مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    226MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 777 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان که تمام قدرت ها فقط به دست اوست

    سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیزم وتمام دوستان نازنینم

    خدارو هزاران بار شکر میکنم که در این جمع هستم که دغدغه ی اونها توحیدی تر شدنه جمعی که برای پر کردن خلاهاش دنبال جلب توجه از هرطریقی نمیره بلکه بالا بردن عزت نفس و کسب ثروت رو دنبال میکنه جمعی که خودشو قربانی و بدبخت تلقی نمیکنه و هر تضادی که سر راهش قرار گرفته یا موهبتی میدونه که برای وضوح خواسته ش بهش نیاز داشته یا ازش اعراض میکنه انگار که اصلا نبوده خدارو هزاران بار شکر

    منم خانواده ای پر از تضاد داشتم در هر زمینه ای همیشه از بچگی خودمو بدبخت میدونستم که همچین خانواده و فامیلی دارم از خودم بدم میومد به خدا شکایت میکردم دائما خودمو سرزنش میکردم همیشه شاگرد اول بودم و همه از هوش و استعدادم تعریف میکردن ولی من خودمو با اونا مقایسه میکردن و حسرت میخوردم که کاش هیچ استعدادی نداشتم ولی بچه ی اون خانواده بودم دائما برای جبران عشقی که از هیچکس تو خانواده و فامیل نگرفته بودم به بقیه محبت میکردم و خودمو فدا میکردم و نتیجه هم مشخصه فقط بیشتر از درون خورد میشدم خلاصه پر از خلا بودم اینارو نوشتم که اول بدونم از کجا شروع کردم و دوم اگه کسی هست با شرایط مشابه من که فکر میکنه فقط خودشه که همچین گذشته ای داشته اشتباه میکنه سالهای سال خانوادمو نبخشیدم و نسبت به برادرم احساس تنفر داشتم و هربار یاد خاطراتم میفتادم و گریه میکردم میشد توو یه روز چندبار گریه میکردم وتمام کودکی ونوجوانی من از سن 9 سالگی به همین شکل گذشت . 6 سال پیش بود هنوز با استاد اشنا نشده بودم ولی انگار دلم بهم گفت یه بار برای همیشه برای تمام تجربیات تلخت گریه کن اونقدر زیاد گریه کن که دیگه تمومش کنی و قبول کنی که گذشت و ببخشی نه بخاطر اونا بخاطر رهایی خودت بخاطر اینکه تلاش هات نتیجه بده و اون روز شروع رهایی و سبکی من بود . به مرور با فایل های استاد و اساتید دیگه اشنا شدم و رو خودم کار کردم و از درون احساس لیاقت کردم که دوست داشته بشم که درخواست کنم که اهمیت ندم و بیشتر از یک ساله که توو سایت هستم و کامنت هارو میخونم و کتابهارو تهیه کردم میتونم بگم اغلب ساعات روز احساسم خوبه من از آدمی که خودشو برای ذره ای توجه و عشق میکشت تبدیل شدم به آدمی که برای بقیه احترام قائلم ولی به هیچکس به هیچکس وابسته نیستم رابطه ی عاطفی خوبی دارم که پارتنرم خیلی عاشق منه و برای من ارزش قائله و کلی لذت میبرم ازش

    دوستانی دارم که دائما از حالم سوال میکنن برای تولدم برنامه میچینن و دعوتم میکنن درحالیکه قبلا فقط من بودم که پیام میدادم و زنگ میزدم و کادو میدادم و رفاقت یک طرفه از طرف من بود الان فقط وابسته ی خدام دارم تلاش میکنم هرلحظه ذهنم رو ساکت کنم توو شبکه های اجتماعی نیستم و تمام تمرکزم روی خودمه سعی میکنم به خاطر هیچ چیز و هیچکس عصبانی و ناراحت نشم دیگه دنبال جبران نیستم که بگن بیتا بامعرفته و به خیری که بهم میرسه تشکر میکنم و اعتبارشو به خداوند میدم ترس از دست دادن ندارم چون همه چیزو به خدا سپردم هر رفتن و هر اومدنی رو و به لحاظ درآمد وکیفیت زندگی چقدر پیشرفت کردم و البته رابطم با خانوادم خیلی خوبه و از بودنشون لذت میبرم و در نبودشون هم حالم عالیه چجوری خداروشکر کنم بابت اینهمه تغییر استاد عزیزم شما من زیرو رو کردین وقتی گفتین قدرت فقط دست خداست وقتی گفتین اون خداست که دلهارو نرم میکنه براتون خداست که از طریق پارتنرت بهت عشق میده اولین ویژگی شما که منو مجذوب کرد این بود که نظر هیچکس براتون مهم نیست و به کسی وابسته نیستین و الان میتونم بگم تا حدودی شبیه شما شدم و ازتون سپاسگزارم حالا میدونم که این شروعشه و کلی ثروت و عشق و دوست های خوب و محبت های بی توقع توو راهه الهی شکرت

    نکات فایل :

    پیشنهاد شما در مورد پر کردن خلا‌های درونی چیست و چه عملکردی باعث گذر از این خلاها می‌شود؟؟

    هر کدام از ما در زندگیمون یه سری کمبودها و مشکلات داشتیم که می‌تونند به ما برای رسیدن به اهدافمون قدرت بدن همونطور که اغلب افراد موفق و پیشرو در هر زمینه‌ای افرادی بودند که از خانواده‌های خیلی مشکل‌دار و ضعیف بودند ولی در نهایت به موفقیت‌های بزرگ رسیدند یعنی انگیزه‌ای که از کمبودها و خلاها می‌گیریم، این قدرت و توانایی رو داره که ما رو به اهدافمون برسونه مخصوصاً یک سری از مسائل مثل مسائل مالی تا آدم بهشون نرسه ازشون پر نمیشه و با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی‌شه و آدم باید با انرژی حرکت کنه و به خواسته‌هاش برسه تا کمبودهاش مرتفع بشه . همون خلاهای مالی ای که من از بچگی داشتم باعث شد خیلی زود وارد محیط کار بشم و کسب درآمد کنم .

    در مورد مسائل و خلاهای عاطفی هم به همین شکل که به مرور آدم باید ایرادهاشو پیدا کنه و روی برطرف کردن اون‌ها کار کنه، عزت نفسش رو بالا ببره و مهارت‌های ارتباطیشو بهبود بده . ممکنه ما در شرایطی بزرگ شده باشیم که خیلی باهامون خوب برخورد نشده و خودمون هم نتونیم با بقیه درست ارتباط برقرار کنیم یا از لحاظ عاطفی خیلی احساس تنهایی و بی‌کسی کنیم و فکر کنیم کسی ما رو دوست نداره و برامون ارزشی قائل نیست، در این حالت هم راه حل اینکه خودمون رو بهبود ببخشیم و عزت نفسمون رو بالا ببریم و یکی از بهترین راه‌ها برای بهبود عزت نفس بالا بردن مهارت‌هامونه و اینکه به زیبایی‌ها و نعمت‌هامون توجه کنیم، به زیبایی درونمون توجه کنیم و احساس لیاقت رو در خودمون بالا ببریم و سرزنش کردن خودمون رو متوقف کنیم . پس در کل تمام مسائل و خلاهایی که از کودکی باهاشون درگیر بودیم، اون‌ها سوخت ما هستند برای پرواز، حرکت و رسیدن به خواسته‌هامون . اگر در شرایط بدی بزرگ شدیم، فکر نکنیم که چقدر بدبخت و قربانی هستیم بلکه به خودمون بگیم “من چطور می‌تونم از این شرایط انگیزه بگیرم برای موفق شدن و پیشرفت کردن” همه ی افراد موفق هم از کمبودها و مشکلات مثل معلولیت‌ها، بی‌پولی‌ها، جنگ و … انگیزه می‌گرفتند و به جای مقصر دانستن خداوند یا دیگران، با انگیزه حرکت کردند و اون بدبختی‌ها رو به عنوان سرنوشتی که باید تا آخر عمر با خودشون حمل کنند ندونستند و به خودشون گفتند که من باید یه زندگی خوب برای خودم و خانوادم بسازم . واقعاً آدم می‌تونه زندگی خودش رو تغییر بده خود من وقتی خواستم زندگیم به کل تغییر کرد اما نه یک شبه . بعضی‌ها خیلی انتظارشون از تغییر زیاده در حالی که شخصیت، باورها و رفتارشون هیچ تغییری نکرده یا تغییر کمی کرده ولی انتظار دارند که یه عالمه نتیجه بگیرند نه ؛جهان اینطور عمل نمی‌کنه و به اندازه‌ای که از درون تغییر می‌کنیم و شخصیت‌ها، عادت‌ها، رفتار و باورهامون عوض میشه اتفاقات رو رقم می‌زنه و همه چیز رو در هر زمینه ای تغییر میده که البته زمانبر و به یک جهاد اکبر نیاز داره . منم در دوران بچگی خیلی احساس تنهایی می‌کردم، ولی روی باورهام کار کردم، روی ارتباط مناسب با دیگران کار کردم و مطالعه کردم و یاد گرفتم آدم‌ها رو تحسین کنم فارغ از اینکه چه ویژگی‌هایی دارند اون‌ها رو دوست داشته باشم، یاد گرفتم به آدم‌ها احترام بذارم و حسم رو از حسادت به تحسین برسونم و کینه و دعوا رو کنار بزارم و بعد از این‌ها اونقدر اتفاقات خوب رخ داد و دوست‌های خوب وارد زندگیم شد که اگر قبلاً به من می‌گفتند تو با همچین آدم‌های فوق العاده‌ای ارتباط‌های عالی خواهی داشت، اصلاً باور نمی‌کردم ولی سال‌های ساله که این اتفاق افتاده پس خلاها و مشکلات نیومدن که ما رو بدبخت کنند و باعث حسرت ما بشن بلکه اومدن تا به ما انگیزه بدن برای حرکت کردن و تا وقتی که به خواسته‌هامون نرسیم ازشون پر نمیشیم همون جمله‌ای که قبلاً گفتم “تنها راه گذار از ثروت، رسیدن به ثروته” .

    اینکه فکر کنیم هر رفتاری که استاد انجام میده یه هدفی داره یا از یه باوری خاص نشأت گرفته و صرفاً تقلید کورکورانه بدون تفکر داشته باشیم، غلطه . استاد هم مثل بقیه انسان‌ها ممکنه یه کارهایی انجام بدن که خیلی منطقی نباشه . برداشت من از این جمله داشتن سبک شخصیه اینکه مثلا فلان ادم موفق خیلی ادکلن های گرونی میخره یا صبح خیلی زود بیدار میشه منم باید همین کارا رو کنم غلطه ما باید در هر حالتی بررسی کنیم بهترین رفتار چیه و از خداوند درخواست هدایت کنیم تا بتونیم برنامه ریزی درست داشته باشیم نه فقط با تکیه بر منطق خودمون و تقلید از دیگران .

    اون مبلغی که من برای خودم هزینه می‌کنم اصلاً قابل مقایسه با درآمدم نیست بعضی‌ها هر چقدر که در میارن همونو خرج می‌کنند و همیشه حسابشون صفره من سال‌هاست این ذهنیت رو عوض کردم و این باور رو دارم که اون هزینه‌ای که برای خودم می‌کنم، باید کمتر از یک هزارم ورودی مالی من باشه . اگر می‌خوایم چیزی رو بخریم بدترین حالتش اینکه با قرض و وام این کارو کنیم یا اینکه هرچی درآمد داریم رو ببریم خرج کنیم نه ؛ من باید خیلی زیاد پول بسازم و یه بخش کمی از اون رو خرج کنم حالا اگر هزینه‌هام و خرج‌هام زیاده، باید ورودی مالیم رو بیشتر کنم نه اینکه تمام درآمدم رو خرج چیزهای بیهوده کنم که صرفاً برای شوآف و جلب توجه دیگران باشه این همون مفهومیه که میگه “باید با پول دوست بشیم تا پول به سراغمون بیاد”

    پیشنهاد شما برای تقویت اراده و زنده ماندن انگیزه چیه؟؟

    اهرم رنج و لذت برای تقویت انگیزه‌ها خیلی کاربردیه ما باید یه کاری کنیم که رسیدن به هدف بسیار برامون لذت بخش باشه و نرسیدن بهش رنج آور و باید حداقل 21 روز این اهرم رو مرور کنیم تا انگیزه‌ها زنده بمونند مثلاً برای دوره سلامتی من به خودم گفتم اگر این مسیر رو ادامه بدم چقدر سود و نتیجه برام داره مثل زندگی با کیفیت‌تر، اندام بهتر، انرژی بیشتر و اگر به مسیر قبلی برگردم چه ضررهایی می‌کنم مثل اینکه دیابت می‌گیرم، انرژی کمتری خواهند داشت . باید بررسی کنیم که اگر تغییر کنم چه اتفاقات خوبی برام می‌افته و اگر تغییر نکنم و دنبال اهدافم نروم چه اتفاق بدتری وارد زندگیم میشه چون هیچ وقت هیچی ثابت نمی‌مونه ما اگر بهتر نشیم بدتر می‌شیم نه اینکه ثابت بمونیم

    اگر خانه‌ای که داریم رو بهتر نکنیم و تعمیر نکنیم، ثابت نمی‌مونه بلکه خراب میشه

    “اگر چیزی بهتر نشه، بدتر میشه چون هیچ چیز سر جای خودش ثابت نمی‌مونه”

    مثلاً اگر الان به سختی می‌تونیم پول کرایه خونمون رو بدیم، اگر مهارت‌هامون را افزایش ندیم و روی مسائل مالی کار نکنیم و قدم برنداریم سال بعد کرایه‌ها بیشتر می‌شه و اوضاع بدتر میشه و همون رو نمی‌تونیم پرداخت کنیم . این‌ها کمک می‌کنه که رنج‌ها ما رو به جلو هول بده و لذت‌ها کشش ما رو به خواسته‌هامون بیشتر کنه و آدم انگیزه‌هاشو از دست نده هرچند که ممکنه گاهی این اتفاق بیفته ولی به همان اندازه که بتونیم عمل کنیم به همون اندازه هم نتیجه می‌گیریم .

    در مورد رفتار دشمنی با پول من خودم درگیر این رفتار غلط بودم در گذشته با اینکه پول خیلی کمی داشتم همونو یه چیز ارزون و بی کاربرد و غیرضروری میخریدم و با بقیه ی پول تا اخر ماه میگذروندم و نه از خریدم لذت میبردم نه از بقیه ی ماه چون دائما استرس پولم روداشتم واون وسیه هم چون کیفیت جالبی نداشت معمولا زود از بین میرفت و واقعا با پول دوست نبودم ولی الان نه تا یه چیزی رو نتونم بهترینشو بخرم از خریدن چیزای اضافی و ارزون صرف نظر میکنم بخشی از پولم رو سرمایه گذاری کردم و بخش دیگه ش توو حسابه و هرماه داره بهش اضافه میشه هر وسیله ای که دارم به خوبی ازش استفاده میکنم و الکی دور نمیریزم هرلباسی و وسیله ای که میخرم اغلب به این فکر میکنم که کجاها کاربرد داره و اگه دیدم کاربردش کمه اصلا نمیخرم . بنظرم مهم ترین نکته برای رفع این عادت محدودکننده کنترل کردن نیاز به جلب توجه دیگرانه چون برای من علت اصلی خریدهای بی منطق جلب توجه بود که تحسینم کنن

    از خداوند براتون بهترین هارو میخام الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    معصومه صادقى گفته:
    مدت عضویت: 2001 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به استاد عزیزم ، مریم جان و همه اعضای خانواده صمیمی ام

    چقد این فایل به موقع بود

    اومدم توی سایت و می خواستم روی نشانه ام بزنم دیدم فایل جدیدم گفتم آلویت اینه

    و متوجه مسئله ام شدم

    وقتی پول میومد تو حسابم سریع به خاطر اینکه به باور فراوانی اعتقاد دارم و عزت نفس دارم و احساس لیاقت دارم می رفتم خرجش میکردم

    خرج خواسته هام

    الیته ورودی ام کمه ولی اصلا تمرکزم رو نمی تونستم بزارم روی افزایش درآمد

    نمی دونم چه ترمزی هست

    ولی این تصویر ذهنی که استاد گفتن که ۱ هزارم درآمد باید خرج خودمون شه …. الان که دارم هی تو ذهنم مرور میکنم تا بشه تصویر ثابت ذهنیم تا به سمتش حرکت کنم و تغییر رویه بدم ، ذهنم هی می خواد از زیرش در بره

    اینا فکر کنم همون ترمزاست

    نه چقد سخته

    چقد باید طول بکشه تا اونقد درآمد داشته باشی تا خرج خودت کنی

    اینطوری خسیسی و جهان دیگه بهت نمیده اگه به جریان نندازی

    پول واسه اینه که خرج بشه نه اینکه جمع بشه

    چه کارهایی باید کنی چقد باید زمان ‌‌انرژی بزاری تا به اون درآمد برسی پوستت کنده میشه

    اصلا ولش کن ، بهشم برسی باز حواست نباشه بر میگردی عقب چه فایده داره

    پس همین شیوه ای که داری بهتره

    اینا گفت ‌و گوهای ذهنم بود از رویه جدیدی که می خوام توش کد نویسی کنم

    ذهنم مقاومت میکنه

    ولی منم یاد گرفته سماجت کنم

    چون ذهنم باید در خدمت من باشه نه من بله قربان گوی ذهنم

    باید اول تو ذهنم بسازم بعد بتونم تو دنیام بسازمش

    تا الان تو ذهنم ساخته بودم هر چی پول میاد واسه خودت خرج کن بازم میاد

    ولی الان میگم من یکسره باید پول بسازم و درآمد افزایشی داشته باشم تا جایی که خرج هام اندازه ۱ هزارم درآمدم بشه

    استاد وقتی که دارم اینو میگم انگار مثل زمانی هست که واسه اولین بار ورزش میکنیم 😅

    مغز درد میگیرم

    هر بار که می خوام رویه ذهنم رو عوض کنم اولش تا چند روز مغزم قفل میکنه 😅

    ولی یاد گرفتم ادامه بدم‌

    الان من می خوام روش درآمد و خرج کردنمو عوض کنم

    تا الان همینطوری منتظر بودم پول بیاد سریع خرجش کنم

    ازین به بعد می خوام درآمدم انقد بره بالا که حرج هام طوری باشه نسبت به پولام که انگار اب از اب تکون نخورده

    می خوام اینطوری باشم

    چه آرامشی داره واقعا ❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    به نام هدایت الله

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم

    خداروشکر می کنم که با یه فایل دیگر از استاد توانسته ام بخشی از باورهای خود را در زندگی خود در مسیر درست آنرا اجرا و عملکرد خوبی داشته باشم خیلی خوشحالم مصاحبه با شما خیلی لذت بخشه و چقدر آگاهی و و چقدر با آرامش و مسلط به تمام جواب ها و سوال هایی که می دهند من را آرام تر و دقت من نسبت به شما بیشتر می شود

    و این رو سپاسگزار خداوند هستم که اول آرامش را برای شما به ارمغان آورد و بعد هم من آرام آرام از شما یاد میگیرم و در زندگی خودپیاده می‌کنم

    در مورد لباس که گفتید که شما از تاناکورا خریده بودید واقعاً من هم یک دوره از وضعیت مالی که درقدیم داشتیم به همین صورت بود چون ما خواهر وبرادرهای زیاد بودیم و خیلی سخت بود تامین مایحتاج ما به خاطر همین حتی پول تاناکورا را هم نداشتیم

    اما این سال‌هایی که پدرم را از دست دادیم و خودمون بودیم و خودمون و هیچکس نبود به ما کمک کند و خیلی سخت بود الهی صد هزار مرتبه شکر که امروز به توانایی مالی رسیدم و میتونم برای خودم لباس بگیرم برای خودم هر کاری که دوست داشته باشم تا حدودی بتونم انجام بدم

    حداقل از پس خودم میتونم بر بیام

    استاد ممنونم ازشما بابت صحبت‌های خوبی که می کردید و همه به نظر من باورهای خودمونه که باعث نتیجه های خوب در طول مسیر زندگی به نتیجه های خیلی خوبی برسیم

    استاد عزیز از شما وخانم شایسته خیلی ممنونم بابت این فایل قشنگتون

    همه دوستان با کامنت های خوبتون سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا سلامت و موفق باشی انشالله خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1126 روز

    – گام بیست و دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر –

    به نام خدای وجود و حرکت

    چقدر من از این جمله تو روزمره‌ی خودم استفاده می‌کنم. دائم به خودم یادآوری می‌کنم : حدیث! اگه حرکتِ رو به جلو نداشته باشی، درحال پسرفتی. و چقدرررررر بهم کمک می‌کنه در همیشه پیشرفت کردن…

    اینکه آدم هر روز روی خودش کار کنه، خیییییلی کمک می‌کنه به همیشه رو به جلو بودن. انگار یه انگیزه ای برای حرکت کردن هر روز صبح میدوه تو رگات و تو رو هل میده برای یاد گرفتن، رشد کردن، خوب بودن…

    خدایا!

    من خیلی دوست دارما :)

    چقدر من حالم خوبه

    خدایا شکرت که من الان اینجا ام.

    دوست دارم همیشه بمونم توی این مسیر؛ توی این راه، تو این حال خوب.

    خدایا شکرت

    خوب بودن شکرگزاری عمیقیه برای سپاسگزاری از همه‌ی نعمت هایی که به ما میدی :)

    وقتی حالمون خوبه یعنی در مسیریم…

    یعنی تو رو یادمون نرفته…

    یعنی تو بغلتیم خدا :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
      مدت عضویت: 2699 روز

      سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام دختر ناز من :)

      حالا که دارم این دیدگاه رو برات می‌نویسم روبروم نشستی، داری برای دوستات ویس میگیری و میگی و میخندی. جا داره از این تریبون اعلام کنم که: خیلی قشنگ میخندی، خیلی زیبایی.

      چه خوب نوشتی. این که باید باورم بشه اگه تغییر و حرکتی رو به جلو نداشته باشم محکوم به پسرفت هستم. باید این قضیه رو به عنوان یه اهرم رنج و لذت بزرگ توی ذهنم و برای مغزم جا بندازم. اون وقته که بقول استاد خودش خود بخود انگیزه‌ و دلیل خوبی برای ادامه‌دادن و موندن در مسیر میشه.

      خدایا شکرت واسه آدمهای خوبی که همنشین من قرار دادی.

      در پناه الله باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    خانم نقدی گفته:
    مدت عضویت: 506 روز

    به نام خدااایی که فضل و رحمتش بی اندازست

    به نام خدااایی که مهربانیش همیشگیه

    خدااایا من به هر خیری از جانب تو محتاجم

    خدایا تنها و تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم خدایا من و عزیزانم را هدایت کن به مسیر درست مسیر کسانیکه نعمت دادی

    خداااایا قلبم را گشایش بده کارها را بر من آسان کن و بگو به راحتی آسانی تا بنویسم آنچه که باید بنویسم

    سلام و درود و نور و عشق و آگاهی الهی بر قلب هااای پاکتان

    دو روزی میشه که ذهنم مدام نجوا میکنه کنترل ذهن برام سخت شده میام تو سایت اما فرکانسم اجازه نمیده که ادامه بدم البته دیشب دو ساعتی را تو سایت بودم با خوندن کامنت و نوشتن کامنت و دیدن سریال سفرنامه احساسم عالی شد اما دومرتبه با روبه رو شدن چالشی که برام بوجود اومده کنترل ذهن برام سخت شد اما طبق عادت همیشه به لطف الله قبل از خواب با شکرگزاری خوابیدم و صبح زود از خواب بلند شدم و دیدم پسرم هنوز نخوابیده باز نجواها اومدند

    تا خوابیدن پسرم ادامه داشتند اما بعد کنترل ذهن برام راحت شد

    حالا چالشی که برام بوجود اومده

    شهریور ماه سال 1402 تصمیم گرفتیم که از اصفهان به شمال مهاجرت کنیم و تغییر شغل بدیم و انبار سنگ بزنیم

    ایده به لطف الله عملی شد اما با باورهااای اشتباهمون و شخصیت عجول و کمالگرا به مسایل مالی برخورد کردیم

    و من و پسر کوچکم که الان 17 سالشه از مرداد پارسال برا زندگی به شمال اومدیم

    دقیقا از همون موقعی که من به شمال اومدم به لطف الله خیر بزرگی در آن بود که من با استاد آشنا شدم البته از قبل اسمش را شنیده بودم اما در مسیرش نبودم

    یکی از دوستانم دوره قوانین آفرینش را برام تلگرام فرستاده بود و خیلی میگفت عااالیه اما ذهن من مقاومت داشت که اینکار از لحاظ شرعی درست نیست

    و منی که همیشه سعی کردم به لطف الله مسیر درست را برم برام سخت بود که گوش کنم

    تا اینکه بعد از مهاجرتم و مسایل مالی که بوجود اومده بود حسم میگفت برو گوش کن

    بله دوره را گوش کردم و تمام صحبت هااای استاد بر جان و قلبم مینشست و اجراش میکردم

    زندگیم از لحاظ روابط و درآمد کلی تغییر کرد اما همیشه یه حسی بهم میگفت این طور دوره را گوش کردن اشتباهه

    تا یه روز که شانسی تو اینستا رفتم هدایت شدم به ویدیویی از استاد که در مورد موضوعی صحبت میکرد

    و اون در مورد روون شدن چرخ هااای زندگی بود و ایشون گفتند برا دیدن ویدیوی کامل به سایت مراجعه کنید

    و من اونجا بود که متوجه شدم استاد سایت داره و من به لطف الله وارد سایت شدم و با ورودم به سایت اون ویدیو را دیدم و کلی در زندگی من تاثیر گزار بود

    و بعد هر شب قسمت هااایی از سریال زندگی در بهشت را میدیدم و حالم عاااالی عااالی بود و بعد تمام دوره قانون آفرینش را از توی گوشیم حذفش کردم و ان شاالله به یاری خدا به طور قانونی خریداری میکنم

    خب این تا به اینجای داستان

    چرخ هااای زندگیم با کار کردن روی خودم و توکلم به خداوند داشت روون پیش میرفت تا اینکه پسر کوچکم تصادف کرد و سرش ضربه خورد

    اما خدااای مهربون فرکانس منا طوری بالا برده بود که من اصلا ناشکری نکردم و فقط شکر خدا کردم و حالم هم عاااالی بود و به لطف الله همه چی بخیر گذشت بخیری که میگم دقیقا معجزه اتفاق افتاد

    وبا اینکه تنها بودم اصلا احساس تنهااایی نمیکردم چون خدا را هر لحظه کنارم احساس میکردم اما بعد لز 5 روز که پسرم از بیمارستان مرخص شد و به خونه برگشتیم ترس ها بر من وارد شد و برام کنترل ذهن سخت شده بود

    چرا که میدیدم پسرم ناراحته و از اینکه صورتش زخم شده بود و بخیه خورده بود ناراحت بود و یه گوشش هم صدا میکرد

    و ناراحتی او کنترل ذهن را بر من سخت کرده بود و بعد تصمیم گرفتیم اصفهان برگردیم و یک ماهی را اصفهان بودیم و برگشتیم

    و اصفهان بودم که دوره هم جهت با جریان خداوند بارگزاری شد و به لطف الله تونستم دوره را بخرم و این هم بگم فردا روزی که پسرم تصادف کرده بود دوره عزت نفس و قدم اول 12 را خریدم چون از قبل تصمیم خریدش را داشتم

    اما از اونروز تا حالا دوره ها را گوش کردم اما نه مثل دوره قانون آفرینش

    فرکانسم مدارم تا وقتی رو خودم کار کردم به لطف الله بالا رفته و معجزات و اتفاقات بسیار عااالی برام رخ داده

    اما در مسایل مالی بالا و پایین بوده اما به اون درآمد ثابتی که باید برسیم نه

    و دقیقا هر موقع مدار من در مسیر الهی و ثروت بوده درآمدهااای خوبی را تحربه کردیم اما به محض دور شدنم از فرکانس ثروت و باورهااای محدود کننده قبلیم باز فروشمون افت کرده

    و این تا به اینجای داستان

    و اینکه جرا کنترل ذهن برام سخت شده باز

    چون پسرم احساس خوبی نداره و کلا از بعد تصادفش

    رفتارهاش عوض شده

    خیلی رو صورتش حساس شده با اینکه به لطف خدا با اون تصادف الان صورتش عااالی شده فقط یه گوشش شنواییش را از دست داده و هنوز حس بویاییش کاملا برنگشته من خودم ایمان دارم که همون خدااایی که عمر دوباره به پسرم داد شنواییش و بویایبش را کاملا بر میگردونه اما اون از این موضوع ناراحته

    احساس تنهااایی میکنه

    دوست داره دماغش را عمل کنه و خلاصه بهانه هااای عجیب میگیره

    حالا با اینکه میدونم توجه به هر جی کنی از همون جنس در زندگیت تجربه میکنی

    من میدونم باید جهاد اکبر راه بیندازم تا کنترل ذهن کنم و توجهم را به زیبایی ها ببرم

    اما ذهنم مدام نجوا میکنه که برگرد به شهرت تا مسایلت حل بشه

    من اول با کلی انگیزه و عشق مهاجرت کردم درسته مسیر را تکاملی طی نکردم اما هدفم الکی نبود دوست دارم انگیزه قبلم را بگیرم اما نمیدونم واقعا باید چکار کنم

    از یه طرف مسائل مالی از یه طرف ناآرامی پسرم کنترل ذهن را برام سخت کرده و بیشتر ناآرامی پسرم اذیتم میکنه

    اصلا نمیدونم چرا امروز اینا را نوشتم حتما هدایت خداوند بود که راه حلی برای کنترل ذهن آسان تر بیابم

    و بتونم به لطف الله و هدایت هاش هدایت بشم به مسیر درست

    استاد جااان خدا را شکر میکنم که خداوند شما را در مسیر راه زندگیم قرار داد

    و واقعا ایمان دارم جیزی به نام سکون وجود نداره تو یا باید به کمال برسی یا به زوال

    و من تجربه کردم معجزات الهی را وقتی مومنتوم مثبت شکل گرفته

    اما چه کنم که بزرگترین پاشنه آشیل من اینه که دوست دارم دیگران را تغییر بدم البته الان درصدش کمتر شده و اینکه دوست دارم همه شاد باشند

    و اینکه باید این شادی را در درون خودمون جستجو کنیم

    جالبه میپرسم و جوابش هم به قلبم میاد

    استاد جان عااااشقتونم

    به امید روزی که بیام و از معجزات مالی که در زندگیم اتفاق افتاده براتون بنویسم

    من باید تغییر کنم

    به یاری الله

    میخواهم میتوانم میشود

    در پناه یگانه الله شاد و سلامت و ثروتمند و موفق و سعادتمند دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سمیه اخلاقی گفته:
    مدت عضویت: 1709 روز

    به نام پروردگار هدایتگرم

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز💋🦋

    بی نهایت سپاسگزارم پروردگارم هستم که معلم و راهنما و الگویی چون شما را در مسیر زندگیم قرار داد خدایا شکرت که با شما آشنا شدم و زندگیم معنا پیدا کرد خدا میداند که اگر و در این مسیر قرار نمیگرفتم الان چه وضعیتی را داشتم.

    خدا را هزاران بار شاکرم 🙏🙏

    منی که همیشه خودم را ضعیف احساس میکردم و ناتوان و همیشه فکر میکردم دیگران از من بهتر و بیشتر میفهمنن و دیگران خیلی خوش شانسن و من همیشه بدبیاری میارم 🙄🤕

    تبدیل شدم به دختری که نه دیگه هرگز با کسی درد و دلی نمیکنم و گلایه و شکایتی نمیکنم چون دیگه اصلا درد و دلی برام وجود نداره و بزرگترین دوست و رفیق من خدا شد و ایمان آوردم که تنها خدا برای من کافی است ❤

    و اکنون همان افرادی که من از آنها راهنمایی میخواستم الان آنها از من راهنمایی میخواهن .

    قبلا در درون خیلی احساس ضعف و ناتوانی و کمبود و خلا داشتم و نه اعتماد به نفس داشتم نه عزت نفس در واقعه اصلا نمیدونستم عزت نفس چیه🤔

    چون هیچ کس نه در خانواده نه در مدرسه نه جامعه هیچ جا کسی به من نگفته بود که تو ارزشمندی خودتو دوست داشته باش توانایی هاتو ببین …

    الان خیلی خوشحالم از این همه تغییر درونی و بیرونی مدتهاست روی خودم کار میکنم روی نقاط ضعفم نقاط قوتم. و عاشق خودم هستم و این همه تغییر …

    جدیدا دفتری تهیه کردم و نقاط ضعف خودم را چه در حیطه روابط چه سلامتی و چه ثروت مینویسم و با تمام و جودم تلاش میکنم برطرفش کنم و رشد کنم وتا وقتی برمیگردم به عقب پیشرفت خودم را مکتوب ببینم که کجا بودم و الان به کجا رسیدم و ریشه ای مشکل خودم را حل کنم .

    استاد عزیزم خیلی دوستت دارم خیلی چیز ازت یاد گرفتم توی ثروت توی روابط توی سلامتی همه جا الگوی منی.

    اینکه می خوام زندگیم عمق داشته باشه اینکه هر روز میخوام امروز یکم عمیق تر زندگی کنم رو از تو یاد گرفتم استاد عزیزم💚

    این جمله ای که هر روز صبح که چشمم رو باز میکنم به خودم میگم من امروز میخوام یکم عمیق تر از دیروز زندگی کنم رو از تو یاد گرفتم استاد عزیزم 😍🙈💗💗💗

    عاشقتم و سپاسگزار خدا هستم که بهترین ها را در مسیر زندگی ام قرار داد

    خدایا شکرت برای این آگاهی ها برای این مسیر درست 💖💚

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    مجید نازقلیچی گفته:
    مدت عضویت: 770 روز

    با سلام خدمت دوستان در خانواده عباس منش اهرم رنج و لذت برای من یک قطب نمایی برای

    تشخیص حرکت درست در مسیر خواسته هایم هست تا بتوانم ذهنم را مجاب کنم تا تغییر جدید را بپذیرد مثال در مورد پول رسیدن به پول لذت بخش و خوشایند است چونکه خداوند هم ثروتمندان را دوست داردواینکه پول معنویت می آورد، بهشت در این دنیا و آن دنیا بدنبال دارد،وباعث میشود که جذب پول بشوم ،واگر نرسیدن به پول را فقیری را رنج آور دردناک بدانم که باعث میشود فساد بیشتر بشود مشکلات، گرفتاری

    دزدی ،طلاق و غیره. بیشتر بشود ذهن خودبخود از فقر دوری می‌کند فقر را دوست نخواهد داشت و این یک پروسه طولانی و همیشگی است که باید باشد

    تا عادت. همیشگی بشود که تمام مسایل مثبت را لذتبخش و منفی آنرا رنج آور و متنفر را بدانم تا یک انقلاب فکری ایجاد بشود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    اعظم جم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2898 روز

    سلام به همگی .چقدر خوشبختم که عضو همچین سایتی هستم. امروز برای حل یه مسئله سر دو راهی مونده بودم و واقعا نمیدونستم چکار کنم باید یه تصمیم مهم میگرفتم اومدم توی سایت نشانه امروز من رو زدم و از خدا هدایت خواستم اما نشانه ای که اومد دلمو راضی نکرد و جوابی نبود که ربط به سوال من داشته باشه به قول معروف در ایکی ثانیه خدا با دست مریم عزیزم فایل مصاحبه با استاد که مربوط به امروز بود رو گذاشت روی سایت .سر کار بودم و خدا رو شکر شرایطشو داشتم که این فایل رو گوش بدم و جواب بسیار واضحی دریافت کردم و تا رسیدم خونه باز خدا با یه اتفاق معجزه آسای دیگه بهم نشون داد که این تصمیم درسته و انجامش بدم عمل کردن به این هدایت یه مقدار سخت بود و ترس از حرف مردم و اینکه حالا اون فرد و اطرافیان چه فکری میکنه و … توی دفتر سپاسگذاریم برای نتایج عالی این کار سپاسگذاری نوشتم و کاری که باید انجام می دادم رو انجام دادم و چقدر عالی و با عزت نفس و با جمله های عالی که واقعا فقط خدا بود که توی ذهنم می‌آورد حرفمو زدم و نتیجه بسیار عالی بود و چقدر هم با برخورد خوبی از اون فرد مواجه شدم که فکرشو نمیکردم .هزار مرتبه شکر خدا .سپاسگذارتونم تا همیشه بابت این فایل های آسمونی .دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    حسین شاطری گفته:
    مدت عضویت: 2428 روز

    《به نام خداوند بخشنده مهربان》

    خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…

    سلام سلام به استاد و بانو شایسته عزیزم امیدوارم حال دلتون عالی باشه

    سلام به دوستان همگام حالتون چطور؟ امیدوارم شما هم عالی باشید

    خداروشکر این قسمت از پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو دیدم و خداروشکر میکنم که میتونم یبار دیگه کامنت بذارم خداروشکر…

    خب چقدر این قسمت عالی بود و چقدر سوال تو ذهنم ایجاد کرد و چقدر مسیر رو برام واضح تر کردش، من از دوره ثروت یک استفاده میکنم ولی هیچ وقت به این شیوه به این دوره نگاه نکرده بودم یا شاید تو مدارش نبودم تا به امروز

    به هرحال الان متوجه خیلی از رفتارهایم نسبت به پول را پیدا کردم…

    درباره خلاء های درونی هم باید بگم البته این درباره خودمه که میگم شاید بخاطر هم خلاءها بودش که تا پول بدست می آوردم سریع خرج چیزهای میکردم که از بچگی یا تو بزرگسالی دوست داشتم که اون حس درونم یا همون خلاءها رو پر کنم و اصلا به این فکر نمیکردم که آیا این محصول بدردم میخوره یا نه یا اینکه تا حالا این همه پول بدست آوردم کجا رفته؟؟ هیچگاه اینجوری فکر نکردم تا به الان که خیلی ذهنم رو درگیر کرد!!!! چرا یه مدتی بود که من از هر ورودی ام پنج تا 10٪ میذاشتم کنار و الباقیش رو استفاده میکردم ولی خب متاسفانه به خاطر باورهای نامناسبم بعداز یه مدتی همه اون 10٪ها رو خرج میکردم و شرایط برای ساختن پول برام سخت تر میشد، دقیقا همین شرایطی که توی این چندماه اخیر داشتم خوب پول می‌ساختم ولی هنوز نیومده خرج میشد یا بقول قدیمی ها از قبل چالشو کنده بودم متاسفانه…. حالا خداروشکر پولایی که تا به امروز خرج کردم میتونم به جرأت بگم که حداقل خرج چشم رو هم چشمی یا show-off کنم نبود و نخواهد بود و بیشتر نیازهایی بوده که بخاطر نساختن ثروت بطور مداوم بود که روی هم جمع شده و با ورود یه مقدار پول طود خرج می‌شده که همیشه اینها حاکی از کمبود باورهای ثروتم هستش که دارم آرام آرام روی خودم کار میکنم و خداروشکر هم خدا نشانه هاشو برم میفرسته که درسهایم را خوب یاد بگیرم… خداروشکر

    سوال‌هایی که بانو توی متن این قسمت پرسیدن رو دوست دارم جواب بدم

    1. چند درصد از پولی که می سازید را خرج می کنید؟

    خب فعلا تا به امروز 100٪ پولی که میسازم رو خرج میکنم، البته یه نکته رو بگم تو این مدتی که دارم روی باورهام کار میکنم خداروشکر پولی که میسازم زمان بیشتری تو حسابم میمونه ولی قبلا باورتون نمیشه مثلا توی یک روز من 30میلیون تومان رو خرج میکردم و کِی متوجه میشدم که چی شد چطور شد چرا یدفعه ای این پول خرج شد زمانی که فرداش پول برای خرید حتی یک نان هم نداشتم و چقدر برام الان جالب که اون زمان میگفتم آره دیگه درسته این همه قرض و بدهی این همه کرایه و

    خورد وخوراک طبیعی که چیزی برات نمونه ولی امروز با این فایل متوجه شدم که ای دادبیداد چه کلاهی سرم رفته و چقدر پول تا به امروز خرج کردم، یه چیزی بگم الان یادم افتاد من شب عید همین 1404 مبلغ 150 میلیون تومان پول ساختم که تو همون 15 روز فروردین تمام شد و الان ….. ینی دراین حد، البته نکته مثبتش این بود که من درآمدم بهمن ماه 1403 به قبل صفر تومان بود ولی از بهمن ماه تا آخر اسفند با کارکردن روی همین پروژه مهاجرت و دوره لیاقت درآمدم صفرم را به 150 میلیون تومان رسوندم خداروشکر این خیلی نکته بسیار مثبت بود برام خداروشکر ولی اینکه این 150 تومن چجوری خرج شد و کجا خرج شد نشون دهنده اینه که من هنوز با پول دوست نیستم…

    2. چقدر میان پولی که می سازید و پولی که خرج می کنید، تعادل برقرار می کنید؟

    فعلا صفر درصد من فقط بلد بودم خرج کنم حالا نه زیاد پیش پیش ولی تا دستم می‌رسید کمبودهای گذشته و حال رو جبران میکردم متاسفانه ️

    3. چقدر از وسایلی که با آن پول خریده اید، استفاده می کنید؟ و چقدر آن وسایل نیازهای اساسی شما را فراهم می کند؟

    اینجا هم میتونم به جرأت بگم 90٪ وسایلی که خریدم با اون درآمدم همه رو استفاده کردم تا پدرشون رو درآوردم :)) و 90٪ هم نیازهای اساسی ما بود ولی خب قبول دارم باید 10٪ هامو کنار میذاشتم بعد برای همون نیازهای اساسی امون بیشتر تلاش میکردم ولی انجام ندادم متاسفانه

    4. چقدر مسائل شما را حل می کند به گونه ای که زندگی برای شما آسان تر می شود؟

    مسائل رو حل میکرد ولی مسائل گذشته رو حل میکرد و تو روند زندگی ام هیچ تاثیری نداشت چون با اون باورهام همش داشتم درجا میزدم

    5. چقدر خوشحالی شما از آن خرید، پایدار است؟ (آیا مدت خوشحالی شما از آن خرید، در حد باز کردن بسته و امتحان کردن آن است یا اینکه آن خرید، واقعا با حل یک مسئله، به شما کمک می کند؟)

    خخخخخخ هیچی سوال بعدی لطفا :)))

    6. چقدر از وسایلی که خریده اید، فقط به انباری خانه تان اضافه شده؟

    خداروشکر فعلا کار به اونجا نرسیده

    خب سوالهای خیلی عالی بود و منو خیلی بفکر فروبردش حالا درست که من صادقانه جواب دادم ولی باید خیلی به این سوالات فکر کنم که چرا باید کار به اینجاها بکشه؟؟؟؟ من یه اعترافی رو اینجا بگم!؟!؟

    ببینید من اصلا کاری به کسی ندارم حتی همسرم من خودم بشخصه وقتی روی فایل ها رایگان، محصولات و کامنتهایی که بانو شایسته ، استاد و دوستان عزیزم روی سایت میذارن تمرکز میکنم تمرین میکنم کار میکنم واقعا کار میکنم نتایج باورنکردنی میگیرم و چقدر زندگی برآن روانتر، آسان تر و لذت بخش تر میشه از همه جنبه مخصوصا مالی ولی زمانی که نمیتونم بین کار کردن روی باورهام و شغلم تعادل ایجاد کنم کل زحماتی از بین میره و چقدر منو عقب میندازه ینی چی ینی اینکه من روی باورهام کار میکنم و توی شغلم که املاک هستم بقدری شلوغ میشم و از در و دیوار از زمین و آسمان برام مشتری میباره و منو غرق کار میکنه که کم کم کم کم نمیتونم روی باورهام کار کنم وقت کم میارم یا خیلی خسته میشم و دوباره برمیگردم سرخانه اولم و حتی خیلی بدتر از قبل میشم، دقیقا مثل همین مدتی که کار کردم شلغ شدم از سایت و تمرین کردنهام دور شدم و دوباره شدم یه آدم منفی… واقعا الان بزرگترین پاشنه آشیل من همین برقراری تعادل بین سایت و کارم که خیلی بهم آسیب زده!!! دوستانی که این شرایط داشتن و تونستن حل کنند یا دوستانی که راه حلی برای این موضوع دارند لطفا کمک کنند تا منم این مسئله رو حل کنم، باتشکر ازتون (دسته گُل)

    خداروشکر میکنم که بازهم تو مسیر قرار گرفتم خداروشکر

    استاد و بانو شایسته خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس

    خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1191 روز

    دروداستادعزیزم ومریم نازنین

    وهمه دوستان عالیم

    الهی شکرت بابت نشانه ای دیگرودیدن روی زیبای استادومریم عزیزدرقاب عالی .

    هرروزعالی ترشدن وعالی ترزندگی کردن وباتوجه به شرایطم سعی کردم زندگی کنم وهر

    آنچه که دوست دارم بخرم ولذتش راببرم ونگران هیچ چیزنباشم وخداروشکرمی کنم که باتوجه به خودکفایی ام درمجردی وسرکاربودنم، تجربه خریدهمه چیزآن هم عیاردارش راداشتم به لطف خداونداماکمترلذت می بردم .امروزازهرچه که دارم لذت می برم وروی اولویت بندی خریدی انجام می دهم.

    بیشتردوست دارم روی خودم ،ذهن وآرامش قلب زیبایی که خداوندبهم هدیه داده سرمایه گذاری کنم وهرروزم آگاه تروباعملکردعالی به پیش بروم ومی بینم که چقدرموفق شده ام واززندگیم لذت می برم وخوشبخت هستم ،خدایاشکرت.

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید، دوستتون دارم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: