مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید133MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید23MB24 دقیقه












سلام به استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته که با درک بالا و نگرش فوق العاده ای که دارید باعث شدین واقعا این مطالب صدها برابر بیشتر تو وجود ما بره ازتون واقعا ممنونم با بیان زیبایی که دارین کلمات و توحید و نگرش زیبای خودتون رو تو هر فایلی به ما منتقل کردین بهتون خداقوت میگم و واقعا از صمیم قلبم شما رو تحسین میکنم
امروز اتفاقا سوالاتی تو ذهنم بود که تو همین فایل ارزشمند من بهشون رسیدم و ما شاالله مطالب سایت اینقدر زیاد هستن که ما گاهی نمیتونیم دقیق به یاد بیاریم که کدوم فایل اشاره به چه موضوعی شده که بریم دقیقا همون موضوع رو دوباره مرور کنیم به خاطر این ایده بسیار عالی که رو سایت اجرا کردین ازتون سپاسگذارم و براتون آرزوی توفیق روز افزون دارم
امروز دوستم بهم کتابی به اسم مفاتیح الحیات رو داد که تو ایران به چاپ 218 رسیده و اداب زندگی رو ریز به ریز نوشته ولی تو این کتاب اینقدر به چیزای بی ارزشی که هیچ به سعادت دنیا و اخرت ما بهش اشاره نشده توجه شده و صحبت شده که خوندنش واقعا برام ارزش نداشت و من تصمیم گرفتم همون لحظه کتاب رو زمین بزارم و اصلا مطالعه اش نکنم
ولی تو این سایت همه مطالبش واقعا شنیدنش به ادم لذت میده امیده میده عشق میده ارامش میده احساس خوب میده و سعادت دنیا و اخرت رو به ما میده …
من واقعا به داشتن همچین خانواده صمیمی خدا رو صد هزار مرتبه شکر میکنم که مفاتیح الحیات واقعی ما ما تو همین سایت جمع شده .
با سلام خدمت استاد و دوستان گلم،
میدونید بچها سنم که کمتر بود خیلی درگیر مسائل دینی و این چیزا بود، یادم نمیره یه خطایی کرده بودم دیگه اصلا فکر میکردم دنیا برام به آخر رسیده دیگه من بخشیده نمیشم دیگه آب از سرم گذشته وای چه حاله بدی بود با هیچ کی صحبت نمیکردم روزه سکوت گرفته بودم خلاصه سرتون به درد نیارم که فکر میکردم خدا قراره از وسط نصفم کنه خودش با دستایه خودش.
اینا همش شکر دیگه یعنی هرچی بهم گفته بودم در مورد دین بدون چون چرا قبول کرده بودم، اصلا بعد اون قضیه که گذشت و من نه از وسط نصف شدم نه سوسک شدم نه سنگ با خودم فکر نمیکردم بابا پس چرا هیچ اتفاقی نیوفتاد چرا پس این خدایی که اینا میگفتن هیچ کاری نکرد، الان میفهمم استاد که میگه رابطه ما با خدارو فقط خودمون میتونیم تعریف کنیم نه هیچ کسه دیگه چیه، یعنی این خدایی که الان من دارم ۱۸۰ درجه با اون خدا فرق میکنه، بابا این خدا فوق العادست بی نظیره نه اون پادشاه ظالم قبلی، هیچیش مثل اون خدای قبلی نیست محربونیاش جنسش فرق میکنه، رحمت و نعمتاش بینهایته، ارتباطی که با اون دارم حتی فرزندم و همسرم ندارم اینقد ناب دست نیافتنیه، همیشه همجا هست نیاز نیست فقط بری تو جایه خواص یا تو یه شرایط خواص باهاش ارتباط برقرار کنی، بیبن اینجوری بگم بهتره، کسی تو جونته تو قلبته تو رگات در حال حرکت، تو تمام زیبایی هایه اطرافت هست و با قلبت حسش میکنه خیلی به نظر من سزاوار پرستیدن و اعتماد کردن، خدایا تو چقدر بینظیر بودی من نمیدونستم.
از با تو بودن سیر نمیشم و بزرگ ترین خواسته من و خیلیای دیگه از تو اینکه هر روز به درک صحیح بیشتری از تو دست پیدا کنیم و بیشتر غرق در تو بشیم چون تو همچیزی…. قرآنتو شروع کنیم بخونیم حرفاتو بفهمیم و درکشون کنیم.
دیگه هیچ کسی به اندازه تو زندگیم تاثیر نداره، دیگه وابسته هیچ کس نیستم حتی همسر و فرزندانم چون وابستگی به تو فقط زیباست، دیگه تورو از یاد نخواهم برد ای اصل من، تکاملم به درک بیشتر تو نیاز به یاریت را دارد پس یاریم کن، من خود را به تو سپرده ام، رها از همه چیزم، خیالم راحت است چون تویی دارم که قادر و عالم و محربان است، من خودم را دوباره بنا کردم، من زاده ای از تو ام، قطعه ای از تو، امید آن روز دارم که ملائکت که پرسیدن در رویه زمین چمیکردی سرم را بالا گرفته و بگویم از دسته ثروتمندان بوده ام در یک کلام توحیدی بوده ام و جهان را گسترش داده ام.
سپاس گذارتم خدا جون بخاطر تمام آگاهی که به اعطا کردی دوستتتتتتتت دااااااررررررم رب من.
در پناه رب یکتا شاد و سالم و ثروتمند باشید.
سلام و ارادتمند همه دوستان خانواده خوبم،، آفرین بر شما خواسته به جایی را از طرف ما به درگاه خداوند مهربان بیان نمودید ، انشاالله در تمامی مراحل پیشرفت و تکامل در این عرصه موفقیت توحید و یگانه پرستی را تجربه کنیم و همیشه لطف رب شامل احوال و افکار و اعمال ماست ،، موفق و پیروز باشید از مطالعه متن پاسخ شما لذت بردم،،،
سلام دوست عزیز، ممنونم از دیگاهتون، الهی آمین، بهترین هارو براتون آرزو میکنم، شاد و ثروتمند باشید.
دوست عزیزم چقدرقشنگ حرف می زنیدچه جالب خدارومی بینیدتبریک میگم بهتون که درفرکانس بالایی هستیدوازبودن باخداونددوعالم لذت می بریدآفرین به شماکه ازوابستگی غیرازخدای درونتون آزادشده ایدخداروشکر…
سلام دوست من، سلام قطعه ای از خدا، ممنونم از کامنتتون کلی انرژی میگیرم ازتون و انگیزه بیشتر واسه ادامه مسیر، در پناه رب یکتا شاد و پاینده باشید.
سلام و درود استاد عباس منش عزیز
قدردان تون هستم بابت این فایل.
بقول اون ضرب المثل قدیمی ، در خانه اگر کس است یک حرف بس است …
واقعا بهترین توصیه ای که میشد بکنید رو کردین ، خودتون بخونید و بسنجید و تعقل کنید و از خودش هدایت بطلبید و تمااااااااام .
خدا رو شکر
خدا رو شکر
خدا رو شکر
استاد این فایل شدیداً منو به فکر فرو برد، من چقدر نسبت به تنها کتاب دستورالعمل زندگی که ۱۰۰% باید بهش اعتماد کنم و در اون تفکر و تعقل و توجه کنم ، بی توجه بودم. این فایل اونقدری روی من اثر گذاشت ، که نتونستم بیخیال بشینم. رفتم قرآن رو برداشتم و شروع کردم به مطالعه خط به خط و ترجمه فارسی ، و نکته برداری مکتوب. مطمئنم سهم عظیمی از نور و هدایت الهی در انتظار منه، چون وعده خداوند متعال هست و هدایت من رو بر خودش واجب کرده « الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» خداوند سرپرست اهل ایمان است و آنها را از تاریکی ها به طرف نور هدایت میکند.
توصیف قرآن خودش اینه که در آن نشانه های بسیار آشکاری وجود داره.
……………….به نام الله هدایتگرم……………..
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
قسمت 4:
بازهم در ابتدا از تکامل صحبت شد و اهمیتش برای من بیشتر از گذشته شد
این صحبتها باعث میشه تصمیم بگیرم صبرم رو بیشتر تقویت کنم
و برای رسیدن به خاسته هام ،از همین مکان، از همین زمان و از همین شرایطم شروع کنم.
چشمامو بیشتر باز کنم و ببینم زیباییهای مکان زندگیمو ، ببینم زیبایی روزهایی که پشت سرهم میان و میرن و درک کنم چه برکاتی برام میارن،ببینم شرایطی که در اون هستم رو و بتونم قانونو درک کنم و باور کنم شرایط الانم حاصل فرکانسهای گذشته منه ، ببینم آدمهایی رو که به نوعی در زندگیم حضور دارند و درک کنم برای چه درسی درزندگیم هستن.
باور کنم شروع کردن از همین لحظه بهترین کاریه که میتونم انجام بدم.
تکامل یعنی قدم به قدم پیش برم و احساسمو بهتر از دیروزم کنم
توقع نداشته باشم یک شبه به موفقیت برسم، درمقابل تغییر مقاومت نکنم ، حواسم باشه پام رو ترمز نباشه ، تقلای بیهوده نکنم و مهمتر اینکه به قانون شک نکنم یعنی تلاش ذهنی رو مهمتر از تلاش جسمی بدونم.
((رهرو آن نیست که گَه تند و گهی خسته رود، رهرو آن است که آهسته و پیوسته رَوَد))
……………………………………………………………
هربار که از توحید میشنوم حالم متفاوت از همیشه میشه لپام گل میندازه و چشمام پر از اشک میشه
اوایل آشناییم با سایت، روزها و شبها برای اینکه تونستم خدا رو پیدا کنم خیلی اشک ریختم اشک شوقی که قابل کنترل نبود، حس کودک گمشده ای رو داشتم که بعد از مدتها به آغوش مادرش برگشته
و الان هرموقع از توحید از خدا صحبت میشه من همون حس و حال بهم دست میده چقدر خوشحالم که تونستم ذره ای خداوند رو بشناسم و باورامو نسبت بهش تغییر بدم و با اکثریت جامعه متفاوت باشم.
و در این شرایط باید باورامو تقویت کنم باورهای قدرتمندکننده تری بسازم و باور کنم خدا رزاقه،غفاره،رحمانه، رحیمه ،وهابه و کلی صفت پرمعنای دیگه داره که باورکردنش چه نعمتهایی به زندگیم میاره الله اکبر
……………………………………………………………
نکته مهم بعدی رهاییِ ، قبلا خیلی رهاتر بودم در لحظه زندگی میکردم ولی مدتیه حس میکنم به گذشته و آینده بیشتر توجه میکنم ،این قسمت باعث شد دوباره روزهای قبلی رو بیاد بیارم زمانیکه از هر چیزی رها بودم ،نه وابستگی درکار بود نه فکر و خیال بیهوده! واقعا خیلی حال خوشی داشتم کارهام به راحتی انجام میشد آدمها روی خوششان رو بهم نشون میدادن
اما بنابردلایلی الان درلحظه بودنم کمتر شده ولی خوشحالم که متوجهش شدم
دلم میخاد دوباره حال قبلیمو داشته باشم
جای نگرانی نیست چون راهشو بلدم پس میتونم دوباره رهایی و در لحظه بودن رو تجربه کنم به امید خدا
و چقدر خوب توضیح دادید رابطه رهایی و ثروتمندشدن رو
میتونم بگم ((رهایی بهترین راه رسیدن است))
……………………………………………………………
در مورد برنامه ریزی که صحبت کردید ، تمرکزم روی خودم رفت، منم آدمی ام که برنامه ریزی رو اصلا دوست ندارم
مثلا برای سفر کردن بشینم برنامه ریزی کنم کجا برم چی بخورم چیکار کنم
اصلا برامخوشایند نیست دوست دارم تو همون لحظه ببینم برای چ کاری و چ جایی حسم خوبه .
هربار که قرار ملاقات بادوستام میذارم و اونها قبل از این قرار میگن فلان کارو بکنیم فلان غذارو بخوریم و نظر منو میپرسن، اصلا هیچ حرفی نمیتونم بزنم و قولی نمیتونم بهشون بدم ،میگم ببینیم چی پیش میاد چون
عاشق برنامه های یهوویی هستم ،دراصل خیلی هدایتی عمل میکنم .
هیچوقت آدمهایی که از قبل برای تمام کارهای آینده مثلا برای مسافرتِ سال بعدشون برنامه ریزی میکنن برام جذاب نبودن و یکجورایی حوصلمو سرمیبرن
چندسال پیش کارمند یک اداره دولتی بودم بارزترین مشخصه اکثر همکارام همین برنامه ریزی مو به مو برای جزئی ترین کارهاشون بود چه کارهای شخصی و چه کارهای شغلی، برای ساعت به ساعت روزهاشون برنامه داشتن بااینکه آدمهای خیلی موفقی بودن و همیشه تحسینشون میکردم ولی این رفتارشون رو هیچوقت درک نکردم و نمیتونستم مثل اونها باشم حتی برای انجام وظایف شغلیمم خیلی سختم بود برنامه بریزم دلم میخاست حس و حالم مشخص کنه امروز چه کاری انجام بدم ولی خب در اکثر مواقع نمیشد که به شیوه خودم عمل کنم چون مدیرمون از کارمنداش برنامه میخاست .
توی اون اداره بنظرم تنها ادمی بودم که دنبال حسم میرفتم (حالا بماند که باعث تعجب اونها میشدم انگار من ادمی بودم از یک سیاره دیگه ،خیلی براشون عجیب غریب بودم چون اونها کارمندای باسابقه 20سال به بالا بودن و منم تازه کار و پرشور) همونجا متوجه شدم کار دولتی و کارمندی اصلا با روحیاتم سازگار نیست و هیچوقت دلم نمیخاد سر یکساعت معین بیدارشم و یکسری کارهای معین رو هر روز تکرار کنم. یکمی طول کشید تا تصمیم به استعفا گرفتم ولی مهم اینه که بلاخره تونستم و خودمو از کاری که متناسبم نبود رها کردم و بعد از استعفا من چقدر احساس ارزشمندی کردم.
……………………………………………………………
و بحث آخر این فایل که خیلی دلنشین و جذاب بود در مورد نماز وروزه و شیوه ارتباط با خدا
روزهای بچگیم یادم اومد که مامانم مجبورم میکرد نماز بخونم ومن که هیچ شباهتی با خواهرها و برادرام نداشتم هیچوقت دلم نمیخاست به زور ،کاری انجام بدم همیشه راهی پیدا میکردم تا به حرف زورِ مامانم در مورد نماز خوندن عمل نکنم.
از همون بچگی حس خوبی به نماز خوندن نداشتم ولی صبح زود منو بیدارمیکرد که نماز بخونم منم به نشونه اعتراض با مامانم،بدون وضو نماز میخوندم ههههههههه
هربار یادم میاد کلی میخندم ،سرنماز نه سوره ای میخوندم نه چیزی زمزمه میکردم فقط خم و راست میشدم گاهیم تو سجده خابم میبرد.
مامانم به نظر خودش درحال نمازخون کردن و باایمان کردن من بود اما هرروز که برای نماز صبح بیدارم میکرد ،اونقدر صدا میزد تا خوابم زهر میشد و از نماز و خدا بیشتر فاصله میگرفتم
میگفتم چرا باید اذیتم کنه تا بیدارشم دلم نمیخاد صبح زود از خابم بزنم این چه خداییه که دلش نمیخاد من راحت بخابم
هروقتم که بیدار نمیشدم مامانم با عصبانیت شروع میکرد به ترسوندنم مثلا میگفت بذار خدا ببرتت تو جهنم،بذار بسوزی ،بذار خدا باهات قهر کنه و…. البته وقتی بیدار نمیشدم مامانمم کل روز یجوری رفتار میکرد انگار قهره و حس بدی بهم میداد.
این بساطی بود که هرروز تکرار میشد تا حدود 14یا15سالگی که اونموقع یکم بهتر شده بود و دیگه صبحها عذابم نمیداد چون خودم فهمیده بودم اگه میخام کل روز اعصابم راحت باشه باید بیدار شم هههههه
ولی بازهم من درست وحسابی نماز نمیخوندم چون اصلا نتونستم حس خوب باهاش بگیرم
هرچی نماز خوندم همه از ترس بود یا ترس از مامانم یا ترس از خدا که منو عذاب نکنه
خب با این رفتارها معلومه چه تصویری از خدا در ذهن یک بچه شکل میگیره
این مدل رفتارکردن شاید توی زندگی خیلی از بچه های سایت وجود داشته و خب برای همینه فکر میکنیم نماز و روزه مهمترین مسئله توی زندگیمونه
بخاطر همین این سوال رو هزاران بار ازتون پرسیدن که شما چطور نماز میخونید اصلا نماز میخونید یا نه!
خب این تفکر از بچگی به ما القا شده
ولی خداروشکر میکنم یک درجه آگاهتر شدیم و به این سایت هدایت شدیم تا بفهمیم مهمتر از نماز و روزه (و البته حجاب )مسائل مهمتری وجود داره که قصد خالق بوده از خلقت ما!
خیلی وقته من به درک بهتری از خدا و ارتباط با خدا رسیدم و شنیدن صحبتهای این قسمت درمورد نماز وروزه چقدر برام دلنشین بود روزهای اول آشناییم با سایت رو بیادم آورد.
من خوشم نمیاد از تقلید کورکورانه ،خوشم نمیاد بدون درکِ موضوعی ،اونو تو زندگیم عملی کنم پس اینکه خودم مطالعه کنم تفکر کنم و راه و روش شخصیمو انتخاب کنم چیزیه که خیلی خیلی با روحیاتم هماهنگه
و نکته بعدی در مورد مطالعه کتاب قرآن که واقعا محکمترم کرد به ادامه
چون درحال مطالعه ام ولی نمیتونم ارتباط آیات رو درک کنم خب متوجه شدم اولا تکامل لازمه و برای بار اول عالی پیش رفتم
دوما استمرار داشته باشم آهسته وپیوسته ادامه بدم ناامید نشم
سوما تو ذهنم چون باور دارم آیات قران مبهمه و درک کردنی نیس باید خیلی بیشتر تلاش کنم
و در پایان سپاسگزار خداوند و استادم که این فایلهای عالی رو به من هدیه کردند.
در پناه الله یکتا
سلام استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
چقدر این فایل های مصاحبه با استاد عالی است
سوالات دوستان و جواب های استاد واقعا درس هایی دارد که وقتی به آنها گوش بدهی و به آنها عمل کنی کلی درس و تجربه را در خود دارد
یک نکته که در این فایل برای من دارد این بود که نباید عجله داشته باشم
باید صبور باشم
باید بتوانم خودم را کنترل کنم
باید سعی کنم که تکامل من طی بشود
این تکامل طی شدن همان است که سبب می شود من براحتی و آسانی بتوانم به خواسته های خودم برسم
این را باید یاد بگیرم که خداوند یک سیستم است و این سیستم برای همه یکسان است و برای همه یکسان عمل می کند
از همه مهمتر اینکه هر جور خدای خودم را باور کنم همان جور برای من رخ می دهد
وقتی او را بزرگ و قادر بدانم او برای من بزرگ و مهربان خواهد بود
همیشه از او کمک بگیرم و از او کمک بخواهم
او برترین قدرت این جهان است
وقتی که من به خواسته های خودم دست پیدا می کنم به نقطه ای می رسم که دیگر بی نیاز می شود و از آن خواسته ها پر می شود آن وقت است که احساس رهایی در من به وجود می آید
حال رهایی این می تواند باشد که من از اکنون خودم لذت ببرم و حالم خوب باشد و این همان قانون رهایی است که از اکنون خودم لذت ببرم و منتظر نتیجه و رسیدن به مقصد نباشم بلکه از اکنون خودم حال کنم و این همان می شود که برایم لذت و آرامش را در بر خواهد داشت
نکته عالی که استاد در این فایل گفتند این بود برای من که
در دین تفکر کنم
تعقل کنم
قرار نیست که هر چیزی که دیگران گفتند من به آنها عمل کنم
بلکه باید خودم به دنبال آن بروم و آن را پیدا کنم و این همان می شود که سبب می شود تا من بتوانم براحتی به خواسته های خودم برسم
وقتی که به این هدف خودم ارزش قرار می دهم سبب می شود که نتایج عالی و خوبی از آن هدف خودم برداشت کنم
ممنونم استاد عزیز بخاطر این فایل ارزشمند
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خدای معجزه ها
یادگار 39
سلام استاد نمونه و مریم همیشه مهربون
استاد قشنگم بسیار سپاس گذارم از این مکتب الهی که راه انداختین
و نمیدانین چقدر خدارو به زندگی ما آوردین
و به قول خودتون وقتی آدم ی قدمی برمیداره جهان موظفه پاداش بده
انصافا پاداش این مکتب توحیدی شما چیه که جهان از عهدش بربیاد؟
منکه میگم جهان کم میاره
چیزی در خور و لایق این آگاهی و آموزش های شما نداره
هر لحظه که در زندگیم سپاس گذارم هزاران دعای خیر به جون شما میکنم و همین دعای من خدا میدونه چه خیر و برکتی برای شما داره چه برسه دعای مابقی بچه های سایت
استاد عزیزم منو ببخش که هر روز سایت نیستم و کامنت نمیزارم
این روزها عجیب مشغول جمع کردن نعمت های الهی هستم که خدا به زندگیم بمباران کرده
و شبا از فرط خستگی جسد می افتم
در حدی خسته ام که کف پاهام مور مور میکنه اما من عاشق این خستگی ام و عاشقانه بابتش شکر گذارم
چون خستگی کارم هست
ومن عاشق این شغلم هستم که خدا بهم هدیه داده از بس که معنوی و با ارزشه
عاشق این برکت و نعمت هستم که خدا هر روز به زندگیم میاره و بابتش خسته میشم
هر شب با این همه خستگی باز شام درست میکنم و حتی برای فردا ظهر هم ناهار درست میکنم
میگم این خستگی لذت بخش ترین حالت زندگی منه و نباید باعث شه زندگیم استپ شه
و حتی چشممو رو خستگیم میبندم و دفتر شکر گذاریم سطرها مینویسم
وقتی من تکیه گاهم خداست دیگه خستگی اذیت کننده که نیس
وقتی هر لحظه زندگی من عجین شده از وجود خدای معجزه گرم دیگه هیچ چیزی اذیت کننده نیس
عجیبه این داستان رها کردن
اصلا من رها کردن رو برای خودم اینجوری معنا کردم که خواسته من مث ی توپ میمونه
وقتی همه جوانبش اوکی کردم پرتش میکنم به مخاطبم و مخاطب منم هیچکی نیس جز خدا
وقتی پرتابش کردم و به زمین اون رسید خواسته من اجابت میشه
تا وقتی که توپ تو زمین من باشه هیچ اجابتی درکار نیس
و اصلا هم مهم نیس کدوم وری پرتاپ شه هر سمتی که باشه خدا هست
فقط از زمین من بره بیرون
همین
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
و استاد همیشه عزیزم این روزهای فوق العاده ای که دارم این آرامش فوق االعاده که دارم همشو همشو مدیون این مکتب الهی شما هستم
و میگم خدایا شکرت که اینجوری عشقتو به من ابراز کردی و منو در این مسیر قرار دادی
خدایا قد اسمونت سپاس گذارم
بابت وجود خودت در زندگیم
بابت وجود استاد و مکتبش
بابت این مسیر فوق العاده
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
سلام ساناز قشنگم
حال دلت کوک و متصل به خدا
که از دیدگاهت پیداست خدارو صدهزارمرتبه شکر همینطوره
.
چقدر لذت بردم
چه خدایی
منو هدایت کرد به نوشته ارزشمندت
حال من الان همینه
خستگی پراز عشق
برام پرازشکر و سپاسه
هرروز دارم نعمت و برکت و ثروت الهی رو جمع میکنم
هرروز خداوند درها رو برام یکی پس از دیگری باز میکنه
دستهااا یکی یکی میان و کارهام انجام میشه
واقعاا این احساس
این حال
این روان شدن زندگی
هزاران بار شکر
.
منم از استاد بسیار ممنونم که نگاه توحیدی رو برامون ساخت
خدایاشکرت
ممنونم که چنین فضای ارزشمندی برامون ترتیب دادکه همچون تو نازنینی و هزاران نفر چون شما هرروز بهترین انرژی ها رو جاری میسازن
خدایاشکرت
خدایاشکرت
منم رها کردن رو اموختم
هنوز تمرین میکنم
اما دیگه فهمیدم چیه و اهسته اهسته اجراش میکنم
خدایا شکرت
قدردانم
سپاسگزارم
ساناز جون برات از خدا میخام همینطور عالی پیش بری و هرروز مارو با نتایجت خوشحال کنی
مصاحبه با استاد 4
به نام خدا
با سلام خدمت اشتاد عزیزم و دوستان خوبم
خدا رو شکر که باز ه فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها هماره بشم و از اونها برخودار
نکات این قسمت:
1.وقتی شروع میکنم به کار کردن روی باورهام از همون جایی که هستم تغییرات شروع میشه و بعد هدایت میشم به مسیر های بعدی
2.خداوند یک سیستمه که به شکل اون چیزی در میاد که من براش میفرستم
3.خوشبختی و لذت رو نباید به تعویق بندازم برای زمان به دست آوردن چیزی
4. رهایی یعنی لذت بردن از آنچه که هست و ماندن در احساس خوب
5. هر لحظه ای که با ناراحتی و غم نداشتن چیزی سپری میکنم دارم خودم رو از اون دور و دورتر میکنم
6. خونسرد بودن یعنی از لحظه لذت بردن یعنی نگران نتیجه نبودن
7. هرچی ثروتمندتر باشم در نگاه خداوند عزیزترم
8. وقتی که عاشق کارم باشم دیگه زمان و مکان خاصی برای کارم ندارم
9. ارتباط با خداوند ی چیز شخصیه و فرم و قالب خاصی نداره
10. خط قرمز قرآن اون آیه هاییه که توش از عذاب استفاده شده
11. هر کسی خودش باید قرآن رو بخونه و درک کنه چیزی به اسم تقلید وجود نداره
یادمه قبل از اومدن به این مسیر همیسه ی سری چیزها برام بی معنی بود و جای سوال داشت که مثلا یعنی چی آدم باید از ی نفر تقلید کنه و مقلد باشه
یا چه معنی داره ی نفر بشه امام و بقیه بشن ماموم و به اون اقتدا کنن مخصوصا وقتی اون فردی که پیش نماز میشد رو میشناختم و میدونستم که آدم مناسبی نیست
یعنی قلب من این چیزا رو انگار قبول نمیکرد و همیشه برای ذهنم سوال بود که این کار اصلا درسته چون میدیدم مثلا پسر و دخترهایی که میگفتن مثلا مرجع تقلیدمون این رو گفته و اینا هم سخت بهش مقید بودن که چون اون گفته حتما درسته اما برام من بی معنی بودن
خدا رو شکر که از اولین باری که این آگاهی ها رو شنیدم خیلی برام قابل قبول بودن و تمام اون شک و تردید ها جواب داده شد و خیلی خیالم از بابت مسایل دینی راحت شد و اون چیزهایی رو که قلبم باورشون نداشت رو براحتی گذاشتم و احساس رهایی کردم
سپاسگزارم استاد عزیز
به نام پروردگار پاک و منزه
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی شایسته و سلام بر همه عزیزان
خداوند آن روح پاکی ست که فارغ از هر رنگی است . خداوند چشمه ای زلال و گوارا است که هرکس به اندازه ظرفش از این چشمه بر میدارد . خداوند نه دین است نه مذهب نه فرمول . نه سیاه و نه سفید . خداوند همان چشمه درونی است که در بیرون دنبالش میگردن
مدت های زندگیم داخل افراد مذهبی بودم و چقدر این مذهب خطرناک و شیطان است که در لباس زیبا انسان را از خداوند دور میکند . مذهب خداوند را غضبناک و عذاب دهنده معرفی میکند و هیچ گاه عشق ندارد . اغلب کسایی هم که نماز یا روزه میکنند به خاطر ترس از عذاب و جهنم است.
سهراب سپهری میگه:
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد. و من سال ها مذهبی ماندم ، بی آن که خدایی داشته باشم!
. قبلا به کسی که که اعمال مذهبی انجام نمیداد میگفتن بی دین یا لامذهب و من دوست دارم همون لا مذهب باشم ولی ادا در نیارم . چون انسان های لامذهب با خودشون صادق ترند و ریاکاری ندارند
دیشب که فایل های استاد رو گوش میکردم و در مورد ترامپ صحبت میکرد که این ادم انقدر به خودش و حسش باور داره که هیچ کس را قبول نداره .
یا ایلان ماسک که خودباوری داره و روح خودشو رشد میده و این همان توحید هست .
هرکسی به خداوند خودش باور داره و اصلا نیاز به گفتن یا نماز خواندن و فرمول خاص نداره. کسی که در شاخ افریقاست . کسی که بودایی هست . کسی که میگن لائیکه. هم خدای درونش را داره . مثل این هست که بگیم کسی روح نداره .
ادم ها برای هرچیزی قائده و قانون قرار دادند و با فرمول ذهنی خودشون به دنیا نگاه میکنند .
هر قائده و قانون انسانی یه ترمزی هست که جلوی خوشبختی و رسیدن به کمال رو میگیره
الهی روزگاری ترا می جستم خود را می یافتم، اکنون خود را میجویم و ترا می یابم
به نام خدا
سلام به استاد عباسمنش عزیز ،استاد توی این سری فایلها یه برقی یه شجاعتی هست توی چشماتون منو یاد این انیمه ها میندازه
گام 5 – رابطه درونی با خداوند با تفکر ایجاد میشود نه با تقلید
یادم روزهای اولی که داشتم فایلتهاتون میدیدم در اوردم به مادرم گفتم مامان این عباسمنش فکر کنم سنی باشه
نمیدونم چرا این برداشت کردم حسم میگه از روی ظاهرتون ولی ظاهرتون که یه مرد بدون ریش و سیبل بود
شما از خدا بیشتر حرف میزدی نمیدیدم از اماما صحبت کنی حتی از پیامبر
شاید اینکه از خدا زیاد صحبت میکردی و یه گوشه کار هم فلش میزدی به پیامبر باعث شد که این برداشت کنم
چون شنیده بودم که اهل سنت خیلی بیشتر به از پیامبر میگن و این برعکس چیزی بود که توی اهل شیعه هست، یعنی تا دلت بخواد اهل خانواده پیامبر روی زبونمون بود تا خود پیامبر
خلاصه این مقایسه ها باعث شده این برداشت کنم
اما استاد میدونی ولی خیلی سریع از اونچه که فکرش کنم وارد مسائل اینکه شما کی هستی یا دینت چیه یا اهل سنت هستی یا شیعه و…
به مسیرت ایمان آوردم
اونقدر اماده بودم برای پذیرش حرفهای شما
که وقتی میگفتی اصل خدا و داستان اصلی زندگی ما اینه من به حرفهاتون گوش میدادم و عمل میکردم
عمل میکردم منظورم این بود متعهد شدن برای کنترل ورودی های ذهن از همون اول برای من به وجود اومد
چند هفته از مدرسه گذشته بود و من مقاومت داشتم برم مدرسه چون با خودم میگفتم نمیتونم اونجا ورودی هامو کنترل کنم نمیرسم
این مسیر اولویت اولم قرار داده بودم ولی درک نمیکردم که وقتی این اصل الویت قرار بدی به همه چیز میرسی
ولی مقاومت کنار گذاشتم و رفتم مدرسه.
اونقدر اماده بودم حرفاتون بپذیرم که نمازم میخوندم روزه ام گرفتم حجابم همون قبلی بود و هیچ وقت حس نکردم این حرفها ممکنه ارتباط بین من خدا رو که این شکل انجام میدادم کم کنه اصلا در صلح بودم
اصلا در صلح ترین بودم
با ادمهای اطرافم هم که مذهبی بودن در صلح بودم
اما مسیر اشتباهم از اونجا شروع شد که از یه جایی به بعد بدون تفکر شکل عبادت شما رو اصل قرار دادم
نمیدونستم برای چی اینکار میکنم دیگه نماز نخوندم دیگه روزه نگرفتم دیگه غسل نکردم میفهمیدم یه چیزی ایراد داره ولی نمیفهمیدم
چون اگر قبلا از اینور افتاده بودم اینبار از اونور افتاده بودم و شرایط زندگیم هر روز بد بدتر میشد
من میدونم چرا با این فایل برخورد داشتم
من نمیدونستم امروز قراره این فایل در مورد نماز و تقلید و تفکر باشه ولی روزها قبل توی حالی بودم که حالم بهم میخورد از خودم با خودم میگفتم تو برای یه آرایشگاه یه فست فودی یه رستوران یه مغازه یه.. از همه میپرسی تحقیق میکنی سرچ میکنی میخوای بهترین پیدا کنی
بعد در مورد دینت در مورد افکار بنیادینی که در مورد خدا بهت گفتن هیچ کاری نکردی، انتخابی نداشتی
بهت گفتن تو پذیرفتی
و خدا میدونه تغییر این افکار چه تغییراتی در وجودم ایجاد کنه
من این دین این کتاب این خدا خودم انتخاب نکردم
چطور برای بقیه چیزا مثل رنگ کاغذ دیواری اتاقت
مثل اینه اتاقت و…
میخوای خودت انتخاب کنی ناراحت میشی اگر اگر جای تو انتخاب کنه
بعد چطور اجازه دادی دیگران برای تو دینت خداتو انتخاب کنن
حالم بهم خورد از اینکه خودم انتخاب نکردم دینمو که خدام چی باشه
بر این اساس که اسلام شیعه بهترین دین
ولی چه فایده وقتی خودم اونو انتخاب نکردم
استادممنونم که با شجاعت گفتید اونجایی که من الگوی خوبی نمیتونم براتون باشم منو الگو قرار ندید
ممنونم گفتید که از این ور پل نیوفتید
پریروز پدرم مادرم یا 4 نفر به اسم عالم دین یا مردم به من گفته بودن و من بدون فکر پذیرفته بودم
دیروز عباسمنش و شاگرداش به من گفته بودن و من بدون فکر پذیرفته بودم
و امروز میخوام با فکر و انتخاب خودم کنم مسیر خودم انتخاب کنم
هرچند استاد میدونم شما تقصیر ندارید این من بودم که اون تایم از اون ور پل افتاده بودم و امروز نتیجه ناآگاهیم دارم میبینم اینکه برای خودم زندگی نمیکنم و از زندگی خودم راضی نیستم و حالم با خودم خوب نیست چون هیچ چیز این زندگی خودم انتخاب نکردم بایدم حالم خوب نباشه
در مورد ایه های عذاب استاد من چند هفته پیش هر روز صبح توی پارک این کلمه سرچ میکردم و کلی برداشت را یادداشت کردم
و چندین چند صحفه ایات نوشتم
اما به خاطر این پیش فرض هایی که داشتم از خدا احساس عذاب وجدانم نذاشت بیشتر ادامه بدم، احساس میکردم دارم بیشتر تمرکز میکردم روی عذاب وجدانی که درونم هست تا امرزش مهربانی خداوند.
ایات عذاب بیشتر در مورد کافرین، مشرکین کسانی که غیر خدا رو جای خدا میذاشتن بود
در بین این ایات یه جایی خدا به مسیح میگه تو به مردم گفتی که منو و مادرم رو بپرسید به جای خدا و مسیح میگه خدایا از درونم من اگاهی که چنین نگفتم
قبل ایات با ریشه عذب، ایات با ریشه توب رو سرچ داشتم
که خدا میگه اگر توبه کنند و عمل صالح انجام بدن خدا میبخشه
چطور میشه یه کتاب نخونده بخوای بری امتحانشو بدی
یه کتاب معلم درسم بده تو باید بری بخونیش تا امتحانشو بتونی بدی
و میدونی حتی اگر معلم بگه ولی این بایدی خوندش
اما در مورد قران اینجور نیستم
این کتاب معلم درس داده ولی نخوندمش
بد تر اون یه معلم نبوده هزار یک معلم داشتم که هر کدوم هم نخونده معلم این کتاب شدن و تلاش کردن به من یاد بدن
چند شب پیش بخاطر همین موضوع و صحبتهای درونی خودم حس ناجالبی داشتم از این چیزی که هستم سریع لباسم پوشیدم و از اتاقم اومده بیرون که برم پارک بدوم
همون لحظه مادرم پرسید کجا میخوای بری و من چیزی نگفتم
از این خستم که یه عده ای کردم خدا و خودم موظف کردم بهشون جواب پس بدم
بعدش شروع کرد به اینکه اره شما فلانید نماز نمیخونید و روزه نمیگیرید اگه یکی اومد خواستگاری بگم دخترام نماز نمیخونن ؟من برام سخته اونوقت با یه پسری که مشروب خور و اهل دو دم و فلانه ازدواج میکنید
من سریع اسنپ گرفتم و رفتم
داشتم میدویدم یهو یه چیزی توی ذهنم اومد گفت یعنی من الان که نماز نمیخونم اهل دود و دم و مشروب و فلانم…
بعد خندمممم گرفت گفتم خدا این چی میگه
یعنی یکم فکر لازمه ها
توی این یکسال خورده یا خونه ورزش میکردم یا باشگاه ورزش میکردم یا پارک ورزش میکردم
زندگی من به پارک یا باشگاه خلاصه شده توی این مدت بعد من کجا توی مدت مشروب خور شدم
کجا دنبال هوس های زود گذر بودم
کجا هرشب مهمونی بودم
کجا ؟
من که حتی وقتی مادرم و دوستاش میان و قلیون میکشن یه بار بود به دوستش گفتم اگه میشه برید بیرون بکشید طرف قهر کرد رفت خبرش رسید که ناراحت شده
بعد از اون موقع وقتی میاد بیرون قلیون میکشن
حتی یه بار به مادر بزرگمم که دیگه مبنع گسترش قلیون هست و همه ازس الگو میگیرن هم گفتم اذیت میشم و ایشون رفت بیرون توی حیاط
بعضی جاها نمیگم احساس میکنم گفتنش و تذکر دادنش توجهمو میبره روی ناخواسته
با تمام تفاسیر نماز نخوندن من باعث نشده من از مسیر اهدافم دست بکشم
باعث نشده من برم دنبال این سرگرمی های پوچ
حتی یادمه پارسال شب یلدا من تنهایی رفتم کافه ای از قبل رزرو کردم توسط یه تور
بعد اونجا هیچ کسم نمیشناختم
وقتی برگشتم با خودم گفتم اینجا چی بود
همه دنبال لینک شدن و امار گرفتن از هم بودن
که این پسره با اون دختره لینک و برعکس
همونجا گفتم دیگه پامم نمیذارم
بابا اومدیم دو دقیقه حال خوب داشته باشیم در کنارهم
نه برو بر نگاه کنیم بعدم دنبال دوس شدن باشیم
اون تایم دویدنم خندم میومد که مادرمممم چه جوری از اینده من برداشت کرده بر چه اساس..
الله اعلم.
اون شب به خدا گفتم کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم برام سنگین بارها رفتم سمتش
دوره راهنمای عملی جلسه 7 و9 و 10 را بارها ماه پیش گوش دادم البته بیشتر جلسه 7
هر روز چندبار چندین نشونه هم دیدم از این جلسه ولی پروژه، پروژه سنگینی هست برام باید استپ بای استپ بیام جلو بخاطر همین دیگه به گوش دادن اون جلسات ادامه ندادم
یادم اولین بار که دوره راهنمایی و جلسه 10 گوش میدادم بعد از یکم کار کردن روی این جلسه دوباره فلش بک زدم روش و نوشتم این قانون و مخصوصا جلسه 10 فراره مریم باید بیشتر گوشش بدی و من الان بعد از چندسال که از اولین باری که این دوره رو گوش دادم میگذره میفهمم واقعا فراره اصلا لامصب این داستان توی لایه های وجودی باید همیشه کار کنی
اما برای من که مدتها یاد گرفته بودم خودم انتخاب نکنم و تقلید کنم حتی از شخصی به اسم عباسمنش سخته برداشتن اولین قدم
ایده ای که به ذهنم میاد اینکه قران از اول شروع کنم به خوندن روزی چند صحفه
بی طرفانه.
ممنونم که کامنتم را مطالعه کردید
با ایمان
مریم درویشی
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
سلام
اومدم که به عهدم وفا کنم و صفحه ی دوم از 306 آیه ی دارای کلمه عذاب رو بخونم …
خدایا
میدونم که همیشه و هر لحظه نزدیک تر از همیشه ای …
إِیَّاکَ نَعۡبُدُ وَإِیَّاکَ نَسۡتَعِینُ
5
ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِیمَ 6
یک ماه گذشت..! ای دریغا …
که به امروز و به شب
یاد تو هست درونم
عشق تو
آن نگاه و یاد تو
هست کنارم
ولی شب های جمعه
که شود …
جان من بیداد
بیدار
کنارم مینشیند
از تو گوید …
هر شب جمعه به این گونه
تا سحر بیدار بمانم …
تا که شاید
تو پیامی بدهی …
فدای تو. و این قلب منه عاشق تو
که جایگاه توعه عشق شده …
تو بگو
مرز بگو
با دلو جان
میشنوم…
در دلم
با من بگو
با گوش جان
میشنوم…
وَقُلْ لِعِبَادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِینًا ﴿53﴾
و به بندگانم بگو آنچه را که بهتر است بگویند که شیطان میانشان را به هم مى زند زیرا شیطان همواره براى انسان دشمنى آشکار است
.
رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِکُمْ إِنْ یَشَأْ یَرْحَمْکُمْ أَوْ إِنْ یَشَأْ یُعَذِّبْکُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ وَکِیلًا ﴿54﴾
پروردگار شما به [حال] شما داناتر است اگر بخواهد بر شما رحمت مى آورد یا اگر بخواهد شما را عذاب مى کند و تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده ایم
جالب بود …
در این آیه از عذاب استفاده کرده …که داره از یشان هم استفاده میکنه …در واقع هم مرز رو مشخص کرده هم قانون رو …و قانون اینکه طبق آیه ی قبلش درباره ی سخن گفتن میگه و میگه هرچی بهتره بگین و بعد میاد میگه که نشونه ی چیز بد نزاع هست اگر حرفی بد باشه بیستون دعوا میشه که اینم کار شیطانه و شیطان هم یه دشمن آشکار برای خداست که جالبه در ادامه دوباره ی آیه که توش کلمه ی عذاب اومده گفته شده و به صورت مختصر و مفید داستان درخت و آدم و حوا و نافرمانی کردنش رو میگه و بعدشم اون لحظه ای که خدا به فرشتگان گفت به انسان سجده کنید و شیطان سجده نکرد و یه مکالمه کوتاه از خدا و شیطان که تو هیچ تسلطی بر بندگانم نداری…
اونم میگه حالا میبینی …عده ای کمی هستن که تو رو باور میکنند خدام میگه اون عده که ه حرف تو گوش میدن سزاوار همون آتیش تو هستن …ولی تو هیچ کاره ای د هدایت خدا همیشه و هر لحظه هست ….
قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلَا یَمْلِکُونَ کَشْفَ الضُّرِّ عَنْکُمْ وَلَا تَحْوِیلًا ﴿56﴾
بگو کسانى را که به جاى او [معبود خود] پنداشتید بخوانید [آنها] نه اختیارى دارند که از شما دفع زیان کنند و نه [آنکه بلایى را از شما] بگردانند (
أُولَئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِیلَهَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ کَانَ مَحْذُورًا ﴿57﴾
آن کسانى را که ایشان مى خوانند [خود] به سوى پروردگارشان تقرب مى جویند [تا بدانند] کدام یک از آنها [به او] نزدیکترند و به رحمت وى امیدوارند و از عذابش مى ترسند چرا که عذاب پروردگارت همواره در خور پرهیز است (57)
توی این آیه اول میاد میگه کیا این خط قرمز رو رعایت میکنند…و به مدار خدا نزدیک ترند ….به خدا امیدوار تر اند …از این عذابا دوری میکنند…
(مَحْذُورًا؛ ح ذ ر این ریشه در قرآن به چه معناست ؟)
(یَبْتَغُونَ؛ ب ت غ این ریشه در قرآن به چه معناست ؟)
یه جورایی با آیه قبل داره شرک به خدا و پرسیدن یکی دیگه به غیر از خدا و ربّ قرار دادن کسی به غیر از خدا رو مرز قرار میده ….
وَلَا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئًا یُرِیدُ اللَّهُ أَلَّا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿176﴾
و کسانى که در کفر مى کوشند تو را اندوهگین نسازند که آنان هرگز به خدا هیچ زیانى نمى رسانند خداوند مى خواهد در آخرت براى آنان بهره اى قرار ندهد و براى ایشان عذابى بزرگ است (176)
إِنَّ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْکُفْرَ بِالْإِیمَانِ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿177﴾
در حقیقت کسانى که کفر را به [بهاى] ایمان خریدند هرگز به خداوند هیچ زیانى نخواهند رسانید و براى آنان عذابى دردناک است (177)
باز هم به کفر اشاره میکنه ….ولی در ادامه ….
وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ ﴿178﴾
و البته نباید کسانى که کافر شده اند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت مى دهیم براى آنان نیکوست ما فقط به ایشان مهلت مى دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و [آنگاه] عذابى خفت آور خواهند داشت (178)
مَا کَانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتَّى یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَى الْغَیْبِ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِنْ رُسُلِهِ مَنْ یَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ ﴿179﴾
خدا بر آن نیست که مؤمنان را به این [حالى] که شما بر آن هستید واگذارد تا آنکه پلید را از پاک جدا کند و خدا بر آن نیست که شما را از غیب آگاه گرداند ولى خدا از میان فرستادگانش هر که را بخواهد برمى گزیند پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزگارى کنید براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود
دوباره داره از قانون صحبت میکنه ….
میگه که تضاد قانونه جهان تا پلید را از پاک شهدا کنه و اگه شما تقوا داشته باشید و کنترول ذهن داشته باشید پاداش بسیار بزرگی دارید …
و در ادامه میگه که
وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْرًا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَلِلَّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿180﴾
و کسانى که به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده بخل مى ورزند هرگز تصور نکنند که آن [بخل] براى آنان خوب است بلکه برایشان بد است به زودى آنچه که به آن بخل ورزیده اند روز قیامت طوق گردنشان مى شود میراث آسمانها و زمین از آن خداست و خدا به آنچه مى کنید آگاه است
اگر به نعمتی گه به ششما دادیم بخل بورزید فکر نکنید که براتون خوبه هاااا اتفاقا خیلی بده …و بخرم یعنی دهنده نباشی و ثروتی که به تو داده میشه رو در جریان نندازید…
(180)
لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِیرٌ وَنَحْنُ أَغْنِیَاءُ سَنَکْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِیَاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ ﴿181﴾
مسلما خداوند سخن کسانى را که گفتند خدا نیازمند است و ما توانگریم شنید به زودى آنچه را گفتند و بناحق کشتن آنان پیامبران را خواهیم نوشت و خواهیم گفت بچشید عذاب سوزان را (181)
دوباره داره میگه که اونایی که خودشون رو برتر از خدا میدونند و فکر میکنند همه کاره خودشون هستن و بودن در عذاب اند …که اینم مرزههه
ذَلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ ﴿182﴾
این [عقوبت] به خاطر کار و کردار پیشین شماست [و گر نه] خداوند هرگز نسبت به بندگان [خود] بیدادگر نیست (182)
و بعدشم میگه که هر آنچه که هست به خاطر کردار خودتونه …..و خدا به کسی ظلم نمیکنه …
جالبه که میگه کرداری که از پیش فرستادید…
کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّهَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿185﴾
هر جاندارى چشنده [طعم] مرگ است و همانا روز رستاخیز پاداشهایتان به طور کامل به شما داده مى شود پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعا کامیاب شده است و زندگى دنیا جز مایه فریب نیست (185)
لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا أَذًى کَثِیرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ﴿186﴾
قطعا در مالها و جانهایتان آزموده خواهید شد و از کسانى که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و [نیز] از کسانى که به شرک گراییده اند [سخنان دل]آزار بسیارى خواهید شنید و[لى] اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید این [ایستادگى] حاکى از عزم استوار [شما] در کارهاست (186)
و در ادامه میاد میگه که چطور باشیم چطور نباشیم …
میگه که ما با اموال شما و نفس شما شمارا آزموده میکنیم …نمیگیره فقط مال …میگه من خودتون و نفستون هم آزموده میشید …قدر میتونید خودتون رو تغییر بدین …چقدر میتونی به خدا گوش کنی به الهامات گوش کنی در حالی که یه چیزی یه ذهن منطقی در وجودت داره خلافش ثابت میکنه …
و ممکنه از کسانی هم که قبلا کتابو داشتن و اینقدر چرتو پرت بهتون تحویل دادن هم آزار ببینید …
ولی
…
حالا میاد راه میده …
صبر کن ….
تحمل نکنید …
صبر کنید …
و تقوا پیشه کنید …کنترول ذهن داشته باشید …
فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ پس قطعا آن از عزم کار های شماست ….
عزمتون رو جذب کنید و متعهد باشید …
پس سه تا کلید داد …صبر ، کنترول ذهن، متعد به کار هاااا
دقیقا کاری که استاد کرد و با تمام مخالفت ها که تو کافر شدی و اینا…کنترول ذهن کرد و صبر کرد …و متعد بود و ایمان داشت به مسیرش و الان نوش جونش به خاطر این همه خوشبختی در تمام جنبه ها ….
.
.
وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا ﴿65﴾
و کسانى اند که مى گویند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بازگردان که عذابش سخت و دایمى است (65)
این سوره ی فورقان رو وقتی بهش رسیدم و رفتم آیات قبلش رو خوندم خیلی متعجب و متاثر شدم ..
پس بزار از قبل بگم و بعد بریم ادامه که بعدشم یه آیه عذاب اومده ….
قربونت برم من خدا …
پس برو بریم
.
وَیَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَنْفَعُهُمْ وَلَا یَضُرُّهُمْ وَکَانَ الْکَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِیرًا ﴿55﴾
و غیر از خدا چیزى را مى پرستند که نه سودشان مى دهد و نه زیانشان مى رساند و کافر همواره در برابر پروردگار خود همپشت [شیطان] است (55)
وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا ﴿56﴾
و تو را جز بشارتگر و بیم دهنده نفرستادیم (56)
قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا ﴿57﴾
بگو بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى کنم جز اینکه هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش [در پیش] گیرد (57)
وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَکَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا ﴿58﴾
و بر آن زنده که نمى میرد توکل کن و به ستایش او تسبیح گوى و همین بس که او به گناهان بندگانش آگاه است (58)
قربونش برم
..اینجا دوباره میاد از تضاد همه چیز استفاده میکنه …میگه وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ ؛توکل کن بر زنده ای که هرگز نمیمیرد….و بعد میگه اونو سپاسگزار باش …و همین کافیه که خدا به آن گناهان آگاهه
الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیرًا ﴿59﴾
همان کسى که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش روز آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبره اى بپرس [که مى داند] (59)
وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا ﴿60﴾
و چون به آنان گفته شود [خداى] رحمان را سجده کنید مى گویند رحمان چیست آیا براى چیزى که ما را [بدان] فرمان مى دهى سجده کنیم و بر رمیدنشان مى افزاید (60)
تَبَارَکَ الَّذِی جَعَلَ فِی السَّمَاءِ بُرُوجًا وَجَعَلَ فِیهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُنِیرًا ﴿61﴾
[فرخنده و] بزرگوار است آن کسى که در آسمان برجهایى نهاد و در آن چراغ و ماهى نوربخش قرار داد (61)
وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَهً لِمَنْ أَرَادَ أَنْ یَذَّکَّرَ أَوْ أَرَادَ شُکُورًا ﴿62﴾
و اوست کسى که براى هر کس که بخواهد عبرت گیرد یا بخواهد سپاسگزارى نماید شب و روز را جانشین یکدیگر گردانید (62)
وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿63﴾
و بندگان خداى رحمان کسانى اند که روى زمین به نرمى گام برمى دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى دهند (63)
وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیَامًا ﴿64﴾
و آنانند که در حال سجده یا ایستاده شب را به روز مى آورند (64)
متوجه یه چیزی شدین …؟
اون بالا میگه اگه بهشون میگی سجده کنند برای رحمان میگن اون چیه که ما بهش سجده کنیم …ایه 60
بعد اون پایینن ایه 63 میاد بنده ای که رحمان هست رو معرفی میکنه …
…
..
بعد میرسیم اینجا که …
وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا ﴿65﴾
و کسانى اند که مى گویند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بازگردان که عذابش سخت و دایمى است (65)
إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿66﴾
و در حقیقت آن بد قرارگاه و جایگاهى است (66)
وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا ﴿67﴾
و کسانى اند که چون انفاق کنند نه ولخرجى مى کنند و نه تنگ مى گیرند و میان این دو [روش] حد وسط را برمى گزینند (67)
وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا یَزْنُونَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا ﴿68﴾
و کسانى اند که با خدا معبودى دیگر نمى خوانند و کسى را که خدا [خونش را] حرام کرده است جز به حق نمى کشند و زنا نمى کنند و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را ریافت خواهد کرد (68)
یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا ﴿69﴾
براى او در روز قیامت عذاب دو چندان مى شود و پیوسته در آن خوار مى ماند (69)
إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ﴿70﴾
مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدیهایشان را به نیکیها تبدیل مى کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است (70)
وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿71﴾
و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد در حقیقت به سوى خدا بازمى گردد (71)
وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا ﴿72﴾
و کسانى اند که گواهى دروغ نمى دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى گذرند (72)
وَالَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمًّا وَعُمْیَانًا ﴿73﴾
و کسانى اند که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند کر و کور روى آن نمى افتند (73)
وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا ﴿74﴾
و کسانى اند که مى گویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان (74)
واقعا دربارش هیچی نمیتونم بگم …ببین چقدر واضح جدا میکنه …
مرز ها ؛ به جز خدا رب و معبودی نگیریم، زناکار نباشیم …گوشتی که خدا حرام کرده به جر برحق نکشیم ،
تازه بعدش میگه اگه توبه کنید …میبخشیم و بدی ها تبدیل به خوبی میشه …ولی توبه واقعی …یعنی همیشه راه برگشت و مغفرت میزاره جلوت …
و بعدشم میگه قسم دروغ نخوری به خاطر یه حرفای چرت و پرت که امورات بگذره ……
.
.
فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیَّامٍ نَحِسَاتٍ لِنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَهِ أَخْزَى وَهُمْ لَا یُنْصَرُونَ ﴿16﴾
پس بر آنان تندبادى توفنده در روزهایى شوم فرستادیم تا در زندگى دنیا عذاب رسوایى را بدانان بچشانیم و قطعا عذاب آخرت رسواکننده تر است و آنان یارى نخواهند شد
توی آیات قبلی درباره ی قوم عاد میگه که گفتن بابا خدا کیه مت نیرو مند تریم …
چقدر جالب تا اینجا متوجه شدم که خدا بیشتر بر ایمان داشتن و تنها نیرو قدرت قرار دادن خودش تاکید داره …و مرز اصلی اینه ….
بریم آیه بعدی …
.
.
لَهُمْ عَذَابٌ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَهِ أَشَقُّ وَمَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَاقٍ ﴿34﴾
براى آنان در زندگى دنیا عذابى است و قطعا عذاب آخرت دشوارتر است و براى ایشان در برابر خدا هیچ نگهدارنده اى نیست (34)
بازم اینجا با توجه به آیه قبلش داره درباره ی توحید میگه …ایه قبل ؛
وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِیعًا أَفَلَمْ یَیْأَسِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ لَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِیعًا وَلَا یَزَالُ الَّذِینَ کَفَرُوا تُصِیبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَهٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِیبًا مِنْ دَارِهِمْ حَتَّى یَأْتِیَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ ﴿31﴾
و اگر قرآنى بود که کوهها از [هیبت] آن به حرکت در مىآمد و زمین مىشکافت، یا مردگان با آن به سخن درمىآمدند [همین قرآن بود، و باز ایمان نمىآوردند]، آرى سررشته کارها همه به دست خداست، آیا کسانى که ایمان آوردهاند نمىدانند که اگر خداوند مىخواست همه مردم را هدایت مىکرد، و به کافران همواره به خاطر کار و کردارشان عقوبتى هایل مىرسد، یا به زودى به خانه [ شهر] آنان [فاتحانه] وارد شوى، تا آنکه وعده الهى فرارسد، که خداوند خلف وعده نمىکند (31)
من حتی رفتم آیات قبل رو هم خوندم و دیدم دباره خدا داره به یک قانون اشاره میکنه …
اول گفت
وَالَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ﴿25﴾
و کسانى که عهد الهى را پس از بستنش مىشکنند، و هر چه خداوند به پیوند کردن آن فرمان داده است، مىگسلند، و در زمین فتنه و فساد مىکنند، اینانند که لعنت و بدفرجامى دارند (25)
اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَهِ إِلَّا مَتَاعٌ ﴿26﴾
خداوند روزى [خویش] را بر هرکس که بخواهد گشایش مىدهد یا تنگ و فروبسته مىدارد، و [بعضى] به زندگانى دنیا سرمست شدهاند، و زندگانى دنیا در جنب آخرت، جز بهرهاى ناچیز نیست (26)
خب یه قانونه که خدا گسترش میده رزق و روزی رو …و در ادامه میگه اونم یه قانونه که یه نفر گمراه بشه یا هدایت بشه …خدا هرکی رو در هر مسیری بخواد جلو میبره چون این قانونه حالا یکی می خواد در چاه بره یکی می خواد به خدا نزدیک تر بشه …
وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَهٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ ﴿27﴾
و کافران گویند چرا از سوى پروردگارش معجزهاى بر او نازل نمىشود؟ بگو خداوند هر کس را که بخواهد بیراه وامىگذارد، و هر کس را که رو به او آورده باشد، به سوى خویش به راه مىبرد
….
…
..
.
خب خداروشکر صفحه ی دوم هم تمام شد …
ممنونم که تا اینجا مطالعه کردید …
در پناه الله …
تفکر در قرآن من 2/10
ادامه دارد …