتر میشه
فردا میز کارتو تمیز کن یا جایی که خودت کار میکنی رو تمیز کن ….. یه گلدون بذار تو محل کارت …. یا که لیوان قشنگ بگیر و برای خودت بذار رو ی میزت ….. اگه لباس کار داری بشورش و تمیزش کن ….. نمیدونم یه کاری بکن …. محیط کار آدم جایی هست که آدم ساعتها از روز رو در اون محیز میگذرونه ….. شما خودت ارزشت اینه که یه جای خوب و ایده آل کار کنی …. شروع کن از یه تغییر کوچیک که بهت حس خوب میده شروع کن ……..
دوست خوب من بذار یه خاطره از خودم برات بگم …. من هم به نظر خودم و هم به گفته یی مدیرم بهترین پرسنل جایی هستم که دارم توش کار میکنم ….. یه بار وقتی خطایی ازم سر زد چنان منو دعوا کرد که با اینکه مغرورم ولی اشک از چشمام سرازیر شد … وسط دعوا کردنش بهم گفت هرررر کسی این خطا رو بکنه ….. تو نباید خطا کنی ….. تو سمانه ای ….. من ازت توقع بیشتری دارم ….. بچه ها یهو متوجه این نکته خوب شدم که اشکالی نداره داره منو دعوا میکنه ….. ازم توقع داره …. چون سمانه ام … چون بهترینم ازم توقع بیشتری داره ….. و اصلا فکرشم نمیکنه من خطا کنم ….. حتی همکارام میگفتن سمانه از همه بیشتر تو رو عوا مکینه هاااااا تو خیلی طاقتت زیاده دختر ….. باورتون نمیشه من میخندیدم و خودمو لوس میکردم و میگفتم میبینی …… من خیلی دختر مظلومی ام.. ….. ولی تو دلم میگفتم من لحظه به لحظه دارم کاربلد تر و قوی تر میشم …… من نگاهمو عوض کردم ….. دیگه از دعوا کردن مدیرم نترسیدم ….. و گفتم بهتر و بهتر میشم …… تو یه دفتر اشتباهمو مینوشتم تا دیگه تکراراش نکنم ….. من روز به روز قوی تر شدم و الان از بقیه خیلی بهترم و فروشم هم از بقیه بیشتره و همون طوری که گفتم از دید خودم و از دید مدیرم بهترین پرسنل هستم….. دوست خوبم میتونم به جرات بگم از اون به بعد سعی کردم بهتر و بهتر شم ….. و این طوری هم شد …. در نهایت هم به یه موقعیت شغلی رسیدم که دلم میخواست برسم …..
گاهی آخر ماه که میشه و موقع حقوق گرفتن میشه ….. حقوقو من در اکثر 99 درصد موارد از بقیه بیشتره چون فروشم بیشتره …چون با خودم میگم من فقط پرسنل نیستم …. من مدیرم و این کسب و کار مال خودمه …… بیزینس خودمه …….. دارم ریزه کاری هایی رو یاد میگیرم که وقتی کسب و کار خودم رو شروع کنم دونستن این ریزه کاریها خیلی به دردم میخوره …..من فقط نگاهمو تغییر دادم ……. فقط اگه مدیرم دعوام کرد گفتم اشکالی نداره منم بودم شاید پرسنلمو دعوا میکردم …. من اون موقع به خودم حس خوب دادم و حالا با سواد ترینشون منم ….. بیتشرین حقوق رو میگیرم …. و بهترینم ….. و بود ونبودم رو روند کارها خیلی تاثیر میذاره …….
در واقع اون تضاد ها فقط منو قوی تر کرد ….. چون من به چشم تضاد بهش نگاه کردم وتوجهم رو گذاشتم روی حس بهتر داشتن ….
شاداب باشید
سلام …. دوست خوبم بله ما باید همیشه و همیشه و به قول استاد تا آخر عمر رو خودمون کار کنیم … این حستون رو میفهمم .. ….منم وقتی روی محصول عشق و مودت کار میکنم توجهم به رابطه ام هست و تمرکزم روی باروهایی هست که به روابط مربوط میشه …… بعد که روی روانشناسی ثروت کار میکنم تمرکزم میره روی ثروت و باورهای مربوط به اون و گاهی حتی رابطه ام رو یادم میره خخخخخ منظورم اینه که دوست دارم همش تنها باشم و فایل گوش کنم یا تو نت چرخ بزنم و درباره ثروتمندان سرچ کنم ……. گاهی که محصول عزت نفس رو گوش میکنم دلم میخواد تنهایی برم به بعضی جاها …… و بیشتر و بیشتر خودم با خودم تکی حال کنم و لذت ببرم …..
اینا خیلی هم خوبه شما هم روی خودت و پاشنه ی آشیلت کار کن وقتی کار میکنی خیلی باورت بهتر میشه …. بعد یه باور دیگه و اون باور قبلی رو هم تکرار کن ….. دفتر داشته باش ….. توش کارات رو بنویس …… ببین اولویت های زندگیت چیه …. به نظرم اگه اولویت زندگیت پول درآوردنه بشین و محصول روانشناسی ثروت رو ببین و بنویس و باور بساز ……
منم همین طوری ام ….. بچه ها هم همین طوری هستن …. استا هم همین طوری هست ….. همزمان نمیشه همه چیز یادمون باشه و 100 % رفتارهامون درست باشه …… اگه با اینکه روی باوری کار کردی اما بازم سوتی دادی و اشتباه کردی اشکالی نداره … موضوع رو واسه خودت سخت نکن چون : گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع …. سخت میگردد جهان بر مردمان سخت کوش
دوست خوبم استاد که استاد ماست و حداقل 10 ساله داره روی خودش کار میکنه … ایشون هم به تضاد برمیخوره …. ایشون هم هنوز به باورهای غلطی توی ذهنش برمیخوره …. این بد نیست … این طبیعیه …. اوکیه …….
به نظرم مهم ترین باور اینه که از لحظه ی اکنونت لدت ببری … و هر لحظه از خودت سوال کنی که الان به این قضیه چه جوری نگاه کنم که حسم بهتر بشه ……
شاداب باشی
سلام دوست خوبم
به نظرم نکته ی اساسی اینه که قانون همیشه تو زندگی جریان داره چه بدونی و ازش استفاده کنی و چه ندونی …..
اتفاقا استاد یه فایلی داره راجب همین قضیه که میگه فرق بین استاد با بقیه اینه که اگه از بیل گیتس بژرسی کدوم باورها باعث شد ثروتمند بشی درست نمیتونه توضیح بده …. اگه از آدمهای پولدار بپرسی از راه و روش و مسیر موفقیت برامون بگو … خودشم به وضوح نمیدونه چه طور شده که به اینجا رسیده ….. یعنی اول به موفقیت رسیده بعد حالا که میشینه فکر میکنه میگه به نظرم دلیل موفقیتم این بوده که اون موقع اینترنت نبوده و کسب و کارها کوچیکتر بودن و من تونستم پیشرفت کنم …… یا میشینه فکر میکنه میگه من چون فرش گرد بافتم و اون موقع فرش گرد نبوده همین استارت ثروتمند شدن من شده ….. ولی فرق استاد با بقیه اینه که میدونه چه طوری به اینجارسیده و میتونه ساعتها با وضوح کامل درباره ش توضیح بده و میتونه بگه طبق قانون آینده این مدلی میشه … دیگارن اول به موفقیت میرسن و بعد میشینن دنبال دلایل موفقیت میگردن ولی استاد دلایل و راه موفقیت رو میدونه و توهمون مسیر قدم برمیداره پس نا گزیر به موفقیت میرسه ….. تاکید میکنم ناگزیر ……
موروثی بودن هم قضیه اش همینه دیگران چون قانون رو به این وضوح نمیدونن برای موفقیتشون دنبال دلیل میگردن …. بعد میگن ما ارثی این طوری بودیم …. یا میگن همیشه از بچگی یه ندایی به من میگفت این کار رو انجام بده ….. یا مثلا من مادرم در حقم فداکاری کرد و من تونستم به این جایگاه برسم و دلیل موفقیتهای من از خودگذشتگی مادرم هست …..
دوست خوبم اون آدمها از قانون استفاده کردن اما ناخودآگاه بوده واسه همین نمیتونن درست توضیحش بدن …….
اما من و شمایی که داریم روی خودمون کار میکنیم و قانون رو میدونیم اگه به موفقیت برسیم چی میگیم؟ میگیم با قانون آفرنیش آشنا شدیم … میگیم دریم بورد درست کردیم … میگیم قانون احساس خوب = اتفاقات خوب رو رعایت کردیم …….
متوجه تفاوتش میشی دوست من ؟ اینا با هم فرق داره …. اینکه ثروتمند شدن تو خون بعضی از آدمها هست به من شخصا حس خوبی نمیده …. پس نه بهش فکر میکنم و نه باورش میکنم …..
ولی اگه این طوری فکر کنم که همه در هررررر شرایطی میتونن ثروتمند بشم فقط کافیهباورهاشون رو تغییر بدن به من حس خوبی میده پس اینو هم بارها و بارها تکرار میکنم و هم اینو باور میکنم …. دنیای هر کدوم از ما رو باورهامون میسازه …… پس چیزی رو باور کن که قدرت و عزت نفس رو وارد دنیات کنه ….. باور کن تحت هرررر شرایطی با باورهای خوب میشه ثروتمند شد ….. باور کن تحت هررررر شرایطی میشه به بهترین چیزها رسید ….. باور کن سن مهم نیست … باور کن تحصیلات مهم نیست ……… باور کن ژن و وراث مهم نیست …. فقط باورهای مهسا امینی مهمه …… فقط تو مهمی و باورهای تو
شاداب باشی
سلام
با اجازه از استاد
دوست خوبم یادتونه بچه بودیم معلم ها میگفتن نیمی از جواب تو خود سوال هست …. یادتونه ؟
بیایین سوال شما رو بررسی کنیم :سوالم این هست که چرا برخی از پروژه های بزرگ و سود آور از دستم می ره و نمی تونم اون پروژه ها را بگیرم؟ در صورتی که حتی خیلی از این پروژه ها را نیازش را خودم در طرف مقابل ایجاد کردم.
شما نوشتی پروژه های بزرگ و سود آور ….. به نظرم در نظر شما اون پروژه ها بزرگ هستن و سود آور … و در اعماق وجودیتون هنوز یه کم شک دارید که بتونید چنین پروژه های بزرگی رو انجام بدید ……
اینکه همیشه سر بزنگاه درست موقع عقد قرارداد یا امضای نهایی پروژه از دستتون میره یعنی شما احساس لیاقت این که اون پروژه ها مال شما باشن رو ندارید …. شما لایق این هستید که خوب با طرف مقابلتون صحبت کنید … شما لایق این هستید کهخیلی خوب بتونید نکات خوب طرح رو بگید و این نیاز رو در طرف مقابل ایجاد کنید که به کالا یا خدمات شما نیاز داره اما هنوز احساس لیاقت اینکه طرف بیاد امضا کنه و به طور واقعی اون پروژه مال شما باشه رو ندارید …… البته اگه میگید تا همین مراحل پیش میره یعنی خییییییلی خوب دارید رو خودتون و باورهاتون کار میکنید که تا همین مراحل پیش میرید چون تا همین جا هم اصلا کار کوچیکی نیست و خیلی خوبه
به نظرم تجسم کنید که اون پروژه مال شماست و لحظات بعدیش رو تجسم کنید مثلا کیک خریدین و رفتید خونه و دارید به همه راجب موفقیتتون توضیح میدین …. یا وقتی که میایین و تو دفترتون مینویسید که خدایا امروز خیلی کار داشتم و خیلی هم خسته ام اما اون قدر خوشحالم که دلم میخواد قبل از خواب چند خط برای دل خودم بنویسم و باهات حرف بزنم و ازت سپاسگزاری کنم ….. وقتی به لحظات بعد از عقد قرارداد فکر میکنید ……. با اینکه هنوز اونو ندارید اما انگار دارید …. انگار اون پروژه رو واقعا دارید و ازش رد شدید …… خودتون رو ببرید به یه روز یا دو سه روز بعد از عقد قرارداد …. حستون چه مدلیه …. حالا انگار از اون نیاز از اون خواسته رد میشید ….. انگار داریدش ….. در عین حال که خواسته رو میخوایین اما بهش هم نچسبیدید….. احتمالا با خودتون میگید کار سختی هم نبوداااااا فقط باید تمرکز میکردم و حسم و خوب نگه میداشتم ….. احتمالا با خودتون میگید به هدفم رسیدم ولی حالا که رسیدم میفهمم همه چیز مثل قبله … چه قبل از پروژه و چه حالا چیزی که مهمه حس خوب منه … لذت بردن از زندگیه ….. شما باید تکاملتون رو طی کنید … تا اینجا خوب پیش رفتید . مراحل اولیه رو میتونید خیلی خوب از پسش بر بیایین . خوب توضیح میدین و طرفتون رومتقاعد میکنید… یه کم دیگه شما کامل تر میشی و دیگه قرارداد نهایی رو میبندین …
من خودم کار فروش انجام میدم … شده خریداری دارم که خیلی مطمئنم ازم خرید میکنه و سود خییییلی خوبی هم داره ….. اما به هر دلیلی نمیشه ….. قبلا این طوری نبودم اما الآنا میگیم خیره ….. گاهی بعد چند روز زنگ میزنه و ازم خرید میکنه … گاهی اصلا دیگه زنگ نمیزنه و واسه من فرقی نمیکنه چون میگم بابا چیزی که زیاده مشتریه … گاهی هم متوجه میشم از یه آدم دیگه ای خرید کرده…. باورتون نمیشه خیلی راحت و از ته دلم بهش میگم ایشالله خیره …. یا میگم اشالله هر چی به صلاحه اتفاق بیفته ….. چه ازم خرید کنه چه نکنه برام قابل احترامه ….. چون چه بخره ازم چه نخره ازم خدا روزی رسونه …. خیلی از مشتریهام شدیدا بهم علاقه مندند و مثل یه خواهر کوچیکتر بهم نگاه میکنن و برام خیلی احترام قائلن …… خدا رو شکر هر چی بیشتر به خدا می چسبم و از مردم توقعی ندارم وضعیتم هم بهتر میشه حتی از لحاظ فروش …….
بابا خدا اون بالا نشسته که من و شما به خواسته هامون برسیم….شدنیه …. فقط یه روز این طرف یا اون طرف …. همین و بس
شاداب باشید
گفتید دین خودتون رو شرح بدین
از نماز و روزه و حجاب همسر استاد پرسیدید ….
منم یه چیزی به سوالتون اضافه کنم ….. استاد ایمانتون به خدا چه طوریه ؟ آیا تو همه ی لحظات زندگیتون وجود خدا رو حس میکنید …. استاد چقدر سپاسگزاری میکنید ؟ ….. شمایی که تو هر فایلی که برای ما میذارید تمام کلمات و جملاتتون پر از خدا پرستی و سپاسگزاریه
استاد خوبم سوالم اینه که دین شما چیه ؟ آیا دینی بالاتر از خدا پرستی و یکتا پرستی وجود داره ؟
به نظرم باید ذهنمون رو پاک کنیم ….. به نظرم باید از ریشه خودمون رو بکوبیم و دوباره خودمون رو بسازیم …. به نظرم باید یه تجدید نظر اساسی داشته باشیم …..
شب قدر ……
گفتم اگه تو شب قدر تقدیر یکسال من مشخص میشه … قبوله …. نشستم نوشتم رو کاغذ و به خدا گفتم تا سال بعد اینا رو میخوام ….. هر چی دوست داشتم نوشتم تا مقدر شه برام …… نوشتم و به جهان گفتم انجام شو …… گفتم تو منو آفریدی … منم میخوام بگم موجود باش و موجود بشه …… گفتم به سلیمان دادی …… طبق قانون وقتی یه نفر میتونه ایییییییییییین همه ثروت و دارایی داشته باشه پس هر کس دیگه ای هم میتونه فقط کافیه مثل اون باور کنه و مثل اون عمل کنه خخخخخخخ تو شب قدر داشتم قانونو با خدا مرور میکردم ………قدر من پر بود از حس سپاسگزاری و تواضع ……. این روزا اشک میریزم اما نه از سر ناله و زاری ….. به خاطر حس خوب شکرگزاری … اون قدر پر میشم از خدا که ناخودآگاه اشک میریزم ….. یعنی وقتی در مقابل این همه لطف خدا قرار میگیرم بی اختیار اشک میریزم ……..
این روزا احسس میکنم با ایمان تر شدم …. ایمانی که باعث میشه خدا رو تو لحظات بیشتری از زندگیم حس کنم … ایمانی که یادم میمونه قدرت فقط و فقط اط آن خداست ……… ایمانی که باعث میشه خیلی راحت با خدا حرف بزنم و مشورت کنم باهاش ……. ایمانی که وجود داره … که هست ….. که بهم حس شادی و آرامش میده …. ایمانی که بهم قدرت داده ….. که همه میگن بی خیالی سمانه ….. و من تو دلم میگم ایمان دارم به خدا …… که مراقبمه ….. که برام فقط خوبی میخواد ….. خدایی که سراسر خوب یو رحمت و مهربونیه ….. و بهشتش رو برای اون دنیای من آماده کرده …………خدایی که میگه بنده ی من . سمانه جان . کارهای زندگیت رو بذار رو شونه های من و خودت برو دنبال عشق و حال ……. ایمانی که که تو لحظه های عاشقانه ی زندگیم تو دلم میگم خدایا اگه آدم های زمینی بهم عشق میورزن چون تو خواستی ….. چون تو مهر منو انداختی تو دل این مردم ………….چشماتو باز میکنی و میبینی خدا تو همه زندگیت هست ……
شاداب باشید