اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانی که گروهی قصد کردند که [برای نابودی تان] به شما شبیخون زنند، ولی خدا توطئه آنان را از شما بازداشت. و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.
سلام به استاد عباسمنش عزیزم،سلام به استاد شایسته جانم،سلام به تکه های ارزشمند روحِ الله
الهی صدهزارمرتبه شکر برای همینجای زندگی….برای بر بلندای هدایت زندگی کردن …برای تعبیر به حق آیه 76 مریم و آنان که هدایت یافته اند، خدا بر هدایتشان می افزاید
درود بر زیباترین و دلنشین ترین و خوش قلب ترین مریم دنیا … استاد مریم شایسته…الگو و اسوه ی من برای زندگی…
گشتم نبود…نگرد نیست…شایسته تر ازین مریم برای استاد جانم…
خانم شایسته جانم چند روزیه جهت کنترل ذهن،یک آهنگی رو میزارم با صدای بلند روی اسپیکر و بشکن میزنم و میرقصم….و هروقت به اینجا میرسه فقط صورت قشنگ شما میاد جلوی چشم…
عروس سروِ قد،بالا بالا داره!
عروس از خوشگلی باریکلا داره!
عروس عطرِ گلِ کوچه باغ ها داره…
مریمِ مقدس استادم…نوش جانت این زندگی بهشتی و این یار بهشتی و این شغل و کاری که همه ش صلاته…خداروصدهزار مرتبه شکر برای خدایی که هدایت مارو بر خودش واجب دونسته …خدارو صدهزارمرتبه شکر که دست منو گرفت و من رو به سمت بهترین استاد های دنیا هدایت کرد….خداروصدهزارمرتبه شکر برای دوسال استمرار در مسیر و ساختن سلول های خورشیدی برای دریافت نورِ هدایت….
اینکه فایل های آموزشِ ذهن متوقف شد و روز شمار تحول زندگی من روی بنر سایت اومد،آیا اتفاقی بود؟نهههههه!اگزکتلی نه….خدا میدونه من و همه ی بچه هایی که توی مسیرند توی همین لحظه چقدر به شنیدن این آگاهی ها احتیاج داشتیم….
خانم شایسته جان داره با استاد زندگی میکنه،وسط اون بهشت توی آمریکا!بعد میگه من به این فایل ها که گوش دادم فهمیدم چه چیزهایی یادم رفته و باید روشون کار کنم…بعد منِ سعیده چطور میتونم ادعا کنم من دیگه قانون رو بلدم؟من دیگه خودم میدونم؟به قول استاد…عه؟بلدی؟بخور تا بیاد!
همه جا…همه جا…
تو هر لحظه به خدا بگو من نمیدونم!تو میدونی! من بلد نیستم!تو بلدی!تو بگو!تو درستش کن!
از دستم در رفته از صبح چند بار به این 12 دقیقه فایل گوش دادم…و چند بار تصویری نگاهش کردم!
12 دقیقه و این اقیانوس آگاهی…؟
دقیقا توی همین روزها که بهش احتیاج داشتم؟
خدایاشکرت که همیشه دست تسلیم برای تو بالا آوردن جوابه!خدایا شکرت که تو انسان نیستی!احساساتی نمیشی،لجبازی نمیکنی !والا بخدا! ازت ممنونم که همیشه رحمتت به عدالتت هم پیشی میگیره….
ما انسان ها اگر میخواستیم خدا بشیم نهایتا یکی دوبار سه بار دیگه خععععلی میخواستیم نایس باشیم 5 بار طرف رو میبخشیدیم،بعدش یک اردنگی میزدیم دم نشیمنگاهش که برووو رد کارت بابا!تو آدم نمیشی…
ولی خدا…خدامیگه …
این درگه ما،درگه نومیدی نیست
صدبار اگر،توبه شکستی،بازآ….
دمت گرم خدا!انقدر حوصله ی مارو داری…شرمنده اخلاق ورزشیت که انقدر میریم توی درودیوار …هربارم شما با انگشت کوچیکت،این یقه ی پشت لباسمون رو میگیری… بلندمون میکنی میندازی وسط جاده آسفالته ….میگه بچه….راه ازینوره…
خدایی که قدرت بینهایت داره…و بخشندگی بی حدوحصر…
خدایی که تموم این بچه های سایت رو روی دوشش سوار کرده و داره هدایتشون میکنه…
یکی رو میفرسته کار آقا عادل رو انجام بده…صبح منو از خواب بیدار میکنه میگه برو کامنتشو بخون ببین قدرت منو و بعد بنویس…اون وقت ایمیل کامنت من میره برای رویاجان …و اون هدایت میشه دوباره به خوندن کامنت اصلی …و این زنجیره ادامه داره …
چرا…؟
چرا ما اینجوری دست خدا میشیم برای هم…؟
چون چشممون به دستان خدا نیست…چشممون به صاحب و خالق و فرمانرواست …
این میشه زندگی عملی به روش دوره ی عشق و مودت…
خودت رو با خدا هماهنگ کن،خدا تموم زندگیت رو هماهنگ میکنه
خدا میدونه من این هارو برای خودم مینویسم،به قول آقای امیری….حمیدِ حنیف،اینجا دفتر مشق منه …
کجا بهتر ازین در و دیوار غار حرا،برای رد پا گذاشتن….
یک موضوع جالبی که بعد دوسال اجرای قانون در عمل بهش رسیدم اینکه،شما وقتی از نظر فیزیکی داری یک سری کارهارو پیگیری میکنی،ذهنت آروم تره!چون سال هاست عادت کرده به این مدل زندگی کردن،به تقلا کردن،به دست و پا زدن!
اما وقتی میخوای با خدا تقسیم کار کنی و منتظر بمونی یک سری کارهارو خدا برات انجام بده،کنترل ذهن سخت تره!چون ذهن نمیتونه به جریانی که نمیبینه اعتماد کنه و هی ازت کار عملی میخواد…حالا هرچقدرم قلبت فریاد بزنه آرروم باش،دست و پا نزن،تقلا نکن تا کمک خدا برسه ….باز ذهن ی کرمی اون وسط میریزه ….
مثلا اونجا که خدا به استاد میگه میخوای مهاجرت کنی؟تموم دفترهای کاریت رو جمع کن برو سفر و لذت ببر تا من بهت بگم
به چشم ما اینکه بابا چه باحال! ،آدم چند سال بره تو سفر،عشق و حال کنه تا بالاخره هدایت رو دریافت کنه…ولی الان فکر میکنم اتفاقا استاد به کنترل ذهن قویتری احتیاج داشته برای اینکه به جای تقلا کردن و دنبال کارهای اداری مهاجرت بودن و اگر نشه چی میشه ها و حالا کجا باید بریمو … به هیچ چیزی جز لذت بردن از سفرش فکر نکنه!تا زمان درستش برسه …
یا زمانی که کارت بانکی استاد از کار میفته،ماشینم نداشته،پا میشه میره دیزنی لند (اگردرمورد مکانش اشتباه نکنم)
از بیرون شبیه اینکه خوش به حالش رفته عشق و حال!
ولی!
ایمان میخواد!توکل میخواد!جسارت میخواد!
که اون لحظه که ذهن میگه یالا دست و پا بزن!یالا کمک بخواه!یالا برو به فلانی بگو!یالا ی کاری بکن!
بگی نه!من با خدا تقسیم کار میکنم!
من توکل و ایمانم رو حفظ میکنم….بقیه ی کارها رو میسپارم به خدا!
و من کار خود به خدا وامیگذارم، که او کاملا بر احوال بندگان بیناست.
حالا این نظر منه …نمیدونم چقدر درسته …ولی چون خودم الان توی همین موقعیتم،احساس کردم تو زمانی که از نظر فیزیکی توی تقلا بودم،ذهنم براش باور پذیرتر بودکه خوب چون داری سختی میکشی،پس حتما نتیجه میاد!
الان که به خدا میگم خدایا برم دنبال فلان کار؟میگه بشین سرجات و روی خودت کار کن!
میگم خدایا برم دنبال فلان کار اداری؟میگم بشین سرجات،کارهای اداریت با من!
میگم خدایا برم به فلان رییس درخواستمو بدم؟میگه رییس منم!تو برو سفر لذت ببر!
یعنی حتی برنامه ی سفر هم برام چید خودش!به چه شیرینی…چه راحتی…
ولی!این ذهن!این ذهن!ساکت نمیشینه که!میگه نشستی پاتو گذاشتی رو پات که چی؟فکر کردی کجا چه خبره؟8روز از اسفند گذشته هیچ خبری نشد!یالا پاشو برو فلان جا…پیش فلانی ….
خلاصه این روز ها منم و نجواهای ذهن و تلاش برای کنترلش….و البته نور هدایت خدا که از چپ و راست میرسه … وقرآن جانم که به حق گفته…
هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه آرزو میکرد (و طرحی برای پیشبرد اهداف الهی خود میریخت)، شیطان القائاتی در آن میکرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را از میان میبرد، سپس آیات خود را استحکام میبخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است.
آلسمت که نه….اگزکتلی….خداوند همیشه کلام خودش رو بالاتر میبره و مهر تایید میکوبه پاش….که کدوم مسیر درسته …
منم از صبح یک جمله ی جدید یاد گرفتم صدبار بهش گفتم!
خدایا،این پیک رو هم خودت ردش کن،بوس به کله ت
به امید الله رد پاهای بعدیم،نوشتن از نتایج عملم به قانون باشه….
استاد عباسمنش و استاد شایسته جانم…
برای همه چیز ازتون ممنونم….برای این نور هدایت…برای حفظ این غار حرا …
برای قلب سلیمتون…..برای این توحید عملی …
دوستون دارم و از خداوند طلب هدایت میکنم که بهم سعادت بده قبل از مرگم،در بهترین زمان و مکان بتونم ببینمتون….
سعیده جان خودت خبر نداری چه کردی با قلب وروحم از صبح تا حالا هر دفعه خواستم وارد سایت بشم ارور میزد دیگه گفتم بی خیال هر کاری به ذهنم رسید انجام دادم ودیدم نمیشه گفتم اوکی خیره
تا بعداز ظهری که کلی با خدا حرف زدم استاد جان تو جلسه سوم قدم دوم میگن تجسمات را با جزئیات بنویس یا در مورد آن با خودت صحبت کن به آنها تصویر وصدا بده منم بعدازظهر همین کار را کردم جز به جز را نوشتم وتجسم کردم وحس کردم واشک ریختم ودر آخر گفتم وعده خداوند حق هست
تا الان که آمدم بخوابم گفتم بزار برم سایت چند تا کامنت بخوانم دیدم بازم اررور میده از ایمیلم وارد شدم دیدم سعیده جانم دیدگاه جدید داره گل از گلم شکفت
سعیده جانم تو بی نظیری هردفعه نشانه ای میشی برام از طرف ربم تا دل پر تلاطمم آروم بگیره تا قلبم باور کنه خدا در هر شرایطی کنارم هست وکارها را به نحو احسن انجام میده فقط من باید توکل کنم وبه او اعتماد کنم
خیلی خیلی دوستت دارم
امیدوارم این احساس ناب ،که از قلبم هست در زمان مناسب در مکان مناسب به قلب نورانیت بنشیند
چندباری خواستم برات پاسخ بزارم ولی سایت اجازه نمیداد
نمیدونم حتمااا حکمتی داشته
ولی اینبار شد
سعیده جان تو همیشه منو یاد اون چوپان میندازی که تو داستان حضرت موسی و چوپان با زبان محاوره ای با خدا حرف میزد و بسیار عاااشقانه
اصلا بزار ی ذره شو بزارم که خالی از لطف نیست؛
«دید موسی یک شبانی را به راه
کو همیگفت ای گزیننده اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
جامهات شویم شپشهاات کُشم
شیر پیشت آورم ای محتشم
دستکت بوسم بمالم پایکت
وقت خواب آید بروبم جایکت
ای فدای تو همه بزهای من
ای بیادت هیهی و هیهای من
این نمط بیهوده میگفت آن شبان
گفت موسی با کی است این ای فلان
گفت با آنکس که ما را آفرید
این زمین و چرخ ازو آمد پدید
گفت موسی های بس مُدبِر شدی
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژست این چه کفرست و فشار
پنبهای اندر دهان خود فشار»
خلاصه آنکه شبانی خطاب به خدا میگفت تو کجائی تا چاکرت گردم کفش ترا بدوزم سرت را شانه کنم وجامه هایت را بشویم و..موسی شنید وگفت با کیستی گفت با آنکه مارا آفرید وزمین و چرخ از او پدید آمد موسی گفت کافر شدی اگر خاموش نشوی آتشی بر خلق افروخته میشود شبان گفت ای موسی دهانم رادوختی پس جامه درید وسر به بیبان نهادورفت
به موسی وحی شد که چرا بنده مارا جدا کردی
موسی از پی شبان رفت واورا یافت وگفت مژده که دستوری رسید آداب وترتیبی لازم نیست هرچه دل تنگت می خواهد بگو
شاید این نقطه آبی از طرف مریم حسینی مطلق باشه ولی از جانب خدا بدونش
سعیده جان هرچه دل تنگت میخواهد بگو
جهان مسخر تو شده که بگه فرمانبردارم سرورم
نمیدونم چرا اینارو مینویسم ولی انگار قلبم تایپ میکنه
ازت بی نهایت سپاسگزارم برای کامنتات
خودت میدونی چقدر هربار حالمو خوب میکنی؟ البته که شما دست خدایی و اونه که فرمان میده،جهت میده،هدایت میکنه ولی ولییی بنده خوبشو هدایت میکنه توسط دستان خوبش
تو این کامنتتون از مریم جان شایسته گفتین
من از خدا خواستم بامن حرف بزنه و پیام شما اومد
هربار گفتی مریم،من به خودم گرفتم
عیبی که نداره؟نه نداره
خداوند میتونه هرجوری که دلش میخواد حرف بزنه با ما
با دلمون حرف بزنه
اصلا اونجوری که خدا حرف میزنه ادم انگار با قلبش میشنوه نه با گوشش
سری قبل هم اگر اشتباه نکنم سری قبل
کامنت گذاشتین که اولین نشانه تون
و لسوف یعطیک ربک فترضی بوده
و بزودی پروردگارت چناااااان به تو عطا خواهد کرد که تو راضی خواهی شد
به قول آقا عادل
اینقدددددددد میده که میگی آقاجان راضی شدم به قرآن راضی شدم
سعیده جان
اولین چشمک خدا به من هم همین آیه بود بارها گفتم یبار دیگه هم بگم
سرنماز داشتم دعا میکردم که خدایا فلان چیزو بهم بده
خدارو گواه میگیرم عین حقیقته
یهو چشمم خورد به ی قران کوچولیی که فقط جزء 30 و از قضا برگه هاشم از هم جدا شدن و ی دونه از صفحه هاش ی ذره اومده بود بالاتر از بقیه و من دیدم
من دیدممم
که نوشته بود
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ
بخدا همین ی آیه دیده میشد
به الله قسم
و بزودی پروردگارت به تو چنان عطا خواهد کرد که کاملا خوشنود شوی
و بارها و بارها و بارها منو تو این مسیر ثابت قدم نگه داشته
همش با نشانه ها میگه به اون هدفم میرسم
هربار به مو رسید ولی پاره نشد
هربار خدا منو از ناامید شدن برگردوند و با نشونه هاش نشونم داد که هست
با منه
عاشقمع
عاشق دادن خواسته ام به منه
حس دعا گرفته منو(دعای دسته جمعی جوابه)
خدای مهربان من
من چشم به تو دوخته ام
من منتظر معجزات تو هستم
من منتظر به حق بودن وعده ات در زندگیم هستم
میدانم که به وقوع میپیونده
میدونم که دنیا سریع الاجابه
میدونم که جهان مسخر منه،گوش به فرمان منه فقط باید بگه چشم
الله من
ارباب من
معبود من
از تو میخواهم هرآنچه که به من وعده داده ای رو به واقعیت تبدیل کنی
من خوشحال و راضی ام الانم ولی لعلک ترضی ترم کن
بزار همه ببینن من چه خدایی دارم
قدرتتو توی زندگی من به نمایش بزار
آینده و امید رو به زندگیم بیار
رب العالمین قره العین هر روز و هر روز و هر روز بهم بده
ممنونم از نوع نگاهت ممنونم از گفته هات به سعیده جان که انگار حرف منو زدی
اونجا که نوشت رویا جان یک لحظه گفتم حتما با منه
آخه من صبح یعنی چند روز فکرم یه جایی کاری به خدا سپردم چند روز انجام نشد تو ستاره قطبی هم نوشتم تا امروز که اومد ذهنم بگه فک کنم دیگ باید خودت دست به کار بشی تو دلم گفتم خدا یک جوری بهم نشون بده آیا باید خودم دست به کار بشم یا به تو بسپارم و صبر کنم صبر یعنی حسم خوب نگه دارم بدونم که خدا بالاترین قدرت خودش کارم انجام میده نه به معنای تحمل که تو خودم فشار بیارم شک داشته باشم
بت این گفتن رویا جان انگار خدا به من گفته البته منظورشون به من نبوده ولی من جوابم گرفتم
واقعا سپاسگزارم
سپاسگزار شما سعیده جان مریم جان استاد عزیزم و خدای بزرگم که هممون زنجیره وار داریم به هم کمک میکنیم خدایا شکرت.
سعیده باز هم مثل همیشه کامنتت یک یادآوری مهمی برای من داشت که اینبار گفتم اینجا بنویسم تا بماند برای خودن
وقتی کامنتتون رو میخوندم و عملی بودن استاد در مورد الهاماتشان به خودم گفتم استاد چه باوری داشتن که اینطور عمل میکردن؟؟؟
استاد در تمام مراحلی زندگیشون بعد از درک قانون به یک باور مهم و اساسی واصلی رسیده بودن که براشون قطعی بوده و یقین که خداوند کارها رو انجام میده و همین میشه که به الهامات عمل میکنن و تمام کارهاشون رو جمع میکنن برای مهاجرت.
اما من گاهی شک میکنم به الهامات به اینکه من باید کاری کنم اینکه خوب شاید اینکارو باید خودم انجام بدم اما استاد یک باور عمیق و درونی و دلی داشتن
مهم میزان ایمانه ،که باعث میشه عمل کنم
خدایا شکرت
خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای آمین یا رب العالمین
سلام سعیده عزیزم با این کامنت هم خندیدم هم بغض کردم هم گریه کردم
چقدر خوبه که شماها هستین و مینویسن
خدا رو شکر میکنم بابت وجود تک تک شما دوستانی که کنار اساتید عزیزم هستین و کمک میکنین برای بهتر شدن حال همدیگه
چقدر اتفاقی هدایت و زنجیر وار بودن و کمک هم دیگه بودن و دارم تجربه میکنم
چیکار کنم که همیشه سر اون اتفاقه بگم خدایا خودت ردش کن بوس به کلت
خیلی سخته یادم میره من هر لحظه دارم با خدا حرف میزنم ها در حالت عادی دارم چایی میخورم و با خدا حرف میزنم تو خوابم حتی با خدا حرف میزنم ولی اون لحظه که باید یهو …
هنوز اول راهم خیلی کار دارم خیلی زیاد خیلی بیشتر باید کار کنم انگار هنوز هیچی یاد نگرفتم و برگشتم سر جای اولم فکر میکردم این مرحله از بازی رو رد کردم ولی گیم اُور شدم
باید یاد بگیرم بگم چشم هر چی تو بگی
باید اجازه بدم خودش بیاد
باید رها کنم همه چیزو
باید ایمان بیارم که خودش همه چیزو ردیف میکنه
مرسی که هستی و مینویسی
میبینی استاد ؟؟؟ میبینی که چطور همه چیز مثل پازل کنار هم چیده میشه تا حال الان من خوب بشه ؟؟؟ میبینی چه سایتی درست کردی ؟؟؟
خدا رو هزاران بار بیشتر از هر لحظه ی دیگه سپاسگزارم و میدونم بازم کمه
من چند لحظه پیش به این فایل هدایت شدم و بعد به کامنت شما . قبل از هدایت شدن قلبم به من گفت : این آخرین سالی که تو این کشور (ترکیه ) هستی و به زودی مهاجرت میکنی به سرزمین الهی ، God’s country و بعد به این فایل هدایت شدم.
کل این فایل فقط لبخند بر لبانم بود و الان که کامنت شما رو خوندم یاد فایل داستان هدایت الهی استاد افتادم که ماجرای مهاجرتشون به آمریکا بود، افتادم و به قول مریم جان خدا داره با نشانه هاش با من صحبت میکنه .
و خیلی جالبه من از زمانی که تمرکزم رو از مهاجرت کردنم برداشتم و روی رشد شخصیتیم و احساس لیاقتم گذاشتم و همچنین روی کنترل ذهن و باور فراوانی گذاشتم نشانه های مهاجرت هر روز داره میاد و هر روز پر رنگ تر میشه . و از این طرف من هم بیخیال تر شدم و به خودم میگم در زمان مناسبش اتفاق میفته دیگه عجله ایی ندارم و میخوام فقط لذت ببرم و این روزها کارهایی که دوست دارم رو انجام میدم و بیشتر سعی میکنم تو احساس خوب باشم به قول معروف پاروها رو جمع کردم و اجازه دادم جریان هدایت خودش من رو ببره .
سعیده عزیزم سپاسگزارم به خاطر قلم زیبایت و چقدر از طریق کامنت هات، به من کمک کردی دوست خوبم .
موفق و پیروز باشی عزیزم و به نتایج عالی برسی و بهترین ها در انتظارت باشه عزیزم .
راستی دوست خوبم من هم مثل شما شمالی هستم البته خطه گیلان
ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانی که گروهی قصد کردند که [برای نابودی تان] به شما شبیخون زنند، ولی خدا توطئه آنان را از شما بازداشت. و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.
سلام وعرض ادب احترام.خانم شهریاری عزیز و بزرگوار کامنت قشنگت وایه اول که نوشته بودی چقدر با نشانه امروز من همخوانی کامل داشت.
من زیاد اهل نوشتن نیستم اما حیف اومد ننویسم.
من کارم املاک هستش سه روزپیش یک مشتری رو بردم برای یک ملک و در همان ساختمان
یک واحد دیگه به صورت کاملا هدایتی دیدیم ومشتری اون رو پسندید . خب مالک رو نمیشناختم
لابی من انجا گفت من صحبت میکنم وخبر بهت میدم.
روز اول گفت مالک با قیمت شما موافقت نکرده و مثلا سه میلیارد بیشتر .گفتم ایرادی نداره
فقط میخواهم با مالک صحبت کنم. گفت مهمان داره گفته فردا ساعت 3بعدظهر فردا که امروز باشه.
باز ساعت 12 گفت مالک گفته فعلا تا اخر هفته صبر کن .چون به کس دیگه ای و املاک دیگری قول داده وقرار ساعت 3 کنسله.
یک حسی بهم گفت برو واحد مالک رو بزن و باهاش صحبت کن..(دیروز که رفته بودم در ساختمان یک خانم واقا مهمان مالک بودند و میخواستندزنگ واحد بزنن من فهمیدم شماره واحد مالک 17 است). ومن رفتم زنگ زدم دعوتم کرد بالا داخل واحدشون.ودر حین صحبت ها متوجه شدم
که احتمالا مشتری املاک دیگه مشتری خود منه.وهمانجا زنگ زدم به مشتری گفتم شمکا با یک املا دیگه هم صحبت کردی. گفت بله .اما اونها به من بازدید ندادند و گفتم اونجا رو باکس دیگه ای دیدم و مالک هم حرف های ما رو شنید.. و خود مشتری هم گفت من سر قرار نمیرم.
ومن به مالک گفتم ببینید روزی منو اون میده . خودتون هم شنیدید .تصمصم با شما.
و امدم گفتم سپاسگزارم خدایا که همه چیز رو اشکار کردی. همه چیز رو میسپارم به خودت .
و بعد اومدم توی سایت و دکمه نشانه که این فایل اومد و بعد از گوش کردن فایل اومدم سراغ کامنتها بر اساس امتیاز که کامنت شما بود..
سپاسگزارم از کامنتهای قشنگ وپر محتوایی که مینویسی.
و خداوند کسانى را که هدایت یافتهاند بر هدایتشان مىافزاید، و نیکیهاى ماندگار، نزد پروردگارت از حیث پاداش بهتر و خوشفرجامتر است.
=====================================
سلام آقای شهسواری
بی نهایت ازتون سپاسگزارم که به ندای قلبتون گوش کردید و برام وقت گذاشتید و نوشتید،خداوند چنان پاسخ سوالات من رو دقیق و کامل با هدایتم به رد پای اسفند 2 سال پیش داد که هیچ جور دیگه ای نمیتونستم انقدر جامع و کامل پاسخ دریافت کنم.
ازتون ممنونم که هدایت خداوند رو برام به ارمغان آوردید،براتون بهترین هارو آرزو میکنم،انشالله همیشه بهترین طرفین معامله به سمتتون هدایت بشن با بهترین سود.
به نام خداوندی که بدون اذن او برگی از درخت بر زمین نمی افتد
خدایی که به سیل و موج فرمان می دهد
خدایی که رحمتش بی نهایت است و بخشش بی منت
خدایی که در همین نزدیکی است و از رگ گردن به من نزدیک تر
خدایی که به منت روزی می دهد
خدایی که بر تمام شیء احاطه دارد
و صدای مرا می شوند ، از نیت من آگاه است و در زمان و مکان و موقعیت مناسب و هر زمانی که من آماده باشم ، قدم بعدی را به من می گوید
هر زمان من آماده باشم ، خواسته هایم را اجابت می کند
خدایی که حامی شجاعان و توکل کنندگان است
خدایی که از گسترش دهندگان جهان به طور ویژه ای حمایت می کند و رحیم بودنش را به نهایت جاری می کند.
هیچ چیزی به دلیل نیست .
دیدن بندر روز شما تحول زندگی من ، فصل پنجم – روز 133 و جلب توجه کردن اون و حسی که من رو به سمت کلیک کردن ترغیب کرد ، به هیچ وجه بدون دلیل نیست.
یک جریان در کار هست
جریان جاری جهان هستی
جریانی که پیروی از آن و تسلیم شدن در برابر آن ، به جاهای زیبا خواهد برد.
جریانی که خطا نمی کنه
جریانی که اصرار نمی کنه
جریانی که بوده و هست و خواهد بود
اعتماد کردن به این جریان ، دلیل تجربه زندگی شکوهمند و هدفمند و زیباست.
من سعی خواهم کرد که در حد توانم اعتماد کنم و تسلیم باشم
سعی می کنم مثل آب باشم
ماهیت آبی که زلال و شفاف و جاری هست ، تسلیم بودن هست
دلیل شکافتن دل سنگ ها و صخره ها باز کردن راه توسط آب ، تسلیم بودن و جاری بودن اون هست
پس سعی کنم مثل زلال و شفاف و رها و جاری باشم
باید فقط وفقط روی خدا حساب باز کنم
و حساب باز کردن روی خدا ، یعنی تمرکز فقط و فقط روی بهبود شخصیت خودم.
.
.
امروز که تو مسیر فایل توحید عملی 9 گوش می کردم ، چشمم به بارش زیبای برف افتاد ، مه زیبایی کوههای منطقه 22 رو پوشانده بود و محو شدن قله و برف روی کوهها به شگفتی و زیبایی و ابهت اون افزوده بود.
از سمت پایین بلوار جنگلبان به سمت شمال در حرکت بودم ، یک فضای بسیار بسیار فوق العاده رو جلوی چشمهام دیدم.
خدا رو برای عظمت و بزرگی و جلالش شکر می کردم .
این شعر پروین بسیار برای من الهام بخش هست و بی نهایت تاثیرگذار
پرده شک را برانداز از میان
تا ببینی سود کردی یا زیان!
بارها و بارها به این قسمت از شعری که استاد می خونه می رسم ، استپ می کنم و به فکر فرو می رم.
پیش خودم میگم ، جواد،
آیا در این مدت 4 سال که در این فضای روحانی حضور داشتی و قدم های اول رو بسیار سخت و کند برداشتی و حرکت کردی و دوره هارو دیدی و روی خودت کار کردی ، آیا سود کردی یا زیان؟
آیا از این که توسط آموزشهای استاد ، با آگاهی ها و قوانین و اصول جهان هستی آشنا شدی و به اندازه که عمل کردی ، سود کردی یا زیان ؟
آیا از این که در 40 سالگی فهمیدی راه رو به کل اشتباه رفتی و به خدا وصل شدی و به جریان هدایت دل سپردی ، سود کردی یا زیان؟
آیا از این که با خداوند تقسیم کار کردی ، سود کردی یا زیان؟
آیا از این که سعی کردی دیگه روی پدر و مادر و خانواده و سهم الارث پدری و پارتی و مدیر و رفقای بانفوذ حساب باز نکنی و به جای توقع داشتن از اینها ، ازخدای خودت توقع داشته باشی ، سود کردی یا زیان؟
وقتی با روشهای گذشتگان زندگی مشترک رو شروع کردی و نتیجه اش شد دعوا و نفرت و کینه و جنگ و بی احترامی و … و بعدش ، تو این فضای روحانی با آموزش های استاد ، از خدا کمک خواستی و خدا هدایتت کرد به بهبود شخصیت و درک قدرت فرکانس و درک بهتر قوانین ، آیا سود کردی یا زیان؟
وقتی روی عقل کوته بین و ناقص خودت حساب کردی و رفتی تو بورس و ارز دیجیتال و نتیجه نگرفتی ، و بعدش ، خودت رو از مسیر غلط خارج کردی و از خدا طلب هدایت و کمک کردی برای روشن شدن مسیر خلق ارزش و خلق ثروت ، آیا سود کردی یا زیان؟
وقتی با کار کردن روی خودت در دوره 12 قدم ، عزت نفس ، کشف قوانین و احساس لیاقت ، به خودشناسی بهتر و بیشتر رسیدی و به خدای درونت نزدیک تر شدی ، آیا سود کردی یا زیان؟
وقتی از زبان استاد با کلمه توحید و بندگی واقعی و اهمیت احساس خوب آشنا شدی و سعی کردی هر روز ذره ای بهتر بشی ، آیا سود کردی یا زیان؟
در 1406 روز که متفاوت به بقیه و متفاوت با گذشته خود فکر کردی و تغییر کردی و رفتارهات رو تغییر دادی ، آیا سود کردی یا زیان؟
به الله قسم که سود کردم
آرام تر شدم
به خدا نزدیک تر شدم
احساس خوب رو در وجودم شعله ور کردم
باورهام بهبود یافتند
اعمال بهتر شد
احساس لیاقت و ارزشمندی رو درک کردم
نعمت ها و موهبت ها و ثروت ها و معجزات بر من جاری شد
روابطم به شکل بی نظیری بهبود پیدا کرد.
و دهها دستاورد دیگه
به خدا که سود کردم
خدایا راضیم از تو
هر خیری که به ما برسه از طرف توست
هر چیزی از خیر و برکت و رزق و ثروت و نعمت و امنیت و آسایش و رفاه و خوشبختی و سلامتی و تندرستی و زیبایی و راحتی و آسانی و لذت و شادی و موفقیت و بهبودی و سعادت و روشنایی و هدایت است ، از فضل تو و از آنِ توست .
خدایا در این فایل ، چیزهایی رو شنیدم که لازم داشتم .
از سخاوت استادم ، نکاتی رو به من نشان دادی که برای ادامه هر چه بهتر و زیباتر و آسان تر مسیر خلق ارزشم ، شدیدا نیاز داشتم.
استاد عزیزم ، برای همیشه از شما سپاسگزارم.
بابت تمام بهبود ها و رشد و موفقیت و خودباوری و عزت نفسی که با کلام شما و آموزشهای شما در من ایجاد شد ، بی نهایت سپاسگزار شما هستم.
استاد عزیزم ، الله توانا من رو به مسیری هدایت کرده ، بی نهایت زیبا
درسته که تو مسیرم هم تردید دارم و هم دلهره
درسته که گاهی دلهره میاد سراغم
درسته که گاهی شک ها تو مغزم حرف می زنند
درسته که نجواها شروع می کنند و میخوان کنترل در دست بگیرند
ولی من اجازه نمی دم خیلی قوی بشوند
چون من in charge هستم.
من کسی هستم که تصمیم می گیرم.
من کسی هستم که جهان مسخر من شده
من خدایی هستم در این کیهان
من ابزارهای زیادی دارم برای کنترل نجواهای ذهن
حواسم هست ، که در این چند ماهه ، خیلی بهتر از قبل تونستم کنترل شون کنم.
ابزارهای بین نظیری دارم
12 قدمِ چند جلسه ای
عزت نفس
کشف قوانین
احساس لیاقت
و صدها فایل بی نظیر دیگه از استادم
.
خدایا شکرت
در این فایل ، فهمیدم که باید تقسیم کار کنم با تو
تقسیم کار کردن به نیرویی که جهان رو خلق کرده و هدایتش می کنه ، بی نهایت زیباست
تقسیم کار کردن با منبع تمام زیبایی ها و ایده ها و ثروت ها ، بی نهایت لذت بخش هست
تقسیم کار کردن به کسی که میان بر ها رو می دونه ، بسیار راهگشاست.
تقسیم کار کردن به خالق توانا و حکیم و وهاب و تواب و رحیم و دانا ، بسیار ارزنده و گرانبهاست
.
تقسیم کار کردن به خدای خودم ، برای بقیه عجیب و برای من آشناست.
تقسیم کار کردن با خدا ، یعنی من درخواست می کنم ، اون ایده میده ، من عمل می کنم ، احساسم رو خوب می کنم و ایمان و توکل خودم رو نشون میدم و تمام!!
تقسیم کار با خدا یعنی من فقط و فقط روی بهبود خودم کار میکنم و با شجاعت و ایمان به ایده های خداوند عمل می کنم.
نتیجه کار و اجابت خواسته ها و رسیدن به آرزوهام ، کار خداست.
تقسیم کار با خدا ، یعنی احساس خوب داشتن و این یعنی کم شدن فاصله من با خواسته هام و روش و مسیر و چگونگی با خداست.
تقسیم کار با خدا ، یعنی من همواره و درهر حالتی ، دسترسی مستقیم و بی واسطه به او دارم و خیالم راحته که هیچ فاصله ای بین ما نیست . یعنی نگرانی و ناامیدی دیگه معنایی نداره.
البته حواسم هست که باورهای غلط گذشته در ذهن من حضور دارند و هر ندایی که احساس ناامیدی و تردید و دلهره رو در من به وجود بیاره ، از طرف همون باورهای غلط گذشته هست و اونا نفس های آخرشون رو دارند می زنند و قرار که هر روز من اونا رو ضعیف تر و ضعیف تر کنم . قرار هست که همیشه حواسم بهشون باشه که مثل علف های هرز رشد نکنند.
اگر هر روز حواسم باشه ، کارم راحت تر آسان تر خواهد شد.
تقسیم کار بار خدا ،یعنی من روی بهبود همه جانبه شخصیتم و درک بهتر مهارتهام کار می کنم ، الباقی با خداست
یاد درخواست ابراهیم ازخدا افتادم وقتی که ابراهیم رو به همراه مادر ابراهیم در بیانانهای مکه رها کرد ، از خدا خواست که مردم رو دور اینها جمع کنه.
بله
تقسیم کار با خداوند یعنی ، خدا خودش مردم رو دور من جمع خواهد کرد
خدا خودش نام من رو بالا خواهد برد
خدا خودش من برای من تبلیغ خواهد کرد
خدا خودش من رو یاری خواهد کرد
کی؟؟؟
زمانی که من تقسیم کار رو به دقت انجام بدم و سرم تو کار خودم باشه!
سرم تو کار خدا نباشه ؟
کی ؟ چه جوری ؟ به چه طریق ؟ توسط چه کسی ؟ از چه راهی ؟ تورم چی میشه ؟ گرانی چی میشه ؟ چه زمانی ؟ در چه مکانی ؟ ازچه مسیری ؟؟؟
همه اینها یعنی اعتماد نداشتن به خدا
وقتی به تقسیم کار درست عمل کنم ، هیچ کدوم از این سوالها رو نمی پرسم
می دونم که وقتی من تغییر کنم ، وقتی من آرام تر بشم ، وقتی من ظرفم بزرگ بشه و آماده بشم ، وقتی من باورهام رو درست کنم ، وقتی من احساسم رو خوب نگه دارم ، وقتی من سپاسگزارتر باشم ، وقتی من به خدا اجازه بدم ، وقتی من روی زیبایی ها تمرکز کنم و از نازیبایی ها اعراض کنم ، وقتی توکل بیشتری داشته باشم ، وقتی اعتماد به نفسم رو بالا ببرم ، وقتی احساس ارزشمندی رو بیشتر و بهتر کنم ، وقتی روحیه من بهتر باشه ، وقتی با ادب تر و خالص و مهربان تر بشم ، و وقتی رها باشم و تسلیم جریان هدایت باشم و به ایده ها عمل کنم ، خدا وظیفه و کار خودش رو در نهایت قدرت و دقت و عدالت و نظم انجام میده
خیالم راحته که هیچ چیزی بین من و خدا وجود نداره ، جز خود من!
باید خودم رو به خدا وصل بدونم و اینجوری به راحتی ذهن رو کنترل می کنم.
بهش می گم که خدا داره کار خودش رو انجام میده و احتمال زیاد انجام داده ….
ما گرفتیم آنچه را انداختی
دست حق را دیدی و نشناخت
از دیدگاه خداوند اتفاق افتاده ، من باید صبر داشته باشم و ایمانم رو نشون بدم.
برای کنترل ذهن منفی گرا ، باید هر روز به خودم بگم که ، جواد عزیزم ، هیچ فاصله بین تو و قدرت مطلق جهان نیست. فقط و فقط با صبر و احساس خوب ، فاصله تو و خواسته هات کمتر میشه . خداوند اون چیزی رو که می خواستی آماده کرده فقط با صبر و احساس خوب و ایمان و توکل و اعتماد بیشتر ، حرکت کنم و عمل کن ، عمل! ، ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
خدای مهربان من دست تو را دیدم و شناختم
زیان که نکردم هیچ ، بسیار هم سود کردم
خدایا من در حال عمل کردم هستم و ایمان داریم ، درهای رحمت و موفیت و ثروت و نعمت ، به زودی باز خواهند شد.
به زودی زود
من تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
تویی که به سیل موج فرمان می دهی
رودها از خود نه طغیان میکنند
آنچه میگوئیم ما، آن میکنند
ما، به دریا حکم طوفان میدهیم
ما به سیل و موج فرمان میدهیم
شکرت خدایا ، چه آگاهی های نابی رو روزی من کردی
آره درسته
من با تکرار همین صحبتها باید به تقسیم کار خودم با خدا ، باور داشته باشم و عمل کنم.
به به به به
به این جملات استاد در این دوره که با سخاوت در اختیار ما گذاشتید . سپاس فراوان
البته برای کسانی که در مدارش باشند…
ما و انرژِی که خدا نامیده ایم ، از یک جوهره هستیم.
و به خاطر توانایی مان در دستان خداوند برای گسترش جهان هستیم
به به به به
ای جانم به این کلمات و آگاهی ها و هدایت ناب خداوند
در این 2 هفته ، بیش از 50 بار فایل استاد در مورد نتایج آقا رضا عزیز در مورد خلق ارزش و گسترش جهان رو گوش کردم
خدایا شکرت برای تثبیت و تایید و تقویت امید و باورهام با دیدن این جمله در این فایل
دوست دارم صد بار دیگه تکرار کنم برای خودم
و به خاطر توانایی مان در دستان خداوند برای گسترش جهان هستیم
چقدر شیرین و خوشمزه و جذاب هست این جمله
به به
جوهره من خدا یکی است
و من تصمیم گرفتم که مثل خالق خودم جهان رو گسترش بدم …
خدایا شکرت 4 اردیبهشت سال 1399 من رو با استادم آشنا کردی
و در حدود اوایل اردیبهشت 1402 من رو وارد مسیر خلق ارزش کردی ، یعنی اینقدر مهربان و خوب و زیبایی که چند روز بعد از خارج شدن از مسیر غلط خودم (ارزهای دیجیتال ) در سالروز آشنایی با استادم من رو به مسیر گسترش جهان هدایت کردی.
الهی شکرت.
باید باور کنم که می توانم خداگونه عمل کنم
چرا ؟
چون خداوند در وجود من است و قسم خورده که خوب و بد من رو به من الهام می کند.
پس هر نگرشی که نتیجه اش احساس خوب باشد ، خیر من و هم جهت بودن من با خداست
و هر نگرشی که نتیجه اش احساس بد باشد ، بد من و هم جهت نبودن من با خداست
الهی چه حجم از آگاهی رو روزی من کردی
الهی شکررررت
ادامه دادن در مسیر صحیح با اشتیاق و امیدواری یعنی صبر .
این یعنی همون عمل کردن ، اگر ایمان دارم یعنی عمل می کنم و مهم ترین چیز در حین عمل ، صبر هست و صبر…
چشم خدایا
وقتی من شرایط نادلخواه رو نپذیرم ، و ایمان خودم رو نشون بدم و حرکت کنم ، مورد حمایت این منبع بی نهایت قرار می گیرم.
چی از این بهتر
چی از این زیباتر
به به
به قول استادم ، من مشکل و مسئله ای رو که تو زندگیم داشتم رو به روش درست و اصولی و به زیبایی حل کردم و نتیجه خیره کننده و حیرت انگیز و تحسین برانگیز گرفتم ، حالا می تونم این موضوع رو به میلیون ها نفر دیگه ارائه بدم و اونها هم بتونند این مشکل رو به زیبایی حل کنند و لذت ببرند و من هم به ثروت برسم
چه چیزی از این زیباتر ؟؟
و چه زیباتر که خداوند من رو در این مسیر حمایت می کنه
ای جانم
خدای مهربان من ، به امید تو
با توکل به تو
با اعتماد به قدرت و عظمت و حکمت و دانایی و بصیرت و مهربانی تو
سپاس بیکران از نوشته های زیبا و پند اموز شما امیدوارم نور رب یکتا در تک تک لحظات زندگی شما بتلبد .
چه جالبه که دو روز است شما و سعیده جان شهریاری روی یک فایل دانلودی کامنت گذاشتید و کامنت ها پشت سر هم برای من اومده شما دو عزیز موحد دستان و راهنمایی شدید من این فایل زیبا را گوش کنم امروز وقت ناهار رفتم در یک پارک زیبا و این فایل ارزشمند را دیدم و درخواست خرید این دوره ارزشمند را به کائنات دادم که مطمئن هستم پر از گنج و جواهر هست ،
از شما سپاسگذارم برای این هدیه ارزشمند که امروز به من دادید
بادورود به استاد عباس منش وخانوم شایسته عزیز خیلی از زحمات شما سپاسگزارم که این فایلهای عالی رو برای یادگیری ما درست میکنید وخدارو شکر میکنم که منو با خانواده دراز انرژی عباس منش آشنا کرد تا در بهتر شناختن قوانین جهان وزندگی کردن در مسیر درست قدم برداریم خیلی ممنونم
ولىّ و سرپرست شما، تنها خداوند و پیامبرش و مؤمنانى هستند که نماز را برپا مى دارند و در حال رکوع، زکات مى دهند.
نکته ای که خیلی از شنیدن آن لذت بردم اینکه کسانی می تونند مهاجرت کنند و از منطقه امن خود خارج بشن که ایمان قوی به خداوند و این نیروی برتر دارن ، و باور دارند حتما هدایت می شوند به موقیعت بهتر به شرایط بهتر در مسیر آرام و شاد هستن و اگه اوضاع هم به ظاهر بد بشه ولی ایمان دارند خیری هست و اینطور افراد هم خوشبخت و هم شاد هستن .
نکته بعدی چقدر استاد با ایمان و قاطعیت گفت که بعد از مدتی مهاجرت می کنند.
تمرکز بر اصل و دوری از حاشیه که استاد در دوره ی دوازده قدم بر روی آن تاکید کرده اند عامل بسیاری مهمی در موفقیت و ماندن در مسیر درست است. به اندازه ای که بتوانیم خداوند و عملکرد او را بشناسیم لیاقت ارزشمندی ایمان و توکل ما افزایش می یابد . خداوند دارای دو ویژگی بسیار مهم قدرت بی نهایت و بخشندگی بی حساب است ترکیب این دو باعث می شود ما بتوانیم با خداوند تقسیم کار کرده و از هر چیز و هر کسی بی نیاز شویم. دیگر موضوع اساسی که استاد به آن پرداختند و پایه ی احساس لیاقت را می تواند در وجود ما پرورش دهد آیات سخر است که این آیات ارزشمند و درک درست آن پایه های احساس لیاقت را به صورت منطقی نه توهمی در ذهن ما تقویت کرده و ما را ترغیب می کند که عمل گرا باشیم مفهوم صبر که با تحمل متفاوت است: صبر خصوصیت برجسته و مهمی است که همه ی ما باید در خود پرورش دهیم و تحمل که به هیچ عنوان نباید شرایط بد و ناجالب را تحمل کرده و حتما باید راه حلی با تغییر باورهایمان برای آن بیاندیشیم. احساس قربانی شدن که در وجود همه ی ما هست و ارتباط آن با ظلم به خود زمانی که منطقی قوی را از باورهای خود درک کرده باشیم متوجه می شویم که ریشه ی اساسی بیشتر اتفاقات بد زندگی ما احساس قربانی شدن است که تنها با دلایل منطقی می توان ذهن را قانع کرد اگر باور کنیم که تنها خودمان هستیم که با باورها و فرکانس هایمان اتفاقات زندگی خود را خلق می کنیم و مسئول 100 درصد اتفاقات زندگی خود هستیم این احساس به تدریج در وجود ما کمرنگ خواهد شد. به اندازه ای که بتوانیم پا در دل ترس های خود گذاشته از محدوده ی امن خود خارج شویم و مهاجرت کنیم به همان اندازه ثروتمند و موفق خواهیم شد تنها افرادی می توانند مهاجرت کنند که ایمان و باور دارند خداوند به انها کمک کرده راه حل تمام مسائل را می داند و در هر لحظه ما را هدایت خواهد کرد چنین اشخاصی پاداش خواهند گرفت دلیل موفقیت کشوری مانند امریکا مهاجران هستند خداوند به شجاعان پاداش می دهد کسانی که با وجود ترس اقدام کرده و قدم بر می دارند.
شناخت خداوند و مفهوم توحید به کمک توضیح ضمایر من و ما در آیات قران برای ما واضح تر شده که در برخی آیات خداوند از کلمه ی ما و در برخی آیات از کلمه من استفاده کرده اما اغلب ضمیر ما را به کار برده است در رابطه ی توحیدی ما با خداوند تنها از ضمیر من و در جایی که خداوند برای انجام کارهایش از دستانش کمک می گیرد از ضمیر ما استفاده کرده است نگاه صحیح به خداوند چیست و چه تاثیری در ثروت دارد؟ ترمز های ذهنی در مورد ثروت در ذهنمان را به ما می شناساند که احساس عدم لیاقت داشته و به خداوند ایمان نداریم و از نوع نگاهمان و درخواست هایمان و میزان عمل کردن به ایده ها ورود به دل ترس ها تحمل کردن شرایط نادلخواه میزان قبول شرایط نادلخواه و… متوجه آن خواهیم شد
اکثر ما فکر می کنیم چنین ترمزهایی نداریم در صورتی که باورهای محدود کننده در ذهن خود داریم.تمرین تقسیم کار با خداوند که تمرینی برای ایجاد شیوه ای از زندگی است و جزئی از باورها و شخصیت ما خواهد شد که اگر آن را به صورت مداوم و مکرر تکرار کنیم زمانی که خواسته های ما اجابت می شود توقعمان از خداوند بیشتر شده و انتظارمان از دیگران کاهش خواهد یافت حتی از نزدیک ترین افراد خانواده خود نیز دیگر توقعی نداریم اینگونه زندگی بهتری خواهیم داشت به اندازه ای که خود را باور می کنیم می توانیم از خود توقع داشته باشیم.
واقعا صحبت های خانم شایسته فوق العاده س در مورد قانون و نشون میده چقدر «درک» عمیقی دارن که میتونن در موردش صحبت کنن و البته مورد تایید استاد… چون این صحبت ها بازتاب «درک» هست نه تکرار طوطی وار یه سری کلمات و جملات کلیشه وار..
اگه از شرایط مکانی راضی نیستیم ، بجای اینکه فیگور «قربانی» بگیریم ، «مهاجرت» کنیم .. خدا زمین رو پهناور آفرید که «فسیروا فی الارض» کنیم اگه شرایط با خواسته درونی ما در تضاد هست
قبلا اصلا نمی پذیرفتم که مهاجرت انسان رو ثروتمندتر میکنه .. اما از وقتی الگوها رو می بینم ، متوجه میشیم همه اونا وضعیت بهتری نسبت به شرایط قبلشون دارن ، البته اینکه سپاسگزار باشن و توجه کنن به شرایط بهتر یا همچنان شاکی باشن به خودشون مربوطه ، من چیزی رو می بینم که میخوام جزو باورهام بشه
چقدر جمله زیباییه برام که : کسی مهاجرت میکنه که «ایمان» داشته باشه و «باور» داشته باشه به اینکه خدا پشتیبانش هست و هواشو داره
*راز خوشبختی «توقع رو تا بینهایت ببرم بالا نسبت به خدا … تا بی نهایت نسبت به بنده هاش بیارم پایین »
اینم از جملات مفهومی ای بود برام : «به اندازه ای که خودمون رو «باور» داشته باشیم ، میتونیم از خودمون انتظار داشته باشیم »
سلام به استاد نازنینم و خانم شایسته ی گل وتمام دوستانم
من فکر میکردم احساس لیاقت چیزیه که شما یهو کشفش کردین و براش دوره ساختین ولی شما از همون اول درحال بالابردن احساس لیاقت و کارکردن روش بودین،
وقتی احساس لیاقت بره بالا ادم دیگه تحمل نمیکنه من یه فایلی ازتون گوش دادم چندین ماه پیش که توش از تفاوت تحمل و صبر گفتین من خیلی جاها این دوتارو باهم اشتباه گرفتم همون تایم که این فایل روگوش دادم مچ دوتا دستام انقدر درد میکرد که شب و روز نداشتم ولی دکتر نمیرفتم و تحمل میکردم خیلی سخت وقتی این فایل رو دیدم گفتم دیگه تحمل نمیکنم و همون دقیقه دنبال دکتر گشتم و یکی دو روز بعد رفتم دکتر و فقط بهم دوتا شصت بند داد و درد دستم از صد درصد شد ده درصد و اینطوری خدا جواب احساس لیاقتمو داد چون من لایق یه زندگی راحت و بدون درد هستم
ولی واقعا گاهی تشخیص صبر و تحمل سخت میشه ولی دوستمون ابتدای فایل حرف قشنگی زد که نتیجه گرفتم صبر با احساس خوب و به سمت رشده ولی تحمل با احساس بد و به سمت بدبختیه
و برسیم به بحث زیبا و همه جانبه و اصلی این جهان که بنظرم استاد خوب بیانش کرد اونم اینه که توقعتو از خدا ببر به صد و از بنده اش ببر به صفر استاد اعتراف میکنم اوایل دوره ی لیاقت این کج فهمی برام بوجود اومد که احساس لیاقت و ارزشمندی یعنی همه برام همه کار بکنن و توقع داشتم چون من ارزشمندم خخخخ ولی خیلی زود اصل رو فهمیدم من ارزشمندم من لایق هستم ولی هیچ توقعی ندارم احساس لیاقت یه چیز درونیه
من لایق هستم که بهترین نعمتهارو از الله از ارباب جهانیان دریافت کنم من لایق هستم که اربابم بهم بهترینهارو بده بهترین شرایط بهترین موقعیتها بهترین امکانات بهترینها من تنها توقعم از خداست و فقط چشمم به دستان اونه
استاد اصلا از وقتی دوره ی لیاقت درونی شده برام انگار برام ننگ و عاره که توقع داشته باشم از کسی برام کاری بکنه میگم من الله رو ارباب رو دارم برام افت داره بخوام نگاهم به دست کسی باشه
به قول معروف کار خوبه خدا درسته کنه سلطان محمود خر کیه
وقتی تو ذهنم توقع ایجاد میشه و قدرت میدم به کسی بعد میگم کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خر کیه بعد اصلا یه ایمان میاد تو دلم جای شرک رو میگیره که احساس لیاقتمو میبره بالا و منو به خواستم میرسونه واسه بار هزارم با خدا باش و پادشاهی کن
درمورد دور شدن از دوره ها و مفاهیم که خانم شایسته گفتن من وقتی میبینم دارم افت میکنم و میام پایین و در طول روز مدت بیشتری حالم خوب نیست و قلبم باز نیست میفهمم یه اشکالی هستم با اینکه هر روز تد سایتم و دارم یه دوره ای رو گوش میدم مثلا یه مدت زیاد تمام تمرکز و توجهم رو دوره ی لیاقت بود با اینکه این دوره بسیار توحیدیه اما چون اصل مفاهیم توحیدی خالص رو نمیشنیدم کمی افت کردم و اومدم دوره سر بحث توحید در عمل که رایگانم هست و بعدش استاد جان یه فایل فوق العاده ی جدید گذاشت از توحید عملی که عاشقش شدم و هر صبح اونو از تلوزیون پخش میکنم و با بچها نگاه میکنیم جالبه من هر وقت تو تی وی فایل و چهره ی استاد رو میذارم بچهام که یه ساله هستن یکی چهار دست و پا یکی سینه خیز میان جلو تلوزیون و میخندن باور کنین واسه کارتون اینقد ذوق ندارن اینم یعنی این حرفا حرفای الهیه که فرشته های من انقد قشنگ درک میکنن و میخ تلوزیون میشن
نتیجه گرفتم که نباید در طول روز تمرکزم فقط به یه موضوع از مباحث باشه و باید توجهم رو پخش کنم و هر روز و هر روز رو همه چیز کار کنم و نزارم چیزی گوشه ی ذهنم خاک بخوره حتی شده برم از یه دوره فقط یه کامنت بخونم از یه جا یه فایل گوش بدم خلاصه نذارم به فراموشی برسه
خدایا شکرت بابت این متنی که اصلا نمیدونستم چی بنویسم ولی یه حسی گفت فقط بیا صفحه رو باز کن خودم میگم چی بنویسی
یکی از خواسته های من از اول این بودت که تمام دوره های استاد رو تهیه کنم
و درواقع در تکاپو هستم که بتونم اینقدر جذب ثروت داشته باشم که بتونم دوره ها رو بخرم چون ایمان دارم تو هر دوره کلی راهکار طلایی برای رسیدن به مقصد و برداشتن ترمز وجود داره
ممنون بابت معرفی زیبات مریم جان
ممنون که سخاوتمندانه برامون توضیح دادید
به امید روزی که در فایلهای این دوره ی ارزشمند کامنت بذارم
کامنت زیباتو خوندم و برات آرزوی ثروت و خوشبختی دارم دوست عزیزم
چند روز پیش یه کامنت از یه دوست خوب مثل شما در مورد ترمز درباره ثروت خوندم که به محض مرور کامنت شما اومد جلو روم و حسم گفت آگاهی اون کامنت با شما به اشتراک بگذارم
اون دوست عزیزم بعد کلی مثال که درباره خودش گفت نتیجهش این شد که ما بیشتر مواقع نمیدونیم خواسته واقعیمون چیه و وقتی در مثال ثروت از خداوند درخواست ثروت داریم در واقع اون ثروت درخواست اصلی ما نیست بلکه چیزی که ما به واسطه بدست آوردن اون ثروت میخوایم درخواست واقعی ماست و اسن خودش میشه ترمز در مورد ثروت
بطور مثال شما الان گفتید که دورهای استاد میخواین و از خداوند طلب ثروت کردین که دورها رو داشته باشین و خواستن دوره و داشتنش میشه چیزی خواسته اصلیتون
پس بجای تمرکز روی اینکه چطور پول بدست بیارم برای خرید دوره بهتر تمرکز بزارید روی اینکه الان دورها رو دارید و ازش لذت میبرین
پس هر تمرینی که انجام میدید ختمش کنید به داشتن دوره و مطئنن اونجاست که ایدهای به شما گفته میشه که بتونید دورها رو بخرید
از خداوند سپاسگزارم که این ترمز مخفی رو برای من واضح کرد
درست میگید من دنبال ثروتمند شدنم برای خرید دوره…ولی درواقع باید فقط تمرکز میکردم روی داشتن و لذت بردن از دوره ها…و قدم اولم هم این بود که روانشناسی ثروت رو بگیرم تا بتونم ترمزهای ثروتم رو شناسایی کنم
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانی که گروهی قصد کردند که [برای نابودی تان] به شما شبیخون زنند، ولی خدا توطئه آنان را از شما بازداشت. و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.
=======================================================================================
سلام به استاد عباسمنش عزیزم،سلام به استاد شایسته جانم،سلام به تکه های ارزشمند روحِ الله
الهی صدهزارمرتبه شکر برای همینجای زندگی….برای بر بلندای هدایت زندگی کردن …برای تعبیر به حق آیه 76 مریم و آنان که هدایت یافته اند، خدا بر هدایتشان می افزاید
درود بر زیباترین و دلنشین ترین و خوش قلب ترین مریم دنیا … استاد مریم شایسته…الگو و اسوه ی من برای زندگی…
گشتم نبود…نگرد نیست…شایسته تر ازین مریم برای استاد جانم…
خانم شایسته جانم چند روزیه جهت کنترل ذهن،یک آهنگی رو میزارم با صدای بلند روی اسپیکر و بشکن میزنم و میرقصم….و هروقت به اینجا میرسه فقط صورت قشنگ شما میاد جلوی چشم…
عروس سروِ قد،بالا بالا داره!
عروس از خوشگلی باریکلا داره!
عروس عطرِ گلِ کوچه باغ ها داره…
مریمِ مقدس استادم…نوش جانت این زندگی بهشتی و این یار بهشتی و این شغل و کاری که همه ش صلاته…خداروصدهزار مرتبه شکر برای خدایی که هدایت مارو بر خودش واجب دونسته …خدارو صدهزارمرتبه شکر که دست منو گرفت و من رو به سمت بهترین استاد های دنیا هدایت کرد….خداروصدهزارمرتبه شکر برای دوسال استمرار در مسیر و ساختن سلول های خورشیدی برای دریافت نورِ هدایت….
اینکه فایل های آموزشِ ذهن متوقف شد و روز شمار تحول زندگی من روی بنر سایت اومد،آیا اتفاقی بود؟نهههههه!اگزکتلی نه….خدا میدونه من و همه ی بچه هایی که توی مسیرند توی همین لحظه چقدر به شنیدن این آگاهی ها احتیاج داشتیم….
خانم شایسته جان داره با استاد زندگی میکنه،وسط اون بهشت توی آمریکا!بعد میگه من به این فایل ها که گوش دادم فهمیدم چه چیزهایی یادم رفته و باید روشون کار کنم…بعد منِ سعیده چطور میتونم ادعا کنم من دیگه قانون رو بلدم؟من دیگه خودم میدونم؟به قول استاد…عه؟بلدی؟بخور تا بیاد!
همه جا…همه جا…
تو هر لحظه به خدا بگو من نمیدونم!تو میدونی! من بلد نیستم!تو بلدی!تو بگو!تو درستش کن!
از دستم در رفته از صبح چند بار به این 12 دقیقه فایل گوش دادم…و چند بار تصویری نگاهش کردم!
12 دقیقه و این اقیانوس آگاهی…؟
دقیقا توی همین روزها که بهش احتیاج داشتم؟
خدایاشکرت که همیشه دست تسلیم برای تو بالا آوردن جوابه!خدایا شکرت که تو انسان نیستی!احساساتی نمیشی،لجبازی نمیکنی !والا بخدا! ازت ممنونم که همیشه رحمتت به عدالتت هم پیشی میگیره….
ما انسان ها اگر میخواستیم خدا بشیم نهایتا یکی دوبار سه بار دیگه خععععلی میخواستیم نایس باشیم 5 بار طرف رو میبخشیدیم،بعدش یک اردنگی میزدیم دم نشیمنگاهش که برووو رد کارت بابا!تو آدم نمیشی…
ولی خدا…خدامیگه …
این درگه ما،درگه نومیدی نیست
صدبار اگر،توبه شکستی،بازآ….
دمت گرم خدا!انقدر حوصله ی مارو داری…شرمنده اخلاق ورزشیت که انقدر میریم توی درودیوار …هربارم شما با انگشت کوچیکت،این یقه ی پشت لباسمون رو میگیری… بلندمون میکنی میندازی وسط جاده آسفالته ….میگه بچه….راه ازینوره…
خدایی که قدرت بینهایت داره…و بخشندگی بی حدوحصر…
خدایی که تموم این بچه های سایت رو روی دوشش سوار کرده و داره هدایتشون میکنه…
یکی رو میفرسته کار آقا عادل رو انجام بده…صبح منو از خواب بیدار میکنه میگه برو کامنتشو بخون ببین قدرت منو و بعد بنویس…اون وقت ایمیل کامنت من میره برای رویاجان …و اون هدایت میشه دوباره به خوندن کامنت اصلی …و این زنجیره ادامه داره …
چرا…؟
چرا ما اینجوری دست خدا میشیم برای هم…؟
چون چشممون به دستان خدا نیست…چشممون به صاحب و خالق و فرمانرواست …
این میشه زندگی عملی به روش دوره ی عشق و مودت…
خودت رو با خدا هماهنگ کن،خدا تموم زندگیت رو هماهنگ میکنه
خدا میدونه من این هارو برای خودم مینویسم،به قول آقای امیری….حمیدِ حنیف،اینجا دفتر مشق منه …
کجا بهتر ازین در و دیوار غار حرا،برای رد پا گذاشتن….
یک موضوع جالبی که بعد دوسال اجرای قانون در عمل بهش رسیدم اینکه،شما وقتی از نظر فیزیکی داری یک سری کارهارو پیگیری میکنی،ذهنت آروم تره!چون سال هاست عادت کرده به این مدل زندگی کردن،به تقلا کردن،به دست و پا زدن!
اما وقتی میخوای با خدا تقسیم کار کنی و منتظر بمونی یک سری کارهارو خدا برات انجام بده،کنترل ذهن سخت تره!چون ذهن نمیتونه به جریانی که نمیبینه اعتماد کنه و هی ازت کار عملی میخواد…حالا هرچقدرم قلبت فریاد بزنه آرروم باش،دست و پا نزن،تقلا نکن تا کمک خدا برسه ….باز ذهن ی کرمی اون وسط میریزه ….
مثلا اونجا که خدا به استاد میگه میخوای مهاجرت کنی؟تموم دفترهای کاریت رو جمع کن برو سفر و لذت ببر تا من بهت بگم
به چشم ما اینکه بابا چه باحال! ،آدم چند سال بره تو سفر،عشق و حال کنه تا بالاخره هدایت رو دریافت کنه…ولی الان فکر میکنم اتفاقا استاد به کنترل ذهن قویتری احتیاج داشته برای اینکه به جای تقلا کردن و دنبال کارهای اداری مهاجرت بودن و اگر نشه چی میشه ها و حالا کجا باید بریمو … به هیچ چیزی جز لذت بردن از سفرش فکر نکنه!تا زمان درستش برسه …
یا زمانی که کارت بانکی استاد از کار میفته،ماشینم نداشته،پا میشه میره دیزنی لند (اگردرمورد مکانش اشتباه نکنم)
از بیرون شبیه اینکه خوش به حالش رفته عشق و حال!
ولی!
ایمان میخواد!توکل میخواد!جسارت میخواد!
که اون لحظه که ذهن میگه یالا دست و پا بزن!یالا کمک بخواه!یالا برو به فلانی بگو!یالا ی کاری بکن!
بگی نه!من با خدا تقسیم کار میکنم!
من توکل و ایمانم رو حفظ میکنم….بقیه ی کارها رو میسپارم به خدا!
به تعبیر قرآن:
وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ
و من کار خود به خدا وامیگذارم، که او کاملا بر احوال بندگان بیناست.
حالا این نظر منه …نمیدونم چقدر درسته …ولی چون خودم الان توی همین موقعیتم،احساس کردم تو زمانی که از نظر فیزیکی توی تقلا بودم،ذهنم براش باور پذیرتر بودکه خوب چون داری سختی میکشی،پس حتما نتیجه میاد!
الان که به خدا میگم خدایا برم دنبال فلان کار؟میگه بشین سرجات و روی خودت کار کن!
میگم خدایا برم دنبال فلان کار اداری؟میگم بشین سرجات،کارهای اداریت با من!
میگم خدایا برم به فلان رییس درخواستمو بدم؟میگه رییس منم!تو برو سفر لذت ببر!
یعنی حتی برنامه ی سفر هم برام چید خودش!به چه شیرینی…چه راحتی…
ولی!این ذهن!این ذهن!ساکت نمیشینه که!میگه نشستی پاتو گذاشتی رو پات که چی؟فکر کردی کجا چه خبره؟8روز از اسفند گذشته هیچ خبری نشد!یالا پاشو برو فلان جا…پیش فلانی ….
خلاصه این روز ها منم و نجواهای ذهن و تلاش برای کنترلش….و البته نور هدایت خدا که از چپ و راست میرسه … وقرآن جانم که به حق گفته…
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِیٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّیْطَانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللَّهُ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللَّهُ آیَاتِهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ
هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه آرزو میکرد (و طرحی برای پیشبرد اهداف الهی خود میریخت)، شیطان القائاتی در آن میکرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را از میان میبرد، سپس آیات خود را استحکام میبخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است.
آلسمت که نه….اگزکتلی….خداوند همیشه کلام خودش رو بالاتر میبره و مهر تایید میکوبه پاش….که کدوم مسیر درسته …
منم از صبح یک جمله ی جدید یاد گرفتم صدبار بهش گفتم!
خدایا،این پیک رو هم خودت ردش کن،بوس به کله ت
به امید الله رد پاهای بعدیم،نوشتن از نتایج عملم به قانون باشه….
استاد عباسمنش و استاد شایسته جانم…
برای همه چیز ازتون ممنونم….برای این نور هدایت…برای حفظ این غار حرا …
برای قلب سلیمتون…..برای این توحید عملی …
دوستون دارم و از خداوند طلب هدایت میکنم که بهم سعادت بده قبل از مرگم،در بهترین زمان و مکان بتونم ببینمتون….
به امید اون روز….
درپناه نورِآسمون ها وزمین باشید همیشه
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام ودرود فراوان به سعیده قشنگم
سعیده جان خودت خبر نداری چه کردی با قلب وروحم از صبح تا حالا هر دفعه خواستم وارد سایت بشم ارور میزد دیگه گفتم بی خیال هر کاری به ذهنم رسید انجام دادم ودیدم نمیشه گفتم اوکی خیره
تا بعداز ظهری که کلی با خدا حرف زدم استاد جان تو جلسه سوم قدم دوم میگن تجسمات را با جزئیات بنویس یا در مورد آن با خودت صحبت کن به آنها تصویر وصدا بده منم بعدازظهر همین کار را کردم جز به جز را نوشتم وتجسم کردم وحس کردم واشک ریختم ودر آخر گفتم وعده خداوند حق هست
تا الان که آمدم بخوابم گفتم بزار برم سایت چند تا کامنت بخوانم دیدم بازم اررور میده از ایمیلم وارد شدم دیدم سعیده جانم دیدگاه جدید داره گل از گلم شکفت
وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ
سعیده جانم تو بی نظیری هردفعه نشانه ای میشی برام از طرف ربم تا دل پر تلاطمم آروم بگیره تا قلبم باور کنه خدا در هر شرایطی کنارم هست وکارها را به نحو احسن انجام میده فقط من باید توکل کنم وبه او اعتماد کنم
خیلی خیلی دوستت دارم
امیدوارم این احساس ناب ،که از قلبم هست در زمان مناسب در مکان مناسب به قلب نورانیت بنشیند
روی چون ماهت را میبوسم
بهترین ها سهم قلب مهربانت
زندگی ووجودت سرشار از عشق ونور وبرکت الهی
بنام روزی رسان نهنگها
سلام سعیده جان
چندباری خواستم برات پاسخ بزارم ولی سایت اجازه نمیداد
نمیدونم حتمااا حکمتی داشته
ولی اینبار شد
سعیده جان تو همیشه منو یاد اون چوپان میندازی که تو داستان حضرت موسی و چوپان با زبان محاوره ای با خدا حرف میزد و بسیار عاااشقانه
اصلا بزار ی ذره شو بزارم که خالی از لطف نیست؛
«دید موسی یک شبانی را به راه
کو همیگفت ای گزیننده اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
جامهات شویم شپشهاات کُشم
شیر پیشت آورم ای محتشم
دستکت بوسم بمالم پایکت
وقت خواب آید بروبم جایکت
ای فدای تو همه بزهای من
ای بیادت هیهی و هیهای من
این نمط بیهوده میگفت آن شبان
گفت موسی با کی است این ای فلان
گفت با آنکس که ما را آفرید
این زمین و چرخ ازو آمد پدید
گفت موسی های بس مُدبِر شدی
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژست این چه کفرست و فشار
پنبهای اندر دهان خود فشار»
خلاصه آنکه شبانی خطاب به خدا میگفت تو کجائی تا چاکرت گردم کفش ترا بدوزم سرت را شانه کنم وجامه هایت را بشویم و..موسی شنید وگفت با کیستی گفت با آنکه مارا آفرید وزمین و چرخ از او پدید آمد موسی گفت کافر شدی اگر خاموش نشوی آتشی بر خلق افروخته میشود شبان گفت ای موسی دهانم رادوختی پس جامه درید وسر به بیبان نهادورفت
به موسی وحی شد که چرا بنده مارا جدا کردی
موسی از پی شبان رفت واورا یافت وگفت مژده که دستوری رسید آداب وترتیبی لازم نیست هرچه دل تنگت می خواهد بگو
شاید این نقطه آبی از طرف مریم حسینی مطلق باشه ولی از جانب خدا بدونش
سعیده جان هرچه دل تنگت میخواهد بگو
جهان مسخر تو شده که بگه فرمانبردارم سرورم
نمیدونم چرا اینارو مینویسم ولی انگار قلبم تایپ میکنه
ازت بی نهایت سپاسگزارم برای کامنتات
خودت میدونی چقدر هربار حالمو خوب میکنی؟ البته که شما دست خدایی و اونه که فرمان میده،جهت میده،هدایت میکنه ولی ولییی بنده خوبشو هدایت میکنه توسط دستان خوبش
تو این کامنتتون از مریم جان شایسته گفتین
من از خدا خواستم بامن حرف بزنه و پیام شما اومد
هربار گفتی مریم،من به خودم گرفتم
عیبی که نداره؟نه نداره
خداوند میتونه هرجوری که دلش میخواد حرف بزنه با ما
با دلمون حرف بزنه
اصلا اونجوری که خدا حرف میزنه ادم انگار با قلبش میشنوه نه با گوشش
سری قبل هم اگر اشتباه نکنم سری قبل
کامنت گذاشتین که اولین نشانه تون
و لسوف یعطیک ربک فترضی بوده
و بزودی پروردگارت چناااااان به تو عطا خواهد کرد که تو راضی خواهی شد
به قول آقا عادل
اینقدددددددد میده که میگی آقاجان راضی شدم به قرآن راضی شدم
سعیده جان
اولین چشمک خدا به من هم همین آیه بود بارها گفتم یبار دیگه هم بگم
سرنماز داشتم دعا میکردم که خدایا فلان چیزو بهم بده
خدارو گواه میگیرم عین حقیقته
یهو چشمم خورد به ی قران کوچولیی که فقط جزء 30 و از قضا برگه هاشم از هم جدا شدن و ی دونه از صفحه هاش ی ذره اومده بود بالاتر از بقیه و من دیدم
من دیدممم
که نوشته بود
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ
بخدا همین ی آیه دیده میشد
به الله قسم
و بزودی پروردگارت به تو چنان عطا خواهد کرد که کاملا خوشنود شوی
و بارها و بارها و بارها منو تو این مسیر ثابت قدم نگه داشته
همش با نشانه ها میگه به اون هدفم میرسم
هربار به مو رسید ولی پاره نشد
هربار خدا منو از ناامید شدن برگردوند و با نشونه هاش نشونم داد که هست
با منه
عاشقمع
عاشق دادن خواسته ام به منه
حس دعا گرفته منو(دعای دسته جمعی جوابه)
خدای مهربان من
من چشم به تو دوخته ام
من منتظر معجزات تو هستم
من منتظر به حق بودن وعده ات در زندگیم هستم
میدانم که به وقوع میپیونده
میدونم که دنیا سریع الاجابه
میدونم که جهان مسخر منه،گوش به فرمان منه فقط باید بگه چشم
الله من
ارباب من
معبود من
از تو میخواهم هرآنچه که به من وعده داده ای رو به واقعیت تبدیل کنی
من خوشحال و راضی ام الانم ولی لعلک ترضی ترم کن
بزار همه ببینن من چه خدایی دارم
قدرتتو توی زندگی من به نمایش بزار
آینده و امید رو به زندگیم بیار
رب العالمین قره العین هر روز و هر روز و هر روز بهم بده
(قره العین:اشکی که از شوق زیاد در چشم حلقه میزند)
من تورو باورت دارم
تو پادشاه جهان و جهانیان هستی
من دستم در دستان توئه
ما پیروزیم
آمین.
به نام اوکه هر چه دارم ازوست
سلام به مریم نازنینم
عزیزدلم شما هم در این ساعت عزیز برای من شدی نشانه
در دل این شب فقط دلم خواست برات بنویسم هر کلمه از کامنتت خدا با من صحبت کرد
هزاران بار سپاسگزارم به خاطر رفاقتی که با خودش برقرار شده وهر لحظه وهر ثانیه بامن حرف میزنه
مریم نازنینم ممنونم به خاطر نوشته های توحیدیت که من رو به عرش برد
در پناه حق
سلام
عزیزه دلممم
الهی هزاران بار شکر
این اولین باره که من برای یک نفر نشانه شده کامنتم
خدارو شاکرم که تونستم با کامنتم حال شمارو خوب کنم
اصلا ببین
من اینو برای سعیده خانم شهریاری نوشتم ولی این برای اون نبوده شاید
برای شما بوده
اصلا خدا راه هاش با ما فرق داره
بی نهایت راه داره که مارو کمک کنه که ادامه بدیم
کم نیاریم
جا نزنیم
ادااااامه بدیم تا برسیم به هدف هامون
امید میده اینقدرررر تا ما پیش بریم
خیلی خوشحال شدم که خداوند منو واسطه کرد
خیلی خیلی خوشحالم
از خدا میخوام سری بعد که کامنت مینویسی از معجزه هایی که خدا برات رقم زده بگی
آمین
سلام به مریم جانم
ممنونم از نوع نگاهت ممنونم از گفته هات به سعیده جان که انگار حرف منو زدی
اونجا که نوشت رویا جان یک لحظه گفتم حتما با منه
آخه من صبح یعنی چند روز فکرم یه جایی کاری به خدا سپردم چند روز انجام نشد تو ستاره قطبی هم نوشتم تا امروز که اومد ذهنم بگه فک کنم دیگ باید خودت دست به کار بشی تو دلم گفتم خدا یک جوری بهم نشون بده آیا باید خودم دست به کار بشم یا به تو بسپارم و صبر کنم صبر یعنی حسم خوب نگه دارم بدونم که خدا بالاترین قدرت خودش کارم انجام میده نه به معنای تحمل که تو خودم فشار بیارم شک داشته باشم
بت این گفتن رویا جان انگار خدا به من گفته البته منظورشون به من نبوده ولی من جوابم گرفتم
واقعا سپاسگزارم
سپاسگزار شما سعیده جان مریم جان استاد عزیزم و خدای بزرگم که هممون زنجیره وار داریم به هم کمک میکنیم خدایا شکرت.
بنام آل شدای(خدای فراوانی)
سلام دوست عزیزم
جا داره بگم و تاکید کنم که؛
هیچ چیزی اتفاقی نیست
هیچ چیزی اتفاقی نیست
هیچ چیزی اتفاقی نیست
هیچ چیزی اتفاقی نیست
هیچ چیزی اتفاقی نیست
هیچ چیزی اتفاقی نیست
هیچ چیزی اتفاقی نیست
هیچ چیزی اتفاقی نیست
هیچ چیزی اتفاقی نیست
هیچ چیزی اتفاقی نیست
آخه کامنت من برای اسفند بود و الان شما ریپلای کردی
همون خدایی که شمارو هدایت میکنه که الان ریپلای کنین کامنت من رو،هموووون خدا،دقیقا خودش میدونه که چه زمانی خواسته هامونم بده
ی آیه تو کامنت خودم بود
و لسوف یعطیک ربک فترضی
و بزودی پروردگارت اینقددددددد بهت میده که تو راضی میشی میگی خدایااااا چقدر باحالی تو آخه
من این نشانه ها و صحبتهای خداذو یادم رفته بود
خدایا منو ببخش و از من درگذر
خودت میدونی انسان فراموشکاره و نجواهای شیطانم وجود داره همواره
و خدای من ازت سپاسگزارم که هستی و با نشونه هات بهم یادآوری میکنی خودتو،وعده هاتو،و بهم آرامش بهشتی میده
خدایا قربونت برم خودت میدونی عاشقتم که…
میمیرم برات که…
ممنونم که مریمتو دوست داری.هرچقدرم مریمت تورو فراموش کنه،قدرتتو یادش بره ولی تو یادش هستی.
رویا جان
خدا هنوزم روی تخت پادشاهیه
کنترل کامل اوضاع رو در دست داره
برنامه ای که برای زندگی تک تک ما تدارک دیده در جریانه
فقط باید به انجام کار درست ادامه بدیم حتی با وجود اینکه همه چیز برعکس به نظر بیاد
ایمانمونو حفظ کنیم
و کار درست رو انجام بدیم و با خداوند موافق باشیم
زمان ما بزودی خواهد رسید
چیزی که خدا تدارک دیده رخ خواهد داد
هیچ آدمی و هیچ اتفاق بدی نمیتونه مانع رخ دادنش بشه
کلللللل جهان و شیاطین هم جمع بشن نمیتونن جلوی اون خیری که خدا واسه ما درنظر گرفته رو بگیرن
اون مال ماست
تموم شد و رفت
من ایمان دارم
خداوند بزودی درهارو باز میکنه.
به نام الله
سلام به دوست خوب و مهربانم سعیده عزیزم
سعیده باز هم مثل همیشه کامنتت یک یادآوری مهمی برای من داشت که اینبار گفتم اینجا بنویسم تا بماند برای خودن
وقتی کامنتتون رو میخوندم و عملی بودن استاد در مورد الهاماتشان به خودم گفتم استاد چه باوری داشتن که اینطور عمل میکردن؟؟؟
استاد در تمام مراحلی زندگیشون بعد از درک قانون به یک باور مهم و اساسی واصلی رسیده بودن که براشون قطعی بوده و یقین که خداوند کارها رو انجام میده و همین میشه که به الهامات عمل میکنن و تمام کارهاشون رو جمع میکنن برای مهاجرت.
اما من گاهی شک میکنم به الهامات به اینکه من باید کاری کنم اینکه خوب شاید اینکارو باید خودم انجام بدم اما استاد یک باور عمیق و درونی و دلی داشتن
مهم میزان ایمانه ،که باعث میشه عمل کنم
خدایا شکرت
خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای آمین یا رب العالمین
در پناه خدای مهربانم باشید
سلام سعیده عزیزم با این کامنت هم خندیدم هم بغض کردم هم گریه کردم
چقدر خوبه که شماها هستین و مینویسن
خدا رو شکر میکنم بابت وجود تک تک شما دوستانی که کنار اساتید عزیزم هستین و کمک میکنین برای بهتر شدن حال همدیگه
چقدر اتفاقی هدایت و زنجیر وار بودن و کمک هم دیگه بودن و دارم تجربه میکنم
چیکار کنم که همیشه سر اون اتفاقه بگم خدایا خودت ردش کن بوس به کلت
خیلی سخته یادم میره من هر لحظه دارم با خدا حرف میزنم ها در حالت عادی دارم چایی میخورم و با خدا حرف میزنم تو خوابم حتی با خدا حرف میزنم ولی اون لحظه که باید یهو …
هنوز اول راهم خیلی کار دارم خیلی زیاد خیلی بیشتر باید کار کنم انگار هنوز هیچی یاد نگرفتم و برگشتم سر جای اولم فکر میکردم این مرحله از بازی رو رد کردم ولی گیم اُور شدم
باید یاد بگیرم بگم چشم هر چی تو بگی
باید اجازه بدم خودش بیاد
باید رها کنم همه چیزو
باید ایمان بیارم که خودش همه چیزو ردیف میکنه
مرسی که هستی و مینویسی
میبینی استاد ؟؟؟ میبینی که چطور همه چیز مثل پازل کنار هم چیده میشه تا حال الان من خوب بشه ؟؟؟ میبینی چه سایتی درست کردی ؟؟؟
خدا رو هزاران بار بیشتر از هر لحظه ی دیگه سپاسگزارم و میدونم بازم کمه
سلام سعیده عزیزم
من چند لحظه پیش به این فایل هدایت شدم و بعد به کامنت شما . قبل از هدایت شدن قلبم به من گفت : این آخرین سالی که تو این کشور (ترکیه ) هستی و به زودی مهاجرت میکنی به سرزمین الهی ، God’s country و بعد به این فایل هدایت شدم.
کل این فایل فقط لبخند بر لبانم بود و الان که کامنت شما رو خوندم یاد فایل داستان هدایت الهی استاد افتادم که ماجرای مهاجرتشون به آمریکا بود، افتادم و به قول مریم جان خدا داره با نشانه هاش با من صحبت میکنه .
و خیلی جالبه من از زمانی که تمرکزم رو از مهاجرت کردنم برداشتم و روی رشد شخصیتیم و احساس لیاقتم گذاشتم و همچنین روی کنترل ذهن و باور فراوانی گذاشتم نشانه های مهاجرت هر روز داره میاد و هر روز پر رنگ تر میشه . و از این طرف من هم بیخیال تر شدم و به خودم میگم در زمان مناسبش اتفاق میفته دیگه عجله ایی ندارم و میخوام فقط لذت ببرم و این روزها کارهایی که دوست دارم رو انجام میدم و بیشتر سعی میکنم تو احساس خوب باشم به قول معروف پاروها رو جمع کردم و اجازه دادم جریان هدایت خودش من رو ببره .
سعیده عزیزم سپاسگزارم به خاطر قلم زیبایت و چقدر از طریق کامنت هات، به من کمک کردی دوست خوبم .
موفق و پیروز باشی عزیزم و به نتایج عالی برسی و بهترین ها در انتظارت باشه عزیزم .
راستی دوست خوبم من هم مثل شما شمالی هستم البته خطه گیلان
در پناه الله
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانی که گروهی قصد کردند که [برای نابودی تان] به شما شبیخون زنند، ولی خدا توطئه آنان را از شما بازداشت. و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.
سلام وعرض ادب احترام.خانم شهریاری عزیز و بزرگوار کامنت قشنگت وایه اول که نوشته بودی چقدر با نشانه امروز من همخوانی کامل داشت.
من زیاد اهل نوشتن نیستم اما حیف اومد ننویسم.
من کارم املاک هستش سه روزپیش یک مشتری رو بردم برای یک ملک و در همان ساختمان
یک واحد دیگه به صورت کاملا هدایتی دیدیم ومشتری اون رو پسندید . خب مالک رو نمیشناختم
لابی من انجا گفت من صحبت میکنم وخبر بهت میدم.
روز اول گفت مالک با قیمت شما موافقت نکرده و مثلا سه میلیارد بیشتر .گفتم ایرادی نداره
فقط میخواهم با مالک صحبت کنم. گفت مهمان داره گفته فردا ساعت 3بعدظهر فردا که امروز باشه.
باز ساعت 12 گفت مالک گفته فعلا تا اخر هفته صبر کن .چون به کس دیگه ای و املاک دیگری قول داده وقرار ساعت 3 کنسله.
یک حسی بهم گفت برو واحد مالک رو بزن و باهاش صحبت کن..(دیروز که رفته بودم در ساختمان یک خانم واقا مهمان مالک بودند و میخواستندزنگ واحد بزنن من فهمیدم شماره واحد مالک 17 است). ومن رفتم زنگ زدم دعوتم کرد بالا داخل واحدشون.ودر حین صحبت ها متوجه شدم
که احتمالا مشتری املاک دیگه مشتری خود منه.وهمانجا زنگ زدم به مشتری گفتم شمکا با یک املا دیگه هم صحبت کردی. گفت بله .اما اونها به من بازدید ندادند و گفتم اونجا رو باکس دیگه ای دیدم و مالک هم حرف های ما رو شنید.. و خود مشتری هم گفت من سر قرار نمیرم.
ومن به مالک گفتم ببینید روزی منو اون میده . خودتون هم شنیدید .تصمصم با شما.
و امدم گفتم سپاسگزارم خدایا که همه چیز رو اشکار کردی. همه چیز رو میسپارم به خودت .
و بعد اومدم توی سایت و دکمه نشانه که این فایل اومد و بعد از گوش کردن فایل اومدم سراغ کامنتها بر اساس امتیاز که کامنت شما بود..
سپاسگزارم از کامنتهای قشنگ وپر محتوایی که مینویسی.
هر کجا که هستی پایدار باشید
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
وَیَزِیدُ اللَّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدًى ۗ وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ مَرَدًّا(76 مریم)
و خداوند کسانى را که هدایت یافتهاند بر هدایتشان مىافزاید، و نیکیهاى ماندگار، نزد پروردگارت از حیث پاداش بهتر و خوشفرجامتر است.
=====================================
سلام آقای شهسواری
بی نهایت ازتون سپاسگزارم که به ندای قلبتون گوش کردید و برام وقت گذاشتید و نوشتید،خداوند چنان پاسخ سوالات من رو دقیق و کامل با هدایتم به رد پای اسفند 2 سال پیش داد که هیچ جور دیگه ای نمیتونستم انقدر جامع و کامل پاسخ دریافت کنم.
ازتون ممنونم که هدایت خداوند رو برام به ارمغان آوردید،براتون بهترین هارو آرزو میکنم،انشالله همیشه بهترین طرفین معامله به سمتتون هدایت بشن با بهترین سود.
در پناه نور میسپارمتون والله یارتون باشه همیشه.
به نام الله پاک و منزه و مهربان
به نام خداوندی که بدون اذن او برگی از درخت بر زمین نمی افتد
خدایی که به سیل و موج فرمان می دهد
خدایی که رحمتش بی نهایت است و بخشش بی منت
خدایی که در همین نزدیکی است و از رگ گردن به من نزدیک تر
خدایی که به منت روزی می دهد
خدایی که بر تمام شیء احاطه دارد
و صدای مرا می شوند ، از نیت من آگاه است و در زمان و مکان و موقعیت مناسب و هر زمانی که من آماده باشم ، قدم بعدی را به من می گوید
هر زمان من آماده باشم ، خواسته هایم را اجابت می کند
خدایی که حامی شجاعان و توکل کنندگان است
خدایی که از گسترش دهندگان جهان به طور ویژه ای حمایت می کند و رحیم بودنش را به نهایت جاری می کند.
هیچ چیزی به دلیل نیست .
دیدن بندر روز شما تحول زندگی من ، فصل پنجم – روز 133 و جلب توجه کردن اون و حسی که من رو به سمت کلیک کردن ترغیب کرد ، به هیچ وجه بدون دلیل نیست.
یک جریان در کار هست
جریان جاری جهان هستی
جریانی که پیروی از آن و تسلیم شدن در برابر آن ، به جاهای زیبا خواهد برد.
جریانی که خطا نمی کنه
جریانی که اصرار نمی کنه
جریانی که بوده و هست و خواهد بود
اعتماد کردن به این جریان ، دلیل تجربه زندگی شکوهمند و هدفمند و زیباست.
من سعی خواهم کرد که در حد توانم اعتماد کنم و تسلیم باشم
سعی می کنم مثل آب باشم
ماهیت آبی که زلال و شفاف و جاری هست ، تسلیم بودن هست
دلیل شکافتن دل سنگ ها و صخره ها باز کردن راه توسط آب ، تسلیم بودن و جاری بودن اون هست
پس سعی کنم مثل زلال و شفاف و رها و جاری باشم
باید فقط وفقط روی خدا حساب باز کنم
و حساب باز کردن روی خدا ، یعنی تمرکز فقط و فقط روی بهبود شخصیت خودم.
.
.
امروز که تو مسیر فایل توحید عملی 9 گوش می کردم ، چشمم به بارش زیبای برف افتاد ، مه زیبایی کوههای منطقه 22 رو پوشانده بود و محو شدن قله و برف روی کوهها به شگفتی و زیبایی و ابهت اون افزوده بود.
از سمت پایین بلوار جنگلبان به سمت شمال در حرکت بودم ، یک فضای بسیار بسیار فوق العاده رو جلوی چشمهام دیدم.
خدا رو برای عظمت و بزرگی و جلالش شکر می کردم .
این شعر پروین بسیار برای من الهام بخش هست و بی نهایت تاثیرگذار
پرده شک را برانداز از میان
تا ببینی سود کردی یا زیان!
بارها و بارها به این قسمت از شعری که استاد می خونه می رسم ، استپ می کنم و به فکر فرو می رم.
پیش خودم میگم ، جواد،
آیا در این مدت 4 سال که در این فضای روحانی حضور داشتی و قدم های اول رو بسیار سخت و کند برداشتی و حرکت کردی و دوره هارو دیدی و روی خودت کار کردی ، آیا سود کردی یا زیان؟
آیا از این که توسط آموزشهای استاد ، با آگاهی ها و قوانین و اصول جهان هستی آشنا شدی و به اندازه که عمل کردی ، سود کردی یا زیان ؟
آیا از این که در 40 سالگی فهمیدی راه رو به کل اشتباه رفتی و به خدا وصل شدی و به جریان هدایت دل سپردی ، سود کردی یا زیان؟
آیا از این که با خداوند تقسیم کار کردی ، سود کردی یا زیان؟
آیا از این که سعی کردی دیگه روی پدر و مادر و خانواده و سهم الارث پدری و پارتی و مدیر و رفقای بانفوذ حساب باز نکنی و به جای توقع داشتن از اینها ، ازخدای خودت توقع داشته باشی ، سود کردی یا زیان؟
وقتی با روشهای گذشتگان زندگی مشترک رو شروع کردی و نتیجه اش شد دعوا و نفرت و کینه و جنگ و بی احترامی و … و بعدش ، تو این فضای روحانی با آموزش های استاد ، از خدا کمک خواستی و خدا هدایتت کرد به بهبود شخصیت و درک قدرت فرکانس و درک بهتر قوانین ، آیا سود کردی یا زیان؟
وقتی روی عقل کوته بین و ناقص خودت حساب کردی و رفتی تو بورس و ارز دیجیتال و نتیجه نگرفتی ، و بعدش ، خودت رو از مسیر غلط خارج کردی و از خدا طلب هدایت و کمک کردی برای روشن شدن مسیر خلق ارزش و خلق ثروت ، آیا سود کردی یا زیان؟
وقتی با کار کردن روی خودت در دوره 12 قدم ، عزت نفس ، کشف قوانین و احساس لیاقت ، به خودشناسی بهتر و بیشتر رسیدی و به خدای درونت نزدیک تر شدی ، آیا سود کردی یا زیان؟
وقتی از زبان استاد با کلمه توحید و بندگی واقعی و اهمیت احساس خوب آشنا شدی و سعی کردی هر روز ذره ای بهتر بشی ، آیا سود کردی یا زیان؟
در 1406 روز که متفاوت به بقیه و متفاوت با گذشته خود فکر کردی و تغییر کردی و رفتارهات رو تغییر دادی ، آیا سود کردی یا زیان؟
به الله قسم که سود کردم
آرام تر شدم
به خدا نزدیک تر شدم
احساس خوب رو در وجودم شعله ور کردم
باورهام بهبود یافتند
اعمال بهتر شد
احساس لیاقت و ارزشمندی رو درک کردم
نعمت ها و موهبت ها و ثروت ها و معجزات بر من جاری شد
روابطم به شکل بی نظیری بهبود پیدا کرد.
و دهها دستاورد دیگه
به خدا که سود کردم
خدایا راضیم از تو
هر خیری که به ما برسه از طرف توست
هر چیزی از خیر و برکت و رزق و ثروت و نعمت و امنیت و آسایش و رفاه و خوشبختی و سلامتی و تندرستی و زیبایی و راحتی و آسانی و لذت و شادی و موفقیت و بهبودی و سعادت و روشنایی و هدایت است ، از فضل تو و از آنِ توست .
خدایا در این فایل ، چیزهایی رو شنیدم که لازم داشتم .
از سخاوت استادم ، نکاتی رو به من نشان دادی که برای ادامه هر چه بهتر و زیباتر و آسان تر مسیر خلق ارزشم ، شدیدا نیاز داشتم.
استاد عزیزم ، برای همیشه از شما سپاسگزارم.
بابت تمام بهبود ها و رشد و موفقیت و خودباوری و عزت نفسی که با کلام شما و آموزشهای شما در من ایجاد شد ، بی نهایت سپاسگزار شما هستم.
استاد عزیزم ، الله توانا من رو به مسیری هدایت کرده ، بی نهایت زیبا
درسته که تو مسیرم هم تردید دارم و هم دلهره
درسته که گاهی دلهره میاد سراغم
درسته که گاهی شک ها تو مغزم حرف می زنند
درسته که نجواها شروع می کنند و میخوان کنترل در دست بگیرند
ولی من اجازه نمی دم خیلی قوی بشوند
چون من in charge هستم.
من کسی هستم که تصمیم می گیرم.
من کسی هستم که جهان مسخر من شده
من خدایی هستم در این کیهان
من ابزارهای زیادی دارم برای کنترل نجواهای ذهن
حواسم هست ، که در این چند ماهه ، خیلی بهتر از قبل تونستم کنترل شون کنم.
ابزارهای بین نظیری دارم
12 قدمِ چند جلسه ای
عزت نفس
کشف قوانین
احساس لیاقت
و صدها فایل بی نظیر دیگه از استادم
.
خدایا شکرت
در این فایل ، فهمیدم که باید تقسیم کار کنم با تو
تقسیم کار کردن به نیرویی که جهان رو خلق کرده و هدایتش می کنه ، بی نهایت زیباست
تقسیم کار کردن با منبع تمام زیبایی ها و ایده ها و ثروت ها ، بی نهایت لذت بخش هست
تقسیم کار کردن به کسی که میان بر ها رو می دونه ، بسیار راهگشاست.
تقسیم کار کردن به خالق توانا و حکیم و وهاب و تواب و رحیم و دانا ، بسیار ارزنده و گرانبهاست
.
تقسیم کار کردن به خدای خودم ، برای بقیه عجیب و برای من آشناست.
تقسیم کار کردن با خدا ، یعنی من درخواست می کنم ، اون ایده میده ، من عمل می کنم ، احساسم رو خوب می کنم و ایمان و توکل خودم رو نشون میدم و تمام!!
تقسیم کار با خدا یعنی من فقط و فقط روی بهبود خودم کار میکنم و با شجاعت و ایمان به ایده های خداوند عمل می کنم.
نتیجه کار و اجابت خواسته ها و رسیدن به آرزوهام ، کار خداست.
تقسیم کار با خدا ، یعنی احساس خوب داشتن و این یعنی کم شدن فاصله من با خواسته هام و روش و مسیر و چگونگی با خداست.
تقسیم کار با خدا ، یعنی من همواره و درهر حالتی ، دسترسی مستقیم و بی واسطه به او دارم و خیالم راحته که هیچ فاصله ای بین ما نیست . یعنی نگرانی و ناامیدی دیگه معنایی نداره.
البته حواسم هست که باورهای غلط گذشته در ذهن من حضور دارند و هر ندایی که احساس ناامیدی و تردید و دلهره رو در من به وجود بیاره ، از طرف همون باورهای غلط گذشته هست و اونا نفس های آخرشون رو دارند می زنند و قرار که هر روز من اونا رو ضعیف تر و ضعیف تر کنم . قرار هست که همیشه حواسم بهشون باشه که مثل علف های هرز رشد نکنند.
اگر هر روز حواسم باشه ، کارم راحت تر آسان تر خواهد شد.
تقسیم کار بار خدا ،یعنی من روی بهبود همه جانبه شخصیتم و درک بهتر مهارتهام کار می کنم ، الباقی با خداست
یاد درخواست ابراهیم ازخدا افتادم وقتی که ابراهیم رو به همراه مادر ابراهیم در بیانانهای مکه رها کرد ، از خدا خواست که مردم رو دور اینها جمع کنه.
بله
تقسیم کار با خداوند یعنی ، خدا خودش مردم رو دور من جمع خواهد کرد
خدا خودش نام من رو بالا خواهد برد
خدا خودش من برای من تبلیغ خواهد کرد
خدا خودش من رو یاری خواهد کرد
کی؟؟؟
زمانی که من تقسیم کار رو به دقت انجام بدم و سرم تو کار خودم باشه!
سرم تو کار خدا نباشه ؟
کی ؟ چه جوری ؟ به چه طریق ؟ توسط چه کسی ؟ از چه راهی ؟ تورم چی میشه ؟ گرانی چی میشه ؟ چه زمانی ؟ در چه مکانی ؟ ازچه مسیری ؟؟؟
همه اینها یعنی اعتماد نداشتن به خدا
وقتی به تقسیم کار درست عمل کنم ، هیچ کدوم از این سوالها رو نمی پرسم
می دونم که وقتی من تغییر کنم ، وقتی من آرام تر بشم ، وقتی من ظرفم بزرگ بشه و آماده بشم ، وقتی من باورهام رو درست کنم ، وقتی من احساسم رو خوب نگه دارم ، وقتی من سپاسگزارتر باشم ، وقتی من به خدا اجازه بدم ، وقتی من روی زیبایی ها تمرکز کنم و از نازیبایی ها اعراض کنم ، وقتی توکل بیشتری داشته باشم ، وقتی اعتماد به نفسم رو بالا ببرم ، وقتی احساس ارزشمندی رو بیشتر و بهتر کنم ، وقتی روحیه من بهتر باشه ، وقتی با ادب تر و خالص و مهربان تر بشم ، و وقتی رها باشم و تسلیم جریان هدایت باشم و به ایده ها عمل کنم ، خدا وظیفه و کار خودش رو در نهایت قدرت و دقت و عدالت و نظم انجام میده
خیالم راحته که هیچ چیزی بین من و خدا وجود نداره ، جز خود من!
باید خودم رو به خدا وصل بدونم و اینجوری به راحتی ذهن رو کنترل می کنم.
بهش می گم که خدا داره کار خودش رو انجام میده و احتمال زیاد انجام داده ….
ما گرفتیم آنچه را انداختی
دست حق را دیدی و نشناخت
از دیدگاه خداوند اتفاق افتاده ، من باید صبر داشته باشم و ایمانم رو نشون بدم.
برای کنترل ذهن منفی گرا ، باید هر روز به خودم بگم که ، جواد عزیزم ، هیچ فاصله بین تو و قدرت مطلق جهان نیست. فقط و فقط با صبر و احساس خوب ، فاصله تو و خواسته هات کمتر میشه . خداوند اون چیزی رو که می خواستی آماده کرده فقط با صبر و احساس خوب و ایمان و توکل و اعتماد بیشتر ، حرکت کنم و عمل کن ، عمل! ، ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
خدای مهربان من دست تو را دیدم و شناختم
زیان که نکردم هیچ ، بسیار هم سود کردم
خدایا من در حال عمل کردم هستم و ایمان داریم ، درهای رحمت و موفیت و ثروت و نعمت ، به زودی باز خواهند شد.
به زودی زود
من تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
تویی که به سیل موج فرمان می دهی
رودها از خود نه طغیان میکنند
آنچه میگوئیم ما، آن میکنند
ما، به دریا حکم طوفان میدهیم
ما به سیل و موج فرمان میدهیم
شکرت خدایا ، چه آگاهی های نابی رو روزی من کردی
آره درسته
من با تکرار همین صحبتها باید به تقسیم کار خودم با خدا ، باور داشته باشم و عمل کنم.
به به به به
به این جملات استاد در این دوره که با سخاوت در اختیار ما گذاشتید . سپاس فراوان
البته برای کسانی که در مدارش باشند…
ما و انرژِی که خدا نامیده ایم ، از یک جوهره هستیم.
و به خاطر توانایی مان در دستان خداوند برای گسترش جهان هستیم
به به به به
ای جانم به این کلمات و آگاهی ها و هدایت ناب خداوند
در این 2 هفته ، بیش از 50 بار فایل استاد در مورد نتایج آقا رضا عزیز در مورد خلق ارزش و گسترش جهان رو گوش کردم
https://abasmanesh.com/fa/results-of-master-abasmanesh-teachings-12/
خدایا شکرت برای تثبیت و تایید و تقویت امید و باورهام با دیدن این جمله در این فایل
دوست دارم صد بار دیگه تکرار کنم برای خودم
و به خاطر توانایی مان در دستان خداوند برای گسترش جهان هستیم
چقدر شیرین و خوشمزه و جذاب هست این جمله
به به
جوهره من خدا یکی است
و من تصمیم گرفتم که مثل خالق خودم جهان رو گسترش بدم …
خدایا شکرت 4 اردیبهشت سال 1399 من رو با استادم آشنا کردی
و در حدود اوایل اردیبهشت 1402 من رو وارد مسیر خلق ارزش کردی ، یعنی اینقدر مهربان و خوب و زیبایی که چند روز بعد از خارج شدن از مسیر غلط خودم (ارزهای دیجیتال ) در سالروز آشنایی با استادم من رو به مسیر گسترش جهان هدایت کردی.
الهی شکرت.
باید باور کنم که می توانم خداگونه عمل کنم
چرا ؟
چون خداوند در وجود من است و قسم خورده که خوب و بد من رو به من الهام می کند.
پس هر نگرشی که نتیجه اش احساس خوب باشد ، خیر من و هم جهت بودن من با خداست
و هر نگرشی که نتیجه اش احساس بد باشد ، بد من و هم جهت نبودن من با خداست
الهی چه حجم از آگاهی رو روزی من کردی
الهی شکررررت
ادامه دادن در مسیر صحیح با اشتیاق و امیدواری یعنی صبر .
این یعنی همون عمل کردن ، اگر ایمان دارم یعنی عمل می کنم و مهم ترین چیز در حین عمل ، صبر هست و صبر…
چشم خدایا
وقتی من شرایط نادلخواه رو نپذیرم ، و ایمان خودم رو نشون بدم و حرکت کنم ، مورد حمایت این منبع بی نهایت قرار می گیرم.
چی از این بهتر
چی از این زیباتر
به به
به قول استادم ، من مشکل و مسئله ای رو که تو زندگیم داشتم رو به روش درست و اصولی و به زیبایی حل کردم و نتیجه خیره کننده و حیرت انگیز و تحسین برانگیز گرفتم ، حالا می تونم این موضوع رو به میلیون ها نفر دیگه ارائه بدم و اونها هم بتونند این مشکل رو به زیبایی حل کنند و لذت ببرند و من هم به ثروت برسم
چه چیزی از این زیباتر ؟؟
و چه زیباتر که خداوند من رو در این مسیر حمایت می کنه
ای جانم
خدای مهربان من ، به امید تو
با توکل به تو
با اعتماد به قدرت و عظمت و حکمت و دانایی و بصیرت و مهربانی تو
و با احترام به تک تک قوانین بدون تغییر تو
من حرکت می کنم و تو برکت عطا می کنی
بسم الله.
بنام روزی دهنده نهنگها
سلام اقای بایرامی عزیز
خداروشکرررر خداروشکررررر برای این همه نکات فوق العاده توی یک کامنت
واقعا تحسینتون میکنم بخاطر باورهای فوق العاده تون
سپاسگزارم
پرده شک را برانداز از میان
تا ببینی سود کردی یا زیان
واقعاااا همینه
کامنت شمارو که میخوندم تمام این دو سالی که با استاد و در حقیقت با خداوند حقیقی آشنا شدم از جلوی چشمانم رفت
چقد کن تغییر کرد
شخصیتم عوض شده
نترس و شجاع شدم
جسور و صبور شدم
احساس ارزشمندیم چقدرررر بهتر شده
چقدرادمهای خوب توی زندگیم اومده
چقدرررر ادمهای منفی از زندگیم رفتن
چه استعدادهایی در خودم پیدا کردم که نمیدونستم اصلا دارم
چه معجزه هایی
آخ آخ آخ
چه معجزه هایی برام رخ داده
چه همزمانی هایی
که به قول استاد عقل جن هم بهشون نمیرسه
ولی برای من رخ داده
خدایا سپاسگزارم برای تمااااام لحظات شگفت انگیزی که برام بوجود اوردی و بعدش من اشک از چشمام اومده و سجده شکر بجا اوردم و از تهههه قلبم گفتم خدایا شکرت
اون لحظه ها رو خییییلی دوست دارم
چون احساس نزدیکی با خدا تمام بدنمو میگیره و واقعا جز اون حس مگه ما چی میخوایم؟!
معبود من
من تو تاریکی ها سرگشته و حیران بودم
تو بودی که چراغ راهم شدی و منو به سمت نور هدایت کردی
من از خودم هیچی ندارم
همه تویی
هممممه تویی
وحی آمد کاین چه فکر باطل است
رهرو ما اینک اندر منزل است
خداوندا سپاسگزار تو هستم بخاطر وجود خود خود خودت
بخاطر افراد پاک و سالمی که همچین کامنتهایی میزارن
بخاطر سایت
بحاطر استاد
بخاطر زمین
بخاطر اکسیژن
بخاطر آب آشامیدنی در دسترس
بخاطر نور خورشید
آرامش شب
بخاطر بدن سالم
بدن کامل
سیستم ایمنی قوی
دیدن
شنیدن
خوردن
خوابیدن
نفس کشیدن
راه رفتن
پریدن
دوییدن
نشستن
پاشدن
کار کردن
شغل داشتن
خونه داشتن
درخت ها و خیابونها
بخاطر معلما دکترا دندونپزشکا
بخاطر خانواده ،دوستان و رفیقان
بخاطر مادر و پدر خوب
خواهر و برادر خوب
دوستان خوب
روابط خوب
انسانهای شریف و خوب
بخاطر آزادی
بخاطر لباسامون
گوشیمون
اینترنتمون
امکانات
بخاطر غذاهای خوشمزه
بخاطر کافه ها رستورانها
بخاطر ابرها ،بارون
بخاطر سواد خوندن و نوشتن
بخاطر رشد
ثروت و پول و نعمت و برکت تو زندگیمون
خداوندا تا صبح بشمارم تموم نمیشه لطفت به ما
اگر تمام درختان قلم شوند و ….
سلام بر برادر بزگوار اقا جواد ،
سپاس بیکران از نوشته های زیبا و پند اموز شما امیدوارم نور رب یکتا در تک تک لحظات زندگی شما بتلبد .
چه جالبه که دو روز است شما و سعیده جان شهریاری روی یک فایل دانلودی کامنت گذاشتید و کامنت ها پشت سر هم برای من اومده شما دو عزیز موحد دستان و راهنمایی شدید من این فایل زیبا را گوش کنم امروز وقت ناهار رفتم در یک پارک زیبا و این فایل ارزشمند را دیدم و درخواست خرید این دوره ارزشمند را به کائنات دادم که مطمئن هستم پر از گنج و جواهر هست ،
از شما سپاسگذارم برای این هدیه ارزشمند که امروز به من دادید
بادورود به استاد عباس منش وخانوم شایسته عزیز خیلی از زحمات شما سپاسگزارم که این فایلهای عالی رو برای یادگیری ما درست میکنید وخدارو شکر میکنم که منو با خانواده دراز انرژی عباس منش آشنا کرد تا در بهتر شناختن قوانین جهان وزندگی کردن در مسیر درست قدم برداریم خیلی ممنونم
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام
إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ (55)
ولىّ و سرپرست شما، تنها خداوند و پیامبرش و مؤمنانى هستند که نماز را برپا مى دارند و در حال رکوع، زکات مى دهند.
نکته ای که خیلی از شنیدن آن لذت بردم اینکه کسانی می تونند مهاجرت کنند و از منطقه امن خود خارج بشن که ایمان قوی به خداوند و این نیروی برتر دارن ، و باور دارند حتما هدایت می شوند به موقیعت بهتر به شرایط بهتر در مسیر آرام و شاد هستن و اگه اوضاع هم به ظاهر بد بشه ولی ایمان دارند خیری هست و اینطور افراد هم خوشبخت و هم شاد هستن .
نکته بعدی چقدر استاد با ایمان و قاطعیت گفت که بعد از مدتی مهاجرت می کنند.
سلام به استاد نازنین و مریم عزیزم
خدایا زبانم قاصر شده از این همه آگاهی
خدایا الان چطور باید سپاسگزار باشم از این فایل بی نهایت معنوی که از زبان بهترین بندگانت همچون استاد و مریم عزیزم شنیدم
خدایا من هیچ هستم تو همه
خدایا تا به حال انقققققد نزدیک احساست نکرده بودم
چقدر لذت بخش با تو بودن
خدای خوبم این حس رو ازمن نگیر
مریم عزیزم چه کردی با قلب و روح من تا زنده هستم سپاسگزارتون خواهم بود
خدایا تو همه چیزی و همه هیچ
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
تمرکز بر اصل و دوری از حاشیه که استاد در دوره ی دوازده قدم بر روی آن تاکید کرده اند عامل بسیاری مهمی در موفقیت و ماندن در مسیر درست است. به اندازه ای که بتوانیم خداوند و عملکرد او را بشناسیم لیاقت ارزشمندی ایمان و توکل ما افزایش می یابد . خداوند دارای دو ویژگی بسیار مهم قدرت بی نهایت و بخشندگی بی حساب است ترکیب این دو باعث می شود ما بتوانیم با خداوند تقسیم کار کرده و از هر چیز و هر کسی بی نیاز شویم. دیگر موضوع اساسی که استاد به آن پرداختند و پایه ی احساس لیاقت را می تواند در وجود ما پرورش دهد آیات سخر است که این آیات ارزشمند و درک درست آن پایه های احساس لیاقت را به صورت منطقی نه توهمی در ذهن ما تقویت کرده و ما را ترغیب می کند که عمل گرا باشیم مفهوم صبر که با تحمل متفاوت است: صبر خصوصیت برجسته و مهمی است که همه ی ما باید در خود پرورش دهیم و تحمل که به هیچ عنوان نباید شرایط بد و ناجالب را تحمل کرده و حتما باید راه حلی با تغییر باورهایمان برای آن بیاندیشیم. احساس قربانی شدن که در وجود همه ی ما هست و ارتباط آن با ظلم به خود زمانی که منطقی قوی را از باورهای خود درک کرده باشیم متوجه می شویم که ریشه ی اساسی بیشتر اتفاقات بد زندگی ما احساس قربانی شدن است که تنها با دلایل منطقی می توان ذهن را قانع کرد اگر باور کنیم که تنها خودمان هستیم که با باورها و فرکانس هایمان اتفاقات زندگی خود را خلق می کنیم و مسئول 100 درصد اتفاقات زندگی خود هستیم این احساس به تدریج در وجود ما کمرنگ خواهد شد. به اندازه ای که بتوانیم پا در دل ترس های خود گذاشته از محدوده ی امن خود خارج شویم و مهاجرت کنیم به همان اندازه ثروتمند و موفق خواهیم شد تنها افرادی می توانند مهاجرت کنند که ایمان و باور دارند خداوند به انها کمک کرده راه حل تمام مسائل را می داند و در هر لحظه ما را هدایت خواهد کرد چنین اشخاصی پاداش خواهند گرفت دلیل موفقیت کشوری مانند امریکا مهاجران هستند خداوند به شجاعان پاداش می دهد کسانی که با وجود ترس اقدام کرده و قدم بر می دارند.
شناخت خداوند و مفهوم توحید به کمک توضیح ضمایر من و ما در آیات قران برای ما واضح تر شده که در برخی آیات خداوند از کلمه ی ما و در برخی آیات از کلمه من استفاده کرده اما اغلب ضمیر ما را به کار برده است در رابطه ی توحیدی ما با خداوند تنها از ضمیر من و در جایی که خداوند برای انجام کارهایش از دستانش کمک می گیرد از ضمیر ما استفاده کرده است نگاه صحیح به خداوند چیست و چه تاثیری در ثروت دارد؟ ترمز های ذهنی در مورد ثروت در ذهنمان را به ما می شناساند که احساس عدم لیاقت داشته و به خداوند ایمان نداریم و از نوع نگاهمان و درخواست هایمان و میزان عمل کردن به ایده ها ورود به دل ترس ها تحمل کردن شرایط نادلخواه میزان قبول شرایط نادلخواه و… متوجه آن خواهیم شد
اکثر ما فکر می کنیم چنین ترمزهایی نداریم در صورتی که باورهای محدود کننده در ذهن خود داریم.تمرین تقسیم کار با خداوند که تمرینی برای ایجاد شیوه ای از زندگی است و جزئی از باورها و شخصیت ما خواهد شد که اگر آن را به صورت مداوم و مکرر تکرار کنیم زمانی که خواسته های ما اجابت می شود توقعمان از خداوند بیشتر شده و انتظارمان از دیگران کاهش خواهد یافت حتی از نزدیک ترین افراد خانواده خود نیز دیگر توقعی نداریم اینگونه زندگی بهتری خواهیم داشت به اندازه ای که خود را باور می کنیم می توانیم از خود توقع داشته باشیم.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان
واقعا صحبت های خانم شایسته فوق العاده س در مورد قانون و نشون میده چقدر «درک» عمیقی دارن که میتونن در موردش صحبت کنن و البته مورد تایید استاد… چون این صحبت ها بازتاب «درک» هست نه تکرار طوطی وار یه سری کلمات و جملات کلیشه وار..
اگه از شرایط مکانی راضی نیستیم ، بجای اینکه فیگور «قربانی» بگیریم ، «مهاجرت» کنیم .. خدا زمین رو پهناور آفرید که «فسیروا فی الارض» کنیم اگه شرایط با خواسته درونی ما در تضاد هست
قبلا اصلا نمی پذیرفتم که مهاجرت انسان رو ثروتمندتر میکنه .. اما از وقتی الگوها رو می بینم ، متوجه میشیم همه اونا وضعیت بهتری نسبت به شرایط قبلشون دارن ، البته اینکه سپاسگزار باشن و توجه کنن به شرایط بهتر یا همچنان شاکی باشن به خودشون مربوطه ، من چیزی رو می بینم که میخوام جزو باورهام بشه
چقدر جمله زیباییه برام که : کسی مهاجرت میکنه که «ایمان» داشته باشه و «باور» داشته باشه به اینکه خدا پشتیبانش هست و هواشو داره
*راز خوشبختی «توقع رو تا بینهایت ببرم بالا نسبت به خدا … تا بی نهایت نسبت به بنده هاش بیارم پایین »
اینم از جملات مفهومی ای بود برام : «به اندازه ای که خودمون رو «باور» داشته باشیم ، میتونیم از خودمون انتظار داشته باشیم »
سپاسگزار استاد عزیزم و خانم شایسته
به نام الله
سلام به استاد نازنینم و خانم شایسته ی گل وتمام دوستانم
من فکر میکردم احساس لیاقت چیزیه که شما یهو کشفش کردین و براش دوره ساختین ولی شما از همون اول درحال بالابردن احساس لیاقت و کارکردن روش بودین،
وقتی احساس لیاقت بره بالا ادم دیگه تحمل نمیکنه من یه فایلی ازتون گوش دادم چندین ماه پیش که توش از تفاوت تحمل و صبر گفتین من خیلی جاها این دوتارو باهم اشتباه گرفتم همون تایم که این فایل روگوش دادم مچ دوتا دستام انقدر درد میکرد که شب و روز نداشتم ولی دکتر نمیرفتم و تحمل میکردم خیلی سخت وقتی این فایل رو دیدم گفتم دیگه تحمل نمیکنم و همون دقیقه دنبال دکتر گشتم و یکی دو روز بعد رفتم دکتر و فقط بهم دوتا شصت بند داد و درد دستم از صد درصد شد ده درصد و اینطوری خدا جواب احساس لیاقتمو داد چون من لایق یه زندگی راحت و بدون درد هستم
ولی واقعا گاهی تشخیص صبر و تحمل سخت میشه ولی دوستمون ابتدای فایل حرف قشنگی زد که نتیجه گرفتم صبر با احساس خوب و به سمت رشده ولی تحمل با احساس بد و به سمت بدبختیه
و برسیم به بحث زیبا و همه جانبه و اصلی این جهان که بنظرم استاد خوب بیانش کرد اونم اینه که توقعتو از خدا ببر به صد و از بنده اش ببر به صفر استاد اعتراف میکنم اوایل دوره ی لیاقت این کج فهمی برام بوجود اومد که احساس لیاقت و ارزشمندی یعنی همه برام همه کار بکنن و توقع داشتم چون من ارزشمندم خخخخ ولی خیلی زود اصل رو فهمیدم من ارزشمندم من لایق هستم ولی هیچ توقعی ندارم احساس لیاقت یه چیز درونیه
من لایق هستم که بهترین نعمتهارو از الله از ارباب جهانیان دریافت کنم من لایق هستم که اربابم بهم بهترینهارو بده بهترین شرایط بهترین موقعیتها بهترین امکانات بهترینها من تنها توقعم از خداست و فقط چشمم به دستان اونه
استاد اصلا از وقتی دوره ی لیاقت درونی شده برام انگار برام ننگ و عاره که توقع داشته باشم از کسی برام کاری بکنه میگم من الله رو ارباب رو دارم برام افت داره بخوام نگاهم به دست کسی باشه
به قول معروف کار خوبه خدا درسته کنه سلطان محمود خر کیه
وقتی تو ذهنم توقع ایجاد میشه و قدرت میدم به کسی بعد میگم کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خر کیه بعد اصلا یه ایمان میاد تو دلم جای شرک رو میگیره که احساس لیاقتمو میبره بالا و منو به خواستم میرسونه واسه بار هزارم با خدا باش و پادشاهی کن
درمورد دور شدن از دوره ها و مفاهیم که خانم شایسته گفتن من وقتی میبینم دارم افت میکنم و میام پایین و در طول روز مدت بیشتری حالم خوب نیست و قلبم باز نیست میفهمم یه اشکالی هستم با اینکه هر روز تد سایتم و دارم یه دوره ای رو گوش میدم مثلا یه مدت زیاد تمام تمرکز و توجهم رو دوره ی لیاقت بود با اینکه این دوره بسیار توحیدیه اما چون اصل مفاهیم توحیدی خالص رو نمیشنیدم کمی افت کردم و اومدم دوره سر بحث توحید در عمل که رایگانم هست و بعدش استاد جان یه فایل فوق العاده ی جدید گذاشت از توحید عملی که عاشقش شدم و هر صبح اونو از تلوزیون پخش میکنم و با بچها نگاه میکنیم جالبه من هر وقت تو تی وی فایل و چهره ی استاد رو میذارم بچهام که یه ساله هستن یکی چهار دست و پا یکی سینه خیز میان جلو تلوزیون و میخندن باور کنین واسه کارتون اینقد ذوق ندارن اینم یعنی این حرفا حرفای الهیه که فرشته های من انقد قشنگ درک میکنن و میخ تلوزیون میشن
نتیجه گرفتم که نباید در طول روز تمرکزم فقط به یه موضوع از مباحث باشه و باید توجهم رو پخش کنم و هر روز و هر روز رو همه چیز کار کنم و نزارم چیزی گوشه ی ذهنم خاک بخوره حتی شده برم از یه دوره فقط یه کامنت بخونم از یه جا یه فایل گوش بدم خلاصه نذارم به فراموشی برسه
خدایا شکرت بابت این متنی که اصلا نمیدونستم چی بنویسم ولی یه حسی گفت فقط بیا صفحه رو باز کن خودم میگم چی بنویسی
خدایا شکرت که هستی و خدایی میکنی
سلام بر زیبای من
سلام بر الله مهربان
براستاد عزیزم و مریم جان و دوستان گلم
یکی از خواسته های من از اول این بودت که تمام دوره های استاد رو تهیه کنم
و درواقع در تکاپو هستم که بتونم اینقدر جذب ثروت داشته باشم که بتونم دوره ها رو بخرم چون ایمان دارم تو هر دوره کلی راهکار طلایی برای رسیدن به مقصد و برداشتن ترمز وجود داره
ممنون بابت معرفی زیبات مریم جان
ممنون که سخاوتمندانه برامون توضیح دادید
به امید روزی که در فایلهای این دوره ی ارزشمند کامنت بذارم
موفق باشید
سلام خانوم کوهستانی عزیز و زیبا
کامنت زیباتو خوندم و برات آرزوی ثروت و خوشبختی دارم دوست عزیزم
چند روز پیش یه کامنت از یه دوست خوب مثل شما در مورد ترمز درباره ثروت خوندم که به محض مرور کامنت شما اومد جلو روم و حسم گفت آگاهی اون کامنت با شما به اشتراک بگذارم
اون دوست عزیزم بعد کلی مثال که درباره خودش گفت نتیجهش این شد که ما بیشتر مواقع نمیدونیم خواسته واقعیمون چیه و وقتی در مثال ثروت از خداوند درخواست ثروت داریم در واقع اون ثروت درخواست اصلی ما نیست بلکه چیزی که ما به واسطه بدست آوردن اون ثروت میخوایم درخواست واقعی ماست و اسن خودش میشه ترمز در مورد ثروت
بطور مثال شما الان گفتید که دورهای استاد میخواین و از خداوند طلب ثروت کردین که دورها رو داشته باشین و خواستن دوره و داشتنش میشه چیزی خواسته اصلیتون
پس بجای تمرکز روی اینکه چطور پول بدست بیارم برای خرید دوره بهتر تمرکز بزارید روی اینکه الان دورها رو دارید و ازش لذت میبرین
پس هر تمرینی که انجام میدید ختمش کنید به داشتن دوره و مطئنن اونجاست که ایدهای به شما گفته میشه که بتونید دورها رو بخرید
امیدوارم تونسته باشم منظوره رسونده باشم
سلام به برادر عزیزم
شما دستی از دستان خداوند بودید برای هدایت من
از خداوند سپاسگزارم که این ترمز مخفی رو برای من واضح کرد
درست میگید من دنبال ثروتمند شدنم برای خرید دوره…ولی درواقع باید فقط تمرکز میکردم روی داشتن و لذت بردن از دوره ها…و قدم اولم هم این بود که روانشناسی ثروت رو بگیرم تا بتونم ترمزهای ثروتم رو شناسایی کنم
ممنون بابت وقتی که گذاشتید
براتون آرزوی بهترینها رو دارم
بنام خدای قدرتمند
بنام خدای توانا
بنام خدایی ک توکل کردن به اون مارو به بهشت میرسونه
خدایی ک هرلحظه بامنه
با من میرقصه شاده پیاده روی میکنه
کناربخاری میشینه و یک لیوان چایی داغ نوش جان میکنه
سلام به روی ماهت مریم نازم
سلام رفیق های خوب و دوست داشتنیه من
من 3بار این فایل رو دقیق و دقیق و دقیق گوش دادم جوری ک کلمه به کلمه اش رو باید میفهمیدم ک چیمیگه
و میتونم بگم بارها فایل رو نگه داشتم تا اون احساس شوق و حال وصف نشدنیم رو قورتش بدم
احساس میکنم دریچه های قلبم جوری بازع ک میتونم ی جهان رو تو قلبم جا بدم
حتی همین نوشتن این کامنت قلبم رو باز کرده اینقدر احساس شوق دارم ک حتی اشکامم دیگ نمیاد
بخدا جوری میشه پامیشم و احساسم رو با چند تا پرش با بالا و رقص و گریه بیرون میدم
واقعن نمیتونم بگم که این فایل چقدر تاثیر داشت روی من
و مهمترین ترمز من رو دوباره به یادم اورد که دلیل ایستی ک تو شرایطم الان هست بخاطر اون موضوعه
و اون موضوع چیزی نیست جز (ایمان نداشتن به قدرت خداوند)
گاهی اوقات جوری ترمزها تو زندگیم عادیه ک انگار اصلا ترمز نیست و وقتی پیداش میکنی انگار دقیقا اون کلید گنج هست ک پیداش کردی
و من الان باز احساس میکنم کلید گنج رو پیدا کردم
خدایا هزار مرتبه شکرت
بعد از بارها گوش دادن به این فایل
نشستم و دفترم رو اوردم
2تا خاسته ام رو نوشتم
1)داشتن درامد روزانه 150
2)شنیونکار شدن و شروع به کارکردن
.
وظیفه های خودم رو نوشتم و وظیفه های خداوند هم نوشتم
حالا فقط مونده منطقی کردنشون
توی همه این چیزهایی ک نوشتم یک چیز مشترک تو تمام خط ها بود
“ایمان داشتن به خداوند”
من به طرز ناخوداگاهی این کلمه رو بارها نوشتم و وقتی نظرم رو جلب کرد دیدم من بیشترین باوری ک بهش نیاز دارم ایمان داشتن به خداوند و قدرت بی انتهاشه
که میشود و خدا میتونه کارهارو برام انجام بده
شاید70٪چیزهایی ک نوشتم و باید عملی انجامشون بدم کار کردن روی ذهنم باشه
چون من بسیار زیاد از لحاظ فیزیکی تلاش میکنم اما وقتی یکم از لحاظ ذهنی تلاش میکنم نتیجه اش بارها و بارها بیشتر از اون تلاش فیزیکیه
من واقعن لذت بردم خیلی سپاسگزارم خانوم شایسته
چقدر این فایل در زمان درستی روی سایت اومد دیوونه ام کرد واقعن
خدایا شکرت برای این هم زمانی ها خدایا شکرت برای این همه اتفاق های قشنگ و زیبا
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای اینکه تو این سایت الهی هستم و میتونم هرروز خودم رو رشد بدم
دوستتون دارم
سلام دوست زیبای من
دلم گفت براتون بنویسم
من هم در حال قوی تر کردن ایمانم هستم
به عبارتی دارم به خدای خودم اجازه قدرت نمایی بیشتر و بیشتر میدم
فقط با اعتماد کردن میتونید ایمانتون قوی کنین با گوش کردن و عمل کردن و هر بار شاک میشین که الله اکبر این کار و هم خدا واسم انجام داد
بزارین مثال بزنم چون خودم ذهنم با مثالهام اروم میکنم و هر بار نتیجه و هر بار یه قدم ایمان قویتر
کارم زیاد بود باید واسه خونه 2 تا(این دو رو گفتم تا دقت عملکرد خدا رو به خودم ثابت کنم)
نون میخواستم مشتری اومد کارشون طول کشید و من در جا گفتم خدایا نون تو بگیر من کارشون راه میندازم
رفتم پایین گفتم برم این نونوایی ببینم نون دارن
بدون کلامی از طرف من دوتا خانومه بودن گفتن خانم اگه دوتا نون میخوای نونوا حاظر داره ولی ما چون دوتایی نمیخوایم نمیگیریم
الله اکبر به این دقت من حتی کلمه ای نگفتم خودشون نونوارو صدا زدن خودشون بهم گفتن این مثال هر بارر به خودم میگم میگم خدای من همه کاری میکنه واسم
تو مسافرت یه جا خانواده گفتن ما ادرس پیدا کردیم بیا دنبالمون من تا حرکت کنم اونا گم شدن
من زدم کنا ر گفتم ا
خدا جا موندم ادرس کجاست الان
گفت دست چپت ببین
و الله اکبر
من رسیدن در یک ثانیه ولی اونا نیم ساعت بعد رسیدن
من از کجای زندگیم بگم که الان همش معجزه است
و هر بار ایمانم قویتر و قویتر شد
فقط باید تو شرایط مختلف ایمان خودتون امتحان کنین و فقط هم با اعتماد و عمل قوی تر میشه
سلام زهرای عزیزم
واقعن خیلی لذت بردم از موضوعاتی ک گفتی
منم خاستم بنویسم از اعتماد هایس ک این چند وقته به خداوند میکنم و شگفت زده ام میکنه با هم زمانی ها و اتفاقات بینظیر
من محل کارم از خونمون دوره محل کارم شهرستانه خونمون روستا
اینجام 3_4تا تاکسی مسافر بر بیشتر نداره
حالا تو یک روزی ک برف میومد و بشدتتتت هوا سرد بود من تا ایستگاه رفتم و به خدا گفتم خدای مهربونم الان فقط ی معجزه میتونه ماشین برام بیاره
دقیقا هنوز به ایستگاه چند قدم مونده بود برسم ک یکی از ماشینها اومد و دیدم در کمال شگفتی یک نفر جای خالی داره و من نشستم
و شگفت اورتر اینکه منو دقیقا تا سر کوچه محل کارم برد و من چقدر ساده رسیدم
یا امروز صبح دقیقا ماشینی واستاد و منو برد دقیقا دم در محل کارم بدون کرایه
بخدا هرروز ازین معجزه ها دارم
همینجوری دلی میگم خدا جونم فلان کار و برام بکن یهو میبینم چقدر بهتر از اون رو برام انجام داده
بقول شما باید اینقدر این مثال هارو بگیم و بگیم و بگیم ک بیشتر بهش اعتماد کنیم و اونوقت میبینیم ک همه چی کنفیکون میشه برامون
خدایا شکرت که اینهارو اینجا نوشتم
ممنوم دوست عزیزم که نوشتی و منم نوشتم که رد پا بمونه
بنام خداوند بخشنده ی مهربان ”
سلام بر دختر بهشتی و باایمان فرشته ی فرشته”
حال دلت عالی ”
کامنت زیباتو خوندم و کلی انرژی گرفتم ”
دختر شما بی نظیر ی ”
من مطمئنم به ایمانی و باور درستی که در خودتون دارید ایجاد میکنید به تک تک خواسته هاتون میرسید.
شما دختر شجاعی هستی ”
انشاءالله با عشق به تک تک خواسته هاتون میرسید ”
با خودت مرتب تکرار کن کامیابی تقدیر الهی من است ”
عشق الهی درونت جاری باشه ”
ماه باشی و مثل ماه بدرخشید ”
ما هم دوست داریم ”
فرشته ی فوق العاده”