مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید133MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید23MB24 دقیقه













به نام خدای مهربان
مصاحبه با استاد قسمت 4🪴
وقتی که دارم روی خودم کار میکنم اصلاً نیازی نیست که چیزی رو تغییر بدم از همون جایی که هستم تغییرات شروع میشه
بعد خود به خود هدایت میشم به مسیرهای بعدی
نه اینکه بگم من چیزی رو تغییر بدم مثلاً بیزینسم رو الان تغییر بدم تا درآمدم بیشتر بشه.
اگه باور هام رو واقعا تغییر داده باشم از همون جایی که هستم، از همون مکانی که هستم، از همان نقطهای که هستم، با همون کاری که میکنم، با همون استعداد، با همون توانایی که دارم وضعیتم شروع میشه به متفاوت شدن، درآمدم شروع میشه به بیشتر شدن و یواش یواش میتونه موقعیت تغییر کنه و اصلاً نباید بگم من باید شغلم رو عوض کنم تا درآمدم بیشتر بشه، کشورم رو عوض کنم تا درآمدم بیشتر بشه یا هر چیزی شبیه این.
از همون جایی که هستم این اتفاق شروع میشه، سعی کنم توی زندگیم نخوام یه چیزی رو به زور نگه دارم و به هیچ عنوان در مقابل تغییری که میخواد رخ بده مقاومت نداشته باشم.
اگه در مقابل تغییراتی که باید رخ بده مقاومت داشته باشم اون مقاومت باعث میشه که انرژیم روی کارم نباشه، تمرکزم روی کارم نباشه و نتونم درست روی باورهام کار کنم، سعی کنم در مقابل تغییراتی که میخواد رخ بده مقاومتی نداشته باشم و به جای تمرکز کردن بر روی اتفاقات بیرون و تغییر دادن اون ها روی خودم و باورهام تمرکز کنم روی کار کردن باورهام تمرکز کنم و نخوام که به زور شرایط بیرون رو تغییر بدم.
چون با این کار یعنی پام روی ترمزه و با اینکه روی باورهام هم کار میکنم چون پام روی ترمزه ماشین راه نمیره و اتفاقات خوب هم رخ نمیده، باید پام رو از روی ترمز بردارم و تمرکزم فقط روی خودم و باور هام باشه تا اتفاقات خوب رخ بده🪴
خداوند یه سیستمه که هر جوری که هستم و هر فرکانسی رو بهش بدم جهان اطرافم به همون شکل در میاد. یعنی خداوند همه چیزه و واکنش نشون میده به افکارم، واکنش نشون میده به اون چیزی که هستم،
یه چیزی مثل آب که به شکل ظرفی که من ایجادش می کنم به اون شکل در میاد، حالا اگه رزاق بودنش رو باور کنم رزاقه، وهاب بودنش رو باور کنم وهابه، هر چیزیش رو باور کنم همونه،
ما هرچقدر بیشتر به خواسته هامون برسیم رهاتر میشیم
مثل یه بچه میمونه که اول هیچ اسباب بازی نداره بعد یه دونه اسباب بازی، دو تا، سه تا، ده تا، صدتا اسباب بازی میاد تو اتاقش.
اون وقت دیگه خیلی لجبازی نمیکنه برای اسباب بازی جدید، خیلی گیر نمیده، خیلی وابسته نمیشه، مشغوله با اسباب بازیش، اگه اسباب بازی جدید هم اومد بازی میکنه، اگه نیومد با همونی که هست بازی میکنه،
هیچ وقت نخوام که خوشبختی و لذت و شادی رو به تعویق بندازم و بگم چون از لحاظ مالی الان چیزی ندارم باید ناراحت باشم، سعی کنم توی هر شرایطی که هستم خوشحال و راضی و خشنود باشم و اصلا اینجوری نباشه که بگم نه
من الان باید ناراحت باشم وقتی که به خواسته هام رسیدم راحت باشم
هر لحظه ای رو که با افکار بیماری زا، با نگرانی و با غم و غصه و رنج و ناراحتی بگذرونم دارم خودم رو از خوشبختی دور میکنم
رهایی یعنی از همون چیزایی که هست لذت ببرم و به احساس خوب برسم
این باعث میشه که به خواسته هام هم برسم خونسرد بودن یعنی از لحظه لذت بردن
یعنی نگران نتیجه نبودن
یعنی از سفر لذت بردن به جای رسیدن به مقصد
باید نگاهم در مورد پول این باشه که هر چقدر ثروتمند تر بشم در دیدگاه خداوند
عزیزترم.
سعی کنم وقتی یه چیزی بهم الهام میشه اصلا مقاومت نکنم و هرچقدر هم که پیش رفته باشم در یک حوزه یاکاری، وقتی بهم الهامی شد حتماً قبولش کنم و انجامش بدم🪴
به هیچ عنوان سر ساعت خاصی خوابیدن و سر ساعت خاصی بیدار شدن و زیاد کار کردن عوامل اصلی موفقیت و ثروتمند شدن نیست
وقتی که کارم عشقم باشه و عاشق کارم باشم اون موقع اصلاً فکر نمیکنم که دارم کار میکنم
همه اینا برمیگرده به اینکه مسیر رو چه جوری دارم پیش میرم
وقتی نگاهم به کار تغییر کنه اصلاً شب و روز برام فرقی نمیکنه و عاشقانه کار میکنم
و اینکه سر ساعت خاصی بیدار بشیم یا آدم منظمی به اون معنا که بعضی ها دارن که همه چیزشون از قبل برنامهریزی شده باشه که چه زمان هایی به مسافرت برن، مسافرت بعدیشون کی باشه، یا اونجا باید چیکار کنی، سرمایه گذاری چه جوری باید باشه،
اینها عوامل اصلی موفقیت نیست
سعی کنم خیلی الهامی و هدایتی زندگی کنم و سعی کنم هرچی که بهم الهام میشه رو انجام بدم
سعی کنم در مورد مسائل دینی از هیچ کسی تقلید نکنم و خودم مسیر خودم رو پیدا کنم رابطه با خدا اصلا اینطوری نیست که یکی دیگه بخواد بهم بگه که باید چه جوری باشه مثل این میمونه که کسی بخواد بگه ببینم یکی چه جوری از آب خوردن لذت میبره منم یاد بگیرم همونجوری لذت ببرم
یا یکی چه جوری با عشقش لذت میبره منم یاد بگیرم اینجوری لذت ببرم
اصلا نمیشه اینها رو الگو قرار بدیم
چون اینها یه چیز درونیه و به همون نسبت که این تفکر غلطه
در مورد رابطه ما با خدا هم این تفکر غلطه که ببینیم دیگران چیکار میکنن یا چه جوری نماز میخونه یا روزه میگیره، منم میخوام یاد بگیرم
در مورد مسائل دینی باید با تفکر بهش برسیم نه با تقلید🪴
باید خودم سعی کنم که خدا رو درک کنم نه اینکه ببینم یکی چه جوری با خداست منم برم همون کارو بکنم
باید خودم فکر کنم و بهش برسم
توی قرآن هم گفته برای اونها که تعقل و تفکر میکنن
اگه فکر کنم و بهش برسم خیلی بهتر از اینه که یه مسیری رو، یه راهی رو، یه روشی رو بدون فکر، حتی به زعم اینکه اون روش درسته ولی بدون فکر بخوام مثل ربات انجام بدم و بگم چون بقیه این کارو میکنن منم این کارو بکنم
این آیه تبعیت در مورد خدا و رسولش به نجوا میخوره و به موضوع دیگه ای میخوره و ربطی به مسائل دینی نداره
کی گفته که پیامبر مثل حضرت ابراهیم و حضرت عیسی و موسی عبادت میکرده
هر کسی به شیوه خودش کار میکرده
همین الان هم پیروانشون به شیوه های خودشون و متفاوت دارن کار میکنن
ارتباط ما با خداوند یه رابطه کاملاً شخصیه و دلیل اینکه توی قرآن هم نیومده به خاطر همینه و اگه قرار بود یه رابطه خاص باشه مثل همون جوری که یه عالمه مسائل با جزئیات اومده رابطه ما هم با خداوند میومد که باید اینجوری باشه
خیلی ها در زمان پیامبر و در شهر پیامبر هر کسی مسیحی یا یهودی به روش خودشون داشتن خداوند رو عبادت می کردن و هیچ اجبار و روشی هم نبوده که پیامبر مجبورشون کنه که بگه چون ما اینجوری عبادت می کنیم شما هم همینجوری باشید اگه میخواهیم خط قرمز های قران رو بدونیم که چیه باید آیه های عذاب رو بخونیم🪴
سپاس فراوان از شما استاد عزیز و خانم شایسته جان🪴
به نام خداوند بخشاینده مهربان خدایی که مهربانیش همیشگی و لطفش بینهایته
سلام به استاد عزیزم به مریم جان و دوستان گلم
یک فایل بینظیر بود که بارها و بارها گوش دادم و این بار دوباره وش دادم و نکتهبرداری کردم
من کتههایی که از این فایل یادداشت کردم رو دوباره برای خودم یادآوری میکنم
اول اینکه خداوند یک کتابی به ما داده که اون حقه که باید برای پیشرفت خودمون و برای سعادت خودمون اون کتاب رو بارها و بارها بخونیم و درک کنیم که خداوند از ما چی خواسته
خداوند یه سری قانون گذاشته بدون تغییر و ما اگه قوانین رو بدونیم و مطابق اون عمل کنیم قطعاً پیشرفت میکنه
اگه خداوند رو رزاق بدونیم بهمون رزق میده اگه خدا رو مهربون بدونیم بهمون مهربونی میکنه اگه خدا رو ستارالعیوب بدونیم یبامونو میپوشونه و من اینو با تمام وجودم احساس کردم و باور دارم
و خداوند احساساتی عمل نمیکنه بر اساس قوانین به ما پاسخ میده پس ما باید قوانین رو درک کنیم تا بتونیم موفق بشیم
برای ایجاد رابطه با خداوند باید فکر کنیم که چگونه با خدای خودمون رابطه میتونیم برقرار کنیم که توی این رابطه احساس زیبا و نزدیکی به خدا را داشته باشیم اگه نمازی که میخونی با عشق باشه و وقتی میخونیم احساس رضایت و لذت کنیم و خوشحال باشیم که داریم با خدای خودمون صحبت میکنیم و خودمون رو لایق هم صحبتی با خدا میدونیم داریم راه درست رو میریم
تصمیماتی که خودم توی این راه گرفتم
من از چند وقت پیش از اوایلی که با استاد آشنا شدم تصمیم گرفتم که قرآن رو به فارسی بخونم و الان جز بیستم هستم خیلی نکات زیبا و قشنگی رو فهمیدم حتی با اینکه دفعه اولی بود که داشتم دقیق و کامل از اول میخوندم تصمیم دارم بعد از این یک بار دوباره و دوباره بخونم این کتاب رو چون خیلی زیبا برای من بود و خیلی جذاب بود
تصمیم دومم اینه که آیاتی را که در قرآن در مورد تبعیت از پیامبرش اومده رو هم پیدا کنم
و کلمات عذاب رو در قرآن پیدا کنم و ببینم خدا چه چیزایی براش مهمه که براش کلمه عذاب رو استفاده کرده به قول استاد ببینم اصل برای خدا چیه
و کار دیگهای هم که میخوام انجام بدم یک دفتر برای خودم بردارم و به صورت موضوعی نکته برداری کنم توی این راه که دارم قرآن رو میخونم و با توجه به موضوعات آیات مرتبط با اون رو برای خودم جدا کنم تا با تکرار اون دچار فراموشی نشم
و مورد بعدی اینه که بیشتر از خدا درخواست هدایت کنم سعی کنم آگاهانه در تمام نقطهها از خداوند هدایت رو درخواست کنم و مطمئن باشم که خداوند هدایتگر من خواهد بود
آرزوی موفقیت دارم برای همگیتون
سلاااام و صد سلام به استاد عزیزم
من 8ماه هست با شما به صورت خییییییلی شگفت انگیزی ااشنا شدم .یادمه یه هفته شب تا صب به فایلهاتون گوش میدادم بدون حتی ی دقیقه خواب.
تماااام فایلای رایگان و گوش دادم .بخدا این فایل ها رو نمیشه قیمت گذاشت….
به کلی در وجود من کنفیکون شد…..ممنونم استاد
در پرتو انوار الهی شاد ثروتمند تندرست باشید…
به نام خداون یکتا.سلام به دوستان و استاد گلم عباس منش.در جواب به یکی از دوستان در رابطه با نماز و روزه بگم که ما اومدیم تمام کارهایی رو که باید انجام بدیم رها کردیم و فقط پیگیر این مسئله شدیم که پیغبر اسلام چطوری نماز میخونده که ما هم همین کار رو انجام بدیم.دوستان من خودم نتونستم به این دیدگاه برسم ولی در مسیرش هستم تا بهش دست پیدا کنم.استاد تو فایلی که کنار اتوبوس زیباشون وایساده بودن گفتن که یه سری ایات هست که اصل کتاب هستن و مابقی ایات متشابه هستن.من تو این مدت که دارم قران رو مطالعه میکنم به این ایه برخوردم که خدا گفته که (کسانی که ایمان اوردند و یهودیان و مسیحیان و همه انسانها اگر به خدا و روز قیامت ایمان بیاورند،و عمل صالح انجام بدن نه ترسی و نه غمی بر انها هست)اونوقت ما دنبال این هستیم که از یکی تقلید کنیم.حالا اون شخص میتونه پیامبر اسلام باشه یا هر شخص دیگه ای.دوستان گفتم من خودم دارم تلاش میکنم،ولی به این باور رسیدم که اگر من به خدا ایمان بیارم که فقط اونه که فروانروای جهان هستیه و همه ی قدرت دست اونه و به روز قیامت هم ایمان بیارم که اون روز حتما میادو تو قرآن هم بارها گفته که وعده روز قیامت حق هست و خواهد امد و با این دیدگاه عمل درست انجام بدم……….. خود به خود رابطه ی من با خدا درست میشه ،بدون اینکه بخوام از کسی بپرسم که چکار کنم.ببخشید که زیاد صحبت کردم.در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید
بنام خدای مهربانم
سلام به همه ی دوستای گلم?
چقد این متن زیبا قلبمو آروم کرد یه حس خیلی خوب مث یادآوری چیزایی که میدونستم یا دوس داشتم بشنوم و هرچی میخونمش بازم دلم میخواد بخونمش تکراری نمیشه…چقد این خدارو دوس دارم که تو هرلحظم حسش میکنم چقد خوبه که فقط تو ی وعده ی خاص قرار نیس باهاش جوری ارتباط برقرار کنم که خودمم نفهمم و از روی وظیفه باشه نه از روی عشق… چقد خوبه که من به سبک خودم خدامو دوس میدارم? آسمونشو درختارو پرندهارو بندهاشو همه رو تکه ی از خودم میدونم نه چیزی جدا از من،چقد خوبه که میدونم همه ی اینا چیزی نیست که اون از روی وظیفه برای من خلق کرده پس منم از روی وظیفه باید بپرستمش… نه خدای من خیلی زیباتر و فوق العاده تر و بخشنده تر ازاین حرفاس که دوس داشتنش وظیفه باشه… اون خود خوده عشقه ،واسه عشقو آرامش و حس خوبی که توی تک تک لحظاتم جاری کرده میخوامش واسه حسی که جای همه رو گرفته واسم دلمو قرص کرده و میگه تامن هستم تو هیچ وقت تنها نیستی، و بهت همه ی چیزای خوب و میدم عشق آرامش ثروت خوشبختی سلامتی تو فقط بخواه و رهاکن و ازمسیرلذت ببر…?
این فایل خیلی ساده جواب خیلی از سوالمو داد چه روز اولی که شنیدمش چه الان و هروقت بهش گوش میدم سپاسگزارم،امیدوارم بتونم بااین خدای مهربون و بخشنده ی که همه ی عمردلم میخاس ی راهی واسه رسیدن بهش پیداکنم حالا که باهاش آشناشدم بتونم باعشق ادامه بدم و هیچ وقت ناامیدنشم
#هرچقد ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبترم#?عاشقتونم انرژی مثبتای من????
به نام خدای مهربان🪴
فایل صوتی توضیحات تکمیلی این جلسه
در مورد بحثی که در مورد نماز و اینا بود و دوستان سوال پرسیده بودن نماز و روزه و کلا همه مسائل قرآنی، من البته این نکته رو آخر فایل گفتم ولی ترجیح دادم که بیشتر توضیح بدم.
ببینید من فکر می کنم وقتی که آدم ذهنش از تعصبات، از پیش داوری ها، از باورهایی که گذشتگان بهش دادن پاک کنه و هیچ عینکی روی چشمش نداشته باشه خیلی دنیا رو قشنگ تر میبینه
یعنی خیلی واقعیت ها رو درست تر درک میکنه، قوانین رو درست تر درک میکنه، خدا رو درست تر درک میکنه
به قول مولانا میگه
پیش چشمت داشتی شیشه کبود
لاجرم عالم کبودت مینمود
وقتی که یک عینکی روی چشم بذاری همه جا رو تاریک می بینی، وقتی عینک سبز بزنی همه جارو سبز میبینی، ولی وقتی عینکی نزده باشی همه چی رو همونجوری که هست میبینی، همونجوری که واقعا هست
در مورد قرآن، دین و نماز و تمام مواردی که به دین برمیگرده نه فقط 1400سال، ما ده ها هزار ساله که بمباران شدیم با باورهایی در مورد دین و هر کسی به نفع خودش در واقع در هر دورهای به نفع خودش یک سری باورها را القا کرده به افراد
مثال جدیدش همون زمانی بود که ایران با شوروی به مشکل برخورد بعد اون قند و شکری که از شوروی وارد شد و استفاده میشد برای اینکه بخوان حرومش کنن یه سری از دوستان اومدن گفتن که این قند حرومه و نباید بخوریدش
بعد چند وقت بعد رابطه شون خوب شد گفتن که حلال شده. فقط برای اینکه حلال بشه قند رو باید بزنی توی چای بخوریدش اون وقت دیگه حلال میشه.
ما هنوز که هنوزه توی ایران وقتی میخواهیم چای بخوریم ناخودآگاه قند رو میزنیم توی چای بعد میخوریم
یعنی می خوام بگم اینقدر بازی شده با ما توسط دین. دیگه تا تهش رو شما بخونید. به همین دلیل وقتی که با باورهای گذشته، وقتی که با عینک های متفاوت به دین به خدا و به قوانین نگاه میکنیم حقیقت رو درک
نمیکنیم
ولی وقتی که پاک میکنیم ذهنمون رو میگیم خدایا خودت ما رو هدایت کن، همون کاری که من انجام دادم و انجام میدم همیشه.
نه فقط توی بحث قرآن و دین توی همه قسمتهای زندگیم، خدایا منو هدایت کن. همون صحبتی که خدا توی قرآن گفته
خدایا ما را به راه راست هدایت کن، به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای، نه کسانی که بر آنها غضب کرده و نه گمراهان
ما را به راه خوبان هدایت کن
خلاصه وقتی با نگاه پاک به جهان نگاه میکنیم و از خدا میخواهیم هدایت کنه اونوقت چیزهایی رو میبینی که قبلاً نمیدیدی.
نگاههایی رو و حوزه وسیعی از دید رو پیدا می کنی که قبلا نداشتی. من پیشنهاد می کنم اونجا که من گفتم برید قرآن رو چند بار بخونید قبلش کاشکی میگفتم بدون تعصب بدون پیشداوری، بدون باورهای قبلی برید بخونید این کتاب الهی رو تا به حقیقت برسید.
یعنی کسی که با یک پیش داوری میخواد بره سراغ قران احتمالاً گمراه میشه، وقتی که میخواد، یعنی یه چیزی رو توی ذهنش پذیرفته و فقط میخواد همونو که پذیرفته رو ببینه. همین.
اصلا نمیخواد چیز دیگه ای رو ببینه این احتمالاً گمراه میشه تا کسی که میگه من همش رو پاک می کنم، خدایا تو منو هدایت کن و شروع میکنه به خوندن قران
پس قبل از اینکه قران رو بخونید به زبان فارسی بخونید، اصلاً عربی بخونید، اصلاً هر جوری که دوست دارید، گفتم فقط معنای خود کلمات رو بخونید نه اون قسمتی که توی پرانتز مترجم از دیدگاه خودش نوشته یا توضیحات بیشتر داده
وقتی شروع می کنید بدون هیچ تعصب و پیش داوری شروع میکنید به خوندن اصلاً شما حکمت قرآن رو درک می کنید، اصلاً این کتاب رو درک می کنید، چند بار بخونید اصلش رو درک می کنید
اصلاً خدا با شما صحبت میکنه، کاملاً درکش می کنید و می فهمید که قضیه چیه. به خاطر همین هم اینقدر اصرار دارم از کسی نپرسید خودتون بخونید اگه براتون مهمه.
در مورد نماز اینقدر سوال پرسیدید دوستان این مثال هم همون مثالی بود که گفتم کاشکی میگفتم توی فایل،
ما هنوز الان یک میلیارد و خوردهای نفر ما مسلمان توی جهان داریم از این یک میلیارد و خوردهای حدود 80 ، 100 میلیون نفر شون شیعه هستن، اون یک میلیارد و بقیه همه اهل تسنن هستن، ما هنوز نمیدونیم یعنی شیعه ها میگن اینجوری، سنی ها میگن اون جوری که پیامبر وقتی که وایمستاده نماز میخونده دست هاش رومیبسته روی سینش، یا باز نگه میداشته در موازی با پاهاش
ما هنوز اینو نمیدونیم، ما نمیدونیم که پیامبر وقتی نماز میخونده مهر میذاشته یا مهر نمیذاشته
ما هنوز اینو نمیدونیم که پیامبر وقتی وضو میگرفته موقع وضو گرفتن از بالا به پایین دست هاش رو میشسته یا از پایین به بالا.
ما هنوز در مورد مسح پا نمیدونیم پیامبر پاش رو میشسته یا مسح می کرده
یعنی اختلافِ بین این مسائل، اختلافِ بین مسائل ظاهری نماز
در مورد مسائل ظاهری نماز اختلاف هست چه برسه به مسائل باطنی اون، که اصلاً هیچکس توی دل پیامبر نبوده که ببینه اونجا چه خبره، هیچکس توی غار حرا نبوده ببینه اونجا چه خبر بوده،
توی مسائل ظاهری اختلاف هست بعد ما مثلاً دنبال اینیم که شیوه درست ارتباط با خداوند چیه.
می خوام بگم به قول فکر فیلم مارمولک به تعداد انسانهای روی زمین راه هست برای رسیدن به خداوند و این تعصب ها رو بذاریم کنار و این پیشداوریها رو بذاریم کنار دیدمون رو باز کنیم.🪴
وقتی قرآن رو میرید میخونید می فهمید بارها و بارها گفته مثلاً این کار نادرسته اما اگه مجبور بودی اشکال نداره، خداوند توبه پذیر و مهربان است.
یعنی اصلا این نگاه صفر و یکی به خدا داشتن که یا اینکه من میگم یا پدرتو در میارم میفرستمت ته جهنم، اصلاً توی قرآن نیست. اصلاً اثری ازش نیست. وقتی که شما بارها بدون قضاوت و پیش داوری و بدون باورهای گذشته میایید سراغ قرآن، به این آگاهی میرسید.
دوست داشتم این ها رو باهاتون به اشتراک بذارم و از خدا بخوام که ما را به راه راست هدایت کنه. من تمام تلاشم اینه که اون باوری رو به شما بدم که خداوند رو مهربان ببینید، رزاق ببینید، وهاب و بخشنده ببینید، وسیع ببینید، خداوند رو توی وجود خودتون ببینید، خداوند رو هدایتگر ببینید، خداوند رو انرژی ببینید که همواره با شما هست، انرژی که شما ازش شکل گرفتید، شما از طریق اون انرژی جهانتون رو دارید تجربه می کنید، یعنی همه چیزی که شما دارید تجربه می کنید همون خداونده، همون انرژیه و دوست دارم که این نگاه رو به عنوان رسالتی که دارم این نگاه رو گسترش بدم، نگاه یکتاپرستی، نگاه توحید و نگاه باور به خداوند که توی وجود شماست، به شما وصل هست، با شما بوده، از قبل بوده، هست و در آینده هم خواهد بود
هیچ وقت رابطه شما با خداوند قطع نمیشه هیچ وقت اون شما رو تنها رها نمیکنه، اون خود شماست، شما خود خداوند هستید، همه چیز همونه، امیدوارم که با یک نگاه پاک و بدون پیش داوری بدون قضاوت بدون باورهای گذشته بریم سراغ قرآن و مهمتر از همه قبلش از خداوند بخواهیم که خدایا خودت ما را هدایت کن.
به خدا اگر با دل پاک و با تمام وجود بخواهی هدایت بشی نه فقط در مورد درک قرآن، در مورد ثروت، در مورد روابط، در مورد سلامتی
به خدا بارها و بارها شده مثلاً یه ذره گلوم درد گرفته گفتم خدایا خودت منو هدایت کن الان چی بخورم خوبه
یه تصویری یه لحظه از جلوی چشم من رد شده، یه مزهای هوس کردم، یه چیزی شده که بهم نشون داده اگه اینو الان بخوری حالت خوب میشه، بعد میخورم همون موقع،فرداش میبینم حالم خوب شده🪴
در مورد کارم، در مورد بیزینسم، در مورد یه جا مسافرت میریم، نمیدونم الان کجا بریم میگم خدایا الان دوتا جاده اینجا هست یه پیغامی، هدایتی یه چیزی به من داشته باش که از کدوم طرفی برم که بیشتر بهمون خوش بگذره، یهویی یه پرنده توی یکی از اون جادهها میشینه، یه اتفاقی میفته، یه حسی، یه تصویری، یه چیزی میاد که میگه از اون ور برو بعد من میرم میبینم چقدر باحال چقدر فوق العاده.
مثلاً دفعه های بعد که از اون یکی جاده که مثلاً نگفته بود رفتیم میدیدیم اون انتخاب اولی که خدا به ما کرد چقدر انتخاب خوبی بود، چقدر عالی بود
یعنی این هدایت در هر لحظه در دسترس ماست، اگر ما باورش کنیم، اگر ببینیمش،
اگر قبولش داشته باشیم
وقتی شما قران رو میخونید متوجه میشید داستان هدایتِ پیامبران رو، داستان هدایت مردم رو توی لحظات مختلف، توی شرایط مختلف، اتفاقاتی که توی این داستانها میفته چقدر اینها راهگشا و چقدر درس داره برای ما این نگاه رو داشته باشید،
پیچیدگی هایی که روی قران گذاشتن اصلاً پاک کنید توی ذهنتون
خود قرآن بارها و بارها گفته ما این کتاب را آسان کردیم برای فهمیدن نه یه بار و دوبار، بارها گفته اینو آسان کردیم برای اینکه بفهمید.
آیا کسی هست که تحقق کنه، کسی هست که بفهمدش
این چیزی که براش آسون کردیم
به خدا خیلی این کتاب آسونه، خیلی فهمش آسونه
امیدوارم که همیشه شاد باشید، در پناه الله یکتا شاد باشید، سالم باشید، خوشبخت باشید، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت🪴
سپاسگزارم از شما استاد عزیز و خانم شایسته جان
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان
وسلام به تک تک دوستانم
روز بیست ویکم، روزشمارتوانایی تشخیص اصل از فرع!
چقدر این بخش سیستمی بودن جهان رو دوست دارم، چقدر درک این موضوع بهم امنیت وآرامش داد، چقدر باعث شد بتونم خودم رو خداوند رو جهان رو بفهمم وبشناسم ودرک کنم.
اینکه جهان براساس سیستمی بناشده که دو تا راه دوتا مسیر بیشتر نداره واین من هستم که انتخاب می کنم تو کدوم راه کدوم مسیر قرار داشته باشم.
منفی یا مثبت؟ خیر یا شر؟
خب از نظر خیلی از ماها که از بچگی مسیر خیر وشر کاملا مشخص ومعلوم بود؟ یعنی اکثرا میدونستیم شر چیه خیر چیه! کدوم کار بدهست وکدوم کار درست!
پس چرا بیشتر اوقات بین شر وخیر گیر بودیم؟ پس چرا توانایی تشخیص اینکه شرایطی که الان داریم خیر هست یاشر! اینکه اینکارو انجام بدم خیرهست یاشر! اینکه از این مسیر برم یانرم، خیر هست یاشر! رو نداشتیم؟
و90 درصد زندگیمون بین زمین وآسمون، وسط راه، گیرافتاده بودیم و انگار راه فراری از اون منجلابی که درش گیر کرده بودیم نداشتیم؟
منجلاب باورها واعقتاداتمون!!!
منجلاب ذهنمون…
چون این نجواهای ذهنمون بود که باعث میشد همیشه در شکها وتردیدها وترسها و سکون باشیم ونتونیم قدم از قدم برداریم.
چون در واقع اصلا وبه هیچ وجه قدرت تشخیص اصل از فرع رو نداشتیم، من تحت تاثیر یه سری باورها، یه سری اعمال رو خیر یا شر میدونستیم، غافل از اینکه افکار وتوجهاتمون هستند که می تونند خیر باشند یا شر، منفی باشند یا مثبت، باورها وتوجهات وافکاریکه هرچی بودند جاری میشدن در گفتارمون وبعد میشدن اعمالمون!!
از وقتی درک کردم که فرکانسها وتوجهات منه که داره اتفاقات رو برام رقم میزنه وجهان سیستمی فقط وفقط پاسخگوی فرکانسهای منه، سعی کردم حواسم به افکار وتوجهاتم باشه، به اینکه مدام دارم به چی فکر میکنم؟ چه احساسی نسبت به افکارم دارم؟ در مورد چه چیزهایی حرف میزنم ؟ وچه اعمال ورفتارهای تکراری رو دارم مدام انجام میدم…
انوقت تونستم آینه ی جهان رو ببینم، آینه ای که منو با همه ی درونم وبیرونم بازتاب میداد تا خودم رو نظاره کنم واون آینه نتایج بدون نقص افکار وتوجهاتم رو بهم نشون میده، یعنی هر چیزی توی زندگی روزمره ام اتفاق بیفته حالا بد یا خوب، سریع نگاه میکنم ببینم از توجه به چه چیزهایی این اتفاقات وشرایط برام به وجود اومده.
واقعا یه کوله بار سنگین از روی دوشم برداشته شد وقتی درک کردم که خداوند اختیار تمام زندگیمو بهم سپرده وبهم آزادی عمل داده، وقتی مسئولییت صد درصد زندگیمو پذیرفتم.
اینکه هیچ کس هیچکس بیرون از من قدرتی نداره تا بتونه به من حس خوشبختی یا بدبختی بده واین یه حس درونی هست که هرکسی نسبت به شناخت ودرک خودش بهش دست پیدا میکنه.
هرچقدر قوانین جهان هستی رو درک میکنی هرچقدر خداوند رو میشناسی وهرچقدر خودت رو میشناسی، بهتر وبیشتر می تونی افسار زندگیتو دستت بگیری…
واین شناخت خود وخداوند و جهان، یه انگیزه وشور شوقی میخواد که بتونی باهاش هرچی حاشیه هست هرچی از قبل توی ذهن وباورت بوده رو بریزی دور و اجازه بدی، خداوند هدایتت کنه ..به سمت وسویی که به این شناخت واین درک برسی کم کم…
من سرسوزن فقط وفقط اندازه سرسوزن تونستم تواین چندسال اخیر خداوند و سیستمی بودن جهان رو بشناسم ودرک کنم، ولی اندازه تمام عمر، ارامش وامنیت اومده سراغم..
اون ترسها واضطرابها، اون بیقراریهای مداوم، اون حرص ها وطمع ها، واون عجله کردنها ودوییدن های الکی رو، درک سیستمی بودن خداوند وجهان ازم گرفت…
جهان به این بزرگی شده اندازه خود من، ومن خلاصه شدم در جهانی به وسعت خودم، اون بیرون هرچی پیش بیاد من سعی می کنم در جهان خودم زندگی کنم، در درون خودم وکاری به اون بیرون نداشته باشم…
وقتی درونم رو پاک واراسته وزیبا می کنم جهان بیرون هم چشم نوازتر میشه…
فقط تمرین لازمه، عشق لازمه، و یقین به مسیری که داری توش قدم برمیداری، تا بتونی راهتو ادامه بدی وهر روز روشن بین تر و فروتن تر و متواضعتر میشی در برابر عظمت وقدرتی برای پاسخ به درخواستهای تو همیشه حی وحاضر هست…
اگه تومسیر خیر باشی پابه پات میاد و راهو برات هموار میکنه، اما اگه تو مسیر شر باشی تنها رهات میکنه تا در درد ورنجی که خواهانش هستی ادامه بدی…
همینقدر نزدیک و همینقدر دور…دیگه این خودت هستی که انتخاب میکنی توکدوم مسیر قرار بگیری.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به همه دوستان و سلام به استاد عزیز و خانم شایسته
روز39 از روز شماره تحول زندگی
اول از همه از خانم شایسته بابت اون مقاله و نامه دلی که نوشته بودند بسیار سپاسگذارم
چقدر زیبا ارتباط با خداوند و صلوه رو بیان کردند
چقدر نگاه توحیدی زیبایی این به هر چیز که نگاه کنیم و زیبایی ها رو ببینیم و نکات مثبت ها رو ببینیم فراوانی ها رو ببینیم خودش میشه صلوه
خودش میشه توجه کردن به خداوند به منبع قدرت اینوه خداوند انرژی است
و اینکه استاد فرمودند خداوند همه چیز هست خداوند انرژی است
حالا هر کسی بر می گرده به باورهایش نسبت به این انرژی رو که شکل دهد
از یک سال پیش برای من هم خیلی چیز ها عوض شد
از پارسال که تصمیم گرفتم و یاد گرفتم از استاد که جور دیگه قران بخونم و جور دیگه ارتباط بگیرم با خداوند همه چیز خیلی برام لذت بخش شده
و احساسم خیلی عالی شده
من قبلا هم قران زیاد خودندم و نماز از 8 سالگی و تو کلاس پنجم ابتدایی که بودم یک ماجرا از ابوعلی سینای پزشک شنیدم همون با اینکه بچه بودم به خودم قول دادم که هیج وقت نماز رو ترک نکنم اما از این نماز خواندن ها و قران خوندان که بر اساس عادت و گفته ها والدین و معلم ها و احکام بود و یک روش کور کورانه بود چیز زیاد دستگیرم نشد
همیشه استرس قضا شدن نماز و روزه و اینها رو داشتم بله 40 اندی از عمرم این شکلی سپری شد
تا اینکه از سال گذشته چون بارها از خداوند هدایت خواسته بودم که تاارتباط قشنگ باهش بگیرم چون می خواستم واقعا با یادش دلم ارام بگیرد و همیشه دنبال این آرامش بودم تا اینکه هدایت شدم به سایت استاد و این فایل چند بار دیگه گوش کردم و (دوره 12 قدم فایل های قرانی اش واقعا کولاک به پا میکنه بخصوص ویس قرانی سوره توحید )
و حدود چند ماه ذهنم درگیر بود
و به قول استاد خواستم خودم دوباره تصمیم بگیرم که اونجور که دوست دارم با خدا ارتباط برقرار کنم چند وقتی بود تفکر می کردم و تو سایت و قران جستجو می کردم
تا اینکه همه چیز رو تغییر دادم
وصل شدن با خدا جوری شده که مدام وصل او هستم و بیشتر از قبلا به یادش هستم و در طی یک سال 5 بار قران رو خوندن فقط معنایش رو و خیلی چیزها یاد گرفتم دیگه این دفعه که قران خودندن رو شروع کردم برای ثواب نبود برای رفتن به بهشت نبود برای یاد گرفتن قوانین جهان هستی بود وهست برای درک بیشتر برای وصل شدن بیشتر به خداوند است
نماز خوندن رو هم براساس تقلید بود کنار گذاشتم هر چند زمانی که می خواستم تعییر کنم نجوا ها زیاد بود و کار سختی بود اما گفتمدمن می خواهم همه چیز رو از این به بعد تو زندگیم آگاهانه انتخاب کنم نجواها می امد که به دیگران چی بگی بقیه در مورد چی فکر می کنند اکرمی که همیشه اول وقت نماز می خونده حالا چی شده جواب بزرگترها رو چی بدهم و خیلی حرف و حدیث ها امده بود به سراغم اما من انتخاب خودم رو کردم و باز هم از خداوند نشونع و هدایت خواستم که به یقین برسم که خداوند نشونه ها رو برام می فرستاد و حتی امروز دوباره برام فرستاد که مسیرت درست است اصل اینکه احساست خوب باشه و من دیگه اهمیت به حرف های مردم تا می توانم نمی دهم و با کسی هم در این موارد صحبت یا بحث نمی کنم و فقط راه خودم رو می روم وبه صدای درونم گوش می کنم
و جور دیگه ارتباط دارم و با این کارم احساسم خیلی بهتر شد و خدارو بیشتر تو زندگیم می بینم
و دارم رها شدن رو یاد می گیریم و اینکه فقط لذت ببرم از تمام لحظات زندگیم اینکه خونسرد تر شدم و باید هنوز خیلی بیشتر خونسرد تر بشم باید بشم علی بی غم
دیگه بابت هر چیز از خداوند هدایت می خواهم و در مورد اون چیز فکر می کنم و به الهاماتی که بهم میشه عمل می کنم تلبته با تمام تلاشم و بصورت اگاهانه هر چند اول راه هستم اما تو همین چند وقت خیلی همه چیز برام تغییر کرده
و من می خواهم در دانه خدا بشم و از خدا می خواهم که مرا در مسیر ثروت و فراوانی بی شمار قرار دهد که محبوب نزدش شوم
ممنون از همگی
بنام خدا و سلام خدمت جمع دوستان و استادعباسمنش عزیز و خانم شایسته.
دیروز کلا مشغول نظافت خونه بودم و بجز یکی دوبار خیلی ب سایت سرک نکشیدم.
دیشب ک از کارها فارغ شدم اومدم سر سایت و دیدم گام پنجم گذاشته شده.اول متن نوشتاری ک درمورد همین گام بود رو خوندم و همون موقع در لحظه تصمیم گرفتم کتاب چگونه فکرخدارو بخونیم رو بخرم.جالبه ک چندروز پیش هم توفکرش بودم ک بخرمش و دیشب انگار ی نشونه بود. حالا نمیدونم الهامات خداوند بود یا تصمیم خودم ک بالاخره خریدمش.و همون دیشب مقدمشو خوندم.
یساعت پیش ک داشتم فایل رو گوش میکردم و نکته برداری میکردم دیدم هرچی استاد پیش میرند و میگند برید قران رو بخونید و….
ترس من و مقاومت ذهن من بیشتر میشه.
مخصوصا اونجا ک گفتند کلمه عذاب رو ببینید کجاها اومده تا ب خط قرمزهای قران پی ببرید ک اصلا دیگه گرخیدم.
چون یادمه در گذشته هروقت سرقرآن میرفتم فقط آتش و جهنم و عذاب دردناک و چ میدونم این چیزا بود.منم ک ب زعم خودم نمیتونستم طبق استاندادهای این کتاب پیش برم واسه همین کلا بوسیدمش گذاشتمش کنار.
واسه همین توی این فایل ب محض اینکه استاد درمورد خوندن قران پیشنهاد میدادند بلافاصله ذهنم منو برد سمت اون خاطره های گذشته از خوندن قرآن.
انگار توذهن من خوندن قران مساوی شده با حقیقت روبرو شدن.حالا کدوم حقیقت؟اینکه همش از عذاب و گناه و نبخشیدن و عذاب الیم و اینا دیدن و شنیدن و بیچاره تو هم ک طبق هیچ کدومشون نتونستی عمل کنی پس همون بهتر ک کلا نخونی.اخه بالاخره یطوری میشه.
استادجان میدونم ک ترس ناامیدی نگرانی دلواپسی اضطراب اینا همش از شیطانه ولی واقعا بخدا نمیدونم الان چیکارکنم.خیلی دلم میخاد اینجا توی مکتوب کردن تصمیم بنویسم ک از حالا تا پایان این مهاجرت سعی میکنم روزانه یکی از سوره هارو معنی فارسیشو بخونم ولی هی باز ذهنم میگه اگه مکتوب کردی و انجام ندادی چی.
واسه همین فعلا تصمیم گرفتم حالا یاشایدم الهام خداونده و یا شایدم باز نجوای ذهنه واسه اینکه دربرم از زیر خوندن قرآن ولی درهرحال هرچی ک هست تصمیم گرفتم اول کتاب چگونه فکر خدارو بخونیم ک دیشب خریدمش رو بخونم شاید آگاهی های این کتاب باعث بشه ک مهاجرت کنم ب یک مدار بالاتر و اون خوندن و تعمق و تفکر قرآن باشه.نمیدونم واقعا
از خدا میخام هدایتگرم باشه و راه درست رو نشونم بده.
و اما باورهای زیبایی ک درین فایل در مورد شناخت خداوند و چگونگی اتصال ب او گفته شده:
خداوند یک سیستمه ک هرفرکانسی ک بهش بدی ب همون شکل درمیاد.واکنش نشون میده ب افکارما.
او همه چیزه.ظاهر و باطن و اول و آخره.
ی چیزیه مثل آب ک توی شکل ظرفی ک مااایجاد میکنیم ب همون شکل درمیاد.
حالا اگه ما باور کنیم رزاق بودنش رو رزاقه.
وهاب بودنش رحمان بودنش رحیم و بخشنده بودنش.ربوبیتش،قادر مطلق بودنش،منبع عشق و سلامتی و باهوشی و ثروت و نیکی بودنش، همه و همه رو اگه باور کنیم هست.
در مورد شناخت او از کسی الگو نگیریم.خودمون مسیرو پیداکنیم.او هست،کمکمون میکنه هدایتمون میکنه تا مسیرو پیداکنیم.تواین راه تنها نیستیم.او هرلحظه باهامونه.از ما جدا نیست.کمکمون میکنه.
رابطه با خدا با تفکر و تعمق و تعقل امکان پذیزه نه باالگو گرفتن.این یک تجربه ی شخصیه ک هرکسی از خدا و شناخت از او و باور ب او داره.
دلیلشم اینه ک اصلا درقران درمورد چگونگی رابطه باخداوندهیچ صحبتی نشده.خیلی چیزارو با جزئیات بارها گفته ولی درمورد یک رابطه خاص باخداوند نه.چرا؟چون رابطه باخداوند خاص نیست.این مربوط ب تجربه شخصی هرکسی نسبت ب شناختش از خداونده.پس دنبال الگو نباشیم.
درزمان پیامبر هم مسیحی ها و یهودی ها هر کدوم ب روش خودشون خدارو عبادت میکردند.هیچ الگو یا اجباری نبوده.
موقع خوندن قران ذهنمون رو از تعصبات پیش داوری ها و باورهای گذشته و حتی مثل من از ترسهای گذشته پاک کنیم و هیچ عینکی ب چشم نداشته باشیم تا اصل اون چیزی رو ک دنبالشیم رو کم کم باهدایت پروردگار بهش برسیم.ب اصل برسیم.این مهمه.
خدای من خدای توبه پذیریه.خدای مهربونیه.
اونقدر مهربون ک بااینکه گفته مثلا فلان کارو انجام ندید ولی بازم اگه جایی مجبور شدید انجام بدید توبه کنید و دوباره ب سمتش برگردید.او توبه پذیزه.او عاشق ماست.میخاد هرلحظه بیادش باشیم.ازش فاصله نگیریم واسه همین بااین ترفند توبه پذیری جلوی شیطان رو گرفته.ک فکر نکن اگه بنده های من مرتکب خطایی شدند من دیگه راههارو ب روشون میبندم.نه.
خداوند رو مهربان رزاق وهاب بخشنده وسیع و درکل توی وجود خودمون ببینیم.
او هدایتگر است.او انرژی پاک و خالص و دلچسبیه ک همواره باماست.لخظه ای مارو بحال خودمون وانذاشته و نمیذاره. ماهمگی از وجود چنین انرژی شکل گرفتیم و داریم جهانمون رو ک باز از سر لطف اوست تجربه میکنیم.او این اجازه رو ب ما داده.
هرچیزی ک داریم تجربه میکنیم همون خداونده.چیزی از او جدا نیست.او همه چیزه.
و برای هرکسی خودش ب تنهایی کافیه.
تو وجود تک تک ماست.ب ما وصله.قبل از مابوده، همچنان و همین حالا هست و بعدازین هم خواهدبود.هیچوقت اومارو رها نمیکنه.
دوست دارم چندبار اینو واسه دل خودم بنویسم ک:
هیچوقت او مارو رها نمیکنه.هیچوقت او مارو رها نمیکنه.هیچوقت او مارو رها نمیکنه.
رابطه ی ما با او هیچوقت قطع نمیشه.هرلحظه کنارمونه و هدایتمون میکنه و باهامون حرف میزنه.همینطور ک قبلا هم بارها اینکارو کرده.
نه تنها درمورد قرآن،بلکه در مورد ثروت سلامتی روابط کسب و کار فرزندانمون و دغدغه ی اونارو داشتن،مسافرت حتی من پریروز ازش خاستم درمورد ناهار ظهر ی ایده ی راحت بهم بده و او بوسیله ی دخترم بهم گفت،در مورد هرچیزی هرچیزی اگه بادل پاک و ازته دل ازش بخایم مارو هدایت میکنه.این هدایت هر لحظه در دسترس ماست.بشرطیکه ما باورش کنیم و قبولش داشته باشیم.خدایا تو تک تک سلولهای بدنم اینو بگنجون ک تنها تو کافی هستی و باتو،ترس،معنانداره.
بارالها!بینهایت بینهایت ازت سپاسگذارم ک بمن تجربه ی زندگی درین جهان رو دادی تا بااین آگاهی آشنابشم.همونطور ک باین مسیر هدایتم کردی لطفا کمکم کن اونارو سلولی درک کنم و بکاربندم.ازت عاجزانه درخاست میکنم هدایتگرم باش و خودت از سر مهربونیت کمکم کن تا باور کنم. تمام این نوشته ها و گفته هارو باور کنم.
دوستتون دارم.عرفانه
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم
سلام به خانوم شایسته مهربان
سلام به دوستان عزیز و توحیدیم در سایت
اجازه بدید تا اول خدا رو شکر کنم بابت هدایتم به این سایت که واقعا نعمتی بزرگی هست که عطا شده ب همه ما شکری که تنها لایق خدای هدایتگر و مهربان هست
از روز اول که پروژه مهاحرت به مدار بالاتر روی سایت قرار گرفت شروع کردم به گوش دادن امروز امشب که دارم مینویسم گام پنجم هستم
نمی دونم خدا رو چطور شاکر باشم که این آگاهی ها ی ناب داره ب سمت من و عزیزانم میاد از اعماق قلبم از تو سپاسگذارم که منو لایق هدایت دونستی ای رب من
امشب که داشتم از آگاهی های این فایل ارزشمند استفاده میکردم همسرم چند برشی از کتاب راز رو برام در روبیکا ارسال کرد که خلاصه آونها این بود که افکار ما باور های ما هستند که جهان بیرون ما رو شکل میدن
از خدا خواستم که منو هدایت کنه به مسیری که فقط خودش باشه و من
و هیچی قشنگ تر از این نیست من خدا رو میبینم
کجا؟؟؟
لا ب لای همین کلماتی که مینویسم
بله استاد عزیز ممنون که یاد ما آوردید که ما برای ارتباط با خدا نیازی به تقلید نداریم ممنون که یادمون دادید که فکر کنیم و بدون اندیشه چیز رو نپزیریم
به شخصه با نماز حال میکنم ولی تنها راه ارتباط هم نیست اینکه ما میتونیم درهر حالتی که هستیم به این منبع عشق و مهربانی وصل بشیم
همین امروز در منجلابی گیر کردم که از خدا خواستم هدایتم کنه باور کنید به محض اینکه خواستم شد
بار ها و بارها تو این گرفتاری گیر کرده بودم تا جایی که بع مرز نابودی کشیده شدم
اما امروز فرق میکرد از خدا خیلی ساده و بدون هیچ ترسی خواستم نجاتم بده و نتیحش شد امنیت آرامش
قرار گرفتن تو آغوشش
به هر طرف که مینگرم تو را میبینم
ب آسمان که مینگرم تو را میبینم
ب تابلو های کنارم که مینگرم تو را میبینم
ب دفترم که مینگرم تو را میبینم
هر وقت که ب دستانم مینگرم ت را میبینم
گرمی دستان گرمت را احساس میکنم
به آینه که نگاه میکنم تو را میبینم
شاید دیگر منی وجود نداشته باشد
به خودم که نگاه میکنم تو را میبینم
همه جا پر شده از تو فقط تو را میبینم
راستی تو در قلب منی یا چشمان معصوم فرزندم؟
تو در قلب منی یا نگاه پر از محبت همسرم؟
تو کجایی ای مهربان خدایم؟
بوی تو فضای خانه ام را پر کرده
میدانم که گفته ای بخوانمت تا اجابتم کنی
راستی کی خواندمت که اجابتم کرده ای؟
می گویند نماز بخوان تا ببینیش
من اکنون لاب لای کلماتم میبینمت
دست مرا گرفته ای
اما…
چموشی میکنم و به سویی میدوم
راستی چگونه رها نشوم از آغوش گرمت؟
چگونه بمانم روی شانه های نرمت
چگونه بشنوم صدای لطیفت را که میکویی
بخوان مرا تا اجابت کنم تو را
می خوانمت ای رب من
میخوانمت با نامی که بندگان متقیت تو را به آن نام خواندند
خدایا ممنون که منو هدایت کردی ممنون که دست منو گرفتی ممنون که منو رو دوش خودت گذاشتی و رنج مسیر رسیدن به همه زیبایی ها رو برداشتی
براتون از خدای عزیزی کع در قلبم هست میخوام که کمکتون کنه که بیشتر از قبل هدایت هاش رو درک کنید و الهاماتش رو دریافت کنید
در پناه خدای مهربان شاد و ثروتمند و عالی باشید