اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
++درک بهتر قانون⬅️ تبدیل نگرانی ها به جسارت برای سازندگی
++ طبق قانون هیچی یه شبه اتفاق نمی افته چه صعود و چه سقوط
++موفقیت پایدار⬅️ پایه اش، آجر به آجر با درک قانون و رشد شخصیت درونی شکل گرفته ⬅️ خروجیش یه شخصیت قوی که نه تنها از طوفان ها نمی لرزه و راهکار مقابله اش رو می دونه… بلکه می دونه چطور از اون به نفع خودش بهره برداری کنه
++ مهارت عمل به قانون⬅️ مثل همه مهارت ها تکاملی که با استمرار در یاداوری قانون، درکش و تعهد به اجرای همون مقدار درک در روند روزانه زندگی، حاصل میشه… مثل مهارت رانندگی
++نشانه ی تغییر باورها به صورت بنیادین ⬅️ نتایج پایدار
++ شاخص اصلی درباره اینکه فرد می تواند باورهای خود را به صورت بنیادین تغییر دهد این است که⬅️
1. استمرار در مسیری که فهمیده درسته
2. ادامه دادن شیوه فکری و رفتاری قدرتمندکننده ای که داره یاد می گیره حتی اگه اولش براش جذاب نباشه
3. یادآوری قانون به ذهنش مخصوصا زمانیکه ذهن می خواد به عادت های قبلی برگرده
4. نه گفتن به فرعیات خوش رنگ و لعاب و بله گفتن به اصولی از قانون که براش جذابیتی نداره
++استمرار در مسیر درست یعنی⬅️ تلاش آگاهانه برای ترک عادتهای محدود کننده و ایجاد عادت های قدرتمند کننده.
++تلاش آگاهانه یعنی⬅️ منطق هایی بسازیم برای رنج آور بودن عادت های محدود کننده و لذت بخش کردن ترک اون عادت + یادآوری مکرر این منطق ها تا تبدیل بشه به شیوه ی فکری ذهن… یعنی ذهن ما به صورت ناخودآگاه به شیوه آن رفتارها و عادت های قدرتمند کننده فکر کنه و به مسائل نگاه کنه ⬅️ این همون تعهد …
تعهد یعنی ⬅️ تبدیل باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری
=================================
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
1. سعی می کنم نشانه ها رو ببینم و تایید کنم
… مثلاً امروز رفته بودیم پارک
پسرم که 5 سالشه دنبال پیدا کردن حلزون بود تا با ایده ای که داشت، بتونه شمع های تزئینی درست کنه و بفروشه… کلا خیلی دنبال اینه که مولد باشه و خلق ثروت کنه… یکبار هم کلی کاردستی درست کرد تا بفروشه….
خلاصه هر 4 نفرمون دنبال حلزون بودیم…
یادم افتاد که باید لذت ببرم
یادم افتاد که در مسیر درست همه چی باید آسان انجام بشه
بعد از خدا درخواست هدایت کردم
این کلمه زیاد تو قلبم تکرار شد:
انک انت خیر الرازقین
با اینکه پسرم و همسرم خیلی گشته بودن ولی حتی یه دونه پیدا نکرده بودن، قلبم گفت برو به سمت فلان جا
رفتم
وقتی دقیق تر نگاه کردم دیدم خدای من
اونجا مرکز حلزون
کلی حلزون اونجا بود
خلاصه صداشون کردم
امیر علی با کلی ذوق جمع کرد
فراوانی و خیر الرازقین بودن رو با مثال درک کردم
یا دیشب یه بنده خدایی حرفی بهم زد که اگه سارای قبل بودم کلی می ترسیدم و دنبال راهکار بودم برای اون حرفی که هنوز اتفاق نیفتاده
اما دیشب رشد خودمو دیدم
اصلاً دلهره نگرفتم
و قلبم سریع گفت: نگران نباش ما مراقبت هستیم
هیچ کس هیچ قدرتی تو زندگیت نداره
تو حاصل فرکانس های خودتو می گیری
یعنی همهی اینا بدون تقلا و ناخودآگاه اومد بالا
خدایا شکرت این یعنی رشد
سارا بانو تحسینت می کنم عزیز دلم
2. سعی می کنم موفقیت های قبلم رو مرور کنم که همانطور که آنجا شد، باز هم می شود
همانطور که همه می گفتن تو استخدام آ. پ قبول نمیشم… همش پارتی بازی… و کلی باورهای محدود کننده، ولی من با توکل بر خدا شروع کردم و استخدام شدم
همانطور که مقطع ارشد دانشگاه تهران قبول شدم
همانطور که به سادگی به اندام متناسب رسیدم
همانطور که آسان شدم برای آسانی ها و الان در مرکز با ازادی زمانی دارم کار می کنم
همانطور که عمل لیزیک چشم هام رو خیلی راحت سال 93 انجام دادم
همانطور که….
سارا بانو ممنون که داری روی خودت کار می کنی… مررررسی که داری ادامه میدی… جا نمیزنی… انتظار نداری یه شبه تغییر کنی… بهت افتخار می کنم… بهترین ها در انتظار توعه چون لایق بهترین ها هستی
قدم های تکاملی برای بهبود شخصیت
چهاردهم دی ساعت 19:51 … پیش به سوی دنیایی زیبا و روابطی رویایی … خدایا من بهت اعتماد دارم… کمکم کن… تو بهترین بخشنده ای … تو وهابی… به اندازه وهاب بودنت به فرکانس های خوبم خیر و برکت بده و به اندازه غفور و ستارالعیوب بودنت، فرکانس های منفی منو پاک کن… کمکم من… نشانه ها رو بفرست… قلبم رو منور کن به نورت و قدم های منو استوار کن…
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
نکات این فایل و تجارب من :
1.ی عده از افراد که تعدادشون کمه همیشه شرایط خوبی دارن فارغ از نوع حکومت و اوضاع سیاسی اقتصادی کشورشون
2. من باید بتونم ذهنم رو کنترل کنم اگر میخوام زندگیم رو کنترل کنم
3. افکار منه که داره زندگی من رو بوجود میاره
4. کنترل افکار و ذهن نیاز به تمرین و ممارست داره
5.اگر افکارم رو درست کنم تمام جنبه های زندگیم رو میتونم باهاشون درست کنم
6. مهمترین سرمایه گزاری من باید روی درست کردن باورها و افکارم باشه
7.سرمایه گزاری یعنی متمرکز شدن و ادامه دادن اونقدر که راحت بشه کار کنترل ذهن
8.وقتی روی باورهام سرمایه گزاری میکنم خیالم از بابت اتفاقاتی که می تونم خلق کنم راحت میشه و بنابراین پیشرفتم نامحدود میشه
9. باید صددرصد به این باور برسم که خودم هستم که با باورهام دارم زندگیم رو خلق میکنم
10. اگر در مسیر توحید قرار بگیرم همه چیز رو بدست میارم
11.باید از مسائل زندگیم کمک بگیرم برای پیشرفت
12. خداوند در هر لحظه داره م رو هدایت میکنه
13.خداوند به همه ی ما این قدرت رو داده که زندگیمون رو خلق کنیم
14. خداوند همه چیز رو در اختیار ما قرار داده تا پیشرفت کنیم
15. قرار بوده که من بیام توی این دنیا و لذت ببرم
16.باید آنچه را که می دانم تبدیل کنم به عمل
17. من باید یاد بگیرم که خلق کنم اتفاقات زندگیم رو نه اینکه واکنش بدم به اونها
و اما تجارب من :
خوب اوایل که اومده بودم توی این مسیر برام سخت بود درک این آگاهی ها که مگه میشه آدم بدون توجه به عوامل بیرونی سرگرم زندگی خودش باشه و از زندگی خودش لذت ببره و براش مهم نباشه که اون بیرون چه خبره و داره چه اتفاقاتی می افته
اما الان بعد از 5 سال دقیقا به این باور رسیدم که مهم نیست توی دنیای بیرون من چه اتفاقاتی داره می افته مهم اینکه که در درون من داره چه اتفاقاتی می افته
الان به حدی بی حبر شدم از دنیای بیرون که اصلا نمیدونم توی کشور چه اتفاقاتی داره می افته جوری که حتی چند رز پیش هم که باز هم طبق معمول ی اتفاق بدی توی کشورمون افتاد من اصلا از این جریان خبر نداشتم و وقتی هم شنیدم اصلا برام مهم نبود چون میدونم طبق قانون اون اتفاق برای افرادی افتاده که توی مدارش بودن و خطایی رخ نداده
الان به اندازه ای که دارم از قوانین استفاده می کنم به همون اندازه دارم از زندگیم لذت میبرم فارغ از اتفاقات بیرونی و بقول استاد هر چی اون بیرون اتفاق می افته در نهایت به نفع من تموم میشه در حد مداری که توش هستم
الان مدتهاست که دیگه شرایط حساس کنونی برای من معنی نداره و اصلا نمیشنوم این عبارت رو و دارم سعی میکنم خلق کنم اون شرایطی رو که میخوام فارغ از اینکه اون بیرون این عبارت داره تکرار میشه یا نه البته که نجواها بعضی وقتها هستن اما اونقدر ضعیف شدن که دیگه کنترل کردنشون خیلی راحت شده
الان دیگه میدونم اگر اتفاقات خوبه خودم هستم و اگر ی کم بد میشه باز هم خودم هستم و به درون خودم رجوع میکنم تا ایرادهام رو بفهمم .
دیگه دنیای بیرون برام رنگ و لعابی نداره و دارم سعی میکنم دنیای خودم رو رنگی رنگی کنم جوری که از نگاه کردن بهش لذت ببرم درست نمثل بچه ای که دراز کشیده و داره نقاشی می کشه و از نقاشی کردن خودش لذت میبره فارغ از اینکه دیگران نقاشیش رو زیبا میبینن یا نه
خداوند رو سپاسگزارم برای بودنم در این مسیر وشنیدن این آگاهیی ها که آرامش خاطری از عمل بهشون بهم میده که نتایجم رو تغیر میده
چندتا زنگ رو این فایل استاد توی ذهنم به صدا در آورد
اولینش- استمرار بود استمرار به عمل کردن راهی که داره جواب میده با وجود اینکه هنوز نتایج بزرگی که توی ذهنم بزرگه نیومده ولی نتایج کوچیک رو دارم میبینم مثلا روبط با کل هستی بهتر شده با آدمای بهتری دارم کار میکنم راه حلهای بهتری دارم توی کارم دریافت می کنم راحت تر دارم پول میسازم اتفاقات جوری رقم می خورن که کارام سریع انجام میشه وهزارتا نتایج دیگه که من کوچیک میبینمشون ولی دارن اتفاق می فتن ومن باید طبق قانون ببینمشون وتاایدشون بکنم تا این روند تکاملی بهتر وبهتر پیش بره ونتایج بزرگ تر هم وارد زندگیم بشه
این استمرار داشتن در دیدن نتایج کوچیک رو بااید واقعا بیشتر وبیشتر روش کار بکنم چون به مرور در خودم دیدم که وقتی چند وقت روش کار نمیکنم احساسم شروع میشه به بد شدن وحالم زیاد کوک نیست وبر عکسشم دیدم که وقتی هر روز سپاسگزاری میکنم در مورد تک به تک محبت ها ونعمت هایی که وارد رندگیم شده بعد چند وقت میبینم هم حالم بهتره هم اون خواسته های یه کم بزرگترمم داره محقق میشه یا میبینم دارمشون بدون هیچ دستو پا زدنی
ولی ذهن کار خودشو میکنه یه جوری بی اهمیت وبی ارزش میکنه نعمت هاتو یا پیشرفت هاتو که احساستو بد بکنه- که احس بدم طبق قانون اتفاقات بدو در پی داره ولی کاار من اینجا همینه که نزارم ذهن روند گذشته خودشو بره وشیطان ذهنمو خلع صلاح بکنم با نترسیدن از آینده وغصه نخوردن از گذشته وبیاد بیارم نعمت هایی رو که خداوند بهم داده تا به احساس بهتری برسم وطبق قانون احساس بهتر= اتفاقات بهتر وخودم خلق بکنم اتفاقات بهتر رو توی زندگیم
پس استمرار واستمرار وبیاد آوری نعمت هام اون چیزیه که همیشه ودر هر حالای باید بتونم حفظش بکنم
دومین زنگی که شنیدم- این بود که سرم به کار خودم باشه نگاه بقیه نکنم که به چه نتایجی رسیدن ومن هنوز نرسیدم.به قول استاد طرف داشته 50 تا ضربه به میخ میزده قبل از اینکه من ببینمش ولی توی اونضربه منجاهو یکومیی من میبیمش ومیبینم که به خوستش رسید وشروع میکنم به مقایسه خودم با اون شخص وتخریب خودم که ببین اون با یه ضربه به خواستش رسیده ولی تو 30 تا ضربه زدی ولی دریغ از یه ذره نتیجه واینجا اون استمراره رو که مهمه رو از خودم میگیرم ونا امید میشم و وارد احساس بد میشم وباز طبق قانون اتفاقات اون جور که می خوام پیش نمیره
پس سرم توی زندگی خودم باشه وبه اون چیزی که رسیدم عمل بکنم چیکار به بقیه دارم وقتی مسیر من مشخصه وسمت من مشخصه که باید چیکار بکنم تا نتیجه بگیرم.چون راه من مال منه زندگی من مختص منه پس روی خودم کار بکنم
نکته سوم- این بود که وقتی راه موفقیت رو یادش میگیری وتجربش میکنی می تونی خیلی راحت تر وسریع تر حتی از نظر زمانی توی قسمت های دیگه ای هم به موفقیت برسی چون چندیدن بار توی کارای دیگه موفقیت رو بدست آوردی وراهشو بلدی
ومهم نیست که قبلا حالا عقبه یا پیشینه ای داشته باشی توی حوضه ای که می خوای به موفقیت برسی
مثلا بگی من که قبل این کارو انجام ندادم .توی مثال استاد که ترامپ بگه من قبلا توی سیاست نبودم وبلدش نیستم وموفق ننیشم نه اون قبلا توی حوضه های دیگه به موفقیت های خیلی خوبی رسیده وراه موفقیتو بلده والعان موفق شده توی سیاست
پس اینو به من میگه که وقتی می دونی برای موفقیت تمرکز واستمرار 100٪ نیازه وتوی هر کاری اینجوری با عشق وتمرکز پیش بری موفق میشی
پس دیگه کار تموم شدست فقط با تمرکز پیش برو ونگران نباش
زنگ چهارم- اینکه استاد گفتن اگر بر میگشتم به چندین سال پیش بیشتر لذت میبردم وخیالم یه جورایی خیلی راحت تر بود که خداوند بهم می دهد اون چیزایی رو که می خوام با اطمینان بیشتر باورشون میکردم که نیرسم بهشون و وقتی آدم خیالش راحت تر باشه یعنی آرامش بیشتری داره یعنی بیشتر توکل کرده یعنی بیشتر سپرده به خداوند وحالش بهتره در کل وباز طبق قانون بدون تغیر خداوند احساس بهتر = با اتفاقت بهتر
ومی خوام از العان به بعد بیشتر باور بکنم که خداوند می دهد
خداوند هرانچه که می خواهم و حتی بیشتراز اونو هم بهم می دهد وآزاد تر باشم از بند ترسهایی که میخوان خواسته هامو ازم بگیرن ورها تر باشم ولذت بیشتری ببرم از زندگیم از مسیر پیشرفتم ورشدم وبدونم وعده خداوند حقه وکیست راست گو تر از خداوند
خدایا شکرت که باتو هستم واین آگاهیی هارو به جانم میدی تا مسیرم سریع تر لذت بخش تر وآسان تر طی بشه شکرت خدای من
و واقعا بودن تک تکمون توی این سایت داره اینو نشون میده که چقدر مسیر برای هممون آسان تر وسریع تر داره پیش میره چقدر لذت بخش تر داریم قوانین رو یاد میگیریم تا بتونیم خواسته هامو نو محقق بکنیم از این دیگه نشانه وهدایت بهتر
پس استمرار واستمرار رو همیشه یاد آور بشم به خودم
که مسیر همینه
خدایا شکرت استاد عزیزم سپاسگزارتونم
خانم شایسته عزیز بانوی مهربان که این حجرت رو خلق کردی از شما بی اندازه سپاسگزارم
ترجمه: « پس چون قرآن مىخوانى از شیطان مطرود به خدا پناه بر، چرا که او را بر کسانى که ایمان آوردهاند، و بر پروردگارشان توکل مىکنند، تسلّطى نیست. تسلّط او فقط بر کسانى است که وى را به سرپرستى برمىگیرند، و بر کسانى که آنها به او شرک مىورزند.»
واقعا انسان وقتی دنبال هدایت باشه خداوند هدایتش میکنه. امروز هنگام نماز ظهر به دلم اومد که: پسر قضیه داستان اصحاب کهف و پیامبرو مشرکین مکه خیلی به قضیه رهایی شبیهه بریم بررسیش کنیم. خلاصه رفتم نوشتمش و وسطاش دیدم چشام سنگین شده و گفتم برم بخوابم بعدا تکمیلش میکنم میذارم توقسمت نظرات.
وقتی بیدارشدم و اومدم طرف لپتاپم دیدم که هر چی نوشته بودم پریده و باز باید از اول بنویسم . خداروشکر اصلا نه ناراحت شدم و نه گله وشکایتی کردم . گفتم اشکال نداره از اول مینویسمش.
اومدم شروع کردم اعوذبالله من …. . یاد آیه ی – فاذا قرات القرآن فاستعذبالله – افتادم سرچ کردم تو اینترنت دیدم آره تو سوره نحل اومده و به پیامبر میگه شیطان به کسایی که به خدا ایمان آوردند و و به رب خودشون توکل میکنن هیچ تسلطی نداره و برعکس بر کسایی که اونو به دوستی وسرپرستی میگیرن و کساییکه شرک میکنن مسلطه.
یکم فکر کردم چه ربطی داشت آخه ؟
چرا یهو یاد این قضیه افتادم؟ خدا از من چی میخواد؟ چی میخواد بهم بگه؟
یادم اومد تو یکی از فایل ها از استاد درباره ثابت قدمی و تسلیم نشدن پرسیدن گفتم برم ببینم کدوم فایل بود که وقتی نگاه کردم دقیقا همین فایلی بود که میخواستم قانون رهایی رو توش توضیح بدم و خداوند منو به سمت نظر بهتر و کامل تری هدایت کرد تا تو سایت منتشرش کنم.
بله دوستان عزیز! شیطان( ترس، دلهره، رنج و هرچیزدیگه) بر کسانی که به خدا ایمان آوردن و همیشه بهش توکل میکنن تسلطی نداره. اینجوریه که میشه در راه خدا ثابت قدم بود با توکل به خدا وسپردن خودمون تو دستای فرمانروای تمام جهان هستی و تشکر از اون همیشه ثابت بود. ووقتی هم که یادمون میره باز هم میتونیم برگردیم و بهش رجوع کنیم.
حالا قسمت دومش یعنی قانون رهایی رو بررسی بکنیم.
میگن که مشرکین مکه همیشه با پیامبر سرِ اختلاف داشتن و همیشه ته ته دلشون میخواستن هرجور که شده پیامبر رو شکست بدن و همیشه همیشه داشتن باهاش میجنگیدن حتی یه بار هم ازش اعراض نکردن و نادیده نگرفتنش.{ که داخل پرانتز میگم این بزرگترین کمکی بود که به پیامبر و دین اسلام کردن. طبق قانون به هرچیزی توجه کنی از جنس اون توجه تو زندگیت به وجود میاد واون قوی تر وقوی تر میشه و میبینیم که هر چه مشرکین مکه بیشتر مقابله میکردن اسلام قوی تر میشد. سخت گرفتن به مسلمین اونام به حبشه هجرت کردن ، رفتن اونجا که بیرونشون کنن بدتر شد و نجاشی عاشق مسلونا شد و بهشون پناه داد. تو مکه میگفتن پیامبر دیوانه اس بهش نزدیک نشید هر فرد تازه واردی ، هر جوانی که بود خلاصه به همه میگفتن نزدیکش نشیدو اسلام بیشتر و بیشتر پیشرفت میکرد.}
خلاصه اینا همیشه دنبال این بودن که بگن پیامبر دروغگوه و از طرف خدا نیست که این حرفا رو میزنه و از خودش درمیاره یا یکی داره بهش نشون میده این حرفا رو.
القصه! میرفتن پیش علمای یهود و میگفتن یه چیز بگو حالشو بگیریم اونا هم از قضایای پیامبرای پیشین بهشون می گفتن و اونا پیامبر رو سوال پیچ میکردن. یکی از اون قضایا احوال اصحاب کهف بود. اومدن از پیامبر پرسیدن این قضیه اصحاب کهف چیه اگه تو راست میگی که پیامبری؟ بگو بینیم؟
پیامبر هم به این امید که شاید بعد ازاین ایمان بیارن جواب داد که فردا بیاید جوابتونو بدم.
خلاصه اون روز گذشت وشب شدو صبح شد خبری نشد پیامبر هم منتظر که من باید جواب اینا رو بدم بهشون قول دادم ولی خبری نشد. گذشت و گدشت تا ده روز هیچ وحیی نیومد. روز دهم جبرئیل اومد شروع کرد به منتقل کردن آیات به پیامبر تا رسید به یه جایی و خوند: « وَلَا تَقُولَنَّ لِشَا۟ىْءٍ إِنِّى فَاعِلٌۭ ذَٰلِکَ غَدًا * إِلَّآ أَن یَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ وَٱذْکُر رَّبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَقُلْ عَسَىٰٓ أَن یَهْدِیَنِ رَبِّى لِأَقْرَبَ مِنْ هَٰذَا رَشَدًۭا» ترجمه: « و زنهار در مورد چیزى مگوى که من آن را فردا انجام خواهم داد. مگر آنکه خدا بخواهد، و چون فراموش کردى پروردگارت را یاد کن و بگو: «امید که پروردگارم مرا به راهى که نزدیکتر از این به صواب است، هدایت کند»
خداوند میگه:
چرا برای خدا تعیین تکلیف میکنی و محدودش میکنی؟
چرا وقتی نمیدونی میگی امشب وحی میاد و من جوابتونو میدم؟
چرا فقط خواسته تو نمیگی و بقیه اش رو به خدا نمیسپری؟ چرا برای خدا مهلت تعیین میکنی که اگه نداد لذت زندگیتو از دست بدی؟ که از نگرانی و شرمندگی جلوی مشرکین و کفار نتونی سرتو بلند کنی؟
از این به بعد به خدا توکل کن و بگو اگر خدا بخواهد من جواب شما را خواهم داد.ولی تعیین مهلت نکن. = این قانون رهاییه .
خواسته ت و بیان کن به خدا بسپار و رها باش. و اگر شیطان از یادت برد؟ رب خود را یاد کن و بگو: امید که رب من به راهی نزدیک تر ازاین به صواب ، هدایتم کند.
«شاید، اگر به این سخن ایمان نیاورند، تو جان خود را از اندوه، در پیگیرى شان تباه کنى.»
انقد دنبال بقیه نباش ونخواه که همه رو هدایت کنی. تو فقط امدی که به کسانی که میترسن تذکری بدی و به بهشت بشارت بدی و از دوزخ بترسانی. نه کار دیگه ای.
و بعد میاد میگه : «وَٱصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ ٱلَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِٱلْغَدَوٰهِ وَٱلْعَشِىِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُۥ ۖ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَهَ ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُۥ عَن ذِکْرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَکَانَ أَمْرُهُۥ فُرُطًۭا وَقُلِ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ ۖ فَمَن شَآءَ فَلْیُؤْمِن وَمَن شَآءَ فَلْیَکْفُرْ ۚ إِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلظَّٰلِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن یَسْتَغِیثُوا۟ یُغَاثُوا۟ بِمَآءٍۢ کَٱلْمُهْلِ یَشْوِى ٱلْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتْ مُرْتَفَقًا» ترجمه: «و با کسانى که پروردگارشان را صبح و شام مىخوانند خشنودى او را مىخواهند، شکیبایى پیشه کن، و دو دیدهات را از آنان برمگیر که زیور زندگى دنیا را بخواهى، و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساختهایم و از هوس خود پیروى کرده و کارش بر زیادهروى است، اطاعت مکن. و بگو: «حق از پروردگارتان است. پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند، که ما براى ستمگران آتشى آماده کردهایم که سراپردههایش آنان را در بر مىگیرد، و اگر فریادرسى جویند، به آبى چون مس گداخته که چهرهها را بریان مىکند یارى مىشوند. وه! چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است»
با هم فرکانسی های خودت بگرد دنبال عمل به قوانین جهان هستی باش تا خدا رو خشنود کنی از خودت و اتفاقات خوب و خوبتر برات بیفته تا فرکانست رشد کنه تا مدارت بره بالا . به دوستات توجه کن به یاد خدا باش و دنباله روی کفار ومشرکین نباش و نخواه که جوابشونو بدی و خواسته هاشونو اجابت کنی وبخوای بهشون توجه کنی . نرو دنبال اینو اون که مسلمانشون کنی. هر کسی هر حرفی زد بگو اوکی . هر کاری می خوای بکن حق از آن رب ماست برای ما فرقی نداره. میخوای بیا مسلمان شو نمی خوای نشو. اصراری نداریم.( بهشون توجه نکن)
ببخشید طولانی شد.
ان شا الله که موثر واقع بشه و ایمانمون به قانون رو بیشتر کنه.
سلام به بانو شایسته که با تمریناتی که در این فایلها میزارن ما رو به فکر وامیدارن که چگونه خودمون رو بشناسیم و چطور ترمزهای مخفی که در گوشه و کنار ذهنمون جا خوش کرده اند رو پیدا کنیم
و سلام به همه دوستانی که در این مسیر لذت بخش و پر از آگاهی گام برمیدارن.
من سالهاست که جسته و گریخته روی خودم کار میکنم اما نتایج زمانی خودش رو به من نشان داد که متعهد شدم لیزری و با تمرکز روی این مسیر کار کنم یادمه وقتی به خودم تعهد دادم که یکسال تمرکزی روی فایلهای دانلودی و دوره هایی که از سایت خریداری کرده بودم کار کنم اگر نتیجه گرفتم ادامه دهم وگرنه کلا با این مسیر خداحافظی کنم و بچسبم به کسب و کارم
وقتی اون تعهد رو به خودم دادم حداقل روزی دو ساعت و در بیشتر اوقات حدود چهار ساعت وقتم رو روی این مسیر گذاشتم و با دقت فایلها رو میدیدم یا گوش میکردم و نکته برداری میکردم و تا حدودی هم عمل میکردم و نتابج بصورت کاملا ملموس از همون هفته اول وارد زندگیم شد و در عرض سه ماه نتایج مالی بسیار بزرگی رو کسب کردم، اما در ادامه یه مقدار ضعیف تر عمل کردم نتایج خوب بود اما به نسبتی که روی خودم کار میکردم نتیجه هم میگرفتم، تا چند ماه پیش که تصمیم گرفتم که کمتر کامنت بزارم و الان کاملا متوجه شده ام نتایج معکوس شده اند و تضادها خودشون رو به اشکال مختلف نشون دادن
و نتیجه اینکه وقتی که برای هر فایلی که میبینم کامنت میزارم خودم رو ملزم میکنم که ریزبینانه فایلها رو گوش کنم و نکته برداری کنم اما وقتی تصمیمی برای گذاشتن کامنت ندارم فایلها رو هم سرسری تر گوش میکنم و طبق قانون نتایج هم ضعیف تر میشن،
البته که مورد دیگه ای که من رو از این آگاهی ها در این چند ماه دورتر کرد گشت و گذار در اینستاگرام بود که متاسفانه گاهی ساعتها در این شبکه مجازی وقتم رو تلف کردم
از دیروز که تصمیم گرفتم دوباره با تمرکز روی این دوره ارزشمند که خانم شایسته عزیز زحمت کشیدن و فایلهای مصاحبه استاد رو هدفمند بارگزاری میکنن و تمرینات عالی میزارن، کار کنم
شور و شوقی عجیب در من ایجاد شده و حرکت بسوی مدار بالاتر رو کاملا احساس میکنم
برداشتهایی که از این فایل داشتم رو انشالله در کامنت بعد مینویسم
میخوام ماحصل این مدت آشناییم با استادو با جزئیات براتون بگم و بعد بگم الان چه اتفاقی افتاده :
واقعا تمرین میخواد ، واقعا کنترل ذهن کار داره . از اولین روزی که با استاد آشنا شدم بالای 2 سال میگذره
• فروردین 95 با استاد آشنا شدم
توی این 2 سال و 6 ماه فایلهای استادو خوردم انقدر گوش دادم . یه سری فایلها رو انقدر گوش دادم جملاتش حفظم شده. 6 ماه اول فقط فایلهای رایگانو گوش میدادم . از مدار منفی که یه عمر توش بودم اومدم تو مدار مثبت . یعنی 32 سال تو مدار منفی باشی بعد فقط 6 ماه طول بکشه از مدار منفی بیای تو مدار مثبت ؟!!!! یعنی قدرت افکار مثبت چقدر میتونه قوی باشه؟ چقدر قدرت احساسات خوب قویه ؟ به قول خانم شایسته هر فکر و باور مثبت صدها فکر و باور مثبت دیگه با خودش میاره و صدها فکر و باور منفی رو از بین میبره. خدایا خدایا صد هزار مرتبه شکرت . 6 ماه اول فقط حس و حالم تغییر کرد .6 ماه اول فقط گریه و اشک و این حسای خوب . 6 ماه اول فقط داشتم میشنیدم تا یاد بگیرم . اما خبری از اون درکی که استاد میگه مثل وحی منزل بپذیری که نقطه توجهت زندگیتو میسازه نبود . ماها انتظار داریم 1 ماه کار کنیم رو خودمون یهو همه چی تغییر کنه . چقدر ما بی انصافیم ! چقدر ما عجولیم ؟!! خدایی که تو 6 ما شخصیت یه نفرو زمین تا آسمون عوض میکنه . خدایی که از همون روزای اول حس و حالتو تغییر میده . مدارتو تغییر میده . واسه چی عجله داریم آخه ؟ مگه از این سریع تر هم داریم؟
• شهریور 95 قسمت 9 قانون آفرینشو خریدم و تمریناشو انجام دادم
• آذر 95 با همسر رویاییم آشنا شدم
فقط 3 ماه طول کشید تا بزرگترین رویای زندگیه من اتفاق بیافته ! همسر رویایی . من با دختری آشنا شدم که نصفه عمرم خوابشم نمیدیدم . بابا من از حدود 24-25 سالگی تا 32 سالگی همش سعی میکردم هی با جنس مخالف ارتباط بگیرم که همسر ایده آلمو پیدا کنم . من یه آدم ضعیف با عزت نفس و اعتماد به نفس خـــیلی پایین بودم که 7-8 سال فقط از اینکه نمیتونستم با جنس مخالف ارتباط برقرار کنم غصه میخوردم . همه تلاش هام به در بسته میخورد. نا امید شده بودم .باور کرده بودم که سرنوشتم تنهاییه! احساس میکردم هیچ کی تو این جهان نیست دوستم داشته باشه . بعد در عرض 9 ماه شخصیتم که زیر رو شد هیچ ، یه آدمی وارد زندگیم شد که 1000 برابر از معیارهایی که من داشتم بهتر بود ! واسه چی عجله داریم ؟ سرمایه گذاری کن روی کنترل ذهنت . بعد ببین چقدر زود نتیجه میده
• اریبهشت 96 با خانمم کسب و کار خودمونو راه انداختیم
فقط 4 ماه طول کشید که من و خانمم همدیگرو خوب بشناسیم و تصمیم بگیریم باهم کار کنیم . قانون همه چیو باهم جور میکنه . یادمه همیشه فقط به خدا میگفتم : خدایا من فقط میخوام یه آدم موفق بشم . یعنی اون زمانی که نه باورهای درستی داشتم نه میدونستم هدف گذاری چیه و چجوری باید خواسته تعیین کرد ، خواستم همین بود . بعد خدا برام چی کار کرد ؟ یه آدمو آورد تو زندگیم که هم بهترین شریک زندگیم شد هم بهترین شریک کاریم . یه تیم پرفکت و عالی. چی از این بهتر آدم با همسر رویاییش با بهترین دوستش کار کنه . اونم کاری که جفتشون عاشقشن . من اینو نمیخواستم . این خیلی فراتر از چیزیه که من میخواستم . کارو شروع کردیم .
• مهر 96 اولین درآمدمون رو کسب کردیم
فقط 5 ماه بعدش درآمد زایی ما شروع شد . قبلش هیچی پول نداشتیم . من سرمایم 0 بود . من از فایلهای شکرگزاری که از نت دانلود کرده بودم یاد گرفتم روی یه چک یه عددی رو بنویسم هر روز بهش نگاه کنم . یه برگ چک گیر آوردم روش نوشتم 2 ملیون گذاشتم جلوم . 2 ماه بعدش مادرم 2 ملیون تومن بهم هدیه داد و گفت : اگه میخوای کسب و کاریو شروع کنی این سرمایت باشه . میدونین جالبش کجاست ؟ اونجا که ما میخواستیم یه اپ طراحی کنیم و طراحی که گیر آوردیم هم گفت : 2 ملیون میگیرم برای طراحی اپ ( همینجور که مینویسم داره معجزات الهی تو زندگیم یادم میاد خدایا شکرت)
مهر 96 تا آذر 96 حدود 1400.000 اینا درآمد زایی داشتیم. یعنی بعد از استارت کارمون زمانی که طول کشید از درآمد 0 به میانگین 700 تومن برسیم 6 ماه طول کشید . استاد میگه تو 1 سال درآمدتو سه برابر کن !
درآمدمون هر ماه این عدد نبود . یادمه یه ماه 100 هزار تومن درآمد داشتیم . یه ماهم 1500.000 شد . خیلی بالا پایین میشد. اما ما تمرکزمون رو از روی تغییر باور بر نمیداشتیم . خدایا چی کار داشتی میکردی . ادامه بدین بهتون میگم داشت چه اتفاقی میافتاد ….
• اسفند 96 روانشناسی ثروت رو گرفتم
تو عقل کل شرکت کرده بودم . یه کد تخفیفم برنده شدیم . یکمم پول گذاشتیم روش روانشناسی ثروت رو گذاشتیم . بعد از اون تمرکز ما روی ساختن باورهای ثروت زا خیلی بیشتر شده بود . داشتیم رو باور توحیدی خیلی بیشتر کار میکردیم. درآمدمون همینجوری بالا پایین میشد. سایت زدیم و کارمونو گسترش دادیم . باور میساختیم . فایلهای استادو گوش میکردیم . اما انگار توی یه تله ای گیر کرده بودیم که هر چی میخواستیم ازش در بیایم نمیشد.
تله ای به نام توهم عمل به قوانین . تله دانسته ها . تله ناآگاهانه تمرکز روی ناخواسته ها. اما ما که ول کن نبودیم . گیر داده بودیم که این باورا باید عوض شه . تا این چند هفته اخیر . فهمیدم که من توی این همه مدت مثل وحی منزل نپذیرفته بودم که توجهمه که داره خواسته هامو خلق میکنه . من قانونو حفظ شده بودم اما عمیق درکش نکرده بودم. من فکر میکردم خـــیلی خوب دارم رو باورهام کار میکنم در صورتی که خیلی اوقات نا آگاهانه توجهم روی ناخواسته هام بود. الان فهمیدم مثل ” وحی منزل قانون بپذیر ” یعنی چی . الان فهمیدم باید 100% توجهت روی خواسته هات باشه یعنی چی . اما نکته اینجاست : با همین دستو پا شکسته کار کردن توی این 2 سال چقـــدر نتیجه گرفتم اخه ! یه روز همینجوری که برای شما نوشتم نشستم برای خودم حساب کردم که براتون مینویسمش :
ما از مهر 96 تا الان 7.632.000 تومان پول درآوردیم . یعنی طی 12 ماه گذشته از مدار درآمد 0 تومان به مدار درآمد میانگین 600.000 هزار تومن آومده بودیم . الان انقدر خوشحاالم که نمیدونم چجوری بهتون بگم . چرا ؟ چون الان تازه درک کردم چجوری باید روی خواسته هام تمرکز کنم . چجوری فقــــــــط و فقط روی کنترل ذهنم سرمایه گذاری کنم . الان برام سواله که قراره با این درک عمیق و توجه روی خواسته ها طی چند ماه آینده برم تو مدار درآمد میانگین چقدر؟!!! خودم هدف گذاشتم بریم روی میانگین 2 ملیون .
دوستان عزیز توجه داشته باشید که خیلی کارمندا هستن طی چنده سال به این عدد میرسن . 2 ملیون تومن برای ماها خنده داره . ماها هممون دنبال درآمدای میلیاردی هستیم . دنبال ثروتیم . اما میدونیم همینجوری شروع میشه . برای همینه که انقــــــدر ذوق دارم . انقدر خوشحالم که تا الان تو مدار 600 بودم . واااااااااااای تصورشم مخمو جا به جا میکنه
منم روی ذهنم سرمایه گذاری کردم و چیزهایی که طی 2 سال گذشته کسب کردم اینا بوده :
– ایمانی متفات به خداوند و نگاهی توحیدی
– اطمینـــــــــــــان از آینده و زندگیم و لذت و شادی و حال خوب( اونم وقتی اکثر مردم نالان و نگرانن )
– همسر رویاییم و رابطه بی نظیر
– شخصیت قوی و عشق به خودم
– رشد درآمدی از 0 به 600 هزار تومن و بعدشم که خدا میدونه چقدر بشه تو این چند ماه آینده
– دوستای خوب و سلامتی
– بهشت خدا
خدایا چقدر سپاسگزارتم به خاطر این قوانین . چقدر هیجان زدم به خاطر این قوانین . چقدر احساس خوشبختی و ثروتمند بودن میکنم وقتی این قوانین رو درک کردم و فهمیدم به راحتی و فقط با تمرکز روی خواسته هام اونها رو خلق میکنم.
الان دیگه همه چی به راحتی آب خوردن آسونه. آسون و راحت و سریع
سید کاظم عزیزم درود بر تو و درود بر همسر شایسته ات خانم بهره دار گرامی….
بی شک فاز دوم من در تحول زندگی ام و رفتن در مدار بالا در فرکانسهایم زمانی بود که در پایان دوره جهان بینی توحیدی، فایل تصویری شما و همسرتون رو دیدم و اشک میریختم و کلی حس رهایی و آزادی میکردم…..واقعا خدا رو شکر کردم از دیدن اون فایل …..و خیلی خیلی خوشحالم براتون که این همه نتیجه عالی براتون رخ داده….من هم دقیقا از همان اوایل سال 95 بود که با استاد آشنا شدم و فایلها رو میشنیدم و خیلی کم روی خودم کار میکردم ولی با همان حال در بهمن 95 تونستم بعد از 30 سال که به همراه خانواده ام مستاجر بودیم، خانه ای بخرم که الان قیمت همین خانه دوبرابر شده وکلی برای خریدش دست و پا میشکنند و جالبه که کلی ساختمان 5 یا 6 طبقه لاکچری در کنار و جلوی خانه ی ما که فقط زمین بود در حال ساخته و در مراحل پایانی آن هستند و واقعا اینها همه یعنی جذب ثروت….زمانی که من به این خانه اومدم و دورو برمون زمین خالی بود گفتم هر جا برم ثروتو با خودم میبرم و همینطور هم شد و الان کلی ساختمان داره در اینجا ساخته میشه و دیروز هم شنیدم که گود برداری یه ساختمان دیگه هم بین دو ساختمان در جلوی خانه مان میخواد شروع بشه….و جالبه که دقیقا در سالی که من با استاد اشنا شدم من خانه خریدم و ایده کسب و کار برای خودم بهم داده شد و ارامشی عجیب و اینکه خودم روی زندگی خیلی از اطرافیانم تاثیر گذاشتم و کلی اتفاقهای عالی دیگر که خارج از این مبحث است…..خواستم تشکر کنم بابت اون فایل عالیتون که خیلی حالمو خوب کرد و این کامنت بینظیر و اینکه شما و همسر گرامیت کلی انسانهای با انرژی هستید و امیدوارم که همواره در عشق بیکران، ثروت نامحدود، تندرستی بی انتها از این دنیا و دنیای دیگرتون لذت ببرید و دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنید و ایران رو جای بهتری برای زندگی….جایی که همه ارزوی یه روز بودن در اون رو داشته باشند…..یا حق
دوست عزیزم عشق و مهر و محبت و صداقتی که در نوشتن این کامنت به خرج دادین رو واقعا احساس کردم . روزی که اون کلیپو تدوین میکردم خودم با در حال ساختنش گریم گرفت و ایمان داشتم خیلی از بچه هارو تحت تاثیر قرار میده . خوشحالم و به خودم و استادم و تمام بچه هایی که از این فایل تاثیر گرفتن افتخار میکنم.
چقدر نتیجه شما برای من باور ساز بود که این اتفاق به زودی برای منم میافته . اصلا روند رشد به قدری سریع شده که گیجم کرده . چند هفته ای هست که جور دیگه قانونو درک کردم . انگار که قبلا دستو پا شکسته بوده الان با 100 وجودم ، و همین عمل با تمام وجود به قانون داره اتفاقات و تغییرات بزرگی رو برام به وجود میاره .
در کتاب خانم استر هیکس آبراهام میگه : هر آدم هماهنگ با خودش بر هزاران نفر دیگه تاثیر میزاره . شما با هماهنگی خودت اون منطقه رو آباد کردی . و این اصلا تعریف از شما نیست . این ی واقعیته . یه آدم هماهنگ با خودش که با اصل وجودش ارتباط داره ، هر جا بره آبادی و ثروت و نعمت و برکت رو با خودش میبره.
براتون آرزوی ثروت بی نهایت و خوشبختی ابدی از خدای بزرگمون دارم و باز هم بابات پیام پر مهرتون سپاسگزارم
بینهایت ازت سپاسگزارم کاظم عزیزم…..واقعا خدا رو شکر میکنم که استاد عباسمنش ، دردانه هایی مثل شما و دیگر دوستان ارزشمند در دل صدف مانند خود پرورش داده و تقدیم جامعه کرده است که هر کدام از آنها مثل یه مرواریدی، سفید، ناب و ارزشمند هستند و هر انسانی رو جذب میکنند و حس زیبای الهی رو به اون انسان تزریق میکنند.خوشحالم که در این خانواده صمیمی دور هم هستیم و من توی کلیپتون واقعا از خنده های خالص و پرانرژی و الهی شما زوج دوست داشتنی به وجد میومدم و لذت میبردم و خدا رو شکر میکردم و میکنم…..امیدوارم همیشه در لحظه لحظه لحظات زندگیتون سرشار از عشق ، لذت لذت لذت ، ثروت ثروت ثروت و شادی و تندرستی باشید و ایران رو جای زیبایی برای زندگی کنید…..امیدوارم در دوره جدید استاد بیش از پیش خودم رو نشون بدم به خودم و سپس به اطرافیانم تا اونها هم بدنبال رد پای موفقیت این خانواده بگردن و پیداش کنند و عمل کنند و دنیاشون رو زیبا کنند…..باز هم ازتون سپاسگزارم….خدایا شکرت…در پناه حق ارام باشید.
با سلام خدمت استاد گرامی و همه دوستان . جالبه هم تو دوره جهان بینی و هم تو قسمت سئولات یکسری صحبت ها گفته میشه که جنس اونها با بقیه دوره ها فرق داره چون هم مدار بچه ها بالاتر رفته هم استاد به یک شناخت و عرفان والایی رسیده اند که همان خود شناسی هستش . خیلی به آدم احساس آرامش میده و یک حسی که خیلی خیلی خوبه . من که در طول این دوره ها فایل ها رو با جون و دل گوش میدم اصلا انگار تو این جهان نیستم چند بار اتفاق افتاده که موقع گوش دادن متوجه اطرافم نبودم انگار تو حالت خلسه رفته بودم
خدایا شکرت بابت این همه احساس خوب ، این همه آرامش قلبی ، این همه نعمت های عالی و….
همین چند روز قبل بود در حال تماشای یکی از ویدئوهای مربوط به مصاحبه شما، بلافاصله این سوال به ذهنم اومد که: “آقای عباس منش الان از سرمایه گذاری حرف زدند. قانونی هست که میگه اگر کارهای یک شخص رو دقیقا تکرار کنم،منم به همون نتایج می رسم. با توجه به این قانون و اگه بفهمم که ایشون توی چه کاری و کجا ها سرمایه گذاری کردند؟ به راحتی می تونم به همون نتایج برسم!”
در حقیقت این سوال که شما توی چه حوزه هایی سرمایه گذاری کردید از چند روز پیش مدام توی سرم بودم تا اینکه امروز به لطف خدا، جواب این سوالم رو توی این ویدئو و از زبان خودتون شنیدم. و دقیقا همون موقع بود که به خودم گفتم: آقای عباس منش این فایل رو اختصاصی برای من ضبط کردند. :)
از شما ممنونم و از خدا براتون درخواست خوشبختی، سلامتی، سعادت و ثروت روز افزون دارم.
بنظرم روزی هزاران بار باید به خودمون یاد آوری کنیم که خودمون خالق زندگیمون هستیم
یادمون بمونه این فکر و این کانون توجه چقدر قدرت داره
اینکه تخریب کنه زندگیمونو یا بسازه همش به خودمون بستگی داره
و ورودی هایی که بی نهایت نقش دارن توی مسیر زندگی
منخودم بارها دیدم وقتی غافل شدم از کنترل ورودی ها و کنترل کلامم زندگیم به سرعت به یه مسیر دیگه ای رفته
استاد این سری از بس فایل گوشدادم ونوشتم
مثلا بعد از یک صحبت شما استپ میکنم شروع میکنم نوشتن و برای خودم نوت برداری کردن و چیزی بهش اضافه میکنم بعد که پلی میکنم و ادامه میدم همون چیزایی که برای خودم نوشته بودم رو بیان میکنید
انقد ذوق میکنم
احساس میکنم به لطف خدا قوانین رو درست دارم متوجه میشم
وقتی داشتین جواب این سوالو میدادین اگر همه چیز رو یه باره از دست بدین چی میشه
و بعد گفتین هرگز این اتفاق نمیافته
سریع استپ کردم ونوشتم که خدایا بخاطر قانون تکاملت ازت ممنونم
اگر ما با تکامل و هرروز یه قدم برداشتن رشد نمیکردیم و یه شبه رشد میکردیم دقیقا هم یه شبه از بالا پرت میشدیم پایین و هربار پایین افتادن یه عالمه از باورایی که ساختیم را تخریب میکرد
وتا پلی کردم شما هم دقیقا همینو گفتید ومن ذوق کردم استاد قشنگم ازتون ممنونم
قبلا یخورده به قانونتکامل شاکی می شدم چون عجله داشتم
الان واقعا سپاسگذار وجود همچین قانونی هستم و اصلا برام بدیهی شده
گاها دچار عجله هم میشم
اما واقعا قبولش دارم که بی نهایت قانون درست و زیباییه
تکامل باعث میشه بتونیم لذت بیشتری ببریم و از صمیم قلب تجربه هایی رو داشته باشیم که باعث رضایتمون بشه
بقول شما اگر من هنوز اماده نباشم برای یک ماشین اخرین سیستم وبهم داده بشه من به جای اینکه از اون ماشین لذت ببرم دارم درد میکشم که ازش مراقبت کنم و یا هرچیزی
تکامل باعث میشه بتونیم لذت بیشتری ببریم و از صمیم قلب تجربه هایی رو داشته باشیم که باعث رضایتمون بشه
(بقول شما اگر من هنوز اماده نباشم برای یک ماشین اخرین سیستم وبهم داده بشه من به جای اینکه از اون ماشین لذت ببرم دارم درد میکشم که ازش مراقبت کنم و یا هرچیزی)
ان شاالله در پناه لطف پروردگار استاد گلم، خانم شایسته عزیزم و همه دوستانم همواره در حال رشد شخصی و برداشتن گامهای تکاملی به سمت نور بیشتر و نعمتهای فراوانتر باشند.
اول از همه از استاد عزیزم تشکر می کنم که طی این سالهای زیادی که از تدریس و تحقیقاتشون گذشته، هر گونه سوالی در مورد قوانین رو پاسخ دادند که ممکنه هرکسی در زمان متفاوتی به اون سوال برسه و فقط کافیه سری به سایت بزنه تا جوابش رو پیدا کنه.
تشکر بعدیم از خانم شایسته گرامی هست که خیلی خیلی دقیق و ریزبینانه توالی و ترتیب فایلها رو به درستی انتخاب می کنن بطوریکه حتی اگر صفر مطلق هم باشیم مثل یک بچه کلاس اولی توی این دوره ها درس هامون رو برطبق اصول و با رعایت تکامل یاد می گیریم.
اسم تکامل که میاد استاپ میشم و مجبور به بازبینی تمام فرایند فکری و عملیم میشم.
استاد در دوره 12 قدم گفتند چطور میشه که یک حرف رو باور کنیم؟
+اگر از شخص بسیار عاقل و قابل اعتماد و راستگویی بشنویم.
+اگر افراد زیادی اون حرف رو تکرار کنند.
+اگر خودمون به درست بودنش پی ببریم.
حالا با این منطق من میتونم به خودم اطمینان بدم مسیری که استاد معرفی کردند درسته حتی اگر من هنوز نتیجه مشخصی نگرفته باشم.
یعنی من حرف یک فرد راستگو و دانا و باتجربه رو پذیرفتم.
منطق دوم اینه که نتایج افراد موفقی رو بخونم یا دانشجویان موفق استاد رو پیگیری کنم که قبل از من این مسیر رو طی کردند. پس میتونم یک درجه بیشتر اعتماد کنم که دارم درست میرم جلو.
سوم هم نتایج قبلی خودم از زمانهاییه که یک هدف مشخص داشتم و با استفاده از آموزشهای استاد در مورد قوانین جهان هستی بهش رسیدم.
نه تنها رسیدم بلکه بیش از اونچه فکر می کردم به من داده شد، همراه با لذت و آرامش و از راه آسون یا از راه هایی که فکرش رو نمی کردم.
اینها همه منطق های قوی هستند که بصورت بهمن وار به من بیشتر و بیشتر خاطراتی رو یادآوری می کنن که خواستم و شد.
هرچه بیشتر به این روش اعتماد می کنم نتایح بیشتر می گیرم و خود این نتایج علاوه بر ایجاد حس ارزشمندی بیشتر و اعتماد بنفس بالاتر، بیشتر منو راغب به غرق شدن در این آگاهیها میکنه.
همین پروسه است که به من توان و جرأت «نه گفتن» به اضافات و غیرضروریات زندگیم میکنه.
امروز به خودم اومدم و دیدم همزمان که همسرم داره دستگاه تصفیه آب رو زیر ظرفشویی نصب میکنه (و به کمک من نیاز نداره) بجای اینکه مثل قبل الکی وایسم کنارش دارم فایل امروزم رو گوش میدم و کارهای خودم رو انجام میدم.
و زمانیکه نصاب درب های سرویس ها و اتاق خوابها اونده اندازه بزنه تا بعدا درب ها بیاره، بجای اینکه الکی بشینم روی مبل، گوشیم دستمه و دارم بخشی از همین کامنتی رو که الان در حال نوشتنش هستم می نویسم.
دیدم که کمالگراییم بسیار کمتر شده و نیازی نیست دنبال یک وقت خالی مناسب بگردم تا بنویسم. بلکه اوقات مرده رو دونه دونه دارم زنده می کنم.
الان یادم اومد که قبلا که برای کنکور درس می خوندم روزی 12 ساعت هم شده بود که بخونم. حداقل 8 ساعت مفید درس می خوندم. از تمام وقتهای مفید و غیرمفید روز بهره میبردم.
الان هم با صحبتهای کاملا درست خانم شایسته تلنگری بهم وارد شد و یادم آورد که میشه وقتها رو زنده کرد و به اصطلاح وقت دزدید.
بعد یواش یواش متوجه شدم که اصلا این نیست که مجبور باشم وقت بدزدم، وقت به اندازه کافی هست و من ندانسته درحال تلف کردنش بودم و حالا دارم تمرین می کنم ازشون بهره ببرم و مدیریتشون کنم. مثل دیروز و امروز.
دوباره بعد از 70 روز فاصله از برنامه ریزی هام یک صفحه کاغذ رو جدولبندی کردم و چسبوندم به یخچال.
نظم و ترتیب ذهنی اون چیزیه که برای در مسیر باقی موندن و انگیزه داشتن بهش نیاز داشتم و بهم گفته شد و خوشحالم که انجامش دادم.
جالبه که چون ذهنم به دنبال یک هدفه و بخاطرش انرژی داره خوابم هم مدیریت شده. با اینکه دیشب هم مثل شبهای دیگه خیلی دیر خوابیدم؛ حدود ساعت 4 صبح، اما الان که بچه ام خوابه و منم میتونم بخوابم ولی بجای خوابیدن ذهنم رفت سمت تمرین نوشتن.
این همونه که استاد میگن اگر هدفی داشته باشی شرایط براش مهیا میشه خودبخود.
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
مدتهاست از استاد یاد گرفتم الان خودم رو با الان دیگران مقایسه نکنم و نگم که چرا نتایج من شبیه فلانی ها و بهمانی ها نیست.
چون الان من شاید گذشته ی 10 سال پیش فرد مدنظرم باشه.
همونطور که برعکسش هم صادقه. ممکنه الانِ من دو یا 10 سال آینده ی فرد دیگه ای باشه.
یه مثال یادم میاد، من توی دبیرستان و دانشگاه چون خیلی به زبان انگلیسی علاقه داشتم خیلی خوب یاد گرفتم و تقریبا هرچی خونده بودم در خاطرم مونده بود. به همین خاطر وقتی بعدها دوره فشرده آیلتس رفتم تعیین سطح که شدم چند ترم جلو افتادم و میاز نبود از صفر شروع کنم. یعنی من آینده ی بعضی از زبان آموزان دیگه بودم چون یک تکاملی رو طی کرده بودم.
ام برعکسش در مقابل یک دبیر فیزیک همسن خودم که تجربه تدریس بسیار بیشتری از من داشت، من در جایگاه پایینتری قرار داشتم و تدریس و تدوین جزوه درسی برام مشکلتر بود.
خوب این دلیل بر کم سوادی یا نادانی من نیست بلکه فقط من نیاز به طی زمان و صرف انرژی بیشتری داشتم به رتبه اون همکارم برسم.
پس نباید بگم چرا اون همکارم حقوق بالاتری دریافت میکرد.
البته در کنار اون حتما ترمزهایی هست که پاهای منو به خودش بسته و اجازه پرتاب نمیده.
راهی ندارم جز اینکه حالم خوب باشه و همه چیز الان خودم رو دوست داشته باشم، همچنان به خودشناسیم ادامه بدم و سعی کنم با استفاده از آموزشهای استاد اصل رو از فرع تشخیص بدم. ورودیهامو کنترل کنم و دم به تله ی ناامیدی ها و محدودیت هام ندم.
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
امیدوارم بتونم این سیر تکاملی رو تا آخر ادامه بدم و ازش نتایج راضی کننده بگیرم.
برای همه دوستانم هم آرزوی موفقیت و درخشش در مسیر خودشناسی دارم.
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا بر علم و حکمتم بیفزا
من هیچی نمی دونم
هیچی بلد نیستم
قلبم رو منور به نورت کن
مسیر رو برام روشن تر کن
انک انت الفضل العظیم
انک انت خیر الرازقین
سلام به همه
قانون پایداری نتایج
++درک بهتر قانون⬅️ تبدیل نگرانی ها به جسارت برای سازندگی
++ طبق قانون هیچی یه شبه اتفاق نمی افته چه صعود و چه سقوط
++موفقیت پایدار⬅️ پایه اش، آجر به آجر با درک قانون و رشد شخصیت درونی شکل گرفته ⬅️ خروجیش یه شخصیت قوی که نه تنها از طوفان ها نمی لرزه و راهکار مقابله اش رو می دونه… بلکه می دونه چطور از اون به نفع خودش بهره برداری کنه
++ مهارت عمل به قانون⬅️ مثل همه مهارت ها تکاملی که با استمرار در یاداوری قانون، درکش و تعهد به اجرای همون مقدار درک در روند روزانه زندگی، حاصل میشه… مثل مهارت رانندگی
++نشانه ی تغییر باورها به صورت بنیادین ⬅️ نتایج پایدار
++ شاخص اصلی درباره اینکه فرد می تواند باورهای خود را به صورت بنیادین تغییر دهد این است که⬅️
1. استمرار در مسیری که فهمیده درسته
2. ادامه دادن شیوه فکری و رفتاری قدرتمندکننده ای که داره یاد می گیره حتی اگه اولش براش جذاب نباشه
3. یادآوری قانون به ذهنش مخصوصا زمانیکه ذهن می خواد به عادت های قبلی برگرده
4. نه گفتن به فرعیات خوش رنگ و لعاب و بله گفتن به اصولی از قانون که براش جذابیتی نداره
++استمرار در مسیر درست یعنی⬅️ تلاش آگاهانه برای ترک عادتهای محدود کننده و ایجاد عادت های قدرتمند کننده.
++تلاش آگاهانه یعنی⬅️ منطق هایی بسازیم برای رنج آور بودن عادت های محدود کننده و لذت بخش کردن ترک اون عادت + یادآوری مکرر این منطق ها تا تبدیل بشه به شیوه ی فکری ذهن… یعنی ذهن ما به صورت ناخودآگاه به شیوه آن رفتارها و عادت های قدرتمند کننده فکر کنه و به مسائل نگاه کنه ⬅️ این همون تعهد …
تعهد یعنی ⬅️ تبدیل باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری
=================================
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
1. سعی می کنم نشانه ها رو ببینم و تایید کنم
… مثلاً امروز رفته بودیم پارک
پسرم که 5 سالشه دنبال پیدا کردن حلزون بود تا با ایده ای که داشت، بتونه شمع های تزئینی درست کنه و بفروشه… کلا خیلی دنبال اینه که مولد باشه و خلق ثروت کنه… یکبار هم کلی کاردستی درست کرد تا بفروشه….
خلاصه هر 4 نفرمون دنبال حلزون بودیم…
یادم افتاد که باید لذت ببرم
یادم افتاد که در مسیر درست همه چی باید آسان انجام بشه
بعد از خدا درخواست هدایت کردم
این کلمه زیاد تو قلبم تکرار شد:
انک انت خیر الرازقین
با اینکه پسرم و همسرم خیلی گشته بودن ولی حتی یه دونه پیدا نکرده بودن، قلبم گفت برو به سمت فلان جا
رفتم
وقتی دقیق تر نگاه کردم دیدم خدای من
اونجا مرکز حلزون
کلی حلزون اونجا بود
خلاصه صداشون کردم
امیر علی با کلی ذوق جمع کرد
فراوانی و خیر الرازقین بودن رو با مثال درک کردم
یا دیشب یه بنده خدایی حرفی بهم زد که اگه سارای قبل بودم کلی می ترسیدم و دنبال راهکار بودم برای اون حرفی که هنوز اتفاق نیفتاده
اما دیشب رشد خودمو دیدم
اصلاً دلهره نگرفتم
و قلبم سریع گفت: نگران نباش ما مراقبت هستیم
هیچ کس هیچ قدرتی تو زندگیت نداره
تو حاصل فرکانس های خودتو می گیری
یعنی همهی اینا بدون تقلا و ناخودآگاه اومد بالا
خدایا شکرت این یعنی رشد
سارا بانو تحسینت می کنم عزیز دلم
2. سعی می کنم موفقیت های قبلم رو مرور کنم که همانطور که آنجا شد، باز هم می شود
همانطور که همه می گفتن تو استخدام آ. پ قبول نمیشم… همش پارتی بازی… و کلی باورهای محدود کننده، ولی من با توکل بر خدا شروع کردم و استخدام شدم
همانطور که مقطع ارشد دانشگاه تهران قبول شدم
همانطور که به سادگی به اندام متناسب رسیدم
همانطور که آسان شدم برای آسانی ها و الان در مرکز با ازادی زمانی دارم کار می کنم
همانطور که عمل لیزیک چشم هام رو خیلی راحت سال 93 انجام دادم
همانطور که….
سارا بانو ممنون که داری روی خودت کار می کنی… مررررسی که داری ادامه میدی… جا نمیزنی… انتظار نداری یه شبه تغییر کنی… بهت افتخار می کنم… بهترین ها در انتظار توعه چون لایق بهترین ها هستی
قدم های تکاملی برای بهبود شخصیت
چهاردهم دی ساعت 19:51 … پیش به سوی دنیایی زیبا و روابطی رویایی … خدایا من بهت اعتماد دارم… کمکم کن… تو بهترین بخشنده ای … تو وهابی… به اندازه وهاب بودنت به فرکانس های خوبم خیر و برکت بده و به اندازه غفور و ستارالعیوب بودنت، فرکانس های منفی منو پاک کن… کمکم من… نشانه ها رو بفرست… قلبم رو منور کن به نورت و قدم های منو استوار کن…
آمین
با ارزش ترین سرمایه گزاری
به نام خدا
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه ی دوستان خوبم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
نکات این فایل و تجارب من :
1.ی عده از افراد که تعدادشون کمه همیشه شرایط خوبی دارن فارغ از نوع حکومت و اوضاع سیاسی اقتصادی کشورشون
2. من باید بتونم ذهنم رو کنترل کنم اگر میخوام زندگیم رو کنترل کنم
3. افکار منه که داره زندگی من رو بوجود میاره
4. کنترل افکار و ذهن نیاز به تمرین و ممارست داره
5.اگر افکارم رو درست کنم تمام جنبه های زندگیم رو میتونم باهاشون درست کنم
6. مهمترین سرمایه گزاری من باید روی درست کردن باورها و افکارم باشه
7.سرمایه گزاری یعنی متمرکز شدن و ادامه دادن اونقدر که راحت بشه کار کنترل ذهن
8.وقتی روی باورهام سرمایه گزاری میکنم خیالم از بابت اتفاقاتی که می تونم خلق کنم راحت میشه و بنابراین پیشرفتم نامحدود میشه
9. باید صددرصد به این باور برسم که خودم هستم که با باورهام دارم زندگیم رو خلق میکنم
10. اگر در مسیر توحید قرار بگیرم همه چیز رو بدست میارم
11.باید از مسائل زندگیم کمک بگیرم برای پیشرفت
12. خداوند در هر لحظه داره م رو هدایت میکنه
13.خداوند به همه ی ما این قدرت رو داده که زندگیمون رو خلق کنیم
14. خداوند همه چیز رو در اختیار ما قرار داده تا پیشرفت کنیم
15. قرار بوده که من بیام توی این دنیا و لذت ببرم
16.باید آنچه را که می دانم تبدیل کنم به عمل
17. من باید یاد بگیرم که خلق کنم اتفاقات زندگیم رو نه اینکه واکنش بدم به اونها
و اما تجارب من :
خوب اوایل که اومده بودم توی این مسیر برام سخت بود درک این آگاهی ها که مگه میشه آدم بدون توجه به عوامل بیرونی سرگرم زندگی خودش باشه و از زندگی خودش لذت ببره و براش مهم نباشه که اون بیرون چه خبره و داره چه اتفاقاتی می افته
اما الان بعد از 5 سال دقیقا به این باور رسیدم که مهم نیست توی دنیای بیرون من چه اتفاقاتی داره می افته مهم اینکه که در درون من داره چه اتفاقاتی می افته
الان به حدی بی حبر شدم از دنیای بیرون که اصلا نمیدونم توی کشور چه اتفاقاتی داره می افته جوری که حتی چند رز پیش هم که باز هم طبق معمول ی اتفاق بدی توی کشورمون افتاد من اصلا از این جریان خبر نداشتم و وقتی هم شنیدم اصلا برام مهم نبود چون میدونم طبق قانون اون اتفاق برای افرادی افتاده که توی مدارش بودن و خطایی رخ نداده
الان به اندازه ای که دارم از قوانین استفاده می کنم به همون اندازه دارم از زندگیم لذت میبرم فارغ از اتفاقات بیرونی و بقول استاد هر چی اون بیرون اتفاق می افته در نهایت به نفع من تموم میشه در حد مداری که توش هستم
الان مدتهاست که دیگه شرایط حساس کنونی برای من معنی نداره و اصلا نمیشنوم این عبارت رو و دارم سعی میکنم خلق کنم اون شرایطی رو که میخوام فارغ از اینکه اون بیرون این عبارت داره تکرار میشه یا نه البته که نجواها بعضی وقتها هستن اما اونقدر ضعیف شدن که دیگه کنترل کردنشون خیلی راحت شده
الان دیگه میدونم اگر اتفاقات خوبه خودم هستم و اگر ی کم بد میشه باز هم خودم هستم و به درون خودم رجوع میکنم تا ایرادهام رو بفهمم .
دیگه دنیای بیرون برام رنگ و لعابی نداره و دارم سعی میکنم دنیای خودم رو رنگی رنگی کنم جوری که از نگاه کردن بهش لذت ببرم درست نمثل بچه ای که دراز کشیده و داره نقاشی می کشه و از نقاشی کردن خودش لذت میبره فارغ از اینکه دیگران نقاشیش رو زیبا میبینن یا نه
سپاسگزارم استاد عزیزم
به نام خداوند مقتدر ودانا
خداوند رو سپاسگزارم برای بودنم در این مسیر وشنیدن این آگاهیی ها که آرامش خاطری از عمل بهشون بهم میده که نتایجم رو تغیر میده
چندتا زنگ رو این فایل استاد توی ذهنم به صدا در آورد
اولینش- استمرار بود استمرار به عمل کردن راهی که داره جواب میده با وجود اینکه هنوز نتایج بزرگی که توی ذهنم بزرگه نیومده ولی نتایج کوچیک رو دارم میبینم مثلا روبط با کل هستی بهتر شده با آدمای بهتری دارم کار میکنم راه حلهای بهتری دارم توی کارم دریافت می کنم راحت تر دارم پول میسازم اتفاقات جوری رقم می خورن که کارام سریع انجام میشه وهزارتا نتایج دیگه که من کوچیک میبینمشون ولی دارن اتفاق می فتن ومن باید طبق قانون ببینمشون وتاایدشون بکنم تا این روند تکاملی بهتر وبهتر پیش بره ونتایج بزرگ تر هم وارد زندگیم بشه
این استمرار داشتن در دیدن نتایج کوچیک رو بااید واقعا بیشتر وبیشتر روش کار بکنم چون به مرور در خودم دیدم که وقتی چند وقت روش کار نمیکنم احساسم شروع میشه به بد شدن وحالم زیاد کوک نیست وبر عکسشم دیدم که وقتی هر روز سپاسگزاری میکنم در مورد تک به تک محبت ها ونعمت هایی که وارد رندگیم شده بعد چند وقت میبینم هم حالم بهتره هم اون خواسته های یه کم بزرگترمم داره محقق میشه یا میبینم دارمشون بدون هیچ دستو پا زدنی
ولی ذهن کار خودشو میکنه یه جوری بی اهمیت وبی ارزش میکنه نعمت هاتو یا پیشرفت هاتو که احساستو بد بکنه- که احس بدم طبق قانون اتفاقات بدو در پی داره ولی کاار من اینجا همینه که نزارم ذهن روند گذشته خودشو بره وشیطان ذهنمو خلع صلاح بکنم با نترسیدن از آینده وغصه نخوردن از گذشته وبیاد بیارم نعمت هایی رو که خداوند بهم داده تا به احساس بهتری برسم وطبق قانون احساس بهتر= اتفاقات بهتر وخودم خلق بکنم اتفاقات بهتر رو توی زندگیم
پس استمرار واستمرار وبیاد آوری نعمت هام اون چیزیه که همیشه ودر هر حالای باید بتونم حفظش بکنم
دومین زنگی که شنیدم- این بود که سرم به کار خودم باشه نگاه بقیه نکنم که به چه نتایجی رسیدن ومن هنوز نرسیدم.به قول استاد طرف داشته 50 تا ضربه به میخ میزده قبل از اینکه من ببینمش ولی توی اونضربه منجاهو یکومیی من میبیمش ومیبینم که به خوستش رسید وشروع میکنم به مقایسه خودم با اون شخص وتخریب خودم که ببین اون با یه ضربه به خواستش رسیده ولی تو 30 تا ضربه زدی ولی دریغ از یه ذره نتیجه واینجا اون استمراره رو که مهمه رو از خودم میگیرم ونا امید میشم و وارد احساس بد میشم وباز طبق قانون اتفاقات اون جور که می خوام پیش نمیره
پس سرم توی زندگی خودم باشه وبه اون چیزی که رسیدم عمل بکنم چیکار به بقیه دارم وقتی مسیر من مشخصه وسمت من مشخصه که باید چیکار بکنم تا نتیجه بگیرم.چون راه من مال منه زندگی من مختص منه پس روی خودم کار بکنم
نکته سوم- این بود که وقتی راه موفقیت رو یادش میگیری وتجربش میکنی می تونی خیلی راحت تر وسریع تر حتی از نظر زمانی توی قسمت های دیگه ای هم به موفقیت برسی چون چندیدن بار توی کارای دیگه موفقیت رو بدست آوردی وراهشو بلدی
ومهم نیست که قبلا حالا عقبه یا پیشینه ای داشته باشی توی حوضه ای که می خوای به موفقیت برسی
مثلا بگی من که قبل این کارو انجام ندادم .توی مثال استاد که ترامپ بگه من قبلا توی سیاست نبودم وبلدش نیستم وموفق ننیشم نه اون قبلا توی حوضه های دیگه به موفقیت های خیلی خوبی رسیده وراه موفقیتو بلده والعان موفق شده توی سیاست
پس اینو به من میگه که وقتی می دونی برای موفقیت تمرکز واستمرار 100٪ نیازه وتوی هر کاری اینجوری با عشق وتمرکز پیش بری موفق میشی
پس دیگه کار تموم شدست فقط با تمرکز پیش برو ونگران نباش
زنگ چهارم- اینکه استاد گفتن اگر بر میگشتم به چندین سال پیش بیشتر لذت میبردم وخیالم یه جورایی خیلی راحت تر بود که خداوند بهم می دهد اون چیزایی رو که می خوام با اطمینان بیشتر باورشون میکردم که نیرسم بهشون و وقتی آدم خیالش راحت تر باشه یعنی آرامش بیشتری داره یعنی بیشتر توکل کرده یعنی بیشتر سپرده به خداوند وحالش بهتره در کل وباز طبق قانون بدون تغیر خداوند احساس بهتر = با اتفاقت بهتر
ومی خوام از العان به بعد بیشتر باور بکنم که خداوند می دهد
خداوند هرانچه که می خواهم و حتی بیشتراز اونو هم بهم می دهد وآزاد تر باشم از بند ترسهایی که میخوان خواسته هامو ازم بگیرن ورها تر باشم ولذت بیشتری ببرم از زندگیم از مسیر پیشرفتم ورشدم وبدونم وعده خداوند حقه وکیست راست گو تر از خداوند
خدایا شکرت که باتو هستم واین آگاهیی هارو به جانم میدی تا مسیرم سریع تر لذت بخش تر وآسان تر طی بشه شکرت خدای من
و واقعا بودن تک تکمون توی این سایت داره اینو نشون میده که چقدر مسیر برای هممون آسان تر وسریع تر داره پیش میره چقدر لذت بخش تر داریم قوانین رو یاد میگیریم تا بتونیم خواسته هامو نو محقق بکنیم از این دیگه نشانه وهدایت بهتر
پس استمرار واستمرار رو همیشه یاد آور بشم به خودم
که مسیر همینه
خدایا شکرت استاد عزیزم سپاسگزارتونم
خانم شایسته عزیز بانوی مهربان که این حجرت رو خلق کردی از شما بی اندازه سپاسگزارم
حجرت دوم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَٰنِ ٱلرَّجِیمِ إِنَّهُۥ لَیْسَ لَهُۥ سُلْطَٰنٌ عَلَى ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ إِنَّمَا سُلْطَٰنُهُۥ عَلَى ٱلَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُۥ وَٱلَّذِینَ هُم بِهِۦ مُشْرِکُونَ
ترجمه: « پس چون قرآن مىخوانى از شیطان مطرود به خدا پناه بر، چرا که او را بر کسانى که ایمان آوردهاند، و بر پروردگارشان توکل مىکنند، تسلّطى نیست. تسلّط او فقط بر کسانى است که وى را به سرپرستى برمىگیرند، و بر کسانى که آنها به او شرک مىورزند.»
واقعا انسان وقتی دنبال هدایت باشه خداوند هدایتش میکنه. امروز هنگام نماز ظهر به دلم اومد که: پسر قضیه داستان اصحاب کهف و پیامبرو مشرکین مکه خیلی به قضیه رهایی شبیهه بریم بررسیش کنیم. خلاصه رفتم نوشتمش و وسطاش دیدم چشام سنگین شده و گفتم برم بخوابم بعدا تکمیلش میکنم میذارم توقسمت نظرات.
وقتی بیدارشدم و اومدم طرف لپتاپم دیدم که هر چی نوشته بودم پریده و باز باید از اول بنویسم . خداروشکر اصلا نه ناراحت شدم و نه گله وشکایتی کردم . گفتم اشکال نداره از اول مینویسمش.
اومدم شروع کردم اعوذبالله من …. . یاد آیه ی – فاذا قرات القرآن فاستعذبالله – افتادم سرچ کردم تو اینترنت دیدم آره تو سوره نحل اومده و به پیامبر میگه شیطان به کسایی که به خدا ایمان آوردند و و به رب خودشون توکل میکنن هیچ تسلطی نداره و برعکس بر کسایی که اونو به دوستی وسرپرستی میگیرن و کساییکه شرک میکنن مسلطه.
یکم فکر کردم چه ربطی داشت آخه ؟
چرا یهو یاد این قضیه افتادم؟ خدا از من چی میخواد؟ چی میخواد بهم بگه؟
یادم اومد تو یکی از فایل ها از استاد درباره ثابت قدمی و تسلیم نشدن پرسیدن گفتم برم ببینم کدوم فایل بود که وقتی نگاه کردم دقیقا همین فایلی بود که میخواستم قانون رهایی رو توش توضیح بدم و خداوند منو به سمت نظر بهتر و کامل تری هدایت کرد تا تو سایت منتشرش کنم.
بله دوستان عزیز! شیطان( ترس، دلهره، رنج و هرچیزدیگه) بر کسانی که به خدا ایمان آوردن و همیشه بهش توکل میکنن تسلطی نداره. اینجوریه که میشه در راه خدا ثابت قدم بود با توکل به خدا وسپردن خودمون تو دستای فرمانروای تمام جهان هستی و تشکر از اون همیشه ثابت بود. ووقتی هم که یادمون میره باز هم میتونیم برگردیم و بهش رجوع کنیم.
حالا قسمت دومش یعنی قانون رهایی رو بررسی بکنیم.
میگن که مشرکین مکه همیشه با پیامبر سرِ اختلاف داشتن و همیشه ته ته دلشون میخواستن هرجور که شده پیامبر رو شکست بدن و همیشه همیشه داشتن باهاش میجنگیدن حتی یه بار هم ازش اعراض نکردن و نادیده نگرفتنش.{ که داخل پرانتز میگم این بزرگترین کمکی بود که به پیامبر و دین اسلام کردن. طبق قانون به هرچیزی توجه کنی از جنس اون توجه تو زندگیت به وجود میاد واون قوی تر وقوی تر میشه و میبینیم که هر چه مشرکین مکه بیشتر مقابله میکردن اسلام قوی تر میشد. سخت گرفتن به مسلمین اونام به حبشه هجرت کردن ، رفتن اونجا که بیرونشون کنن بدتر شد و نجاشی عاشق مسلونا شد و بهشون پناه داد. تو مکه میگفتن پیامبر دیوانه اس بهش نزدیک نشید هر فرد تازه واردی ، هر جوانی که بود خلاصه به همه میگفتن نزدیکش نشیدو اسلام بیشتر و بیشتر پیشرفت میکرد.}
خلاصه اینا همیشه دنبال این بودن که بگن پیامبر دروغگوه و از طرف خدا نیست که این حرفا رو میزنه و از خودش درمیاره یا یکی داره بهش نشون میده این حرفا رو.
القصه! میرفتن پیش علمای یهود و میگفتن یه چیز بگو حالشو بگیریم اونا هم از قضایای پیامبرای پیشین بهشون می گفتن و اونا پیامبر رو سوال پیچ میکردن. یکی از اون قضایا احوال اصحاب کهف بود. اومدن از پیامبر پرسیدن این قضیه اصحاب کهف چیه اگه تو راست میگی که پیامبری؟ بگو بینیم؟
پیامبر هم به این امید که شاید بعد ازاین ایمان بیارن جواب داد که فردا بیاید جوابتونو بدم.
خلاصه اون روز گذشت وشب شدو صبح شد خبری نشد پیامبر هم منتظر که من باید جواب اینا رو بدم بهشون قول دادم ولی خبری نشد. گذشت و گدشت تا ده روز هیچ وحیی نیومد. روز دهم جبرئیل اومد شروع کرد به منتقل کردن آیات به پیامبر تا رسید به یه جایی و خوند: « وَلَا تَقُولَنَّ لِشَا۟ىْءٍ إِنِّى فَاعِلٌۭ ذَٰلِکَ غَدًا * إِلَّآ أَن یَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ وَٱذْکُر رَّبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَقُلْ عَسَىٰٓ أَن یَهْدِیَنِ رَبِّى لِأَقْرَبَ مِنْ هَٰذَا رَشَدًۭا» ترجمه: « و زنهار در مورد چیزى مگوى که من آن را فردا انجام خواهم داد. مگر آنکه خدا بخواهد، و چون فراموش کردى پروردگارت را یاد کن و بگو: «امید که پروردگارم مرا به راهى که نزدیکتر از این به صواب است، هدایت کند»
خداوند میگه:
چرا برای خدا تعیین تکلیف میکنی و محدودش میکنی؟
چرا وقتی نمیدونی میگی امشب وحی میاد و من جوابتونو میدم؟
چرا فقط خواسته تو نمیگی و بقیه اش رو به خدا نمیسپری؟ چرا برای خدا مهلت تعیین میکنی که اگه نداد لذت زندگیتو از دست بدی؟ که از نگرانی و شرمندگی جلوی مشرکین و کفار نتونی سرتو بلند کنی؟
از این به بعد به خدا توکل کن و بگو اگر خدا بخواهد من جواب شما را خواهم داد.ولی تعیین مهلت نکن. = این قانون رهاییه .
خواسته ت و بیان کن به خدا بسپار و رها باش. و اگر شیطان از یادت برد؟ رب خود را یاد کن و بگو: امید که رب من به راهی نزدیک تر ازاین به صواب ، هدایتم کند.
فَلَعَلَّکَ بَٰخِعٌۭ نَّفْسَکَ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا۟ بِهَٰذَا ٱلْحَدِیثِ أَسَفًا
«شاید، اگر به این سخن ایمان نیاورند، تو جان خود را از اندوه، در پیگیرى شان تباه کنى.»
انقد دنبال بقیه نباش ونخواه که همه رو هدایت کنی. تو فقط امدی که به کسانی که میترسن تذکری بدی و به بهشت بشارت بدی و از دوزخ بترسانی. نه کار دیگه ای.
و بعد میاد میگه : «وَٱصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ ٱلَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِٱلْغَدَوٰهِ وَٱلْعَشِىِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُۥ ۖ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَهَ ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُۥ عَن ذِکْرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَکَانَ أَمْرُهُۥ فُرُطًۭا وَقُلِ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ ۖ فَمَن شَآءَ فَلْیُؤْمِن وَمَن شَآءَ فَلْیَکْفُرْ ۚ إِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلظَّٰلِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن یَسْتَغِیثُوا۟ یُغَاثُوا۟ بِمَآءٍۢ کَٱلْمُهْلِ یَشْوِى ٱلْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتْ مُرْتَفَقًا» ترجمه: «و با کسانى که پروردگارشان را صبح و شام مىخوانند خشنودى او را مىخواهند، شکیبایى پیشه کن، و دو دیدهات را از آنان برمگیر که زیور زندگى دنیا را بخواهى، و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساختهایم و از هوس خود پیروى کرده و کارش بر زیادهروى است، اطاعت مکن. و بگو: «حق از پروردگارتان است. پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند، که ما براى ستمگران آتشى آماده کردهایم که سراپردههایش آنان را در بر مىگیرد، و اگر فریادرسى جویند، به آبى چون مس گداخته که چهرهها را بریان مىکند یارى مىشوند. وه! چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است»
با هم فرکانسی های خودت بگرد دنبال عمل به قوانین جهان هستی باش تا خدا رو خشنود کنی از خودت و اتفاقات خوب و خوبتر برات بیفته تا فرکانست رشد کنه تا مدارت بره بالا . به دوستات توجه کن به یاد خدا باش و دنباله روی کفار ومشرکین نباش و نخواه که جوابشونو بدی و خواسته هاشونو اجابت کنی وبخوای بهشون توجه کنی . نرو دنبال اینو اون که مسلمانشون کنی. هر کسی هر حرفی زد بگو اوکی . هر کاری می خوای بکن حق از آن رب ماست برای ما فرقی نداره. میخوای بیا مسلمان شو نمی خوای نشو. اصراری نداریم.( بهشون توجه نکن)
ببخشید طولانی شد.
ان شا الله که موثر واقع بشه و ایمانمون به قانون رو بیشتر کنه.
موفق وموید باشید.
بنام پرودگار یکتا و بی همتا
سلام
سلام به استاد عباسمنش
سلام به بانو شایسته که با تمریناتی که در این فایلها میزارن ما رو به فکر وامیدارن که چگونه خودمون رو بشناسیم و چطور ترمزهای مخفی که در گوشه و کنار ذهنمون جا خوش کرده اند رو پیدا کنیم
و سلام به همه دوستانی که در این مسیر لذت بخش و پر از آگاهی گام برمیدارن.
من سالهاست که جسته و گریخته روی خودم کار میکنم اما نتایج زمانی خودش رو به من نشان داد که متعهد شدم لیزری و با تمرکز روی این مسیر کار کنم یادمه وقتی به خودم تعهد دادم که یکسال تمرکزی روی فایلهای دانلودی و دوره هایی که از سایت خریداری کرده بودم کار کنم اگر نتیجه گرفتم ادامه دهم وگرنه کلا با این مسیر خداحافظی کنم و بچسبم به کسب و کارم
وقتی اون تعهد رو به خودم دادم حداقل روزی دو ساعت و در بیشتر اوقات حدود چهار ساعت وقتم رو روی این مسیر گذاشتم و با دقت فایلها رو میدیدم یا گوش میکردم و نکته برداری میکردم و تا حدودی هم عمل میکردم و نتابج بصورت کاملا ملموس از همون هفته اول وارد زندگیم شد و در عرض سه ماه نتایج مالی بسیار بزرگی رو کسب کردم، اما در ادامه یه مقدار ضعیف تر عمل کردم نتایج خوب بود اما به نسبتی که روی خودم کار میکردم نتیجه هم میگرفتم، تا چند ماه پیش که تصمیم گرفتم که کمتر کامنت بزارم و الان کاملا متوجه شده ام نتایج معکوس شده اند و تضادها خودشون رو به اشکال مختلف نشون دادن
و نتیجه اینکه وقتی که برای هر فایلی که میبینم کامنت میزارم خودم رو ملزم میکنم که ریزبینانه فایلها رو گوش کنم و نکته برداری کنم اما وقتی تصمیمی برای گذاشتن کامنت ندارم فایلها رو هم سرسری تر گوش میکنم و طبق قانون نتایج هم ضعیف تر میشن،
البته که مورد دیگه ای که من رو از این آگاهی ها در این چند ماه دورتر کرد گشت و گذار در اینستاگرام بود که متاسفانه گاهی ساعتها در این شبکه مجازی وقتم رو تلف کردم
از دیروز که تصمیم گرفتم دوباره با تمرکز روی این دوره ارزشمند که خانم شایسته عزیز زحمت کشیدن و فایلهای مصاحبه استاد رو هدفمند بارگزاری میکنن و تمرینات عالی میزارن، کار کنم
شور و شوقی عجیب در من ایجاد شده و حرکت بسوی مدار بالاتر رو کاملا احساس میکنم
برداشتهایی که از این فایل داشتم رو انشالله در کامنت بعد مینویسم
با تشکر
سلام به استاد گلمون و همه دوستان خوبم .
میخوام ماحصل این مدت آشناییم با استادو با جزئیات براتون بگم و بعد بگم الان چه اتفاقی افتاده :
واقعا تمرین میخواد ، واقعا کنترل ذهن کار داره . از اولین روزی که با استاد آشنا شدم بالای 2 سال میگذره
• فروردین 95 با استاد آشنا شدم
توی این 2 سال و 6 ماه فایلهای استادو خوردم انقدر گوش دادم . یه سری فایلها رو انقدر گوش دادم جملاتش حفظم شده. 6 ماه اول فقط فایلهای رایگانو گوش میدادم . از مدار منفی که یه عمر توش بودم اومدم تو مدار مثبت . یعنی 32 سال تو مدار منفی باشی بعد فقط 6 ماه طول بکشه از مدار منفی بیای تو مدار مثبت ؟!!!! یعنی قدرت افکار مثبت چقدر میتونه قوی باشه؟ چقدر قدرت احساسات خوب قویه ؟ به قول خانم شایسته هر فکر و باور مثبت صدها فکر و باور مثبت دیگه با خودش میاره و صدها فکر و باور منفی رو از بین میبره. خدایا خدایا صد هزار مرتبه شکرت . 6 ماه اول فقط حس و حالم تغییر کرد .6 ماه اول فقط گریه و اشک و این حسای خوب . 6 ماه اول فقط داشتم میشنیدم تا یاد بگیرم . اما خبری از اون درکی که استاد میگه مثل وحی منزل بپذیری که نقطه توجهت زندگیتو میسازه نبود . ماها انتظار داریم 1 ماه کار کنیم رو خودمون یهو همه چی تغییر کنه . چقدر ما بی انصافیم ! چقدر ما عجولیم ؟!! خدایی که تو 6 ما شخصیت یه نفرو زمین تا آسمون عوض میکنه . خدایی که از همون روزای اول حس و حالتو تغییر میده . مدارتو تغییر میده . واسه چی عجله داریم آخه ؟ مگه از این سریع تر هم داریم؟
• شهریور 95 قسمت 9 قانون آفرینشو خریدم و تمریناشو انجام دادم
• آذر 95 با همسر رویاییم آشنا شدم
فقط 3 ماه طول کشید تا بزرگترین رویای زندگیه من اتفاق بیافته ! همسر رویایی . من با دختری آشنا شدم که نصفه عمرم خوابشم نمیدیدم . بابا من از حدود 24-25 سالگی تا 32 سالگی همش سعی میکردم هی با جنس مخالف ارتباط بگیرم که همسر ایده آلمو پیدا کنم . من یه آدم ضعیف با عزت نفس و اعتماد به نفس خـــیلی پایین بودم که 7-8 سال فقط از اینکه نمیتونستم با جنس مخالف ارتباط برقرار کنم غصه میخوردم . همه تلاش هام به در بسته میخورد. نا امید شده بودم .باور کرده بودم که سرنوشتم تنهاییه! احساس میکردم هیچ کی تو این جهان نیست دوستم داشته باشه . بعد در عرض 9 ماه شخصیتم که زیر رو شد هیچ ، یه آدمی وارد زندگیم شد که 1000 برابر از معیارهایی که من داشتم بهتر بود ! واسه چی عجله داریم ؟ سرمایه گذاری کن روی کنترل ذهنت . بعد ببین چقدر زود نتیجه میده
• اریبهشت 96 با خانمم کسب و کار خودمونو راه انداختیم
فقط 4 ماه طول کشید که من و خانمم همدیگرو خوب بشناسیم و تصمیم بگیریم باهم کار کنیم . قانون همه چیو باهم جور میکنه . یادمه همیشه فقط به خدا میگفتم : خدایا من فقط میخوام یه آدم موفق بشم . یعنی اون زمانی که نه باورهای درستی داشتم نه میدونستم هدف گذاری چیه و چجوری باید خواسته تعیین کرد ، خواستم همین بود . بعد خدا برام چی کار کرد ؟ یه آدمو آورد تو زندگیم که هم بهترین شریک زندگیم شد هم بهترین شریک کاریم . یه تیم پرفکت و عالی. چی از این بهتر آدم با همسر رویاییش با بهترین دوستش کار کنه . اونم کاری که جفتشون عاشقشن . من اینو نمیخواستم . این خیلی فراتر از چیزیه که من میخواستم . کارو شروع کردیم .
• مهر 96 اولین درآمدمون رو کسب کردیم
فقط 5 ماه بعدش درآمد زایی ما شروع شد . قبلش هیچی پول نداشتیم . من سرمایم 0 بود . من از فایلهای شکرگزاری که از نت دانلود کرده بودم یاد گرفتم روی یه چک یه عددی رو بنویسم هر روز بهش نگاه کنم . یه برگ چک گیر آوردم روش نوشتم 2 ملیون گذاشتم جلوم . 2 ماه بعدش مادرم 2 ملیون تومن بهم هدیه داد و گفت : اگه میخوای کسب و کاریو شروع کنی این سرمایت باشه . میدونین جالبش کجاست ؟ اونجا که ما میخواستیم یه اپ طراحی کنیم و طراحی که گیر آوردیم هم گفت : 2 ملیون میگیرم برای طراحی اپ ( همینجور که مینویسم داره معجزات الهی تو زندگیم یادم میاد خدایا شکرت)
مهر 96 تا آذر 96 حدود 1400.000 اینا درآمد زایی داشتیم. یعنی بعد از استارت کارمون زمانی که طول کشید از درآمد 0 به میانگین 700 تومن برسیم 6 ماه طول کشید . استاد میگه تو 1 سال درآمدتو سه برابر کن !
درآمدمون هر ماه این عدد نبود . یادمه یه ماه 100 هزار تومن درآمد داشتیم . یه ماهم 1500.000 شد . خیلی بالا پایین میشد. اما ما تمرکزمون رو از روی تغییر باور بر نمیداشتیم . خدایا چی کار داشتی میکردی . ادامه بدین بهتون میگم داشت چه اتفاقی میافتاد ….
• اسفند 96 روانشناسی ثروت رو گرفتم
تو عقل کل شرکت کرده بودم . یه کد تخفیفم برنده شدیم . یکمم پول گذاشتیم روش روانشناسی ثروت رو گذاشتیم . بعد از اون تمرکز ما روی ساختن باورهای ثروت زا خیلی بیشتر شده بود . داشتیم رو باور توحیدی خیلی بیشتر کار میکردیم. درآمدمون همینجوری بالا پایین میشد. سایت زدیم و کارمونو گسترش دادیم . باور میساختیم . فایلهای استادو گوش میکردیم . اما انگار توی یه تله ای گیر کرده بودیم که هر چی میخواستیم ازش در بیایم نمیشد.
تله ای به نام توهم عمل به قوانین . تله دانسته ها . تله ناآگاهانه تمرکز روی ناخواسته ها. اما ما که ول کن نبودیم . گیر داده بودیم که این باورا باید عوض شه . تا این چند هفته اخیر . فهمیدم که من توی این همه مدت مثل وحی منزل نپذیرفته بودم که توجهمه که داره خواسته هامو خلق میکنه . من قانونو حفظ شده بودم اما عمیق درکش نکرده بودم. من فکر میکردم خـــیلی خوب دارم رو باورهام کار میکنم در صورتی که خیلی اوقات نا آگاهانه توجهم روی ناخواسته هام بود. الان فهمیدم مثل ” وحی منزل قانون بپذیر ” یعنی چی . الان فهمیدم باید 100% توجهت روی خواسته هات باشه یعنی چی . اما نکته اینجاست : با همین دستو پا شکسته کار کردن توی این 2 سال چقـــدر نتیجه گرفتم اخه ! یه روز همینجوری که برای شما نوشتم نشستم برای خودم حساب کردم که براتون مینویسمش :
ما از مهر 96 تا الان 7.632.000 تومان پول درآوردیم . یعنی طی 12 ماه گذشته از مدار درآمد 0 تومان به مدار درآمد میانگین 600.000 هزار تومن آومده بودیم . الان انقدر خوشحاالم که نمیدونم چجوری بهتون بگم . چرا ؟ چون الان تازه درک کردم چجوری باید روی خواسته هام تمرکز کنم . چجوری فقــــــــط و فقط روی کنترل ذهنم سرمایه گذاری کنم . الان برام سواله که قراره با این درک عمیق و توجه روی خواسته ها طی چند ماه آینده برم تو مدار درآمد میانگین چقدر؟!!! خودم هدف گذاشتم بریم روی میانگین 2 ملیون .
دوستان عزیز توجه داشته باشید که خیلی کارمندا هستن طی چنده سال به این عدد میرسن . 2 ملیون تومن برای ماها خنده داره . ماها هممون دنبال درآمدای میلیاردی هستیم . دنبال ثروتیم . اما میدونیم همینجوری شروع میشه . برای همینه که انقــــــدر ذوق دارم . انقدر خوشحالم که تا الان تو مدار 600 بودم . واااااااااااای تصورشم مخمو جا به جا میکنه
منم روی ذهنم سرمایه گذاری کردم و چیزهایی که طی 2 سال گذشته کسب کردم اینا بوده :
– ایمانی متفات به خداوند و نگاهی توحیدی
– اطمینـــــــــــــان از آینده و زندگیم و لذت و شادی و حال خوب( اونم وقتی اکثر مردم نالان و نگرانن )
– همسر رویاییم و رابطه بی نظیر
– شخصیت قوی و عشق به خودم
– رشد درآمدی از 0 به 600 هزار تومن و بعدشم که خدا میدونه چقدر بشه تو این چند ماه آینده
– دوستای خوب و سلامتی
– بهشت خدا
خدایا چقدر سپاسگزارتم به خاطر این قوانین . چقدر هیجان زدم به خاطر این قوانین . چقدر احساس خوشبختی و ثروتمند بودن میکنم وقتی این قوانین رو درک کردم و فهمیدم به راحتی و فقط با تمرکز روی خواسته هام اونها رو خلق میکنم.
الان دیگه همه چی به راحتی آب خوردن آسونه. آسون و راحت و سریع
سید کاظم عزیزم درود بر تو و درود بر همسر شایسته ات خانم بهره دار گرامی….
بی شک فاز دوم من در تحول زندگی ام و رفتن در مدار بالا در فرکانسهایم زمانی بود که در پایان دوره جهان بینی توحیدی، فایل تصویری شما و همسرتون رو دیدم و اشک میریختم و کلی حس رهایی و آزادی میکردم…..واقعا خدا رو شکر کردم از دیدن اون فایل …..و خیلی خیلی خوشحالم براتون که این همه نتیجه عالی براتون رخ داده….من هم دقیقا از همان اوایل سال 95 بود که با استاد آشنا شدم و فایلها رو میشنیدم و خیلی کم روی خودم کار میکردم ولی با همان حال در بهمن 95 تونستم بعد از 30 سال که به همراه خانواده ام مستاجر بودیم، خانه ای بخرم که الان قیمت همین خانه دوبرابر شده وکلی برای خریدش دست و پا میشکنند و جالبه که کلی ساختمان 5 یا 6 طبقه لاکچری در کنار و جلوی خانه ی ما که فقط زمین بود در حال ساخته و در مراحل پایانی آن هستند و واقعا اینها همه یعنی جذب ثروت….زمانی که من به این خانه اومدم و دورو برمون زمین خالی بود گفتم هر جا برم ثروتو با خودم میبرم و همینطور هم شد و الان کلی ساختمان داره در اینجا ساخته میشه و دیروز هم شنیدم که گود برداری یه ساختمان دیگه هم بین دو ساختمان در جلوی خانه مان میخواد شروع بشه….و جالبه که دقیقا در سالی که من با استاد اشنا شدم من خانه خریدم و ایده کسب و کار برای خودم بهم داده شد و ارامشی عجیب و اینکه خودم روی زندگی خیلی از اطرافیانم تاثیر گذاشتم و کلی اتفاقهای عالی دیگر که خارج از این مبحث است…..خواستم تشکر کنم بابت اون فایل عالیتون که خیلی حالمو خوب کرد و این کامنت بینظیر و اینکه شما و همسر گرامیت کلی انسانهای با انرژی هستید و امیدوارم که همواره در عشق بیکران، ثروت نامحدود، تندرستی بی انتها از این دنیا و دنیای دیگرتون لذت ببرید و دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنید و ایران رو جای بهتری برای زندگی….جایی که همه ارزوی یه روز بودن در اون رو داشته باشند…..یا حق
سلام مجید جان
دوست عزیزم عشق و مهر و محبت و صداقتی که در نوشتن این کامنت به خرج دادین رو واقعا احساس کردم . روزی که اون کلیپو تدوین میکردم خودم با در حال ساختنش گریم گرفت و ایمان داشتم خیلی از بچه هارو تحت تاثیر قرار میده . خوشحالم و به خودم و استادم و تمام بچه هایی که از این فایل تاثیر گرفتن افتخار میکنم.
چقدر نتیجه شما برای من باور ساز بود که این اتفاق به زودی برای منم میافته . اصلا روند رشد به قدری سریع شده که گیجم کرده . چند هفته ای هست که جور دیگه قانونو درک کردم . انگار که قبلا دستو پا شکسته بوده الان با 100 وجودم ، و همین عمل با تمام وجود به قانون داره اتفاقات و تغییرات بزرگی رو برام به وجود میاره .
در کتاب خانم استر هیکس آبراهام میگه : هر آدم هماهنگ با خودش بر هزاران نفر دیگه تاثیر میزاره . شما با هماهنگی خودت اون منطقه رو آباد کردی . و این اصلا تعریف از شما نیست . این ی واقعیته . یه آدم هماهنگ با خودش که با اصل وجودش ارتباط داره ، هر جا بره آبادی و ثروت و نعمت و برکت رو با خودش میبره.
براتون آرزوی ثروت بی نهایت و خوشبختی ابدی از خدای بزرگمون دارم و باز هم بابات پیام پر مهرتون سپاسگزارم
بینهایت ازت سپاسگزارم کاظم عزیزم…..واقعا خدا رو شکر میکنم که استاد عباسمنش ، دردانه هایی مثل شما و دیگر دوستان ارزشمند در دل صدف مانند خود پرورش داده و تقدیم جامعه کرده است که هر کدام از آنها مثل یه مرواریدی، سفید، ناب و ارزشمند هستند و هر انسانی رو جذب میکنند و حس زیبای الهی رو به اون انسان تزریق میکنند.خوشحالم که در این خانواده صمیمی دور هم هستیم و من توی کلیپتون واقعا از خنده های خالص و پرانرژی و الهی شما زوج دوست داشتنی به وجد میومدم و لذت میبردم و خدا رو شکر میکردم و میکنم…..امیدوارم همیشه در لحظه لحظه لحظات زندگیتون سرشار از عشق ، لذت لذت لذت ، ثروت ثروت ثروت و شادی و تندرستی باشید و ایران رو جای زیبایی برای زندگی کنید…..امیدوارم در دوره جدید استاد بیش از پیش خودم رو نشون بدم به خودم و سپس به اطرافیانم تا اونها هم بدنبال رد پای موفقیت این خانواده بگردن و پیداش کنند و عمل کنند و دنیاشون رو زیبا کنند…..باز هم ازتون سپاسگزارم….خدایا شکرت…در پناه حق ارام باشید.
با سلام خدمت استاد گرامی و همه دوستان . جالبه هم تو دوره جهان بینی و هم تو قسمت سئولات یکسری صحبت ها گفته میشه که جنس اونها با بقیه دوره ها فرق داره چون هم مدار بچه ها بالاتر رفته هم استاد به یک شناخت و عرفان والایی رسیده اند که همان خود شناسی هستش . خیلی به آدم احساس آرامش میده و یک حسی که خیلی خیلی خوبه . من که در طول این دوره ها فایل ها رو با جون و دل گوش میدم اصلا انگار تو این جهان نیستم چند بار اتفاق افتاده که موقع گوش دادن متوجه اطرافم نبودم انگار تو حالت خلسه رفته بودم
خدایا شکرت بابت این همه احساس خوب ، این همه آرامش قلبی ، این همه نعمت های عالی و….
شاد باشید.
سلام خدمت شما
عالی بود!
ممنونم که به این زودی به سوال من جواب دادید!
همین چند روز قبل بود در حال تماشای یکی از ویدئوهای مربوط به مصاحبه شما، بلافاصله این سوال به ذهنم اومد که: “آقای عباس منش الان از سرمایه گذاری حرف زدند. قانونی هست که میگه اگر کارهای یک شخص رو دقیقا تکرار کنم،منم به همون نتایج می رسم. با توجه به این قانون و اگه بفهمم که ایشون توی چه کاری و کجا ها سرمایه گذاری کردند؟ به راحتی می تونم به همون نتایج برسم!”
در حقیقت این سوال که شما توی چه حوزه هایی سرمایه گذاری کردید از چند روز پیش مدام توی سرم بودم تا اینکه امروز به لطف خدا، جواب این سوالم رو توی این ویدئو و از زبان خودتون شنیدم. و دقیقا همون موقع بود که به خودم گفتم: آقای عباس منش این فایل رو اختصاصی برای من ضبط کردند. :)
از شما ممنونم و از خدا براتون درخواست خوشبختی، سلامتی، سعادت و ثروت روز افزون دارم.
سلام از گام دوم مهاجرت به مدار بالاتر
استاد جونم سلام
مریم بانوی عزیزسلام
بنظرم روزی هزاران بار باید به خودمون یاد آوری کنیم که خودمون خالق زندگیمون هستیم
یادمون بمونه این فکر و این کانون توجه چقدر قدرت داره
اینکه تخریب کنه زندگیمونو یا بسازه همش به خودمون بستگی داره
و ورودی هایی که بی نهایت نقش دارن توی مسیر زندگی
منخودم بارها دیدم وقتی غافل شدم از کنترل ورودی ها و کنترل کلامم زندگیم به سرعت به یه مسیر دیگه ای رفته
استاد این سری از بس فایل گوشدادم ونوشتم
مثلا بعد از یک صحبت شما استپ میکنم شروع میکنم نوشتن و برای خودم نوت برداری کردن و چیزی بهش اضافه میکنم بعد که پلی میکنم و ادامه میدم همون چیزایی که برای خودم نوشته بودم رو بیان میکنید
انقد ذوق میکنم
احساس میکنم به لطف خدا قوانین رو درست دارم متوجه میشم
وقتی داشتین جواب این سوالو میدادین اگر همه چیز رو یه باره از دست بدین چی میشه
و بعد گفتین هرگز این اتفاق نمیافته
سریع استپ کردم ونوشتم که خدایا بخاطر قانون تکاملت ازت ممنونم
اگر ما با تکامل و هرروز یه قدم برداشتن رشد نمیکردیم و یه شبه رشد میکردیم دقیقا هم یه شبه از بالا پرت میشدیم پایین و هربار پایین افتادن یه عالمه از باورایی که ساختیم را تخریب میکرد
وتا پلی کردم شما هم دقیقا همینو گفتید ومن ذوق کردم استاد قشنگم ازتون ممنونم
قبلا یخورده به قانونتکامل شاکی می شدم چون عجله داشتم
الان واقعا سپاسگذار وجود همچین قانونی هستم و اصلا برام بدیهی شده
گاها دچار عجله هم میشم
اما واقعا قبولش دارم که بی نهایت قانون درست و زیباییه
تکامل باعث میشه بتونیم لذت بیشتری ببریم و از صمیم قلب تجربه هایی رو داشته باشیم که باعث رضایتمون بشه
بقول شما اگر من هنوز اماده نباشم برای یک ماشین اخرین سیستم وبهم داده بشه من به جای اینکه از اون ماشین لذت ببرم دارم درد میکشم که ازش مراقبت کنم و یا هرچیزی
پس واقعا باید سپاسگذار قانون تکامل باشیم️
تکامل باعث میشه بتونیم لذت بیشتری ببریم و از صمیم قلب تجربه هایی رو داشته باشیم که باعث رضایتمون بشه
(بقول شما اگر من هنوز اماده نباشم برای یک ماشین اخرین سیستم وبهم داده بشه من به جای اینکه از اون ماشین لذت ببرم دارم درد میکشم که ازش مراقبت کنم و یا هرچیزی)
خیلی این تیکه جالب بود
به نام الله یکتا
سلام و وقت همگی بخیر
ان شاالله در پناه لطف پروردگار استاد گلم، خانم شایسته عزیزم و همه دوستانم همواره در حال رشد شخصی و برداشتن گامهای تکاملی به سمت نور بیشتر و نعمتهای فراوانتر باشند.
اول از همه از استاد عزیزم تشکر می کنم که طی این سالهای زیادی که از تدریس و تحقیقاتشون گذشته، هر گونه سوالی در مورد قوانین رو پاسخ دادند که ممکنه هرکسی در زمان متفاوتی به اون سوال برسه و فقط کافیه سری به سایت بزنه تا جوابش رو پیدا کنه.
تشکر بعدیم از خانم شایسته گرامی هست که خیلی خیلی دقیق و ریزبینانه توالی و ترتیب فایلها رو به درستی انتخاب می کنن بطوریکه حتی اگر صفر مطلق هم باشیم مثل یک بچه کلاس اولی توی این دوره ها درس هامون رو برطبق اصول و با رعایت تکامل یاد می گیریم.
اسم تکامل که میاد استاپ میشم و مجبور به بازبینی تمام فرایند فکری و عملیم میشم.
استاد در دوره 12 قدم گفتند چطور میشه که یک حرف رو باور کنیم؟
+اگر از شخص بسیار عاقل و قابل اعتماد و راستگویی بشنویم.
+اگر افراد زیادی اون حرف رو تکرار کنند.
+اگر خودمون به درست بودنش پی ببریم.
حالا با این منطق من میتونم به خودم اطمینان بدم مسیری که استاد معرفی کردند درسته حتی اگر من هنوز نتیجه مشخصی نگرفته باشم.
یعنی من حرف یک فرد راستگو و دانا و باتجربه رو پذیرفتم.
منطق دوم اینه که نتایج افراد موفقی رو بخونم یا دانشجویان موفق استاد رو پیگیری کنم که قبل از من این مسیر رو طی کردند. پس میتونم یک درجه بیشتر اعتماد کنم که دارم درست میرم جلو.
سوم هم نتایج قبلی خودم از زمانهاییه که یک هدف مشخص داشتم و با استفاده از آموزشهای استاد در مورد قوانین جهان هستی بهش رسیدم.
نه تنها رسیدم بلکه بیش از اونچه فکر می کردم به من داده شد، همراه با لذت و آرامش و از راه آسون یا از راه هایی که فکرش رو نمی کردم.
اینها همه منطق های قوی هستند که بصورت بهمن وار به من بیشتر و بیشتر خاطراتی رو یادآوری می کنن که خواستم و شد.
هرچه بیشتر به این روش اعتماد می کنم نتایح بیشتر می گیرم و خود این نتایج علاوه بر ایجاد حس ارزشمندی بیشتر و اعتماد بنفس بالاتر، بیشتر منو راغب به غرق شدن در این آگاهیها میکنه.
همین پروسه است که به من توان و جرأت «نه گفتن» به اضافات و غیرضروریات زندگیم میکنه.
امروز به خودم اومدم و دیدم همزمان که همسرم داره دستگاه تصفیه آب رو زیر ظرفشویی نصب میکنه (و به کمک من نیاز نداره) بجای اینکه مثل قبل الکی وایسم کنارش دارم فایل امروزم رو گوش میدم و کارهای خودم رو انجام میدم.
و زمانیکه نصاب درب های سرویس ها و اتاق خوابها اونده اندازه بزنه تا بعدا درب ها بیاره، بجای اینکه الکی بشینم روی مبل، گوشیم دستمه و دارم بخشی از همین کامنتی رو که الان در حال نوشتنش هستم می نویسم.
دیدم که کمالگراییم بسیار کمتر شده و نیازی نیست دنبال یک وقت خالی مناسب بگردم تا بنویسم. بلکه اوقات مرده رو دونه دونه دارم زنده می کنم.
الان یادم اومد که قبلا که برای کنکور درس می خوندم روزی 12 ساعت هم شده بود که بخونم. حداقل 8 ساعت مفید درس می خوندم. از تمام وقتهای مفید و غیرمفید روز بهره میبردم.
الان هم با صحبتهای کاملا درست خانم شایسته تلنگری بهم وارد شد و یادم آورد که میشه وقتها رو زنده کرد و به اصطلاح وقت دزدید.
بعد یواش یواش متوجه شدم که اصلا این نیست که مجبور باشم وقت بدزدم، وقت به اندازه کافی هست و من ندانسته درحال تلف کردنش بودم و حالا دارم تمرین می کنم ازشون بهره ببرم و مدیریتشون کنم. مثل دیروز و امروز.
دوباره بعد از 70 روز فاصله از برنامه ریزی هام یک صفحه کاغذ رو جدولبندی کردم و چسبوندم به یخچال.
نظم و ترتیب ذهنی اون چیزیه که برای در مسیر باقی موندن و انگیزه داشتن بهش نیاز داشتم و بهم گفته شد و خوشحالم که انجامش دادم.
جالبه که چون ذهنم به دنبال یک هدفه و بخاطرش انرژی داره خوابم هم مدیریت شده. با اینکه دیشب هم مثل شبهای دیگه خیلی دیر خوابیدم؛ حدود ساعت 4 صبح، اما الان که بچه ام خوابه و منم میتونم بخوابم ولی بجای خوابیدن ذهنم رفت سمت تمرین نوشتن.
این همونه که استاد میگن اگر هدفی داشته باشی شرایط براش مهیا میشه خودبخود.
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
مدتهاست از استاد یاد گرفتم الان خودم رو با الان دیگران مقایسه نکنم و نگم که چرا نتایج من شبیه فلانی ها و بهمانی ها نیست.
چون الان من شاید گذشته ی 10 سال پیش فرد مدنظرم باشه.
همونطور که برعکسش هم صادقه. ممکنه الانِ من دو یا 10 سال آینده ی فرد دیگه ای باشه.
یه مثال یادم میاد، من توی دبیرستان و دانشگاه چون خیلی به زبان انگلیسی علاقه داشتم خیلی خوب یاد گرفتم و تقریبا هرچی خونده بودم در خاطرم مونده بود. به همین خاطر وقتی بعدها دوره فشرده آیلتس رفتم تعیین سطح که شدم چند ترم جلو افتادم و میاز نبود از صفر شروع کنم. یعنی من آینده ی بعضی از زبان آموزان دیگه بودم چون یک تکاملی رو طی کرده بودم.
ام برعکسش در مقابل یک دبیر فیزیک همسن خودم که تجربه تدریس بسیار بیشتری از من داشت، من در جایگاه پایینتری قرار داشتم و تدریس و تدوین جزوه درسی برام مشکلتر بود.
خوب این دلیل بر کم سوادی یا نادانی من نیست بلکه فقط من نیاز به طی زمان و صرف انرژی بیشتری داشتم به رتبه اون همکارم برسم.
پس نباید بگم چرا اون همکارم حقوق بالاتری دریافت میکرد.
البته در کنار اون حتما ترمزهایی هست که پاهای منو به خودش بسته و اجازه پرتاب نمیده.
راهی ندارم جز اینکه حالم خوب باشه و همه چیز الان خودم رو دوست داشته باشم، همچنان به خودشناسیم ادامه بدم و سعی کنم با استفاده از آموزشهای استاد اصل رو از فرع تشخیص بدم. ورودیهامو کنترل کنم و دم به تله ی ناامیدی ها و محدودیت هام ندم.
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
امیدوارم بتونم این سیر تکاملی رو تا آخر ادامه بدم و ازش نتایج راضی کننده بگیرم.
برای همه دوستانم هم آرزوی موفقیت و درخشش در مسیر خودشناسی دارم.