مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید
    133MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید
    23MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1170 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1374 روز

    بِه نامِ خُداوَندِ بی نَهایَتُ لامَکانُ لازَمان

    بهِ نامِ خُداوَند کِه هَمه چیز می شَود هَمه کَس را…

    برگ سی و نهم از سفرنامه من

    تاریخ 1403/4/8

    ساعت 19:00

    صبح ک روز شمار باز کردم مصاحبه را دیدم گفتم خیلی خوبه دوستان سوال میپرسن شرایطی همچون ما دارند آدم بهتر و بیشتر میتونه درک کنه .

    صبح واقعیت هیچی نفهمیدم

    ظهر گوش دادم بازهم زیاد برام مفهوم خاصی نداشت

    ساعت 3 گوش دادم بازهم عادی بود

    تا اینکه ساعت فکر کنم 5 اینا نشستم دفترمو برداشتم تمرکزی گوش دادم و کلمه به کلمه نوشتم

    من اصلا 13 دقیقه اول را نشنیده بودم گفتم یعنی چی ؟ اینا کجا بودن ؟

    از صبح کامنت دوستان میخوندم ک در مورد خونسرد بودن در مورد رهایی نوشته بودن

    باور کنید تو دلم میگفتم دوستان چرا در مورد این موضوعات صحبت میکنن تو این فایل ک همچین چیزی نبود

    الان ک گوش دادم متوجه شدم بله من نشنیده بودم من صبح در مدار آگاهی نبودم .

    و خداروشکر میکنم خدااایااااا شکرت من در همین 13 دقیقه اول ک نشنیده بودم و الان شنیدم چ ترمزی از خودم کشف کردم علاوه بر ترمز یک آگاهی ناب هم ب لطف خداوند بمن رسید .

    قضیه از این قراره ما تقریبا دوساله ماشین نداریم

    و فقط به دلیل نداشتن ماشین من دوساله ک گردش نمیرم تفریح نمیرم پارک نمیرم طبیعت نمیرم

    چون ماشین ندارم

    و همیشه میگفتم خدایا من چه باوری دارم ک نمیتونیم ماشین بخریم ؟ آخه چ دلیلی داره ؟ چ ترمزی هست ؟

    تا اینکه استاد گفتن من هیچوقت خوشبختی شادی لذت را به تعویق نمینداختم برای اینکه از لحاظ مالی چیزی ندارم

    اینجوری نبود ک من باید ناراحت باشم وقتی به خواسته هام رسیدم راحت باشم .

    یعنی دقیقا من تو این دوسال همینم

    میگم هروقت ماشین گرفتیم برین فلان تفریح هروقت ماشین گرفتیم بریم باغ پرندگان هروقت ماشین گرفتیم بریم باغ گلها هروقت ماشین گرفتیم بریم مشهد

    حتی دخترم میگه ببر منو کلاس میگم ماشین بگیریم بعد ….حتی مدرسه دخترم نمیرفتم میگفتم ماشین بگیرم هر

    هفته میرم …و واقعااااا فقط و فقط دورتر شدم از این ماشین …

    من ب قول استاد فقط خودم را از خوشبختی دور کردم تو این دوسال..

    من واقعا معنی رهایی را نفهمیده بودم تو فایل ها استاد میگفتن نچسبید ب یه خواسته

    میرفتم ب خدا میگفتم خدایا من رها کردم

    من میسپارم ب خودت تا هروقت خودت خواستی در زمان مناسبش بهم بده

    واقعا از نظر خودم رها میکردم ناراحت نبودم شب و روز بهش فکر نمیکردم

    اما اما هیچ جا نمیرفتم میگفتم هروقت ماشین گرفتیم

    اردیبهشت ک فصل گل لاله ها بود دلم داشت پر میکشید برای لاله ها

    گفتم کاشکی ماشین داشتیم میرفتیم

    با اونکه بشدت دلم میخاست نرفتیم

    اینجوری خودمو دور کردم از لذت و خوشبختی

    و الان احساس میکنم دقیقا ترمز من همین بود ک ماشین فقط از من دور و دورتر شد …

    و آگاهی ناب دیگه ک تو این فایل بمن رسید اینبود ک من معنی لذت بردن را نمیدونستم

    میگفتم من چجوری لذت ببرم از زندگیم ؟

    فکر میکردم باید همیشه بگم بخندم بلند بلند شادی کنم این میشه لذت

    و من کلا شخصیتی آروم دارم

    میگفتم خدایا چرا من نمیتونم بخندم چرا نمیتونم شادی کنم

    من میخام شادی کنم من میخام لذت ببرم

    و اینجا استاد گفتن از همون چیزهایی ک هست از همون چیزهایی ک داری لذت ببر

    آگاهی رسید ک خب من الان شرایط زندگی من اینه ک صبح تا شب در کنار بچه هام هستم من مشغول سایت و نوشتن بچه هام مشغول کار خودشون من کارهای بیرون و خونه و همه چیز روی روال داره پیش میره

    و راضی هستم و خب این زندگی منه و من دوسش دارم چون من همینو میخوام همین شرایطو دوست دارم این شرایط دلبخواه منه و من دارم لذت میبرم از این زندگیم چرا باید خودم را اذیت کنم بگم چرا نمیخندم ؟ چرا بلند بلند شادی نمیکنم ؟

    من واقعا خیلی از روال زندگیم راضیم همیشه هم ب خدا میگم

    اما خودمو گمراه کردم میگم چجوری لذت ببرم ؟ لذت چیه

    درسته من خیلی دوست دارم طبیعت برم دوست دارم گردش برم

    منع کردم خودمو ، خودم خودمو از خوشبختی و لذت بیشتر دور کردم

    ک سعی میکنم از امروز در برنامه زندگیم قرارش بدم و دیدگاهمو تغییر بدم

    ولی در کل منم دارم لذت میبرم

    منم از اون چیزی ک هست دارم لذت میبرم .

    وااااای خدااای من همین الان دفترمو باز کردم

    صبح تو ستاره قطبی نوشتم خدایا میخام امروز لذت ببرم و خدایا میخوام معنی لذت را بفهمم

    وای خدا اشکم در اومد

    خدای من چقدر خوب جواب دادی

    خدایااااااا شکرت

    خدایاااااا تو سمیعی تو علیمی تو قادری تو بخشنده ای تو دانایی تو عظیمی

    خدا خودش شاهده اصلا یادم رفت اصلا فکرشو نمیکردم چنین چیزی تو دفترم نوشته باشم الان هدایت شدم ب دفترم و این خواسته را دیدم شوکه شدم و دقیقا اولبن خواسته صبحگاهی من بودکاش میشد عکس بگیرم و بفرستم خداااایااااا سپاسگزارم خدااایاااااشکرت

    خداوند تنها تو را میپرستم تنها از تو یاری میجویم

    خدایااا من را به راه راست به راه کسانیکه به آنها نعمت عطا کردی هدایتم کن .

    خداروشکر میکنم خیلی خیلی این فایل برای من ارزشمند بود ک دوتا ترمز بزرگ زندگیمو کشف کردم

    و بصورت یک الهام بهم رسید ک حسم میگه دقیقا دلیلش همینه

    و الان خیلی خوشحالم از این آگاهی

    استاد من خیلی سپاسگزارم از شما

    واقعا ممنونم

    روز شمار تحول زندگی من

    روز سی و نهم 1403/4/8

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    رویا محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1400 روز

    سلام به همه

    یه چیزی میخوام تعریف کنم که شاید بی ربط به این فایل باشه اما اول میخوام اینو تعریف کنم

    راستش فهمیدم قانون واسه همه جواب میده همسر من به ظاهر شاید اصلا عباسمنشی نیست و با حرفای استاد عمل نمیکنه البته همش تو خونه میگه عباسمنش بزار گوش کنیم قشنگ صحبت میکنه صداشو دوست دارم

    اما یه سری باور داره در مورد پول و ثروت که خودشم خبر نداره اما خیلی باورهای خوبی هستن که از منی که اینهمه سعی و تلاش میکنم جلوتره و همینم باعث شده وضع مالی خوبی داریم به لطف الله

    همسرم یه مدت بود که یه ماشین گذاشته بود بفروشه و کلی تلاش میکرد برای فروختنش که یه مشتری اومد شوهرم بهش گفته بود دومیلیاردو نهصدوپنجاه ولی اون خریدار با چک و چونه و عیب و ایراد گذاشتن رو ماشین ده تومن کم کرد و شد ۲۹۴۰

    شوهرم یکم گرفته بود ولی بعدش گفتم اشکال نداره حتما قیمت ماشین همین بوده و یکم بعد بیخیال شد

    در همین حین شاید فرداش یکی از اقوام شوهرم که زندانه واسش دیدیم پول جمع میکنن دیشو بدن شوهر منم ده ملیون داد

    فردا خریدار ماشین که پنج تومن هم بیعانه داده بود اومد و گفت ماشینو نمیخوام و شوهرم بیعانه رو پس داد و تموم شد اما من مطمعن بودم که هر اتفاقی که بیفته به نفع ماست

    دقیقا فرداش یه مشتری دیگه اومد و بدون چک و چونه ماشینو با قیمت۲۹۵۰ خرید

    خیلی برامون جالب بود خدا با این حرکتش میخواسته اون پولی که برای کار خیر داده بودیم رو بهمون پس بده

    یاد ایه ای افتادم که نمیدونم دقیقا کدوم سورست ولی گفته بود با خدا معامله کنید که خداوند بهترین خریدار است البته مضمونش این بود

    بعد این داستان چون من باور های خیلی محدود کننده ای داشتم در مورد انفاق و بخشش و در کل ثروت البته الان به لطف الله خیلی بهتر شدم رفتم ایه های انفاق رو نگاه کردم و خوندم و چقدر لذت بردم گفتم خدایا شکرت که هر حرکتت کلی درس داره برام

    بهترین ایه این بود

    در راه خدا انفاق کنید که از بخل و خست رها بشید و به فرکانس خدا نزدیک بشین

    در همه ایات انفاق برای خود انسان است نه کسی که بهش میبخشیم

    با این اگاهی راحت تر میبخشم چون میدونم برای خودم خوبه و این کار فداکاری و کندن از خودم نیست

    با اینکار من رشد میکنم من باور میکنم که دنیا پر از فراوانی است هر چقد ببخشم باز هم هست

    خدایا ممنونم

    💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟

    .

    الان که استاد بحث عبادت گفتن یاد خاطره های کودکیم افتادم من از دوم دبستان شروع کردم نماز خوندن ولی مث نود و نه درصد مردم ازون نمازا بود که خودمم نمیفهمیدم چیه و چرا و دلیلش چیه اصلا ارامشی درکار نبود

    وقتی نوجوان بودم شکهام شروع شد با خودم گفتم چرا باید با چادر نماز بخونم مگه خدا نامحرمه؟؟؟

    بعد اون یک مدت بدون حجاب نماز میخوندم

    بعدش گفتم چرا باید عربی بخونم من که چیزی نمیفهمم بعد فارسی میخوندم خواستم بگم همیشه تو شک بودم

    یه مدت گفتم چرا وضو میگیرم دلیلش چیه و یه مدت بدون وضو میخوندم

    در کل همیشه فکرم مشغول بود

    اما همه اینها با احساس گناه همراه بود و به قول معروف اون عبادت بهم نمیچسبید

    یه مدت گفتم چرا غسل کنم نگاه کردم قران رو و دیدم همه جا فقط نوشته غسل کلی گشتم تو نت تنها معنی شستن بود من گفتم خب من که تو حموم خودمو میشورم چرا باید بعدش دوباره اب اینور و اونور بدنم بریزم؟؟؟

    و غسل نمیکردم اما همه با احساس گناه بود بخاطر باورهام

    یه مدت محجبه میشدم یه مدت بیحجاب یه مدت نماز شب میخوندم یه مدت اصلا بدون نماز و با وحشت از اینکه نماز نخوندم

    .

    .

    شاید همین خواسته ها منو هدایت کرد به سایت استاد و باعث شد من خودم رو از اول بکوبم و بسازم البته درحال ساختم و نیاز به تکامل و تلاش بسیااااار دارم به قول استاد جهاد اکبری در من در حال انجامه اما خداروشکر از خودم خیلی راضیم به خودم افتخار میکنم میگم افرین ادامه بده اگ شیطان گولت زد دچار شرک شدی بلند شو و خودتو تو لحظه حال ببین و دوباره از نو به خدا نزدیک شو و رو باورات کار کن

    .

    خدایا ممنونم از قوانین ثابتت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      صفورا کوشککی گفته:
      مدت عضویت: 1472 روز

      سلام رویای عزیز

      تجربه ات در مورد کشف حقیقت در مورد نماز و حجاب خیلی شبیه من بود.

      منم از یه جایی به بعد برام سوال شد که چرا با چادر باید نماز خوند چرا زنها در مواقعی خاص نباید نماز بخونن چرا خدا اجازه نداده که تو اون تایم خاص(پریودی)نمیشه با خدا حرف زد.چرا باید قران رو حتما عربی خوند و کلی سوال دیگه منم مثل شما هر بار یه راهی رو امتحان میکردم مثلا در زمان پریودی نماز میخوندم ولی با احساس گناه شدید نماز رو فارسی میخوندم با احساس گناه قران رو فقط معنیشو میخوندم البته چیزی هم ازش درک نمیکردم تا اینکه کم کم به سایت استاد هدایت شدم و دونه دونه دارم جواب سوالهامو میگیرم.

      هیچ سوالی نیست که بی جواب بمونه اگر که ما در جستوجوی حقیقت باشیم.

      رویای عزیزم از دیدگاهت خیلی حالم خوب شد و بعد از چند روز این اولین کامنتیه که میذارم.

      در پناه الله یکتا

      شاد ثروتمند و سعادتمند باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        رویا محمدیان گفته:
        مدت عضویت: 1400 روز

        سلام صفورای عزیزم

        خیلی ممنونم که برام کامنت گذاشتی تا من بیام دوباره پیامم رو بخونم

        خوشحالم که با این جملات حالت خوب شد و توام با جوابت حال منو خوب کردی

        یکی از نقاط مشترک همه ما که تو این سایت هستیم اینه که یک روزی به همه چیز شک کردیم

        خداوند هم میفرماید در سوره بقره 46

        الذین یظنون انهم ملاقو ربهم و انهم الیه راجعون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2264 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    وقتی روی باورامون کار کنیم ایده های با توجه به شرایط اکنونمون بهمون گفته میشه و برای انجامش نیازی به عوامل بیرونی ندارد فقط به عوامل درونی نیاز داره به ایمان به جسارت به رفتن تو دل ترسا…

    برای هدایت شدن به مسیر هموارتر نباید مولفه‌های ثابتی رو برای خودمون نگه داریم و بخواین که مثلاً با وجود اون چیز به خواسته مون برسیم تا وقتی انرژی ما صرف موضوع دیگه ای داره میشه اون تلاش ما باعث میشه اون نتیجه ای که میخوایم رو نگیریم…

    مثل من همش هم می‌خوام همه ازم راضی باشند و مورد قضاوت نباشم و توجه جلب کنم و دوست دارم خانواده منم باهام همراه باشند تا تغییر کنیم و از اون طرف با وجود این وابستگی ها می‌خوام به خواسته هام هم برسم …

    بنده ی خدا یه عالمه ترمز داری در مقابل اون خواسته ات بعد میگی چرا به خواسته ام نمی‌رسم …

    پات رو از رو ترمز بردار اینقدر فشار نده پات می‌شکنه ها…

    خداوند یه سیستمه …

    فضا و قوانین رو داخلش تعبیه کرده و گفته هر کی فرکانس متناسب و هماهنگ با خواسته اش بفرسته خواسته محقق بشه و نقش خدا تو اینجا اون کسی هست که این سیستم و مکانیزم رو شکل داره و فضا و شرایطی رو ایجاد کرده که ما بتونیم با فرکانس هامون خواسته هامون رو دریافت کنیم.

    خداوند همه چیز هست و واکنش نشون میده به افکار شما …

    در قرآن میبینیم که میگه خداوند همراه مومنان است،همراه صادقان است و…

    یعنی اگه شما ایمان داشته باشی اون همراهی رو ،اون حمایت رو دریافت می کنی…

    وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا

    اگر بر گردید من هم بر میگردم

    شما یه ورودی میدی ؛خروجی تحویل میگیری

    و خداوند هیچ قضاوتی نمیکنه و هیچ احساس دلسوزی هم ندارد که اون خروجی که بوسیله ورودیت ایجاد شده رو بهت نده….

    فَمِنْکُمْ مَنْ یَبْخَلُ ۖ وَمَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ

    بعضى از شما بخل مى‌ورزند؛ و هر کس که بخل ورزد، در حق خود بخل ورزیده است

    لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَ لا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ وَ لا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً«123»

    (پاداش و عقاب و برتری)به آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست! هر که بدی کند بدان کیفر داده می شود و جز خدا،برای خویش سرپرست و یاوری نیابد.

    وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ وَ لا یُظْلَمُونَ نَقِیراً«124»

    و هر فردی که کارهای شایسته انجام دهد،چه مرد باشد و چه زن،در حالی که مؤمن باشد،پس آنان به بهشت وارد می شوند و کمترین ستمی به آنان نمی شود.

    خدا کسی رو انتخاب نمیکنه بلکه هر کسی از قوانینش پیروی که و ورودی مناسب بده خروجی مناسب رو دریافت می‌کنه…

    مائده:27

    وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

    داستان راستین دو فرزند آدم را بر آنان بخوان آنگاه که قربانی‌ای [در راه خدا، برای مردم] هدیه کردند؛ اما [به دلیل تفاوت نیّت‌ها و نحوه قربانی] از یکی‌شان پذیرفته و از دیگری پذیرفته نشد. [آن که قربانی‌اش مؤثر واقع نشده بود از روی حسادت به دیگری] گفت: حتماً تو را خواهم کُشت! [برادر او] گفت: [من تقصیری ندارم،] خدا تنها از پرهیزکاران می‌پذیرد.

    از یکی‌شان پذیرفته و از دیگری پذیرفته نشد نمیگه خدا از یکی پذیرفت و از دیگری نپذیرفت بلکه میگه عامل پذیرش تقوا هست .

    این داستان فرزندان آدم رو هم برامون یه جاهایی خرافاتی کردن …

    میگفتن حضرت آدم دوتا دختر داشته و قابیل اون یکی که قرار بود با هابیل ازدواج کنه رو میخواد از همین رو میان و یه شرط میذارند که از هر کی قربانی پذیرفته شد اونوقت اون دختره مال اون بشه…

    انگار خدا مسابقه گذاشته و باید یکی ببره و یکی ببازه و مقایسه شکل میگیره در اون ادای قربانی …

    در حالی که اگه اون فرزند یعنی قابیل(بگم اسم این دو فرزند اصلا تو قرآن نیومده) هم قربانی رو بر اساس معیار تقوا میآورد از اونم پذیرفته میشد.

    مثل آبه به شکل ظرف تو در میاد

    اگر باور کنی رزاق بودنش رو برات رزاقه…

    اگه ربوبیتش رو باور کنی ربه…

    هر چیش رو باور کنی همون میشه برات…

    حالا با این تفاسیر اگه بیا و اون خدایی که دوست داری برای تو اون شکلی باشه رو شکل بده تا برات به اون شکل در بیاد و اون طور باهات رفتار کنه…

    رهایی :یعنی شما احساس خوشبختی رو وابسته به اون خواسته ندونی و بتونی با وجود اینکه هنوز اون خواسته تو زندگیت نیومده هم احساست خوب باشه و معتل این نباشی که اول خواسته بیاد تا تو بتونی احساست رو خوب کنی…

    وقتی شما به بی نیازی از اون خواسته رسیده باشی در ذهنت تو رهایی …

    وقتی بدونی که اون خواسته اجابت شده و در حال اومدن به سمتتهاز همین رو او آرامشه درونت باشه و از اون لحظه ای که درش قرار داری لذت ببری و بدونی که اون خواسته آماده هست و وقتی احساست رو خوب نگه داری اون خواسته وارد زندگیت میشود.

    اصلا این مثال بچه چقدر قشنگ بود استاد اسباب بازی هست فراوون حالا اگه اون اسباب بازی جدیده اومد که خیلی هم خوب اگه نیومد خب با همون هایی که هست بازی می‌کنه…

    رهایی یعنی شما از همون چیزایی که هست لذت ببر و به احساس خوب برس و این باعث میشه که به خواسته هات هم برسی…

    وقتی شما نگران نتیجه نیستی و داری مسیر لذت میبری از لحظه های که توشی بجای اینکه نگران نرسیدن به مقصد باشی…

    مثلاً من بجای اینکه گیر بدم به خدا پس کی پس کی بیام با این دیدگاه که خواسته من در نقطه از فضای فرکانسی وجود داره و اگه من باورها و فرکانسهای هماهنگ باهاش رو بفرستم لا جرم وارد زندگیم میشه پی دیگه بجای این که گیربدم به خدا بیام اون فاصله فرکانسی بین خودم با خواسته ام رو با احساس خوب داشتن پر کنم.

    یه موضوع دیگه هم بگم اونم اینه که اگه من بتونم از الانی که مثلاً هیچ کدوم از اون خواسته هام توش نیست لذت ببرم و احساس خوشبختی داشته باشم و لنگ بودن اون خواسته نباشم برای داشتن احساس خوبم وقتی به اون خواسته هم برسم احساس خوب خواهم داشت چون احساس خوب من وابسته به هیچ عامل بیرونی نبوده…

    والا همین نداری و همین لحظه من هم می‌تونه خودش یه فضایی باشه برای تمرین کردن داشتن احساس خوب بدون اون خواسته ها و دیدن زیبایی ها و توانایی دیدن داشته ها و احساس خوب داشتن بخاطر هر لحظه و یه شخصیت رضایتمند رو در خودم بسازم و بعد وقتی خواسته هام هم بهشون رسیدم هم بازم اون احساس خوبه خواهد بود…

    فاصله ما از فقر تا ثروت نیست بلکه رفتن ما از ما امنی به امنیته…

    حالا اگه ما اون احساسی که قرار بعد از رسیدن به اون خواسته رو در خودمون ایجاد کنیم ما از لحاظ فرکانسی با اون داریم هماهنگ میشم و لاجرم بسمتش هدایت میشیم.

    ایوب در اوج نداری صبر داشت و تو قرآن بهش میگه نعم العبد …

    سلیمان در اوج دارایی و قدرت شکر گزاری بود و بازم بهمش تو قرآن صفت نعم العبد داده …

    وقتی شما در هر لحظه احساس خوب باشه و چه در یه اتاق سیمانی چه در خونه آن در فلوریدا راضی باشی میشی جزو نعم العبد و خداوند رئوف باالعباد هست .

    و اون رأفت پروردگار مشمول حالت میشه….

    مائده:27

    وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

    داستان راستین دو فرزند آدم را بر آنان بخوان آنگاه که قربانی‌ای [در راه خدا، برای مردم] هدیه کردند؛ اما [به دلیل تفاوت نیّت‌ها و نحوه قربانی] از یکی‌شان پذیرفته و از دیگری پذیرفته نشد. [آن که قربانی‌اش مؤثر واقع نشده بود از روی حسادت به دیگری] گفت: حتماً تو را خواهم کُشت! [برادر او] گفت: [من تقصیری ندارم،] خدا تنها از پرهیزکاران می‌پذیرد.

    از یکی‌شان پذیرفته و از دیگری پذیرفته نشد نمیگه خدا از یکی پذیرفت و از دیگری نپذیرفت بلکه میگه عامل پذیرش تقوا هست .

    این داستان فرزندان آدم رو هم برامون یه جاهایی خرافاتی کردن …

    میگفتن حضرت آدم دوتا دختر داشته و قابیل اون یکی که قرار بود با هابیل ازدواج کنه رو میخواد از همین رو میان و یه شرط میذارند که از هر کی قربانی پذیرفته شد اونوقت اون دختره مال اون بشه…

    انگار خدا مسابقه گذاشته و باید یکی ببره و یکی ببازه و مقایسه شکل میگیره در اون ادای قربانی …

    در حالی که اگه اون فرزند یعنی قابیل(بگم اسم این دو فرزند اصلا تو قرآن نیومده) هم قربانی رو بر اساس معیار تقوا میآورد از اونم پذیرفته میشد.

    خداوند به همگی ما برکت بدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    شاهین حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 1666 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین

    وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی

    خداروسپاسگذارم که به من فرصت داد که امروز هم کنارتون باشم

    خداوند همه چیزه وهیچ چیز نیست

    یعنی این من هستم که دعوت میکنم از خداوند که به زندگیم بیاد

    من هستم اجازه میدم که کمکم کنه منم که باید باورش کنم

    وگرنه اون همه جا هست بوده وخواهد بود

    نه میخوابد نه میمیرد نه زاده میشود ونه میزاید

    بااینکه تو یه خانواده مذهبی بزرگ شدم اما هیچ وقت قران رو درست معرفی نمیکردند همیشه ترس بود وترس

    اینکه با کوچکترین خطا خدا لهت میکنه

    سخت گیره نباید اینطوری باشی یاید اینجوری باشی تا یه نگاهی بهت بندازه

    هزارتا شرط داره فکر میکنی الکیه

    اما واقعا همش دروغ بود

    کافیه ادم سپاسگذار باشه سپاسگذار واقعی اونوثت یه اتصالی برقرار میکنه

    که نزدیکترین شخص به خودش رو فقط خدا میدونه

    وقتی با نگاه استاد اشنا شدم

    رفتم سراغ قران به صورت ترجمه این بار

    قبلا هم خونده بودم اما فقط به شیوه عربی

    اوایل خیلی مقاومت داشتم خیلی سوال داشتم

    اما کم کم فهمیدم که نه واقعا خدا سخت گیر نیست

    کل این کتاب میگه

    جایی نرو از من بخواه اینجا باش به نفعته

    تو اومدی این دنیا یه مدت لذت ببری

    نیومدی که زجر بکشی

    من از روح خودم در تو دمیدم اخه مگه میشه از عذاب دادنت خوشحال بشم

    من هیچ شرطی برای اجابت تو نذاشتم جز اینکه از من بخوای

    وفقط من رو قادر مطلق بدونی

    الان 3ساله من نزدیک به 10بار قران رو از اول به اخر وبلعکس خوندم

    والان هم دارم میخونم و این دفعه ایاتی که خیلی برام واضحه وقشنگ درکش میکنم رو یاداشت میکنم

    ونکته جالب اینجاست هربار که قران ررو میخونم

    باچیزهایی مواجه میشم که انگار اصلا ندیده بودم

    هربار جدیده هر بار تازه ست واینه که میگه این کتاب یه کتاب فرکانسیه

    وتااخر عمر هم تکراری نمیشه

    این نکته استاد خیلی برام جالب بود که گفت توی نحوه وضو گرفتن هم حتی اختلاف نظر هست چه برسه به نحوه خوندن و مابقیش

    توی قران حتی یه بار هم به نحوه خوندن نماز اشاره نکرده

    وبه پیامبر میگه پیرو ایین ابراهیم باش

    خدا دربیابان با موسی صحبت کرده در غار با پیامبر و….

    هبیچکدوم به یک شیوه نبود که بگیم در محراب صحبت کرده

    محراب هرکسی دقیقا اونجاییه که هست و اون شیوه ای که بهش ارامش میده

    من خودم شخصا وقتی میخوام ارتباط با خدا یرقرار کنم سکوت میکنم ومیخوام تنها باشم

    دیگه انقدر من هدایت خدارو به شیوه های مختلف دریافت کردم که واقعا شکی به هدایت ندارم

    ظرفم کوچیک هست اما به اندازه ظرفم هدایت دریافت کردم

    ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ

    الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    سیداحمد میرابوالقاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2200 روز

    بنام خدای مهربان، بخشنده، رزاق، وهاب، وسیع، رب، هدایتگر، انرژی همیشه همراه ما، یکتا

    سلام بر استاد عزیز و گرامی، توحیدی، دانشمند، پروفسور

    سلام بر همه دوستان هم سایتی و هم دوره ای و هم فرکانسی در این سایت بزرگ

    پروژه : مهاجرت به مدار بالاتر

    گام پنجم: رابطه درونی با خداوند، با تفکر ایجاد می‌شود نه با تقلید

    بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ به نام خداوند بخشندۀ مهربان

    قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ بگو: حقیقت این است که خدا یکتاست

    ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ آن خدایى که بى نیاز است

    لَمۡ یَلِدۡ وَلَمۡ یُولَدۡ نه کسى فرزند اوست و نه او فرزند کسى است

    وَلَمۡ یَکُن لَّهُۥ کُفُوًا أَحَدُۢ و نه هیچ کس مثل و مانند و همتاى اوست

    رابطه من با خداوند از اون اول با تقلید شروع شده و تقلید و تقلید و تقلید

    اگر تقلید نکنی نماز و روزه و …. اصلا درست نیست، کلا کافری… این باوری بود که از اجدادم بهم رسید.

    بابابزرگ من (بابابزرگ پدری) همیشه اولین سوالی که می‌پرسید این بود که بگو ببینم مرجع تقلیدت کی هست؟ اگه میگفتی نمیدونم که اصلا دیگه هزار فحش و دریبری بارمون میکرد، فلان شده کافر شدی نمیدونی مرجع تقلیدت کی هست، اصلا نماز و روزت درست نیست، تو هیچیت درست نیست، دیگه اصلا تحویلت نمیگرفت، این سوال همیشگی بابابزرگ از ما نوه ها و حتی بزرگترها بود، یا هر شخص جدیدی که به خانواده اضافه میشد مثلاً کسی ازدواج میکرد عروس یا داماد اضافه میشد اول باید میرفت پیش ایشون و ایشون با همین سوالهای تقلید؟، اصول دین چندتاست؟، نماز و روزت چطوری میخونی؟ و خلاصه این سوالها، اگه سوال اول رو درست میگفت که از کی تقلید میکنه،؟ میرفت سوالهای بعدی رو میپرسید و گرنه دیگه قید اون عروس یا داماد رو پسر یا دختر باید میزد، و اگر هم به هر طریقی ازدواج صورت میگرفت اون عروس یا داماد به قول معروف پیش بابابزرگ ما حناش دیگه رنگی نداشت، خودش و آبا و اجدادش همیشه از فحش و ناسزای بابابزرگ مذهبی ما در امان نبودند، البته همیشه قبل از اینکه عروس یا داماد بخوان بیان پیش بابابزرگ یه سری سوالات رو که قرار بپرسه خانواده بهش میگفتند که به قول معروف مورد غضب قرار نگیره، البته اون فردی که درست جواب میداد مخصوصا سوال از کی تقلید میکنی؟ اگه مورد وثوق ایشون بود، که همیشه تقلب رو میرسوندیم به فرد سوال شونده، دیگه اون فرد همه جانبه مورد تایید بابابزرگ بود، و کسی هم که درست جواب نمیداد دیگه مهم نبود که اون پسر و دختر همدیگر رو دوست دارند باید اون وصلت صورت نمیگرفت که چند مورد اینطوری هم شد چون به هر حال هم پدر بنده و مادرم و هم عموها و زن عموها( سه تاعمو) و هم عمه ها و شوهر عمه ها(چهارتاعمه) خیلی به ایشون احترام میذاشتند و هم اهالی روستامون، مخصوصا بزرگان روستا که خیلی مورد تایید و مورد احترام همه بود و یه جورایی از لحاظ مذهبی و دینی از ایشون تبعیت میکردند، یکبار یادمه منو صدا زد حدود 12یا13سالم بود و از فواید نماز شب برام گفت چون من خیلی از نوه های دیگه مذهبی تر بودم، مسجد میرفتم و بسیج و کانون و … و بهم گفت از امشب نماز شب بخون منم گفتم چشم آقا فردا اول صبح اومد و منو خواست و پرسید نماز شب خوندی؟ و منم تو اون سن مدرسه باید میرفتم 3یا4صبح که بیدار نمیشدم و خیلی ساده گفتم نه گفت چرا؟گفتم بیدار نشدم! آقا هرچی دلش خواست به من گفت و اومد که منو بزنه فرار کردم و عصاش رو پرت کرد سمت من! شانس آوردم بهم نخورد مادرم با کلی صحبت و کلنجار رفتن باهاش کمی آرامش کرد و گفت از امشب میخونه! بعدشم مادرم بهم گفت الکی میگفتی آره خوندم، اینم از اعقتادات من!! ولی خوب یک عمر 21ساله من در کنار ایشون و عقاید بیش از حد مذهبی ایشون تقلید کردم در سال 1384 فوت کردند ( خداوند رفتگان همه را بیامرزد) من با این عقاید بزرگ شدم که حتی الان هم من مرجع تقلید دارم، یعنی از یک روحانی، آیت الله… که ایشون رو اصلا شناختی ازش ندارم فقط اسمش رو میدونم و حتی در ایران هم نیست و فقط عکس یا تصویر ایشون رو از تلویزیون میبینم، تقلید میکنم، یعنی سالی که مرجع تقلید خانوادگی ما آقای … فوت نمودند به پیشنهاد همین بابابزرگ و پدرم و یک روحانی دیگر این آیت الله … رو به عنوان مرجع تقلید انتخاب کردیم، تازه کتابش هم داریم، وقتی با استاد و سایت آشنا شدم خب اولش مقاومت داشتم ولی کم کم این باور رو تغییر دادم البته هنوز هم باور قبلی هست و مقاومت دارم، وقتی این صحبتهای استاد رو در این فایل و فایل های دیگر گوش میکردم یا قبلا گوش کردم خیلی به خودم میخندم، میگم واقعا مگه خدا بهمون عقل نداده و مگه خودش نگفته تعقل کنید، تفکر کنید، پس چرا من یک عمر با نادانی زندگی کردم، و البته خدا رو شکر میکنم که با استاد عزیز و گرانقدر و این سایت بینظیر آشنا شدم که حداقل مثل گذشتگانم دیگه نادان و … از این دنیا نمیرم و فرصت دارم که باورهامو در مورد خدای یگانه تغییر بدهم و چقدر خداوند زیبا و ساده در سوره ای کوچیک به نام اخلاص یا توحید خودش رو معرفی کرده و این سوره زیبا رو در همان نماز تقلیدی روزانه حداقل 5بار یا 10بار یا بعضا بیشتر هم میخوندیم ولی یه ذره هم تعقل و تفکر نکردیم که بابابزرگ جان تقیلد کردن رو خدا در قرآن نگفته ولی تعقل کردن رو گفته ، بابابزرگ جان نمازخوندن و روزه گرفتن و …. رو خدا نگفته به چه نحوی دقیق بخونید ولی توحید و یکتاپرستی رو بارها گفته، تقوی رو گفته، اصلا خداگفته یکتاپرست باش نگفته نمازپرست باش (منظور نماز تقلیدی همون دولا و راست شدن) اصلا خدا نماز رو گفته آرامش، وقتی آرامش داری یعنی ایمان داری، بابابزرگ جان خداییش هیچ وقت شد ما تو رو عصبانی نبینیم… ولش کن چه گیری دادم به اون خدابیامرز، الان خودم هستم و خدای خودم، حالا که فهمیدم اصل چیه، دنبال اصل هستم یا فرع، معلومه هنوز منم به فرعیات چسبیدم و درست درسهای استاد رو خوب نگرفتم که گیر دادم به بابابزرگ خدابیامرز و اون باورهای شکرآمیز…

    فکر کنم این قصه من برای همه این بچه های این سایت آشنا باشه، چون داستان من نیست داستان همه است.

    من اول امسال تصمیم گرفتم که فقط ترجمه قران رو بخونم البته قبلا هم فقط ترجمه رو خوندم، ولی تصمیم گرفتم که با تفکر بیشتر بخونم، و خوندم و کمی هم با تامل میخوندم بهتر از قبل مخصوصا از زمانی که با شروع دوره 12قدم که استاد آیه های قرانی رو بیان میکنند، و نرم افزار نور رو هم نصب کردم، ولی با شنیدن صحبتهای استاد در این فایل فهمیدم بیشتر باید وقت بزارم و به قول استاد سوالهایی که دارم رو از خود قران جوابش رو بگیرم بجای اینکه بخوام دنبال سوال کردن باشم. البته به قول استاد کلیات رو درک کنم اصل رو از فرع تشخیص بدم

    من تصمیم گرفتم بدون تعصبات قبلی، قرآن را چند بار دیگر فقط ترجمش رو بخونم.

    من تصمیم گرفتم کتاب “چگونه فکر خدا را بخوانیم” را مطالعه کنم تا مفهوم سیستمی بودن خداوند را درک کنم.

    خدایا من هیچی نمیدونم خودت بهم بگو چکار کنم

    خدایا هدایت هرثانیه ذهن و قلب و روح و گفتار و رفتارم رو به خودت سپردم.

    خدایا بابت همه چیز و این مسیر توحیدی زیبا که این بندت رو در اون قرار دادی بسیار سپاسگزارم

    خدایا ترسها و نگرانیهای منو ازم بگیر و بجاش ایمان و قدرت بده

    گام پنجم 2025/01/07

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    فرشته گفته:
    مدت عضویت: 2176 روز

    به نام الله مهربان

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و مریم جان دوست داشتنی

    گام پنجم: رابطه درونی با خداوند باتفکر نه تقلید

    استاد این جلسه رو اینجور شروع می کنند: خداوند یک سیستم است

    من هم مانند خییییلی از افراد خداوند رو اینگونه باور داشتم که اگر چیزی میخواهی به درگاهش گریه و زاری کنی .. از امامان بخواهی.. در زیارت گاه ها امام زادگان معصوم را واسطه قرار دهی و چقققققدر هم احساس گناه داشتیم در هر موضوعی

    و هیچ وقتم با این کارا به نتایج درستی نرسیدیم

    تا زمانی که با این سایت الهی آشنا شدم . با گذراندن دوره عزت نفس خیلی دیدگاهم تغییر کرد و به مرور احساس گناه در من کم و کمتر شد با خواندن کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم کلااا خیلی تغییر کردم و به جهان اطرافم..این دنیا و خداوند جور دیگری نگاه میکنم و سیستمی بودن خداوند بهتر برایم قابل درک شده است.

    در مورد مسائل مذهبی هم دیگر مانند قبل عمل نمیکنم سعی میکنم روزانه در حدی که میتوانم حتی چند آیه با معنی بخوانم و سعی کنم درک کنم که خداوند چی میخواد بهم بگه هدف چی بوده ما قراره چیکار کنیم

    البته که راه درازی در پیش دارم و خییلی مونده تا قرآن رو به درستی درک کنم اما آرام آرام پیش میروم و از خداوند هدایت میطلبم

    امید که خداوند مرا در زمره هدایت شدگان قرار دهد.

    سپاس فراوان از استادان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    محمد فراهانی گفته:
    مدت عضویت: 4159 روز

    سلام با استاد عزیز

    یه انتقاد داشتم درمورد فایل های مصاحبه …

    تو این فایل ها به سوالات ما جواب میدین ولی خیلی کلی میگین و خیلی جاها هم مارو راهنمایی میکنین تا بریم جواب مونو تو فلان محصول ببینیم. یعنی یه آدم تشنه رو میگین بهش برو فلان محصول و اول بخر بعد برو اونجا تشنگی تو رفع کن !!

    میدونم و قبول دارم تو فایل های رایگان نمیشه مثل محصولات به طور کامل و برای همه (اونا که تو فرکانسش نیستن ) سوالات و جواب داد ولی دیگه خیلی کلی و خیلی سریع به سوالات جواب دادن هم خوب و مفید نیست و کیفیت لازم رو نداره

    من بیشتر محصولاتتون رو خریدم و تمام فایل های رایگان تونو هم گوش کردم ولی همون فایلهای رایگانی که گذاشتین انصافا خیلی خوب و عالی بود و برای من و بچه ها باعث تحول شدند و میتونم بگم بعضی هاش چیزی از محصولات کم نداشتن ولی تو این فایلها احساس میکنم اون فایده و کیفیت بقیه فایلهای رایگان و نداره (حداقل برای من)

    ازتون میخوام سوالات رو بیشتر و بهتر توضیح بدین ( فکر کنین ما توانایی خرید محصول رو نداریم) تا مثل همیشه از وجود پر مهرتون استفاده لازم رو بکنیم

    هر چند شما همینجوری هم بشینید جلو دوربین و هیچی نگین و لبخند بزنید باز هم برای من و بچه ها تاثیر گذاری د ?

    همیشه ممنون شما هستم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 3382 روز

    سلام خدمت همه ی عزیزانم .الان ساعت چهار ونیم صبح است و میخواستم بخوابم که گفتم بذار اینرو بگم وبعدش بخوابم. من مدتها بود که بخاطر باورهای اشتباهم وترسم از قرآن سمت قرآ ن نرفته بودم و میگفتم حالا بذار بعدا بذار بعدا… بعد که استاد این حرف رو زدند که…ول معطلی. نتونستم قبول کنم که من خدا رو قبول ندارم و خیلی برایم سخت بود چون قبولش داشتم وکلی هم نتیجه دستم بود برای همین هم شروع کردم به خواندن قران از دیشب و تا الان تقریبا اوایل سوره ی نساء هستم: عزیزان یعنی اینقدر واضح وساده است که اصلا مسخره است یعنی اینقدر واضح گفته مخصوصا در مورد حضرت ابراهیم واهل کتاب و ایمان وتسلیم وروش زندگی یا همون دین و مخصوصا در مورد رابطه ی بین ثروت و ایمان. البته آیه های متشابه(ایاتی که گنگ هستند و منظور مشخص و دقیقی ندارند) که هیچی آنها رو اوایل که میخوندم خیلی حالم رو بد میکردند چون اصلا نمیفهمیدمشون و یه جوری بودندولی وقتی رسیدم به

    ایه ی هفت ال عمران دیگه همه چیز روشن شد. امروز هم خیلی راحت وساده(فکر میکردم که خیلی داستان داشته باشه) جامع التفاسیر رو گرفتم و همین چند ساعت پیش همین طوری کلمات رو ریشه یابی کردم و باورتون نمیشه… من که اصلا یخ کرده بودم وقتی که ریشه های رب والله و سیئه و ذنب و توبه و… رو سرچ میکردم و معانیشون رو هم در میاوردم از همون بخش لغتنامه ی برنامه و وقتی که منطبق میکردم با ایات این معانی جدید رو خییلی جا خوردم و خیلی سبک شدم و همینطور چقدر ذهنم باز شد وکلی حال خوب ویک چیز خیلی جالب این بود که اون کلماتی خیلی حالم رو بد میکردوخیلی رو اعصاب بود و ذهنم میگفت که اه بیا دیدی پس تو که فلان میگی پس این چی میگه!!خیلی خیلی کم در قران تکرار شده بودند مثلا دوبار نهایتا.ولی الله مثلا دو هزار وهشتصد و خورده ای (دقیقا یادم نیست)بار تکرار شده بود یا ربب(مالک.صاحب. رئیس) 980بار… پس چرا ذهنم به این اشاره نکرد؟!!!

    حتما بهتون پیشنهاد میکنم که برید شروع کنید به خواندن…غیر از اینکه جا میخورید با خواندن یکسری از ایات که خداوند چققققققدر صریح و روشن و ساده(هم از لحاظ کلمات و هم از لحاظ مفهوم)و خیلی خیلی بی تعارف و بدون رودربایستی حرفهایش را زده است کلی خند تون میگیره که چرا زودتر نخوندمش. بخدا خیلی راحته و خیلی آسونه یعنی اون طوری که استاد توی کانال با خنده میگفتند آسونه من هم همونطوری میگم.خیلی خیالم راحت شد و انگار که یه بار خیلی سنگینی رو از دوشم برداشته اند. اگر تا الان نخونده اید هنوز متوجه حرفهایم نمیشوید همون طور که من متوجه حرفهای استاد نمیشدم تا قبل از اینکه بخوانم. ولی یک شرط داره و اون هم این هست که ذهنتون رو پاک کنید از هر چیزی که شنیده اید از گذشته اصلا هم کار خیلی سختی نیست وداخل پرانتزها رو اصلا نخونید که ذهنتون رو به طرف دیگری میبره.

    خیلی خیلی زیاد دوستتون دارم.

    هر کجا هستید همواره موفق و شاد و ثروتمند در پناه خداوند باشید. :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سید علی فاضلی گفته:
    مدت عضویت: 3351 روز

    سلام استاد سلام ب همه دوستان

    ی اتفاق جالب دوستان من دزفول زندگی میکنم همه شما خبر دارین این روزا بارندگیه و توی شهرمون سیل اومده ی چیز جالبش اینه ک من کارم کشاورزی و زمینم کنار رودخونه دز هستش دیروز هشتم بهمن ی سیل بزرگ اومد دزفول همه زمینا رفتن زیر اب اما اتفاق جالب این بود ک زمین منم رف زیر اب اما بجای خسارت دیدن همش خیروخوبی بود گندمی ک کاشتم سرسبزتر شده قوی تَر شده رشد کرد یبجای زمین هم صیفی جات کاشتم هم خسارت ندیدم اما بیقه زمینا بیشترشون خسارت دیدن جالبش اینجا بود ک من روی باورهام کار میکردم بجای خسارت همش نفع بود دیگه لازم نیس کود شیمایی بدم خدا خودش داد اینو گفتم ک اگه روی باورات کار کنی سیل هم نمیتونه بهت ضرر برسونه سیل میشه برات فراوانی نعمت انشاالله ک مفید بود این اطلاعاتی ک بهتون گفتم ممنون استاد خیلی ماهی اممممممممممماه?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      بهار فعلی گفته:
      مدت عضویت: 2962 روز

      سلااام خدمت جناب فاضلی

      چه اتفاق قشنگی براتون رخ داده?

      واقعا خوشحال کننده بود وپرانرژی

      چه زیباست این نگاه هاااا بهتون تبریک میگم که دارید اینقدر عالی رو باوراتون کارمیکنید….منتظر نتایج بعدیتونم هستم .درپناه حق باشید دوست عزیز?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2138 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین

    چقدر فایل های مربوط به توحید ، شناخت خداوند ، فایل های مربوط به هدایت رو دوست دارم

    چقدر نیاز دارم به تقویت این باورها ، که خداوند همه چیز هست

    بستگی داره تو کدوم خصوصتش رو باورکنی

    اگر باور کنی که خداوندوَهابِ برای تو وهاب می‌شه اگر باور کنی انتقام جوی هست ، خداوند برای تو انتقام جو میشه

    استاد عباس منش عزیزم چقدر زیبا و منطقی راجب رابطه ی ما با خداوند توضیح دادید که رابطه یه موضوع شخصی هست و فقط به خودمو مهربان پروردگارم مربوط میشه .

    چه باورهای قدرتمند کننده ای هستند باورهای توحیدی

    ومن چقدر نیازمند باور کردن این باورها هستم ، زمین خشکیده ی وجودم ، روح تشنه ام نیاز داره که بااین باورها آبیاری بشه

    استاد فایل های دانلودی ارزشمندی که این روزها روی سایت گذاشتید انقدر بهم کمک کرد تا دیدگاهم راجب الله مهربان اصلاح بشه ، که وجودم پراز آرامش میشه با گوش کردن و تکرار کردنشون،

    فایل ارزشمندِ درک قوانین جهان در قرآن کریم

    فایل ارزشمند ِ کلید اجابت دعاها

    فایل ارزشمندِ ارتباط بین درک صحیح خداوند و روان شدن چرخ زندگی

    فایل ارزشمندِ آیا خداوند مانندیک مادر مهربان عمل میکند

    فایل ارزشمندِ عمل به قوانین خداوند چگونه زندگیمان را متحول می‌کند

    این فایل ها که به تازگی روی سایت اومده و تمام فایل های مربوط به توحید و هدایت ، باعث شده تا من نگرشم نسبت به الله مهربان ، بسیار لطیف تربشه

    نمیتونم با نوشتن براتون توضیح بدم که چقدر احساسم تغییر کرده واقعا مثل یک کویر تشنه، تشنه ی شنیدن این آگاهی ها راجب الله مهربان هستم ، فایل های قرآنی 12 قدم

    تفسیر سوره ی حمد و همه و همه باهم ، بهم کمک کردن تا شناختم نسبت به خداوند تغییر کنه و هرچه بیشتر برای خودم تکرارشون میکنم میبینم چقدر نیازمندترم برای تکرار بیشتر و درک بهتر

    خدایا تنها ترا میپرسم و تنها ازتو یاری می‌جویم منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی

    خدایا من به هرخیری از جانب تو فقیرم …

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی های توحیدی و ناب و زندگی ساز رو دراختیارمون قرارمیدین

    چقدر شما سخاوتمندهستید که این فایل های الهام بخش که هرکدومش می‌تونه یک دوره ی تمااااام عیار باشه

    بصورت دانلودی دراختیار ما قرار میدید

    این بمن ثابت می‌کنه که شما به فراوانی اعتقاد بسیار دارید وگرنه هر کدوم از این فایل ها دوره ی بسیار پولساز میتونست باشه برای شما.

    شکر که تو این مدار هستم ، مدار دریافت این آگاهی ها

    شکر که سلامتم و میتونم گوش کنمو به شیوه قوانین زندگی کنم

    شکر که تواین سایتم و درمسیر شناخت الله مهربانم هستم

    واین شناخت باعث میشه تا آسان بشم برای آسانی ها .

    شکر بابت وجود ارزشمندتون .

    دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: