اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم…
خدایا ما را براه راست راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی هدایت کن!!!!
الحمدالله رب العالمین…
خداوند هم صاحب قدرت بینهایت است، هم صاحب بخشندگی بیحساب. و ما میتونیم با این نیرو تقسیم کار بکنیم.
الله اکبر……
هله نومید نباشی که تو را یار براند”:
ای کسی که دوست تو را رها کرده، ناامید نشو و امیدت را از دست نده.
“گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟”:
اگر امروز تو را رها کند، آیا فردا تو را فرا نخواهد خواند؟
“در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا”:
اگر دری به رویت بسته شد، هیچ وقت ناامید نشو و در همان جا صبر کن.
“ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند”:
پس از صبر و شکیبایی، او تو را به جایگاه و مقام بلندی میرساند.
“و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها”:
اگر همه راهها و گذرگاهها را به روی تو بسته شود
“ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند”:
راه پنهانی را به تو نشان میدهد که کسی آن را نمیداند.
خدایا شکرت…بابت راه پنهایت…من متشکرم از تووووووووو..و جود الهی من نور هدایت من…دوستتتدارم..
“نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببرد”:
این طور نیست که قصاب گوسفند را ذبح کند و او را رها کند.
“نهلد کشته خود را، کشد آن گاه کشاند”:
او کشته خود را رها نمیکند، بلکه او را زنده میکند و به جایگاه رفیعی میرساند.
“چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر”:
اگر دم میش از بین برود، او با دم خود آن را پر میکند.
“به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او”:
این را به عنوان مثال بیان کردیم وگرنه بزرگواری او این است که.
“همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد”:
تمام ملک سلیمان را به یک مورچه ببخشد.
“دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش”:
دل من در جهان گشت و مانندش را نیافت.
این شعر نمونهای از عرفان مولاناست که با استفاده از زبان و ادبیات بسیار غنی، به مخاطب خود امید و آرامش را القا می کند…
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
وقتی مولوی میپرسد “به که ماند؟”، در واقع دارد میگوید “چه کسی یا چه چیزی میتواند شبیه او باشد؟” یا “چه مثال و نظیری برای این وجود میتوان آورد؟”.
عشق الهی یا معشوق زمینی: در بسیاری از غزلیات مولوی، این پرسش به معشوق ازلی و ابدی (خداوند) یا به انسان کامل و تجلییافتهی عشق الهی (مانند شمس تبریزی) اشاره دارد. وقتی او میگوید “به که ماند؟”، یعنی این معشوق چنان بینظیر و بیبدیل است که هیچ چیز در جهان مادی یا حتی معنوی نمیتواند کاملاً به او تشبیه شود.
حیرت و شگفتی: این سوال همچنین بیانگر حیرت و شگفتی عمیق شاعر از عظمت و زیبایی وصفناپذیر معشوق است. او از شدت این حیرت، نمیتواند برای او مثالی پیدا کند و با تکرار این پرسش، این بیهمتایی را برجسته میکند.
دعوت به تفکر: “به که ماند؟” خواننده را نیز به تفکر وامیدارد که آیا او نیز میتواند برای معشوق خود (هر آنچه برایش عزیز و بینظیر است) مثالی بیابد یا خیر. این یک دعوت به تأمل در یگانگی و بیمانندیِ پدیدهها یا وجودات خاص است.
به طور خلاصه، وقتی مولوی میگوید “به که ماند؟ به که ماند؟”، منظورش این است که “او آنقدر یگانه و بیهمتاست که هیچ کس و هیچ چیز شبیه او نیست و نمیتوان برایش نظیری پیدا کرد.” این نشان از نهایت ستایش، عشق و حیرت اوست. مثل این است که بگوییم “وای، چقدر شگفتانگیزه، واقعاً هیچ چیز نمیتونه باهاش مقایسه بشه!”
به کی ماند!
شعر مولانا.میگه..به که ماند ..به که ماند..
، این اشارهای لطیف به یکی از معروفترین و عمیقترین غزلیات مولوی است! “به که ماند؟ به که ماند؟” در شعر مولوی، یک سؤال ریشهدار و پرمعناست که به دنبال یافتن شبیه و نظیری برای وجودی بیهمتا و متعالی است.
بگذارید کمی بازش کنیم:
جستجوی بیهمتا: وقتی مولوی میپرسد “به که ماند؟”، در واقع دارد میگوید “چه کسی یا چه چیزی میتواند شبیه او باشد؟” یا “چه مثال و نظیری برای این وجود میتوان آورد؟”.
عشق الهی یا معشوق زمینی: در بسیاری از غزلیات مولوی، این پرسش به معشوق ازلی و ابدی (خداوند) یا به انسان کامل و تجلییافتهی عشق الهی (مانند شمس تبریزی) اشاره دارد. وقتی او میگوید “به که ماند؟”، یعنی این معشوق چنان بینظیر و بی دلیل است.. که هیچ چیز در جهان مادی یا حتی معنوی نمیتواند کاملاً به او تشبیه شود.
حیرت و شگفتی: این سوال همچنین بیانگر حیرت و شگفتی عمیق شاعر از عظمت و زیبایی وصفناپذیر معشوق است. او از شدت این حیرت، نمیتواند برای او مثالی پیدا کند و با تکرار این پرسش، این بیهمتایی را برجسته میکند.
دعوت به تفکر: “به که ماند؟” خواننده را نیز به تفکر وامیدارد که آیا او نیز میتواند برای معشوق خود (هر آنچه برایش عزیز و بینظیر است) مثالی بیابد یا خیر. این یک دعوت به تأمل در یگانگی و بیمانندیِ پدیدهها یا وجودات خاص است.
به طور خلاصه، وقتی مولوی میگوید “به که ماند؟ به که ماند؟”، منظورش این است که “او آنقدر یگانه و بیهمتاست که هیچ کس و هیچ چیز شبیه او نیست و نمیتوان برایش نظیری پیدا کرد.” این نشان از نهایت ستایش، عشق و حیرت اوست. مثل این است که بگوییم “وای، چقدر شگفتانگیزه، واقعاً هیچ چیز نمیتونه باهاش مقایسه بشه!”
بله بیا با همدیگه بررسی کنیم
پس بیایید با هم به عمق این دریای پرگوهر مولوی سفر کنیم و بیت کامل را با هم کاوش کنیم. معمولاً این عبارت در غزلهای متعددی از مولانا به کار رفته، اما یکی از معروفترین نمونهها، غزلی است که با این مطلع آغاز میشود:
“چه باشد شورش دریا، به که ماند، به که ماند؟”
اینجا کلمه “دریا” به کار رفته که خودش در ادبیات عرفانی مولانا نمادی بسیار پرمعناست. بیایید این بیت را بشکافیم:
“چه باشد شورش دریا، به که ماند، به که ماند؟”
“چه باشد شورش دریا”:
شورش دریا: این عبارت به امواج خروشان، طوفانی و بیقرار دریا اشاره دارد. اما در نگاه مولوی، دریا فقط یک آب بزرگ نیست!
نماد عشق الهی: دریا اغلب نمادی از عشق بیکران و پرشور الهی است. عشقی که آرام و قرار ندارد، هر لحظه در حال جنبش و تحول است و هر کسی را که در آن غرق شود، به سمت بینهایت میبرد.
نماد معشوق: میتواند به خود معشوق ازلی نیز اشاره داشته باشد که وجودش سراسر شور و زندگی است.
نماد ذات انسانی: گاهی هم به “دریای جان” یا “دریای دل” انسان اشاره دارد که وقتی به عشق الهی متصل میشود، به غلیان و هیجان میافتد.
پس، “چه باشد شورش دریا” یعنی “این هیجان و غلیان و بیقراریِ عمیق و بیکران (که از عشق، از معشوق، یا از جان سرچشمه میگیرد) چیست؟”
“به که ماند، به که ماند؟”:
و بلافاصله پس از طرح این عظمت و بیقراری، مولانا با آن سوال بینظیر و تکرارشوندهاش میآید: “به که ماند، به که ماند؟”
اینجا همان جایی است که شاعر نهایت تعجب و ناتوانیاش را در یافتن مشابهی برای این عظمت بیهمتا نشان میدهد. او میگوید: “این شور و هیجان وصفناپذیر و بیکران (شورش دریا) به چه چیزی شباهت دارد؟ چه کسی یا چه چیزی میتواند نظیر آن باشد؟”
تکرار “به که ماند”: تکرار کردن این پرسش، قدرت و تأکید بیشتری به آن میدهد. مثل این است که بگوییم “واقعاً، واقعاً به هیچی شبیه نیست!” این تکرار، عمق حیرت و یگانگیِ مورد اشاره را دوچندان میکند.
پس در کل، معنای بیت این میشود:
“این شور و غوغای بیکران و پرهیجانِ عشق الهی (یا معشوق بیهمتا) چیست؟ آنقدر عظیم و بینظیر است که به هیچ چیز دیگری نمیتواند تشبیه شود! واقعاً به چه چیزی شبیه است؟”
مولانا با این بیت، هم زیبایی و عظمت شور عشق را بیان میکند و هم یگانگی و بیبدیل بودن آن را به رخ میکشد. او میخواهد بگوید که این تجربه یا این وجود، فراتر از هر توصیف و مقایسهای است که ما در دنیای عادی میشناسیم. اینجاست که زبان از وصف باز میماند و تنها با تکرار یک سوال، عمق معنا بیان میشود.
بیت بعدی!!!!!!
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
این متن چی؟
آه، چه بیت پرشور و مستکنندهای! این هم از آن شعرهایی است که مولوی با زبان شیدایی و وجد، پیامی عمیق را منتقل میکند. بیایید این بیت را هم با هم رمزگشایی کنیم:
“هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند”
بگذارید آن را تکه تکه بررسی کنیم:
“هله خاموش”:
“هله”: این یک واژه ندای باستانی است که برای برانگیختن و توجه طلبیدن به کار میرود؛ مثل “ای”، “آگاه باش”، یا “بدان”.
“خاموش”: در اینجا، “خاموشی” نه به معنای سکوت فیزیکی محض، بلکه به معنای سکوت باطنی و رها کردن کلام و استدلالهای عقلی است. مولوی در بسیاری از شعرهایش بر “خاموشی” تأکید میکند؛ چرا که معتقد است برخی حقایق، به خصوص حقایق مربوط به عشق و معرفت الهی، با کلام و منطق قابل بیان نیستند و تنها در سکوت دل و جان است که میتوان آنها را درک کرد.
معنای کامل: “ای دوستان، خاموش شوید! دست از حرف زدن و فکر کردن با منطق بردارید!”
“که بیگفت از این می همگان را”:
“بیگفت”: یعنی “بدون نیاز به حرف زدن”، “بدون نیاز به شرح و توضیح”، یا “در سکوت”.
“از این می”: “می” در شعر عرفانی مولوی، نمادی بسیار قدرتمند و چندوجهی است.
نماد عشق الهی: در درجه اول، به “شراب عشق الهی” اشاره دارد؛ عشقی که مستی و بیخودی میآورد، حجابها را برمیدارد و انسان را به حقیقت نزدیک میکند.
نماد معرفت و شهود: میتواند نمادی از معرفت شهودی و درکی بیواسطه باشد که بدون نیاز به استدلال عقلی، به جان انسان میرسد.
نماد فیض و رحمت: اشاره به فیض و رحمتی دارد که خداوند بر بندگانش جاری میکند.
“همگان را”: این نکته بسیار مهم است! مولوی میگوید که این فیض و این می، نه فقط برای خواص و عارفان، بلکه برای “همگان” است. این نشاندهنده فراگیری و عمومیت لطف الهی است.
“بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند”:
“بچشاند”: این فعل، به معنای “میچشاند”، “مینوشاند”، یا “مزه آن را به کسی میدهد” است. یعنی تجربهی آن عشق یا معرفت را فراهم میکند.
تکرار چهارباره: اینجاست که اوج شور و حال مولوی به نمایش گذاشته میشود! تکرار چهارباره “بچشاند” چندین معنا و حس را منتقل میکند:
تأکید شدید: نشاندهنده تأکید قاطع و اطمینان کامل مولوی است که این اتفاق حتماً میافتد.
هیجان و وجد: بیانگر هیجان و وجد بیحد و حصر شاعر از این حقیقت که این فیض و عشق بر همگان جاری میشود.
لحن طربناک و رقصآلود: این تکرار، یک نوع ریتم و آهنگ خاصی به بیت میدهد که شبیه به حالت رقص و سماع عارفانه است. گویی مولوی از شدت مستی و شادی، این کلمه را پشت سر هم زمزمه میکند.
تداوم و پیوستگی: به این معناست که این چشاندن، یک بار اتفاق نمیافتد، بلکه مداوم و پیوسته است؛ لحظه به لحظه و دم به دم این فیض جاری است.
فراگیری و گستردگی: علاوه بر همگان، به معنای این است که این چشاندن از هر سو و به هر شکل ممکن در حال اتفاق افتادن است.
پس در کل، معنای بیت این میشود:
“ای عزیزان، خاموش باشید و از گفتار و استدلال دست بکشید! زیرا [خداوند یا عشق الهی] بدون نیاز به هیچ کلامی و در سکوت باطنی، این شراب (عشق و معرفت الهی) را به همگان مینوشاند، مینوشاند، مینوشاند، مینوشاند! [این اتفاق حتمی، مداوم و سراسری است و همهجا جاری است!]”
…………………………
سلام و درود به نشانه الهی ام…نشانه ایی که هر لحظه مرا هدایت میکند….بسوی خوشبختی و سعادتمندی در دنیا و اخرت…
سلام و درود به بهشت همیشه جاویدانم..
این فایل مشت محکمی بر ذهن چموشم زد..و خداوند وعده تقسیم بکار بهم داد..
اینروزا خیلی هدایتش مجذوبم کرد…هر لحظه برای هر کاری که روی عقل محدوم منو پیش میبره!!!!..ولی خداوند همجوره حواسش:بهم هست..
میدونه چه راهی برم کجا برم چه موقعیتی برم..
هر جا اشتباهی میکنم ..همون لحظه به ضرس قاطع کارشو انجام میده…
همین الان یه خرید اینترنتی چند روز پیش توی تاریخ 6/8داشتم….همین الان پیگیری کردم..
دیدم…به کارتم بازگشت خورده…
یه نشانه دیدم..
همین روز گذشته یه قصد خریدی داشتم..انجامش دادم.یه لحظه ذهنم گفت دو تا بگیر..و اون شخص اومد یبار دیگه کارت بکشه…دیدم کارتخون کار نکرد..بازم یه نشانه دیدم…
چند روز پیش رفتم یجایی خرید کنم….بازم توی خرید بهم کمک کرد….
چقدر گذشته بخاطر درک عقلم “و ذهن چموشم ضررها کردم…
من از خداوند در این مکان بهشتی میخام که برای جابجای زندگی ام هدایتم کنه…چون وقتی دل بهش میبندم… ازش راهنمایی میخام…در لحظه جلوی ضررهای،” زندگیمو میبنده و تو مسیر درست هدایتم میکنه..
اتفاقا چند روز پیش..یه شخصی میگفت..چکار کنیم دیگه!!!!باید برای پول درآوردن باید خیلی سختی بکشیم.همین باوری که خودمونم دچارش بودییم..
بهم گفت…15 میلیون یه جنسی خریدم…تمام پولم رفت..
همینه خداوند میگه…تو مسیر من بیا..من همجوره سود و منفعتها و ضرررهاتو بهت میگم..
فالهمها فجورها و تقویها…
من شرو خیرتونو بهتون الهام میکنم..در چه صورت..در صورت اعمال فرکانسی در مسیر درست …باشه.
چون خداوند دقیق داره فرکانس رو در ایه شمس بهمون میگه!!!!
وقتی تو مسیر خداوندی و ازش:هدایت میخای..خداییکه از رگ گردن بهت نزدیکه..همه چیز رو میبینه…
بهم الارام میده…همجوره بهت کمک میکنه…
خداوند ایروزا وقتی خودمو بخودش میسپارم.اینم درصد خیلی کم…
در لحظه بهم کمک میکنه…
استاد تو یکی از فایلاشون میگفتت.یه شخصیه سالها یه روابط ناجور رو داره.میدونه مسیرش نادرست..ولی تقلا میکنه اونو سرپا نگهداره…
وقتی تو این مسیر میاد..نشانها بهش میگن باید این مسیر رو از بیین ببری..
ولی چون بخاطر دلبستگی ذهنی و باورای ناجور داره.منطقهایی میاره که مسیر نادرست رو بازم تکرار میکنه..
پس ایمان..در برابر هدایتهای الهی..باید گوش بفرمای الهاماتش باشیم…که اینروزا توی کارایی که انجام میدم…بهم گفته میشه…
چون خداوندفردای اونروز رو دیده..
چند شب پیش گفتم خدا یه الهام از خاسته ام میخام…همون شب توسط به شخص نزدیکم…گفت..خواب دیدم…بهم گفتن اینکار انجام شده.تموم شده هست…حالا فلان اتفاق افتاده…
از طرف خدا..اینکار رو عملی شده برام انجام داده خودمم خیلی الهامات دریافت کردم..ولی بهم گفت باید زمانش برسه..
بقول استاد هر چی ادمها رو کوتاه میبینیم. روشون حساب نمیکنم…
و فقط روی تو حساب میکنم…اونم نمیگم خیلی زیاد!!!!ولی ..همون یه زره ..هم،”بهت نزدیک میشم!!!!! ..توخودتتتتا ” قدمتو هزاران بار برویم باز میکنی…
خدایا ممنونم ازت که همجوره باهامی و جلوی ضررهایی که من ازش بیخبرم میگیری..
دوستدارم همیشه همینجور هستی… برای:شخص من….که تو مسیر تو هدایت شدم…
این فایل!!!!فایل بسیار پر ارزشی برام بود…12 دقیقه به اندازه میلیونها سال هنوزم بیشتر… برام پر ارزشه…
خدایا هزاران میلیاردها شکرت...که در جوار توام..
در مسیر توام…
استاد عزیزم…دلیل حال خوبتون..دلیل پیشرفتهای زندگیتون در هر جنبه ایی بخاطر وجود تسلیم بودنتون در برابر خداوند بوده …
و میدونم هر چقدر بقول سعیده شهریاری عزیز ..
اگه روزی صدبار به خودم بگم سعیده جان..
زبان خودم!!!!ی نرگس جان!!!
شما که اگاهیت به اندازه نوک دماغتم هم نیست.تو کار خدا دخالت نکن.
پلن سمت خودتو بچین.بزار خدا کارهای خودشو انجام بده!
استاد بخدا قسم اگر من فهمیده باشم.هنوز که تسلیم بودن چجوریه!!!
هر چقدر تلاش میکنم در عمل رها باشم و اجازه بدم خدا کارشو انجام بده.باز این ذهن میخاد برای خودش اینده نگری کنه!
همینه…..تسلیم بودن واقعا یه هنر بزرگ(ایمان بخدا )هست…
من از خداوند برای تمام راه هایم “هدایت میخام..چون من محتاج هر لحظه اشم…
لحظه ایی که نمیشه با پول خریدیش…
اینقدر مهم و حیاتی ایست..که بسیار کافی ایست برای خوشبختی من در دنیا و آخرت…
خداوند را سپاسگزارم که هر لحظه من در مسیر خیرو خوبی اممسیری که برام خوش یمن ترین و پر برکت ترییین.. است..
خداوند را سپاسگزارم که هر لحظه در حال هدایت و حمایت من است و نگهدار من است در هر جنبه ایی از زندگی..
سپاسگزارم از مریم شایسته عزیز که پا در این جهان توحیدی گذاشته…و امروز در کنار فردی الگو ساز “توحیدی…قدم برمیداره…
زندگی استاد هر چقدر فایلهای گذشته و الانشو میبینم…جز سپاسگزار درونی ایشون..چیز دیگری نمیبینم..
فردی که نه تو ایران و نه خارج از کشور..دور از اصل خودش قرار نگرفته…
و هر لحظه تسلیم خداونده….
استادم این جهان توحیدی ات..این مکان توحیدی ات….که ساختی رو..با تمام قلبم سپاسگزارتم…
استادم شما همیشه حالتون خوب بوده..توی هر شرایط کشوری که قرار گرفتین..
چون تمام موفقعیتاتتو زیر شاخه توحید و یکتاپرستی میبنید…
و هیچ وقت مغرور و خودپسند نمیشیدد..
و من…
هر لحظه توی فایلاتون و توی نحوه صحبتتتون فقط تسلیم بودنتونو میبینم..و تمام موفقعیتاتتونو فقط از خود خدا میبینم..
این بنده درون توحیدی هیچ وقت از رحمت خداوند دور نمیشه..چون زندگی دنیوی رو یه چیز تمام شدنی میبیننن..و اگه داشته” مادی داریید..نهایت استفاده رو میکنید و لذت میبریی و خداوند و قدرتشو بزرگ میببننن.
استادم بهت افتخار میکنم.
بخودم افتخار میکنم که در مسیر شما و مسیر عشق و عاشقیم…
توی یکی ازفایل هااستادگفتندمن باخداتقسیم کارکردم من عشق وحال میکنم وخداکارهاروبرام انجام میده چرا؟؟
چون استادتوقعش ازخدابسیاربالاست وفقط روی اون حساب میکنه وبندگیشومیکنه وخداوندهم کارهاشوبراش انجام میده وتوقعشوازادم هاصفرکرده وروی شونه های خدامیشینه وخدااون رومیبره وچقدرلذت بخشه وقتی خداکارهاتوانجام میده
اگه کسی برامون کاری انجام دادازش تشکرکنیم اماتوذهنمون این ادم روازطرف خدابدونیم وازخدادندتشکرکنیم واگراون ادم نشدیکی دیگه میادکارهای منوانجام میده
وقتی احساس خوبی داری یعنی به منبع یعنی خداوندوصلی ونزدیکی وقدم به قدم هدایت میشی ولی اگه احساس بدی داری یعنی داری دورمیشی ازخواسته هاوخوشبختی ولذت وسعادت
وقتی احساس لیاقت داشته باشیم وبدونبم که توانایی های زیادی داریم توقعمون ازخودمون بالامیره ومیخوام که هرروزبهتروبهتربشیم
مهاجرت انسان روثروتمندمیکنه وظرف وجودیشوبزرگ ترمیکنه برای دریافت نعمت های بیشتر
صبریعنی امیدواری ونگران نبودن ازاینده
تحمل یعنی رنج ووابستگی به ادم هاوشرایط وعدم توکل وایمان به خداوندمتعال
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم و خدمت خانم شایسته ی عزیز و شما همه ی دوستانم.
بطور کاملا هدایتی و از طریق آیکون نشانه ی امروز من، به این فایل هدایت شدم.
خیلی وقت پیش ها، این فایل رو دیده بودم ولی اینطور دیدن از راه هدایت شدن کجا و اونطوری که اون روزها وقتی در مدارهای پایین تر بودم و فایل رو دیدم کجا…
استاد عزیزم از بس عاشقانه گفتید این مطالب و آگاهی هارو،به همین دلیله که الله ازش استفاده میکنه برای پیشبرد اهداف جهان هستی، که یکی ش هدایت شدنه افراد دیگه ست.
ممنون و سپاسگزارم استاد از اینهمه مهربانی.
استاد، امروز که توی جاده ی فیروزکوه به سمت قائمشهر درحال رانندگی بودم، همینطور که داشتم به خدا و قوانین و موقعیت و مدار این لحظه ی خودم و اینکه قدم بعد چیه فکر میکردم، یه چیزایی از دوره ی قانون آفرینش که در موردش شنیده یا در فایلهای خودتون دیده بودم یادم اومد و احساس کردم کلماتی رو شنیدم که گفت این دوره رو هدفگذاری کن و تهیه ش کن و دسته کم دو تا دلیل هم بهم گفت که چرا باید بخرم و به چه دلایلی.اون لحظات احساسم خوب بود فکر میکنم و یادمه که احساس خوبی داشتم برای داشتنه این دوره.حدود 2 ساعت بعد رسیدم خونه و موقع خوردنه شام که دوست داشتم با احساسِ خوبِ دیدنِ یکی از فایلهای هدایتی همراه باشه شام خوردنم،اومدم به سایت و با زدن آیکون نشانه ی امروز من، به هدایت پروردگار وارد این صفحه شدم.که یک گنج بی نظیر بود برام و پر از عشق و آگاهی .
خیییلی جالب بود اینکه امروز اسم این دوره به ذهنم اومد و یه چیزایی رو به یادم آورد و اون کلمات رو شنیدم در درونم. اینهمه هماهنگی و نشانه ی روشن برام هیجان برانگیز و عجیب بود.به وجد اومده بودم وقتی آگاهی های این فایل رو میشنیدم.
.ممنونم استاد از شما..بیییی نهایت سپاس.
از شما خانوم شایسته ی عزیز که عاشقانه، پرسنده و خواهنده ی انتشار این آگاهی ها هستید،ممنون و سپاسگزارم.با آرزوی شادی ها و شادی های رنگارنگ…
به نام خداوند که رحمت اش همیشگی است و مهربانی اش بی اندازه
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
خدایا شکرت
روز 133
چقدر این فایل نکات ارزشمندی داشت
و آنجا که استاد گفتن قدرت انسان ها را پایین بیار و قدرت خداوند را بالا ببر
در جلسه شش قدم اول هم این را گفته بودند و این یک نشانه است برای من که قدرت خداوند را ببرم بالا و تقسیم کار با خداوند کنم چقدر این جمله زیبا است تقسیم کار با خدا اگر واقعا تقسیم کار با خدا کنم خداوند چقدر در های نعمت را برویم باز کنه چقدر انسان های عالی وارد زندگی ام شود چیزی که در این چند وخت میبینم که انسان های عالی در زندگی ام دیده می شود الهی شکرت
و این را هر روز میبینم که چقدر این قانون دقیق کار میکنه دقیق جواب میده الهی شکرت
و آنجا که استاد عزیزم گفتن که من دیدم که این مهاجرت چی در های از نعمت را باز میکنه و من قطعا تهران هم نخواهم ماند و از این جا هم مهاجرت میکنم خدایا شکرت حالا همان ایمان و گوش دادن به الهامات خداوند باعث شده که استاد عزیزم با خانم شایسته عزیز در پرادایس باشند خدایا شکرت
و اگر مسیر ما درست باشند و مسیر خداوند باشند حال ما خوب است
و اگر مسیر ما جهت خداوند و الهامات باشند حال ما بد است خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام من مدت کوتاهیه با شماآشناشدم،ولی فکرمیکنم قدم در راهی گذاشتم که به بی نهایت وصله.واقعاخداروشاکرم که دوستای خوبی سر راهم گذاشت که من رو به چنین راههای زیباو شگفت انگیزی هدایت کردن.امیدوارم من هم به زودی بتونم تمام فایلهای استاد رو قدم به قدم بخرم وبه آنچه که شایسته است ازخداشناسی و خودشناسی برسم
سلام به استاد عزیزم ، بانو شایسته و همه همراهان گرامی سایت
سپاس گزارم استاد از شما و بانو شایسته که انقدر با عشق این فایل هارو تهیه می کنید و مشتاقید تا هر روز تعداد بیشتری نگاه توحیدی به این جهان هستی پیدا کنند و به این درک برسند که خودشون خالق زندگیشون هستن و همونطور که شما زندگی ایده آل خودتون رو ساختید ما هم بتونیم بسازیم
من قبل ازینکه با شما و این سایت آشنا بشم کتاب های زیادی رو خوندم البته اولش استارت کار با فیلم راز اتفاق افتاد که من فکر می کنم دلیل خیلی از کسانی از جمله خود من که در این بستر به دنبال رمز خاص یا فوت کوزه گری هستند، آب و تاب های این فیلم درباره قانون جذب باشه ، خصوصا ابتدای فیلم که به نظرم کاملا برای جلب مخاطب و جذاب تر نشون دادن فیلم این قانون رو مخصوص یه عده خاصی می دونستن که به مردم نمی گفتن و فقط پیش خودشون نگه می داشتن تا به مردم سلطه داشته باشند و یه جورایی اثر توهم تئوری توطئه رو در اذهان مردم بیشتر می کرد
اما بگذریم
این موضوع در خیلی از آموزش های اسانید مطرح خارجی هم هست که به این موضوع دامن میزنه
به یقین میتونم بگم در هیچ کتاب و فایلی به وصوح آموزه های شما درباره اصل ماجرا صحبت نشده
همون اصلی که دلیل ثبات نتایجه
یعنی قانون تکامل
وقتی اسم این قانون میاد تو ذهنم ناخودآگاه یاد این اصطلاح فوتبالی میفتم که میگه حفظ قهرمانی از قهرمان شدن مهم تره
یعنی وقتی شما دوباره یک کار رو تکرار میکنی یعنی شخصیتت داره به اون سمت شکل می گیره حالا این میتونه هر جوری باشه
خیلی ازین کتاب ها و آموزش ها آدم رو تحت تأثیر قرار میدن همونطور که احتمالا خود شما استاد و خیلی از ماها قرار گرفتیم که البته هم که باید این اتفاق بیفته وگرنه خواندن صرف بی فایدس
انگیزه می گرفتیم برای شروع اما به محض برخورد با اولین مشکل فرو میشستیم و اون هم به خاطر عدم درک این قانون مهمه
قانونی که به وضوح در طبیعت و قرآن میشه اون رو پیدا کرد اما ذهن انسان عادت به عجله داره
یه فایلی امروز دیدم درباره ترس ، حرص و طمع
که واقعا یکی از بزرگترین پاشنه آشیل های تمام انسان ها در زندگی و به میزانی که موفق بشن کنترل کنند این موضوعات رو در زندگی پیشرفت می کنند
در واقع این موارد همون کارهایی که شیطان مارو دعوت به انجام اون می کنه و همیشه طبق قانون باعث بدبختی انسان میشه
که خیلی دوست دارم خودتون برید و حتما اون فایل رو ببینید ، بسیار فایل الهام بخشیه
در مورد این موضوع من مثال ها و تجربه های زیادی همون در ابتدای شروع کار دارم
من خیلی به ماشین های مدل بالا و خونه تو برج در شمیرانات علاقه دارم و هر شب می نوشتم دربارش تجسمش می کردم
بعد از یه مدت تقریبا کوتاه با یکی از دوستان رابطم بیشتر شد و اون در مسیری قرار گرفت که خواسته های من رو خیلی زود به حقیقت تبدیل کرد ، یعنی یه روز دیدم در همون جایی قرار گرفتم که تجسمش می کردم و پست فرمون ماشین هایی نشستم که آرزوش رو داشتم
شاید من خیلی زود تونستم از قانون برای خلق خواسته هام استفاده کنم با اینکه اون ها برای من نبود اما این بهم نشون داده که در مدارس قرار گرفتم نشون داد که چقدر ذهن انسان قدرتمنده چقدر خداوند دوست داره که ما به خواسته هامون برسیم و بعد من رفتم دنبال مسیری که اینها برای خودم باشه چون در ادامه آموزه های استاد فهمیدم که این سطح زندگی خیلی بالاتر از مدار حال حاضر منه و یه جاهایی واقعا چوب این موضوع رو خوردم اما به لطف خدا و قانون بدون تغییرش با دیدن اولین نشانه ها مسیرم رو اصلاح کردم
من داشتم در زندگی روزگار می گذروندم که متعلق به من نبود و من رفتم به دنبال بدست اوردن اون ها
خدا میدونه ادامه اون مسیر من رو به کدوم ناکجا اباد میرد چون بسیار شیرین و در عین حال گول زننده بود
اما وقتی اهسته اهسته قانون تکامل رو درک کردم و هنوز سعی می کنم درک کنم تا اینجا فهمیدم که مسیر رسیدن به خواسته ها به مراتب جذاب تر از خوده خواسته هاست چون تو اون مسیره که تو چیزای جدید یاد میگیری رشد می کنی شخصیتت عوض میشه
من یه مدت دچار یه توهمی شدم که باعث شد خیلی از اطرافیانم و همینطور پولم رو از دست بدم چون من تکاملم رو در رسیدن به این خواسته ها طی نکرده بودم اما باور کردم در این مسیر که همه چیز ممکنه
درک قانون تکامل به ادم ارامش میده
عجله رو در ادم از بین میبره
اصلا یه تمرین شده برام وقتی می بینم ارامم و عجله ندارم می فهمم دارم قانون رو رعایت می کنم می فهمم در مسیر خواسته هام هستم
امروز اتفاقا داشتم راجع به یکی از خواسته هام فکر می کردم و می گفتم خوب اگه الان نداشته باشم دیگه بعدا چه به دردم می خوره
دیگه خودتون می دونید چقدر این باور فرکانس بد می فرسته و فقط و فقط ادم رو از مسیرش دور می کنه
اومدم با خودم گفتم خواسته تو در بهترین زمان بهت داده میشه
هیچ وقت برای لذت بردن دیر نیست
بی نهایت موقعیت برای لذت بردن وجود داره
و رها کردم
خیلی ازون موقع راحت ترم
الان انقدر کار برای انجام دادن دارم که بهم لذت میده و مسیر رو برام راحت تر میکنه
نمونش همین کامنت نوشتن
پقتی می خوام کامنت بنویسم مجبورم بنویسم فکر کنم و این مسیر فوق العاده برام لذت بخشه و بهم احساس خوبی میده
من این تمرین شمارو یجور دیگه انجام میدادم مثلا عکس یکی تز خواسته هام بک گرانده گوشیم بود عکس یکی دیگه بک گراند لب تاپ جای دیگه تصویر چیز دیگه اما تصمیم گرفتم بیام ایده شما رو هم همین الان انجام بدم
خداروشکر می کنم در این مسیر هستم
هیچ وقت به این اندازه احساسم خوب نبوده
خدایا شکرت
استاد جانم سپاس گزارتم
بانو شایسته سپاس گزارتم
امیدوارم در دنیا و آخرت سعادتممد و ثروتمند و درخشان و پیشرو باشید
کسی که چراغ راه زندگی من شد تا دوباره با توکل به خداوند متعال شروع کنم
استاد عزیزم زمانی وارد زندگی من شدی که من شدید نیاز به یه راهنمای خوب داشتم تا زندگیمو اون طوری که دوست دارم رقم بزنم واقعا خدا رو هزاران بار شکر میکنم که شخصیتی مثل شما رو در مسیر زندگیم قرار داد هر روز صب که از خواب بلند میشم بعد از نماز دفتر شکر گزاریمو باز میکنم وشروع به نوشتن وسپاسگزاری از خداوند بابت داشتهام میکنم .
چرا اینکارارو من قبلنا انجام نمیدادم دلیلش فقط وجود شما در زندگیمه که به من آموخت چطور به دنیای اطرافم نگاه کنم وسپاسگزار باشم که کلید موفقیت بسیاری از افراد همین سپاسگزار بودن از خداوند و در صلح بودن با خود است که من قبلا نداشتم و همش دنبال جواب بودم که چرا هیچ اتفاق خوشایندی تو زندگیه من نمیفته که دلیلشو بعد از چند سال دونستم اینم به خاطر شما بوده خدا رو بابت وجود شما تو زندگیم شکر میکنم .
استاد من هنوز هیچ خریدی نداشتم و فقط از فایلهای رایگان که نه دریای نور شما استفاده کردم و نتیجهای عالی تو زندگیم گرفتم خدارو هزاران بار شکر میکنم بابت آگاهیم
من این فایل رو قبلا گوش کردم ولی الان به صورت هدایتی دارم گوش میکنم و خدا رو شکر میکنم چون حرفهایی که تو این فایل زدید رو من باید تو زندگیم اجرا کنم همون تابلوی خواستهاتون که من هنوز ندارم وباید درست کنم وواقعا معجزه میکنه ولی نمیدونم از کجا شروع کنم که اونم خداوند بهم الهام میکنه
الان رو یه هدفم دارم کار میکنم واز خدا میخوام وتوکل میکنم به اون که بهش برسم ومیرسم ومطمئن هستم که خدا بیشتر از خودم دوست داره که من به خواستم برسم
اینو تو دفتر اهدافم نوشتم و امید به خدا دارم که به هدفم برسم
تو خود پا در راه بنه هیچ مپرس
که خود ره بگوید چون باید کرد
استاد عزیزم خیلی دوستون دارم واز خدا میخوام که همیشه سالم وسلامت باشید
به زودی منو تو یکی از دورها خواهید دبد اونم به صورت هدایتی وارد میشم
هر جا که هستید در پناه الله یکتا شاد و پیروزو سعادتمند در دنیا وآخرت باشید
سلام هم اکنون خوشحالم وشکر گزارکه همینک بودنم ادامه دارد و قوطوردرعضمت عشق خداهستم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته وخانواده عباسمنش
یک ترمز من درخودم پیداکردم باشنیدن این فایل
که باکوچیک ترین اشتباه هودموسرزنش میکنم وبه خودم احساس گناه میدم واحساس بی لیاقتی میکنی درصورتی که من اگه ثروتمند بشوم خیلی ازاشتباهات کنونی رونخواهم داشت انسان درستری میشوم پس طبیعی هست که انسان وقتی دستش خالیه یه سری اشتباهاتو بکنه وفقط نباید این اشتباهات زیادتکراربشن مگنه اینکه خداوندخودش گفته اگرهزاربارتوبه شکستی بازآی دررحمت من همیشه بروت بازه پس نگران چی هستیم چراهی بخودمون احساس گناه میدیم ماباتکامل میریم به مدارهای بالاتر که درمدارهای بالاتر همچیزبهتره پول وسلامتی وآرامش بیشتر
پس درنتیجه رفتارماهم بارهربارثروتمندشدن مابهترمیشه دیگه هی تکراراشتباه یاگناه کمترمیکنیم پس درنتیجه من همینی که هستم لایق بهترین هاستم لایق لطف ورحمت وبخشندگی خداهستم
رمورد مهاجرت من خودم دوسال پیش ناچاربه مهاجرت شدم وازشهرستان آمدم تهران وخداوندشاهده که درهای ازلطف و رحمت خداوندهروزبرام بازمیشه ودراین 2سال به نتایجی رسیدم که دوستانی هستن که 15ساله این تهران هستن یک10نتایج من نگرفتن چون من آگاهانه قدرت دادم به خداوبخودش توکل کردم وعوامل بیرونی رو سیع کردم بی اهمیت کنم وخداروشکربه اندازه ای که خداوندروباورکردم نتیجه گرفتم خیلی جاهاهم بوده شرک ورزیدم زبشم خوردم ولی درکل ازاکثریت جامعه زندگی بهتری دارم ودرحال بهبودهستم به لطف الله وآموزش های استادعزیز
سلام بر همه دوستان عزیزم که درحال تلاش برای زندگی بهتر هستند درود بر شما خدا قوت
درود بر شما استاد عزیز و خانم شایسته خوش صدا سپاسگزارم که از پس کنترل ذهنتون بر امدین و الان در این جایگاه هستین و دارید شیوه زندگی مورد علاقه مون بهمون یاد میدهید.مرسی که هستید.
من تا قبل از این اگاهی ها استاد به کتاب بخواهید تا به شما داده شود استر هیکس هدایت شدم و بیشتر بیست بار اون خوندم ؛ کتاب فوق العاده ایی بود و هرچه میخوندم درونم ارام تر میشود ؛ ولی در انجام تمرین ها تنبلی میکردم چون برای ذهن منططقی نبود که بشینم یه جا و خدا برام کارها رو انجام بده …
از بچگی به ما گفته بودند نماز بخونید دروغ نگید تا خدا شما رو به جهنم نبره ….
و کلی القای بد که خدا هر لحظه در کمین هست تا ما رو مجازات کنه ….
سه سال پیش از طریق یه دوست که استاد ام در یک بازه زمانی بود هدایت شدم ؛ به نوشتن جذب هایی که داشتم ؛ حدود دوسال مینوشتم و دوباره چون منطقی به دنبال نداشت اون ول میکردم …
حدود دوسال که با استاد عباسمنش اشنا شدم ؛ اوایل فکرمیکردم که باید فقط بارها و بارها فایل ها رو گوش کنم و منتظر نتیجه دلخواه ام باشم ولی نشد زندگی به همان روال قبل بود جذب هایی داشتم ولی من راضی نمیکرد ولی خودم و مسولیت های خودم در زندگی بهتر شناختم ؛ خدا رو بهتر درک کردم و صدایش را در درونم شنیدم ولی فقط گاهی این اتفاق عا برام رخ میداد گویا در نوسانات سینوسی بودم ….
تا یک ماه پیش که به مطلبی برخوردم که ما هر لحظه در جنگ با ذهن مون هستیم ؛ اگر جنگ را ببریم و احساسمون خوب نگه داریم باید منتظر رویداد های خوب باشیم و گرنه برعکس اش اتفاق نیافتد ….
من این سبک زندگی کردم و تاثیر به سزایی در زندگیم در جریان هست و این از فایل نامه 31 حضرت علی به امام حسن شروع شد ؛ معنا این که استاد عباسمنش با مصاحبه ایی که با استاد شبانعلی داشت که میگفت هر رویدادی یک ثمر داره و انسان مشخص میکنه چه ثمری از ان برداره دارم متوجه میشم تا خودمون فرمون ذهن نگیریم به دست نمیتونیم به خدا اعتماد کنیم وهمه چیز بسپاریم به خدا چون که برای ورودی هایی که از قبل به ذهنمون دادیم ؛ ذهنمون از خدا میترسه…..
من با مطالب استاد کتاب بخواهید تا به شما داده شود بهتر فهمیدم چون که استاد منطق ها والگوی های میاورد که ذهن ام بهتر میپذیرفت …
دوستان توصیه من به شما این تا زمانی که سعی نکنید کنترل ذهن در هر لحظه در زندگیتان پیاده کنید منتظرر هیچ تغییر مثبتی در زندگیتان نباشید .
در پناه حق امیدوارم همیشه بر خودتان تسلط کافی رو داشته باشید.
۱.نچسپیدن به خواسته ها، نکته بسیار ظریفی هست بین داشتن اشتیاق سوزان برای یک خواسته و نچسپیدن به خواسته ها ،از خودم پرسیدم که چطور همچین چیزی ممکنه؟ وچیزی که به ذهنم رسید این هست که تو میتونی هر لحظه که اراده کنی وارد مسیر خواسته هات بشی و از طی این مسیر بینهایت لذت ببری اما هییییچ عجله ای برای رسیدن به نتیجه نداشته باشی تا به قول استاد عزیز نتیجه خیلی بدیهی و با راحت ترین شیوه وبا ساده ترین شیوه وارد زندگیت بشه.
اما نکته خیلی مهمی که توی دل این نکته هست اینه که درسته که برای دستیابی به نتیجه هیییچ عجله ای نداریم اما برای شروع پروسه مسیر اتفاقا خیلی خیلی باید عجله کرد و شاید فردا هم دیر باشه همین امروز باید شروع کرد ،مثلا با پیدا کردن عکسی در مورد اون خواسته و سیو کردن در گوشی، خود رو در اون خواسته تجسم کردن، نوشتن هدفی برای رسیدن به اون خواسته یا هر چیزدیگه ای که به ذهنمون میرسه و هر روز قدمی در این مسیر برداریم.این دو نکته مهم رو من خودم بارها و بارها وبارها باید برای خودم تکرار کنم.
۲.اینکه رازی یا رمزی یا ورد و ذکر و دعایی پیدا کنیم یا میانبر موفقیتی جه در مورد راز موفقیت افراد تاپ دنیا ،چه راز درک قرآن ، چه رازهای زندگی و کیهان، هیچ راز ورمزی وجود نداره.مثلا عبارت راز موفقیت هم یه عبارت رایجی هست، تو مجموعه ارزشمند راز هم هم خییییلی روی کلمه راز و سیکرت و چیزهای مخفی مانوور داده میشه،همینطور تو کارگاههای کوین ترودو عزیز،یا خیلیها که مهارت یا توانایی خاصی پیدا کردن حتی مذهبیون خیلی دوست دارن که فیگور و ژستهای راز آلود بگیرن و اینو انتقال بدن که ما رازها در دل داریم ، ولی هیچ رازی در کار نیست یالااقل انقدر ساده هستن که همه میتونن بفهمن البته با طی قانون تداوم و تکامل و تصاعد وحتی میشه به جاهای غیرقابل تصوری رسید ،مثل استاد عزیز که شرایط الانش حتی در مخیله چند سال پیشش نمیگنجیده.قرآن ساده س، اصلا تفسیر نمیخواد.اینها چیزهاییه که پاشنه آشیل هممون هست و هزاران هزار بار باید برای خودمون تکرار کنیم و برای ذهنمون منطقیش کنیم.
۳.یه تمرین عالی هم توی همین توضیحات معرفی شد که هرروز صبح خواسته هات رو بصورت صوتی و تصویری ببین و لذت ببر واین اولین کاری باشه که بعد از بیدار شدن انجام میدی. من خدا رو شکر میکنم بخاطر اینکه کار روی باورها و حرکت در مسیر خواسته ها انقدر زیبا و لذتبخش و ساده هستن.
خیلی استاد عزیز رو تحسین میکنم بابت این جمله: ذهن من قانع شده که هر چی رو که میخوام میتونم داشته باشم.
$ ببین خواسته ها محقق میشه ،اگر در مسیر خواسته هات قرار بگیری وقدم ورداری و لذت ببری وبه الهاماتت عمل کنی و به خواسته هات نچسپی.
$ استاد مثال ایلان ماسک رو زد ، یادمه توی یک مصاحبه ای ازش پرسیدن چطور به این همه موفقیت رسیدی؟ چطور این همه کاررو مدیریت میکنی؟ راز موفقیتت چیه؟ و عکس العمل ایلان برام خیلی جالب بود ،اصلا چند ثانیه مات و مبهوت شد از این سوال، که مثلا اصلا چه رازی چه رمزی؟ اصلا این آقا توی باغ نیست. آخرش تو جواب گفت” نمیدونم” چون جواب دادنش کار ابلهانه ای بوده شاید که بیاد تمام اون قدمهایی رو که ورداشته و پله هایی رو که طی کرده و ایمان و اشتیاقش رو داشته و بارها و بارها و بارها پشت این پروژه های موفقیت آمیز، اشتباهات و شکستها خوابیده و این آدم اونها رو نمیبینه و فقط نتیجه نهایی رو نیبینه ،در نتیجه بهترین کارو میکنه و میگه نمیدونم.واقعا بعضی شخصیتها بسیار خاص و به یاد ماندنی هستن مثل ایلان ماسک عزیز.
واقعا که استاد احسنت بخاطر همتی که داشتین و از ابتدا زندگی و خدا و قرآن و قوانین و موفقیت و مسیر و مقصد و خودت و همه چیز رو از نو و دوباره برای خودت تعریف کردی و ریزه ریزه قوانین زیبا و ظریف و ساده و بدیهیشو کشف کردین و انقدر زیبا با ما هم به اشتراک میگذاری .امیدوارم که بتونم از این قوانین وآموزه ها اون طور که شایسته و در خور هست در ایمان و عمل استفاده کنم.
بنام خداوند بخشنده مهربان…
خداوندی که هر انچه که دارم از ان اوست…
خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم…
خدایا ما را براه راست راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی هدایت کن!!!!
الحمدالله رب العالمین…
خداوند هم صاحب قدرت بینهایت است، هم صاحب بخشندگی بیحساب. و ما میتونیم با این نیرو تقسیم کار بکنیم.
الله اکبر……
هله نومید نباشی که تو را یار براند”:
ای کسی که دوست تو را رها کرده، ناامید نشو و امیدت را از دست نده.
“گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟”:
اگر امروز تو را رها کند، آیا فردا تو را فرا نخواهد خواند؟
“در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا”:
اگر دری به رویت بسته شد، هیچ وقت ناامید نشو و در همان جا صبر کن.
“ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند”:
پس از صبر و شکیبایی، او تو را به جایگاه و مقام بلندی میرساند.
“و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها”:
اگر همه راهها و گذرگاهها را به روی تو بسته شود
“ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند”:
راه پنهانی را به تو نشان میدهد که کسی آن را نمیداند.
خدایا شکرت…بابت راه پنهایت…من متشکرم از تووووووووو..و جود الهی من نور هدایت من…دوستتتدارم..
“نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببرد”:
این طور نیست که قصاب گوسفند را ذبح کند و او را رها کند.
“نهلد کشته خود را، کشد آن گاه کشاند”:
او کشته خود را رها نمیکند، بلکه او را زنده میکند و به جایگاه رفیعی میرساند.
“چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر”:
اگر دم میش از بین برود، او با دم خود آن را پر میکند.
“به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او”:
این را به عنوان مثال بیان کردیم وگرنه بزرگواری او این است که.
“همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد”:
تمام ملک سلیمان را به یک مورچه ببخشد.
“دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش”:
دل من در جهان گشت و مانندش را نیافت.
این شعر نمونهای از عرفان مولاناست که با استفاده از زبان و ادبیات بسیار غنی، به مخاطب خود امید و آرامش را القا می کند…
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
وقتی مولوی میپرسد “به که ماند؟”، در واقع دارد میگوید “چه کسی یا چه چیزی میتواند شبیه او باشد؟” یا “چه مثال و نظیری برای این وجود میتوان آورد؟”.
عشق الهی یا معشوق زمینی: در بسیاری از غزلیات مولوی، این پرسش به معشوق ازلی و ابدی (خداوند) یا به انسان کامل و تجلییافتهی عشق الهی (مانند شمس تبریزی) اشاره دارد. وقتی او میگوید “به که ماند؟”، یعنی این معشوق چنان بینظیر و بیبدیل است که هیچ چیز در جهان مادی یا حتی معنوی نمیتواند کاملاً به او تشبیه شود.
حیرت و شگفتی: این سوال همچنین بیانگر حیرت و شگفتی عمیق شاعر از عظمت و زیبایی وصفناپذیر معشوق است. او از شدت این حیرت، نمیتواند برای او مثالی پیدا کند و با تکرار این پرسش، این بیهمتایی را برجسته میکند.
دعوت به تفکر: “به که ماند؟” خواننده را نیز به تفکر وامیدارد که آیا او نیز میتواند برای معشوق خود (هر آنچه برایش عزیز و بینظیر است) مثالی بیابد یا خیر. این یک دعوت به تأمل در یگانگی و بیمانندیِ پدیدهها یا وجودات خاص است.
به طور خلاصه، وقتی مولوی میگوید “به که ماند؟ به که ماند؟”، منظورش این است که “او آنقدر یگانه و بیهمتاست که هیچ کس و هیچ چیز شبیه او نیست و نمیتوان برایش نظیری پیدا کرد.” این نشان از نهایت ستایش، عشق و حیرت اوست. مثل این است که بگوییم “وای، چقدر شگفتانگیزه، واقعاً هیچ چیز نمیتونه باهاش مقایسه بشه!”
به کی ماند!
شعر مولانا.میگه..به که ماند ..به که ماند..
، این اشارهای لطیف به یکی از معروفترین و عمیقترین غزلیات مولوی است! “به که ماند؟ به که ماند؟” در شعر مولوی، یک سؤال ریشهدار و پرمعناست که به دنبال یافتن شبیه و نظیری برای وجودی بیهمتا و متعالی است.
بگذارید کمی بازش کنیم:
جستجوی بیهمتا: وقتی مولوی میپرسد “به که ماند؟”، در واقع دارد میگوید “چه کسی یا چه چیزی میتواند شبیه او باشد؟” یا “چه مثال و نظیری برای این وجود میتوان آورد؟”.
عشق الهی یا معشوق زمینی: در بسیاری از غزلیات مولوی، این پرسش به معشوق ازلی و ابدی (خداوند) یا به انسان کامل و تجلییافتهی عشق الهی (مانند شمس تبریزی) اشاره دارد. وقتی او میگوید “به که ماند؟”، یعنی این معشوق چنان بینظیر و بی دلیل است.. که هیچ چیز در جهان مادی یا حتی معنوی نمیتواند کاملاً به او تشبیه شود.
حیرت و شگفتی: این سوال همچنین بیانگر حیرت و شگفتی عمیق شاعر از عظمت و زیبایی وصفناپذیر معشوق است. او از شدت این حیرت، نمیتواند برای او مثالی پیدا کند و با تکرار این پرسش، این بیهمتایی را برجسته میکند.
دعوت به تفکر: “به که ماند؟” خواننده را نیز به تفکر وامیدارد که آیا او نیز میتواند برای معشوق خود (هر آنچه برایش عزیز و بینظیر است) مثالی بیابد یا خیر. این یک دعوت به تأمل در یگانگی و بیمانندیِ پدیدهها یا وجودات خاص است.
به طور خلاصه، وقتی مولوی میگوید “به که ماند؟ به که ماند؟”، منظورش این است که “او آنقدر یگانه و بیهمتاست که هیچ کس و هیچ چیز شبیه او نیست و نمیتوان برایش نظیری پیدا کرد.” این نشان از نهایت ستایش، عشق و حیرت اوست. مثل این است که بگوییم “وای، چقدر شگفتانگیزه، واقعاً هیچ چیز نمیتونه باهاش مقایسه بشه!”
بله بیا با همدیگه بررسی کنیم
پس بیایید با هم به عمق این دریای پرگوهر مولوی سفر کنیم و بیت کامل را با هم کاوش کنیم. معمولاً این عبارت در غزلهای متعددی از مولانا به کار رفته، اما یکی از معروفترین نمونهها، غزلی است که با این مطلع آغاز میشود:
“چه باشد شورش دریا، به که ماند، به که ماند؟”
اینجا کلمه “دریا” به کار رفته که خودش در ادبیات عرفانی مولانا نمادی بسیار پرمعناست. بیایید این بیت را بشکافیم:
“چه باشد شورش دریا، به که ماند، به که ماند؟”
“چه باشد شورش دریا”:
شورش دریا: این عبارت به امواج خروشان، طوفانی و بیقرار دریا اشاره دارد. اما در نگاه مولوی، دریا فقط یک آب بزرگ نیست!
نماد عشق الهی: دریا اغلب نمادی از عشق بیکران و پرشور الهی است. عشقی که آرام و قرار ندارد، هر لحظه در حال جنبش و تحول است و هر کسی را که در آن غرق شود، به سمت بینهایت میبرد.
نماد معشوق: میتواند به خود معشوق ازلی نیز اشاره داشته باشد که وجودش سراسر شور و زندگی است.
نماد ذات انسانی: گاهی هم به “دریای جان” یا “دریای دل” انسان اشاره دارد که وقتی به عشق الهی متصل میشود، به غلیان و هیجان میافتد.
پس، “چه باشد شورش دریا” یعنی “این هیجان و غلیان و بیقراریِ عمیق و بیکران (که از عشق، از معشوق، یا از جان سرچشمه میگیرد) چیست؟”
“به که ماند، به که ماند؟”:
و بلافاصله پس از طرح این عظمت و بیقراری، مولانا با آن سوال بینظیر و تکرارشوندهاش میآید: “به که ماند، به که ماند؟”
اینجا همان جایی است که شاعر نهایت تعجب و ناتوانیاش را در یافتن مشابهی برای این عظمت بیهمتا نشان میدهد. او میگوید: “این شور و هیجان وصفناپذیر و بیکران (شورش دریا) به چه چیزی شباهت دارد؟ چه کسی یا چه چیزی میتواند نظیر آن باشد؟”
تکرار “به که ماند”: تکرار کردن این پرسش، قدرت و تأکید بیشتری به آن میدهد. مثل این است که بگوییم “واقعاً، واقعاً به هیچی شبیه نیست!” این تکرار، عمق حیرت و یگانگیِ مورد اشاره را دوچندان میکند.
پس در کل، معنای بیت این میشود:
“این شور و غوغای بیکران و پرهیجانِ عشق الهی (یا معشوق بیهمتا) چیست؟ آنقدر عظیم و بینظیر است که به هیچ چیز دیگری نمیتواند تشبیه شود! واقعاً به چه چیزی شبیه است؟”
مولانا با این بیت، هم زیبایی و عظمت شور عشق را بیان میکند و هم یگانگی و بیبدیل بودن آن را به رخ میکشد. او میخواهد بگوید که این تجربه یا این وجود، فراتر از هر توصیف و مقایسهای است که ما در دنیای عادی میشناسیم. اینجاست که زبان از وصف باز میماند و تنها با تکرار یک سوال، عمق معنا بیان میشود.
بیت بعدی!!!!!!
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
این متن چی؟
آه، چه بیت پرشور و مستکنندهای! این هم از آن شعرهایی است که مولوی با زبان شیدایی و وجد، پیامی عمیق را منتقل میکند. بیایید این بیت را هم با هم رمزگشایی کنیم:
“هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند”
بگذارید آن را تکه تکه بررسی کنیم:
“هله خاموش”:
“هله”: این یک واژه ندای باستانی است که برای برانگیختن و توجه طلبیدن به کار میرود؛ مثل “ای”، “آگاه باش”، یا “بدان”.
“خاموش”: در اینجا، “خاموشی” نه به معنای سکوت فیزیکی محض، بلکه به معنای سکوت باطنی و رها کردن کلام و استدلالهای عقلی است. مولوی در بسیاری از شعرهایش بر “خاموشی” تأکید میکند؛ چرا که معتقد است برخی حقایق، به خصوص حقایق مربوط به عشق و معرفت الهی، با کلام و منطق قابل بیان نیستند و تنها در سکوت دل و جان است که میتوان آنها را درک کرد.
معنای کامل: “ای دوستان، خاموش شوید! دست از حرف زدن و فکر کردن با منطق بردارید!”
“که بیگفت از این می همگان را”:
“بیگفت”: یعنی “بدون نیاز به حرف زدن”، “بدون نیاز به شرح و توضیح”، یا “در سکوت”.
“از این می”: “می” در شعر عرفانی مولوی، نمادی بسیار قدرتمند و چندوجهی است.
نماد عشق الهی: در درجه اول، به “شراب عشق الهی” اشاره دارد؛ عشقی که مستی و بیخودی میآورد، حجابها را برمیدارد و انسان را به حقیقت نزدیک میکند.
نماد معرفت و شهود: میتواند نمادی از معرفت شهودی و درکی بیواسطه باشد که بدون نیاز به استدلال عقلی، به جان انسان میرسد.
نماد فیض و رحمت: اشاره به فیض و رحمتی دارد که خداوند بر بندگانش جاری میکند.
“همگان را”: این نکته بسیار مهم است! مولوی میگوید که این فیض و این می، نه فقط برای خواص و عارفان، بلکه برای “همگان” است. این نشاندهنده فراگیری و عمومیت لطف الهی است.
“بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند”:
“بچشاند”: این فعل، به معنای “میچشاند”، “مینوشاند”، یا “مزه آن را به کسی میدهد” است. یعنی تجربهی آن عشق یا معرفت را فراهم میکند.
تکرار چهارباره: اینجاست که اوج شور و حال مولوی به نمایش گذاشته میشود! تکرار چهارباره “بچشاند” چندین معنا و حس را منتقل میکند:
تأکید شدید: نشاندهنده تأکید قاطع و اطمینان کامل مولوی است که این اتفاق حتماً میافتد.
هیجان و وجد: بیانگر هیجان و وجد بیحد و حصر شاعر از این حقیقت که این فیض و عشق بر همگان جاری میشود.
لحن طربناک و رقصآلود: این تکرار، یک نوع ریتم و آهنگ خاصی به بیت میدهد که شبیه به حالت رقص و سماع عارفانه است. گویی مولوی از شدت مستی و شادی، این کلمه را پشت سر هم زمزمه میکند.
تداوم و پیوستگی: به این معناست که این چشاندن، یک بار اتفاق نمیافتد، بلکه مداوم و پیوسته است؛ لحظه به لحظه و دم به دم این فیض جاری است.
فراگیری و گستردگی: علاوه بر همگان، به معنای این است که این چشاندن از هر سو و به هر شکل ممکن در حال اتفاق افتادن است.
پس در کل، معنای بیت این میشود:
“ای عزیزان، خاموش باشید و از گفتار و استدلال دست بکشید! زیرا [خداوند یا عشق الهی] بدون نیاز به هیچ کلامی و در سکوت باطنی، این شراب (عشق و معرفت الهی) را به همگان مینوشاند، مینوشاند، مینوشاند، مینوشاند! [این اتفاق حتمی، مداوم و سراسری است و همهجا جاری است!]”
…………………………
سلام و درود به نشانه الهی ام…نشانه ایی که هر لحظه مرا هدایت میکند….بسوی خوشبختی و سعادتمندی در دنیا و اخرت…
سلام و درود به بهشت همیشه جاویدانم..
این فایل مشت محکمی بر ذهن چموشم زد..و خداوند وعده تقسیم بکار بهم داد..
اینروزا خیلی هدایتش مجذوبم کرد…هر لحظه برای هر کاری که روی عقل محدوم منو پیش میبره!!!!..ولی خداوند همجوره حواسش:بهم هست..
میدونه چه راهی برم کجا برم چه موقعیتی برم..
هر جا اشتباهی میکنم ..همون لحظه به ضرس قاطع کارشو انجام میده…
همین الان یه خرید اینترنتی چند روز پیش توی تاریخ 6/8داشتم….همین الان پیگیری کردم..
دیدم…به کارتم بازگشت خورده…
یه نشانه دیدم..
همین روز گذشته یه قصد خریدی داشتم..انجامش دادم.یه لحظه ذهنم گفت دو تا بگیر..و اون شخص اومد یبار دیگه کارت بکشه…دیدم کارتخون کار نکرد..بازم یه نشانه دیدم…
چند روز پیش رفتم یجایی خرید کنم….بازم توی خرید بهم کمک کرد….
چقدر گذشته بخاطر درک عقلم “و ذهن چموشم ضررها کردم…
من از خداوند در این مکان بهشتی میخام که برای جابجای زندگی ام هدایتم کنه…چون وقتی دل بهش میبندم… ازش راهنمایی میخام…در لحظه جلوی ضررهای،” زندگیمو میبنده و تو مسیر درست هدایتم میکنه..
اگه ذهن خودم میخاست حلاجیش کنه..یک اپسیلومم نمیتونست…
اتفاقا چند روز پیش..یه شخصی میگفت..چکار کنیم دیگه!!!!باید برای پول درآوردن باید خیلی سختی بکشیم.همین باوری که خودمونم دچارش بودییم..
بهم گفت…15 میلیون یه جنسی خریدم…تمام پولم رفت..
همینه خداوند میگه…تو مسیر من بیا..من همجوره سود و منفعتها و ضرررهاتو بهت میگم..
فالهمها فجورها و تقویها…
من شرو خیرتونو بهتون الهام میکنم..در چه صورت..در صورت اعمال فرکانسی در مسیر درست …باشه.
چون خداوند دقیق داره فرکانس رو در ایه شمس بهمون میگه!!!!
وقتی تو مسیر خداوندی و ازش:هدایت میخای..خداییکه از رگ گردن بهت نزدیکه..همه چیز رو میبینه…
بهم الارام میده…همجوره بهت کمک میکنه…
خداوند ایروزا وقتی خودمو بخودش میسپارم.اینم درصد خیلی کم…
در لحظه بهم کمک میکنه…
استاد تو یکی از فایلاشون میگفتت.یه شخصیه سالها یه روابط ناجور رو داره.میدونه مسیرش نادرست..ولی تقلا میکنه اونو سرپا نگهداره…
وقتی تو این مسیر میاد..نشانها بهش میگن باید این مسیر رو از بیین ببری..
ولی چون بخاطر دلبستگی ذهنی و باورای ناجور داره.منطقهایی میاره که مسیر نادرست رو بازم تکرار میکنه..
پس ایمان..در برابر هدایتهای الهی..باید گوش بفرمای الهاماتش باشیم…که اینروزا توی کارایی که انجام میدم…بهم گفته میشه…
چون خداوندفردای اونروز رو دیده..
چند شب پیش گفتم خدا یه الهام از خاسته ام میخام…همون شب توسط به شخص نزدیکم…گفت..خواب دیدم…بهم گفتن اینکار انجام شده.تموم شده هست…حالا فلان اتفاق افتاده…
از طرف خدا..اینکار رو عملی شده برام انجام داده خودمم خیلی الهامات دریافت کردم..ولی بهم گفت باید زمانش برسه..
……
خدایا خیلی ازت سپاسگزارم ،”که وقتی بقول استاد خودمو بخودت سپردم…
بقول استاد هر چی ادمها رو کوتاه میبینیم. روشون حساب نمیکنم…
و فقط روی تو حساب میکنم…اونم نمیگم خیلی زیاد!!!!ولی ..همون یه زره ..هم،”بهت نزدیک میشم!!!!! ..توخودتتتتا ” قدمتو هزاران بار برویم باز میکنی…
خدایا ممنونم ازت که همجوره باهامی و جلوی ضررهایی که من ازش بیخبرم میگیری..
دوستدارم همیشه همینجور هستی… برای:شخص من….که تو مسیر تو هدایت شدم…
این فایل!!!!فایل بسیار پر ارزشی برام بود…12 دقیقه به اندازه میلیونها سال هنوزم بیشتر… برام پر ارزشه…
خدایا هزاران میلیاردها شکرت...که در جوار توام..
در مسیر توام…
استاد عزیزم…دلیل حال خوبتون..دلیل پیشرفتهای زندگیتون در هر جنبه ایی بخاطر وجود تسلیم بودنتون در برابر خداوند بوده …
و میدونم هر چقدر بقول سعیده شهریاری عزیز ..
اگه روزی صدبار به خودم بگم سعیده جان..
زبان خودم!!!!ی نرگس جان!!!
شما که اگاهیت به اندازه نوک دماغتم هم نیست.تو کار خدا دخالت نکن.
پلن سمت خودتو بچین.بزار خدا کارهای خودشو انجام بده!
استاد بخدا قسم اگر من فهمیده باشم.هنوز که تسلیم بودن چجوریه!!!
هر چقدر تلاش میکنم در عمل رها باشم و اجازه بدم خدا کارشو انجام بده.باز این ذهن میخاد برای خودش اینده نگری کنه!
همینه…..تسلیم بودن واقعا یه هنر بزرگ(ایمان بخدا )هست…
من از خداوند برای تمام راه هایم “هدایت میخام..چون من محتاج هر لحظه اشم…
لحظه ایی که نمیشه با پول خریدیش…
اینقدر مهم و حیاتی ایست..که بسیار کافی ایست برای خوشبختی من در دنیا و آخرت…
خداوند را سپاسگزارم که هر لحظه من در مسیر خیرو خوبی اممسیری که برام خوش یمن ترین و پر برکت ترییین.. است..
خداوند را سپاسگزارم که هر لحظه در حال هدایت و حمایت من است و نگهدار من است در هر جنبه ایی از زندگی..
سپاسگزارم از مریم شایسته عزیز که پا در این جهان توحیدی گذاشته…و امروز در کنار فردی الگو ساز “توحیدی…قدم برمیداره…
زندگی استاد هر چقدر فایلهای گذشته و الانشو میبینم…جز سپاسگزار درونی ایشون..چیز دیگری نمیبینم..
فردی که نه تو ایران و نه خارج از کشور..دور از اصل خودش قرار نگرفته…
و هر لحظه تسلیم خداونده….
استادم این جهان توحیدی ات..این مکان توحیدی ات….که ساختی رو..با تمام قلبم سپاسگزارتم…
استادم شما همیشه حالتون خوب بوده..توی هر شرایط کشوری که قرار گرفتین..
چون تمام موفقعیتاتتو زیر شاخه توحید و یکتاپرستی میبنید…
و هیچ وقت مغرور و خودپسند نمیشیدد..
و من…
هر لحظه توی فایلاتون و توی نحوه صحبتتتون فقط تسلیم بودنتونو میبینم..و تمام موفقعیتاتتونو فقط از خود خدا میبینم..
این بنده درون توحیدی هیچ وقت از رحمت خداوند دور نمیشه..چون زندگی دنیوی رو یه چیز تمام شدنی میبیننن..و اگه داشته” مادی داریید..نهایت استفاده رو میکنید و لذت میبریی و خداوند و قدرتشو بزرگ میببننن.
استادم بهت افتخار میکنم.
بخودم افتخار میکنم که در مسیر شما و مسیر عشق و عاشقیم…
الحمدالله رب العالمین..
به نام الله هدایتگر
سلام دوستان خوبم
فایل133سفرنامه
توانایی تشخصی اصل ازفرع
توی یکی ازفایل هااستادگفتندمن باخداتقسیم کارکردم من عشق وحال میکنم وخداکارهاروبرام انجام میده چرا؟؟
چون استادتوقعش ازخدابسیاربالاست وفقط روی اون حساب میکنه وبندگیشومیکنه وخداوندهم کارهاشوبراش انجام میده وتوقعشوازادم هاصفرکرده وروی شونه های خدامیشینه وخدااون رومیبره وچقدرلذت بخشه وقتی خداکارهاتوانجام میده
اگه کسی برامون کاری انجام دادازش تشکرکنیم اماتوذهنمون این ادم روازطرف خدابدونیم وازخدادندتشکرکنیم واگراون ادم نشدیکی دیگه میادکارهای منوانجام میده
وقتی احساس خوبی داری یعنی به منبع یعنی خداوندوصلی ونزدیکی وقدم به قدم هدایت میشی ولی اگه احساس بدی داری یعنی داری دورمیشی ازخواسته هاوخوشبختی ولذت وسعادت
وقتی احساس لیاقت داشته باشیم وبدونبم که توانایی های زیادی داریم توقعمون ازخودمون بالامیره ومیخوام که هرروزبهتروبهتربشیم
مهاجرت انسان روثروتمندمیکنه وظرف وجودیشوبزرگ ترمیکنه برای دریافت نعمت های بیشتر
صبریعنی امیدواری ونگران نبودن ازاینده
تحمل یعنی رنج ووابستگی به ادم هاوشرایط وعدم توکل وایمان به خداوندمتعال
شادوموفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم و خدمت خانم شایسته ی عزیز و شما همه ی دوستانم.
بطور کاملا هدایتی و از طریق آیکون نشانه ی امروز من، به این فایل هدایت شدم.
خیلی وقت پیش ها، این فایل رو دیده بودم ولی اینطور دیدن از راه هدایت شدن کجا و اونطوری که اون روزها وقتی در مدارهای پایین تر بودم و فایل رو دیدم کجا…
استاد عزیزم از بس عاشقانه گفتید این مطالب و آگاهی هارو،به همین دلیله که الله ازش استفاده میکنه برای پیشبرد اهداف جهان هستی، که یکی ش هدایت شدنه افراد دیگه ست.
ممنون و سپاسگزارم استاد از اینهمه مهربانی.
استاد، امروز که توی جاده ی فیروزکوه به سمت قائمشهر درحال رانندگی بودم، همینطور که داشتم به خدا و قوانین و موقعیت و مدار این لحظه ی خودم و اینکه قدم بعد چیه فکر میکردم، یه چیزایی از دوره ی قانون آفرینش که در موردش شنیده یا در فایلهای خودتون دیده بودم یادم اومد و احساس کردم کلماتی رو شنیدم که گفت این دوره رو هدفگذاری کن و تهیه ش کن و دسته کم دو تا دلیل هم بهم گفت که چرا باید بخرم و به چه دلایلی.اون لحظات احساسم خوب بود فکر میکنم و یادمه که احساس خوبی داشتم برای داشتنه این دوره.حدود 2 ساعت بعد رسیدم خونه و موقع خوردنه شام که دوست داشتم با احساسِ خوبِ دیدنِ یکی از فایلهای هدایتی همراه باشه شام خوردنم،اومدم به سایت و با زدن آیکون نشانه ی امروز من، به هدایت پروردگار وارد این صفحه شدم.که یک گنج بی نظیر بود برام و پر از عشق و آگاهی .
خیییلی جالب بود اینکه امروز اسم این دوره به ذهنم اومد و یه چیزایی رو به یادم آورد و اون کلمات رو شنیدم در درونم. اینهمه هماهنگی و نشانه ی روشن برام هیجان برانگیز و عجیب بود.به وجد اومده بودم وقتی آگاهی های این فایل رو میشنیدم.
.ممنونم استاد از شما..بیییی نهایت سپاس.
از شما خانوم شایسته ی عزیز که عاشقانه، پرسنده و خواهنده ی انتشار این آگاهی ها هستید،ممنون و سپاسگزارم.با آرزوی شادی ها و شادی های رنگارنگ…
به نام خداوند که رحمت اش همیشگی است و مهربانی اش بی اندازه
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
خدایا شکرت
روز 133
چقدر این فایل نکات ارزشمندی داشت
و آنجا که استاد گفتن قدرت انسان ها را پایین بیار و قدرت خداوند را بالا ببر
در جلسه شش قدم اول هم این را گفته بودند و این یک نشانه است برای من که قدرت خداوند را ببرم بالا و تقسیم کار با خداوند کنم چقدر این جمله زیبا است تقسیم کار با خدا اگر واقعا تقسیم کار با خدا کنم خداوند چقدر در های نعمت را برویم باز کنه چقدر انسان های عالی وارد زندگی ام شود چیزی که در این چند وخت میبینم که انسان های عالی در زندگی ام دیده می شود الهی شکرت
و این را هر روز میبینم که چقدر این قانون دقیق کار میکنه دقیق جواب میده الهی شکرت
و آنجا که استاد عزیزم گفتن که من دیدم که این مهاجرت چی در های از نعمت را باز میکنه و من قطعا تهران هم نخواهم ماند و از این جا هم مهاجرت میکنم خدایا شکرت حالا همان ایمان و گوش دادن به الهامات خداوند باعث شده که استاد عزیزم با خانم شایسته عزیز در پرادایس باشند خدایا شکرت
و اگر مسیر ما درست باشند و مسیر خداوند باشند حال ما خوب است
و اگر مسیر ما جهت خداوند و الهامات باشند حال ما بد است خدایا شکرت خدایا شکرت
رد پای من
باسلام 😍😊
خیلی ممنونم
واقعا از شنیدن این فایلتون لذت بردم
کلا از برنامه های مشترک استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته مهربان خیلی خوشحال میشم
انگار حرف های خانم شایسته از عمق وجوده و بر زبانشان
جاری میشه👏
عالی بود
سپاسگزارم🙏🙏🙏🙏🙏💐💐💐💐
سلام من مدت کوتاهیه با شماآشناشدم،ولی فکرمیکنم قدم در راهی گذاشتم که به بی نهایت وصله.واقعاخداروشاکرم که دوستای خوبی سر راهم گذاشت که من رو به چنین راههای زیباو شگفت انگیزی هدایت کردن.امیدوارم من هم به زودی بتونم تمام فایلهای استاد رو قدم به قدم بخرم وبه آنچه که شایسته است ازخداشناسی و خودشناسی برسم
به نام خداوند هدایتگر مهربان
سلام به استاد عزیزم ، بانو شایسته و همه همراهان گرامی سایت
سپاس گزارم استاد از شما و بانو شایسته که انقدر با عشق این فایل هارو تهیه می کنید و مشتاقید تا هر روز تعداد بیشتری نگاه توحیدی به این جهان هستی پیدا کنند و به این درک برسند که خودشون خالق زندگیشون هستن و همونطور که شما زندگی ایده آل خودتون رو ساختید ما هم بتونیم بسازیم
من قبل ازینکه با شما و این سایت آشنا بشم کتاب های زیادی رو خوندم البته اولش استارت کار با فیلم راز اتفاق افتاد که من فکر می کنم دلیل خیلی از کسانی از جمله خود من که در این بستر به دنبال رمز خاص یا فوت کوزه گری هستند، آب و تاب های این فیلم درباره قانون جذب باشه ، خصوصا ابتدای فیلم که به نظرم کاملا برای جلب مخاطب و جذاب تر نشون دادن فیلم این قانون رو مخصوص یه عده خاصی می دونستن که به مردم نمی گفتن و فقط پیش خودشون نگه می داشتن تا به مردم سلطه داشته باشند و یه جورایی اثر توهم تئوری توطئه رو در اذهان مردم بیشتر می کرد
اما بگذریم
این موضوع در خیلی از آموزش های اسانید مطرح خارجی هم هست که به این موضوع دامن میزنه
به یقین میتونم بگم در هیچ کتاب و فایلی به وصوح آموزه های شما درباره اصل ماجرا صحبت نشده
همون اصلی که دلیل ثبات نتایجه
یعنی قانون تکامل
وقتی اسم این قانون میاد تو ذهنم ناخودآگاه یاد این اصطلاح فوتبالی میفتم که میگه حفظ قهرمانی از قهرمان شدن مهم تره
یعنی وقتی شما دوباره یک کار رو تکرار میکنی یعنی شخصیتت داره به اون سمت شکل می گیره حالا این میتونه هر جوری باشه
خیلی ازین کتاب ها و آموزش ها آدم رو تحت تأثیر قرار میدن همونطور که احتمالا خود شما استاد و خیلی از ماها قرار گرفتیم که البته هم که باید این اتفاق بیفته وگرنه خواندن صرف بی فایدس
انگیزه می گرفتیم برای شروع اما به محض برخورد با اولین مشکل فرو میشستیم و اون هم به خاطر عدم درک این قانون مهمه
قانونی که به وضوح در طبیعت و قرآن میشه اون رو پیدا کرد اما ذهن انسان عادت به عجله داره
یه فایلی امروز دیدم درباره ترس ، حرص و طمع
که واقعا یکی از بزرگترین پاشنه آشیل های تمام انسان ها در زندگی و به میزانی که موفق بشن کنترل کنند این موضوعات رو در زندگی پیشرفت می کنند
در واقع این موارد همون کارهایی که شیطان مارو دعوت به انجام اون می کنه و همیشه طبق قانون باعث بدبختی انسان میشه
که خیلی دوست دارم خودتون برید و حتما اون فایل رو ببینید ، بسیار فایل الهام بخشیه
در مورد این موضوع من مثال ها و تجربه های زیادی همون در ابتدای شروع کار دارم
من خیلی به ماشین های مدل بالا و خونه تو برج در شمیرانات علاقه دارم و هر شب می نوشتم دربارش تجسمش می کردم
بعد از یه مدت تقریبا کوتاه با یکی از دوستان رابطم بیشتر شد و اون در مسیری قرار گرفت که خواسته های من رو خیلی زود به حقیقت تبدیل کرد ، یعنی یه روز دیدم در همون جایی قرار گرفتم که تجسمش می کردم و پست فرمون ماشین هایی نشستم که آرزوش رو داشتم
شاید من خیلی زود تونستم از قانون برای خلق خواسته هام استفاده کنم با اینکه اون ها برای من نبود اما این بهم نشون داده که در مدارس قرار گرفتم نشون داد که چقدر ذهن انسان قدرتمنده چقدر خداوند دوست داره که ما به خواسته هامون برسیم و بعد من رفتم دنبال مسیری که اینها برای خودم باشه چون در ادامه آموزه های استاد فهمیدم که این سطح زندگی خیلی بالاتر از مدار حال حاضر منه و یه جاهایی واقعا چوب این موضوع رو خوردم اما به لطف خدا و قانون بدون تغییرش با دیدن اولین نشانه ها مسیرم رو اصلاح کردم
من داشتم در زندگی روزگار می گذروندم که متعلق به من نبود و من رفتم به دنبال بدست اوردن اون ها
خدا میدونه ادامه اون مسیر من رو به کدوم ناکجا اباد میرد چون بسیار شیرین و در عین حال گول زننده بود
اما وقتی اهسته اهسته قانون تکامل رو درک کردم و هنوز سعی می کنم درک کنم تا اینجا فهمیدم که مسیر رسیدن به خواسته ها به مراتب جذاب تر از خوده خواسته هاست چون تو اون مسیره که تو چیزای جدید یاد میگیری رشد می کنی شخصیتت عوض میشه
من یه مدت دچار یه توهمی شدم که باعث شد خیلی از اطرافیانم و همینطور پولم رو از دست بدم چون من تکاملم رو در رسیدن به این خواسته ها طی نکرده بودم اما باور کردم در این مسیر که همه چیز ممکنه
درک قانون تکامل به ادم ارامش میده
عجله رو در ادم از بین میبره
اصلا یه تمرین شده برام وقتی می بینم ارامم و عجله ندارم می فهمم دارم قانون رو رعایت می کنم می فهمم در مسیر خواسته هام هستم
امروز اتفاقا داشتم راجع به یکی از خواسته هام فکر می کردم و می گفتم خوب اگه الان نداشته باشم دیگه بعدا چه به دردم می خوره
دیگه خودتون می دونید چقدر این باور فرکانس بد می فرسته و فقط و فقط ادم رو از مسیرش دور می کنه
اومدم با خودم گفتم خواسته تو در بهترین زمان بهت داده میشه
هیچ وقت برای لذت بردن دیر نیست
بی نهایت موقعیت برای لذت بردن وجود داره
و رها کردم
خیلی ازون موقع راحت ترم
الان انقدر کار برای انجام دادن دارم که بهم لذت میده و مسیر رو برام راحت تر میکنه
نمونش همین کامنت نوشتن
پقتی می خوام کامنت بنویسم مجبورم بنویسم فکر کنم و این مسیر فوق العاده برام لذت بخشه و بهم احساس خوبی میده
من این تمرین شمارو یجور دیگه انجام میدادم مثلا عکس یکی تز خواسته هام بک گرانده گوشیم بود عکس یکی دیگه بک گراند لب تاپ جای دیگه تصویر چیز دیگه اما تصمیم گرفتم بیام ایده شما رو هم همین الان انجام بدم
خداروشکر می کنم در این مسیر هستم
هیچ وقت به این اندازه احساسم خوب نبوده
خدایا شکرت
استاد جانم سپاس گزارتم
بانو شایسته سپاس گزارتم
امیدوارم در دنیا و آخرت سعادتممد و ثروتمند و درخشان و پیشرو باشید
خدانگهدار
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم
کسی که چراغ راه زندگی من شد تا دوباره با توکل به خداوند متعال شروع کنم
استاد عزیزم زمانی وارد زندگی من شدی که من شدید نیاز به یه راهنمای خوب داشتم تا زندگیمو اون طوری که دوست دارم رقم بزنم واقعا خدا رو هزاران بار شکر میکنم که شخصیتی مثل شما رو در مسیر زندگیم قرار داد هر روز صب که از خواب بلند میشم بعد از نماز دفتر شکر گزاریمو باز میکنم وشروع به نوشتن وسپاسگزاری از خداوند بابت داشتهام میکنم .
چرا اینکارارو من قبلنا انجام نمیدادم دلیلش فقط وجود شما در زندگیمه که به من آموخت چطور به دنیای اطرافم نگاه کنم وسپاسگزار باشم که کلید موفقیت بسیاری از افراد همین سپاسگزار بودن از خداوند و در صلح بودن با خود است که من قبلا نداشتم و همش دنبال جواب بودم که چرا هیچ اتفاق خوشایندی تو زندگیه من نمیفته که دلیلشو بعد از چند سال دونستم اینم به خاطر شما بوده خدا رو بابت وجود شما تو زندگیم شکر میکنم .
استاد من هنوز هیچ خریدی نداشتم و فقط از فایلهای رایگان که نه دریای نور شما استفاده کردم و نتیجهای عالی تو زندگیم گرفتم خدارو هزاران بار شکر میکنم بابت آگاهیم
من این فایل رو قبلا گوش کردم ولی الان به صورت هدایتی دارم گوش میکنم و خدا رو شکر میکنم چون حرفهایی که تو این فایل زدید رو من باید تو زندگیم اجرا کنم همون تابلوی خواستهاتون که من هنوز ندارم وباید درست کنم وواقعا معجزه میکنه ولی نمیدونم از کجا شروع کنم که اونم خداوند بهم الهام میکنه
الان رو یه هدفم دارم کار میکنم واز خدا میخوام وتوکل میکنم به اون که بهش برسم ومیرسم ومطمئن هستم که خدا بیشتر از خودم دوست داره که من به خواستم برسم
اینو تو دفتر اهدافم نوشتم و امید به خدا دارم که به هدفم برسم
تو خود پا در راه بنه هیچ مپرس
که خود ره بگوید چون باید کرد
استاد عزیزم خیلی دوستون دارم واز خدا میخوام که همیشه سالم وسلامت باشید
به زودی منو تو یکی از دورها خواهید دبد اونم به صورت هدایتی وارد میشم
هر جا که هستید در پناه الله یکتا شاد و پیروزو سعادتمند در دنیا وآخرت باشید
یا حق
سلام هم اکنون خوشحالم وشکر گزارکه همینک بودنم ادامه دارد و قوطوردرعضمت عشق خداهستم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته وخانواده عباسمنش
یک ترمز من درخودم پیداکردم باشنیدن این فایل
که باکوچیک ترین اشتباه هودموسرزنش میکنم وبه خودم احساس گناه میدم واحساس بی لیاقتی میکنی درصورتی که من اگه ثروتمند بشوم خیلی ازاشتباهات کنونی رونخواهم داشت انسان درستری میشوم پس طبیعی هست که انسان وقتی دستش خالیه یه سری اشتباهاتو بکنه وفقط نباید این اشتباهات زیادتکراربشن مگنه اینکه خداوندخودش گفته اگرهزاربارتوبه شکستی بازآی دررحمت من همیشه بروت بازه پس نگران چی هستیم چراهی بخودمون احساس گناه میدیم ماباتکامل میریم به مدارهای بالاتر که درمدارهای بالاتر همچیزبهتره پول وسلامتی وآرامش بیشتر
پس درنتیجه رفتارماهم بارهربارثروتمندشدن مابهترمیشه دیگه هی تکراراشتباه یاگناه کمترمیکنیم پس درنتیجه من همینی که هستم لایق بهترین هاستم لایق لطف ورحمت وبخشندگی خداهستم
رمورد مهاجرت من خودم دوسال پیش ناچاربه مهاجرت شدم وازشهرستان آمدم تهران وخداوندشاهده که درهای ازلطف و رحمت خداوندهروزبرام بازمیشه ودراین 2سال به نتایجی رسیدم که دوستانی هستن که 15ساله این تهران هستن یک10نتایج من نگرفتن چون من آگاهانه قدرت دادم به خداوبخودش توکل کردم وعوامل بیرونی رو سیع کردم بی اهمیت کنم وخداروشکربه اندازه ای که خداوندروباورکردم نتیجه گرفتم خیلی جاهاهم بوده شرک ورزیدم زبشم خوردم ولی درکل ازاکثریت جامعه زندگی بهتری دارم ودرحال بهبودهستم به لطف الله وآموزش های استادعزیز
درپناه الله یکتا شادوثروتمند باشید
به نام خالقم که من را به بهترین شکل موجود افرید.
سلام بر همه دوستان عزیزم که درحال تلاش برای زندگی بهتر هستند درود بر شما خدا قوت
درود بر شما استاد عزیز و خانم شایسته خوش صدا سپاسگزارم که از پس کنترل ذهنتون بر امدین و الان در این جایگاه هستین و دارید شیوه زندگی مورد علاقه مون بهمون یاد میدهید.مرسی که هستید.
من تا قبل از این اگاهی ها استاد به کتاب بخواهید تا به شما داده شود استر هیکس هدایت شدم و بیشتر بیست بار اون خوندم ؛ کتاب فوق العاده ایی بود و هرچه میخوندم درونم ارام تر میشود ؛ ولی در انجام تمرین ها تنبلی میکردم چون برای ذهن منططقی نبود که بشینم یه جا و خدا برام کارها رو انجام بده …
از بچگی به ما گفته بودند نماز بخونید دروغ نگید تا خدا شما رو به جهنم نبره ….
و کلی القای بد که خدا هر لحظه در کمین هست تا ما رو مجازات کنه ….
سه سال پیش از طریق یه دوست که استاد ام در یک بازه زمانی بود هدایت شدم ؛ به نوشتن جذب هایی که داشتم ؛ حدود دوسال مینوشتم و دوباره چون منطقی به دنبال نداشت اون ول میکردم …
حدود دوسال که با استاد عباسمنش اشنا شدم ؛ اوایل فکرمیکردم که باید فقط بارها و بارها فایل ها رو گوش کنم و منتظر نتیجه دلخواه ام باشم ولی نشد زندگی به همان روال قبل بود جذب هایی داشتم ولی من راضی نمیکرد ولی خودم و مسولیت های خودم در زندگی بهتر شناختم ؛ خدا رو بهتر درک کردم و صدایش را در درونم شنیدم ولی فقط گاهی این اتفاق عا برام رخ میداد گویا در نوسانات سینوسی بودم ….
تا یک ماه پیش که به مطلبی برخوردم که ما هر لحظه در جنگ با ذهن مون هستیم ؛ اگر جنگ را ببریم و احساسمون خوب نگه داریم باید منتظر رویداد های خوب باشیم و گرنه برعکس اش اتفاق نیافتد ….
من این سبک زندگی کردم و تاثیر به سزایی در زندگیم در جریان هست و این از فایل نامه 31 حضرت علی به امام حسن شروع شد ؛ معنا این که استاد عباسمنش با مصاحبه ایی که با استاد شبانعلی داشت که میگفت هر رویدادی یک ثمر داره و انسان مشخص میکنه چه ثمری از ان برداره دارم متوجه میشم تا خودمون فرمون ذهن نگیریم به دست نمیتونیم به خدا اعتماد کنیم وهمه چیز بسپاریم به خدا چون که برای ورودی هایی که از قبل به ذهنمون دادیم ؛ ذهنمون از خدا میترسه…..
من با مطالب استاد کتاب بخواهید تا به شما داده شود بهتر فهمیدم چون که استاد منطق ها والگوی های میاورد که ذهن ام بهتر میپذیرفت …
دوستان توصیه من به شما این تا زمانی که سعی نکنید کنترل ذهن در هر لحظه در زندگیتان پیاده کنید منتظرر هیچ تغییر مثبتی در زندگیتان نباشید .
در پناه حق امیدوارم همیشه بر خودتان تسلط کافی رو داشته باشید.
به نام هستی بخش یکتا
جلسه هفتم معرفی قانون آفرینش
سلام به همه خوبان
سه نکته بسیار مهم برای من توی این فایل :
۱.نچسپیدن به خواسته ها، نکته بسیار ظریفی هست بین داشتن اشتیاق سوزان برای یک خواسته و نچسپیدن به خواسته ها ،از خودم پرسیدم که چطور همچین چیزی ممکنه؟ وچیزی که به ذهنم رسید این هست که تو میتونی هر لحظه که اراده کنی وارد مسیر خواسته هات بشی و از طی این مسیر بینهایت لذت ببری اما هییییچ عجله ای برای رسیدن به نتیجه نداشته باشی تا به قول استاد عزیز نتیجه خیلی بدیهی و با راحت ترین شیوه وبا ساده ترین شیوه وارد زندگیت بشه.
اما نکته خیلی مهمی که توی دل این نکته هست اینه که درسته که برای دستیابی به نتیجه هیییچ عجله ای نداریم اما برای شروع پروسه مسیر اتفاقا خیلی خیلی باید عجله کرد و شاید فردا هم دیر باشه همین امروز باید شروع کرد ،مثلا با پیدا کردن عکسی در مورد اون خواسته و سیو کردن در گوشی، خود رو در اون خواسته تجسم کردن، نوشتن هدفی برای رسیدن به اون خواسته یا هر چیزدیگه ای که به ذهنمون میرسه و هر روز قدمی در این مسیر برداریم.این دو نکته مهم رو من خودم بارها و بارها وبارها باید برای خودم تکرار کنم.
۲.اینکه رازی یا رمزی یا ورد و ذکر و دعایی پیدا کنیم یا میانبر موفقیتی جه در مورد راز موفقیت افراد تاپ دنیا ،چه راز درک قرآن ، چه رازهای زندگی و کیهان، هیچ راز ورمزی وجود نداره.مثلا عبارت راز موفقیت هم یه عبارت رایجی هست، تو مجموعه ارزشمند راز هم هم خییییلی روی کلمه راز و سیکرت و چیزهای مخفی مانوور داده میشه،همینطور تو کارگاههای کوین ترودو عزیز،یا خیلیها که مهارت یا توانایی خاصی پیدا کردن حتی مذهبیون خیلی دوست دارن که فیگور و ژستهای راز آلود بگیرن و اینو انتقال بدن که ما رازها در دل داریم ، ولی هیچ رازی در کار نیست یالااقل انقدر ساده هستن که همه میتونن بفهمن البته با طی قانون تداوم و تکامل و تصاعد وحتی میشه به جاهای غیرقابل تصوری رسید ،مثل استاد عزیز که شرایط الانش حتی در مخیله چند سال پیشش نمیگنجیده.قرآن ساده س، اصلا تفسیر نمیخواد.اینها چیزهاییه که پاشنه آشیل هممون هست و هزاران هزار بار باید برای خودمون تکرار کنیم و برای ذهنمون منطقیش کنیم.
۳.یه تمرین عالی هم توی همین توضیحات معرفی شد که هرروز صبح خواسته هات رو بصورت صوتی و تصویری ببین و لذت ببر واین اولین کاری باشه که بعد از بیدار شدن انجام میدی. من خدا رو شکر میکنم بخاطر اینکه کار روی باورها و حرکت در مسیر خواسته ها انقدر زیبا و لذتبخش و ساده هستن.
خیلی استاد عزیز رو تحسین میکنم بابت این جمله: ذهن من قانع شده که هر چی رو که میخوام میتونم داشته باشم.
$ ببین خواسته ها محقق میشه ،اگر در مسیر خواسته هات قرار بگیری وقدم ورداری و لذت ببری وبه الهاماتت عمل کنی و به خواسته هات نچسپی.
$ استاد مثال ایلان ماسک رو زد ، یادمه توی یک مصاحبه ای ازش پرسیدن چطور به این همه موفقیت رسیدی؟ چطور این همه کاررو مدیریت میکنی؟ راز موفقیتت چیه؟ و عکس العمل ایلان برام خیلی جالب بود ،اصلا چند ثانیه مات و مبهوت شد از این سوال، که مثلا اصلا چه رازی چه رمزی؟ اصلا این آقا توی باغ نیست. آخرش تو جواب گفت” نمیدونم” چون جواب دادنش کار ابلهانه ای بوده شاید که بیاد تمام اون قدمهایی رو که ورداشته و پله هایی رو که طی کرده و ایمان و اشتیاقش رو داشته و بارها و بارها و بارها پشت این پروژه های موفقیت آمیز، اشتباهات و شکستها خوابیده و این آدم اونها رو نمیبینه و فقط نتیجه نهایی رو نیبینه ،در نتیجه بهترین کارو میکنه و میگه نمیدونم.واقعا بعضی شخصیتها بسیار خاص و به یاد ماندنی هستن مثل ایلان ماسک عزیز.
واقعا که استاد احسنت بخاطر همتی که داشتین و از ابتدا زندگی و خدا و قرآن و قوانین و موفقیت و مسیر و مقصد و خودت و همه چیز رو از نو و دوباره برای خودت تعریف کردی و ریزه ریزه قوانین زیبا و ظریف و ساده و بدیهیشو کشف کردین و انقدر زیبا با ما هم به اشتراک میگذاری .امیدوارم که بتونم از این قوانین وآموزه ها اون طور که شایسته و در خور هست در ایمان و عمل استفاده کنم.
الهی آمین
💬🗨💣💬🗨💣💬🗨💣💬🗨💣💬🗨💣💬🗨💣💬🗨