مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3258 روز

    بنام تنها فرمانروای قدرتمند جهان هستی، بنام او که هر چه دارم ازاوست

    سلام به استاد عزیزم به مریم جان مهربانم ودوستان بهشتی ام

    خدایا تورا شکر وسپاس بخاطر یه روز دیگه ویه فرصت دیگه

    توراشکر وسپاس بخاطر احساس فوق‌العاده‌ای که دارم‌

    تورا شکر وسپاس بخاطر آرامشم ،آسایشم

    تورا شکر وسپاس که مرا به این مسیر توحیدی هدایت کردی ودر این مکان الهی حضور دارم ،معبودم قدرت درک وفهم وعمل به این آگاهیها را به من عطا کن که من به هرخیری از جانب تو سخت محتاجم

    1_آیا خداوند فقط برای ما خیر می خواهد و فقط خوبی ها را وارد زندگی ما می کند؟

    این خود ماهستیم که به اتفاقات برچسب خوب وبد میزنیم ممکن است یک اتفاق به ظاهر خوب برای یک نفر بیافته ونتیجه آن برای آن شخص خوب نباشد وبرعکس

    اتفاقات را ما خودمون برچسب میزنیم ولی در اسلاید بزرگتر بعضی افراد را می‌بینیم که همیشه یه اتفاقاتی را تجربه می کنند که نتیجه آن هم خوب نیست اینجا صحبت در مورد یک اتفاق خاص نیست بلکه در مورد یک روند هست یا ممکن است برای خودمون یا دیگران یکسری اتفاقات بیافتد که نتیجه آن خیلی خوب هست این کار خدا نیست ،عملکرد خداوند سیستمی است واین نیست که خداوند در زندگی ما دخالت کند وفارغ از اینکه ما چه افکارها وفرکانسی داریم بلا سرما بیاید نه وبارها در قرآن نیز آمده که آنچه برای شما اتفاق می افتد بخاطر آنچه که فرستادید هست ودر ادامه بارها در قرآن آمده الله به کسی ظلم نمی‌کند یعنی در اسلاید بزرگتر آنچه که روند زندگی ما برای ما بوجود میاره آن چیزی است که خودمون بصورت آگاهانه یا نا آگاهانه با افکار وباورهامون خلقش می کنیم

    فردی که بخاطر باورهای نامناسبش همیشه نگران هست ،همیشه عصبی ،ناراحت ،غمگین است همیشه اتفاقاتی را جذب می کند که ناراحتی وغمگینی وعصبانیت بیشتری در زندگی اش بوجود بیاد کار خدا نیست وکسی که همیشه اتفاقات خوب براش می‌افته ،همیشه شاده ،امیدواره ،متوکل هست وسعی می‌کند همیشه در هرشرایطی ،احساس خوب داشته باشد جهان وخداوند هم به شکل اتفاقاتی رخ می دهد که این احساس خوب را بیشتر وبیشتر تجربه کند

    خداوند هیچ کاری در زندگی ما انجام نمی دهدمگر اینکه خودمان فرکانس آن را با باورهایمان ،باکانون توجه امان ارسال کرده باشیم

    آنچه که اتفاق می افتد را خودمون رقم میزنیم ولی ممکن هست با وجودی اینکه من دارم روی خودم کار میکنم وسعی میکنم کانون توجه ام را کنترل کنم ،به نکات مثبت توجه کنم ،وسعی میکنم حالم خوب باشد ولی یک اتفاق به ظاهر بد رخ دهد در این مواقع باید سعی کنم همان اتفاق به ظاهر بد را یه خیریتی ببینم الخیر فی ماوقع که یکسری درسها را برای من دارد که سبب پیشرفت ورسیدن من به اهدافم می شود که اگر این کار را بکنم دقیقا هم همین اتفاق می افتد آن اتفاق به ظاهر بد نتیجه اش مثبت می‌شود

    دوروزه که دارم به این فایل گوش میدم یکدفعه صبح وقتی داشتم سپاسگزاری وتمرین کدنویسی را انجام می‌دادم یه لحظه به خودم گفتم چی میشد که اگر از اول به ما یاد داده بودند که خداوندیک سیستم هست که قدرت خلق زندگیمون را به خودمون داده دوسه روزه که دارم تمرین کدنویسی را انجام می‌دهم خیلی سیستمی بودن خداوند وخالق بودن خودمان را بیشتر درک میکنم گفتم چه حس خوبی داره که من دارم اتفاقات زندگی ام را خودم آنطور که دوست دارم خلق میکنم اگر خوشم نیاد فقط باید باورهام را عوض کنم شاد بودن وسپاسگزار بودن من خیلی بهتر از این است که به درگاه خدا گریه کنم تا کاری برام انجام بده مثل بچه ای که وقتی پدرومادرش وسیله ای که میخواد را براش نمی‌گیرند شروع میکنه به گریه زاری ووقتی این گفتگوها را با خودم داشتم از ته دل ذوق کردم وبا تمام وجود خداروشکر کردم که مرا خالق زندگی ام آفریده وقدرت خلق اتفاقات دلخواه زندگی ام را به خودم داده است خدایا شکرت

    2شما باورهای توحیدی را چطور ساختید

    ما در قلبمون به خداوند ایمان داریم وخداوند را باور داریم وفرقی نمی کنداز چه دین ومذهب وفرقه ای باشیم حتی کسی که می گوید من به خدا اعتقاد ندارم

    در روزهاوشرایط سخت یک احساسی را در قلبمان احساس می‌کنیم که یک نیرویی بالاتر از من هست که میتونه به من کمک کند وبه اندازه ای که من خدا را باور کنم به اندازه ای که ایمان داشته باشم میتونم حضور خداوند را درهر لحظه از زندگیم حس کنم

    موقعی که دنبال کار بودم یکی از آشناها که کارخانه دار بود واطلاع داشتم که با مدیرعامل شرکت‌های زیادی در ارتباط هست ازش خواستم که در شرکت خودشون یا شرکت‌هایی که آشنا دارد مرا بعنوان کارشناس بهداشت معرفی کند ایشون هم گفت باشه ، دیدم خبری نشد، تماس گرفتم چی شد ،گفت شرکت خودمون که همه آشنا هستند وبهتر جای دیگه ای مشغول شوی وآن موقعه از طرف اداره کار ومرکز بهداشت همه شرکت ها را مجبورکرده بودند تا در محیط کار خود کارشناس بهداشت داشته باشند و این قانون را دانشگاه به ما اعلام کرده بود ولی ایشون به من گفتند بازار کار خرابه ،من بعد از آن دیگه بی خیال ایشون شدم وگفتم خدایا خودت برام درست کن من آن موقعه هنوز به این شکل خدا را نمی‌شناختم در همین حد از خانواده یاد گرفته بودم ولی وقتی گفتم خودت کار را برام جور کن یه حسی گفت یه کاغذ آچار بردار واسم تمام شرکت‌های شهرک صنعتی را بنویس وبا همه شرکت‌ها تماس بگیر ومنم همین کار را کردم چند روز بعد از آن رئیس واحدمون از مرکز بهداشت باهام تماس گرفت که دوتا شرکت هست که اخطار دادیم باید کارشناس بهداشت بگیرند شما برو ونتیجه را به من اطلاع بده که آن دو شرکت در شهرک صنعتی استان بود به فاصله چند روز سه شرکت دیگه هم در شهرستان تماس گرفتند بیا برا مصاحبه یعنی من به جای یه شرکت 5 تا شرکت را بصورت مشاوره ای کار می‌کردم وبه خودم میگفتم وقتی کار را بسپاری به خدا بسپاری خدابرات شاهکار می‌کند والان که طبق آموزهای شما خیلی کم پیش آمده روی بقیه حساب کنم واگر کسی برام کاری انجام بدهدازش تشکر میکنم و به خدا میگم این کار را تو کردی بوسیله این بنده ات ومن ازت ممنونم ومی دونم هنوز جای کار دارم

    وباور دارم که اگرتکیه من فقط به خداوند باشد ،خدا برای من کافی است

    وقتی من توکلم به خداوند باشد میدونم یکسری اتفاقات می افتد می دونم یکسری دست ها برای کمک من میاد دیگه آنوقت روی یک آدم خاص حساب نمیکنم که وقتی من روی یک فرد خاص حساب کنم حتما زمین میخورم

    3_در آیه اذا سآلک عبادی انی شرط خداوند این است که به شرط اینکه شما هم من را اجابت کنید. ما چطور می توانیم خداوند را اجابت کنیم

    رابطه ما با خداوند یک رابطه دوطرفه هست وخداوند مانند یک انسان نیست که احساساتی بشه ودلش برا ما بسوزد بلکه خدا یک سیستم هست

    سیستمی بودن خداوند به این شکل است که من با توجه به باورها وافکارم از خداوند نتیجه میگیرم

    یعنی درخواست ما ،درخواست فرکانسی هست وخداوندطبق باورهای ما پاسخ می دهد

    خوبی سیستم این است که فارغ از اینکه در گذشته چه افکار وباورهایی داشتیم به محض اینکه تغییر کنیم پاسخ های سیستم هم تغییر میکند

    خدا همیشه آینه من است وبه فرکانس من پاسخ می دهد

    خدا اول وآخر است اون همه چیز هست در بعد زمان ،همه چی هست در بعد مکان ،همه چیز هست در بعد اشیاء

    خداونددر آیه اذ سالک عبادی …میگه من نزدیک هستم واین اولین باور در مورد خداوند است وقتی من باور کنم خداوند به من نزدیک هست نه دیگه عصیان گر میشم که از مسیر خارج شوم ونه ناامید میشم

    خداوند میگه اگر بندگان من از من سوال کردند بگو من نزدیکم اجابت میکنم درخواست اجابت کننده را اما بشرطی که اون هم ایمان بیارد ودر مسیر من باشد

    خدایا کمکم کن تا تسلیم تو باشم ودر مسیر تو باشم ومتوکل تر از همیشه عمل کنم آمین

    خدایا شکرت..شکرت…شکرت

    عاشقتونم …سپاسگزارم از اساتید عزیزم

    در پناه رب العالمین همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1285 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام به استاد نازنینم و خانم شایسته عزیزم

    الان که دارم این کامنت رو مینویسم پر از احساس خوبم

    از خدا میخام همیشه هدایتم کنه تا دد مسیر درست حرکت کنم

    میخام از تجربه این چند ماه اخیر بنویسم

    امسال شروع کردم به تغییراتی تو عادت هام دادن

    سعی کردم عمل گرا تر باشم

    اگر استاد تمرینی میدن باتهعد بیشتری اتجام بدم

    تو این مسیر تو کامنت بچه ها تعریف دوره 12قدم رو خیلی میخوندم

    از طرفی دوست داشتم شرایط مالی ام خوب بشه ولی اون تغییری که میخواستم اتفاق نمیافتاد

    یه وقتایی همش شک و تردید می اومد سراعم

    ولی ادامه دادم میدونستم ایراد از خود من نه قانون

    دلم میخواست دوره 12قدم رو بخرم ولی یه حسی مانع میشد حسم بد نبود ولی عحله خیلی می اومد سراغم

    فک میکردم فقط میشه با این دوره موفق شد و متوجه این شرک مخفی تو وجودم نمیشدم

    ولی با توجه به درکی که کرده بودم گفتم من اگه اماده این دوره بشم یکی از نشانه هاش اینه که به راحتی پولش باید جور بشه و پرداخت اون برام سخت نباشه

    شروع کردم به ایده هایی که بهم الهام میشد

    مثلا یکی از اونا این بود بشینم توضیحات هدیه دوره رو بخانم

    نشستم تک به تک فایلهای معرفی دوره رو دیدم

    کاملا نتایج بچه ها رو اینقدر خوندم که دیگه بیشترشون رو حفظ بودم

    بعد چند مدت بهم الهام شد دسته بندی توحید در عمل رو ببینم

    شروع کردم به دیدن فایلها

    تاحالا دسته بندی خاصی رو اینحور شروع نکرده بودم

    گفتم زینب فک کن دوره 12قدم رو خریدی

    چطور نگاه میکردی چطور گوش میکردی

    شروع کردم تا جایی که میدونستم با دقت فایلها رو دیدن

    اتفاقات خوب اروم اروم شروع شد

    استاد تو همه این فایلها داشت یه موصوع مهم رو فریاد میزد

    که تو با افکارت خالق زندگیت هستی

    من اینو بارها از استاد شنیده بودم حرف جدیدی نبود

    ولی تو این دسته بندی فقط داشت تکرار میشد هر بار از یه جنبه

    درکم از توحید یکم بهتر شد

    چیزایی که فهمیدم رو عملی کردم

    با یکی از نزدیکاتم که در ارتباط بودم و همیشه این ارتباط رو حفظ میکردم چون فکر میکردم اون اگه باهام لج کنه ال میکنه و بل میکنه

    ایندفعه یه رفتار متفاوت نشون دادم نه اینکه بی احترامی کنم بهش

    تو دل خودم سعی کردم دیگه ازش ترسی نداشته باشم

    و وقتی این کار کردم اون خودش از زندگی من بعد یه مدت رفت ولی من دیگه ترسی نداشتم

    من یه مهارتی رو اول سال شروع کردم به اموزش دیدن ولی خوب با اینکه چند مدت رو خودم کار میکردم و ایده هام رو اجرا میکردم نمیتونستم خوب پول بسازم یعنی اصلا نمیساختم

    و واقعا یه جاهایی امید خودنو از دست میدادم

    تو این زمان که رو این دسته بندی کار کردم خیلی از باورهام رو فهمیدم

    و فقط رو اونا کار کردم و تازه میتونم بگم فهمیدم اونجا که استاد میگن تک رو باورات کار کن ایده اا بهت گفته میشه یعنی چی

    ایده های بسیار ساده بهم گفته میشد

    که با اینکه جلو چشمم بودن من نمیدیدم

    و من تونستم اولین تارگت مالی که داشتم رو بزنم

    من ایندفعه عجله برای رسیدم به خواسته رو کنار گداشتم و دیدم که چطور خدا کارها رو پیش برد

    پول دوره 12 قدم از راه هایی که فکرشو نمیکردم برام جور شد

    و به راحتیی پرداختش کردم و دیشب به امید الله دوره رو خریدم

    چون قلبم میگفت الان وقتشه

    و برام جالب بود دقیقا با پایان این دوره این نشانه ها رو دیدم

    و وقتی دیدم تو این فایل گفتید اگاهی های دوره 12قدم میتونه بهمون کمک کنه باداطمینان بیشتری قدم در این دوره مقدس میزارم

    توحید قلب منو پر از ارامش کرد

    حتی استاد وقتی دوره تعییر رادر آغوش بگیر رو شروع کردید من داشتم رو فایلهای توحیدی کار میکردم یخ صدایی میگفت بدو اینو تموم کن برو سراغ اون

    ولی حسم میگفت به وقتش هدایت میشی و همون صدا بهم میگه تو رو دوره 12قدم کار کن

    به امید اینکه بیام از نتایج ام تو دوره بنویسم

    استاد به حرفتون گوش کردم و از فایلهای هدیه استفاده کردم و با نتایج اون وارد شدم به دوره هاتون

    حسم خیلی به این اتفاقات خوبه و مطمئنم اتفاقات خوبی درراهه

    استاد از صمیم قلبم دوستون دارم و ازمون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      محمد مهوری گفته:
      مدت عضویت: 2015 روز

      سلام زینب خانم عزیز

      بسیار بسیار بسیار داستان زیبا و قابل لمسی رو ارائه دادی

      بسیار بسیار سپاسگزارم و خوشحالم که داستانتو خواندن و لذت بردم.

      تحسینت کردم که به الهامات قلبت گوش دادی

      تحسینت کردم که عملگرا بودی

      و تحسینت کردم که دوره‌های استاد رو شروع کردی

      و خود من هم در همین مسیری که تو نوشتی در حال هدایت و حرکت و در حال رشد هستم

      اومدم ازت سپاسگزاری کنم و تحسینت کنم

      به امید الله مهربان هرروز از هر جهت بهتر و بهتر می‌شویم

      سپاسگزارم

      در پناه هدایات الهی شاد و پیروز باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      اسما بهمن گفته:
      مدت عضویت: 237 روز

      سلام دوست عزیزم

      خیلی خوشحالم و بهت تبریک میگم که انقدر پیشرفت کردی

      واقعا همه چی به وقتش بهت داده میشه چقدر خوشحالم که تونستی 12قدم رو تهیه کنی

      منم آرزو دارم با در آمد خودم بخرم و خداوند هدایتم خواهد کرد اگر من استقامت به خرج بدم تو این مسیر

      چه خوبه که عملگرا بودی و با تعهد ادامه دادی

      بهترین ها نصیب تک تک خانواده عباسمنشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 1017 روز

    به نام خالق قشنگم رب العالمین

    همون خدایی که هر لحظه داره منو میبینه و به من آگاهه

    حواسش 6 دنگ جمعه ببینه این بنده داره چیکار میکنه؟ کمک میخواد؟ نمیخواد؟ هدایت میخواد؟ نشانه میخواد؟ دائم حواسش به منه که حالمو خوب کنه دستمو بگیره

    دمش گرم!

    امشب نمی‌دونم چیشده که خوابم نمی‌بره و من تنها مأمن امنی که این روزها دارم سایت استاد عباسمنش عزیزم هست

    ساعت 2:37 دقیقه شب

    پس اومدن بنویسم و شکرگزاری کنم تا شاید آروم بشه این ذهن و خوابش بگیره… آروم بگیره….

    خدایا شکرت برای موهای قشنگم

    خدایا شکرت برای اینکه موهای منو انقدر قشنگ رشد میدی

    خدایا شکرت برای بلندی و لختی موهام که هرکی میبینه کیف می‌کنه

    خدایا شکرت برای استاد خوبم

    خدایا شکرت برای راهنمای خوبی که سر راهم قرار دادی تا بتونم به وسیله اون بهت نزدیکتر بشم

    خدایا شکرت که منو لایق این هدایت و راهنمایی دونستی

    خدایا شکرت که من لایق شنیدن این اموزه ها هستم

    خدایا شکرت که به صراط مستقیم خودت هدایتم کردی

    خدایا شکرت که استاد خوبم از قرآن که کلام تو هست میگه و منو آروم میکنه

    خدایا شکرت که منو با کتابت آشتی دادی

    خدایا شکرت که آسونم کردی برای آسونی ها

    خدایا شکرت که همه کارهام داره راحت پیش میره

    خدایا شکرت از اون سختی های گذشته رها شدم و هر روز دارم پیشرفت میکنم

    خدایا شکرت که تورو در اتفاقات روزمره دارم میبینم

    خدایا شکرت که همه چیز رو برای من سهل و آسان کردی

    خدایا شکرت که اندازه ظرف وجودی منو داری از هر طرف بزرگ و بزرگتر میکنی، ظرفی که میتونم از تو بیشتر داشته باشم

    بوی خدا در روابطم

    نور خدا در قلبم

    وجود خدا در ثروتم

    حس بودن خدا در کارم

    در همه و همه و همه جا داری پر رنگ و پر رنگتر میشی

    وقتی مینویسم خدایا امروز لبخند مهمانم کن، و فردی یکهو تو مسیر با لبخند از کنارم رد میشه…..

    وقتی می‌نویسم برای فلان محصولم مشتری بفرستی و تو دقیقا همین کار رو برام انجام میدی

    خدایا قبلا نبودی ! در اصل من نبودم ولی تو نا امید نبودی و آنقدر کنارم موندی و موندی تا بالاخره هدایت شدم….. منو آوردی تو این مسیر

    گفتی بشین سر کلاس بنده خوبم عباسمنش

    حالا یاد بگیر

    حالا آروم باش

    رهات نمیکنم بنده من

    دستت تو دستمه

    میبرمت جاهای خوب

    منم ذوق دارم

    مثل بچگی ها!!

    انگار میخوام برم اردو

    ولی ایندفعه منو و خداییم!!!!

    من و خدا دوتایی باهم

    اردو کجاست؟؟

    تجربه جهان به هرجا که من دوست داشته باشم

    فقط یک شرط داره

    نباید دست خدارو رها کنم

    مثل کوچولویی هام که دست مامانمو رها نمی‌کردم مبادا گم بشم!!!!

    چقدر بهش اعتماد داشتم که منو جاهای خوبی میبره

    حالا بزرگ شدم

    قدم دراز تر شده

    دماغم چاق تر شده

    ولی همون بچه بی پناهم که

    اگر دستمو رها کنم گم میشم

    خدای عزیزم

    خدای خوشگلم

    تو به من خیلیییییی نعمت دادی

    اونقدر که هرچی سواد دارم برای شمردن کم میاد

    من تا ده و صد و هزار و….. بلدم

    ولی تو انقد نعمت دادی که نمیشه بشمارم

    خوب تو قانون جهانت روی فراوانی تنظیمه

    ذهن من یک عمر رفته به گمراهی و روی کمبود تنظیم شده

    تازه چند وقته کلمه فراوانی و باور فراوانی به گوشم خورده!!!

    بهم حق بده گیج بزنم!!!

    ولی قول میدم نعمتهاتو بیشتر ببینم خب؟

    مثل نعمت اینکه

    من هر شب سر ساعت راحت می‌خوابم ، اما امشب که خوابم نبرده تازه دیدم این نعمت رو!!!

    مثل وقتایی که سالمم اما وقتی سرمامیخورم تازه میفهمم نعمت سلامتی رو

    مثل بغضی که از سر ذوق حرف زدن با تو ، توی گلوم میشینه و اشکی که از چشمم میاد و تازه دارم این حس خوب رو میفهمم

    خدای عزیزم

    مرسی که هستی و به من بینایی،

    به قول خودت

    و تو چه میدانی !!!!!!

    من هیچی نمیدونم خدایا

    حتی نمی‌دونم چرا خوابم نمیبره! چرا الان اینجام

    میخواستی دوتایی خلوت کنیم؟؟؟

    عاشقتم خدا جونم

    آرومم… آروم آروم….

    خیلی دوستت دارم خدای مهربونم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    سید محسن فاطمی گفته:
    مدت عضویت: 2527 روز

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته

    در مورد شرک بارها و بارها توضیح دادی ک

    اکثر مشکلات مردم برای مشرک شدن است

    و تمام مساعل مردم از بولد کردن مردم است

    و ازطرفی گفتید کسایی در زندگی و کارشان

    موفق ترند باج نمیدن ب کسی و دقیقن دیدم

    ب چشم خودم و ادم معمولی ام دیدم ک با

    طرز صحبت و رفتارش چ جایگاهی و یاد

    این جمله معروفتون میوفتم ک هرکسی هر

    جایی هست سرجای درستش است قشنگ این

    تو ذهنم جا افتاده.

    وخود من گاهی اگر تکرار نکنم این باورها

    وآگاهی را نجوا میایند ب چرت و پرت گفتن

    وسریع اصل را برای خودم یادآوری میکنم

    واستاد من همیشه تحسینتون میکنم ب خاطر

    این همه نعمت و ثروتی و این همه زیبایی

    ک کسب کردید و این‌نشانگر این است ک

    کاملن مسیر را درست رفتید .

    استاد گاهی اوقات این حس را دارم ک از بدنه

    جامعه جدا شدم از‌حرف زدم ،فکر کردنم …طرف

    داشت در مورد موضوعی صحبت میکررد و من

    باخودم گفتم عه این چرا اینجوری فکر میکنه

    این طوری فکر کنه خیلی راحت و بهتر براش

    خلاصه حس و حالم عالی است و خدارا شکر

    میکنم ب خاطر تمام نعمت هایی ک در زندگی

    دارم و همه از لطف و رحمت اوست

    دوستون دارم زیاد ♥️♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1617 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    وَأَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَی (13)

    إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکْرِی (14)

    إِنَّ السَّاعَهَ ءاَتِیَهٌ أَکَادُ أُخْفِیهَا لِتُجْزَی کُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَی (15)

    ومن تو را (به پیامبرى) برگزیده ام، پس به آنچه وحى مى شود گوش فراده.

    همانا منم اللّه، جز من خدایى نیست، پس مرا بندگى کن و نماز را بپادار تا به یاد من باشى.

    همانا قیامت خواهد آمد (ولى) من مى خواهم (زمان) آن را مخفى کنم تا هرکس در برابر سعى و تلاش خود، جزا داده شود.

    مهمترین عامل در موفقیت انسانهای کره زمین ، توحیدی فکر کردن و توحیدی عمل کردن ، به میزانی که ما توحیدی عمل می کنیم و باور داریم ، می توانیم نتایج را رقم بزنیم .

    وقتی الله را بعنوان تنها منبع ثروت ، خوشبختی، نعمت ، بدانیم روی او حساب می کنیم ، و از الله تقاضا می کنیم ، در این صورت خداوند به هزاران طریق ، و با دستان بی‌شمار، نعمت و ثروت را به ما می رسونه،

    با این دیدگاه که خداوند بصورت سیستمی عمل می کنه و خداوند یک انرژی هست بهتر میشه توحید را درک کرد بهتر میشه ، در زندگی مشرک نباشیم .

    و عدالت خداوند را با دیدگاه سیستمی داشتن بهتر درک می کنیم، چون که ما با افکار و کانون توجه خود اتفاقات و شرایط را برای خودمان رقم می زنیم و تاثیری در زندگی دیگران نداریم ، چون نمی توانیم به جای دیگران فرنکاس بفرستیم ، و از تغییر دیگران عاجز هستیم .

    خداوند جهان هستی را بگونه‌ای طراحی کرده که در هر لحظه به فرنکاس ما جواب میده و متناسب با فرنکاس ارسالی خود مان ، دریافت می کنیم و اگر اتفاقات بدی تجربه کنیم ، کسی را نمی توان مقصر دانست، پدر و مادر، دولت ، آب وهوا ، حکومت و محل تولد را ، چون ما با افکار و باورهای خودمان زندگی خودمان را خلق می کنیم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1668 روز

    باسلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته ی زیبا

    روز 127 ام و تعهدمن!

    من هروز و هر لحظه دارم نتایج حاصل از تغییر باورام نسبت به خالق و انرژی مطلق رو میسازم

    یه جاهایی هنوز خیلی مشرکم و البته باگ های زیادی وجود داره

    قبلنا فکر میکردم من خیلی کارم سخت نیس و البته ک خب خیلی نتیجه هم سریع میساختم

    اما حالا ک فهمیدم و اگاه تر شدم نسبت به این قوانین،خیلی عمیق تر میشم به درونم و رفتارام

    چقدر قشنگ میگین‌استاد

    شما درخواست میکنین و این دوطرفست

    خدا به فرکانسای شما پاسخ میده

    پس من هرچی میبینم و فکر میکنم ،دارم توی زندگیم دعوتش میکنم

    اگه اون موضوع ناخوشاینده و حالمو بد میکنه باید هرجور شده راهشو پیدا کنم و اعراض کنم

    استاد این جملتون چقد شیرین بود

    این دستگاه فارق ازینک قبلا چقد سیب و پرتغال بهش دادین،الان هویج بدین اب هویج میده

    این نگاه به دنیا و ساختارش،ب من ارامش میده

    در لحظه میتونم همه چیو عوض کنم و جهان پاسخ میده

    تصور من مثل دوران مدرسه بود ،میگفتم وایی چقدر سخته

    اگه درس نمیخوندم طی سال،شب امتحان جزو سخت ترین روزا و کابوس بررگ بود و وقتی بهش فکر میکردم کله وجودم حالش بد بود

    نسبت به دنیا و خدا هم همین بود تقریبا

    زندگی میکردم ولی فکر بهشتو جهنم منو میترسوند و نمیزاشت حتی از حال خوبی از کاری که‌داشتم لذت ببرم

    اما این جهان ،جوری طراحی شده ک هر لحظه‌تو میتونی اراده کنی و بسازی و کیف کنی

    خیلی قشنگه ک خدا از ویژگی خوب و بدش نگفته

    نگفته جبارو یا بخشنده

    گفته من نزدیکم

    این یعنیییی همه چیز

    هرچیزی ک تو داری با فرکانسا میسازی

    میتونه جبار باشه

    میتونه بخشنده باشه

    خیلییییی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    امیرحسین مروتی گفته:
    مدت عضویت: 1015 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش و همسر محترمشون و همه عزیزان این سایت نورانی. این فایل بسیار مهم و کاربردی بود برای من و به نظرم بارها وبارها وبارها باید گوش کرد. خدارو شکر که از خودشناسی داریم به خدا شناسی میرسیم در حد آگاهی خودمون ،امیدوارم که این ظرف آگاهی من و همه عزیزان بزرگ وبزرگتر بشه تا بتونیم با عشق رشد کنیم و نور رو گسترش بدیم، درود و عشق بر بندگان آگاه وعاشق خداوند️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    مرضیه کدخدا گفته:
    مدت عضویت: 918 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد و خانم شایسته وتمام بزرگواران داخل سایت.

    سیستمی بودن جهان و هماهنگ شدن ما با خدا ویا همون سیستم یا همون خواسته هامون…

    یادم باشه که سیستم (خدا)هیچ رحمی در کارش نیست یعنی چه؟ یعنی خدا یه سیستمه مثل چرخ گوشت

    اگه بچه ای حواسش نباشه دست خودشو داخل چرخ گوشت کنه دستگاه که متوجه نمیشه پس رحمی هم نداره که بگه نه بابا این دست یک بچه هست گناه داره نه ،اون و هم چرخ میکنه.(اهرم رنج ولذت برای سیستمی بودن خدا وجهان هستی)

    خوب بریم سراغ کارم (درخواستم)

    اگه در کارم باور دارم که مشتری میاد ولی ته باورام ته ناخوداگاهم یعنی اون زیر زیرا یه حسی دارم که حالم رو بد میکنه( یه ترمزی دارم )یعنی باور ندارم یعنی با خواستم هماهنگ نیستم .یعنی دارم به سیستم میگم، من باور ندارم که به خواسته ام برسم(چون باور ندارم که تو برام انجام می دی)(یعنی من باور ندارم

    (که تو منو ای قدر مهم وارزشمند بدونی که این کار بزرگ رو برام انجام بدی) چون باور ندارم که بتونم این همه ثروت ونعمت داشته باشم چون باور ندارم که بشه این قدر راحت صاحب نعمت و ثروت شد .پس دیدی دیدی که باورهات باخواسته هات هماهنگ نیست … برو، برو هماهنگشون کن

    برو کار کن رو خودت .برو قدرت رو بده به خدا نه به خودت.خودت اگه می خواستی کاری بکنی(فیزیکی نمی خواد کاری کنی) که خدا نمی گفت باید بر اساس سیستم عمل کنی

    باید روی ذهن عزیزت کار کنی که قبول کنه که این خدای بز رگ که تو رو خلق کرد وبه تو این بدن و ذهن رو هدیه داد بهت لیاقت داشتن ثروت وبا ارزشی روداد، گفته برو شاد باش وبه هر چی می خوای برس. چطوری؟ فقط بدون که فقط وفقط منه خدا میتونم.

    منم که می تونم تو رو بزارم که باشی هنوز در این جهان یا بیارمت پیش خودم من میتونم من قدرت دارم منو بزرگ بدون نه بقیه رو نه خودتو!

    خودتو لایق ثروت وشادی و نعمت های من بدون .پس بخواه .باور کن که منه خدا میتونم یه خریدار کله گنده ی عالی برات بیارم فکر نکن چه جوری ،فکر کن به بزرگی من به قدرت من .تو کاریت نباشه .مگه وقتی خواستم بچه هات رو بهت بدم ،بهش فکر کردی که چه جوری می خوام بهت بدم مگه هر لحظه فکر میکردی که الان یعنی چجوری دستشو می خوام درست کنم ؟آره؟ آفرین میدونستی که بلدم به همه دادم همه رو دیدی. باور کردی. عزیزم همه چی همینه .بشین با خودت فکر کن. همه چی عادیه چون باورت کمه نمی تونی قبول کنی برو ، برو هی دلیل بیار تا باورات قوی،بشه.

    مگه تو برای زنده بودن فردات فکر میکنی ،یعنی میگی فردا میخوام چ جوری بازم زنده باشم ؟ یا میشینی نقشه میکشی که اگه این کار رو بکنم حتما فردا خواهم بود خواهم توانست زدگی کنم ؟نه تو فقط ایمان داری ومیدونی که خدا هست و فردا رو برات میاره وکمکت میکنه همین .

    یا مثلا تو مگه فکر میکنی که مثلا برای یک ساعت دیگه چطوری خدا می خواد انرژی رو به من برسونه؟خوب نه آفرین میدونی که خیلی عادیه که نه تنها در یک ساعت دیگه بلکه در تمام ساعت های عمرت اکسیژن به تو رسیده خواهد شد! همه چی همینه .فقط باید باور کنی به همین سادگی .

    خدایا نیازمندم به تو زیاد .

    می خوام یه موردی روبگم که تمام مواردی رو که بالا گفتم تایید کنه البته که تایید شده‌ی صددرصده .

    بچه هام که کوچک بودن خیلی کوچیک همون سال های اول و دوم زندگیشون همش بهشون نگاه میکردم خیلی برام جالب بود هر روز خیلی شگفت انگیز رشد میکردن همش میگفتم خدایا چقدر تو بزرگی . و یادمه همیشه این برام خیلی هیجان انگیز بود وتشکر میکردم از خدا ویادم خدا میدونه که میگفتم خدایا این شیر رو تو در وجودم به جریان انداختی من که بلد نبودم ،الانم همش داری بزرگشون میکنی من که نمیام داخل بدنشون واستخوناشونو بکشم که بزرگ بشن خدایا چقدر توبزرگی .خلاصه اگه گاهی مریض می شدن یا دندوناش در میومد اذیت بودن میگفتم ،خدایا من بلد نیستم خودت اینا رو آوردی خودت هم خوبشون کن .خلاصه که آرووم میشدم چون میدونستم که این من نیستم که دارم بچه هامو بزرگ می کنم .خلاصه تا این که بزرگ شدن و رفتن مدرسه .پسرم خیلی وابسته بود به من .تا حدی که باید هم میبردمش وتازه دم در مدرسه میگفت مامان ساعت فلان دقیق اینجا باشی .اولا که می‌گفت همین دم در مدرسه بمون .خلاصه که کم کم گفت برو خونه ساعت تعطیلی رو هم دقیق میگفت ومن هم باید پشت سرش تکرار میکردم البته به اصرار اون تا خیالش راحت بشه .تا امسال که سوم میره گفت سر برگشت من خودم میام .اون لحظه منو باباش گفتیم نه تو نمیتونی خیابون شلوغه نه تا حالا هیچ جایی تنها نرفتی .نه نمیشه .شاید باورتون نشه تو کوچه حتی یه ثانیه هم نمیره .خلاصه که روزای اول با ماشین البته با اصرارهای شوهرم والبته خودم پشت سرش آروم از دور رانندگی میکردم تا برسه خونه .گاهی بهش میگفتم دقت نکردی .بدو بدو میکردی .وخلاصه که اون هم میگفت دیگه نباید بیای تعقیبم کنی و من میگفتم مامان تو هیچ وقت هیچ جا نرفتی باید اول ببینم بعد .

    یه روز چهارشنبه بود زودتر تعطیل میشدن من سر کار خودم بودم که یک دفعه ذهن عزیزم که اون موقع زیاد با هم دوست نبودیم آمد وگفت بلند شو بلند شو شاید باورتون نشه چنان اضطرابی به جونم انداخت که بدنم داشت می لرزید حالا نگم که چیا میگفت . همون لحظه یادم آمد زمانی که کوچیک بودن چقدر از خدا به خاطر رشد هر روزشون تشکر میکردم وبرام عادی بود که بزرگ بشن که البته باورم این بود که خدا داره بزرگشون میکنه وبا تمام وجودم اینو باور داشتم با تک تک سلولهام. همون لحظه که اینا یادم آمد خدا سرشاهده خدا سرشاهده خدا آ مد وگفت چطور اون موقع عادی بود که بچه هاتو بزرگ کنم ولی عادی نیست که بتونم اونارو تا خونه سالم برسونم !!!!!!!! (شاید باورتون نشه حتی راه خونه رو به صورت یه خط فرضی نشونم داد .راستش رو بخواین خیلی شرمنده شدم)

    شاید باورتون نشه شروع کردم بلند بلند گریه کردن وگفتن اینکه چرا چرا تو میتونی وکلی گفتم خدایا منو ببخش خدایا منو ببخش.کمی گریه کردم وچنان آرامشی گرفتم که دیگه اصلا نرفتم دنبالش .حتی وقتی رسیده بود هم زنگ نزدم که رسیدی چیکار میکنی ؟فقط وقتی از سر کارم برگشتم رفتم خونه بغلش کردم وبوسیدمش واز خدا مثل موقع بچگیشون بلند بلند ممنون کردم .خدا جون ممنونتم آخه من قربونتم.

    وبرای اینکه فراموش نکنم این هدایت شیرینم رو همون لحظه اون جمله رو اول دفترم نوشتم (عادی نیست که بتونم؟؟؟).الان دیگه هروقت فراموش میکنم به ذهن عزیزم اینو یادآور میشم و میگم برای خدا همه چیز عادیه کافیه عزیزم ،(ذهن خوبم) ،من و تو باور کنیم .کافیه همش به یاد بیاریم .

    سپاسگزارم از خدا وهمه بنده های خوبی که با ذهن های تربیت شدشون همه چیز رو عادی میدونن که خدا می تونه انجام بده.ویادم باشه که این عادی بودن همون سیستمی بودن خداونده .همه چیز عادیه ، عادیه که باورش کنی و اون عادی وراحت کاراتو برات راحت انجام بده .تو فرکانس عادی بودن و راحت انجام شدن کارهاتو توسط خدا هر لحظه می فرستی با حس خوب وعالی ،وسیستم هم خیلی عادی وراحت کارهاتو به سرانجام میرسونه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1124 روز

    سلام بر قشنگی های جهان هستی..

    این روزها احساسات بی نظیری رو تجربه میکنم که خواستم اینجا درموردش بنویسم.

    « اعتماد بر خداوند »

    « اعتماد به نشانه های کوچک برای هدایت شدن »

    خیلی تلاش و تمرکز میکنم که هر چیزی رو نشانه ای ببینم برای هدایت شدن.. امروز توی مدرسه داشتم به این فکر میکردم که آیا بعد مدرسه برم کتابخونه یا نه؛ یکم بهش فکر کردم و رها کردم. گفتم حالا تا اون موقع حتما خدا هدایتم میکنه. زنگ آخر دبیر ادبیاتمون داشت درس میداد و کلا یک مثال زد و اون هم کتابخانه بود. همونجا که کلمه‌ی کتابخانه رو روی تخته دیدم، با خودم گفتم خدایا ممنوووونم که منو به آسانی و با بی نهایت دست هایی که داری و به فکر ما میرسه یا نمیرسه هدایت میکنی. شاید اگه یه آدم معمولی بود و همچین اتفاقی براش می افتاد میگفت برو بابا چه ربطی داره؛ ولی من نمیخوام معمولی باشم. میخوام از هر شرایطی برای ارتباط با خدا و هدایت شدن استفاده کنم.

    یا مثلا امروز داشتم یه مسیری رو پیاده میرفتم تا برسم به ایستگاه تاکسی. یهو یه اتوبوس اومد و ایستگاه یه مقدار جلوتر بود. یعنی من عملا نمیرسیدم به ایستگاه که بخوام اتوبوس سوار شم. سریع رجوع کردم به خدا. گفتم خدایا من میخوام با اتوبوس برم خودت یه کاریش کن. و همینطور آروم رفتم و حتی ندویدم که به ایستگاه برسم. همون موقع ترافیک شد.. خیابون شلوغ شد و من به راهم ادامه دادم و من و اتوبوس همزمان به ایستگاه رسیدیم. میخوام بگم چقدررررر کیف داره سپردن اتفاقات به خدا. اینکه بگی خدایا من نمیدونم تو میدونی تو خدایی منو هدایت کن.. اینکه برای همه چی به خدا برگردی از هیچ کسی به غیر از خدا نخوای؛ اونجاست که جهان میگه این اعتماد کرد؛ این زیبایی های بیشتر میخواد؛ فراوانی، موفقیت، ثروت بیشتر میخواد.

    یه دبیر داریم خیلی به همه گیر میده و حواسش به همه هست؛ دیروز سر کلاسش گفتم خدایا من میخوام کتاب غیر درسی بخونم خودت یه کاری کن این منو نبینه. و کتاب رو باز کردم و شروع کردم به خوندن بدون اینکه بخوام لای کتاب دیگه ای قایمش کنم یا دستمو بذارم روش. و من میز اول میشینم و جالب اینجاست که یکی چند میز پشت من داشت کتاب میخوند دبیر اونو دید کتابو ازش گرفت ولی منو که میز اول بودم، ندید..

    آره خلاصه.. با خدا باش و پادشاهی کن :)

    اگه آدم توی همین مسائل کوچیک به خدا اعتماد کنه، کم کم با ایمان بیشتر و قانون تکامل به این باور میرسه که : خدایی که تونست فلان کار رو برای من انجام بده، قطعا میتونه من رو به چیزهای بزرگ تر هم برسونه.. قطعا میتونه به من خونه‌ی خوب و ماشین خوب و سلامتی و ثروت و خوشبختی رو هم بده..

    خدایا شکررررررت شکرت شکرت شکرت..

    خدایا من لایق دریافت نعمت های بیشتر هستم هدایتم کن.

    خدایا عااااشقتم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 458 روز

    سلام به استادعزیزم وخانم شایسته گل ودوستان عزیزم

    استاد من قبلا خیلی کمالگرابودم ولی وقتی فهمیدم کمالگرایی اشتباهه سریع اصلاحش کردم .الان ازکوچکترین بهبودم واقعا لذت میبرم هرلحظه نعمتهای کوچیک زندگیمومیبینم صبح وشب براش شکرگزاری میکنم .

    وسیله نوبرای خونه میخرم میبینمش شکرمیکنم میگم خداجونم احساس لیاقتمم خیلی داره رشدمیکنه منو بستی به رگبار نعمتهات .خدایاشکرت

    برای خریدن یک پرده یک کنسول یک جاکفشی و….برای هرکدومشون کلی ذوق میکنم .شکرگزاری میکنم الان که دارمشون ازته دلم شکرمیکنم ومیبینم

    رفتار ادمهای اطرافم که مثل پرنسس بامن رفتارمیکنن کوچکترین بهبود رفتارو میبینم شکرگزاری میکنم هرکدوم از بهبودهای ریز که برام رگباری داره اتفاق میوفته استاد خداشاهده هرکدومشون به اندازه خواسته های بزرگم منو ذوق زده میکنه وقتی بلدم اینارو جذب کنم خیلی هم خوب بلدم الگوهایی روپیدامیکنم ازتجرلیات دیگران هم استفاده میکنم نکات جدید یادمیگیرم و سریع انجامش میدم –

    خواسته های بزرگمم توراهه وخدا برام میفرسته مطمئنم که میفرسته برام . فقط باید فاصلش باشادی وشکرگزاری بیشترمن پربشه همین.

    اصلا تمرکزم روی ناخواسته هانیست چون یادگرفتم تکامل باید طی بشه قطره قطره جمع گردد وانگهی دریاشود . همین قدمهای مستمرکوچیک که برداشته میشه وقتی مستمره واقعا سرعتش بالاست سریع ادم به خواستش میرسه چون مستمره ادم زیادمعطل نمیشه -تا واقعا به خواستش برسه فقط بایدقوانین خداوندبلدباشیم تمرین کنیم وازنتایج ریز ودرشت لذت ببریم همین.

    من خواستم زندگی درآمریکا با همسرعالی وبچه های عالی و چندماشین وچندعمارت و….هست ولی الان که یک خونه درتهران دارم خوشگل درستش کردم ازش واقعا لذت میبرم ازدیزاینش لذت میبرم از ویو لذت میبرم .

    ازماشینم که یکدونه هست لذت میبرم برای خودمه منوویانا روهمه جامیبره ومالذت میبریم وشکرگزارم چرانبایدلذت ببرم آخه ؟!!!

    چرابایدناشکری کنم ازکشورایران لذت میبرم هرجایی که میرم برام بهشته واقعا کیف میکنیم .

    ازاطلاعات ومطالعه و تحقیق وبررسی وادمهایی که خدابرای آموزش سر راهم میزاره شکرگزاری میکنم .

    لذت میبرم ازاین همه آگاهی های جدید وحرفه ای شدن من وتمرینات بیشتر.

    ازتمرین خوشم میاد چون زندگی روبرام لاکچریترمیکنه برای بچم لاکچریتر زندگی رومیسازم .چراتمربن نکنم چرا تنبلی کنم همشوبراحتی انجام میدم بخاطرخودم وبچم انگیزم هیچوقت کم نمیشه استاد

    همیشه انرژیم درحدبنزه خداروشکر این بهبودها چقدرحال ادموخوب میکنه چقدرادم بخودش افتخارمیکنه چقدرادم راحتترزندگی میکنه .

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      ...... گفته:
      مدت عضویت: 2443 روز

      به نام خدا

      سلام پرنیا جان نازنین

      چقدر خوب گفتی که برای کوچکترین موفقیت ذوق می کنی . این کار خیلی خوبیه و من شما را خیلی تحسین می کنم .

      بله دقیقاً درست میگید که وقتی برای کوچکترین نعمت و داشته ذوق می کنیم به ما بیشتر داده میشود

      از خداوند می خواهم همیشه در مرحله دریافت نعمت ها ثروت ها و برکت ها و هر آنچه که خوب است و خیره باشیم همیشه و همیشه و همیشه.

      من درخواست زندگی کردن در خونه ی خودم را به خداوند داده ام و امروز با حال بهتر از قبل حسش کردم و تجسمش کردم خدا را شکر

      و خدا خودش شاهده اونقدر تا به الان و این لحظه نشانه و نشانه ها دیدم و شنیدم الهی شکر فقط می تونم بگم الهی شکر.

      ممنون دوست هم فرکانسیم که به یادم اوردی که ذوق کنم . خوشحال باشم

      یعنی برای نشانه های امروزم هم

      خوشحالی کنم و شکرکزاری کنم .

      خدایا شکرت برای نشانه‌های امروزم .

      همین هدایت به کامنت شما هم

      نشانه است که خدا با منه خدا همراه

      منه

      خدایا شکرت برای دیدن و شنیدن نشانه های امروزم و واضح بودن شان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: