مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    226MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 973 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش و همراه عزیزشون

    و همه دوستان باخال و صمیمی این خانواده

    خدارو شکر برای این فضا و آگاهی ها

    من تابحال محصولی تهیه نکردم و تعداد خیلی کمی از فایلهای دانلودی رو دیدم

    چندین ماه قبل به واسطه اتفاقاتی و دکتر عزیزی،با سایت شما آشنا شدم،اما فقط درحدی که یکی دوتا فایل رو دیدم،والبته مطالب زیادی رو هم خوندم

    ولی بعدش دیگه کلا تا دوسه ماه سری به این سایت نزدم

    اما تو همون دوسه ماه به طرق مختلف با مطالب و آگاهی های دیگه ای آشنا شدم،کتابهایی رو خوندم،فایلهایی رو گوش کردم،که من رو در مسیر درست و الهی قرارداد،و خدارو هزاران بار شکر که تو این مسیر قرار گرفتم و با نشونه هایی که دیدم فهمیدم مسیر درسته

    و دیگه دوباره اومدم تو سایت و بنظرم وقتش بود با مطالب دانلودی سایت روی خودم بیشتر و بیشتر کار کنم

    و بازم خداروهزاران بار شکر میکنم

    اینم اولین کامنتمه

    چون این فایل اولین فایلی بود که تمام کامنت هاش رو خوندم

    و چقدرررر هم دوستان نظرات زیبا و مثبت و پر از نکته ای داشتن

    منم به این دلیل تمام نظرات رو خوندم،چون دقیفا حرفی که استاد زدن که یک هزارم درآمد رو باید خرج کرد،منو به فکری عمیق فرو برد،چون منم آدمی هستم که با اینکه درامد بالایی ندارم اما اون رو خرج میکنم تا آخر،نه خرجهای اضافه و خیلی الکی،ولی کامل خرج میشد،و وقتی نظرات رو خوندم واقعا از هرکدوم نکته ای رو یاد گرفتم و واقعا الان دیدگاهم خیلی نسبت به مدل خرج کردن پول تغییر کرد و باید رو یه سری باورها خیلی کار کنم

    خیلی خیلی ازدوستان بابت نظراتشون ممنونم

    و ممنونم از استاد عباس منش بابت آگاهی های فوق العاده شون

    و هزاران بار ممنونم ازت خدا که من رو تو این مسیر قرار دادی و این آگاهی بهم داده شد و نشونه ای که برم و روش کار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    رضیه واحداصل گفته:
    مدت عضویت: 1151 روز

    ب نام خدایی ک هرآنچه دارم از اوست

    سلام استاد عزیزو مریم بانوی نازنین

    چ مطلب فوق العاده ایی من این اهرم رنج و لذت رو بارها تو فایل ها شنیدم

    ولی تاحالا انجام ندادم

    دوره ایی هم خریداری نکردم ک شیوه ی انجام این تمرین رو بدونم اما راهکار خیلی تاثیر گذاری ب نظر میاد

    استاد برای این اموزه هاتون تزتون بینهایت سپاسگذارم

    ممنون برای این سوالات مفید

    و جواب های گرانبها

    درپناه الله مهربان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1603 روز

    بنام تنها قدرت جهانم”

    بنام خدایی که مرا افرید .و مرا هدایت نمود…

    سلام و درود به فایل مهاجرت ……

    مهاجرت و تغییر باورها خودش از هر چیزی”که فکرشو میکنم…بالاتره…

    و من این مفهموم رو با ادامه دادن و حرکت کردن در مسیر راستی و درستکاری درک کردم..

    درکی که عملکرد رو بهم نشون داد…

    الله اکبر از عدالت الهی که اینقدر قوی و ثابت و پابرجاست..که یه زره هم نمیشه برخلافش حرکت کنی..هر خلافی زود بهت نشون میده…

    من اینو دارم اینروزا بیشتر می چشم..حتی برای کوچکترین کارهام..دقیق و واضح و شفاف بهم نشون میده…

    قربون عدالتش برم..فقط میتونم یه کلمه بگم..الله اکبر…

    این فایلهای مهاجرت چند درجه وجودمو همجوره دگرگون کرده..

    من همیشه گذشته ها یه ارتباط ناجوری که با دیگران داشتم..شب قبل از خواب.بهش فکر میکردم میگفتم چرا اینجور برخوردی داشتی و از خودم سوال میکردم..

    من همیشه دوستداشتم خیلی چیزها رو بدونم خیلی چیزا رو سر در بیارم.منظورم از رفتار خودم در روابط..و همین شد…تا بیام توی این سایت تمرکزی روی بهبودم در روابط و شخصیت کار کنم..هر چقدر کار کنم احساس میکنم هنوزم جای کار کردن دارم…

    میخام راجع به این فایل طبق تمرینات دستاوردهای روزانه ام .باعث شد تا بیشتر بسمت رشد و پیشرفتم کمک کنم.واقعا همجوره اثراتشو می بیینم.

    انگیزه ام در مسیر قوی شده…وقتی واکنش اطرافمو راجع بخودم می بینم بیشتر درک میکنم چجور عملگرایی خوبی رو داشته باشم…

    و خیلی انگیزه هام قوی تر شده..

    پاشنه هامو بیشتر درک میکنم..

    وواقعا از وجودم درکش میکنم.چند تا مورد اساسی سالها من بخاطرش ضربه ها خوردم.چون خیلی شخصیه نمیتونم بیانش کنم..

    تا امروز دیدم بازم دارم “درونش غرق میشم.و نشستم اهرم برای خودم ساختم…

    گفتم اگه انجامش بدی خبری از هیچی نیست باید قید خاستتو بزنی..

    و این مورد الان من 36 سالمه.از بچگی داشتمش اونم بخاطر یسری اتفاقی که در کودکیم افتاده بود..

    استاد عزیزم دیدم هنوز کم و بیش دارم توی رفتارم می بینم.خداوند دیشب یفردی رو برام فرستاد..دقیقا مثل مرغ پر کنده ایی داشتم دور خودم میچرخیدم.. خداوند بهم یه وعده ایی داده بود تا بهم نشون بده..و همینجورم شد…

    من داشتم بازم از راه دیگه به این سمت میرفتم..

    ریشه اولشو به لطف خدا خشک کردم.

    ولی هنوز یه کوچکلو داشت کِرمشو میریخت..

    چند مدت خداوند بصورت واضح تو خواب تصویری بهم نشون داد.

    ولی هنوز تکه هاش تو درونم بود.یوقتایی وارد بدنم میشد..

    تا اینکه دیشب تصویری بهم نشون داد…

    من به اشتباهم پی بردم…

    امروز توی تمرین دستاوردم نوستم اگه میخای وارد این خاسته بشی باید بتونی دست از این عادت برداری که در اینده ضربه ها میخوری..

    و برای خودم اهرم رنج و لذت شدیدی بستم..امروز کلی خلوتهای خصوصی داشتم با خدا…چه درهایی برویم باز شد..چه تمریناتی بیینمون حل شد…

    و نکته بعد..اینروزا انگیزه ام راجع به بیزنسم خیلی قوی شد…طبق روندی که پیش میرم…

    اول هفته هدایت شدم به فایل قبلی..به محض تموم شدنش الهام بعدی شروع شد برای قدمهای بزرگتر..

    من برنامه کاری.بیزنسمو “پیش رفتم..دیدم…دیشب با یه روز تضاد زیاد ولی پر از درس برای پیشرفت کاری و شخصیتی..

    واقعا روز خاصی بود…

    تا امروز هدایت شدم تا ورژن جدید تری رو از خودم ساطع کنم..

    از این داستان شروع شد…بصورت عینی و شفاف..من یه نقدار توی کارتم بود.چند تا وسیله لازم باید برای کارم میخریدم..رفتم اونا رو خریدم .و اومدم از هر کدوم دوتا خریدم..

    و اومدم یچیز دیگه برداشتم.صبر اومد…

    بخدا صبر اومد .همون لحظه گفتم ولش کن نیازمه بزار بخرمش..

    من یه مقدار کم دیگه مول توی کارتم موند..

    خداوند همون لحظه بهم الهام کردا..که خرید اضافی نداشته باشم ولی من بحرفش گوش:نکردم..

    تا اینکه قدم الهامی جدیدم…نیاز به اِن تومن”پول بود.اومدم خرید بزنم…دیدم ای وای پولم کمه..

    ….برگردیم به گذشته شخصی خودم..من همیشه مقدار پولی که داشتم همه میرفت برای داخل کمد و بدون استفاده..فقط نگاه فلان شخص از اقواممون نگاه میکردم..ایتقدر هزینهامو بالا برده بودم…کارت مولمو تا اخر صفر میکردم..

    من یه عادت زشت و کثیف رو داشتم هر سری تکرار میکردم..

    چند بارم خدا از طریق قران بهم الهام کرد دقیق یادم نمیاد..کدوم ایه از قران بود.ولی دقیق بهم گفت..همین صحبتها رو..

    ولی من داشتم نالایقی خودمو نسبت به پول نشون میدادم..

    جوری که همیشه دست و پا دراز در برابر مسایلم بودم.الان تو کمدم یسری چیزهای اضفی گذاشته یا توی اتاق کارم..

    همیشه خودمو لنگ پول میدونستم.

    این عادت خیلی ریشش تو درونم قوی بوده و هنوزم هیت..

    امروز یه اهنگ زیبا گذاشتم تو گوشم. قبل از گوش دادن به این فایل.کلی با مول معذرت خاهی کردم.

    بخدا خود بخود بخاطر تضاد دیروز امروز هدایت شدم که حسابی از پول معذرت خاهی کنم.

    و اینقدر نوشتم …

    گفتم پول عزیزم دوستتدارم.ببخش من سالها بهت بدی کردم..تو بهم خدمت کردی..ولی من همیشه لَنگت بودم..

    بازم منو ببخش عزیز دلم بیا با هم دوست بشیم و سعی میکنم اینبار خیلی بهت احترام بزارم..

    من با وجودی که میدونستم کارم اشتباه هست.ولی وقتی توی یه موقعیتی قرار مبگرفتم نمیتونستم بهت خدمت کنم.

    منو ببخش بیا عزیز دلم..تو رحمت الهی هستی تو از طرف خداوند برای من اوندی تا منو سپاسگزار کنی..

    اینقدر حرف زدم..4 ساعت نوشتم باهاش رقصیدم لذت بردم..

    با هم رفتیم تو نقشه دبی…رفتیم ثرت شهر دبی رو دیدیم…

    خیلی باهاش حرف زدم…

    و سعی کردم که دیگه تکرار نکمم و این اهرم رنج رو در درونم قوی کنم..

    چون بعضی موقفها پولم به حل مسیله ام نمیرسید.همه میشد گوشه کمدم…

    و یا بار اضافی در اتاق کارم.من نیتونستم یه دونه از اون وسیله رو فعلا این مدت کار کنم.ولی حرص داشتم..

    خیلی معذرت ازش خاستم..و بخودم قول دادم بیشتر دوستش داشته باشم..

    و لطف خدا باعث شد بعداش تمرکزی بیام اینو از دهان مرد بهشتیم درک کنم..

    واقعا این پاشنه این سوراخ بد توی وجودم رخنه کرده..که خودش یه جهاد اکبره.

    ولی اینقدر اینروزا این انگیزه رسیدن به خاستهامو درک کردم.اینقدر خداوند بهم نشانه میده.اگه من همون ادم قبل باشم هیچ خبری از موفقعیتم نیست..

    اینو توی زندگی روزمره مون میتونیم شاهدش:باشیم.چند وقت پیش داشتم یه شلوار رو کِش میکردم…

    یه لحظه سر نخ کش رو رها کرده بودم و داشتم با سوزن قفلی پیش میرفتم..

    رفتم جلو دیدم ای وای کشم داره همرام میاد…

    و اومدم با سوزن قفلی دیگه به خود شلوار بستش زدم و مسیر کش رو رفتم و اخری هر دو رو بهم دوختم…

    قانون و عدالت الهی هم همینه…تا ما نشتی دارییم هیچ چیزی تکونم نمیخوره..تا من درونی شخصیتی درست نشم.هیچی درست نمیشه..

    اصلا اینروزا هدایت الله و و باورام با هم هماهنگ شده …نمیدونم چی بگم از این نظم الهی خداوند..

    من خیلی سعی کردم قرضیهای زندگیمو کمتر کنم ..همین امسال ..

    طی پنچ سال من با فرد نزدیکم طی قراردادی از یه وامی که من براش تامین کرده بودم.و باید یه سود چند میلیون تومنی بهم پرداخت میکرد.

    خداوند بهم الهام کرد باید ببخشیش…

    و روزشو وقتشو بهم الهام کرد.انگار یه بندی توی گردنم بود.از گلوم کنده شد…

    و خیلی نشتیهای دیگه…

    که میدونم اگه ادامش میدادم این هدایتها و قدمها نمیومد..

    تضاد دیروز با الهام این درس رو بهم داد.دیگه باز اخرت باشه پولاتو تو مسیر نادرست و پوچ خرج میکنی…

    و منم چشم گفتم اینبار رنجش خیلی بهم فشار اورد…و سعی کردم همیشه تکیه گاهم خودم باشم..و بسیار خوشحالم قوی تر میشم..

    مثل همون روز که یه تضادی شخصی و رابطه ایی کمرمو شکوند…و باعث شد منو در جهت راست هدایت بشم..اگه اون تضاد نبود من به خودشناسی و خداشناسی نمیرسیدم..

    نمیدونم چی بگم از عدالت الهی که هر چقدر خودمو میشناسم.احساس میکنم کم دارم…چون این مسیر تمام نشدنیه.این مسیر من باید هر روز خودمو بهبود بدم…

    اگه بهبود ندم توی این وضعیت برای همیشه میمونم و تعقییریم نمیکنم!

    پس چقدر خوبه بیشتر خودمو نو بشناسیم و سعی کنیم هر روز بهتر و بهتر و بهتر باشیم..و جلوی نشتیامونو بگیرییم..

    نمیتونی باورات خراب باشه بری بسمت مدار بالا..

    مثل وسیله ایی میمونه که اگه تعمیرش نکنی بهش بها ندی…نمیتونی کارتو باهاش پیش ببری..باید برای پیشبرد کارت و مسئله ات…بهترین خودت باشی…

    چقدر خوبه از از نشانه هایی که روزمره بهمون الهام میشه با قدرت بیشتری قدم بردارییم..

    سپاسگزار این خداوند و این سایت الهیش هستم که هر لحظه ما را بسمت پله های رو به رشد هدایت میکند…مخصوصا توی مسیر راستی و پاکی و درستی!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    آوه پیری نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3390 روز

    سلام استاد عباسمنش عزیزم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد

    سلام استاد شایسته عزیز و سخاوتمند

    سلام دوستان عزیز و توانمندم

    گام 22

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر :

    اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی

    طبق تعهدم کامنت و میزارم حتی اگه ربط هم نداشته باشه فقط برای اینکه قدم های تکاملی برای به ثمر رسیدن خواسته ام رو ثبت کنم تا همیشه بخونمش تا با تکرار بمباران کنم چموش مزاحم رو

    پیوست به کامنت قبلی که توضیح دادم الهاماتی و نشانه هایی دریافت کردم برای پیشبرد خواسته ام

    همونطور که گفته بودم دیدم ترس دارم نمیتونم اقدامات و ادامه بدم طبق عادت همیشه دیشب قبل خواب با خدا حرف زدم و پایان حرف زدنم ازش سوال پرسیدم برای حل مسئله ام چکار کنم امروز که دکمه ی نشانه ی من رو زدم خدا دیگه از این واضح تر نمیتونست بهم بگه جواب درخواستم رو نشانه ی من فایل 55 زندگی در بهشت بود

    که استاد فرمودن :

    همونطور که میبینین داریم تریل زیبایی که با عزیز دلم درست کردیم و اینجا ازش با دوستانمون استفاده میکنیم ، اینجا در واقع جز اولین قسمت هایی از پرادایس که اگر یادتون باشه شروع کردیم پاکسازی کردن و اونموقع اصلا فکر نمیکردیم که چه استفاده هایی ازش بشه فقط برای اینکه هم تفریح کرده باشیم هم ورزش کرده باشیم هم یک فضایی برای پیاده روی خودمون درست کرده باشیم اومدیم اینجا رو درست کردیم و بعدش چقدر اتفاقات افتاد چقدر همون شروع در واقع تمیزکاری پرادایس به چه نتایج بزرگی منجر شد و الانم دارید میبینید که با این دوستانمون هم داریم یه پیاده روی حسابی میکنیم دور تا دور زمین که البته در ادامه در قسمت های آینده خواهید دید که این پاکسازی پرادایس و این درست کردن تریل برای پیاده روی و موتور سواری به چه نتایج خیلی خیلی فوق العاده ای انجامیده یعنی واقعا همه چی با قدم اول شروع میشه وقتی ادامه میده خیلی خیلی اتفاقات خوب می افته ، این تریل هم اینقدر زیباعه اینقدر قشنگ که حد و حساب نداره یعنی هر روز صبح که بلند میشیم از خواب سعی میکنیم اول بریم توی تریل پیاده روی کنیم با عزیز دلم و صدای پرنده ها رو بشنویم و بعد بیایم روزمون و آغاز کنیم

    یعنی از این واضح تر میشد انرژی قدرتمندم (خدا) جواب بده

    من برای کارم از انرژی قدرتمندم (خدا) پرسیدم برای پیگیری پروژه ام زنگ بزنم یا منتظر بمونم ببینم خبر میده یا نه ولی دیگه با این جواب تمام کرد همه چیز

    من قبل تماس گرفتن رفتم پیاده روی برای کنترل ذهن و قدرت بخشیدن به خودباوری بعد با فرکانس بالا و حال خوب ادامه مسیر و برم که تماس گرفتم ولی اون شخص گفت اگه میشه یکساعت بعد تماس بگیرین من توی جلسه هستم بخاطر اینکه چموش مزاحم چرت و پرت گفتن و شروع نکنه گفتم میرم قدم میزنم صحبت با خودم و تغذیه خودباوری و یادآوری به خودم پروژه های من فوق العاده ارزشمند هستن و قلب منم تایید کرد آره برو قدم بزن و مدارت و حفظ کن و الان که دارم این قسمت و میگم دارم دیوونه میشم چشام پُر از اشک خدا منو برد و برد به یک مسیری یکی از دوستام و دیدم ولی متفاوت تر از قبل همیشه میدیدمش یک سلام و احوالپرسی ساده ولی اینسری اومد سمتم باهام حرف بزنه جالبه قلبمم تایید کرد که برو باهاش حرف بزن در صورتی که این روزا اصلا دوست ندارم دور و برم کسی باشه همیشه دوست دارم تنها باشم ولی ناخودآگاه کشیده شدم با یه قدرت شدید به سمتش ازش پرسیدم کسب و کارت چطوره گفت خداروشکر خوبه اون ازم پرسید تو چکار میکنی کجایی دلم برات تنگ شده بود گفت بیا بغلت کنم ببین دلم برات تنگ شده اونجا گفتم این دوست من نیست این خداعه چون هیچوقت ارتباط بین ما اینجوری نبود بعد گفت چیکار میکنی گفتم هستم سرگرم کارمم از خونه زیاد بیرون نمیام تمرکزی روی انجام دادن کارمم گفت دمت گرم چیکار میکنی گفتم کارم اینه گفت عه دمت گرم قول بده بالا بالاها ببینمت ها گفتم چشم داداش خلاصه حرف رفت سمت هدف و خودباوری خودمم هنگ کردم گفت ببین فقط به هدفت فکر کن فقط روی هدفت تمرکز کن ، اصلا حرف هیچکس و گوش نکن فقط با قدرت ادامه بده خدا جواب میده شک نکن یعنی اینجا که گفت ادامه بده خدا جواب میده اشکام داشت میومد خودمو کنترل کردم گفتم چشم داداش بیا بغلت کنم بعد باز هم هر چیزی که گفت فقط از قانون بود انگار داشت فایل های احساس لیاقت و بصورت فایل زیپ شده برام مرور میکرد داشتم دیوونه میشدم بعد چون قرار بود تماس بگیرم خداحافظی کردم یکبار دیگه بغلش کردم موقع اومدن گفتم دیدی اینم نشانه ی خدا برای تایید درستی مسیرم دیگه چی میخوای و بازم با خودم صحبت کردم ادامه تغذیه کردن خودباوری و ایمان و ارزشمند دونستن پروژه هام

    ●○ دوستان عزیز این قسمت صحبت های استاد و دقت کنین

    《 این تریل هم اینقدر زیباعه اینقدر قشنگ که حد و حساب نداره یعنی هر روز صبح که بلند میشیم از خواب سعی میکنیم اول بریم توی تریل پیاده روی کنیم با عزیز دلم و صدای پرنده ها رو بشنویم و بعد بیایم روزمون و آغاز کنیم 》

    استاد عباسمنش و استاد شایسته عزیز با اینکارشون هر روز به خودشون یادآوری میکنن دستاورد خودشون و لذت میبرن و سپاسگزاری میکنن این باعث میشه شروع روز فوق العاده ای داشته باشن با اینکار به ذهنشون میگن اگه تونستیم به این دستاورد برسیم به مابقی دستاوردهامون هم میتونیم مثل همین برسیم

    استاد عباسمنش عزیزم خودتون هم خوب میدونین تعهد دادن توی جمع توی عموم یک ایمان قوی میخواد یک خودباوری قوی میخواد ولی از اونجایی که از بچگی هر عملی رو که میخواستم انجام بدم وقتی به خودم باور داشتم میتونم انجام بدم همیشه به همه میگفتم من اینکارو میکنم همیشه هم مسخره میکردن ولی من چون باور 1000 ٪ داشتم ادامه دادم و عمل کردم و جالبه توی تمام مواقع هم به سرانجام رسوندم اون عمل و

    الان هم اینجا به خودم تعهد میدم برای پروژه هام که میتونم نتیجه ای که میخوام به ثمر میرسونمممم و میام براتون از نحوه اتفاق افتادنش میگم

    استاد عباسمنش عزیزم عاشقتم خیلییییی خیلییییی زیاااااااد بابت تمام آموزش های فوق العاده ارزشمندتون ازتون با تمام وجودم سپاسگزارم

    استاد شایسته عزیز و سخاوتمند ازتون بینهایت سپاسگزارم

    دوستان عزیز و توانمندم از شما هم بابت تمام کامنت های توحیدی و فوق العاده ارزشمندتون بینهایت سپاسگزارم

    خدای عزیزم

    خدای درونم

    انرژی قدرتمندم

    انرژی دوست داشتنی تو وجودم

    قدرت بینهایت

    قدرتی که هر ثانیه ثانیه منو هدایت میکنی به مسیر زیبایی ، آرامش ، عشق و ثروت

    عاشقتم که عاشقمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1162 روز

    به نام خداوند مهربان و بخشنده

    گام 21

    خداوند را هزاران مرتبه شکرت بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت

    سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم

    امروز برای یک خواسته ای رفتم اقدامات عملی را انجام دادم و همین که با پدرم حرف زدم پدرم به حرف هایم گوش نمی کرد و هی می خواست حرف های خودش را بزند و بگوید تو چیزی نمی‌فهمی بعد که مکالمه من تمام شد دلم شیطان نجوا می کرد و خاطرات بد که داشتم را مرور می کرد و می خواست مرا در مدار ناخواسته قرار بدهد و می خواست حالم را بد کند بعد یکم نشستم خودم را آرام کردم و به من خداوند الهام کرد که قدردان پدرم باشم در حالی که منطقی به نظر نمی رسید وختی کمی بیشتر فکر کردم و دیدم که اگر من جای پدرم بودم همین حرف ها شاید می زدم همین صحبت ها را می کردم از نظر پدرم راه درست است و بعد وختی سپاسگزاری کردم و خالم را خوب کردم خداوند خیییلی واضح برایم گفت شاید از این خواسته از یک طریق دیگری هدایت بشوی تو چی می دانی پلان خداوند همیشه بهتر من هم سپردمش به دست رب العالمین و خداوند در بهترین زمان و بهترین شرایط ممکن هدایتم خواهد کرد الهی شکرت

    خییلی زمان ها همین طور بوده که من هدایت را ندیدم و نخواستم دلم را بسپارم به جریان هدایت و دیدم چقدر ضربه خوردم حالا می خواهم رها باشم نخواهم بچسپم به خواستم خداوند هدایت می‌کنه الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    صدیقه قادرنیا گفته:
    مدت عضویت: 606 روز

    سلام وقت بخیر

    وای خدای من چقدر زیبا گفتید من تا حالا چندین بار از خودم سوال کرده بودم که این پولهایی که ساخته ام کجا رفته و همیشه در جواب خودم می گفتم پول من برکت نداشته ،اما امروز فهمیدم پولهایی که من در تمام این مدت می ساخته ام با من قهر بوده چون من اصلأ پول را نگه نمی داشتم و همه‌ی آن را هزینه می کردم و باور داشتم پول برای هزینه است باید خوش باشم و در آخر ماه پولی در حساب نبود

    امروز فهمیدم من در خرج کردن زیاده روی می کرده ام با پول رفیق نبودم فکر که می کنم می بینم خیلی از چیزهایی که می خریدم هوس بوده و لازم نداشتم و مدتها بدون استفاده در کابینت قرار داشت و بعد طی یک سال از منزل اخراج می شد چون می خواستم خانه از انرژی منفی تمیز شود حتی گاهی اوقات مواد غذایی

    امروز با شنیدن حرفهای استاد متوجه ایراد کارم و باور نادرست خودم شدم باید تغییر عادت بدهم چیزی که لازم نیست نخورم پس اندازم را افزایش دهم و یک کلام با پول دوست شوم پس این شد یکی دیگر از اهداف من ،برای رسیدن به آن کمر همت ببندم و آرام آرام قدم بردارم

    با تشکر از شما استاد گرامی

    شاد و پرانرژی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    پیمان و سامان گفته:
    مدت عضویت: 1973 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز

    خداوند را بی نهایت سپاسگزارم که همیشه مرا هدایت میکند و حامی و پشتیبان من هست البته که به اندازه ای که ما باورش داریم و به اندازه ای که ازش کمک بخواهیم به اندازه ای که روش حساب باز کنیم صد البته با توجه به مداری که توش هستیم دقیقا متناسب با اون مدار ما رو هدایت میکند خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم

    چند وقته که من نمیتونم پول رو توی حسابم نگه دارم و همیشه ته حسابم خالیه یعنی تا پولی میومد سریع خرج میشد یعنی ی جوری شده که اتفاقاتی پیش میومد که اون پول توی حساب من نمونه هر چی میخواستم حسم رو خوب نگه دارم و بی خیال بشم باز حسم بد میشد که چرا اینجوریه چرا من نمیتونم پول رو توی حسابم نگه دارم بعضی مواقع نجواهای ذهن اینقدر فشار می‌آورد که واقعا ناامید میشدم ولی باز سعی میکردم خودمو آروم کنم و تا جایی که ممکنه حسم رو خوب نگه دارم البته ک من همیشه از خدا کمک میخواهم اینبار هم ازش خواستم کمکم کنه البته رابطه من با خدا یجوریه ک توی هر حالتی که باشم به فکرش هستم مثلاً وقتی خیلی بهم خوش میگذره یا اتفاقات خوبی میفته میگم خدایا دمت گرم مرسی که هوامو داری و اگر اتفاق بدی هم بیفته حالا میگم بد شاید بد نباشه ولی ما هرچی مقابل خوب رو میگیم بد مثل همین از دست دادن پول که واقعا ی تضادی بود و الآنم هست که باید حلش کنم خلاصه با همین لحن و ادبیات ازش خواستم کمکم کنه خدایا این چ وضعشه بابا من این همه روی خودم کار میکنم اینهمه آدم زرنگی هستم(شواف نیست واقعا آدم زرنگیم) اینهمه عمل میکنم حرکت میکنم فقط حرف نمی‌زنم همش از تو کمک میخام تو عمل کردن و حرکت کردن انصافا خوبم پس این چ وضعشه چرا اینجوریه کمک کن بابا جان هر کاری میگی انجام میدم بگی از این بالا خودتو بنداز پایین خودمو میندازم دیگه چیکار کنم خسته شدم کمک کن واقعا وظیفه داری بهم بدی و هدایتم کنی

    البته اینو بگم این جوری نیست ک خدا دلش برای من بسوزه بگه آخی باشه الان هدایتت میکنم عزیزم ولی من اون لحظه اینجوری از خدا خواستم

    مثل همیشه منو هدایت کرد به این فایل تا جواب سوالمو پیدا کنم واقعا میگم شوک نشدم چون خیلی وقته ازش کمک میگیرم و منو هدایت می‌کنه حالا هر بار به شیوه ای منو هدایت می‌کنه ازش سپاسگزارم واقعا از ته دل ازش سپاسگزارم توی یکی از فایلها استاد میگن به اندازه ای که خدا رو باور داری کارهارو برات انجام میده من هم خیلی روی این باور کار میکنم ک خدارو بیشتر باور کنم تا کارهارو برام انجام بده

    استاد خیلی از شما هم سپاسگزارم ک دستی از خدا هستین و مارو راهنمایی میکنید خیلی انرژیت مثبته خیلی حرفات به دل میشینه چون حرفا از دل میاد از منبع اصلی میاد

    دمت گرم واقعا

    از خانم شایسته عزیز هم سپاسگزارم که اینقدر با دقت سوال هارو مطرح میکنن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    همایون خمالو گفته:
    مدت عضویت: 2056 روز

    با سلام و عرض ادب و احترام به خانواده بزرگ عباس منش

    استاد به نظر من بعد از این سال که شما رو فالو میکنم یه نکته خیلی مهمی درون شما پیدا کردم که یکی از نقاط اصلی و مهم موفقیت است

    این کلید طلایی ((تمرکز ))نام دارد

    هیچ چیزی نمیزاره و نمیتونه شما رو از هدفتون دور کنه

    این کاریه که ما باید انجام دهیم

    هدف های زیادی زندگی کم کنیم و تقسیم کنیم وقتی به یه هدف رسیدیم قدرتمند میشویم و می‌توانم به هدف های دیگرم برسیم و دلسرد نمیشیم

    خیلی دوست دارم شما رو ببینم و عاشقانه به آغوش بکشم و نفس عمیقی بکشم و این احساس خوب رو انتقال بدم

    ارادتمند شما همایون خمالو محمد ابادی

    قم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1586 روز

    به نام رب العالمین سلام به استاد عزیز و خانم شایسته به قول شما وقتی که ما با پول دوست باشیم واز آن درست استفاده کنیم وبه ارزش بدهیم لاجرم پول سراغ ما می‌آید از اون موقع ای که من با شما آشنا شدم تصمیم گرفتم که که وقتی پولی دستم می‌آید آن را در کیف مناسب قرار دهم

    که تا نشود ویا از پولی که در می‌آورم یه کوچولو از آن خرج کنم تا با این کار پس انداز بیشتری داشته باشم ویا اینکه باید نسبت به خرجم دلم

    را بیشتر کنم تنها گذر از مادیات رسیدن به آنهاست این را در یکی از فایلها گفته بودید واقعا هم همین طور است باید به اون چیزی که می خواهیم برسیم و از آن پر شویم با این کار می توانیم از آن عبور کنیم مثل لباس خریدن شما استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1530 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    چرا با اینکه ساده پوش هستید لباس های فراوانی خریداری می کنید و چه باوری پشت آن وجود دارد؟

    قرار نیست هر کاری که استاد انجام می دهند باوری در پشت آن وجود داشته باشد. ایشان در برهه ای از زندگی خود هیچ چیزی نداشتند و اکنون اینگونه خلاهای ایشان پر می شود در قانون سلامتی به خاطر کم شدن سایز بدن لباس های متفاوتی خریداری کرده اند و یکی دیگر از دلایل ان است لباس های سایز بزرگ را هم هدیه دادند. اینگونه نگاه نکنیم که هر کاری استاد انجام می دهند هدف خاصی دارد که باید در مورد آن توضیح دهند.

    استاد هم ممکن است مانند سایر افراد کارهایی را انجام دهند که منطقی نباشد لباس موضوع خاصی نیست و استاد از لباس هم بی نیاز شده اند مخصوصا اکنون که لباس های زیادی دارند. مبلغی که استاد برای خودشان هزینه می کنند اصلا قابل مقایسه با میزان ثروتشان نیست.برخی تمام درآمد خود را خرج کرده و همیشه حساب بانکی آن ها صفر است باید این ذهنیت را تغییر دهیم به هیچ عنوان نباید هزینه کنیم و استاد هزینه ای که می کنند 1 هزارم ورودی ایشان است.

    باید بر روی خود کار کنیم و به جای وام قرض و قسط یا هزینه کردن کل حقوق پول بسیار زیادی بسازیم و مبلغ بسیار کوچک آن را برای خود هزینه کنیم. باید ورودی خود را کنترل کنیم تا بتوانیم چیزهایی که دوست داریم را بخریم قانون تکامل را رعایت کنیم و تمام حقوق خود را خرج نکنیم. خصوصا اگر خرید های ما برای نشان دادن و ثابت کردن به دیگران باشد. باید با پول دوست شویم تا پول به سراغ ما بیاید.

    اگر بخواهید قانون زندگی را به کلید تبدیل کنید آن کلید چیست؟

    نمی شود اینگونه به مسائل نگاه کرد باید همه چیز را تا حد امکان ساده کرد اما نه خیلی ساده و ساده تر از ان . این حد از این که یک کلید، جمله اسم اعظم پیدا شود که تمام قفل ها با آن باز شود، خیلی ساده کردن این مسئله است. توانایی کنترل ذهن و احساسات ، داشتن احساس خوب نگاه کردن به زندگی به شکلی که به ما احساس خوب دهد می تواند به عنوان کلید اصلی در نظر گرفته شود اما موارد زیادی را مانند ایمان توکل احساس لیاقت و ارزشمندی تمام این موارد را شامل می شود ممکن است بسیاری ابعاد مختلف آن را درک نکنند به همین خاطر کلید خاصی وجود ندارد و هر بار ما در وجه شخصیتی نیاز به کار کردن بر روی خود و باورهایمان داریم تا بتوانیم به مراحل بعدی برویم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: