مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟ - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟
    233MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟
    18MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

333 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Sos گفته:
    مدت عضویت: 2609 روز

    به نام خداوند متعالی که بهم جراعت حرکت به سوی ناشناخته ها هدایت کرد

    سلام استاد بزرگوارم ❤

    سلام خانوم شایسته عزیز 😍

    من وقتی مسیر کاریمو شروع کردم با خدا عهده بستم که جوری زندگی کنم فرد تاثیر گذاری برای تمام انسان های جهان باشم و الهام بخش خیلی ها باشم این بزرگترین رسالت منه

    من با خدا بستم مسیر کاریمو

    خداوند شرایط، رویدادها،وقایع، افراد رو در مسیرت راهت قرار میده بهش اعتماد کن

    چطوریه با خدا بستنه؟

    والله یرزق من یشا بغیر حساب

    این آیه چی میگه !

    من به همتون روزی میدم بی حساب کتاب

    خدایا از کجا میدی؟

    من حیث لا یحتسب : از جای میدم به فکرت نمیرسه گمان نمیبری

    من این آیه بارها تجربه کردم از جای خداوند بهم رسونده که اصلان انتظار نداشتم پس به معادلات نیست پارتی ، پول نیست

    خب خدای من چکار کنم تو به من بدی؟ دمت گرم

    ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا

    این آیه واضحه منو تکن داد این آیه داره با ما حرف میزنه

    محققا پروردگار ما خدای یکتاست و بر این ایمان پایدار ماندند دستت رو بذار تو دست من خدا و استقامت کن

    آهان… پس جریانی هست من باید استقامت کنم در مسیری که شروع کردم باید ثابت قدم باشم و باور کنم خودم رو می‌توانم از هیچ به هم چی برسم

    برو قرآن رو برای کار آفرینی باز کن ببین باهات حرف میزنه

    کارآفرین شدن روح بلند و بخشنده لازم داره

    من میلاد کسی که از زیر صفر شروع کرد و توکل به خداوند و عمل کردند به الهامات به نتایج شگفت انگیزی رسیدم …

    الان تبدیل شدم به یک خود ساخته..

    دنیای کریپتو،  فناوری بلاک‌چین،  nft،زندگی و لایف استیل منو تغییر داد …

    Milad 🧑‍💻📱💸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مصطفی سیار گفته:
    مدت عضویت: 1031 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوند بزرگ تنها قدرت حاکم بر کل جهان هستی .

    درود بینهایت خدمت استاد عزیز و خانوم شایسته گرانقدر .

    گام آخر

    پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر.

    چگونه در دوراهی های زندگی راه درست را انتخاب کنیم .

    وقتی از قوانین جهان هستی آگاه باشیم و درک خوبی نسبت بهش داشته باشیم و هدایت توی کارها رو از خداوند طلب کنیم اطمینان داریم که خداوند پاسخ می‌دهد و هر جایی که سر دوراهی قرار گرفتیم خداوند نشانه ها را برای حرکت در مسیر درست نشان می‌دهد اما انتخاب مسیری که خداوند هدایت می‌کند و نشانه ای برای آن می‌فرستد شهامت و شجاعت می‌خواهد و احتمالاً اگه خودمون توی ذهنمون مسیر رو انتخاب کرده باشیم یعنی دلمون بخواد که مثلا از مسیر Aبریم اگه خداوند مسیر Bرو به ما نشون بده انگار می‌ترسیم میگیم خدا کنه اون مسیر نباشه برا همین نمی‌تونیم تصمیم بگیریم ، اما اگه رها باشیم و توی گوش دادن به هدایت و نشانه ها تکاملمون رو طی کرده باشیم برامون فرقی نمیکنه خداوند کدوم مسیر رو توی موضوعات مختلف بهمون نشون میده . میگیم نشانه و هدایت اومده من بسمت نشانه حرکت میکنم حالا نتیجه هر چی میخواد باشه فرقی نداره وظیفه من گوش دادن و اطاعت کردن تسلیم بودن در مقابل خداونده . اون خیر ما را بهتر و کامل تر از خود ما میدونه و کاملاً مشرف به کل زندگی ما هست .

    .

    چقد خبر خوبی خانوم شایسته عزیز دادند

    وقتی توی استانبول بودم و استاد گفتند که مدت زیادی هست که روی یه دوره جدید دارم کار میکنم اون زمان من از خداوند بزرگ خواستم که ای خدای بزرگ من میخوام دوره جدید رو به محض این روی سایت قرار داده شد بخرم این آرزو و هدف منه تو شرایط من رو جوری رقم بزن که من بتونم دوره رو بخرم .

    امشب دیدم خانوم شایسته این خبر خوب رو دادند که دوره جدید بزودی روی سایت قرار میگیره خیلی خوشحال شدم انشالا با پایان پروژه مهاجرت به مدار بالاتر مدار من اونقدر بالا رفته باشه که بتونم توی این دوره با دوستان عزیزم همراه باشم .

    البته شخصیت روابط آرامش و در کل زندگی من چند لول نسبت به قبل از این پروژه بهتر شده و خودم میتونم ببینم که به انسان با کیفیت تری نسبت به قبل تبدیل شدم انشالا اونقدر مدارم بالا اومده باشه که این دوره رو بتونم بخرم و روی خودم بهتر و بیشتر کار کنم

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1191 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام به استادان عزیزم و سلام به مریم جانم

    من نزدیک به دوسال تو خونه لباس می‌فروختم

    یعنی تو پارکینگ خونه بود

    بعد از اون الان یک و سال و نیمه تو همون خیابون خودمون یه مغازه اجاره کردم

    و نزدیک به یه ماه میشه از اصناف اومدن و گیر دادن که باید جواز کسب بگیری

    و من هم امروز رفتم اداره اصناف گفتن حتما باید جواز داشته باشین و خرجش هم تا حدوده 2 میلیون میشه تا همه کارهامو انجام بدم

    موضوع اصلی اینه منم تو دوراهی قرار گرفتم چکارکنم نمیدونم مغازه رو جمع کنم یا نه

    کرایه مغازه رو امسال اضافه کرد 1میلیون و 700 کرایه میدم با آب و برق و گاز اونم برجی 2 میلیون باید بدم یکم احساسم خوب نیست

    و قرارداد من هم‌ تا اول شهریور سال دیگه ست

    نمیدونم چکار کنم اگه جمع کنم باید تا ساله دیگه کرایه بدم برای مغازه خالی

    از طرفه دیگه باید جواز حتما بگیرم

    امروز متوجه شدم و هدایت خداوند بود اومدم تو سایت و چشمم به این فایل خورد و گفتم بیام پیام بذارم حتما دوستان کمکم میکنن

    لطفا راهنمایی کنین ممنون میشم از همه عزیزان و دوستان خوبم من منتظر جواب و راهنمایی شما هستم

    شما همون دستان زیبایی خداوند برای من هستین

    خدایا شکرت سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      Smaeil rostami گفته:
      مدت عضویت: 842 روز

      سلام خانم مشتاقی همکلاسی خوبم ،

      همون کاری رو بکنید که من کردم ،

      شما هم میتونید مغازه رو همچنان داشته باشید و هم امورات جواز کسب رو تو برنامه هاتون داشته باشید ،

      اگر این قصد جدی شما باشه مطمئن باشید محل کسب شما رو تعطیل نمیکنند براتون یعنی خدا نمیزاره و کار بعدی این هستش که جواز کسب رو که مساله اضافه و یا یه مزاحم نبینید ، جواز کسب به شما و به اهداف شما و به آینده شما اعتبار بیشتری میده و خودش یه موتور محرکه برای پیشبردتون میشه ؛

      در حال حاضر احساستون رو بد نکنید و به کارتون با دل ادامه بدید و برای نبستن مغازتون ضمن داشتن توکل به خدا ، اگر نیهز شد برید و با مسئول اونجا صحبت ونید و بگید که این کار رو خواهید کرد ( اخذ جواز ) ولی در حال حاضر کمی فرصت میخواید توجه هم داشته باشید که فقط اگر نیاز شد برید و خداست که قلبها رو براتون نرم میکنه

      و سر رشته کارها شکست تا پیروزی یکسره به دست خداست. پاینده و سلامت و سربلند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مهسا آبسری گفته:
    مدت عضویت: 1149 روز

    بنام خداوند هدایتگر و مهربانم

    سلام استاد عزیز و مهربونم

    سلام مریم بانوی شایسته ی زیبا و نازنینم

    سلام دوستای عزیز و هم فرکانسی من تو این سایت الهی

    الهی شکر بخاطر قدم آخر گام به گاممون به هممون تبریک میگم بابت پا به پای هم اومدن و عشق کردن این یکماه که تو سایت بودیم کامنت نوشتیم و کامنت خوندیم

    استاد راستش من خیلی کم از نشانه ها استفاده می‌کنم یعنی تو دوراهی ها خیلی کم خواستم که خدایا یه نشونه بده چون خوب هنوز انگار تکاملمو طی نکردم که بتونم به اون نشونه عمل کنم اما هر وقت که دیگه واقعا ته خط بودم و هیچی به ذهنم نرسیده از قرآن کمک گرفتم

    و انصافا از قرآن خیلی جواب گرفتم و عمل کردم به نشونه ای که فهمیدم ازش

    یکی از مثالهای خیلی قشنگی که از نشونه ها یادم میاد سر همین ماشین خریدنمون بود استاد من گفته بودم قبلا که منو شوهرم از وقتی با شما آشنا شدیم نه خواستیم وام بگیریم نه تو قرعه کشی شرکت کردیم نه قسطی چیزی رو خریدیم

    پارسال حدود آذر ماه بود که ما میخواستیم ماشینمونو عوض کنیم و یه ماشین بهتر بگیریم و گفتیم به هیچ عنوان وام نمیگیریم هرچی خدا خواست هرچی پول داشتیم میزاریم رو ماشینمون عوضش می‌کنیم قرار شد یه چانگان مدل قدیم بخریم که دیگه داشتیم میگشتیم نمی‌دونم از کجا یکی از اقوام پیشنهاد خرید حواله بهمون داد ما گفتیم نههه اصلا ما با هر چی جمع کردیم ماشینمونو نقدی میخریم و از این حرفا

    که یروز یه آقایی که مسئول این حواله ها بود بهمون زنگ زد و یه حواله سمند دوگانه بهمون پیشنهاد داد منم گفتم ما نمیخوایم به بابام زنگ زدم بابام میگفت اصلا ریسک نکنید و همسرمم گفت نه ما حواله و این چیزا نمیخوایم توکل بخدابا همین پولمون یه چانگان تمیز میخریم همون روز بود منم داشتم قرآن میخوندم ولی انگار مطمئن بودم که ما اون حواله رو نمیخوایم و داشتم به قرآن خوندنم ادامه میدادم از یه طرفم شوهرم قرار شد پولامونو دلار بخره به طرفم زنگ زده بود که انقد دلار میخوام من همینطور داشتم قرآن میخوندم و انگار یه صدای بلند تو دلم گفت نمیخوای بدونی خدا چی میگه ازش نمیخوای هدایتت کنه؟ من انگار یه لحظه میخ کوب شدم و بدون اینکه یه صفحه قرآنو ورق بزنم اول سوره ی ملک بودم الانم مو به تنم سیخ میشه از اینکه انقدددر واضح خدا با من حرف زد

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    تَبَارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿1﴾

    همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرمانروایی [همه هستی] به دست اوست و او بر هر کاری تواناست.

    الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ ﴿2﴾

    آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.

    الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِنْ فُطُورٍ ﴿3﴾

    آنکه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید. در آفرینش [خدای] رحمان، خلل و نابسامانی و ناهمگونی نمی بینی، پس بار دیگر بنگر آیا هیچ خلل و نابسامانی و ناهمگونی می بینی؟

    ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِیرٌ ﴿4)

    سپس بار دیگر بنگر تا دیده ات در حالی که خسته و کم سو شده [و از یافتن خلل، نابسامانی و ناهمگونی فرو مانده] و درمانده گشته است، به سویت باز گردد.

    این آیات انگار برام تلاوت شد و من اصلا یه قصد دیگه ای داشتم وقتی اینارو خوندم گفتم مهسا خدا می‌خواد امتحانت کنه (آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید) همون لحظه من به شوهرم زنگ زدم گفتم محمد ما این معامله رو می‌کنیم من نمی‌دونم گفت به طرف گفتم دلار بگیره قبول نمیکنه بگم نمیخوام گفتم من نمی‌دونم خیلی با بابام و شوهرم حرف زدم رو حرفم مصمم بودم انگار هیچوقت انقد واضح خدا با من حرف نزده بود خداروشکر ما انجام دادیم معامله رو و به ظاهر این معامله واسمون همش ضرر بود و بس ،چون سمند دوگانه دیگه کارخونه تولید نمیکرد بابام هر بار میگفت به حرف من گوش نکردی گفتم نکن و من تو دلم گفتم در عوض اگه انجامش نمیدادم هرگز خودمو نمیبخشیدم از اون وضوحی که خدا با من حرف زد و ما امسال فقط یکسال از اون قضیه میگذره جای چانگان مدل قدیم که الان حدود800 تومنه تو بازار یه فیدلیتی مدل1402 خریدیم( با قیمت1740 نقدی) با امکانات فوق العاده من به اینکه چقد پولم خوابیده یا ضررایی که بابام و بقیه میگفتن اصصصلا فک نمیکنم من به این فک می‌کنم که خدا میگه خواستتو شاید یه خورده دیرتر بهت بدم یکسال دیرتر میدم ولی خیلی بهتر از اون چیزی که فکرشو میکنی بهت میدم خدارو همیشه هزار بار شکر می‌کنم بخاطر این نشونه واضحی که بهم داد و الان راضیم که بهش اعتماد کردم و تصمیممو عوض کردم و خدا خودش قلب شوهرمم نرم کرد که با حرفم موافقت کنه

    خدا همیشه هست همیشه داره باهامون حرف می‌زنه چه ازش نشونه بخوای چه نخوای وقتی مسیرت مسیر درستی باشه حتما نشونشو برات میفرسته

    بازم سپاسگزارم مریم جانم بخاطر فایلای که میزارین مشتاقم بدونم گام به گام بعدیمون چیه و خیلی آرزو دارم که این دوره جدید رو تهیه کنم خیلی خیلی دوس دارم با استاد تو جلسه اولش همراه باشم خداوند بهم کمک کنه بتونم بخرم دوره رو به امید خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    احمد گفته:
    مدت عضویت: 1145 روز

    سلام خدمت آقای عباس منش وخانم شایسته

    این دورهم تموم شد وخیلی دوره‌ خوبی بود ومن خیلی علاقه زیادی به این دوره ها دارم وهروز فایل

    گوش میدم وخیلی منوبه جلو هول میده

    درباره دوراهی که ما خیلی شاید زیاد توزندگی قرار

    میگیریم من همیشه به اون موضوع فکر میکنم وحال دل مو میسنجم واگه خوب باشه ادامه اون مسیری بهش فکر کردم واگر نه حال دلم بد بوده من

    مسیر دیگه رو انتخاب میکنم ولی خیلی از مسیرهای

    زندگیم نشونه میاد ولی ما بهش توجه نمی‌کنیم

    من هروقت توکارهام یه کاری میخوام انجام بدم ولی خوب پیش نمیره میفهمم یه جاش مشکل داره

    من چند سالی که تواین مسیر هستم واگه ما با خودمون روراست باشیم به راه درست هدایت میشیم وخوب پیش میرم خدای ما خیلی دوست داره ما هدایت شیم مشکل ازماهست که مقاومت داریم یا گیر ندمون ضعیف هست ولی اگه ما بخواهیم میشود به ساده تمرین راه چون من خودم

    آمدم ازهمونجای ناامید بی پولی قصه داشتن لذت نبردن از زندگی شرایط خوب نبودن کسب کار

    من اون دوره زندگی خیلی بد بود و به اون موقع فکر میکنم اصلا حالم بد میشه چون همه خوش بختی ها جلو چشم من بود ومن نمی‌تونستم ببینم

    ولی من ذهنم عوض شد با همو ن کسب کار و همون آدمها وهمون منطقه من پیشرفت کنم این

    حرفهای من میگم فقط کسی که بهش رسید می‌تونه

    بفهمه من با درخواست ازخدا زندگیم عوض شد من فقط سر سفره عید موقع سال تحویل ازخدا خواستم قرن جدید زندگی منم جدید کن وچند

    وقت بعد من آمدم تواین مسیر ومن هرچی استاد گفتن پذیرفتم وخدا ی عزیزم رو هرروز شکر میکنم

    نه با گریه زاری نه از روی طلب کارانه نه از روی عصبانیت فقط مثل کسی که عاشقش هستی باهاش حرف میزنم وازش سپاس گذاری میکنم

    من خدای خوبم روشاکرم به خاطر همه چیزهای

    که داده ونداده و بهترین هارو برای من نگه داشته

    خدا وقتی یکم میشناسیم میفهمی چی هست وچه قدرتی داره ومارو به موفقیعت می‌رسونه چون ازبهتر شدن ما همه از پیش ما سود میبرن چه از نظر ثروت چه از نظر دانش الان استاد از نظر درک قوانین پیشرفت کرده ببین چقدر مردم به راه درست

    خوب هدایت می‌کنه ولی اگه پیشرفت نداشت و

    یه آدم معمولی میشد چقدر برای مردم سود داشت

    ویژه مثال دیگه وقتی پول داریم وخرج میکنیم ببینیم به چند نفر داریم نون میرسونیم واگه ضعیف باشیم همیشه دست بگیر داریم وخداوندهم میخواد ما به بهترینش برسیم این چیزی من درک کردیم

    ما اگه متعهد باشیم و به قانون عمل کنیم مثل پیامبران طبق قانون پیش رفتن وچه نتایج خوبی گرفتن مثل حضرت یوسف ته چاه ذهن خودشو کنترل کرد و خدارو فراموش نکرد و به کجا رسید وطبق قانون رفت اولینش شکر گزاری هست که

    معجزه کرد برام صبح شب می‌نویسم توجه به داشته ها وحال دل خوب نگه داریم وکنترل ذهن

    وفکر نکردن به نکات بد ومثبت فکر کردن غیبت نکردن قانون های که استاد گفتن عمل کنیم من

    وقتی تازه آمدم توسایت رفتم سراغ فایل های رایگان واز اول هرروز دانلود میکردم وگوش میکردم

    وکم کم آمدم سراغ محصولات باید کم کم شروع کنیم قدم‌های کوچیک‌ پیش زمینه قدم‌های بزرگ

    هست و تشکر میکنم از استاد که صادقانه فایل می‌زاره روسایتو تا ما استفاده کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 803 روز

    به نام خدای مهربان

    نودوهفتمین تعهد

    ی سری از دوراهی ها باتوجه به قانونی که درک میکنیم از جهان ی جورایی قبلش جوابش مشخصه و تنها موضوعی که ادمو تو دوراهی قرار میده بحث احساساته بحث این که ما احساساتی میخوایم تصمیم بگیریم وگرنه اگه بخوایم منطقی تصمیم بگیریم یا نزاریم احساسات و ترسها و نگرانی هامون بر ما غلبه کنه ما تصمیمامون مشخصه این ی راهیه ما داریم دوراهی یا چند راهیش میکنیم یعنی خیلی موارد جوابش مشخصه فقط ما نمیتونیم احساساتمونو کنترل کنیم نمیتونیم از ترسهامون بگذریم نمیتونیم توکل کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1123 روز

    ـ گام آخر پروژه مهاجرت به مدار بالاتر ـ

    به نام خدای روشنی

    مسیر کاملا روشنه. اگه ما بین دو مسیر گیر میکنیم، به خاطر احساساتمونه. به خاطر اینه که ترجیح میدیم یه مسیری رو پررنگ تر ببینیم.

    بهترین راه برای پیدا کردن مسیر درست اینه که بشینیم مزایا و معایب مسیرها رو بنویسیم. اون مسیری که ما رو به خواسته های بیشتری میرسونه، اون مسیر درسته.

    چقدر نیاز داشتم به شنیدن این فایل.

    چقدر هماهنگ بود با حال این روزهام.

    خوشحالم که تونستم یه سلسله فایل دیگه رو هم با سرانجام برسونم. چقدر فایل های این دوره برام جدید و ناب بود. چقدر هر سری که گوش میدادم، احساس میکردم تشنه ترم نسبت به این آگاهی ها. یک بار گوش دادنشون قطره ایه در برابر اقیانوس. باید بارها و بارها شنید و عشق کرد و عمل کرد و نتیجه گرفت!

    خدایا شکرت…

    باید یه دوره‌ی دیگه رو شروع کنم. چون طبق اصلِ « اگر به سکت کمال حرکت نکنی، به سوی زوال کشیده می‌شوی »، اگه رها کنم، فرکانسم متوقف نمیشه، بلکه بدتر و بدتر میشه.

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت که اینجام.

    به زودی برمیگردم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
      مدت عضویت: 2695 روز

      سلام حدیث عزیز امیدوارم که حالت خوب باشه.

      بهت تبریک میگم که تموم کردی این پروژه‌ رو. مطمئنم که رشد زیادی کردی. خدا رو شکر.

      و‌‌ من اینجام که بهت درمورد تصمیم بعدی‌مون یاداوری کنم.

      حتما برات پیام می‌ذارم تا درمورد جزئیاتش بیشتر باهم صحبت کنیم.

      دوستت دارم همراه من تو مسیرِ عباسمنش.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        حدیث سادات حسینی گفته:
        مدت عضویت: 1123 روز

        سلام آبجی قشنگ بی همتای دوست داشتنی من!

        یه چیزی بگم برات!؟ حتما میدونی که من چندییییین روز بود که اصلا نمیتونستم با تمرکز بیام تو سایت و یه جورایی از مدار خارج شده بودم. و هروقت که در حد چند ثانیه میومدم تو سایت اون دایره‌ی کوچولوی آبی رو میدیدم ولی کلیک نمی‌کردم روش. میگفتم ول کن حالا بعدا میرم میبینم. امشب که پر قدرت اومدم تو سایت، وقتی همه‌ی چیزایی که برام نوشتی رو خوندم، تازه فهمیدم که چرا حسم اجازه نمیداد تو چند روز اخیر پیامای قشنگت رو بخونم. « من تو مدارش نبودم » الان که بهش فکر می‌کنم واقعا شگفت زده میشم. احساسم بهم اجازه نمیداد بیام اینا رو بخونم. و الان میفهمم که چرا اجازه نمیداد. چون پیامای تو سرشااااار از حس عشق و شادی و دوست داشتن بود و فرکانس اون روزای من هماهنگ نبود با این احساسات. امروز که خیلی بهترم، امروز که یه قدم از دیروز جلوترم احساسم گفت برو بخون و چقدرررر پر از بغض و گریه و عشق شدم بابت حرفات :))) ممنونم که برام مینویسی. ممنونم که بهم یادآوری می‌کنی تو مسیرم ثابت قدم بمونم. ممنونم یکی از آدمایی هستی که بهم میگی چقدر دوستم داری. ممنونم که خوشگلیمو( واقعا ترکیب خوش + گل شگفت زده‌م کرد بس که قشنگ بود ) قشنگیمو، هدفمندیمو، عزتمو بهم یادآوری می‌کنی. من همیشه میگم : تو فقط در صورتی میتونی زیبایی های دیگران رو یادآور بشی که اولا خودت زیبا باشی، نگاهت زیبا باشه، و خب، آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است :)

        واقعا صدر جدول شکرگزاری های منی :)

        علاوه بر اینکه هر روز یکی ( تو ) هست که بهم اینهمه حس خوب میده و میگه دوستم داره و چقدر خوشگلم، خدا یه آبجی معررررررکه هم بهم داده :)

        ممنونم که برام مینویسی. لذت بخش ترین کار جهان…

        مراقب خودت و خوبیات و قشنگیات باش.

        خیلی دوستت دارم. قد یه دنیا :)

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 939 روز

    بنام خدای هدایتگر من!

    خدایا سپاسگزارم که هدایت شدم به این فایل فوق‌العاده

    خودم توی ای موضوع خوب نیستم، و پاشنه آشیلمه،

    اینکه بتونم سریع یه تصمیمی بگیرم، و خودم رو از تردید رها کنم سختمه،

    همش به این فکر می کنم که اگر تصمیمم درست نباشه چی؟

    اگر درست متوجه هدایت خداوند نشده باشم چی؟

    چون توی شک و دودلی هستم با اولین مانع ایمانم رو از دست میدم و به مسیرم شک می کنم.

    البته توی بعضی موارد اینجوریم

    توی یکسری از موارد خیلی خوب عمل می کنم،

    و اینم بر میگرده به باور هام و شرایط بزرگ شدنم که توی یکسری مسائل ترس و تردید زیاد دارم.

    از موقع که وارد این سایت الهیی شدم به مراتب توی خیلی از زمینه ها بهتر شدم، و هروز بهتر از دیروزم هستم،

    خدایا شکر!

    ممنونم استاد عزیزم که این نکته‌ رو بیان کردید که وقتی از خدا هدایت می طلبم و خدا نشونه میده باید حرکت کنم و اگر اون مسیر هدایت ظاهرش مناسب نبود نباید به مسیر و به هدایتم شک کنم،

    قطعا که مسیر درستشه، شاید مسیر رسیدن به خواسته ام از این چالش باید رد می شده تا من به مقصد برسم.

    ولی من قبلا هدایت رو اینجوری تعبیر می کردم که وقتی از خدا هدایت می طلبی 100 در100 باید اون مسیر بدون چالش باشه، واگر مانعی ایجادشده یعنی که درست هدایت رو متوجه نشدی.

    خدای خوبم هزاران بار سپاسگزارم!

    60

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    رستا محمودی گفته:
    مدت عضویت: 365 روز

    سلام و سپاس از خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر بسیار عالی بود و همزمان با تمام شدن این پروژه من و خانوادم به یه سفر ده روزه رفتیم که این همزمانی برام معنادار و لذت بخش بود و خداروشکر با اینکه بچه یه ساله دارم و مسیر طولانی بود اصلا اذیت نکرد و به هممون کلی خوش گذشت.دیشب که اومدم سایت نشانه ی روزم رو دیدم قسمت 225 سفر به آمریکا چقدر عالی بود و من متوجه شدم که هرچقدر بیشتر بخوام و بیشتر رو خودم کار کنم به سفرای بهتری هدایت میشم و مسیر رشد و تکامل انتهایی نداره.از خدای مهربون سپاسگزارم که منو به این سایت هدایت کرد و از استاد عباسمنش عزیز تشکر می کنم که سخاوتمندانه فایل های پربارشون رو در اختیار ما قرار میدن و مریم خانم عزیز هم عالی همراهی شون می کنن و همه چیز دست به دست هم داده تا ما بهونه رو کنار بذاریم و رشد کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2891 روز

    به نام خدای روزی رسان

    درود و احترام

    مهاجرت به مدار بالاتر

    خدا رو شکر که با تعهد هر روزه این پروژه رو هم به اتمام رسوندم . ترس و تردید و دودلی و شک ،، همه این ها به خاطر باورهای محدود کننده ای هستش که در طی سال ها وارد ذهنم شده .. چند روز پیش یه سفر کوتاه به کرج داشتم خیلی خوش گذشت.

    من توی موضوع ترس و تردید شاید بهتر از قبل شدم چون دارم سعی میکنم خیلی توی شک و تردید نسبت به موضوعی نمونم و برم واردش بشم و بازخوردش رو بگیرم. شک و تردید و در برزخ موندن بدترین موضوع ممکنه !!!

    یعنی به نظرم برای وارد شدن به رابطه ی عاطفی هم همین موضوع صادقه و اگر از کسی خوشم میاد باید خیلی راحت حرفم رو بهش بزنم تا بازخورد بگیرم و اجازه ندم در شک و تردید باقی بمونم . چون شک و تردید قدرت تصمیم گیری آدم رو از بین می‌بره و به شدت اعتماد به نفس رو پایین میاره ..

    درحال آماده شدن برای مسابقات هستم و هی دارم تمرین میکنم تا بازخورد بگیرم.

    درآمدم هم که در کامنت جلسه قبلی گفتم که دو برابر شده و امیدوارم این دفعه مثل دفعات قبلی نشه و این افزایش درآمد پایدار باشه.

    یک عادت بدی دارم و اون هم اینه که بعضی وقت ها مثلاً در صفحات مجازی اکانت های دیگران رو چک میکنم و اون وقت مثلاً طرف یک موفقیتی رو داره نشون میده از خودش،، این موضوع باعث میشه که من موفقیت های خودم رو بی‌ارزش تلقی کنم و فکر کنم اون طرف کار عجیب و غریبی می‌کنه .. و این موضع عزت نفس من رو کاهش میده . اینستاگرام رو من قبلاً مدت ها بود پاکش کرده بودم ولی مجبور شدم برای کارم دوباره نصبش کنم،، ولی الان دارم دوباره متوجه میشم که این موضوع دوباره داره ذهن من رو مختل می‌کنه !!!

    خب به نظرم باید برم سراغ دوره ی. راهنمای عملی و ذهنم رو باهاش درگیر کنم تا بالاخره بتونم از حصار ترس ها و تردید هام خارج شم مثل دفعات قبلی که بارها تلاش کردم برای موضوع . ولی این بار باید قدم به قدم و آروم آروم پیش برم و از مسیر لذت ببرم ..

    خب اینم از رد پای آخر من .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: