مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟ - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟233MB19 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟18MB19 دقیقه













سلام بر استاد عزیزم، مریم بانوی نازنین و تمام دوستان فعال در این سایت بهشتی و الهی …. که بودن در این سایت خود نعمتی عظیم است از جانب پروردگار که هر لحظه من شیما که سال هاست در این مسیر هستم، باید شکر شکر شکر و شکر کنم ….. الهی شکر
شیمایی که همینجوری کار میکرد و خیلی نعمت ها اعم از داشتن حال خوب بیشتر، قوی تر شدن بیشتر در تضادها، مستقل شدن بیشتر، خود دوست داشتن بیشتر، تلاش و عمل به دوری کردن های بیشتر از نادرست ها، متوکل بودن بیشتر، خدا دوست بودن بیشتر، کسب قدرت حل مسایل بالاتر، خود شناسی بالاتر و متعد بودن های بیشتر و کسب احساس اعتماد به نفس و احساس لیاقت بالاتر و ……. هزاران نتیجه عالی که خیلی هایش به چشمم عادی عادی شده و اما …. نتیجه عالی اخیر که دلیل بر این شد که از شرابط عادی زندگی کمی خارج شم و نتونم این تعهد پروژه مهاجرت به مدار بالاتر را تا اخر بیام و فکر کنم تا گام 15 با 16 آمدم و با موضوع اسمانی شدن پدر نازنینم که جزو نمونه پدرها بود و یه جورایی رفیق فاب خودم بود، مواجه شدم و ….. ولی باورم نمیشد که این دوران را با ارامش طی کنم و الان بعد از 25 روز، در سفر با پسرم و همسرم باشم. این ها همش از نتایج آموزه های استاد عزیزم هست که خدا جون در این سال ها روزیم کرده …. و الان در این موقعیت بطور واضح تر، نتبجه را برداشت کردم و خدا را سپاسگزارم و دایم رو به خدا جون گفتم که الخیر فی ما وقع….. و هر زمان که دلتنگی از حضور پدر ازارم دهد، به خودم اجازه میدهم که گریه کنم و اصلا اصلا خودم را سرزنش نمیکنم و فقط تلاش میکنم که با کارهایی، کنترل ذهن بیشتر داشته باشم و در حالت غم در طولانی مدت نمانم تا اینکه به کمک پروردگار عالم و قدرت مطلق، از این موضوع هم سربلند عبور کنم….
چند مدتی است که کامنت بچه ها را میخوانم، ولی اول دیگه خجالت میکشیدم از اینکه بیام و بازم کامنت بزارم در این پروژه و اما اینجا درس دیگری از اموزه های استاد را اجرا کردم که خیلی راحت و زود خودم را در آغوش گرفتم و گفتم شیما جان جانان تو در تضاد سختی بودی و اصلا از خودت انتظار خیلی خیلی زیاد نداشته باش …. تو هم آدمی و با احساس … و بعد شروع کردم به نوشتن برای گام آخر و کمالگرایی ام را از جلوی راهم برداشتم و به بهبودگرایی ام فکر کردم که شیما تو با دریافت همچین نتیجه ای از اموزه های استاد در این تضاد، باز هم میتونی دوباره شروع کنی و ادامه دهی برای دریافت نتایج بالاتر و بالاتر ….
استاد عزیز، سپاسگزارتون هستم با کمال احترام
خدا خیرتون دهد در این دنیا و در آخرت…
استاد در این فایل در مورد تصمیم گیری سر دو راهی ها صحبت کردین که من متاسفانه ضعف بسیار زیادی در این مورد دارم که دو تا سه تصمیم دارم که سال هاست که با خودم یدک کشیده ام و گاهی در ذهن پر رنگ تر و گاهی کمرنگ تر شده و یه جورایی برام نشتی انرژی داشته ….. البته اخیرا با اسمانی شدن پدر، از اعماق وجودم خواستم که حداکثر تا اخر اردیبهشت بتونم این ها را نهایی کنم و یا به خدا اعتماد کنم و پا روی ترس هام بزارم و پیش برم و از نقطه امن زندگیم در بیام و یا نه … که البته با شناخت بیشتر خودم که واقعا دلت چی میخواد …. راحتتر میتونم این تصمیم ها را بگیرم ….به امید خدا حتما میام و از نتیجه هاش میگم ….
خدا قوت استاد جانم
خدا قوت مریم بانو جانم
واقعا با اینکه من فقط تونستم تا گام 15 با شما همراه باشم و بقیه را فقط گوش دادم و کامنت خوندم …. و الان برای گام اخر، فایل نوشتم…. ولی من واقعا به مدار بالاتری دست یافتم که برای خودم خیلی خیلی واضح بود و خدا را دایم سپاسگزارم از اینکه، روزی من کرده که در این سایت الهی در این جمع حضور داشته باشم…. الهی شکر
در پناه حق تعالی
شیما بانوی عزیز و دوست داشتنی
به نام خدایی که مهربان ترین مهربانان است
به نام خدایی که دارای قدرتی نا محدود است
سلام به استاد عزیز و مریم جان
استاد در مورد قرار گرفتن بر سر دو راهی و هدایت و گوش دادن به ندای درونی و … صحبت کردید
اونقدری صحبت های شما زیبا بود که یاد تجربه های خودم و قرار گرفتن بر سر دو راهی های زندگی خودم و همچنین هدایت خدا افتادم اینکه خدای مهربان چطوری من رو بین دو راهی ها به مسیر درست هدایت کرده
بعد از هر هدایتی کمی به شک و تردید می افتادم که شاید اشتباه باشه
یا اینکه اوایل که قانون رو نمیدونستم و مثل الان به خودش توکل نداشتم به خدا میگفتم که من اینو نمیخوام تو من رو به مسیر بد هدایت کردی و چیزی که خودم میخواستم درست بود
در صورتی که بعد از هر اتفاقی متوجه شدم که مسیر و هدایت خدا درست بوده و من اشتباه کردم
الان که صحبت های شما رو گوش میکنم و روی باور هام در حال کار کردن هستم
متوجه اشتباهاتم شدم
الهی صد هزار مرتبه شکر
در مورد هدایت که فرمودید
من به نوشتن کامنت هم هدایت شدم اوایل میترسیدم که کامنت بزارم یا یکسری چیزای دیگه هم بود که مانع کامنت گذاشتن من میشد
اما الان به گذاشتن کامنت هدایت شدم و به هدایتم گوش دادم و چیزی که در قلبم بود رو نوشتم همین الان به هدایت گوش کردم و نوشتم
این شجاعت رو الان آموختم و کامنت گذاشتم بدون هیچ ترسی
الهی صد هزار مرتبه شکر
از مریم جان هم سپاسگزارم که انقدر با عشق به همه ی دوستان آگاهی می بخشند که چه فایلی و چه دوره ای برای سوالا مناسب هست
الهی صد هزار مرتبه شکر
در پناه الله یکتا شاد باشید
گام آخر از پروژه مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر – چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟
به نام خداوندی که هدایتگر همه ی ماست.
سلام به استاد عزیز و مریم جان زیبا
سلام به دوستان و همکلاسی های این پروژه
خدارو صدهزار مرتبه از صمیم قلبم شکرگزارم که بهم توفیق داد تا با هرگام از این پروژه همراه باشم و از آگاهی های نابش استفاده کنم و مدار به مدار رشد کنم و ظرف وجودی م بزرگ و بزرگ تر بشه.
برام خیلی واضحه که من ملیحه ی شروع این پروژه نیستم و کلی توحیدی تر ، رها تر و با احساس خوب پایدار تر در مسیر خلق زندگی دلخواهم در حرکت هستم.
انگار اول مسیر این پروژه با کفش و پای پیاده داشتم تو این مسیر قدم برمیداشتم و الان یه موتور زیر پامه :)
قبل از اینکه به رسم تعهدم در این پروژه درک و دریافت خودم رو بنویسم میخوام خیلی خیلی ویژه از شما مریم جان عزیز تشکر و قدردانی کنم که این پروژه رو تعریف کردین و فرصتی رو فراهم کردین تا در کنار هم سر کلاس این پروژه حاضر بشیم و کلی آگاهی جدید نوش جان کنیم :)
خدایا از تو میخوام برقلب و انگشتانم جاری بشی تا آخرین کامنت از این پروژه ی عالی رو بنویسم و رد پای آخر رو هم به جا بگذارم.
سوال – وقتی بر سر دوراهی ای قرار میگیریم که نمیتونیم تصمیم درست بگیریم چیکار باید بکنیم؟
————-
در خیلی از مواقع ما میتونیم با رجوع به قانون و مرورش و انطباق دادن آن با شرایطی که در اون هستیم تصمیم درست رو بگیریم.
اما زمان هایی تصمیم درست گرفتن برامون سخت میشه که احساسات ما در اون تصمیم دخیل میشن.
چون ما در اون لحظه ی تصمیم گیری نمیتونیم از ترس هامون بگذریم و رها باشیم و توکل کنیم.
در چنین مواقعی باید بتونیم فارق از ترس هایی که هست به قوانین جهان به عنوان اصل رجوع کنیم و از لنز قانون به اون موضوع نگاه کنیم تا بتونیم تصمیم درست رو تشخیص بدیم.
باید ببینیم کدوم تصمیم به خواسته ی من نزدیک تره و به روش بهتری خواسته ی من رو برآورده میکنه.
برای واضح تر شدن تصمیم درست در مواقعی که تصمیم گیری برای ما واقعا سخته از خداوند باید طلب هدایت کنیم تا بهمون یه نشونه ای بده و چراغی رو در ذهن ما روشن کنه.
نکته ای که هست اینه که بعد از دریافت نشانه ای که از خدا خواستیم باید بتونیم بهش اعتماد کنیم و در اون مسیر قدم برداریم.
اگر تردید کنیم و دوباره طلب یه نشانه ی جدید کنیم راه رو برای خودمون سخت تر میکنیم .
پس باید وقتی نشانه ای اومد بهش ایمان داشته باشیم و بهش عمل کنیم.
اگر میخوایم با استفاده از نشانه ای که خداوند برای ما فرستاده تصمیم خودمون رو بگیریم دیگه باید ترجیح خودمون رو کنار بگذاریم و از سر راه خداوند کنار بریم و اجازه بدیم تا اون ما رو هدایت کنه نه اینکه به مسیر خودمون اصرار داشته باشیم یا بخوایم اون نشانه ای که دریافت کردیم رو با خواسته و ترجیح خودمون تفسیرش کنیم.
حتی اگر ظاهر نشانه ای که دریافت کردیم با خواسته ی ما هماهنگ نباشه باید ایمانمون رو حفظ کنیم و ذهن و منطق خودمون رو در اون تصمیم دخیل نکنیم.
باید بپذیریم که حتما این اتفاق باید به این شکل برام می افتاده حتی اگه اون لحظه چرایی ش رو درک نکنیم .
برای اینکه بتونیم در فرآیند تصمیم گیری ، قبل از اینکه به مرحله ی درخواست نشانه از خداوند برسیم موفق عمل کنیم ، میتونیم برای خودمون روی یه برگه کاغذ مضرات و منافع هرکدوم از این تصمیم ها رو یادداشت کنیم و بیایم با استناد به توانمندی های خودمون و مسیری که به صورت تکاملی طی کردیم اون تصمیم رو بررسی کنیم و بعد تصمیم خودمون رو بگیریم.
اما با همه ی اینها اگر نتونستیم تصمیم درست بگیریم و از خدا درخواست نشانه کردیم دیگه باید با دریافت اولین نشانه حرکت و اقدام کنیم و در شک و تردید و دودلی گیر نکنیم.
ممنونم که به نوشته ی من توجه کردین :)
راستی بی صبرانه و با اشتیاق زیاد منتظر دوره ی جدیدی که خبر خوبش رو بهمون دادین هم هستیم .
در پناه الله یکتا باشیم همگی :)
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام
گام آخر
خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم
به خاطر این پروژه
به خاطر وجود گرانقدر استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم و دوستان عزیزم
به خاطر اینکه بدون کمک و یاری تو نمیتونستم به تعهدم مبنی بر نوشتن کامنت در هر گام عمل کنم و جالبه طی این مدت هیچ تماس تلفنی و هیچ دید و بازدیدی برام اتفاق نیفتاد تا بتونم تمرکزی کار کنم
به خاطر درک بیشتر و آگاهی های نابی که طی این پروژه کسب کردم
به خاطر اینکه طی این پروژه تصمیم گرفتم ثروت یک رو تمرکزی کار کنم این درحالیه که دو ساله این دوره رو خریدم و نتایج عالی گرفتم
به خاطر اینکه با نشونه هات بهم فهموندی که باید ثروت یک رو با فعالیت در کامنت نوشتن مجددا مطالعه کنم
به خاطر اینکه طی این پروژه اهمیت کامنت نوشتن رو درک کردم
به خاطر اینکه طی این پروژه هدیه ویژه سایت رو از دستان مبارک استادم و با خرید دوره عشق و مودت دریافت کردم
به خاطر اینکه طی این پروژه هدیه های با ارزشی از همسر عزیزم دریافت کردم
به خاطر اینکه طی این پروژه همسرم جدی تر از قبل داره رو باورهاش کار میکنه
خانم شایسته نازنین و گرانقدرم ازتون بسیار بسیار سپاسگزارم برای تمام لحظاتی که صرف این پروژه کردید
دوستان گرامی ام ازتون سپاسگزارم به خاطر کامنت های بی نظیری که نوشتید و من استفاده کردم
در پناه خداوند بزرگ سلامت ، ثروتمند و سعادتمند باشید
به نام الله.سلام خدمت اساتیدمحترم ودوستان همراه پروژه عالی گام به گام
خداوند رو سپاسگذارم که فرصت دادجزدانش آموز منظم وفعال کلاس باشم وازاول همگام با این پروژه بودم وتوی این مدت احساسم خیلی خوب بود مثل همیشه.
خانم شایسته جانم خیلی خبرخوشحال کننده ای بود که دوره جدید قراره بیاد.من قصد داشتم لیاقت رو بخرم ولی تصمیم گرفتم برای اولین بار با دوره جدید همراه باشم چون دوره هایی که گرفتم مال چندسال قبل بوده.
واما این قسمت سئو الی بود که همه ما باهاش مواجه هستیم سر دوراهی موندن وتصمیم درست گرفتن.
موضوعی که آدم رو سر دوراهی قرارمیدهد احساسات هست ما احساساتی میخواهیم تصمیم بگیریم نمیتونیم پا رو ترسهامون بزاریم وتوکل کنیم
استاد وقتی در دوراهی قرارمیگیردسعی میکند احساساتشون رو کنترل کنه ترس ها رو بزاره کنار تا بدونه تصمیم درست چیه با توجه به قوانین جهان.
نگاه میکنه به خواسته هاش که کدوم تصمیم به خواسته هاش نزدیکه.
دربدترین حالت از خدا نشونه میخواد ووقتی نشانه فرستاد همون رو عمل میکنه عقل ومنطقش اگه راه دیگری ر و ترجیح دادمیزاره کنار.
باید ایمانمان راحفظ کنیم ووقتی نتیجه اومد فارغ از اینکه ترجیح من چیه همون رو برم ووقتی نشانه رو رفتی درظاهر خوب نبود بگو این راهی بود که باید میرفتم.
دربحث دوراهی هانیاز داریم به توکل ،قضاوت نکنیم .منافع ومضرات هرتصمیم رو درنظربگیریم کلا تصمیم گرفتن بهتر از درتردید ماندن هست حتی اگه بدبشه
بنام الله دانا توانا و عالمومحیط به تمامجهان هستی
درود بر استاد عشق وتوحید ومریم بانوی نازنین وهمه دوستای هم مداری ام در زیباترین مکانمجازی دنیا
خداقوت ویژه به استاد عباس منش و مریم بانوی عزیز برای تهیه وتدوین و اتمام این پروژه های خانه تکونی ذهن و صعود به مدارهای بالاتر
چقدر آگاهی های ما در فرکانس های بالاتر قرار گرفت ، این ده روز اخیر که برای شرکت در دوره های آموزشی کسب و کارم در سفر بودم نتونستم مرتب تو سایت باشم ، از دیروز تصمیمگرفتم فایلهارو با تمرکز بیشتر ببینم وکامنتهای ارزشمندش و بخونم .
مفاهیم توحید و هدایت و الهامات الهی رو از این سایت یاد گرفتم ، یاد گرفتم گوش به زنگ دریافت هدایت های خداوند باشم ، هرروز رهاتر و آرومتر از قبل باشم .
خداروشکر سفری که داشتم برای رشد وپیشرفت کاری ام ،رفتمو با هدایتهای خداوند انجام شد ، عالی بود و خیلی چیزهای جدید یاد گرفتم ، و ایمان و باور دارم با توکل به خدا این وقت و هزینه ای که براش گذاشتم چندین برابرش در کارم به من برمیگرده .از استاد یاد گرفتم ، در مسیر رشد و پیشرفت مون هزینه کنیم وتمرکز لیزری روی کارمون داشته باشیم .
به نام خداوند مهربانم که سمیع و بصیر ست
سلام به استاد و مریم جان عزیزم
یه روز دیگه و یه فایل دیگه و یه عالمه آگاهی از طرف خداوند برای من الهی شکرت سپاسگزارتم
یه ماهی میشه سر دوراهی قرار گرفته بودم
چون هدیه تولدم پول داده بودن دلم نمیومد برای خودم خرج کنم البته یه مقدارشو هم برای خونه خرج کرده بودم
دو روز پیش برف شدیدی بارید تو شهر ما؛ ما رفتیم برف بازی خونه که رسیدم دیدم تو کفشم آب رفته و پاهام یخ زده بود طوری که انگشتام بی حس شده بودن
رفتم سر وقته پولا باز دلم نیومد دست بهشون بزنم گفتم بذار باشه عید میخرم کفش
امروز صبح که بیدار شدم میخواستم برم مغازه ام
دیدم باز پاهام داره یخ میزنه و احساسم بد شد و هنوز هم این فایل رو ندیده بودم چه هماهنگی قشنگی چه هدایتی
یاد حرفه استاد افتادم تا زمانی که ما برای خودمون ارزش قائل نشیم جهان هم برای ما ارزش قائل نمیشه و سریع رفتم کارت رو برداشتم و رفتم خیابون یه کفش خوشگل و یه شلوار لی خریدم و خودمو لایق کفش خوب و شلوار خوب دونستم چون من لیاقت دارم و دیگه مثل هفته پیش باور کمبود نداشتم که بعد از خرج کردن حالم بد بشه نه برعکس بجاش از خدا خواستم ده هزار برابرش جاش بذاره
و کاملا احساسم عالی شد و الان که اومدم تو سایت دیدم این فایل رو و خدا رو هزاران مرتبه شکر کردم و خیلی خوشحالم که از بین این دو راهی ؛ راهی که به من احساسه خوب میداد رو انتخاب کردم خدایا ممنونتم که هدایتم کردی و تازه منو خداوند به کفاشی برد که قیمتهاش مناسب بود و خیلی آقای محترم و با ادبی بودن فروشنده هر دو مغازه
چون ازش خواسته بودم تو منو ببر هر مغازه ای میدونی خوبه من نمیدونم
و کارهامو برام انجام داد الهی شکرت
من میدونم ایمان بهش دارم که از این پولی که امروز برای خودم خرج کردم هزاران برابر به من میدهد
استاد بی نهایت ممنونتم سپاسگزارتم بابت این فایل پر از آگاهی و همش هدایت خداوند بود
از همه ممنونم در پناه خداوند باشین
بسم الله الرحمن الرحیم
چقد ب موقه این فایل قرار گرفت
بهم کمک کرد درمورد هدفم اهرم رنج ولذت نوشتم
ک اگه خاستم احساساتی بشم
یاد اهرم رنج بیفتم وبگم که نه قراره این راه ب من چنین اسیب هایی وارد کنه
واسه پاشنه های اشیل من فقط احساساتی میشم وگرنه دلسوز نیستم خیلی
هرجا نکته ضعف دارم زودی کم میارم اگه یکروز روش کار نکنم
چون هنوز هستن علفهای هرز و باید هرروز هرس کنم
قراره برم تو دل ترسهام از امروز
وهی ذهن میخات منو بترسونه
منم نوشتم مرگ یکبار شیون هم یکبار
بحثی توش نیست
میخام برم تو دل هرچیزی ک ازش میترسم
اگه انتقاد هست
اگه حرف مردم هست اگه ترس از ناراحت شدن بقیه هست ک باب دلشون رفتار نمیکنم
اگه ترس از انجام کار واسه افراد غریبه تو کسب وکارم هست
اگه ازادی بیشتر هست
اگه یادگیری چیزهای جدید هست
اگه ترس از پول بیشتر هست
هرروز یک قدم جدید توی این موضوعات بر میدارم و نتایجش رو تا چندوقت دیگه میام مینویسم
بقول شما دوراهی نیست
نشانه ها اینقد واضح شده برام مثل باران داره نشانه میات واسه من
از صبح ک بیدارشدم داشتم باخودم حرف میزدم ک فاطمه مسیرت کاملا درسته کافیه فقط احساساتی نشی همین
بعد ک اومدم توسایت این فایل رو دیدم گفتم چ ب موقع مثل همیشه !!!!
خدایاشکرت برای همزمانی ها
دیشب خواب دیدم ک همسرم پول داشته موبایل خریده ولی برای من چیزی ک خاستم رو نخریده توی خواب اینقد بهم فشار اومد مثل حس حسادت خیلی زیاد
بعد تو خواب ب خودم میگفتم تو حق نداری از شوهرت توقع کنی
وگفتم حالا ک اینطوره من باید خودم مولد ثروت باشم اینقد. شرایط مالیم خوب بشه احتیاجی ب بقیه نداشته باشم هرگز …
از بس ک این روزها دارم میگم من حق ندارم توقع کنم وب کسی تکیه کنم من باید موفق بشم باید ب خاستم ک استقلال مالی هست برسم
اینها همه نشانه هست توی تلویزیون حتی برنامه کودک بچم نگاه میکنه درمورد رسیدن ب هدف وشجاعت هست اون لحظه ک چشمم میخوره ب تلویزیون
یا افرادی میان سمتم ک هنر دارن شغل دارن درامد دارن
یا استاد خودم دیشب اینقد فروش داشت ک معذرت خواهی کرد گفت گروه رو میبندم خستمه خابم میات فردا بقیه رو انجام میدم
ک گفتم ببین فاطمه خدا میگه چشماتو باز کن ببین رزق من مثل باران توی زندگی بعضی ادمها میباره اگه قبلا بهت گفتن ک نیست نون نیست اب نیست پول نیست
چون تو خودت توی یک مداری بودی ک واقعا نبوده بخاطر باورهات از بچگی خانوادت توی مداری بودن ک نبوده بخاطر باوراشون
تا یکمدت پیش خانمهایی دورت بودن الاف وبیکار فقط توفکر بخور بخاب بودن و ماهی هزار تومان درامد ندارن والان ببین چقد تغییرکرده افرادی دورت هستن ک درامد دارن هنر دارن مستقل هستن اعتماد بنفس بالاتری دارن وقتشون ب بطالت نمیگذره
اون ساعتی داشتم نگاه میکردم وباخودم حرف میزدم خدایا تا پارسال برام عجیب بود دوره عزت نفس رو بخرم اینقد مدارم پایین بود
بعد خریدمش
بعد 12 قدم رو سه قدم باهم خریدم وقدم 6 رسیدم براحتی
حالا راحت میتونم عشق مودت یا شیوه حل مساعل رو بخرم
یعنی من مدارم بالا اومده
با چند تا فرد جدید اشنا شدم
مهارتم بیشتر شده شاید دوبرابر شده
این روزها حرف ها بیشتر درمورد کار هست
مسافرت کجا بریم هست
هدیه هست
ایده هربار میات
دخترم خیلی بهتر شده چقد بهم کمک میکنه براش برنامه درست کردم بابت کارهای خوبش ستاره میزنم هر روز
و اون هم داره ب خاسته هاش میرسه براش جایزه های خوشکل ک خودش دوست داره میخریم
از اینکه کاری ب بقیه ندارم استاد نمیدونی چقدر ارامش دارم
از اینکه سرم از زندگی بقیه کشیدم بیرون
چقدر تمرکزم رفته سمت هدفم سمت مهارتم
دارم روی پاشنه های اشیلم کار میکنم
و هدف سال 1404 رو انتخاب کردم گذاشتم کسب وکار موفق
انشالله خدا هدایتم میکنه ک باید چ باورایی رو بسازم و بهش میرسم
سپاسگذارم خداجونم شکرت
سپاس استاد جان ومریم نازنین
سلام به همگی ، چیزی که از این جلسه درک کردم برای هدف فعلیم که افزایش درامد هست اینه که
من خیلی وقتا نشانه دریافت میکنم برای خلق یک اثر ، ولی توی تردید میمونم
که اگر درستش کنم و فروش نرفت چی؟
بارها شده چند بار نشونه خواستم و بعد اصلا انجامش ندادم ، یعنی درنهایت چون فکر میکردم مشتری نیست برای اون اثر من کلن بیخیال انجام دادنش شدم
که باتوجه به صحبتهای این فایل و فایل قبلی که در مورد تمرکز بود من الان حداقل این اشتباهم رو درک کردم
در مورد رابطم من هی تو ذهنم این میومد که این همون تصمیمیه که باید بگیریش و ایمانت را نشان دهی
بعد از شنیدن این فایل این نجواها شروع شد
اومدم نوشتم خوبی ها و بدی های اینکه تصمیم بگیرم
بعد خیلی برام جالبه که نوشتم موندم توی رابطم چه خوبی هایی رو داره برام
و اینکه از این رابطه برم چی خوبی هایی داره برام
و خیلی برام جالبه که ذهنم کاملا زیرکانه میخواست بهم بفهمونه که نه این چیزی که تو داری اصلا به درد نمیخوره ، اصلا خوب نیست که ، اون طرف این یدونه ایرادو داره ، جدی میگم یدونه ایراد!نهایت زور زد کردش دوتا و گفت ببین این ایرادا خیلی ایرادهای مهمی هستن که درنهایت بیچارت میکنن
و بعد من دیدم که چرا میخوام از این رابطه برم بیرون؟ چون میخواستم تایید بقیه رو بگیرم توی رابطه ی بعدیم!
یا توی رابطه ی بعدیم اون طرفم ثروتمندتر باشه و اون ارزوهای منو برآورده کنه
درصورتی که دقیقا همین رابطم به عزیزدلم کلی باعث رشدم شده ، دقیقا با ادمی درارتباط بودم تو این چند سال که هر بار ازش فهمیدم که عه من اینو میخواستما ، حتی قبل از اینکه متوجه بشم که این ویژگی رو میخوام خدا بهم داده بوده
توی دهنم این نجواها خیلی میاد که تو وابسطه ی طرف مقابلت شدی و خودمم قبول دارم واقعا یه سری جاها وابسطه ی ایشون شدم ولی حداقلش اینه سعی دارم اون وابستگیها رو رفع کنم
واقعا نمیدونم تا چه حد درسته این شکل طرز فکرم و این شکل رفتار من ، ولی میدونم من خیلی جاها به جای حل مسیله فرار کردم
و انگار قلبن میدونم که اینکه بخوام به بهونه ی وابستگی طرف مقابلم رو ترک کنم باز برای من یعنی فرار از حل مسئله
رفتاری که همیشه انجامش دادم تو کل زندگیم
هر چند الان دهنم داره خودشو میخوره که تو داری خودتو گول میزنی ولی انشالله هدایت میشم که بدونم درک درست تو اینجور موقع برای من چیه؟
آیات هدایت:
نحل:37
هر قدر هم که تو حریص بر هدایت آنان باشی، خداوند گمراهان را رهبری نمیکند و برای آنان یاوری نخواهد بود.
دوباره برای چندمین بار تکرار شد که گمراهان هدایت نمیشن و من نمیتونم زور کنم کسی رو که هدایت بشه
نحل:64
و این کتاب را بر تو نازل نکردیم جز این که برای ایشان روشن کنی آنچه را که درباره آن اختلاف کردند و هدایت و رحمتی است برای مردمی که ایمان آورند.
و باز دوباره این موصوع تکرار شده که هدایت برای اون کساییه که ایمان دارن ، ایمان هم در کنار عمل صالح میاد دیگه
نحل:89
روزی که از هر امتی، شاهدی از خودشان بر آنها برمیانگیزیم و تو را بر این مردم میآوریم، و این کتاب را در نقش بیان کننده هر چیز، و هدایت و رحمت و بشارتی برای تسلیم شدگان فرستادیم.
باز دوباره تکرار شده این کتاب برای هدایته
و گفته هدایت برای کساییه که تسلیم هستن
نحل:102
بگو روح القدس آن را از جانب پروردگارت به حق نازل کرده تا کسانی را که ایمان آوردهاند استوار گرداند و هدایت و بشارتی برای تسلیم شدگان باشد.
نحل:104
البته کسانی که به آیات خدا ایمان نمیآورند، خدا هدایت نمیکند و برای آنان عذابی دردناک است.
نحل:125
به راه پروردگارت، با حکمت و اندرز نیکو دعوت کن و با آنان به شیوهای که بهترین باشد به مناظره بنشین، مسلماً پروردگار تو به کسی که از راه او گمراه شده و به هدایت شدگان خودش آگاهتر است
بنام خداوند عشق و آگاهی
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم
و سلام به همگی دوستان عزیزم
خدایاا شکرت که امروز سحر گاه به این فایل بینظیر هدایت شدم
اتفاقا روز گذشته تردید داشتم برای اینکه یک خواسته ام بطول انجامید و یک نشونه ای از خداوند خواستم…
البته میدونم که به تحقق نرسیدن یک خواسته ای به این دلیل است که حتما ترمز ذهنی و یا یک محدودیت فکری و یا باورهای بازدارنده ای در ذهنم وجود دارند که هنوز به اون خواسته ام نرسیدم
یعنی اگر خواسته ای هنوز اجابت نشده و یا دیر می شود و یا اصلا نمی شود بدین معناست که حتما موانع فکری در باورهای مان وجود دارد پس بجای اینکه نشونه ای از خداوند بخواهم و باید هدایت بطلبم و سوال کنم برایه چرایی ..
خدایااآاا من چه باور محدود کننده ای دارم که مانع به تحقق رسیدن من به این خواسته ام شده ؟؟؟
در واقع هنوز اون باورهای مخرب قدیم گاهی میان سراغم که مثلاً شاید بصلاحم نیست..
ولی باید روی این تغییر باورم کار کنم و این سوال را از خودم بکنم که چه موانعی در ذهنم وجود دارد و یا چه محدودیت فکری و یا باورهای محدود کننده و باز دارنده در ذهنم وجود دارد که مانع به تحقق رسیدن این خواسته ام هست؟؟
وقتی بر سر دو راهی قرار می گیریم چگونه تصمیم می گیریم
1)یا احساساتی تصمیم می گیریم و
2)یا منطقی تصمیم می گیریم
یعنی اگر ما بخواهیم منطقی تصمیم بگیریم نیاید بذاریم که ترس ها و نگرانی ها و احساسات بر ما غلبه کنه و این مسیر دیگه دو راهی نیست و مسیر مشخصه
خیلی موارد تصمیمات مون جوابش مشخصه ولی ما نمی تونیم احساسات مون رو کنترل کنیمیعنی نمی تونیم از ترس هامون بگذریم
و یا نمی تونیم به خداوند توکل کنیم
پس فارق از این ترس ها و نگرانی ها باید ببینیم تصمیم درست چی هست،
باید ببینیم کدامیک از تصمیمات ما به خواسته مون نزدیک تره..
یعنی حتی اگر آن دو راهی مسیر خواسته مون رو برآورده می کنه سعی کنیم آن راهی رو انتخاب کنیم که خواسته ی بیشتری رو برآورده می کنه
اگر هدایتی می طلبیم از خداوند بخواهیم یک نشونه ای و یا یک چراغی رو برامون روشن کنه و یا یک پیامی رو برامون بفرسته که بدونیم کدام مسیر رو انتخاب کنیم
و بپرسیم خدایاااا من می خوام برسم به جاده ی درست و مناسب و عالی
خدایاآاااا من می خوام برسم به آرامش بیشتر و بهتر و قشنگتر
خدایاااااا من می خوام برسم به مسیری که بهم کمک کنه برای رسیدن به هدفم
خدایاااااا می خوام به امنیت پولی و مالی و مادی و معنوی برسم
خدایااا می خوام به آزادی عمل برای انجام دادن هر عملکردی برسم
خدایاااا می خوام به آزادی پولی و مالی برسم
خدایاااا می خوام از لحاظ مالی به بی نیازی برسم
خدایااآاا می خوام به روابط خوب و عالی و درست و مناسب برسم
پس اگر از خداوند هدایت بخواهیم باید بسپاریم به خداوند و قبول کنیم و با توکل به خداوند دیگه قضاوت نکنیم
اگر خودمون میدونیم و مسیر رو میشناسیم پس چرا از خداوند سوال می کنیم و هدایت می طلبیم !؟؟؟
و اگر از خداوند هدایت می طلبیم و هدایت مون کرد و پاسخ داد باید بدون چون و چرا قبول کنیم و عمل کنیم فارق از این که ترجیح من چیه.. و باید ترجیحات خودمون رو کنار بگذاریم
یعنی بدلیل اینکه ما تصمیم مون رو گرفتیم و یا به اصطلاح ما ترجیح مون رو از قبل انتخاب کردیم و هی نشونه و هدایت های متوالی می خواهیم انگار آدم تردید داره که بارها و بارها راجب اون موضوع مثلا ازدواج هی نشونه می خواد و انگار اون نشونه ها بر خلاف میل باطنی ما بوده .. ما فکر می کنیم که اشتباهی شده و دوباره نشون می خواهیم ..این یعنی مسیر رو برای خودمون سخت ترش می کنیم
اگر می خواهیم بر سر دو راهی و تردید و شک باقی نمانیم
باید منافع و مضرات هر کدام از تصمیمات مون رو روی کاغذ بنویسیم و مقایسه کنیم و ببینیم و نگاه کنیم با توجه به قوانین و یا توانایی هامون و یا مهارت هامون و یا تکامل مون رو چطوری طی کردیم و بعدش تصمیم بگیریم
خدایاااا شکرت که هدایت مان رو بعهده گرفتی وقتی ما توی مسیر درست قرار بگیریم خداوند افرادی رو میاره توی زندگی مون که واقعا کمک کننده هستند که این مسیر رو بهتر و بهتر و قشنگتر و راحت تر و زیباتر و لذت بخش تر طی کنیم ..
خدایااا خودت کمکم کن که واقعا عملکرا باشم و در عمل بی درنگ هدایت ها و نشانه ها ی واضح تو را ببینم و بشنوم و بفهمم و درک کنم و آگاه شوم و بی درنگ اطاعت کنم
خدایا شکرت ..بعد از آشنا شدنم با استاد تغییر شخصیت و رفتارها و عملکردهایم با آموزش های استاد عزیزم بمرور تغییر کرده تا بتوانم اولویت های زندگیم رو بهتر بشناسم تا بتوانم اصل را از فرع بهتر تشخیص بدهم
خدایا خودت زیبای های بیشتر این جهان را بر من آشکار کن تا بتونم بذر خواسته هام را در دلم بذارم و رشد کند و شکوفا شود و وارد تجربه ی زندگیم شود که رسیدن به هر خواسته ای امکان پذیر است آمین
خدایاااا شکرت ممنون و سپاس
خدایاااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
خدایاااااا ما را هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت و پول و ثروت و برکت و سلامتی و تندرستی و دل خوش و شادی و شادمانی را داده ای و امنیت و آزادی آگاهانه در انجام دادن و جهت دهی درست و مناسب افکار و باورهایمان را داشته باشیم.تا در مسیر درست و مناسب و جادویی هدایت شویم برای رسیدن به اهداف و خواسته هامون
IN GOD WE TRUST