مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4181 روز

    یه اصطلاحی هست که میگن :

    عقلت رو رست هیچ کسی نده

    امروز یه فردی از دوستانم در مورد یه موضوعی صحبت میکردیم دقیقا لین جنله رو بهم گفت

    بعد از حدود یک ساعت که داشتم به این جمله فکر میکردم و به خودم تاکید میکردم که راست میگه من عقلم رو یعنی منظور طرز تفکر و نگرش و تصمیمات رو نباید به دست این و اون بدم و به قول استاد در جلسه قرآنی قدم اول استقلال فکری از خودم داشته باشم

    یه لحظه حس کردم الان یه آگاهی میخات به من داده بشه :

    حمید جان چطوره که عقلت رو دست خدا بدی؟

    بعد به خودم گفتم پسر؟!!!!

    عجب آگاهی نابی امروز دریافت کردم

    بعدش بهم گفت :

    چقدر خوب میشه که آدم بتونه به خدا اعتماد کنه

    یعنی از تعجب دهنم باز مونده بود

    چقدر عالی میشه من بتونم به خدا اعتماد کنم و عقلم رو بدم دست خدا و از خدا راهنمایی بخام برای دستیابی به اهداف و خواسته هام

    خدا رو برای خودم وکیل مشاور بگیرم

    در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق و سربلند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سمیرا گفته:
    مدت عضویت: 560 روز

    سلام به استاد خوبم

    واقعا شنیدن این حرفا یه بحثه درکش یه بحث دیگه ، من خودم حس میکنم هنوز تو خونم نرفته ، حس میکنم هنوز به باور عمیق نرسیدم ، خدا سیستمه ، چون اینا از بچگی تو سرمون رفته

    استاد گاهی واقعا خسته میشم . کم میارم . ول میکنم دوباره برمیگردم . انقدر با ذهنم و مقاومت هاش دارم میجنگم واقعا گاهی بدن درد میگیرم .به قول شما جهاد اکبر ، واقعا جهاد تو درونم حس میکنم . در برابر نجواها ، مقاومت بدنم ، ذهنم ، اخ اخ چقدر سخته

    اما همش میگم به اینده فکر کن

    حتی الان دستاوردهای مالی ، عاطفی و … برام کمرنگ تر شده ، بیشتر میخوام ارامش و شادی درونی پیدا کنم. بیشتر دنبال شناخت خودم وخدا هستم . استاد میدونم این کامنتهارو میخونید ازتون ممنونم که برامون حرف میزنید و قدردانتون هستم . ممنونم که کمکمون میکنید

    من خودم پزشکم وقتایی که به بیمارام کمک میکنم و لبخند رو لبشون میارم عمیقا خوشحال میشم ، بخاطر همین میخوام ازتون تشکر کنم شما هم درون مارو دارید درمان میکنید

    دارید خدا رو بهمون به شکل واقعیش نشون میدید

    دقیقا سالهای گذشتم نگاه میکنم واقعا بت پرست بودم. و دقیقا راست میگید که همه چیز توحیده هروقت تو فرکانس خدام ، راحت میبخشم ، ارامش دارم ، شجاع ترم حالم خوبه و تمام حسایی که تو چیزای مادی دنبالشم تو خدا هست و به قول شما وقتیم تو اون فرکانس هستی مثل اب میوه گیر فقط برکت میاد سمتت

    اره استاد جان بخاطر همین دنبال اصل و سرچشمه ام حتی نه بخاطر رسیدن به مادیات بخاطر رسیدن به تمام اون حسای خوب ،

    واسه همینه یه پدربزرگ پیری یه گوشه تو دنیا هست پر از عشق و ارامش ولی یکنفرم تو قصر با حال بد

    من دنبال اون حال خوبم و قطعا دنبال همون حسنه فی الدنیا و فی الاخرت الحسنه میشی

    خسته شدم از دنبال ارامش گشتن تو بیرون ، اون روزهایی که خراب خراب بودم . 4سال پیش روز تولدم تو یه مکان مقدس بودم و بخدا گفتم خیلی خسته ام ، اومدم تا خودتو بهم بدی

    2ساله با شما اشنا شدم. خیلیا قبل شما استادم بودند ولی همه اون اساتید رفتم به شما رسیدم

    البته یه استاد خارجیم دارم . حالا به سمیرا الان و 4سال پیش نگاه میکنم

    چقدر تغییر کردم . انگار اون توی دنیای دیگه بود

    چقدر تغییر کردم

    مهم ترینش بحث توحید و کم شدن وابستگیام هست .

    اما این مسیر ته نداره ، هروز در حال حرکتم

    حتی کج و کوله اما میرم

    ولی همون جور که از تولد تا 30 سالگی مدام چیزای منفی باورای منفی شنیدم و ذهنم پر شده نباید خسته بشم بگم ، خب یه سال با استاد بودم بسته ، دوماه گوش دادم بسته

    من اگه 30 سال مدام گوش بدم شاید مدارهای منفی ذهنم کامل پاک بشه

    میخوام بگم بخودم تا خسته نشم تا ادامه بدم تا وقتی حسای خوب تو درونم میاد و میدونم نتیجه و علت چیه لذتشو بچشم و ادامه بدم

    این جمله فانی قریب کنار تختمه هرشب و هروز نگاهش میکنم. تو قلبم حسش میکنم

    و چه لحظه هایی بوده تنهاترین بودم ، مثل رزا و قصه اون ، ولی با بند بند وجودم این جمله تکرار کردم و معجزه ها دیدم .

    و با تمام قلبم گفتم تو امید هیچ بنده باایمان بخودت ناامید نمیکنی ، تو مراقب و محافظ،منی

    نمیبینمت

    نمیشنومت

    لمست نمیکنم

    من فقط تو رو با تمام وجودم حست میکنم

    و عاشقانه میپرستم

    و در وصف تو چه میتوان گفت ، که در اوج. قدرت و بزرگی از مادر مهربانتری و برای میلیاردها ادم همیشه وقت داری،و نزدیکترینی

    درک تو در وصف نگنجد

    گاهی بخودم میگم ترامپ الان قدرت اول دنیاس بعد فکر کن هروقت بهش تلفن میکردی جوابت میداد و کارت ردیف میکرد چه حسی داشتی ؟

    اما ترامپ نگاتم نمیکنه و در حد خودش نمیبینه جواب هرکسیو بده

    حالا بیا فکر کن خدا فرمانروای تمام فرمانرواهاست ، خدایی که تمام کهکشهان ها در ید قدرتشه

    تلفنش همیشه انلاینه برات

    و مهربانتر از مادر جواب میده

    واقعا قابل درکه ؟

    ما چون خدارو مدل انسانی دیدیم نمیتونیم درک کنیم اینو بخاطر همینم چون فکر میکنیم شبیه انسان هاست ، کم درخواست میکنیم ، باور نمیکنیم همیشه جواب میده ، میگیم وای زشته بسته کم بخواه و خیلی چیزها که پشتش این باوره

    اما نه

    خدا همون فرمانروای بزرگیه که تلفنش برات همیشه انلاینه فقط باید رو فرکانس خودش وصل بشی و شماره درست بگیری اونوقت تمام جهان مسخر خودت میکنه

    یکم باید عمیق فکر کنیم تا درک کنیم تا باور کنیم

    تا خدارو بشناسیم و بدونیم خدا شبیه ما نیست

    خدا یه انرژی یه نور بی نهایته که فقط میدونم اگه بهش وصل بشم

    به سعادت میرسم همین

    ممنونم استاد بازم با فایل هاتون توحید برامون مرور میکنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سید حمید میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 1272 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته

    بازم آگاهی و باید چندین بار گوش بدم تو کل فایلها از این باور صحبت می‌کنید یعنی یک اصل ینی پایه همه چی توحید سلامتی ثروت رابطه پایش میشه باور و باور و باور دارم تمرین میکنم

    گوش میدم و با شماها میام جلو بازم از خدا میخام کمکم کنه بتونم ذهنمو کنترل کنم و روی باورهای کار کنم

    چند رو پیش تو سوره بقره به همین آیه برخوردم مکث کردم و خوشحال شدم که یه بار از شما شنیدم و بهتر درک کردم

    آره قبلا خدارو تو آسمون میدیدم شنیده بودم از رگ گردن بهم نزدیکتره ولی خوب درک نکرده بودم الانم درک نکردم ولی دارم رو خودم کار میکنم

    واقعا که خدا همه چی هست هرجا هست و من باید باورش کنم و قوانین اونو درک کنم

    مثال‌هایی که اوردین عالی بود و من تونستم بفهمم تا حدودی واقعا هر ورودی که بدیم همونو یا جنس اونو دریافت میکنم

    خدایا شکرت که دارم میام توی مسیر

    و ازت میخام بفهمم اصلا ایمان به تو چجوریه

    هدایتم کن ای خدای بزرگ تا بتونم الهامات تورو بگیرم بتونم وحی تو رو بفهمم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سعید راد گفته:
    مدت عضویت: 1701 روز

    به نام خدایی که همین نزدیکیس

    سلام

    خیلی فایل عالی بود پراز محتوای اموزنده

    قبلن این حرف استادو که میگفت هرچقد بیشتر روی خودتون کار کنید مدارتون میره بالاتر و اگه از فایلی اگاهیتون مثلا 50 باشه سال دیگه همونو گوش کنید میشه 100 و سال دیگه بیشتر و همین جوری بیشتر

    ولی الان درکش میکنم من این فایلو یا سیستمی بودن خدارو قبلنم هم گوش کرده بودم ولی این بار کیفیت بالایی داشت واسم

    این باور کفر و شرک ک بین خودشونو و خدا واسطه میزارن هنوزم هست و مادر من یکی از اون ادماس

    مثلا میخاد دعا کنه میگه خدایا تورو قَسَمت میدم به حضرت عباس بعدش ادامه ی دعا…

    یا مثلاً ولادت امامی باشه به دیگران میگه تو این شب عزیز برامون دعا کنید

    کلا خیلی این باوره شرک الودو داره ک خودش نمیتونه چیزی بخاد چون ارزشمند نیس ولی اماما ارزشمندن میتونن واسطه شن براش تا خاستشو بگیره

    این باور هنوزم بین خیلیا هست و خودشونو از همه چی دور میکنن

    خداروشکر که من این شرکو ندارم

    یا خیلیارو دیدم که میگن هرچی خدا بخاد همون میشه یا خدا براش ساخته (باور به این ک خدا احساساتیه و یا باور به این که تقدیر یا سرنوشت هرکسی از قبل نوشته شده)

    کلا اکثر مردم ایران خصوصن افراد مذهبی بنده ی هر امام و پیغمبری خودشونو میدونم الا خدا

    من یادمع زمان مدرسه یا همین النم وقتی قشم بخوری به خدا طرف میگه نه این دروغ میگه

    ولی بگو به حضرت عباس یا بگی به امام حسین طرف میگه نه این راست میگه

    خداشون کسیه که بنده ی خدا بوده

    همیشه دوس داشتم بگم بابا این کسی که شما جونو همه چیتونو میدن براش بنده ی خوب خدا بوده این ادم فرقش با شما اینه که وجود خدا تو زندگیش پر رنگ بوده خدارو باور داشته بندگیشو میکرده

    و کلا کج فهمیدن همه چیو

    مثلا یه سری مراسمای مولودی یا از این قبیل هست ک که ولادت یا شهادت های اماما برگزار میکنن توی ولادتا می‌رقصند و اینا و توی شهادتا گریه میکنن

    و باورشونم اینه با این کار خیرو برکت به زندگیشون میاد و به قول خودشون نظر کرده میشن

    هیچ وقت از یچگی از نوحه و مداحی و روضه و گریه کردن برای شهادت و اینا خوشم نمیومد با این ک هیچی از قانون نمی‌دونستم ولی هیچ وقت این کارو نکردم حتی توی محرما علاقه ای به هیعت رفتنو خودمو زدنو گریه کردنو و خود زنیو این چیزا نداشتم.ولی بعضی وقتا از جاهایی که یهو گوشم میخوره یه چیزایی می‌شنوم که مغزم صوت میکشه

    مثلا میگه مادرم فدای مادر ابلفض

    یا ابلفض من سگتم من گدای در خونتم من نوکرتم

    انقد خودشونو خار و‌خفیف میکنن که نگم که البته همچین ادمایی باید خار و خفیف باشن به قول شما هرکسی که بنده ی خدا نیس

    و جالبیش اینه که به این چیزام افتخار میکنن تازه

    (انسان های بت پرست تو هردوره ای بودن و هستن فقط بتشون عوض میشه)

    و زندگی این ادمارو میبینی چیزی جز حال بدو فقرو گرفتاری و قرضو وامو بدبختی و مدار فقر نیس

    الان میفهمم چقد ناخوداگاهم درست رفتار میکرد

    همون ادمایی که گریه می‌کردنو خودشونو میکشتن برای یه پرس غذای نذری حاضر بودن هرکاری بکنن

    برای یه لیوان شیر جوش و تیتاپ صلواتی هر کاری بگی میکردن

    یا ادمایی که روزیای مثل عاشورا اینا نذری میدن که حاجت روا بشن که مثلا بنده ی خوب خدا مثل امام حسین واسطه اینا با خدا بشه که اینا به خاستشون برسن

    یه ضرب المثل ایرانی هست که میگه هرچه کنی به خود کنی

    خیلی درسته

    بارها برا خودم پیش اومده به شوخی یا جدی

    که کسیو اذیت کردم یا کسی منو به ناحق اذیت کرده همون لحظه یه چیزیش شده یا خودم یه چیزیم شده

    مثلا مثالی که الان به ذهنم رسید

    یه روز برادر کوچیکم رو مبل داشت گوشی بازی میکرد یکمی به شوخی اذیتش کردم و عصبی شد موقعی که میخاستم به شوخی از دستش فرار کنم پام خورد به پایه ی مبل تا یکی دو روز راه رفتنگی میلنگیدم

    یا برای خودمم پیش اومده سرکار موقع کار داشتم کارمو میکردم یکی از همکارام هی میخاس کرم بریزه اذیت کنه به شوخی که نزاره من کارمو بکنم

    که همون لحظه دستش تو ی شکل خاصی انگار پیچ خورد یا رگ به رگ شد و خودشم گفت دقیقا هروقت کسیو به ناحق اذیت کردم این بلا سرم اومد(این اعتراف ناخودآگاهش بود)

    این جهان دقیقا مثل ایننه میمونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1341 روز

    به نام تنها حامی من….

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو…..

    این فایل ،فایل نشانه روز من ،و بازهممممم خدای عزیزم میخواست بهم یادآور بشه ،کهههه مهساااا تنهااا کسی که همیشه کنارتههه منممممم…..

    بهم میگه ببین وقتی داری روی خودت کار میکنی ،وقتی این همههه پیشرفت کردی،شخصیتتو ،داری تغییر میدی ،بااااید بدونی اینا همه و همههههه از منههههه ،باید بدونی رفتن تو مسیر درست ،وابستگی نداره بهههه هیچ کسیییی،به هیچ چیزی،وابستگییییی معنایی ندارههههه.

    خدا میخواست بهم بگههه من هستم تا تهششششش اما به شرطی که فقط روی خودم حساب کنی ،اونایی که برات فرستادم ،فقط دستای منن،اونااا از منن،پس وابستگی به اونا معنی نداره.

    من بارها سر این قضیه از جهان چک و لگ خوردم ،خیلی نسبتتتتتت به قبل بهتر شدم ،اماااا بعضی وقتاااا شرک و روی بقیه حساب کردن ،یه جوری زیرپوستی میاد که بعدهاا میفهمی که توووو ،بازم حتی بین حرفاتم روی بقیه حساب کردی ،….

    خدای مهربانم ،تنهاا کسی همیشه کنارمه تویی

    ،تنهااا کسی کهههه با اشتباه کردن ،،منو سرزنش نمیکنه تویی ،

    تنها کسی که همیشه برای حرف زدن با من وقت داره ،تویی…..

    و تویی و تویی و بازهم تویی….

    خدایا کمکم کن فقط روی خودت حساب کنم …..

    کمکم ‌کن توحید تورو به عمل بیارم نه فقط به زبون ….

    خدایاشکرت ….

    خدایاشکرت ….

    خدایاشکرت……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1887 روز

    به نام خدای مهربون و قریبم!!!

    وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ

    چقدر از دیشب این آیه رو درونا حس کردم چقدر امروز صبح به چشم خودممممممم تاثیرش و دیدم و مثل همیشه مات و مبهوتش شدم چقدر خدایی که الان باورش کردم و همه کارهام و میسپارم بهش بهترینش و برام میسازه اونم براااااااحتی قبلا میگفتم خدایا میسپارمش ب خودت ولی از درون ترس بود استرس بود اون توکل واقعیه نبود ک عالی رقمش بزنه وای ک چقد قانون ساده و راحته چقدرررررر همه چیو برامون روان کرده درست مثل آب خوردن این خود من بودم ک با ویژگی های انسانیم مانع دریافت نعمات و فراوانی ها و معجزات پروردگارم میشدم این خود من بودم ک از خودم دریغ میکردم لطف بی نهایت پروردگارم رو چقد نزدیک بود و من حسش نمیکردم چقدر کور بودم ک موهبت هایی ک بهم داده بود و نمیدیدم چقد کر بودم ک صدای پروردگاری ک هرلحظه داشت باهام صحبت میکردو نمیشنیدم چقد غافل بودم !!ولی با این اوصاف همیشهههه بودی و خودت برام خدایی کردی الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم الهی شکرت

    من دو سه ماهی میشه ک یه کار اداری داشتم و چون قبلا برخورد داشتم و اون چیزی نبود ک دوس داشتم اصلا هیچ رغبتی نداشتم برای رفتن و ب اتمام رسوندن کارم ولی باید میرفتم باید تو دل توهم و ترس و استرس و هرچی ک میشه اسمشو گذاشت میرفتم و تمومش میکردم صب ک میخاستم برم از دیشب هی داشتم ذهنمو کنترل میکردم و سعی میکردم همش و بسپارم بخدا ک خودش رقم بزنه و خیلی معجزه آسا اول ته دلم ک ناآرام بود آروم شد بعد یهو گف:

    ( چرا به نشد فک میکنی میشه دخترم)

    الان ک میگم مو ب تنم سیخ میشه این و ک شنیدم با خیال راحت خابیدم صب بااااااا حال شگفت انگیزی بیدار شدم و مدارکمو برداشتم و رفتم شاید باورتون نشه اون جایی ک همیشه غلغله میشد و همه متصدی ها سرشون شلوغ میشد پام و ک گذاشتم داخل هیچ ارباب رجویی جز من نبود رفتم پیش اون کسی ک کارم رو باید حل میکرد جوووووووووری با من با احترام و مهربونی صحبت کرد ک خودم هاج و واج مونده بودم مدارکمو بردم ب رئیس ک امضای ایشونم بگیرم اون رئیسی ک همیشه سگرمه هاش تو هم بود و یکی دو کلمه بیشتر حرف نمیزد با من داشت با لبخند صحبت می‌کرد و خیلی راحت امضا کرد و اومدم ینی کل پروسه ای ک به خاطر توهمات ذهنم نمی‌رفتم دنبالش به یک ساعت نکشیده تموم کرد برام بعد اینک از اونجا اومدم بیرون انگار یه بار خیلی بزرگ از رو دوشم برداشته شده بود ازاد و رها و سبکبال نمیدونسم چی بگم چیکار کنم کجا برم انقدددددد ک این چند ماهه اخیر ازش معجزات بزرگ و کوچیک دیدم و هر بار براشون ذوق کردم واقعاااااا نمیدونم چطور سپاسگذاری کنم هربار هی میگم خدایااااا بیشتر و راحت تر روان تر کارام و پیش ببر مسیرهارو برام هموار کن ک نذارم ذهنم بیاد برام ی چیزای دگ بچینه ک این روندم رو کندتر کنه یا کمرنگ کنه برام الهی من به هر خیری از سمت تو فقیرممممم تویی ک زمین و زمان و ادمهارو همه چی و برام نرم میکنی آسون میکنی و من فقط لذت میبرم عاشقتم یکتای بی همتام

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم (با اون پوست لطیف و براق و زیباتون ک همزمان ک داشتم حرفای استاد رو گوش میکردم ناخودآگاه چشمم زیبایی شمارو دنبال می‌کرد ماشالا بهتون خیلی دوستون دارم و میبوسمتون)

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای بی نظیرم هدایتگرم عاشقتمممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    علی اصغر سیمابه گفته:
    مدت عضویت: 1653 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    تنها راه اینکه یک فرد بیاد سمت خدا و فقط روی خدا حساب کنه به قول استاد باید ضربه های شرک رو بخوره باید خوب له بشه تا دیگه روی آدم‌ها حساب نکنه من از زمانی که روی خدا حساب کردم درهارو برام باز کرده یادم میاد روزهایی که واقعا خسته بودم از همه چیز از خدا و همه چیز اما ته قلبم یه امید داشتم به خدا و واقعا اومد نجاتم داد الان که دارم مینویسم خیلی خوشحالم من بی نهایت تغییر کردم دیگه کوچک ترین حسابی رو دیگران نمیکنم اصلا و به هیچ وجه من وصلم به خداوند و همه کارهارو برام انجام میده راستی یه داستان بگم من رفته بودم شهرستان برای کار و اتفاقاتی که افتاد درها به روم باز شد الان در آزادی زمانی و مکانی هستم حالم خوبه اینو میخواستم بگم من توی مسیر داشتم میومدم که دیگه برم خونه باورکنید ۱۰۰۰ریال پول داشتم اینقدر ایمان داشتم به خدا گفتم به شیوه روش خودت هدایتم کن برم خونه همون لحظه یه ایده اومد گفت برو اون پول رو که حقته و طلب داری رو بگیر گفتم عه چه جالب خدایا شکرت حالا بازم تو راه میرفتم گفتم اگه هم این نده شده از گرسنگی بمیرم یا نرم خونه به تو اعتماد دارم بازم حساب نکردم روی اون فرد که پول رو بهم بده خلاصه اقدام کردم پول رو داد رفتم اینجوری خدا هدایت میکنه تازه من اصلا یاد این پوله نبودم من همیشه اینو میگم تو فقط روی خدا حساب کن تو هرمشکلی با حال خوب ببین چه اتفاقی میوفته خدایا شکرت اینو نوشتم یه ردپا باشه دارم باورهای توحیدیم رو کار میکنم تا بهتر بشم

    خدایا شکرت

    خدایا تنها تورو میپرستم تنها از تو یاری میجوییم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    Leila گفته:
    مدت عضویت: 1755 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام استاد جان

    سلام مریم عزیزم

    خدایا شکرت که من دارم سعی میکنم بیشتر بشناسمت… و دلم میخواد هر لحظه توحید رو در عمل هر چه بیشتر به کار بگیرم

    خدایا ازت سپاسگزارم

    نکاتی که من از این فایل ارزشمند یادگرفتم:

    استاد گفتن من از ۱۵ سالگی یواش یواش متوجه شدم که هر وقت روی یک آدم حساب میکنم پشتم رو خالی میکنه و انگار به وقت نیازم غیب میشه…

    گفتید تو همون دوران نوجوانی یادگرفتم که دیگ روی کسی حساب نکنم…

    استاد عزیزم شما از همون دوران هم نکته سنج بودید…

    چقدر خوبه که آدم روی هیچ کسی حساب باز نکنه و فقط و فقط روی خدا حساب باز کنه

    خدایا کمکم کن که فقط در راه و مسیر توحیدی تو باشم

    دیشب از خدا یه خواسته ای داشتم بهش گفتم خدایا خودت میدونی من این مورد رو از ته دلم ازت میخوام

    اصلا نمیدونم چجوری و از کجا …

    ولی فقط از خودت میخوام

    من فقط از تو میخوام قربونت برم

    هر وقت آدم فقط روی خدای خودش حساب باز میکنه حال دلش خوبه و عزت نفس داره احساس قدرت میکنه

    ولی همین که درخواستت رو از یه آدم دیگ میکنی، احساس کوچک شدن داری

    خدایا من از همه ی کسایی که به من کمک میکنن سپاسگزاری میکنم ولی میدونم که اینا دست های تو هستن و میخوام از این به بعد فقط و فقط از خودت بخوام میدونم که صدای منو میشنوی میدونم که جوابمو میدی

    خدایا سپاسگزارم که من رو به مسیر توحیدی هدایت کردی

    چقدر این مسیر آرامش بخشه

    خدایا سپاسگزارم که بازم تونستم تو این سایت الهی کامنت بذارم

    خدایا شکرت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    نرگس سبزعلی پور گفته:
    مدت عضویت: 1748 روز

    لا حول والا قوت الا بالله العلی العظیم

    سلام استاد جان ، مریم عزیز و تمام دوستان عالی سایت

    با تمام قلبم معنی حرف استاد را درک میکنم که میگن تمامی انسانها دستی از دستان خدا هستند که در زندگی ما وارد میشن تا ما را به خواسته هامون برسانن حداقل در مورد خود من این موضوع بارها و بارها اتفاق افتاده و هر بار من فقط میگم خدایا سپاسگزارم که حواست بهم هست خدایا سپاسگزارم که اینطوری کمکم میکنی .

    خدا یه جوری پازل میچینه یه جوری آدمها و شرایط ردیف میکنه که مبهوت میمونی البته من این روزا وقتی یا این موارد روبرو میشم لبخند میزنم و فقط سپاسگزار رب العالمین هستم چرا که کم و بیش از قانون یه چیزای فهمیدم.

    مسیر طولانی پیش روی من و همه دوستانی که متعهد به اجرای این قانون زیبا هستن وجود داره اما این مسیر سرتاسر لذت و خوش گذرونیه ( به قول استاد وقتی قاعده بازی رو بدونی بازی برات لذت بخشه ) اجرا ی قانون و سپاسگزاری از خدایی که بنیان گذار این قانون است باید برای همه ما مثل نوشیدن آب و خوردن غذا باشه چرا که هر روز ذهن ما نیاز به تغذیه مناسب دارد .

    هر بار که اتفاقاتی مثبت از طریق دوستانم ،همکاران یا هر شخص دیگری برای من رقم میخورد فقط میگم خدایا پروردگارم برای دستهایی که به سوی من میان و همه فقط ماموریت دارن تا بمن خدمت کنن سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .

    تکیه از روی بندگانش برداریم و فط از خودش بخواییم که خدا رب العالمین و صاحب اختیار تک تک ما هست و برای ما خیر و خوبی میخواهد حتی در شرایط به ظاهر بد . چرا که ما هیچ آگاهی نسبت به اتفاقاتی که قراره بعدا در زندگیمون رقم بخوره نداریم در واقع در مدار دید ما نیستن پس با قلبی مطمئن و خیالی آسوده از نتیجه به خدا واگذار کنیم که از ما بیشر مشتاق است تا به خواسته هامون برسیم .

    خدایا به تک تک ما درک این آگاهی ها را رو بده . (الهی آمین )

    خدایا به ما کمک کن ما را به مسیر شناخت بهتر و عالی تر قوانین جهان هستی هدایت کن. ( الهی آمین )

    خدایا هر چه بیشتر به تو نیازمند میشیم بیشتر احساس بی نیازی و رهایی داریم . خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    شاااد و عااالی باشد در پناه رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    Gol Sabry گفته:
    مدت عضویت: 980 روز

    سلام به استاد وخانم شایسته عزیز.

    این فایل معجزه است برای من.تقریبا یک ونیم هفته پیش پدرم فوت کردن ومن از فوت شان ناراحت بود.درکنار اون یکی از خواهرام اصلا آگاهی با قوانین نداره و همش حمایت پدرم را ضرورت داشت.من امروز عصر با خودم فکر میکردم خدایا پدرم فوت کرد چه کسی از خواهرم حمایت میکنه چه کسی وقتی حق خواهرم ازش گرفته شد حقشو پس میگیره. تو همین افکار درگیر بودم که اومدم امشب طرف نشانه امروزم.

    واقعا ذوق زده شدم .

    چقدر دقیق چقدر همزمان تو موضوعی که من درگیرش بودم خداوند برام راه حلش را فرستاد. من از این فایل آموختم.که تنها حامی ما خداوند است واون است که با دستان خودش به هر طریقه یی باشه کمک میکنه و تنها نمیزاره مارا.

    من قبلا چیزهایی که شنیده بودم و یاد گرفته بودم از امامان خودمان خداوند را صاحب هم خیر وهم شر میدانستم .

    یعنی اگر مریض میشدم میگفتم کار خداست اگه سالم میبودم میگفتم کار خداست اگر تصادفی میشد میگفتم کار خداست اگر عروسی میشد میگفتم کار خداست ودر نتیجه تمام اتفاقات زندکی رو به گردن خدا می انداختم وفکر میکردم واقعا هیچ اختیاری ندارم در زندگیم.

    وقتی کتاب هایی میخوانم در مورد عذاب های قبر یا عذاب های بعد از مرگ وروز قیامت نوشته بود از خودم بدم میامد ومیگفتم خدایا چرا مارو آفریدی مارو آفریدی که فقد بهمون عذاب بدی .

    ولی با خوشحالی زیاد بگم خوشبختانه روزی با استاد آشنا شدم ویاد گرفتم همه اتفاقات زندگی ام به دست خودم است.و خدای خودم را شناختم خدایی که میگفتیم از مادر وپدر مهربان تر است . وآموختم که خداوند هیچ وقت بدی بنده هایش را نمیخواهد واون همش خیر است وخیر.

    خدایا شکرت که منو با استاد عزیز آشنا کردی من از طریق استاد خدامو بهتر شناختم ودارم از زندگیم لذت میبرم خدایا هزاران مرتبه شکرت️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: