اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا سپاس برای مسیر قشنگ و پر برکتی که در زندگی ام قرار دادی و چقدر با تمام فشار های به ظاهر سخت دارم نشانه ها و دستانت رو روز به روز با درک قوانین بیشتر درک می کنم .
سپاس از استاد عباسمنش و خانم شایسته که فعلا دستان خدا برای هدایتم هستند و آرزوی بهترین ها رو براشون دارم .
چقدر جالب که داشتم از پله های سالنم می یومد م بالا با کمی ترس و اضطراب از مسائل بعد یادم آمد من خدا دارم و از چی می ترسم و توی یه لحظه به خودم گفتم مرضیه خیالت راحت که خدا داره چیدمان زندگیت رو می چینه که به اون چیزی که می خواهی برسی و به خود خدا آروم شدم و آمدم داخل دیدم کسی طبقه پایین نیست که از آمدن ما این موقع اذیت بشه و محمد رضا و فریبا و هومان رو هم گفتم خدا دارن و خودشون عقل و انشالله خدا بهترین ها رو براشون رقم می زنه چون من نه می تونم و نه می دونم چطوری کمکشون کنم .خودم رو ،دلم رو ،عقلم رو واحساسات م رو هم کامل دادم به خدایم و آمدم و این فایل و گوش دادم و و از خدایم سپاسگزارم که با نشانه هاش هر روز ایمانم و یقینم رو بیشتر بیشتر می کنه و توی فایل خدا بیشتر از من می خواهد من ثروتمند شوم که هدف خداوند اینه که خدا طوری جهان رو قرار داده و چیده که همیشه در حال رشد و پیش رفت باشه منطقش برام عالی بود پس زندگی می کنم در زمان حال به یاری خدایم و درک هر روز از قوانین جهان .الهی شکر شکر شکر.
همه چیز ساده و صریح و آشکاره به قول خداوند در قران«هذا قرآن المبین »
بله استاد عزیزم ،اینم از شما آموختم که قرآن همه چیو به سادگی بیان کرده
مثلاً ذلک بما قدمت ایدیهم
ذلک بما کان یعملون
یا مثلاً عذاب مردمان رو میگه بخاطر کارهای خودشونه ها
قانونه دیگه وقتی درست عمل نمیکنی و ادامه میدی قطعا نتایج نادرست دریافت میکنی.
خدایا سپاسگزارم که ما هم فهمیدیم که همه چیز ساده است ،تکاملی ست ،باید قدم برداریم و گام به گام رشد کنیم ،و بعدها همراه با قانون تکامل به تصاعد میرسیم و به قول خداوند «از جایی که گمان نمیبریم روزی بی حساب میبخشد »
این گفته ی خداوند است و من ایمان دارم که صد درصد درسته دیگه.
این مثال گوله برفی هم جالب بود استاد که ابتدا یک گوله برف کوچک داریم و یواش یواش گوله بزرگ و بزرگتر میشه و همون مصداق رزق بی پایان رو برای من تداعی میکنه.
هیچ رمز خاصی نیست
همان تکامله است دیگه
جادویی وجود ندارد
اسم اعظمی وجود ندارد.
یه سری اداب و رفتار تکرار شونده ست که نتایج پایدار رو بوجود میآورد.
تکامل
تکامل
تکامل
.
.
.
.
یک رونده که در قرآن بارها اشاره شده است.
مثلاً:
«ما انسانها را به خاطر آنچه که همواره انجام میدهند ،مواخذه میکنیم ،پاداش یا عذاب میدهیم».
خواسته ها همان ورودی های ذهنی ماست.
خدارو شاکرم که ورودی های من شده سایت الهی استاد و خودشون.
و اینکه خیلی بیشتر از خواسته های من رو خداوند برای من در نظر گرفته است.
باز هم سپاس فراوان و آرزوی بهترین ها برای استاد عزیزم و مریم بانو و دوستان گرامی.
در پناه خداوند شاد و تندرست و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت
اولین نکته این بود که وقتی به فایلی گوش میکنیم یک جاهایی که زنگ میخوره تو گوشمون باید فایل رو پوز کنیم و ساعت ها به مبحثی که شنیدیم فکر کنیم تا بتونیم اصول آموزشی استاد رو خوب درک و پیاده سازی کنیم
نکته دوم اینکه ما باید برنامه داشته باشیم فایل هایی که از قبل شنیدیم رو هم مرور مجدد کنیم چون ذهن ما فراموشکار هست و آگاهی ها نیاز به ریویو شدن دارن تا مجدد به مسیر درست برگردیم
نکته سوم خداوند دارای قدرت بی نهایت است و بخشندگی بی حساب به همین دلیل ما باید با خداوند تقسیم کار کنیم
نکته چهارم اینکه مهاجرت انسان رو ثروتمند میکنه و مانند استاد که مهاجرتش به قم باعث شد کلی زندگیش بهبود پیدا کنه و بعد مهاجرت به تهران باعث شد زندگی فوق العاده تر بشه و در مرحله بعدی مهاجرت استاد به اروپا و آمریکا باعث شد زندگی فوق العاده عالی تر رو تجربه کنه و این نشون میده که مهاجرت چقدر پتانسیل بالایی برای بهبود زندگی داره و مهاجرت باید برای پیشرفت کردن باشه یعنی شرایط فعلیت رو خوب ساختی برای بهتر شدن مهاجرت میکنی و این نوع کار هست که یک ورژن بهتر از ما میسازه و آمریکا هم دلیل رشد و پیشرفتش این هست که اغلب افرادی که در آمریکا هستند مهاجرین هستند که حرکت کردن و رفتن و پیشرفت کردن
نکته پنجم این هست که چه کسی مهاجرت میکنه؟ کسی که ایمان داره به خدا و ایمان داره که خدایی هست که در غربت و در شهر جدید و در کشور جدید روزی رسانش هست و بهش کمک میکنه و بهش نعمت میده
نکته ششم نوع درخواست ها و تعاملاتمون با خداوند نشون میده که چقدر ناخالصی داریم در توکل کردن به خداوند و چقدر از خداوند میخواهیم و متوقع هستیم و چقدر روی بندگان خدا حساب می کنیم
نکته هفتم توقعمان از خداوند را تا بی نهایت ببریم بالا توقعمان از نزدیکان و آدم ها تا بی نهایت بیاریم پایین و روشون حساب نکنیم
نکته هشتم بحث تقسیم کار کردن با خداوند هست. یک خط میکشیم و مینویسیم کارهایی که من باید انجام دهم (از کارهای کوچک شروع کنیم) و در قسمت بعدی مینویسیم کارهایی که خداوند انجام میدهد. مثلا من این تمرین رو انجام میدم که خدایا مطالعه کردن و تولید آموزش با کیفیت در کار با من آوردن مشتری و مخاطب و تاثیرگذاری بالا با تو. مطالعه و تحقیق کردن با من دادن ایدههای ناب برای کسب و کار با خدا. اینطوری با خداوند در کارهامون تقسیم کار میکنیم و میبینیم که خوب انجام میشه. ابتدا باید با کارهای کوچک شروع کنیم در طول روز در دفتر To Do List که پیشنهاد میکنم خریداری کنید کارهایی که من باید انجام بدهم را مینویسم مثلا رفتن به اداره جهت حل مسئله مالیاتی با من در قسمت بعدی مینویسم انجام شدن صحیح کارها و آمدن دستان مهربان خداوند که در این مسیر کمکم میکنند با تو. یعنی عشق و حال رو من میکنم کارهای مهم رو خداوند انجام میده.
سلام، یه سلام گرم، صمیمی، پراز عشق، و پر از شکرگزاری خدمت استاد دل ها و مریم جان عزیزم و دوستای عزیز و همسفرم هرجا هستید سلامت، تندرست و پر از عشق و محبت باشید.
ی بارون خوشگلی داره میباره چشاتونو ببندید تجسم کنید کنار من و این بارونید داره شرشر بارون میباره یه پرنده تو حیاط داره میرقصه و پرواز میکنه میری زیر بارون و توهم شروع میکنی رقصیدن چشاتو میبندی و میگی شکرت خدا شکرت خدای من شکرت و بخاطر همه این نعمتا داری شکرگزاری میکنی و خدا ی نور سفید تو اسمون شکل یک لبخند و تو کیف میکنی که خدا هم حالش با حالت خوب…..
داشتم فایل قبلو نگاه میکردم نمیدونم شاید بالای ده بار دیدمش بعدش بارون اومد محو بارون شدم لذت میبردم و ی چی ناخوداگاه بهم گفت محبوبه نشستی چرا نمیری شکرگزاری نمیکنی و تشکر از سرورت بخاطر بارون و این حال خوب شروع کردم به شکرگزاری و نوشتن تا جایی که همراهش اشک ریختم و هی میرفتم بیرونو می اومدم و مینوشتم گفتم خوب من که کامنتی نذاشتم برای فایل قبل کلا کم کامنت میزارم خیلی کم، گفتم بزا شکرگزاری رو تو فایل قبل بنویسم الله اکبر تا اومدم تو سایت دیدم فایل جدید اومده اونم چی قانون افرینش اونم تقسیم کار با خداوند نمیدونم شمای که این کامنتو میخونی مثل من دگرگون و منقلب شدی یا نه اما قبلش که حال منو بفهمی شکرگزاری که نوشتمو اینجا برات میزارم بخونش بدون اینکه بدونم فایل جدید اومده و محتواش چیه وهنوزم نه فایلو دیدم نه کامنتی خوندم تا دیدم الله اکبر این فایل و کامنت و قبلش شکرگزاری من یک هدایت یک نشونس که خدا گفت محبوب ببین تو سمت خودتو انجام دادی منم انجام دادم این فایل این مهر تایید که محبوبه تو شکرگزار باش من دنیارو مسخرت میکنم شکرگزاریو بخونیم:
(خدایا برای این خان نعمتت این بارون پر از نعمت پر از ثروت پر از درس پر از توحید الهی هزاران بار شکرت یا الله شکرت برای قطره قطره این بارون خدایاشکرت برای پرنده ای ک تو این هوا پرواز میکرد و رقص شکرگزاری میکرد زیربارون، خدایاشکرت برای این هوای سرد بارونی و زیبا ک حس تولد ب ادم میده خدایا شکرت برای ابادانی و تمیزی شهر الهی هزاربار شکرت برای سرسبزی و سیراب شدن زمین اخ که این بارون این هوا این اسمون این ابرا خود خود معجزه، خود خود لبخند و مهربونی خداست یا الله هزاران بارشکرت برای وجود سالم و حال عالی که باهات تو این بارون دارم خدایا شکرت برای این صدای شرشر بارون که دلنواز که یک موسیقی فوق زمینی خدایا شکرت برای این قطرات که وقتی میان رو زمین یک سمفونی بی نظیر خلق کردن خدایا این بارون عالی اومده برفم که میاد به حول و قوه خودت یا الله شکرت برای زندگیم برای وجود سالم برای این انگشتا و دستای که سپاسگزاری وجود بی انتهاتو میکنن خدایا شکرت که حال دلم باهات خوب و این حالو با این بارون و نعمت هی بهتر و بهتر کردی یا الله من نمیدونم چه راهی برم کدوم مسیر من توکل میکنم و کار میکنم تو خودت مسیر درستو نشونم بده تو خودت هادی باش تو خودت راه بلدم و مسیریابم باش تو خودت ببرم هرانجا که برام بهتر یا الله نمیدونم چی خوب چی بد تو خودت میدونی چی خوب پس بهترینو سر راهم قرار بده یا الله هدایتم کن به مسیر درست به راه راست ب راه کسانی که به ان ها نعمت دادی نه ان های ک غضب کردی یا الله قلبم برات داره میزنه چشام اشکی اخ نمیدونی چقد وقتای ک تو مسیرتم و سپاسگزارتم حالم عالی قلبم رو هزار و چقد ذره ذره بدنم میخواد شکرتو بگه و دوست دارمو فریاد بزنه الله جان شکرت برای این چشمای که دادی که ببینم بارونو زیبایی رو، نوشتن این کامنتو خدایا دلم سمت تو دستم تو دستات دستامو بگیر ببرم تا اوج ببرم و رهام نکن ببرم و بهم زندگی ببخش، ابادانی بخش، خدا هر لحظه نشانه بفرست که از مسیر الهیت دور نشم خدایا اونی که تورو داره و به دستت اورده دیگه چیو گم کرده واقعا چی میخواد به دست بیاره اخه تو همه چیزی، همه کسی، همه همه ای عاشقتم معبودم، عاشقتم ربم، عاشقتم یگانه خالقم، عاشقتم رفیق و شریکم، همه چیزیم تویی و لاغیر) خدایا چه میکنی با من تو چقد عشقی دوست دارم.
حالا بعد کامنت من مثل من کامنت نسرین عزیز و فایل رو ببینید الله اکبر فقط شکرت هزاران بار ای ذات مهربان
آنان که فرشتگان، جانشان را در حالی که ظالم به خود بودهاند میگیرند، از آنها پرسند که در زمین چه کار بودید؟
پاسخ دهند که ما در روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم. فرشتگان گویند: آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن هجرت کنید؟! و مأوای ایشان جهنم است و آن بد جایگاه بازگشتی است.
در مهاجرت ، پتانسیلی هست که باعث میشه انسان رشد کنه و ثروتمند بشه ؛ نمونه واضح این قضیه خود من هستم . تا زمانی که مهاجرت نکرده بودم ، تکیه گاهی بنام همسر و پدر و دوست و رفیق داشتم ، اما بعد مهاجرتم ، تمام این تکیه گاه از بین رفت و من مجبور شدم که خودم حرکت کنم
من تو جریان مهاجرتم خیلی اذیت شدم ، خیلی تنهایی و غربت و بی پولی رو دیدم که بخاطر باورهای اشتباهم اتفاق افتاد ، اماخدا رو شاهد میگیرم که اگر صدبار دیگه بمیرم و دوباره زنده بشم ، دوباره و دوباره همون شهر و زندگی و چهره و همین مسیر رو انتخاب میکنم
از وقتی مهاجرت کردم ، به اندازه صد سال بزرگ تر شدم ، تجربه های زیادی رو به دست آوردم ، نواقص و ضعف هام رو بهتر شناختم ، نقاط قوتم رو بهتر متوجه شدم ، آرزوها و خواسته هام شفاف تر شده
اتفاقات خیلی عجیبی تو زندگیم افتاد ، با آدم ها ، شرایط و ایده هایی آشنا شدم که حتی توی رویاهام هم نمیگنجید
این شرایط من و وادار کرد تا فکرم رو به کار بندازم و باورهام رو غربال کنم و پیش برم . پاشنه آشیلم خیلی بهتر خودش رو نشون میده و راحت تر میتونم حلش کنم
مریم نازنین به باور قدرتمندی درین فایل اشاره داشتند که توحیدی ترین باوری هست که تا به الان دریافتش کردم ؛
خداوند انرژی مطلقی ست که هم صاحب قدرت نامحدوده ، و هم صاحب بخشندگی بی حساب …و ترکیب این دو ، ترکیبی جادوییست و اگر من / محیا جان / بتونم این خدا رو در وجودم با این ویژگی ها ایجاد کنم ، از هر ابزار دیگه ای بی نیاز میشم و اسلحه قدرتمندی بنام توحید همراه منه
استاد جان من ، عزیز مهربان من ، یار غار تنهایی من ، من انقدر رشد میکنم تا بتونم با سری بالا و با نتایجم بیام آمریکا دیدنت :)
خداروشاکروسپاسگزارم بابت یک روزعالی وبی نظیروبارانی دیگرکه باقطره قطره بارانش اشک شوق بریزم وشکرگویم لحظاتی راکه می توانم دراین سایت مقدس باشم وامروزدراین مدارقراربگیرم واین حجم ازاحساس وحال عالی راتجربه کنم وباصدای آرامش بخش مریم جونم فضای ذهن وقلبم راروی دریافت آگاهی ها بازبگذارم وعالی تر به درس های امروزم عمل کنم.
این شناخت قطب نمای درونمان هم که چقدرکارایی عالی دارد،خیالمان بابت همه چیزراحت شده اینکه وقتی آرام آرام درونت رامی سازی وبه صلح واقعی باخودت می رسی دیگرتمام نگرانی هاودلواپسی هاازصفحه ذهنت پاک می شوندوتمام فضای ذهن وقلبت راخداوندتسخیرمی کند،خواسته هایکی پس ازدیگری باهدایت هادرزمان ومکان مناسب باایده هایی که الهام می شوندتحقق می یابندوآن تقسیم کارباخداونداست که تمام وجودت رابه آرامش تبدیل می کندومن به لطف خداوندواستادعزیزم تمام سعی خودراهرروزانجام می دهم که روزم بااحساس وآرامش عالی وپرازانرژی مثبت کلیدبخورد.
آن قدرخودم رالایق بندگی خداوندبدانم تابتوانم تمرکزکنم روی رفتارهاوکلام به کلام استادش که خداوندخودبه سمت ایشان هدایت نمودواین هرروزملکه ذهنم شد: بایدکه جمله جان شوی تالایق جانان شوی ومن باصبوری دراین جاده سرسبزوتوحیدی باتفسیرزیبای استادم ازقرآن کریم چه آگاهی های نابی دریافت کردم وچقدربیشترخودرالایق یک زندگی بهشتی دیدم.
ازشروع تابه امروزمعنی تکامل درهمه چیزرادرک کردم وآگاهانه به پیش رفتم وباتوجه به همان فاصله فرکانسی تاخواسته ها،ابتداآرام وبعدنتایج راتصاعدی دریافت کردم، خواسته ای حذف نشدبلکه هدفمندتردنبال شدولی انتظار اجابت شدن مارابه الهامات ترغیب کردکه فارغ ازهرنتیجه ای ماکاردرست راباهدایت خداوندانجام داده ایم وهرچه اتفاق بیافتدخیراست واین وسط رشدوپیشرفت کرده ایم وبازهم ادامه دادن وباقدرت ایمان وتوکل بیشترهم ادامه دادن چون ازدرون می دانی که راه راست ودرست راپیش گرفته بودی وخیالت راحت است وآن قدرت لایتناهی خودش سرنوشت راعالی رقم می زند،همیشه سهم من دریافت الهامات بااحساس عالی وبعدهدایت به سمت خواسته هاوخدامی داندچه معجزاتی دریافت کرده ایم ومعجزه همین لحظات زیبای بارانیست که سهم مان شده و دیدن این همه خیروبرکت وعزیزدلی که ازپشت پنجره اورامی بینم که درمغازه رفته ودیوارهای آن رارنگ می زندومن هم خداروشکرمی گویم چون که خداوندبه وقت معجزاتش راجاری می کندوفقط همیشه به این نکته توجه دارم که بازهمه چیزمتعلق به خوداوست فقط من بایدبندگی کنم وقدراین معجزات رابدانم ازبدن سالمی که دارم سلول به سلولش تااین زندگی سراسرآرامش وآسایش تااستادی که به شدت کافیست تامن همیشه طعم خوشبختی رادرتمام زمینه هابچشم وبه قدرتی ایمان بیاورم که برای عملی کردن هرچیزی کافیست …….
بله ای جانم به استادم که ازاول افتخارآشنایی باایشان هرچه بیان کردند،به عالی ترین شکل ممکن خداوندبه ایشان ارزانی داشتند،واااای دیگرحجت برمن نوعی تمام شده است ،بهشت همین جاست نزدیک ترازرگ گردن ….
فصل پنجم از “روز شمار تحول زندگی من” رو نظاره گر هستم که داره یواش یواش صفحات با قدم ها و آگاهی ها و خبرها و اتفاقات دوستان و حتی خوده من پر میشه. اونم در حالی که من هم در فصل جدیدی از زندگی ام قرار دارم و باید بتونم این مسیر تحول رو ادامه بدم تا به جایی برسه بگه بُمب و بترکونم و دیگه شکل و فرم خودمو و زندگی ام تغییر کنه.
اینا رو برای خوودم ردپا میگذارم منی که این روزها خدا داره واضح باهام حرف میزنه یعنی خدا همیشه داره واضح حرف میزنه من تازه دارم یادمیگیرم شنیدن و دیدن نشانه ها رو، دارم یاد میگیرم دنبال کردن هدایت ها رو. دارم یاد میگیرم سرسپرده ی هدایت ها و راهنمایی های اون باشم. دارم سعی خودمو میکنم با ذهن و عقلم رو خاموش کنم و قلبم رو روشن کنم تا ببینم تا بشنوم. مهرها و زنگارها و مانع هایی که باعث میشه با تردیدها و ترس ها و سردرگمی ها نبینم و نشنوم رو از وجودم دور کنم و ازشون رها بشم و به تنها چیزی که وابسته بشم خدا باشه. فقــط خدا…
اره این روزا دارم فکر میکنم یک قدم بهت گفته شد و انجام دادی و در حد و اندازه ی خودت هم نهایت تلاشت رو کردی و تونستی طبق قوانین احساست رو خوب نگه داری و پیش بری و بعد اون اتفاق در اون لحظات هم با نهایت کنترل ذهنی که تمرین کردی و یادگرفتی رو هم اجرا کردی. یاد گرفتم رها بودن از نتیجه و فارغ از نتیجه عمل کردن رو، یادگرفتم که متمرکز باشم روی یک خواسته و هدف و تمام تمرکزم روی هدف و خواسته ام باشه، تمرین کردن تا اصل رو از فرع تشخیص بدم و خودمو در مسیر درست نگه دارم. یاد گرفتم تا برای اینکه ببینم جهتم درسته به قطب نمای قلبم نگاه کنم. یادگرفتم توکل یعنی چی به عوامل بیرونی نچسبیدن یعنی چی. توحیدی عمل کردن حتی تو درس خوندن رو تا حد کوچولو اما خوبی درک کردم. اینکه به خودمم غّـره نشم، روی عقل و هوش خودمم حساب نکنم و یادم باشه همه اینا از آن اوست و بدونم چرا باید اعتبارش رو بدم به خدا و به خودِ فراموشکارم هی یادآوری کنم تا این مورچه های ریز شرک تو وجودم برای خودشون جفتک نندازن. یاد گرفتم تا از من حرکت باشه و به بقیه اش کار نداشته باشم و خداست که از هزاران طریق به همین حرکت کوچیک همین قدم کوچیک من برکت میده. یاد گرفتم تکرار کنم مرور کنم تمام موفقیت های ریزم رو ببینم ولی بازم به خودم یادآور بشم اینا اعتبارش مال خداست و تنها کاری که من کردم اینکه ذهنم رو کنترل میکردم و روی ذهنم کار میکردم و بقیه اش هر چی بوده و نبوده و همه اتفاقات این مدت همه اش هدایت های اونه.
دیشب یکهو به ذهنم از هدایت یک مفهوم کامل تر ی اومد تا جایی که یادمه مینویسم. اینکه هدایت کاری نیست که خدا انجام بده یعنی اصلا خدا کاری انجام نمیده فقط شاید نظاره گره. هدایت یعنی خودتو هم مدار میکنی با یک خواسته و طبق قوانین ثابت الهی و قانون مدارها و هم فرکانسی ها جهان ادم ها و شرایط رو به سمت تو یا تو رو به سمت اونا میبره. یعنی تو خودت رو هربار که هماهنگ تر میکنی با قوانین و از قوانین در زندگی ات به درستی عمل میکنی قانون هم بی نقص کار خودش رو انجام میده و تو رو بدون خطا با اتفاقاتی مواجه میکنه که با شرایط موجودت هماهنگه. و اینطوری میشه که انگار فرمان و جهت زندگی مون اینور اونور میشه و انگار داریم هدایت میشه.تو ذهنم الان جریان یک رودی رو دیدم که داره از یک مسیری مثلا بین دره ها و کوه ها به سمت سرازیری حرکت میکنه و یک جریانی هست ک این رود داره از یک جهتی به جهت دیگه مثلا از جهت چپ به راست. از جهت کوه به دریا. فقط کافیه تو در مسیر این جریان باشی و طبق قوانین حاکم بر آب و قوانین جهان تو در مسیر این جریان پیش میری و هدایت میشی به سمت دریا.حرکتی به سمت دریا میشه همون هدایت. هماهنگ شدن با جهت رود و با اون هم قدم شدن میشه هدایت. آسان شدن برای اسانی ها میشه هدایت، قدم هایی که بهت الهام میشه و ایده هایی که با شرایط اکنونم هماهنگه برمیدارم یعنی خودمو در مسیر این جریان بی انتها قرار میدم و میشه هدایت. اصلا هدایت همیشه هست همیشه بوده و خواهد بود و هیچ وقت قطع نمیشه باید اگر قطع شدم ببینم اشکال کار چیه. اشکال کار هم قطعا منم، درون منه، فرکانس ها و رفنارهای ناشی از باورهای منه. خب پس من خودمو آماده میکنم چطور با زلال تر کردن خودم و هماهنگ تر شدن خودم با این جریان همیشگی هدایت الهی. با یان سیستم و قانین با خــداوند.
چند روزی بود انگار بیکار شده بودم و حتی نمیدونستم از خدا چی بخوام که برام چیکار کنه و اصلا سهم خودمم نمیدونستم. دقیقا روزی که این فایل رو دیدم به تخته ی روی اتاقم که اینو نوشتم:
(( خــدایا فقط از تو یاری میجویم تا با رامش و اطمینانی که به قلبم میدی فقط تمرکزم به 1% سهم خودم باشه. خــدایا “هدایتم کن فقط بندگی خودمو بکن با عشق..
بقیه اش به من چه…(قول دادی انجام میدی.)))
و دقیقا صبح کلمه 1% سهم خودم اصلا چشمک زد و روی این کلمات قفل شدم و به خودم گفتم فهیمه تو الان سهمت چیه، تو الان باید چیکار کنی. انگار دنبال سهم خودم میگشتم تا بتونم سهم خدا رو بهش بدم یعنی ازش بخوام چون واقعا چیزی زیادی ازش نتونستم بخوام جز اینکه بهش گفتم بگو الان قدم بعدی چیه و من باید چیکار کنم.وای خدای منن تا شب چقدر شگفت زده شدم. با تماس ها، با همین فایل ارزشمند، با ایده ها با همین فکرایی که به ذهنم اومد و باید سر وسامان شون بدم.
و یک چیز دیگه که به ذهنم زد اینکه من وقتی میتونم از خدا درست بخوام که خودم درست بدونم قراره چیکار کنم و چه اتفاقی بیفته.اصلا واضح باشه خواسته ام و اینکه در مسیر یک حرکتی باشم تا برکت ها و سهم خودش برام اجرا کنه.همینطور بیکار نباشم و فقط مشغول فکرکردن یا مثلا روی ذهنم کار کردن نباشم.باید حرکتی،کاری،قدمی چیزی از من باشه تا این جریان هدایت و سهم خدا هم ایجاد بشه.
خدایا شکرت من هم اکنون در روند تحقق خواسته ها هستم و منو اجابت میکنی هر لحظه.
خدایا شکرت که بهم گفتی تقسیم کار و سهم خودت و خودم اینجوری مشخص میشه.
خدایا شکرت که از طریق دستان بی نهایتت و زبان بقیه چیزهایی که من باید انجام بدم و قدم بعدی رو بهم واضح نشون دادی.خدایا شکرت که منو آسان میکنی برای آسانی ها منو آماده تر میکنی برای دریافت برای درک خودت و قوانیت. کمکم میکنی تا فکرت رو بخونم.خودت راز خوشبختی و موفقیت رو بهم میگی.خودت پازل های گنگ رو قطعاتش رو دستم میدی و میگی برو برو بنده ی من این قطعه رو بزار سرجاش وقتی اون قطعه که دادم دستت رو گذاشتی سرجاش قطعه بعدی هم میاد دستت. پس برو بنده ی من که داری تازه تاتی تاتی یاد میگیری. برو حتی اگر افتادی و زخمی هم شدی بازم بلند شو و همون تیکه دستتو روو بزار سرجاش و من بازم بهت جایزه میدم و حتی اینقدر مهربونی که وقتی هم میفتم منو تشویق میکنی دستم رو میگیری،برام دست میزنی انگیزه میدی میگی پاشو ماشالله پاشو برو انجام بده تو میتونی. وقتی هم در حین راه رفتن بین این همه خط و خطوط گیج و منگ میشم و برای زمانی دور خودم میچرخم میگی چشم هاتو ببند یک لحظه ارام باش، نفس عمیق بکش بشین و بعد دوباره بدون اینکه سرت گیج بره به مسیر نگاه کن مسیر درست برات چراغ میده و تو آروم باشی میبینی و بعد ادامه بده. عجله نکن. این بازی و بازی یعنی لذت بردن. اگر هم توی بازی گیج شدی من برات دوباره قوانین بازی رو مرور میکنم. نشانه میفرستم تا از سردرگمی و سرگیجه دربیای.
من تو حالت سردرگمی و سرگیجه بودم توی این بازی زندگی و خدا چقدر سریع بهم یاد داد چطور از این حالت بیرون بیام.
نمیدونم اینا چی بود نوشتم. اومدم فایل رو دوباره برای بار چندم بشنوم و پلی کنم و سعی کنم نکته برداری هامو بیام اینجا به عنوان ردپا از مسیر تحول بنویسم. باورت میشه فهیمه حتی خدا گفت بیخیال الان نیازی نیست فایل بشنوی فقط بنویس و چشمات ببند تا بیشتر از گیجی در بیای و بدونی تمام امروز چطور با قدرت به سمت و جهت درست حرکت کنی. خداجونم عاشقتم عاشقانه میپرستمت که اینقدر هستی، اینقدر با منی، اینقدر تمام منو سرشار از خودت میکنی و خودت منو در آغووش خودت میبری و اینقدر با من مهربانی و به منم یاد میدی اینقدر به خودم سخت گیر نباشم و با خودم مهربان تر باشم و حتی توقع ام رو از خودم بیارم پایین و توقع ام فقط از تو باشه فقط متوقع باشم نسبت به تو…خدایا منو متوقع کن به خودت و منو آسان کن برای خودم و خودت….
و براتون آرزو میکنم که امسال بهترین سال زندگیتون باشه و هر سال بهتر از امسال باشه براتون.(این بهترین آرزو که از استاد عزیزم یادگرفتم و جمله ایی جز این امروز به ذهنم نمیاد.)
واقعا سپاسگزارم برای وجودتون
سپاسگزارم برای تمام ردپاهایی که برام گذاشتین و توی سایت از خودتون به جا میگذارید.
واقعا سپاسگزارم ازتون برای اینکه اینقدر زیبا مینویسید و توجه میکنید به زیبایی ها و میتونم بگم شما یک “شکارچی زیبایِ زیبایی ها” هستید.
سید عظیم عزیز چقدر الان که برای بار چندم بعد چند هفته کامنتتون رو خوندم لذت مضاعف ترری بردم.باورتون میشه چقدر این کامنت هاتون ناب و عالی میشن گاهی که بی هوا آدم میاد و میخونه شگفت زده میشه.
اینکه نوشته بودید:
“و چقدر خوب قوانین رو مرور کردی ”
واقعا اگر همیشه تکرار نکنی ، قوانین رو …
میری تو در و دیوار …”
واقعا چقدر این یادآوری ها خوبن چقدر لازم دارم بارها بشنوم و بخونم و بنویسم:
“سمت خودتو انجام بده ، و همه رو به اون بسپار ””
این روزا من وسط خانواده ایی که ازشون یادگرفتم تو حاشیه برم و چقدر نقاط ضعف و ضعف های شخصیتی خودمو بیشتر این روزا دیدم و دارم سعی میکنم اصلاح کنم.
منم شما رو دوست دارم دوست عزیز و گر از عشق و ارزشمندم
منم به شما با عشق احترام میزارم و براتون کف میزنم و میگم ماشالله به تعهد و اینکه اینقدر خوب داری از قوانین به نفع خودت استفاده میکنی حتی در شرایطی که در تضادها و موضوعات به ظاهر ناخوشایند قرار میگیری. و این کار ماست که بتونیم در این شرایط متفاوت تر از قبل خودمون عمل کنیم.
سپاسگزارم برای تمام وجودتون برای تمام حضور و عشق هایی که اینجا پراکنده میکنید.
همه پریشانی های تو فقط و فقط وقتی آغاز میشود که فراموش میکنی که لایتنهاهی هستی.
و براتون آرزو میکنم که امسال بهترین سال زندگیتون باشه و هر سال بهتر از امسال باشه براتون.(این بهترین آرزو که از استاد عزیزم یادگرفتم و جمله ایی جز این امروز به ذهنم نمیاد.)
واقعا سپاسگزارم برای وجودتون
سپاسگزارم برای تمام ردپاهایی که برام گذاشتین و توی سایت از خودتون به جا میگذارید.
واقعا سپاسگزارم ازتون برای اینکه اینقدر زیبا مینویسید و توجه میکنید به زیبایی ها و میتونم بگم شما یک “شکارچی زیبایِ زیبایی ها” هستید.
سید عظیم عزیز چقدر الان که برای بار چندم بعد چند هفته کامنتتون رو خوندم لذت مضاعف ترری بردم.باورتون میشه چقدر این کامنت هاتون ناب و عالی میشن گاهی که بی هوا آدم میاد و میخونه شگفت زده میشه.
اینکه نوشته بودید:
“و چقدر خوب قوانین رو مرور کردی ”
واقعا اگر همیشه تکرار نکنی ، قوانین رو …
میری تو در و دیوار …”
واقعا چقدر این یادآوری ها خوبن چقدر لازم دارم بارها بشنوم و بخونم و بنویسم:
“سمت خودتو انجام بده ، و همه رو به اون بسپار ””
این روزا من وسط خانواده ایی که ازشون یادگرفتم تو حاشیه برم و چقدر نقاط ضعف و ضعف های شخصیتی خودمو بیشتر این روزا دیدم و دارم سعی میکنم اصلاح کنم.
منم شما رو دوست دارم دوست عزیز و گر از عشق و ارزشمندم
منم به شما با عشق احترام میزارم و براتون کف میزنم و میگم ماشالله به تعهد و اینکه اینقدر خوب داری از قوانین به نفع خودت استفاده میکنی حتی در شرایطی که در تضادها و موضوعات به ظاهر ناخوشایند قرار میگیری. و این کار ماست که بتونیم در این شرایط متفاوت تر از قبل خودمون عمل کنیم.
سپاسگزارم برای تمام وجودتون برای تمام حضور و عشق هایی که اینجا پراکنده میکنید.
همه پریشانی های تو فقط و فقط وقتی آغاز میشود که فراموش میکنی که لایتنهاهی هستی.
امیدوارم تا الان از سردرگمی که داشتی در اومده باشی
منم چند روز پیش دچار همین سردرگمی ها شده بودم دنبال یه انگیزه و انرژی بودم برای ادامه دادن
ایده ها مدام تو سرم چرخ میزدن و نمیدونستم باید چیکارشون کنم و سعی میکنم فقط استراحت کنم از همه چیز دست میکشم و فقط کارهای روزمره انجام میدم و شاید به مدت دو سه روز ذهنمو آزاد میکنم و میام تو سایت دور میزنم .
وارد مرحله جدید بازی شدم و باید تغییر کنم و متفاوت عمل کنم
چون در جریان حال و احوال مامانم بودی اومدم خبر بدم که مامانم به کمک واکر و دونفر که هواشو داشته باشن میتونه کمی راه بره . میتونه پای راستشو خودش کنترل کنه و الان داره جلسات فیزیوتراپیشو میگذرونه و خونه خواهرمه تا دوروز به عید میمونه بعدم خواهر دیگم میاد ازش مراقبت کنه .
همه ی ما واقعا خدا رو شکر میکنیم که مامانم داره کم کم سلامتیشو به دست میاره و روز به روز حالش بهتر میشه من قانون تکاملو تونستم با شرایط مامانم کاملا درک کنم و دیگه هیچ عجله ای نداشته باشم
به خودم قول دادم تو این فرصت کوتاهی که تا نوروز دارم هم روی خودم کار کنم و هم کسب و کارمو به روز کنم و هم بتونم به تنها هدفی که برای خودم مشخص کردم برسم.
یه فایل نشانه دانلود کردم و بلافاصله بعدش مقدمه دوره 12 قدم رو دانلود کردم کامنت قبلی که گذاشتم توضیح دادم که چی شد و الان مصمم شدم این دوره رو با ورود به سال جدید خریداری کنم و تمرکزم فقط روی همین دوره باشه . میخوام این یکسال رو متفاوت شروع کنم و نتایج متفاوتی هم برام رقم بخوره . قول دادم به هدفم برسم تا این دوره رو برای خودم جایزه بگیرم .
این روزا دارم به خواسته هام فکر میکنم به چیزایی که دلم میخواد در آینده برام اتفاق بیفته و مثل یه فیلم سینمایی که ساخته خودمه سعی میکنم هر شب و هر روز و هر لحظه مرور کنم .
تو این حدود 6 ماهی که من وارد سایت شدم کلی اتفاقای کوچیک و بزرگ برام افتاده که وقتی مرور میکنم یاداوری میشه همه اونها یه روزی خواسته من بوده و بهشون رسیدم ولی توجه نکردم مسیر اینقدر همواره که وقتی به یه خواسته ای میرسی اصلا یادت نمیاد که یه روزی اینو میخواستی برای همین سعی میکنم بیشتر بنویسم هم تو دفترم هم تو سایت .
امیدوارم سال 1403 برای هر دوتامون متفاوت ترین سال باشه و بیایم همینجا برای هم دیگه تعریف کنیم چی شد که مثل بمب صدا کرد .
من کامنت شما رو چند هفته پیش دریافت کردم ولی الان دارم پاسخ میدم. در سال 1403.
همین ابتدا بــا عــشـق سال نو رو بهت تبریک میگم عزیزم. و همون آرزو و دعای معروف استاد رو برات میکنم که چیزی زیباتر و قشنگ تر از این آرزو به ذهنم نمیرسه. اینکه:
امسال بهترین سال زندگیت باشه و هر سال بهتر از امسال.
موقعی که کامنتت بهم رسید من از سردرگمی دراومده بودم، خداروشکر فاصله در اومدن از احساس های بد برام خیلی کم شده و علتش رو میدونم ولی تمرین میخواد و از خودم توقع زیاد هم دیگه ندارم.
چقدر کار خوبی میکنی و تحسینت میکنم که توی سایت فعالیت داری و میای توی سایت میچرخی و اینکه از خودت برام اینجا ردپا میزاری بارها و بارها منو خوشحال تر میکنی. واقعا ازت ممنونم مهناز جان.
آفرین که در مرحله دیگه از این بازی زندگی شدی و اینقدر خوب سعی میکنی آگاهانه درست عمل کنی.
چه خبر خوبی از مامانت و بهبود وضع و حالشون رو برام نوشتی.واقعا ممنونم واقعا خداروشکر برای بهبود و سلامتی که هربار داره براشون بیشتر میشه.
این کامنتت رو میزارم برای خودم روی منتخبین تا یادمون باشه آخرسال و به یاد هم بیاریم.
اینکه نوشته بودی:
میخوام این یکسال رو متفاوت شروع کنم و نتایج متفاوتی هم برام رقم بخوره . قول دادم به هدفم برسم تا این دوره رو برای خودم جایزه بگیرم .
واقعا آفرین که مینویسی، واقعا این ردپاها چند ماه و چند سال دیگه تو رو شگفت زده میکنه.واقعا تحسینت میکنم و بازهم تشویقت میکنم با همین فرمون پیش برو عزیزم.
قطعا یک روزی همو میبینیم و مثل یک فیلمی که کارگردان و نویسنده و بازیگراش خودمون و خدا بودیم و خلقش کردیم رو برای هم تعریف میکنیم و قانون رو بیشتر به یاد میاریم.
چقدر خوبه که اینجا هستی و چقدر خوبه که لحظه ای کامنت مینویسی که من نیاز دارم بشنوم و بهتر تصمیم بگیرم شاید اگه چند هفته پیش برام نوشته بودی تاثیری که الان داره رو نداشت
واقعا سپاسگزارم دوست مهربونم
منم سال نو رو بهت تبریک میگم و امیدوارم امسال بهترین سال زندگیت باشه و هرسال بهتر از امسال
خیلی دلم میخواد امسال متفاوت تر باشم . تمام تلاشمو میکنم ولی این وسطا خیلی اتفاقا میفته که انتظارشو ندارم ازت میخوام کامنتمو تا آخر بخونی و زود قضاوتم نکنی شاید یکم ناراحتت کنه .
33 سال با یه رویه زندگی میکنی که تازه میفهمی اشتباه بوده و میخوای درستش کنی ولی نمیشه خیلی سخته
من مغرورم
من خودخواهم
من نماز نمیخونم شاید از نظرخیلیا کافرم روزه میگیرم بی نماز فایده نداره
من بی عرضه ام
من نمیتونم یه کاریو درست انجام بدم
من هیچی نیستم
من هیچ ارزشی ندارم چون پول ندارم چون نتونستم یه لباس نو برای خودم بخرم
من تنبلم
من خیلی میخوابم
من چیزی رو برای خودم نمیخوام و خواسته های من فقط برای اینه که خودمو به دیگران ثابت کنم
من زندگی نمیکنم و فقط دارم برای یه قرون پول دست و پا میزنم
از بچگی کار کردم اما هیچی واسه خودم ندارم حتی یه تیکه طلا نتونستم واسه خودم بخرم
من هنوز خونه پدرشوهرم تو یه خونه 35 متری دارم زندگی میکنم و امسال سال هشتمه
اینا حرفاییه که من میشنوم آدما مستقیم تو چشم من نگاه میکنن و میگن یا تو رفتارشون با خودم میبینم
بیشتر از اینا دارم تحقیر میشم ولی یادم نمیاد دیگه که بنویسم.
میدونم همه ی اینا به خاطر رفتارای خودمه .
هیچی نشده بود فقط گفتم من خونه خواهرم نمیام چرا چون شوهرش یه روز تو ماشین که داشت منو میرسوند جلو دختر خودش و دختر من هر چی از دهنش در اومد بارم کرد و من فقط سکوت کرده بودم ( یاد گرفتم از اینجا از سایت که سکوت کنم )
شوهرم گفت تو مغروری تو خودخواهی اتفاقا باید بیای من عصبی شدم خسته بودم هورمونام بهم ریخته بود توقع داشتم درکم کنه نه اینکه بیشتر رو مخم راه بره گفتم تو بی عرضه ای که این زندگی رو برای من درست کردی من این زندگی رو نمیخواستم دعوا شد کتک خوردم
من خودم همه اینا رو میدونم باید سکوت میکردم ولی نتونستم این امتحانمو رد شدم تا حواسم بیشتر به خودم جمع باشه فرکانس من اینجوری بود من پذیرفتم میدونم همه اینا به خاطر خودمه و باید تغییر کنم
میگه بشین بنویس خودتو درست کن منم اینجا نوشتم آبروم میره ؟بذار بره اصلا مهم نیست بذار همه ی آدما بفهمن من الان کی هستم چه نقاط ضعفی دارم برای خودم خوبه همین اعتراف کردنم به نظرم شجاعت میخواد که خیلیا ندارن.
خیلیا تو این روزگار صورتشونو با سیلی سرخ نگه داشتن و با قسط و قرض و بدهی یه زندگی از دید مردم لاکچری درست کردن ، خیلی از همین آدما رابطه خوبی با بچه هاشون ندارن و بچه هاشون بهشون بی احترامی میکنن دیدم که میگم . خیلی از این آدما رابطه خوبی با همسرشون ندارن و فقط حفظ آبرو میکنن جلو مردم . خیلی از این آدما 99 درصدشون برای خودشون زندگی نمیکنن .
این فقط یه رد پا میمونه از این روزای من ، همین آدما که اینقدر منو تحقیر کردن دو روز دیگه میان میگن وااای دمت گرم مهناز چه کارایی کردی به کجا رسیدی دمت گرم چقدر تلاش کردی الان داری تو بلندترین برج دبی زندگی میکنی این آدما اون زمان ، خونه 35 متری من اصلا یادشون نمیاد حتی یادشون نمیاد چه حرفایی به من زدن یا با رفتاراشون چه احساسی به من دادن
من راهشو بلدم مسیرمو میدونم حتی میدونم دقیقا چند سال دیگه اتفاق میفته و من شرکت خودمو با همراهی همسرم و دخترم تو امارات ثبت میکنم فقط باید یکم دیگه صبر کنم یکم دیگه مونده . من واقعا برای خودم میخوام خواسته ی قلبی خودمه که برم زندگی تو بلندترین برج دبی با ویو دریا رو تجربه کنم یه لیوان شربت آبلیموی خنک برای خودم درست کنم و برم تو تراسو بشینم رو صندلی و دفترمو باز کنم و این خواستمو تیک بزنم .
سپاسگزارم برای اینکه نقطه آبی رنگ رو امروز با اسم و عکس زیبای تو دریافت کردم و منو کلی س.رپرایز و خوشحال کردی.واقعا ازت سپاسگزارم که هستی و اینقدر خوب حواست به خودت هست و حتی اگر در این مسیر زخمی بشی یا بیفتی باز خودتو میتکونی و بلند میشی. واقعا ماشالله واقعا آفرین…
من کامنتت رو با دقت خوندم و قبل اینکه بخوام ادامه بدم به نوشتن هم رفتم دوباره از اول خوندم و مرور کردم در مورد کامنتت در مورد عکس العمل های تو و آدم ها و جهان خیلی میشه توش حرف زد. خیلی ردپای قانون رو میتونیم توش پیدا کنیم و با هم درس هاشو مرور کنیم.خیلی چیز تو ذهنم میچرخه که بنویسم و واقعا نمیدونم چی بنویسم و چطور. واقعا اینقدر تو ذهنم چیز داره میچرخه گیجم چی بنویسم و فقط دارم مینویسم تا بدونی من تو چه احوالی در حال نوشتنم.
من یک گوشه ایی از حال رو به پنجره نشستم و صدای پرنده ها از حیاط خونه هم میاد ولی در کل یک سکوتی عمیق حکم فرماست(یخچال هم صداش چندثانیه قبل قطع شد) و من بعد نوشتن ستاره قطبی ام و تمرینم و درخواست هام از خدا اومدم لپ تاپ رو روشن کردم و طبق معمول خواستم به سایت سری بزنم و بعد هدایتی گفتم برم شروع کنم یا دوره هامو یا یک فایلی بزارم و بشنوم و البته گوشه ی ذهنمم تلگرام چک هم بود. خلاصه سایت اومد و دیدم واوووو نقطه آبی رنگ زیبا کنار اسمم داره میدرخشه و گفت بیخیال فهیمه گوشی رو بزار زمین بیا تو لپ تاپ برو دیدگاهی که برات اومده رو بخون منم با عشق و اشتیاق گفتم چشم. واوووو بازم سورپرایز ببین کی برام کامنت گذاشته “مهناز دژبانی مقدم” تا دیدمت گفتم آفرین مهناز، سپاسگزارم مهناز….
اومدم با عشق کامنتت رو باز کردم و شروع کردم به خوندن.
“سلام فهیمه عزیزم”
چقدر خوبه که اینجا هستی و چقدر خوبه که لحظه ای کامنت مینویسی که من نیاز دارم بشنوم و بهتر تصمیم بگیرم شاید اگه چند هفته پیش برام نوشته بودی تاثیری که الان داره رو نداشت
ببین این جمله ات خیلی توش درس داره برامون. چقدر خوشحالم چقدر ممنونم که نوشتی چقدر سپاسگزارم برای تمام صداقتت برای تمام تیز بینی و دقتت.اصلا میخواد الان اشکم بیاد اینقدر ذوق زده ام از این همه.
میدونی من همون روزی که کامنت زده بودی هم میتونستم بنویسم اما حسش نبود و بعد الویت هام چیزدیگری بود و گذشت و گذشت تا فرصت مناسبش شد اون روزی که با عشق اومدم پاسخ دادم به کامنتت و چیزایی رو نوشتم و حال وو هوایی بودم که که تو “لازم داشتی”. میدونی کهناز جون من خیلی دارم سعی میکنم هماهنگ بشم با خدا و قوانینش. خیلی دارم سعی میکنم آسان بشم برای آسانی ها(آخه ما اغلب آسان شدیم برای سختی هاو سختی کشیدن ها). خیلی دارم سعی میکنم از استاد جون الکو بگیرم و هدایتی عمل کنم، حتی هدایتی هم بیام تو سایت کامنت بچه ها رو بخونم یا ینویسم. خیلی دارم سعی میکنم سوار بر جریان هدایت بشم. خیلی دارم سعی میکنم که همش از خدا بخوام تا منو در بهترین زمان و و بهترین مکان هدایت کنه. و جالبه وقتی توی مسیر هدایتت قرار میگیری نه تنها برای خودت در بهترین زمان یک کاری رو(مث همین مثال ساده کامنت رو زمانی نوشتم که بهترین زمان بود) میدی بلکه اون بهترین زمان برای کسی هم که خودش رو داره با خدا و قوانین هماهنگ میکنه هم میشه بهترین.
دقیقا مثل فایل های استاد. اصلا یکجوری بود اون اوایل که فکر میکردم استاد میدونه من چه آگاهی و محتوایی رو لازم داشتم و جوری فایل ها میاد روی سایت که نه تنها برای من و بلکه برای خیلی ها بهترین زمان اومده و هرکسی اون مطلبی که لازم داشته رو استاد به نوعی اشاره کرده که سورپرایز شدیم از این هماهنگی و همزمانی ها. بنظر من این یعنی هدایت خدا،
این یعنی هماهنگ شدن با قانون خدا،
این یعنی آسان شدن برای آسانی ها،
این یعنی در مدار درست قرار داشتن،
این یعنی به اصل وصل بودن،
این یعنی عمل به ایده ها و الهاماتی که از طرف خدا گفته میشه.
این یعنی ما اگر احساس مون رو خوب نگه داریم اگر شاخک هامون رو تیز کنیم و برای دیدن نشانه ها رو تیزبین بشیم، اگر درمدت زمان بیشتری روی خودمون کار کنیم و “اجازه بدیم که هدایت ما رو هدایت کنه.” اون موقع خدا برامون کارهایی میکنه با هیچ برنامه ریزی و زمان بندی اینطور جفت و جور نمیشد. اون موقع است که ما یک قدم خودمون رو برداشتیم و خدا هزاران قدم برمیداره وما رو به سمت خواسته هامون در مقیاس ریز تا بزرگ میرسونه. این عظمت خداست، این قدرت خداست برای اداره ی همه امور در جهان، این یعنی فرمانروا خداست. این یعنی خدا بی خطا میتونه هر چیزی رو به موقع به هرچیزی متصل کنه و منفصل کنه.
اینا رو که دارم میگم قوانین خداست و میخوام درکم از قانون بیشتر بشه. و همین جمله اول کامنت تو رو میشه با هم حرف ها راجع بهش بزنیم و به یاد بیاریم که خدا چقدر بی نقص همه چیز و همه کس رو هدایت میکنه. تازه غیر از من و تو ببین هدایت هایی که خانم مریم شایسته عزیزو استاد عزیز میشن که کی کامنت ها رو بخونن و تایید کنن و توی سایت منتشر کنن هم خودش یک طرف داستانه. چون میتونست دیرتر یا زودتر این کامنت ها منتشر بشه. اما اینجا اینطوری برای من بهترین جای دنیاست.(من اسم سایت رو برای خودم روی لپ تاپم گذاشتم بهترین جای دنیا) اینطوری که همه ی اتفاقات داخل این سایت از کامنت و فایل و هر چیزی در بهترین زمان و بهترین مکان اتفاق می افته. چون اینجا همه داریم تلاش میکنیم که با اون” تنها بهترین هماهنگ بشیم.”
خلاصه میکنم و خلاصه حرف من فقط برای یک بخش اول و کوچیک کامنتت هست.
خدا کمکم کنه تا بتونم چیزهایی که لازمه رو بنویسم و درست کامنتم رو تموم کنم.
در ادامه نوشته بودی که:
“خیلی دلم میخواد امسال متفاوت تر باشم . تمام تلاشمو میکنم ولی این وسطا خیلی اتفاقا میفته که انتظارشو ندارم ازت میخوام کامنتمو تا آخر بخونی و زود قضاوتم نکنی شاید یکم ناراحتت کنه ”
تحسینت میکنم که میخوای امسال متفاوت شروع کنی و تمام تلاشت رو داری میکنی و داری ادامه میدی.و نکته این قسمت و چیزی که من با خوندنش به ذهنم اومد و گفتم همینه. آفرین داری درست پیش میری.
^ اینکه تقریبا همه ی بچه ها با این حرف من موافق هستن اینه که وقتی داری خوب روی خودت کار میکنی و کم کم میری که بری به مدارهای بالاتر برای رشد و پیشرفت، میری که به مدارهای درک بالاتر از آگاهی ها و قوانین برسی یک اتفاقات ناخوشایند می افته. اتفاقاتی که به قول تو اصلا انتظارش رو نداری.
ما اینو از قانون یادگرفتیم که احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد و چون اغلب سعی کردیم خودمون رو در احساس خوب قرار بدیم، توجه میکنیم به زیبایی ها و نکات مثبت، سعی کردیم خودمون رو بمب باران کنیم با فایل ها و ورودی های خوب واقعا انتظار اتفاق بد نداریم. حالا اینجا چی میشه؟! این جور مواقع میتونیم بگیم شما دم در ورود به مدار بالاتر هستی و جهان مقاومت میکنه. وقتی میخوای تغییر کنی جهان اتفاقات و شرایطی رو رقم میزنه که بیشتر هماهنگه با فرکانس های قبلی تو و تو رو میخواد تو مرحله ومدار قبل نگه داره و اگر ما “با استقامت مون، با ادامه دادن و صبرکردن و این روند رو درست طی کردن هامون” پیش بریم میبینی که تو وارد فصل جدید زندگیت میشی و قطعا یک مدار رفتی بالاتر.
پس ازت میخوام این تضادها و این مقاومت های جهان تو رو خوشحال کنه نه ناراحت.شاید بگی فهیمه دیونه ایی کی وقتی به تضاد برمیخوره خوشحال میشه!
من و تویی که قانون رو داریم یادمیگیرم باید خوشحال بشیم.
به حرف آسانه ولی واقعا کار سختیه و هرکسی از پسش شاید برنیاد. وقتی وسط یک ماجرایی هستی که کلی احساسات بالا و پایین شده، ذهن و روحت خدشه دار شده واقعا کار سختیه بتونی خوب عمل کنی اما توقع بیجا هم از خودمون نباید داشته باشیم و این کار تمرین میخواد و یک مهارته. و این مرحله ب مهارت کنترل ذهن و درک قوانین با سطحی عمیق تر نیاز داره. و اینم تمرین و ممارست میخواد.
مثلا منی که قبل زودی از کوره در میرفتم و اصلا انتقاد پذیر نبودم و یکسری نقاط ضعف داشتم اصلا نباید انتظار داشته باشم حالا که فهمیدم باید احساس بد نشه، وقتی در شرایطی قرار میگیرم که خشمگین و عصبی میشم بتونم سریع احساس خودمو خوب کنم. نه شاید مثل قبل عمل کنم و بعدش “آخرش” یکهو یادم بیفته وای اشتباه کردم(همین که یادمون میفته و میپذیرم که اشتباه کردیم خیلی خوبه) بعد باز میگذره یک اتفاقی می افته که حالمون رو خراب کنه مثلا عصبانی بشیم خب “وسطــش” یکهو یاد قوانین می افتیم و سعی میکنیم عصبانی نشیم. سعی میکنیم ولی موفق نمیشیم و این خیلی خوبه در این مرحله. بعد یکبار دیگه هم این اتفاق می افته بازم “وسطش” یادمون می افته و اینبار یکم موفق میشیم نزاریم خیلی حال مون خراب بشه و بعد به جایی میرسیم با تمرین کردن و این روند و مسیر تکامل خودمون رو طی کردن که هنوز اول داستان هستیم میتونیم خودمون رو به بیخیالی بزنیم و عصبانی نشیم و اینقدر در این موضوع به مهارت میرسیم و درسش رو یاد میگیرم و تکرار میکنیم که دیگه میبینیم مدت زیادی هست اصلا از شرایطی که بخواد حال ما ر خراب کنه، خبری نیست. اون وقته که یعنی ما خوب روی خودمون کار کردیم. خوب ادامه دادیم و تونستیم بریم مرحله بعد و مداری بالاتر.
من اینا رو کلی گفتم تا تو اصل قضیه رو بگیری و با هم قانون رو مرور کنیم و به قول استاد عزیز. ما وقتی یاد میگیریم مسئله حل کنیم مثلا مسئله انتگرال و مشتق رو حالا ممتحن هرجور امتحان و سوالی برای ما طرح کنه چون ما بخوبی مشتق و انتگرال رو درک کردیم به راحتی اون سوال رو پاسخ میدیم و از پسش برمیایم.حالا داستان اینجوری جواب دادن منم اینه و دارم جلوی استاد عزیز و برای خودم اول درس پس میدم که اصل رو بگم و خیلی دیتیلی وارد اون موضوعی که گفتی نشم.هر چند اون داستانی که واقعا شجاعانه و با صداقت از خودت و ورودی های ذهنت برام نوشتی کلی ازش میشه باورهای محدود کننده کشید بیرون. ولی حسم میگه دیگه خیلی همه چیز رو من مو به مو بهت نگم و به مسیر تکامل و درک تو دست نزنم. فقط خلاصه وار چیزایی رو میگم و بهشون بیشتر فکر کن و برو دنبالشون عزیزم.
_ تضادها، مسائل و مشکلات اومدن تا خواسته هامون برامون واضح بشن.
_ با هر بار حل کردن یک مسئله اعتماد به نفس و عزت نفس مون میره بالاتر.
_ هر کسی هرجایی هست جای درستشه و هیچ چیز غلط و اشتباهی در این جهان وجود نداره. اگر به ما بی احترامی و تحقیر و تمسخر میشه ما جای درستی هستیم و اگر این چیزا رو نمیخوایم و داریم با این اتفاقات بیشتر میفهمیم که چی رو میخوایم باید توجه و تمرکزمون به خواسته مون باشه نه ناخواسته هامون.
_ هر لحظه حواس مون باید به احساس مون باشه و سعی کنیم هر بار یک کوچولو احساس مون رو بهتر از قبلش کنیم.
_ باید ناظر بر افکار و گفتگوهای ذهنی مون باشیم و اگر چیزهایی هست که دوستش نداریم و به ما کمکی نمیکنن با باورهای قدرتمندکننده و باروهای خوب برای خودمون جایگزینش کنیم.
_اصلا نظر بقیه برامون مهم نباشه. حرف مردم و نگاه مردم برامون مهم نباشه و سعی کنیم توحیدی عمل کنیم.
_ اعتماد بنفس مون رو ببریم بالا وقتی جایی قراره حرفی بزنیم که درسته و جای مناسبش هست بزنیم.
_ هر ویژگی شخصیتی و اخلاقی و حتی ظاهری که داریم رو بپذیریم و خودمون رو همونجور که هستیم دوست داشته باشیم.مثلا اگر قدمون کوتاهه یا خیلی بلنده. یا اگر خیلی جدی هستیم یا خیلی شوخ. یا اگر خیلی مغرور هستیم یا خیلی متواضع.
بنظر من هیچ ویژگی به خودی خود بد نیست و نگاه ما انسان ها و استفاده ما از اون ویژگی ها اونا رو خوب یا بد میکنه. مثلا ویزگی خساست به خودی خود بد نیست. من اینو از ذهنم بیرون کردم که اگر میگن خسیس بودن بده منم تایید کنم من میگم خسیس بودن ویژگی هست که هرجایی نباید ازش استفاده کرد و حدش رو بدونیم و بعضی ها اینقدر از این ویژگی ازش استفاده میکنن که دیگه کلا با این ویژگی اغلب میشناسنش. و نکته دیگه اینه اگر ان شخص با خسیس بودن خودش راحته خب چه اشکالی داره این ویزگی رو برای خودش نگه داره.
بنظر من مادامی که یک ویژگی مزاحمت یا اختلالی در جهان و ادم ها ایجاد نمیکنه هر کسی مختاره هر ویژگی رو در خودش نگه داره.
پس بیخیال حرف مردم و من میگم ما باید یاد بگیریم فقط کاردرست خودمون رو انجام بدیم و تامام.
_ ما نباید کار داشته باشیم بقیه چطورین. ما باید فقط تمرکزمون روی خودمون باشه.
تمرکز بر آنچه میتوانم بهبود دهم.
_ ما باید کسی رو قضاوت نکنیم حتی خودمون رو هم قضاوت نکنیم و فقط در لحظه زندگی کنیم بدون پیش داوری خودمون و آدم ها.
_ ما باید یادبگیریم عجول نباشیم. عجله یعنی رعایت نکردن قانون تکامل.(من این موضوع پاشنه آشیلم هست.) به وقتش به همه ی خواسته هامون میرسیم ما فقط باید یادبگیریم از مسیر رسیدن به خواسته هامون لذت ببریم نه مقصد.خودش اتفاق می افته و یک روزی میشه میبینم که وسط خواسته هامون هستیم.
_ باید مهارت اعراض رو بیشتر رو بیشتر یادبگیریم. اعراض از شنیدن حرف های که منو میترسونه، به من احساس بدبختی میده، احساس عقب افتادن از غافله رو میده. ما در مسابقه با هیچ کس و هیچ چیزی نیستم ما به این دنیا اومدیم فقط تجربه کنیم و سعی کنیم هر روز کمی از دیروز خودمون بهتر باشیم.
_این قانون رو همیشه باید بهش توجه کنیم و به یاد خودمون بیاریم شده حتی مثل یک ذکر: احساس خوب= اتفاقات خوب. احساس بد= اتفاقات بد
_ عقاید و رسم و رسوم ها هستند ولی قرار نیست که ما مثل گذشتگان خودمون عمل کنیم تو هرکاری که درسته انجام بده و راجع بهش فکر کن و دیگه بهش کاری نداشته باش بقیه در مورد مثلا حجاب، مثلا نماز مثلا نوروز مثلا تولد و تحول چی فکرمیکنن. تو به سبک خودت و معنایی که دریافت کردی زندگیتو خلق کن.
_باید یادمون باشه که ما خالق شرایط هستیم نه قربانی اون. اگر چیزی بده پس بگریدم ببینم اشکال وجود ما و درون ما کجاست چه باوری چه فرکانسی باعث شده این چیزا رو تجربه کنم.
_احساس ارزشمندی درونی و احساس لیاقت خودمون رو باید بازسازی کنیم و به یاد خودمون اینم مثل یک ذکر بندازیم که ما اشرف مخلوقاتیم و لایق داشتن بهترین تحربه ها، بهترین آدم ها، بهترین….
مهناز عزیزم یک پیشنهاد دارم برات اینکه وقتی یک همچین تجربه ایی یا سوال و ابهامی برات پیش میاد که مثلا انتظارفلان چیز رو نداشتی. یا درک نکردی این داستان چرا اینجوری شد. برو تو بخش “عقل کل” بنویس و اگر دوست داری منم ببینمش برام لینکش رو بفرست یا بگو پروفایلت رو خودم چک کنم.(البته یک قسمت فوق العاده تو “پروفایل عمومی مون” هست که بالای عکس پروفایل یک نوشته و در اصل یک دکمه است که میتونیم فعالش کنیم که نوشته:
زمانی که ….. در سایت پیامی قرار میدهد، به من ایمیل بفرست
این بخش برای من چندماهی هست درست کار نمیکنه حالا مشکل فنی از کجاست نمیدونم از ایمیلم هست یا هرچی. که اونم هدایت خدا بود برام که دیگه چند وقتی هست از سایت ایمیلی برام نمیاد.وگرنه پروفایل تو رو فعال میکردم (هر چند برای عقل کل فرق میکنه.)خلاصه پیشنهادم این بود دیگه اینجور کامنت ها رو برو در جای درستش توی سایت بنویس. و نهایت چکیده اش رو در زیر یک کامنتی که از من میخونی و از حال احوالت میگی بنویس.حرف اینه اینجا رو جای بهتری کنیم برای خودمون و بقیه و به قوانین سایت هم احترام بزاریم.
ازت سپاسگزارم که برام نوشتی و باعث شدی کلی چیز یادبگیرم عزیزم.
واقعا تحسینت میکنم برای این استمرارت، برای آرزوهای قشنگت
واقعا اشک شوقم رو امروزز درآوردی و من به محض خوندنم نزدیک یکساعت هست دارم برات با عشق مینویسم.دوستت دارم مهناز جونم
من هر بار که فکر میکنم به اینکه چی شد اونروز اومدی خونه مامانم در حالی که خواهرم نبود چون دوست صمیمی خواهرم بودی ، با خودم میگم تو دست خدا بودی اون لحظه برای من
هزاران بار برای بودنت از خدا سپاسگزارم
هزاران بار بیشتر سپاسگزارم که اینجا پیدات کردم چون کار آسونی نبود.
میدونم که باورت میشه اگه بگم به محض اینکه کامنتم رو ارسال کردم با یه کامنت دیگه روبرو شدم که همون لحظه جواب اون حال من بود و بعد هم زنجیروار به کامنتهای دیگه هدایت شدم .
چقدر خوب نوشتی چقدر عالی قانونو به من یادآوری کردی
اونجا که نوشتی دم در ورود به مداربالاتر هستی اصلا شوکه شدم اصلا از این زاویه به قضیه نگاه نکرده بودم .
میدونی الان که بیشتر فکر میکنم و برمیگردم کامنتهای قبلیم رو میخونم ردپای خودمو میبینم به قانون بیشتر پی میبرم
بایدها و نبایدها رو بیشتر درک میکنم
منم خیلی عجله دارم برای رسیدن پاشنه آشیل منم هست همونطور که برای بقیه دوستامونم هست میدونی یه سری مسائل مادی هست که منو نگران میکنه ولی با خودم میگم بالاتر از قدرت خدا هیچ قدرتی نیست و خودش درستش میکنه خودش در زمان درست همه مسائلو حل میکنه (مثل سررسید قسط برای من)
اینکه من ایمان بیارم خودش کار منو راه میندازه و دیگه نباید نگران باشم.
اقدام عملی برای بهبود یکی از سختترین مراحله خودسازیه تلاشمو میکنم که فروتنی رو یاد بگیرم سرمو بندازم پایینو در برابر فرانروای جهانیان بگم چشم
یه حسی گفت برو شروع کن و ترجمه قرآن تو گوشیتو بخون من به ترجمه های برنامه های قرآنی اعتقاد نداشتم چون یه سری اضافات داره ولی شروع کردم از همون اول تو یه روز 3 جز فقط فارسیشو بدون توجه به اضافات مرور کردم و قانونو درک کردم میدونی شاید قبلا نمیفهمیدم ولی الان که با این مباحث آشنا شدم معنی قرآنو جور دیگه ای دارم درک میکنم
امروزم با صدای تی وی بیدار شدم که از خونه مادرشوهرم صداش میومد بلند شدم روشن کردم و اون برنامه رو دیدم و خیلی به درک وجودی خودم کمک کرد.
در کل میخوام بگم همه عوامل دست به دست هم میدن تا ما رو به سمت اصل وجودی خودمون هدایت کنن و یادآوری کنن که الان دقیقا کجای کاریم و ازین به بعد باید چیکار کنیم اینا همون نشانه ها هستن که به ما کمک میکنن.
خدا رو شکر میکنم برای بودن یه همچین جایی که همه برای بهبود خودشون تلاش میکنن و بدون هیچ چشمداشتی به همدیگه هم کمک میکنن .
وقتایی که از سایت دور میشم و کمتر سر میزنم میفهمم که باید بیشتر وقت بذارم و برگردم تو سایت
یکی دیگه از دوستامونم دقیقا همین جمله رو قبلا گفته بود و میگفت اینجا الهی ترین فضا رو داره و دوست نداره زیاد از اینجا دور بشه و الان درک میکنم چی میگه .
چه عکس زیبایی گذاشتی برای پروفایلت این به من یادآوری میکنه از خودم بیشتر عکس بگیرم و خودمو بیشتر از قبل دوست داشته باشم .
مرسی که با راهنمایی های ارزشمندت به من کمک میکنی تا خودمو بهتر و بیشتر بشناسم و برای بهبودم تلاش کنم.
یه تصویر ذهنی برای خودم ساختم که کره زمینو از فاصله دور میبینم و اونجاست که با خودم میگم از این زاویه اندازه نقطه هم نیستیم و خیلی همه چیزو برای خودمون بزرگ میکنیم و آروم میشم و سعی میکنم فقط در جریان زندگی قرار بگیرم تا خودش پیش بره .
سلام هم اکنون خوشحالم وشکر گزارکه همینک بودنم ادامه دارد و قوطوردرعضمت عشق خداهستم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته وخانواده عباسمنش
یک ترمز من درخودم پیداکردم باشنیدن این فایل
که باکوچیک ترین اشتباه هودموسرزنش میکنم وبه خودم احساس گناه میدم واحساس بی لیاقتی میکنی درصورتی که من اگه ثروتمند بشوم خیلی ازاشتباهات کنونی رونخواهم داشت انسان درستری میشوم پس طبیعی هست که انسان وقتی دستش خالیه یه سری اشتباهاتو بکنه وفقط نباید این اشتباهات زیادتکراربشن مگنه اینکه خداوندخودش گفته اگرهزاربارتوبه شکستی بازآی دررحمت من همیشه بروت بازه پس نگران چی هستیم چراهی بخودمون احساس گناه میدیم ماباتکامل میریم به مدارهای بالاتر که درمدارهای بالاتر همچیزبهتره پول وسلامتی وآرامش بیشتر
پس درنتیجه رفتارماهم بارهربارثروتمندشدن مابهترمیشه دیگه هی تکراراشتباه یاگناه کمترمیکنیم پس درنتیجه من همینی که هستم لایق بهترین هاستم لایق لطف ورحمت وبخشندگی خداهستم
رمورد مهاجرت من خودم دوسال پیش ناچاربه مهاجرت شدم وازشهرستان آمدم تهران وخداوندشاهده که درهای ازلطف و رحمت خداوندهروزبرام بازمیشه ودراین 2سال به نتایجی رسیدم که دوستانی هستن که 15ساله این تهران هستن یک10نتایج من نگرفتن چون من آگاهانه قدرت دادم به خداوبخودش توکل کردم وعوامل بیرونی رو سیع کردم بی اهمیت کنم وخداروشکربه اندازه ای که خداوندروباورکردم نتیجه گرفتم خیلی جاهاهم بوده شرک ورزیدم زبشم خوردم ولی درکل ازاکثریت جامعه زندگی بهتری دارم ودرحال بهبودهستم به لطف الله وآموزش های استادعزیز
خیلی خوشحالم که در مسیر خودشناسی و روشنایی حرکت میکنم، الهی شکرت
میخوام ماجرا امروز هم بنویسم چون خیلی به خودم افتخار کردم و این نتایج عمل کردن به آگاهی هاست
امروز مراسم تقدیر داشتیم در فدراسیون فوتبال
و من به عنوان با اخلاق ترین ورزشکار معرفی شدم و پشت تقدرنامه ام ، سر مربی فدراسیون با خودکار برام نوشته
سارا ، من هر بار که تو رو به یاد میارم یک لبخند بزرگ روی صورتم میشینه ، تو مثبت ترین بازیکنی هستی که داشتیم و همیشه با همه خوب بودی ، من امیدوارم از قلبم که همیشه موفق پیش بری .
این ترجمه متنی که برام نوشته ، خیلی خوشحال شدم که درست عمل کردم همون موقع به خودم گفتم من از تعریف و تمجید بقیه احساساتی نمیشم چون نمیخوام کنترل احساساتم و به دست کسی بدم
من خوشحالم که مومن هستم چون نشانه مومن حال خوبه ، و به خودم افتخار کردم که در هر شرایطی حال خوب برام اولویت داشته و داره
استاد عزیزم ، این تقدیر نامه رو با عشق تقدیم شما میکنم که راه و رسم مومن و موحد بودن و درست به من آموختین
استاد چقدر لذت بردم وقتی تو این فایل با ایمان گفتین مطمئنا من مهاجرت میکنم و ایران نمی مونم ، و الان بعد از سالها مهاجرت ، دیدن این فایل ها قلب آدم و تکون میده از این همه ایمان و احساس لیاقت
وقتیکه تو فایل تکمیلی جلسه 5 میگین ؛
شما کجا بودین وقتیکه دوره رو برای یک نفر برگزار کردم
وقتیکه سایت و زدم نه کامنتی بود نه این همه تشکر و قدردانی !!!
این احساس لیاقتم بود که منجر به ادامه دادن شد
این فایل شاهد زنده اس از احساس لیاقتی که داشتین
خیلی بهتون همیشه افتخار میکنم که اصل و درک کردین و با نفوذ کلام و ساده و شیرین آموزشش میدین
ایشالا که همیشه سالم و سرحال و پر انرژی در پناه الله مهربان باشین
کامنت شما به طور کاملا اتفاقی به چشمم خورد این تیکه که بیچاره شدم ، سیل اومد ، مغازم آتیش گرفت رو دیدم و دلم میخواست بدونم خوب بعدش چی شد گشتم و گشتم تا پیداش کردم .
راه کار دقیق برای این روزای من واقعا همین کامنت بود چه خوب شد اومدم و به سایت سر زدم و احساسی که الان داشتمو در جواب دوستم نوشتم اما جوابمو اتفاقی با کامنت شما در کسری از ثانیه پیدا کردم .
اوکی
من اولین نفر نیستم
خیلی احساس قدرتمند کننده ای الان دارم
چه درسی میتونم بگیرم از ماجرای زندگیم اینکه نق نزنم یه لحظه صبر کنم و سکوت کنم اگه کاری از دستم برمیاد انجام بدم و اگه نه رهاش کنم چرا خودمو باید غرق در ناراحتیم کنم چیزی که شاید یه سال دیگه اصلا برام مهم نیست اصلا یادم نمیاد چی شده باید اونور ماجرا رو ببینم که چقدر میتونم قوی باشم و چقدر میتونم جنبه داشته باشم
فقط باید یه گوشه بشینمو ساکت باشم و اجازه بدم که هدایت بشم
واقعا خدا رو شکر میکنم برای وجود تک تک شما دوستانی که مینویسین این نوشته ها خیلی کمک کننده است
خیلی خیلی سپاسگزارم از شما دوست مهربان و سعی میکنم چندین بار کامنت شما رو بخونم که یادم بمونه
استاد واقعا هر چی بگم کم گفتم از نمونه بودن سایت و همراهی دوستان
واقعا از خداوند سپاسگزارم که به این سایت الهی هدایت شدم
من هنوز فایل رو گوش نکردم و چون کامنت های شما رو دنبال میکنم به این کامنت زیباتون رسیدم و خواستم عرض ادب کنم و تشکر کنم بابت کامنت تون
اتفاقا من چند روزه اخیر یه اتفاقی برام افتاد و شکستی خوردم و توی حال بدیا گفتم خوب اشتباه کردم و شکست خوردم ولی نباید حالم بد باشه نباید دنبال سرزنش خودم باشم نباید بشکنم باید بلند بشم جون من خدایی دارم که عاشقمه و همراهیم میکنه و میتونست نتیجه خیلی بدی داشته باشه ولی اتفاق بدی نیوفتاد و اوکی شد.
خوشحالم قانون ها رو دارم میفهمم و سعی میکنم عملگرا باشم
واقعا توی اتفاقای بد باید اعراض کرد و از دل شکست ها درس و تجربه پیدا کرد ،از دل حال بدیا یه جای خوبش پیدا کرد و از آتش سوزی باید گرماش رو دقت کرد و به نکات مثبت توجه کرد
خدایا سپاس برای مسیر قشنگ و پر برکتی که در زندگی ام قرار دادی و چقدر با تمام فشار های به ظاهر سخت دارم نشانه ها و دستانت رو روز به روز با درک قوانین بیشتر درک می کنم .
سپاس از استاد عباسمنش و خانم شایسته که فعلا دستان خدا برای هدایتم هستند و آرزوی بهترین ها رو براشون دارم .
چقدر جالب که داشتم از پله های سالنم می یومد م بالا با کمی ترس و اضطراب از مسائل بعد یادم آمد من خدا دارم و از چی می ترسم و توی یه لحظه به خودم گفتم مرضیه خیالت راحت که خدا داره چیدمان زندگیت رو می چینه که به اون چیزی که می خواهی برسی و به خود خدا آروم شدم و آمدم داخل دیدم کسی طبقه پایین نیست که از آمدن ما این موقع اذیت بشه و محمد رضا و فریبا و هومان رو هم گفتم خدا دارن و خودشون عقل و انشالله خدا بهترین ها رو براشون رقم می زنه چون من نه می تونم و نه می دونم چطوری کمکشون کنم .خودم رو ،دلم رو ،عقلم رو واحساسات م رو هم کامل دادم به خدایم و آمدم و این فایل و گوش دادم و و از خدایم سپاسگزارم که با نشانه هاش هر روز ایمانم و یقینم رو بیشتر بیشتر می کنه و توی فایل خدا بیشتر از من می خواهد من ثروتمند شوم که هدف خداوند اینه که خدا طوری جهان رو قرار داده و چیده که همیشه در حال رشد و پیش رفت باشه منطقش برام عالی بود پس زندگی می کنم در زمان حال به یاری خدایم و درک هر روز از قوانین جهان .الهی شکر شکر شکر.
سلام بر استاد عزیز و مریم بانو
همه چیز ساده و صریح و آشکاره به قول خداوند در قران«هذا قرآن المبین »
بله استاد عزیزم ،اینم از شما آموختم که قرآن همه چیو به سادگی بیان کرده
مثلاً ذلک بما قدمت ایدیهم
ذلک بما کان یعملون
یا مثلاً عذاب مردمان رو میگه بخاطر کارهای خودشونه ها
قانونه دیگه وقتی درست عمل نمیکنی و ادامه میدی قطعا نتایج نادرست دریافت میکنی.
خدایا سپاسگزارم که ما هم فهمیدیم که همه چیز ساده است ،تکاملی ست ،باید قدم برداریم و گام به گام رشد کنیم ،و بعدها همراه با قانون تکامل به تصاعد میرسیم و به قول خداوند «از جایی که گمان نمیبریم روزی بی حساب میبخشد »
این گفته ی خداوند است و من ایمان دارم که صد درصد درسته دیگه.
این مثال گوله برفی هم جالب بود استاد که ابتدا یک گوله برف کوچک داریم و یواش یواش گوله بزرگ و بزرگتر میشه و همون مصداق رزق بی پایان رو برای من تداعی میکنه.
هیچ رمز خاصی نیست
همان تکامله است دیگه
جادویی وجود ندارد
اسم اعظمی وجود ندارد.
یه سری اداب و رفتار تکرار شونده ست که نتایج پایدار رو بوجود میآورد.
تکامل
تکامل
تکامل
.
.
.
.
یک رونده که در قرآن بارها اشاره شده است.
مثلاً:
«ما انسانها را به خاطر آنچه که همواره انجام میدهند ،مواخذه میکنیم ،پاداش یا عذاب میدهیم».
خواسته ها همان ورودی های ذهنی ماست.
خدارو شاکرم که ورودی های من شده سایت الهی استاد و خودشون.
و اینکه خیلی بیشتر از خواسته های من رو خداوند برای من در نظر گرفته است.
باز هم سپاس فراوان و آرزوی بهترین ها برای استاد عزیزم و مریم بانو و دوستان گرامی.
در پناه خداوند شاد و تندرست و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت
سلام به استاد و مریم جان گرامی و همه دوستان عزیزم
اولین نکته این بود که وقتی به فایلی گوش میکنیم یک جاهایی که زنگ میخوره تو گوشمون باید فایل رو پوز کنیم و ساعت ها به مبحثی که شنیدیم فکر کنیم تا بتونیم اصول آموزشی استاد رو خوب درک و پیاده سازی کنیم
نکته دوم اینکه ما باید برنامه داشته باشیم فایل هایی که از قبل شنیدیم رو هم مرور مجدد کنیم چون ذهن ما فراموشکار هست و آگاهی ها نیاز به ریویو شدن دارن تا مجدد به مسیر درست برگردیم
نکته سوم خداوند دارای قدرت بی نهایت است و بخشندگی بی حساب به همین دلیل ما باید با خداوند تقسیم کار کنیم
نکته چهارم اینکه مهاجرت انسان رو ثروتمند میکنه و مانند استاد که مهاجرتش به قم باعث شد کلی زندگیش بهبود پیدا کنه و بعد مهاجرت به تهران باعث شد زندگی فوق العاده تر بشه و در مرحله بعدی مهاجرت استاد به اروپا و آمریکا باعث شد زندگی فوق العاده عالی تر رو تجربه کنه و این نشون میده که مهاجرت چقدر پتانسیل بالایی برای بهبود زندگی داره و مهاجرت باید برای پیشرفت کردن باشه یعنی شرایط فعلیت رو خوب ساختی برای بهتر شدن مهاجرت میکنی و این نوع کار هست که یک ورژن بهتر از ما میسازه و آمریکا هم دلیل رشد و پیشرفتش این هست که اغلب افرادی که در آمریکا هستند مهاجرین هستند که حرکت کردن و رفتن و پیشرفت کردن
نکته پنجم این هست که چه کسی مهاجرت میکنه؟ کسی که ایمان داره به خدا و ایمان داره که خدایی هست که در غربت و در شهر جدید و در کشور جدید روزی رسانش هست و بهش کمک میکنه و بهش نعمت میده
نکته ششم نوع درخواست ها و تعاملاتمون با خداوند نشون میده که چقدر ناخالصی داریم در توکل کردن به خداوند و چقدر از خداوند میخواهیم و متوقع هستیم و چقدر روی بندگان خدا حساب می کنیم
نکته هفتم توقعمان از خداوند را تا بی نهایت ببریم بالا توقعمان از نزدیکان و آدم ها تا بی نهایت بیاریم پایین و روشون حساب نکنیم
نکته هشتم بحث تقسیم کار کردن با خداوند هست. یک خط میکشیم و مینویسیم کارهایی که من باید انجام دهم (از کارهای کوچک شروع کنیم) و در قسمت بعدی مینویسیم کارهایی که خداوند انجام میدهد. مثلا من این تمرین رو انجام میدم که خدایا مطالعه کردن و تولید آموزش با کیفیت در کار با من آوردن مشتری و مخاطب و تاثیرگذاری بالا با تو. مطالعه و تحقیق کردن با من دادن ایدههای ناب برای کسب و کار با خدا. اینطوری با خداوند در کارهامون تقسیم کار میکنیم و میبینیم که خوب انجام میشه. ابتدا باید با کارهای کوچک شروع کنیم در طول روز در دفتر To Do List که پیشنهاد میکنم خریداری کنید کارهایی که من باید انجام بدهم را مینویسم مثلا رفتن به اداره جهت حل مسئله مالیاتی با من در قسمت بعدی مینویسم انجام شدن صحیح کارها و آمدن دستان مهربان خداوند که در این مسیر کمکم میکنند با تو. یعنی عشق و حال رو من میکنم کارهای مهم رو خداوند انجام میده.
عاشقتونم
بسم الله الرحمن الرحیم
فتح و فتوحِ من تویی،
یارِ قدیم و اولین️
سلام، یه سلام گرم، صمیمی، پراز عشق، و پر از شکرگزاری خدمت استاد دل ها و مریم جان عزیزم و دوستای عزیز و همسفرم هرجا هستید سلامت، تندرست و پر از عشق و محبت باشید.
ی بارون خوشگلی داره میباره چشاتونو ببندید تجسم کنید کنار من و این بارونید داره شرشر بارون میباره یه پرنده تو حیاط داره میرقصه و پرواز میکنه میری زیر بارون و توهم شروع میکنی رقصیدن چشاتو میبندی و میگی شکرت خدا شکرت خدای من شکرت و بخاطر همه این نعمتا داری شکرگزاری میکنی و خدا ی نور سفید تو اسمون شکل یک لبخند و تو کیف میکنی که خدا هم حالش با حالت خوب…..
داشتم فایل قبلو نگاه میکردم نمیدونم شاید بالای ده بار دیدمش بعدش بارون اومد محو بارون شدم لذت میبردم و ی چی ناخوداگاه بهم گفت محبوبه نشستی چرا نمیری شکرگزاری نمیکنی و تشکر از سرورت بخاطر بارون و این حال خوب شروع کردم به شکرگزاری و نوشتن تا جایی که همراهش اشک ریختم و هی میرفتم بیرونو می اومدم و مینوشتم گفتم خوب من که کامنتی نذاشتم برای فایل قبل کلا کم کامنت میزارم خیلی کم، گفتم بزا شکرگزاری رو تو فایل قبل بنویسم الله اکبر تا اومدم تو سایت دیدم فایل جدید اومده اونم چی قانون افرینش اونم تقسیم کار با خداوند نمیدونم شمای که این کامنتو میخونی مثل من دگرگون و منقلب شدی یا نه اما قبلش که حال منو بفهمی شکرگزاری که نوشتمو اینجا برات میزارم بخونش بدون اینکه بدونم فایل جدید اومده و محتواش چیه وهنوزم نه فایلو دیدم نه کامنتی خوندم تا دیدم الله اکبر این فایل و کامنت و قبلش شکرگزاری من یک هدایت یک نشونس که خدا گفت محبوب ببین تو سمت خودتو انجام دادی منم انجام دادم این فایل این مهر تایید که محبوبه تو شکرگزار باش من دنیارو مسخرت میکنم شکرگزاریو بخونیم:
(خدایا برای این خان نعمتت این بارون پر از نعمت پر از ثروت پر از درس پر از توحید الهی هزاران بار شکرت یا الله شکرت برای قطره قطره این بارون خدایاشکرت برای پرنده ای ک تو این هوا پرواز میکرد و رقص شکرگزاری میکرد زیربارون، خدایاشکرت برای این هوای سرد بارونی و زیبا ک حس تولد ب ادم میده خدایا شکرت برای ابادانی و تمیزی شهر الهی هزاربار شکرت برای سرسبزی و سیراب شدن زمین اخ که این بارون این هوا این اسمون این ابرا خود خود معجزه، خود خود لبخند و مهربونی خداست یا الله هزاران بارشکرت برای وجود سالم و حال عالی که باهات تو این بارون دارم خدایا شکرت برای این صدای شرشر بارون که دلنواز که یک موسیقی فوق زمینی خدایا شکرت برای این قطرات که وقتی میان رو زمین یک سمفونی بی نظیر خلق کردن خدایا این بارون عالی اومده برفم که میاد به حول و قوه خودت یا الله شکرت برای زندگیم برای وجود سالم برای این انگشتا و دستای که سپاسگزاری وجود بی انتهاتو میکنن خدایا شکرت که حال دلم باهات خوب و این حالو با این بارون و نعمت هی بهتر و بهتر کردی یا الله من نمیدونم چه راهی برم کدوم مسیر من توکل میکنم و کار میکنم تو خودت مسیر درستو نشونم بده تو خودت هادی باش تو خودت راه بلدم و مسیریابم باش تو خودت ببرم هرانجا که برام بهتر یا الله نمیدونم چی خوب چی بد تو خودت میدونی چی خوب پس بهترینو سر راهم قرار بده یا الله هدایتم کن به مسیر درست به راه راست ب راه کسانی که به ان ها نعمت دادی نه ان های ک غضب کردی یا الله قلبم برات داره میزنه چشام اشکی اخ نمیدونی چقد وقتای ک تو مسیرتم و سپاسگزارتم حالم عالی قلبم رو هزار و چقد ذره ذره بدنم میخواد شکرتو بگه و دوست دارمو فریاد بزنه الله جان شکرت برای این چشمای که دادی که ببینم بارونو زیبایی رو، نوشتن این کامنتو خدایا دلم سمت تو دستم تو دستات دستامو بگیر ببرم تا اوج ببرم و رهام نکن ببرم و بهم زندگی ببخش، ابادانی بخش، خدا هر لحظه نشانه بفرست که از مسیر الهیت دور نشم خدایا اونی که تورو داره و به دستت اورده دیگه چیو گم کرده واقعا چی میخواد به دست بیاره اخه تو همه چیزی، همه کسی، همه همه ای عاشقتم معبودم، عاشقتم ربم، عاشقتم یگانه خالقم، عاشقتم رفیق و شریکم، همه چیزیم تویی و لاغیر) خدایا چه میکنی با من تو چقد عشقی دوست دارم.
حالا بعد کامنت من مثل من کامنت نسرین عزیز و فایل رو ببینید الله اکبر فقط شکرت هزاران بار ای ذات مهربان
بنام خداوند بخشنده وهاب و روزی دهنده
سلام به چراغ راهنما و نور زندگی من ، سلام به فرشته قلب من ؛ سلام به استاد نازنینم
سلام به بانوی مهر و دوستی ؛ نازنین مریم دوست داشتنی
استاد جانم ؛ تو چنین خوب چرایی ؟
قلب و گوش من با شنیدن صدای شما آروم میشه ، الهی من قربون اون حرف زدنت برم
درس هایی که از این قدم گرفتم ؛
شما قبل از اینکه مهاجرت کنی ، تو فایل هات اشاره داشتی و گفتی من مهاجرت میکنم و از ایران میرم و دقیقا همین کار رو کردی
إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِیمَ کُنْتُمْ ۖ قَالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ ۚ
قَالُوا أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا ۚ فَأُولَٰئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِیرًا
آنان که فرشتگان، جانشان را در حالی که ظالم به خود بودهاند میگیرند، از آنها پرسند که در زمین چه کار بودید؟
پاسخ دهند که ما در روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم. فرشتگان گویند: آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن هجرت کنید؟! و مأوای ایشان جهنم است و آن بد جایگاه بازگشتی است.
در مهاجرت ، پتانسیلی هست که باعث میشه انسان رشد کنه و ثروتمند بشه ؛ نمونه واضح این قضیه خود من هستم . تا زمانی که مهاجرت نکرده بودم ، تکیه گاهی بنام همسر و پدر و دوست و رفیق داشتم ، اما بعد مهاجرتم ، تمام این تکیه گاه از بین رفت و من مجبور شدم که خودم حرکت کنم
من تو جریان مهاجرتم خیلی اذیت شدم ، خیلی تنهایی و غربت و بی پولی رو دیدم که بخاطر باورهای اشتباهم اتفاق افتاد ، اماخدا رو شاهد میگیرم که اگر صدبار دیگه بمیرم و دوباره زنده بشم ، دوباره و دوباره همون شهر و زندگی و چهره و همین مسیر رو انتخاب میکنم
از وقتی مهاجرت کردم ، به اندازه صد سال بزرگ تر شدم ، تجربه های زیادی رو به دست آوردم ، نواقص و ضعف هام رو بهتر شناختم ، نقاط قوتم رو بهتر متوجه شدم ، آرزوها و خواسته هام شفاف تر شده
اتفاقات خیلی عجیبی تو زندگیم افتاد ، با آدم ها ، شرایط و ایده هایی آشنا شدم که حتی توی رویاهام هم نمیگنجید
این شرایط من و وادار کرد تا فکرم رو به کار بندازم و باورهام رو غربال کنم و پیش برم . پاشنه آشیلم خیلی بهتر خودش رو نشون میده و راحت تر میتونم حلش کنم
مریم نازنین به باور قدرتمندی درین فایل اشاره داشتند که توحیدی ترین باوری هست که تا به الان دریافتش کردم ؛
خداوند انرژی مطلقی ست که هم صاحب قدرت نامحدوده ، و هم صاحب بخشندگی بی حساب …و ترکیب این دو ، ترکیبی جادوییست و اگر من / محیا جان / بتونم این خدا رو در وجودم با این ویژگی ها ایجاد کنم ، از هر ابزار دیگه ای بی نیاز میشم و اسلحه قدرتمندی بنام توحید همراه منه
استاد جان من ، عزیز مهربان من ، یار غار تنهایی من ، من انقدر رشد میکنم تا بتونم با سری بالا و با نتایجم بیام آمریکا دیدنت :)
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم
وهمه دوستانم دراین سایت مقدس
خداروشاکروسپاسگزارم بابت یک روزعالی وبی نظیروبارانی دیگرکه باقطره قطره بارانش اشک شوق بریزم وشکرگویم لحظاتی راکه می توانم دراین سایت مقدس باشم وامروزدراین مدارقراربگیرم واین حجم ازاحساس وحال عالی راتجربه کنم وباصدای آرامش بخش مریم جونم فضای ذهن وقلبم راروی دریافت آگاهی ها بازبگذارم وعالی تر به درس های امروزم عمل کنم.
این شناخت قطب نمای درونمان هم که چقدرکارایی عالی دارد،خیالمان بابت همه چیزراحت شده اینکه وقتی آرام آرام درونت رامی سازی وبه صلح واقعی باخودت می رسی دیگرتمام نگرانی هاودلواپسی هاازصفحه ذهنت پاک می شوندوتمام فضای ذهن وقلبت راخداوندتسخیرمی کند،خواسته هایکی پس ازدیگری باهدایت هادرزمان ومکان مناسب باایده هایی که الهام می شوندتحقق می یابندوآن تقسیم کارباخداونداست که تمام وجودت رابه آرامش تبدیل می کندومن به لطف خداوندواستادعزیزم تمام سعی خودراهرروزانجام می دهم که روزم بااحساس وآرامش عالی وپرازانرژی مثبت کلیدبخورد.
آن قدرخودم رالایق بندگی خداوندبدانم تابتوانم تمرکزکنم روی رفتارهاوکلام به کلام استادش که خداوندخودبه سمت ایشان هدایت نمودواین هرروزملکه ذهنم شد: بایدکه جمله جان شوی تالایق جانان شوی ومن باصبوری دراین جاده سرسبزوتوحیدی باتفسیرزیبای استادم ازقرآن کریم چه آگاهی های نابی دریافت کردم وچقدربیشترخودرالایق یک زندگی بهشتی دیدم.
ازشروع تابه امروزمعنی تکامل درهمه چیزرادرک کردم وآگاهانه به پیش رفتم وباتوجه به همان فاصله فرکانسی تاخواسته ها،ابتداآرام وبعدنتایج راتصاعدی دریافت کردم، خواسته ای حذف نشدبلکه هدفمندتردنبال شدولی انتظار اجابت شدن مارابه الهامات ترغیب کردکه فارغ ازهرنتیجه ای ماکاردرست راباهدایت خداوندانجام داده ایم وهرچه اتفاق بیافتدخیراست واین وسط رشدوپیشرفت کرده ایم وبازهم ادامه دادن وباقدرت ایمان وتوکل بیشترهم ادامه دادن چون ازدرون می دانی که راه راست ودرست راپیش گرفته بودی وخیالت راحت است وآن قدرت لایتناهی خودش سرنوشت راعالی رقم می زند،همیشه سهم من دریافت الهامات بااحساس عالی وبعدهدایت به سمت خواسته هاوخدامی داندچه معجزاتی دریافت کرده ایم ومعجزه همین لحظات زیبای بارانیست که سهم مان شده و دیدن این همه خیروبرکت وعزیزدلی که ازپشت پنجره اورامی بینم که درمغازه رفته ودیوارهای آن رارنگ می زندومن هم خداروشکرمی گویم چون که خداوندبه وقت معجزاتش راجاری می کندوفقط همیشه به این نکته توجه دارم که بازهمه چیزمتعلق به خوداوست فقط من بایدبندگی کنم وقدراین معجزات رابدانم ازبدن سالمی که دارم سلول به سلولش تااین زندگی سراسرآرامش وآسایش تااستادی که به شدت کافیست تامن همیشه طعم خوشبختی رادرتمام زمینه هابچشم وبه قدرتی ایمان بیاورم که برای عملی کردن هرچیزی کافیست …….
بله ای جانم به استادم که ازاول افتخارآشنایی باایشان هرچه بیان کردند،به عالی ترین شکل ممکن خداوندبه ایشان ارزانی داشتند،واااای دیگرحجت برمن نوعی تمام شده است ،بهشت همین جاست نزدیک ترازرگ گردن ….
خدایابابت لحظه لحظه نفس کشیدنم توراشکر…..
درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید، عاشقتونم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته عزیزم
رفیق های من، دوستان الهی و در مسیر توحید من سلام
سلام به روزهای تحول زندگی من…
فصل پنجم از “روز شمار تحول زندگی من” رو نظاره گر هستم که داره یواش یواش صفحات با قدم ها و آگاهی ها و خبرها و اتفاقات دوستان و حتی خوده من پر میشه. اونم در حالی که من هم در فصل جدیدی از زندگی ام قرار دارم و باید بتونم این مسیر تحول رو ادامه بدم تا به جایی برسه بگه بُمب و بترکونم و دیگه شکل و فرم خودمو و زندگی ام تغییر کنه.
اینا رو برای خوودم ردپا میگذارم منی که این روزها خدا داره واضح باهام حرف میزنه یعنی خدا همیشه داره واضح حرف میزنه من تازه دارم یادمیگیرم شنیدن و دیدن نشانه ها رو، دارم یاد میگیرم دنبال کردن هدایت ها رو. دارم یاد میگیرم سرسپرده ی هدایت ها و راهنمایی های اون باشم. دارم سعی خودمو میکنم با ذهن و عقلم رو خاموش کنم و قلبم رو روشن کنم تا ببینم تا بشنوم. مهرها و زنگارها و مانع هایی که باعث میشه با تردیدها و ترس ها و سردرگمی ها نبینم و نشنوم رو از وجودم دور کنم و ازشون رها بشم و به تنها چیزی که وابسته بشم خدا باشه. فقــط خدا…
اره این روزا دارم فکر میکنم یک قدم بهت گفته شد و انجام دادی و در حد و اندازه ی خودت هم نهایت تلاشت رو کردی و تونستی طبق قوانین احساست رو خوب نگه داری و پیش بری و بعد اون اتفاق در اون لحظات هم با نهایت کنترل ذهنی که تمرین کردی و یادگرفتی رو هم اجرا کردی. یاد گرفتم رها بودن از نتیجه و فارغ از نتیجه عمل کردن رو، یادگرفتم که متمرکز باشم روی یک خواسته و هدف و تمام تمرکزم روی هدف و خواسته ام باشه، تمرین کردن تا اصل رو از فرع تشخیص بدم و خودمو در مسیر درست نگه دارم. یاد گرفتم تا برای اینکه ببینم جهتم درسته به قطب نمای قلبم نگاه کنم. یادگرفتم توکل یعنی چی به عوامل بیرونی نچسبیدن یعنی چی. توحیدی عمل کردن حتی تو درس خوندن رو تا حد کوچولو اما خوبی درک کردم. اینکه به خودمم غّـره نشم، روی عقل و هوش خودمم حساب نکنم و یادم باشه همه اینا از آن اوست و بدونم چرا باید اعتبارش رو بدم به خدا و به خودِ فراموشکارم هی یادآوری کنم تا این مورچه های ریز شرک تو وجودم برای خودشون جفتک نندازن. یاد گرفتم تا از من حرکت باشه و به بقیه اش کار نداشته باشم و خداست که از هزاران طریق به همین حرکت کوچیک همین قدم کوچیک من برکت میده. یاد گرفتم تکرار کنم مرور کنم تمام موفقیت های ریزم رو ببینم ولی بازم به خودم یادآور بشم اینا اعتبارش مال خداست و تنها کاری که من کردم اینکه ذهنم رو کنترل میکردم و روی ذهنم کار میکردم و بقیه اش هر چی بوده و نبوده و همه اتفاقات این مدت همه اش هدایت های اونه.
دیشب یکهو به ذهنم از هدایت یک مفهوم کامل تر ی اومد تا جایی که یادمه مینویسم. اینکه هدایت کاری نیست که خدا انجام بده یعنی اصلا خدا کاری انجام نمیده فقط شاید نظاره گره. هدایت یعنی خودتو هم مدار میکنی با یک خواسته و طبق قوانین ثابت الهی و قانون مدارها و هم فرکانسی ها جهان ادم ها و شرایط رو به سمت تو یا تو رو به سمت اونا میبره. یعنی تو خودت رو هربار که هماهنگ تر میکنی با قوانین و از قوانین در زندگی ات به درستی عمل میکنی قانون هم بی نقص کار خودش رو انجام میده و تو رو بدون خطا با اتفاقاتی مواجه میکنه که با شرایط موجودت هماهنگه. و اینطوری میشه که انگار فرمان و جهت زندگی مون اینور اونور میشه و انگار داریم هدایت میشه.تو ذهنم الان جریان یک رودی رو دیدم که داره از یک مسیری مثلا بین دره ها و کوه ها به سمت سرازیری حرکت میکنه و یک جریانی هست ک این رود داره از یک جهتی به جهت دیگه مثلا از جهت چپ به راست. از جهت کوه به دریا. فقط کافیه تو در مسیر این جریان باشی و طبق قوانین حاکم بر آب و قوانین جهان تو در مسیر این جریان پیش میری و هدایت میشی به سمت دریا.حرکتی به سمت دریا میشه همون هدایت. هماهنگ شدن با جهت رود و با اون هم قدم شدن میشه هدایت. آسان شدن برای اسانی ها میشه هدایت، قدم هایی که بهت الهام میشه و ایده هایی که با شرایط اکنونم هماهنگه برمیدارم یعنی خودمو در مسیر این جریان بی انتها قرار میدم و میشه هدایت. اصلا هدایت همیشه هست همیشه بوده و خواهد بود و هیچ وقت قطع نمیشه باید اگر قطع شدم ببینم اشکال کار چیه. اشکال کار هم قطعا منم، درون منه، فرکانس ها و رفنارهای ناشی از باورهای منه. خب پس من خودمو آماده میکنم چطور با زلال تر کردن خودم و هماهنگ تر شدن خودم با این جریان همیشگی هدایت الهی. با یان سیستم و قانین با خــداوند.
چند روزی بود انگار بیکار شده بودم و حتی نمیدونستم از خدا چی بخوام که برام چیکار کنه و اصلا سهم خودمم نمیدونستم. دقیقا روزی که این فایل رو دیدم به تخته ی روی اتاقم که اینو نوشتم:
(( خــدایا فقط از تو یاری میجویم تا با رامش و اطمینانی که به قلبم میدی فقط تمرکزم به 1% سهم خودم باشه. خــدایا “هدایتم کن فقط بندگی خودمو بکن با عشق..
بقیه اش به من چه…(قول دادی انجام میدی.)))
و دقیقا صبح کلمه 1% سهم خودم اصلا چشمک زد و روی این کلمات قفل شدم و به خودم گفتم فهیمه تو الان سهمت چیه، تو الان باید چیکار کنی. انگار دنبال سهم خودم میگشتم تا بتونم سهم خدا رو بهش بدم یعنی ازش بخوام چون واقعا چیزی زیادی ازش نتونستم بخوام جز اینکه بهش گفتم بگو الان قدم بعدی چیه و من باید چیکار کنم.وای خدای منن تا شب چقدر شگفت زده شدم. با تماس ها، با همین فایل ارزشمند، با ایده ها با همین فکرایی که به ذهنم اومد و باید سر وسامان شون بدم.
و یک چیز دیگه که به ذهنم زد اینکه من وقتی میتونم از خدا درست بخوام که خودم درست بدونم قراره چیکار کنم و چه اتفاقی بیفته.اصلا واضح باشه خواسته ام و اینکه در مسیر یک حرکتی باشم تا برکت ها و سهم خودش برام اجرا کنه.همینطور بیکار نباشم و فقط مشغول فکرکردن یا مثلا روی ذهنم کار کردن نباشم.باید حرکتی،کاری،قدمی چیزی از من باشه تا این جریان هدایت و سهم خدا هم ایجاد بشه.
خدایا شکرت من هم اکنون در روند تحقق خواسته ها هستم و منو اجابت میکنی هر لحظه.
خدایا شکرت که بهم گفتی تقسیم کار و سهم خودت و خودم اینجوری مشخص میشه.
خدایا شکرت که از طریق دستان بی نهایتت و زبان بقیه چیزهایی که من باید انجام بدم و قدم بعدی رو بهم واضح نشون دادی.خدایا شکرت که منو آسان میکنی برای آسانی ها منو آماده تر میکنی برای دریافت برای درک خودت و قوانیت. کمکم میکنی تا فکرت رو بخونم.خودت راز خوشبختی و موفقیت رو بهم میگی.خودت پازل های گنگ رو قطعاتش رو دستم میدی و میگی برو برو بنده ی من این قطعه رو بزار سرجاش وقتی اون قطعه که دادم دستت رو گذاشتی سرجاش قطعه بعدی هم میاد دستت. پس برو بنده ی من که داری تازه تاتی تاتی یاد میگیری. برو حتی اگر افتادی و زخمی هم شدی بازم بلند شو و همون تیکه دستتو روو بزار سرجاش و من بازم بهت جایزه میدم و حتی اینقدر مهربونی که وقتی هم میفتم منو تشویق میکنی دستم رو میگیری،برام دست میزنی انگیزه میدی میگی پاشو ماشالله پاشو برو انجام بده تو میتونی. وقتی هم در حین راه رفتن بین این همه خط و خطوط گیج و منگ میشم و برای زمانی دور خودم میچرخم میگی چشم هاتو ببند یک لحظه ارام باش، نفس عمیق بکش بشین و بعد دوباره بدون اینکه سرت گیج بره به مسیر نگاه کن مسیر درست برات چراغ میده و تو آروم باشی میبینی و بعد ادامه بده. عجله نکن. این بازی و بازی یعنی لذت بردن. اگر هم توی بازی گیج شدی من برات دوباره قوانین بازی رو مرور میکنم. نشانه میفرستم تا از سردرگمی و سرگیجه دربیای.
من تو حالت سردرگمی و سرگیجه بودم توی این بازی زندگی و خدا چقدر سریع بهم یاد داد چطور از این حالت بیرون بیام.
نمیدونم اینا چی بود نوشتم. اومدم فایل رو دوباره برای بار چندم بشنوم و پلی کنم و سعی کنم نکته برداری هامو بیام اینجا به عنوان ردپا از مسیر تحول بنویسم. باورت میشه فهیمه حتی خدا گفت بیخیال الان نیازی نیست فایل بشنوی فقط بنویس و چشمات ببند تا بیشتر از گیجی در بیای و بدونی تمام امروز چطور با قدرت به سمت و جهت درست حرکت کنی. خداجونم عاشقتم عاشقانه میپرستمت که اینقدر هستی، اینقدر با منی، اینقدر تمام منو سرشار از خودت میکنی و خودت منو در آغووش خودت میبری و اینقدر با من مهربانی و به منم یاد میدی اینقدر به خودم سخت گیر نباشم و با خودم مهربان تر باشم و حتی توقع ام رو از خودم بیارم پایین و توقع ام فقط از تو باشه فقط متوقع باشم نسبت به تو…خدایا منو متوقع کن به خودت و منو آسان کن برای خودم و خودت….
بنام خداوند بخشنده ی مهربان ”
سلام و درود بر خواهر زیبا اندیشم ”
سلام بر جواهر ارزشمندم ”
سلام بر نگار من ”
سلام بر گل همیشه عاشق ”
سلام بر فرشته بی نظیر ”
حال دلت عالی
و متعالی ”
کامنت زیبا تو خوندم و کلی لذت بردم و چقدر خوب قوانین رو مرور کردی ”
واقعا اگر همیشه تکرار نکنی ، قوانین رو …
میری تو در و دیوار …
این روزا که بحث انتخابات مجلس هستش مخصوصا این قسمت که ما هستیم. واقعا اگر تمرکز نداشته باشی .پرت میشی ” و معلوم نیست سر از کجا در بیاری !!!؟؟؟
خوشحالم با استاد گرامی و دوستان بی نظیرو بهشتی ام هستم و از این گنج های ناتمام و بی نهایت، دارم استفاده میکنم .
اگر قبلا بود کلی ذهنم درگیر میشد. حالا که فکر میکنم قبلا چقدر تو حاشیه بودم .
مرسی که نوشتی ، نه خسته
دختر بهشتی ”
سمت خودتو انجام بده ، و همه رو به اون بسپار ”
الهی که همیشه تنتون سالم باشه .و عاقبت به خیر باشید”
عشق الهی درونت جاری باشه ”
و با عشق در روند خواسته هات باشی ”
الهی” هم سو بشی با کائنات ”
روزتون زیبا ”
در پناه الله ”
لحظه هاتون شاد شاد ”
دوست دارم و عاشقتم ”
دختر بهشتی و بی نظیر ”
فهیمه پژوهنده “
سلام به شما دوست ارزشمند و پر از عشق و محبتم
سلام به سید عظیم عزیز و پر از ذوقم
سال نو رو به شما با عشق تبریک میگم .
و براتون آرزو میکنم که امسال بهترین سال زندگیتون باشه و هر سال بهتر از امسال باشه براتون.(این بهترین آرزو که از استاد عزیزم یادگرفتم و جمله ایی جز این امروز به ذهنم نمیاد.)
واقعا سپاسگزارم برای وجودتون
سپاسگزارم برای تمام ردپاهایی که برام گذاشتین و توی سایت از خودتون به جا میگذارید.
واقعا سپاسگزارم ازتون برای اینکه اینقدر زیبا مینویسید و توجه میکنید به زیبایی ها و میتونم بگم شما یک “شکارچی زیبایِ زیبایی ها” هستید.
سید عظیم عزیز چقدر الان که برای بار چندم بعد چند هفته کامنتتون رو خوندم لذت مضاعف ترری بردم.باورتون میشه چقدر این کامنت هاتون ناب و عالی میشن گاهی که بی هوا آدم میاد و میخونه شگفت زده میشه.
اینکه نوشته بودید:
“و چقدر خوب قوانین رو مرور کردی ”
واقعا اگر همیشه تکرار نکنی ، قوانین رو …
میری تو در و دیوار …”
واقعا چقدر این یادآوری ها خوبن چقدر لازم دارم بارها بشنوم و بخونم و بنویسم:
“سمت خودتو انجام بده ، و همه رو به اون بسپار ””
این روزا من وسط خانواده ایی که ازشون یادگرفتم تو حاشیه برم و چقدر نقاط ضعف و ضعف های شخصیتی خودمو بیشتر این روزا دیدم و دارم سعی میکنم اصلاح کنم.
منم شما رو دوست دارم دوست عزیز و گر از عشق و ارزشمندم
منم به شما با عشق احترام میزارم و براتون کف میزنم و میگم ماشالله به تعهد و اینکه اینقدر خوب داری از قوانین به نفع خودت استفاده میکنی حتی در شرایطی که در تضادها و موضوعات به ظاهر ناخوشایند قرار میگیری. و این کار ماست که بتونیم در این شرایط متفاوت تر از قبل خودمون عمل کنیم.
سپاسگزارم برای تمام وجودتون برای تمام حضور و عشق هایی که اینجا پراکنده میکنید.
همه پریشانی های تو فقط و فقط وقتی آغاز میشود که فراموش میکنی که لایتنهاهی هستی.
وقتی سقوط میکنی که از اصل خود،….دور میشوی….
بازهم سپاسگزارم که برام نوشتین و مینویسن.
خداروشکر برای این فرضت نوشتن.
خداروشکر برای این فرکانس ها و عشق ها
ارادتمند شما فهمیه پژوهنده
سلام به شما دوست ارزشمند و پر از عشق و محبتم
سلام به سید عظیم عزیز و پر از ذوقم
سال نو رو به شما با عشق تبریک میگم .
و براتون آرزو میکنم که امسال بهترین سال زندگیتون باشه و هر سال بهتر از امسال باشه براتون.(این بهترین آرزو که از استاد عزیزم یادگرفتم و جمله ایی جز این امروز به ذهنم نمیاد.)
واقعا سپاسگزارم برای وجودتون
سپاسگزارم برای تمام ردپاهایی که برام گذاشتین و توی سایت از خودتون به جا میگذارید.
واقعا سپاسگزارم ازتون برای اینکه اینقدر زیبا مینویسید و توجه میکنید به زیبایی ها و میتونم بگم شما یک “شکارچی زیبایِ زیبایی ها” هستید.
سید عظیم عزیز چقدر الان که برای بار چندم بعد چند هفته کامنتتون رو خوندم لذت مضاعف ترری بردم.باورتون میشه چقدر این کامنت هاتون ناب و عالی میشن گاهی که بی هوا آدم میاد و میخونه شگفت زده میشه.
اینکه نوشته بودید:
“و چقدر خوب قوانین رو مرور کردی ”
واقعا اگر همیشه تکرار نکنی ، قوانین رو …
میری تو در و دیوار …”
واقعا چقدر این یادآوری ها خوبن چقدر لازم دارم بارها بشنوم و بخونم و بنویسم:
“سمت خودتو انجام بده ، و همه رو به اون بسپار ””
این روزا من وسط خانواده ایی که ازشون یادگرفتم تو حاشیه برم و چقدر نقاط ضعف و ضعف های شخصیتی خودمو بیشتر این روزا دیدم و دارم سعی میکنم اصلاح کنم.
منم شما رو دوست دارم دوست عزیز و گر از عشق و ارزشمندم
منم به شما با عشق احترام میزارم و براتون کف میزنم و میگم ماشالله به تعهد و اینکه اینقدر خوب داری از قوانین به نفع خودت استفاده میکنی حتی در شرایطی که در تضادها و موضوعات به ظاهر ناخوشایند قرار میگیری. و این کار ماست که بتونیم در این شرایط متفاوت تر از قبل خودمون عمل کنیم.
سپاسگزارم برای تمام وجودتون برای تمام حضور و عشق هایی که اینجا پراکنده میکنید.
همه پریشانی های تو فقط و فقط وقتی آغاز میشود که فراموش میکنی که لایتنهاهی هستی.
وقتی سقوط میکنی که از اصل خود،….دور میشوی….
بازهم سپاسگزارم که برام نوشتین و مینویسن.
خداروشکر برای این فرضت نوشتن.
خداروشکر برای این فرکانس ها و عشق ها
ارادتمند شما فهیمه پژوهنده
سلام فهیمه عزیزم
امیدوارم تا الان از سردرگمی که داشتی در اومده باشی
منم چند روز پیش دچار همین سردرگمی ها شده بودم دنبال یه انگیزه و انرژی بودم برای ادامه دادن
ایده ها مدام تو سرم چرخ میزدن و نمیدونستم باید چیکارشون کنم و سعی میکنم فقط استراحت کنم از همه چیز دست میکشم و فقط کارهای روزمره انجام میدم و شاید به مدت دو سه روز ذهنمو آزاد میکنم و میام تو سایت دور میزنم .
وارد مرحله جدید بازی شدم و باید تغییر کنم و متفاوت عمل کنم
چون در جریان حال و احوال مامانم بودی اومدم خبر بدم که مامانم به کمک واکر و دونفر که هواشو داشته باشن میتونه کمی راه بره . میتونه پای راستشو خودش کنترل کنه و الان داره جلسات فیزیوتراپیشو میگذرونه و خونه خواهرمه تا دوروز به عید میمونه بعدم خواهر دیگم میاد ازش مراقبت کنه .
همه ی ما واقعا خدا رو شکر میکنیم که مامانم داره کم کم سلامتیشو به دست میاره و روز به روز حالش بهتر میشه من قانون تکاملو تونستم با شرایط مامانم کاملا درک کنم و دیگه هیچ عجله ای نداشته باشم
به خودم قول دادم تو این فرصت کوتاهی که تا نوروز دارم هم روی خودم کار کنم و هم کسب و کارمو به روز کنم و هم بتونم به تنها هدفی که برای خودم مشخص کردم برسم.
یه فایل نشانه دانلود کردم و بلافاصله بعدش مقدمه دوره 12 قدم رو دانلود کردم کامنت قبلی که گذاشتم توضیح دادم که چی شد و الان مصمم شدم این دوره رو با ورود به سال جدید خریداری کنم و تمرکزم فقط روی همین دوره باشه . میخوام این یکسال رو متفاوت شروع کنم و نتایج متفاوتی هم برام رقم بخوره . قول دادم به هدفم برسم تا این دوره رو برای خودم جایزه بگیرم .
این روزا دارم به خواسته هام فکر میکنم به چیزایی که دلم میخواد در آینده برام اتفاق بیفته و مثل یه فیلم سینمایی که ساخته خودمه سعی میکنم هر شب و هر روز و هر لحظه مرور کنم .
تو این حدود 6 ماهی که من وارد سایت شدم کلی اتفاقای کوچیک و بزرگ برام افتاده که وقتی مرور میکنم یاداوری میشه همه اونها یه روزی خواسته من بوده و بهشون رسیدم ولی توجه نکردم مسیر اینقدر همواره که وقتی به یه خواسته ای میرسی اصلا یادت نمیاد که یه روزی اینو میخواستی برای همین سعی میکنم بیشتر بنویسم هم تو دفترم هم تو سایت .
امیدوارم سال 1403 برای هر دوتامون متفاوت ترین سال باشه و بیایم همینجا برای هم دیگه تعریف کنیم چی شد که مثل بمب صدا کرد .
بهترینها رو برات آرزو میکنم .
سلام به شما دوست ارزشمندم
سلام به تو مهناز قشنگم
واقعا ازت سپاسگزارم عزیزم.
من کامنت شما رو چند هفته پیش دریافت کردم ولی الان دارم پاسخ میدم. در سال 1403.
همین ابتدا بــا عــشـق سال نو رو بهت تبریک میگم عزیزم. و همون آرزو و دعای معروف استاد رو برات میکنم که چیزی زیباتر و قشنگ تر از این آرزو به ذهنم نمیرسه. اینکه:
امسال بهترین سال زندگیت باشه و هر سال بهتر از امسال.
موقعی که کامنتت بهم رسید من از سردرگمی دراومده بودم، خداروشکر فاصله در اومدن از احساس های بد برام خیلی کم شده و علتش رو میدونم ولی تمرین میخواد و از خودم توقع زیاد هم دیگه ندارم.
چقدر کار خوبی میکنی و تحسینت میکنم که توی سایت فعالیت داری و میای توی سایت میچرخی و اینکه از خودت برام اینجا ردپا میزاری بارها و بارها منو خوشحال تر میکنی. واقعا ازت ممنونم مهناز جان.
آفرین که در مرحله دیگه از این بازی زندگی شدی و اینقدر خوب سعی میکنی آگاهانه درست عمل کنی.
چه خبر خوبی از مامانت و بهبود وضع و حالشون رو برام نوشتی.واقعا ممنونم واقعا خداروشکر برای بهبود و سلامتی که هربار داره براشون بیشتر میشه.
این کامنتت رو میزارم برای خودم روی منتخبین تا یادمون باشه آخرسال و به یاد هم بیاریم.
اینکه نوشته بودی:
میخوام این یکسال رو متفاوت شروع کنم و نتایج متفاوتی هم برام رقم بخوره . قول دادم به هدفم برسم تا این دوره رو برای خودم جایزه بگیرم .
واقعا آفرین که مینویسی، واقعا این ردپاها چند ماه و چند سال دیگه تو رو شگفت زده میکنه.واقعا تحسینت میکنم و بازهم تشویقت میکنم با همین فرمون پیش برو عزیزم.
قطعا یک روزی همو میبینیم و مثل یک فیلمی که کارگردان و نویسنده و بازیگراش خودمون و خدا بودیم و خلقش کردیم رو برای هم تعریف میکنیم و قانون رو بیشتر به یاد میاریم.
باز هم سپاسگزارتم مهنازجونم….
پیش بسوی “هدفی متفاوت برای سال جدید”
ارادتمندت فهیمه
سلام فهیمه عزیزم
چقدر خوبه که اینجا هستی و چقدر خوبه که لحظه ای کامنت مینویسی که من نیاز دارم بشنوم و بهتر تصمیم بگیرم شاید اگه چند هفته پیش برام نوشته بودی تاثیری که الان داره رو نداشت
واقعا سپاسگزارم دوست مهربونم
منم سال نو رو بهت تبریک میگم و امیدوارم امسال بهترین سال زندگیت باشه و هرسال بهتر از امسال
خیلی دلم میخواد امسال متفاوت تر باشم . تمام تلاشمو میکنم ولی این وسطا خیلی اتفاقا میفته که انتظارشو ندارم ازت میخوام کامنتمو تا آخر بخونی و زود قضاوتم نکنی شاید یکم ناراحتت کنه .
33 سال با یه رویه زندگی میکنی که تازه میفهمی اشتباه بوده و میخوای درستش کنی ولی نمیشه خیلی سخته
من مغرورم
من خودخواهم
من نماز نمیخونم شاید از نظرخیلیا کافرم روزه میگیرم بی نماز فایده نداره
من بی عرضه ام
من نمیتونم یه کاریو درست انجام بدم
من هیچی نیستم
من هیچ ارزشی ندارم چون پول ندارم چون نتونستم یه لباس نو برای خودم بخرم
من تنبلم
من خیلی میخوابم
من چیزی رو برای خودم نمیخوام و خواسته های من فقط برای اینه که خودمو به دیگران ثابت کنم
من زندگی نمیکنم و فقط دارم برای یه قرون پول دست و پا میزنم
از بچگی کار کردم اما هیچی واسه خودم ندارم حتی یه تیکه طلا نتونستم واسه خودم بخرم
من هنوز خونه پدرشوهرم تو یه خونه 35 متری دارم زندگی میکنم و امسال سال هشتمه
اینا حرفاییه که من میشنوم آدما مستقیم تو چشم من نگاه میکنن و میگن یا تو رفتارشون با خودم میبینم
بیشتر از اینا دارم تحقیر میشم ولی یادم نمیاد دیگه که بنویسم.
میدونم همه ی اینا به خاطر رفتارای خودمه .
هیچی نشده بود فقط گفتم من خونه خواهرم نمیام چرا چون شوهرش یه روز تو ماشین که داشت منو میرسوند جلو دختر خودش و دختر من هر چی از دهنش در اومد بارم کرد و من فقط سکوت کرده بودم ( یاد گرفتم از اینجا از سایت که سکوت کنم )
شوهرم گفت تو مغروری تو خودخواهی اتفاقا باید بیای من عصبی شدم خسته بودم هورمونام بهم ریخته بود توقع داشتم درکم کنه نه اینکه بیشتر رو مخم راه بره گفتم تو بی عرضه ای که این زندگی رو برای من درست کردی من این زندگی رو نمیخواستم دعوا شد کتک خوردم
من خودم همه اینا رو میدونم باید سکوت میکردم ولی نتونستم این امتحانمو رد شدم تا حواسم بیشتر به خودم جمع باشه فرکانس من اینجوری بود من پذیرفتم میدونم همه اینا به خاطر خودمه و باید تغییر کنم
میگه بشین بنویس خودتو درست کن منم اینجا نوشتم آبروم میره ؟بذار بره اصلا مهم نیست بذار همه ی آدما بفهمن من الان کی هستم چه نقاط ضعفی دارم برای خودم خوبه همین اعتراف کردنم به نظرم شجاعت میخواد که خیلیا ندارن.
خیلیا تو این روزگار صورتشونو با سیلی سرخ نگه داشتن و با قسط و قرض و بدهی یه زندگی از دید مردم لاکچری درست کردن ، خیلی از همین آدما رابطه خوبی با بچه هاشون ندارن و بچه هاشون بهشون بی احترامی میکنن دیدم که میگم . خیلی از این آدما رابطه خوبی با همسرشون ندارن و فقط حفظ آبرو میکنن جلو مردم . خیلی از این آدما 99 درصدشون برای خودشون زندگی نمیکنن .
این فقط یه رد پا میمونه از این روزای من ، همین آدما که اینقدر منو تحقیر کردن دو روز دیگه میان میگن وااای دمت گرم مهناز چه کارایی کردی به کجا رسیدی دمت گرم چقدر تلاش کردی الان داری تو بلندترین برج دبی زندگی میکنی این آدما اون زمان ، خونه 35 متری من اصلا یادشون نمیاد حتی یادشون نمیاد چه حرفایی به من زدن یا با رفتاراشون چه احساسی به من دادن
من راهشو بلدم مسیرمو میدونم حتی میدونم دقیقا چند سال دیگه اتفاق میفته و من شرکت خودمو با همراهی همسرم و دخترم تو امارات ثبت میکنم فقط باید یکم دیگه صبر کنم یکم دیگه مونده . من واقعا برای خودم میخوام خواسته ی قلبی خودمه که برم زندگی تو بلندترین برج دبی با ویو دریا رو تجربه کنم یه لیوان شربت آبلیموی خنک برای خودم درست کنم و برم تو تراسو بشینم رو صندلی و دفترمو باز کنم و این خواستمو تیک بزنم .
شاهنامه آخرش خوشه
سلام مهناز قشنگم
سلام دوست ارزشمند و شجاعم
سپاسگزارم برای اینکه نقطه آبی رنگ رو امروز با اسم و عکس زیبای تو دریافت کردم و منو کلی س.رپرایز و خوشحال کردی.واقعا ازت سپاسگزارم که هستی و اینقدر خوب حواست به خودت هست و حتی اگر در این مسیر زخمی بشی یا بیفتی باز خودتو میتکونی و بلند میشی. واقعا ماشالله واقعا آفرین…
من کامنتت رو با دقت خوندم و قبل اینکه بخوام ادامه بدم به نوشتن هم رفتم دوباره از اول خوندم و مرور کردم در مورد کامنتت در مورد عکس العمل های تو و آدم ها و جهان خیلی میشه توش حرف زد. خیلی ردپای قانون رو میتونیم توش پیدا کنیم و با هم درس هاشو مرور کنیم.خیلی چیز تو ذهنم میچرخه که بنویسم و واقعا نمیدونم چی بنویسم و چطور. واقعا اینقدر تو ذهنم چیز داره میچرخه گیجم چی بنویسم و فقط دارم مینویسم تا بدونی من تو چه احوالی در حال نوشتنم.
من یک گوشه ایی از حال رو به پنجره نشستم و صدای پرنده ها از حیاط خونه هم میاد ولی در کل یک سکوتی عمیق حکم فرماست(یخچال هم صداش چندثانیه قبل قطع شد) و من بعد نوشتن ستاره قطبی ام و تمرینم و درخواست هام از خدا اومدم لپ تاپ رو روشن کردم و طبق معمول خواستم به سایت سری بزنم و بعد هدایتی گفتم برم شروع کنم یا دوره هامو یا یک فایلی بزارم و بشنوم و البته گوشه ی ذهنمم تلگرام چک هم بود. خلاصه سایت اومد و دیدم واوووو نقطه آبی رنگ زیبا کنار اسمم داره میدرخشه و گفت بیخیال فهیمه گوشی رو بزار زمین بیا تو لپ تاپ برو دیدگاهی که برات اومده رو بخون منم با عشق و اشتیاق گفتم چشم. واوووو بازم سورپرایز ببین کی برام کامنت گذاشته “مهناز دژبانی مقدم” تا دیدمت گفتم آفرین مهناز، سپاسگزارم مهناز….
اومدم با عشق کامنتت رو باز کردم و شروع کردم به خوندن.
“سلام فهیمه عزیزم”
چقدر خوبه که اینجا هستی و چقدر خوبه که لحظه ای کامنت مینویسی که من نیاز دارم بشنوم و بهتر تصمیم بگیرم شاید اگه چند هفته پیش برام نوشته بودی تاثیری که الان داره رو نداشت
ببین این جمله ات خیلی توش درس داره برامون. چقدر خوشحالم چقدر ممنونم که نوشتی چقدر سپاسگزارم برای تمام صداقتت برای تمام تیز بینی و دقتت.اصلا میخواد الان اشکم بیاد اینقدر ذوق زده ام از این همه.
میدونی من همون روزی که کامنت زده بودی هم میتونستم بنویسم اما حسش نبود و بعد الویت هام چیزدیگری بود و گذشت و گذشت تا فرصت مناسبش شد اون روزی که با عشق اومدم پاسخ دادم به کامنتت و چیزایی رو نوشتم و حال وو هوایی بودم که که تو “لازم داشتی”. میدونی کهناز جون من خیلی دارم سعی میکنم هماهنگ بشم با خدا و قوانینش. خیلی دارم سعی میکنم آسان بشم برای آسانی ها(آخه ما اغلب آسان شدیم برای سختی هاو سختی کشیدن ها). خیلی دارم سعی میکنم از استاد جون الکو بگیرم و هدایتی عمل کنم، حتی هدایتی هم بیام تو سایت کامنت بچه ها رو بخونم یا ینویسم. خیلی دارم سعی میکنم سوار بر جریان هدایت بشم. خیلی دارم سعی میکنم که همش از خدا بخوام تا منو در بهترین زمان و و بهترین مکان هدایت کنه. و جالبه وقتی توی مسیر هدایتت قرار میگیری نه تنها برای خودت در بهترین زمان یک کاری رو(مث همین مثال ساده کامنت رو زمانی نوشتم که بهترین زمان بود) میدی بلکه اون بهترین زمان برای کسی هم که خودش رو داره با خدا و قوانین هماهنگ میکنه هم میشه بهترین.
دقیقا مثل فایل های استاد. اصلا یکجوری بود اون اوایل که فکر میکردم استاد میدونه من چه آگاهی و محتوایی رو لازم داشتم و جوری فایل ها میاد روی سایت که نه تنها برای من و بلکه برای خیلی ها بهترین زمان اومده و هرکسی اون مطلبی که لازم داشته رو استاد به نوعی اشاره کرده که سورپرایز شدیم از این هماهنگی و همزمانی ها. بنظر من این یعنی هدایت خدا،
این یعنی هماهنگ شدن با قانون خدا،
این یعنی آسان شدن برای آسانی ها،
این یعنی در مدار درست قرار داشتن،
این یعنی به اصل وصل بودن،
این یعنی عمل به ایده ها و الهاماتی که از طرف خدا گفته میشه.
این یعنی ما اگر احساس مون رو خوب نگه داریم اگر شاخک هامون رو تیز کنیم و برای دیدن نشانه ها رو تیزبین بشیم، اگر درمدت زمان بیشتری روی خودمون کار کنیم و “اجازه بدیم که هدایت ما رو هدایت کنه.” اون موقع خدا برامون کارهایی میکنه با هیچ برنامه ریزی و زمان بندی اینطور جفت و جور نمیشد. اون موقع است که ما یک قدم خودمون رو برداشتیم و خدا هزاران قدم برمیداره وما رو به سمت خواسته هامون در مقیاس ریز تا بزرگ میرسونه. این عظمت خداست، این قدرت خداست برای اداره ی همه امور در جهان، این یعنی فرمانروا خداست. این یعنی خدا بی خطا میتونه هر چیزی رو به موقع به هرچیزی متصل کنه و منفصل کنه.
اینا رو که دارم میگم قوانین خداست و میخوام درکم از قانون بیشتر بشه. و همین جمله اول کامنت تو رو میشه با هم حرف ها راجع بهش بزنیم و به یاد بیاریم که خدا چقدر بی نقص همه چیز و همه کس رو هدایت میکنه. تازه غیر از من و تو ببین هدایت هایی که خانم مریم شایسته عزیزو استاد عزیز میشن که کی کامنت ها رو بخونن و تایید کنن و توی سایت منتشر کنن هم خودش یک طرف داستانه. چون میتونست دیرتر یا زودتر این کامنت ها منتشر بشه. اما اینجا اینطوری برای من بهترین جای دنیاست.(من اسم سایت رو برای خودم روی لپ تاپم گذاشتم بهترین جای دنیا) اینطوری که همه ی اتفاقات داخل این سایت از کامنت و فایل و هر چیزی در بهترین زمان و بهترین مکان اتفاق می افته. چون اینجا همه داریم تلاش میکنیم که با اون” تنها بهترین هماهنگ بشیم.”
خلاصه میکنم و خلاصه حرف من فقط برای یک بخش اول و کوچیک کامنتت هست.
خدا کمکم کنه تا بتونم چیزهایی که لازمه رو بنویسم و درست کامنتم رو تموم کنم.
در ادامه نوشته بودی که:
“خیلی دلم میخواد امسال متفاوت تر باشم . تمام تلاشمو میکنم ولی این وسطا خیلی اتفاقا میفته که انتظارشو ندارم ازت میخوام کامنتمو تا آخر بخونی و زود قضاوتم نکنی شاید یکم ناراحتت کنه ”
تحسینت میکنم که میخوای امسال متفاوت شروع کنی و تمام تلاشت رو داری میکنی و داری ادامه میدی.و نکته این قسمت و چیزی که من با خوندنش به ذهنم اومد و گفتم همینه. آفرین داری درست پیش میری.
^ اینکه تقریبا همه ی بچه ها با این حرف من موافق هستن اینه که وقتی داری خوب روی خودت کار میکنی و کم کم میری که بری به مدارهای بالاتر برای رشد و پیشرفت، میری که به مدارهای درک بالاتر از آگاهی ها و قوانین برسی یک اتفاقات ناخوشایند می افته. اتفاقاتی که به قول تو اصلا انتظارش رو نداری.
ما اینو از قانون یادگرفتیم که احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد و چون اغلب سعی کردیم خودمون رو در احساس خوب قرار بدیم، توجه میکنیم به زیبایی ها و نکات مثبت، سعی کردیم خودمون رو بمب باران کنیم با فایل ها و ورودی های خوب واقعا انتظار اتفاق بد نداریم. حالا اینجا چی میشه؟! این جور مواقع میتونیم بگیم شما دم در ورود به مدار بالاتر هستی و جهان مقاومت میکنه. وقتی میخوای تغییر کنی جهان اتفاقات و شرایطی رو رقم میزنه که بیشتر هماهنگه با فرکانس های قبلی تو و تو رو میخواد تو مرحله ومدار قبل نگه داره و اگر ما “با استقامت مون، با ادامه دادن و صبرکردن و این روند رو درست طی کردن هامون” پیش بریم میبینی که تو وارد فصل جدید زندگیت میشی و قطعا یک مدار رفتی بالاتر.
پس ازت میخوام این تضادها و این مقاومت های جهان تو رو خوشحال کنه نه ناراحت.شاید بگی فهیمه دیونه ایی کی وقتی به تضاد برمیخوره خوشحال میشه!
من و تویی که قانون رو داریم یادمیگیرم باید خوشحال بشیم.
به حرف آسانه ولی واقعا کار سختیه و هرکسی از پسش شاید برنیاد. وقتی وسط یک ماجرایی هستی که کلی احساسات بالا و پایین شده، ذهن و روحت خدشه دار شده واقعا کار سختیه بتونی خوب عمل کنی اما توقع بیجا هم از خودمون نباید داشته باشیم و این کار تمرین میخواد و یک مهارته. و این مرحله ب مهارت کنترل ذهن و درک قوانین با سطحی عمیق تر نیاز داره. و اینم تمرین و ممارست میخواد.
مثلا منی که قبل زودی از کوره در میرفتم و اصلا انتقاد پذیر نبودم و یکسری نقاط ضعف داشتم اصلا نباید انتظار داشته باشم حالا که فهمیدم باید احساس بد نشه، وقتی در شرایطی قرار میگیرم که خشمگین و عصبی میشم بتونم سریع احساس خودمو خوب کنم. نه شاید مثل قبل عمل کنم و بعدش “آخرش” یکهو یادم بیفته وای اشتباه کردم(همین که یادمون میفته و میپذیرم که اشتباه کردیم خیلی خوبه) بعد باز میگذره یک اتفاقی می افته که حالمون رو خراب کنه مثلا عصبانی بشیم خب “وسطــش” یکهو یاد قوانین می افتیم و سعی میکنیم عصبانی نشیم. سعی میکنیم ولی موفق نمیشیم و این خیلی خوبه در این مرحله. بعد یکبار دیگه هم این اتفاق می افته بازم “وسطش” یادمون می افته و اینبار یکم موفق میشیم نزاریم خیلی حال مون خراب بشه و بعد به جایی میرسیم با تمرین کردن و این روند و مسیر تکامل خودمون رو طی کردن که هنوز اول داستان هستیم میتونیم خودمون رو به بیخیالی بزنیم و عصبانی نشیم و اینقدر در این موضوع به مهارت میرسیم و درسش رو یاد میگیرم و تکرار میکنیم که دیگه میبینیم مدت زیادی هست اصلا از شرایطی که بخواد حال ما ر خراب کنه، خبری نیست. اون وقته که یعنی ما خوب روی خودمون کار کردیم. خوب ادامه دادیم و تونستیم بریم مرحله بعد و مداری بالاتر.
من اینا رو کلی گفتم تا تو اصل قضیه رو بگیری و با هم قانون رو مرور کنیم و به قول استاد عزیز. ما وقتی یاد میگیریم مسئله حل کنیم مثلا مسئله انتگرال و مشتق رو حالا ممتحن هرجور امتحان و سوالی برای ما طرح کنه چون ما بخوبی مشتق و انتگرال رو درک کردیم به راحتی اون سوال رو پاسخ میدیم و از پسش برمیایم.حالا داستان اینجوری جواب دادن منم اینه و دارم جلوی استاد عزیز و برای خودم اول درس پس میدم که اصل رو بگم و خیلی دیتیلی وارد اون موضوعی که گفتی نشم.هر چند اون داستانی که واقعا شجاعانه و با صداقت از خودت و ورودی های ذهنت برام نوشتی کلی ازش میشه باورهای محدود کننده کشید بیرون. ولی حسم میگه دیگه خیلی همه چیز رو من مو به مو بهت نگم و به مسیر تکامل و درک تو دست نزنم. فقط خلاصه وار چیزایی رو میگم و بهشون بیشتر فکر کن و برو دنبالشون عزیزم.
_ تضادها، مسائل و مشکلات اومدن تا خواسته هامون برامون واضح بشن.
_ با هر بار حل کردن یک مسئله اعتماد به نفس و عزت نفس مون میره بالاتر.
_ هر کسی هرجایی هست جای درستشه و هیچ چیز غلط و اشتباهی در این جهان وجود نداره. اگر به ما بی احترامی و تحقیر و تمسخر میشه ما جای درستی هستیم و اگر این چیزا رو نمیخوایم و داریم با این اتفاقات بیشتر میفهمیم که چی رو میخوایم باید توجه و تمرکزمون به خواسته مون باشه نه ناخواسته هامون.
_ هر لحظه حواس مون باید به احساس مون باشه و سعی کنیم هر بار یک کوچولو احساس مون رو بهتر از قبلش کنیم.
_ باید ناظر بر افکار و گفتگوهای ذهنی مون باشیم و اگر چیزهایی هست که دوستش نداریم و به ما کمکی نمیکنن با باورهای قدرتمندکننده و باروهای خوب برای خودمون جایگزینش کنیم.
_اصلا نظر بقیه برامون مهم نباشه. حرف مردم و نگاه مردم برامون مهم نباشه و سعی کنیم توحیدی عمل کنیم.
_ اعتماد بنفس مون رو ببریم بالا وقتی جایی قراره حرفی بزنیم که درسته و جای مناسبش هست بزنیم.
_ هر ویژگی شخصیتی و اخلاقی و حتی ظاهری که داریم رو بپذیریم و خودمون رو همونجور که هستیم دوست داشته باشیم.مثلا اگر قدمون کوتاهه یا خیلی بلنده. یا اگر خیلی جدی هستیم یا خیلی شوخ. یا اگر خیلی مغرور هستیم یا خیلی متواضع.
بنظر من هیچ ویژگی به خودی خود بد نیست و نگاه ما انسان ها و استفاده ما از اون ویژگی ها اونا رو خوب یا بد میکنه. مثلا ویزگی خساست به خودی خود بد نیست. من اینو از ذهنم بیرون کردم که اگر میگن خسیس بودن بده منم تایید کنم من میگم خسیس بودن ویژگی هست که هرجایی نباید ازش استفاده کرد و حدش رو بدونیم و بعضی ها اینقدر از این ویژگی ازش استفاده میکنن که دیگه کلا با این ویژگی اغلب میشناسنش. و نکته دیگه اینه اگر ان شخص با خسیس بودن خودش راحته خب چه اشکالی داره این ویزگی رو برای خودش نگه داره.
بنظر من مادامی که یک ویژگی مزاحمت یا اختلالی در جهان و ادم ها ایجاد نمیکنه هر کسی مختاره هر ویژگی رو در خودش نگه داره.
پس بیخیال حرف مردم و من میگم ما باید یاد بگیریم فقط کاردرست خودمون رو انجام بدیم و تامام.
_ ما نباید کار داشته باشیم بقیه چطورین. ما باید فقط تمرکزمون روی خودمون باشه.
تمرکز بر آنچه میتوانم بهبود دهم.
_ ما باید کسی رو قضاوت نکنیم حتی خودمون رو هم قضاوت نکنیم و فقط در لحظه زندگی کنیم بدون پیش داوری خودمون و آدم ها.
_ ما باید یادبگیریم عجول نباشیم. عجله یعنی رعایت نکردن قانون تکامل.(من این موضوع پاشنه آشیلم هست.) به وقتش به همه ی خواسته هامون میرسیم ما فقط باید یادبگیریم از مسیر رسیدن به خواسته هامون لذت ببریم نه مقصد.خودش اتفاق می افته و یک روزی میشه میبینم که وسط خواسته هامون هستیم.
_ باید مهارت اعراض رو بیشتر رو بیشتر یادبگیریم. اعراض از شنیدن حرف های که منو میترسونه، به من احساس بدبختی میده، احساس عقب افتادن از غافله رو میده. ما در مسابقه با هیچ کس و هیچ چیزی نیستم ما به این دنیا اومدیم فقط تجربه کنیم و سعی کنیم هر روز کمی از دیروز خودمون بهتر باشیم.
_این قانون رو همیشه باید بهش توجه کنیم و به یاد خودمون بیاریم شده حتی مثل یک ذکر: احساس خوب= اتفاقات خوب. احساس بد= اتفاقات بد
_ عقاید و رسم و رسوم ها هستند ولی قرار نیست که ما مثل گذشتگان خودمون عمل کنیم تو هرکاری که درسته انجام بده و راجع بهش فکر کن و دیگه بهش کاری نداشته باش بقیه در مورد مثلا حجاب، مثلا نماز مثلا نوروز مثلا تولد و تحول چی فکرمیکنن. تو به سبک خودت و معنایی که دریافت کردی زندگیتو خلق کن.
_باید یادمون باشه که ما خالق شرایط هستیم نه قربانی اون. اگر چیزی بده پس بگریدم ببینم اشکال وجود ما و درون ما کجاست چه باوری چه فرکانسی باعث شده این چیزا رو تجربه کنم.
_احساس ارزشمندی درونی و احساس لیاقت خودمون رو باید بازسازی کنیم و به یاد خودمون اینم مثل یک ذکر بندازیم که ما اشرف مخلوقاتیم و لایق داشتن بهترین تحربه ها، بهترین آدم ها، بهترین….
مهناز عزیزم یک پیشنهاد دارم برات اینکه وقتی یک همچین تجربه ایی یا سوال و ابهامی برات پیش میاد که مثلا انتظارفلان چیز رو نداشتی. یا درک نکردی این داستان چرا اینجوری شد. برو تو بخش “عقل کل” بنویس و اگر دوست داری منم ببینمش برام لینکش رو بفرست یا بگو پروفایلت رو خودم چک کنم.(البته یک قسمت فوق العاده تو “پروفایل عمومی مون” هست که بالای عکس پروفایل یک نوشته و در اصل یک دکمه است که میتونیم فعالش کنیم که نوشته:
زمانی که ….. در سایت پیامی قرار میدهد، به من ایمیل بفرست
این بخش برای من چندماهی هست درست کار نمیکنه حالا مشکل فنی از کجاست نمیدونم از ایمیلم هست یا هرچی. که اونم هدایت خدا بود برام که دیگه چند وقتی هست از سایت ایمیلی برام نمیاد.وگرنه پروفایل تو رو فعال میکردم (هر چند برای عقل کل فرق میکنه.)خلاصه پیشنهادم این بود دیگه اینجور کامنت ها رو برو در جای درستش توی سایت بنویس. و نهایت چکیده اش رو در زیر یک کامنتی که از من میخونی و از حال احوالت میگی بنویس.حرف اینه اینجا رو جای بهتری کنیم برای خودمون و بقیه و به قوانین سایت هم احترام بزاریم.
ازت سپاسگزارم که برام نوشتی و باعث شدی کلی چیز یادبگیرم عزیزم.
واقعا تحسینت میکنم برای این استمرارت، برای آرزوهای قشنگت
واقعا اشک شوقم رو امروزز درآوردی و من به محض خوندنم نزدیک یکساعت هست دارم برات با عشق مینویسم.دوستت دارم مهناز جونم
ارادتمندت فهیمه
سلام فهیمه عزیزم
سلام بهترین دوستم
من هر بار که فکر میکنم به اینکه چی شد اونروز اومدی خونه مامانم در حالی که خواهرم نبود چون دوست صمیمی خواهرم بودی ، با خودم میگم تو دست خدا بودی اون لحظه برای من
هزاران بار برای بودنت از خدا سپاسگزارم
هزاران بار بیشتر سپاسگزارم که اینجا پیدات کردم چون کار آسونی نبود.
میدونم که باورت میشه اگه بگم به محض اینکه کامنتم رو ارسال کردم با یه کامنت دیگه روبرو شدم که همون لحظه جواب اون حال من بود و بعد هم زنجیروار به کامنتهای دیگه هدایت شدم .
چقدر خوب نوشتی چقدر عالی قانونو به من یادآوری کردی
اونجا که نوشتی دم در ورود به مداربالاتر هستی اصلا شوکه شدم اصلا از این زاویه به قضیه نگاه نکرده بودم .
میدونی الان که بیشتر فکر میکنم و برمیگردم کامنتهای قبلیم رو میخونم ردپای خودمو میبینم به قانون بیشتر پی میبرم
بایدها و نبایدها رو بیشتر درک میکنم
منم خیلی عجله دارم برای رسیدن پاشنه آشیل منم هست همونطور که برای بقیه دوستامونم هست میدونی یه سری مسائل مادی هست که منو نگران میکنه ولی با خودم میگم بالاتر از قدرت خدا هیچ قدرتی نیست و خودش درستش میکنه خودش در زمان درست همه مسائلو حل میکنه (مثل سررسید قسط برای من)
اینکه من ایمان بیارم خودش کار منو راه میندازه و دیگه نباید نگران باشم.
اقدام عملی برای بهبود یکی از سختترین مراحله خودسازیه تلاشمو میکنم که فروتنی رو یاد بگیرم سرمو بندازم پایینو در برابر فرانروای جهانیان بگم چشم
یه حسی گفت برو شروع کن و ترجمه قرآن تو گوشیتو بخون من به ترجمه های برنامه های قرآنی اعتقاد نداشتم چون یه سری اضافات داره ولی شروع کردم از همون اول تو یه روز 3 جز فقط فارسیشو بدون توجه به اضافات مرور کردم و قانونو درک کردم میدونی شاید قبلا نمیفهمیدم ولی الان که با این مباحث آشنا شدم معنی قرآنو جور دیگه ای دارم درک میکنم
امروزم با صدای تی وی بیدار شدم که از خونه مادرشوهرم صداش میومد بلند شدم روشن کردم و اون برنامه رو دیدم و خیلی به درک وجودی خودم کمک کرد.
در کل میخوام بگم همه عوامل دست به دست هم میدن تا ما رو به سمت اصل وجودی خودمون هدایت کنن و یادآوری کنن که الان دقیقا کجای کاریم و ازین به بعد باید چیکار کنیم اینا همون نشانه ها هستن که به ما کمک میکنن.
خدا رو شکر میکنم برای بودن یه همچین جایی که همه برای بهبود خودشون تلاش میکنن و بدون هیچ چشمداشتی به همدیگه هم کمک میکنن .
وقتایی که از سایت دور میشم و کمتر سر میزنم میفهمم که باید بیشتر وقت بذارم و برگردم تو سایت
یکی دیگه از دوستامونم دقیقا همین جمله رو قبلا گفته بود و میگفت اینجا الهی ترین فضا رو داره و دوست نداره زیاد از اینجا دور بشه و الان درک میکنم چی میگه .
چه عکس زیبایی گذاشتی برای پروفایلت این به من یادآوری میکنه از خودم بیشتر عکس بگیرم و خودمو بیشتر از قبل دوست داشته باشم .
مرسی که با راهنمایی های ارزشمندت به من کمک میکنی تا خودمو بهتر و بیشتر بشناسم و برای بهبودم تلاش کنم.
یه تصویر ذهنی برای خودم ساختم که کره زمینو از فاصله دور میبینم و اونجاست که با خودم میگم از این زاویه اندازه نقطه هم نیستیم و خیلی همه چیزو برای خودمون بزرگ میکنیم و آروم میشم و سعی میکنم فقط در جریان زندگی قرار بگیرم تا خودش پیش بره .
سلام هم اکنون خوشحالم وشکر گزارکه همینک بودنم ادامه دارد و قوطوردرعضمت عشق خداهستم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته وخانواده عباسمنش
یک ترمز من درخودم پیداکردم باشنیدن این فایل
که باکوچیک ترین اشتباه هودموسرزنش میکنم وبه خودم احساس گناه میدم واحساس بی لیاقتی میکنی درصورتی که من اگه ثروتمند بشوم خیلی ازاشتباهات کنونی رونخواهم داشت انسان درستری میشوم پس طبیعی هست که انسان وقتی دستش خالیه یه سری اشتباهاتو بکنه وفقط نباید این اشتباهات زیادتکراربشن مگنه اینکه خداوندخودش گفته اگرهزاربارتوبه شکستی بازآی دررحمت من همیشه بروت بازه پس نگران چی هستیم چراهی بخودمون احساس گناه میدیم ماباتکامل میریم به مدارهای بالاتر که درمدارهای بالاتر همچیزبهتره پول وسلامتی وآرامش بیشتر
پس درنتیجه رفتارماهم بارهربارثروتمندشدن مابهترمیشه دیگه هی تکراراشتباه یاگناه کمترمیکنیم پس درنتیجه من همینی که هستم لایق بهترین هاستم لایق لطف ورحمت وبخشندگی خداهستم
رمورد مهاجرت من خودم دوسال پیش ناچاربه مهاجرت شدم وازشهرستان آمدم تهران وخداوندشاهده که درهای ازلطف و رحمت خداوندهروزبرام بازمیشه ودراین 2سال به نتایجی رسیدم که دوستانی هستن که 15ساله این تهران هستن یک10نتایج من نگرفتن چون من آگاهانه قدرت دادم به خداوبخودش توکل کردم وعوامل بیرونی رو سیع کردم بی اهمیت کنم وخداروشکربه اندازه ای که خداوندروباورکردم نتیجه گرفتم خیلی جاهاهم بوده شرک ورزیدم زبشم خوردم ولی درکل ازاکثریت جامعه زندگی بهتری دارم ودرحال بهبودهستم به لطف الله وآموزش های استادعزیز
درپناه الله یکتا شادوثروتمند باشید
بنام خدایی که برای بندگانش کافیست
سلام به روی ماه مریم گلی و البته سلام به روی ماه استاد جان
یکی از سپاسگزاری های هر روزم ، حضور در این محیط روحانی و رویایی
راه کسانی که خداوند به آنها نعمت داده
الهی صد هزار مرتبه شکرت
اول صبح که فایل جدید و دیدم تا چشمم به کلید فایل افتاد ، از این همزمانی لذت بردم که چقدر قوانین دقیقِ
آخه دیروز کلا دوره در صلح با خود و گوش دادم و عجب آگاهی های ناب و خالصی در این دوره اس
خدایا شکرت
البته که موضوع احساس لیاقت ، به نظرم اساسی ترین موضوعی که باید ریشه یی احیاش کنیم
من یک هفته یی میشه که دوره احساس لیاقت رو از اول شروع کردم و دیوانه شدم از آگاهی هاش
خدا خودش حمایتم کنه که درست و کامل بهش عمل کنم
چقدر اینبار احساس میکنم عمیق تر مفاهیم شو درک میکنم خداروشکر
خیلی خوشحالم که در مسیر خودشناسی و روشنایی حرکت میکنم، الهی شکرت
میخوام ماجرا امروز هم بنویسم چون خیلی به خودم افتخار کردم و این نتایج عمل کردن به آگاهی هاست
امروز مراسم تقدیر داشتیم در فدراسیون فوتبال
و من به عنوان با اخلاق ترین ورزشکار معرفی شدم و پشت تقدرنامه ام ، سر مربی فدراسیون با خودکار برام نوشته
سارا ، من هر بار که تو رو به یاد میارم یک لبخند بزرگ روی صورتم میشینه ، تو مثبت ترین بازیکنی هستی که داشتیم و همیشه با همه خوب بودی ، من امیدوارم از قلبم که همیشه موفق پیش بری .
این ترجمه متنی که برام نوشته ، خیلی خوشحال شدم که درست عمل کردم همون موقع به خودم گفتم من از تعریف و تمجید بقیه احساساتی نمیشم چون نمیخوام کنترل احساساتم و به دست کسی بدم
من خوشحالم که مومن هستم چون نشانه مومن حال خوبه ، و به خودم افتخار کردم که در هر شرایطی حال خوب برام اولویت داشته و داره
استاد عزیزم ، این تقدیر نامه رو با عشق تقدیم شما میکنم که راه و رسم مومن و موحد بودن و درست به من آموختین
استاد چقدر لذت بردم وقتی تو این فایل با ایمان گفتین مطمئنا من مهاجرت میکنم و ایران نمی مونم ، و الان بعد از سالها مهاجرت ، دیدن این فایل ها قلب آدم و تکون میده از این همه ایمان و احساس لیاقت
وقتیکه تو فایل تکمیلی جلسه 5 میگین ؛
شما کجا بودین وقتیکه دوره رو برای یک نفر برگزار کردم
وقتیکه سایت و زدم نه کامنتی بود نه این همه تشکر و قدردانی !!!
این احساس لیاقتم بود که منجر به ادامه دادن شد
این فایل شاهد زنده اس از احساس لیاقتی که داشتین
خیلی بهتون همیشه افتخار میکنم که اصل و درک کردین و با نفوذ کلام و ساده و شیرین آموزشش میدین
ایشالا که همیشه سالم و سرحال و پر انرژی در پناه الله مهربان باشین
دوستتون دارم ی عالمه
بنام الله
سلام به روی ماه دوست زیبا وارزشمندم
سارا جان باید بگم چهره دوست داشتنیت آنقدر مهربان هست که ناخود آگاه با نگاه کردن به چهره زیبات آدم شاد میشه واز وجود پرانرژی ات،انرژی میگیره
عزیزم موفقیتت را بهت تبریک میگم تو بهترینی ساراجان
روی چون ماهت را میبوسم ومنتظر م تا هرروز از موفقیتهات بنویسی ومن بخوانم وتحسینت کنم
عزیزم وجودت وزندگی ات سرشار از عشق ونور وبرکت الهی
یاحق
بنام خداوند بخشنده ی مهربان ”
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه ”
به روی همه ی عزیزانم درود میفرستم ”
امیدوارم این کامنت رو بخونی و لذت ببری”
چند دقیقه سکوت میکنم .
و میرم برای نوشتن کامنت ”
استاد یکی دو روز هستش هوا خیلی سرد شده ”
ولی من جایی اومدم که خلوت باشه و بتونم کلی با هم صحبت کنیم ”
دوستان عزیزم یک مورد که توی زندگی من پیش اومده بود و اون اتفاقات که توی زندگی خودم تجربه کردم ”
جاهایی احساس شکست پشت شکست. ..
می تونه مارو نابود کنه ، خیلی اتفاقات می تونه ما رو زمین بزنه”
و خیلی حرفها می تونه خیلی تو ذهنمون بمونه ”
از اون لحظه که این فرمول رو یاد گرفتم البته بگم تجربه کردم خیلی بهتره”
جدا همه چیز تغییر کرد .نمی تونی تصور کنی چقدر می تونه بهت کمک کنه .
نمی تونی تصور کنی چقدر کار سازه ”
بد ترین اتفاق توی زندگیت چی می تونه باشه ”
مرگ عزیزانت ”
از دست دادن پولت ”
بدترین شکست که می تونه اتفاق بیفته ”
همیشه ذهنت باید آماده باشه ”
ممکن اتفاق یهو وارد زندگی آدم بشه ”
چون زندگی اتفاقات سر راهت قرار میده ”
تو چقدر می تونی دوام بیاری، تو چقدر می تونی جنبه داشته باشی ”
و جنبت رو می تونی حفظ کنی ”
چقدر می تونی اون سیقل وجودت رو حفظ کنی .
و زبری های وجودت رو از بین ببری؟
این فرمول خیلی سادست ”
اگر در بدترین شرایط قرار گرفتی و اگر ناراحت ترین و استرس آور ترین لحظه به تو حمله کرد .
یک لحظه صبر کن ”
و به خودت بگو من مطمئنم من اولین نفر نبودم ”
مطمئن باش تو اولین نفر نبودی”
این خیلی تو رو آروم میکنه”
زمانی که مطمئن باشی تو اولین نفر نیستی خیلی احساس قدرت مندی میکنی ”
و احساس میکنی که یه نفر قبل از تو این حادثه رو تجربه کرده ” پس من اولی نیستم.
مورد دوم باید بگی من تو این شرایط باید چکار کنم .که حل بشه ”
ببین خیلی دنبال چرایی هستن”
چرا شکست خوردم ”
چرا اون دختر رفت ”
چرا پولم رفت ”
چرا تصادف کردم ”
چرا بیچاره شدم ”
چرا بدبخت شدم ”
چرا این حرف رو به من زد ”
چرا این اینو گفت ”
چرا اون اینو گفت ”
خواهش میکنم ازت فقط بگو چگونه از این درس بگیرم ”
این ماجرا داره منو کمک میکنه !!؟؟
این تضاد اومده من پیشرفت کنم ”
من همیشه اینو به خودم میگم ”
من با سخت ترین وجه خودم روبه رو میشم ”
و اگر بتونم شکستش بدم از خودم یک ورژن خوب میسازم ” و ساخته میشه ”
و این خیلی قدرت منده ” اوکی OK
تو اون حادثه ایی که افتاده،
غم ”
ناراحتی، استرس ”
حالا هر چی که هست ” اوکی ”
وقتی گفتی من اولین نفر نیستم و میخام یه کار کنم که حالم خوب شه ”
به این حرفی که میزنم خوب گوش کن ”
به خودت بگو تو این لحظه میخام موفق باشم ”
و از این ماجرا میخام موفق بیرون بیام ”
نمیخام
شکست
خورده باشم ”
نمیخام نق بزنم ‘
نمی خوام حالمو بد کنم ”
من میخام خودمو تجربه کنم”
من میخام به وجه دیگه خودم پی ببرم”
که آپدیت شده ی خودمه”
تو اون لحظه حال تو بده ، اگر حال تو بده می آیم این ور ماجرا، آیا می تونی کاری انجام بدی؟؟؟؟
اگر می تونی انجام بدی، خوب انجام بده
پس چرا ناراحتی؟
اگر مطمئنی این موضوع 5 سال دیگه. ده سال دیگه مهم نیست. پس چرا ناراحتی؟
اگر مطمئنی هفته ی بعد مهم نیست پس چرا ؟ خودتو ناراحت میکنی ”
اگر مطمئنی یک ماه دیگه مهم نیست پس چرا ناراحتی ”
اگر نمی تونی پس بی خیال باش پس اوکی من هدایت میشم ”
اوکی ”
پس تو این موقعیت من می تونم فاصله بگیرم. فاصله بگیرم از این موضوع ”
به محض اینکه توش غرق بشی همه چیز میاد سراغت ”
همه چیز ” چرا ها میاد سراغت ”
بدبخت شدم
بیچاره شدم ”
غم تو رو شکست میده .
من اولین نفر نیستم ”
آخرین نفر هم نیستم ”
هدایت می شوم ”
اگر می تونی براش کاری انجام بدی انجام بده …
من مریضم
پولمو بردن
من شکست خوردم ”
اگر نمی تونی نق نزن ”
بعضی مواقع که خودم خیلی تجربه کردم غم میاد سراغت ، یهویی!!!
یهو غم تو رو فرا میگیره ”
و نمی تونی چطوری کنترل کنی ؟
به خودت بگو این ماجرا چه کمکی به من میکنه؟ کی چی ؟
چه درسی می تونم ازش بگیرم ”
ببین فکر افراد موفق چطوره ”
اونا نمیگن بدبخت شدم
بیچاره شدم .
سیل اومد.
مغازه م آتیش گرفت”
یکی از این افراد موفق ادیسون بود ”
کارگاش آتیش گرفت.با تمام تجهیزات ”
وقتی بهش خبر دادن. گفت بیاید بیرون همه گفتن چی میخاد بگه ”
چکار میخاد بکنه ”
گفت نگاه کن جرقه هاشو!!! نگاه چه خوشگله !!!” تا حالا این جرقه ها رو دیده بودی”!!!
برای خیلی ها غیر قابل باور بود .
بعضی از افراد جنبه ی بی نهایتی دارن ”
و روی زندگی رو کم میکنن ”
روی زندگیت رو کم کن. قوی باش ”
تو باید ثابت کنی با جنبه ایی؟
تو نمی تونی منو شکست بدی؟
نمیتونی؟ زندگیت جلوت زانو میزنه ”
باور کنید همه رو توی زندگیم رعایت کردم ”
موفق و پیروز باشید ”
دوستان گلم ”
ضربان قلب ما بچه ها، با تو میزنه ” استاد خوبان ”
در پناه الله مهربان باشید”
سلام دوست عزیزم
کامنت شما به طور کاملا اتفاقی به چشمم خورد این تیکه که بیچاره شدم ، سیل اومد ، مغازم آتیش گرفت رو دیدم و دلم میخواست بدونم خوب بعدش چی شد گشتم و گشتم تا پیداش کردم .
راه کار دقیق برای این روزای من واقعا همین کامنت بود چه خوب شد اومدم و به سایت سر زدم و احساسی که الان داشتمو در جواب دوستم نوشتم اما جوابمو اتفاقی با کامنت شما در کسری از ثانیه پیدا کردم .
اوکی
من اولین نفر نیستم
خیلی احساس قدرتمند کننده ای الان دارم
چه درسی میتونم بگیرم از ماجرای زندگیم اینکه نق نزنم یه لحظه صبر کنم و سکوت کنم اگه کاری از دستم برمیاد انجام بدم و اگه نه رهاش کنم چرا خودمو باید غرق در ناراحتیم کنم چیزی که شاید یه سال دیگه اصلا برام مهم نیست اصلا یادم نمیاد چی شده باید اونور ماجرا رو ببینم که چقدر میتونم قوی باشم و چقدر میتونم جنبه داشته باشم
فقط باید یه گوشه بشینمو ساکت باشم و اجازه بدم که هدایت بشم
واقعا خدا رو شکر میکنم برای وجود تک تک شما دوستانی که مینویسین این نوشته ها خیلی کمک کننده است
خیلی خیلی سپاسگزارم از شما دوست مهربان و سعی میکنم چندین بار کامنت شما رو بخونم که یادم بمونه
استاد واقعا هر چی بگم کم گفتم از نمونه بودن سایت و همراهی دوستان
واقعا از خداوند سپاسگزارم که به این سایت الهی هدایت شدم
بنام خالق زیبایی ها”
سلام و درود بر بهترین دختر دنیا ”
بر خواهر و جواهر ارزشمندم مهناز دژبانی مقدم ”
هر کجای دنیا هستید حال دلتون عالی ”
خداوند رو شاکرم برای وجود شما ”
ببخشید کمی با تاخیر جواب نوشتم ”
تحسین میکنم پروفایل زیبای شما رو ”
تحسین میکنم شما رو که کامنت بچه ها رو می خونید و اینقدر خوب دقت میکنید ” و روی خودتون کار میکنید ”
آفرین گل دختر ”
استادخوبان ” خیلی تاکید میکنند که کامنت بچه ها رو بخونید و از هم چیز یاد بگیرید ”
دقیقا همینه ”
که فرمودید ”
انشاءالله هدایت میشید به بهترین مسیر ”
فقط با تمرکز روی خودت ”
و کاری که می تونی انجام
بدی ” ok
و همه چیز رو بسپار به الله مهربان ”
خیلی حرف داشت کامنت تون و ساعت ها میشه حرف زد ”
بعضی افراد در شرایط به ظاهر بد تصمیم های میگیرن که نباید بگیرن ”
باید رها بودو تسلیم ”
این کامنت ها قطعا اتفاقی نیست و اون لحظه به این کامنت ها احتیاج داریم ”
ازتون ممنونم که نوشتی ”
دختر فوق العاده ”
دنیا رو براتون شاد شاد
و شادی رو براتون دنیا دنیا آرزومندم ”
ماه باشی و مثل ماه بدرخشید “
سلام دوست عزیز
من هنوز فایل رو گوش نکردم و چون کامنت های شما رو دنبال میکنم به این کامنت زیباتون رسیدم و خواستم عرض ادب کنم و تشکر کنم بابت کامنت تون
اتفاقا من چند روزه اخیر یه اتفاقی برام افتاد و شکستی خوردم و توی حال بدیا گفتم خوب اشتباه کردم و شکست خوردم ولی نباید حالم بد باشه نباید دنبال سرزنش خودم باشم نباید بشکنم باید بلند بشم جون من خدایی دارم که عاشقمه و همراهیم میکنه و میتونست نتیجه خیلی بدی داشته باشه ولی اتفاق بدی نیوفتاد و اوکی شد.
خوشحالم قانون ها رو دارم میفهمم و سعی میکنم عملگرا باشم
واقعا توی اتفاقای بد باید اعراض کرد و از دل شکست ها درس و تجربه پیدا کرد ،از دل حال بدیا یه جای خوبش پیدا کرد و از آتش سوزی باید گرماش رو دقت کرد و به نکات مثبت توجه کرد
خدا را شکر بابت استاد
باید سایت
بابت اینکه میتونیم کامنت بزاریم
بابت اینکه میتونیم کامنت همدیگه رو دنبال کنیم
بابت اینکه میتونیم تبادل اگاهی کنیم
بابت اینکه هر روز داره حالمون خوب و خوبتر میشه
خوش باشین
در پناه حق
بنام خداوند مینو سرشت ”
سلام و درود فراوان بر خواهر مینا ”
حالتون عالی و متعالی ”
منم عرض ادب دارم خدمت خواهر گلم ”
مرسی که پیگیر هستید ”
منم خداوند رو شاکرم برای وجود شما ”
همیشه سعی میکنم در بهترین احساسم بنویسم ”
دقیقا همینه ” خواهر مینا ”
حرف های که دیگران در مورد ما میگن مهم نیست ”
مهم حرف هاییکه ما خودمون در مورد خودمون میزنیم ”
اگه بتونی ذهنتو کنترل کنی ، مطمئن باش بهترین نتیجه میاد سراغت ”
اشتباه جزیی از زندگی ست ، مگه میشه کسی اشتباه نکنه”
ما آدم آهنی نیستیم. و احساس داریم.
قرار نیست هیچی سراغمون نیاد . ولی مهم اینه بتونم ذهنمو نو کنترل کنیم.
کامنت بچه ها رو بخون و تمرکز کنید. روی موارد مثبت.
توی کامنت های قبلی نوشتم. همین که شکر گذاری میکنی .
و به خدا ایمان داری”
هزاران سلول در بدن انسان آزاد میشه ”
و به انسان آرامش میده ”
یک لبخند کوچیک باعث میشه. کل روز شاد بود.
کامنت شما پربود از شکر گذاری و آدم لذت میبره. و کلی انرژی مثبت میگیره.
کسی که بتونه ذهن رو کنترل کنه. موفق هستش.
چون وقتی نتونی کنترل کنی . تصمیم های میگیری که نباید بگیری ”
مرسی خواهر مینا ”
که نوشتی و باعث شد این حرف ها گفته بشه ”
ماهم شما رو دوست داریم ”
و خوشحالم توی این سایت الهی و این دوستان بهشتی هستم ”
معمار زندگیت باشی.
دنیایی به زیبایی آنچه خود دوست داری رو برات آرزو میکنم.
دختر بهشتی ”
زندگی تون مملو از آرامش و حال خوب “