مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟ - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟233MB19 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟18MB19 دقیقه













به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست
و اما نشانه ی امروز من
ما در زندگیمون اکثر اوقات به دو راهی و شک و تردید دچار میشیم بخاطر فاصله فرکانسی بین روح و ذهنمون و هر چقدر این فاصله کمتر بشه و اتصال ما با منبع نزدیکتر و قویتر بشه ما هم مثل موسی بدون شک و تردید به سمت دریایی که هیچ راهی ازش نیست میدویم و ایمان و یقین و توکل به الله ما رو میبره وگرنه ما هیچ قدرتی از خودمون نداریم مثل یوسف به سمت درهای بسته میدویم وقتی وارد فرکانس خدا بشیم جایی برای ذهن و عقل و منطق نیست فقط یقین و باور به الهامات هست که ما رو میبره
از کفر من تا دین تو ،راهی بجز تردید نیست
دل خوش به فانوسم نکن اینجا مگر خورشید نیست
با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من
چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من
بی جستجو ایمان ما از جنس عادت میشود
حتی عبادت بی عمل،وهم سعادت میشود
با عشق ان سوی خطر،جایی برای ترس نیست
در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست
کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن میشود
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن میشود
تمام شک ها ،دو دلی ها برگرفته از شرک ماست که قدرت را به مسائل بیرونی ،ترس از نظرات افراد ،ترس از شکست و نابودی ،و در اون لحظات به یک ناباوری عمیقی از خدا میرسیم جوریکه اونقدر وارد ذهن میشویم که نه نشانه ها رو جدی میگیریم نه صدای الهامات رو میشنویم
پس راهکار چیه ؟؟
درخواست ایمان ابراهیمی از خداوند و تلاش برای بدست آوردنش با کار کردن روی باورهای توحیدی تا به یقین قلبی برسیم به این باور که من در مسیر حق هستم و هر اتفاقی برایم بیفتد به نفع من است
الخیر فی ما وقع و خداوند همواره خیر منو میخاد ،همراه منه ،درون منه ،و بیشتر از من میخاد من رشد و پیشرفت کنم چون اساس جهان بر پایه رشد و پیشرفته
با سپاس از الهامات خدای مهربانم و استاد دلها و خانم شایسته
یا حق
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
امروز یکی از اون روزهایی هست که آرزو داشتم بهش برسم خیلی دوست داشتم که این مرحلهها رو تموم کنم و خیلی حس خوبی دارم الان واقعاً احساس میکنم که تو مدار بالاتر قرار دارم چه از لحاظ فکری چه از لحاظ احساسی خیلی فکرم احساسم همه چیز خوبه قبلاً انگار تو ذهنم یه جنگی بود ولی الان خیلی آرومه و آرامش زیادی دارم انگار هرچی میخوام انجام میشه و این حس خیلی زیباست و درباره نشانهها واقعاً اگه انسان از قبل یه چیزی رو تعیین کرده بعدبه خدا میگه که هدایتم کن خداوند براش یه نشونه میفرسته اما اون وقت آدم تردید داره میگه نه این نشد یه نشونه دیگه من خودم تو این مورد خیلی برخوردم یادمه دو روز پیش من حالم خوب نبود بعد اصلاً دلمم نمیخواست برم دکتر اما بازم دلم میخواست از خدا نشونه بگیرم بعد گفتم خدایا هدایتم کن من چیکار کنم بعد خداوند برام یه نشونه فرستاد که من برم پیش دکتر اولش ذهنم خیلی مقاومت کرد گفت که نه اینجوری ببین اینجوری نیست یه نشونه دیگه بگیر من به خودم قول داده بودم که عملش میکنم گفتم نه من باید عمل کنم به این بعد رفتم پیش دکتر و برام گفت که هیچ مشکلی نداری مشکل خاصی نیست وبعدش خیالم راحت شد وبا آدمایی برخورد کردم که خیلی حس منو بهتر کردن و چنان اتفاقات خوبی برام افتاد که اصلاً باورم نمیشد و اون روز تا شبش من فقط دوره خودم میچرخیدم میرقصیدم خدایا چه اتفاقاتی و این فقط به اون خاطر بود که من به اون نشون عمل کردم و واقعاً به این نتیجه رسیدم که اگه خداوند برات نشونه میفرسته صد فی صد انجامش بدی چون پشتش چنان اتفاقات قشنگی قایم شدن که نمیدونی اول باید قدمتو برداری بعد اونا رو میبینی سپاس گذارم ازاستاد عزیزم ومریم جون مهربان
خدایا شکرت که تورادارم
خدایا توبامن باش بگذار عالمی ازمن جا گردد
سلام استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
الهی هدایتم را سپاس ، فراوانی را سپاس
در مورد نشانه ها چقدر دلنشین صحبت کردید ، دقیقا نشانه ها هست ما نمی بینیم یا نمیخوایم که ببینیم 😅 استاد این صحبت شما که خداوند با ما صحبت میکنه رو با جون و دل پذیرفتم و با نشونه ها چقدر مسیر برام واضح تر شده ، ته دلمون و احساسمون میگه که جواب چیه و کدوم مسیر باید حرکت کنیم ،،استاد شما برامون نعمت اید ، سلامت باشید 🌺🌺
سلام استاد خوبم
سلام بانوی زیبای این خانواده سبز
سلام دوستان هم فرکانسم
صبح زیبای امروز را با این فایل عالی شروع کردم نشانه امروزم بود
احساس توحید وتقوا سراسر وجودم را گرفته است
احساس پاک امنیت
احساس پاک با خدا بودن
خدایا شکرت بابت این احساست الوهیت وار
سپاسگذارم
سپاسگذارم که هستم .هستی . در این چرخه بی پایان زیبای زندگی منم در حال گسترش این جهان زیبا هستم وبابت همین بسیار سپاسگذارم
سپاسگذارم یاد آوری میشود هر روز که توحید وتقوا داشتن واتحاد داشتن کار هر لحضه من است الهی شکرت
سپاسگذارم
با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز ، استاد عباسمنش و مریم جان مهربونم که مقاله هاشون منو همیشه شگفت زده میکنه
من یه سوال دارم که ممنون میشم راهنماییم کنید
در خصوص دیدن نشانه ها و و هدایت الهی من خیلی وقتا به نقض میخورم که اگه بخام مثال بزنم : من در حال حاضر کارمند هستم و بعدازظهرها مزون دارم که بعد از دو سال اونطوری که باید رشد نکرد و این چند روز به شدت ذهنم مشغول این بود که ازش خارج بشم یا نه. یه جاهایی نشونه ها میومد که اگه دیدی موضوعی جواب نمیده نترس و ازش خارج شو و من با خودم میگفتم پس یعنی تمومه و من نشانه رو دیدم. دوباره توی همون زمان یه فایل دیگه گوش دادم که نکنه با خودت بگی من از این کار درمیام و بکوب میشینم روی فایلها کار میکنم که سخت در اشتباهی و باید همزمان که داری کار میکنی روی خودت و ذهنت هم کار کنی. یعنی دوتا جواب برای سوالی که من داشتم. نمونه های این مدلی برام کم نیست و نمیدونم چطوری و به کدوم از جوابها باید اطمینان کنم.
سلامی دوباره باز از جنس نام زیبای خدا ؛
خدمت استاد عزیزم
و
خانم شایسته فهیم
و
همه همکلاسی های ارزشمندم.
اونچه رو که میخوام بگم ابتدا با شعری زیبا از شاعره بزرگ ایران زمین
خانم پروین اعتصامی شروع میکنم :
بر سر راهی، گدائی تیره روز
نالهها میکرد با صد آه و سوز
که ای خدا، بی خانه و بی روزیم
ز آتش ادبار، خوش میسوزیم
شد پریشانی چو باد و من چو کاه
پیش باد، از کاه آسایش مخواه
ساختم با آنکه عمری سوختم
سوختم یک عمر و صبر آموختم
آسمان، کس را بدین پستی نکشت
چون من از درد تهیدستی نکشت
هیچکس مانند من، حیران نشد
روز و شب سرگشته بهر نان نشد
ایستادم در پس درها بسی
داد دشنامم کسی و ناکسی
پیش من خوردند مردم نان گرم
من همی خون جگر خوردم ز شرم
دیدهام رنگین ندید از رخت نو
سیر، یک نوبت نخوردم نان جو
این ترازو، گر ترازوی خداست
این کژی و نادرستی از کجاست
در زمستانم، تف دل آتش است
برف و باران خوابگاه و پوشش است
آبرو بردم، ندیدم از تو روی
گم شدم، هرگز نکردی جستجوی.
==========
( و حالا پاسخ زیبای خدا از زبان پروین اعتصامی )
==========
گفتش اندر گوش دل، رب وَدود
گر نبودی کاردان، جرم تو بود
نیست راه کج، ره حق جلیل
کجروان را حق نمیگردد دلیل
تو براه من بنه گامی تمام
تا مَنَت نزدیک آیم بیست گام
گر به نام حق گشائی دفتری
جز در اخلاص نشناسی دری
گر کنی آئینه یِ ما را نظر
عیبهایت سر بسر گردد هنر
ما ترا بی توشه نفرستادهایم
آنچه میبایست دادن، دادهایم
دست دادیمت که تا کاری کنی
دِرهَمی گر هست، دیناری کنی
پای دادیمت که باشی پا بجای
وارهانی خویش را از تنگنای
چشم دادم تا دلت ایمن کند
بر تو راه زندگی، روشن کند
بر تن خاکی دمیدم جان پاک
خیرگیها دیدم از یک مشت خاک
تا تو خاکی را منظم شد نفس
ای عجب! خود را پرستیدی و بس
ما کسی را ناشتا نگذاشتیم
این بنا از بهر خلق افراشتیم
کار ما جز رحمت و احسان نبود
هیچگاه این سفره بی مهمان نبود
در نمیبندد بکس، دربان ما
کم نمیگردد ز خوردن، نان ما
آنکه جان کرده است بی خواهش عطا
نان کجا دارد دریغ از ناشتا
این توانائی که در بازوی تُست
شاهدِ بخت است و در پهلوی تُست
گنجها بخشیدمت، ای ناسپاس
که نگنجد هیچکس را در قیاس
آنچه گفتی نیست، یک یک در تو هست
گنجها داری و هستی تنگدست
عقل و رای و عزم و همت، گنج تُست
بهترین گنجور، سعی و رنج تُست
عارفان، چون دولت از ما خواستند
دست و بازوی توانا خواستند
ما نمیگوئیم سائل در مزن
چون زدی این در، در دیگر مزن
آنکه بر خوان کریمان کرد پُشت
از لئیمان بشنود حرف دُرشت
آن درشتی، کیفر خودکامهاست
ورنه بهر نامجویان، نامهاست
هیچ خودبین، از خدا خرسند نیست
شاخ بی بر، در خور پیوند نیست
زین همه شادی، چرا غم خواستی
از کریمان، از چه رو کم خواستی
نور حق، همواره در جلوهگریست
آنکه آگه نیست، از بینش بریست
گُلبُن ما باش و بهر ما بروی
هم صفا از ما طلب، هم رنگ و بوی
زارع ما، خوشه را خروار کرد
هر چه کم کردند، او بسیار کرد
تا نباشی قطره، دریا چون شوی
تا نهای گم گشته، پیدا چون شوی.
===================
همکلاسی های عزیزم ؛ چقدر اون حرفهایی که از زبون اون گدا توی اول شعر گفته شده برامون آشناست؟
چقدر خود ما توی برهه هایی از زندگیمون یه جورایی به خدا گفتیمشون و منطقی هم دونستیمشون؟
حالا بیایم و به بخش دوم شعر و اونچه خانم اعتصامی از زبان خدا میگند توجه کنیم ،
آه خدای من
مگه میشه
مگه داریم
از این قشنگتر
جامعتر
کاملتر و
الهی تر.
مخصوصا اون قسمتش که میگه :
ما نمیگوئیم سائل در مزن
چون زدی این در، در دیگر مزن
آنکه بر خوان کریمان کرد پُشت
از لئیمان بشنود حرف دُرشت.
اصل توحیده به خدا ؛
و حقا که اون کسی که به خوان کریمان پشت میکنه از لئیمان ( رذل ها ) حرف درشت خواهد شنید.
همه ما همیشه بر سر دو راهی هایی قرار میگیریم که باید انتخاب کنیم / انتخابی میان راه سعادت که محتوایی از ایمان و از سکون قلب رو داره و از شهود و قلبمون تراوش میکنه و راهی که پر از تنش و هیجان منفی و پر از پیچ و خمه و البته لباسی از منطق هم به تنش داره!!.
و اگر انتخاب کنیم اونچه رو که قلبمون بهمون میگه به اونچه میرسیم که خدا بابتش به ما و خلقت ما افتخار میکنه و اگر عمل نکنیم به اون حالتی دچار میشیم که اون گدای تیره روز زندگی باخته توی شعر پروین دچارش شده.
گاهی خود من به گذشته م نگاه میکنم و با اینکه مدتهاست که به لطف الله از سرزنش خودم بابت سهل انگاری های زیادی که داشته ام دست کشیدم ولی گاهی گذشته خودم رو از بعضی جهات شبیه به اون گدا میبینم که چطور پشت به نور ایستاده بودم و بابت نبود نور خورشید گله میکردم؛
از کریمان از چه رو کم خواستی ؟؟؟
خدای من
چقدر زیبا از زبون خدا این رو گفتند،
واقعا این ماییم که کم خواستیم
و حال که لطف بی پایان رب العالمین شامل حالمون شده و در این کلاس توحیدی قرار گرفتیم باید عهد ببندیم که تلاشمون یک تلاش همیشگی و ابدی باشه تا همیشه در حال بزرگتر کردن ظرف درونیمون باشیم برای دریافت نعمتها و الهامات بیشتر و باز بیشتر که به ول شاعر :
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم / نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی.
در پناه رب العامین الله مهربانتر از مادر سربلند و سلامت باشید.
به نام خدایی که خالق زیباییها و خالق من ست
خدایی که با قدرتش این جهان رو اداره میکند
و من ایمان دارم از پسه مسائل و زندگی من هم برمیاید خدایا حل تمام مسائل زندگیم رو به تو میسپارم الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
منم بر سر دو راهی ماندم اول از خدا و بعد از شما کمک و هدایت میخواهم با کامنتهای زیبا و مفیدتون
من دوساله مغازه اجاره کردم و ساله اول اجاره کم گرفت پارسال یهو یه میلیون اضافه کرد و امسال هم یه میلیون 700 میخواد اضافه کنه
از طرفی در مغازه چون نرده های قدیمی داره باید هر روز صبح بردارم و آخر شب بذارم و این برام به معضل شده و دستهام درد میکنه و از طرفه دیگه دوست دارم اونجا بشینم
و باز رفتم مغازه در برقی و تمام شیشه دیدم یکم کرایه ش بالاست یعنی مثل همین کرایه این مغازه ست
الان موندم اونجا بمونم و چانه بزنم کرایه رو کم کنه با برم مغازه جدید رو اجاره کنم
خیلی سخته بین دو راهی موندن مغزم هنگ کرده
و تا الان نجواهای ذهن رو کنترل کردم و عالی بوده و به خدا ایمان و اعتمادم زیاده
برای همین بهش سپردم برام خودش جور کنه دله بنده هاشو نرم کنه و به نفهه من رقم بخوره
هم کرایه کم و هم راحتی و آسونی
در پناه خداوند مهربانم باشین
از جواب زیباتون که برام کامنت میذارین ممنون و متشکرم
بی نهایت دوستتون دارم
به نام خدای مهربان
استاد جانم سلام
مریم بانو سلام
گام آخر ،،،،،،،
من هم هر وقت سر دو راهی قرار می گیرم خیلی از خدا می خوام که هدایت کنه ، یا نشونه بهم بده .
خیلی وقت ها نشونه میاد یا خود خدا خیلی راحت باهام حرف میزنه گاهی اوقات هم شده نشونه و نگرفتم وقتی اون کار و اشتباه انجام دادم بعدش خیلی واضح درک کردم که بابا خدا بهت نشونه داد ، راه و نشونت داد، چرا نگرفتی ؟؟
اما دارم یاد می گیرم که اگه اشتباهی می کنم اول خودمو ببخشم و احساس م و خوب کنم و تصمیم بگیرم که هرگز تکرار نکنم.
خیلی خوشحال و شاد میشم و لذت می برم
خدایا شکرت اینم از لطف توست
ما عباس منشی ها داریم هر روز هی بهتر و بهتر میشیم.
خدایا شکرت شکرت
به نام تنها هدایتگر جهان هستی
سلام به استاد عزیز دلم
این فایل نشونه امروز من بود
قبل از این روی من را به نشانه ام هدایت کن کلیک کنم توی یه دوراهی قرار گرفته بودم که ایا به کارم ادامه بدم یا نه که سوال این جلسه هم دقیقا این بود همین بود
فقط قدرت هدایتگر بود خداوند رو باید دید که شاید از بین بیش از 700 تا فایل منو صاف اورد سر این فایل و نمیتونم با احساستم بیان کنم قدرت و عظمت هدایتگر بودنش رو
قبل ار کلیک کردن گفتم خدایا خودت هدایت کن که ادامه بدم یا نه و به وضوح گفت که داری بهونه میاری برای ادامه ندادن
من ادامه میدم
خدایا من ادامه میدم
به نام خدای مهربانم خدایا من هر آنچه که دارم همه از آن توست من میپذیرم که هیچی ندارم تمام قدرت تویی پس برام درست کن خدایا شکرت سپاسگزارتم
اول تشکر کنم از شما دو عزیزیه تشکر ویژه از شما استاد عزیز دارم که اول فایل گفتین من جواب سوال کسی رو خصوصی نمیدم میام جواب سوال رو به صورت یه فایل در میارم و به اشتراک میذارم ممنونم ممنونم چه کار خوبی تحسینتون میکنم این هوش و ذکاوتتون رو همین درسته شاید سوال اون دوستمون سوال من و هزاران نفر دیگه هم باشه اگه خصوصی جواب بدین برای شما زحمت زیاده و زمان بره و این بهترین راه حله همه استفاده میکنن و نتیجه میگیرن به اندازه درک و باورشون از اون جواب متشکرم
مریم جان ممنونتم که میای با دقت و عشق زیاد سوالهای مرتبت به هم رو دسته بندی میکنی و از استاد میپرسی و این هم بهترین کاره تحسینت میکنم متشکرم
چقدر از وقت و زمانتون درست استفاده میکنین نمیذاری هدر بره مثلا الان تو جاده هوای بارانی و رعد و برق با آرامش خاصی دارین به سوالهای دوستان جواب میدین سپاسگزارتون هستم وقتی کاری رو دوست داری با عشق و علاقه انجام میدین دوستت دارم همونجوری که استاد میگن برای هر کار و هر تصمیمی از خدا کمک بخواهیم اون بهتر میدونه وقتی با ایمان ازش بخوای جواب میگیری اونم باید باورش کنی
بدون شک و تردید این خیلی مهمه که این شک و تردید در وجود همه ما هست چه کم یا زیاد در وجود من هم هست ان شالله خداوند خودش دستمو همه جا بگیره و بتونم ایمانمو بالا ببرم و هر موقع از خدا چیزی بخوام دیگه شک و تردید نباشه خدایا شکرت سپاسگزارتم
استاد چقدر خوب رو خودتون کار کردین که هر موقع خدا نشونه ای به شما میگه بدن هیچ شکی قبول میکنین اینها از توکل و ایمان زیاد به خداوند میاد احسنت به تعهد و اراده شما استاد الان از مریم جان شنیدم که میگفت من اول از همه فایل رو خریداری میکنم تعجب کردم مگه میشه چقدر تعهد …… احسنت احسنت من فکر میکردم مریم جان مجانی گوش میکنه دوسستتتتت دارم
خدایا شکرت برای وجود این بندگان خوب و محبوبت خدایا شکرت که منو تو این مسیر قرار دادی وقتی رو ایمانت و توکلت کار میکنی درجشو بالا میبری دیگه آرامی رهایی نگران نیستی
خدایا از تو میخواهم کمکم کنی بتونم ذهنمو کنترل کنم
خدایا بهترینها رو نصیبه عزیزان دلم و نصیبه خودم کن