درباره قانون آفرینش | مسیر تکاملی رشد - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

253 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الیاس زندیه گفته:
    مدت عضویت: 1981 روز

    به نام خدا سلام به همه عباسمنشی ها 😍😍😍

    وای که چه فایلی بود خدایا

    استاد عباس منش گفتند از آرزو هاشون که در حال حاظر خیلی بیشتر از اینها رو دارند و به قول استاد

    همش شد همش

    و خدا رو شکر

    خدارو شکر و هزاران مرتبه شکرش

    من دیشب داشتم درباره موضوعی فکر می کردم که حس می کنم خیلی به این فایل مربوطه:

    اگر به من حق انتخاب بدن که شما می تونی آرزو ها اهداف و چیزهایی که واقعا دوست داری تو زندگیت داشته باشی رو انتخاب کنی یا

    کار هایی که الان واسه سرگرمی و تفریح انجام میدی مثل دور زدن توی اینستا و یوتوب و ….

    یا تلوزیون دیدن

    غذا زیاد خوردن

    زیاد خوابیدن تا لنگه ظهر

    اینکه آخر هفته بشه بری بیرون یا کارت تعطیل بشه

    واقعا وقتی این دوتا رو با هم مقایسه کردم(آرزو هام و کارهایی که الان انجام میدم واسه تفریح و لذت بردن) واقعا اصلا قابل مقایسه نبودن اینقدر که بتونم بگر روح من رو ارضا می کرد اون اهداف و آرزو ها که اصلا نمیشد مقایسه کرد اینقدر که شیرینه اون رسیدن به اون هدف و به قول استاد قانع کردن ذهن که من به هرچی بخوام میرسم

    این حس قدرت اختیار توانایی و ارزشمندی خیلی زیباست اینی که حالت با خودت و با خدای خودت عالیه چی بهتر از این

    بعد گفتم اصلا نتایجی رو که توجه ها با ارتعاششون

    به ارمغان میارن رو هم در نظر نگیر

    باز هم من آرزوهام و خواسته هام رو ارجحیت میدم

    پس حالا سوال اینجاست که

    چرا من با این وجود که دوست دارم زندگی به سبک خواسته هام بکنم

    چرا بجای اینکه جوری زندگی کنم که لذت ببرم و شاد باشم و هر روز حالم با خودم عالی تر و با جهان فوق العاده تر باشه و هر روز بیشتر کیف کنم

    مسیری رو می رم که هر روز توجهی که دارم حداقل لذت رو می ده و حسم با خودم خوب نیست و هر روز داده حالم بدتر می شه و اتفاقات بدتر برام پیش میاد

    چرا من این سبک زندگی رو با اینکه به هیچ وجه ترجیح نمیدم بهش عمل میکنم ؟

    من به سه مورد بر خوردم که جواب این سوال بود

    ۱.در دسترس هست)(همین الان می تونم انجامش بدم )

    ۲.می دونم چجور باید بهش رسید(یه قرار می زاری با رفیقات می ری بیرون

    ۳.هیچ سختی خاصی لازم نیست متحمل بشی

    (فاصله تو و برنا مه مورد علاقت یک بسته اینترنته)

    این سه جوابی بود که ذهنم برای قانع شدن به من داد و من این سه رو زیر سوال بردم

    اولی:من در حال حاضر اون خواسته ها رو نمی تونم به قول استاد یک شبه داشته باشم ولی خب الیاس تو قوانین رو اینهمه مدت هست داری مطالعه می کنی

    راه رسیدن به چیز هایی که می خوای توجه به همون جنس از اونهاست یعتی اگر که تو یه ماشین RV می خوای

    چرا می خوای ؟

    چون راحت می تونم با خونه خودم دور تا دور دنیا رو با بهترین امکانات سفر کنم

    خب تو برای رسیدن به این خواسته باید چی کار کنی؟

    باید به راحتی و امکانات و خلاصه هرچی که دوست داری در این زمینه توجه کنی

    پس شاید بشه گفت تو واقعیت این رو نداری ولی خب تو باید احساس دارا بودن رو داشته باشی تا به دستش بیاری

    پس می شه گفت

    هر موقع می خواستی هر چیزی رو وارد زندگی واقعیت کنی تو

    همون موقع تو زندگیت داریش

    فقط زمان طول می بره که در دنیا واقعی هم نمایان بشه

    دقیقا همین حدیث که می که

    هر وقت از خدا چیزی خواستی اون آماده پشت دره

    یعنی اصلا امکان نداره چیزی رو بخوای و به قول استاد بجای اینکه لذت ببری و ادامه بدی و سپاسگزار آن باشی

    بچسبی بهش که مثلا چرا نیست و بیاد تو زندگیت

    چون تو با ور نداری که هستش چجور میخوای بیاد

    و باز هم به قول استاد تا وقتی ما عوض نشیم رفتارمون عوض نشه شخصیتمون عوض نشه

    چیزی عوض

    پس بزرگترین کد مخرب من در این باره این بود که

    اون بیاد تو زندگیم و من قدردانی میکنم و لذت می برم

    در صورتی که باید گفت

    من قدر دانی می کنم و لذت می برم و در نتیجه کم کم وارد زندگیم میشه

    پس هر موقع تو چیزی خواستی داریش و آماده پشت دره

    دومی میگه من می دونم چجور مثلا می تونم از همنشینی با دوستام لذت ببرم

    کاری نداره یه زنگ می زنم و یه قرار می زاریم هم رو مثلا تو پارک می بینیم

    اما مثلا یکی از آرزو های من اینه که یک دوست خیلی خوب پیدا کنم که قانون جذبی هم باشه و در کنار هم یه فعالیت استار تاپی و کار آفرینی انجام بدیم و کلی موفق بشیم و در همین راستا با هم به شهر ها و کشور های مختلف سفر کنیم و بهترین تجربه ها رو داشته باشیم و با افراد حرفه ای که یکیشون ایلان ماسک یا بیل گیتس یا یکی مثل اینها باشه ما گفت و گو و همنشینی داشته باشیم

    چون من به شخصه خیلی علاقه به رفاقتی که بهم سود برسونه دارم و خیلی سفر دوست دارم مخصوصا طبیعت گردی و خیلی هم دوست دارم اثر بخش باشم و ارزش خلق ‌کنم و شخصیت افراد بزرگ رو هم خیلی دوست دارم

    حالا من با اینکه قطعا این خواسته فوقالعاده رو هزار مرتبه ترجیح میدم به یه قرار ملاقات تو پارک

    اما خب من نمی دونم چجور باید برسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    خب چی کار کنم؟

    پس همون اولی رو انتخاب می کنم اما!!!

    به خودم گفتم پسر خوب شما که اینقدر مطلب یاد گرفتی درباره قوانین خب یه سوال

    الان تو یه چیزی رو می خوای و نمی دونی چجوری باید بهش برسی باید چی کار کرد ؟

    در حال حاظر اگر که من بدونم دقیقا کدوم عمل رو انجام بدم و بهش می رسم من باید به خودم شک کنم!!!!

    چون در حال حاظر من اون رو ندارم چون تو مدارش نیستم و اگر بودم به آسانی وارد زندگیم می شد پس حالا باید خودم رو در مدار این خواسته وارد کنم

    چجوری ؟

    با کنترل کانون توجه و توجه به افراد موفق در زمینه استار تاپی و کسب و کار هایی که تفریح برای صاحبانشان و ازش لذت می رن و توجه به همکاری های دوستانه که نتایج فوق العاده رو بوجود آورده و توجه به ایده های میلیاردی و کلا توجه به چیز هایی که تو این زمینه دوست دارم چون من تفریح بودن کار هم برام مهمه و

    بی توجهی به چیز هایی که دوستشون ندارم

    و من باید اونقدر این مسیر رو ادامه بدم و اونقدر الگو های درست ذهن من زیاد بشه تا به این باور برسم که

    می شود و من هم می توانم

    درست مثل استاد که اونقدر سرگذشت های افراد موفق رو خوند و گلچین کرد مثلا کسی که گفت ما به سادگی به موفقیت بزرگ رسیدیم با تکرار و ادامه دادن یک رویه و پروسه درست

    استاد اونقدر توجه کردند به اینها و نگذاشتند به قول خودشون مزخرفات ورودی های ذهنشون باشه که

    به این باور رسیدند که می شود و این گوله برفه شروع کرد به قل خوردن و همین کار ها و رویه های کوچک تکرار شونده ایشون رو در حاظر تبدیل به بهترین استاد زندگی دنیا کرد به همین سادگی

    یا مثلا خود ایلان ماسک

    یک ایده به ذهنش میاد از یک تضاد

    مثلا استاد گفتند تو لایو که ماسک گفته بود چرا موشک بره فضا دیگه بر نگرده؟؟؟

    و فکر کرد برسی کرد عمل کرد به هدایت ها و آزمایش کرد و شکست خورد تجربه کسب کرد و این سیر تکاملی ایجاد شد و حالا برای خودش موشک هایی رو داره که ۳۰ بار رفتند فضا و باز گشتند یا

    مثلا تسلا که گفت بیاین واسه ما هوش مصنوعی برونه یا اینکه چرت از انرژی تجدید پذیر استفاده نکنیم

    یا به قول خودش :

    چرا کاری نکنیم که مردم هنگام استفاده از انرژی های مصرفی عذاب وجدان نگیرند

    و خب حالا دنبال چه رمزی میشه گشت غیر از اینکه ایشون اینقدر رو خودشون کار کردند و اینقدر به عمل به الهاماتشان متعهد بودند که میلیارد ها دیارشان رو از دست دادند برای آزمایشاتشون و در حال حاظر نتیجه اون مسیر درست میشه ثروتمند ترین مرد دنیا و تاثیر گذارترین فرد فناوری

    همین

    اما ایشون اینقدر روی خودش کار کرده که به صراحت میاد میگه

    من دیگر تلاش برای توسعه ماشین های بنزینی رو بی فایده می دونه

    یعنی اینقدر به کار خودش ایمان داره و ایده هاش رو مهم و عملی می دونه

    و در مورد سومی که مثلا سختی هایی که متحمل میشی برای مهاجرت از یک کشور به جایی که دوستش داری خیلی بیشتر از سختی دیدن یک برنامه تلویزیونی هست

    خب شما چه جوابی برای این موضوع داری؟

    ببین بنظرم نباید گفت که سختی مهاجرت به مثلا آمریکا بیشتر از سختی دیدن یک برنامه تلویزیونی هست بلکه باید گفت:

    سختی ظاهری مهاجرت به آمریکا بیشتر از دیدن یک برنامه تلویزیونی هست

    یعنی چی؟

    یعنی اینکه

    شاید تنها سختی دیدن تلویزیونی کمر دردیه که از یکجا نشستن سراغت میاد اما اگر وسیع تر به موضوع نگاه کنیم می‌بینیم که

    بزارید برای توصر و فهم مطلب یک تصویری رو براتون رسم کنم

    شما فرض کنید که یک کوه با ارتفاع ۶ هزار متر وجود داره و شما در ارتفاع ۳ هزار متری هستید

    بالای این کوه مهاجرت به آمریکاست

    و پایین این کوه هم حسرت و نا امیدی و کلی مشکل هست

    حالا فرض کنید هرچه از این کوه با سختی هاش می رید بالا در ارتفاع ۴ هزا متری کلی حالتون بهتره و هرچی جلو تر می رید اتفاق های خوشکل تر و احساسات بهتر و لذت های بیشتری هست تا به قله

    برسید که هدفتون و وقتی به اون هدف رسیدید کلی لذت های متفاوت رو از اون مسیری که طی کردید برای خودتون علاوه بر چیز هایی که می خواید به دست آوردید

    حالا تصور کنید اگر که از ۳ هزار متری به سمت پایین حرکت کنید خب سختی حرکت در خلاف جاذبه زمین رو ندارید اما هرچه که به سمت پایین حرکت می کنید هوا بد تر میشه مشکلات بیشتر می شه

    حا تون بد میشه و کلی اتفاق بد براتون در انتظار هستند از ارتفاع ۳ هزار تا پایین کوه که همینجور بد تر و بد تر می شن و هنگامی که به پایین گوه رسیدید علاوه بر اونهمه ناحتی حسرت و عذاب و مشکل که شما در پایین کوه دارید کلی بدی و سختی و ترس و غم هم در مسیر همراه خودتون آوردید

    و حالا شما این رو درنظر داشته شید که

    .ما ابدی هستیم و تا همیشه این احساسات رو برای خودمون داریم و بعد از مرگ خودمون می بینیم چیکار کردیم کلی حسرت می خوریم و اونقدر چیزی که خودمون درست کردیم ترسناک و وحشتناکه که مجبوریم تا همیشه فیها خلدون باشیم و عذاب بشیم هر چقدر هم سعی کنیم ازش دوز بشیم نمی تونیم چون اون خودمونیم با اینکه میتونستیم چیزی بسازیم که هر لحظه ازش لذت ببریم و به خودمون افتخار کنیم و تا ابد عاشقانه با لذت هر چه تمام تر زندگی کنیم

    و ببینید چه حسرتی به جا می گذاره

    همونجوری که قرآن نمیگه کسی عذاب‌ کننده اونها بوده بلکه میگه

    آتش از درون سینه هاشان برافروخته میشه

    و خود قرآن می گه

    اینها جاهل بودند (چون اگه سختی ظاهری رو مقایسه نمی کردند و واقعا متوجه بودند ۱۰۰ درصد حرکت به سمت قله را بسیار شیرین تر می دونستند غیر قابل توصیف . بنظرتون چرا نگفت مثلا کافران تنبل بودند یا بی اراده بودند چرا گفت جاهل بودند سرش فکر کنید)

    الیاس زندیه ۱۷ ساله

    با تشکر

    خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  2. -
    سید محمد رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 559 روز

    سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات ،،

    یگانه رَبِ خالق آفرین من ،،

    تنها تنها تنها قدرت کل گیتی پهناور ،،

    اصل و ریشه تمام وجودیت ،، خود وجود

    سلام و درود خدمت خانواده عزیز عباس منش ،،

    بچه ها به لطف الله کریم خودم هدایت شدم به این فایل بی نظیر و مثل همیشه مثل دیروز و روزهای قبل این پاسخ خداوند مهربانم بود ،،

    آقاااا

    چندتا از شما دوستان عزیزم تا حالا از خودتون پرسیدین که اینجا کجاست !!؟؟

    این سایت چیه !!

    کجاست اصلا ؟؟

    الله اکبر ،،

    وقتی یه نگاه به روند پیشرفت این سایت مقدس انداختم اصلا ی لحظه پیش خودم گفتم مگه میشه ،، مگه داریم اصلا ،، واووو،،

    کُرک و پرم ریخت باباااااا

    خدای مهربانم وقتی تو آنقدر مهربونی که این سایت خودت رو به این عظمت و این جایگاه رسوندی ،، استاد عزیزم رو به این مدار های متعالی رسوندی ،، خوب ،، منم میتونی برسونی دیگه باباااا ،،

    کمکم کن منم بزرگ فکر کنم خداااا

    منم می‌خوام اون تصویر بزرگ و ببینم ،،

    منم می‌خوام غرق در رحمت و برکت و ثروت و سلامتی و موفقیت و شادی خودت بشم ،، هستم ،، بیشتر می‌خوام ،، بیشتر و بیشتر و بیشتر ،، خیلی خیلی خیلی ازت میخوااااااام ،،

    من بنده ی توعم منو تو آفریدی برای عشق بازی با خودت پس این دریای بیکران مهر لطفت و سرازیر کن توی وجود من ،،

    این رودخانه ی عظیم و خروشان فراوانی ات را بلند کن و بر وجود من سرازیر کن تا تمامیت من ، تا ذهن چموش و بازیگوش من آروم بگیرد و قلبم یکدست و یکپارچه تسلیم الله کریم شود ،،

    چی از این میتونه قشنگ تر باشه ،،

    این دعای مستجاب ،،

    الله کریم ،،

    فقط خدا ،،

    فقط خودم ،،

    فقط ذات مقدس الهی وجود خودم ،،

    فقط این انرژی که داره منرو نفس میکشه ،،

    سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات ،،

    آره درسته منم تجربه کردم ،،

    از صفر ،،

    با دست خالی ،،

    وقتی خدا کار انجام میده ،،

    اون کار کار نیست ،،

    شاهکاره ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت برای حضورت ،، برای جریان داشتنت در تک تک مخلوقاتت ،،

    سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و جاری و ساری در تک تک مخلوقات خود ،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1220 روز

    به نام خدای مهربانم خدای هدایتگرم خدای قدرتمندم

    خدایا شکرت برای این روز بسیار عالی و پر رزق و روزی فراوان

    خدایا شکرت برای سلامتی خودم و همسرم و فرزندانم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    سمته من در تحقق خواسته ام

    من برای رسیدن به خواسته ام باید بعضی از کارها رو و سمته خودمو انجام بدم

    داشتن احساسه خوب

    کنترل ذهن نگران نبودن

    امید داشتن و صبر داشتن

    سپاسگزاری کردن

    فرکانس فرستادن هماهنگ با خواسته ام

    و این کارها رو باید ادامه و ادامه بدیم

    و تکرار و تکرار کنیم با احساسه خوب

    و کانون توجه مون روبه سمته خوبی و زیبایی ببریم

    و تا نتایج عالی رخ بدهد

    و بعد موفقیت ها و اتفاقات و شرایط عالی رو خلق می‌کنیم

    استاد ممنونتم سپاسگزارتم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    شیوا گفته:
    مدت عضویت: 2929 روز

    سلام استاد عزیزم🌹

    این فایل چقدر عالی بود، من امروز دقیقا چند ساعت قبل از اینکه این فایل رو گوش بدم دریم بوردم رو درست کردم و دقیقا عکس یه بنز کوپه سفید هم توش گذاشتم. وقتی این فایل رو شنیدم قلبم گواهی داد که این یه نشونه اس که مسیرم درسته و دارم به خواسته هام نزدیک میشم.😍😍😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  5. -
    ندا ام گفته:
    مدت عضویت: 2254 روز

    سلام بر استادِ عزیز و مهربان و مریم بانو بینظیر😍🤩

    سپاس از شما که انقدر پرانرژی و پر عشق وقت میگذارید و کلی فایلهای عالی به اشتراک میگذارید🤩😍

    نکات فایل فوق العاده :

    هر آنچه آموزش داده میشود میپذیریم و عمل میکنیم و اصل همین است و اگر نتایج فوق العاده رخ داد این مسیر شود مسیر همیشگی🤩

    مثال بنز اس ال کی که مثال فوق العاده یی بود که من دو شب پیش دقیقا این قسمت از این بخش سوم رو دیده بودم و برای من دقیقا دیروز تلنگری شد که برم بیرون و هرجا نمایشگاه ماشین خوب بود و ماشین خوبی بود برم و لمس کنم و از نزدیک ببینم و خیلی مصمم گفتم انجامش میدم فقط انتخاب روزی که انجام دادم درست نبود🤪 و تعطیلی عید فطر بود و نمایشگاه بسته بود ولی من با این نیت رفتم و به خودم تعهد داده بودم عمل کنم ؛ بعدش تصمیمم گرفتم هرجا ماشین مورد علاقه مو دیدم حتی توی خیابون ازش بخوام که ماشین رو ببینم و یه بازدید کنم ماشین رو🤩😍

    هرآنچه که در این دوره آفرینش گفته شد و به عنوان تمرین بود با تمام انرژی و تعهد در حال انجام هستم و واقعا مهمترین تاثیرش احساس خوبی که این مدت دارم و عالی عالی عالی🤩😍

    خیلی خواسته ها که درسته خیلی بزرگ نبوده ولی حتی کوچک ترین خواسته که برام رقم میخوره و خورده است به خودم یادآوری میکنم و مدام شکرگزاری میکنم و لذت میبرم از این قانون و این دنیا و این خدا و این استاد فوق العاده که داره منو قدم به قدم با این دنیای فرکانسی زیبا آشنا و آگاه میکنه عاشقتم استااااد😍🤩

    👈خواسته ها به حقیقت میپیوندد اگر :

    در مسیر درست

    از زندگی لذت ببری

    حرکت کنی

    باور درست ایجاد کتی

    عمل کنی به الهامات

    و حرکت کنی و به خواسته ها نچسبی

    در زمان مناسب

    به راحت ترین حالت و بدیهی ترین شکل ممکن رقم میخورد و لذت میبری

    🔚رمز و راز خاصی نیست ؛ سیر تکامل است🔜

    قرآن با زبان ساده سخن گفته و برای کسانی که تعقل میکنند و مبین و واضح است و باور های اشتباه در خصوص اینکه قرآن هفت بطن دارد و ….در صورتی که به زبان واضح سخن گفته شده است و چون ساده است متوجه نشدیم و دنبال مسایل پیچیده میگردیم

    ✅✅✅تِلکَ آیاتُ الکتابِ المُبینِ.» (شعراء: ۲)✅✅✅

    ✅✅«هذا بیانٌ للنّاس و هُدیً و مَوعِظهٌ للمتّقینَ.»(آل عمران: ۱۳۸✅✅

    موفقیت افراد مصداق گوله برفی است که یک گوله برف کوچک است که از کوه به پایین میآید و بزرگ و بزرگتر میشود تا به پایین کوه میرسد و ….

    موفقیت افراد بزرگ ؛ طی کردن تکامل در مسیر است

    دلیل موفقیت افراد ؛ یک روند تکاملی ادامه دار است

    موفقیت افراد تکاملی که طی کردن است نه رمز و سِرِ خاص و جادو و ….نیست

    نباید گول ذهنمان را بخوریم و دنبال یک نکته یا رمز یا جادو خاصی باشیم در حقیقت : 👇

    یک عادات درست؛ رفتار درست ؛ افکار درستی که تکرار می‌شودو برخلاف باورهای عوام

    با کنترل ورودی ها

    افکار درست ایجاد میشود

    تکرار و تکرار

    تبدیل به باورهای مناسب میشود

    و بعد تبدیل به یکسری اعمال میشود

    و اعمال تکرار میشود و تبدیل میشود به عادات

    و عادات تکرار میشود و تبدیل میشود به نتایج پایدار

    و این نتایج پایدار وقتی در مسیر قرار داری نتایج پایدار بزرگ و بزرگتر میشود👌

    در خصوص درآمد و کسب درآمد بالا و بالاتر :

    ابتدا این باور ایجاد کنم و تعهد و عمل کنیم که ابتدا میزان درآمد اون لحطه که وجود دارد سه برابر شود

    وقتی که این اتفاق افتاد درآمد را به سه برابر و بیشتر و این روند ادامه و ادامه….

    مسیر تکاملی👆

    باید رفتار و عادات تغییر کند تا نتایج رخ دهد و نیاز به حرکت و عمل است

    ✴و مسیر؛ مسیر لذت بخش است

    ✔از زمانی که به درست فکر کردن میپردازیم

    ✔ احساس خوب میشود ؛

    ✔سیستم بدن خوب کار میکند؛

    ✔شبها راحت میخوابیم

    ✔آرامش بیشتر میشود

    و ….

    و ادامه میدهیم و مدام بهتر و بهتر میشویم و در مسیر پاشنه آشیل ؛ باورهای محدود کننده ؛ ترمزهای ذهنی پیدا و رفع میکنیم و مدام بهتر و بهتر میشویم به یاری الله مهربان😍🤩

    فیلم زندگی 😍🤩

    بسازیم و خودمان بشویم خالق زندگی خودمان

    هرآنچه که خواسته زندگی ما هست

    واضح و روشن

    با جزییات

    و هرروز تماشا کنیم و لذت ببریم

    و از ابتدا روز برای کنترل ذهن و از ابتدا روز با افکار و احوال خوب پیش رفت و با انرژی پیش رفت

    قطعا رقم خواهد خورد و حتی خیلی بهتر و عالی تر و فوق العاده تر👌🤩😍

    شاید تجسم و در ذهن ساختن بعید و دور از ذهن می آید ولی وقتی به خواسته توجه داری و فرکاتس خواسته به جهان ارسال میکتی قطعا مهر تایید از خدا میخورد و انجام میشود خیلی راحت

    حقیقت من دد تجسم کردن؛ یک کم برای من خاکستری رنگ هست و هنوز به وضوح دیدن خواسته نرسیدم ولی دست از تمرین برنداشتم و آزمون تست که انجام دادم ذهن منطقی من ۶۳ بود و باید در خصوص تجسم کردن تمرین رو با مداومت بیشتری انجام دهم و خواسته هامو ببینم و …. 👌🤩😍

    عاشقتم استاد که این دوره آفرینش عالی و فوق العاده است و هر جلسه انقدر زیاد انقدر فراوان آگاهی دارد هرچقدر مینویسم درباره این دوره و به خودم تلنگر میزنم و دوباره و دوباره که گوش میدم باز نکات فوق العاده دارد و بینظیر بینظیر و عالی است

    سپاس بی حد از وقت و انرژی فوق العاده بابت معرفی دوره آفرینش و سپاس بی حد از این دوره عالی که در اختیار ما قرار دادید 😍🤩👌

    عاشقتونم بینطیرید

    ممنونم مریم عزیز که انقدر ویژه این دوره را تدوین کردید

    بنظرم؛ البته نظر من هست اولین دوره که یک نفر در این مسیر الهی بخواهد قدم بردارد و قانون و هرآنچه لازم است بفهمد ؛ درک کند؛ آگاه شود و ….واقعا این دوره بینظیر است بقدری عالی ؛ خالص ؛ پر انرژی ؛ آسان و ساده بیان شده ؛ برای من فوق العاده اثر گذار بوده و بسیار لذت میبرم 😍🤩

    عاشقتونم 👌🤩😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  6. -
    امیر آهنگری گفته:
    مدت عضویت: 1990 روز

    سلام ب استاد عزیز

    ودرود به خانوم شایسته عزیز

    که زحمت تهیه و تولید این فایلهارو میکشن

    بی نهایت سپاسگزارم

    این فایل توی نشانه های من اومد

    نشانه های که هر روز جواب سوال میده ب من

    نکات مهم یاد اوری میشه

    و هدایت میکنه چقد این بخش سایت جذابه

    و من در این فایل تکامل رسیدن ب خواسته ها

    و نکات مهمی یاد اوردی شد

    من راستشگو بگم این دوره در اوایل اشنایی من با شما سال ۹۸ تو تلگرام دیدم و گوش دادم

    یک اینکه نمیدونستم دوره هستش

    میدونستم قطعن گوش نمیکردم

    همینجور که الان میبینم و گوش نمیدن

    دو اینکه تو سایتتونم نبود اونموقع

    ولی استاد جان با عشق تعهد دادم

    ب خودم و ب شما تعهد می دهم

    که این دوره رو از سایت بخرم

    و دوره ای که بی نظیر ب کمک کرد

    در تمام جنبه های زندگی موفق بشم

    همیشه میگم الان جایی هستم

    که اونموقع با قانون افرینش ساختم

    خدایا شکرت

    واقعن دوره بی نظیری بود

    من خیلی خیلی چیزا ازش یاد گرفتم

    ی ادم داغون بودم که با عصاب داغون

    و همیشه بد بیاری غر زن

    که این دوره منو زیرو رو کرد

    خدایا شکرت برای بودن کلام زیبای استاد عباسمنش

    چقد توی این دوره فهمیدم

    واقعن خاسته ها ب حقیقت میپیونده

    فقط باید توی مسیر باشی

    از مسیر دور نشی

    و لذت ببرید

    و حرفی که اصول خیلی سادس

    من بعد سه چهار سال دارم یواش یواش

    ب این حرف باور میارم و دارم عملی میکنم

    که باید خیلی ساده همه چیز اتفاغ بیافته

    و در سختی چیزی نیس

    امیدوارم ذهنم اینو بپذیره

    چون لذت راحتی اسونی ثروت نعمت

    همش با اسونی بدست میاد

    با ذهنش همش ذهن ذهن ذهن

    و روزی ده ساعت روی ذهنم دارم کار میکنم

    تا نتایج مثل استاد بگیرم

    استاد شما تونستی قطعن من هم میتونم همه میتونن

    دقیقن باید ب تکامل ایمان داشت و صبر کرد

    تکامل جهان و تکامل خود شما استاد

    و تکامل مایکل جکسون

    شاید منم قبلن دنبال

    رمز خاص بودم دنبال جادو بودم

    ولی الان میگم نه تکامل داره

    باید ذهن باور عوض بشه

    روش برنامه ریزی بشه

    دید ب همه چی خوب بشه

    واقعن روی ذهن باید زیاد کار شد

    کار فیزیکی نداره و روی ذهن باید زیاد کار بشه

    واقعن خیلی سادس

    من هم از زمانی که درست فک کردم

    همه چیز درست شد

    حتی سلولهای بدنم چ معجزه ای خدایا شکرت

    من گیرین بورد انجام دادم

    یکیش اتوبوس ار وی و موتوره و

    ماشین های شماس که توی

    فایل رویاهاتو باور کن گزاشتید

    و روزی دوبار میبینم چون ایمان قلبی دارم قرار بهشون برسم

    و با پسرم میبینم و پسرم میگه

    همین الان بریم بخریم چرا نمیریم بخریم

    منم میگم خدایا قرار بده لذتشو ببریم

    هر وقت امادش باشیم میده

    چقد لذت بخش لحظه رسیدن ب خاسته هام و مثل شما بیام با ایمان قوی بگم که خواسته ها ب حقیقت میپیونده

    خیلی لذت میبرم از بودن با شما و در سایت شما و خوندن کامنتهای دوستای هم فرکانسی

    عاشققققققققتم استاد♥️♥️♥️♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1378 روز

    هوالله احد

    تقسیم کار با خدا

    برد با کسایی که همه کارهاشون را با خدا تقسیم می‌کنند یعنی در واقع تو هر کاری اول خدا رو صدا می‌زنند . شاید تو آموزه‌های دینی ما یاد گرفته باشیم که اول هر کاری رو با اسم خدا شروع کنیم ولی این فقط یه صوت است که از دهانمون خارج میشود و عملاً هیچ کارایی نداره ما از عمق وجودمون خدا رو صدا نزدیم ، چقدر خوبه که برای کوچک‌ترین کارهام هم خدا رو صدا بزنم مثل استاد وقتی که می‌خواستند از مسیر همت یا حکیم بروند مثل سعیده عزیز شهریاری که برای نوشتن و کامنت گذاشتن هم خدا رو صدا می‌زنند مثل همه شما دوستان که ،در تضادها ازش کمک می‌خواهید در تمرین ستاره قطبی ازش کمک می‌خواهید در کارهای روزمره مربوط به شغل مسائل مالی روابط عاطفی سلامتی یا غیر اونو صدا می‌زنید همه شما برنده‌اید.

    اما اون چیزی که مربوط به من میشود و دلم باهاش روشن میشود هر وقت یاد ناتوانی خودم در انجام کارها می‌افتم می‌خواهم دلم آروم بشود خودمو با خیال راحت بسپارم دست قدرت مطلق و تنها پادشاه جهان کامنت زهرا نظام‌الدینی عزیزم در پاسخ به کامنت سمانه جان صوفی را می‌خوانم ، بخشی از کامنت رو اینجا برایتان می‌گذارم

    *استاد یه جایی می‌گن: من تو بندرعباس که بودم، راه می‌رفتم و از شوق گریه می‌کردم. یه جا قسم می‌خورن که حال الانم با حال روزی که تو بندرعباس بودم یکیه. توی جلسهٔ هشتم یا نهم کشف هم یه حرف خوب از اپرا وینفری نقل می‌کنند که اگه برگردی چه کار می‌کنی، می‌گه خودم رو اذیت نمی‌کنم. یقین دارم که اونچه می‌خوام حتی بیشتر از اونچه می‌خوام خدا بهم می‌ده، پس آرومم و لذت می‌برم.

    من به این قسمت از حرف استاد رسیده‌ام.

    تو ستارهٔ قطبیم می‌نویسم من می‌دونم ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است، اما عمل من فقط در حد ابراز ایمانمه. فقط یه اعلام وجوده به خودش. من مثل موسی تو جمع سحرهٔ فرعون فقط یه تکه چوب خشکم رو پرت می‌کنم، اژدها کردنش هم با خودشه.

    خلاصه که سمانه‌جانم

    شکرگزاری هر روزه، توجه به نکات مثبت، حال خوب که بدون سپاسگزاری امکان‌پذیر نیست، همه جزوی از همون عملیه که نشوندهندهٔ ایمانمونه. و باور داشته باش که «دریا شود آن رود که پیوسته روان است»*

    خدایا خودت می‌دونی ایمان من در چه حده می‌خواستم بنویسم در حد استمرارمه دیدم حتی استمرار من با کمک تو امکان‌پذیر شده خیلی جاها کم آوردم تو منو دوباره آوردی سر راه تو مسیر، تو دستم را گرفتی ،تو کج فهمی ام را صاف کردی خودت ارامم کردی خودت نشانه فرستادی خودت راه و باز کردی من که هیچم ناتوانم حتی برای نفس کشیدن به تو محتاجم

    پس

    ایاک نعبد و ایاک نستعین، من به هر خیری از جانب تو محتاجم.573

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2217 روز

      به نام خداوندی که خیلی بزرگه و منبع علم هست.

      سلام به دوستِ نازنینم که نوشته هاش مدتیه آنچنان به قلب و روحم میشینه که کاملاً مشخصه اتصالش با خداوند داره هر لحظه عمیق تر میشه.

      دریا شود آن رود که پیوسته روان است…

      این برای من یا هر کسی که این کامنتت رو میخونه، نشانه است…

      تو هر موردی که هر کسی تو ذهنش داره.

      ردپای زیبایی ها رو امروز، تا الان ننوشتم، تو دفترم نوشتم ولی تو سایت نه هنوز…

      کامنتت بهم یاداوری کرد ادامه بده، حتما که برای نوشتن موارد زیادی دارم، بعد از پاسخ به شما، میرم با قلبم مینویسم اونجا به لطفِ خدا.

      یه بحثی رو باز کردی که برام جالب بود.

      ایمان با عمل، ایمان بدونِ عمل…

      سوال من از خودمه، چقدر رفتم تو لایه ی ایمان با عمل؟؟؟

      یه چیزی رو میدونم، امروز اتفاقاً کنترل ذهنی داشتم بسیار مهم و حیاتی مربوط به مسایل مالی…

      مسایل مالی پاشنه آشیلمه.

      خودم توش دخالت میکنم سریع تا قبل از اینکه ترسم از کمبود زیاد شه، مسیله رو رفع و رجوع کنم…

      چطوری؟

      با حساب کردن روی سمانه.

      با حساب کردن روی همسرم.

      با حساب کردن روی خانواده یا هر عاملِ بیرونی که عادتِ من بوده پیش از این و حالا یه کوچولو تکون خورده این باور و عادتم…

      چرا این روزها توحید انقدر بولد شده برام.

      چون امروز قراره دستم رو بگیره.

      امروز به سمانه گفتم، نترس و اعتماد کن.

      تو و ذهنت قوی تری و حلالِ مسایل و برطرف کننده ی مشکلات، یا خدا؟

      فکر کن و پاسخ بده.

      چرا سختته بهش التماد کنی؟

      چرا باور نمیکنی؟

      یادته امروز چی خوندی تو کامنتِ آقای رضا احمدی؟

      خدای روزی رسانِ نهنگ

      که تو هر وعده غذایی نهنگ بهش یه عالمه ماهی میده، طبق تخمینِ حدودیِ مالی اقای احمدی، نزدیک 200 میلیون هر وعده به پولِ ما غذا میده به نهنگ، اینکه چند وعده غذا میخوره در روز بماند، اینکه این هزینه فقط روزیِ یه دونه نهنگ یه وعده شه، سایر مخلوقات بماند…

      به قول اقای احمدی که بسیار زیبا نوشتن:

      جووووجه ؛ من در هر وعده غذایی نزدیک به دویست میلیون تومان غذا ، فقط و فقط به یک نهنگ میدهم و این عمل هیچ گاه مرا خسته نکرده و به اندازه سر سوزنی از خزانه ی بی انتهایم کم نکرده ؛ حال آیا تو به کمبود فکر میکنی و درگیرِ مسائل بی ارزشی مثل افزایشِ قیمت خیارسبز و نرخ دلار و…. هستی؟؟؟!!!

      خب فکر میکنی بی دلیل صبح هدایت شدی به این کامنت سمانه؟

      نه!

      چرخه ی هدایت بلده چیکار کنه…

      امروز و امشب و الان ذهنمو کنترل کردم که سمانه تو دخالت نمیکنی، راهکار نمیدی، ذهنت رو off کن سر اجدادت.

      ورود نکن.

      روی هیچ کس حساب نکن، نه خودت نه همسرت، نه هیچکس دیگه، نه هیچ عامل بیرونیِ دیگه.

      شجاعت کن، میدونم میترسی، نمیبینی برای همین باورت سخته…

      اما اعتماد کن…

      اینجا باید ایمان خودتو به مرحله ی ظهور برسونی…

      اینجا باید با ترست، با تله ی کمبود روبه رو شی.

      باید چشم تو چشم بشی و به خودت اثبات کنی وقتی از خدا صحبت میکنی، داری از چه قدرت و توانایی و علم بی نهایتی صحبت میکنی؟

      چقدر باورش داری.

      بیا و سعی کنیم با هم یه مدار بریم بالاتر تو اعتماد به خدا، اینبار آگاهانه و هوشمندانه…

      نه اینکه به زور تسلیم شی وقتی تو در و دیوار رفتی، وقتی درها بسته شده بعد تسلیم میشی، بیا سعی کنیم همون قدمِ اول، دمِ در با تسلیم شروع کنیم…

      و ندا اومد که اگاه باش وقتی تسلیمی که سکوت کنی.

      صبر کنی تا هدایت بیاد.

      حالت خوب باشه.

      نترسی.

      غمگین نباشی.

      نفیسه جانم راست میگه:

      دیدم حتی استمرار من با کمک تو امکان‌پذیر شده خیلی جاها کم آوردم تو منو دوباره آوردی سر راه تو مسیر، تو دستم را گرفتی ،تو کج فهمی ام را صاف کردی خودت ارامم کردی خودت نشانه فرستادی خودت راه و باز کردی من که هیچم ناتوانم حتی برای نفس کشیدن به تو محتاجم.

      سمانه ای که حتی آزمون خطاهاش، کشف و شهودهاش، فراز و فرودهاش با هدایت خداوند داره جلو میره.

      مگه من چی دارم از خودم؟

      هیچی…

      من ناتوان ترینم به درگاهِ خدا.

      منم منمی وجود نداره.

      هر چی هست از لطف و فضلِ خداست وگرنه من همون سلول کوچولوهه هستم که به اذنِ خدا تو دل مامانم تبدیل به جنین شدم و طیِ 9 ماه شدم سمانه خانم.

      من که نمیدونستم میخوام اینجا اینا رو بنویسم، خودش دستمو گرفت اورد اینجا گفت کامنت نفیسه جانت رو بخون.

      گفت بنویس از امروزت.

      گفت ردپا بذار، چون میخوام خودت عمیق تر شی به تمرین و آزمونِ امروزت سمانه.

      بله من متوجه شدم امروز آزمون دارم.

      ادعایی ندارم از خودم.

      دستم تو دست خودته امروز و امشب…

      من نمیدونم نشانه ی بعدیت چیه، ولی هر لحظه باهام حرف میزنی، مثالش همین حدود یه ساعت پیش که تو دفترم داشتم باهات حرف میزدم، کلی جملات خوب بهم گفتی، دلم رو قرص کردی…

      نوشتم که سمانه باید اسماعیلت رو قربانی کنی…

      اسماعیلِ من ترسِ منه…

      که چی میشه؟ چطوری؟ چه زمانی؟

      که شتاب دارم برای نتیجه.

      که تحملِ کمبود رو ندارم…

      دیشب تو موبایل همسرم اینستاگرام داشتیم کلیپ هایی از نی نی ها، پشت صحنه های طنز سریال های جواد رضویان، موسیقی، جول استین و اون اقای سیبیلوی سیاه پوست و … رو میدیدیم، رسید به یه کلیپی که یه خانم داشت سازی رو میزد که اگه اشتباه نگم ساکسیفون بود…

      سادگیِ اون خانم و در عین حال آراستگی اش و بعد نوایِ بهشتیِ سازش منو غرق کرد از دیشب تا الان، واسه خودم رکورد کردم موسیقیشو و از دیشب دایم گوش میدم…

      الان هم مینویسم و گوش میدم.

      تعبیرم از این موسیقی، تکه ای از بهشته، به خدا گفتم من زیباییِ تو رو تو این موسیقی دارم حس میکنم و میشنوم…

      چطوریه که تو با یه قطعه موسیقی اینچنین داخلِ من نفوذ میکنی و روحم رو پرواز میدی؟

      نی نی در حال تکون خوردنه الان…

      من تکون های نی نی رو معجزه میدونم هر بار…

      اینکه خدا هست، حضورِ فعال و پر رنگ داره تو هر لحظه از زندگیم…

      تکون های نی نی برام نشونه است…

      انگار یادم میندازه خدا رو…

      خلقت، بزرگترین نشانه و یادآورِ عظمتِ خداست…

      آدم میخواد گریه کنه یه لحظاتی وقتی گفتگو شکل میگیره با خدا، یه صدای موسیقی میاد میپیچه تو گوش هات که میگه خوب نشستی گرمِ گفتگو شدی با خدا، بَه بَه…

      الان تو اون ورژن هستم.

      خودش دعوتم کرد به گفتگو، خودش میز رو چیده، امکانات اسایشی و رفاهی رو واسم فراهم کرده، همه چیز دنج و در خلوته بینِ من و خودش.

      مرسی که کمکم کردی با خودم و ترسم روبه رو شم امروز…

      سپاس گزارتم برای همیشه، مخصوصاً این لحظه ی ناب.

      نجوا بیکار نمیشینه، اما میدونم که:

      هو الرزاق

      والله یرزق من یشاء بغیر الحساب

      یدالله فوق ایدیهم

      دوباره گریز میزنم به دیالوگ نابِ مامانِ با ایمانِ برندون در فیلم greater:

      ما کوچولوییم واسه قضاوتِ ماجرا.

      یه نیروی بزرگی وجود داره که دیدِ وسیعتری داره.

      اینطوری همه چیز معنا داره…

      میگفت عینک برندون اولش نازیبا بود، بعد دیدی که چقدر زیبا و کاربردی بود…

      یعنی چی؟

      انسان تو نمیدونی.

      چشمت به ظاهره.

      به عقل و ذهن خودته.

      تهش دو قدم جلوتر رو بتونی ببینی نه بیشتر…

      چی میدونی تو؟

      هیچی.

      استاد تو فایل توحید عملی 5 گفتن:

      خداوند منبع علم و رزق و … است.

      میخوای رزقت رو افزایش بدی؟

      به خودش بگو که منبعش هست، از رگ گردن بهت نزدیکتره، نمیخواد جایی بری، همینجایی که هستی چشمهاتو ببند قلبت رو باز کن بهش بگو خیلی ساده و خودمونی، بی شاخ و برگ و حاشیه، بی خجالت، بی غرور…

      منبعِ علم خودشه.

      به یادت بیار دایم که سمانه تو نمیدونی.

      اون میدونی.

      از خودش بخواد که متوجهت کنه.

      ازش سوال بپرس، جوابتو میده…

      اینو تست کردم.

      سوالی داشتم که از خدا پرسیدم، از خانم دکترم هم پرسیدم.

      قبل از اینکه جواب خانم دکتر برسه دستم، خدا بهم جواب رو داد، بعد جواب خانم دکتر همون بود…

      گفتم درجا به خودم که میدونستم، تو جواب رو بهم داده بودی، آرومم کرده بودی، اینم اثبات به ذهن و منطقم…

      خانم دکتر هم که دستِ خودته.

      از دو روش بهم جواب رو رسوندی.

      یکی الهام به خودم.

      یکی کلامِ خانم دکتر.

      خدایا خودت پزشکِ من هستی.

      خودت رزاق و روزی دهنده ی من هستی.

      سمانه از چی میترسی؟

      اینکه دیر شه و نداشته باشی اون خواسته تو؟

      نترس دختر قشنگم…

      تو میری و میای میگی عاشق چیدمان و هدایت خدایی…

      وقتشه باورت رو نشون بدی…

      میدونی که خدا هیچوقت دیر نمیکنه.

      باورتو قوی کن که در زمان مناسب برای تو، اجابت میشه خواسته ات.

      ترمز و کمبود نذار روش، باقیش تو چیدمان و زمان بندی خدا، خودش درست جلو میره.

      خدا میخواد که تو به همه ی خواسته هات برسی.

      اصلا وقتی خواسته ای شکل میگیره، یعنی شدنیه.

      یه کلام، خودت و ذهنت رو از سرِ راه خدا بکش کنار.

      لازم نیست بدونی چطوری و کی…

      وقتش بشه انجام میشه.

      دیر نمیشه.

      در بهترین زمان میشه.

      فقط لذت ببر از زندگیت، همین‌.

      شادابیتو حفظ کن.

      ذهنتو کنترل کن به سمتِ امید و باور و اعتماد.

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1008 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    133. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    رد پای 22 اردیبهشت ماه رو مینویسم

    حائل باش به قلبم

    دعایی که بعد از شنیدن این آیه از خدا خواستم

    چند روز پیش فایلای اینستاگرام رو که هدایتی رفتم ببینم ،از الهه قمشه ای دیدم آیه 24 سوره انفال

    یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱسۡتَجِیبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمۡ لِمَا یُحۡیِیکُمۡۖ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ یَحُولُ بَیۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَقَلۡبِهِۦ وَأَنَّهُۥٓ إِلَیۡهِ تُحۡشَرُونَ

    اى اهل ایمان! هنگامى که خدا و پیامبرش شما را به حقایقى که به شما زندگى مى بخشد، دعوت مى کنند اجابت کنید، و بدانید که خدا میان آدمى و دلش حایل و مانع مى شود و مسلماً همۀ شما به سوى او گردآورى خواهید شد

    اینو که شنیدم از خدا خواستم کمکم کنه و طبق آیه ای که گفته حائل بشه به قلبم

    امروز صبح ساعت 5 بیدار شدم و رفتم نون سنگک گرفتم انقدر خیابون خلوت بود من بودم و خدا

    من بودم و آسمون خدا و درختای زیبا و پرستوهایی که از شوق پرواز میکردن و گنجشکا و کبوترا و همه و همه تسبح میگفتن خدا رو

    با هر بار شنیدن صدای پرنده ها پرستو و گنجشکا و دیدن درختا و هوای ملایم و خوبی که میوزید میگفتم بهشت برین ،همینجاست بهشت خدایا شکرت

    و هی به زبونم بهشت جاری میشد و سپاسگزاری میکردم

    برگشتنی از درختا توت سفید و قرمز چیدم و وقتی میچیدم میگفتم به به خود بهشته از درختای بهشت دارم میوه بهشتی میچینم

    و بهم گفته شد نخور

    یه لحظه میخواستم توت رو که چیدم بخورم ولی پرسیدم که چرا

    بعد متوجه شدم من صبحانه نخوردم و نباید توت بخورم و نخوردم و رفتم خونه

    برگشتنی تو راه یه لحظه یاد سال 94 افتادم که به تهران اومدیم ، و من چون از شهرستان اومدیم و خیلی باورای محدود داشتم و خجالتی بودم و متعصب که نمیخواستم فارسی حرف بزنم و خیلی چیزای دیگه

    تا سه ماه گریه میکردم که جریانش مفصله و انقدر به خودم بد گذروندم که مریض شدم و یه روز از درد شکم با حرف خواهرم به خودم اومدم و 3 ماه بعد تصمیم گرفتم که تلنگری که بهم زده شد و خدا از طریق خواهرم بهم گفت که دیگه اومدی تهران

    مهم نیست که شهر خودت باشی یا جای دیگه

    مهم اینه که سالمی

    و این جمله رو بهم گفت

    طیبه هرکجا بخت خوش افتاد همانجاست بهشت

    از اونروز تصمیم گرفتم به تهران با یه نگاه خوب و جدید نگاه کنم که واقعا برای من شد بهشت

    و الان این شهرکی که از سال 94 اینجاییم ، و من اونموقع با دیدگاه محدودم نفرین میکردم تهرانو

    الان شده برای من بهشت و ساختمونای 9 و 8 طبقه اش خود خود بهشته برای من

    درسته از بچگی تو خونه حیاط دار بزرگ شده بودیم با کلی مرغ و خروس و اردک ولی اینجا هم برام بهشته

    و میدونم به درخواست بعدیم که درمورد خونه هست رو نوشتم به اونم میرسم

    الان بلافاصله بعد نوشتن این حرف

    شنیدم باید تلاش کنی ، عمل کنی تا بهت داده بشه

    و من چشم میگم و تمام تلاشمو میکنم

    امروز خیلی حس زیبایی بود لحظه طلوع خودشید و دیدم ،چون خونه مون جوریه که از طبقه 8 قشنگ کوه ها دیده میشن و طلوع و غروب آفتاب رو به راحتی میتونیم ببینیم

    همیشه دوست داشتم که خونه مون جوری باشه که در بالاترین قسمتی باشه که بشه همه جای شهر رو دید و پشت بوم داشته باشه

    الان که مینویسم یاد نوشته ام برای خدا و اینکه گذاشتمش تو جعبه آرزوهام افتادم

    سال فکر کنم 98 بود که درخواستمو نوشتم

    همیشه دوست داشتم یه اتاق داشته باشم که توش نقاشی بکشم و فقط و فقط برای کارای هنریم وسایلامو بذارم تا راحت کار کنم

    یادمه نوشته بودم که خدایا، میخوایم خونه شهرستانمونو بفروشیم و تو تهران خونه بگیریم ، من میخوام یه خونه داشته باشیم

    خونه ای که درسته تو تهران حیاط دار نیست به پول ما ،ولی جایی باشه که ما طبقه آخر باشیم و پشت بومش برای ما باشه و حتی انقدر ذوق اتاقمو داشتم و برای اتاقم خیلی چیزا تصور میکردم و کمد دلخواهم و خیلی چیزای دیگه

    وقتی نوشتم بعد چند ماه خونه مون فروش رفت و به طرز شگفت انگیزی دقیقا خونه عمه ام اینا رو خریدیم ، اصلا به خونه شون فکر نمیکردیم که بخریمش ولی خدا جوری هدایتمون کرد که گفتیم باشه و خریدیمش

    دقیقا خونه مورد علاقه من بود

    پشت بوم داشت

    که 8 طبقه بود و کلیدش برای طبقه آخر داده میشد

    و دقیقا وقتی اومدیم به این خونه خواهرم ازدواج کرد و اتاقی که برای هردومون بود برای من شد که راحت میتونستم کارای نقاشیمو انجام بدم

    یادمه آبجیم همیشه میگفت وقتی خونه بگیریم من ازدواج میکنم و دقیقا این شد جوری رقم خورد که براش خواستگار اومد و ازدواج کرد و رفت

    همیشه هم خوشبین بود میگفت هستن پسرایی که خوبن و برای زندگی مشترک من میان و هرکس که برای من باشه خودش میاد

    همیشه وقتی مرور میکردم میگفتم ببین گفتیم و شد ولی اونموقع آگاه نبودم و نمیدونستم همه چی باوره و اگر خواسته هایی که داری ،باورای متضاد با اونا رو نداشته باشی به راحتی دریافتش میکنی

    و من الان که هدایتی یادم ادمد و خدا یادم انداخت گفتم آره من دقیقا اونموقع که مینوشتم میگفتم بله من دارمش یعنی جوری تصورش میکردم اتاقمو که هر روز با این فکر سپری میکردم که دارم کارای نقاشیمو تو اتاقم انجام میدم

    حتی عشق پرده رنگی بودم و میگفتم هفت رنگ رنگین کمان رو میگیرم و پرده اتاقمو رنگی میکنم ،مخالفت داشتن خانواده ام و میگفتن نه

    و من میگفتم میخرم و خریدیم حتی وقتی پرده اتاق منو دید مادرم گفت برای حال پذیرایی هم رنگی بخریم

    همه اینا که اتفاق افتاد دقیقا باورایی داشتم که هیچ مانعی براش نبود و به راحتی رخ داد

    حتی تجسمی که میکردم و یادمه چنان ذوقی میکردم مثلا وقتی فکر میکردم میرم پشت بوم و آسمونو نگاه میکنم یا ناهار میبرم پشت بوم و اونجا میخورم و کیف میکنم یا نقاشی میکشم رو پشت بوم

    حتی اونموقع هنوز خونه نگرفته بودیم من تجسم میکردم شب و روزم شده بود فکر کردن به خونه ای که درخواست کردم و با ذوق هم کار میکردم تو پیجم فروش داشتم و هم تجسم میکردم

    اونموقع آگاه نبودم

    ولی الان که آگاهم و یاد اون سال افتادم ، درسی یاد گرفتم ازش که مثل اون باشه احساسم و حالم خوب باشه

    باید برای باقی خواسته هامم اینجوری عمل کنم

    یادمه چنان اطمینانی داشتم که تو برگه کاغذ نوشتم هنوزم دارمش ، میدونستم که خدا بهم عطا میکنه

    یادش بخیر و شادی خیلی حس خوبی بهم دست داد با یادآوری این اتفاق و از خدا سپاسگزارم که یادم آورد

    اول که میخواستم رد پای امروزمو بنویسم

    دو کلمه نوشتم بعد گفتم خدایا تو بگو چی بنویسم من هیچی نمیدونم امروز و چجوری بنویسم تمام درس ها و لحظات زیباش رو

    که حس کردم پاک کن نوشته ات رو و دوباره درخواست کن

    پاک کردم و دوباره درخواست کردم

    یهویی حائل باش به قلبم به زبونم جاری شد

    و نوشتم

    و بعدش که هدایتی یادآوری شد قضیه گرفتن خونمون تو سال 98 و اسباب کشیمون در 9 تیر ماه

    که امسال میشه 4 سال که خونه خریدیم و انقدر خوش میگذره که هر بار حس میکنم تو یه هتل بسیار زیبام

    حتی با اینکه 4 سال گذشته ، وقتی میرم بیرون و میام خونه بیشتر وقتا چراغ اتاقمو روشن میذارم تا برم بیرون و از پایین اتاقمو نگاه کنم و کیف کنم

    و انقدر با هر لحظه ای که به پرده رنگیای اتاقم نگاه میکنم و میبینم سپاسگزاری میکنم که واقعا حسم عالی میشه

    خیلی دوست دارم بگذرم از همه چیز این دنیا ، درسته مقاومت هایی دارم ولی میدونم اگر تلاش کنم و کنترل کنم ذهنم رو میشه

    خدا همه کارارو برام انجام میده کافیه که تلاش کنم

    امروز خیلی درک های زیادی داشتم که اینجا طولانی میشه و در دیدگاه دیگه مینویسم با عشق تا رد پام بمونه و هر موقع دوباره خوندمش کلی آگاهی هاش دوباره ایمانم رو بیشتر کنه

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مهرداد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1296 روز

    به نام خدای زیبایی ها

    سلام استاد عزیز و خانوم شایسته

    خیلی خوشحالم که هر وقت که میخام با استفاده از این سایت میتونم با شما در ارتباط باشم و حرفها اگاهی ها و قوانینی که درک کردم رو به اشتراک بزارم و میدونم که استاد عزیز باعشق مطالعه میکنن و خیلی خوشحال میشم اگر توی کامنتی قانونی رو اشتباه درک کردم با یه جمله بهم گوش زد کنه تا خودم توی سایت بگردم و دنبال اصلاح خودم باشم.

    چقذر این فایل کوتاه اگاهی زیادی داشت از احساس لیاقت و نزدیک بودن خدا گرفته تا باورهای توحیدی ایمان ومهاجرت و تقسیم کار با خدا همه این مسائل رو باید بگردم توی سایت هم فایل ببینم وهم توی عقل کل کامنت دوستان بخونم

    از خودم میگم خیلی باید روی این موضوعات کار کنم مخصوصا احساس لیاقت و باورهای توحیدی

    هر چه بیشتر با اعمالم و نتایجم فکر میکنم میبینم عامل تمام نتایجی که انتظارش رو داشتم و نیافتاده فقط همین دو باوره که نتونستم توی خودم تقویتش کنم و خداراشکر میکنم که اینجا فهمیدم و میتونم بهبود ببخشم .

    تمام اتفاقات خوبی که منتظرش هستیم تمام نتایجی که میخایم فقط و فقط بر میگرده به احساس لیاقت و توحیدی نبودنمون اما خوبی زندگی اینه که توی از موقعی با هر افکار و باوری میشه ذهن رو تغییر داد و به هر انچه که میخایم برسیم

    خیلی از افرادی که بهشون برخورد میکنم اصلا به اینده یا حتی به فردا هم امید ندارن و فقط میگن اگر از این دنیا بریم خوب میشه و اونجا زندگی بهتر میشه و ههمون وقت به خودم میگم تو که نتونستی اینجا خوب زندگی کنی اونطرف اوضاع بدتر میشه

    امید به اینده شورو شوق داشتن برای زندگی بهتر شاید بزرگترین انگیزه برای حرکت کردن و ساختن دنیای جدیده .تا قبل از اشنایی با شما اصلا امیدی به اینده و ساختن زندگی که خودم میخام رو نداشتم اما از وقتی باشما اشنا شدم همیشه هر جا با نگاه به افرادی که ماشینهای به روز خارجی یا درامدهای ملیاردی یا خونهای بزرگ ویلایی و ارامش و ازادی دارن به خودم میگم اگر اینا بهش رسیدن من هم میتونم برسم باید بخوام باید باورهارو تغییر بدم باید احساس لیاقت داشته باشم و از خداوند بخوام تا از خزائن رحمت الهی بهم ببخشه

    خداراشکر میکنم که در مسیری هستم که شاید خیلی از افرادی که کنارم هستن و باشون برخورد میکنم این اگاهی ها رو نمیدونن و نمیخان که بدونن و تغییر کنن

    در پناه الله یکتا شادو ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    یاسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 1919 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    روز 133 سفرنامه : سلام به استاد عزیزم ، خانوم شایسته عزیز و دوستان خوبم امیدوارم حالتون خوب باشه ، وقتی احساس خوبی داریم یعنی در مسیر خداوند هستیم ، و احساس خوب مساوی اتفاقات خوب و برعکسش وقتی احساس درونی بدی داریم ، بااین کار داریم اتفاقات بد رو خلق میکنیم من همیشه سعی میکنم این حس بد که میاد سریع کنترلش کنم چون میدونم حس بد چقدر منو از مسیر خداوند دور می‌کنه ، وقتی هم احساس خوبی دارم سعی میکنم بیشتر تو اون احساس هی غرق بشم چون می‌دونم این فرکانس داره اتفاقات خوبو پیش روی من میاره ، خداوند دارای نیرویی بینهایته و بخشندگی بی حساب، نیروی هدایت گر درونی از ما در مسیر این تغیر حمایت میکند.ما وقتی احساس لیاقت داریم توقعمون از خودمون می‌ره بالا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: