مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟ - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟
    233MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟
    18MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

333 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صدیقه گفته:
    مدت عضویت: 1930 روز

    سلام استاد عزیزم، خدارو هزاران مرتبه شکر به خاطر وجود نازنین شما

    واقعا درست گفتین که اصلا شکی بین دو مسیر وجود نداره فقط ترسامون هست که نمیذاره تصمیم درستی بگیریم خدا خیلی واضح باهامون صحبت میکنه ما نمیخوایم بشنویم

    مثلا در مورد خودم میتونم بگم، سال 98 با وجود همه نشونه هایی که خدا بهم داد و میگف با این شخص ازدواج نکنم ولی من سرسختانه مقاومت میکردم و میگفتم نه فقط همین، البته اون موقع با قانون اصلا اشنا نبودم الان که به چند سال قبل فک میکنم خدا به روش های مختلف بهم گف ولی خودم نخواستم بشنوم

    همون سال رابطه ما به خاطر شرک زیادی که داشتم دچار مشکل شد و بازم نخواستم این مسئله رو قبول کنم و مقاومت کردم تا عید امسال ومن مقاومت کنار گذاشتم و فقط به خدا گفتم خدایا میدونم خیلی مقاومت کردم میدونم باید جدا بشم ولی بازم تو بهم بگو من هیچی نمیدونم تو مسیربهم نشون بده بگو و چیکار کنم و فقط خود خدامیدونه چجوری در عرض یک ماه و خییییییلی راحت بدون بحث و به پیشنهاد همسرم ما جداشدیم واقعااااااا راحت ها،حتی الان که بهش فک میکنم که چقدرررر راحت اتفاق افتاد لذت میبرم

    خدا مستقیم باهامون حرف میزنه و میگه کدوم مسیر درسته ولی یکی مث من ممکنه بعد 3 سال این صدا رو بشنوه خدا تمام این 3 سال باهام حرف میزد و مسیر بهم نشون میداد و فقط وقتی من ازش خواستم که مسیر بهم نشون بده و هدایت کنه دستمو گرفت و خیلی راحت کارامو انجام داد و خواسته ای که عید نوشته بودم خرداد تیک خورد

    عاشقم این خدام که شما بهم معرفی کردین که هوامو داره بدجنس نیست هرلحظه کنارمه و من تو اغوششم و نیاز نیست با گریه و ناله چیزی ازش بخوام، یادمه قبلا اگه چیزی ازخدا میخواستم قبلش کلی گریه و ناله که اره من بنده گناهکارتم لیاقت ندارم ولی تو لطف کن بهم بده ولی الان به خدا میگم خداجونم تو که از دل من خبر داری تو که منتظری من دعا کنم و تو اجابت کنی اینو میخوام و میدونم که بهم میدی، رابطه خییییییلی خوبی باخدا دارم دیگه ازش نمیترسم فکر نمیکنم منتظره تا منو عذاب بده،دیگه فک نمیکنم ازمن بدش میاد چون فلان کار اشتباه انجام دادم، الان میدونم هر لحظه داره باهام حرف میزنه خودش تو قران گفته هدایت بنده هاش برعهده خودخودشه البته اگه گوشی واسه شنیدن باشه

    استاد من این خدا روبا شما شناختم و تا اخر عمرم مدیون شماهستم خیلی خیلی دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    رضوان بنی اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1749 روز

    سلام

    من متوجه شدم بر اساس گفته های استاد که برسر دوراهی ها ۱: احساسات و ترس هامو بذارم کنار مسیر مشخصه

    ۲: نگاهی به قوانین داشته باشم و بر اساس اونها عمل کنم مسیر مشخصه

    ۳: نگاه به خواسته های خودم

    ۴: اخرین مرحله خواستن نشانه از خداوند و تسلیم بودن در برابر الهامات او

    که در واقع من میتونم به اون کاری که انجام دادم به یک دیدگاه دیگه نگاه کنم و این طرز فکر با دوبار سه بار گوش دادن این فایل اومد

    که من واقعا اشتباه نکردم من کاری رو انجام دادم که خواسته قبلیم بوده و من به اون شرایط رسیدم و انجامش دادم و الان اگر که اون کار انجام نمیشد متوجه نمیشدم که چی میخواستم دقیقا بازم خداروشکر میکنم خیلی خوشحالم که من دارم تکاملمو طی میکنم و کم کم فرکانسام داره تغییر میکنه و این یه نشونه خیلیی عالیه برای من که خداوند به من الهام کرد و برای من مثل پازل به زیبا ترین حالت ممکن چید

    و من سعی کردم با این احساس و طرز فکر احساس گناه رو از خودم دور کنم و به نعمت ها هدایت شوم

    و نکات این فایل

    اول اینکه استاد عزیزدلم

    خیلیی خیلییی تحسینت میکنم که اونقذر به کارت عشق داری که توی همه شرایط رفتن به مهمونی خرید مسافرت و….

    فایل ضبط میکنی سالهاست که اینکارو با عشق انجام میدی اول برای خودت و بعد برای کسانی که میخواهند هدایت شوند کسانی که تعهد دارند ب ای همین ادم های فوقالعاده ای هم کنارتون هست مریم جون عزیییزم که همشهریمه عاشقشمممم از انرژی ای که داره لذت میبرم اروم زیبا و خوشتیپ هستند و این همه با متانت و زنی قدرتمند هست به نظر من

    عاشقتونمممم شما واقعا یه زوج رویایی هستین برای هم خیلییی خیلیی رابطه صمیمانه اتون رو تحسین میکنم این همه عشقییی که نسبت به هم داریین جوری که با عشق به نگاه میکنین و لبخند میزنین حتی بدون اینکه حرفی بزنین کلی بهم عشق میورزین خداروشکر میکنممممم و براتوننن خیلی خوشحالم که این همههه سالل با این کیفیت زندگی کنار هم هستین

    خداروشکر میکنم من عااااشققق بارونمو با این شدت و این هوااای فوق العاده

    با نگاه کردن و شنیدن این صدای رحمت الهی انگاری که خودم اونجام 😍

    استاااد به شدت تحسینت میکنم که هیچموقع توی تردید نمیمونی

    و تمرین خودم میدونم توی این فایل که بشینم قشنگ بنویسم منافع و مضرات هر تصمیمی که میخوام بگیرمو بنویسم و در کنارش خواسته هامو قوانین رو تقاط ضعف و قوت الانم رو مدنظر بگیرم و مشخص کنم و برای خودم واضح کنم مسیری که توش قدم برمیدارم

    و ادامه بدم این فایل گوش دادنامو این کامنت گذاری روی سایت رو و پشتکارمو توی سایت ایشالا خداوند منو یاری کنه و من بتوانم ایمانم رو حفظ کنم و به عمل برسونم و یک مسیر سعودی رو داشته باشم

    خودمو هم خیلی تحسین میکنم من هم توی بیشتر موارد وقتی که بدونم الهام خداوند است و کاری رو باید انجام بدم به گفته خداوند حتما پیگیریش میکنم و توی اولین زمان انجامش میدم واقعا عاشق این ویژگیمم که خداوند رو سپاسگزارم منو هدایت کرد به این سایت و به من یاد داد این ویژگی رو که الان دارمش

    یکی از نقاط قوت مریم جون که توی بیشار فایل هل متوجهش هیتم اینه که خیلی دقیق میدونه که توی چع فایلی چه تمرینی چه نوشته ای هست واقعااا یکی از هدیه های خداوند در درون ایشون هست و این حد از مسلط بودنشون به فایل ها در واقع که هم کارشون هست هم عشقشون هم درس هاشون رو تحسیننن میکنممم

    و قطعا که بخاطر عزت نفسی که دارند اینکه اول رشد خودشونو میخواند میتونند به کسان دیگری هم در رابطه با قانون کمک کنند و موثر باشند🤩🤩

    و اینکه اتفاقی نیست که توی فایل ها من دوره راهنمایی عملی دستیابی به رویا ها رو میشنوم !

    استاد تحسینتون میکنم که دونه به دونه به خواسته هاتون رسیدین از کوچیک ترین و ریز ترین تا بزرگ ترین

    و واقعا یکی از بزرگترییین ویژگی های فوق العاده شما اینکه خودتون به قوانین عمل کردین و بقیه رو دعوت میکنین و به چیزی که خودتون رسیدین دوست دارین که بقیه هم برسن و توی زندگیشون داشته باشن😍😍🤩🤩🤩

    مریم جون عاشقتم و تحسینت میکنم و ازت تشکر میکنم که این همه به کارت مسلطی و با عشق انجام میدی❤️😍

    و ممنونم از استاد عزیییزمممم عاشقتممم

    و سپاسگزار خدایی هستم که به من نعمت داد و ادم هایی رو مول شما فرشته ها توی زندگی من قرار داد که من خیلی اسون بتونم از نعمت های بی نهایتش بهره مند شوم ❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1707 روز

    سلام استاد جانم

    از خداممنونم ک‌ منو اونقدر دوست داره و خواهد داشت ک‌ توی سن کمم با شما اشنا شدم و منو هدایت کرده ب سمت شما .استاد من سال گذشته اولین کنکورمو باید میدادم اما ب سمت دیگه ای هدایت شدم و قرار گذاشتم ک دیگ درس نخونم اما یک ماه پیش تصمیم گرفتم کنکور تیرماه ک 4ماه دیگستو بدم و اگ رشته ای ک انتخاب میکنم و دوست نداشتم انصراف بدم و چیزی از من کم نمیشه چون از خودتون یاد گرفتم ک تردید بدترین سم برای زندگیه مثل خیلیا ک سال ها توی تردیدن ک مهاجرت کنن نکنن با فلانی ازدواج کنن نکنن و زندگیشون همیشه معلقه شما گفتین ک ی تصمیمو بگیریم و اجراش کنیم حتیییی اگر نتیجه اون چیزی نبود ک ما میخواستیم و ب خواستمون مارو نرسوند از دل اون تصمیم گیری و نتایج بهتر میفهمیم ک اصلا خواستمون چیه تصمیم بعدی رو با قدرت تر و درست تر میگیریم و هی پیشرفت میکنیم و این پیشرفت ها و نتایج شما هم نتیجه ی این تصمیم گرفتن های متعدد و پشت سرهم و توی تردید نموندنه هیچ چیزی توی این دنیا تجربش بد نیست چیزی ک ما رو نکشه قوی ترمون میکنه پس از چی ترس داریم وقتی خدا رو داریم ک در هرشرایطی هادی ماست

    خلاصه استاد من توی این یک ماه گذشته هرروز 20دقیقه درس میخوندم و بقیش وقتمو تلف میکردم و باخودم میگفتم اینهمه ادم دارن درس میخونن قبول نمیشن منی ک 20دقیقم براش وقت نمیذارم چجوری قبول شم و گارد داشتم نسبت ب این موضوع و همش وقتمو ب بطالت میگذروندم تااینک دیروز یکی از دوستای قدیمیم بهم زنگ زد

    استاد باورتون نمیشه بخدا قسم ما وقتی یسری چیزارو مینویسیم تازه متوجه میشیم ک چه موهبت های الهی ب ما شده ک ما ازش غافل بودیم جلوی چشممونه ولی نمیبینیم و تا وقتی ننویسیم بهش پی نمیبریم

    این دوست من وقتی بهم زنگ زد من خواب بودم باصدای زنگش بیدار شدم باخودم گفتم الان میخواد غر بزنه ناله کنه از وضع مملکت از بدی های نظام بگه و هزار تا افکار ضعیف دیگه ولی باخودم گفتم بذار جواب بدم وقتی جواب دادم انتظار داشتم ناله و شکوه کنه اما در کمال ناباوری از موفقیتش توی کنکور سال قبل گفت کلی به من انگیزه داد استاد 50دقیقه باهم حرف زدیم

    ب بزرگی خودخدا قسم ک اینا همش نشانه بود

    من توی دبیرستان ک بااین دوستم بودم یادمه تموم سال ریاضی رو نمیخوند وهیچ چیزی ازش بلد نبود و امسال حتی گفت یدونه تست هم نزدم و اصلا بخاطر وضع مالی بدی ک دارن تموم کتاب هاشو فروختع بود و هیچ درسی نخونده بود اما کلیدی.ک حرفاش برام داشت این بود

    استاد بهم گفت وقتی دفترچه هارو بهمون دادن نشستم ب سوالات جواب دادم و همه رو حدسی نوشتم میگفت وقتی رسیدم ب اخرین دفترچه یعنی ریاضی وزمین شناسی همه خسته شده بودن و دفترچه رو گذاشتن و رفتن ولی من بااینک هیچی از ریاضی بلد نبودم نشستم باارامش سوالارو حل کردم حتی جواب هایی ک در میاوردم اصلا جواب هایی نبودن ک توی گزینه ها بودن اما من نزدیک ترین گزینه ب جواب خودم رو انتخاب میکردم و پاسخ میدادم

    و توی کنکور. ریاضی رو 20درصد زده بود همون موقع بهش گفتم برنده کسیه ک تااخرین لحظه تسلیم نمیشه حتی اگه چیزی بلد نباشه اما تسلیم نمیشه بمن میگفت نازنین از نظر تو 20درصد خیلی کمه ولی از نظر خودم ک هییییییچ چیزی از ریاضی بلد نبودم و کسایی ک خونده بودن ریاضی رو منفی زدن

    این ی موفقیت بزرگه و راستم میگفت من امسال فقط سوالای کنکور ریاضی رو پی دی افشو دیدم مغزم از کار افتاد و همونموقع گفتم من نمیتونم از پسش بربیام اماخدا میخواست ک این دوستم باهام حرف بزنه و از نتایجش بگه ومنو امیدوار کنه

    دوستم میگفت اینا همش دروغه ک کنکور ی غول بزرگه و خیلی چیزای دیگه من باورررررم نمیشد اینارو از کسی میشنیدم ک همیشه حال روحیش بخاطر درس ها و سنگینیشون بد بود

    یقین دارم ک خدا دیروز با من حرف زدیقین دارم اون بهم اینارو گفت و حالا خدای من شاهده چنان اعتماد بنفس و انرژی ای گرفتم ومطمئنم ک باجاهای قشنگ میرسم

    خداروشکر منتظر نتایجم از کنکور تیرماه باشید ک قراره باکلی خبرای خوب بیام

    دوستون دارم استادو مریم جون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    الهام تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 1724 روز

    سلام استاد عزیزم سلام خانم شایسته عزیز

    استاد یک وقت هایی بدون فکر کردن دلم میخواد کامنت بنویسم . و صدای قلبم از این فاصله به گوش شما برسونم

    استاد به وجودتون افتخار میکنم شما منو طی یک سالی که با شما آشنا شدم تبدیل یک آدم دیگه ای کردید و این از برکات توحیدی بودن شما و خانم شایسته ی عزیز هست…

    چقدر قوانین خوب درک کردید چقدر از دیدن و حضور و کلمات پر مهر شما و مریم جان لذت میبرم

    این فایل نشانه ی امروز من بود

    استاد من یک هفته هست دوره ی حل مسائل خریداری کردم و دارم گوش میکنم تمرینات انجام میدم یک مسئله ای که حدودا 2 سال هست تو زندگیم وجود داره و همیشه دنبال یک عامل بیرونی بودم مثل یک منجی ظاهر بشه و یک شبه مسئله ی منو حل کنه. و بعد از این مدت فهمیدم قوانین جهان هستی باید درک کرد و طبق همون قوانین باید حرکت کرد

    استاد من ازتون سپاسگذارم که با این حد از عششق این قوانین و اگاهی ها رو در اختیار ما میگذارید

    استاد از وقتی با آموزه های شما آشنا شدم دارم بیشتر و بیشتر متوجه میشم که تا چه حد خودم و تنها خودم هستم که خالق زندگی ام هستم….

    استاد دریافت الهامات و هدایت هم تکامل میخواد

    درس گرفتن و متوجه صحبت ها و آموزه های شما هم طی کردن تکامل لازم داره

    من این فایل قبلا گوش کرده بودم ولی هر بار یک آگاهی جدید و دقییییییقا همزمانی داره با خواسته زمان حال…

    چقدر این فایل همزمان شد با دوره ی حل مسائل برای من

    من یک دوراهی رو باید تا ماه آینده حل میکردم

    و امشب از خدا هدایت خواستم گفتم خدایا منو هدایت کن به چی باید توجه کنم چه فرکانسی باید ارسال کنم دیگه چقددددددر نشانه میتونه از این واضح تر باشه

    انگار خدا نشسته برای من داره صحبت میکنه

    از بین صد ها فایل چه طور ممکنه دقیقا اون نشانه ای بیاد و بگه الهام باید این طوری دوراهی رو حل کنی…

    استاد تو مسیر این آگاهی ها قرار گرفتن زیبا ترین بخش زندگی من شده و چقدر خدا رو سپاسگذارم که منو به این مسیر هدایت کرده

    لحظه به لحظه سپاسگذار خدا و سپاسگذار شما و مریم جان عزیز هستم

    ️️️️️️️️️️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    سمیرا ذوالقدری گفته:
    مدت عضویت: 2559 روز

    بنام خدای که هر انچه دارم از اوست

    سلام به استاد ومریم عزیزم وهمه دوستان وهمراهان این سایت الهی

    سپاسگزارم از خداوند که من رو هدایت کرد به این مسیر زیبا راحت واسان

    سپاسگزارم از استاد عزیز باوت این فایل که چقدر درش اگاهی داره ظبط کردین

    سپاسگزارم از مریم بانوی عزیزم که زحمت بروز رسانی این فایلها رو کشیدن وکلی کمک کرد تا مسیر درست رو بهتر بشناسم وباعث حرکت کردن من ومتعهد شدن بشه.

    من هم همیشه بخاطر دلسوزی یا این که فلانی برام کاری انجام داده خودم رو مسئول می دونستم که باید کاری بکنم خودم اذیت می کردم از خودم میکندم که خواهرم راضی باشه دوستم راضی باشه ناراحت نشن اما واقعا خودم به مسئله می خوردم.

    تا به دلیل این که پدرومادر فوت کردن وزندگی پدرومادر ما بوده خواهر و برادر دنبال همش یه چی از من بگیرن بودن همون ادمهایی که من حاظر بودم جونم بدم براشون وهر زمان که خواهرم چیزی ازم می خواست براش تهیه می کردم نه نمی گفتم ازش پس هم نمی گرفتم وبعد که دیدم همین ادم حاظر نیست حتی یه فرش زیر پای من باشه با این که عاشقش بودم ازش گذشتم حق پدری هم بهش دادم چه پول چه وسیله برادرم نقدی گرفت از همون جا کلا گذاشتم کنار حتی شمارهاشون مسدود کردم تا نتونن تماس بگیرن الان چند سال یه وقتهای شیطان تو ذهنم میاد که خواهرت شاید بهت احتیاج داشته باشه تا سردوراهی قرار می گیرم به خدا توکل می کنم وسعی می کنم کنترل کنم ذهنم رو ومیگم به ذهنم که تو فقط مسئول خودت هستی نه دیگران احساساتم رو کنترل می کنم یا دوستی که برام کاری انجام داده البته که من هم هرکاری از دستم برامده براش کردم اما دیدم خیلی ذهنش منفی هست خیلی به کمبود ادمها بد هستن این مسأله که اصلا با من همخونی نداره وحسم میگفت دوری کن اول شک داشتم نکنه ناراحت بشه دراصل با احساسات تصمیم می گرفتم اما الان چند وقتی هست دوری کردم وجهان هم کمک کرد چون قانون همینه اگر می خواهی پیش رفت کنی باید جسارت داشته باشی حرکت کنی تغییر کنی بگذری حتی از عزیزانت واین باعث شده من بزرگتر بشم اگاهتر بشم احساساتی تصمیم نگیرم ایمانم قوی تر بشه از کسی هم انتظار نداشته باشم درکل خودم دوست داشته باشم دیگران ارزشمند هستن ولی من نباید خودم فدا کنم که دیگران چی دوست دارن من همون باشم واز تصمیماتم خیلی راضی هستم وتنها شدم با خدای خودم ولذت می برم که خودش برام انجام بده هدایتم کنه کاملا احساس می کنم هرروز دارم بزرگتر میشم با خودم در صلح ارامش میشم درکم از قانون وجهان بیشتر میشه متعهد تر عمل می کنم بی نقص نیستم دارم با تکامل وتوکل به خدا جلو میرم وخیلی راضی تر هستم خدا رو صد هزارمرتبه شکر.

    والان خیلی کمتر احساساتی میشم وسعی می کنم به نشانه ها توجه کنم عمل کنم ذهنم رو راحتر کنترل کنم ومسله های که پیش اومده شاید در ظاهر نامناسب باشه میگم این در مسیر خواسته هایم بوده باید اتفاق می افتاد تا من پیشرفت کنم درک کنم خیریتی هست وواقعا هم خیلی بهم کمک کرده خداروشکر.

    در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    علی ممبینی گفته:
    مدت عضویت: 1733 روز

    به نام خدای جان و خرد

    درود به استاد عباس منش عزیزم و مریم شایسته عزیز که با این فایل فوق العاده پروژه مهاجرت به مدارهای بالاتر رو تموم کردن

    سفر فوق العاده ای بود پر از آگاهی های ناب

    توی این فایل خیلی نکات جالبی گفته شد که میتونه به خودشناسی آدم هم کمک شایانی کنه

    و به شخصه برای خودم پیش اومده توی دوراهی بمونم و منتظر نشونه باشم و اتفاقا به قول استاد اکثر اوقات اصلا نیازی به نشونه نبود و از درون میدونستم کدوم راه درسته و کجا رو نباید برم

    اما به خاطر تردیدها و ترس ها یا هر علت دیگه ای معمولا توی شک و دودلی میموندم و خب نتیجه ای جز استرس و حرکت نکردن و نجواهای آزاردهنده شیطان نداشت

    همیشه همین حرف استاد رو به خودم میزنم که باید حرکت کنم حتی اگر نتیجه این حرکت چیز به ظاهر جالبی نباشه بهتر از موندن توی شک و تردیده

    حداقلش میتونی مطمئن باشی بعد از اون اتفاق به ظاهر ناجالب همون آدم سابق نیستی و کلی رشد کردی و کلی تجربه کسب کردی

    یعنی حتی بدترین حالتی که حرکت میکنیم که فکر نمیکنم بشه اسمشو بد گذاشت حتی از موندن توی شک و تردید بهتره!

    این تجربه شخصی من بود و چقدر عالی استاد توضیح داد

    و اون قسمت نوشتن و در نظر گرفتن خوبی ها و بدی های هر راه…راه حل فوق العاده راحت اما کارآمدیه که میتونیم بدون دخالت احساس و با استفاده از عقل سلیم و الهاماتمون مسیرمون رو ادامه بدیم

    چیزی که برام مشخص بود بیشتر از هرچیزی اینه که آدم در هر حالتی باید حرکتشو کنه و به بهونه ندونستن یا وسواس داشتن و……یک مدت طولانی جایی خودشو معطل نکنه

    دمتون گرم استاد بابت توضیحات عالیتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    به نام خداوند هدایتگرم به سمت زیبایی و آسانی و سادگی و راحتی و عشق و لذت و نعمت و برکت و ثروت و سعادت و خوشبختی و سلامتی و روابط عالی و احساس خوب

    سلااام به استاد عباس منش عزیزم

    سلام به استاد مریم شایسته نازنینم

    سلاام به همه دوستانم

    خدایااااا ازت سپاسگزارم به خاطر این مسیر درست و پر از اگاهی که قانونش خیلییی قشنگه( من میتونم خالق زندگی خودم باشم )

    خدایاااا شکرررت به خاطر این قانون قشنگت

    استادانم از شما هم بینهایت سپاسگزارم به خاطر این فضا و اموزش های ساده و کاربردی و مهم و قابل فهم الهیییی میلیون برابر این انرژی ای که میزاریم بهتون برگرده

    خدایاااااا میخوام درکم رو از این آگاهی ها و مطالب به اشتراک بزارم خودت هدایتم کن

    بیشتر از 95 درصد مواقع میدونیم مسیر درست و تصمیم درست چیه منتها به خاطر احساساتمون فکر میکنیم سر دو راهی گیر کردیم

    مثلاااا توی رابطه فهمیدیم باید طلاق بگیریم ولی به خاطر نگرانی و ترس و دلسوزی تصمیم نمیگیریم و بهش میگیم دوراهی

    خیلییییی خوووب بود

    من خودم همش دنبال نشانه واسه تصمیمم بودم و فکر میکردم راهش اینه ولی دیروز این اگاهی توسط این فایل بهم داده شد

    امروز یه تجربه داشتم که اگه قبل این فایل بود باز دنبال نشانه میگشتم

    ولی خیلی خوشگل بررسی کردم و تصمیم گرفتم

    یه فردی پیشنهاد داد که بهمون یه سگ نی نی و اروم بده

    اومدیم با همسرم بررسی کردیم

    1 . جز خواسته هامون هست ؟خیر

    2. توانایی نگهداریش رو داریم ؟ اصلا بلدیم ؟ خیررر

    3. جز قوانین جهان هست نگهداری از حیوان؟ خیرررر

    4. آیا تا حالا حیوون ساده تر مثلا یه پرنده داشتیم که از پسش بربیایم( بررسی قانون تکامل) ؟؟؟ خیررررر

    پس در لحظه گفتیم خیرررر

    خدایااا شکررت که فهمیدم اصلا توی تصمیمات نشانه لازم نیست که

    حالا اگه بررسی کردیم و بازم نتونستیم تصمیم بگیریم که خیلی کم پیش میاد از خدا هدایت و نشانه میخوایم که اولین نشانه باید قدم برداریم و تعلل نکنیم و به پیش فرض ذهنی و ترجیحات خودمون نچسبیم و در یک کلام خودمون رو گول نزنیم و بریم تو دلش حتی اگه نتیجه اون چیزی که میخوایم نشد همون خیر و برکت مسیر ماست یه اگاهی یا تغییر شخصیتی و یا هر چیزی که در نهایت به نفع ماست در خودش داره پس شک نکنیم و با ایمان ادامه بدیم

    خدایاااااا شکررررت که هدایتم کردی بنویسم

    خدا نگهدارتون باشه

    و در آخر یه خداقوت ویژه بهتون میگم بابت این پروژه و خداروشکر که تونستم گام به گام باهاتون جلو بیام و کلی درس بگیرم

    خیلیییی هم خوشحال شدم بابت خبر خوبتون و این خواسته رو به جهان فرستادم که دوست دارم بلافاصله دوره جدید رو بخرم بعد از منتشر شدنش

    الهیی شکررر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3258 روز

    بنام خداوند هدایتگر مهربانم ،بنام اوکه هر چه دارم ازاوست

    سلام به استاد ارجمندم به استاد شایسته مهربانم ودوستان بهشتی ام

    خدایا شکرت بخاطر یه روز ویه فرصت دیگه

    شکرت که مرا به این مسیر توحیدی هدایت کردی ودر این مکان الهی حضور دارم

    خدایا شکرت بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام

    خدایا شکرت بخاطر سلامتی ام ،شکرت بخاطر هردم وبازدمم که به خواست واراده توست، شکرت بخاطر خونی که در رگهام جاری است

    خدایا شکرت به خاطر رزق پربرکت وبی حسابی که هرروز از بی نهایت طریق وارد زندگی ام میکنی

    چگونه در دوراهیهای زندگی مسیر درست را انتخاب کنیم ؟

    یکسری از دوراهیها با توجه به قانونی که از جهان درک میکنم یکجورایی از قبل جوابش مشخص هست

    تنها موضوعی که فرد را سردوراهی قرار میدهد که شامل خیلی موارد هست بحث احساسات هست ،اینکه ما می‌خواهیم احساساتی تصمیم بگیریم ،وگرنه اگر بخواهیم منطقی تصمیم بگیریم یا اجازه ندیم که ترسامون ،احساساتمون ،نگرانی هامون بر ما غلبه کند ،خیلی تصمیمات مشخص هست واین دوراهی نیست یک راهی هست فقط من با احساساتم آنرا دوراهی اش میکنم

    دوراهی های بزرگ زندگی این است که من مثلا با فلانی شراکتم را ادامه بدم ،شریک بشم یا شریک نشم ،یا با فلانی ازدواج کنم یااز فلانی جدا بشم …..

    یعنی خیلی از موارد جوابش مشخص هست فقط من نمی تونم احساساتم را کنترل کنم ،نمی تونم از ترسام بگذرم ،توکل کنم،که اگر من این ترسها ونگرانیها وتردید ها را بزارم کنار راحت میتونم با توجه به قوانین جهان وخواسته های خودم که کدام از راهها به خواسته من نزدیک تر هست وخواسته های بیشتری از من را بر آورده می‌کند تصمیم بگیرم

    ولی در بدترین حالت سعی کنم از خداوند هدایت بخواهم ،که خدایا یه نشانه ای به من بده یه چراغی روشن کن تا بفهمم کدام راه بهتر هست ویه اتفاقی می افتد که من بفهمم کدام مسیر را باید برم ،هر چند آن زمان هم که نشانهِ میاد ولی باز شک وتردیدِ اجازه نمیده به آن مسیر برم وبه خدا میگیم یه نشانه دیگه هم بده،که اینجور جاها مسئله را برای خودم پیچیده می‌کنم، اگر از خدا خواستم که کمکم کند ونشانه ای بدهد وقتی نشانهِ آمد باید به آن عمل کنم

    مواقعی هم هست که ترجیح من این است که راه خلاف مسیری که به من نشان داده شده برم به همین دلیل دوباره از خدایه نشانه واضح تر میخوام چون از قبل ترجیحم را مشخص کردم در این جاها باید سعی کنم ایمان خودم را حفظ کنم ووقتی نشانه آمد فارغ از اینکه ترجیح من چی هست همان مسیری که خداوند به من نشان داده بروم حتی اگر ظاهر آن مسیرهم زیبا نبودباید به خودم بگم این آن مسیری است که باید می رفتم همان داستان موسی وخضردرقرآن هست اگر مطالعه کنیم متوجه میشیم که اگر می‌سپارم به خداوند دیگه باید اجازه بدم که خدا هدایتم کند ومدام نباید مغز وذهن خودم را دخیل کنم

    در بحث دوراهی ونشانه ها نیاز هست به توکل کردن ونیازه که دیگه قضاوت نکنم ،نیاز هست که اگر یک نشانه ای آمد ومن‌نگم‌یه نشانه واضح تر میخوام ،اینجوری مدام در تردید می مونم در این مواقع میتونم روی یک کاغذمنافع ومضرات هر کدام از تصمیمات را بنویسم وسعی کنم با قانون نگاه کنم ،به خواسته ها وتواناییهایم نگاه کنم ،ببینم چقدر من تکامل را طی کردم برای آن مسیری که انتخاب می‌کنم و بعدتصمیم بگیرم کم پیش میاد به نشانه ها فکر کنم خیلی مواقع نشانه ها واضح هست ،مواقعی هم اگر نشد ومتوجه نشدم داستان چی هست آنوقت از خدا میخوام که هر نشانه ای آمد عمل میکنم حتی اگر نتیجه نتیجه جالبی نباشد بهتر از این است که در تردید بمانم

    تجربه

    در زندگی با همسر سابقم با اینکه همه خانواده ام می گفتند از ایشون جدا شو وواقعا آن زندگی فقط بدبختی به تمام معنا بود ولی من بخاطر ترس از قضاوت مردم ،ترس از تنهایی وحس دلسوزی بیجا،نگرانی بخاطر آینده خودم را سر دوراهی قرار دادم دوراهیِ که تو ذهن خودم ساخته بودم ولی در اصل راه مشخص بود ودقیقا استاد جان جواب خیلی از موارد مشخص هست فقط کافی است من با توکل کردن به خدای مهربان تصمیم بگیرم

    خدایا شکرت…شکرت…شکرت

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    ملیکا گفته:
    مدت عضویت: 2593 روز

    به نام خدای هدایتگر

    امروز یکی از سخت ترین تصمیمای زندگیم و گرفتم، اما به خودم افتخار میکنم که ایستادم برای خودم و به حسی که داشتم اعتماد کردم. نذاشتم بخاطر ترسها داخل چیزی برم که قلبم باهاش همراه نبود. خدایا ازت میخوام حالا که جرئت و جسارتم رو نشون دادم، بیشتر و بیشتر بهم ایمان بدی. نشانه هم امروز دیدم.. اهنگ ول کن بره داشت پلی میشد توی گوشی یه نفر داخل پارک!

    اِی یوسفِ خوش‌نام ما، خوش می‌روی بر بامِ ما

    ای دَرشکسته جامِ ما، ای بردَریده دامِ ما

    ای نورِ ما، ای سورِ ما، ای دولتِ منصورِ ما

    جوشی بِنِه در شورِ ما؛ تا مِی شَوَد انگورِ ما

    ای دلبر و مقصودِ ما، ای قبله و معبودِ ما

    آتش زدی در عودِ ما؛ نَظّاره کُن در دودِ ما

    ای یارِ ما، عَیَّارِ ما، دامِ دلِ خَمّارِ ما

    پا وامَکش از کارِ ما؛ بِستان گِرو دَستارِ ما

    در گِل بِمانده پایِ دل؛ جان می‌دهم چه جایِ دل

    وَز آتشِ سودایِ دل، ای وایِ دل، ای وایِ ما

    خدای من.. اومدم به راهت. اینم از جواب امتحان! درست بود؟ سربلند اومدم بیرون؟ خودم که خیلی برام سخت بوده و خیلی راضیم. میدونم که تو هم بهم افتخار میکنی.

    خدای من! همین الان که اینو نوشتم، یه نشونه کاملا واضح اومد که کارم درست بوده! خدایا تو کی هستی؟! ممنونمممم الهی شکرت ممنونم واقعا

    قشنگترین حس دنیا اینه که نشونه ها رو ببینی و لمس کنی و بدونی خدا کنارته و داره باهات حرف میزنه..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1431 روز

    سلام و درود فراوان به استاد بزرگوارم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.

    « چگونه در دوراهی‌های زندگی راه راست را انتخاب کنیم؟ ».

    برای کسی که شناختی به خدا و قوانین جهان نداشته باشه هر انتخابی سخته .

    همگیمون حسه ، بر سر راه دوراهی موندن رو تجربه کردیم و به کرات تجربه خواهیم کرد .

    در گذشته جاهایی که بر سر دوراهی می‌موندم انتخاب درستی نداشتم چون فقط و فقط به عقل خودم تکیه می‌کردم و خیلی جاها بدون در نظر گرفتن منطق و اصول ، احساسی عمل می‌کردم حتی بعد از انتخابهام به آرامش نمی‌رسیدم و همچنان با ترس و نگرانی به اتفاقاتی که قراره بیفته ادامه می‌دادم. دیدن نتایج همیشه باعث آزار و اذیتم بود . وقتی متوجه می‌شدم انتخابهای درستی نداشتم مدام خودمو ملامت و سرزنش می‌کردم که چرا نتونستم انتخاب درستی داشته باشم؟!!!.

    با هر بار تجربه کردن همچنان به این روند ادامه می‌دادم چرا که برای خودم این توجیه رو داشتم که اندفعه فرق می‌کنه. این مشکل و یا این موضوع شکلش با قبلی خیلی فرق داره.

    هرچند این توجیهات و قانع کردن خودم در برابر گفتگوهای ذهنی منو به نتایج خوبی نمی‌برد ولی نمی‌دونم چرا همچنان سماجت به ادامه دادن این روش داشتم. به نظرم کوته فکری و ناخردیمو نشون می‌داد. اینکه از یه سوراخ بارها گزیده بشی جای تأسف داره !!!

    آدم عاقل با یه بار گزیده شدن دیگه اون مسیر قبلی رو نمیره . ولی من همچنان به همون مسیر ادامه می‌دادم بلکه نتیجه متفاوتی بگیرم .

    باید در مورد موضوع فکر کنم و ببینم چ راه حلی مناسب‌ و بهتره ؟! و سعی کنم همه ی جوانب رو در نظر بگیرم تا انتخاب درست تری داشته باشم ولی من هیچ وقت این کارو نمی‌کردم. به نظرم خیلی خودخواهانه کارامو پیش می‌بردم به همین خاطر همیشه نتیجه ی عکس می‌گرفتم . همه ی اینها نشون دهنده ی عدم ایمان و عدم اعتماد به نفس و عدم آگاهیم بود.

    خدا رو شکر و سپاس میگم چون این سالها آگاهی خودمو نسبت به این مسائل بالا بردم و تونستم به جایی برسم که آگاهانه و با دلیل و منطق ، عملکرد بهتری داشته باشم.

    در اینکه انسان با همه ی معلوماتش، گاهی مرتکب اشتباه بشه شکی نیست چون اگر قرار بود تو همه ی زمینه‌ها و با وقوع همه ی اتفاقات بتونیم تصمیمات درستی بگیریم جای رشدی برامون باقی نمی‌موند‌. این توجیهی نیست برای فرار از عملکرد درست ، بلکه قانونی هستش که باید باشه تا انسان در مقابل دیدن تضادها و اشتباهات ، بزرگتر و به رشد تعالی تری برسه . آگاهی‌هایی که کسب کردم بر این باور بود که اولاً خودم و احساسات خودم رو بشناسم .

    هر وقت می‌خوام انتخابی داشته باشم اهداف خودمو نسبت به اون انتخاب بالا پایین کنم یعنی مثبت‌ها و معایب اون موضوع رو بنویسم . به سهم و نقش خودم دقت داشته باشم چون خیلی جاها ممکنه تو انتخابها سهم و نقش زیادی نداشته باشم . اینو گفتم از اونجایی که خودم در گذشته خیلی جاها در مورد خیلی از انتخابها که به من ربطی نداشت دخالت می‌کردم و همین باعث سلب آرامشم میشد . یعنی اموراتی تو زندگی هست که به ما ربطی نداره مثل کسب درآمد یا شغل همسرم . مثل رشته ی دانشگاهی و تحصیلی فرزندانمون . مثل خرید یا فروش ملک پدرمون و صدها موضوعات دیگه که با کار کردن روی خودمون و ایجاد تغییرات مثبت متوجه شدیم نباید وارد حد و مرز هیچ فردی حتی عزیزانمون بشیم . اینکه دیگران قراره چکار کنن و چطور باشن ؟ هیچ ربطی به ما نداره !! ما مسئول انتخابهای دیگران بازم تاکید می‌کنم حتی عزیزان و نزدیکانمون نیستیم و قرار نیست اتفاقات زندگیمونو فرد دیگه‌ای رقم بزنه . اگه اینو خوب بفهمیم و خوب درک کنیم خیلی از مشکلاتمون رفع میشه . و تمرکز بیشتری تو انتخابهای خودمون خواهیم داشت . اغلب ما به خاطر نگرانی‌ها و ترسهایی که از آینده داریم تو امورات و انتخابهای دیگران دخالت داشتیم.

    وقتی آگاهی‌هامون نسبت به قوانین بالا رفت با یه تراز ساده از خودمون ، در مقابل موضوعاتی که به ذهنمون خطور می‌کنه می‌تونیم تشخیص بدیم که چقدر این موضوع به من ربط داره و من چ سهمی تو این جریان باید داشته باشم؟! بعد از این تشخیص می‌تونیم انتخاب بهتری داشته باشیم . باید حواسمون باشه که اگه دو راه وجود داره و بین دو راه سردرگم هستیم همه ی جوانب را بسنجیم و ببینیم کدوم با روحیات و توقعات و علایق ما پیوند بیشتری داره . البته یکی از راههای خیلی مهمی که استاد عزیز فرمودن که می‌تونه کمکمون کنه ایمان و توکل به خداوند هستش.

    جاهایی که به بن‌بست می‌رسیم و هیچ تشخیصی نمی‌تونم برای انتخاب داشته باشم می‌تونم اون موضوع رو رها کنم و اجازه بدم خداوند هدایتم کنه . منظور دیدن نشانه‌هایی هستش که می‌تونه از طرف خداوند باشه .

    خود من بارها جای گیر کردم و وقتی که رها کردم از زبون یه فرد دیگه و یا از فرستادن کلیپی از دوستام و یا از رسانه کلام خدا رو شنیدم و متوجه شدم که چ انتخابی داشته باشم بهتره ! اگه هوشیار باشیم ، اگه از صمیم قلبمون چیزی رو به خداوند بسپاریم و ازش درخواست کنیم کمکمون کنه حتماً به یه نحوی پیامشو از زبون کسی یا دیدن چیزی می‌شنویم. همه ی اینها بستگی به این داره که چقدر به خداوند و نشونه‌هاش ایمان داریم و چقدر متوکل هستیم.

    باید تسلیم باشیم و فقط تکیه به عقل منطق خودمون نداشته باشیم . حواسمون باشه که خداوند بهتر و بیشتر از ما می‌داند و خداوند به بی‌نهایت طریق می‌تواند ما را هدایت کند .

    هیچ وقت فریب اینو نخوریم که الان آگاهی‌های ما زیاد شده و خیلی خوب و دقیق ‌میتونیم انتخابهای درستی داشته باشیم .جاهایی که زیادی به مغزمون فشار میاریم و در مورد موضوعی زیاد فکر می‌کنیم بهتره رهاش کنیم و اجازه بدیم خداوند جای ما تصمیم بگیره . از چیزی نترسیم ایمان داشته باشیم که خداوند بیشتر و بهتر از ما حواسش به همه چیز هست و نیازی نیست نگران چیزی باشیم .

    جاهایی که بر سر دوراهی میمونیم به هیچ وجه نباید عجله داشته باشیم . نقص عجله باعث انتخابهای اشتباه میشه. وقتی میخام عجله کنم ، این جمله رو تو ذهنم به خودم یادآوری می‌کنم «به کجا چنین شتابان» صبر کن ! کمی صبور باش ! کمی حوصله به خرج بده ! آروم که شدی مغزت بهتر کار می‌کنه . ذهنت بهتر یاریت می‌کنه . پس عجله بی‌عجله !!!

    موقعه خشم و عصبانیت هم نباید هیچ تصمیمی گرفته بشه باید صبوری کنی تا به یه آرامش نسبی برسی بعد انتخاب کنی که چ کاری انجام بدی بهتره .

    توجه به احساسات و عواطف درونی خودمون هم خیلی مهمه نه به منزله ی اینکه احساسی عمل کنیم . به منزله اینکه به روحیات خودمون توجه داشته باشیم و برای خودمون ارزش قائل باشیم و به خودمون احترام بزاریم تا از جهان حس لیاقت بیشتری دریافت کنیم .

    یه موضوعی که من تا چندین سال قبل به خاطرش همیشه بر سر دوراهی می‌موندم و شک و تردید اجازه ی تصمیم درست بهم نمی‌داد جدایی یا ادامه ی زندگی با همسرم بود .

    تمام نقص‌هایی که بالا توضیحشو دادم تو وجود من بود . یعنی من یه فرد عجول و بی‌ایمان و ظاهراً کسی که هیچ اعتماد به نفس و عزت نفسی نداشت و بدون عقل و منطق درست فقط من باب لجاجت و یا خودخواهی می‌خواست خیلی احساسی تصمیم بگیره .

    از اونجایی که نفرت و رنجش از همسرم باعث شده بود همیشه خشم و عصبانیت تو وجودم باشه بدون اینکه نقصهای خودمو ببینم تمرکزم روی نواقص همسرم بود و با هزار و یک دلیل موجه خودمو توجیه و متقاعد می‌کردم که اگه جدا بشم بهترین انتخاب رو می‌تونم داشته باشم ولی این دستور العملی بود که تا می‌خواستم این موضوع رو جدی کنم ترس وجودم رو می‌گرفت .

    یادمه تو همون سال اولی که با استادعزیز آشنا شدم تو فایلهایی که گوش می‌کردم می‌گفتن قبل از انجام این تصمیم ، ینی جدایی ، بهتره روی تغییرات خودتون کار کنید که با تغییرات خودتون تغییرات بزرگی در فرد مقابلتون ایجاد میشه البته اگه هم مدار هم باشید.

    هرچند این وعده ی استاد برام غیر قابل باور بود اما از اونجایی که اعتماد کامل به استاد عزیز داشتم و نسبت بهشون شناخت کافی پیدا کرده بودم سعی کردم اعتماد کنم و طبق رویه ی ایشون پیش برم .

    اون حس همیشه تو ذهن و همراه من بود منظورم همون جدایی و ادامه زندگی هستش . هر باری که به این موضوع فکر می‌کردم و اتفاقی باعث میشد دوباره تمرکزم روی این موضوع بره ، نشونه می‌دیدم که منو سر جای خودم می‌نشوند . مثلاً تو دورهمی های دوستام یا اقوام چیزهایی راجع به همسراشون می‌شنیدم که اصلاً تو وجود همسرم اون مشکلات رو نمیدیدم . بنابراین دوباره امیدوار به زندگی می‌شدم و احساسم نسبت به همسرم تغییر می‌کرد . شاید باورتون نشه می‌تونم به جرات بگم صدها که چ عرض کنم هزاران بار این اتفاق افتاده . هنوزم که هنوزه میفته شاید الان به ندرت به این موضوع فکر کنم اما همچنان از خداوند نشونه‌هایی می‌بینم که این مرد و این زندگی همون چیزیه ، که باید باشه .

    بنابراین دیگه اون ناهیدی نیستم که به انتخابم شک و تردید داشته باشم . مطمئنم انتخاب درستم ادامه ی زندگی بوده . پس نگاهم رو به خیلی چیزها تغییر دادم . تو این سالها سعی کردم به نقاط مثبت همسرم بیشتر توجه داشته باشم در نتیجه آرامشی بیشتری دارم . دقیقاً هر وقت به هر علتی از همسرم رنجیده خاطر میشم ، همون روز موضوعات و مسائل نا خوشایندی از زندگی دیگران می‌بینم که تو زندگی خودم ندارم ، همین میشه که هر لحظه احساسم تغییر می‌کنه . همین میشه که به داشته‌هام بیشتر توجه می‌کنم و بیشتر سپاسگزار خداوند میشم .

    پس ایمان و توکل به خدا و در هر لحظه چک کردن تمامی مسائل زندگیمون با خدا و هدایت گرفتن ازش ما رو به مسیرهای بهتری هدایت می‌کنه و مهم‌تر از همه باعث میشه هیچ وقت آرامش ازمون گرفته نشه .

    با تکیه به خداوند بزرگ و شناخت کافی از خودمون ‌میتونیم انتخاب‌های درستی داشته باشیم . خیلی وقتا حق به جانب میشیم و حقو به خودمون میدیم ولی بعدن متوجه شدیم انتخابهای اشتباهی داشتیم. پس بهتره عاقلانه‌تر و هوشیارانه‌تر و با ایمان بیشتری انتخاب کنیم تا بعدها تجارب خوبی داشته باشیم و از زندگیمون لذت بیشتری ببریم .

    حواسمون باشه موقعه ای که احساس بدی داریم و مضطرب هستیم هیچ انتخابی نداشته باشیم تا به احساس بهتری برسیم .

    گاهی موضوعاتی پیش میاد که در لحظه باید تصمیم بگیریم من اینجور وقتا یه لحظه چشمامو می‌بندم از خدا میخوام کمکم کنه تا انتخاب درستی داشته باشم بعد همون لحظه هرچی به ذهنم بیاد به زبون میگم و انجامش میدم .نباید مکث کنیم چون دوباره با شک و تردید مواجه میشیم ، باید اعتماد کنیم و با اطمینان خاطر انتخاب کنیم که چ راه یا کاری بهتره ؟

    استاد جونم بعد از خدا ، شما تنها کسی هستید که صدا و صحبتهاتون آرومم می‌کنه .‌

    با جرات و شهامت میگم تمام آگاهی‌های ناب شما ، تو همه ی زمینه ها باعث انتخابهای بهتری برام میشه .

    مرسی که هستید.

    الهی که باشید همیشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: