اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
1- اگر اتفاقات بزرگ هنوز نیفتاده به این معنی هست که من هنوز رو خودم خوب کار نکردم
دقیقا همینطور هست در مورد موضوعی که من از خداوند خواسته ای داشتم و خداوند الان ماه هاست که بهم نشون داده اون چیزی که فکر میکردم نشدنیه شدنی هست ولی تاخیری که هی پیش میاد و اون نتیجه نهایی شکل نمیگیره بخاطر این هست که من به اندازه کافی رو خود کار نکردم و گاهی این اواخر دیگه خودم به خودم میگفتم معصومه الان کامل اماده نیستی برای اومدن و دریافت این خواسته
و من حتی متوجه شدم که خودم خواستم هم میخواد اما چون من به امادگی دریافت نرسیدم اتفاق نمیفته و تنها دلیل ش همین هست و بس
نتیجه کوچکه اومده همین کافیه بهم اثبات بشه که هر چیزی امکان پذیر هست فقط من باید روی باورهام کار کنم
2- شک میتونه باشه میشه بی حوصله بشی ولی نا امید نمیشی میدونی که جواب میده فقط باید کار کنی
همینکه متوجه شدم که میشود کافیه فقط باید کار کنم تا برسم
اگه تا اینجا پیش رفته بعد این هم پیش میاد
3- اینکه در ارتباطات داشتن اعتماد بنفس و خودباوری بخش اساسی ارتباط برقرار کردن هست به هر اندازه که من احساس ارزشمندی در خودم داشته باشم به همون اندازه در روابطم موفق خواهم بود
4- همه ما شرک و ترس در وجودمون هست ولی باید روی خودمون کار کنیم و اگر میبینیم دیگران موفق تر هستن بیشتر روی خودشون کار کردن و همه ما به یک اندازه دسترسی داریم به خداوند
5- وقتی در مدار درست باشیم هرگز نمیشه که اون چیزی که در روند تکاملی بدست اوردیم از دست بدیم
چون یکسری باورهای درستی در خود ساختیم که به راحتی خراب نمیشه
دقیقا در مورد سلامتی من این رو دیدم که با یک ترس و یک فکر اینطور نیست که سریع بیمار بشم با دیدن یک فرد بیمار
اصلا به این شکل نیست در مورد هر بخشی
هر فردی که تکامل طی کرده باشه امکان نداره که همه چیزش از دست بده
شاید موج سینوسی باشه ولی برگشت به اول نبوده
من حتی در این یک سال که دارم روی شخصیت خودم کار میکنم خودم دارم نتایج در خودم میبینم که همین رشد روحی روانی که داشتم ارامشی که دارم
درسته باز چالش پیش میاد و شاید زمان هایی هم عصبی بشم ولی خیلی زودتر به حالت اولیه برمیگردم
یا حتی در مورد یک فکری که داشتم و امشب در بخش ستاره قطبی توضیح دادم
شاید افکار شرک هم بیاد ولی خیلی سریع تر متوجه ش میشم که من به چیزی غیر خداوند امیدوار شده بودم
حتی اگه بار مسیولیت خواستم به دوش خودم بدونم هم این اشتباه هست
من باید بارم بزارم زمین و به خداوند بسپرم و اعتماد کنم اون راه خودش بلده
و این هم تکامل داره ولی الان من خیلی سریع تر شرک در خودم تشخیص میدم
الان خیلی سریع تر میتونم ذهن و ساکت کنم در مقابل نجواها این ها همش تکاملی هست که طی شده و اینطور نیست اگه الان مشکلی پیش بیاد من مثل 4 سال قبل که از قانون اگاهی درستی نداشتم رفتار میکردم نه اینطور نیست
مگر اینکه من روی خودم کار نکنم و کم کم مدارم بیاد پایین
در هر مسیله ای ما زمانی مدارج طی میکنیم و تکامل رعایت میکنیم امکان نداره یکهو همه چیز از دست بره برای ما
شاید الان یکی بیاد بگه که مثل سیلی بیاد زلزله ای بیاد چی
در یک لحظه همه چیز نابود میشه
ولی اما اگه واقعا تکامل طی شده باشه به این شکل نیست که همه چیز نابود بشه حتی اگه زلزله بیاد امکان نداره کسی که روی خودش کار کرده باشه با افرادی که در مدار پایین تر هستن یک نتیجه یکسانی داشته باشن
بوده مثال هایی که ما دیدیم حتی در زلزله بم که نوزاد بعد چند روز سالم بیرون اومده یا خانم مسنی که بعد از چندین روز سالم بیرون اومده
6- چه خوبه این باور که من امادگی ش داشتم که وارد برنامه های استاد شدم
این بهم حس خوبی میده که من امادگی پیشرفت داشتم من امادگی موفقیت داشتم این بهم بیشتر حس خوب و امیدواری میده که بهم میگه معصومه روی خودت کارکنی خیلی میتونی بپیشرفت کنی و بهبود بدی خودت و رشد کنی و به هر انچه که دوست داری برسی
البته که باید باور کنم و با تمرکز باید روی خودم کار کنم که نکته مهم هست
7- چه باور خوبی که میشود در طی یک سال و نیم درامد به 150 برابر برسه خدایا شکرت برای این باور
امروز وقتی که من متوجه شدم نسبت به ماه قبلی که شغل ثابت داشتم تا این ماده که در منزل کار میکنم ودستان خداوند برام مشتری میاره پس انداز من به 8 برابر رسیده
و میتونه این مبلغ پس بالاتر بره و این میتونه به من نوید این بده که درامد من هم میتونه 150 برابر یا بیشتر هم بشه
منی که سعی داشتم درامدم 3 برابر کنم و این روند خیلی طول کشید و بیش از ماه ها موج سینوسی بود ولی از زمانی که ترس رها کردم این روند چندین برابر شد
8- ترمزی که من داشتم ترس از این بود که بخوام از شغل ثابت بیام بیرون و اینکه چه کاری داشته باشم و اینکه شرک و رها کردم که اونکه که داره به من حقوق میده خداوند هست نه یک کارفرما در یک مکان خاص و با یک شغل خاص
9- ایمان داشتن به اینکه خداوند به ما میده و میرسیم به خواسته هامون بهمون یک ارامشی میده که مقاومت ها رو رها میکنیم و خیلی راحت تر و سریع تر به خواسته هامون برسیم
خیلی واضح استاد در فایل جدید کلید اجابت دعا توضیح دادن
و مثالی که من دیروز در کامنت نوشته بودم ترامپ که باوری برای خودش ساخته بود که من به خواستم میرسم و فقط به خودش و خدای درون خودش توجه میکرد و اصلا نگران این نبود که خیلی از اون شرایط یک ریس جمهوری نداره
ولی براش ممکن بود که میشود
ولی خیلی از ماها مشکل ما این هست که برای رسیدن به خواستمون هزاران باید میزاریم که باید این داشته باشم این راه برم این شرایط داشته باشم و … خیلی خودمون با این افکر سد رهامون میشیم
10- امیدی که به ما انگیزه بده برای ادامه دادن مهمترین چیز دیدن نتایج هست
هرچند که نتایج کوچک باشه ولی باید این نتایج ببینیم و به یاد داشته باشیم که با چه باورهایی این نتایج بدست اومده
تا ادامه بدیم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی
سلام به همگی ، گام دوم از پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
اصل داستان همینه : همه اتفاقات زندگیمان را خودمان با افکارمان رقم میزنیم وقتی این اصل رو درک کنیم و شروع کنیم روی خودمان کار کردن اتفاقات و شرایط دلخواهمان رخ میدهد هر چقدر روی خودمان بیشتر کار کنیم و زمان بذاریم نتیجه بهتری میگیریم و هربار که نتیجه صورت می گیرد برامون باور پذیرتر میشود و ایمانمان قوی تر…
از اتفاقات کوچک شروع میشود و با ادامه دادن نتایج به مرور بزرگتر میشود و نباید انتظار داشته باشیم یک شبه برامون اتفاقات بزرگ رخ دهد!
( کار کردن روی خود یعنی کنترل ذهن ، خوش بین بودن ، تمرکز بر نکات مثبت ، توکل به رب ، توجه به زیبائی ها ، اعراض از ناخواسته ها، قدم برداشتن و سپردن نتیجه به رب ..)
اولش ذهن مقاومت میکند اما با کار کردن روی خودمان روز به روز چرخ های زندگی مان روان تر میشه و همین باورهای ما را قوی تر میکند و ادامه دادن این مسیر باعث نتایج بزرگتر و در واقع پایدار میشود.
جمله های طلایی : افکار من است که دارد اتفاقات را رقم میزند.افکارم از کجا بوجود می آید؟ از طریق ورودی هام .
پس باید ورودی هایم را کنترل کنم و آگاهانه آگاهانه آگاهانه یکسری باورها را در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشوم و ایده ها می آیند ، شرایط و موقعیت ها بوجود می آیند و من هدایت میشوم به مسیر خواسته هام .
کسی که در مسیر درست است و سال هاست روی خودش کار میکند، روی باورها ، کنترل ذهن و توحید کار کرده هرگز برایش سقوط رخ نمیدهد چون باورهای درستی ساخته.
جمله های طلایی :وقتی در مسیر درست پایدار می شوید به این راحتی ها به مسیر قبل بر نمی گردید ،وقتی یک آدمی روی خودش کار کرده و به نتایج بزرگ پایدار رسیده به این راحتی ها اتفاقات جوری رقم نمیخورد که سقوط کند، زیرا باورهایش بنیادین ایجاد شده اند و نشانه اش نتایج پایدار است.
هیچوقت کسی با یک جمله متحول نمیشود و مسیر زندگیش تغییر نمیکند مگر اینکه آن فرد آماده باشد مثل کسی که 50 بار با چکش روی میخ ضربه زده باشد و ما فقط ضربه 51 ام را دیده باشیم.
سلام به استاد عزیز ومریم جان که اینقدر زحمت میکشه وهمه بچه های سایت عباس منش
درود خداوند بر شما باد .
خدا را سپاس گذارم بابت پروژه به مدار بالاتر ..
چقدر ذوق میکنم وقتی فایلی گوش میکنم ،نکته برداری میکنم و فقط باید عمل کنم ،عمل کنم ،عمل کنم ….
میدونید چیه …
ذهن من گاهی اوقات میگه این قانون دروغ ،الکی ،وقت تلف کردن …تو به هیچ جایی نمیرسی ،تو کجا ،افردا موفق کجا …
من اینجور آرومش میکنم که اگه به خواسته های کوچکم رسیدم تو این چند سال ،پس حتما به خواسته های بزرگم میرسم البته با احساس خوب واز مسیر لذت بردن وبه قوانین عمل کردن وتکامل ،پله پله …..وپی بردم من هر روز باید روزی یکساعت یا دوساعت هم شده این دوره ها رو مرور کنم که یادم نره .
چون روزهای که روی خودم کار نمیکنم بیحال و بی حوصله میشم .وباید این قوانین هر روز عمل کنم روی خودم کار کنم .
تو این فایل متوجه شدم که نتایج پایدار یک شبه اتفاق نمی افته بلکه تکامل میخواد ،پله پله
بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکارم، رفتارم و عملکردم ایجاد میشه
در لحظه های که به ظاهرهیچ پیشرفت آشکاری نمیبینم ،به شکل های مختلف می خواهم انگیزه های خودم را برای استمرار در این مسیر حفظ کنم و اجازه ندهم شک و تردیدهای ذهنم پایم را بلرزاند؟
جوابم :
با توجه کردن به نتایج کوچکم،با توجه کردن به اتفاقات اطرافم که این قانون بیشتر تایید میکند ،با تجربیات استادعباس منش ،به چیزهای که قبلاً ،چند سال پیش میخواستم والان دارمشون که چطور واز راهی که اصلا فکرش را نمیکردم بدست آوردم .
الهی شکر ،الهی شکر، الهی شکر…
از خلال توضیحات استاد در این فایل، منطق هایی استخراج کرده ام که فکر می کنم می تونه در این زمینه به من کمک کنه تا همچنان در مسیر( عمل به قانون استمرار) بورزم، ناامید نشوم،واینکه این مسیر قطعا نتیجه می ده تردید نکنم و به مسیر قبلیم بر نگردم…….اینکه که هر روز روزی 2 ساعت هم شده روی خودم وباورهام کار کنم ،حتی اگه کارم زیاده از خواب صبحم بزنم ولی روی باورم کار کنم وعمل کنم ،عمل کنم به قوانین واین مهمترین قسمتشه
استمرار خیلی مهمه ،عمل در رفتار و گفتار وذهنم خیلی مهمه،عمل به ایده هام خیلی مهمه و اینکه خدا بیشتر از من میخواد که من موفق ،ثروتمند و سعادتمند بشم خیلی مهمه.
جواب استاد به سوالات خیلی از درگیری های ذهنم باز میکنه .ممنون استاد عزیزم ومریم جان
اینکه
باورهای قدرتمند کننده( مثل دیدن فیلم های مثل راز و…. یا خواندن کتاب رویاهای که رویا نیستن استاد) با استمرار ( اینکه هر روز ،روزی 2 ساعت روی خودم کار کنم وعمل کنم وجزی از وجودم بشه )در مسیر درست ساخته می شوند. استمرار در مسیر درست یعنی: تلاش آگاهانه برای ترک عادتهای محدود کننده و ایجاد عادت های قدرتمند کننده
من قبلآ روی خودم کار کرده بودم ارامشم خیلی زیادتر شده بود واز صبح تا شب فقط فایل گوش می کردم می نوشتم ولی 3مورد بود که ذهنم رو خیلی درگیر می کرد ونمی گذاشت کاملا ارام باشم
1.باید حتما بری سرکار البته من حقوق دارم
2. سرسال بشه از اینجا کجا می خواهی بری چکار می خوای بکنی
3.بدهی های که دارم
واین موارد هرچند وقت اذیتم می کرد. تا این که 7ماه پیش افتادم دنبال کار وراحت پیدا شد رفتم از اول هم خیلی اوکی نبودم ولی گفتم باشه از هیچی بهتر حداقل بدهی ها رو بدم اولش بهتر بود بعد کم کم حسادت ورفتار های ناجالب همکارم شروع شد تمام سعی خودم رو کردم تا توجه نکنم یکم بهتر میشدم باز میدیدم نه به خودش اجازه میده بیشتر از اون رفتار انجام بده به خودم اومدم دیدم کامل درگیر شدم به رفتار همکارم دیگه فایلها روگوش می کردم ولی تمرکز نداشتم یه مقدار بدهی ها رو دادم واز خدا خواستم هدایتم کنه چون قلبا دلم نمی خواد خودم رو درگیر این ادمها بحث و حاشیه ها کنم شخصیت من این طور نیست
تا چند روز پیش این فایلها اومد نشانه اومد که این جا دیگه جای تو نیست باید بری وقتی که فایل گوش کردم که گفتید تمرکز باید یکجا باشه به برنامه وادمها وکارهای که هیچ مهم وارزشمند نیستن نه بگو تصمیم گرفتم وتعهد دادم بیام تو مسیر درست وبدون عجله با قانون تکامل پیش برم وایمان داشته باشم که خداوند در زمان مناسبش هدایتم می کنه که اون هم خدا خودش خیلی عالی انجام داد وبعدش گفت فعلا تمرکز بزار روی خودت بقیه بدهی ها رو کم کم پرداخت کن تا هدایتت کنم عجله نکن من هستم
واقعا هر وقت با زور سریع رفتم سرکار نشد
بازور خواستم بدهی پرداخت کنم نشد
با غصه فکر وناراحتی به خونه فکر کردم نشد
بعدش خدا به یادم اورد که هروقت ارام بودی به من سپردی مگه راحت اسان انجام ندادم من تسلیم شدم واقعا درسته من نمی توانم هم رو سریع انجام بدم باید با تکامل پیش برم وقول دادم به خدای خودم از این فرصتها استفاده کنم به جای ذهنم رادرگیر چیزهای که الان کاری از دستم برنمیاد نکنم به جاش از این سایت محصولات وفایلهای زیبا استفاده کنم که هم مفید تاثیر گذار و ارامش بخش هست وهم مهاجرت می کنم به مدار بالاتر واقعا خدا رو سپاسگزارم که چقدر زیبا هدایت می کند فقط کافیه قدرت به خودش بدی ایمان استمرار متعهد داشته باشی
با عرض سلام خدمت شما جناب استاد عباس منش عزیز .بنده کاملا این حرفتون رو قبول دارم و می پسندم که هدایت مخصوص افردای هست که خودشون بخوان یعنی تو مدار هدایت قرارا گرفته باشن.به عنوان مثال بنده که در مدار هدایت قرار گرفتم ساعت ها در طول هفته وقت میزارم و فایل های رایگان شماروبر روی سیستمم تماشا میکنم ولی با این که جایی دارم این فیلم هارو میبینم که در کنار خانواده ام هستم و اون ها دارن منو میبینند که دارم وقت میزارم و تماشا میکنم و با این که خیلی به خانواده ام میگویم شما ها هم بیایید تماشا کنید و استفاده کنید خیلی خیلی کم جواب مثبت میشنوم البته به جز برادرم که گاهی اوقات منو در دیدن فیلم همراهی میکنه.خانوادم با این که شرایط زندگیم رو عوض کردم اعم از درامد.سلامتی.رابطه.وجه اجتماعی و نمونه ای عینی واسشون هستم ولی بازم در مدار هدایت نییستن و پا به مسیر نمیزارن.با تشکر از سایت خوبتون و خدارو صد هزار مرتبه شکر که منو با یکی از دستان قدرتمندش بر روی زمین اشنا کرده و این رو هم از شما اموختم که موفقیت دیگران رو تحسین کنم و من هم جدایی از مساءل دیگه تون این رو که خیلی تونستین روی دیگران تاثیر بزارین و کمک به هدایتشون کنید تحسین میکنم, ممنون.یا علی
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و تیم محترمشون و خانواده دوست داشتنیم فایل چهارم هم پس از چندین بار گوش جان سپردن تموم شد و من چه چیزها که یاد نگرفتم لذت بردم خدایاااااا هزاران مرتبه شکرتتتتتتت هزاران بار شکرتتتتت عاشقتممم بی حدود مرززززز،استاددددد دوستون دارم بی نهایت بهترین هارو براتون از الله یکتا میخوام.
گوشه ای از نکاتی که اموختم رو با دوستانم دراینجا به اشتراک میزارم.
1:اتفاقات را خودتان رقم میزنید با افکارتان..
2:از اتفاقات کوچک شروع میشود برای مثال من خودم همین دیشب دنبال چیزی بودم در بازار اول از همه ک تو مسیرم یه مغازه پیدا کردم مرتبط با چیزی که قرار بود تهیه کنم بدون اینکه دوباره وقت بزارم و مسیر دگ ای برم و بگردم چیزی رو که میخواستم پیدا نکردم که داشتم از مغازه میومدم بیرون که دیدم فروشنده گفت خانم بفرمایید ازین بین یکی پیدا شد و چقد خوشانسید چون همین یدونه مونده بود و من واقعا خوشحال شدم بی نهایت هرچند شاید اتفاق کوچیکی باشه ولی برای من لذت بخش بود….
3:شکو تردید به خودتان راه ندهید انقد ایمانمون باید قوی بشه که حتی یه درصد هم شک در برابر خواستهامون یا اعمالی که انجام میدیم واردش نکنیم…
4:تمرین و تمرین و تکرار و تکرار زمان میبره شاید دو روز سروز سماه سه سال اما میدونی که نتیجه هایی که میگیری عالیه
5:ورودی هایت را کنترل کن در طول روز چه چیزهایی میشنویم چه چیزهایی میگوییم چه چیزی میخوریم به کجاها میرویم با چه افرادی ملاقات میکنیم چه چیزهایی میبینیم چه چیزهایی میخوانیم
6:رویه عزت نفس خود کار کنید(از فرافکنی در مورد خود و محیط اطراف بپرهیزید )شما در نوع خود بی نظیر هستید
7:حتی اگر همه چیز داشتی خودت را بالا نگیر و به دیگران دید بالا به پایین نداشته باش….
8:به ایمانی قوی برسیم که اگر همه چیز را از دست دادیم پرقدرت تر از همیشه شروع کنیم حتی بهتر ازقبل، کسی که داره راه رو درست میره البته هیچوقت از مسیر اصلیش منحرف نمیشه و چیزیو از دست نمیده وقتی شما اونقد رو خودتون کار کنید به مرور زمان به حدی قدرتمند میشید که به راحتی تکون نمیخورید بقول معروف بیدی نمیشید که با هر بادی بلرزیدو و بترسید(اما شرط دارد آن هم درست حسابی رو خودتان و باورهایتان کار کنید و ورودی های خود را کنترل کنید)
9:رویه چیزها و اشخاصی که دارید حساب باز نکنید فقط درکنار انها لذت ببرید….
10:قرار نیست برای اینکه چیزی بخریم یچیز دگمون رو بفروشیم….
11:ایمان قوی یعنی خداوند را مدیر و مدبر زندگیت و هرآنچه که داری بدانی و لحظه ای استرس و ترس و بی تابی برای کنترل و مدیریت چیزی را احساس نکنید ….
12:ظاهر و باطن زندگی دیگران را با ظاهر و باطن زندگی و اعمال و رفتار و گفتار دیگران مقایسه نکنید اگر کسی در عرض یک هفته به پیشرفت بزرگی میرسد قطعا مدت زمان زیادی را قوی بوده است و روی خودش کار کرده حتی با شکست های مختلف هم انقد شخصیت عالیی پیدا کرده است که باورهایش را قوی تر و بی نظیر تر کرده نسبت به همه چیز همچنین دیدگاه اون نسبت به مسائل پیرامونش
پس فقط صحنه ی آخر زندگی دیگران را نبینیم ….
13امادگی تغییر داشته باشیم اگر هم نداریم بیاییم با خودمان عهد ببریم که از کوچک شروع کنیم تغییر های جزئی که بتواند زندگیمان را به بهشتی روی زمین تبدیل کند…..
خدایا شکرت برای اینکه دوباره به من این فرصت را دادی تا بنویسم .خدایا شکرت برای استاد که شاد وسرحال در پارادایس زیبا برای ما صحبت میکند ،خدایا شکرت برای سرسبزی این مکان برای گاو زیبا وبعی بعی هایی که گله را گم کرده اند .استاد ممنون که اینقدر راحت وشاد هستید واین تیشرت خوشگل لاتزیو رو پوشیدید.خدایا شکرت برای این فایل ارزشمند که امروز برای نشانه من امد ،سرمایه گذاری روی خودم ،استاد میگن که با دوستشون صحبت کردند و ایده ای به ذهنشون اومد که بیان وبرای ماصحبت کنند،وقتی با قوانین اشنا باشی مثل دکتری که به تمام اعضای بدن اگاه هست و میتونه علت خیلی از مشکلات بدن وبیماریها رو بفهمه ،میتونی بفهمی علت خیلی از ناکامی ها ومشکلات ادمها رو .دوست استاد خیلی منطقی هست ،یه زمانی باهم هم فرکانس بودند ولی الان مشخصه که مدارشون با هم فرق کرده مشخصه که یکی بیشتر روی خودش کار کرده بیشتر ایمان داشته بیشتر توکل کرده وهدایت رو پذیرفته بیشتر به خودش وخداش اعتماد کرده ،برای همین اینقدر فاصله افتاده .
اره استاد اینجا هر روزش بدتر از دیروز ،برای من هم تا دوسال پیش همینطور بود ولی الان که دیگه خیلی وقته اخبار رو دنبال نمی کنم به حرفهای این واون گوش نمی کنم وتوی دنیاشون نیستم برای من هر روز بهتر از دیروز هست فارغ ازینکه حتی چه وضعیت مالی دارم وچه اتفاقاتی دور وبرم میفته ،شرایط حساس کنونی برای همه اینطور نیست ،مخصوصا تو این وضعیت بیماری میتونیم این قضیه رو واضح تر ببینیم ،اینکه حتی خیلیها اتفاقی براشون نیفتاده، من خودم میشد که روزی یا ساعتی حالم بد بشه ولی خداروشکر با گذشت دوسال ازین اتفاق به لطف وفضل خداوند حتی یکبار هم این بیماری رو نگرفتیم برخلاف نزدیکانمون .یه عده همیشه راضی هستند وخداروشکر میکنند درامد خوب خونه وماشین خوب دارند ویه عده هم همیشه شاکی هستند وگله دارند از اوضاع .این عده راضی کم هستند وعده ناراضی اکثریت هستند .ما باید بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم اگر میخواهیم زندگیمون رو کنترل کنیم .استاد به دانسته هاش عمل میکنه ،چطور ؟استاد یه قانونی رو درک کرده وسرمایه گذاری کرده روی این قانون .اون قانون چیه ؟افکار من داره زندگی مو کنترل میکنه پس اگر من افکارم را کنترل کنم زندگیم را کنترل کرده ام .کنترل افکار کار ساده ای نیست ،ادمهای زیادی واکنش نشون میدن به اتفاقات،اونها خلق نمیکنند اتفاقات رو .با بالا رفتن دلار خوشحال میشوند وبا پایین امدنش ناراحت .ولی اگه بدونی این تویی که میتونی با افکارت وبا باورهات زندگی تو خلق کنی با هیچ اتفاق بیرونی شاد یا ناراحت نمیشی چون میدونی هیچ تاثیری در زندگی تو نداره ،این توهستی که تاثیر میذاری رو زندگیت ،با افکارت با باورهات ، تو میتونی کاری کنی که در هر شرایطی اوضاع به نفعت باشد .
هرکسی در چیزی سرمایه گذاری میکند یکی در اموختن موسیقی یکی در بورس یکی رو جسمش و…روی اولویتش سرمایه گذاری میکنه ،ولی استاد روی چیزی سرمایه گذاری کردند واولویتشون بوده که همه اونها رو میتونه پوشش بده هم معنویت هم سلامت هم ثروت هم روابط رو ،این موضوع اونقدر قوی هست که میتونه تمام زندگیتو رقم بزنه اونطور که خودت میخوای ،پس با تمرکز فراوان فقط روی این موضوع کار کن .استاد میدونستند که این تمرکز واین کار کردن روی افکار وباورها چقدر در مورد سلامتی وروابط ومعنویت کار کرده وخوب بوده پس در زمینه مالی هم بهشون جواب میده ،پس تمرکز رو میذارن رو مسائل مالی وباورهاشون رو دراین زمینه هم درست میکنند ونتیجه میگیرند.ما باید ببینیم وقتی در بعضی چیزها خوب عمل کردیم پس میتونیم همین روش رو برای سایر چیزها هم استفاده کنیم .ان زمان استاد ذهنشون رو شخم زدند دانه کاشتند علف های هرز رو دراوردند اب دادند نور دادند حالا اون افکار وباورها رشد کرده واونقدر قوی شده که تحت تاثیر هیچ چیزی قرار نمیگیرد .استاد اینقدر اتفاقات خوب رو برای خودش رقم زده ونتایج گرفته که این باور که خودمون خالق شرایطمون هستیم پولادین شده وهر روز هم پولادین تر میشه چون استاد هرروز رو خودشون کار میکنن ومراقبت میکنن مثل باغبانی که هر روز روی باغش کار میکند ،سمپاشی میکند هرس میکند ابیاری میکند و….اون اوائل که باغبان درختهای باغ ا میکارد کار بیشتری انجام میدهد وممکن محصولی نگیرد ولی بعدها که درختها بزرگ شدند محصولش را برداشت میکند با کارفیزیکی کمتر حتی .چون ادامه داده مسیر را ،سرمایه گذاریش را ،حرکتش را .اگر ما بدونیم این چقدر مهمه ،درک این قانون وعمل کردن به این قانون ،وسرمایه گذاری کردن روی این قانون،
ما اینکار رو انجام میدیم اگه بدونیم چقدر مهمه ،وخدا میداند که چه نتایجی خواهیم گرفت .
این ما هستیم که اتفاقات زندگی مان را خلق میکنیم چه اگاهانه چه غیر اگاهانه ،پس سرمایه گذاری کنید روی افکارتون ،کار اسانی نیست ،تمرین میخواد ،همه ما تو زندگیمون درک کردیم که حتی با دونستناین موضوع نتونستیم ذهنمون رو کنترل کنیم وبه همون شیوه قبل عمل کردیم .این موضوع تمرین میخواد ،مثل هر ورزش دیگر ی ،باید بتوانیم ذهنمان را در هر شرایطی کنترل کنیم ،باید ادامه بدی ،باید تمرینت رو ادامه بدی اینقدر که برات راحتتر بشه ،نجواها هستند کارشون رو میکنند ولی راحتتر میتونی به نجواهای شیطان گوش وتوجه نکنی وبه الهاماتت گوش کنی ،وهمین راحتتر انجام دادن این همه نتایج بوجود اورده .وقتی رو باورهات کار میکنی پیشرفتت نامحدود میشه .این دقیقه ۱۶ و۱۶ ثانیه چقدر استاد باحرارت حرف میزنن ،چقدر با انرژی میگن ،چقدر با احساس صحبت میکنن ،مگه میشه تحت تاثیر قرار نگرفت وباور نساخت ،در مورد اینکه چقدر احساسشون خوبه وشکرگزارن ،در مورد اینکه میشه در سلامتی به جایی رسید که در سن ۹۰ سالگی اروی گرفت ودور دنیا رو گشت اون هم شاد وخوشحال واونقدر سالم که همه چی رو بتونی بخوری .در مورد ثروت ویا کار هر لحظه ایده های پولساز به ذهنت بیاد ،اونقدر مطمئن باشی در مورد ایند ه ات وداشتن چیزهایی که میخوای که مطمئنی الان روزه ،این باورها کار میکنه اتفاقات شرایط ادمها رو برات فراهم میکنه ،این سرمایه گذاری همه کاربراتون میکنه .
دوره کشف قوانین زندگی که به جای دوره افرینش قراره در سایت بیاد ،به ما قوانینی رو میگه که در جهان وجود داره ،وما اگر به این قوانین عمل کنیم نتایجی رو میگیریم وبعد اگه در قران هم اونها رو اثبات میکنی وتایید میگیری کاری که استاد انجام داده دیگه باورهات اون قدر قوی میشه که میشی انا اقول کن فیکون .
با امیدوارم خالی هیچ اتفاقی نمیفته ،تمرین ،تمرین ،تمرین هم تمرین ذهنی وهم فیزیکی ،هیچ قهرمان المپیکی فقط با تمرین جسمی برنده نشده .
به استاد گفته میشه وایشون هم میگن ،نمی دونند چی میشه ،میرن جلو وبعد کم کم مسیر براشون واضح میشه ،واین هدایت واعتماد ایشون رو به الله مهربانیها نشان میدهد ،کاری که ماهم باید با تمرین بهش برسیم . استادتصمیم گرفتند که خدا را باور کنند ودر مسیرتوحید حرکت کنند که کلید واژه زندگی ایشون هست وباور کردند که خداوند باهمه ما درهر لحظه صحبت میکنه ،از رگ گردن به ما نزدیکتره ،اون وقت به استاد گفته میشه وایشون انجام میدن وبه بقیه میگن ،به اونهایی که تو فرکانسش هستن ،بیس این تغییر در زندگی اینه که باور داشته باشی به این قانون ،به اینکه میتونی زندگیتو تغییر بدی ،فارغ ازاینکه اوضاع مملکت چجوری هست ،باید این امادگی را داشته باشی که از مسائل زندگیت کمک بگیری برای پیشرفتت ،اونهایی که باور دارند که اگر یه عده ای چیزهای قشنگ وخوب دارند ماهم میتونیم داشته باشیم ،اونهایی که باور دارند هیچ تفاوتی بین انسانها نیست ،همه به یک میزان قدرت دارند ،اونهایی که باور دارند هیچ شانس وعامل بیرونی در کار نیست ،کسانی که باور دارند با یه سری تمرینها میتونن باورها وافکارشون رو تغییر بدن،واتفاقات رو رقم بزنن ،با قلبشون دریافت میکنن این اگاهی ها رو ،امیدوارند ،به اینده زندگیشون امیدوارند وبه اینکه میتونن در روابط عاشقانه ومعنویت وسلامتی وثروت بهتر بشن .
همه چی دست خودمونه ،خداوند در قران میفرماید ما مسخر کردیم انچه در زمین واسمان هست برای شما ، اره همه چی رو به تسخیر ما در اورده ،همه چی رو ،استاد نمونه انسانی است که عمل کرده به این قوانین ،قوانینی که در دوره کشف قوانین میخواهیم مرورش کنیم ،استاد هرچی که گفته در سالهای قبل الان براش اتفاق افتاده بهشون رسیده ،تازه به ما هم کمک میکنند همین مسیر رو بریم ،خیلی اسونتر وروانتر ،چون دیگه ازمون وخطایی وجود نداره ،چون با باور محکم هست ،با وجود الگویی مثل استاد هست که رفته وانجام داده ونتیجه گرفته ،قرااااره که تو زندگی لذت ببریم ،از همه لحاظ ،از قبل از به دنیا اومدنمون ،برنامه ریزی خداوند برای تمام طبیعت این بوده ،انسان با فکر خودش وبا باورهاش داره خودشو رنج میده .
استاد ممنون از شما وممنون از این همه انرژی واحساسی که در صحبت هاتون هست ،ممنون برای این فایلهای گرانقدر .
سلام استاد عزیزم خیلی ازتون ممنونم بابت این فایل فوق العاده
من تصمیم گرفتم از نتایجی بنویسم که تو مدت تعهد به خودم برام اتفاق افتاده ، توی مدتی که تصمیم گرفتم جدی تر رو خودم کار کنم
چون میدونم این قانونه : تا زمانی که من نتایج کوچیکم رو نبینم و نوتیس نکنم و شکرگزارشون نباشم ، هیچ نتیجه ی بزرگی اتفاق نمیفته پس من مینویسم و ذکر میکنم
مینویسم بخاطر خودم ، بخاطر استمراری که توی این مسیر باید داشته باشم ، بخاطر نتایج بزرگتری که منتظر تعهد منه تا از راه برسه
1-من از قبل خیلی آرامش بیشتری دارم خیلی حالم بهتره ، با هر اتفاقی با هر خبری حالم بد نمیشه و سعی میکنم اگر ناخواسته ای به وجود میاد ، جوری بهش نگاه کنم و جوری واسه خودم تفسیرش کنم که احساس بهتری به من بده در حالی که این نوع شخصیت رو من قبلا نداشتم
2-خودم رو با تمام ویژگی های خوب و بدم پذیرفتم و حالم با خودم خوبه ، فارغ از اینکه دیگران در مورد من چه نظری داشته باشن
3-با خدا دارم تقسیم کار میکنم ، ازش کمک میخوام ، ازش درخواست میکنم ، دارم عاشقش میشم و باهاش رفیق میشم چیزی که من قبلا خیلی توش مشکل داشتم و همش میگفتم خوش به حال این عزیزانی که توی سایت هستن و انقدر قشنگ در مورد رابطشون با خدا مینویسن
4-هر چیز قشنگی که بهش فکر میکنم ، در موردش مینویسم و دوست دارم اتفاق بیفته ، به سرعت اتفاق میفته
5-کارایی که دوست دارم انجام بدم و نیاز به پول داره،پولش به راحتی جور میشه از راه هایی که بعضا به ذهنمم نمیرسه
6-آدما رو خیلی کمتر از قبل قضاوت میکنم ، به محض اینکه میخوام یکی رو بابت کارش یا ظاهرش قضاوت کنم جلوی خودم رو میگیرم و میگم زندگی خودشه و به من هیچ ربطی نداره
7-این مورد رو خیلی بهش افتخار میکنم و خیلی بابتش سپاسگزارم:
من یه مسیری رو دو سال پیش رفتم و بینش یه وقفه افتاد و الان چند روزه که دارم دوباره عین اون مسیر رو میرم و اون هدفو دنبال میکنم اما الان خیلی خیلی متعهد تر و جدی تر و مصمم تر دارم پیش میرم ، خیلی حالم با خودمو و مسیر خوبه ، دارم ازش لذت میبرم و این به لطف آگاهی هایی هستش که استاد بار ها و بار ها تکرار کردن ، اینکه اگه میخوای یک هدف رو پیش بری باید صد خودتو واسش بذاری ، سینوسی حرکت کردن معنی نداره ، باید همیشه رو به پیشرفت باشی همیشه سیر صعودی رو طی کنی و این باعث شد به خودم اجازه ی خطا ها و اشتباهات گذشته رو ندم و نتایجم تو این مسیر خیلی بزرگتر بشه
8-ایده های خیلی بهتر و جالبتر در مورد کارام به ذهنم میرسه اونم خیلی راحت
9-بر خلاف قبلا عاشق پیاده روی کردن شدم و با تمام وجود ازش لذت میبرم
10-خیلی بیشتر از قبل توی سایت کامنت میذارم چیزی که قبلا خیلی از انجامش میترسیدم
خدایا ازت ممنونم که انجام این کار رو بهم الهام کردی و من نجامش دادم.
امروز یکی از عجیب ترین و شگفت ترین روزهای زندگیم بود
هرچی پیش میرم اصلا هیچ روزی نبوده که عین روز قبلم باشه
دیگه داره هر روزم خیلی متفاوت تر از روز قبلم میشه
پیام خدا برای امروز من :
لذت ببر و عشق و حال کن
خدا کاراتو انجام میده
به هموار ترین شکل ممکن
امروز که بیدار شدم داداشم رفته بود سرکار، صبحانه مون خوردم و رنگ روغن و سه پایه و وسایلای نقاشیمو برداشتم و بردم تو حال تا اونجا کار کنم
دیگه پنج شنبه ها و جمعه ها که داداشم میره سر کار من تو حال نقاشیامو انجام میدم که هم از نور طبیعی خورشید که از پنجره شرقی مون میتابه استفاده کنم و هم لذت ببرم
از ساعت 10 تا 1:30 تمرین رنگ روغنم رو انجام دادم
باورم نمیشه
من از وقتی شروع به کار کردم ، تمرکزمو دادم به گوش دادن به صدای ضبط شده خودم که برای باور عشق و مودت و عزت نفس ضبط کرده بودم
همینجوری با دقت گوش میدادم و حواسم به گفته های خودم بود و لذت میبردم و میخندیدم
اصلا متوجه نشدم کی کارم تموم شد
به قدری کارم ریزه کاری داشت و طرحم برای رنگ روغن کدو و تخمه داره و یه عالمه داخلش ریش ریشی داره
من که روزای قبل با سختی میتونستم انجام بدم و حتی 10 تا بیشتر قلمو برمیداشتم
اما الان با یه قلمو کلش رو رنگ کردم ، حتی جاهای ریز رو
چی دارم میگم من
رنگکردم چیه
من کاری نکردم که
من داشتم با گوش دادن به باورای قوی لذت میبردم و میخندیدم
اینجاست که یاد حرف استاد میفتم
میگفت
من عشق و حال میکنم خدا داره کارامو انجام میده
و تقسیم کار کردیم با خدا
دلم میخواد به منم یاد بده که باهم تقسیم کار کنیم
و خدا داشت دستمو حرکت میداد
به قدری محو گوش دادن بودم که اصلا متوجه نشدم کل طرح کدو رو کار کردم
و یه چاقو هم وسط کدو بود اونم رنگ زدم
چقدر شگفتی
خدایا شکرت
دلم میخواد بهم آموزش بدی که مثل الان شاد باشم و لذت ببرم با تکرار باورهای قوی در همه جنبه ها و تو همه کارهای منو به هموار ترین شکل ممکن انجام بدی و من فقط لذت ببرم
ببین چقدر همه چی آسونه و وقتیایی که من تکرار نمیکنم باورای قوی رو ،فکر میکنم باید تقلا کنم ،حتی در رنگکردن نقاشی
حالا اگه روزای قبل بود یه تیکه رو به زور کار میکردم اونم با ترس که یه وقت خرابش نکنم
اما چقدر راحت پیش رفت
اصلا هیچ گونه نگرانی نداشتم
انگار تازه فهمیدم تمرکز صد در صد یعنی چی؟
و البته باید انقدر اینجوری تمرین کنم تا بره تو وجودم و ناخودآگاه انجامش بدم
یعنی همین لحظه ای که من 3 ساعت و نیم ،حتی تو زمان کم ، کل طرحم رو رنگ زدم و به قدری دقیق و زیبا شد که فکرشو نمیکردم
به قدری محو گوش دادن به باورهایی برای عشق و مودت و عزت نفس بودم که با صدای خودم ضبط کرده بودم و 4 تا فایل شده بود که هرکدوم یک ساعته بودن
به قدری لذت میبردم که کل اون 3 ساعت و نیم رو لبخند به لب داشتم و حتی صدای خودمو که ضبط کرده بودم و با لبخند ضبط کردم و حتی بین کلام هام به قدری با لذت میگفتم و ضبط میکردم که میخندیدم
از شنیدن صدای خودم میخندیدم و لذت میبرم
خدایا شکرت
من اگر سعی کنم مثل امروز تمرکز بذارم روی هر کاری
خود به خود کارهام انجام میشن
اصلا من تو دنیای دیگه ای بودم
اصلا هیچی رو متوجه نشدم
چقدر زیباست این تمرکز
یاد فایل انیشتین که استاد درموردش گفته بودن میفتم
دلم میخواد از این به بعد بیشتر تمرکز رو تمرین کنم تا یاد بگیرم
خدایا شکرت
وقتی کارم تموم شد با تعجب گفتم چقدر زود تموم شد چقدر ریز و درست کار شده
خدایا شکرت
بعد شروع کردم به انجام کار نیمه تمامم
جدول های رنگ شناسی رو رنگ کردم و رنگ ساختم
دو ماه از جدول های رنگ شناسی گذشته و من مدام فکرم درگیر بود که ایراداتم رو برطرف کنم و ببرم استادم ببینه
جدیدا استادم سرکلاس میگفت که بچه ها نذارین هیچ کدوم از کارای تمرین کلاسیتون ناتمام بمونه
تمومش کنید و تثبیت کننده اش رو بزنید و هیچ وقت کار رو نصفه رها نکنید
و یه هنرجویی از یزد میاد که کارش خیلی عالی هست و استادم خیلی تعریفش رو میکنه که با اینکه نمیاد اما داره تلاش میکنه و کاراش عالیه
این حرفش به من برخورد، که استادم خیلی ازش تعرقگیف کرد گفتم استاد کار منم درست بود؟ گفت آره
این هفته که سرکلاس بودم یادم اومد اول هر ماه میاد تهران
و استادم گفته بود هیچ کس جدول رنگ شناسیش رو تکمیل نکرد بیاره و از اون دختر خواست که کارش رو بیاره تا عکس بگیرن
وقتی من اینو شنیدم گفتم استاد کار منم درست بود گفت آره اما تکمیلش نکردی که عکس بگیریم
این حرفش سبب شد من حس رقابت داشته باشم با همکلاسیم و گفتم وقتی اون از راه دور میاد و تلاش میکنه
منم تلاش میکنم پس منم جدولارو زودتر از اون تکمیل میکنم و میبرم استادم ببینه
و من امروز رنگ ساختم و انجام دادم
به قدری زیبا و درست شد که کلی کیف میکردم
وقتی غروب شد
بعد اذان بود
17:54
نمیدونم چی شد خود به خود گفتم
محبوبم ، مقصودم ، سرورم ، ربّ من هرچی تو بگی
در مورد خواسته عشق که ازت داشتم و در مورد همه خواسته هام هرچی که تو بگی
ربّ من ، یادم بده که بگم هرچی خدا بخواد
ان شاء الله
در هر کاری تو رو یاد کنم
همیشه بگم
اینو گفتم و دیدم عموم زنگ زده ،بهش زنگ زدم گفت طیبه میتونی حاضر بشی بیای سمت خونه ما
آخه عموی من از این کارا میکرد اما خیلی وقت بود از این کارا نکرده بود و این یه نشونه بود برای من که من هر روز دارم تو دفتر تمرین ستاره قطبیم مینویسم که من دوست دارم هدیه بزرگ ازت بگیرم خدای من
و از وقتی هر روز دارم هدیه عشقش رو میگیرم
پر رو تر شدم
هر روز مینویسم هدیه های مختلف میخوام
دیگه نمیدونم چی
خدا خودش خوب میدونه
به قول استاد عباس منش که در قرآن آیه شو میخوندن ،خدا از باطنمون آگاهه
پس من فقط هدیه رو میخوام و خدا خودش میدونه چه چیزهایی میخوام و یکی یکی بهم عطا میکنه
و من دقیقا چند روزی بود دلم میخواست یکی کباب بگیره
من حاضر شدم و رفتم ظرفای خواهرمو به خواهر زاده ام دادم و رفتم
امروز و دیروز همه اش احساس میکردم باید پاسخی که از دوستان برای فایل مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» – صفحه 22
اومده
دقت کنم و حس میکردم یه پیامی داشت اما نمیدونستم چی
وقتی رفتم و رد پای خودم رو برای این فایل خوندم متوجه شدم اون روزا که رد پامو نوشتم دو تا چیز رو انجام ندادم
یکی گوش دادن به قسمت 7 برنامه زندگی پس از زندگی بود
یکی هم دستامو با لباسم خشک کردن بود که خدا تاکید داشت که بعد شستن دستات ،با لباست خشک نکن
و من هنوز هم این عادت رو دارم و دستامو با لباسم خشک میکنم
رد پام برای رد پای روز 3 اردیبهشت بود
که اون روزها چالش من رفتن به مترو و فروش نقاشیام بود
و معرفی کردن کارای نقاشیم
و این روزها چالش من رفتن به طلا فروشیا بود که انجامش داده بودم
و این روزها هدایت شدم به فایل نشانه من برای واضح تر شدن قدم بعدی که در توضیحاتش نوشته بود به سادگی نگذر از هدایت ها
من وقتی یاد این پاسخ افتادم و دیدم مدام یه حسی بهم میگه برو رد پای خودت رو و پاسخی که برات اومده رو دوباره با دقت بخون
سوار بی آر تی که شدم شروع کروم به خوندن
نمیدونستم منظور خدا چیه
اما چشم گفتم و خوندم دوباره پیام رو
دوستی از سایت نوشته بودن :
اومدم برم کامنت بعدی رو بخونم اون خدای درونم که عاشقشم بهم گفت بنویس در پاسخ کامنتی که گذاشته الانم هم از خودش میخوام که بگه تا من تایپ کنم طیبه عزیز وقتی داری با ایمان قدمهات رو برمیداری،من تو رو به جایی میرسونم چون داری با عشق کارت رو انجام میدی و سپاسگزار هستی و روی من حساب کردی وهر روز خودت رو رشد میدی فقط در این مسیر ثابت قدم بمون وظیفه تو بندگی کردنه وظیفه من اینه که تو رو به هر آنچه که از من میخوای بتو بدم پس فقط از مسیر لذت ببر و شاد باش
وقتی اینو بارها خوندم
خدا به وضوح تک تک این صحبت ها رو تو این چند روز به طرق مختلف بهم گفته بود
در فایل کلید اجابت دعا
در نشانه های روزهام
در صحبت های دوستانی که برام پاسخ مینوشتن
و به بی نهایت طریقی که تاکیدش رو بهم گفت که باورهامو متمرکز بشم و حتی متمرکز تر ادامه بدم
بعد رفتم رد پای خودمو بخونم
وقتی رسیدم به نوشته ام که زندگی پس از زندگی قسمت 7 رو نوشته بودم که تا نصفه دیدم و خوابم برد
داشتم ادامه شو میخوندم که حس کردم اول برو ببین اون قسمت رو
با خودم گفتم ،من اصلا اون موقع 3 اردیبهشت دیگه گوش ندادم و از اون روز 8 ماه گذشته داره میشه 9 ماه
الان که بهم یادآوری کرده باید گوش بدم حتما یه نشونه داره برای من
من داشتم به زندگی پس از زندگی نگاه میکردم
به عدد 9 اشاره کرد
9 رو که شنیدم گرفتم منظورش چیه
همون عددی که روی پنجره کپی کلانتری نوشته بود 9 ماه مانده و من شمردم و 9 ماه بعد میفتاد به مهر ماه
و بعد که خدا درکش رو بهم داد و گفت اگر تکاملت رو با تجربه بیشتر طی کنی 9 ماه بعد دیگه طیبه الانتم نمیشناسی
و تاکید کرد که روی خودت تمرکزی کار کن
وقتی داشتم به متن فایلش نگاه میکردم نوشته بود فصل 5 قسمت 7
که حس کردم 5 مهر و کلا تو ماه مهر یه رخداد خیلی خوب قراره رخ بده
البته اینم حس میکردم که اگر من سریع قدم بردارم و روزانه به صورت مستمر ،تمرکزی کار کنم ،هم روی باورهام و هم روی پیشرفت مهارتم در نقاشی و هم عمل کردن به ایده ها
مهر ماه میتونم این خبر خوب رو دریافت کنم
وگرنه اگر عمل نکنم هیچ اتفاقی رخ نمیده
وقتی به حرفای کسی که داشت صحبت میکرد در برنامه زندگی پس از زندگی گوش میدادم
پرسیدم چی ؟
چی باید بفهمم از صحبت هاش
یه نشونه از حرفای کسی که داشت صحبت میکرد گرفتم ،
چقدر واضح بود
اول صحبتاش دقیقا یه چیزی گفت که نشونه من بود
من همینجوری داشتم با تمرکز گوش میدادم که وقتی بی آر تی وایستاد تو یه ایستگاه
18:40 بود اصلا متوجه نشدم چرا دارم بیرونو نگاه میکنم دیدم نوشته یه مغازه تعمیر ماشین بود
چشمم افتاد به یه شماره
974
این عدد رو خدا میدونه که چیه که بهم نشونه میده
همین که دیدم گرفتم منظورشو
خندیدم
اما گفتم خدای من هرچی خیره و از تو به من برسه من به خیر تو محتاجم
گفتم اگر این نشونه منظورت اینه که به خواسته ای که داشتم ازت و آگاهی در مسیر تو باشیم
و خواسته ام که ازت عشق خواستم و رها کردم و دارم ازت یاد میگیرم که چجوری آزادانه عشق بورزم و رها باشم و خودخواهانه عشق بورزم مثل خودت ربّ من
یه نشونه بده که بدونم درست متوجه شدم
یکم جلوتر چند تا ایستگاه بعد
یه مغازه رو دیدم اسمش دقیقا منظور خدا بود برای نشونه ام
اصلا من نمیدونستم اونجا چنین مغازه ای هست که بخوام سرمو بچرخونم و بیرونو نگاه کنم
وقتی این نشونه رو گرفتم دوباره گفتم هرچی که تو بگی
قدم به قدم خدا داشت هدایتم میکرد
18:50
حسبی الله
رفیق فقط خداست
پشت یه ماشین نوشته بود
و من داشتم قسمت 7 زندگی پس از زندگی رو گوش میدادم
که گفت :
ماه عسل اربعین کربلا رفتیم
به قول استاد که نوشنه بودن تو قسمت نشانه من برای واضح تر شدن قدم بعدی
به کلام سادهتر، زبانِ هدایت را میفهمی
من دقیقا این روزا به قدری ریز ترین هدایت هاشو متوجه میشم که قشنگ قدم به قدم بامن صحبت میکنه
راستش یه وقتایی هم شده که میگم مثلا مثل امروز میگفتم اگر من طبق باورهای اشتباهم این نشونه هارو بگیرم چی
و از طرف خدا نباشه چی
اما وقتی فکر میکنم که وقتی گذشتم از خواسته ام درمورد عشق و رها شدم و قدم های رهایی رو برداشتم
خدا به من به طرق مختلف هدیه داده تو این روزا
هر روز عشق عمیقی در قلبم حس میکنم
آرامشم بیشتر و بیشتر شده
حتی دوره عشق و مودت و عزت نفس رو بهم هدیه داده
حتی از طریق انسان ها به من هدیه داده
تقریبا من هر روز دارم هدیه میگیرم از روز 2 دی
وقتی اینارو یادم میارم میبینم که نه مسیرم درسته
حتی خدا با این هدایت های ریز که بهم گفت جایزه ات رو بهت میدم و خودت انتخاب کن جایزه ات رو
و من این بار گفتم
جایزه ام رو اینگونه انتخاب میکنم که آگاهی میخوام ازت
که خودش میدونه
و حتی تو نشونه هاش گفت که باید رها بشی
درخواستتو گفتی
الان وقتشه بگذری و به مسیرت ادامه بدی و روی باورهات کار کنی که فایل کلید اجابت دعا ها رو بهم هدیه داد
همه اینا نشونه هست که من درمسیر درستم
پس من باز هم سعی میکنم رها باشم و به خواسته هام نچسبم
وقتی من از بی آر تی پیاده شدم و عموم و مادربزرگم و پسر عموم اومده بودم سوار شدم و رفیم داداشمم از مسیر کارش برداریم
تو راه مدام نشونه ها قدم به قدم به چشمم دیده میشدن
19:18
جنسمون جور شد ، اینجا همه چی داریم
بیلبورد ایستگاه اتوبوس بود ، فقط من متوجه میشدم که خدا چی داره میگه
19:26
کنار هم کامل تریم
بیلبورد روی پل
19:32
تخفیف سفرتو انتخاب کن نوین تراول
بیلبورد کنار اتوبان
حتی وقتی چشمم میفتاد به این بیلبوردا میگفتم طیبه تو داری نگاه میکنی میبینیشون پس نشونه نیست ، سرمو میاوردم پایین و به قسمت 7 زندگی پس از زندگی گوش میدادم که حواسم به بیلبوردا نره
اما یهویی بدون اراده خودم بیرونو نگا میکردم و میدیدم
که دقیقا پیام بود برای من
یکم بعدش 19:33
همون بیلبوردی که نوشته بود خودت انتخاب کن
رو روی یه ایستگاه اتوبوس دیدم
پرسیدم چی رو خودم انتخاب کنم ؟
تخفیف سفرم ؟
نکنه منظورت کربلاست که گفت ماه عسل ؟؟؟
نمیدونم منظورت چیه خدا
اینارو داشتم ازش میپرسیدم
میگفتم اربعین ؟ولی چون دقیق متوجه نمیشدم رها کردم
یه سری درک هایی داشتم اما گفتم به وقتش گفته میشه
همینجور نشونه پشت سرهم میومد
+بشتابید که وقت تنگ است
تو تاریکی شب که از اتوبان رد میشدیم رو دیوار یه نوشته بود ، آخرشو خوندم
هر نشونه ای هم میدیدم پشت سرش فقط عدد 74 رو میدیدم
20:6
خبری در راه است….
این نشونه رو که دیدم مطمئن تر شدم که اگر من این 9 ماه رو تمرکز بذارم واقعا شگفتانه ها رخ میده
بعد که میرفتیم عموم گفت راستش ما ، هر چند وقت یه بار میریم الهیه و وایمیستیم ماشینای بنز و گرون قیمت رو میبینیم ،اینبار گفتیم با شما بیایم
وقتی حرفشو شنیدم خیلی برام جالب بود،گفتم ببین طیبه عمو همیشه این کارو میکنه و ناخودآگاه بدون اینکه از قانون خدا چیزی بدونه همیشه به طرق مختلف زمین و خونه و ماشین گرفته
حتی به قول استاد عباس منش ،که میگفت آدمای بی خیال که هرچی میشه میگن بابا بی خیال ،و همه چی رو راحت بدست میارن هست
ببین خودشو در مداری میاره که با دیدن ماشینای آدمای پولدار و ثروتمند ،که از خیابون رد میشن ،به خودش میگه آره برای منممیشه
و و یادمه سال ها پیش هم این کارو میکرد و هدایت شد به سمت خریدن ماشینای گرون قیمت
وقتی رسیدیم رفتیم از شیرینی فروشی الهیه 33 خرید کنن و شیرینی بخرن
از ماشین که پیاده شدیم و رفتیم کلی رستوران بود تو اون سری
انسان های ثروتمندی که عموم میگفت پول یه شام اینجا 20 میلیون میشه
من وقتی باهاشون رفتم شیرینی فروشی
اولش که بین آدما راه میرفتم کمی حس کردم که من چیزی ندارم
اما سریع یاد دوره عزت نفس افتادم
گفتم درسته الان من از نظر فرکانسی درمداری هستم که نمیتونم برم تو اینجور رستورانا
اما همیشه که اینجوری نمیمونه
منم اگر روی باورهام قوی و تمرکزی کار کنم میتونم به سرعت تکاملم رو با تجربه های سریع طی کنم
پس وقتی برای اینا شده برای منم میشه
و سرمو بالا بردم و جوری راه رفتم که محکم قدم هامو برداشتم وقتی برگشتیم تا سوار ماشین بشیم
عموم گفت تا 9 میشینیم ماشینا رو ببینیم بعد برگردیم شام بخریم
میخوام ببرمتون کباب فروشی
من پرسیدم ، کنار اون رستوران یه مرکز خرید بود اونجا چی میفروشن؟؟
عموم گفت بابا طیبه لباسای اونجا 20 میلیون 10 میلیونه
ندیدی؟
گفتم نه و گفت برو ببین
اولش گفتم به پسر عموم بیا باهم بریم
خودمو خوب میشناسم ،حس میکردم که تنهایی نمیتونم برم و من از اونا پایین ترم
اما گفتم نه خودم تنهایی میرم
اولین بار بود تنهایی تو پاساژی میرفتم که به قول عموم پاساژ ثروتمنداست
پیاده شدم و رفتم بازم قدم هامو محکم تر برداشتم و به خودم گفتم ببین طیبه ، امروز تو اومدی اینجا
خوب ببین
دقت کن
تو داری باورهای قوی رو تکرار میکنی
و ابن یه نشونه هست
اینکه اومدی تو الهیه منطقه ای از تهران ،که حتی از وقتی اومدی تهران یه بارم نیومدی به این منطقه
پس این یعنی اینکه قانون داره جواب میده و خیلی خیلی راحته که تو هم در این مدار ها قرار بگیری
فقط کافیه بیشتر تلاش کنی
بیشتر کنترل کنی ورودی های ذهنت رو
خوب ببین
با دقت ببین
چرا قبلا نمیومدی اینجا
چرا الان داری میری سمت پاساژی که گرون قیمته
پس حتما دقت کن
داره مدارت تغییر میکنه پس سعیتو بیشتر کن
وقتی رسیدم نزدیک پاساژ سام سنتر ، حالا نمیدونم عموم دقیق میدونست قیمت لباساش 20 میلیونه یا نه
وقتی رفتم پاساژ خیلی شلوغ نبود
با خودم گفتم اینجا که پرنده پر نمیزنه و مغازه دارا فروش ندارن
میدونستم همه اینا از باورای محدودم بود که این حرفارو میزدم
من اول از طبقه اولش نگاه کردم و بعد رفتم طبقه دومش
دختر و پسرایی که پوششون جوری بود که لباساشون مشخص بود گرون قیمته رو میدیدم از کنارم رد میشدن
اما من اون لحظه اصلا ذره ای به خودم نگفتم که من از اونا پایین ترم
با اعتماد به نفس و محکم قدم برمیداشتم و مغازه هارو میدیدم و میگفتم منم میتونم
برای منم میشه
لازمه اش تلاش بیشتره برای ساخت باورهای قوی
کلی حرف میگفتم برای خودم و کل پاساژ رو گشتم و اومدم تا برم سوار ماشین عموم بشم
برام عجیب بود من یه بار این مسیر رو با عموم رفتم و برگشتم چرا این جمله سوپر مارکت رو ندیدم
داشتم میرفتم چشمم افتاد به نوشته سوپر مارکت
20:57
بهترینِ خودت باش
گرفتم منظور خدا چی بود
بعد برگشتن من از مرکز خرید بهم گفت الان که داری میری خونه تون ، این پیام رو بگیر
برو و 9 ماهی که گفتم رو جوری روی خودت کار کن و بهترین خودت رو بساز
تا من برای تو تمام کارها رو انجام بدم
وقتی رسیدم و عموم خواست راه بیفته ،گفتم اونجا که مشتری زیاد نداشت
گفت طیبه کجایی ؟!
ثروتمندا که نمیان هر روز برن بازار یه ساعتای مشخصی داره و یا اینترنتی میخرن
وقتشونو نمیذارن که برن
اینترنتی میخره میفرسته در خونه اش
وقتی اینو گفت یاد استاد عباس منش و خیلی از افرادی که ثروتمند بودن افتادم که استاد تو سریال زندگی دربهشت یه عالمه کفش خریده بود
و خودش نرفته بود
وقتی راه افتاد و رفتیم
داشتم به همه این نشونه هایی که گرفتم فکر میکردم که دیدم دو جا پشت سر هم نوشته بود
جایزه بگیر
بعدش نوشته بود
جایزه بزرگ
و بلافاصله بعدش یه ماشین رد شد پلاکش
74
21:16
من قشنگ داشتم بمباران میشدم با نشونه هایی که به وضوح میگفت طیبه مسیرت درسته ، باوراتو متمرکز شو و تکرار کن
و سریع عمل کن به ایده ها و تکاملتو سریع طی کن
جایزه تو خیلی بزرگتره اگر این نشونه هارو بگیری و شروع کنی
گرفتی که طیبه؟
جایزه خدا بی نهایت بزرگتر از اون چیزی خواهد بود که فکرش رو میکنی
پس شروع کن
ساعت 10 رفتیم جمهوری و عموم جلوی یه کباب لقمه ای نگه داشت
تو یه خیابونی بود که کنارش کلیسا بود من تاحالا نرفته بودم
به قدری شلوغ بود که صف وایساده بودن
با خودم گفتم حتما که نه 100 در صد باورایی داره که سبب شده مشتریش انقدر زیاد باشه
تو فکرم بود کباباش عین کبابای دیگه هست
اما وقتی عموم اومد و برای هر کدومون 3 لقمه خریده بود وقتی خوردم واقعا فوق العاده بود
کبابش با کبابای دیگه فرق داشت
اما ته ته مزه اش یکم شبیه کبابای مادرم بود
واقعا خوشمزه بود
وقتی فکر کردم گفتم طیبه کیفیت
کیفیتی که استاد میگفت
هم باورهاشون و هم کیفیت کارشون
تو یه فایلی استاد میگفت که هرجا باشی از کارت نزن
کیفیت رو همیشه داشته باش
نگو کارم دیده نمیشه
تو کارتو بکن بالاخره کارت دیده میشه
امروز با نشونه ها و مهمون کردن عموم برای شام کلی درس یاد گرفتم
مادربزرگم مدام تعریف میکرد میگفت دوست داشتم یه رو با شما بیایم ،امروز گفتم بهتون بگیم
چقدر همه چی تغییر کرده
مادربزرگم ،عموم ،پسر عموم ،اصلا فامیلامون به کل رفتاراشونم تغییر کرده
یه وقتایی خندم میگیره میگم یعنی انقدر ساده بود و من سختش میکردم
الان چند ماهه که رفتارایی از خانواده و فامیلامون میبینم که متحیر میشم ،واقعا لذت بخشه دیدن این همه نتیجه
حالا شاید من به کمی از این تمرینات عمل کردم اما سعی میکنم تمرکزی عمل کنم
وقتی برمیگشتیم تو راه دوباره خبر خوب در راه است رو دیدم
بعد یهویی چشمم افتاد به اسم یه مغازه ، پیوند
نوشته بود رعد
سریع آیه رو خوندم
الا بذکر الله تطمئن القلوب
گفتم آره چقدر آرامش دارم ،چقدر تو این یکسال حالم عالیه خیلی حس خوبی داشتم ،خداروشکر میکردم و لذت میبردم
وقتی 22:40 رسیدیم خونه
من اومدم سایت و یه لحظه گفتم خدا میدونم که هر لحظه ریز به ریز هدایتم کردی و واضح بهم گفتی و آخرش گفتی بهترین خودت باش
اما میخوام یه نشونه بهم بدی از سایت که قلبم آروم بشه که تک تک این نشونه ها رو درست متوجه شدم
همین که نشونه ام رو از سایت باز کردم
با ارزشترین سرمایه گذاری زندگی ما
وقتی دیدم و فایل رو گوش دادم فهمیدم
که درست بوده و خدا دوباره تاکید کرد که فقط روی باورهات کار کن طیبه و وقتی در توضیحات نوشته شده بود :
مهم ترین سرمایه زندگی من، تلاش برای تقویت باورهای قدرتمند کننده ای است که از طریق درک بهتر قوانین جهان و تلاش ذهنی بیشتر، برای کنترل ذهنم، ساخته ام. باورهایی که کنترل تمام اتفاقات زندگی ام را در دست خودم قرار داده است
من امروز رو ریز به ریز هدایت شدم تا خدا به من بگه طیبه حواست باشه
طیبه عزیزم چقدر لذت بردم از نوشته زیبا و دلنشینی که خلق کردی.باورم نمی شه وقتی به آخرپیامت رسیدم برگشتم تا اسمت رو چک کنم و برات کامنت بذارم دیدم خدای من این متن چقدرطولانی بوده و هرچی رد می کنم بازم هست.منی که هیچ وقت حوصله خوندن پیام های طولانی رو ندارم اصلا نفهمیدم کی همه مطالب تو رو با لذت خوندم .من برای نشانه امروزم به این صفحه هدایت شدم و 10تا اسکرین از نوشته های تو گرفتم نوشته هایی که دیدم کلام خدابرای من هست.دلم می خواد چند تا شو دوباره بنویسم:
_من عشق و حال کردم و خدا داره کارامو انجام می ده تقسیم کار کردم با خدا.
_محبوبم مقصودم سرورم رب من هرچی توبگی.یادم بده که بگم هرچی خدابخواد(من عااااااااشق این نگاهم چون وقتی انجامش می دم بهم قدرت بی نهایت و آرامش بی نهایت می ده و از استاد عباسمنش عزیزم بی نهایتتتتتتتتت ممنونم که این نگاه شگفت انگیز رو به من یاد داد.من اینو بلد نبودم و تجربه های سختی توی زندگی داشتم چون فکر می کردم خودم باید مسائل زندگیمو حل کنم اما از استاد یاد گرفتم که من هیچم هیچ. من فقط باید تسلیم و رها و سراسر اطمینان به خدای مهربان و قدرتمندم باشم.خودش کارامو انجام می ده.)
_من فقط هدیه رو می خوام و خدا خودش می دونه چه چیزایی می خوام و خودش یکی یکی بهم عطا می کنه.
_به سادگی از هدایت ها نگذر.
دوست عزیزم از انرژی و احساس دلپذیری کا امروز با نوشته قشنگت به من دادی و الان با انرژی و اراده قدم برمی دارم ازت ممنونم.
از استاد نازنین به خاطراین که چشم من رو به همه زیبایی هایی که در زندگی و اطرافم دارم باز کرد بی نهایت ممنونم.
از خدای قدرتمند و مهربانم به خاطر این لحظه ممنووووونم.
بنام خالق هستی که همه چیزم هستی
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه همراهان گرامی
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
گام 2: قانون پایداری نتایج
1- اگر اتفاقات بزرگ هنوز نیفتاده به این معنی هست که من هنوز رو خودم خوب کار نکردم
دقیقا همینطور هست در مورد موضوعی که من از خداوند خواسته ای داشتم و خداوند الان ماه هاست که بهم نشون داده اون چیزی که فکر میکردم نشدنیه شدنی هست ولی تاخیری که هی پیش میاد و اون نتیجه نهایی شکل نمیگیره بخاطر این هست که من به اندازه کافی رو خود کار نکردم و گاهی این اواخر دیگه خودم به خودم میگفتم معصومه الان کامل اماده نیستی برای اومدن و دریافت این خواسته
و من حتی متوجه شدم که خودم خواستم هم میخواد اما چون من به امادگی دریافت نرسیدم اتفاق نمیفته و تنها دلیل ش همین هست و بس
نتیجه کوچکه اومده همین کافیه بهم اثبات بشه که هر چیزی امکان پذیر هست فقط من باید روی باورهام کار کنم
2- شک میتونه باشه میشه بی حوصله بشی ولی نا امید نمیشی میدونی که جواب میده فقط باید کار کنی
همینکه متوجه شدم که میشود کافیه فقط باید کار کنم تا برسم
اگه تا اینجا پیش رفته بعد این هم پیش میاد
3- اینکه در ارتباطات داشتن اعتماد بنفس و خودباوری بخش اساسی ارتباط برقرار کردن هست به هر اندازه که من احساس ارزشمندی در خودم داشته باشم به همون اندازه در روابطم موفق خواهم بود
4- همه ما شرک و ترس در وجودمون هست ولی باید روی خودمون کار کنیم و اگر میبینیم دیگران موفق تر هستن بیشتر روی خودشون کار کردن و همه ما به یک اندازه دسترسی داریم به خداوند
5- وقتی در مدار درست باشیم هرگز نمیشه که اون چیزی که در روند تکاملی بدست اوردیم از دست بدیم
چون یکسری باورهای درستی در خود ساختیم که به راحتی خراب نمیشه
دقیقا در مورد سلامتی من این رو دیدم که با یک ترس و یک فکر اینطور نیست که سریع بیمار بشم با دیدن یک فرد بیمار
اصلا به این شکل نیست در مورد هر بخشی
هر فردی که تکامل طی کرده باشه امکان نداره که همه چیزش از دست بده
شاید موج سینوسی باشه ولی برگشت به اول نبوده
من حتی در این یک سال که دارم روی شخصیت خودم کار میکنم خودم دارم نتایج در خودم میبینم که همین رشد روحی روانی که داشتم ارامشی که دارم
درسته باز چالش پیش میاد و شاید زمان هایی هم عصبی بشم ولی خیلی زودتر به حالت اولیه برمیگردم
یا حتی در مورد یک فکری که داشتم و امشب در بخش ستاره قطبی توضیح دادم
شاید افکار شرک هم بیاد ولی خیلی سریع تر متوجه ش میشم که من به چیزی غیر خداوند امیدوار شده بودم
حتی اگه بار مسیولیت خواستم به دوش خودم بدونم هم این اشتباه هست
من باید بارم بزارم زمین و به خداوند بسپرم و اعتماد کنم اون راه خودش بلده
و این هم تکامل داره ولی الان من خیلی سریع تر شرک در خودم تشخیص میدم
الان خیلی سریع تر میتونم ذهن و ساکت کنم در مقابل نجواها این ها همش تکاملی هست که طی شده و اینطور نیست اگه الان مشکلی پیش بیاد من مثل 4 سال قبل که از قانون اگاهی درستی نداشتم رفتار میکردم نه اینطور نیست
مگر اینکه من روی خودم کار نکنم و کم کم مدارم بیاد پایین
در هر مسیله ای ما زمانی مدارج طی میکنیم و تکامل رعایت میکنیم امکان نداره یکهو همه چیز از دست بره برای ما
شاید الان یکی بیاد بگه که مثل سیلی بیاد زلزله ای بیاد چی
در یک لحظه همه چیز نابود میشه
ولی اما اگه واقعا تکامل طی شده باشه به این شکل نیست که همه چیز نابود بشه حتی اگه زلزله بیاد امکان نداره کسی که روی خودش کار کرده باشه با افرادی که در مدار پایین تر هستن یک نتیجه یکسانی داشته باشن
بوده مثال هایی که ما دیدیم حتی در زلزله بم که نوزاد بعد چند روز سالم بیرون اومده یا خانم مسنی که بعد از چندین روز سالم بیرون اومده
6- چه خوبه این باور که من امادگی ش داشتم که وارد برنامه های استاد شدم
این بهم حس خوبی میده که من امادگی پیشرفت داشتم من امادگی موفقیت داشتم این بهم بیشتر حس خوب و امیدواری میده که بهم میگه معصومه روی خودت کارکنی خیلی میتونی بپیشرفت کنی و بهبود بدی خودت و رشد کنی و به هر انچه که دوست داری برسی
البته که باید باور کنم و با تمرکز باید روی خودم کار کنم که نکته مهم هست
7- چه باور خوبی که میشود در طی یک سال و نیم درامد به 150 برابر برسه خدایا شکرت برای این باور
امروز وقتی که من متوجه شدم نسبت به ماه قبلی که شغل ثابت داشتم تا این ماده که در منزل کار میکنم ودستان خداوند برام مشتری میاره پس انداز من به 8 برابر رسیده
و میتونه این مبلغ پس بالاتر بره و این میتونه به من نوید این بده که درامد من هم میتونه 150 برابر یا بیشتر هم بشه
منی که سعی داشتم درامدم 3 برابر کنم و این روند خیلی طول کشید و بیش از ماه ها موج سینوسی بود ولی از زمانی که ترس رها کردم این روند چندین برابر شد
8- ترمزی که من داشتم ترس از این بود که بخوام از شغل ثابت بیام بیرون و اینکه چه کاری داشته باشم و اینکه شرک و رها کردم که اونکه که داره به من حقوق میده خداوند هست نه یک کارفرما در یک مکان خاص و با یک شغل خاص
9- ایمان داشتن به اینکه خداوند به ما میده و میرسیم به خواسته هامون بهمون یک ارامشی میده که مقاومت ها رو رها میکنیم و خیلی راحت تر و سریع تر به خواسته هامون برسیم
خیلی واضح استاد در فایل جدید کلید اجابت دعا توضیح دادن
و مثالی که من دیروز در کامنت نوشته بودم ترامپ که باوری برای خودش ساخته بود که من به خواستم میرسم و فقط به خودش و خدای درون خودش توجه میکرد و اصلا نگران این نبود که خیلی از اون شرایط یک ریس جمهوری نداره
ولی براش ممکن بود که میشود
ولی خیلی از ماها مشکل ما این هست که برای رسیدن به خواستمون هزاران باید میزاریم که باید این داشته باشم این راه برم این شرایط داشته باشم و … خیلی خودمون با این افکر سد رهامون میشیم
10- امیدی که به ما انگیزه بده برای ادامه دادن مهمترین چیز دیدن نتایج هست
هرچند که نتایج کوچک باشه ولی باید این نتایج ببینیم و به یاد داشته باشیم که با چه باورهایی این نتایج بدست اومده
تا ادامه بدیم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی
در پناه خدای همیشه هدایتگر که وعده هاش حق باشیم .
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به همگی ، گام دوم از پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
اصل داستان همینه : همه اتفاقات زندگیمان را خودمان با افکارمان رقم میزنیم وقتی این اصل رو درک کنیم و شروع کنیم روی خودمان کار کردن اتفاقات و شرایط دلخواهمان رخ میدهد هر چقدر روی خودمان بیشتر کار کنیم و زمان بذاریم نتیجه بهتری میگیریم و هربار که نتیجه صورت می گیرد برامون باور پذیرتر میشود و ایمانمان قوی تر…
از اتفاقات کوچک شروع میشود و با ادامه دادن نتایج به مرور بزرگتر میشود و نباید انتظار داشته باشیم یک شبه برامون اتفاقات بزرگ رخ دهد!
( کار کردن روی خود یعنی کنترل ذهن ، خوش بین بودن ، تمرکز بر نکات مثبت ، توکل به رب ، توجه به زیبائی ها ، اعراض از ناخواسته ها، قدم برداشتن و سپردن نتیجه به رب ..)
اولش ذهن مقاومت میکند اما با کار کردن روی خودمان روز به روز چرخ های زندگی مان روان تر میشه و همین باورهای ما را قوی تر میکند و ادامه دادن این مسیر باعث نتایج بزرگتر و در واقع پایدار میشود.
جمله های طلایی : افکار من است که دارد اتفاقات را رقم میزند.افکارم از کجا بوجود می آید؟ از طریق ورودی هام .
پس باید ورودی هایم را کنترل کنم و آگاهانه آگاهانه آگاهانه یکسری باورها را در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشوم و ایده ها می آیند ، شرایط و موقعیت ها بوجود می آیند و من هدایت میشوم به مسیر خواسته هام .
کسی که در مسیر درست است و سال هاست روی خودش کار میکند، روی باورها ، کنترل ذهن و توحید کار کرده هرگز برایش سقوط رخ نمیدهد چون باورهای درستی ساخته.
جمله های طلایی :وقتی در مسیر درست پایدار می شوید به این راحتی ها به مسیر قبل بر نمی گردید ،وقتی یک آدمی روی خودش کار کرده و به نتایج بزرگ پایدار رسیده به این راحتی ها اتفاقات جوری رقم نمیخورد که سقوط کند، زیرا باورهایش بنیادین ایجاد شده اند و نشانه اش نتایج پایدار است.
هیچوقت کسی با یک جمله متحول نمیشود و مسیر زندگیش تغییر نمیکند مگر اینکه آن فرد آماده باشد مثل کسی که 50 بار با چکش روی میخ ضربه زده باشد و ما فقط ضربه 51 ام را دیده باشیم.
مریم عزیزم بابت این دوره بینظیر ازت سپاسگزارم.
خدایا شکرت.
به نام خدای هدایتگر مهربان
سلام به استاد عزیز ومریم جان که اینقدر زحمت میکشه وهمه بچه های سایت عباس منش
درود خداوند بر شما باد .
خدا را سپاس گذارم بابت پروژه به مدار بالاتر ..
چقدر ذوق میکنم وقتی فایلی گوش میکنم ،نکته برداری میکنم و فقط باید عمل کنم ،عمل کنم ،عمل کنم ….
میدونید چیه …
ذهن من گاهی اوقات میگه این قانون دروغ ،الکی ،وقت تلف کردن …تو به هیچ جایی نمیرسی ،تو کجا ،افردا موفق کجا …
من اینجور آرومش میکنم که اگه به خواسته های کوچکم رسیدم تو این چند سال ،پس حتما به خواسته های بزرگم میرسم البته با احساس خوب واز مسیر لذت بردن وبه قوانین عمل کردن وتکامل ،پله پله …..وپی بردم من هر روز باید روزی یکساعت یا دوساعت هم شده این دوره ها رو مرور کنم که یادم نره .
چون روزهای که روی خودم کار نمیکنم بیحال و بی حوصله میشم .وباید این قوانین هر روز عمل کنم روی خودم کار کنم .
تو این فایل متوجه شدم که نتایج پایدار یک شبه اتفاق نمی افته بلکه تکامل میخواد ،پله پله
بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکارم، رفتارم و عملکردم ایجاد میشه
در لحظه های که به ظاهرهیچ پیشرفت آشکاری نمیبینم ،به شکل های مختلف می خواهم انگیزه های خودم را برای استمرار در این مسیر حفظ کنم و اجازه ندهم شک و تردیدهای ذهنم پایم را بلرزاند؟
جوابم :
با توجه کردن به نتایج کوچکم،با توجه کردن به اتفاقات اطرافم که این قانون بیشتر تایید میکند ،با تجربیات استادعباس منش ،به چیزهای که قبلاً ،چند سال پیش میخواستم والان دارمشون که چطور واز راهی که اصلا فکرش را نمیکردم بدست آوردم .
الهی شکر ،الهی شکر، الهی شکر…
از خلال توضیحات استاد در این فایل، منطق هایی استخراج کرده ام که فکر می کنم می تونه در این زمینه به من کمک کنه تا همچنان در مسیر( عمل به قانون استمرار) بورزم، ناامید نشوم،واینکه این مسیر قطعا نتیجه می ده تردید نکنم و به مسیر قبلیم بر نگردم…….اینکه که هر روز روزی 2 ساعت هم شده روی خودم وباورهام کار کنم ،حتی اگه کارم زیاده از خواب صبحم بزنم ولی روی باورم کار کنم وعمل کنم ،عمل کنم به قوانین واین مهمترین قسمتشه
استمرار خیلی مهمه ،عمل در رفتار و گفتار وذهنم خیلی مهمه،عمل به ایده هام خیلی مهمه و اینکه خدا بیشتر از من میخواد که من موفق ،ثروتمند و سعادتمند بشم خیلی مهمه.
جواب استاد به سوالات خیلی از درگیری های ذهنم باز میکنه .ممنون استاد عزیزم ومریم جان
اینکه
باورهای قدرتمند کننده( مثل دیدن فیلم های مثل راز و…. یا خواندن کتاب رویاهای که رویا نیستن استاد) با استمرار ( اینکه هر روز ،روزی 2 ساعت روی خودم کار کنم وعمل کنم وجزی از وجودم بشه )در مسیر درست ساخته می شوند. استمرار در مسیر درست یعنی: تلاش آگاهانه برای ترک عادتهای محدود کننده و ایجاد عادت های قدرتمند کننده
در پناه حق خوشبخت و سعادتمند باشید
خدایا هرآنچه را که دارم از تو دارم
سلام به استاد ومریم بانوی عزیزم
تمرین این جلسه
من قبلآ روی خودم کار کرده بودم ارامشم خیلی زیادتر شده بود واز صبح تا شب فقط فایل گوش می کردم می نوشتم ولی 3مورد بود که ذهنم رو خیلی درگیر می کرد ونمی گذاشت کاملا ارام باشم
1.باید حتما بری سرکار البته من حقوق دارم
2. سرسال بشه از اینجا کجا می خواهی بری چکار می خوای بکنی
3.بدهی های که دارم
واین موارد هرچند وقت اذیتم می کرد. تا این که 7ماه پیش افتادم دنبال کار وراحت پیدا شد رفتم از اول هم خیلی اوکی نبودم ولی گفتم باشه از هیچی بهتر حداقل بدهی ها رو بدم اولش بهتر بود بعد کم کم حسادت ورفتار های ناجالب همکارم شروع شد تمام سعی خودم رو کردم تا توجه نکنم یکم بهتر میشدم باز میدیدم نه به خودش اجازه میده بیشتر از اون رفتار انجام بده به خودم اومدم دیدم کامل درگیر شدم به رفتار همکارم دیگه فایلها روگوش می کردم ولی تمرکز نداشتم یه مقدار بدهی ها رو دادم واز خدا خواستم هدایتم کنه چون قلبا دلم نمی خواد خودم رو درگیر این ادمها بحث و حاشیه ها کنم شخصیت من این طور نیست
تا چند روز پیش این فایلها اومد نشانه اومد که این جا دیگه جای تو نیست باید بری وقتی که فایل گوش کردم که گفتید تمرکز باید یکجا باشه به برنامه وادمها وکارهای که هیچ مهم وارزشمند نیستن نه بگو تصمیم گرفتم وتعهد دادم بیام تو مسیر درست وبدون عجله با قانون تکامل پیش برم وایمان داشته باشم که خداوند در زمان مناسبش هدایتم می کنه که اون هم خدا خودش خیلی عالی انجام داد وبعدش گفت فعلا تمرکز بزار روی خودت بقیه بدهی ها رو کم کم پرداخت کن تا هدایتت کنم عجله نکن من هستم
واقعا هر وقت با زور سریع رفتم سرکار نشد
بازور خواستم بدهی پرداخت کنم نشد
با غصه فکر وناراحتی به خونه فکر کردم نشد
بعدش خدا به یادم اورد که هروقت ارام بودی به من سپردی مگه راحت اسان انجام ندادم من تسلیم شدم واقعا درسته من نمی توانم هم رو سریع انجام بدم باید با تکامل پیش برم وقول دادم به خدای خودم از این فرصتها استفاده کنم به جای ذهنم رادرگیر چیزهای که الان کاری از دستم برنمیاد نکنم به جاش از این سایت محصولات وفایلهای زیبا استفاده کنم که هم مفید تاثیر گذار و ارامش بخش هست وهم مهاجرت می کنم به مدار بالاتر واقعا خدا رو سپاسگزارم که چقدر زیبا هدایت می کند فقط کافیه قدرت به خودش بدی ایمان استمرار متعهد داشته باشی
درپناه الله مهربان باشید
با عرض سلام خدمت شما جناب استاد عباس منش عزیز .بنده کاملا این حرفتون رو قبول دارم و می پسندم که هدایت مخصوص افردای هست که خودشون بخوان یعنی تو مدار هدایت قرارا گرفته باشن.به عنوان مثال بنده که در مدار هدایت قرار گرفتم ساعت ها در طول هفته وقت میزارم و فایل های رایگان شماروبر روی سیستمم تماشا میکنم ولی با این که جایی دارم این فیلم هارو میبینم که در کنار خانواده ام هستم و اون ها دارن منو میبینند که دارم وقت میزارم و تماشا میکنم و با این که خیلی به خانواده ام میگویم شما ها هم بیایید تماشا کنید و استفاده کنید خیلی خیلی کم جواب مثبت میشنوم البته به جز برادرم که گاهی اوقات منو در دیدن فیلم همراهی میکنه.خانوادم با این که شرایط زندگیم رو عوض کردم اعم از درامد.سلامتی.رابطه.وجه اجتماعی و نمونه ای عینی واسشون هستم ولی بازم در مدار هدایت نییستن و پا به مسیر نمیزارن.با تشکر از سایت خوبتون و خدارو صد هزار مرتبه شکر که منو با یکی از دستان قدرتمندش بر روی زمین اشنا کرده و این رو هم از شما اموختم که موفقیت دیگران رو تحسین کنم و من هم جدایی از مساءل دیگه تون این رو که خیلی تونستین روی دیگران تاثیر بزارین و کمک به هدایتشون کنید تحسین میکنم, ممنون.یا علی
سلام ب همه دوستان عزیز هم فرکانس
استاد عزیز اینکه گفتید بعضی افراد هستن ک از قبل آمادگی لازم رو دارن
دقیقا من همینجورم خیلی سریع میتونم خودم روتغییر بدم
و ب آدما زیاد وابسته نمیشم
هر مسیری برم باز برمیگردم سمت خدا
خدارا سپاس
موفق و پیروز باشید
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و تیم محترمشون و خانواده دوست داشتنیم فایل چهارم هم پس از چندین بار گوش جان سپردن تموم شد و من چه چیزها که یاد نگرفتم لذت بردم خدایاااااا هزاران مرتبه شکرتتتتتتت هزاران بار شکرتتتتت عاشقتممم بی حدود مرززززز،استاددددد دوستون دارم بی نهایت بهترین هارو براتون از الله یکتا میخوام.
گوشه ای از نکاتی که اموختم رو با دوستانم دراینجا به اشتراک میزارم.
1:اتفاقات را خودتان رقم میزنید با افکارتان..
2:از اتفاقات کوچک شروع میشود برای مثال من خودم همین دیشب دنبال چیزی بودم در بازار اول از همه ک تو مسیرم یه مغازه پیدا کردم مرتبط با چیزی که قرار بود تهیه کنم بدون اینکه دوباره وقت بزارم و مسیر دگ ای برم و بگردم چیزی رو که میخواستم پیدا نکردم که داشتم از مغازه میومدم بیرون که دیدم فروشنده گفت خانم بفرمایید ازین بین یکی پیدا شد و چقد خوشانسید چون همین یدونه مونده بود و من واقعا خوشحال شدم بی نهایت هرچند شاید اتفاق کوچیکی باشه ولی برای من لذت بخش بود….
3:شکو تردید به خودتان راه ندهید انقد ایمانمون باید قوی بشه که حتی یه درصد هم شک در برابر خواستهامون یا اعمالی که انجام میدیم واردش نکنیم…
4:تمرین و تمرین و تکرار و تکرار زمان میبره شاید دو روز سروز سماه سه سال اما میدونی که نتیجه هایی که میگیری عالیه
5:ورودی هایت را کنترل کن در طول روز چه چیزهایی میشنویم چه چیزهایی میگوییم چه چیزی میخوریم به کجاها میرویم با چه افرادی ملاقات میکنیم چه چیزهایی میبینیم چه چیزهایی میخوانیم
6:رویه عزت نفس خود کار کنید(از فرافکنی در مورد خود و محیط اطراف بپرهیزید )شما در نوع خود بی نظیر هستید
7:حتی اگر همه چیز داشتی خودت را بالا نگیر و به دیگران دید بالا به پایین نداشته باش….
8:به ایمانی قوی برسیم که اگر همه چیز را از دست دادیم پرقدرت تر از همیشه شروع کنیم حتی بهتر ازقبل، کسی که داره راه رو درست میره البته هیچوقت از مسیر اصلیش منحرف نمیشه و چیزیو از دست نمیده وقتی شما اونقد رو خودتون کار کنید به مرور زمان به حدی قدرتمند میشید که به راحتی تکون نمیخورید بقول معروف بیدی نمیشید که با هر بادی بلرزیدو و بترسید(اما شرط دارد آن هم درست حسابی رو خودتان و باورهایتان کار کنید و ورودی های خود را کنترل کنید)
9:رویه چیزها و اشخاصی که دارید حساب باز نکنید فقط درکنار انها لذت ببرید….
10:قرار نیست برای اینکه چیزی بخریم یچیز دگمون رو بفروشیم….
11:ایمان قوی یعنی خداوند را مدیر و مدبر زندگیت و هرآنچه که داری بدانی و لحظه ای استرس و ترس و بی تابی برای کنترل و مدیریت چیزی را احساس نکنید ….
12:ظاهر و باطن زندگی دیگران را با ظاهر و باطن زندگی و اعمال و رفتار و گفتار دیگران مقایسه نکنید اگر کسی در عرض یک هفته به پیشرفت بزرگی میرسد قطعا مدت زمان زیادی را قوی بوده است و روی خودش کار کرده حتی با شکست های مختلف هم انقد شخصیت عالیی پیدا کرده است که باورهایش را قوی تر و بی نظیر تر کرده نسبت به همه چیز همچنین دیدگاه اون نسبت به مسائل پیرامونش
پس فقط صحنه ی آخر زندگی دیگران را نبینیم ….
13امادگی تغییر داشته باشیم اگر هم نداریم بیاییم با خودمان عهد ببریم که از کوچک شروع کنیم تغییر های جزئی که بتواند زندگیمان را به بهشتی روی زمین تبدیل کند…..
به نام خدای مهربان
خدایا شکرت برای اینکه دوباره به من این فرصت را دادی تا بنویسم .خدایا شکرت برای استاد که شاد وسرحال در پارادایس زیبا برای ما صحبت میکند ،خدایا شکرت برای سرسبزی این مکان برای گاو زیبا وبعی بعی هایی که گله را گم کرده اند .استاد ممنون که اینقدر راحت وشاد هستید واین تیشرت خوشگل لاتزیو رو پوشیدید.خدایا شکرت برای این فایل ارزشمند که امروز برای نشانه من امد ،سرمایه گذاری روی خودم ،استاد میگن که با دوستشون صحبت کردند و ایده ای به ذهنشون اومد که بیان وبرای ماصحبت کنند،وقتی با قوانین اشنا باشی مثل دکتری که به تمام اعضای بدن اگاه هست و میتونه علت خیلی از مشکلات بدن وبیماریها رو بفهمه ،میتونی بفهمی علت خیلی از ناکامی ها ومشکلات ادمها رو .دوست استاد خیلی منطقی هست ،یه زمانی باهم هم فرکانس بودند ولی الان مشخصه که مدارشون با هم فرق کرده مشخصه که یکی بیشتر روی خودش کار کرده بیشتر ایمان داشته بیشتر توکل کرده وهدایت رو پذیرفته بیشتر به خودش وخداش اعتماد کرده ،برای همین اینقدر فاصله افتاده .
اره استاد اینجا هر روزش بدتر از دیروز ،برای من هم تا دوسال پیش همینطور بود ولی الان که دیگه خیلی وقته اخبار رو دنبال نمی کنم به حرفهای این واون گوش نمی کنم وتوی دنیاشون نیستم برای من هر روز بهتر از دیروز هست فارغ ازینکه حتی چه وضعیت مالی دارم وچه اتفاقاتی دور وبرم میفته ،شرایط حساس کنونی برای همه اینطور نیست ،مخصوصا تو این وضعیت بیماری میتونیم این قضیه رو واضح تر ببینیم ،اینکه حتی خیلیها اتفاقی براشون نیفتاده، من خودم میشد که روزی یا ساعتی حالم بد بشه ولی خداروشکر با گذشت دوسال ازین اتفاق به لطف وفضل خداوند حتی یکبار هم این بیماری رو نگرفتیم برخلاف نزدیکانمون .یه عده همیشه راضی هستند وخداروشکر میکنند درامد خوب خونه وماشین خوب دارند ویه عده هم همیشه شاکی هستند وگله دارند از اوضاع .این عده راضی کم هستند وعده ناراضی اکثریت هستند .ما باید بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم اگر میخواهیم زندگیمون رو کنترل کنیم .استاد به دانسته هاش عمل میکنه ،چطور ؟استاد یه قانونی رو درک کرده وسرمایه گذاری کرده روی این قانون .اون قانون چیه ؟افکار من داره زندگی مو کنترل میکنه پس اگر من افکارم را کنترل کنم زندگیم را کنترل کرده ام .کنترل افکار کار ساده ای نیست ،ادمهای زیادی واکنش نشون میدن به اتفاقات،اونها خلق نمیکنند اتفاقات رو .با بالا رفتن دلار خوشحال میشوند وبا پایین امدنش ناراحت .ولی اگه بدونی این تویی که میتونی با افکارت وبا باورهات زندگی تو خلق کنی با هیچ اتفاق بیرونی شاد یا ناراحت نمیشی چون میدونی هیچ تاثیری در زندگی تو نداره ،این توهستی که تاثیر میذاری رو زندگیت ،با افکارت با باورهات ، تو میتونی کاری کنی که در هر شرایطی اوضاع به نفعت باشد .
هرکسی در چیزی سرمایه گذاری میکند یکی در اموختن موسیقی یکی در بورس یکی رو جسمش و…روی اولویتش سرمایه گذاری میکنه ،ولی استاد روی چیزی سرمایه گذاری کردند واولویتشون بوده که همه اونها رو میتونه پوشش بده هم معنویت هم سلامت هم ثروت هم روابط رو ،این موضوع اونقدر قوی هست که میتونه تمام زندگیتو رقم بزنه اونطور که خودت میخوای ،پس با تمرکز فراوان فقط روی این موضوع کار کن .استاد میدونستند که این تمرکز واین کار کردن روی افکار وباورها چقدر در مورد سلامتی وروابط ومعنویت کار کرده وخوب بوده پس در زمینه مالی هم بهشون جواب میده ،پس تمرکز رو میذارن رو مسائل مالی وباورهاشون رو دراین زمینه هم درست میکنند ونتیجه میگیرند.ما باید ببینیم وقتی در بعضی چیزها خوب عمل کردیم پس میتونیم همین روش رو برای سایر چیزها هم استفاده کنیم .ان زمان استاد ذهنشون رو شخم زدند دانه کاشتند علف های هرز رو دراوردند اب دادند نور دادند حالا اون افکار وباورها رشد کرده واونقدر قوی شده که تحت تاثیر هیچ چیزی قرار نمیگیرد .استاد اینقدر اتفاقات خوب رو برای خودش رقم زده ونتایج گرفته که این باور که خودمون خالق شرایطمون هستیم پولادین شده وهر روز هم پولادین تر میشه چون استاد هرروز رو خودشون کار میکنن ومراقبت میکنن مثل باغبانی که هر روز روی باغش کار میکند ،سمپاشی میکند هرس میکند ابیاری میکند و….اون اوائل که باغبان درختهای باغ ا میکارد کار بیشتری انجام میدهد وممکن محصولی نگیرد ولی بعدها که درختها بزرگ شدند محصولش را برداشت میکند با کارفیزیکی کمتر حتی .چون ادامه داده مسیر را ،سرمایه گذاریش را ،حرکتش را .اگر ما بدونیم این چقدر مهمه ،درک این قانون وعمل کردن به این قانون ،وسرمایه گذاری کردن روی این قانون،
ما اینکار رو انجام میدیم اگه بدونیم چقدر مهمه ،وخدا میداند که چه نتایجی خواهیم گرفت .
این ما هستیم که اتفاقات زندگی مان را خلق میکنیم چه اگاهانه چه غیر اگاهانه ،پس سرمایه گذاری کنید روی افکارتون ،کار اسانی نیست ،تمرین میخواد ،همه ما تو زندگیمون درک کردیم که حتی با دونستناین موضوع نتونستیم ذهنمون رو کنترل کنیم وبه همون شیوه قبل عمل کردیم .این موضوع تمرین میخواد ،مثل هر ورزش دیگر ی ،باید بتوانیم ذهنمان را در هر شرایطی کنترل کنیم ،باید ادامه بدی ،باید تمرینت رو ادامه بدی اینقدر که برات راحتتر بشه ،نجواها هستند کارشون رو میکنند ولی راحتتر میتونی به نجواهای شیطان گوش وتوجه نکنی وبه الهاماتت گوش کنی ،وهمین راحتتر انجام دادن این همه نتایج بوجود اورده .وقتی رو باورهات کار میکنی پیشرفتت نامحدود میشه .این دقیقه ۱۶ و۱۶ ثانیه چقدر استاد باحرارت حرف میزنن ،چقدر با انرژی میگن ،چقدر با احساس صحبت میکنن ،مگه میشه تحت تاثیر قرار نگرفت وباور نساخت ،در مورد اینکه چقدر احساسشون خوبه وشکرگزارن ،در مورد اینکه میشه در سلامتی به جایی رسید که در سن ۹۰ سالگی اروی گرفت ودور دنیا رو گشت اون هم شاد وخوشحال واونقدر سالم که همه چی رو بتونی بخوری .در مورد ثروت ویا کار هر لحظه ایده های پولساز به ذهنت بیاد ،اونقدر مطمئن باشی در مورد ایند ه ات وداشتن چیزهایی که میخوای که مطمئنی الان روزه ،این باورها کار میکنه اتفاقات شرایط ادمها رو برات فراهم میکنه ،این سرمایه گذاری همه کاربراتون میکنه .
دوره کشف قوانین زندگی که به جای دوره افرینش قراره در سایت بیاد ،به ما قوانینی رو میگه که در جهان وجود داره ،وما اگر به این قوانین عمل کنیم نتایجی رو میگیریم وبعد اگه در قران هم اونها رو اثبات میکنی وتایید میگیری کاری که استاد انجام داده دیگه باورهات اون قدر قوی میشه که میشی انا اقول کن فیکون .
با امیدوارم خالی هیچ اتفاقی نمیفته ،تمرین ،تمرین ،تمرین هم تمرین ذهنی وهم فیزیکی ،هیچ قهرمان المپیکی فقط با تمرین جسمی برنده نشده .
به استاد گفته میشه وایشون هم میگن ،نمی دونند چی میشه ،میرن جلو وبعد کم کم مسیر براشون واضح میشه ،واین هدایت واعتماد ایشون رو به الله مهربانیها نشان میدهد ،کاری که ماهم باید با تمرین بهش برسیم . استادتصمیم گرفتند که خدا را باور کنند ودر مسیرتوحید حرکت کنند که کلید واژه زندگی ایشون هست وباور کردند که خداوند باهمه ما درهر لحظه صحبت میکنه ،از رگ گردن به ما نزدیکتره ،اون وقت به استاد گفته میشه وایشون انجام میدن وبه بقیه میگن ،به اونهایی که تو فرکانسش هستن ،بیس این تغییر در زندگی اینه که باور داشته باشی به این قانون ،به اینکه میتونی زندگیتو تغییر بدی ،فارغ ازاینکه اوضاع مملکت چجوری هست ،باید این امادگی را داشته باشی که از مسائل زندگیت کمک بگیری برای پیشرفتت ،اونهایی که باور دارند که اگر یه عده ای چیزهای قشنگ وخوب دارند ماهم میتونیم داشته باشیم ،اونهایی که باور دارند هیچ تفاوتی بین انسانها نیست ،همه به یک میزان قدرت دارند ،اونهایی که باور دارند هیچ شانس وعامل بیرونی در کار نیست ،کسانی که باور دارند با یه سری تمرینها میتونن باورها وافکارشون رو تغییر بدن،واتفاقات رو رقم بزنن ،با قلبشون دریافت میکنن این اگاهی ها رو ،امیدوارند ،به اینده زندگیشون امیدوارند وبه اینکه میتونن در روابط عاشقانه ومعنویت وسلامتی وثروت بهتر بشن .
همه چی دست خودمونه ،خداوند در قران میفرماید ما مسخر کردیم انچه در زمین واسمان هست برای شما ، اره همه چی رو به تسخیر ما در اورده ،همه چی رو ،استاد نمونه انسانی است که عمل کرده به این قوانین ،قوانینی که در دوره کشف قوانین میخواهیم مرورش کنیم ،استاد هرچی که گفته در سالهای قبل الان براش اتفاق افتاده بهشون رسیده ،تازه به ما هم کمک میکنند همین مسیر رو بریم ،خیلی اسونتر وروانتر ،چون دیگه ازمون وخطایی وجود نداره ،چون با باور محکم هست ،با وجود الگویی مثل استاد هست که رفته وانجام داده ونتیجه گرفته ،قرااااره که تو زندگی لذت ببریم ،از همه لحاظ ،از قبل از به دنیا اومدنمون ،برنامه ریزی خداوند برای تمام طبیعت این بوده ،انسان با فکر خودش وبا باورهاش داره خودشو رنج میده .
استاد ممنون از شما وممنون از این همه انرژی واحساسی که در صحبت هاتون هست ،ممنون برای این فایلهای گرانقدر .
(به نام خداوند یکتای هدایتگر)
سلام استاد عزیزم خیلی ازتون ممنونم بابت این فایل فوق العاده
من تصمیم گرفتم از نتایجی بنویسم که تو مدت تعهد به خودم برام اتفاق افتاده ، توی مدتی که تصمیم گرفتم جدی تر رو خودم کار کنم
چون میدونم این قانونه : تا زمانی که من نتایج کوچیکم رو نبینم و نوتیس نکنم و شکرگزارشون نباشم ، هیچ نتیجه ی بزرگی اتفاق نمیفته پس من مینویسم و ذکر میکنم
مینویسم بخاطر خودم ، بخاطر استمراری که توی این مسیر باید داشته باشم ، بخاطر نتایج بزرگتری که منتظر تعهد منه تا از راه برسه
1-من از قبل خیلی آرامش بیشتری دارم خیلی حالم بهتره ، با هر اتفاقی با هر خبری حالم بد نمیشه و سعی میکنم اگر ناخواسته ای به وجود میاد ، جوری بهش نگاه کنم و جوری واسه خودم تفسیرش کنم که احساس بهتری به من بده در حالی که این نوع شخصیت رو من قبلا نداشتم
2-خودم رو با تمام ویژگی های خوب و بدم پذیرفتم و حالم با خودم خوبه ، فارغ از اینکه دیگران در مورد من چه نظری داشته باشن
3-با خدا دارم تقسیم کار میکنم ، ازش کمک میخوام ، ازش درخواست میکنم ، دارم عاشقش میشم و باهاش رفیق میشم چیزی که من قبلا خیلی توش مشکل داشتم و همش میگفتم خوش به حال این عزیزانی که توی سایت هستن و انقدر قشنگ در مورد رابطشون با خدا مینویسن
4-هر چیز قشنگی که بهش فکر میکنم ، در موردش مینویسم و دوست دارم اتفاق بیفته ، به سرعت اتفاق میفته
5-کارایی که دوست دارم انجام بدم و نیاز به پول داره،پولش به راحتی جور میشه از راه هایی که بعضا به ذهنمم نمیرسه
6-آدما رو خیلی کمتر از قبل قضاوت میکنم ، به محض اینکه میخوام یکی رو بابت کارش یا ظاهرش قضاوت کنم جلوی خودم رو میگیرم و میگم زندگی خودشه و به من هیچ ربطی نداره
7-این مورد رو خیلی بهش افتخار میکنم و خیلی بابتش سپاسگزارم:
من یه مسیری رو دو سال پیش رفتم و بینش یه وقفه افتاد و الان چند روزه که دارم دوباره عین اون مسیر رو میرم و اون هدفو دنبال میکنم اما الان خیلی خیلی متعهد تر و جدی تر و مصمم تر دارم پیش میرم ، خیلی حالم با خودمو و مسیر خوبه ، دارم ازش لذت میبرم و این به لطف آگاهی هایی هستش که استاد بار ها و بار ها تکرار کردن ، اینکه اگه میخوای یک هدف رو پیش بری باید صد خودتو واسش بذاری ، سینوسی حرکت کردن معنی نداره ، باید همیشه رو به پیشرفت باشی همیشه سیر صعودی رو طی کنی و این باعث شد به خودم اجازه ی خطا ها و اشتباهات گذشته رو ندم و نتایجم تو این مسیر خیلی بزرگتر بشه
8-ایده های خیلی بهتر و جالبتر در مورد کارام به ذهنم میرسه اونم خیلی راحت
9-بر خلاف قبلا عاشق پیاده روی کردن شدم و با تمام وجود ازش لذت میبرم
10-خیلی بیشتر از قبل توی سایت کامنت میذارم چیزی که قبلا خیلی از انجامش میترسیدم
خدایا ازت ممنونم که انجام این کار رو بهم الهام کردی و من نجامش دادم.
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای روز 27 دی رو با عشق مینویسم
نشانه روز من
امروز یکی از عجیب ترین و شگفت ترین روزهای زندگیم بود
هرچی پیش میرم اصلا هیچ روزی نبوده که عین روز قبلم باشه
دیگه داره هر روزم خیلی متفاوت تر از روز قبلم میشه
پیام خدا برای امروز من :
لذت ببر و عشق و حال کن
خدا کاراتو انجام میده
به هموار ترین شکل ممکن
امروز که بیدار شدم داداشم رفته بود سرکار، صبحانه مون خوردم و رنگ روغن و سه پایه و وسایلای نقاشیمو برداشتم و بردم تو حال تا اونجا کار کنم
دیگه پنج شنبه ها و جمعه ها که داداشم میره سر کار من تو حال نقاشیامو انجام میدم که هم از نور طبیعی خورشید که از پنجره شرقی مون میتابه استفاده کنم و هم لذت ببرم
از ساعت 10 تا 1:30 تمرین رنگ روغنم رو انجام دادم
باورم نمیشه
من از وقتی شروع به کار کردم ، تمرکزمو دادم به گوش دادن به صدای ضبط شده خودم که برای باور عشق و مودت و عزت نفس ضبط کرده بودم
همینجوری با دقت گوش میدادم و حواسم به گفته های خودم بود و لذت میبردم و میخندیدم
اصلا متوجه نشدم کی کارم تموم شد
به قدری کارم ریزه کاری داشت و طرحم برای رنگ روغن کدو و تخمه داره و یه عالمه داخلش ریش ریشی داره
من که روزای قبل با سختی میتونستم انجام بدم و حتی 10 تا بیشتر قلمو برمیداشتم
اما الان با یه قلمو کلش رو رنگ کردم ، حتی جاهای ریز رو
چی دارم میگم من
رنگکردم چیه
من کاری نکردم که
من داشتم با گوش دادن به باورای قوی لذت میبردم و میخندیدم
اینجاست که یاد حرف استاد میفتم
میگفت
من عشق و حال میکنم خدا داره کارامو انجام میده
و تقسیم کار کردیم با خدا
دلم میخواد به منم یاد بده که باهم تقسیم کار کنیم
و خدا داشت دستمو حرکت میداد
به قدری محو گوش دادن بودم که اصلا متوجه نشدم کل طرح کدو رو کار کردم
و یه چاقو هم وسط کدو بود اونم رنگ زدم
چقدر شگفتی
خدایا شکرت
دلم میخواد بهم آموزش بدی که مثل الان شاد باشم و لذت ببرم با تکرار باورهای قوی در همه جنبه ها و تو همه کارهای منو به هموار ترین شکل ممکن انجام بدی و من فقط لذت ببرم
ببین چقدر همه چی آسونه و وقتیایی که من تکرار نمیکنم باورای قوی رو ،فکر میکنم باید تقلا کنم ،حتی در رنگکردن نقاشی
حالا اگه روزای قبل بود یه تیکه رو به زور کار میکردم اونم با ترس که یه وقت خرابش نکنم
اما چقدر راحت پیش رفت
اصلا هیچ گونه نگرانی نداشتم
انگار تازه فهمیدم تمرکز صد در صد یعنی چی؟
و البته باید انقدر اینجوری تمرین کنم تا بره تو وجودم و ناخودآگاه انجامش بدم
یعنی همین لحظه ای که من 3 ساعت و نیم ،حتی تو زمان کم ، کل طرحم رو رنگ زدم و به قدری دقیق و زیبا شد که فکرشو نمیکردم
به قدری محو گوش دادن به باورهایی برای عشق و مودت و عزت نفس بودم که با صدای خودم ضبط کرده بودم و 4 تا فایل شده بود که هرکدوم یک ساعته بودن
به قدری لذت میبردم که کل اون 3 ساعت و نیم رو لبخند به لب داشتم و حتی صدای خودمو که ضبط کرده بودم و با لبخند ضبط کردم و حتی بین کلام هام به قدری با لذت میگفتم و ضبط میکردم که میخندیدم
از شنیدن صدای خودم میخندیدم و لذت میبرم
خدایا شکرت
من اگر سعی کنم مثل امروز تمرکز بذارم روی هر کاری
خود به خود کارهام انجام میشن
اصلا من تو دنیای دیگه ای بودم
اصلا هیچی رو متوجه نشدم
چقدر زیباست این تمرکز
یاد فایل انیشتین که استاد درموردش گفته بودن میفتم
دلم میخواد از این به بعد بیشتر تمرکز رو تمرین کنم تا یاد بگیرم
خدایا شکرت
وقتی کارم تموم شد با تعجب گفتم چقدر زود تموم شد چقدر ریز و درست کار شده
خدایا شکرت
بعد شروع کردم به انجام کار نیمه تمامم
جدول های رنگ شناسی رو رنگ کردم و رنگ ساختم
دو ماه از جدول های رنگ شناسی گذشته و من مدام فکرم درگیر بود که ایراداتم رو برطرف کنم و ببرم استادم ببینه
جدیدا استادم سرکلاس میگفت که بچه ها نذارین هیچ کدوم از کارای تمرین کلاسیتون ناتمام بمونه
تمومش کنید و تثبیت کننده اش رو بزنید و هیچ وقت کار رو نصفه رها نکنید
و یه هنرجویی از یزد میاد که کارش خیلی عالی هست و استادم خیلی تعریفش رو میکنه که با اینکه نمیاد اما داره تلاش میکنه و کاراش عالیه
این حرفش به من برخورد، که استادم خیلی ازش تعرقگیف کرد گفتم استاد کار منم درست بود؟ گفت آره
این هفته که سرکلاس بودم یادم اومد اول هر ماه میاد تهران
و استادم گفته بود هیچ کس جدول رنگ شناسیش رو تکمیل نکرد بیاره و از اون دختر خواست که کارش رو بیاره تا عکس بگیرن
وقتی من اینو شنیدم گفتم استاد کار منم درست بود گفت آره اما تکمیلش نکردی که عکس بگیریم
این حرفش سبب شد من حس رقابت داشته باشم با همکلاسیم و گفتم وقتی اون از راه دور میاد و تلاش میکنه
منم تلاش میکنم پس منم جدولارو زودتر از اون تکمیل میکنم و میبرم استادم ببینه
و من امروز رنگ ساختم و انجام دادم
به قدری زیبا و درست شد که کلی کیف میکردم
وقتی غروب شد
بعد اذان بود
17:54
نمیدونم چی شد خود به خود گفتم
محبوبم ، مقصودم ، سرورم ، ربّ من هرچی تو بگی
در مورد خواسته عشق که ازت داشتم و در مورد همه خواسته هام هرچی که تو بگی
ربّ من ، یادم بده که بگم هرچی خدا بخواد
ان شاء الله
در هر کاری تو رو یاد کنم
همیشه بگم
اینو گفتم و دیدم عموم زنگ زده ،بهش زنگ زدم گفت طیبه میتونی حاضر بشی بیای سمت خونه ما
گفتم چرا
گفت بیا مادربزرگت حوصله اش سر رفته گفتیم بریم یکم بگردیم
به تو و داداشتم بگیم باهم بریم
چون مادرم هنوز خونه خواهرم بود و سه هفته شد که رفته اونجا ،خیلی از فامیلامون میگفتن بیاین ناهار یا شام ولی هیچ جا نرفتیم
به قدری مشغول کار و تمرینات دوره ها بودم تو این سه هفته ،که متوجه نشدم چجوری گذشت
حتی منی که اگر مادرم خونه نبود اذیت میشدم الان دیگه اصلا اذیت نمیشم
برعکس بهش میگم برو بگرد و لذت ببر
ما خودمون از پس کارامون برمیایم و ناهار و شامم که بلدیم خودمون درست میکنیم
تو برو بگرد
چقدر من تغییر کردم
طیبه ای که اگر یه نصف روز از مادرش دور میشد اذیت میشد و حتی مسافرت نمیرفت ، حتی تو خود تهران تو خونه فامیل تنها نمی موندم
اما الان ، وای خدای من شکرت
چقدر من تغییر کردم
طیبه ای که یه خرید نمیرفت
الان همه جا میره و خودش خرید میکنه و کارای خودشو خودش انجام میده
خدایا شکرت
چه یادآوری جذابی بود
وقتی عموم گفت پاشو بیا ، گفتم باشه به داداشم گفتی ؟که گفت آره و وقتی رسیدی بگو بیایم دنبالت از ایستگاه بی آر تی برت داریم و بریم داداشتو برداریم
وقتی اینو گفت من متوجه شدم میخوان ببرنمون بیرون شام بخوریم
گرفتم هدیه خدا رو
آخه عموی من از این کارا میکرد اما خیلی وقت بود از این کارا نکرده بود و این یه نشونه بود برای من که من هر روز دارم تو دفتر تمرین ستاره قطبیم مینویسم که من دوست دارم هدیه بزرگ ازت بگیرم خدای من
و از وقتی هر روز دارم هدیه عشقش رو میگیرم
پر رو تر شدم
هر روز مینویسم هدیه های مختلف میخوام
دیگه نمیدونم چی
خدا خودش خوب میدونه
به قول استاد عباس منش که در قرآن آیه شو میخوندن ،خدا از باطنمون آگاهه
پس من فقط هدیه رو میخوام و خدا خودش میدونه چه چیزهایی میخوام و یکی یکی بهم عطا میکنه
و من دقیقا چند روزی بود دلم میخواست یکی کباب بگیره
من حاضر شدم و رفتم ظرفای خواهرمو به خواهر زاده ام دادم و رفتم
امروز و دیروز همه اش احساس میکردم باید پاسخی که از دوستان برای فایل مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» – صفحه 22
اومده
دقت کنم و حس میکردم یه پیامی داشت اما نمیدونستم چی
وقتی رفتم و رد پای خودم رو برای این فایل خوندم متوجه شدم اون روزا که رد پامو نوشتم دو تا چیز رو انجام ندادم
یکی گوش دادن به قسمت 7 برنامه زندگی پس از زندگی بود
یکی هم دستامو با لباسم خشک کردن بود که خدا تاکید داشت که بعد شستن دستات ،با لباست خشک نکن
و من هنوز هم این عادت رو دارم و دستامو با لباسم خشک میکنم
رد پام برای رد پای روز 3 اردیبهشت بود
که اون روزها چالش من رفتن به مترو و فروش نقاشیام بود
و معرفی کردن کارای نقاشیم
و این روزها چالش من رفتن به طلا فروشیا بود که انجامش داده بودم
و این روزها هدایت شدم به فایل نشانه من برای واضح تر شدن قدم بعدی که در توضیحاتش نوشته بود به سادگی نگذر از هدایت ها
من وقتی یاد این پاسخ افتادم و دیدم مدام یه حسی بهم میگه برو رد پای خودت رو و پاسخی که برات اومده رو دوباره با دقت بخون
سوار بی آر تی که شدم شروع کروم به خوندن
نمیدونستم منظور خدا چیه
اما چشم گفتم و خوندم دوباره پیام رو
دوستی از سایت نوشته بودن :
اومدم برم کامنت بعدی رو بخونم اون خدای درونم که عاشقشم بهم گفت بنویس در پاسخ کامنتی که گذاشته الانم هم از خودش میخوام که بگه تا من تایپ کنم طیبه عزیز وقتی داری با ایمان قدمهات رو برمیداری،من تو رو به جایی میرسونم چون داری با عشق کارت رو انجام میدی و سپاسگزار هستی و روی من حساب کردی وهر روز خودت رو رشد میدی فقط در این مسیر ثابت قدم بمون وظیفه تو بندگی کردنه وظیفه من اینه که تو رو به هر آنچه که از من میخوای بتو بدم پس فقط از مسیر لذت ببر و شاد باش
وقتی اینو بارها خوندم
خدا به وضوح تک تک این صحبت ها رو تو این چند روز به طرق مختلف بهم گفته بود
در فایل کلید اجابت دعا
در نشانه های روزهام
در صحبت های دوستانی که برام پاسخ مینوشتن
و به بی نهایت طریقی که تاکیدش رو بهم گفت که باورهامو متمرکز بشم و حتی متمرکز تر ادامه بدم
بعد رفتم رد پای خودمو بخونم
وقتی رسیدم به نوشته ام که زندگی پس از زندگی قسمت 7 رو نوشته بودم که تا نصفه دیدم و خوابم برد
داشتم ادامه شو میخوندم که حس کردم اول برو ببین اون قسمت رو
با خودم گفتم ،من اصلا اون موقع 3 اردیبهشت دیگه گوش ندادم و از اون روز 8 ماه گذشته داره میشه 9 ماه
الان که بهم یادآوری کرده باید گوش بدم حتما یه نشونه داره برای من
من داشتم به زندگی پس از زندگی نگاه میکردم
به عدد 9 اشاره کرد
9 رو که شنیدم گرفتم منظورش چیه
همون عددی که روی پنجره کپی کلانتری نوشته بود 9 ماه مانده و من شمردم و 9 ماه بعد میفتاد به مهر ماه
و بعد که خدا درکش رو بهم داد و گفت اگر تکاملت رو با تجربه بیشتر طی کنی 9 ماه بعد دیگه طیبه الانتم نمیشناسی
و تاکید کرد که روی خودت تمرکزی کار کن
وقتی داشتم به متن فایلش نگاه میکردم نوشته بود فصل 5 قسمت 7
که حس کردم 5 مهر و کلا تو ماه مهر یه رخداد خیلی خوب قراره رخ بده
البته اینم حس میکردم که اگر من سریع قدم بردارم و روزانه به صورت مستمر ،تمرکزی کار کنم ،هم روی باورهام و هم روی پیشرفت مهارتم در نقاشی و هم عمل کردن به ایده ها
مهر ماه میتونم این خبر خوب رو دریافت کنم
وگرنه اگر عمل نکنم هیچ اتفاقی رخ نمیده
وقتی به حرفای کسی که داشت صحبت میکرد در برنامه زندگی پس از زندگی گوش میدادم
پرسیدم چی ؟
چی باید بفهمم از صحبت هاش
یه نشونه از حرفای کسی که داشت صحبت میکرد گرفتم ،
چقدر واضح بود
اول صحبتاش دقیقا یه چیزی گفت که نشونه من بود
من همینجوری داشتم با تمرکز گوش میدادم که وقتی بی آر تی وایستاد تو یه ایستگاه
18:40 بود اصلا متوجه نشدم چرا دارم بیرونو نگاه میکنم دیدم نوشته یه مغازه تعمیر ماشین بود
چشمم افتاد به یه شماره
974
این عدد رو خدا میدونه که چیه که بهم نشونه میده
همین که دیدم گرفتم منظورشو
خندیدم
اما گفتم خدای من هرچی خیره و از تو به من برسه من به خیر تو محتاجم
گفتم اگر این نشونه منظورت اینه که به خواسته ای که داشتم ازت و آگاهی در مسیر تو باشیم
و خواسته ام که ازت عشق خواستم و رها کردم و دارم ازت یاد میگیرم که چجوری آزادانه عشق بورزم و رها باشم و خودخواهانه عشق بورزم مثل خودت ربّ من
یه نشونه بده که بدونم درست متوجه شدم
یکم جلوتر چند تا ایستگاه بعد
یه مغازه رو دیدم اسمش دقیقا منظور خدا بود برای نشونه ام
اصلا من نمیدونستم اونجا چنین مغازه ای هست که بخوام سرمو بچرخونم و بیرونو نگاه کنم
وقتی این نشونه رو گرفتم دوباره گفتم هرچی که تو بگی
قدم به قدم خدا داشت هدایتم میکرد
18:50
حسبی الله
رفیق فقط خداست
پشت یه ماشین نوشته بود
و من داشتم قسمت 7 زندگی پس از زندگی رو گوش میدادم
که گفت :
ماه عسل اربعین کربلا رفتیم
به قول استاد که نوشنه بودن تو قسمت نشانه من برای واضح تر شدن قدم بعدی
به کلام سادهتر، زبانِ هدایت را میفهمی
من دقیقا این روزا به قدری ریز ترین هدایت هاشو متوجه میشم که قشنگ قدم به قدم بامن صحبت میکنه
راستش یه وقتایی هم شده که میگم مثلا مثل امروز میگفتم اگر من طبق باورهای اشتباهم این نشونه هارو بگیرم چی
و از طرف خدا نباشه چی
اما وقتی فکر میکنم که وقتی گذشتم از خواسته ام درمورد عشق و رها شدم و قدم های رهایی رو برداشتم
خدا به من به طرق مختلف هدیه داده تو این روزا
هر روز عشق عمیقی در قلبم حس میکنم
آرامشم بیشتر و بیشتر شده
حتی دوره عشق و مودت و عزت نفس رو بهم هدیه داده
حتی از طریق انسان ها به من هدیه داده
تقریبا من هر روز دارم هدیه میگیرم از روز 2 دی
وقتی اینارو یادم میارم میبینم که نه مسیرم درسته
حتی خدا با این هدایت های ریز که بهم گفت جایزه ات رو بهت میدم و خودت انتخاب کن جایزه ات رو
و من این بار گفتم
جایزه ام رو اینگونه انتخاب میکنم که آگاهی میخوام ازت
که خودش میدونه
و حتی تو نشونه هاش گفت که باید رها بشی
درخواستتو گفتی
الان وقتشه بگذری و به مسیرت ادامه بدی و روی باورهات کار کنی که فایل کلید اجابت دعا ها رو بهم هدیه داد
همه اینا نشونه هست که من درمسیر درستم
پس من باز هم سعی میکنم رها باشم و به خواسته هام نچسبم
وقتی من از بی آر تی پیاده شدم و عموم و مادربزرگم و پسر عموم اومده بودم سوار شدم و رفیم داداشمم از مسیر کارش برداریم
تو راه مدام نشونه ها قدم به قدم به چشمم دیده میشدن
19:18
جنسمون جور شد ، اینجا همه چی داریم
بیلبورد ایستگاه اتوبوس بود ، فقط من متوجه میشدم که خدا چی داره میگه
19:26
کنار هم کامل تریم
بیلبورد روی پل
19:32
تخفیف سفرتو انتخاب کن نوین تراول
بیلبورد کنار اتوبان
حتی وقتی چشمم میفتاد به این بیلبوردا میگفتم طیبه تو داری نگاه میکنی میبینیشون پس نشونه نیست ، سرمو میاوردم پایین و به قسمت 7 زندگی پس از زندگی گوش میدادم که حواسم به بیلبوردا نره
اما یهویی بدون اراده خودم بیرونو نگا میکردم و میدیدم
که دقیقا پیام بود برای من
یکم بعدش 19:33
همون بیلبوردی که نوشته بود خودت انتخاب کن
رو روی یه ایستگاه اتوبوس دیدم
پرسیدم چی رو خودم انتخاب کنم ؟
تخفیف سفرم ؟
نکنه منظورت کربلاست که گفت ماه عسل ؟؟؟
نمیدونم منظورت چیه خدا
اینارو داشتم ازش میپرسیدم
میگفتم اربعین ؟ولی چون دقیق متوجه نمیشدم رها کردم
یه سری درک هایی داشتم اما گفتم به وقتش گفته میشه
همینجور نشونه پشت سرهم میومد
+بشتابید که وقت تنگ است
تو تاریکی شب که از اتوبان رد میشدیم رو دیوار یه نوشته بود ، آخرشو خوندم
هر نشونه ای هم میدیدم پشت سرش فقط عدد 74 رو میدیدم
20:6
خبری در راه است….
این نشونه رو که دیدم مطمئن تر شدم که اگر من این 9 ماه رو تمرکز بذارم واقعا شگفتانه ها رخ میده
بعد که میرفتیم عموم گفت راستش ما ، هر چند وقت یه بار میریم الهیه و وایمیستیم ماشینای بنز و گرون قیمت رو میبینیم ،اینبار گفتیم با شما بیایم
وقتی حرفشو شنیدم خیلی برام جالب بود،گفتم ببین طیبه عمو همیشه این کارو میکنه و ناخودآگاه بدون اینکه از قانون خدا چیزی بدونه همیشه به طرق مختلف زمین و خونه و ماشین گرفته
حتی به قول استاد عباس منش ،که میگفت آدمای بی خیال که هرچی میشه میگن بابا بی خیال ،و همه چی رو راحت بدست میارن هست
ببین خودشو در مداری میاره که با دیدن ماشینای آدمای پولدار و ثروتمند ،که از خیابون رد میشن ،به خودش میگه آره برای منممیشه
و و یادمه سال ها پیش هم این کارو میکرد و هدایت شد به سمت خریدن ماشینای گرون قیمت
وقتی رسیدیم رفتیم از شیرینی فروشی الهیه 33 خرید کنن و شیرینی بخرن
از ماشین که پیاده شدیم و رفتیم کلی رستوران بود تو اون سری
انسان های ثروتمندی که عموم میگفت پول یه شام اینجا 20 میلیون میشه
من وقتی باهاشون رفتم شیرینی فروشی
اولش که بین آدما راه میرفتم کمی حس کردم که من چیزی ندارم
اما سریع یاد دوره عزت نفس افتادم
گفتم درسته الان من از نظر فرکانسی درمداری هستم که نمیتونم برم تو اینجور رستورانا
اما همیشه که اینجوری نمیمونه
منم اگر روی باورهام قوی و تمرکزی کار کنم میتونم به سرعت تکاملم رو با تجربه های سریع طی کنم
پس وقتی برای اینا شده برای منم میشه
و سرمو بالا بردم و جوری راه رفتم که محکم قدم هامو برداشتم وقتی برگشتیم تا سوار ماشین بشیم
عموم گفت تا 9 میشینیم ماشینا رو ببینیم بعد برگردیم شام بخریم
میخوام ببرمتون کباب فروشی
من پرسیدم ، کنار اون رستوران یه مرکز خرید بود اونجا چی میفروشن؟؟
عموم گفت بابا طیبه لباسای اونجا 20 میلیون 10 میلیونه
ندیدی؟
گفتم نه و گفت برو ببین
اولش گفتم به پسر عموم بیا باهم بریم
خودمو خوب میشناسم ،حس میکردم که تنهایی نمیتونم برم و من از اونا پایین ترم
اما گفتم نه خودم تنهایی میرم
اولین بار بود تنهایی تو پاساژی میرفتم که به قول عموم پاساژ ثروتمنداست
پیاده شدم و رفتم بازم قدم هامو محکم تر برداشتم و به خودم گفتم ببین طیبه ، امروز تو اومدی اینجا
خوب ببین
دقت کن
تو داری باورهای قوی رو تکرار میکنی
و ابن یه نشونه هست
اینکه اومدی تو الهیه منطقه ای از تهران ،که حتی از وقتی اومدی تهران یه بارم نیومدی به این منطقه
پس این یعنی اینکه قانون داره جواب میده و خیلی خیلی راحته که تو هم در این مدار ها قرار بگیری
فقط کافیه بیشتر تلاش کنی
بیشتر کنترل کنی ورودی های ذهنت رو
خوب ببین
با دقت ببین
چرا قبلا نمیومدی اینجا
چرا الان داری میری سمت پاساژی که گرون قیمته
پس حتما دقت کن
داره مدارت تغییر میکنه پس سعیتو بیشتر کن
وقتی رسیدم نزدیک پاساژ سام سنتر ، حالا نمیدونم عموم دقیق میدونست قیمت لباساش 20 میلیونه یا نه
وقتی رفتم پاساژ خیلی شلوغ نبود
با خودم گفتم اینجا که پرنده پر نمیزنه و مغازه دارا فروش ندارن
میدونستم همه اینا از باورای محدودم بود که این حرفارو میزدم
من اول از طبقه اولش نگاه کردم و بعد رفتم طبقه دومش
دختر و پسرایی که پوششون جوری بود که لباساشون مشخص بود گرون قیمته رو میدیدم از کنارم رد میشدن
اما من اون لحظه اصلا ذره ای به خودم نگفتم که من از اونا پایین ترم
با اعتماد به نفس و محکم قدم برمیداشتم و مغازه هارو میدیدم و میگفتم منم میتونم
برای منم میشه
لازمه اش تلاش بیشتره برای ساخت باورهای قوی
کلی حرف میگفتم برای خودم و کل پاساژ رو گشتم و اومدم تا برم سوار ماشین عموم بشم
برام عجیب بود من یه بار این مسیر رو با عموم رفتم و برگشتم چرا این جمله سوپر مارکت رو ندیدم
داشتم میرفتم چشمم افتاد به نوشته سوپر مارکت
20:57
بهترینِ خودت باش
گرفتم منظور خدا چی بود
بعد برگشتن من از مرکز خرید بهم گفت الان که داری میری خونه تون ، این پیام رو بگیر
برو و 9 ماهی که گفتم رو جوری روی خودت کار کن و بهترین خودت رو بساز
تا من برای تو تمام کارها رو انجام بدم
وقتی رسیدم و عموم خواست راه بیفته ،گفتم اونجا که مشتری زیاد نداشت
گفت طیبه کجایی ؟!
ثروتمندا که نمیان هر روز برن بازار یه ساعتای مشخصی داره و یا اینترنتی میخرن
وقتشونو نمیذارن که برن
اینترنتی میخره میفرسته در خونه اش
وقتی اینو گفت یاد استاد عباس منش و خیلی از افرادی که ثروتمند بودن افتادم که استاد تو سریال زندگی دربهشت یه عالمه کفش خریده بود
و خودش نرفته بود
وقتی راه افتاد و رفتیم
داشتم به همه این نشونه هایی که گرفتم فکر میکردم که دیدم دو جا پشت سر هم نوشته بود
جایزه بگیر
بعدش نوشته بود
جایزه بزرگ
و بلافاصله بعدش یه ماشین رد شد پلاکش
74
21:16
من قشنگ داشتم بمباران میشدم با نشونه هایی که به وضوح میگفت طیبه مسیرت درسته ، باوراتو متمرکز شو و تکرار کن
و سریع عمل کن به ایده ها و تکاملتو سریع طی کن
جایزه تو خیلی بزرگتره اگر این نشونه هارو بگیری و شروع کنی
گرفتی که طیبه؟
جایزه خدا بی نهایت بزرگتر از اون چیزی خواهد بود که فکرش رو میکنی
پس شروع کن
ساعت 10 رفتیم جمهوری و عموم جلوی یه کباب لقمه ای نگه داشت
تو یه خیابونی بود که کنارش کلیسا بود من تاحالا نرفته بودم
به قدری شلوغ بود که صف وایساده بودن
با خودم گفتم حتما که نه 100 در صد باورایی داره که سبب شده مشتریش انقدر زیاد باشه
تو فکرم بود کباباش عین کبابای دیگه هست
اما وقتی عموم اومد و برای هر کدومون 3 لقمه خریده بود وقتی خوردم واقعا فوق العاده بود
کبابش با کبابای دیگه فرق داشت
اما ته ته مزه اش یکم شبیه کبابای مادرم بود
واقعا خوشمزه بود
وقتی فکر کردم گفتم طیبه کیفیت
کیفیتی که استاد میگفت
هم باورهاشون و هم کیفیت کارشون
تو یه فایلی استاد میگفت که هرجا باشی از کارت نزن
کیفیت رو همیشه داشته باش
نگو کارم دیده نمیشه
تو کارتو بکن بالاخره کارت دیده میشه
امروز با نشونه ها و مهمون کردن عموم برای شام کلی درس یاد گرفتم
مادربزرگم مدام تعریف میکرد میگفت دوست داشتم یه رو با شما بیایم ،امروز گفتم بهتون بگیم
چقدر همه چی تغییر کرده
مادربزرگم ،عموم ،پسر عموم ،اصلا فامیلامون به کل رفتاراشونم تغییر کرده
یه وقتایی خندم میگیره میگم یعنی انقدر ساده بود و من سختش میکردم
الان چند ماهه که رفتارایی از خانواده و فامیلامون میبینم که متحیر میشم ،واقعا لذت بخشه دیدن این همه نتیجه
حالا شاید من به کمی از این تمرینات عمل کردم اما سعی میکنم تمرکزی عمل کنم
وقتی برمیگشتیم تو راه دوباره خبر خوب در راه است رو دیدم
بعد یهویی چشمم افتاد به اسم یه مغازه ، پیوند
نوشته بود رعد
سریع آیه رو خوندم
الا بذکر الله تطمئن القلوب
گفتم آره چقدر آرامش دارم ،چقدر تو این یکسال حالم عالیه خیلی حس خوبی داشتم ،خداروشکر میکردم و لذت میبردم
وقتی 22:40 رسیدیم خونه
من اومدم سایت و یه لحظه گفتم خدا میدونم که هر لحظه ریز به ریز هدایتم کردی و واضح بهم گفتی و آخرش گفتی بهترین خودت باش
اما میخوام یه نشونه بهم بدی از سایت که قلبم آروم بشه که تک تک این نشونه ها رو درست متوجه شدم
همین که نشونه ام رو از سایت باز کردم
با ارزشترین سرمایه گذاری زندگی ما
وقتی دیدم و فایل رو گوش دادم فهمیدم
که درست بوده و خدا دوباره تاکید کرد که فقط روی باورهات کار کن طیبه و وقتی در توضیحات نوشته شده بود :
مهم ترین سرمایه زندگی من، تلاش برای تقویت باورهای قدرتمند کننده ای است که از طریق درک بهتر قوانین جهان و تلاش ذهنی بیشتر، برای کنترل ذهنم، ساخته ام. باورهایی که کنترل تمام اتفاقات زندگی ام را در دست خودم قرار داده است
من امروز رو ریز به ریز هدایت شدم تا خدا به من بگه طیبه حواست باشه
اینارو دریافت کردی به سادگی نگذر
دقت کن
دارم کلید سعادت و خوشبختی رو بهت میدم
اگر حرکت کنی
من بی نهایت به سمتت حرکت میکنم
پس با اطمینان و محکم حرکت کن
خدایا شکرت که این همه عاشقمی
خیلی دوستت دارم ربّ ماچ ماچی من
سلام.زهرا هستم همسر علیرضا
طیبه عزیزم چقدر لذت بردم از نوشته زیبا و دلنشینی که خلق کردی.باورم نمی شه وقتی به آخرپیامت رسیدم برگشتم تا اسمت رو چک کنم و برات کامنت بذارم دیدم خدای من این متن چقدرطولانی بوده و هرچی رد می کنم بازم هست.منی که هیچ وقت حوصله خوندن پیام های طولانی رو ندارم اصلا نفهمیدم کی همه مطالب تو رو با لذت خوندم .من برای نشانه امروزم به این صفحه هدایت شدم و 10تا اسکرین از نوشته های تو گرفتم نوشته هایی که دیدم کلام خدابرای من هست.دلم می خواد چند تا شو دوباره بنویسم:
_من عشق و حال کردم و خدا داره کارامو انجام می ده تقسیم کار کردم با خدا.
_محبوبم مقصودم سرورم رب من هرچی توبگی.یادم بده که بگم هرچی خدابخواد(من عااااااااشق این نگاهم چون وقتی انجامش می دم بهم قدرت بی نهایت و آرامش بی نهایت می ده و از استاد عباسمنش عزیزم بی نهایتتتتتتتتت ممنونم که این نگاه شگفت انگیز رو به من یاد داد.من اینو بلد نبودم و تجربه های سختی توی زندگی داشتم چون فکر می کردم خودم باید مسائل زندگیمو حل کنم اما از استاد یاد گرفتم که من هیچم هیچ. من فقط باید تسلیم و رها و سراسر اطمینان به خدای مهربان و قدرتمندم باشم.خودش کارامو انجام می ده.)
_من فقط هدیه رو می خوام و خدا خودش می دونه چه چیزایی می خوام و خودش یکی یکی بهم عطا می کنه.
_به سادگی از هدایت ها نگذر.
دوست عزیزم از انرژی و احساس دلپذیری کا امروز با نوشته قشنگت به من دادی و الان با انرژی و اراده قدم برمی دارم ازت ممنونم.
از استاد نازنین به خاطراین که چشم من رو به همه زیبایی هایی که در زندگی و اطرافم دارم باز کرد بی نهایت ممنونم.
از خدای قدرتمند و مهربانم به خاطر این لحظه ممنووووونم.
درپناه خداباشید.
به نام ربّ
سلام زهرای عزیزم
سپاسگزارم به برای من با عشق نوشتین
چقدر صحبت هاتون برای من پیام داشت
اینجا که نوشتین
منی که هیچ وقت حوصله خوندن پیام های طولانی رو ندارم اصلا نفهمیدم کی همه مطالب تو رو با لذت خوندم
یاد پیامای چند ماه پیش افتادم که چند نفر هم همین حرفو بهم گفته بودن و بعد گفته بودن میتونم کتابی بنویسم
و من تو گوگل درایوم 30 آذر شروع کردم و 5 دی یکم نوشتم اما ادامه ندادم چون نمیدونستم چی بنوییم
تا اینکه 3 بهمن که شب داشتم میخوابیدم به یک باره تصویر یه کتاب جلو چشمم اومد که نوشتم و اسمشو ماچ ماچی گذاشتم
همون شب ببدار شدم و نخوابیدم و شروع کردم چند سطر نوشتم
الان که پیامتونو دوباره خوندم
صبح که بیدار شده بودم یه بار خوندم و رفتم رد پای 3 دی رو نوشتم تا در سایت بذارم
حس میکنم باید بنویسم
اما باید این همیشه یادم باشه که رها باشم و از خدا کمک بخوام
ممنون که برام نوشتین
من فقط باید تسلیم و رها و سراسر اطمینان به خدای مهربان و قدرتمندم باشم.خودش کارامو انجام می ده.)
وقتی به این قسمت رسیدم
دوبارا تاکید بود از طرف خدا که طیبه ببین چقدر راحته
تلاش کن تسلیم بشی
نمیگم سعی کن به یک باره بیشتر تسلیم بشی
اما اگر تلاش کنی قدم هاتو کوچیک کوچیک برداری زندگیت تغییر میکنه
اینو یادت باشه که تو باید سمت خودتو انجام بدی
پس حرکت کن و به من اطمینان داشته باش
ممنونم از شما زهرا جانم بی نهایت زیبایی و شادی و سلامتی و ثروت و عشق و آرامش خدا برای شما