مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر0MB0 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر0MB0 دقیقه





درود براستاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسم….
فکر میکنم این تسلیم بودن استاد یکی از رفتارای مهم استاد هست که باعث نتایج بزرگ شده…
من خودمو که میبینم اگه زمینم در وهله اول30 برابر رشد داشت بدون برنامه بدون هدف و بددن اینکه اصلا دلیل فروشم رو بدونم فقط میفروختم چون 30 برابر رشد کرده…
ولی استاد میگن من چون برنامه ای نداشتم براپولش برام مهم نبود که حالا چه قیمتی داره و زمانی که هدفشون مشخص میشه با 15 برابر قیمت خرید میفروشم والانم که دارن دربارش میگن نمیگن اون کار اشتباهی بود یا درست و فقط استاد تو زمانش اون کاری که باید انجام میدادن رو انجام دادن….
استاد خیلی رها هستن آزاد هستن و خیلی راحت میتونن فراموش کنن این چیزیه که بمن خیلی لذت میده ودارم تلاش میکنم اینقد تو گذشتم سیر نکنم…منک هیچ کنترلی رو گذشته ندارم و هیچیو دیگه نمیتونم تغییر بدم….
مورد جالب و عالی دیگه اینه برامن که استاد میگن وقتی رفتم یک مایتابه بگیرم و شاگردم منو دید و ایشون راحت گفتن که آره ما اینجا زندگی میکنیم واین صداقت باعث شدک اون خانم عزیز خونه ی دربست مبله رو بهشون تقدیم کنن…
من اگه بودم واقعا شهامت اینو نداشتم که با شاگردم کسیکه میخوام درس بهش بدم که ججوری رشد کنه اینجوری روبرو بشم و باصداقت بگم اینجام من….من اگه بودم میپیچوندم البته با باور و رفتار امروزم دارم در مورد الانم صحبت میکنم و مطمئنم میتونم پیشرفت کنم که نکاه و قضاوت دیگران برام مهم نباشه این یکی از راههای رهایی و آزادی منه ازبند ترس ازقضاوت…
استاد عزیزم بی نهایت ازت سپاسگزارم…خانم شایسته عزیز سپاسگزارم…
دوستان عزیزم سپاسگزارم..
عاشقتونم
بنام خداوند هدایتگر و مهربانم
سلام استاد جونم سلام مریم عزیزم سپاسگزارم بخاطر یه فایل عااالی و آگاهی دهنده دیگه که با عشق برامون میزارین مریم جون من لاقل با این فایلایی که هر شب میزارین دارم امیدوار میشم که میتونم متعهد باشم و امشبم دارم به تعهدم عمل میکنم خداروشکر
هر وقت میخوام کامنت بزارم سر یه دوراهی قرار میگیرم ذهنم بهم میگه حالا میخوای چی بنویسی ولش کن ننویس و قلبم میگه دست به قلم شو من بهت میگم تو بنویس و به تعهدی که به خودت دادی عمل کن و کم نیار استمرار داشته باش یاد بگیر چطور قدمهای کوچیک برای خواسته هات برداری
خیلی مباحث قشنگ و لذت بخشی داشت این فایل در مورد توکل به خدا استاد تقریبا تو همه فایلاش این موضوع توکل رو جا میده و توضیح میده و چقددددر این خوبه این بحث توکل من هر وقت میرسیم به این موضوع توکل و امید و ایمان و تسلیم و رهایی پوز میکنم و مینویسم و قلبمو آروم میکنم با این جملات زیبا
خداروهزار مرتبه شکر استاد جونم بخاطر وجودتون تو زندگیمون اینکه من تو روز بیشترین صدایی که میشنوم صدای آرامبخش شماست و تو زندگیم به آرامش رسیدم به عشق رسیدم به حال خوب و خیال راحت رسیدم چی میتونه با ارزشتر از آرامش و عشق باشه تو قلب هر آدمی استاد شما قلب میلیونها آدمو هر شب و هرروز با کلامتون پر از عشق و آرامش میکنید مطمئنم که همه بچه هایی که تو این سایت هستن از جمله خودم کمترین و کمترین نتیجه ای که گرفتیم از آموزشهای شما تجربه کردن بیشتر این احساس آرامش و توکل و امید تو زندگیمون هست فقط با شنیدن کلامتون نه عمل به اونها فقط با شنیدن این حرفها یه نور یه چراغ تو قلبمون روشن شده که یه جرقه است خودش واسه قدم عملی برداشتن
خداروشکر خداروشکر که من عضوی از این سایتم به خودم میبالم و باعث افتخارمه که شاگرد استادی هستم که تو تمام لحظات زندگیش به فکر دانشجوهاش هست و اونارم از این سفره ی پر از نعمت و برکت بی نصیب نمیزاره و همسری که این همه وقت و زمان میزاره و اونجوری که خودش حرفای استاد رو درک میکنه و تمرین میکنه به ما هم یاد میده خداروشکر مریم عزیزم تو لایق ترین آدم برای اینکه کنار استاد باشی همیشه و همراه و همدمش باشی هستی تو بهترین الگوی یه زن قوی برای من هستی من همیشه تو رو تحسین کردم و میکنم و بهت افتخار میکنم
استاد شما گفتین ما به هر قیمتی بااااید درآمد داشته باشیم و متعهد بشیم به داشتن درآمد الان که دارم این جمله رو مینویسم هیچ ایده ای ندارم که چطوری میتونم اما این یه تلنگر بود یه در گوشی یه بیدار باش که مهسا تو بااااااید متعهد بشی به اینکه درآمد داشته باشی استاد من به شما و به خودم قول میدم بیام همینجا تو کامنتا بنویسم که من بالاخره درآمد دارم من بااااید بتونم این قولو هم به خودم و هم به استادم بدم
خدایا من جز تو کسی رو ندارم من پناهی ندارم جز تو تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم خداجونم تو هدایتم کن چطور پیش خودم و استادم رو سفید بشم تو به من بگو من هیچی نمیدونم خدایا به امید تو
سلام
روند پیشرفت از وقتی که شروع میشه روند روبه بالامثلا شیب 10درجه همینجور ادامه داره و اتفاقهای می افته خیلی جالب روبه رشد من تازه شروع کردم گفتم باید برم رستورا من رفتم غذا سفارش دادم و نشستم یکی از آشنا هام آمده بود تو رستوران ومنو اونجا دیده بود میز منم حساب کرده بود خیلی برام جالب بود ومن تا حالا همچین اتفاقی برام نی افتاده بود ومن برام جالب بود ومن کم اتفاق های کوچیک برام شروع شد ومن رفتم تومسیرش واتفاق های بزرگ هم می آمد من به قانون تکامل استاد گفتن خیلی زود درکش کردم
عجله نداشتم کم کم کارها و پیش میبردم وهنوزم همون روند ادامه داره
تشکر از استاد وفایل زیباشون
به نام خداوند مهربانم خدایی که دوست دارد ما ثروتمند شویم و جهان رو زیباتر کنیم برای زندگی
سلام به استاد عزیزم سلام به مریم جانم و سلام به همه دوستان همدارم زنده و سلامت باشین
توکل و تکامل و ایمان و تعهد و احساس خوب و فرکانس خوب رو همه میدونیم اما مهمتر از همه عمل است که به چه اندازه عمل میکنیم به این چیزهایی که میدونیم اگر عمل نباشد در هر کاری بی نتیجه است مثل آب تو هاون کوبیدن ست
پس باید متعهدانه به اون چیزی که میشنویم و درک میکنیم و میفهمیم و باور میکنیم حتما عمل باشد تا درهایی از نعمت و ثروت به زندگی و کسب و کارمون باز شود
عمل کردن نشانه توکل و ایمان ست نشانه باور و فکر درست ست
امروز این نشانه من بود که باید تعهد و توکل
در همه کارها داشته باشم و خداوند رو تنها منبع قدرت بدانم و امیدم رو از دست ندم
خدایا به من توان بده و هدایتم کن به آن چیزی که از این قوانین بوسیله دستانت که استاد عباس منش عزیزم است بفهمم و عمل کنم تا زندگیم تغییر کند و اون جور که دوست دارم زندگیم را بسازم و لذت ببرم
خدایا ممنونتم شکرت سپاسگزارتم
بسم الله الرَّحمن الرَّحیم
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.
سلام به استاد بزرگ و استاد شایسته عزیز.
و سلام به دوستانی که ندیده دوستشون دارم و هرچند از لحاظ فیزیکی دور از هم هستیم ولی از هر دوستی که تا الان داشته ام بمن نزدیکتر و یاریگر اند.
این روزها احساس آرامشی وجودم رو احاطه میکنه. بعضی ساعات روز خیلی حسم عالیه و قلبم یه شادی و خوشحالی عجیبی داره که قبلا درکش نکرده بودم. من بهش میگم احساس مقدس.
دیگه عجله ندارم که زودتر برسم تا دیر نشه.
قلبم یک اطمینان خاصی پیدا کرده که میشود هرآنچه تاحالا فکر میکردم برای من غیر ممکن است.
البته این همه احساسات خوب در یک لحظه اگه حواسم رو جمع نکنم، دیگه نیستند!!انگار اصلا وجود نداشته اند. همون زمانهایی که یادم میره نباید تمرکزم رو خرج موضوعات بیهوده کنم. اولش حواسم نیست که چطوری به دام ذهنم میفتم از یه موضوع کوچیک که حتی فکر نمیکنم اینقدر مهم باشه دوری کردن ازش شروع میشه وقتی به خودم میام میبینم صدای ذهنم بلند شده و نشخوار های ذهنم دارن از هر روزنه ای وارد میشن تا منو تبدیل به یه آدم بی هدف و سرگشته و نا امید کنن….
ولی خوبیش اینه که حالا دیگه یاد گرفتم این احساسات بخشی از من نیستن، من مجبور نیستم اینا رو با خودم بکشم من میتونم اینارو از خودم دور کنم میتونم اگه بند هاشونو ببرُم و از شرشون راحت شم. در جریان این پروژه هم بارها این اتفاق افتاد و هر وقت سریع به خودم اومدم سریعتر حالم خووب شده و وقتهایی هم بوده که حتی یکهفته دربر گرفته این زمینگیر شدنم. به محض دوری از سایت و آموزشها نجواها بلند ترن و وقتی میام داخل سایت حالا فرقی نداره یه کامنت بخونم یا فایل ها رو بشنوم احساس مقدسم میاد به کمکم. خیلی معجزات اینچنینی زیاد دیدم توی این چند روزه.
و هر بار متعهد تر میشم برای حضور بیشتر توی این دانشگاه توحیدی.
برام خیلی جالبه که دقیقااونچیزی که لازمه رو میشنوم و این همیشه برای من این دانشگاه رو از تموم دنیا متمایز میکنه.
افت و خیز داشتم ولی مهم اینه هر بار قویتر بلند میشم از جام و قدهام محکم تر میشن.
مهم اینه یه چیزایی دارم میفهمم.
مهم اینه خدا رو بیشتر دوستش دارم.
مهم سبکی قلبمه و اینکه تا آخر عمرم میتونم هر روز بهتر شم.
استاد از اون ته ته های قلبم جایی که برای هرکسی نمیتپه ازتون سپاسگزارم. خدا خودش هرجور میدونه بهتون پاداش اینهمه خوبی رو که در حق من کردین رو بده.
به نام خداوند مهربانم
سپاس فراوان از استاد استادهای دنیا استاد عباس منش عزیزم
من، با گوش دادن به این فایل از استاد عباسمنش، فهمیدم که یکی از مهمترین اصلهایی که باید توی مسیر رشد و رابطهام با خداوند رعایت کنم، داشتن تعهد به جریان ورودی مالی هست. یعنی دیگه وقتشه که خودم رو متعهد بدونم که همیشه یه دری از درآمد برام باز باشه. نه اینکه منتظر معجزهای از بیرون باشم، بلکه با درک و حرکت خودم، راهی رو بسازم که از دلش رزق بیاد بیرون.
توکل رو استاد اینطور توضیح داد که یعنی وقتی واقعاً حرکت میکنم، وقتی یه قدم کوچیک هم برمیدارم، خداوند درها رو واسم باز میکنه. یعنی توکل فقط یه دعا یا آرزو نیست، یه حالتیه که از امید میاد… امیدی که از باور به یکتایی خداوند و توحید واقعی شکل میگیره.
استاد گفت توکل از اونجایی میاد که من خدا رو تنها منبع قدرت بدونم. یعنی نه پول، نه آدمها، نه شغل، نه هیچ چیز دیگهای… فقط خدا. و وقتی واقعاً این حس در من ریشه میگیره، معجزهها شروع میشن.
یه آگاهی خیلی قشنگ دیگهای که گرفتم اینه که تکامل یعنی قدم به قدم رفتن، با بهبود مستمر. لازم نیست همه چیز از اول عالی باشه… مهم اینه که شروع کنم. یه قدم، حتی خیلی کوچیک… ولی با عشق، با درک، و با یادگیری از تجربههام.
تکامل یعنی تجربه کن، یاد بگیر، بهتر انجام بده. نه اینکه همه چیزو تئوری بدونم، بلکه تو دل زندگی، تو دل تصمیمگیریها، توی انتخابهای کوچیک و بزرگم، قانونها رو کشف کنم.
و باز یه نکته مهم دیگه:
خداوند مثل یه سیستم هوشمند عمل میکنه. یعنی هیچ چیزی رو تو زندگی من تغییر نمیده، مگر اینکه فرکانسهای من تغییر کنه. یعنی اگه میخوام شرایط مالیام، رابطههام یا آرامشم تغییر کنه، باید اول خودم از درون تغییر کنم.
پس حالا با دلی روشنتر، با درکی عمیقتر،
تصمیم میگیرم: متعهد باشم به داشتن ورودی مالی،
حرکت کنم، حتی کوچیک، ولی مداوم،
توکل کنم واقعی، نه فقط ظاهری،
و از دل تجربههام، قانونها رو بیرون بکشم،
چون میدونم خداوند دقیقاً از طریق همین فرکانسها، پاسخ میده… و این یعنی من مسئول مسیر خودمم، ولی تنها نیستم… چون همیشه روی شونههای خدا هستم.
الهی شکر برای این آگاهی زیبا.
یا حق
ـ گام بیست و یکم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر ـ
به نام خدای هدایت های همیشگی
من قبل از اینکه این فایل رو گوش بدم، یه نجوای ذهنی تو ذهنم داشت از صبح تکرار میشد که ریشهش قدرت دادن به غیر خداوند بود؛ و طبیعیه که همچین فکری، احساس بدی رو به همراه بیاره. یهو با خودم گفتم من که میخوام یخورده چشمام رو بذارم روی هم، خب بیام فایل بعدی پروژه مهاجرت رو گوش بدم. و چقدررررر ساده و خالصانه هدایت شدم به چیزهایی که نیاز داشتم بشنوم. به نظرم تعریف سادهی توکل میشه این : طرف خودت رو انجام بده و بقیهش رو بسپار به خدا. به غیر خدا فکر نکن و رها باش و احساس خوب داشته باش. این کاریه که دقیقا خودم باید تو این برهه از زندگیم انجام بدم. حالا دارم یاد حرف استاد میفتم که میگفتن : اصلا فکر نکنید که میتونید در برابر ورودی های نامناسب مقاومت کنید و بگید که اونها رو من تاثیر نمیذارن. چون میذارن. قطعا میذارن. منم امروز رفته بودم تو اینستاگرام و داشتم درمورد رشتهی موردعلاقهم کلیپ میدیدم. انقدر همه سختیش رو القا میکردن که من استرس گرفتم. اما همون موقع اومدم تو سایت و این فایل رو گوش دادم. و حالا میفهمم که توکل یعنی چشم و گوشت رو ببند رو هرچیزی که احساست رو بد میکنه و فقط متمرکز شو رو خودت. استمرار تو این مسیر تو رو هدایت میکنه به جایی که باید. همین و تمام. و چقدر خوشحالم که اینجام. چقدر خدایا شکرررررررررت…
با شنیدن این فایل یه نوری درونم روشن شد برای ورودی مالی. اینکه استاد میگن حتمااااا بایددددد ورودی مالی داشته باشید. خدایا شکرت که این چیزا رو شنیدم.
تکامل! هر روز یک قدم برداشتن، هرچند قدم های کوچک، حرکت کردن، ادامه دادن…
خدایا شکرت شکرت شکرت…
سلام دخترکِ جینگول، احوالت چطوره؟!
این جملهای که نوشتی: فکر نکنید میتونید در مورد ورودی منفی مقاومت کنید رو چرا تابحال به من نگفته بودی؟!
اصلا میدونی چیه؟ من یه ایرادی که دارم اینه که خودم رو از عمد گاهی توی شرایط ناجور قرار میدم تا ببینم چقدر میتونم مقاومت کنم.
از روی کنجکاوی و شوخی و اینا.
بعد که گاهی موفق میشم و گاهی مغلوب، ذهنم چه نتیجهای میگیره؟!
اگه موفق بشم میگم خب یکم بیشتر، یکم بیشتر. و این بازی کثیف رو تا جایی ادامه میدم که شکست بخورم.
اگه هم موفق نشم که خود تخریبی و سرزنش و …
عجب !!!
مرسی که اینو بهم یاد دادی دخترجون.
دوستت دارم.
«به نام خداوند بخشنده مهربان»
باور اصلی در طول دوره:«من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم.»
وقتی این فایل رو گوش دادم، رفتم و دیدگاهی که سری قبل برای این فایل گذاشته بودم رو خوندم. یجایی نوشته بودم که: باید این فایل رو بازم گوش بدم.
امروز همون بازمِ.
بله! من خواستهی مدنظرم رو خلق کردم.
من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم چون؛
امروز چند صفحه کتاب خوندم. همیشه میخواستم آدم کتابخونی باشم.
چون یه نهار خوشمزه پختم و خواستهی من در مورد خوشمزه بودن دستپختم خلق شده.
چون دارم یاد میگیرم که چطور به نکات مثبت روزم توجه کنم. همیشه میخواستم آدم مثبت نگر و مثبت اندیشی باشم و این خواسته هم در حال خلق شدنه.
خدایا شکرت.
یه همزمانی جالبی هم برام رخ داد و اون اینکه؛ درمورد ورودی مالی من به تضادی خوردم که باعث شد این ایده به ذهنم برسه که یک اقدامی (اینجا نمینویسم) انجام بدم. این ایده توی ذهنم بود و من داشتم به این نتیجه میرسیدم که با یک شخصی این کار رو انجام بدم و امروز برم حتما باهاش درمورد شروع این کار مفصل صحبت کنم.
فکر میکنید چیشد؟!
استاد تو همین فایل درمورد بدبودن شریک و شراکت صحبت کرد.
اصلا شوکه شدم. انگار اون جملات فقط و فقط برای من نوشته شده بودند.
خدایا شکرت بابت این همزمانی.
در پناه الله باشید.
بنام تنها قدرت هستی..
حی علی صلات….
بشتابید بسوی نماز….
خدایا ..یه صحبتی باهات دارم..امروز لطفت شامل حالم شده…نه فقط ثلاتو به دولا و راست شدنت ببینم..
بلکه توی تمام چشم بهم زدنهام و توی نگاهم به زندگی و اطرافیانم در هر ثانیه ایی از زندگیم ببینم..
.
خدایا مگه من به غیر از تو کجا برم…چه جیزی رو بخوام…
خدایا من گذشتهام صلاتتتو اصلا حال نمیکردم.
ولی الان بدون صلات نمیتونم زنده بمونم
دَمت گرم…که روششش درستشو بهم نشون دادی و منو از بی خانمانی نجات دادی ..
خدایا نمیدونم احساسمو چجور بنویسم..اخه هر بار که مینویسم احساس میکنم نمیدونم….نمیدونم …نمیدونم…
خدایا خیلی دوستتتدارم…خیلی دوستتدارم..
خدایا بعضی وقتا خیلی ازت میترسم…میدونی چرا چون خیلی فقیرتم…..خیلی زیاد…
خدایا سالها دویدم…خسته شدم..ولی هیچی عائلم نشد…پیر شدم….موهام سفید شد..
ولی از زمانیکه کنارمی..همه چیز اطرافم بهشت شده..
هر جا میرم بهم احترام میزارن…
و هر جا با من هم فرکانس نباشه..کاری میکنی که من از اونا دور بشم…..
خدایا…
هر روز که از خواب بلند میشم...طلوع صبحتو میبینم ..بخودم میگم نرگس بازم یه روز جدید..میخای چجور کاراتو پیش ببری…
خدایا خیلی خیلی خوشحالم که منو نجات دادی.هدایتم کردی و شیطانی که سالها منو از بیین برده بود رهایی بخشیدی..
خدایا من عاشق توام..عاشق بزرگیتم….عاشق بودن با تواممم تو برام همه چیزی…
خدایا فاصله تو …به من خیلی نزدیکه ..ممنونم که هر روز فاصلتو نسبت به من نزدیک میکنی..
خدایا…
من بجز خودت هیچی نیستم…هیچی…. خدایا من بهت خیلی خیلی محتاجم..
قدقامت صلات….
قد قامت صلات ….
بشتابید بسوی نماز..الحمدالله رب العالمین..
سلام و درود به نشانه روزم..نشانه ایی که اینروزا بوی مسیر ثروتمند شدنمو فریاد میزنه….که بیا نرگس….ما دارییم بهت کمک میکنیم..
همین انروز هدایتی اومد از یه شخص از تهران با پیسوند 0912….الله اکبر…
نوشته بود آقای فلان اینم شماره کارت به مبلغ ان تومن پول…
گفتم ببخشید شما با چه شخصی کار داریید!؟
گفتن من با اقای یدالله.هی…
…
یه برگشت بزنیم….دقیقا هفته گذشته یه هدایتی اوند…من رفتم. و شخص نزدیکم بهم گفت یه خانم توی فشن شوی دبی …مشغول بکار هستند و ایشون داره افرادی که توی طراحی لباس و دوخت و توی این حدودا هستند …تقاضای کار میده.
دقیقا اینقدر نشانها دقیق بود ..که با اونچیزی که ساعتهای قبلش از خداوند خاسته بودم هماهنگ بود..چون قبلش توی پیاده روی از خداوند هدایت خاستم..
و من همون شب برای ایشون پیام گذاشتم ..تا اینکه دوشب پیش پیامی اومد تا نمونه کارامو بفرستم..
.تا اینکه طبق الهامات و طبق تکاملی که برای دستکشهام پیش رفته بودم…..
تونستم” از خودم راجع بکارم” و مسیر دستکسهام .. جلوی دوربین صحبت کنم ..
و بعد فایل رو فرستادم..ولی دانلود نشد…
حالمو خوب گرفتم قیدشو زدم…
گفتم حتما خیریته دارم زور میزنم از انجام اینکار..
میزارم کنار…
تا اینکه …ببینم هدایت بعدی چیه..
تا اینکه امروز صبح..خداوند راجع بکاری که قبلنا انجام داده بودم برام مثال زد..
بهم گفت!؟نرگس به اینصورت براش بفرس…
و من توی زمانبندی درست راجع بکارم برای ایشون توی محلی که گعته بود فرستادم..
همینجور ذهنم داشت بهم میگفت این سریم مثل اونسریها چیشد..ولی من نادیده گرفتم.گفتم اونسری درسهاشو یادگرفتم الان دارم از اون درسها برای امروز کار میکنم..
پس پرحرفی نکن…
ببخشیدا..
و من از خداوند خیلی سپاسگزاری کردم..
گفتم خدایا ..
اگه همه اون مسیرها رو بزارم روی همدیگه….میبینم چقدر تکاملی چقدر عالی این مسیر بیزنسیمو قوی کردی..
خدایا اگه من میخاستم برای این دوره رایگانی که بهم اموزش دادی رو قیمت بزارم.به بزرگیت..نمیتونستم پیدا کنم…
خدایا من تسلیم توام..و سعی کردم تسلیمت باشم..
خدایا سعی کردم در برابرت خضوع داشته باشم.
خدایا ..
خودمو بخودت سپردم…
هر چی تو بگی!!!من چشم میگم…
و چی شد…
باعث شد…
که من تمام قدمها هدایت بشم…
و امروز هر چیزی رو بدست اوردم بخاطر همین نگرشهای توحیدی بوده…
اره میگم..چقدر نشانه های خداوند دقیق و واضح هست..ولی همیشه سعی کردم تسلیمش باشم و روی هیچکسی حساب باز نکنم..
و این مسیر جدید…من چند روز پیش گفتم خدایا..
میخام دستکشهام وارد مسیرهای عالی و افراد ثروتمتد بشه…
تولیدم جوری باشه که با بهای بیشتری بفروش برسه…
دوستدارم همجوره ثروتمند باشه تا بتونم تمام وجودمو براش بدوزم و عشق بیشتری براش بزارم..
یچیزی بگم…وقتی وارد یه کشور ثروتمند میشی چقدر حس و حالش سپاسگزاری هست…
دقیقا من دوستداشتم حس و حال دستکشامم همینجور باشه…
همیشه عاشق کشورهای پر از حال خوب و الهیم..
چون پر از نعمت و ثروت خداونده..
مگه بهشت چیه!؟ یعنی نعمتهای خداوند پا برجاست…
من این دید رو همیشه توی زندگیم دنبال میکردم ولی امان از دل قافل درونم از این مسیر کاملا جدا بود..
نمیخام راجع بهش توجه کنم..ولی میخام بخودم یاداوری کنم..اون شرایط؟گذشته کجا….
و امروز شرایط بیزنسیم کجا..
همه جوره قوی و سلامت و حال و احساس خوب..
و لطف خدا همش نشانهای بالادست و حال خوب میاد..نمیدونم چجوری ..چون دیگه ما با خداوند تقسیم کار کردییم…
استاد عزیزم…من با آموزه های شما!!!…نقش مهم زندگی خوب و بهشتی رو… طبق الهامات و هدایتهای الله دریافت کردم..
خیلی خوشحالم که تو مسیر شما و مسیر خداوندم.
واقعا هیچ جای جهان به زیبایی مسیر خداوند نیست..
همه چیز خداست.وقتی با خداوندی…هیچ جای سوالی نمیمونه..
بهم هدایت میکنه…
تو رو در زمان و مکان و با ادمهای خوب و عالی قرار میده
بهت همه چیز میده و هر چی نگاه میکنی معجزه هست..
دلهای ادمها برات نرم میشه..
کارهات بخودی خود پیش میره..
اصلا از خود بیخود میشی…
و تکامل رو یاد میگیری
عجله نکردن و یادگیری درستو بهت میگه.
اصلا همه چیز با خودش حل میشه…
اصلا زندگیت بوی دیگه میگیره…
زندگیت بهشته…..
میخام بگم..تمام این سوالات ما راجع به یسری آموزه های استاد..بخاطر درک نکردن خودشناسی ایست…
بخاطر درک نکردن دنیای قانونمندی جهان اطرافته..
وقتی همه اینها درست میشه…اتفاقاتی که برات میفته…همه چیز تو مسیر حل میشه…
چقدر خوبه روی شونهای خدا نشستن….
و چقدر خوبه…با خودت و خودشماسی خودت.
همه چیز خوب و خوب و خوبه…
منم یعی کردم هر روز بهترینهای خودم باشم.هر جا هر سوالی برام پیش اومده هدایت شدم..
به لطف خدا تکاملم خیلی خوب پیش رفت..مخصوصا تکامل در شخصیت..استادم نکته ایی عالی در این فایل برام بولد شد..دقیقا همین موضوع هست..
بحث کارافرینی…یعنی نوآوری از وجودت…
که اون نیاز به یه شخصیت قوی داره..
بحث فقط مالی نیست..بحث این هست!!!که بتونی به نحو درست از این مسیر استفاده کنی..
و خیلی شجاعتر و با جسارتر بشی..
و من هر چی تا به الان در این مسیر بیزنس بدست اورده ام لطف خداوند بوده..
روزیکه…بهم الهام کرد..که صداش خیلی کوبنده بود…بهم گفت باید بری بر ترست غلبه کنی و بری قبرستان…گفتم خدایا میترسم!
بهم گفت ایمان نداری!!!
ایمان نداری!!
بعدام اگه نری خبر از موفقعیتتت نیست..
اینو که بهم میگفت..جسارتم بیشتر میشد..گفتم نرگس یا خودتو بکش تموم کن یا حرکت کن.اگه نکنی طبق قانون درست و با عدالتش هیچی نصیبت نمیشه..
اونجا بود..که من هدایت شدم..اونجا بود که من فهمیدم…حرکت نکردن یعنی منجلاب و باتلاق شدن..
مثل گل مرداب هر چند زیبا و خوشکله ولی از درون در مسیر نادرسته…
اینم نشانه خداوند…
و یچیز دبگه برای پروجکتم..سوره محمد اومد…با ترس و لرز تونستم توی شهرم دستکشهامو پروجکت کنم..
و واقعا امروز خیلی خیلی خیلی .راضییم…
میخام بگممم…همه چیز تکامل میخاد..تا تکاملت طی نشه نمیتونی پیش بری..اون هدایت میکنه..تو قدم برمیداری..
یه شب میخاستم برم توی یه نقطعه کور و تاریک..گفتم خدایا من میخام برم..
یادمه..چند تا مرنده توی یه درخت اون نزدیکا بودم..از شدت ترس شروع کردن به پرواز کردن و صدا دادن..بهم گفت یدم برندار…
بعضی وقتا….نمیزاره…و هر چی من لجبازی میکنم باید بشه…بخدا نمیشه..
وقتی گذشت میگم خدایا شکرت که نشد…
بهر حال هر لحظه ما با مدار خداوندییم و این معجزات همیشه ادامه دارد…
انشالله که بتونیم با درک قانون بدون تعقییرش تو دنیایی که هر روز رنگارنگتر میشه اونم بشکل ظاهری…بتونیم عمل به اصل داشته باشیم.نه حاشیه ایی که جز پوچی و گژ فهمیا نیست…
خداوند را سپاسگزارم که هدایتم نمود..که انروز با عزت نفس بالا کارامو در تمامی جنبه ها پیش ببررم..
الحمدالله رب العالمین.انشالله دستکشهای نرگس داره افتخار امیز میشه واسه خودش.
میام نتایجمو مینویسم..فعلا…
به امید روزهای عالی و با توکل و در مسیر عالی و ادامه دادنهااا در این مسیر خداوند و هدایتها…
خداوند را هزاران میلیاردهااا شکرت…..
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام بیست و یک 21 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این گام بیست و یکم، که در رابطه با موضوع : ” مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
وقتی که ما تغییر میکنیم، و باورهامون رو تغییر میدیم، درهای رحمت خداوند هم باز میشه، و اتفاقات خود به خود اتفاق میفته، و معجزات رخ میده، و همین موضوع ایمانمون رو قویتر از قبل میکنه، و زمانی هم که ما در این مسیر گام برمیداریم و حرکت میکنیم این موضوع رو به وضوح توی زندگیمون میبینیم.
وقتی هم که آدم حرکت میکنه، و شجاعت حرکت کردن در مسیر رو پیدا میکنه درها باز میشه، و هر اتفاقی هم که میفته برای ما یه درسی داره و وقتی هم که ما ادامه میدیم این درس رو میگیریم و به اون خیری که درش بوده پی میبریم و همچنین حکمت خداوند رو هم بهش پی میبریم، و بعدش که در این مسیر توحیدی ادامه دادیم معجزات خداوند رو هم مشاهده میکنیم که خداوند چه کارهای بزرگی رو برامون انجام میده، و چه معجزاتی رو وارد زندگیمون میکنه.
و هر کسی که با تمام وجودش حرکت کنه خداوند درها رو باز میکنه براش، و خداوند دلها رو نرم میکنه براش، و وقتی هم که آدم متعهد باشه و حرکت کنه حتما درها باز میشه، حتما راهها گفته میشه، حتما کمک ها میرسه، حتما اتفاقات خوب میفته، فقط بحث اینه که آدم شروع کنه، و حرکت کنه و ناامید نشه، و ما باید حرکت کنیم و ایرادها رو پیدا کنیم، و اگر هم که میخوایم تغییری بدیم در زندگیمون و چیزهایی رو خلق کنیم و بسازیم نباید به همون شیوه قبلی ادامه بدیم، و زمانی هم که قانون رو میفهمیم و شروع میکنیم به کار کردن روی خودمون دیگه همه چیز خیلی زودتر اتفاق میفته و به نوعی این فرآیند خلق زودتر اتفاق میفته و رقم میخوره، و البته که ما نباید زیاد به فرعیات بچسبیم و روی همون اصل قانون کار کنیم.
همونطوری هم که خداوند در قرآن میفرماید : وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا : و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواسته اش را [به هر کس که بخواهد] می رساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.
توکل یعنی اینکه ایمان داشته باشیم به خداوند که هدایتمون میکنه تو همه زمینهها، و نکتهای هم که خیلی مهمه اینه که ما امید داشته باشیم، و این توکل از امید میاد، و کسی هم که توکل داشته باشه امید داره و از رحمت خدا هم ناامید نیست، و کسی هم که امید داشته باشه کارها براش انجام میشه، ولی اگر که ما ناامید باشیم به لطف خداوند این باعث میشه که خیلی زود کم میاریم، و وقتی هم که امید داشته باشیم در واقع به قدرت خداوند ایمان و باور داریم، و وقتی هم که آدم یه سری چیزها رو میبینه بهتر متوجه میشیم که خداوند چطوری ما رو هدایت میکنه توی زندگیمون، و خیلی هم ایمانمون قویتر میشه که خداوند میتونه هدایتمون کنه، خیلی بیشتر توکل میکنیم، فقط بحث اینه که ما باید مسیر فکریمون رو درست کنیم، و در واقع ما باید در مدار دریافت الهامات قرار بگیریم، و خداوند هم خودش ما رو به سمت مسیرهای درست هدایت میکنه.
قانون تکامل یکی از قوانین مهمی هست که تمام جهان داره با قانون تکامل کار میکنه، و یکی از پایهای ترین قوانین جهان هست این قانون، و استادجان چه مثالهای زیبا و دقیقی در این رابطه فرمودن، و طبق قانون تکامل کسی هم که تکاملش رو طی نکنه شکست خواهد خورد و اذیت میشه و ضرر میکنه به شکلهای مختلف و …، و برای اینکه ما تکاملمون رو طی کنیم لازم نیست که منتظر باشیم که یه زمان طولانی مدتی بگذره، بلکه لازمه که ما زود شروع کنیم به تجربه کردن توی اون حوزهای که میخوایم ادامهش بدیم و …، و اگر که ما هر روز کارها رو انجام بدیم و هر روز ادامه بدیم و هی یه پله بریم بالاتر، و ما میتونیم این زمان رو با تجربه کردن کوتاهترش بکنیم، ولی اگر یه بار هم حرکت نکنیم و … 500 سال هم که بگذره ما تکاملمون رو طی نکردیم، تکامل به زمان ربط نداره، به تعداد تجربهها و در واقع از کوچولو کوچولو شروع کردن و آروم آروم رشد کردن و ادامه دادنه، و استادجان چه مثال زیبایی هم در رابطه با کسب و کار داخل فایل بهش اشاره کردن، و نکتهای هم که مهمه اینه که ما باید صبور باشیم، اگر صبور نباشیم که هیچ نتیجهای هم اتفاق نمیفته.
یکی از مهمترین نکات اینه که ما باید از جاهای کوچولو شروع کنیم و ادامه بدیم و هی سعی در گسترش اون داشته باشیم، و نکته مهم اینجاست که ما همیشه باید پول بسازیم، و این باور رو که من باید همیشه ورودی مالی داشته باشم رو این رو باید خیلی بهش توجه کنیم، و این ورودی مالی رو ما باید همیشه داشته باشیم و کنار اون حالا تحقیقاتمون رو انجام بدیم و سعی در گسترشش داشته باشیم و …، و باید اینطوری باشه که ورودی مالی داشته باشیم، و حتی این ورودی مالی هم میتونه توی کار خودمون باشه، و اگر که خودمون رو متعهد کنیم به اینکه ما حتما باید ورودی مالی داشته باشیم هر چند کم، ولی همینکه میخوایم شروع کنیم به مسیر و ادامه دادن اون مسیر همین موضوع خودش کمک میکنه که یه ورودی مالی کوچیکی هم که اگر حتی داریم همین رو دیگه گسترش میدیم و بیشتر و بیشترش میکنیم، و برای رسیدن به نتیجه باید خیلی موضوعات توی ذهنمون درست بشه که بتونیم نتیجه درسته بشه و بتونیم نتایج رو خلق کنیم، و ما باید شخصیتمون تغییر کنه تا نتایج هم تغییر کنه.
وقتی که میخوایم در مسیر رشد بیشتر و بهتری داشته باشیم برای درک هر چه بیشتر قوانین و اجرای اونها در زندگیمون کنجکاوی خیلی به ما کمک میکنه و به دنبال الگوهای تکرار شونده گشتن، و حتی در خود طبیعت هم قانون در الگوهای تکرارشونده خودش رو نشون میده، و ما برای درک هر چه بهتر و بیشتر این مسئله باید به دنبال الگوهای تکرارشونده باشیم، وقتی که اینها رو پیدا میکنیم میفهمیم که این قانونش هست، وقتی که یه چیزی تکرار میشه متوجه میشیم که این قانون هست که ثابته و تکرارشونده هست، و بعدش بنابراین ما به قانونش میرسیم، و ما باید اینجوری به دنیا نگاه کنیم، و نگاهمون باید اینطوری باشه که دنیا قانون داره، و قانون رو هم از طریق الگوهای تکرارشونده میتونیم بفهمیم، و فقط موضوع اینجاست که ممکنه ما اطلاعاتمون راجب یه موضوعی کافی نباشه، اما وقتی که ما یه سری موارد و یه سری موضوعات و اتفاقات در این تجربه زندگی برامون تکرار میشه از این الگوهای تکرارشونده میفهمیم که دلیلش چی بوده، و ما برای درک این مسئله باید بشینیم و فکر کنیم که در این موارد تکرار شونده چه عواملی مشترک بوده، و چه رفتارهایی از ما مشترک بوده، و چه باورهایی از اون موضوع توی ذهن ما مشترک بوده، و بعدش به این نتیجه میرسیم مثلا توی روابط : که اگر که ما فلان رفتار رو با آدمها داشته باشیم و یا فلان ذهنیت رو در مورد آدمها داشته باشیم، یا فلان شکل فکری رو داشته باشیم، نتیجهش مثلا همین موضوع میشه و … ! ، و بعدش میرسیم به یک قانون، میرسیم به یک الگو، و وقتی هم که ما این الگو رو پیدا میکنیم هی بیشتر به دنبالش میگردیم و هی بیشتر توی جاهای مختلف میتونیم بفهمیمش چون قانون رو بهتر میتونیم با جزئیات و ریزه کاریهاش درکش کنیم.
یکی از مواردی هم که در رابطه با درک هر چه بهتر « قرآن » میتونیم بهش بپردازیم اینه که : این هست که ما باید ترجمههایی رو که مطالعه کنیم که متن ترجمه خود قرآن هست نه اینکه اون چیزی که از طریق دیدگاه شخصی اون مترجم بهش اضافه شده، چون بعضی از مترجمها اینطوری هستن که یه سری مسائل رو از دیدگاه خودشون گفتن، از نگاه خودشون گفتن، ولی این موضوع رو توی ( پرانتز ) گذاشتن، مثلا یه آیهای رو ترجمه کردن و یه سری چیزها رو توی پرانتز نوشتن که منظور مثلا این بوده یا مثلا یه سری جملات رو اضافه کردن، اون کسایی که در واقع این کار رو کردن و حداقل داخل پرانتزش گذاشتن آدمهای منصفتری بودن.
و یکی دیگه از موارد اینه که ما چندین و چند تا ترجمه رو بررسی کنیم، و از این نرم افزارها استفاده کنیم که قابلیتهایی از این دسته دارن که میتونیم چندین و چند ترجمه رو همزمان با هم انتخاب کنیم، من اتفاقا خودم حدود شاید یکی دو ماهه که نصب کردم و خداروشکر خود خداوند من رو به برنامههای مناسبی هدایتم کرد.
و کاری رو که ما می تونیم انجام بدیم اینه که چندین و چند ترجمه رو بررسی کنیم و توی پرانتزیها رو اصلا نخونیم و نزاریم که اونها ذهنمون رو تغییر بدن، و بعدش دیگه خودمون بهتر این موضوعات و مباحث و معنیها رو بهتر میفهمیم، و باید به دنبال قوانین و الگوهای تکرارشونده در قرآن بگردیم.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 14 بهمن 1404